مصاحبه با استاد | تنها راه تبدیل «آگاهی های خالص» به «باورهای قدرتمند کننده»
سوال:
استاد عباس منش، شما به شخصه به چه شکل روی باورهای خود کار می کنید؟ چگونه از آگاهی هایی که آموزش می دهید، در راستای تحقق خواسته های خود، باورهای قدرتمندکننده می سازید؟
مفاهیمی که استاد عباس منش در این فایل توضیح داده اند شامل:
- باورها به چه شکل ایجاد می شوند و چگونه در ناخودآگاه ثبت می شوند؛
- چرا استمرار در مسیر درست، یک ضرورت حیاتی است؛
- چرا بودن در معرض ورودی های ذهنی مناسب، یک ضرورت همیشگی برای تجربه خوشبختی است؛
- چرا کنترل ذهن، وظیفه مادام العمر ماست؛
- رمز تغییر باورها از دیدگاه استاد عباس منش؛
- امکان ندارد باورها تغییر کند اما شرایط زندگی تغییر نکند؛
- “تکرار اصل”، کلید تغییر باورها و ایجاد شرایط دلخواه در زندگی است؛
- دلیل خداوند برای “تکرار اصل در قرآن” به شیوه های مختلف؛
- نشانه ای واضح از کار کردن روی بهبود باورها؛
- شیوه درک آگاهی ها و تبدیل آن به باورهای قدرتمند کننده؛
- شیوه شناختن پاشنه های آشیل و بهبود این نقاط؛
- جادوی تمرکز لیزری و استمرار بر این جنس از تمرکز؛
تمرین:
تنها راه تغییر باورها، دادن ورودی های جدید مثبت و مخالف با ورودی های قبلی به ذهن است و این کار یک فرایند دائمی برای کل زندگی است. کل موضوع تکرار “اصل” است و “اصل” هرگز برای ذهن نه تنها تکراری نمی شود بلکه این تکرار برای ذهن یک ضرورت است. زیرا اگر این تکرار نباشد، ذهن به سرعت به برنامه محدود کننده قبلی خود باز می گردد.
به مقداری که آگاهی خالصی که از آموزه های استاد عباس منش دریافت می کنید را تکرار می کنید، مقاومت ذهن شما درباره پذیرش آنها به عنوان دستورالعمل اصلی، کمتر می شود و به مقداری که مقاومت ذهن کمتر می شود آن آگاهی تبدیل به بخشی از برنامه ذهنی شما می شود و در ذهن شما تثبیت می شود. بنابراین، اصلی ترین کار ما برای تغییر زندگی، تغییر باورهاست و اصلی ترین کار برای تغییر باورها، خلاقیت به خرج دادن در تکرار آگاهی های خالص است. وقتی دوره ای از استاد عباس منش را می خرید یا وارد پروژه ای مثل “پروژه مهاجرت به مدار بالاتر” می شوید، به این فکر کنید که:
با چه شیوه های خلاقانه ای می توانید این آگاهی ها را برای ذهن مرتباً خود تکرار کنید؟
چطور از این آگاهی ها برای خنثی کردن استدلال های محدود کننده قبلی ذهن، منطق می سازید؟
به عنوان مثال:
- نوشتن کلیدهای مهم؛
- ضبط آنچه از “بارها گوش دادن به این آگاهی ها” درک کرده اید؛
- راه رفتن و صحبت کردن با خودت درباره این آگایه ها؛
- مطالعه کامنت های آن فایل یا آن جلسه از دوره، به منظور درک بهتر این آگاهی ها از زوایای دیگر. زیرا مطالعه کامنت ها، کانون توجه شما را از زوایای دیگر بر این آگاهی ها متمرکز می کند که موجب درک بهتر می شود؛
- نوشتن آنچه درک کرده ای در بخش نظرات: وقتی درک خود را به نگارش می آوری، این درک در ذهن شما بیشتر تثبیت می شود چون تمرکز بالایی صرف به یاد آوردن آن آگاهی ها می شود؛
کلید:
همانطور که هر روز غذا می خوریم، هر روز باید به ذهن خود نیز غذای سالم بدهیم. وقتی با این جنس از تمرکزی که استاد عباس منش مسیر خود را ادامه داده، مسیر را ادامه می دهیم، از جایی که فکرش را نمی کنیم نیز نعمت ها به سمت ما روانه می شود. مهم فقط و فقط استمرار در این مسیر است.
منابع کامل درباره محتوای این قسمت:
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | تنها راه تبدیل «آگاهی های خالص» به «باورهای قدرتمند کننده»173MB40 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | تنها راه تبدیل «آگاهی های خالص» به «باورهای قدرتمند کننده»39MB40 دقیقه














درک من از این فایل استاد:
قانون کلی جهان اینه: ما اتفاقات رو با افکارمون ایجاد میکنیم
افکارمون چیا هستن؟ چیزهایی هستن که بهشون توجه میکنیم، ورودیهای ذهنمون هستن.
وقتی ورودیها در مورد یک موضوع خاص به اندازه کافی تکرار میشن، باورمون در مورد اون موضوع شکل میگیره و اون باور اتفاقات زندگی ما رو در مورد اون موضوع خاص رقم میزنه
حالا باید بیام مثلا درباره موضوع ثروت، باورهای مناسبم رو ایجاد کنم.چطوری؟ مثلا بشینم فکر کنم ادمهای فقیر درباره فلان موضوع چه دیدگاهی دارند و ادمهای ثروتمند درباره همون موضوع چه دیدگاهی؟ بعد بیام منم باورهام رو درباره همون موضوع شبیه دیدگاه ثروتمندان بسازم و خودم رو با اون باورها بمباران کنم، با تکرارشون، نوشتنشون، الگو پیدا کردن دربارشون، صحبت کردن و گوش کردن بهشون
اما در نظر بگیرم باورهای قبلیمون رو داریم همیشه. اونها جایی نمیرن فقط با ایجاد باورهای جایگزین مناسبش کمرنگ میشوند و نیازه هرروز تکرار بشن وگرنه باورهای قبلی دوباره فعال میشوند
در واقع اونها همیشه در ورودیهای اطرافمون مثه جامعه و خانواده هستن. ما راهی نداریم جز تکرار باورهای درست و مناسب و کنترل کردن ورودیهامون
وقتی باورها تغییر میکنن نتیجه بوجود میاد. یعنی نتایج وقتی ایجاد میشود که باورها به صورت بنیادین و پایدار تغییر کرده باشند. امکان نداره نتایج وقتی وارد زندگی ما بشه که باورها هنوز تغییری نکرده باشن، امکان نداره. و بازم امکان نداره باورها به صورت بنیادین تغییر کنن و نتایج بوجود نیاید
در شروع کار تغییر باورها، ذهن به شدت مقاومت میکنه. مثلا حین گوش دادن به آگاهیهای فایلهای دوره ذهن مقاومت میکنه( من اینو خیلی تجربه کردم)
یکی از باورهایی که افراد با ذهن فقیر دارند اینه که افراد ثروتمند از راه نادرست به ثروت رسیدن
باور درست اینه که تمام افراد ثروتمند از راه درست به ثروت رسیدند
در شروع کار امکان داره ذهن خیلی مقاومت کنه به این قبول این باور. ولی وقتی تکرارش کنیم و سعی کنیم به این شکل فکر کنیم، یعنی سعی کنیم به شکلی فکر کنیم که نه ما نه پدران ما به اون شکل فکر نکردند، مثه اینکه تا الان با دست غذا میخوریم حالا تصمیم بگیریم با پا غذا بخوریم! روزهای اول فاجعه میشه.
همینقدر ذهن هم در شروع کار در مورد این اگاهی ها مقاومت میکنه ولی با تکرار ورودی ها قابل پذیرش تر میشه هربار با تکرار کردنش و کم کم کامل میپذیره و باور میکنه
به مقداری که هربار مقاومت ذهن کمتر شود و باور پذیرتر شود ما هدایت میشیم به ثروت بیشتر( انگار خدا تا حتی قبل از باور پذیری کامل هی بهمون جایزه میده تا تشویق بشیم به ادامه دادن. کلا همه چیز برا پایه لذت بردن بیشتر ما بناشده خدایا شکرت )
حالا ممکنه هر کس روی یکسری موضوعات مقاوت بیشتر داشته باشن یا کمتر. اونجاهایی که مقاومت بیشتری داریم باید بیشتر روش کار کنیم
حالا طریقه ساخت باور اینطوریه که:
اول باید در هر حوزهای که میخواهم رشد کنم، افکاری رو پیدا کنم که به من احساس اطمینان بدهند احساس خوب بدهند که میشود
دوماً بیام بنویسمشون و دونه دونه تکرار کنم و تکرار کنم و تکرار کنم با تمرکز کامل. در موردش بنویسم، در موردش حرف بزنم با خودم، دنبال الگوهاش بگردم و ببینم اون باور عمل کرده و تاییدش کنم. در موردش فکرکنم و بدونم هم که این جمله باید تبدیل بشه به باور
مثلا جمله بینهایت ثروت وجود داره یا هرچقدر ثروتمند شویم به خدا نزدیکتر میشویم. اولش ممکنه ذهن بازیگوشی کنه و حواس پرتی کنه و مقاومت کنه ولی من باید تمرکز کنم و مرتب تکرار کنم و بعد همینطور که کم کم با اوردن الگوها و تکرارکردنش مقاومت ذهن کمتر میشه و باور پذیر میشه زندگیمون زیر و رو میشه
برای کار کردن روی دوره های استاد خیلی مهمه که بدونم
تنها راه کار کردن روی باورها، دادن ورودیهای جدید ِ مثبت به ذهنه و این کار دائمیه و باید هرروز غذای باورهای جدید رو با توجه و تکرار کردنشون بدم
دلیل نتیجه گرفتن استاد و بقیه اینه که هربار و هربار و هربار دارند ورودیهای مثبت رو تکرار میکنند
این موضوع تکرار کردن انقد مهمه که حتی خداوند در قرآن گفته هر روز و هرروز قران بخوانید یعنی ورودی مثبت رو تکرار کنید هرروز
مهمه که اصل رو مرتب تکرار کنیم. اصل همون قوانین جهان هستند. و بعد باورهامون رو هم پیدا کنیم و تکرار کنیم به هر شکلی، یا با نوشتن یا با ضبط کردن و گوش دادن، با صحبت کردن، با پیدا کردن الگوهاش هم در زندگی خودمون هم دیگران. فقط مهمه در شروع ذهنمون مرتب مشغول اون باورها باشه
اما برای آمدن و پایداری نتایج راه اینه: همونجور که باید هرروز غذای بخوریم، باید هرروز روی باورهامون کار کنیم
چه جوری باید کار کنیم؟ باید ورودیهای خالص بدیم، مثل دوره های استاد
واقعا درسته انقدر خالصن که ذهن من مرتب مقاومت میکنه برای نشستن و گوش دادن به فایل هر جلسه. همش دنبال چیزیه برای پرت کردن حواسم و من خیلی تلاش میکنم که متمرکز کنم تمام حواسم رو
خبر خوب اینکه وقتی به مقدار کافی روی خودمون کار کنیم جهان خودش شرایطی رو برامون فراهم میکنه که ورودیهای نامناسب رو دریافت نمیکنیم
نباید عجله ای برای اینکه یک فایلی رو تموم کنم نداشته باشم. هرجا لازم بود فایل رو نگهدارم، روش فکر کنم ببینم چطوری میتونم اون قسمت رو باورپذیرتر کنم و درکش کنم تا جایی که بذارمش تو ریشه های ذهنم تو ناخودآگاه ذهنم.
پاشنه آشیلها اونجاهایی که خیلی مقاومت داریم و اصلا نمیتونیم اون حرف رو قبول کنیم. پاشنه آشیل ها نیاز به کار بیشتری دارند و اگر تغییر کنند زندگی ما وارد یه لول دیگه میشه.
پاشنه آشیلها اصلی ترین موارد هستند که تا تغییر نکنند نتایج بزرگ نمیان
توی بحث ورودیهای مناسب، بهترین پیشنهاد خوندن کامنتهای سایت هست. دوم خواندن عقل کل. همچنین خودمون هم کامنت بنویسیم اینطوری هم به باورپذیرتر شدن خودمون کمک میکنه هم بقیه با خواندنش ایمانشون قوی میشه. فایلهارو زیاد گوش کنیم. در موردشون بنویسیم و این روند رو همیشه ادامه بدیم
نکته مهمش اینه کنار همه اینها لذت ببریم. وقتی اینطور فکر کنیم که با کار کردن روی باورهامون میتونیم زندگیمون رو تجربه کنیم که فقط لذت باشه و خوشبختی، پس بیایم از انجام کار روی خودمون لذت ببریم.
تمرکز، ایمان، تداوم اصول کار کردن روی باورهاست. مهم استمراره استمراره استمراره مهم حرکت کردنه
وقتی به جای کار کردن تو کل روز برای فقط درآوردن پول برای زنده بودن بیایم فقط روزی دو سه ساعت روی ذهنمون کار کنیم همه چیز خواهیم داشت بدون اینهمه سختی. در واقع هدایت میشیم به درآمدهای بالا و زحمت کمتر
تمرکز داشتن و استمرار داشتن توی این مسیر خیلی خیلی مهمه. اگه روی مسیر تغییر باورهام بمونم طوری شرایط تغییر میکنه که فکر میکنیم خداوند کار و زندگی رو ول کرده فقط داره به ما نعمت میده
فک نکنم شانسی نتایج رخ داده. نه . اونها به خاطر گوش دادن به فایلها، فکر کردن بهشون، نوشتنشون و تکرارشون این نتایج رو بوجود اورده
کارهایی که باید طبق گفته های این فایل استاد انجام بدم:
این اصل جهان رو به خودم بارها یادآوری کنم که من دارم هر لحظه با باورهام و فرکانس هام و افکارم و احساساتم زندگیم رو و اتفاقات زندگیم رو بوجود میارم
روی ورودیهام کنترل بذارم. فایلهارو مرتب گوش کنم. ببینم
باید خودم رو بمباران کنم با ورودیهای مناسب
بدونم باورهای جدیدم رو لازمه همواره هر روز روشون کار کنم. باورهای قبلی فقط کمرنگ شدن و اگر روی خودم کار نکنم دوباره فعال میشن
باورهای جدیدم رو راجع به مسئله ای که دارم بسازم. بیام ببین چه دیدگاهی بهم احساس بهتر و اطمینان قلبی میده همون رو بنویسم چندیدن بار، بخونمش، تکرارش کنم، براش مثال بیارم، بهش مدام فکر کنم و نجوای ذهنم کنم تا در ذهنم ریشه کنه
در دیدن فایلها عجله نکنم که برم سراغ فایل بعدی
روی پاشنه آشیل هام بیشتر کار کنم
با تمرکز مثه استاد روی خودمون کار کنیم. از تغییر خودمون واز کار کردن روی باورهامون لذتت ببریم
ادامه دادن یه اصله. یعنی همونقدر که روی درک سیستمی بودن جهان و خداوند دارم کار میکنم، باید بدونم ادامه دادن و همواره در مسیر موندن و روی باورها کار کردن روزانه و هر لحظه مهمه
هر نتیجه کوچیکی رو ببینم و به خودم بگم این به خاطر تغییر باورهامه. و ارتباط بین نتیجه بوجود اومده با باور جدیدی که ساختم رو پیدا کنم
به نام خداوند مهربانی که بخشنده هست و هرچه دارم همه از لطف اوست
روز ششم تعهد
قانون کلی جهان اینه که ما اتفاقات رو با افکارمون ایجاد میکنیم افکارمون چی هستن؟ افکارمون چیزایی هستن که بهشون توجه میکنیم ورودیهای ذهنمون هستن. وقتی ورودیها به مقدار کافی تکرار میشن باور در مورد اون موضوع شکل میگیره و اون باور اتفاقات زندگی ما رو رقم میزنه.
باید وقتی این قانون رو باور کردم بیام خودمو بمباران کنم با ورودیهای مناسب. مثلا در این تعهد روی ورودی های مثبت ثروت تمرکز کنم. بیام باورهای مناسبم رو درباره ثروت بیام با ورودی های مناسب ایجاد کنم
بیام بشینم ببینم ادم های فقیر نسبت به فلان موضوع فلان دیدگاه رو دارن آدمهای ثروتمند فلان دیدگاه رو دارن. حالا من بیام باورهام رو شبیه دیدگاه ثروتمندان ایجاد کنم
باورهای نادرست همیشه هستن. ما باید باورهای جدید رو همیشه تکرار کنیم. در واقع باورهایی که ما از گذشتگان داریم مثه یه دیوار سیمانی هستن که نمیشه سفید یا سیاهش کنیم. باید هی رنگ سفید بریزیم روش و اینو هرروز و مدام تکرار کنیم تا کم کم رنگ غالبش بشه . ولی اگه باز به حال خودش رهاش کنیم دوباره رنگ سفید کنار میره و دیوار سیمانی غالب میشه. پس لازمه هرروز روی باورهای جدید کار کنم
باورهای محدود کننده هستن سرجاش و اکر یکم به باورهای جدید درست توجه نکنم ، مثه علفهای هرز باورهای محدود کننده خیلی زود رشد میکنن
باورهای محدود کننده همیشه توی ذهن ما هستن نجواهای ذهنی و شیطانی همیشه هستن. تو جامعه هستن در خانواده هستن در ذهن ما هستن. ما راه دیگه ای نداریم جز اینکه هرروز باورهای مثبت جدیدمون رو تکرار کنیم و روشون کار کنیم چطوری؟ با نوشتنشون مدام و چندیدن بار در روز، با تبدیلشون به ویس و گوش دادنشون، با الگو اوردن براشون، با بلند بلند دربارشون صحبت کردن با خودمون، با تکرارشون در ذهنمون و باور کردنشون
نتایج ما وقتی ایجاد میشن که باورها به صورت بنیادین تغییر کرده باشن. امکان نداره که نتایج موقعی وارد زندگیمون بشه که باورها تغییر نکرده باشه. یا باورهامون به صورت بنیادین تغییر کرده باشه و نتایج نیان. حالا تو بحث ثروت نتایج میشه حساب بانکی و پول
طوری که استاد روی خودش کارش میکنه:
فایلها رو میذارن و گوش میکنن و این ورودی هارو همیشه تکرار میکنن. در شروع کار امکان داره ذهن مقاومت کنه. مثلا یه باوری محدود کننده که ذهن اکثرا دربارش مقاومت میکنه اینه که ثروتمندان از طریق نادرست به ثروت رسیدن
ولی وقتی فایل هارو مدام گوش کنیم و اون باورهای درست رو تکرار کنیم و سعی کنیم به اون شکل فکر کنیم یعنی به شکلی فکر کنیم که قبلا فکر نمیکردیم کم کم مقاومت کم میشه و باور پذیر میشه.
ذهن در شروع کار خیلی مقاومت میکنه درباره این اگاهی ها. ولی وقتی ادامه بدیم و هی تکرار کنیم مقاومتش میشکنه و کم کم میپذیرد.
به مقداری که ذهن مقاومتش کمتر میشه و اون باور تثبیت میشه توی ذهن، هدایت میشیم یه ثروت بیشتر
ممکنه به بعضی چیزا مقاومت بیشتر داشته باشیم که باید روی اونها بیشتر کار کنم. باید بیام اون باورهایی که روشون مقاومت دارم رو بذارم و دونه دونه بنویسم و تکرار کنم و تکرار کنم و دنبال الگوها براش بگردم و دربارش بنویسم و فکر کنم و میدونمم که این جمله باید تبدیل بشه به باور، مثلا این جمله که بینهایت ثروت در جهان هست و هرچقدر ثروتمندتر شوم نزد خدا محبوبتر میشوم
اولش شاید مقاومت کنم ولی وقتی هی تکرار کنم تبدیل میشه به باور و بعد میبینم که زمین تا آسمون اوضاع زندگیم تغییر میکنه
تنها راه تغییر باورها، دادن ورودیهای مثبت جدیدمون به ذهنه و این یک کار دائمیه
استاد واقعا این که گفتید کل موضوع تکرار اصله و هربار یه چیز جدید میفهمم. درباره همین فایل من نمیدونم چندبار ولی خیلی خیلی گوش دادم ولی الان دارم میفهمم
دلیل نتیجه گرفتن استاد و بقیه اینه که ورودی های مناسب رو دارن هربار تکرار میکنن. اینکه تو قرآن خداوند گفته تا جایی که میتوانید قرآن بخوانید یا اصل قرآن رو میبینیم کلا داره تکرار میشه و هربار داره از زاویه دیگه ای تکرار میشه همین نشون میده برای داشتن نتیجه دلخواه باید ورودیهای درستمون رو تکرار کنیم. دلیل این تکرارها در قرآن اینه که اون مطالبی که هی تکرار شده اینه که اونا اصله و قانون های جهانه.
راه استفاده از دوره ها تکرار اونهاست به نحوی که بشه باور، که نتایج ایجاد بشه. حالا میشه خلاقیت به خرج داد وقتی داریم دوره ها رو گوش میدیم استپ کنیم ک برا اون تیکه یه الگو پیدا کنیم یه مثال پیدا کنیم یه فایل صوتی براش باز کنم. دربارش بنویسم یا با خودم صحبت کنم
اگر میخوایم نتایج پایدار باشه همونجور که هروز غذا میخوریم باید هرروز روی باورهامون کار کنیم. چطوری کار کنیم؟ باید ورودی های خالص بدیم. دوره ها خیلی خالصن.
انقدر نجواهای ذهنی میتونه ادم رو از مسیر دور کنه به محض اینکه روی ورودی های خوب کار نکنیم و اجازه بدیم افکار و خبرها وارد بشن انقد زود پر میکنن مغز رو که اون باورهای خوب گم میشن که انگار هیچوقت نبودن.
باید مدام روی ورودیهای درستمون کار کنیم وقتی به طور کافی روی خودمون کار میکنیم جهان اجازه نمیده ورودی نامناسب دریافت کنیم
باید آگاهانه اولش ورودی هارو کنترل کنم. به چیزای ناجالب نگاه نکنم توجه نکنم فکر نکنم نشنوم یا اگر شنیدم باور نکنم و فراموش کنم. خیلی مراقب باشم و بعد جهان دیگه اجازه نمیده چیزی دریافت کنم
نشانه روی خودمون کار کردن نتیجس، نتایج تغییر میکنه. وقتی نتایج تغییر میکنه یعنی به یک ثبات فرکانسی رسیدم و اگر بخوام بازم نتایج به سمت بهتر ادامه بده باید هی کار رو خودمون رو ادامه بدیم
تا بخواهیم تغییر کنیم هدایت خداوند شامل حالمون میشه و خدا راه رو نشونمون میده.
فایلهارو نباید فقط برای تموم شدن گوش کنیم نباید عجله کنیم باید دنبال درکش باشیمتا تبدیل بشه به باور. هرتکه اش که مهمه در موردش فکرکنم استدلال بیارم مثال بیار منطق بیارم تا درونم ریشه های ذهنم فرو بره
مخصوصا جاهایی که پاشنه آشیل هست برامون، جاهایی که خیلی مقاومت داریم. اصلا تو کتمون نمیره. اون قسمت ها رو باید. بیشتر کار کنیم. همون مورد اصلی ترین موردیه که وقتی تغییر کنه نتایج بزرگ میاد
توی بحث ورودیهای مناسب، وقتی فایلها رو گوش میدیم دربارش مینویسیم و یا با خودمون حرف میزنیم، یکی از مهمترین و بهترین ورودی خوندن کامنتهای همون قسمته
یکی از تمرینهای عالی برای دادن ورودی مناسب نوشتن آنچیزی هست که درک کردیم و این خیلی مهمه.
یک کار دیگه ای که میتونم برای ورودی مناسب هست، فعالیت توی بخش عقل کل هست.
فایلها رو بارها و بارها گوش کنیم و بنویسیم در موردشون
مهمترین مورد اینه که لذت ببریم. وقتی من با تغییر افکارم زندگیم از این رو به اون رو میشه چرا لذت نبرم؟ یه لحظه به این فکر کنم که من توی این مسیر چه اتفاقاتی قراره برام بوجود بیاد و اگه اینو باور کنم چقدر لذت میبرم؟ پس لذذذذت ببرم از این مسیر. وقتی من تشنم و یه لیوان آب میخورم چقدر لذت میبرم؟ باورهام مثل آب. همیشه باید تشنه باشیم. همیشه. لذت ببرم از انجام این کار، از مطالعه کردنشون از درک کردنشون از گوش دادنشون.نه تنها آب میخوریم کیفم میکنیم پس نه تنها از این مسیر لذت ببریم بعد نتایج عینی به شکل ثروت وارد زندگیمون میشه
باید مثه استاد با تمرکز ادامه بدیم باید تمام وجود در تمام وقتش. مثه نفس کشیدن. مهمه تکرار مهم تمرکزه مهم ایمانه مهم استمراره
نباید درگیر روزمرگی بشیم وگرنه خیلی سریع علفهای هرز رشد میکنه. مهم استمراره. مهم تمرکزه و استمرار. باید ادامه داد. ما برا زنده بودن روزی 10 ساعت حداقل سرپاییم فقط برای اینکه بتونم بخور نمیر پیش برم. اگه روی باورهامون کار کنیم ثروت و نعمت و خوشبختی بهمون میده که فکر میکنیم که خدا کار و زندگیش رو ول کرده فقط داره هرچی میخوایم به ما میده فقط به خاطر استمرار توی کار کردن روی باورهامونه
ذره بین رو وقتی روی یه نقطهای به اندازه کافی نگهداریم اون حرارت به اندازه زیاد میشه که میتونه شعله ایجاد کنه وگرنه اگه هی جلو عقب کنی هیچ اتفاقی نمیافته. دقیقا مثال کار کردن روی باورها و استمرار داشتن در این مسیره. اگر نتیجه گرفتیم ادامه بدیم.
فکرنکنیم نتایج اتفاقی بوجود اومد نه. بعد از تکرار کردن و کار کردن روی فایل بوجود اومد
استاد. دقیقا درست میگید.ما به مدت 2سال و 7ماه نتونستیم هیچ جوره تمام سرمایمون رو که بابت یه خونه پیشفروش داده بودیم و نساخته بودن بگیریم. من بعد از اون تضاد جنگ ، به خودم اومدم و مرتب شروع کردم فقط به گوش دادن و ادامه دادم وبعد دوره هم جهت رو شروع کردم و گوش دادم ،شاید هر فایل رو ده ها بار گوش دادم البته تا جلسه 6رو تا الان پیش رفتم، اولش نمیفهمیدم ولی هربار تمرکزم رو بیشتر میکردم و گوش میدادم و مینوشتم تمرین هارو و انجام میدادم و دقیقا تمام اون باورهایی که توی اون مدت تکرار کردم رو وقتی شوهرم به مرخصی اومد توی ذهنم تکرار میکردم و با شوهرم دربارش حرف میزدیم و پیش رفتیم و ما به آسانی و با لذت و به شکل کاملا طبیعی چیزی که همیشه ازتون میشنیدم اون نتایج وارد زندگیمون شد و ما پولمون رو از اونا گرفتیم و خیلی قشنگ خیلی خیلی خیلی قشنگ هدایت شدیم به یه خونه بخدا قسم با تمام ویژگیهای دلخواهم و به آسانی قولنامه کردیم و شد آنچه باید میشد
واقعا انسان موجود فراموش کاریه. من چطور به همین زودی رسیدن به بزررررگترین خواسته ام اونم به این قشنگی رو فراموش کردم و خودم رو درگیر روزمرگی کردم؟ خدایا منو ببخش که من به خودم ظلم کردم خدای مهربونم من هرچی در زندگیم دارم همه رو از لطف تو دارم با تمام جونم ازت سپاسگزارم و عاشقتم