این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2018/06/abasmanesh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-12-30 01:22:062024-12-31 05:24:57مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام استاد . من هر بار که تو این ملک تون ویدئو ضبط میکنید شگفت زده میشم و بعد با خودم میگم چه جالب هرچی از خدا بخوایم میده و یاد آرزوی خودم برای داشتن یه جزیره ی شخصی میفتم ?. بعد اینکه اون بزه گناه داره استاد ? اینقدر شیر داره نمیتونه راه بره خیلی دلم سوخت … تو رو خدا به دادش برسین من نگرانشم …
و اما سوال . مطمئنم متعجب میشین ولی باید بگم در مورد تغییر باورها هست . در محصول راهنمایی عملی پاسخ دادین به این سوال پر تکرار ولی باید بگم توضیح این مورد در فایل” قانون اصلی”بهتر از دوره بود ولی باز هم به نظرم در مورد نحوه ی کنترل گفت و گوهای ذهنی توضیح بدین .چطور باید به این گفت و گوها جهت مثبت داد؟ دقیقا چه کارهایی غیر از توجه به زیبایی های اطراف و سپاسگزاری و جملات تاکیدی برای تغییر باور لازمه ؟
سوال دوم در مورد روابط با خداوند و راهنمای درون هست . چطور ارتباط قوی تر و بهتری با خداوند داشته باشیم که به آرامشی مثل شما دست پیدا کنیم؟ وقتی اسم ارتباط قوی با خدا میاد مردم یاد مرتازها و جامه ی فقیرانه میفتن . شکر خدا شما به ما یاد دادین که اینطور نیست و میشه هم نعمتهای دنیا رو داشت و هم خدارو . اگه میشه بیشتر در مورد الهامات و ارتباط با خدا توضیح بدین
هر چی فکر می کنم میبینم در مورد قوانین تمام سوالات رو جواب دادید ولی من شخصا وقتی استاد محصولات شما شدم و بعد کتاب می خونم میبینم واقعا نکات کلیدی کتاب ها رو همه رو قبلا شنیدم. خدا خیرت بده مرد خدا.
دوس دارم اینم بگم که اکثر بچه ها دوست دارن سریع میون بر بزنن و موفق بشن. اما از این خبرا نیست.
ما برون را ننگریم و قال را
ما درون را بنگریم و حال را
تا فرکانس صحبت های شما درک نشه خبری از موفقیت پایدار نیست.
سلام و عرض ارادت خدمت استاد و عزیزان خانواده بزرگ علاس منش.
یک سوالی دارم .
من فایل شیوه حل مسائل
ارزش تضاد
و راهنمای عملی رسیدن به رویاها رو تهیه کردم و یک موضوع کلی ذهنمو درگیر کرده.
استاد عزیزم میخوام بدونم با اینکه خیلی خوب درک میکنم که احساس خوب مساوی اتفاق خوب اما احساس بد نجوای شیطانی است که کارشو خوب بلده و هر لحظه میاد تا منو از خدای مهربان و توبه پذیر رحی دور کنه و فاصله ای ایجاد کنه.
شما با نجواهای ذهنیتون در زمانی که بدهکار بودید قبل از اینکه ایده تندخوانی بیاد چه کارهایی انجام دادید و از فقط و بدهی به این درامد 150 برابری رسیدید؟؟؟؟؟؟؟
چطور تونستید ؟؟؟؟؟
فرمودید باورهای قدرتمند کننده ای ساختید
خوب چگونه؟
فرمودید که فهمیدید باور شا نسبت به پول مشکل داره و چه باوری راجایگزین کردید؟
چه کاری انجام دادید که طبق فرموده شما در قسمت 11 دوره راهنمای عملی رسیدن به رویاها و بخش اول شیوه حل مسائل فقط با گذشت 1 روز حبرهای عالی براتون اومد و اون اتفاقات زیبا اتفاق افتاد
ممنونم از شما
و اما شما لایق بهترین ها هستید
زندگی الان شما رویایی که من برای خودم گداشتم و هر فایلی که میاد میبینم دقیقا چیزی که من به عنوان رویا انتخاب کردم دقیقا زندگی فعلی شماست.
سلام خدمت استاد دوست داشتنی و دوستای گلم یه سوال کوتاه دارم شما توی قانون آفرینش گفتین ما خودمون به خدا میگیم اجازه بده بریم دنیای مادی رو تجربه کنیم وچون ما خالق زندگی خودمون هستیم زندگی زیبای رو شروع میکنیم سوالم اینه چرا بعضی بچه ها که به دنیا میان ناقص ویا عقب مونده ذهنی هستن آیا این رو همدخودشون انتخاب کردن یا خواست خداست ولی باز شما میگین خواست خدا برای ما همیشه بهترینهاست یکی بهم گفت خدا اینارو اینجوری آفریده تا ما که سالم هستیم شکرشو بجا بیاریم من اینو قبول نکردم چون خدا عادله نمیاد یکی رو عذاب کنه فلج کنه تا ما شکر سلامتی رو بجا بیاریم ممنونم استاد ازنون من چون توی یه مرکز پزشکی مشغول هستم ازراین جور موارد زیاد میبینم وهمیشه یه سوال برام بود که داستان چیه دوستون دارم بای*
من سوالم اینکه در ابتدای مسیر چطوری ذهنتون رو خاموش میکردید؟
من ذهنم این مدلی هست که هی برای خودش خیالبافی میکنه با اشخاص مختلف حرف میزنه !!! طرفا جنبه منفی نداره ولی خیلی وقت گیر است شما هم اینجوری بودید؟اگر بودید چطوری از دستش رها شدید؟
سوال دوم اینکه در ابتدای مسیر چطوری مطمئن بودید که به خواسته هاتون میرسید؟
شما همیشه میگید الگو پیدا کنید،خب چطوری پیدا کنیم؟نوشته هایی که زندگینامه افراد مشهور هست خیلی خیلی مختصر هست و هیچ مطلب بدرد بخوری توش ننوشته؟یت میگید برید با افراد مشهور شهرتون مصاحبه کنید،اصلا از کجا پیداشون کنیم؟چطوری شمارشون رو گیز بیاریم و وقت مصاحبه ازشون بگیریم؟
شما پیشنهاد خاصی برای درمان فوبیا دارید؟همیشه میگید ترس جایی هست که ایمان نیست و باید به دل ترسها وارد شد ولی قضیه فوبیا فرق داره ادمی که فوبیا داره اگر با ترسش مواجه بشه ممکنه حتی سکته کنه
شما چطوری تمرکزتون رو بالا میبرید و کاری میکنید که اختیار ذهنتون به دست شما باشه(یعنی مثلا وقتی میخواید یک کاریانجام بدید هی حرف نزنه باعث فقط تلف کردن بشه)
شما همیشه میگید احساس خب = اتفاقات خوب
یعنی اگر ما سعی کنیم بیشتر روز رو آگاهانه شاد باشیم باورامون خودشون درست میشند یا باید رو باورها هم جدا کار کرد؟
وقتی از خداوند خواسته ای داریم چطوری درها رو زودتر به اندازه اون نعمت باز کنیم تا خدا وارد زندگیمون کنه خواستمون رو؟
دوتا سوالی که من دارم و دوست دارم بدونم شما چیکار کردین تا به خواسته هاتون رسیدین اینه که
1) فرق بین خواستن یک چیز و نچسبیدن به اون خواسته چیه ؟؟
چطور وقتی که خواسته ای رو میخوایم بیایم و تمام تمرکز مون رو روی اون بزاریم و کارهایی رو برای تقویت باورمون انجام بدیم ( با تجسم کردن اون/ شکرگزاری قبل رسیدن به اون/ گفتن جملات تاکیدی/ نوشتن و صحبت کردن درمورد اون و ….) و در عین حال بهش نچسبیم و اون رو رها کنیم چون میدونم طبق قانون به هرچیز که بچسبی از باور کمبود نشات میگیره و از ما دور میشه
کلا این کارها رو باید تا کی انجام داد تا نتیجه مثبت از اون ها بگیریم
استاد عزیز شما بین این دو مساله چطور تمایز قائل شدین و موفق شدین به خواسته تون برسین مخصوصا اون اوایل که دچار مشکلات مالی بودین و اوضاع جالبی نداشتین و حتی متاهل بودین، قبل از رسیدن به خواسته تون برای رسیدن به اون چیکار میکردین ؟؟؟
*مثلا یکی از اهداف من خرید ماشینه یه ماشین با اسم و مدل خاص…
و شدیدا هم به ماشین احتیاج دارم (برای کارم برای خانوادم و ازهمه مهمتر برا خودم)
حالا کارهایی که برای رسیدن بهش و ایجاد کانون توجه برای رسیدن به ماشین دلخوام انجام میدم ( شکر گذاری و جملات تاکیدی و تجسم و …) تا کی باید انجام بشه چیکار کنم ماشین دلخواهم و به سمت خودم جذب کنم درحالی که نخوام با توجه به نیازی که بهش دارم بهش بچسبم تا ازم دور شه
2) در مورد الهامات و ندای درون که خدا ما رو راهنمایی میکنه بیشتر توضیح بدین
استاد شما چطوری به این الهامات اعتماد میکردین و حتی تشخیص میدادینش ؟؟
چطور تشخیص میدادین که این ندای درون واقعا از هدایت خدا ناشی میشه نه چیز دیگه (مثل صدای شیطان یا صدایی که از عجله داشتن برای رسیدن به خواسته یا …) ؟؟؟
چطور شما شهودی شدین و چطور در این کار به مهارت رسیدین؟؟ (من خیلی دوست دارم این مهارت و کسب کنم)
* مثلا من حدود 1/5 سال قبل با یه دختر که از طرف یکی از دوستان بهم معرفی شده بود آشنا شدم. اون موقع من مشکلات مالی داشتم ولی به پیشنهاد دوستم گفتم بد نیست آشنا بشیم و تجربه ست .. کلا اونروز دو جلسه بیرون باهاش صحبت کردم و بنا به دلایلی (نمیخوام زیاد وارد جزئیات بشم) دیگه به ملاقات های بعدی برای ازدواج یا حتی دوستی هم ادامه پیدا نکرد. تو این چند وقتم فقط تو اینستاگرام پست های همو لایک میکردیم.
من اون موقع ازش خوشم اومده بود ولی کلا گذاشته بودمش کنار و گفتم به درد هم نمی خوریم تا اینکه چند وقته یه حسی بهم میگه باهاش دوباره ارتباط برقرار کنم و دوباره برای آشنایی و ازدواج بهش پیشنهاد بدم چند وقته مدام بهش فکر میکنم که آیا کیس مناسبی برای ازدواج هست یا نه…
وقتی اینو به یکی از دوستام که باهم همکاریم و از مسائل و خواسته ها و اهداف هم با خبریم و بقولی عباس منشی هستیم، درمیون گذاشتم بهم گفت این حس تو که میگی بهت گفته باهاش ارتباط برقرار کن به خاطر حس و میل تو به ازدواجه چون دوست داری ازدواج کنی و چون تا حالا کسی رو پیدا نکردی میخوای بری سراغش
حالا این ندای درونی از طرف خداست یا به قول دوستم از روی نیازه؟؟
ان شالله همیشه همینجور پر روزی و شاد و پر انرژی و سرحال با کلی لحظات ناب برای شما استاد بزرگوار و دوستداران و هم مداری های عزیز .
استاد سخاوتمند در جواب دادن و اشتراک گذاشتن اطلاعات بی نظیر . سوالم در مورد باور ،
سوالم اینه که :
ضمیر ناخودآگاه تا حدود سن 5 یا 6 سالگی حوزه الگو برداری و یا به عبارتی تاثیر پذیریش از محیط بسته میشه و شروع میکنه به ساخت باور و بعد مسلما فکر و ایده و بعد منجر به عمل میشه تا آخر عمر و مبنای عملکرد انسان الگوهای ذهنی و باور های ضمیر ناخودآگاهش .
چطور میشه باور های منفی ( ثروت ) رو که تو ضمیر ناخودآگاه ریشه دوونده و اکثرا تو دوران کودکی شکل گرفته و خود آگاه دسترسی بهش نداره و تقریبا به شکل عکس یا فیلم یا صدای مبهم یا خاطرات کم رنگ و ضعیف هست رو آگاهانه بیرون کشید و روشون کار کرد و از بین بردشون و باورهای قدرتمند و ثروت آفرین رو جایگزین کرد ؟
استاد من چند مدتی هست حتی قبل از آشنایی با شما کتاب ها و مباحث موفقیت (در هر زمینه ای از زندگی و مخصوصا مالی) را مطالعه میکردم، باور آنچنانی نداشتم تا تقریبا 2 سال ونیم پیش برای ادامه تحصیل تصمیم به مهاجرت از یه شهر کوچک به تهران گرفتم و با تمامی مخالفتها و مقاومت های خانواده رفتم(چون تجربه هیچکار و یا هیچ زندگی تنهایی نداشتم) و خداروشکر سریع کار پیدا کردم مستقل شدم ولی با یک حقوق اندک (2 میلیون تومان) بعد از یک مدت با یه سیستم کاری جدید آشنا شدم و جالب اینجا بود که تقریبا تمامی چیزهایی که درباره موفقیت از قبل میدونستم رو توی اون دیدم (مثل یه الهام بود) و اینقدر با ایمان شروع کردم که از کار قبلیم درجا استعفا دادم و با اینکه چندین ماه اول توی این کار جدید 100-200 هزار تومن درآمد داشتم (درصورتی که اجاره من فقط ماهی 600 بود) تحمل کردم ولی در کمتر از 8 ماه درآمدم از 2 میلیون قبل بالاتر رفت(حدود 3-4 میلیون) ولی حدود 7-8 ماه بعد از اون من بین 1/5 میلیون تا 2/5 قفل شده بودم و بالاتر نمی رفت و کم کم ناامیدتر ناامیدتر و مدام بخاطر جذب های منفی خودم حتی شروع به افت شدید کردم تا باز به 200-300 تومن برگشتم !!!
در این حین و الان یسری سوالات برام همیشه وجود داشته که اگر لطف کنید پاسخ بدین :
1٫ زمانی که شما به کاری ایمان دارید که 100% در آخر به نتیجه ای عالی میرسید ولی در همین زمان حال درآمدی از آن ندارید و از طرفی شما باید برای رشد اون کار توان، انرژی و مخصوصا زمان زیادی بگذارید برای درآمد اکنون چه باید کرد؟؟ آیا خودتون رو مشغول کاری که بدان علاقه ندارید میکنید که درآمدی به شما فقط برای گذران زندگی بدهد !!؟
2٫ اکثر کتاب ها یا اساتید موفقیت درباره ی باور، هدف، تغییر و … صحبت میکنن ولی حتی آنهایی که خودشان ثروتمند هم هستند دقیق روشی که انجام دادن در این مسیر رو جایی نگفتن ! برای مثال خود شما زمانی که شروع کردین به تغییر باورهاتون راننده تاکسی بودین بعد آیا اون کار رو رها کردین یا نه در کنارش یه کار جدید شروع کردین، اصلا با وجود اینکه قبلش به سخنرانی فکر هم نمیکردین چطور خواستین و فهمیدین اینکارو باید بکنید؟؟ و یا اینکه شما چطور وارد کار املاک شدین این وسطا یهوویی که نبوده؟ :)) — یعنی در کل فرضا من یه آدم بیکارم بعد روزهای زیادی ام توی خونه روی خودم کار میکنم اما بلاخره یه اقدامی که باید بکنم، از چه طریقی من به درآمد میرسم پس؟ اگر یکی حتی کارمند هم باشه میشه گفت از همون طریق جذبش میشه اما اگه بیکار باشه و توی چرخه ی درآمدی ای نباشه چطوری میتونه ؟؟
3٫ (آخرین سوال) من یه کاری رو انجام میدادم الان در سراشیبی شکستش هستم، دلسرد شدم و درآمدی ازش کسب نمیکنم، از طرفی هم میدونم کلی مهارت های دیگه دارم و کلی ایده هایی که عالی هستن و به سمت هرکدومش میرم برای پیشرفت مسیرهای خوبی بهم جذب میشه اما یه باوری که واقعا دقیق نمیدونم از چی میتونه باشه دارم که اکثر این کارها و ایده هایی که شروع هم میکنم بهم درآمد زود بازده نمیدن و با پیگیری های مداومم باز هم خیلی بیش از اونچه که باید روال عادیش باشه طول میکشه کارهام !!! و نمیخوامم توی تله کاری که دوست ندارم و فقط برای امرار معاش باشه هم بیوفتم!
الان من موندم کدوم یکی رو انتخاب کنم و فقط تمرکزم رو روی اون بزارم ؟! در صورتی که در کنار این قضایا هزینه های بالای ارشد دانشگاه آزاد رو دارم، تکلیف سربازیم هنوز مشخص نیست و …
سلام استاد . من هر بار که تو این ملک تون ویدئو ضبط میکنید شگفت زده میشم و بعد با خودم میگم چه جالب هرچی از خدا بخوایم میده و یاد آرزوی خودم برای داشتن یه جزیره ی شخصی میفتم ?. بعد اینکه اون بزه گناه داره استاد ? اینقدر شیر داره نمیتونه راه بره خیلی دلم سوخت … تو رو خدا به دادش برسین من نگرانشم …
و اما سوال . مطمئنم متعجب میشین ولی باید بگم در مورد تغییر باورها هست . در محصول راهنمایی عملی پاسخ دادین به این سوال پر تکرار ولی باید بگم توضیح این مورد در فایل” قانون اصلی”بهتر از دوره بود ولی باز هم به نظرم در مورد نحوه ی کنترل گفت و گوهای ذهنی توضیح بدین .چطور باید به این گفت و گوها جهت مثبت داد؟ دقیقا چه کارهایی غیر از توجه به زیبایی های اطراف و سپاسگزاری و جملات تاکیدی برای تغییر باور لازمه ؟
سوال دوم در مورد روابط با خداوند و راهنمای درون هست . چطور ارتباط قوی تر و بهتری با خداوند داشته باشیم که به آرامشی مثل شما دست پیدا کنیم؟ وقتی اسم ارتباط قوی با خدا میاد مردم یاد مرتازها و جامه ی فقیرانه میفتن . شکر خدا شما به ما یاد دادین که اینطور نیست و میشه هم نعمتهای دنیا رو داشت و هم خدارو . اگه میشه بیشتر در مورد الهامات و ارتباط با خدا توضیح بدین
ممنون که هستین ?
سلام حسین آقا.
هر چی فکر می کنم میبینم در مورد قوانین تمام سوالات رو جواب دادید ولی من شخصا وقتی استاد محصولات شما شدم و بعد کتاب می خونم میبینم واقعا نکات کلیدی کتاب ها رو همه رو قبلا شنیدم. خدا خیرت بده مرد خدا.
دوس دارم اینم بگم که اکثر بچه ها دوست دارن سریع میون بر بزنن و موفق بشن. اما از این خبرا نیست.
ما برون را ننگریم و قال را
ما درون را بنگریم و حال را
تا فرکانس صحبت های شما درک نشه خبری از موفقیت پایدار نیست.
در پناه الله یکتا باشید انشالله.
احسنت بسیار عالی بود
استاد عزیزم سلام
خواهش میکنم در صورت امکان پاسخ
سوال منو در موردش صحبت کنید???
سوال اینه که من ایده ایی دارم برای اجرا شدن و یا کاری دارم که قراره انجام بدم و شروع کنم.
مثال خودم اینه اپلیکیشن میخوام بدهم برایم بنویسن تا از خدماتی ارائه بده و بابت ارائه خدمات و حل شدن یک مسئله بتونم کسب درآمد کنم.
اما با توجه به قانون مهم تکامل؟!!
چطور میشه تکامل خودمو در شروع این کار یا استارت برای هر کاری کامل کنم؟؟
با توجه به اینکه تا به حال کسی از اون اپ ساخته نشده یا امکان شاگردی در اون کار نیست چه کار باید کرد؟؟!!
ممنون از پاسخگویی شما
استاد خیلی دوستتون دارم در باغ بهشتی تون شاد و پیروز سرمست از الطاف خداوندی باشید ?????
سلام و عرض ارادت خدمت استاد و عزیزان خانواده بزرگ علاس منش.
یک سوالی دارم .
من فایل شیوه حل مسائل
ارزش تضاد
و راهنمای عملی رسیدن به رویاها رو تهیه کردم و یک موضوع کلی ذهنمو درگیر کرده.
استاد عزیزم میخوام بدونم با اینکه خیلی خوب درک میکنم که احساس خوب مساوی اتفاق خوب اما احساس بد نجوای شیطانی است که کارشو خوب بلده و هر لحظه میاد تا منو از خدای مهربان و توبه پذیر رحی دور کنه و فاصله ای ایجاد کنه.
شما با نجواهای ذهنیتون در زمانی که بدهکار بودید قبل از اینکه ایده تندخوانی بیاد چه کارهایی انجام دادید و از فقط و بدهی به این درامد 150 برابری رسیدید؟؟؟؟؟؟؟
چطور تونستید ؟؟؟؟؟
فرمودید باورهای قدرتمند کننده ای ساختید
خوب چگونه؟
فرمودید که فهمیدید باور شا نسبت به پول مشکل داره و چه باوری راجایگزین کردید؟
چه کاری انجام دادید که طبق فرموده شما در قسمت 11 دوره راهنمای عملی رسیدن به رویاها و بخش اول شیوه حل مسائل فقط با گذشت 1 روز حبرهای عالی براتون اومد و اون اتفاقات زیبا اتفاق افتاد
ممنونم از شما
و اما شما لایق بهترین ها هستید
زندگی الان شما رویایی که من برای خودم گداشتم و هر فایلی که میاد میبینم دقیقا چیزی که من به عنوان رویا انتخاب کردم دقیقا زندگی فعلی شماست.
خیلی ازتون سپاسگزارم.
سلام خدمت استاد دوست داشتنی و دوستای گلم یه سوال کوتاه دارم شما توی قانون آفرینش گفتین ما خودمون به خدا میگیم اجازه بده بریم دنیای مادی رو تجربه کنیم وچون ما خالق زندگی خودمون هستیم زندگی زیبای رو شروع میکنیم سوالم اینه چرا بعضی بچه ها که به دنیا میان ناقص ویا عقب مونده ذهنی هستن آیا این رو همدخودشون انتخاب کردن یا خواست خداست ولی باز شما میگین خواست خدا برای ما همیشه بهترینهاست یکی بهم گفت خدا اینارو اینجوری آفریده تا ما که سالم هستیم شکرشو بجا بیاریم من اینو قبول نکردم چون خدا عادله نمیاد یکی رو عذاب کنه فلج کنه تا ما شکر سلامتی رو بجا بیاریم ممنونم استاد ازنون من چون توی یه مرکز پزشکی مشغول هستم ازراین جور موارد زیاد میبینم وهمیشه یه سوال برام بود که داستان چیه دوستون دارم بای*
بنام خدا
سلام.استاد آیا شما هنوز سناریو های روزانه مینویسید؟چونکه خودتون بارها فرمودید که به همه تمریناتی که به ماها میدید عمل میکردید یا هنوزم عمل میکنید.
اگر مینویسید چطور مینویسید؟من ندیدم جایی بصورت واضح توضیح داده باشید.لطفا سناریو از یک روزتون رو برامون بخونید.
استاد امکانش هست بگید دقیقا به چه تمارینی که به ما میدید عمل می کنید؟
سلام استاد
ممنون بابت این فرصتی که ما دادید
من سوالم اینکه در ابتدای مسیر چطوری ذهنتون رو خاموش میکردید؟
من ذهنم این مدلی هست که هی برای خودش خیالبافی میکنه با اشخاص مختلف حرف میزنه !!! طرفا جنبه منفی نداره ولی خیلی وقت گیر است شما هم اینجوری بودید؟اگر بودید چطوری از دستش رها شدید؟
سوال دوم اینکه در ابتدای مسیر چطوری مطمئن بودید که به خواسته هاتون میرسید؟
شما همیشه میگید الگو پیدا کنید،خب چطوری پیدا کنیم؟نوشته هایی که زندگینامه افراد مشهور هست خیلی خیلی مختصر هست و هیچ مطلب بدرد بخوری توش ننوشته؟یت میگید برید با افراد مشهور شهرتون مصاحبه کنید،اصلا از کجا پیداشون کنیم؟چطوری شمارشون رو گیز بیاریم و وقت مصاحبه ازشون بگیریم؟
شما پیشنهاد خاصی برای درمان فوبیا دارید؟همیشه میگید ترس جایی هست که ایمان نیست و باید به دل ترسها وارد شد ولی قضیه فوبیا فرق داره ادمی که فوبیا داره اگر با ترسش مواجه بشه ممکنه حتی سکته کنه
شما چطوری تمرکزتون رو بالا میبرید و کاری میکنید که اختیار ذهنتون به دست شما باشه(یعنی مثلا وقتی میخواید یک کاریانجام بدید هی حرف نزنه باعث فقط تلف کردن بشه)
شما همیشه میگید احساس خب = اتفاقات خوب
یعنی اگر ما سعی کنیم بیشتر روز رو آگاهانه شاد باشیم باورامون خودشون درست میشند یا باید رو باورها هم جدا کار کرد؟
وقتی از خداوند خواسته ای داریم چطوری درها رو زودتر به اندازه اون نعمت باز کنیم تا خدا وارد زندگیمون کنه خواستمون رو؟
سلام خدمت دوستان و استاد عزیز
دوتا سوالی که من دارم و دوست دارم بدونم شما چیکار کردین تا به خواسته هاتون رسیدین اینه که
1) فرق بین خواستن یک چیز و نچسبیدن به اون خواسته چیه ؟؟
چطور وقتی که خواسته ای رو میخوایم بیایم و تمام تمرکز مون رو روی اون بزاریم و کارهایی رو برای تقویت باورمون انجام بدیم ( با تجسم کردن اون/ شکرگزاری قبل رسیدن به اون/ گفتن جملات تاکیدی/ نوشتن و صحبت کردن درمورد اون و ….) و در عین حال بهش نچسبیم و اون رو رها کنیم چون میدونم طبق قانون به هرچیز که بچسبی از باور کمبود نشات میگیره و از ما دور میشه
کلا این کارها رو باید تا کی انجام داد تا نتیجه مثبت از اون ها بگیریم
استاد عزیز شما بین این دو مساله چطور تمایز قائل شدین و موفق شدین به خواسته تون برسین مخصوصا اون اوایل که دچار مشکلات مالی بودین و اوضاع جالبی نداشتین و حتی متاهل بودین، قبل از رسیدن به خواسته تون برای رسیدن به اون چیکار میکردین ؟؟؟
*مثلا یکی از اهداف من خرید ماشینه یه ماشین با اسم و مدل خاص…
و شدیدا هم به ماشین احتیاج دارم (برای کارم برای خانوادم و ازهمه مهمتر برا خودم)
حالا کارهایی که برای رسیدن بهش و ایجاد کانون توجه برای رسیدن به ماشین دلخوام انجام میدم ( شکر گذاری و جملات تاکیدی و تجسم و …) تا کی باید انجام بشه چیکار کنم ماشین دلخواهم و به سمت خودم جذب کنم درحالی که نخوام با توجه به نیازی که بهش دارم بهش بچسبم تا ازم دور شه
2) در مورد الهامات و ندای درون که خدا ما رو راهنمایی میکنه بیشتر توضیح بدین
استاد شما چطوری به این الهامات اعتماد میکردین و حتی تشخیص میدادینش ؟؟
چطور تشخیص میدادین که این ندای درون واقعا از هدایت خدا ناشی میشه نه چیز دیگه (مثل صدای شیطان یا صدایی که از عجله داشتن برای رسیدن به خواسته یا …) ؟؟؟
چطور شما شهودی شدین و چطور در این کار به مهارت رسیدین؟؟ (من خیلی دوست دارم این مهارت و کسب کنم)
* مثلا من حدود 1/5 سال قبل با یه دختر که از طرف یکی از دوستان بهم معرفی شده بود آشنا شدم. اون موقع من مشکلات مالی داشتم ولی به پیشنهاد دوستم گفتم بد نیست آشنا بشیم و تجربه ست .. کلا اونروز دو جلسه بیرون باهاش صحبت کردم و بنا به دلایلی (نمیخوام زیاد وارد جزئیات بشم) دیگه به ملاقات های بعدی برای ازدواج یا حتی دوستی هم ادامه پیدا نکرد. تو این چند وقتم فقط تو اینستاگرام پست های همو لایک میکردیم.
من اون موقع ازش خوشم اومده بود ولی کلا گذاشته بودمش کنار و گفتم به درد هم نمی خوریم تا اینکه چند وقته یه حسی بهم میگه باهاش دوباره ارتباط برقرار کنم و دوباره برای آشنایی و ازدواج بهش پیشنهاد بدم چند وقته مدام بهش فکر میکنم که آیا کیس مناسبی برای ازدواج هست یا نه…
وقتی اینو به یکی از دوستام که باهم همکاریم و از مسائل و خواسته ها و اهداف هم با خبریم و بقولی عباس منشی هستیم، درمیون گذاشتم بهم گفت این حس تو که میگی بهت گفته باهاش ارتباط برقرار کن به خاطر حس و میل تو به ازدواجه چون دوست داری ازدواج کنی و چون تا حالا کسی رو پیدا نکردی میخوای بری سراغش
حالا این ندای درونی از طرف خداست یا به قول دوستم از روی نیازه؟؟
با سوال یک و دو شما بسیار موافقم
مخصوصا سوال 2
امیدوارم استاد در این باره توضیح بدن …
2سلام رفیق
من که قلبم میزنه بیروون از سینم از شدت اطمینان و تنها نشای من هم همینه
سلام
ان شالله همیشه همینجور پر روزی و شاد و پر انرژی و سرحال با کلی لحظات ناب برای شما استاد بزرگوار و دوستداران و هم مداری های عزیز .
استاد سخاوتمند در جواب دادن و اشتراک گذاشتن اطلاعات بی نظیر . سوالم در مورد باور ،
سوالم اینه که :
ضمیر ناخودآگاه تا حدود سن 5 یا 6 سالگی حوزه الگو برداری و یا به عبارتی تاثیر پذیریش از محیط بسته میشه و شروع میکنه به ساخت باور و بعد مسلما فکر و ایده و بعد منجر به عمل میشه تا آخر عمر و مبنای عملکرد انسان الگوهای ذهنی و باور های ضمیر ناخودآگاهش .
چطور میشه باور های منفی ( ثروت ) رو که تو ضمیر ناخودآگاه ریشه دوونده و اکثرا تو دوران کودکی شکل گرفته و خود آگاه دسترسی بهش نداره و تقریبا به شکل عکس یا فیلم یا صدای مبهم یا خاطرات کم رنگ و ضعیف هست رو آگاهانه بیرون کشید و روشون کار کرد و از بین بردشون و باورهای قدرتمند و ثروت آفرین رو جایگزین کرد ؟
سلام و درود
استاد من چند مدتی هست حتی قبل از آشنایی با شما کتاب ها و مباحث موفقیت (در هر زمینه ای از زندگی و مخصوصا مالی) را مطالعه میکردم، باور آنچنانی نداشتم تا تقریبا 2 سال ونیم پیش برای ادامه تحصیل تصمیم به مهاجرت از یه شهر کوچک به تهران گرفتم و با تمامی مخالفتها و مقاومت های خانواده رفتم(چون تجربه هیچکار و یا هیچ زندگی تنهایی نداشتم) و خداروشکر سریع کار پیدا کردم مستقل شدم ولی با یک حقوق اندک (2 میلیون تومان) بعد از یک مدت با یه سیستم کاری جدید آشنا شدم و جالب اینجا بود که تقریبا تمامی چیزهایی که درباره موفقیت از قبل میدونستم رو توی اون دیدم (مثل یه الهام بود) و اینقدر با ایمان شروع کردم که از کار قبلیم درجا استعفا دادم و با اینکه چندین ماه اول توی این کار جدید 100-200 هزار تومن درآمد داشتم (درصورتی که اجاره من فقط ماهی 600 بود) تحمل کردم ولی در کمتر از 8 ماه درآمدم از 2 میلیون قبل بالاتر رفت(حدود 3-4 میلیون) ولی حدود 7-8 ماه بعد از اون من بین 1/5 میلیون تا 2/5 قفل شده بودم و بالاتر نمی رفت و کم کم ناامیدتر ناامیدتر و مدام بخاطر جذب های منفی خودم حتی شروع به افت شدید کردم تا باز به 200-300 تومن برگشتم !!!
در این حین و الان یسری سوالات برام همیشه وجود داشته که اگر لطف کنید پاسخ بدین :
1٫ زمانی که شما به کاری ایمان دارید که 100% در آخر به نتیجه ای عالی میرسید ولی در همین زمان حال درآمدی از آن ندارید و از طرفی شما باید برای رشد اون کار توان، انرژی و مخصوصا زمان زیادی بگذارید برای درآمد اکنون چه باید کرد؟؟ آیا خودتون رو مشغول کاری که بدان علاقه ندارید میکنید که درآمدی به شما فقط برای گذران زندگی بدهد !!؟
2٫ اکثر کتاب ها یا اساتید موفقیت درباره ی باور، هدف، تغییر و … صحبت میکنن ولی حتی آنهایی که خودشان ثروتمند هم هستند دقیق روشی که انجام دادن در این مسیر رو جایی نگفتن ! برای مثال خود شما زمانی که شروع کردین به تغییر باورهاتون راننده تاکسی بودین بعد آیا اون کار رو رها کردین یا نه در کنارش یه کار جدید شروع کردین، اصلا با وجود اینکه قبلش به سخنرانی فکر هم نمیکردین چطور خواستین و فهمیدین اینکارو باید بکنید؟؟ و یا اینکه شما چطور وارد کار املاک شدین این وسطا یهوویی که نبوده؟ :)) — یعنی در کل فرضا من یه آدم بیکارم بعد روزهای زیادی ام توی خونه روی خودم کار میکنم اما بلاخره یه اقدامی که باید بکنم، از چه طریقی من به درآمد میرسم پس؟ اگر یکی حتی کارمند هم باشه میشه گفت از همون طریق جذبش میشه اما اگه بیکار باشه و توی چرخه ی درآمدی ای نباشه چطوری میتونه ؟؟
3٫ (آخرین سوال) من یه کاری رو انجام میدادم الان در سراشیبی شکستش هستم، دلسرد شدم و درآمدی ازش کسب نمیکنم، از طرفی هم میدونم کلی مهارت های دیگه دارم و کلی ایده هایی که عالی هستن و به سمت هرکدومش میرم برای پیشرفت مسیرهای خوبی بهم جذب میشه اما یه باوری که واقعا دقیق نمیدونم از چی میتونه باشه دارم که اکثر این کارها و ایده هایی که شروع هم میکنم بهم درآمد زود بازده نمیدن و با پیگیری های مداومم باز هم خیلی بیش از اونچه که باید روال عادیش باشه طول میکشه کارهام !!! و نمیخوامم توی تله کاری که دوست ندارم و فقط برای امرار معاش باشه هم بیوفتم!
الان من موندم کدوم یکی رو انتخاب کنم و فقط تمرکزم رو روی اون بزارم ؟! در صورتی که در کنار این قضایا هزینه های بالای ارشد دانشگاه آزاد رو دارم، تکلیف سربازیم هنوز مشخص نیست و …