مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»
سوالات:
- شما برای خلق زندگی دلخواه خود، بر چه ترسهایی غلبه کرده اید و چطور؟
- چه بخش از آموزه های خود را برای غلبه بر ترس، پیشنهاد می کنید؟
- چگونه فرصت های سازنده را از دام های ویران کننده تشخیص دهیم و در دام طمع نیفتیم؟
مفاهیمی که استاد در پاسخ به سوالات در این قسمت توضیح داده اند:
- رابطه مستقیم بین “جسارت برای حرکت” و “از بین رفتن خود به خودی ترسها”
- طبیعی ترین حالت غلبه بر ترس، اقدام کردن با وجود ترسیدن است؛
- راهکار غلبه بر ترس ها؛
- بهای رسیدن به خواسته ها؛
- رشد به معنای نترسیدن نیست بلکه به معنای اقدام کردن با وجود ترس است؛
- “ترس و شک”، بزرگترین ابزارهای شیطان برای گمراه کردن ما هستند؛
- عزت نفس عاملی قدرتمند کننده برای غلبه بر ترسهاست. زیرا اساس عزت نفس واقعی بر “توحید” استوار است؛
- کار کردن روی ترس های یک پروسه دائمی است. به همین دلیل کار کردن روی توکل و توحید، یک موضوع دائمی است؛
- ترفند پونزی چیست و چه باورهایی فرد را در دام ترفند پونزی گرفتار می کند؛
- باورهایی که فرد را از افتادن در دام هر ضرری با الگوی ترفند پونزی، محافظت می کند؛
- آگاهی های دوره روانشناسی ثروت، نه تنها نعمت ها را وارد زندگی شما می کند بلکه جلوی ضررهای بزرگی را می گیرد که خرابکاری های آنها به راحتی قابل جبران نیست؛
- کلید های روانشناسی ثروت 1 برای خلق ثروت پایدار؛
- تشخیص “فرصت های سازنده” از “دامهای ویرانگر” به کمک آگاهی های دوره روانشناسی ثروت 1
تمرین دانشجویان پروژه مهاجرت به مدار بالاتر:
الف) تجربیاتی را به یاد بیاورید که به خاطر عدم درک قانون، در دام ضررهایی با الگوی ترفند پونزی افتادید. منظور از ترفند پونزی، هر ترفندی است که:
- به شما وعده ی یک شبه پیمودن ره صدساله را میدهد؛
- هر ترفندی که اساس آن طمع است نه ارزش آفرینی؛
- هرترفندی که اساس آن احساس بی لیاقتی و ناتوانی درباره خلق شرایط دلخواه در زندگی است.
نشانه اینکه فرد در دام این ترفندها افتاده این است که: برای رسیدن به خواسته ای که از نظر فرکانسی فاصله زیادی با آن دارد و ظرف وجود او آماده دریافت آن نیست، به جای پر کردن این فاصله فرکانسی بوسیله کار کردن روی بهبود شخصیت خود و افزایش ظرف وجود خود، می خواهد این فاصله را با ایده ها و وعده هایی پر کند که به او وعده یک شبه پیمودن ره صدساله را می دهد. وعده استفاده از شانسی که در خانه او را فقط همین الان و همین یک بار زده است. فردی که درگیر این دام باشد، تنها وقتی به هوشیاری می رسد که در این مسیر نه تنها دارایی های قبلی اش را از دست بدهد بلکه برای بازگشت به نقطه صفر، راه پر پیچ و خمی را می پیماید. جهان با این ضربه سنگین به او می گوید که هرگز قادر به دور زدن قانون نیست.
اگر شما هم چنین تجربیاتی دارید، در بخش نظرات بنویسید چه درسهایی از این تجربیات تلخ گرفتید و چگونه از این درسها برای رسیدن به نتایج پایدار استفاده کرده اید؟
حتی در حالت هوشمندانه، چطور از این نوع تجربیاتی که اطرافیان شما داشتند، درس گرفتید؟ یعنی بدون اینکه درگیر این دام شوید، برای خود تصمیمات از پیش تعیین شده ساختید تا در چنین لحظاتی قانون را به یاد بیاورید و در دام این ترفندها نیفتید؟
و سوال اساسی تر این است که: آیا هنوز هم آن درسها را به یاد دارید و آنها را در روند پیشرفت خود لحاظ می کنید؟
ب) درباره تجربیاتی بنویسید که به خاطر درک قانون تکامل، به جای طمع ورزیدن، به این نوع ایده ها و وعده ها با اطمینان “نه” گفتید چون می دانستید که تنها راه رسیدن به خواسته مد نظر، آماده کردن ظرف وجودتان و مهاجرت به مدار آن خواسته است. به همین دلیل قدمهای محکمی برای رشد شخصیت درونی خود برداشتید. روی بهبود مهارت ها و توانایی های خود در راستای آن خواسته کار کردید، حل مسائل پیش رو را یاد گرفتید و به این شکل شخصیت شما آماده دریافت آن خواسته شد. سپس نه تنها از این مسیر رشد لذت بردید، نه تنها از مسیر هموار به آن خواسته رسیدید بلکه مهم تر از همه، فرمول تحقق خواسته را یاد گرفتید و این توانایی از هر نتیجه ی دیگری برای شما با ارزش تر بوده است.
یادآوری هر دو شکل از تجربیات بالا، اهرم رنج و لذت قوی در ذهن می سازد تا بهبود شخصیت درونی خود را با اختلاف، بالاترین اولویت زندگی خود قرار دهد. نتیجه این اهرم، روان شدن چرخ زندگی و نشستن روی شانه های خداوند در مهاجرت به مدارهای بالاتر است.
منتظر خواندن تجربیات سازنده شما هستیم
منابع کامل درباره آگاهی های این قسمت: آگاهی های دوره روانشناسی ثروت 1 برای بیدار کردن توانایی خلق ثروت در وجودمان
یکی از کمترین برکتهای عمل به آگاهی های دوره روانشناسی ثروت 1 در زندگی دانشجو این است که:آگاهی های این دوره دانشجو را از افتادن در دام های نامرئی ای حفظ می کند که آدمهای زیادی توانایی تشخیص این دام ها را از فرصت های سازنده ندارند.
آگاهی های دوره روانشناسی ثروت 1، با پرورش عضله “مولد بودن” در وجود دانشجو، تنها راه رسیدن به موفقیت مالی پایدار را در وجود او نهادینه می کند. این درک، توانایی تشخیص “دامهای مخرب” را از “فرصت های سازنده”، را به دانشجو یاد می دهد و او را از ضررهایی ویرانگر حفظ می کند که اگر فردی در دام آنها بیفتد، به این راحتی قادر به جبران خرابکاری های این نوع از باورهای محدود کننده نخواهد بود.
آگاهی های این دوره شما را از مدار فقر و هر ایده ای دور می کند که شما را در این مدار نگه میدارد؛
آگاهی های این دوره مانع اخذ تصمیمات مخربی می شود که آنقدر می تواند اوضاع را سخت کند که حتی برگشتن به نقطه صفر، نیازمند پیمودن هفت خوان رستم می شود؛
وقتی با آگاهی های دوره روانشناسی ثروت 1 همنشین می شوی و قانون خلق ثروت پایدار را یاد می گیری، متوجه می شوی مسیر رشد چقدر مسیر هموار و لذت بخشی است و البته این روند طبیعی زندگی است. اما دلیل اینکه افراد زیادی در مسیر های پر پیچ و خم گیر افتاده اند، نه به این دلیل است که رسیدن به خواسته ها سخت است بلکه به این دلیل است که آن افراد سکان را به دست باورهای محدود کننده ذهن شان داده اند.
آگاهی های دوره روانشناسی ثروت 1 ، در مسیر بهبود اوضاع مالی، سکان را از ذهن محدود کننده می گیرد و به دست باورهای توحیدی و ثروت آفرینی می سپارد که نسبت به مسیر تجربه نعمت ها، دیدی وسیع دارد و سرراست ترین مسیر برای رسیدن از جایی که هستید به بی نیازی مالی را می شناسد.
اطلاعات کامل درباره محتوای آموزشی دوره روانشناسی ثروت 1
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»104MB26 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»25MB26 دقیقه











به نام نامی دوست که هرچه داریم از اوست سلام
به لطف ربی جونم هدایت شدم به خواندن کامنتهایی که روی این فایل نوشتم . دیدم چقدر جالب در هرکدام یک سری مثالزدم و از یک زاویه متفاوت نوشتم.
در اولین کامنتی که نوشته بودم، مثال نور و رنگینکمانی که زده بودم را خیلی دوست داشتم. بهم حس نزدیکی بیشتر با رب رو داد و همین طور نگاهی که خودم رو با دیگران مقایسه نکنم و کم ارزش ندانم. و این مثالی نیست که من بهش رسیده باشم بلکه هدایتی از جانب ربم هست. خدایا متشکرم.
ما پارهای از خدا هستیم، از جنس نور.
وقتی باران میبارد و خورشید میتابد، رنگینکمان پدیدار میشود.
هر یک از ما، ذرهای از آن رنگهای رنگینکمانیم؛
با طولموجها و ویژگیهای متفاوت، اما از یک منبع.
همه ما زیبا و باارزشیم، از یک جنسیم.
وقتی پا به زمین گذاشتیم، درست مثل نور در منشور، تجزیه شدیم.
این جهان، همان منشوریست که نور را به رنگهای گوناگون تقسیم کرده.
اما اصل ما یکیست، و روزی دوباره به جهان دیگر بازمیگردیم.
پس همه از نوریم، همه برابر.
همه به یک اندازه فرصت رشد و پیشرفت داریم.
قانون برای همه یکسان است و به یکسان عمل میکند.
تنها کافیست مسیر تکاملمان را طی کنیم.
( برای درک بهترش ویرایشش کردم)
ما هرچی نیاز داریم رب بهمون میگه، چقدر خوشحالم از نوشتن این ردپاها، در هر کدام مثالهایی زدم که در ذهنم کمرنگ یا به فراموشی سپرده شده بود. یادم آورد از کجا و با چه شرایطی به وضعیت الانم که به چشمم نمیاد رسیدم. لطف و رحمت ربالعالمین ام همیشه شامل حالم بوده
الحمدالله کما هو اَهلَهو.
اما اهرم رنج و لذتی که مریم جان گفتن با هدف ساختن اولویت اول و بالای زندگیم، شخصیت بهتر و قویتر و باایمانتر چرا که پایه تمام موفقیت هاست.
مثال ترفند پونزی نه تنها در پول و مال بلکه در قسمتهای دیگه زندگیمون هم میتوانیم بسطش بدهیم
کجاها در زندگیم ترسیدم؟ کجاها طمع کردم و خواستم ره صد ساله رو یک شبه برم( لایق ندانستن خودم یا ضعیف و ناتوان دیدن خودم برای خلق شرایط دلخواه)؟ چه مثالهایی از دیگران دارم؟
نزدیکترین خاطره امتحان موسیقی، درسم رو درست نخوانده بودم و سرکلاس هم حواسم جمع نبود شب امتحان به نظرم حفظ کردن آنهمه اسم و آثارشان و سبکها و ویژگی هر کدام خیلی سخت بود. پس برخلاف همیشه، شروع کردم به نوشتن تقلب به جای یادگرفتن و توکل کردن. اولا تقلبم گرفته شد، دوما نمرم پایین شد از همه مهمتر احساس به شدت بدی داشتم و خودم رو شماتت میکردم.
مثال دیگه در مورد لاغری، تبلیغاتی که میگه بیا این رژیم بگیر یا فلان دارو و قرص رو بخور یا فلان عمل انجام بده معجزه میکند دوسوت لاغر میشی و بماند چه عوارضی به این جسم بینوا میزند.
فرد شاید یه مدت نتیجه بگیره اما به خاطر عدم طی کردن تکامل بعد یه مدت از قبلش هم بدتر میشه و اعتماد به نفسش رو از دست میدهد و هزارتا برچسب جور واجور به جسمش میزند.
کجاها تکاملم رو طی کردم؟
سادهترین و نزدیکترین مثالش بقیه امتحانها که باور داشتم جوابها بهم گفته میشه و تقلب رو بدترین رفتار میدانستم. درسها رو خواندم و درک کردم نه حفظ کردن و سر کلاس حضور داشتم وقتی سر جلسه امتحان می نشستم و برای نیم ساعت اول چیزی یادم نمیاومد امیدم رو از دست نمیدادم . از ربم کمک میخواستم. پس کلمه به کلمه، جمله به جمله بهم گفته می شد، مینوشتم. گاهی اوقات آخرین نفر میرفتم بیرون اما حالم خوب بود و آرامش داشتم به خاطر این که به ربم اعتماد کردم و خودم رو خوار و خفیف نکردم برای گرفتن یک سوال و یک نمره، به خودم میگفتم تهش ترم دیگه برمیداری.
نتیجه شد بهترین نمرات در آن درسها، بچهها نالان از امتحان من راضی از هدایت رب.
اینها رو مینویسم برای خودم تا یادم باشه هیچ وقت برای هرچیز حتی سادهترین چیزها نترسم و طمع نکنم و وقار خودم رو به عنوان یک انسان حفظ کنم و به ربم توکل کنم لاجرم قدم به قدم هدایت میشوم به سمت نعمتها و خواستههام به سمت مدار بالاتر. هر وقت به هر دلیلی بخواهم دور بزنم و ره صد ساله رو یک شب برم و روی خودم یا غیره حساب کنم با مخ میخورم زمین. اگر درآمد میخواهم با شرایط و شغل دلخواهم هیچ راهی نداره جز بهبود شخصیتم، جز دیدن آنچه که رب داده و بهره بردن ازش و سپاس گزار بودن به جای ندیدن نعمتها و کفور بودن و فراموشی قدرت رب وجودم. هیچ راهی ندارد جز افزایش توانایی و مهارتهایم.
خدایا یاریم کن شخصیتی مولد باشم و ارزش آفرین. فردی که زیبا زندگی میکند و جهان را به جای زیباتری برای زندگی تبدیل میکند.
از یک شخصیت قوی و مولد یک انسان ثروتمند و موفق ، یک مادر قوی و عاقل، یک همسر آزاد و مستقل در عین حال همراه و پر انرژی و شاد نشات میگیرد.
یاحق.
بسمالله الرحمن الرحیم
سلام:))
ما با هیچ کس رقابت نداریم، به ما ربطی نداره که افراد چقدر دارند و چه کار میکنند، همین که میبینیم افراد در حوزه های مختلف به موفقیت رسیدند یعنی میشود به موفقیت رسید.
و تنها باید مسیر را طی کنیم؛ ما تنها با خودمان رقابت میکنیم با من دیروز، از طریق امروز با ایمانتر، بهتر عمل کردن نسبت به دیروزمان.
ثروت= سلامتی، آرامش و پول
وقتی در مسیر درست باشی یعنی نخواهی طمع کنی و حرص داشته باشی و حسد به ورزی، میگی من هر چی به خواهم به راحتی بدست میارم و از هر راهی و روشی برای رسیدن بهش استفاده نمیکنی.
هر چه ثروتمند تر شوی پیش رب عزیزتر میشوی
این که رب گفته آن که با تقوا تر است پیش رب عزیزتر هست، تقوا با ثروت میآید، کسی که ثروت واقعی داشته باشه و در مسیر درست باشه، نه حرص میزند، نه طمع دارد و نه کلاه برداری میکند یعنی ثروت تقوا میآورد.
چه طور بر ترس ها غلبه کنیم؟
تنها راه غلبه بر ترسها رفتن به دل آنهاست، یعنی در عینی که میترسیم حرکت کنیم با توکل که این نشانه ایمان هست ، چرا که ترس ها همیشه هستند.
چرا به خواستههام نمیرسم؟ چون در عین حال که یک سری خواسته دارم مثل استقلال مالی، مثل سلامتی و…. ترسهایی هم در کنار هر خواسته دارم که همان ترمزهای من هست و باعث میشه من به خواستههام نرسم، ایده ها و راهکارها رو نبینم اگرم میبینم حرکت نکنم به سمتشان. یا مسیر اشتباهی رو برم، وقتی تصمیم میگیرم با توکل به رب به برم به دل ترسها مسیرها بهم گفته میشه، راهها باز میشه.
ترس چیزی نیست چون تخیل آینده وحشتناک که وجود ندارد جز در ذهن من.
از هرچی بترسی سرت میاد چرا ؟ چون مدام در ذهنت بهش پر و بال دادی و توجه کردی، یادمه شرایط جسمی مناسبی نداشتم و حرکت برام راحت نبود و به شدت نگران بهبود بودم، همین ترس و نگرانی باعث شد من الکی الکی سرما بخورم و شرایطم بدتر از قبل بشه، یخ جا دیگه به خودم آمدم دیدم هرچی بیشتر نگران بهبود باشم حالم بدتر میشه، پس با توکل به رب زدم به بیخیالی، به این که خیر هست هر اتفاقی بیافته و باعث شد سرعت بهبودم افزایش پیدا کند و ایمان و توکلم به رب بیشتر بشه، باعث شد این طرز فکر که همه چی گذراست غم و شادی در من شکل بگیره و راحت تر زندگی رو بگیرم.
باوری که مدام به خودم تکرار میکنم به خصوص در زمانهایی که حالم خوب نیست، باعث میشه پذیرای طی کردن تکاملم باشم به جای عجله برای رسیدن به خواستههام در زمینه های مختلف،
دست بردارم از درجا زدن ها و کارهای بیهوده کردن و روی بهبود شخصیت درونیم کار کنم و نتیجه شده زندگی راحتتر، روزهای دوست داشتنیتر و دیدن نشانههای ربی جونم در این مسیر.
خدایا صد هزار مرتبه شکرت.
ترس دیگهام از حرف و نظر خانواده در خصوص نداشتن پوشش سر بود.
وقتی اول هدایت شدم به سمت این که بود و نبودش برام تفاوت چندانی نداشته باشه همون به صلح رسیدن با شرایط و محیطی که هستی، کم کم برام باور پذیر شد و اتفاقاتی پیش آمد که باعث شد خود به خود و به راحتی بزارمش کنار، یادمه ترس داشتم از واکنش ها اما همه خیلی راحت و طبیعی برخورد کردن و اتفاق خاصی هم نیافتاد.
همه سناریوها در ذهنم بد بود در واقعیت اصلا یک چیز عادی بود.
ترس دیگه از حرف مردم و از دست دادن فرصت، میخواستم از کارفرمایی بابت تأخیر در پاسخ گویی عذر خواهی کنم و براش آرزوی موفقیت اما مدام این فکر میآمد که آره تو داری به خاطر فلان چیز لگد می زنی به بخت خودت و فرصتت رو میسوزونی، با شنیدن همین فایل امروز پیام دادم رفت تمام شد گفتم الخیر فی ماوقعه مطمئنم این شغل یک نشانه بود.
فرصت های بهتری برای من هست، رب هدایتم میکند به سمت مسیر درست و یک بار سنگین الکی = ترس، و جای الکی اشغال کرده بود از روی دوشم برداشته شد. خدایا شکرت که ترس هام کمتر و بهتر شده و ایمانم قویتر.
واقعا در هر اتفاقی خیریتی هست، الان که دارم نگاه میکنم، چقدر من نسبت به قبل ترسم از حرف مردم کمتر شده، قبلا حتما باید یک رژ میزدم برم بیرون اما الان نه، چی بشه بزنم.
الان چقدر راحتتر و با اعتماد به نفس بیشتر وقتی میروم پارک و میبینم صندلی خالی نیست درخواست میکنم که جمعتر بشینند من هم بشینم، در صورتی که قبلا خجالت میکشیدم این درخواست داشته باشم و با خودم میگفتم الان فکر میکنند من چقدر پروئم یا مزاحم شدم.
هرچی بیشتر به دل ترسهامون بریم قویتر میشویم و عزت نفسمان بیشتر میشود در کل توحیدی تر میشویم.
دلیل پیشرفت همین کار کردن روی ترسها و بهتر شدن آنها هست هر چی توکل بیشتر، هرچی ایمان به قانون بیشتر، عملگرا تر و آماده تغییر بودن بیشتر، زندگی لذت بخش تر ، موفقتر و ثروتمند تر.
کلید خوش بختی: استمرار، پذیرفتن بی چون و چرای باورهای مناسب، کنترل ذهن و نشنیدن حرف مردم و جامعه
یاحق.
به نام خالق هدایتگر سلام.
چندسال پیش یک شرکت لوازم آرایشی بود که کلاس گذاشته بود و همین حالت هرمی عضو میگرفتی و باید جنس هاشون رو میفروخت و خودت ازشون میخریدی و استفاده میکروی چون بدونی چه جنسی به مردم میفروشی و هرچی اعضایی که اضافه کرده بودی بیشتر میفروخت به تو هم درصدی میرسید من اون موقع خیلی مشتاق کار بودم اما به لطف خدا هزاران مرتبه شکر پدرم منصرفام کرد و دوجلسه از کلاس بیشتر شرکت نکرده بودم اومدم بیرون.
همین چندماه پیش برای داشتن شغلی دانشجویی توی دیوار دنبال کار میگشتم که یه تبلیغ کار در منزل بود گفت 100 ت نمیدونم بابت چی باید بدهم بعد من رو عضو کانالشون میکنند و میتوانم پروژههای مثل نریشن و تایپ و… رو بردارم و نیاز هم به این که تست بدهم نیست من خوشحال بودم کار پیداکردم با خودم نگفتم بابا چرا طرف کیفیت کار براش مهم نیست؟ بعد که شماره کارت داد و پول رو ریختم شک کردم هی پیام میدادم تا عضو یک کانال که چند k عضو داشت در تلگرام شدم. تو کانال پروژه بود یا بهتر بگم فایل هایی تحت عنوان پروژه اما این طور که هرکی زودتر انجام بده و بابت هر پروژه هم باز یه هزینه باید میدادی چند عکس واریزی که مثلا دست مزد طرف دادن گذاشته بود خدارو صد هزار مرتبه شکر در حد همون 100 ت پولم دادم و بیشتر درگیر نشدم چون یادمه رفتم اسمش سرچ کردم سایت اصلی پیداکردم تو سایت اصلی هشدار داده بود که به نامشان همچین کلاه برداری انجام میشه. با خودم گفتم صدقه بود از سرم رد شد دیگه هم دنبال این جور کارها نرفتم. به هیچ کسم در این باره هیچی نگفتم.
نمونه نادیده گرفتن تکامل یکی از اقوام، کارهای دست دوز انجام میداد و به قیمت نسبتا خوب میفروخت اما مشکل اینجا بود که کارهاش آن کیفیتی که باید داشته باشند نداشتن، با هر عیب و ایرادی بود میفروخت و یه روز یه بنده خدا بهش سفارش داد و گفت هزینهاش خر چقدررشد میپردازه مثل کارهای قبلی کیفیت کارش پایین بود و با موادی که مد نظر خریدار لود نبود همین نسبت به کارهای دیگهاش با قیمت بیشتر فروخت اما همون بود. کلا دیگه اون کار رو گذاشت کنار.
درسی که من گرفتم دنبال زودیادگرفتن نباشم، کار رو از صفر شروع کنم به یادگرفتم و وقتی در آن کار مهارت لازم پیداکردم دست به درآمد زایی بزنم این طوری کار خودم رو زیر سوال میبرم.
ترس و طمع چشم آدم رو از تواناییها و نعمتهاش کور میکند نمونه خیلی ساد اش که میشه تو زندگی هم بسطش داد یادمه از ترس این که نمره کم نیارم تقلب مینوشتم بعد سرجلسه امتحان یکسری سوالها میدیدم که اصلا چشمم هم بهش نخورده بود تو کتاب، بعد امتحان میدیدم اتفاقا اون سوال جلوی چشمم بود اما من چون درگیر نوشتن تقلب بودم اصلا حواسم به اون سوال نبوده و ندیدمش. بعد اون دیگه همیشه سعی میکردم دنبال تقلب کردن نباشم تلاش کنم خودم بفهمم مطالب رو درواقع یادبگیرمش.
یکی از اقوام تویی از بانک ها وام گرفته بود برای پول پیشه خونه حالا تا اون موقع وام نگرفته بود ولی این سری میگفت درصدش کم هست و خوبه و فرق داره و …. و این که ضامن هم خانمش شده بود خلاصه الان دوسال هنوز که هنوز نتوانستن وام تصفیه کنند و کارت های خانمش همه بسته شده و دیگه خودتون ته ماجرا رو برید
در کل قشنگ اسم وام و تسهیلات یا خرید قسطی میاد انگار دارند زنگ خطر رو تو گوشم به صدا درمیارند با تمام سرعتم میخواهم از اونجا فرار کنم.
دارم میخرم استفاده میکنم ندارم نمیکنم مجبور نیستم خودم رو بندازم وسط جهنم. این رو همیشه با خودم تکرار میکنم.
علت این که کارهام خیلی طولانی میشه یعنی بیشتر از تایمی که نیاز هست ادامه پیدا میکند و در آخر هم کلی ازش باقی میماندن به خاطر این که مدام دنبال ایده های مختلفی میگردم میدام میخواهم بدون طی کردن مراحل سریع تر تمام شه بره و از طرفی خیلی هم عالی باشه نتیجه برای همین درآخر به شدت سردرگم و کلافه میشم.
در پناه حق باشید.
به نام رب جلیل سلام
تنها عامل موفقیت عزت نفس است یعنی احساس خود ارزشی و ارزش قائل شدن برای دیگران یعنی تین که در عین حال که دار م نظرم و خواسته خودم بیان میکنم بع نظر و عقاید دیگران هم احترام بزارم خودم برتر از دیگران یا برعکس ندانم ایمان داشته باشم که باارزشیم نه به خاطر کارهایی که انجام دادیم یا میدهیم بلکه تنها بخاطر این که زنده هستیم پاره ای از خدا هستیم از نور دیدن وقتی بارون میاد بعدش خورشید هم هست رنگین کمان میشه دید حالا هر کدام از ما یه ذره از همان رنگ های رنگین کمان هستیم با طول موج ها و ویژگی های مختلف
– همه ما زیبا و باارزشیم همه از یک جنسیم فقط وقتی پا به زمین گذاشتیم درست مثل همین رنگین کمان که نور تجزیه شدیم انگار این جهان یه منشور که این نور تجزیه کرده شده این که هست ویه روزی دوباره بر میگردیم به جهان دیگر پس همه مثل هم هستیم همه از نوریم وبه یم اندازه جای رشد و پیشرفت در این جهان داریم قانون برای همه ما یکسان و یکسان هم عمل میکنه تنها باید تکامل مان را طی کنیم مثل وقتی من از همین امکانات که به طور رایگان در سایت هست به درستی استفاده کنم به سمت مدار بالاتر میرم میتوانم رویا هایی که رویانیست بخرم و بهره بگیرم بعد این که توانستم درکش کنم و بهش عمل کنم اون وقت به محصولات باارزش دیگه مثل همین عزت نفس هدایت میشم و تهیه میکنم به همین زیبایی ولی وقتی تکامل طی نکرده یا بهتر بگم از امکانات استفاده مفید نتوانستم ببرم چه جوری انتظار دارم که از امکانات و آگاهی های بیشتری میتوانم بهره ببرم همیشه به خودم میگم اگه از این زیبایی از این شرایط بهترین استفاده را بردی بقیه شرایط دلخواه زندگیت میسازی و بهترین عملکرد درش خواهی داشت در غیر این صورت ممکن نیست همیشه باید صبور باشم یعنی از راهی که دارم میرم نهایت لذت ببرم و نگران نتیجه و رسیدن به مقصد نباشم .
در پناه الله شاد و ثروتمند و سعادتمند و سلامت باشید در دنیا و اخرت.