مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین» - صفحه 10


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین»
    110MB
    30 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین»
    28MB
    30 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1135 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    بهرام پیشگیر گفته:
    مدت عضویت: 2970 روز

    سلام جناب عباسمنش امیدواریم فایلهای رایگانی که در سایت قرار می دهید بتواند تحولی در زندگی هموطنان ایجاد نماید بخصوص که بسیاری از هموطنان استطاعت خرید محصولات را ندارند ولی این فایلها فرصتی به این عزیزان میدهد که به دیدگاهای شما در موضوع ثروت و… آشنا بشوند شاید با تاثیری که در زندگی آنها ایجاد شود به پیشرفت خود و در نهایت میهن عزیزمان کمک شود.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    محمد امین گفته:
    مدت عضویت: 2962 روز

    استاد شما خیلی تپل هستید من عاشق ادمای های تپل هستم دوست دارم بغلشون کنم – اتفاقا یک پسری خیلی تپل بود خسته بود میخواستم بگم اقا ببخشید میشه من شما رو بغل کنم بعد دیدم نیست استاد پسره سرش رو گذاشته بود خوابیده بود گفتم اخی چقدر نازه این پسره – خیلی باحال و تپل بود – استاد تپلی خیلی به شما میاد خیلی بامزه شدید مخصوصا که کچل کردید فوق العاده شدید – اصلا دیگه حرفی برای گفتن نیست اصلا هم به دنبال لاغری از این جور چیزا نباشید همینطوری که هستید عالیه و فوق العاده است –

    استاد من شما رو خیلی دوست دارم – اصلا من ادماهای که خیلی دوست دارم بهشون میگم خیلی باهاشون راحت هستم – به امید موفقیت بیشتر برای شما و من و تمام انسانهای روی کره زمین

    خدا نگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    محمد امین گفته:
    مدت عضویت: 2962 روز

    استاد امروز یکی از دوستام دیدم توی 2 سال ماشین خریده بود با پول خودش و زندگی خوبی راه انداخته بود خیلی هم راضی بود – واقعا وقتی دوستم دیدم خیلی احساسم خوب شد اصلا انقدر شاد نبودم توی زندگیم وقتی داشتم موفقیت هاش رو ازش میپرسیدم – جالبش اینکه اون دوستم رو به صورت اتفاقی دیدم توی خیابان برای من بوق زدن گفت بشین بریم یک دور بزینم-

    هر روز داره اوضاع مردم بهتر میشه مگه این دوستم چند سالش بود هم سن منه 21 سالشه – خیلی ازش خوشم اومد روی پدرش اصلا حساب باز نکرده بود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    محمد امین گفته:
    مدت عضویت: 2962 روز

    با سلام به دوستان و استاد عزیز

    احساسم به من گفت بیام این کامنت رو بزارم در مورد خودم یک توضویحی بدم

    یادمه اون موقعه من با برنامه شما اشنا شدم – گفتم وای خدای مهربان من نمیدونم چطور از تو تشکر کنم من می تونم میلیارد دلاری درامد کسب کنم گفتم خدا که داره میده حالا بیام ما میلیارد دلار بخوایم مگه چیه – خیلی احساسم خوب شد انقدر که میخواستم پرواز کنم

    اما متاسفانه من میخواستم با عادت ها و باورهای قدیمی ثروتمند بشم و اعتماد به نفس تقلبی و دورغی کاذب داشتم فکر میکردم که خیلی اعتماد به نفس دارم و باورهای مالی من هم خیلی خوبه به همین دلیل باعث شد که فایلهای شما رو زیاد جدی نگیرم من اون موقعه فکر میکردم که فقط فایلهای شما بزارم گوش کنم یک کیسه پول از اون بالا برای من می افته یعنی اینطوری فکر میکردم

    خیلی از دوستان هم در حین خوشحالی میان کامنت میزارن و خیلی خوشحال هستند احساسم به من میگه 90 درصد توی باغ نیستن که این استاد بنده خدا داره چی میگه یعنی مثل قبل من فکر میکنن که با عادت های قدیمی و رفتارهای قدیمی میشه به ثروت رسید هیچی هم نیمخواد فقط این فایلها رو بزاری گوش کنی تمامه همه چیز دیگه داری -اما این اینطور نیست باید اول قانون رو درک کنی و خودت رو بشناسی و ( تمرکز و توجه وردیها رو کنترل کنی این اصله )

    متاسفانه چیزی که باعث اعتماد به نفس دورغی کاذب من شد این بود که من از پدرم اون موقعه که 17 سال داشتم یک مبلغ خیلی بالایی رو گرفتم که میخواستم برم یک ماشین خارجی مثل بنز و یا هیوندا بخرم و البته ماشین رو برای خودم نمی خواستم برای دیگران میخواستم که بزنم توی سر بقیه ( ولی نقش انسانهای متواضع رو درمیاوردم بعد از رفتارم فهمیدم ) – بعد به خودم گفتم نه من با این پول میخوام ساخت ساز کنم البته که شکست میخوردم اگه ساخت ساز میکردم طی نکردن تکامل و بعد یک اتفاقاتی برای من پیش اومد که تمام اون پول رو پدرم از من گرفت و نابود شدم و به فنا رفتم و به خودم خیلی خسارات زدم – رفتم زیر جراحی اصلا اوضاع درهمی بود – شاید خنده دار باشه خودم هم تعجب کردم که چرا یک دفعه ای اینطور شدم – من یک خونه 250 میلیون دلاری بود توی بل ایر لوس انجلس دیدم بعد گفتم دیگه این خونه و یا این ماشین فایده نداره تمام تمرکزم رفت اون سمت که اون خونه و ماشین رو داشته باشم بعد یک دفعه ای همه چیز نابود شد ( وقتی احساسم بد شد الان خودم تعجب میکنم که چرا اون زمان اینطوری شدم استاد عباس منش در راهنمای عملی قسمت 1 این اموزشها رو دادن که این عقده ها انسان رو نابود میکنه واقعا من داشتم نابود میشدم اما نااگاهنه )

    همین چند روز پیش رفته بودم داشتم با مصاحبه میکردم با انسانها خیلی برام جالب بود همه داشتن از اوضاع مملک بد میگفتن فقط اون کسب کارهای خیلی لوکس هیچی نگفتن و حرفی نزدن اون بدبخت بیجارها می نالیدن – ولی کسانی که خیلی فروشگاشون کسب کارشون لوکس بود اصلا شاداب بودن و یک دستگاه پول شمار جلشون بود غوغا کرده بودن همینطوری پول می شمردن ) ( دوست داشتم یک گزارش تهیه کنم از اون بابا که داشت پول می شمرد خبرگزاری گروه تحقیقاتی استاد عباس منش اوضاع مملک توپ توپ است

    دوستان اصلا مردم نمی دونن رسالت شون چیه مخصوصا من خودم هم جزشون هستم از مردم میپرسیدم که چی میخواید از زندگی – اصلا چرت پرت جواب من رو میدادن – من فهمیدم که اصلا انسانها نمیدنن برای چی به این دنیا اومدن اصلا نمی دونن کی هستن – میخوان چرا کنن – دقیقا استاد عباس منش راست میگه مثل ربات واقعا – من خودم دارم فکر میکنم –

    واقعا من فهمیدم که انسانها خودشون رو نمیشناسن به همین دلیل است که دنبال امورش هم نمیرن البته من هم خودم جزشون بودم اصلا دنبال اموزش نبودم چون اعتماد به نفس کاذب داشتم دورغی داشتم میگفتم من فرشته روی زمین هستم

    من وقتی داشتم از تک تک ادما مصاحبه میگرفتم – من به خدا شک کردم – گفتم خدایا اینا چطوری زنده هستن با این افکار – دوستان برید توی بالا شهر تهران با پایین شهر تهران اصلا کلا متوجه میشد افکارشون رو بهتون میگن چیه

    من خودم تغییراتی داشتم که سلامتی بود که توی بیمارستان بودم زیر عمل جراحی اصلا اوضاعی بود برای خودش خیلی جالبه من باور سلامتی رو توی یک هفته درست کردم حتی سرما خورد میشم یک چای میخورم حالم خوب میشه اما قبلا باید حتما به دکتر مراجعه میکردم یک هفته باور سلامتی رو کار کردم دیگه الان خیلی وقته که اصلا سراغ باور سلامتی هم نمیرم خیل وقته دقیقا نمی دونم چند وقت منظورم اینکه توی ذهنم تکرار میکنم انسان های اولیه رو مبینم زمان قدیم میدیدم به خودم میگم نگاه کن انسانهای هیچی نداشتن از من هم سالم تر بودم نگاه کن اصلا ما غوغایم اینا همه چرت پرته ای باید بری دکتر فلان کنی

    بابا خدایی این استاد راست میگه توی قران خداوند گفته – من خودم رفتم کلی تحقیق و جست جو هم کردم – کلی مصاحبه دیدم – اصلا نمی دونم چی بگم از سایت های خارجی گرفته تا ایران خیلی خیلی – تمام افراد ثروتمند یک خط فکری درستی داشتند

    خبر بد : شما و من وهیچ انسان دیگه ای نمی تونه یک شبه یا یک ماهه باورهاش رو عوض کنه بستگی داره چقدر تخریب شده اون باورها

    خبر خوب : شما و من و هر کس دیگه اگه توی مسیر بمونه ارام ارام شرایط عوض میشه خودتون هم نمیفهمید همان طور نفهمیید که چطور بزرگ شدید و پا به این سن گذاشتید همان طور هم نمیفهمید که کی رفتید اون دنیا اینطوری زمان غوغا داره میگذره من از خداوند بابت گذشته نه چندان خوبم طلب بخشش میکنم –

    اصلا واقعا مسخره است اومدن دین درست کنن اخوند درست کردن هزار چیز چرت پرت دیگه – اقا قران کتاب قانون هاست – قانون زندگی در دنیا – واقعا خداوند یک سیستم است اگه اون قانون ها رو رعایت نکنی نمیشه –

    این قانون ها رو استاد توی محصولاتش گفته مثل شکر گذاری – نماز خواندن همون احساس خوب و روی باورهات کار کردن است و و وو

    همین پایان خدا نگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      محمد امین گفته:
      مدت عضویت: 2962 روز

      همه این چیزهایی که من میگم خودم هم جزشون هستم من خودم رو جدا از مردم و تفکراتشون نمی دونم که من فرشته هستم و بیام اینجا انگشتم رو فقط سمت مردم ببرم بگم شما من هیچی – نه اول من کاری به مردم ندارم هر کاری هم میکنم برای خودم هست اگر مثال مردم رو میزنم برای اینکه من فقط اینطوری نیستم همه ادما مثل هم هستند هم شما هم من و هم دیگران

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    مهراب گفته:
    مدت عضویت: 3058 روز

    سلام. من وقتی به صحبتهای استاد گوش میکنم و میبینم چطور زندگیمان دست خودمان بوده و من با نا آگاهی نتوانستم از این قدرت خدادادی استفاده کنم و بیش از چهل سال عمرم را هدر داده و هیچ لذتی از زندگی نبرده ام و فقط حاصل زندگیم زجر و حسرت و شکست بوده است و این در حالیست که بارها و بارها به دروازه پیروزی نزدیک شدم ولی بصورت معجزه آسایی !! آن ها هم به شکست تبدیل شدند ، واقعاً از خودم بدم می آید و احساس گناه شدیدی میکنم . چون زن و فرزندان من هم همراه من این سختیها را بیخود و بی جهت تحمل کرده اند .این احساس گناه خیلی بر من مسلط میشود و آزارم میدهد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    مرضیه گفته:
    مدت عضویت: 3225 روز

    باسلام

    پارسال اواخر شهریور بود برای خرید کیف و کفش با بچه هام رفتیم بازار همین که خریدهامونو انجام دادیم سرم رو برگردوندم دیدم پسرم نیست هر جا رو گشتم نبود هر چی صداش کردم نبود ساعت 8 شب یه بچه دوسالو نیمه خدایا چکار کنم بعد از نیم ساعت گشتن رفتم کلانتری و سریع گذارش دادم .بیست بار کل بازار رو دور زدم تمام مغازه دارها کارشون رو ول کرده بودن دنبال بچه من میگشتند همسرم و دوستاش تمام مسجدها بیمارستانها همه جا رو گشتند بعد ازاونجایی که باورهام مشکل داشت هی فکر میکردم باید یکاری کنم برای همین گریه میکردم و بی تابی میکردم فکر میکردم اگه اروم باشم بیخیال باشم حتمن مادر بدی هستم و اون احساس گناهه داشت کار خودشو میکرد اما بعد از گذشت 3 ساعت توی اون شلوغی نشستم روی یک سکو و گفتم خدایا میسپارم بچه مو به خودت میدونم مراقبشی و تسلیم شدم بعد از چند دقیقه تماس گرفته بودن با همسرم یه پسر کوچولو سه تا چهار راه بعد از بازار پیدا کردند و توی این تاریکی وشلوغی راهشو گرفته بود و رفته بود وقتی دیدمش تازه با اون اقایی که پیدا کرده بودش رفیق شده بود داشت تو بغلش میخندید ‌.

    نجواهای شیطان اونقدر منو دور زده بود و فکرای خراب اما یه چیزی ته دلم میگفت نگران نباش بسپار به خدا

    وقتی استاد تجربه گم شدن پسرشون رو گفتند یاد این ماجرا افتادم و خدارو شکر کردم که 3 ساعت محافظ پسر کوچولوی من بود و من خیلی از سپردن و رها کردن درس گرفتم .

    واقعا خدا مراقب ماهاست و هوای همه مون رو داره .وقتی از چیزی نگرانیم باید گوش کنیم ببینیم این نجواست ترسه یا الهامات درونی و ایمان و توکل .خییییلی راحت میشه تشخیصش داد اگه حالت بده بدون یه چیزی میخاد بهت بگه ‌بهش توجه کن با تمرین و تکرار خیلی راحت میشه متوجه الهامات شد من اونقدر الهاماتم و توجهم بهشون قوی شده که همه میگن تو حس ششم داری اما این رو نشونه ای از هماهنگیم و در مسیر درست بودن میدونم و خدارو شکر میکنم همه ی اینها رو از استاد یاد گرفتم و استاد رو دستی پر از برکت و نعمت میدونم دستی از دستان خدا .اطرافیانم بهم میگن چقدر اروم شدی چه راحت با مساعلت برخورد میکنی و من توی دلم خدارو بابت این سایت و اموزش های استاد شکر میکنم .

    خدایا سپاسگذارم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 29 رای:
  7. -
    نیلوفر سعادت گفته:
    مدت عضویت: 3036 روز

    به نام اویی که تمام وجود موجودم همه اوست.

    سلام استاد من.

    سلام خانواده ی عزیزم.

    استاد راجع به الهامات حرف زدین و همونطور که خودتون گفتین بارها ازش حرف زدین.

    من دوره های شمارو به جز آفرینش ندارم.

    ولی یه روز به حرفتون گوش کردم و به خودم گفتم الآن وقتشه که بببینم دلم چی می گه. بسه این همه ترس، این همه استدلال، منطق.

    همون روزا داشتم قرآن می خوندم، رسیده بودم به آیه ای که حضرت موسی از خدا می خواد خودشو نشون بده و زمانی که خدا به حضرت موسی می گه به کوه نگاه کن، اگر کوه ثابت موند منو دیدی کوه متلاشی میشه و حضرت موسی بیهوش .

    واقعا به طور عمقی درکش نمی کردم. تازه شروع کرده بودم به ترجمه خوندن. بارها و بارها اون دوتا آیه رو خوندم. گفتم یعنی چی

    بعد یهو یادم به آموزه های رایگان شما افتاد، گفتم خدا هدایت می کنه و بهم می فهمونه.

    دو سه روز بعدش توی جاده بودم، بر حسب اتفاق صندلی جلو نشسته بودم، توی راه فقط سپاسگزاری، فقط حس خوب.

    یه جا نمی دونم چشمام بسته بود یا سرم پایین بود(فقط می دونم به جاده نگاه نمی کردم) یه حس به من گفت سرتو بگیر بالا. به کوه نگاه کن. یه کوه عظیم جلوی رومون بود، گفت به موسی گفته شد اگه این کوهو ثابت دیدی، منم دیدی، تازه فهمیدم قضیه چیه.

    به پهنای صورتم لبخند زدم. اون لحظه یه لحظه ناب بود.

    بعد از اون، همین ماه رمضون مادرم خواب بود، می دونستم تازه خوابیده، نیمه های شب بود و من تازه می خواستم چراغارو خاموش کنم بخوابم، من و مادرم تنها هستیم توی خونه، تا چشامو بستم یه حس گفت بلند شو به مادرت آب بده، دو بار تکرار کرد. ذهن منطقیم گفت نه بابا، تازه خوابیده تشنه س نیست، دوباره شروع کرد گفت بلند شو به مادرت آب بده، بازم تکرار و یه حس ترغیب. بازم یادم به قولم افتاد که به حرف دلم گوش بدم

    بلند شدم با یه پارچ آب و یه لیوان رفتم بالا سر مادرم ‌گفتم آب می خورین؟!

    گفت خیلی ممنون که بیدارم کردی، اینقدررررر تشنمه که دوست داشتم بلند شم آب بخورم اما زور خواب اجازه نمی داد.

    اون لحظه فقط چشامو بستم و شکر گفتم.

    استاد من، ممنونم به خاطر اینکه هستین و همچنان پر شور دارین ادامه می دین، ممنونم از خدا که شما رو سر راه تک تک ما قرار داد.

    دو روزه دارم سعی می کنم سکوت کنم تا به یه جواب برسم اما هنوز نرسیدم و امشب بعد به طور اتفاقی به این قسمت از سریال مصاحبه کشیده شدم که این خودش یه نشونه برا من بود. که خدا قدم به قدم هدایت می کنه.

    که گذشته رو بذارم کنار بدون هیچ قضاوتی الان از خدا بخوام باهام حرف بزنه و به تجربه منفی گذشته م پا ندم .نگم نشد، نگم …. .

    ان شاالله همیشه صحیح و سلامت باشین در کنار خانواده و پسر عزیزتون.

    در پناه الله یکتا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    سحر گفته:
    مدت عضویت: 3042 روز

    سلام سلام دوستان

    اول از همه از خدا سپاسگذارم که من رو به راه درست هدایت کرد دوم یه خبر خوب دارم برای دوستانی که مثل من تازه شروع کردن

    من بعد از خرید محصول قانون افرینش و روابط ،خیلی دلم میخواست روانشناسی ثروت رو بخرم پولش رو هم داستم اما هزینه دندونپزشکیم بود .هی میرفتم بخرم پشیمون میشدم .یه روز جمعه تو سایت بودم داشتم فایلهای مختلف رو گوش میکردم باز رفتم سراغ روانشناسی ثروت چشمهام رو بستم گفتم بخرم یا نخرم ندای درونم گفت بخر گفتم خدایا خودت گفتی ها بخرم پس باید هزینه دندونپزشکیم رو برسونی هیچی دیگه خریدم و شروع کردم به تمرین و اینجا بود که خبرهای خوب رسید از دوتا جا تو قرعه کشی های خونگی برنده شدم و این ماه 35 میلیون اومد توحسابم .این است قانون جهان هستی باور کنیدفایلها رو خوب گوش بدین مسئله مدارها خیلی مهم هستش فقط گوش ندین درک کنید انگار در هر بار گوش دادن درک بهتری داریم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    محمدرضا ذوالفقاري گفته:
    مدت عضویت: 3850 روز

    سلام به استاد عزیزم و دوستان گلم.

    واقعا این فایل بنظر من جاش توی فایلای وی ای پی بود.من خودمو میگم تواین دو سه سالی که با استاد اشنا شدم ایشون خیلی از ندای درون و الهامات چه در محصولات و چه در فایلها سخن گفتند و من فقط شنیدم ولی ندای درون رو تا الان که این فایلو گوش دادم به این اندازه درکش نکرده بودم.

    الان متوجه شدم که یا خدا چرا ما ازاین ندای درونمون که اینهمه قدرتمنده بصورت سطحی استفاده میکنیم و همیشه سر دوراهی خودمونا نگه میداریم؟چرا وقتی باهامون حرف میزنه حرفاشو مثه حرفای یه بچه حساب میکنیمو گوشی بهش نمیدیم؟

    استاد واقعا سپاسگزارم بخاطر این فایل.من مطمئنم الان تعداد زیادی از بچه ها که این فایلو درک کردن اتفاقات خوبی الان براشون در راهه.چون دیگه سر دوراهی نمیمونن.به قول شما سردوراهی موندن زندگی رو نابود میکنه و الان دیگه بنظر من سر دوراهی موندن معنی نداره.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    مریم فضلعلیان گفته:
    مدت عضویت: 3315 روز

    سلام استاد

    در دوره ی جهان بینی گفتید کسی که اگاهانه حالشو خوب نگه می داره با قوانین تا کسی که همیشه حالش خوبه زودتر به خواسنه اش می رسه چرا ؟ دلیلش چیه بیشتر توضیح بدید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      Ramin گفته:
      مدت عضویت: 3559 روز

      با سلام به دوست عزیز (مریم خانم)

      با آگاهی که من از این سوال شما دارم فکر می کنم فرق کسی که به قوانین آشناست و حالشو خوب میکنه با فردی که همیشه حالش خوبه در اینه که در واقع اون به آگاهی رسیده و نسبت به قوانین و مسائلش به علم و آگاهی رسیده . شاید با یک مثال از خودم بهتر بتونم منظورم را برسونم . من چند وقتی هست که یک کار نیمه وقت بعد از کار دولتیم راه انداختم که با توجه به آموزه های عباس جون به تجارب و نشانه های جالبی در حین کار مواجه شدم. در این هفته اخیر تجربه ای که داشتم این بود که با اینکه من بطور متوسط هفتگی 200 تا 300 تومان فروش داشتم تو هفته گذشته این مبلغ به 600 رسید ولی حال من خوب نبود یا بهتره بگم حسم خوب نبود و من اولش فکر می کردم که این از خستگی هست ولی وقتی بیشتر به حسم توجه کردم دیدم این بخاطر اینکه توی این هفته من فقط ماکت فروختم و اصلا اون قسمت مربوط به کودکم ارضا نشده. بیشتر تفحص کردم . دیدم من همیشه از ماکتهام کلی عکس می گرفتم و بعدش میفروختم و در واقع چیزی که من رو ارضا میکرد عکس گرفتن از ماکتها بود و چون الان سرم شلوغ شده بود فقط می خریدم و بعدش می فروختم (در واقع دلالی می کردم)و اصلا کودک درونم که سر منشا اصلی عشق به هر چیز می باشد نادیده گرفته شده بود . در واقع اگر من مراحل رشدم را با توجه به آموزه های استاد طی نکرده بودم به خودم می گفتم چه مرگته ، فروشت که بالا رفته برو خدا رو شکر کن . در واقع از فرداش دوباره شروع کردم به عکس گرفتن از ماکتها و کالا هایی که می خواستم بفروشم و دیدم دوباره حالم خوب شد .کسی که حالش خوبه مسلما وقتی حالش بد بشه نمیتونه و نمیدونه چطوری حالش رو خوب کنه ولی کسی که بلده قوانین رو هر بار هم که حالش بد بشه بلده حالش رو خوب کنه .

      امیدوارم تونسته باشم تا حدی موضوع را بازش کنم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      مرضیه گفته:
      مدت عضویت: 3225 روز

      سلام چه سوال خوبی پرسیدید .

      به نظرم حال خوب اگاهانه باعث میشه روی ورودی هات بیشتر کار کنی و تمرکزت رو بزاری روی نکات مثبت خاسته ها و سپاسگذاری از خدا و اگاهانه مسیرت رو به سمت باورهات و اهدافت هدایت میکنی حال خوب اگاهانه میتونه بهمون هدف و انگیزه بده و توجهمون به الهامات و ایده ها بیشتر و بهتره .

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: