مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین»
سوالات:
- راه های ارتباط با راهنمای درون چیست و مهم ترین باور برای فعال کردن این راهنمای درونی چیست؟
- رفتار هماهنگ با قانون در مواقع برخورد با ناخواسته ها چیست؟
- آیا لازمه ماندن در احساس خوب، مدیریت کردن همیشگی گفتگوهای ذهنی است؟ اگر بله آیا این امر اصولاً امکان پذیر است و چگونه؟
- آیا باوری وجود دارد که با ایجاد آن، به صورت خود به خود گفتگوهای ذهنی ما مدیریت شود؟
- وقتی با اینکه روی باورهای خود درباره ثروت کار می کنیم اما هنوز به موفقیت مالی نرسیده ایم، از کجا بدانیم که هنوز ایراد کار، از باورهای محدود کننده ما درباره ثروت است تا نا امید نشویم و مسیر را تا رسیدن به نتیجه ادامه دهیم؟
- من به شدت دوست دارم در مسیر علاقه هایم حرکت کنم اما یکی از باورهایی که مرا متوقف نگه داشته این نگرانی است که اگر من بر مسیر خواسته های خودم تمرکز کنم یا آن را اصل قرار دهم، ممکن است در این مسیر به عزیزانی مثل همسر و فرزندم آسیب بزنم. چون من به شخصه از عهده مدیریت تضادهای احتمالی در مسیر بر می آیم اما نگرانم که این تضادها به همسر و فرزندم آسیب وارد کند. با چه منطقی این نگرانی را از ذهنم دور کنم و احساس عذاب وجدان نداشته باشم؟
- چگونه هم در مسیر خوشبختی خودم حرکت کنم و هم مراقب باشم که این مسیر مانع خوشبختی خانواده ام نشود؟
مفاهمیمی که در این قسمت توضیح داده شده است شامل:
- مهم ترین باور برای فعال کردن راهنمای درون؛
- چه ترمزهای ذهنی مانع اعتماد ما به نیروی هدایتگر درون مان شده و چطور این ترمزها را از میان برداریم؛
- چرا ما به ندرت از راهنمای درون خود بهره برداری می کنیم و غالباً متکی به عقل خود هستیم؛
- نشانه ای برای تشخیص الهامات قلبی از گفتگوهای ذهنی؛
- برای شنیدن هدایت های راهنمای درون، باید استدلال های ذهن را که از تجربیات و باورهای محدودکننده گذشته می آید، از مدار خارج کنی؛
- باورهای قدرتمند کننده ای که ذهن منطقی ما را خاموش می کند تا صدای الهامات درونی را بشنویم؛
- مثالهایی از نشانه های کار کردن روی باورهای ثروت ساز و بهبود آنها؛
- تنها مسئولیت زندگی ما از دیدگاه قوانین؛
- ما توانایی خوشبختی یا گمراهی یا هدایت هیچ فردی غیر از خودمان را نداریم؛
منابع کامل درباره آگاهی های این قسمت:
دوره روانشناسی ثروت 3 خصوصا جلسه 2 که مبانی اجرای توحید در عمل را مفصلاً شرح داده است.
عمل به آگاهی های این جلسه از دوره روانشناسی ثروت 3، فونداسیون اجرای توحید در عمل را در وجود ما می سازد. فونداسیونی که می توان تمام زندگی را روی آن بنا کرد. از کسب و کار، روابط، سلامتی و …
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین»110MB30 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین»28MB30 دقیقه














بسمالله الرحمن الرحیم
سلام
خوشحالم چون ربی جونم رو در کنارم دارم. خوش حالم چون کلی هدایتهای گوگولی و عالی دریافت کردم و ذوق از نتایجی که برام به همراه داشت از گوش کردن فایل در زمان مناسب و گرفتن کلی انرژی و انجام دادن کارها به موقع تا گوش جان سپردن به سوره دوست داشتنی یس تک به تک آیههاش انقدر زیبا و شگفت انگیز که نمیدانم کدام رو بردارم. ربی جونم خودت هدایتم کن.
وَضَرَبَ لَنا مَثَلًا وَنَسِیَ خَلقَهُ قالَ مَن یُحیِی العِظامَ وَهِیَ رَمیمٌ (78 یس)
قُل یُحییهَا الَّذی أَنشَأَها أَوَّلَ مَرَّهٍ وَهُوَ بِکُلِّ خَلقٍ عَلیمٌ (79)
و برای ما مَثَلی زد،آفرینش خود را فراموش کرد. گفت: «چه کسی این استخوانها را در حالیکه خاکستر شدهاند زنده میکند؟» (78)
بگو: « همان کس که نخستین بار آنها را پدید آورد، آنها را زنده میکند و اوست که به هر (گونه) آفرینشی بسی داناست.» (79)
============≈======================
خداجونم من خیلی فراموشکارم و خودت بیشتر از من به من واقفی. چرا که تو من را خلق کردی. به ریز و بمم آگاهی، میدانی کجا ضعف دارم و کجا نقطه قوتم هست. میدانی هر کاری را چه طوری انجام دهم به نتیجه دلخواهم میرسم.
از همه چیز آگاهی، ربی جونم بیشتر از قبل هدایتم کن تا ازت بیشتر بخواهم، بیشتر ازت مشورت بگیرم و عمل کنم به آنچه که بهم میگی.
اگه همان اولِ اول، ازت کمک بخواهم و به حرفت گوش کنم فارغ از این که تجربه گذشته و منطق ام چی میگه خیلی راحت به نتیجه میرسم. درست مثل امروز که قدم به قدم هدایتم کردی به این سمت و این لحظه. عاشقتم و بهت اعتماد دارم یارب العالمین جونم.
هیچ کس مسئول خوش بختی و بدبختی دیگران نیست. یعنی تواناییش را ندارد. بارها ربی جونم گفتی مثل این آیهها:
إِنَّما تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّکْرَ وَ خَشِیَ الرَّحْمنَ بِالْغَیْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَهٍ وَ أَجْرٍ کَرِیمٍ. ( یس11)
جز این نیست که بیم دهی آن را که پیروی کند این پند را و بترسد از مهر گستر در نهان پس مژده بده او را به آمرزش و پاداشی ارجمند ( یس11)
قالُوا رَبُّنا یَعْلَمُ إِنَّا إِلَیْکُمْ لَمُرْسَلُونَ
گفتند رب ما میداند همانا ما به سوی شما فرستادگانیم. (یس 16)
وَ ما عَلَیْنا إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبِینُ
و وظیفه ما فقط رساندن آشکار (پیام) است.»
یس -17
فرستادههای رب و پیامبر هم، همچین مسئولیتی نداشتند بعد من برای چی فکر میکنم میتوانم کسی رو خوش بخت کنم؟ یا همچین مسئولیتی دارم؟ من فقط میتوانم در جهت رشد و پیشرفت خودم حرکت کنم و نتیجه این حرکت، رشد و گسترش جهان اطرافم هست.
طبق وعده خودش که حقم هست. به نسبتی که من ایمان بیارم به ربی جونم و در کوچکترین کارهام ازش هدایت بخواهم به همان نسبت هدایت ها رو میشنوم . اگرم میخواهم کیفیت این گفت و شنودها بهتر و واضح تر بشه باید به آنچه که گفته میشه عمل کنم.
ربیجونم متشکرم برای صلاه امروز، متشکرم برای یک قدم دیگه که برداشتم و یه کوچولو دیگه بهت نزدیک شدم. عاشقتم رب العالمین ام.
یاحق
بسمالله الرحمن الرحیم
سلام به شما خوبان.
یارب سینهام را بگشا و گره از زبانم بازکن.
فَأَلهَمَها فُجورَها وَتَقواها
پس بدکاری و پرهیزگاریش را به او الهام کرد.
الشمس(8)
إِنَّ عَلَینا لَلهُدى
همواره تنها بر (عهدهی) ما بیشک هدایتگری است. الیل(آیه: 12)
در سوره شمس رب بعد از 7تا قسم محکمی که به خورشید و ماه و روز و شب و استوار کردن آسمان ، هموار کردن زمین ، نفس و آنچه سازمانش داد خورد. گفته خوب و بد را به ما الهام میکند. دریافت الهامات رب 100٪ هست.
یادر سوره لیل آیه 12 با قطعیت گفت هدایتگری از آن ماست.
پس اگر من بخواهم به سمت خوبی برم رب هدایتم میکند اگر به سمت بدی بازهم هدایتم میکند و چون برای هدایت از کلمه ما، استفاده کرده یعنی: این هدایت یک روندی داره و کار سیستم هست.
حالا از کجا بفهمم به کدام سمت هدایت میشوم و چه کاری برای هدایت به سمت زندگی راحت تر باید انجام بدهم؟
إِنَّ سَعیَکُم لَشَتّى. (که) همانا کوششتان پراکنده است. الیل(آیه: 4)
فَأَمّا مَن أَعطى وَاتَّقى
پس اما آن کس که، بخشید و پرهیز داشت، الیل(آیه: 5)
وَصَدَّقَ بِالحُسنى
و به نیکوترین تصدیق کرد، الیل(6)
فَسَنُیَسِّرُهُ لِلیُسرى
به زودی او را برای آسانترین (زندگی)، راهوار و آسان کنیم.
الیل( 7)
وَأَمّا مَن بَخِلَ وَاستَغنى
و اما آن کس که بخل ورزید و خود را بینیاز دید،
الیل(آیه: 8)
وَکَذَّبَ بِالحُسنى
و نیکوترین را تکذیب کرد، الیل( 9)
فَسَنُیَسِّرُهُ لِلعُسرى
به زودی او را برای سختترین (زندگی)، راهوار و آسان کنیم.
الیل(10)
از آیات 4 تا ده سوره لیل، رب گفته اگه زیباییها رو نعمتهای من رو تصدیق کنی، تقوا پیشه کردی یعنی از نازیبایی ها اعراض کردی و بخشیدی از آنچه بهت داده شده به سمت راه های آسان هدایتت میکنم، داری آسان میشوی برای آسانیها اما اگه نعمتهای من رو تکذیب کردی و خساست ورزیدی که از باور کمبود میاد که یعنی من نعمتهای بینهایتی که رب داده، فراوانی را ندیدم ،بدان که به سمت راهها و مسیر های سخت هدایت میشوی بدان داری خودت را آسان میکنی برای سختی ها. این دیگه بستگی به من داره که با تایید و تحسین بخواهم به سمت راحتی برم یا با غر غرو و تکبر بخواهم به سمت سختی برم.
پس مریم با توجه به این آیات من نه کسی رو میتوانم هدایت کنم به سمت خوش بختی و نه بدبختی، تنها هدایتگر رب هست. این کار الله و هیچ ربطی به من ندارد من تنها باید تمرکزم رو روی بهبود نگاهم بزارم تا آسان بشوم برای آسانی تا هدایت رب دریافت و بهش عمل کنم که عمل کردن به هدایت رب هم به نوعی تصدیق و تایید رب هست و نشان ایمان من.
یک نکته دیگه رب گفته عطا کنید، چه کسی میتواند عطا کند؟ فقیر یا ثروتمند، چه کسی میتواند خساست نداشته باشه ؟ تنها افراد ثروتمندهستند که میتوانند ببخشند از آنچه رب داده به راحتی و با حال خوب، با ایمان چون آنها دیدند و باور دارند به فراوانی اینجهان، چون آنها نعمت ها رو تصدیق و تایید کردن و در مسیر تقوا بودن همه کارهاشون به راحتی انجام میشود، هر چی میخواهند به راحتی میخرند و براشون فراهم هست؛ افراد ثروتمند رب هدایت کرده به سمت آسانترین مسیر ها و آسانشان کرده برای آسانیها. افراد ثروتمند در مسیر درست هستند، برای همین که میگیم هرچه ثروتمند باشی پیش رب عزیزتری، دلیلی واضح و روشن که در قرآن رب گفته.
حالا افراد فقیر نگاه کن؛ اگر آن ها در مسیر درست هستند و بهشتی اند پس چرا مدام آسان میشوند برای سختیها ، چرا هی مشکل پشت مشکل دارند چرا ویژگیشان دقیقا شبیه همان ویژگی که رب برای افراد شقی گفته و گفته جایگاهشان آتش هست. پس مریم فقر = عذاب در این دنیا و آن دنیا.
فقیر هست که تکذیب میکند نعمتهای رب رو فقیر هست که مینالد و ناسپاسی میکند، فقر هست که نمیتواند تقوا کند. زندگی آدم ها رو نگاه کن تا حقیقت رو ببینی تا بفهمی دینداری با فقر غیر ممکن هست. دینداری عین ثروتمند شدن هست. هردو یکی هست.
خدایا متشکرم برای آگاهی امروزم متشکرم برای حال خوبم. همین که به راحتی باهات حرف میزنم و مستقیم از خودت میخواهم بیواسطه.
به یگانگیش قسم که بچهها این بزرگترین نعمت که رب به ما داده این که با خیال راحت بدون این که حسن و حسین بندازم وسط ازش خواستههام میخواهم و با آغوش باز جوابم رو میده.
الحمدالله کما هو اهلهو
در پناه رب العالمین آسان شوید برای آسانیها.
یاحق.
به نام رب هدایتگر سلام.
رب در 5 لیل میگه آن کس که بخشید و پرهیز داشت و در مقابلش در 8 میگه بخل ورزید و خود را بینیاز داشت.
بینیاز از چه چیزی؟ از بخشیدن، پرهیز کردن از نازیبایی. تصدیق کردن زیبایی نه تکذیب کردن آن.
درواقع این من هستم که نیازمند بخشیدن نعمتها از دانش و لبخند روی لبم و ندیدن نازیبایی هستم. این من هستم که نیازمند انجام دادن کار درست هستم. نه طرف مقابلم. اگه هدایت شدم به سمت دستی از دستان رب بودن چون روح من به انجام آن کار نیاز داشت و من باید ممنون ربم باشم که به سمت این کار من هدایت کرد نه این که انتظار تشکر داشته باشم از دیگری.
در واقع داری یک ارزش خلق میکنی و باعث رشد و گسترش جهان میشوی این موضوع رو میشه در کسب و کار، خرید، حل مسائل و تمیز کردن محیط اطراف، انتقال دانش و بُلد کردن ویژگی مثبت افراد در روابط و ….. بسط دادش.
راستی پس فردی که از درون ثروتمند= پر از عشق و توجه ربی جون از آرامش دنبال جلب توجه دیگران نمیگرده، شرک نداره تو این زمینه و اگر هم باشه کمه و مدام کم و کم تر میشه.
فردی که از درون فقیر = کمبود و خلئی از عشق و توجه در وجودش داره برای دور بودن از رب پس محتاج توجه و محبت دیگران پس نمیتواند ببخشد(عطا کند) چون چیزی برای بخشیدن در وجودش نمیبیند.
عطا کردن مستلزم این که تو پر باشی(= غنی) مثل رب که بسیار وهاب چون رب این سیستم پر از خیر و نیکی و ثروت و خالی از هر بدی. این سیستم خیر هست و من وقتی سوار موجاش بشم از این خیر بهره میبرم منم پر میشم.
این بخشیدن مهم که بعد از اینهمه قسم آمده. در واقع با بخشیدن دارم به خودم در جهت پرهیز از نازیبایی کمک میکنم در جهت آسان شدن برای آسانیها.
سعی ما باهم متفاوت هست.
وقتی یک رفتار ناجالب دیدم چیکار میکنم؟!
شروع میکنم به اعتراض کردن و تلافی و سر و صدا و درس ادب دادن یا ازش اعراض میکنم و به یک رفتار جالب توجه میکنم ؟!
به قول قرآن میبخشم یعنی جوری نگاه میکنم که باعث احساس خوب در من بشه باعث بشه من رشد و پیشرفت کنم و از هدایتهای ربم بهرهمند شوم.
از درسهاش بهرهمند شوم برای همین که تضادها بسیار باارزش هستند.
خداییش فکر میکنم، میبینم کار سختی هست اما به نسبتی که من بتوانم این رفتار در خودم ایجاد کنم هدایت میشم به سمت آسانی ها به آسانی. و این یک روند دائمی هست.
چرا که قانون جهان یعنی:
احساس خوب=لاجرم اتفاقات خوب
احساس بد= لاجرم اتفاقات بد
یا به قول قرآن آسان شدن برای سختی ها تک تک ویژگیهایی که برای این دسته از افراد گفته از تکذیب و بخل و بینیازی از بخشیدن؛ احساس بدی در آدم ایجاد میکند.
ربی جونم هدایتم کن تا باهوش باشم و آسان بشم برای آسانی ها هدایتم کن جزو دسته اول باشم. یادم بده در وهله اول ارزش وجودی و زیبایی هایی که در وجود قرار دادی و توانایی خلق و رشد و گسترشم را ببینم و تصدیق کنم. یادم بده ببخشم اشتباهات خودم را و پذیراش باشم و درس ازش یادبگیرم و بعد این حال خوب رو انتشارش دهم که من نیازمند عشق و شادی و آرامش بیشتر و بیشتر از سوی تو هستم در یک کلام نیازمند هر خیری از سوی تو هستم. یارب امید و پناهم تو هستی و جز تو امید و تکیهگاه دگری نیست.
دوست دارم عشق من.
یاحق.
به نام خالق هدایتگر به سوی زیبایی ها سلام
امروز با دوستم داشتم صحبت میکردم درواقع اون باهم تماس گرفت( هدایت خداجونم خودش خوب میدونست که چقدر به این تماس ها نیاز دارم ) جدای از این که کلی حالم خوب شد و گفتیم و خندیدم باعث شد تمرکزم بره روی داشته هام دیدم چقدر تجربههامون از یک ترم متفاوت هست برای من از وقتی وارد دانشگاه شدم استادهای خیلی خوبی داشتم، اساتیدی که تو حوزه خودشون با جون و دل درس میدهند هم آیت که من از بودن در کلاس هاشون لذت میبردم و چیزی یادمیگرفتم در کل امتحان هام برام راحت بود حتی این کهدمیگند هرچی ترم بالاتر بری نمره گرفتن سخت میشه برای من این ترم راحت تر از ترم قبل بود؛ از طرفی من با بچههایی هم ورودی شدم که عالی بودن از چه نظر؟ همه بهم کمک میکردن اطلاعات و دانششان رو باهم به اشتراک میزاشتن ، هوای هم رو داشتن؛ مثلا من ترم پیش یک ماه اول نتوانستم برم جزوه هاشون برام فرستادن و صدای اساتیدی که اجازه ضبط کردن داشتن هم. شب امتحان هر کی خلاصهنویسی انجام داده یا جزوه ای داره میزاره تو گروه شکر خدا از این جهت عالیه برعکس دوست که مال ورودی دیگه بود نالان بود از سخت گیر استادهاش و این که بچهها باهم مشارکت ندارند و برای من این یادآوری شد که دلیل این نتایج فقط یه چیز هست تلاش کردن برای عمل به قانون نوشتن سپاس گزاری و این که دوست دارم با چه جور آدم هایی تو دانشگاه هم ورودی بشم. الان میبینم منی که این اتفاقات رقم زدم از اون طرف به خاطر ایراد گرفتن از اطرافیانم این که دنبال باورهای محدود کننده هستند انتقاد میکردم و ایراد میگرفتم الان هم در دانشگاه اومدم اطرافیان و اساتید همین حرفهارو تکرار میکنند البته با دوز بالاتر و این به خاطر این که تمام توجه ام گذاشتم روی این ها اگه سعی بکنم دنبال ایراد گرفتن و قضاوت کردم نباشم آدم های اطرافم روز به روز توحیدی تر میشند؛ نشانه دیگه که همه رو امروز فهمیدم این که استرس داشتم از صبح سر چی نمیدونم اما تلاش میکردم با خواندن کامنت ها بچهها و نوشتن سپاس گزاری و نامه به خدا و در آخر با خوابیدن حالم رو بهتر کنم که یکی دیگه از دوستام باهم تماس گرفت و این مکالمه پر از تحسین کردن هم دیگه و بهم تبریک گرفتن و قول جشن گرفتن و شادی کردن برای موفق تمام شدن این ترم. نشانه دیگه این که برای یک کانال تو تلگرام از بین عکسهایی که از زیبایی های جاهایی که رفته بودم گرفتم؛ فرستادم اومم با وجود کمالگرایی که دارم و از هر چیزیم ایراد میگیره؛ وقتی منتشر شد خیلی خوش حال شدم.
خدایا شکرت برای تک تک این یادآوری ها و نشانهها بی نهایت سپاس گزارم خوش حالم از این که در این مسیر توحیدی هستم خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میخواهم.
من مسئول زندگی دیگران نیستم: وقتی این رو گفتید و من برای خودم تکرارش میکردم حسی که من داشتم، حس یک آدم مغرور بی احساس بود؛ احساس میکنم اگه کسی ازم کمک بخواهد به خصوص آنهایی که ضعیف هستند من باید بهشون کمک کنم اگه نکنم خیلی مغرورم؛ دارم روش کار میکنم اما این احساس کمک کردن به دیگران جزو پاشنه های آشیل من هست. به حدی که سر جلسه امتحان فلسفه منتظر بودم مراقب اعلام کند برگم تحویل بدهم برگه بغل دستیم رو نگاه کردم دیدم جواب اشتباهی علامت زده و هی نگاه میکردم ببینم کی بهم نگاه میکند که بهش بگم سوال درست کندیعنی تا لحظه آخری که برگه رو تحویل بدم این فکر تو سرم بود با وجود این که میگفتم تو خدا نیستی اما کو گوش شنوا. نتیجه چی شد؟ حواسم از یکی از سوالهای خودم پرت بود و نفهمیده بودم اشتباه زدم.
درمورد الهامات : به این باور رسیدم که هرقوتوچیزی رو گم کنم خدا بهم نشون میده جاش رو و دقیقا هم همین طور میشه. باور دیگه که دارم وقتی غذا رو آماده میکنم زیرش کم میکنم و میرم حمام یک ساعت یا به کارهای دیگه میرسم نگران نیستم چون میگم یا خودش زیرگاز به هر دلیلی خاموش میکند یا بهم گفته میشه برو به غذا سربزن مثل امروز که مشغول نوشتن نکات این فایل بودم رفتم دیدم اگه 5 دقیقه دیرتر اومده بودم آب غذام تموم شده بود. یک دفعه کامنت نوشته بودم نتم قطع بود وقتی روشن کردم خواستم صفحه رو بروزرسانی کنم پیغام اومد پیام هات پلک میشه یه حسی بهم گفت برگرد عقب . برگشتم دیدم درست شد.
من وقتی میخواهم بگم خدا بهم گفت اینکار رو انجام بده سختم میشه که اینم فهمیدم برمیگرده به باور لیاقت که توکی هستی که خدا تو همه چیز بهت بگه چیکار کنی …. باورمقابلش میگم خدا به یک مورچه به یک زنبور میگه . در طول روز کلی راهنمایی ام میکند . من از خدا هستم
این مسائل راحت الهام دریافت میکنم اما تو موارد دیگه نه چرا؟ چون تو مدارش نیستم چون باورنکردنی خدا بهم کمک میکنه بهم میگه چی کار کنم مثل ثروت و فراوانی که خیلی باید روش کارکنم انشالله با کار کردن و استمرار در این مسیر میتوانم صدای خدارو در این زمینههاهم بشنوم.
شاد و پیروز باشید در پناه رب العالمین.
یاحق.
به نام او که آرامش بخش دل هاست سلام .
یارب سپاس گزارم برای این روز زیبا
سپاس گزارم برای چشمان بینایم
سپاس گزارم برای دستان سالمم
سپاس گزارم برای قوانین کیهانیت که از آن عدول نمیکنی
سپاس گزارم برای این که من را خالق زندگی خود قرار دادی
سپاس گزارم برای این لبخند بر روی لبم
سپاس گزارم برای این جهان فرکانسی
چقدر خوب میشود بتوانیم از آنچه که نمیخواهیم اعراض کنیم تا در احساس خوب باقی بمانیم چرا که مهم ترین اصل همین است احساس خوب ، پس دلیلی ندارد به ناخواسته های خود و دیدگاه هایی که با ما خلاف است توجه کنیم یا بخواهیم با دیگران بر سر افکارشان بحث کنیم و یا به دیگران ثابت کنیم که افکار ما درست و افکار ان ها اشتباه است این برخلاف قوانین کیهانی است چرا که هیچ کس مثل دیگری نیست و هر انسانی خالق زندگی خود است ،
همین طور ما با قدم برداشتن به سمت خواسته های خود هیچ کس را حتی نزدیک ترین افراد زندگیمان را نمیتوانیم خوش بخت یا بد بخت کنیم،افراد به نا به دیدی که نسبت به وقایع( خنثی ) که در آن هستند به عبارتی بر اساس فرکانسشان زندگی خود را خلق میکنند . وخود را خوش بخت یا بد بخت میکنند پس شرایط هم دلیل خوش بختی و بدبختی افراد نیست و این فکر که لوازم رفاه را برای فرزند و خانواده فراهم کنم تا خوش بخت باشند هم باوری است غلط همانطور که استاد و امثال ایشان با وجود شرایط بد زندگی خود را ساختند و افراد دیگری که خود را به سمت پرتگاه زندگی سوق دادند ، چه آنها که در رفاه بودن و چه ان ها که در رفاه نبودن .و باید به یاد داشته باشیم تضاد ها نعمت هستند چرا که از طریق آن ها میتوانیم خواسته های خود را به طور واضح بشناسیم و به طرفش حرکت کنیم . و این نشان از عدل رب دارد که هیچ اتفاقی در زندگی ما اثر مثبت و منفی ندارد مگر بر اساس نوع نگاه ما به آن اتفاق .
یارب بینهایت سپاس گزارم سپاس گزارم سپاس گزارم
در پناه الله غرق در آرامش و عشق و سعادت و پیروزی باشید در دنیا و آخرت .
به نام خالق هدایتگر سلام فریبا جان.
امیدوارم حال دلت عالی و خدایی باشه.
خوش حالم کردی با روشن کردن نقطه آبی بغل اسمم، ربی جونم خوش حالت کند به راحتی و زیبایی.
باعث شدی دوباره کامنتم،رو که هدایت رب بود مرور کنم و باورهای خودم هم تقویت بشه، از طرفی جواب سوالی که از ربم پرسیده بودم در کامنتم ببینم.
چقدر زیبا رب هر کدام از ما را دستی هدایتگر به سمت نعمتها و دریافت آگاهیها قرار میدهد.
نمونه واضحش، هدایت شما دوست عزیزم به این کامنت و نوشتن پاسخ براش.
رب از جایی که فکرش را نمیکنیم به ما روزی میدهد.
الحمدالله کما هو اَهلَهو.
عزیزم در آغوش رب العالمین جونم هم جهت باشی با جریانش = نعمت و ثروت و سلامتی و عشق و آرامش خلاصه آسان شوی برای آسانیها.
یاحق