مصاحبه با استاد | پاداش های جهان به «استمرار در مسیر درست» - صفحه 42


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | پاداش های جهان به «استمرار در مسیر درست»
    78MB
    23 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | پاداش های جهان به «استمرار در مسیر درست»
    22MB
    23 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

623 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    رضا دهنوی گفته:
    مدت عضویت: 2879 روز

    به نام خدای روزی رسان

    دزود و احترام

    استمرار و ادامه دادن و ادامه دادن این موضوع خیلی مهمه ،، باورها یک شبه به وجود نیومدن که با چند تا جمله من بتونم دیگ توحیدی و پرفکت بشم.. نه من فقط میتونم ارام ارام با تکرار هر روزه این فایل ها و رد پا گذاشتن از خودم به سمت خداوند و توحید حرکت کنم .

    نامیدی و استیصال بزای هر فردی که در جهت موفقیت تلاش میکنه رخ میده ولی باید بدونم که من تنها نیستم و خداوند با قلبم با من صحبت میکنه ،، پس باید ادامه بدم و ادامه بدم . این چند وقته که یوگا رو به صورت مستمر تمرین میکنم کاملا میفهمم کلییی پیشرفت کردم خصوصا توی حرکت هند استند که خیلی این حرکت رو دوست دارم و خصوصا اینکه در حرکت دارم یاد میگیزم که موقع هند استند زدن حبس نفس نداشته باشم و تنفس بینی داشته باشم. چون زیبایی یوگا هماهنگ کردن تنفس با حرکت هستش . بعد یواش یواش که تمرینم رو دارم ادامه میدم قشنگ میفهمم که حرکات داره میزه توی بدنم ..

    خصوصا حالا که درک کردم که خصوصا دز مبحث باورهای مذهبی در موزد بحث خدا و ثزوت خیلی ایراد دارم پس باید روی اون باورها کار کنم و همچنین تمریناتم رو هم به طور مستمر ادامه بدم.

    خب اینم از رد پای بعدی من ،، یادم باشه تعهد دادم

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    رستا محمودی گفته:
    مدت عضویت: 353 روز

    به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

    ستایش مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است.

    (خداوندی که) بخشنده و بخشایشگر است (و رحمت عام و خاصش همگان را فرا گرفته).

    (خداوندی که) مالک روز جزاست.

    (پروردگارا!) تنها تو را می‌پرستیم؛ و تنها از تو یاری می‌جوییم.

    ما را به راه راست هدایت کن…

    راه کسانی که آنان را مشمول نعمت خود ساختی؛ نه کسانی که بر آنان غضب کرده‌ای؛ و نه گمراهان.

    خانم شایسته عزیز ممنون بابت این پروژه زیبا

    استادددد گرامی مچکرممممم

    شکر خدا که امروز هم تونستم گام هفت پروژه رو پیش ببرم، بحث استمرار و دریافت پاداش برای من خیلی ملموسه من حدود 4 سال پیش به خاطر علاقه زیادی که به بازارهای مالی دارم فعالیت تو بازار فارکس رو شروع کردم اوایل همه چی برام گنگ و مبهم بود ولی خیلی تلاش می کردم هر مطلبی که یاد می گرفتم رو کلی تمرین و تکرار می کردم تا از دل اون مطلب یه نکته نابی بکشم بیرون و خیلی خیلی زیبا هدایت می شدم به آگاهی های زیبا، بعد حدود سه سال به یه سیستم معامله گری رسیدم که خودم نگاش می کنم کیف می کنم میگم آخه چطوری این مطالبو به هم پیوند زدم! بعد از تکمیل سیستم نوبت اجرای اون سیستم در عمل بود و کنترل احساسات که باز حس کردم که مشکل دارم توش و پله پله برا خودم هدفگذاری می کردم خیلی وقتا هم پیش اومده بود ناامید بشم اما گاهی اوقات پشت میز کارم گریه می کردم بعدش می رفتم صورتمو می شستم میومدم دوباره سیستممو روشن می کردم یا کتابمو می خوندم اصلا نمی تونستم بگذرم ازش.فکر میکنم فروردین امسال بود که من در دفترم نوشتم سیستم معامله گریم در دنیا بهترینه اما من در اجرای اون مشکل دارم و ایمانم ضعیفه و نمی تونم به خدا توکل کنم و خدای مهربون هم دستمو گرفت گفت بفرما این سایت بشین ایمانتو بساز روزای اول اشکم در میومد از اینکه دقیقا اینجا همون چیزی بود که می خواستم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      مصی مسلمی گفته:
      مدت عضویت: 1551 روز

      سلام رستای عزیز

      خیلی خوشحالم از موقعیت شما در مسیر موفقیت

      امیدوارم روز بروز پیشرفت کنید.

      من خودمم خیلی علاقه مند به این فعالیت هستم. ولی حقیقت اصلا جرات ورود ندارم، در بازارهای مختلف کار میکنم یعنی تجارت های مختلف پیش میگیرم و خداروشکر عالی هست

      ولی وارد فارکس نشدم.

      همین که واردش شدین و تلاش کردین، زحماتتون ستودنی هست

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
      • -
        رستا محمودی گفته:
        مدت عضویت: 353 روز

        سلام و سپاس از شما دوست عزیز

        فارکس دنیای عجیبیه در عین حال که اکثر آدمایی که میان تو این مسیر با دید اشتباه و آرزوی یک شبه پولدار شدن میان و شکست خورده خارج میشن اما معدود کسایی که آگاهانه واردش میشن می دونن که اینجا هم قانون تکامل صدق می کنه و چالش های هرروزه که باهاش مواجه میشن باید حل بشه و حل این چالشها خودش باعث رشد میشه و وقتی به جای توجه به پول از رشد خودت لذت ببری داستان زیبا میشه. این روزا خیلیا با آموزشای اشتباه کلی پول از افراد می گیرن و به اشتباه اونارو به این مسیر می کشونن انشاالله بعد از موفقیت تو این مسیر منم بتونم به شیوه استاد کلی فایل آموزشی رایگان و استاندارد تهیه کنم تا اگه کسی قراره تو این مسیر بیاد با آگاهی کامل بیاد و وقت و هزینه و زندگیشو هدر نده و به جای استرس شادی و لذت رو تو بازار تجربه کنه. الهی آمین

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    فریبا آرام گفته:
    مدت عضویت: 275 روز

    سلام به همه دوستانم

    امیدوارم در حال خوب باشید

    ممنونم از تمام کسانی که در تهیه این فایل زحمت کشیدن.

    من اوایل عضویت ام در این سایت قشنگ و ارزشمنده….

    گاها ناامید میشم….

    نه بخاطر تضاد…

    خیلی تضاد یا اتفاق بزرگی در زندگی من رخ نداده

    جز تضاد زحمت کاری زیاد و حقوق کم!

    اینم مطمئن هستم از نوع باور محدود کننده خودمه

    کارمو ترک نمیکنم چون دوستش دارم

    و توش کاملا مهارت استعداد دارم

    فقط باید باور ها اصلاح شن

    و باوری چون: درامد من چندین برابر زحمت کاری منه…

    ؟

    بیشتر از اینکه یه اتفاق عالی معجزه طور رخ نمیده من ناامید میشم…

    اما باز سریع برمیگردم به این سایت….

    حسم میگه:

    فایل های استاد رو گوش کن کامنت ها رو بخون….

    بعدم احساسات زود گذرن…

    ناامیدی رو بپذیریم

    انکارش نکنیم ازش فرار نکنیم

    در لاین کناریش حرکت کنیم هر چند کند…. ولی حرکت کنیم.

    «دستانم در دستان محکم خداست»

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    شاهکارِ خدا گفته:
    مدت عضویت: 264 روز

    به نام پروردگار خالق شادی و نور.

    سلام . با اینکه این چند روز کمی کمتر فایل هارو گوش دادم ولی اومدم تا از نتایجی که تو این چند روز یا یک هفته ای گرفتم بگم تا رد پا بمونه و احساس عالی ای به خودم و همگی هدیه بدم، البته بگم که انگار این دو سه هفته سایت جزعی از زندگی من شده مثل وعده های غذاییم و چقدر از بابتش خوشحالم.

    این چند روز حالم گه گاه به سمت خنثی یا بد میرفت ولی سعی میکردم تا از اون حال بیرون بیام و خودم رو توی حال خوب نگه دارم و دیدم چقدر درسته که ادم هر لحظه باید ذهنش و ورودی هاش رو کنترل کنه وگرنه به همون حال برمیگرده.

    ▶️1) خب ، یکی از اتفاقات عالی ای که برام رقم خورد روز کنکورم بود که از خداوند خواستم به بهترین شکل و راحتی تمام کنکورم رو بدم و سر جلسه خیلی زود بگذره ، و باید بگم توی این گرما کلاسی بهم افتاد که از نظر تهویه و هوای خنکش عالی بود و صندلی های کلاسش چوبی نبود و از اون مدل صندلی های پارچه ای و نرم بزرگ بود و خیلی خیلی راحت بودم ، چقدر عالی پذیرایی کردن و علاوه بر کیک و اب توی کلاس هم به من به جای یکی دوتا شکلات دادن که من نشانه اینهمه رحمت و عشق خداوند گرفتم البته چون شکر نمیخورم تشکر کردم و پس دادم ، این رو در ذهنم اشتباهی و تصادفی در نظر نگرفتم و جایزه جهان در نظر گرفتم.

    و من قبلش همش ناامید بودم از خودم و حساب باز نکرده بودم میگفتم من به اندازه بقیه خوب نیستم چون این اخرا نخوندم و پدرم باهام حرف زد و چقدر نکته های طلایی بهم گفت.

    ” گفت این دیدگاه خیلی بدیه که تو داری ، تو اینهمه تلاش کردی اونوقت الان جا زدی؟ من توی پرونده هام 2درصد ، 3درصد شانس موفقیت دارم ولی همونو با اراده و اعتماد به تواناییم هام قبول میکنم و ادامه میدم و ولش نمیکنم و توی خیلی هاشون هم موفقم… توی کارم پرونده هایی که شانسش کمه و همه میگن کارش تمومه یا حتی پرونده های خوابیده رو میگن که به من بدن چون میدونن من انقدر با تلاش و اعتماد به نفس پیگیرم. تو تلاشتو بکن و به نتیجه فکر نکن به خدا بسپر و ادامه بده. بهش گفتم با خودم میگم نکنه این همه وقت ، فقط وقت و زمانمو هدر دادم؟ گفت اگه همه میخواستن اینجوری فکر کنن که کسی موفق نمیشد. ”

    و خلاصه حرف هاش خیلی تحت تاثیرم قرار داد.

    با خودم گفت ببین عزیزم ، میفهمم الان دیگه میلی به درس خوندن نداری و ناامیدی. ولی ببین بهترین کاری که میتونی انجام بدی چیه؟! ناامیدی ایمان نداشتن به بزرگی و توانایی خداونده.

    بعد گفتم بهترین کار اینه که حداقل روی باور هام کار کنم، درواقع یک روز قبل کنکور بود و من اون اواخر کلا طرف درس نرفته بودم. این باور که کنکور غوله رو سعی کردم توی ذهنم کوچیک کنم و این باور که برای خداوند هیچکاری نداره رو توی ذهنم بُلد. گفتم من اینهمه خوندم و قطعا بلدم و سعی کردم به خودم اعتماد به نفس بدم.

    و خدا شاهده سر جلسه اصلا سورپرایز شدم.

    ببینین من خب فکر میکردم سر جلسه کامل بیکار نمونم به خاطر اون اعتماد به نفسی که به خودم دادم ولی خب گفتم یه تعداد کمی و میزنم و احتمالا بقیش رو بیکار میمونم ولی اصلا سوالا برام عجیب اشنا بودن جوری که من تا اخر تایمش نشستم و اصلا بیکار نبودم مگر درس هایی که کلا توشون مطالعه نداشتم. فارغ از اینکه جواب رو بدست بیارم یا نه اینکه به ذهنم راه حل میرسید برای روی کاغذ اوردن برام حس خوبی بود. ترس رو از دلم برداشتم و سوالارو زدم.

    و واقعا تجربه خیلی عجیب و عالی ای برام بود و حالم بعدش خیلی خوب بود چون خیلی بیشتر از اونی که فکرشو میکردم بلد بودم ، نمیگم عالی بود ولی بهتر از تصورم بود. و پدرم گفت دیدی بهم گفتم ادم هیچوقت نباید ناامید باشه؟

    ▶️2) و اتفاق دیگه اینکه حدود 6 ماه پیش دنبال یک رنگ قابی برای گوشیم بودم ولی پیداش نمیکردم و کلا از ذهنم رفته بود ، تا اینکه دو روز پیش مادرم قصد خرید داشت و من باهاش بودم و یک قابی دیدم که رنگش همون بود منتها متفاوت بود ولی مدل گوشی من رو نداشت. و خیلی ناگهانی رفتم اون سمت رو خودم نگاه نکردم دیدم عجببب!!!! دقیقا همون مدلی که شیش ماه پیش میخواستم و همون رنگ رو داره!!!! خیلی خوشحال شدم و خریدمش و از دیدنش هر بار خیلی لذت میبرم.

    ▶️3)و نتیجه دیگه که خیلی برام جالب بود و خداروشکر میکنم بابتش.

    من یک هفته ای هست که دنبال یک باشگاه و مربی خوب که رشته ی ورزشی که میخوام و کار کنه میگشتم خیلی تحقیق کردم خیلی باشگاه دیدم ولی هیچکدوم به دلم ننشت یا اینکه خیلی دور بود . تا اینکه به اون مربی که خوب بود ولی راهش دور بود پیام دادم با اینکه نه من با ایشون اشنا بودم و نه ایشون با من چنان عالی جواب من رو دادن که واقعا حس کردم دست خداونده ، با خودم گفتم از خود ایشون بپرسم جای نزدیکتر باشگاهی رو میشناسه؟ و ایشون یکجور باور نکردنی با احترام و گفتار عالی اومدن با اینکه خودشون هم اون رشته رو کار میکنن همکاراشون رو به من معرفی کردن و ازشون تعریف هم کردن با حس خوب و من چقدر احساس خوبی گرفتم راستش اولش ذهنم میگفت زشته از خودش بپرسی ولی این نجوا رو کنار گذاشتم و پیام دادم و چقدر خوشحالم که این کار و کردم.به خاطر عدم عزت نفس یا کمبود حس لیاقت خیلی سختم بود بیشتر ازشون سوال بپرسم ولی برخلاف نجواهام تا وقتی که جواب سوالاتم رو بگیرم پرسیدم و یه حس قدرتی بهم دست داد.

    و اینکه امروز رفتم اون باشگاه رو که معرفی کردن دیدم انقدر انرژی عالی ای داشت و خوب بود که علاوه بر من مادرم هم خیلی خوشش اومد جای جالب تر اینه که من توی جشنواره شون رفتم و بهم گفتن خیلی تایم خوبی اومدی و حدود 650 تومن تخفیف بهم تعلق گرفت و چقدر احساس عالی ای بود . و الان یکدفعه یکچیزی یادم اومدم که چقدرررررر برام شیرینهههه!!! من قبل بیرون اومدن گفتم من در بهترین زمان در بهترین مکان خواهم بوددد!!! و انقدر عالی با اینکه نمیدونستم توی جشنوارشونه، با اینهمه مزایا ثبت نام کردم! اونجاهم لبخند زدم و گفتم خدا خیلی دوسم داره و اون خانم خوش انرژی گفت واقعا همینطوره.

    خیلی تجربه عالی ای برای من بود.

    و چقدر تغییر رو احساس میکنم وقتی حال 2 ماه پیشم رو یادم میاد میبینم چقدر حال و هوام تغییر کرده با اینکه از صد درصد شاید 30 درصد استمرار داشتم ولی انگیزه ام همینجور بیشتر و بیشتر میشه و به چشم دارم تغییرات رو میبینم.

    خداوند رو شاکرم که من رو در این مسیر زیبا قرار داده همیشه تا جایی که یادمه ازش هدایت و حمایتش رو میخواستم و الان دارم میبینم پروردگار عاشق و مهربانم انقدر زیبا من رو دراغوشش گرفته و هر ثانیه بهم میگه: تو جون بخواه عزیزم . میدونی چقدر عاشقتم دیگه؟ میدونی بهترین کیفیت زندگی ، شادی ،آرامش ، ثروت ، حال خوب واقعی و بهترین نعمت ها و خوشبختی رو میخوام برات دیگه؟فقط به من اعتماد کن.

    خدایا عاشقتم ، ازت ممنونم. استاد عزیزم از شماهم کمال تشکر رو دارم . از مریم جان دوست داشتنی هم بسیار ممنونم. از این زندگی زیبا ممنونم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      Ani گفته:
      مدت عضویت: 415 روز

      سلام چه حس های قشنگی رو تجربه کردی.همیشه فکر میکردم اگر این اتفاقات برام میافته شانسیه ولی با این همه شنیدن صحبتهای استاد عباس منش عزیز و خوندن کامنت ها فهمیدم اینها دستان خداست که بسوی ما میاد منم زیاد از این جنس داشتم.به امید نتایج بزرگتر.موفق باشی و پیروز

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      گزارش نقض قوانین سایت
      • -
        شاهکارِ خدا گفته:
        مدت عضویت: 264 روز

        سلام ممنونم از کامنت شما دوست عزیز.

        بله من از وقتی که اون صحبت استاد رو شنیدم که در راجب خوندن یکی از کامنت ها بود که” نتایج انقدر ارام و طبیعی میاد تو زندگیمون که فکر میکنیم جزعی از روند طبیعیمونه و وقتی هم که کار نمیکنیم به همون اندازه طبیعی برمیگرده که فکر میکنیم روند طبیعیه” سعی کردم چشم و گوشم رو باز کنم تا با توجه به نکات مثبتی که برام به وجود اومده تا جایی که میتونم ، این روند بیشتر و بیشتر و با مقیاس بزرگ تر ادامه پیدا کنه و خیلی لذتبخشه چون همه و همه نشانه پاسخ خداونده.

        پیروز و شاد باشید و درپناه خداوند مهربان.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    صبا گفته:
    مدت عضویت: 1722 روز

    سلام

    گام 7 :

    من خیلی خیلی این بخش رو دوست دارم یه جور عجیبی به دلم نشت و تمام مسیرو برام واضح کرد. اولین نکته ای که ازش برداشت کردم این بود که هیچ وقت دنیا و آدم ها سیاه یا سفید کامل نیستن ما همیشه تمایل داریم به یه سمتی.

    مثلا اون کسی که امیدواره هم ناامیدی و ترس سراغش میاد ولی بیشتر وجودش رو امید و ایمان به خداوند پر کرده و برای همینه که ادامه میده و راز موفقیت اینه که ادامه بدی. من خودم از اون افرادیم که میخوام همه چیز بی نقص باشه بعد شروعش کنم مثل کانال یوتیوبم که مدام عقبش میندازم تا لاغر شم و همه چیز بی نقص باشه و کلی کتاب درباره بازیگری خونده باشم ولی این یه ویژگی شخصیتی محدود کننده ست من باید شروع کنم بعد کم کم جلو برم بازخورد بگیرم و… این فایل منو کاملا هل داد به سمت مواجهه با ترس هام کاری کرد که من بشینم و دوباره فکر کنم که ارزششو داره یه ایده و یه الهام رو به خاطر ترس هام و نقص کمال طلبی انقدر عقب بندازم؟

    یکی دیگه از آگاهی های این فایل که به جونم نشست این بود که منتظر نتیجه ی آنی نباشم من همیشه عجله دارم تو غذا خوردن راه رفتن حرف زدن کار کردن همه چیزمو با عجله انجام میدم و این از روی باور کمبود میاد چون کسی که فکر میکنه فرصت و زمان کمه همیشه عجله داره اما این دنیا پر از فراوانیه برای کسی که سطلش سالم باشه. من کاری که باید انجام بدم رو انجام میدم و بقیه اش رو میسپارم به خدا که همیشه به بهترین شکل سهم خودشو انجام میده من فقط باید کاری که بهم گفته رو انجام بدم بقیش وظیفه خودشه من می شینم روی دوش خداوند و اون منو تا اوج میرسونه. مادامی که دارم روی باورهام کار میکنم بهتر و بهتر میشم و در مسیر تکاملی رسیدن به خواسته هام هستم.

    خدایا شکرت

    یه باور دیگه که از این فایل برداشت کردم این بود که هرچقدر تلاش کنی وقتی باورات مشکل داره به موفقیت نمیرسی مثل استاد که یه عالمه زحمت میکشیدن اما نتیجه مالی نداشتن منم دقیقا همینطورم و پام تا ته روی ترمزه و ایده ای که بهم داده اینه که از کاری که توشم و حقوق خیلی خیلی کمی داره بیام بیرون و توحیدی عمل کنم. وقتی یه جایی خوب نیست از اونجا میرم نه اینکه سعی کنم بمونم و بقیه رو تغییر بدم و مطمئنم خدا هدایتم میکنه به جایی که درآمد بیشتری داشته باشم و از علاقم کسب درآمد کنم.

    وقتی ادامه بدم هر بار بیشتر متوجه ایراد هام میشم هر بار اشکال ها رو درک میکنم تضاد ها برام واضح تر میشن و میتونم توی مسیرم بهتر و بهتر بشم.

    خدایا ازت سپاسگزارم

    ممنونم استاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    مبینا گفته:
    مدت عضویت: 2099 روز

    به نام خدا

    من برای اولین باره که این تصمیم رو بعد از سه سال فایل گوش دادن مداوم و روزانه و کار کردن روی خودم،تصمیم گرفتم که بنویسم اینجا در سایت و امروز می فهمم که نوشتن توی سایت کار متفاوتی با اینکه هزاران بار از استاد شنیده بودم

    و این فایل رو به عنوان اولین فایلی که میخوام نوشتن رو شروع کنم انتخاب کردم به خاطر عنوانش..استمرار در مسیر درست

    من 6 سال پیش با استاد اشنا شدم ولی تا بتونم باور کنم این مسیر مسیر درسته سه سا طول کشید و من میومدم و میرفتم اما نزدیک سه ساله که گوش دادن به فایلا و تلاش برای عمل به اونها جزئی از روتین زندگیم هست اما اخیرا در یک ماه اخیر تضاد بزرگی برام اتفا افتاد و موندن توی این راه برام سخت شده بود در حالی که همیشه به این فکر میکردم که من هیچ وقت به این مسیر شک نمیکنم و برام ثابت شده که این مسیر درست، همینطور هم بود ولی وقتی به تضادی برخورد میکنی و نمیتونی خودت رو توی مومنتوم مثبت نگه داری موندن توی مسیر درست واقعا ساده نیست.

    نوشتن توی سایت رو برای همین شروع کردم چون به این درک رسیدم که من باید هر جور هست خودم رو متعهد نگه دارم مخصوصا وقتی تضاد های بزرگ به وجود میان..

    دقیقا همین روز ها هست که پای این حرفا واستیم و ایمانمان را شروع کنیم

    یا یک چیزی و بلد نیستیم که باید یاد بگیریم یا فقط باید ادامه بدیم تا نتایج بهتر بشه…

    همین…همین…

    باید یاد بگیریم که تضاد میاد که یاد بگیریم و بفهمیم و توی این موقع ها چون از لحاظ احساسی ثبات نداریم بیشتر باید سعی کنیم پایبند بمانیم..باید یاد بگیریم که تضاد خیره مخصوصا وقتی توی فرکانس درست هستی و داری روی خودت کار میکنی..و باید یاد بگیریم در این برهه ارام بگیریم ولی تسلیم هم نشیم

    اینا حرف نیست دارم تجربش میکنم و میفهمم این تضاد بزرگی که توی یکی دو ماه اخیر تجربه کردم چقدر به نفع من بوده و مطمئنم زندگیم با این اگاهی جدیدی که پیدا کردم به خاطر تجربه این تضاد چقدر تغییر میکنه و حتما در موردش خواهم نوشت و واقعا خوشحالم که تونستم کنترل ذهن انجام بدم چون واقعا نه تنها این اتفاق بد تموم نشد بلکه یکی از بهترین اتفاقات منه

    چیز دیگه ای هم که میتونم واقعا تایید کنم اینجا در این سایت استاد واقعا به ساده ترین شکل قانون رو میگن و واقعا راه مستقیمی اینجا گفته میشه و با تمرکز گذاشتن رو همین فایلا به هر چی بخوان برسین می رسین..اینو به خودم میگم که یادم نره که توی این سال ها چقدر نتایجم تغییر کرده و چقدر ساده به خواسته هام دارم میرسم

    خداروشکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    شهناز بیدل گفته:
    مدت عضویت: 579 روز

    با نام و یاد خداوند قادر و توانا

    سلام و احترام

    به استاد عباس منش بزرگوار و خانم شایسته عزیز

    من مدت یکسال بیشتر هست که عضو سایت شدم و این دومین ردپای من است . واقعا استاد درست فرمودید که اگه از خودتون در روز اول چیزی ننویسید بعدا باور نمی کنید که انقدر تغییر کردید .من قبل از ورود به سایت لایو استاد رو با استاد عرشیانفر دیدم و آنقدر به دلم نشست در صورتی که نزدیک 5 الی 6 ماه با استاد قبلی پیش رفته بودم و تمام فایل های این استاد رو چند بار مرور کرده بودم و خیلی حالم خوب شد

    اما بعد از اون لایو خدا میدونه که چقدر حرفهای استاد عباس منش حال من رو از قبل بهتر کرد . چون با استاد قبلی احساس یه سرزنش بدی بهم دست می‌داد.

    مثل زمانی که مادرها بچه ها رو مقایسه می کنند و میگن دیدی به هیچ جا نرسیدی نمی خواهی عوض بشی مثل سرزنش بد.

    خلاصه اینها رو گفتم

    تا بگم استاد عزیز تقریبا کل فایل های رایگان رو بارها گوش دادم و سریال زندگی در بهشت رو هم کامل دیدم .

    خدا میدونه که چقدر نسبت به قبل عوض شدم حالم زود خوب میشه و نتایج زیادی گرفتم . عید امسال مسافرت سه روزه به شمال داشتیم واقعا از لحظه به لحظه سفر و زیبایی‌ها لذت بردم

    رشته من ادبیات فارسی است

    قبلا شعرها و نثرها رو که می خوندم آنقدر رو من تاثیر نداشت تا اون شعر پروین اعتصامی که استاد لطف کردند و برای ما تفسیر کردن

    خلاصه استاد چرخ زندگیم روان شده حال دلم خوبه روابطم با فرزندانم خوبه ایمان دارم در رد پا هالی بعدی از نتایج بزرگتری برایتون می نویسم من از بچگی ارتباطم با خدا خوب بود و خیلی اهل دل بودم و معمولا به منبع وصل بودم و اصل توحید و تسلیم رو عاشقانه دوست دارم و گوش می کنم لذت می برم .

    در حال حاضر از نظر کاری شرایط نا جالبی پیش آمده که سعی می کنم به نکات مثبت توجه کنم تا نتیجه دلخواهم رو بگیرم .

    دوستتون دارم ممنون و سپاسگزار از شما و خانم شایسته هستم بخاطر این همه عشقی که به ما دارید و زحماتی که می کشید . اجرکم عندالله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1178 روز

    به نام خدای مهربانم سلام به استاد عزیزم ک مریم مهربانم

    من موقعی با قانون آشنا شدم فقط میخواستم آرامش داشته باشم و به جیز دیگه ای فکر نمیکردم

    بعد کم کم که وارد این قانون شدم گفتم هم آرامش میخوام هم پول و ثروت

    اما باز هم خدا رو نمی‌شناختم درکی از قدرت و عظمتش نداشتم

    و آرام آرام با تغییرات درونی خودم تغییرات بیرونی رو هم دیدم و خدا رو شناختم

    و الان خدا رو شکر از رمانی که درک و باور کردم قدرت خدا رو هیچی نمیخوام

    میدونم که قانونی گذاشته برای جهان و اگه طبق قانون جلو برم بهم همه چیز می‌دهد بدون تقلا و زور

    پس من باید سمته خودمو انجام بدم به سمته خدا کاری نگیرم چون در حد توان من نیست

    و من الان از دیروز و ماهه گذشته ام بهتر قانون رو درک میکنم و بهتر میتونم اتفاقات و شرایطم رو رقم بزنم

    خدایا شکرت سپاسگزارتم

    استاد ممنونتم خداوند بهت عزت و ثروت بی حساب بدهد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    مریم دستجردی گفته:
    مدت عضویت: 2103 روز

    بسم‌الله الرحمن الرحیم

    سلام به دوستان خوبم.

    به مسائل 0 و 1 نگاه نکن همه‌چیز خاکستری هست، یا متمایل به سفید یا متمایل به سیاه هست. سعی کن اغلب امیدوار باشی به زندگی این ویژگی‌که استاد در خودش ساخته. که باعث گرفتن این نتایج شده، در واقع همان سمت‌خودت انجام بده و کاری به نتیجه نداشته باش، خدا خودش می‌داند چی‌کار کند.

    به قولی ما وظیفه مان این هست که تلاشمان بکنیم، حرکت بکنیم به مقداری که با ایمان حرکت می‌کنیم خدا خودش نتایج به وجود می‌آورد.

    تو شرایط به ظاهر ناجالب هست که ایمانمان به رب باید نشان بدهیم یعنی حرکت کنیم و ناامید نشویم و باور داشته باشیم که شرایط بهبود پیدا می‌کند، امیدوارم باشیم به زندگی. درواقع یک مرحله از مسیرببینیم که باید طی بشه.

    همین تضادها باعث میشه که بفهمیم چه باورهایی ایراد دارد و با درست کردن آنها شرایط زندگی رو بهتر و بهتر کنیم، دنبال پرفکت شدن اول مسیر نباش، زیبایی زندگی به این حرکت کردن و ادامه دادن و پیدا کردن اشتباهات و اصلاح کردنشان هست.

    نکته مهم این که بدانی تضادی برخوردی به خاطر ایرادی در خودت هست و نه بیرون از تو و ایمان داشته باشی که با حرکت در مسیر اشتباهات و راهکار آن به تو گفته می‌شود و بعمل به آن شرایط بهتر و بهتر می‌شود.

    تفاوت آدم‌های موفق و ناموفق در همین ادامه دادن مسیر و اصلاح اشتباهات با بازخوردهایی که از جهان می‌گیرند است.

    موضوع مهم همین ادامه دادن هست. باید ایم مسیر برای رسیدن به خواسته‌ها ادامه دهی. باید این کار ادامه بدهی.

    حرکت کن ، ادامه بده هیچ کس در مسیر نیست که از روز اول دقیقا بداند باید چه کار کند، در مسیر گفته می‌شود، بهتر متوجه می‌شود و راحت تر می‌تواند اصلاح کند ونتایج بزرگ‌تر می‌شود.

    زیباترین روزهای زندگی از دل سخت‌ترین روزها به ست می‌آید ان مع العسر یسرا همراه هر سختی، آسانی‌است.

    مریم همین طوری ادامه بده، به کمال گرایی محل نده قدم های کوچک و متوالی بردار و ایمان داشته باش که شرایط بهتر و بهتر می‌شه.

    خدایا سپاس گزارم برای امروز با برکت

    برای عشق بازی باتو.

    برای مطالعه قرآن

    برای ردپا و گوش کردن فایل

    برای بازی با گیتا

    برای لحظات شاد و زیبای زندگیم متشکرم و خوش حالم

    برای قیمه تازه و خوش مزه با گوشت گوسفندی تازه و برنج عالی ایرانی متشکرم.

    برای خنده های از ته دلم و بی محلی به کمالگرایی و نوشتن این ردپا.

    خدا جونم خوش حالم که دارمت.

    یاحق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    مهلا کیان گفته:
    مدت عضویت: 1132 روز

    سلام به استادعزیزم مریم نازنین و دوستان خوبم

    امشب هدایت شدم به دیدن این فایل ،البته تو ستاره قطبی امروزم این خواسته بود که هدایت بشم برای زندگیم برای امروز که خداروشکر لحظات پایانی این خواستم تیک خورد.

    سوال اول :از زمانی که قانون زندگی را شناخته اید، چگونه در لحظات نا امیدی، ذهن خود را کنترل می کنید و دوباره به مسیر هماهنگ با قانون بر می گردید؟

    من به شخصه خیلی آدم سرسختی هستم تو خیلی از مسائل میگذرم تا ازش عبور کنم و آرامشم حفظ بشه چون برام آرامش و آزادیم خیلی خیلی مهمه و تو یه سری مسائل تا نتیجه نگیرم ول کن ماجرا نیستم.

    منم زمانیکه وارد این مسیرالهی شدم برای بدست اوردن ثروت بود چون اصلا نمیدونستم آرامش چیه،خدا کیه.. ولی وقتی شروع کردم به تغییر به حدی برای من این شخصیتی که داشتم آروم آروم رشدش می‌دادم شیرین و دلپذیر بود که دلم نمیخواست با هیچ چیز دیگه ای عوضش کنم،میدونید اولش شیرین‌تره چون یه جهش بزرگ باوری و شخصیتی ایجاد میشه از جایی که بودید تا به جایی که رسیدید برای همین بیشتر قابل لمسه،ولی بعد از چندسال یادتون میره که انقدر شخصیتتون عوض شده انقدر زیباتر شده و شاید از بازخوردی که از بقیه میگیرید دوباره یادتون میاد که چقدر متفاوت شدید.

    یادمه زمانیکه تو این مسیر پا گذاشتم از یه جایی به اونور انقدر احساس شعف درونی داشتم انقدر حالم خوب بود که همیشه از خودم این سوالو میکردم و اون اینکه اگه مهلا این حالو نداشتی همون آدم قبلی بودی گیر تو دنیای نازیبای خودت ولی در عوض کلی کلی دارایی داشتی،رابطه زیبا،زیباتر،خوش هیکلتر… باز میتونستی قبول کنی که به عقب برگردی و بدون تردید به خداقسم حتی یک لحظه شک نکردم به جواب، اونم اینکه نه به هیچ عنوان چون میدونستم این شخصیت جدید خالقه و خلق میکنه و لذت میبره از زندگیش و این من جدید با اختلاف از من قبلی زیباتر،باهوشتر،با ارزشتر،لایقتر،ثروتمندتر،سالم‌تر… خواهد بود‌.

    منم اون اوایل بیشتر والان کمتر ولی منم نا امید شدم جیغ زدم گریه کردم ولی تکاملی متوجه شدم که نباید تو احساس بد بمونم اون اوایل شاید چند روز طول می‌کشید سر یه ناخواسته که خودمو جمع و جور کنم ولی الان چند ساعت و حتی چند دقیقه .و جالبی این داستان اینکه تو توسط خداوند حمایت میشی و تو این مسیر زمانیکه نا امید میشی، رها نمیشی و شاید یه آبنبات یه شکلات جایزه میگیری برای ادامه ،منظورم اینه سر جای اول برنمیگردی نتیجه هرچقدر کمرنگ باز متوجه میشی که داره اتفاق میفته، تو دوباره جون میگیری برای ادامه و وقتی موفق میشی میفهمیکه چقدر پیروزی شیرینه که اگه این پیروزی از اول وجود داشت شاید انقدر برات شیرین نبود و انقدر از وجود خودت لذت نمیبردی و به خودت و خدای خودت افتخار نمیکردی، خیلی جاها تو خیلی کارا ناامید شدم و رهاش کردم ولی این مسیر مسیریه که اگه بیفتی توش دیگ رهاش نمیکنی حداقل برای من اینطوریه چون هیچ چیز و هیچ جای دیگه ای و حتی هیچ کس دیگه ای حتی مادرت انقدر آرومت نمیکنه .

    سوال 2:چه باوری در شما باعث شده که اینقدر با انگیزه و بدون توقف این مسیر را همچنان ادامه دهید؟

    فک میکنم یه جورایی تو سوال قبلی جواب این سوالم دادم و جوابش اینه نتیجه ولو هرچقدر تو بعضی موارد کوچیک

    و چون نتیجه رو دیدم این باور شکل گرفت پس می‌شود.نمیدونم واقعا چه باوریه ولی قلبت میکشوندت دیگه انگاری توضیحی ازت نمیخواد مثل پازلی که وقتی قطعه آخر پیدا میشه و سر جاش قرار میگیره تو تصویر کامل رو میبینی و میفهمی که قطعه آخر شاید مهمترین قطعست برای خلق اون تصویر و قطعه آخر از نظر من باور توحیدیه باور توحیدی همه چیزه ،احساس بی‌نیازی محض ،احساس اینکه دیگه تموم شد دیگه حله .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: