این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2018/07/abasmanesh-4.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-01-13 07:46:222025-01-15 07:20:52مصاحبه با استاد | عملکردهایی که نشانه اجرای قانون است
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به استاد عزیزم، خانم شایسته ی عزیزم و دوستان خوبم در سایت
خداروشکر میکنم که این روزها با انجام مجدد پروژه ی مهاجرت به مدار بالاتر ذهنم رو متعهد کردم تا به جای پرداختن به حاشیه و مسائلی که تحت کنترلش نیست به سایت بپردازه و از آموزه های استاد غافل نشه حتی اگر سرعت حرکتم به سمت مدار بالاتر کند باشه الهی هزاران بار شکرت
اتفاقا مفهوم قانون رهایی برای منم ناواضح بود که خداروشکر در این فایل به جواب سوالم هدایت شدم
نکات فایل :
تا چه زمانی تلاش فیزیکی و ذهنی برای رسیدن به خواستهها باید ادامه پیدا کنه و استفاده از قانون رهایی چه زمانی توصیه میشود؟؟
قانون رهایی یعنی تلاش ذهنی و اینها از هم جدا نیستن بلکه یک موضوع هستند یعنی اینکه من به خواستم نچسبم و از زندگی لذت ببرم نه اینکه من تا وقتی به خواستم نرسم زندگی مزخرفه . قانون رهایی یعنی توجه به خواستهها، لذت بردن از لحظهها و سپاسگزار بودن به خاطر داشته ها نه اینکه شاکی باشیم به خاطر آنچه که نداریم . اینطور نیست که قانون رهایی به معنی هیچ کاری نکردن باشه بلکه باید یک کاری انجام دهیم و اون کار برداشتن توجه از روی ناخواستهها و متمرکز کردن اون روی خواستههاست .
اگر فقط یه باور مثبتی باعث تغییر زندگیمون میشه اون باور چیه؟؟
افکار و باورهای ما زندگی ما رو خلق میکنه و هیچ عامل بیرونی در کار نیست . هر اتفاقی که میافته ، توسط ما خلق میشه حالا یا آگاهانه یا ناآگاهانه .
آیا مهاجرت به آمریکا در موفقیت شما تاثیر داشته است؟؟
مهاجرت به آمریکا بعد از موفقیت من اتفاق افتاده و در کل مکان زندگی ما هیچ تاثیری در موفقیتمان ندارد . وقتی ما در مدار درست قرار میگیریم، خود به خود جهان ما رو به جای بهتر میبره ولی اینطور نیست که بگم “از جایی که الان هستم نمیتونم شروع کنم” نه ؛ ما از هر جایی که هستیم باید شروع کنیم و حرکت کنیم و اگر نیاز باشه مکان ما هم خود به خود عوض میشه .
* حالت عالی مهاجرت حالتی است که ما در اونجایی که هستیم، نتایج خوبی میگیریم و اتفاقات خوبی رو خلق میکنیم و بعد این احساس به ما دست میده که این زمین برامون کوچیکه و برای ادامه ی بازی به یک زمین بزرگتر نیاز داریم و در این نقطه به وسیله ی مهاجرت یک پله بالاتر میریم . ولی بعضی مواقع مهاجرت برای فراره حالا مسائل سیاسی ، قضایی و … در واقع مهاجرت یک انتخاب نبوده بلکه اجبار بوده است . وقتی ببینیم که در حال حاضر شرایط خوبه و نتایج خوبی گرفتیم، حالا میخواهیم نتایجمون رو بزرگتر کنیم و آزادیمون بیشتر بشه این بهترین حالت مهاجرته چون بحث اختیاره نه اجبار. چون اگر ما در کشوری که بلدش هستیم و باهاش آشناییم نتونیم کاری کنیم، فضای بعد از مهاجرت نیز همینه . آدمی که در ایران بدبخته هر کشوری که بره باز هم بدبخته .
این تکامل در مهاجرته که من در اون جایی که هستم شروع کنم به کسب مهارت و پیشرفت و نتیجه خلق کنم چون قطعاً آدمهای زیادی با شرایط شبیه به ما در همان شهر و کشور نتیجه گرفتند ،پس ما هم میتونیم . حالا بعد از گرفتن نتیجه و داشتن یک شرایط خوب میتونیم برای خلق نتایج بهتر یه پله بالاتر بریم و مهاجرت کنیم .
تکامل من هم در مهاجرت به همین صورت بوده که ابتدا در قم یک سری نتایج رو رقم زدم و بعد به بندرعباس به عنوان یک زمین بازی بزرگتر و یک چالش جدید مهاجرت کردم و از صفر شروع کردم و بعد از 8 سال با کلی نتیجه به تهران مهاجرت کردم و زمانی که بهترین شرایط رو داشتم، از تهران به کشورهای مختلف و در نهایت به آمریکا مهاجرت کردم یعنی در تمام مراحل من یک سری نتیجه داشتم ولی چون دوست داشتم نتایجم بزرگتر بشه و آزادی بیشتری داشته باشم، به زمین بازی بزرگتر مهاجرت میکردم .
این شور و شوقی که برای مهاجرت داریم رو برای کسب موفقیت و پیشرفت و نتیجه در همان جایی که هستیم بزاریم، چون این تفکر اشتباهه که اگه من برم آمریکا یا فلان جا وضعم خوب میشه نه چون ما هرجا که بریم شخصیتمون رو با خودمون میبریم . اگر آدم ضعیف و بدبختی باشیم، هرجا بریم همینه و اگر آدم قوی ای باشیم هرجا بریم قوی هستیم .
در مورد روابط چگونه عمل میکنید که همه دوست دارند با شما باشند؟؟
به اندازهای که خودتو دوست داشته باشی و برای بقیه ارزش قائل باشی ، جهان هم به همان شکل پاسخ میدهد چون روابط کاملاً برمیگرده به خود ما یعنی ما هستیم که با افکار و باورهامون شخصیت خوب یا بد آدمها رو برانگیخته میکنیم چون همه آدمها بلااستثنا یک شخصیت باحال و یک شخصیت مزخرف دارند . وقتی روی خودمون کار میکنیم، در اغلب موارد شخصیت باحال آدمها رو بیرون میکشیم .
سقف اهداف شما چیست؟؟
هر روز سعی میکنم بهتر از روز قبل باشم و نتایج خود به خود به وجود میاد . سقفی برای پیشرفت نیست تا جایی که زنده هستیم میتونیم در زمینه کنترل ذهن بهتر شویم و با کنترل ذهن، همه چیز برای ما به وجود میاد .
از یه طرف میگین زندگی در گرو باورهای ماست و از یه طرف میگیم باید عمل کنیم بالاخره عمل کنیم یا روی باورهامون کار کنیم؟؟
عمل از باور به وجود میاد . اگر من باور داشته باشم که یه کاری نتیجه میده دست به عمل میزنم، اگر باور داشته باشم که نتیجه نمیده اصلاً عمل نمیکنم . هر کاری که داریم انجام میدیم بالاخره یه درصدی باور داریم که جواب میدهد . در واقع باور باعث عمل میشه وقتی عمل نمیکنیم یعنی روی باورهامون کار نکردیم . وقتی باورهامون رو اصلاح میکنیم و به ایمان و یقین میرسیم، خود به خود عمل اتفاق میافته و کارهایی رو انجام میدهیم .
لازمه تداوم در گرفتن نتیجه، استمرار در کار کردن روی خود و انجام تمرینات است و اگر روی خودمون کار نکنیم به مرور نتایج از دست میره . این اصل به من احساس بدی میده ؟؟
مثل اینه که بگیم تا وقتی ورزش میکنی و تغذیهتو رعایت میکنی بدن خوش فرمی خواهی داشت و اگر کار نکنی، بدنت فرمش رو از دست میده و اهمیتی نداره که به شما احساس بدی میدهد یا نه . ولی اون کسی که درست تمرین کرده و روی بدنش کار کرده، یک شبه بدنش دفرمه نمیشه همان طور که یک شبه خوش فرم نشده و این تغییر زمان میبره لذا نباید در ما ایجاد ترس کنه مثل اینه که تا وقتی غذا بخوریم احساس سیری میکنیم و اگر غذا نخوریم گرسنه میشویم .
پس وقتی روی باورهامون کار نمیکنیم به مرور نتایج کمرنگ میشوند هرچند وقتی خوب روی خودمون کار کردیم، به مرور مهارتمون بیشتر میشه و ادامه ی مسیر برامون راحتتر میشه، چون مقاومت ذهنمون کمتر میشه و خیلی از نتایج خود به خود رقم میخوره و کمک میکنه که در مدار درست باقی بمونیم و اینطور نیست که از بالا پرت بشیم پایین و همینطور برعکس وقتی در مدار نادرستیم و روی خودمون کار نمیکنیم همه چیز مثل آدمها، اتفاقات و … ما رو به مرور پایینتر میبره . این موضوع باید به ما احساس قدرت بده چون اگر ما از کار کردن روی باورها و جهت دادن آگاهانه ی گفت و گوهای ذهنی به سمت خواستههامون لذت ببریم، در همان لحظه فارغ از نتیجه گرفتن احساس خوبی به ما دست میدهد و ما همه چیز رو برای رسیدن به احساس خوب میخواهیم و اگر زجر میکشیم قطعاً مسیرمون اشتباهه . مثل اینکه کسی که تشنه س از آب خوردن سیراب میشه و لذت هم میبره .
چطور در مسیر به ناخواستهها توجه نمیکنید؟؟
همین که بدونیم توجه به ناخواستهها ما رو از مسیر دور میکنه بقیهش تلاش در انجام این کار و کنترل ذهنه . موضوع اینجاست که آیا میدونیم توجه به ناخواستهها آتیشه یا نه.
آیا یهودیان باورهای درستی درباره ثروت دارند که انقدر ثروتمند هستند؟؟
یکی از باورهای خیلی خوب آنها اینه که “هر چقدر ثروتمندتر شوی، نزد خداوند محبوبتر میشوی” و اینقدر این باور قدرتمنده که نتایج خوبی رو براشون رقم زده .
آیا ایدههای ناکارآمد هم داشتید؟؟
اصلاً ما ایده ناکارآمد نداریم اصلاً چیزی به اسم شکست وجود نداره و همش تجربه است . در یکی از مصاحبههای آقای کیروش گفتند که ما یا بازی رو میبریم یا ازش درس یاد میگیریم پس ایده ناکارآمد وجود نداره . بله من یک سری کارها رو کردم که اون جوابی که میخواستم رو بهم نداده اما بعداً از اون تجربهها استفادههایی کردم که هزاران برابر من رو جلو انداخته . لذا همه چیز مسیره و نباید نگاه صفر و یکی داشته باشیم .
چقدر استعداد عامل موفقیته؟؟
اگر منظور استعداد ذاتی است که صفر درصد در موفقیت موثره اما اگر در مسیر علاقمون حرکت و پیشرفت کنیم و باورهای درستی داشته باشیم، به موفقیت میرسیم . همه ی آدمها حتماً در یک زمینه ای استعداد دارند فقط موضوع اینجاست که اون زمینه رو پیدا کنند و برای پیدا کردن اون باید ببینیم به چی علاقه داریم و با کار کردن در اون زمینه به استعداد میرسیم . بعضیها هیچ کاری نمیکنند پس علاقشون رو هم پیدا نمیکنند .
وقتی در مسیر درست قرار میگیریم خداوند دستانش رو برای کمک به ما میفرسته و نیازی نیست که از قبل عضو گروهی باشیم تا نتیجه بگیریم .
من بعد از مدتها تازه به این درک رسیدم که بهبود باورها در مسیر نه تنها خستهکننده نیست بلکه لذتبخشه، و دقیقا همونطوری که هر روز ما نیاز به خواب داریم، نیاز به کار کردن روی باورهامون داریم.
اما از همه مهمتر اینه: ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است. حرفی که استاد بارها زده و من در گذشته از اونجایی که واقعا نمیتونستم درک کنم تغییر باور ینی چی و تو ذهن خودم فکر میکردم خب گاهی یه فایلی گوش بدم و هیچ کاری نکنم باورام عوض میشه.
فک میکردم باید کارو زندگی رو ول کنم و رو باورام کار کنم!
و حتی درست هم روی باورام کار نمیکردم.
این خیلی مهمه که استاد هم همیشه تاکید میکنه:
هر روز و مداوم روی باورهات کار کن، آروم آروم و با کسب تجربه مدارت میره بالاتر در حینش کارت رو هم انجام بده روابطت رو هم داشته باش لازم نیست با همه روابطتت رو قطع کنی از همه خودتو جدا کنی و کاسه داغ تر از آش بشی و بگی خب من دیگه دارم رو باورام کار میکنم من با همه فرق دارم پس با همه قطع ارتباط میکنم (نمیگم آدم های غیرهم جهت با خودت رو تو زندگیت نگهداری، نه منظورم اینه کلا خودتو از همه آدما جدا کنی و فک کنی دیگه تو یه آدم دیگهای که خیلی با ارزشه و بقیه بی ارزش)
یا اینکه بگی خب من کارمو ول میکنم که رو باورام کار کنم (اشتباهی که خودمم کردم) اگه همزمان کار کنی و روی باورهات درست و حسابی کار کنی دقیقا مثه استاد که همزمان که راننده تاکسی بود رو باورهاش کار میکرد جهان تورو هدایت میکنه به جای درست به کار درست.
پس تنها کاری که نیازه بکنی اینه: با صبوری و حس خوب و با تداوم شروع کنی روی باورهات کار کنی، فایل های استاد رو گوش کنی، ترمزهارو پیدا کنی و باور درست برا خودت بسازی اما به مسیرت همزمان ادامه بدی و ول نکنی کارو زندگیتو چون: ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است
نشونه اینکه ایمان داری اینه که عمل کنی بری تو مسیر تجربه کسب کنی خودتو به چالش بکشی لذت ببری یکم خاکی بشی و حال کنی.
وگرنه اصن زندگی به چه در میخوره؟که یه گوشه بشینی و هیچکاری نکنی؟تا باورات درست شن بعد یه کاری کنی؟نه!باورات زمانی درست میشه همزمان کار کنی.
خدایا شکرت بخاطر آگاهی هایی که بهمون میدی🫶خدایا شکرت بخاطر این فضای زیبا و پراز آگاهی از جنس خودت🫶
باور اصلی در طول دوره:«من توانایی خلق خواستههای مدنظرم رو دارم.»
از وقتی روی این باور و این جمله کار میکنم احساس میکنم کنترل بیشتری روی زندگیم دارم. مثلا چیزهایی که قبلا درموردشون تصمیم نمیگرفتم و خود بخود خودشون درست میشدند کاملا افتاده دست خودم. هم از این بابت خوشحالم؛ چون به هرحال هر گلی بزنم به سر خودم زدم و هم کمی نگرانم از اینکه نکنه بار مسوولیتش اذیتم کنه. که خب مطمئنا اگه ادامه بدم، این نگرانی کمتر و کمتر میشه.
من توانایی خلق خواستههای مدنظرم رو دارم. من تعدادی باور و جمله که دوست داشتم در خودم ایجاد کنم رو نوشتم و با صدای خودم ضبطشون کردم و هر از چند گاهی میرم سراغشون، میخوام بگم حدود سه چهارتاش واقعا به تحقق پیوسته. در حالی که تلاش فوقالعاده و سختی یادم نمیاد بابتشون کرده باشم و این خیلی حس خوبی بهم داد.
قطعا بقیشون هم به زودی محقق میشن و من عاااااشق ترینم.
و اما این فایل؛
وقتی داشتم دیدگاه قبلیم روی این فایل رو که چندماه پیش نوشته بودم میخوندم، اونجا نوشته بودم که این فایل برام انگاری جدید بنظر میاد، من حتی این بار هم که این فایل رو گوش کردم یه حسی بهم گفت وا این کجا بوده؟ نکنه تو دور قبل که پروژه مهاجرت رو گوش کرده بودم این فایل از دستم در رفته باشه. که دیدم نه، واسش دیدگاه نوشتم و مطمئن شدم که قبلاً گوش دادمش ولی انقدر برام جدید و تازه بود که خودم تعجب کردم.
و باز هم بهم ثابت شد که رشد داره اتفاق میافته و فاصله فرکانسی بین منِ حالا و منِ چندماه پیش کاملا مشهود بود.
خدا رو هزاران بار سپاس.
خدایا شکرت که بهم فرصت میدی خودم رو بشناسم.
خدایا شکرت بخاطر این سایت الهی که عشق میکنم میام توش، که دلم تنگ میشه براش وقتی نمیبینمش.
خدایا شکرت بخاطر کنترلی که روی زندگیم دارم و این من رو به احساس خوب میرسونه.
استاددوباره بی نهایت خداراسپاسگذارم که توی جمعی ازدوستان همفرکانس هستم بزرگترین ثروت مادی و معنوی رو دارم.
امروزبراملاقات دختربرادرم رفتیم بیمارستان کلی ازفامیل رو دیدم خوب بود.
ولی کاش جای شادمیدیدم.
توی مسیربرگشت به خانه رفتم پارک ملت یک دور، دورپارک پیاده روی کردم ودوباره بامتروبه سمت خانه آمدم وازایستگاه بیرون آمدم یک ساعت زیرپل هوایی ماشین رو نشستم فقط شکرگذاری باگریه های فراوان داشتم.
اگه تمرین آینه رو انجام ندادن حتما ازاین تمرین استفاده کنه به آینه نگاه کنه بابت تمام اعضای بدن خودش همسروهرکس که داره شکرگذاری کنه زیردوش میره دستاشوبه اعضای بدنش بکشه وخداروشکرکنه.
اولش واقعاسخته ولی عادت میکنی بعدببین جلوی آینه دوتاکلام دوم میاره صحبت کنه!!!!!!!!
زیرپل نشستم و بخداگفتم خدایاحال دلم خوبه ولی میخوام کمی گریه کنم خدایاصبریه برادرم وخانمش بده چون حاج داداشم باخانم ودختراش دورتخت دختربرادرکوچکم جمع بودندهمشون داغ دلشون تازه شدحدوا بیش از3سال است دخترجون برادربزرگم بهشتی شدبادوتادختر7و1ساله به یادگارمونده حدابه همه صبربده.
بلاخره هی شکرکذاری میکردم وباران اشک روصورتم بود.
یک ساعت بودشکرگذاری باگریه داشتم ولی احساسم روهی خوب نگه میداشتم تمام گریه هاوشکرگذاری ها همراه با فایلهای استادبودچون من بیشتروقتهاهندزفری توگوشم دارم واستادهم منبرمیرن ومنم زار، زار بااحساس خوب گریه میکنم.
ولی استادکاش میتونستم به خانواده واطرافیانم کمک کنم.
ایاک نعبدوایاک نستعین اهدناالصراط المستقیم.
صراط الذین انعمت علیهم غیرالمغضوب علیهم والضالین.
خدایاهرکس که هرجاقراگرفته است جای درستی است
فقط صبر صبر صبرالهی به همه عنایت بفرما.
چون من نمیدونم دیگران خدارو، به چه شکل درک میکنند!!!!؟؟؟
آیاانسانی است یانور.
ولی من مطمئنم که هیچ خواهروبرادرم خدارو به عنوان یک خدای سیستمی بشناسنداصلا!!!!!؟؟؟؟؟
استادتوی محل وشهری که هستیم (مشهدمقدس)خیلی عالی داریم زندگیمونومیکنیم.
ولی قبل از آشنایی با قانون جذب که من باخدای، آدمی زندگی متوسط داشتم.
ویکروزباهمین خدا درگیرشدم اولین اتفاقی که توزندگی مارخ داد عزیزدلم بازنشسته شده بودوگفت حالاهرجای شهردوست دارین خانه اجاره کنین منم دنبال خانه بودم خیلی نیازبه استراحت داشتم وخانه ی همسایه بودم که آقاباخدادرگیرشدم به روح خودش وپدرومادرواولادش همه کار کردم وروح کل خانواده ش رو آبادکردم.
من چی میدونستم که اگه میخوای خداروبشناسی اول بایدبه خداشک کنی!!!!!!!!
اصلا استادمن استثنایی هستم.
خداجلو جلوبرام کارهاروانجام داده ازم حساب میبره ها.
همیشه توخانواده به خواهرهام وبچه هاشون میگفتم من ورای این خواهروبرادرهاهستم چون فکرمیکردم عاقل ترم خخخخخخخخخخخ.
همیشه باهم قهروآشتی بودند.
وپسرم میگفت به خودت مغرور نشوکه من بهترم.
میگفتم نه که بگم بهترم ولی وقتی صحبتهاشونوگوش میکنم باوجودی که همشون ازمن بزرگترن به جای پدرومادرمن هستندمیبینم حرفهای عاقلانه نمیزنند!!!!!!!!!
همیشه میگفتم من از همه شماکوچکترم ولی این رفتاروکردارتون درست نیست فرداروزی که یکی ازماها بمیره اگه نشستین شروع کردین به سروکله ی خودتون زدن من میدونم باشما!!!!!!!!!
وهمین شدکه کلا خدامنوبچه هامو، عزیزدلم رو باکشتی سریع والسیرسوارکردوجدایی وجدایی وجدایی فقط گاهی تماس میگیرم واحوال میپرسم وبه ندرت به صورت فیزیکی میبینمشون الهی شکرت همیشه سالم باشن به خانه هایشان باشند.
چون واقعادوست دارم وقتهای طلاییم روباخداوسایت وخانواده ی بهشتی ام باشم.آمین.
حالا بگم که اززمان دعواکردن باخداوفحش کاری باخدای بیعرضه
وبعدچندروزکلا ازاون محله ی متوسط روبه پائین هجرت کردیم به محله ی متوسط روبه بالاوبعدازیک سال ودوماه به محله ی بالاتروبی نهایت عالی هجرت کردیم وخداروشکرمیکنم بابت عالیترین. آزادی زمانی،مکان ورهاوآزاد، دمت گرم خداجون.
وامروزبابت کلام استادکه هراتفاقی رخ داده بگم تجربه خوبی بودازاین تجربه هازیادداشتیم خانواده گی وبارهبریت خدادرمشیت الهی درستش میکنیم.
چون مابرای آزمون وخطا به آموزشگاه الهی عازم شده ایم ومطمئنم به سادگی خدابرامون کارهارو، روبه راه کرده مافقط تجربه میکنم وازاین تجربه زیبا لذتشومیبریم.
چون هیچ عجله ای نداریم به خدامیگم بیاباهم یک دقیقه بشینیم بیاموزیم، بخونیم، بنویسیم، بخوریم ،بخوابیم، بپوشیم، چون یک دقیقه آمدیم خودت رو ببینیم خدامیگه چششششششششمممممم عزیز دل بابا که یک فرصت برای دیدوبازدید بهمن میدهی.
از نظر شما، تمرکز بر کدامیک از مباحث این جلسه را باید به عنوان اولویت خود قرار دهید و چرا؟
-تمرکز بر اینکه اگر خواسته ای را داریم علاوه بر کار کردن بر روی باورهایمان و انجام اقدامات عملی نسبت به تحقق آن رها باشیم و از تک تک لحظات خود لذت ببریم
تمام خواسته هایمان را برای داشتن احساس خوب می خواهیم از هم اکنون می توانیم با سپاسگزاری از داشته ها و لذت بردن از تک تک لحظات به هدف اصلی دست یابیم
تنها با لذت بردن از مسیر تحقق خواسته ها سپاسگزاری از داشته هاست که می توانیم به خواسته های خود دست یابیم
-تمام اتفاقات زندگی ما توسط افکار و باورهایمان خلق و ایجاد می شوند
مسئولیت تمام اتفاقات زندگی خود را بپذیریم
-با تغییر محل سکونت نمی توانیم فرکانس ها و باورهای خود را تغییر دهیم
بهترن زمان برای مهاجرت زمانی است که در بهترین شرایط و موقعیت ممکن قرار گرفته و به خواسته های بزرگ خود دست یافته ایم
بدترین زمان برای مهاجرت زمانی است که بخواهیم از مکان سکونت فعلی خود به خاطر داشتن شرایط نامناسب یا مواجه شدن با اتفاقات ناجالب فرار کنیم
-همه ی افراد دارای وجه مثبت و منفی توامان با هم هستند ما با افکار و باورهای خود جنبه ی مثبت یا منفی آنها را به نفع یا ضرر خود برانگیخته می کنیم
-مهم ترین هدف ما باید کمی بهتر شدن از روز قبلمان باشد
انتهایی برای پیشرفت و بهتر شدن در هیچ حوزه ای وجود ندارد
-تا زمانی که باورها به درستی شکل نگرفته باشند اقدام عملی صورت نمی گیرد
باور درست منجر به عمل می شود
-هر روز و همواره باید مانند غذا خوردن و نفس کشیدن بر روی باورها و افکار خود کار کنیم
کار کردن بر روی باورها مهم ترین و لذت بخش ترین کاری است که می توانیم انجام دهیم
با کار کردن بر روی باورها نتیجه ی آن را که داشتن احساس خوب در لحظه است را دریافت می کنیم
کار کردن بر روی باورها و افکار را فرآیندی سخت و زجر آور ندانیم
-برای عدم توجه به ناخواسته ها تنها باید این قانون را باور کنیم که مهم نیست با چه دلیلی احساس بد داریم داشتن احساس بد تحت هر شرایطی اتفاقات بسیار بد را برای ما رقم می زند
توجه به نکات منفی و نازیبایی ها را مانند آتش در نظر گرفته که به محض نزدیک شدن به آن دست ما را می سوزاند
-یهودیان به دلیل داشتن باورهای مناسب در زمینه ی ثروت و ارتباط درست بین معنویت و ثروت ثروتمند هستند
مهم ترین باور یهودیان که منجر به ثروتمند شدنشان شده است:
هر چه ثروتمندتر شوی نزد خداوند محبوب تری
-ایده های کارآمد یا ناکارآمد اشتباه و شکست وجود ندارد همه ی آنها درس و تجارب زیادی برای ما به همراه دارد و باعث رشد و پیشرفت بیشتر ما می شود
-استعداد به معنای علاقه نه ژنتیک است
به هر موضوعی علاقه داریم در آن استعداد نیز داریم
تا زمانی که به انجام کارهای مختلف نپرداخته باشیم به علاقه و استعداد واقعی خود پی نمی بریم
-هیچ عامل بیرونی مانند داشتن سرمایه یا گروهی کار کردن باعث کسب ثروت نمی شود
تمام اتفاقات و نتایج زندگی ما تنها به واسطه ی افکار و باورهای ما رخ می دهد
با داشتن باورهای درست افراد شرایط موقعیت ها ایده ها به سمت ما هدایت می شوند
برای پاسخ به این سوال، از خودت بپرس، در حال حاضر چه چیز برای شما از هر چیز مهم تر است؟
-داشتن درآمد بیشتر نسبت به گذشته
بعد از تشخیص این موضوع، ببین کدام یک از اصول آموزش داده شده در این جلسه، بیشتر میتواند به شما در رسیدن به آن هدف، کمک کند؟
-درک تمام اصول آموزش داده شده توسط استاد می تواند برای تحقق اهداف ما موثر باشد از جمله اینکه اگر خواسته یا هدفی داریم باید علاوه بر کار کردن بر روی باورها قانون رهایی را در عمل اجرا کرده و از تک تک نعمت های خود سپاسگزاری کرده و از مسیر تحقق اهدافمان لذت ببریم
بذانی هیچ یک از عوامل بیرونی مانند مکان داشتن سرمایه ی اولیه وجود افراد مناسب تکی یا گروهی کار کردن منجر به کسب ثروت و موفقیت نمی شود تنها عاملی که باعث تحقق نتیجه می شود افکار و باورهای ماست با تغییر افکار و باورهایمان افراد شرایط موقعیت ها و ایده های مناسب به سمتمان هدایت می شوند
هیچ حدی برای موفقیت مالی وجود ندارد با کار کردن بر روی باورها و افکارمان هر روز درآمد بیشتری داشته و به تدریج به بی نیازی می رسیم
اگر قصد ثروتمند شدن را داریم باید بتوانیم باورها و افکار خود را خصوصا در زمینه ی باورهای مذهبی به باور قوم یهود که ثروتمند شدن را بسیار معنوی و ارزشمند می دانند نزدیک کنیم
چگونه میتوانید از آن اصل به نفع خود استفاده کنید؟
-با استفاده از اصول توضیح داده شده باید بتوانیم افکار و باورهای خود را تغییر داده از مسیر تحقق اهداف لذت برده به مشاهده ی الگوهای مناسب که به اهداف مورد نظر ما دست یافته اند پرداخته هیچ عاملی را به جز افکار و باورهایمان موثر در خلق اتفاقات و نتایج زندگی خود ندانسته و با لذت و شادی مسیر تحقق اهدافمان را طی کنیم
تمام خواسته هایمان را برای دستیابی به احساس خوب بیشتر می خواهیم اگر در همین لحظه بتوانیم احساس خوب بیشتر را با کار کردن بر روی افکار و باورهایمان توجه به نکات مثبت و زیبایی ها سپاسگزاری از داشته ها و نعمت ها ایجاد کنیم به تمام خواسته های خود بدون تقلا و زجر دست میابیم
خداوندا تو را سپاس که بار دیگر فرصت نوشتن از تو و هدایاتت شامل حالم شد.
سلام به دوستان عزیزم و استاد گرامی و خانم شایسته ی دوست داشتنی
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم
مِنّت خدای را عزَّ وَ جَلّ که طاعتش موجبِ قُربَت است و به شُکر اندرش مَزیدِ نعمت. هر نفسی که فرو میرود مُمدِّ حیات است و چون بر میآید مُفَرِّحِ ذات. پس در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب.
ای آل داوود! شکر (این همه نعمت را) بجا آورید؛ ولی عده کمی از بندگان من شکرگزارند! سبأ 13
بنده همان به که ز تقصیرِ خویش
عُذر به درگاهِ خدای آورد
وَر نه سِزاوار خداوندیاش
کس نتواند که به جای آورد
اوست کسی که بارانِ رحمتِ بیحسابش همه را رسیده و خوانِ نعمتِ بیدَریغَش همهجا کشیده.
بله خداوندی که رحمتش شامل حال همه است اگر تشریفمونو بیاریم زیر این باران.
من متوجه شدم که واسه سپاسگزاری مشکلات مقدمه و مؤخره (تا بوده و هست و خواهد بود) دارم. نمیدونم چرا برام شکرگزاری سخته.
اصلا انگار نسبت بهش سِرّ هستم.
حالی به حالیم نمیکنه.
خیلی هم زور میزنم ها اما نمیشه.
متون خیلی خاص بعضی بچه ها رو میخونم، اشکم سرازیر میشه ها(میخوام بگم قسی القلب نیستم) اما واسه خودم اون موقع هایی که استاد میگه اخر شب و اول صبح بنویسید و بعدم درخواست هاتونو پشت بندش از خودش بخواید، راستش من مینویسم اما انگار نه انگار. هیچی به هیچی. انگار گیر کردم توی یه واقعیتی که واقعیت نیست و باید دست به دامن تجسم جان جانان شد.
مخلص کلام که انگار ما اندر کف یک کوچه ایم تا به اینجای کار.
گیر و گور بعدیمون میرسه به اونجایی که ما از زبون استاد شنیدیم که کارها رو باید به خدا بسپارید و لاغیر. ما هم نسنجیده و نفهمیده و دس پا شکسته گفتیم یا علی و کلا نشستیم روی تخت پادشاهیمون تو کنج اتاق 6 متریمونو این دستو گذاشتیم بالای اون دست که خدا خودش درست میکنه دیگه و اگه من کاری کنم زور زدنه.
تمثیل اگر بخوام وارد این قصه کنم میشه اون حقوق یک سال عقب افتادمون . که ما از شرکت شال و کلاه کردیم امدیم بیرون و هیچ وقت برنگشتیم و پوله هم برنگشت.
خلاصه واسه خودمون هی بلغور میکردیم که نه مونا جان شما اگر مدارت درست باشه خود کارفرما واست میریزه بدون اینکه شما بخوای رجعت کنی بهش و با انداختن دمپایی توی چت واتس آپ حضرات، دنبال عرض اندام باشی و با موس موس کردن بخوای حقتو بگیری. نه مونا جان این در مکتب ما نیست. کارو خوبه خدا بکنه . تو که توانایی نداری خدا هم که بهت نه عقل داده نه زبون داده نه قدرت درخواست.
خلاصه این ضرب المثل ” از تو حرکت از خدا برکت” رو واسه خودمون اینجوری چرخوندیم که : از تو لمیدن و از خدا دویدن.
گذشت و گذشت .
دست و پا زدن تو منجلاب افاضات مالی یک طرف و نجواهای ذهنی از طرفی منجر به یک هدایت شیرین شد به کامنت دوست عزیزم توی قدم اول جلسه دوم. این رسمو توی این بزم دنیا انقدر قشنگ توضیحش داد که از کلامی که از دهان ش تراوش می شد و بر قلبش جاری و به دستانش منتقل، فهمیدم که اینا رنگ و بوی خدایی داره . این کلام از زبان خداست. فهمیدم که آقا اون رهایی که استاد میگه با شرطه ها و شروطه هاست. هر چی هر چی بهت الهام میشه رو انجام بده بنده جان. تو نپرس. کاش یاد بگیریم حرف نزنیم. به خدا یه وقتایی حرف نزنیم نمیگن لالی. به خدا یه وقتایی ذهن نره بالا منبر نمیگن از خاکستری ها کم کار کشیدی و اوف برتو.
من کارم شده بود عجله کردن و کار فیزیکی و تردمیلی که لامصب(یا همون لامذهب خودمون) شارژش به خدا وصل بود و قطع هم نمیشد.
ولی الان دارم یه جوری پیش میرم که بعدا اگه اینجوری پیش نرفتم بگم مونا : سرزنش ممنوع قبول، احساس بد هم ممنوع قبول، اما قراره که هر روزمون حالمون خوب باشه و از دیروزمون بهتر. پس چقدر قشنگ تره که پوتین هامونو پا کنیم بزنیم به دل جاده ی علاقه مندی هامون که خدا میسازه. قدم به قدم 10 متر به 10 متر 100 متر به 100 متر.
منم همونجا درجا پیغامو در کمال احترام و در قالب درخواست فرستادیم واسه مدیر مربوطه. برخورد خوبی داشتن و گفتن که تا اخر هفته حل میشه. قبل گرفتن نتیجه اومدم بنویسم که وقتی نتیجه گرفتم و اومدم واستون تعریف کردم بگم دیدید که شد. من میدونستم خدا درستش میکنه از راهی که خودش میدونه.
خدایا مرسی دستمو میگیری
من گفته بودم که عاشقتم خدا جون
عاشق استاد جانم و خانم شایسته جانمم هستم که این سرزمین طلاکوبو برامون حاصلخیز کردن
یه روز دیگه و یه ردپای دیگه تا بتونم مسیر درست و بهتر کردن فرکانس هامو پیدا کنم
حرف ها و قانون های اصلی یه بار دیگه یاداوری شد
و درکم نسبت به قانون رهایی بهتر
قانونی که فارق از نتیجه تو کاردلخواهتو انجام میدی و از مسیر لذت میبری و جهان برات همه کار میکنه وقتی این باور درست و اساسی شکل بگیره از لحظه لحظه مسیر لذت میبری
مساله بعدی تاثیر عوامل بیرونی .
خیلی از باورهای ثروت 1رو توی همین فایل بازگو کردین
و بازم یااداوری این موضوع که موفقیت تکرار اصل هست و استمرار چیز جدیدی وجود نداره
موضوع مهاجرت که خیلی من فعلا روش زوم نیستم چون به قول شما باور دارم که باید اینجا به چیزهایی که میخوام برسم اونقت اگه لازم بود برای رشد بیشتر هدایت میشم تازه اونم جهان راهو برام باز میکنیه
در مورد روابط که ضعف دارم و چقدر خوب گفتین هرچقدر خودمو دوس داشته باشم و برای دیگران ارزش قائل باشم جهان به همون نسبت بهم پاسخ میده جهان ایینه درون منه
برای موفقیت باید هر روز از دیروز خودم بهتر باشم و این مسیر ته نداره با ساخت باورهای مناسب و عملکردن هر روز بهتر میشم و بهتر وقتی باورها نهادینه بشن و درست و اساسی شکل بگیرن نتایج رقم میخوره .برای ساخت باورهای مناسب تمرین توجه روی خواسته و پرهیز از ناخواسته ها لازمه همه ناخواسته مث اتیشیه که دستتو کنی توش سوختی
و به نظرم ارام بخش ترین باور این فایل ایته که چیزی به نام شکست وجود نداره فقط تجربه کسب میکتی برای ادامه مسیر
استاددددعشقممم استادددجااانمممم امشب که رویا بافی تان در قلبممم تازه ترشده بود با عشق و علاقه تان خواب شدممم و شمارا خواب دیدممم که روییی مسیر راه هستیممم با هممم قدم میزنیمم عشق بازی میکنیمم باهم یکجای درس های سایت را تکرار میکنیم باهم یکجای بستنی میخریم میخوریممم میگم استاددجان من طعم ککاوی را خوش دارمم شما چه ؟ میگویند که من سفید ساده اش را میخریم و عکس های با ارزشش کنار یکدیگر خود میگیریممم
واقعاااا صبح که خیستممم با شدت چهار گوشه از اطاق را میدیدم که شماا کجا استین !!
یعنییی این الهاممم است که به زودی میبینم تان
اینجااا امدممم گفتمم که یک رد پا باشدددد و روزی که باشما بودمم و یکدیگر را ملاقات شیرین کردیم بدانمم که دیدار شما هم بخشش از شوق های دلم است ….
استاااادددجاااانم عاشقتااااان هستممم .
برویممم روی بعث عمل کرد های که نشان اجرای قانون است !
قانون رهایی یعنی تلاش ذهنی !
اینکه من لذت ببرممم از خواسته خود نچسبم به آن خواسته یعنی اینکه سپاسگذار بودن و جدا از جیگرخونی و تشویش
این ها باهمم هستند .
مکان تأثیر برای پیشرفت دارد ؟
نخیر اگر در مکان بد هستیم و پیشرفت میکنیم جهان مارا دور میسازد ازآن مکان . ازآن جای که هستید باید لذت ببرید . چون یک مسیر
حالت بهتر مهاجرت این است که حالم دراینجاهم خوب است و نتایج بهتر میگیرم
و اگر بخواهم یک پله بالاتر برومم باید روی مهاجرت کنم .
تکامل در مهاجرت را باید درک کنیم !
در روابط چگونه رابطهی خوب را برقرار میکنید !؟
اینکه هرچقدر خودت را دوستداشته باشی و برایت ارزش قائل باشی دیگران هم آن دوستی و ارزش مندی ات را میبینن و عمل میکنند
همه آدم ها درهرجایی که هستند دو شخصیت دارند .
حالت به حال
حالت بی حال
اگر متوجه شویم همان دوستای ما که خیلیی به حال هستند و نگاه خوبتر دارند یک برهی از زمان بی هم میشوند .
ای نکته را هم ما پیش میگشیم .
که طرف چی کار و نگاه را با ما داشته باشد .
عمل با باور به وجود میآمد !!!
اگر باور کنیم که آن کار نتیجه میدهد یعنی باورش کردیمم و نتیجه گرفتیم .
و اگر باور کنیمم که نتیجه نمیدهد هیچ زمان اورا انجام نمیدهیم .
توجه به روی ناخواسته ها مارا از خواسته های ما دور میکند
اگر روی خواسته ها توجه کنیمم نزدیک تر میشود همان خواسته ها .
ثروت یعنی ساختن باور های پول ساز .
بخصوص این باور قوم یهود که میگویند هرچقدر ثروت مند باشیم نزد خداوند عزیز تر هستیم .
ایده های نا کار امد نداریم !!
درس یاد میگیریم پیشرفت میکنیم ایمان میداشته باااشم .
صفر و یکی به زندگی نگاه نکنید چون کلشش درس گرفتن است !
همه ما یک استعداد نوین در روی پنهان خود داریم !
قدممم بگذاریم علاقه های خود را پیدا کنیم که استعداد در چه کار داریم !
پیشرفت با سرمایه به وجود نمیآید شاید اول هیچی نباشد اما با ساختن باور های ثروتساز میتانیم برسیم به سرمایه هم .
به نام خدای خفنم اجب فایلی بود استاد مهم ترین باور واقعا اینه ک هر افاقی در بیرون نتیجه افکار ماست وافعا خفن ترین جمله دنیا خودشه و اینکه استاد بقدری ک شما ب خودتون و ب بقیه احترام میزارید بقیه هم شمارو دوست دارند پس من باید واس خودم سنگ تموم بزارم اگ میخام روابطم مثل شما و دوستم نرگس بشه و استاد بهترین اتفاق امروزم استاد ازم انالیز پرسید و من بلد بودم خداروشکرررررررررر و فردا هم میخوایم بریم اطراف شهرکرد بگردیم خذایا شکرت بابت این دوستای فوق العاده من از ته دلم سپاسگزار خداوندم
به نام خدا
سلام به استاد عزیزم، خانم شایسته ی عزیزم و دوستان خوبم در سایت
خداروشکر میکنم که این روزها با انجام مجدد پروژه ی مهاجرت به مدار بالاتر ذهنم رو متعهد کردم تا به جای پرداختن به حاشیه و مسائلی که تحت کنترلش نیست به سایت بپردازه و از آموزه های استاد غافل نشه حتی اگر سرعت حرکتم به سمت مدار بالاتر کند باشه الهی هزاران بار شکرت
اتفاقا مفهوم قانون رهایی برای منم ناواضح بود که خداروشکر در این فایل به جواب سوالم هدایت شدم
نکات فایل :
تا چه زمانی تلاش فیزیکی و ذهنی برای رسیدن به خواستهها باید ادامه پیدا کنه و استفاده از قانون رهایی چه زمانی توصیه میشود؟؟
قانون رهایی یعنی تلاش ذهنی و اینها از هم جدا نیستن بلکه یک موضوع هستند یعنی اینکه من به خواستم نچسبم و از زندگی لذت ببرم نه اینکه من تا وقتی به خواستم نرسم زندگی مزخرفه . قانون رهایی یعنی توجه به خواستهها، لذت بردن از لحظهها و سپاسگزار بودن به خاطر داشته ها نه اینکه شاکی باشیم به خاطر آنچه که نداریم . اینطور نیست که قانون رهایی به معنی هیچ کاری نکردن باشه بلکه باید یک کاری انجام دهیم و اون کار برداشتن توجه از روی ناخواستهها و متمرکز کردن اون روی خواستههاست .
اگر فقط یه باور مثبتی باعث تغییر زندگیمون میشه اون باور چیه؟؟
افکار و باورهای ما زندگی ما رو خلق میکنه و هیچ عامل بیرونی در کار نیست . هر اتفاقی که میافته ، توسط ما خلق میشه حالا یا آگاهانه یا ناآگاهانه .
آیا مهاجرت به آمریکا در موفقیت شما تاثیر داشته است؟؟
مهاجرت به آمریکا بعد از موفقیت من اتفاق افتاده و در کل مکان زندگی ما هیچ تاثیری در موفقیتمان ندارد . وقتی ما در مدار درست قرار میگیریم، خود به خود جهان ما رو به جای بهتر میبره ولی اینطور نیست که بگم “از جایی که الان هستم نمیتونم شروع کنم” نه ؛ ما از هر جایی که هستیم باید شروع کنیم و حرکت کنیم و اگر نیاز باشه مکان ما هم خود به خود عوض میشه .
* حالت عالی مهاجرت حالتی است که ما در اونجایی که هستیم، نتایج خوبی میگیریم و اتفاقات خوبی رو خلق میکنیم و بعد این احساس به ما دست میده که این زمین برامون کوچیکه و برای ادامه ی بازی به یک زمین بزرگتر نیاز داریم و در این نقطه به وسیله ی مهاجرت یک پله بالاتر میریم . ولی بعضی مواقع مهاجرت برای فراره حالا مسائل سیاسی ، قضایی و … در واقع مهاجرت یک انتخاب نبوده بلکه اجبار بوده است . وقتی ببینیم که در حال حاضر شرایط خوبه و نتایج خوبی گرفتیم، حالا میخواهیم نتایجمون رو بزرگتر کنیم و آزادیمون بیشتر بشه این بهترین حالت مهاجرته چون بحث اختیاره نه اجبار. چون اگر ما در کشوری که بلدش هستیم و باهاش آشناییم نتونیم کاری کنیم، فضای بعد از مهاجرت نیز همینه . آدمی که در ایران بدبخته هر کشوری که بره باز هم بدبخته .
این تکامل در مهاجرته که من در اون جایی که هستم شروع کنم به کسب مهارت و پیشرفت و نتیجه خلق کنم چون قطعاً آدمهای زیادی با شرایط شبیه به ما در همان شهر و کشور نتیجه گرفتند ،پس ما هم میتونیم . حالا بعد از گرفتن نتیجه و داشتن یک شرایط خوب میتونیم برای خلق نتایج بهتر یه پله بالاتر بریم و مهاجرت کنیم .
تکامل من هم در مهاجرت به همین صورت بوده که ابتدا در قم یک سری نتایج رو رقم زدم و بعد به بندرعباس به عنوان یک زمین بازی بزرگتر و یک چالش جدید مهاجرت کردم و از صفر شروع کردم و بعد از 8 سال با کلی نتیجه به تهران مهاجرت کردم و زمانی که بهترین شرایط رو داشتم، از تهران به کشورهای مختلف و در نهایت به آمریکا مهاجرت کردم یعنی در تمام مراحل من یک سری نتیجه داشتم ولی چون دوست داشتم نتایجم بزرگتر بشه و آزادی بیشتری داشته باشم، به زمین بازی بزرگتر مهاجرت میکردم .
این شور و شوقی که برای مهاجرت داریم رو برای کسب موفقیت و پیشرفت و نتیجه در همان جایی که هستیم بزاریم، چون این تفکر اشتباهه که اگه من برم آمریکا یا فلان جا وضعم خوب میشه نه چون ما هرجا که بریم شخصیتمون رو با خودمون میبریم . اگر آدم ضعیف و بدبختی باشیم، هرجا بریم همینه و اگر آدم قوی ای باشیم هرجا بریم قوی هستیم .
در مورد روابط چگونه عمل میکنید که همه دوست دارند با شما باشند؟؟
به اندازهای که خودتو دوست داشته باشی و برای بقیه ارزش قائل باشی ، جهان هم به همان شکل پاسخ میدهد چون روابط کاملاً برمیگرده به خود ما یعنی ما هستیم که با افکار و باورهامون شخصیت خوب یا بد آدمها رو برانگیخته میکنیم چون همه آدمها بلااستثنا یک شخصیت باحال و یک شخصیت مزخرف دارند . وقتی روی خودمون کار میکنیم، در اغلب موارد شخصیت باحال آدمها رو بیرون میکشیم .
سقف اهداف شما چیست؟؟
هر روز سعی میکنم بهتر از روز قبل باشم و نتایج خود به خود به وجود میاد . سقفی برای پیشرفت نیست تا جایی که زنده هستیم میتونیم در زمینه کنترل ذهن بهتر شویم و با کنترل ذهن، همه چیز برای ما به وجود میاد .
از یه طرف میگین زندگی در گرو باورهای ماست و از یه طرف میگیم باید عمل کنیم بالاخره عمل کنیم یا روی باورهامون کار کنیم؟؟
عمل از باور به وجود میاد . اگر من باور داشته باشم که یه کاری نتیجه میده دست به عمل میزنم، اگر باور داشته باشم که نتیجه نمیده اصلاً عمل نمیکنم . هر کاری که داریم انجام میدیم بالاخره یه درصدی باور داریم که جواب میدهد . در واقع باور باعث عمل میشه وقتی عمل نمیکنیم یعنی روی باورهامون کار نکردیم . وقتی باورهامون رو اصلاح میکنیم و به ایمان و یقین میرسیم، خود به خود عمل اتفاق میافته و کارهایی رو انجام میدهیم .
لازمه تداوم در گرفتن نتیجه، استمرار در کار کردن روی خود و انجام تمرینات است و اگر روی خودمون کار نکنیم به مرور نتایج از دست میره . این اصل به من احساس بدی میده ؟؟
مثل اینه که بگیم تا وقتی ورزش میکنی و تغذیهتو رعایت میکنی بدن خوش فرمی خواهی داشت و اگر کار نکنی، بدنت فرمش رو از دست میده و اهمیتی نداره که به شما احساس بدی میدهد یا نه . ولی اون کسی که درست تمرین کرده و روی بدنش کار کرده، یک شبه بدنش دفرمه نمیشه همان طور که یک شبه خوش فرم نشده و این تغییر زمان میبره لذا نباید در ما ایجاد ترس کنه مثل اینه که تا وقتی غذا بخوریم احساس سیری میکنیم و اگر غذا نخوریم گرسنه میشویم .
پس وقتی روی باورهامون کار نمیکنیم به مرور نتایج کمرنگ میشوند هرچند وقتی خوب روی خودمون کار کردیم، به مرور مهارتمون بیشتر میشه و ادامه ی مسیر برامون راحتتر میشه، چون مقاومت ذهنمون کمتر میشه و خیلی از نتایج خود به خود رقم میخوره و کمک میکنه که در مدار درست باقی بمونیم و اینطور نیست که از بالا پرت بشیم پایین و همینطور برعکس وقتی در مدار نادرستیم و روی خودمون کار نمیکنیم همه چیز مثل آدمها، اتفاقات و … ما رو به مرور پایینتر میبره . این موضوع باید به ما احساس قدرت بده چون اگر ما از کار کردن روی باورها و جهت دادن آگاهانه ی گفت و گوهای ذهنی به سمت خواستههامون لذت ببریم، در همان لحظه فارغ از نتیجه گرفتن احساس خوبی به ما دست میدهد و ما همه چیز رو برای رسیدن به احساس خوب میخواهیم و اگر زجر میکشیم قطعاً مسیرمون اشتباهه . مثل اینکه کسی که تشنه س از آب خوردن سیراب میشه و لذت هم میبره .
چطور در مسیر به ناخواستهها توجه نمیکنید؟؟
همین که بدونیم توجه به ناخواستهها ما رو از مسیر دور میکنه بقیهش تلاش در انجام این کار و کنترل ذهنه . موضوع اینجاست که آیا میدونیم توجه به ناخواستهها آتیشه یا نه.
آیا یهودیان باورهای درستی درباره ثروت دارند که انقدر ثروتمند هستند؟؟
یکی از باورهای خیلی خوب آنها اینه که “هر چقدر ثروتمندتر شوی، نزد خداوند محبوبتر میشوی” و اینقدر این باور قدرتمنده که نتایج خوبی رو براشون رقم زده .
آیا ایدههای ناکارآمد هم داشتید؟؟
اصلاً ما ایده ناکارآمد نداریم اصلاً چیزی به اسم شکست وجود نداره و همش تجربه است . در یکی از مصاحبههای آقای کیروش گفتند که ما یا بازی رو میبریم یا ازش درس یاد میگیریم پس ایده ناکارآمد وجود نداره . بله من یک سری کارها رو کردم که اون جوابی که میخواستم رو بهم نداده اما بعداً از اون تجربهها استفادههایی کردم که هزاران برابر من رو جلو انداخته . لذا همه چیز مسیره و نباید نگاه صفر و یکی داشته باشیم .
چقدر استعداد عامل موفقیته؟؟
اگر منظور استعداد ذاتی است که صفر درصد در موفقیت موثره اما اگر در مسیر علاقمون حرکت و پیشرفت کنیم و باورهای درستی داشته باشیم، به موفقیت میرسیم . همه ی آدمها حتماً در یک زمینه ای استعداد دارند فقط موضوع اینجاست که اون زمینه رو پیدا کنند و برای پیدا کردن اون باید ببینیم به چی علاقه داریم و با کار کردن در اون زمینه به استعداد میرسیم . بعضیها هیچ کاری نمیکنند پس علاقشون رو هم پیدا نمیکنند .
وقتی در مسیر درست قرار میگیریم خداوند دستانش رو برای کمک به ما میفرسته و نیازی نیست که از قبل عضو گروهی باشیم تا نتیجه بگیریم .
خیلی سپاسگزارم از همگی
سلام به استاد عباسمنش عزیز و دوستای گلم
من بعد از مدتها تازه به این درک رسیدم که بهبود باورها در مسیر نه تنها خستهکننده نیست بلکه لذتبخشه، و دقیقا همونطوری که هر روز ما نیاز به خواب داریم، نیاز به کار کردن روی باورهامون داریم.
اما از همه مهمتر اینه: ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است. حرفی که استاد بارها زده و من در گذشته از اونجایی که واقعا نمیتونستم درک کنم تغییر باور ینی چی و تو ذهن خودم فکر میکردم خب گاهی یه فایلی گوش بدم و هیچ کاری نکنم باورام عوض میشه.
فک میکردم باید کارو زندگی رو ول کنم و رو باورام کار کنم!
و حتی درست هم روی باورام کار نمیکردم.
این خیلی مهمه که استاد هم همیشه تاکید میکنه:
هر روز و مداوم روی باورهات کار کن، آروم آروم و با کسب تجربه مدارت میره بالاتر در حینش کارت رو هم انجام بده روابطت رو هم داشته باش لازم نیست با همه روابطتت رو قطع کنی از همه خودتو جدا کنی و کاسه داغ تر از آش بشی و بگی خب من دیگه دارم رو باورام کار میکنم من با همه فرق دارم پس با همه قطع ارتباط میکنم (نمیگم آدم های غیرهم جهت با خودت رو تو زندگیت نگهداری، نه منظورم اینه کلا خودتو از همه آدما جدا کنی و فک کنی دیگه تو یه آدم دیگهای که خیلی با ارزشه و بقیه بی ارزش)
یا اینکه بگی خب من کارمو ول میکنم که رو باورام کار کنم (اشتباهی که خودمم کردم) اگه همزمان کار کنی و روی باورهات درست و حسابی کار کنی دقیقا مثه استاد که همزمان که راننده تاکسی بود رو باورهاش کار میکرد جهان تورو هدایت میکنه به جای درست به کار درست.
پس تنها کاری که نیازه بکنی اینه: با صبوری و حس خوب و با تداوم شروع کنی روی باورهات کار کنی، فایل های استاد رو گوش کنی، ترمزهارو پیدا کنی و باور درست برا خودت بسازی اما به مسیرت همزمان ادامه بدی و ول نکنی کارو زندگیتو چون: ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است
نشونه اینکه ایمان داری اینه که عمل کنی بری تو مسیر تجربه کسب کنی خودتو به چالش بکشی لذت ببری یکم خاکی بشی و حال کنی.
وگرنه اصن زندگی به چه در میخوره؟که یه گوشه بشینی و هیچکاری نکنی؟تا باورات درست شن بعد یه کاری کنی؟نه!باورات زمانی درست میشه همزمان کار کنی.
خدایا شکرت بخاطر آگاهی هایی که بهمون میدی🫶خدایا شکرت بخاطر این فضای زیبا و پراز آگاهی از جنس خودت🫶
«به نام خداوند بخشنده مهربان»
باور اصلی در طول دوره:«من توانایی خلق خواستههای مدنظرم رو دارم.»
از وقتی روی این باور و این جمله کار میکنم احساس میکنم کنترل بیشتری روی زندگیم دارم. مثلا چیزهایی که قبلا درموردشون تصمیم نمیگرفتم و خود بخود خودشون درست میشدند کاملا افتاده دست خودم. هم از این بابت خوشحالم؛ چون به هرحال هر گلی بزنم به سر خودم زدم و هم کمی نگرانم از اینکه نکنه بار مسوولیتش اذیتم کنه. که خب مطمئنا اگه ادامه بدم، این نگرانی کمتر و کمتر میشه.
من توانایی خلق خواستههای مدنظرم رو دارم. من تعدادی باور و جمله که دوست داشتم در خودم ایجاد کنم رو نوشتم و با صدای خودم ضبطشون کردم و هر از چند گاهی میرم سراغشون، میخوام بگم حدود سه چهارتاش واقعا به تحقق پیوسته. در حالی که تلاش فوقالعاده و سختی یادم نمیاد بابتشون کرده باشم و این خیلی حس خوبی بهم داد.
قطعا بقیشون هم به زودی محقق میشن و من عاااااشق ترینم.
و اما این فایل؛
وقتی داشتم دیدگاه قبلیم روی این فایل رو که چندماه پیش نوشته بودم میخوندم، اونجا نوشته بودم که این فایل برام انگاری جدید بنظر میاد، من حتی این بار هم که این فایل رو گوش کردم یه حسی بهم گفت وا این کجا بوده؟ نکنه تو دور قبل که پروژه مهاجرت رو گوش کرده بودم این فایل از دستم در رفته باشه. که دیدم نه، واسش دیدگاه نوشتم و مطمئن شدم که قبلاً گوش دادمش ولی انقدر برام جدید و تازه بود که خودم تعجب کردم.
و باز هم بهم ثابت شد که رشد داره اتفاق میافته و فاصله فرکانسی بین منِ حالا و منِ چندماه پیش کاملا مشهود بود.
خدا رو هزاران بار سپاس.
خدایا شکرت که بهم فرصت میدی خودم رو بشناسم.
خدایا شکرت بخاطر این سایت الهی که عشق میکنم میام توش، که دلم تنگ میشه براش وقتی نمیبینمش.
خدایا شکرت بخاطر کنترلی که روی زندگیم دارم و این من رو به احساس خوب میرسونه.
خدایا شکرت بخاطر آرامشی که بهم دادی.
خدایا شکرت که هستی.
در پناه الله باشید.
13مین گام مهاجرت به مداربالا تر.
به نام خداو سلام عاشقانه بهخدا.
سلام پرمهروخداقوت به استادومریم جون وهمکلاسیهای عزیزم.
خداراسپاسگذارم بابت سلامتی خودم وخانواده ی سایت بهشتی وخانواده ی خودم وفرشته ی الهیم.
استاددوباره بی نهایت خداراسپاسگذارم که توی جمعی ازدوستان همفرکانس هستم بزرگترین ثروت مادی و معنوی رو دارم.
امروزبراملاقات دختربرادرم رفتیم بیمارستان کلی ازفامیل رو دیدم خوب بود.
ولی کاش جای شادمیدیدم.
توی مسیربرگشت به خانه رفتم پارک ملت یک دور، دورپارک پیاده روی کردم ودوباره بامتروبه سمت خانه آمدم وازایستگاه بیرون آمدم یک ساعت زیرپل هوایی ماشین رو نشستم فقط شکرگذاری باگریه های فراوان داشتم.
وبرای اون دوستی که نوشتن شکرگذاری برام آسون نیست بگم که.
اگه تمرین آینه رو انجام ندادن حتما ازاین تمرین استفاده کنه به آینه نگاه کنه بابت تمام اعضای بدن خودش همسروهرکس که داره شکرگذاری کنه زیردوش میره دستاشوبه اعضای بدنش بکشه وخداروشکرکنه.
اولش واقعاسخته ولی عادت میکنی بعدببین جلوی آینه دوتاکلام دوم میاره صحبت کنه!!!!!!!!
زیرپل نشستم و بخداگفتم خدایاحال دلم خوبه ولی میخوام کمی گریه کنم خدایاصبریه برادرم وخانمش بده چون حاج داداشم باخانم ودختراش دورتخت دختربرادرکوچکم جمع بودندهمشون داغ دلشون تازه شدحدوا بیش از3سال است دخترجون برادربزرگم بهشتی شدبادوتادختر7و1ساله به یادگارمونده حدابه همه صبربده.
بلاخره هی شکرکذاری میکردم وباران اشک روصورتم بود.
یک ساعت بودشکرگذاری باگریه داشتم ولی احساسم روهی خوب نگه میداشتم تمام گریه هاوشکرگذاری ها همراه با فایلهای استادبودچون من بیشتروقتهاهندزفری توگوشم دارم واستادهم منبرمیرن ومنم زار، زار بااحساس خوب گریه میکنم.
ولی استادکاش میتونستم به خانواده واطرافیانم کمک کنم.
ایاک نعبدوایاک نستعین اهدناالصراط المستقیم.
صراط الذین انعمت علیهم غیرالمغضوب علیهم والضالین.
خدایاهرکس که هرجاقراگرفته است جای درستی است
فقط صبر صبر صبرالهی به همه عنایت بفرما.
چون من نمیدونم دیگران خدارو، به چه شکل درک میکنند!!!!؟؟؟
آیاانسانی است یانور.
ولی من مطمئنم که هیچ خواهروبرادرم خدارو به عنوان یک خدای سیستمی بشناسنداصلا!!!!!؟؟؟؟؟
استادتوی محل وشهری که هستیم (مشهدمقدس)خیلی عالی داریم زندگیمونومیکنیم.
ولی قبل از آشنایی با قانون جذب که من باخدای، آدمی زندگی متوسط داشتم.
ویکروزباهمین خدا درگیرشدم اولین اتفاقی که توزندگی مارخ داد عزیزدلم بازنشسته شده بودوگفت حالاهرجای شهردوست دارین خانه اجاره کنین منم دنبال خانه بودم خیلی نیازبه استراحت داشتم وخانه ی همسایه بودم که آقاباخدادرگیرشدم به روح خودش وپدرومادرواولادش همه کار کردم وروح کل خانواده ش رو آبادکردم.
من چی میدونستم که اگه میخوای خداروبشناسی اول بایدبه خداشک کنی!!!!!!!!
اصلا استادمن استثنایی هستم.
خداجلو جلوبرام کارهاروانجام داده ازم حساب میبره ها.
همیشه توخانواده به خواهرهام وبچه هاشون میگفتم من ورای این خواهروبرادرهاهستم چون فکرمیکردم عاقل ترم خخخخخخخخخخخ.
همیشه باهم قهروآشتی بودند.
وپسرم میگفت به خودت مغرور نشوکه من بهترم.
میگفتم نه که بگم بهترم ولی وقتی صحبتهاشونوگوش میکنم باوجودی که همشون ازمن بزرگترن به جای پدرومادرمن هستندمیبینم حرفهای عاقلانه نمیزنند!!!!!!!!!
همیشه میگفتم من از همه شماکوچکترم ولی این رفتاروکردارتون درست نیست فرداروزی که یکی ازماها بمیره اگه نشستین شروع کردین به سروکله ی خودتون زدن من میدونم باشما!!!!!!!!!
وهمین شدکه کلا خدامنوبچه هامو، عزیزدلم رو باکشتی سریع والسیرسوارکردوجدایی وجدایی وجدایی فقط گاهی تماس میگیرم واحوال میپرسم وبه ندرت به صورت فیزیکی میبینمشون الهی شکرت همیشه سالم باشن به خانه هایشان باشند.
چون واقعادوست دارم وقتهای طلاییم روباخداوسایت وخانواده ی بهشتی ام باشم.آمین.
حالا بگم که اززمان دعواکردن باخداوفحش کاری باخدای بیعرضه
وبعدچندروزکلا ازاون محله ی متوسط روبه پائین هجرت کردیم به محله ی متوسط روبه بالاوبعدازیک سال ودوماه به محله ی بالاتروبی نهایت عالی هجرت کردیم وخداروشکرمیکنم بابت عالیترین. آزادی زمانی،مکان ورهاوآزاد، دمت گرم خداجون.
وامروزبابت کلام استادکه هراتفاقی رخ داده بگم تجربه خوبی بودازاین تجربه هازیادداشتیم خانواده گی وبارهبریت خدادرمشیت الهی درستش میکنیم.
چون مابرای آزمون وخطا به آموزشگاه الهی عازم شده ایم ومطمئنم به سادگی خدابرامون کارهارو، روبه راه کرده مافقط تجربه میکنم وازاین تجربه زیبا لذتشومیبریم.
چون هیچ عجله ای نداریم به خدامیگم بیاباهم یک دقیقه بشینیم بیاموزیم، بخونیم، بنویسیم، بخوریم ،بخوابیم، بپوشیم، چون یک دقیقه آمدیم خودت رو ببینیم خدامیگه چششششششششمممممم عزیز دل بابا که یک فرصت برای دیدوبازدید بهمن میدهی.
خدایافقط قانون رهایی روبیشترکمکم کن درعمل کردن.
قبلناتلویزیون نگاه میکردم میدیم مثلا آیت الله خمینی و……………..دیگرافرادازاین قبیل رامیگفتندخیلی عبادت دارن ومدام جلسه وحضور، وسخنرانی داشتن ومیگفتندانسان خوب اینهاهستند.
راستش باخودم میگفتم خب تمام مملکت کارمیکنندشکم اینهاسیره، ولی ماآدمهای عادی یکسره دنبال کارودرآمد اونم به سختی بایدباشیم.
ومیگفتند مثلا روایت ازپیغمبریاامامان که هر روزتان باید بهترازدیروز، باشه!!!!!!
باخودم میگفتم امروز چنددورتسبیح صلوات وذکر میگم ونمازقضا میخونم وقرآن میخونم.
خب میخوندم وسرگیجه میگرفتم وحالم ناخوب ورمق ازبدن خارج میشدمیگفتم خدایافرداچقدربیشترازاین کارهابکنم که امروزم بهترازدیروز بشه!!!!!؟؟؟؟؟
آخرفرداش خسته میشدم که مجبورشدم به روح خداهمه کارکنم.
الهی شکرت که به من گفتی چگونه هر روزت رو، از روزقبل بهترکن.
حالاازدوس داشتن بگم.
والامن ازکودکی تودل برو همه پیروجون،زن ومردبودم والانم هستم ولی بایدبااین خداتومسیرباشم ودوست داشتنی تر باشم.
دیگه همینهارومتوجه شدم وکامنت گذاشتم.
وازخدامیخوام هر. روز سپاسگذارترم کنه خدایاشکرت چه مسیرزیباوبه حالی رو داریم طی میکنیم.
درآخرفقط برای اهل عالم ازخداطلب خیروسعادت رادارم که همه با هم،همسیربه سوی بازگشت بخداباشیم من که واقعالذت میبرم آمین.
عاشقتونم استادوازخداممنون دارم که برای عشق وعاشقی ولذت به عالیترین آزادی مکانی وزمانی که فراهم کرده هدایتم کرده است.
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
تمرین:
از نظر شما، تمرکز بر کدامیک از مباحث این جلسه را باید به عنوان اولویت خود قرار دهید و چرا؟
-تمرکز بر اینکه اگر خواسته ای را داریم علاوه بر کار کردن بر روی باورهایمان و انجام اقدامات عملی نسبت به تحقق آن رها باشیم و از تک تک لحظات خود لذت ببریم
تمام خواسته هایمان را برای داشتن احساس خوب می خواهیم از هم اکنون می توانیم با سپاسگزاری از داشته ها و لذت بردن از تک تک لحظات به هدف اصلی دست یابیم
تنها با لذت بردن از مسیر تحقق خواسته ها سپاسگزاری از داشته هاست که می توانیم به خواسته های خود دست یابیم
-تمام اتفاقات زندگی ما توسط افکار و باورهایمان خلق و ایجاد می شوند
مسئولیت تمام اتفاقات زندگی خود را بپذیریم
-با تغییر محل سکونت نمی توانیم فرکانس ها و باورهای خود را تغییر دهیم
بهترن زمان برای مهاجرت زمانی است که در بهترین شرایط و موقعیت ممکن قرار گرفته و به خواسته های بزرگ خود دست یافته ایم
بدترین زمان برای مهاجرت زمانی است که بخواهیم از مکان سکونت فعلی خود به خاطر داشتن شرایط نامناسب یا مواجه شدن با اتفاقات ناجالب فرار کنیم
-همه ی افراد دارای وجه مثبت و منفی توامان با هم هستند ما با افکار و باورهای خود جنبه ی مثبت یا منفی آنها را به نفع یا ضرر خود برانگیخته می کنیم
-مهم ترین هدف ما باید کمی بهتر شدن از روز قبلمان باشد
انتهایی برای پیشرفت و بهتر شدن در هیچ حوزه ای وجود ندارد
-تا زمانی که باورها به درستی شکل نگرفته باشند اقدام عملی صورت نمی گیرد
باور درست منجر به عمل می شود
-هر روز و همواره باید مانند غذا خوردن و نفس کشیدن بر روی باورها و افکار خود کار کنیم
کار کردن بر روی باورها مهم ترین و لذت بخش ترین کاری است که می توانیم انجام دهیم
با کار کردن بر روی باورها نتیجه ی آن را که داشتن احساس خوب در لحظه است را دریافت می کنیم
کار کردن بر روی باورها و افکار را فرآیندی سخت و زجر آور ندانیم
-برای عدم توجه به ناخواسته ها تنها باید این قانون را باور کنیم که مهم نیست با چه دلیلی احساس بد داریم داشتن احساس بد تحت هر شرایطی اتفاقات بسیار بد را برای ما رقم می زند
توجه به نکات منفی و نازیبایی ها را مانند آتش در نظر گرفته که به محض نزدیک شدن به آن دست ما را می سوزاند
-یهودیان به دلیل داشتن باورهای مناسب در زمینه ی ثروت و ارتباط درست بین معنویت و ثروت ثروتمند هستند
مهم ترین باور یهودیان که منجر به ثروتمند شدنشان شده است:
هر چه ثروتمندتر شوی نزد خداوند محبوب تری
-ایده های کارآمد یا ناکارآمد اشتباه و شکست وجود ندارد همه ی آنها درس و تجارب زیادی برای ما به همراه دارد و باعث رشد و پیشرفت بیشتر ما می شود
-استعداد به معنای علاقه نه ژنتیک است
به هر موضوعی علاقه داریم در آن استعداد نیز داریم
تا زمانی که به انجام کارهای مختلف نپرداخته باشیم به علاقه و استعداد واقعی خود پی نمی بریم
-هیچ عامل بیرونی مانند داشتن سرمایه یا گروهی کار کردن باعث کسب ثروت نمی شود
تمام اتفاقات و نتایج زندگی ما تنها به واسطه ی افکار و باورهای ما رخ می دهد
با داشتن باورهای درست افراد شرایط موقعیت ها ایده ها به سمت ما هدایت می شوند
برای پاسخ به این سوال، از خودت بپرس، در حال حاضر چه چیز برای شما از هر چیز مهم تر است؟
-داشتن درآمد بیشتر نسبت به گذشته
بعد از تشخیص این موضوع، ببین کدام یک از اصول آموزش داده شده در این جلسه، بیشتر میتواند به شما در رسیدن به آن هدف، کمک کند؟
-درک تمام اصول آموزش داده شده توسط استاد می تواند برای تحقق اهداف ما موثر باشد از جمله اینکه اگر خواسته یا هدفی داریم باید علاوه بر کار کردن بر روی باورها قانون رهایی را در عمل اجرا کرده و از تک تک نعمت های خود سپاسگزاری کرده و از مسیر تحقق اهدافمان لذت ببریم
بذانی هیچ یک از عوامل بیرونی مانند مکان داشتن سرمایه ی اولیه وجود افراد مناسب تکی یا گروهی کار کردن منجر به کسب ثروت و موفقیت نمی شود تنها عاملی که باعث تحقق نتیجه می شود افکار و باورهای ماست با تغییر افکار و باورهایمان افراد شرایط موقعیت ها و ایده های مناسب به سمتمان هدایت می شوند
هیچ حدی برای موفقیت مالی وجود ندارد با کار کردن بر روی باورها و افکارمان هر روز درآمد بیشتری داشته و به تدریج به بی نیازی می رسیم
اگر قصد ثروتمند شدن را داریم باید بتوانیم باورها و افکار خود را خصوصا در زمینه ی باورهای مذهبی به باور قوم یهود که ثروتمند شدن را بسیار معنوی و ارزشمند می دانند نزدیک کنیم
چگونه میتوانید از آن اصل به نفع خود استفاده کنید؟
-با استفاده از اصول توضیح داده شده باید بتوانیم افکار و باورهای خود را تغییر داده از مسیر تحقق اهداف لذت برده به مشاهده ی الگوهای مناسب که به اهداف مورد نظر ما دست یافته اند پرداخته هیچ عاملی را به جز افکار و باورهایمان موثر در خلق اتفاقات و نتایج زندگی خود ندانسته و با لذت و شادی مسیر تحقق اهدافمان را طی کنیم
تمام خواسته هایمان را برای دستیابی به احساس خوب بیشتر می خواهیم اگر در همین لحظه بتوانیم احساس خوب بیشتر را با کار کردن بر روی افکار و باورهایمان توجه به نکات مثبت و زیبایی ها سپاسگزاری از داشته ها و نعمت ها ایجاد کنیم به تمام خواسته های خود بدون تقلا و زجر دست میابیم
خدایا شکرت
عاشقتونیم
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
چه زمانی تلاش فیزیکی و ذهنی برای تحقق خواسته ها انجام شود و چه زمانی قانون رهایی توصیه می شود؟
-این دو مفهوم جدا از یکدیگر نیستند
-قانون رهایی همان تلاش ذهنی است
-قانون رهایی به معنای لذت بردن از زندگی فارغ از تحقق خواسته هاست
-قانون رهایی یعنی توجه به خواسته ها لذت بردن از تک تک لحظات سپاسگزاری از داشته ها
-قانون رهای یعنی توجه به خواسته ها به جای ناخواسته ها
اگر تنها یک باور باعث تغییر زندگیمان شود آن باور کدام است؟
-افکار و باورهای ما زندگیمان را خلق می کند
-تمام اتفاقات زندگی ما آگاهانه یا ناآگاهانه توسط افکار و باورهای ما نه هیچ عامل بیرونی دیگر خلق و ایجاد می شود
مکان زندگی شما در میزان موفقیتتان تاثیر داشته(آمریکا)؟
-مکان هیچ تاثیری در نتایج و اتفاقات زندگی ما ندارد
-با قرار گرفتن در مدار مناسب لاجرم به مکان بهتر هدایت می شویم
-از همان مکان کنونی خود آغاز به کار کرده اگر نیاز باشد مکان کنونی ما تغییر می کند
منظور از حالت عالی مهاجرت چیست؟
-در مکان کنونی نتایج عالی کسب کرده و احساس کنیم محل سکونت فعلی برای ما کوچک است
-مهاجرت اغلب افراد به دلیل فرار از مسائل و مشکلات است
-مهاجرت اجباری به هیچ وجه جالب و مناسب نیست
-مهاجرت اختیاری برای رشد و پیشرفت بیشتر نتایج عالی برای ما در بر دارد
-مکان تاثیری در موفقیت یا عدم موفقیت ما ندارد
-با داشتن باورهای نامناسب در هر مکانی اتفاقات بد و ناخواسته را تجربه می کنیم
-تکامل در مهاجرت از نقطه ای آغاز می شود که در محل سکونت فعلی خود نتایج عالی کسب کنیم
-انگیزه ی مهاجرت را تحقق نتایج عالی در مکان سکونت فعلی خود قرار دهیم
-به هر کجا مهاجرت کنیم باورها و شخصیت خود را به آن مکان منتقل می کنیم
چه باورهایی باعث می شود همه ی افراد عاشق شما باشند؟
-به اندازه ای که خود را دوست داشته باشیم و برای خود ارزش قائل باشیم دیگران هم ما را دوست داشته و برای ما ارزش قائلند
-ما با افکار و باورهای خود جنبه های مثبت یا منفی افراد را علیه یا به نفع خود برانگیخته می کنیم
-همه ی افراد دارای شخصیت منفی و مثبت توامان با هم هستند
-به میزانی که بر روی باورهای خود کار کنیم شخصیت خوب افراد را به نفع خود برانگیخته می کنیم
سقف اهداف شما چیست؟
-هر روز سعی می کنم بهتر از روز قبل خود باشم
-به میزانی که بر روی افکار و باورهای خود کار کنیم نتایج لاجرم به وجود می آید
-سقفی برای پیشرفت وجود ندارد
-تا زمانی که زنده هستیم می توانیم بهتر و بهتر شویم
-کنترل ذهن می تواند باعث خلق تمام خواسته های ما شود
ابتدا باید باور ساخته سپس عمل کنیم؟
-عمل با باور شکل می گیرد
-تنها زمانی اقدامی انجام می دهیم که باور داشته باشیم نتیجه بخش است
-باور باعث عمل می شود
-اگر باورهای ما درست و مناسب باشد خود به خود عمل رخ می دهد
آیا اگر کار کردن بر روی باورهایمان را متوقف کنیم نتایج نامناسبی برای ما رخ می دهد؟
-باورهای ما مانند عضلات بدن هستند تا زمانی که بر روی آنها کار می کنیم پرورش میابند
-تا زمانی که غذا می خوریم سیر هستیم
-همان گونه که نتایج نامناسب یک شبه و یک دفعه ایجاد نمی شود شکل گیری نتایج مناسب هم یک شبه و یک دفعه امکان پذیر نیست
-نتایج به واسطه ی تغییر باورها برای ما رخ می دهد
-کار کردن بر روی باورها باعث می شود در مدار درست ثابت قدم باشیم
-با کار کردن بر روی باورهایمان همان لحظه نتیجه ی آن را به شکل احساس خوب دریافت می کنیم
-با عشق و لذت بر روی باورهای خود کار کنیم
-تمام خواسته های خود را برای دستیابی به احساس خوب می خواهیم
چگونه توجه خود را به خواسته ها به جای ناخواسته ها معطوف می کنید؟
-اگر بدانیم توجه به ناخواسته ها باعث رخ دادن اتفاقات نامناسب می شود کانون توجه خود را آگاهانه کنترل می کنیم
-اگر توجه به ناخواسته ها را مانند آتش در نظر بگیریم هرگز دست خود را در آتش فرو نمی کنیم
چرا یهودیان ثروتمندند؟
-باورهای مناسب در مورد ثروت دارند
-ارتباط مناسبی بین میزان ثروت و معنویت برقرار کرده اند
-باور دارند هر چقدر ثروتمندتر شوی نزد خداوند محبوب تر می شوی
چگونه ایده های ناکارآمد را تشخیص می دهید؟
-ایده های ناکارآمد نداریم
-ایده های ناکارآمد درس ها و تجارب فراوانی برای ما به همراه دارند
-به مسائل به شکل صفر و یک نگاه نکنیم
تا چه میزان استعداد را عامل موفقیت می دانید؟
-استعداد به عنوان ژنتیک صفر درصد
-استعداد به عنوان علاقه صد درصد
-بررسی کنیم در چه زمینه ی استعداد داریم
-به هر چیزی علاقه داریم در آن استعداد نیز داریم
-کارهای مختلف انجام داده تا به مسیر خواسته های خود هدایت شویم
-اگر اقدامی انجام نمی دهیم به مسیر علایق خود هدایت نمی شویم
آیا بدون داشتن سرمایه می توان به موفقیت دست یافت؟
-صد در صد
-خودم الگوی آن هستم
-فرد متولد شده سرمایه ای از خود ندارد
-پدران ما سرمایه نداشتند
آیا تا کنون شکست خورده اید؟
-شکست وجود ندارد
-شکست به معنی کسب تجربه است
-تجاربی که از شکست ها کسب می کنیم باعث تحقق اهداف بزرگتر می شود
تنهایی می توان به ثروت دست یافت یا گروهی؟
-به تنهایی
-جهان با داشتن باورهای درست افراد مناسب را به سمت ما هدایت می کند
-لازم نیست بخواهیم گروهی به نتیجه دست یابیم
خدایا شکرت
عاشقتونیم
به نام خدای مهربان
خداوندا تو را سپاس که بار دیگر فرصت نوشتن از تو و هدایاتت شامل حالم شد.
سلام به دوستان عزیزم و استاد گرامی و خانم شایسته ی دوست داشتنی
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم
مِنّت خدای را عزَّ وَ جَلّ که طاعتش موجبِ قُربَت است و به شُکر اندرش مَزیدِ نعمت. هر نفسی که فرو میرود مُمدِّ حیات است و چون بر میآید مُفَرِّحِ ذات. پس در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب.
از دست و زبان که برآید
کز عُهدهٔ شکرش بهدرآید؟
اعْمَلُوا آلَ دَاوُدَ شُکْراً وَ قَلِیلٌ مِنْ عِبَادِیَ الشَّکُورُ
ای آل داوود! شکر (این همه نعمت را) بجا آورید؛ ولی عده کمی از بندگان من شکرگزارند! سبأ 13
بنده همان به که ز تقصیرِ خویش
عُذر به درگاهِ خدای آورد
وَر نه سِزاوار خداوندیاش
کس نتواند که به جای آورد
اوست کسی که بارانِ رحمتِ بیحسابش همه را رسیده و خوانِ نعمتِ بیدَریغَش همهجا کشیده.
بله خداوندی که رحمتش شامل حال همه است اگر تشریفمونو بیاریم زیر این باران.
من متوجه شدم که واسه سپاسگزاری مشکلات مقدمه و مؤخره (تا بوده و هست و خواهد بود) دارم. نمیدونم چرا برام شکرگزاری سخته.
اصلا انگار نسبت بهش سِرّ هستم.
حالی به حالیم نمیکنه.
خیلی هم زور میزنم ها اما نمیشه.
متون خیلی خاص بعضی بچه ها رو میخونم، اشکم سرازیر میشه ها(میخوام بگم قسی القلب نیستم) اما واسه خودم اون موقع هایی که استاد میگه اخر شب و اول صبح بنویسید و بعدم درخواست هاتونو پشت بندش از خودش بخواید، راستش من مینویسم اما انگار نه انگار. هیچی به هیچی. انگار گیر کردم توی یه واقعیتی که واقعیت نیست و باید دست به دامن تجسم جان جانان شد.
مخلص کلام که انگار ما اندر کف یک کوچه ایم تا به اینجای کار.
گیر و گور بعدیمون میرسه به اونجایی که ما از زبون استاد شنیدیم که کارها رو باید به خدا بسپارید و لاغیر. ما هم نسنجیده و نفهمیده و دس پا شکسته گفتیم یا علی و کلا نشستیم روی تخت پادشاهیمون تو کنج اتاق 6 متریمونو این دستو گذاشتیم بالای اون دست که خدا خودش درست میکنه دیگه و اگه من کاری کنم زور زدنه.
تمثیل اگر بخوام وارد این قصه کنم میشه اون حقوق یک سال عقب افتادمون . که ما از شرکت شال و کلاه کردیم امدیم بیرون و هیچ وقت برنگشتیم و پوله هم برنگشت.
خلاصه واسه خودمون هی بلغور میکردیم که نه مونا جان شما اگر مدارت درست باشه خود کارفرما واست میریزه بدون اینکه شما بخوای رجعت کنی بهش و با انداختن دمپایی توی چت واتس آپ حضرات، دنبال عرض اندام باشی و با موس موس کردن بخوای حقتو بگیری. نه مونا جان این در مکتب ما نیست. کارو خوبه خدا بکنه . تو که توانایی نداری خدا هم که بهت نه عقل داده نه زبون داده نه قدرت درخواست.
خلاصه این ضرب المثل ” از تو حرکت از خدا برکت” رو واسه خودمون اینجوری چرخوندیم که : از تو لمیدن و از خدا دویدن.
گذشت و گذشت .
دست و پا زدن تو منجلاب افاضات مالی یک طرف و نجواهای ذهنی از طرفی منجر به یک هدایت شیرین شد به کامنت دوست عزیزم توی قدم اول جلسه دوم. این رسمو توی این بزم دنیا انقدر قشنگ توضیحش داد که از کلامی که از دهان ش تراوش می شد و بر قلبش جاری و به دستانش منتقل، فهمیدم که اینا رنگ و بوی خدایی داره . این کلام از زبان خداست. فهمیدم که آقا اون رهایی که استاد میگه با شرطه ها و شروطه هاست. هر چی هر چی بهت الهام میشه رو انجام بده بنده جان. تو نپرس. کاش یاد بگیریم حرف نزنیم. به خدا یه وقتایی حرف نزنیم نمیگن لالی. به خدا یه وقتایی ذهن نره بالا منبر نمیگن از خاکستری ها کم کار کشیدی و اوف برتو.
من کارم شده بود عجله کردن و کار فیزیکی و تردمیلی که لامصب(یا همون لامذهب خودمون) شارژش به خدا وصل بود و قطع هم نمیشد.
ولی الان دارم یه جوری پیش میرم که بعدا اگه اینجوری پیش نرفتم بگم مونا : سرزنش ممنوع قبول، احساس بد هم ممنوع قبول، اما قراره که هر روزمون حالمون خوب باشه و از دیروزمون بهتر. پس چقدر قشنگ تره که پوتین هامونو پا کنیم بزنیم به دل جاده ی علاقه مندی هامون که خدا میسازه. قدم به قدم 10 متر به 10 متر 100 متر به 100 متر.
منم همونجا درجا پیغامو در کمال احترام و در قالب درخواست فرستادیم واسه مدیر مربوطه. برخورد خوبی داشتن و گفتن که تا اخر هفته حل میشه. قبل گرفتن نتیجه اومدم بنویسم که وقتی نتیجه گرفتم و اومدم واستون تعریف کردم بگم دیدید که شد. من میدونستم خدا درستش میکنه از راهی که خودش میدونه.
خدایا مرسی دستمو میگیری
من گفته بودم که عاشقتم خدا جون
عاشق استاد جانم و خانم شایسته جانمم هستم که این سرزمین طلاکوبو برامون حاصلخیز کردن
ماچ به همتون
به نام خدا
سلامبه استاد عزیزم
یه روز دیگه و یه ردپای دیگه تا بتونم مسیر درست و بهتر کردن فرکانس هامو پیدا کنم
حرف ها و قانون های اصلی یه بار دیگه یاداوری شد
و درکم نسبت به قانون رهایی بهتر
قانونی که فارق از نتیجه تو کاردلخواهتو انجام میدی و از مسیر لذت میبری و جهان برات همه کار میکنه وقتی این باور درست و اساسی شکل بگیره از لحظه لحظه مسیر لذت میبری
مساله بعدی تاثیر عوامل بیرونی .
خیلی از باورهای ثروت 1رو توی همین فایل بازگو کردین
و بازم یااداوری این موضوع که موفقیت تکرار اصل هست و استمرار چیز جدیدی وجود نداره
موضوع مهاجرت که خیلی من فعلا روش زوم نیستم چون به قول شما باور دارم که باید اینجا به چیزهایی که میخوام برسم اونقت اگه لازم بود برای رشد بیشتر هدایت میشم تازه اونم جهان راهو برام باز میکنیه
در مورد روابط که ضعف دارم و چقدر خوب گفتین هرچقدر خودمو دوس داشته باشم و برای دیگران ارزش قائل باشم جهان به همون نسبت بهم پاسخ میده جهان ایینه درون منه
برای موفقیت باید هر روز از دیروز خودم بهتر باشم و این مسیر ته نداره با ساخت باورهای مناسب و عملکردن هر روز بهتر میشم و بهتر وقتی باورها نهادینه بشن و درست و اساسی شکل بگیرن نتایج رقم میخوره .برای ساخت باورهای مناسب تمرین توجه روی خواسته و پرهیز از ناخواسته ها لازمه همه ناخواسته مث اتیشیه که دستتو کنی توش سوختی
و به نظرم ارام بخش ترین باور این فایل ایته که چیزی به نام شکست وجود نداره فقط تجربه کسب میکتی برای ادامه مسیر
خدایا شکرت که هر روز یه پله به درک بالاتر میرم
ممنون استاد عزیز خداقوت🫡
بنامممم خداوند بی نهایت مهربان و بخشاینده .
استاددددعشقممم استادددجااانمممم امشب که رویا بافی تان در قلبممم تازه ترشده بود با عشق و علاقه تان خواب شدممم و شمارا خواب دیدممم که روییی مسیر راه هستیممم با هممم قدم میزنیمم عشق بازی میکنیمم باهم یکجای درس های سایت را تکرار میکنیم باهم یکجای بستنی میخریم میخوریممم میگم استاددجان من طعم ککاوی را خوش دارمم شما چه ؟ میگویند که من سفید ساده اش را میخریم و عکس های با ارزشش کنار یکدیگر خود میگیریممم
واقعاااا صبح که خیستممم با شدت چهار گوشه از اطاق را میدیدم که شماا کجا استین !!
یعنییی این الهاممم است که به زودی میبینم تان
اینجااا امدممم گفتمم که یک رد پا باشدددد و روزی که باشما بودمم و یکدیگر را ملاقات شیرین کردیم بدانمم که دیدار شما هم بخشش از شوق های دلم است ….
استاااادددجاااانم عاشقتااااان هستممم .
برویممم روی بعث عمل کرد های که نشان اجرای قانون است !
قانون رهایی یعنی تلاش ذهنی !
اینکه من لذت ببرممم از خواسته خود نچسبم به آن خواسته یعنی اینکه سپاسگذار بودن و جدا از جیگرخونی و تشویش
این ها باهمم هستند .
مکان تأثیر برای پیشرفت دارد ؟
نخیر اگر در مکان بد هستیم و پیشرفت میکنیم جهان مارا دور میسازد ازآن مکان . ازآن جای که هستید باید لذت ببرید . چون یک مسیر
حالت بهتر مهاجرت این است که حالم دراینجاهم خوب است و نتایج بهتر میگیرم
و اگر بخواهم یک پله بالاتر برومم باید روی مهاجرت کنم .
تکامل در مهاجرت را باید درک کنیم !
در روابط چگونه رابطهی خوب را برقرار میکنید !؟
اینکه هرچقدر خودت را دوستداشته باشی و برایت ارزش قائل باشی دیگران هم آن دوستی و ارزش مندی ات را میبینن و عمل میکنند
همه آدم ها درهرجایی که هستند دو شخصیت دارند .
حالت به حال
حالت بی حال
اگر متوجه شویم همان دوستای ما که خیلیی به حال هستند و نگاه خوبتر دارند یک برهی از زمان بی هم میشوند .
ای نکته را هم ما پیش میگشیم .
که طرف چی کار و نگاه را با ما داشته باشد .
عمل با باور به وجود میآمد !!!
اگر باور کنیم که آن کار نتیجه میدهد یعنی باورش کردیمم و نتیجه گرفتیم .
و اگر باور کنیمم که نتیجه نمیدهد هیچ زمان اورا انجام نمیدهیم .
توجه به روی ناخواسته ها مارا از خواسته های ما دور میکند
اگر روی خواسته ها توجه کنیمم نزدیک تر میشود همان خواسته ها .
ثروت یعنی ساختن باور های پول ساز .
بخصوص این باور قوم یهود که میگویند هرچقدر ثروت مند باشیم نزد خداوند عزیز تر هستیم .
ایده های نا کار امد نداریم !!
درس یاد میگیریم پیشرفت میکنیم ایمان میداشته باااشم .
صفر و یکی به زندگی نگاه نکنید چون کلشش درس گرفتن است !
همه ما یک استعداد نوین در روی پنهان خود داریم !
قدممم بگذاریم علاقه های خود را پیدا کنیم که استعداد در چه کار داریم !
پیشرفت با سرمایه به وجود نمیآید شاید اول هیچی نباشد اما با ساختن باور های ثروتساز میتانیم برسیم به سرمایه هم .
درحفظ الله باشید عاشقتان استمم استادددد قلب ام
به نام خدای خفنم اجب فایلی بود استاد مهم ترین باور واقعا اینه ک هر افاقی در بیرون نتیجه افکار ماست وافعا خفن ترین جمله دنیا خودشه و اینکه استاد بقدری ک شما ب خودتون و ب بقیه احترام میزارید بقیه هم شمارو دوست دارند پس من باید واس خودم سنگ تموم بزارم اگ میخام روابطم مثل شما و دوستم نرگس بشه و استاد بهترین اتفاق امروزم استاد ازم انالیز پرسید و من بلد بودم خداروشکرررررررررر و فردا هم میخوایم بریم اطراف شهرکرد بگردیم خذایا شکرت بابت این دوستای فوق العاده من از ته دلم سپاسگزار خداوندم