مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر - صفحه 46


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

3488 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    صادق فیروز گفته:
    مدت عضویت: 3137 روز

    باعرض سلام خدمت دوستان واستادخوش تیپ وتوانمندم.

    سوال1اینکه برای ذبح گوسفندآموزش خاصی دیده اید؟

    2.اگه امکانش هست ازخودسرچشمه که آبش روانه ی دریاچه میشه یه تصویری نشان دهید.

    3.اگه امکانش هست ازویلای 60هکتاری یک فایل تصویری بزارید.

    4.خیلی دوست دارم داخل خونه چوبی که کناردریاچه هست روهم ببینم.البته اگه امکانش هست

    5.اینکه چگونه اجازه بدهیم به خداکه هدایتمون بکنه.کمکمون بکنه.درهارو به رویمون بازبکنه

    ممنونم که به من یاددادی که درموردهمه چیز میشه به خدااعتمادکرد

    ممنونم که به من یاددادی که بیشتردرطبیعت باشم.

    وممنونم که به من یادآوری کردی درمورد فراوانی(این باردرموردبزهاوگوسفندهاوچندقلوزایی بودن وسوددرسودبودن آنها)

    همیشه شادوسالم درپناه الله یکتاباشید.دوستتون دارم?????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    مصطفی دلارام گفته:
    مدت عضویت: 4086 روز

    ضمن عرض سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی

    استاد عزیز سالهاست با شما و حرفها و آموزه هایتان آشنا و همراه هستم و بسیاری از آنها در زندگی ام و دیدگاهم موثر بود و کمال سپاس گذاری را دارم.

    اما در برهه هایی برخی مسائل دینی را بیان می کردید که از نظرم غلط می نمود و بارها خواستم در نظرات بنویسم ولی به قول خودتان احساس درونم همراه نبود.

    این بار فرصت را غنیمت شمرده و نکاتی چند را عرض میکنم:

    دقایقی پیش داشتم برخی نظرات همین فایل را ملاحظه میکردم برخی دوستان نوشته بودند شما چگونه نماز می خوانید؟!شب قدرتان چگونه است؟!یک دوره تفسیر قرآن بدهید بیرون و…..

    یاد آنها صحبتها می افتم که خودتان در دوره عزت نفس گفتید کسی را بت نکنید. استاد عزیز خیلی ها شما را بت کرده اند.مگر شما متخصص دینی هستید؟!

    مگر غیر این است آدم هرکاری میخواهد بکند باید پیش متخصص آن کار برود.در امور دینی هم یا خود آدم باید برود دنبال حقیقت یا تقلید کند از متخصص ( کسی که عمرش را روی این کار گذاشته ‌)

    استاد شما علم توحید را در دست گرفته اید علمی است که ابراهیم در دست گرفته بود و همه پیامبران الهی و یا در زمان معاصر امام خمینی ره.

    مگر این کار را میشود انجام داد با اندک اطلاعات دینی! استاد آیا اینقدر که کتاب های موفقیت خوانده اید ،کتاب های دینی هم خوانده اید ؟!

    یک فایلی گفتید من قم بزرگ شدم و … مگه قم بزرگ شدن ملاک اینه که اصل دین به شما برسد یانه ؟و یا مگر ملاک شناخت دین این است؟!

    بنده مطالعاتی در زمینه های دینی و معنوی داشته ام و خلاف صحبت های دینی شماست البته برخی انتقاد هایتان وارد است.

    استاد عزیز بلند کردن علم توحید کار بزرگی است و تحسین برانگیز اگر به انحراف نرود.

    اصلا قصد بی احترامی نداشتم تنها نکته ای بود که همیشه در ذهنم بودو خواستم بیان کنم وگرنه در زمینه های مختلف موفقیت بهترین استاد جهان هستید از نظر من .فووووووق االعاده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      تعهد تغییر گفته:
      مدت عضویت: 3166 روز

      سلام دوست من از اونجایی که مطمئنم استاد وارد حواشی نمیشه و به اصل موضوع تغییر در زندگی و رشد میپردازه به اینجور سوالات مثل نحوه نماز و روزه و… جواب نمیده .

      برای رفع ابهام شما من جواب میدم/

      قرآن از فرقه فرقه کردن ها بیزار است و فقط توحید (یکتاپرستی رو) میخواد/

      و چه کسی بد تر از ان که دین را فرقه فرقه کرد؟!!

      به پیامبر وحی شد از آیین حضرت ابراهیم که یکتا پرست بود پیروی کن/

      و آیین ابراهیم کلیاتی مثل سپاس گزاری – یکتاپرستی – سلف کنترل و توحیدی بودن است/

      الباقی حاشیه هاست و حتی منجر به گمراهی میشه/

      فقط بعضی از آیات قرآن ام الکتاب و هدایت گره و الباقیشون همگی گمراه کننده (حواشی ساز با توجه به درک شخصی افراده) برای بیمار دلان

      و تعبییر اون آیات رو فقط خدا میدونه/

      مثلا

      فقها شیعه و جود جن رو قبول دارند وجود چشم زخم رو قبول دارند نماز رو به نحوی خواص قبول دارند توسل به امامان رو قبول دارند (اینها برداشت شخصی فقهای شیعه)

      فقهای سنی توسل فقط به خدا رو قبول دارند نماز خواص خودشون رو قبول دارند وضو خاص خودشون رو قبول دارند و…/

      چه شد ؟؟

      هر دو فقیه اند که هر دو گروه متخصص اند ؟ چرا انحراف؟؟

      و همین است متشابهات قرآن برای گمراهی/

      و خداوند گفته دین و فرقه مهم نیست چه اهل کتاب باشی چه هر فرقه ای اگر به خدا و روز جزا ایمان داشته باشی رستگار میشی/

      حالا جالبه تعداد زیادی از فرقه ها به این آیه هم اعتقادی ندارند و میگند فقط گروه ما بهشت میره/

      حتی تعداد زیادی از همین فقها به موجودی تخت عنوان جن و یا عاملی تحت عنوان چشم زخم و یا عاملی تحت عنوان تقدیر از قبل مشخص اعتقاد دارند؟مخالفت با قرآن !!!

      اگر همه حرفهای فقها درست بود این چنین چیزای عجیبی رو نمیگفتند /

      و یا قرآن به تحقیق دعوت نمیکرد یراست میگفت هرچی فقهاتون گفتن درسته از همونا پیروی کن/

      به قول خدا—> مسلمان باشی اهل کتاب باشی و… به خدا و آخرت ایمان داشته باش رستگار میشی/

      تفاسیر قرآن معانی فارسی قرآن پر از اشتباه و نظریات شخصی مفسران است و همین کافیه برای این که خودمون دنبال حقیقت باشیم و محقق بشیم و پیروی اشتباه از کسی نداشته باشیم/

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        مصطفی دلارام گفته:
        مدت عضویت: 4086 روز

        دوست عزیز سلام

        خیلی ممنون ار بابت نظری که گذاشتید.

        صرف نظر از اینکه بخواهم پاسخی به قسمتی هایی از نظر شما بدهم و به حاشیه و مثال بپردازیم.

        هدف من از نوشتن این مطلب این بود که چند سال پیش بین برخی صحبت های استاد عباسمنش و سایر اساتید دین و علما که دنبال می کردم گیر می کردم و استاد که می گفت قانون خارپشتی و فقط با من باشید اما جوابی که خداوند در قرآن به من داد دیدگاه ام را به کلی تغییر داد که در تمام مسائل از فلان استاد پیروی کنم:

        الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ ۚ أُولَٰئِکَ الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللَّهُ ۖ وَأُولَٰئِکَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ (18 زمر)

        آنان که سخن را می شنوند و از بهترینش پیروی می کنند، اینانند کسانی که خدا هدایتشان کرده، و اینان همان خردمندانند.

        یعنی حرف تمام اساتید را بشنو و خودت دنبال بهترینش برو.

        بنده حس کردم که راهی که برخی بچه ها پیش گرفته اند اشتباه است که در تمام مسائل به دنبال فقط و تاکید میکنم فقط نظر استاد هستند وگرنه شنیدن و دیدن تفسیر استاد در کنار حرف های دیگر و یا شنیدن حرف های استاد در زمینه های دینی و اعتقادی در کنار حرف های دیگران و پیروی از بهترین را چه کسی مانع شده است؟!

        اتفاقا دلیلی که بارها در قرآن آمده است که به پیامبرها ایمان نمی آوردند و کافر میشدند این بود که از پدرانشان پیروی کردند و و تعصب به باورهای قبلی داشتند.

        والسلام علی من اتبع الهدی

        سعادت نصیبتان باد

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      ربنا القدوس گفته:
      مدت عضویت: 3151 روز

      سلام آقای دلارام عزیز

      اینکه دوستان از استاد درخواست تفسیر قران میکنند اینه که استاد در یکی از فایلهاشون گفتند در یک برهه از زمان شوق زیادی برای مطالعه قرآن داشتند و از طریق یک نرم افزار تحقیق در قران ریشه کلمات قرانی را استخراج کرده اند و مطالعه گسترده ای در این زمینه داشته اند و چیزی که منو به شگفتی وا میدارد زمانیست که با اقتدار در مورد موضوعی میگویند اگه شما آیه ای خلاف این موضوع بیارید من قبول میکنم و این حرف نشان از تسلط کامل ایشان از قران هست و من هم مثل دوستان دوست دارم قران رو با دید عباسمنشی یاد بگیرم و فکر میکنم بهتر به من کمک میکنه و به خدا نزدیک تر

      سپاس

      شاد و سلامت و ثروتمند باشید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        Ramin گفته:
        مدت عضویت: 3559 روز

        من هم با نظر شما مهتاب خانم موافقم , در واقع ایشان یک معیار و وسیله درست برای تشخیص دادن صحبتهایی که میشنویم دادند , من وقتی تقسیر عباس جون را از قران گوش میدم حسم خوب میشه و برعکس وقتی حرفهای دیگر فقه هارا میشنوم حسم بد می شود و از هر چی دین است تو دنیا متنفر میشم . وقتی شما در مسیر و فرکانس درستی از دین باشین خودتون میفهمین که فلسفه نماز و روزه و وووو… چیست.

        مثلا وقتی عباس جون در مورد معجزه شکر گزاری و ایجاد فرکانس مثبتی که ایجاد می کند ,گفت . من نتیجه گرفتم که چرا باید همه حتی پیامبران هم نماز بخوانند. نماز همش فرکانس مثبت توام با سپاسگزاریست. شما تا حالا دیدین به یک ورزشکار حرفهای که ده ها مدال کسب کرده بگویند که تو دیگه کارت درسته و نمیخواهد از فردا ورزش کنی تو همیشه بیا مدالها را ببر .

        پس وقتی شما یک توضیحی از آیات قران را میشنوید که میبینید یک حس خوب ایجاد میکنه و تازه باعث گشایش مشکلات فکری و پیدا کردن راه حلهای جدید در ذهن شما میشود . بدانید که مسیر درستی را میروید

        با تشکر

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        مصطفی دلارام گفته:
        مدت عضویت: 4086 روز

        سلام دوست عزیز

        خیل ممنون از نظری که گذاشتید.

        من نمی گم استاد تسلط ندارند یا …

        خودم هم مطلع هستم که مطالعاتی و تحقیقاتی در قرآن داشته اند.

        و اینکه استاد اینکار رو بکنه و استفاده کنیم خیلی هم خوبه.

        حرفم اینه آنچه از صحبت های برخی بچه ها و سوالاتشون برمیاد اینه که استاد فقط تو فقط نظر تو

        چه جوری نماز می خونی و ….

        شاید خواندن پاسخی که به دوست عزیزمون در بالا دادم می تواند برایتان مفید باشد.

        ایشالا خداوند همه ما را به صراط مستقیمش هدایت کند.

        سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 3087 روز

    سلام استاد عزیز. متشکرم بایت این فرصت عالی. من سوالم رو دیگه تکرار نکردم چون عین سوالم رو یکی از بچه ها فرستاده بود. اقای حسین حقیقت جو. و فقط ب سوالشون امتیاز دادم. فقط میخواستم دوتا نکته رو بگم. اول اینکه روش امتیاز دهی اینجا زیاد جالب نیس. چون معمولا جوابهایی ک اول فرستاده شدن و تو صحفه های اول هستن ببشتر خونده میشن و امتیار میگیرن و سوالات در صحفه های بعد با وجود اینکه ممکنه خیلی بهتر باشن اما ممکنه کمتر دیده بشن. کاش برای حل این مساله یه فکری بکنید.??

    و ی چیز دیگه اینکه این بزی ک اینقد شیر داشت آهویی بود؟؟ ?تو رو خدا اگر بچه نداره ک شیرشو بخورن بیشتر بدوشیدش گناه داره خیلی اذیت میشه اینجوری

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  4. -
    سعید گفته:
    مدت عضویت: 3115 روز

    سلام استاد عزیز

    من شروع کردم به خوندن قرآن برای درک بهتر اون.

    شما برای درک بهتر قرآن عربی هم یاد گرفتید؟

    ما چطور می تونیم آیات متشابه رو تشخیص بدیم و دنبال تفسیر اونها نباشیم.

    آیا درک قرآن هم نیاز به تکامل داره؟

    اگه لطف کنید یه راهنمایی کنید که بهترین راه مطالعه و درک قرآن چیه ممنون می شم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  5. -
    سپیده نجفی گفته:
    مدت عضویت: 4277 روز

    سلام به استاد عزیز و گرامی

    1-چطوری قدرت لذت رسیدن به خواسته رو از رنج نرسیدن بالاتر ببریم .

    2-توی دوره عزت نفس میگیددر مورد ترس از موفقیت

    باورهایم رو تغییر دادم گام به گام مراحل تغییر این باور رو بگید . این باور خیلی ریشه داره .

    3- توی یکی از دوره هاتون میگید یکسری قوانین رو یاد گرفتم که سرعت پیشرفت در کسب و کارم بشدت بالا رفت از خدا میخوام این سرعت فزاینده رو کنترل کنه

    استاد این رو واضح و شفاف توصیح بدید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    بهار بهاری گفته:
    مدت عضویت: 3800 روز

    سپاس از فایل زیبا و پر انرژی و پر نشاطتون در دل طبیعت خدا.

    معلومه که همه چیز برای شما بسیار عالی هست… از خدا تقاضای حال و احوال عالی تر و زیباتر برای شما و دوستانم و خودم دارم.

    فقط خواستم بیام بگم که باز به طرز جالبی من با شما و فایل شما کاملا هماهنگ و هم فرکانس بودم. واقعا خدا سورپرازیم میکنه…سپاس

    مدتی بود که فایل های آرشیو رایگان شما نگاه نمی کردم. چون تمرکزم فعلا روی یکی از دوره های شما هست. اما باور کنید امروز یه حسی ب من گفت که به فلدر دانلود های رایگان شما سر بزنم (با اینکه هر روز تقریبا جلوی چشمام هست) و دقیقا از بین این همه فایلی که در این یک ساله و گلجینی از بهترینهای شما درون این فلدر جمع کردم به عنوان اولین و آغازین فایل امروز::: فایل ببعی که در تلگرام گذاشته بودید دیدم حتی برای 2-3 بار امروز دیدم. چون توش نکته ای هست که برام خیلی خنده داره! که توش میگفتید همین الان دیدم ببعی مونم الان بچش بدنیا اومده. خدایا شکرت این همه فراوانی. بعد نکته جالبش:: بچش پسرم هست. پسرم هست بچش!! با یک لحن آرام و نرمی این جمله گفتید که این ویدیو کوتاه برام جز پرطرفدارترین های شما و طبیعتون شده!! که شاید بیش از 40 50 بار دیدمش.

    و خب بعد از این ویدیو بیعی، فایل صوتی “”خدا”” که یکی از دوستان از صحبتهای شما تهیه کرد و گوش دادم وبعدش…

    حالا الان این فایل جدید شما که دیدم گفتم ای خدا…. چه هماهنگی… با موضوع فایل شما هماهنگ بودم…چه هدایتی…

    واقعا که میگید باید به خدا اجازه هدایت بدهید درست هست. چون نه فقط در مورد این موضوع ساده که فقط گوش دادن یک فایل بود، بلکه اتفاقا دیروز در مورد یک مساله کاری که مدتها بود فکرم مشغول اون مساله بود و همش ذهنم درگیر خودش کرده بود، بعد از اینکه دیروز کمی آرام بودم و خودم رها کردم از همه چیز… در طی فکرها وایده هایی که نسبت به موضوع داشتم، در بین ایده هام یکی از ایده هایی که ناگهان به سرم زد میشه گفت راه حل ماجرا بود.

    و خودم فهمیدم که این پاسخ، این راه حل، این هدایت از طرف خدا بود.

    چقدر سپاسگزاری کنم خوبه؟؟

    ——————————————————————————————————————————————————————————————————————-

    و اینکه فقط امیدوارم که این ببعی که میل نمودید همون ببعی نباشه که چند وقت پیش ازش ویدیو تهیه کردید!!! چون من باهاش و پسرش خاطره دارم!!

    لطفا این مشخص کنید چون دیگه نمیتونم اون فایل ببینم. وقتی بدونم که دیگه نیست (: (:

    خیلی ناراحت میشم!! جدی میگما!!!

    دیگه بعدش میرم فایل های مرغ و خروس، بز و اسب و … بقیه میبینم!

    که البته امیدوارم اونها به سرنوشت این ببعی خاطره سازمون دچار نشن ): ):

    —————————————————————————————————————————————————-

    و اما سوال::

    اولش گفتم فکر میکنم شما تا الان به خیلی از سوالهای مهم از نظر خودتون، در دوره ها و فایل های رایگان پاسخ دادید. و دیگه نیازی به این سوالها نیست.

    اما خب شما هم قطعا با علم به همین موضوع دوباره این مصاحبه و پرسش و پاسخ مطرح کردید، گفتم اکی من هم یه سوال میپرسم….سوال مهم و تجربه شخصی خودم.

    }}اینکه اگر خواسته و هدفی داریم، و مدت زیادی هست (2-3 سال) حالا فول تایم یا پارت تایم، روی اون تمرکز کردیم و هر کاری که لازم بود از نظر باوری، ذهنی و روحی و جسمی و فیزیکی انجام دادیم، ولی هنوز که هنوزه اتفاقی برای اون موضوع خاص در زندگیم نیفتاده بلکه شرایط کمی نامساعد و نا امید کننده هم پیش میره، واقعا چه باید کرد؟؟؟

    آیا باید همچنان به همان روش ادامه داد؟ تا با امید و انتظار وایمان به روزهای خوش آینده به هدف و پاسخ مورد نظر دست یافت…

    یادمه که شما در دوره “دستیابی به رویاها” این مثال از خودتون زدید که گفتید” که اگر به خواسته ای نرسیدم از خدای خودم میپرسم که خدایا من چه توکلی ندارم؟ چه ایمانی ندارم؟ یا چه باور مخربی دارم؟ تا به هدفم برسم… و انوقت خدا خیلی زود جواب به من میده…”

    حالا اینکه باید به خدا نزدیک باشیم درست و هدایتمون بکنه… در بالا هم مثال زدم که مثلا در مورد موضوع کاری همین اتفاق هدایت برام رخ داد و بارها هم در مورد موضوعات مختلف رخ میده هر روز و هر شب… اما واقعا چرا بعضی اتفاق ها و خواسته هایی که میخایم برامون اتفاق بیفته، نمیفته و یا هنوز نیفتاده؟

    اگر موضوع تکامل هست، چقدر به تکامل نیاز هست دقیقا؟

    دیگه فکر کنم این همه مدت من اگر بر روی چیز دیگری تمرکز میکردم فکر میکنم تا الان بهش میرسیدم.

    در مورد سوال پرسیدن از خدا هم در دوره ” آفرینش” شنیدم که گفتید “از خدا در شب قبل از خوابیدن پرسش کنید و بعد منتظر پاسخ باشید…”

    اتفاقا چند وقت پیش بود سوال پرسیدم ولی هنوز خدا ایده اساسی به من نگفته!! به نظر خودم.

    حالا با همه این اتفاقات آیا من در این مورد خاص در مسیر اشتباهی هستم؟ آیا هنوز نیاز به گذراندان تکاملم در این زمینه دارم و البته صبر بیشتر؟ آیا هنوز باید امیدوار تر از گذشته همین راه ادامه بدم؟ یا آیا کلا دیگه باید بیخیالش بشم؟؟ (که این مورد واقعا تو کارم نیست!) رهایی کامل تا یه اتفاقی بیفته… که فکر نمیکنم با بی توجهی بخاد اتفاقی براش بیفته….

    و سوالات دیگر..

    واقعا تکلیف بخشی از این خواسته ها و اهدافمون که خیلی دوست داریم انجام بشن ولی نشدن هنوز، چیه؟ چه عامل خاصی در ماجرا دخیله؟

    شاید شما فقط باور و احساس خوب به عنوان عامل اساسی در این ماجرا دخیل بدونید… ولی بعد از گذشت این همه زمان و تمرکز و اصلاح باورهای مخرب ریشه دار از نظر خودم، هنوز باورهام مشکل داره؟ هنوز ضمیر ناخوداگاهم در برابرش ایستادگی میکنه؟ یا احساسم بده؟

    و اگر این هست واقعا راه حل چیست؟

    شاید هم عامل وابستگی مطرح بشه… که در این مورد خیلی از بابت خودم مطمین نیستم که ایا من الان وابسته هستم یا نه!! ولی تا جاییکه یادم هست دیگه خیلی مثل گذشته به این موضوع اهمیت نمیدم وخیلی راحت تر از قبل با این مساله روبرو میشم. شاید قدیم خیلی وابسته بودم ولی الان نه.

    و هزاران پارامتر دیگر….

    اما واقعا از نظر شما کدام اساسی ترینه؟ و بعد برای اصلاح اون چه باید کرد؟{{

    —————————————————————————————————————————————————————————————————————————————–

    من نخواستم موضوع خاص خودم شرح بدم چون نمیخاستم سوال شخصی کنم و هم اینکه هر کسی میتونه این مساله برای هدف خودش در نظر بگیره. خاستم یه سوال کلی مطرح کنم.

    سپاسگزارم از خدای بسیار خوبم.

    شاد و ثروتمند و سالم و بهاری باشیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  7. -
    Morteza گفته:
    مدت عضویت: 3032 روز

    سلام.

    استاد لطفا فرمول و شیوه تغییر باورها رو توضیح بدید.مثلا کسی که مثل من در اعماق ناخودآگاهش این باور وجود داشته باشه که مردم فلان شهر یا کشور ادم های خوبی نیستند.یا هرچی صادق تر باشی بیشتر تورو ابله فرض میکنند و ازت سواستفاده میکنند رو چطور تغییر بدم و به باور قدرتمند کننده تبدیل کنم؟؟؟

    همین یکساعت پیش متوجه یکی از باورهام شدم. برای nامین بار از کارفرمام خواستم که بهم پول بده.هرچی میخوام یه جوری کارکنم که سرماه به ماه حقوقم رو بهم بده نمیشه اخرش.حتی چندبار علنا بهش گفتم.ولی نمیشه.همین چندساعت پیش ازش خواستم 500تومن بهم پول بده.با اینکه از ماه قبل 250 تومن ازش طلب دارم و نیمی از این ماه گذشته ولی باز هم گفت باشه ببینم چی میشه ولی نفرستاد.منم خیلی بهم ریختم و خواستم بهش پیام بدم که فکر یه شاگرد کن و من میرم جای دیگه سرکار.ولی بعد یاد حرف شما افتادم که وقتی تو فرکانس بد باشی همه برخوردهات با ادمها و شرایط همینجوریه.و باید باورهامو عوض کنم.من همیشه اینو شنیده بودم و پذیرفتم که با کارفرماها نباید صادق باشی وگرنه ازت سواستفاده میکنند. و دیده بودم که هرچی شاگرد به کارفرماشون بدی میکنن و از کار میذردن ؛کارفرما بیشتر هواشونو داره.چجوری این باور رو باید عوض کرد و به احساس خوب رسید.

    اینقد گیج شدم که اصلا خودمم نمیدونم چی مینویسم.اگر کسی از دوستان هم جواب منو بده ممنون میشم.

    خیلی خوشحال شدم وقتی ریشه این باور محدود کننده ام رو پیدا کردم ولی نمیدونم چجوری باور قدرتمند کننده بسازم بجاش.

    سپاسگذارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      غزل بانو گفته:
      مدت عضویت: 3353 روز

      سلام دوست عزیز

      خیلی خوبه که باور مخربت پیدا کردی تبریک میگم

      خیلی قضیه رو برای خودت پیچیده نکن اصلا موضوع انقدر سخت نیس و خیلی راحت میتونی باورت عوض کنی

      بجای اینکه تمرکزتو بزاری روی اینکه باید از رییسم پولمو بگیرم تمرکزت بزار روی تغییر این باورت تا تو فرکانسش قرار بگیری و اون وقت خیلی راحت بدون اینکه براش تقلا کنی ب خواستت میرسی

      شما الان با گرفتن این پول درگیر شدی میخوای هرجوری شده بهش برسی واسه همین بهم ریختی

      با تجسم سازی، عبارات تاکیدی، پیدا کردن الگوهای خوب و سالم از روابط رییس و کارمندی، شکرگزاری و… باورت عوض کن و احساست خوب نگه دار ک به هدفت نزدیک تر بشی

      ب این موضوع به چشم تضادی نگاه کن که میخواد خواستت رو برات واضح تر کنه و تورو رشد بده

      حالا ببین خواستت چیه اینکه کارفرمای بهتری داشته باشی یا اینکه با احترام و صداقت و وفاداری بیشتری باهات برخورد کنه یا اینکه کسب و کار خودت راه بندازی و….

      موفق باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      Ramin گفته:
      مدت عضویت: 3559 روز

      با سلام

      دوست عزیز من فکر می کنم شما خودت با باورهایی که از قبل داشتی این برخورد کارفرما رو با خودت ایجاد کردی .در واقع باید همیشه به این اصل در زندگی توجه داشته باشی که ما به واسته طرز نگاهمون به زندگی است که آینده خود را می سازیم و ایجادش می کنیم. اگر شما با باور خودت کار کنی به این معنی که کارفرما هم یک آدمی هست مثل من فقط فرقش اینه که باید مسئولیت و مدیریت کل پروژه که تولید یک محصول و فروشش است را عهده دار باشه . چون اون که اولا پول شما رو که نخورده فقط شاید دیرتر میده و اونم شاید بخاطر این باشه که میخواهد مطمعن باشه شما پات بخاطر پولی که طلب داری گیره و اونو ترک نمی کنی دوما وقتی شما به این پول وابسته ای عملا خودت رو روی فرکانس فقر و توجهت رو روی فقر نگاه داشتی در حالی که باید به این مساله توجه داشته باشی که تو اینقدر توانمندی که شغلی با درآمد بیشتر و یا کسب و کاری با درآمد بیشتر برای خودت ایجاد کردی. در واقع کار فرما که خدا نیست که روزی ما را برسونه. ما باید به اون (خدا ) به عنوان انرژی کل و روزی رسون ما توجه کنیم و به خودمون بگیم که خدا دستان زیادی دارد پس میتونه از جاهای دیگر به ما برسونه. خلاصش این میشه که هر چی بیشتر حست بد باشه و عصبانی باشی بدتر میشه و هر چی حست رو بهتر کنی و به چیزهایی که حست رو بد میکنه فکر نکنی ,حوادث بهتری برات اتفاق می افته

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      سمانه ام گفته:
      مدت عضویت: 4271 روز

      سلام دوست خوبم

      با اجازه ی استاد میخوام جواب این دوستمون رو از دید خودم عرض کنم

      دوست خوبم تمرکز شما روی این موضوعه که کسی قدر زحمات شما رو نمیدونه …… میدونم هر بار که کافرما باهات بد حرف میزنه یا یه چیزی میگه که ناراحت میشی با خودت میگی این آدم لیاقت منو نداره ….. من زیادی باهاش صادقم …… اگه منم از کار میزدم قدر منو بیشتر میدونستی و ……

      استاد میگه وقتی واسه بقیه داری کار میکنی جوری کار کن که انگار اون کار مال خودته …… 10 دقیقه زودتر سر کارت باش … تمرکزت رو بذار رو بهتر انجام دادن کارت …. و به این فکر کن که من خودم کار فرما هستم و الان این کسب و کار مال خودمه …. چه طوری باید رفتار کنم ….. و اگه این کسب و کار مال من بود دوست داشتم چه جور شاگردی داشته باشم ؟ چند تا از خصوصیات شاگردی رو که دوست داشتی میداشتی بنویس و سعی کن خودت همون طوری رفتار کنی ….. اگه وقتی شاگردی خوب کار کنی و عالی باشی اون موقع اگر کسب و کار خودت رو بزنی هممیتونی بهترین باشی …..

      دوست من حست نسبت به کارفرمات خوب نیست به نظرم و به چشم یه آدم که داره ازت سو استفاده میکنه بهش نگاه میکنی …. اون با سخت گیری هاش تو رو مقاوم تر بار آورده ….. شاید سخت گیری هاش به خاطر اینه که ازت بیشتر توقع داره ….. شاید پولتو درست ودرمون و کامل بهت نمیده چون فکر میکنه اگه ازش طلبی نداشته باشی تعهد به موندن نداشته باشی ….. شاید شاگرد خیلی خوبی هستی و اون میخواد تو رو با این طرفند که پولتو بهت کامل نمیده یا به موقع نمیده … میخواد شما رو پیش خودش نگه داره ….. فقط باورهاش ضعیفه و طفلک نمیدونه باید چه طوری رفتار کنه …..

      میبینی وقتی حستو خوب میکنه حداقل یه ذره همه چیز بهتر میشه

      فردا میز کارتو تمیز کن یا جایی که خودت کار میکنی رو تمیز کن ….. یه گلدون بذار تو محل کارت …. یا که لیوان قشنگ بگیر و برای خودت بذار رو ی میزت ….. اگه لباس کار داری بشورش و تمیزش کن ….. نمیدونم یه کاری بکن …. محیط کار آدم جایی هست که آدم ساعتها از روز رو در اون محیز میگذرونه ….. شما خودت ارزشت اینه که یه جای خوب و ایده آل کار کنی …. شروع کن از یه تغییر کوچیک که بهت حس خوب میده شروع کن ……..

      دوست خوب من بذار یه خاطره از خودم برات بگم …. من هم به نظر خودم و هم به گفته یی مدیرم بهترین پرسنل جایی هستم که دارم توش کار میکنم ….. یه بار وقتی خطایی ازم سر زد چنان منو دعوا کرد که با اینکه مغرورم ولی اشک از چشمام سرازیر شد … وسط دعوا کردنش بهم گفت هرررر کسی این خطا رو بکنه ….. تو نباید خطا کنی ….. تو سمانه ای ….. من ازت توقع بیشتری دارم ….. بچه ها یهو متوجه این نکته خوب شدم که اشکالی نداره داره منو دعوا میکنه ….. ازم توقع داره …. چون سمانه ام … چون بهترینم ازم توقع بیشتری داره ….. و اصلا فکرشم نمیکنه من خطا کنم ….. حتی همکارام میگفتن سمانه از همه بیشتر تو رو عوا مکینه هاااااا تو خیلی طاقتت زیاده دختر ….. باورتون نمیشه من میخندیدم و خودمو لوس میکردم و میگفتم میبینی …… من خیلی دختر مظلومی ام.. ….. ولی تو دلم میگفتم من لحظه به لحظه دارم کاربلد تر و قوی تر میشم …… من نگاهمو عوض کردم ….. دیگه از دعوا کردن مدیرم نترسیدم ….. و گفتم بهتر و بهتر میشم …… تو یه دفتر اشتباهمو مینوشتم تا دیگه تکراراش نکنم ….. من روز به روز قوی تر شدم و الان از بقیه خیلی بهترم و فروشم هم از بقیه بیشتره و همون طوری که گفتم از دید خودم و از دید مدیرم بهترین پرسنل هستم….. دوست خوبم میتونم به جرات بگم از اون به بعد سعی کردم بهتر و بهتر شم ….. و این طوری هم شد …. در نهایت هم به یه موقعیت شغلی رسیدم که دلم میخواست برسم …..

      گاهی آخر ماه که میشه و موقع حقوق گرفتن میشه ….. حقوقو من در اکثر 99 درصد موارد از بقیه بیشتره چون فروشم بیشتره …چون با خودم میگم من فقط پرسنل نیستم …. من مدیرم و این کسب و کار مال خودمه …… بیزینس خودمه …….. دارم ریزه کاری هایی رو یاد میگیرم که وقتی کسب و کار خودم رو شروع کنم دونستن این ریزه کاریها خیلی به دردم میخوره …..من فقط نگاهمو تغییر دادم ……. فقط اگه مدیرم دعوام کرد گفتم اشکالی نداره منم بودم شاید پرسنلمو دعوا میکردم …. من اون موقع به خودم حس خوب دادم و حالا با سواد ترینشون منم ….. بیتشرین حقوق رو میگیرم …. و بهترینم ….. و بود ونبودم رو روند کارها خیلی تاثیر میذاره …….

      در واقع اون تضاد ها فقط منو قوی تر کرد ….. چون من به چشم تضاد بهش نگاه کردم وتوجهم رو گذاشتم روی حس بهتر داشتن ….

      شاداب باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    عدنان حسین پور گفته:
    مدت عضویت: 4081 روز

    سلام استاد عزیز

    ببخشید اینقد صریح میپرسم.

    سوال اول: الان شما تو امریکا هستید و ازاد تر و راحت تر. چند بار هم گفتین رفتین لب ساحل و مهم لباس مردم نبوده و شخصیت افراد خیلی بالاست و راحتن. ایا خانوم شما وقتی میره اینجور جاها با حجاب میره؟ اصلا پوشیده نبودن مو بعضی جاها اشکالی داره؟ واقعا این رو تو قران هم گشتم اصلا جوابم رو نگرفتم.یعنی با یه لباس خوب با خانومم برم تو خیابون های ترکیه ولی فقط موهاش بیرون باهش باشه مشکلی داره؟؟؟ از مسیر خداوند دور میشیم؟ واقعا میخوام بدونم کار درست چیه خواهشا توضیح بدین.

    سوال دوم: شما پسرتون رو از دست دادین . منم مادرم رو از دست دادم. خواستم بدونم سر قبرش هم میرین؟ ایا پنج شنبه ها براش فاتحه میدین؟ اصلا فایده ای داره این جورکارها؟ خیلی خیلی برام سواله؟ بهتربن کار چیه واسش؟

    سوال سوم : کی میای دلم برات یه ذره شده؟

    سوال چهارم : خانومم خیلی فعاله تو گروها های خانوادگی و برترین استاد دانشگاه شده و کلی از سایت ها عسکاش هست و … کلی عکس با دوستاش میگیره میذاره تو پروفایلش و .. ، من ،شما رو خیلی قبول دارم ایا رفتار همسر شما که هیچ وقت تصاویرش رو انتشار نمیده زیباتر نیست؟

    سوال پنجم : شما نمازتون رو چطوری میخونین: مثلا ظهر رو چند رکعت میخونین؟؟؟؟ چون تو قران تعداد رکعت ها رو نگفته؟ میشه دو رکعت هم خوند؟

    سوال ششم: دیدم شما بیشتر تو ماه رمضون میرید مسافرت. ایا نمیشد مسافرتهاتون که بیشتر جنبه تفریحی هم دارن برا احترام به رب بذارین بعد از این ماه و از برکت این ماه استفاده کنین؟ چون قران رو خوندم خدا خیلی واضح این دستور رو داده بود. اگه نکته ای هست به ما هم بگین لطفا.

    سوال هفت: فکر کنم اگه یه سوال دیگه بپرسم دهنم رو سرویس میکنی……….. اگه جوابهام رو بدی خیلی از مشکلاتم حل میشه. مشکلاتی که فکر کنم تو ذهن خیلی های دیگه هم هست. دوستت دارم .

    سوال اخر : اهویی رو کی میزنی بر بدن؟

    مرسی که فرصت پرسیدن رو بهم دادی واقعا این سوالات خیلی ذهنم رو پر کرده بود داشتم منفجر میشم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  9. -
    حسین نظری گفته:
    مدت عضویت: 3355 روز

    سلام استاد عباس منش….استاد این روش امتیاز دادن به سوالات ناعادلانه هستش….اگه امکانش هست خودتون سوالات رو بخونید و هر سوالی که حس قشنگتون بهتون گفت همون رو جواب بدین…دقیقا مثل عنوان دوره جهان بینی توحیدی …با تشکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    فاطمه رحمتی گفته:
    مدت عضویت: 3028 روز

    باسلام.

    استاد عزیز، سوال من اینه که ، من خیلی وقته رو افکار و باورهام کار میکنم و اکثر مواقع احساس بسیار خوب و ارامش دارم، حتی متوجه تغییر مدارام شدم، طوری که افراد دورو برم تغییر کردن به طور خود به خودی رابطه م با یه سریا قطع شده و با افراد جدیدی اشنا شدم، و افرادی که جدیدا وارد زندگیم شدن از لحاظ مالی در سطح خیلی بالایی قرار دارن و بسیار ثروتمندن، اما سوال اینه که من چون مدارم تغییر کرده با افراد ثروت مند برخورد میکنم ولی خب چرا این ثروت سراغ خودم نیومده؟؟؟؟؟ خیلی خیلی ممنونم???

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: