دستور العمل پروژه «مهاجرت به مدار بالاتر»
مجدداً، در راستای اصل بهبودهای کوچک اما مستمر، در این مدت مشغول بهروزرسانی فایلهای دستهبندی «مصاحبه با استاد عباسمنش» بودهام. مایلم گزارشی در این باره به شما ارائه دهم و البته در ادامه، اخبار بسیار خوبی نیز برای شما دارم.
برای آن دسته از دوستانی که اخیراً با ما آشنا شدهاند، توضیحی کوتاه دربارهی فایلهای دستهبندی مصاحبه با استاد عباسمنش ارائه میدهم. فایلهای این دستهبندی اغلب بیش از شش سال پیش ضبط شدهاند. محور اصلی آموزههای این فایلها، پاسخهای استاد عباسمنش به پرسشهایی است که دوستان عزیز در طی این سالها از ایشان پرسیدهاند و بهنوعی، این فایلها مصاحبهی شما دوستان گرامی با استاد عباسمنش محسوب میشود.
روند بهروزرسانی که من برای این دستهبندی انجام دادهام، به این صورت بوده است که تمام قسمتهای فایلهای مصاحبه را از ابتدا بازبینی کردهام. موارد غیرضروری را حذف نمودهام. مطالب مرتبط و آگاهیهای همراستا را کنار هم قرار دادهام و از همه مهمتر، برای هر قسمت، عنوانی متناسب با آگاهیهای آن قسمت اختصاص دادهام. همچنین قرار است در صفحهی توضیحات هر قسمت، سرفصل آگاهیهای آن بخش درج شود تا شما دوستان گرامی بتوانید حتی با مشاهدهی عنوان و سرفصلهای آن قسمت، به شناختی کلی از محتوای آگاهیهای آن دست یابید. به این ترتیب، بهرهبرداری از فایل برای شما بسیار آسانتر خواهد شد.
و اما، به سراغ خبر خوب برویم. تجربهی زیبایی که در پروژهی «خانهتکانی ذهن» با یکدیگر داشتیم، این اشتیاق را در من ایجاد کرد که فایلهای بهروزرسانیشدهی دستهبندی «مصاحبه با استاد عباسمنش» را نیز در قالب یک فرایند گامبهگام با هم پیش ببریم. یعنی بهجای آنکه فایلهای بهروزرسانیشده را مستقیماً در وبسایت منتشر کنم، آنها را در قالب یک پروژه تعریف کرده و هر روز، قدمبهقدم، این پروژه را با یکدیگر پیش ببریم.
دلیل علاقهی من به انجام کار به این شیوه، آن است که میخواهم شما نیز همان انرژی و شور و شوق سازندهای را تجربه کنید که من در این مدت، طی فرایند بهروزرسانی این فایلها، تجربه میکنم.
در این مدتی که بهصورت متمرکز روی بهروزرسانی فایلهای مصاحبه کار میکنم، پاسخهای استاد عباسمنش به پرسشها و نگاه عمیق ایشان به اصل موضوعات، گویی نوعی انرژی را در وجود من بیدار نگه داشته است که برای من بسیار آشنا و الهامبخش است. من این نوع انرژی را در هر مقطعی از زندگیام که در حال تجربهی تغییرات اساسی بودهام، احساس کردهام. اطمینان دارم زمانی که این فرایند را با هم طی کنیم، یعنی بهصورت پیوسته خود را با آگاهیهای فایلهای مصاحبه احاطه کنیم، هر یک از ما این انرژی خلاق را در درون خود احساس خواهیم کرد.
در آن صورت، میتوانیم از میان پاسخهای استاد عباسمنش به پرسشها و توضیحات ایشان دربارهی مسیری که طی کردهاند، باورهای قدرتمندکننده را بشناسیم، دلیل اصلی نتایج را درک کنیم، و ایده بگیریم که چگونه بهجای تمرکز بر محدودیتهای شرایط کنونی، بر نقاط قوت خود تمرکز کنیم. حتی میآموزیم که چگونه نقاط قوت وجودی خود را بیابیم و از آنها بهرهبرداری کنیم.
بهعبارت دیگر، زمانی که بهطور پیوسته خود را در معرض فایلهای بخش مصاحبه قرار دهیم، این آگاهیها تمرکز ما را بهصورت روزانه بهگونهای جهتدهی میکند که از روی کمبودها و نگرانیها برداشته میشود و ایمانمان را به شکلی تقویت میکند که آمادهی برداشتن قدمهایی میشویم که همین الان و با همین شرایط و امکانات قادر به برداشتن آنها هستیم و میتوانیم بهبودها را ایجاد کنیم.
همنشینی با این آگاهیها، مومنتوم سازنده در فرکانسهای ما ایجاد میکند که هدایتها را برایمان آشکارتر میسازد. یعنی مرتباً در راستای خواستهی خود هدایت میشویم تا تشخیص دهیم چه چیزی برای ما اصل و چه چیزی فرع است. بر اساس این تشخیص اصل از فرع، آن آگاهیها به ما یادآوری میکنند که برای هماهنگ ماندن با هدف خود، چه کارهایی را باید انجام دهیم و انجام چه کارهایی را باید متوقف کنیم.
از آنجایی که من مدتی با تمرکز بسیار بالا روی بهروزرسانی این آگاهیها کار میکردم و برای نوشتن سرفصلها، فایل را متوقف مینمودم و به عمق آگاهیای که استاد عباسمنش توضیح میدادند فکر میکردم تا بتوانم جملهی متناسب را بهعنوان سرفصل بنویسم، و یا مثلاً برای نوشتن عنوان آن قسمت، بار دیگر کل فایل را گوش میدادم تا به درک کلی از مفهوم آن برسم؛ این تمرکز عمیق بر آگاهیها، مرا متوجه موضوع جالبی کرد که در درونم در حال رخ دادن بود.
متوجه شدم آگاهیهای فایلهای مصاحبه، هرچه در آنها دقیقتر میشوم، به آنها فکر میکنم و عمیق میشوم، برای من مانند یک ذرهبین یا میکروسکوپ عمل میکند و مرا از عادتهای محدودکنندهی پنهانی که در وجودم هستند، آگاه میسازد. همان عادتهایی که تنها زمانی میتوان آنها را تشخیص داد که نگاه فرد به درک درستی از قوانین زندگی مجهز شده باشد و به سطحی از هوشیاری رسیده باشد که بتواند اصل را از فرع دقیقتر تشخیص دهد.
من دریافتم که آگاهیهای فایلهای مصاحبه و تمرکزی که من برای نوشتن محتوا و سرفصلها صرف میکردم، در حال ایجاد این هوشیاری در من بود. در این هوشیاری، گویی این تصویر را دیدم که این عادتهای محدودکنندهی پنهان، مانند زنجیرهای نامرئی هستند که مرا به مدار فعلیام متصل کردهاند و اجازهی فراتر رفتن از این مدار و دستیابی به رشد و پیشرفت مورد نظرم را به من نمیدهند؛ مگر آنکه آگاهانه روی تغییر این عادتها کار کنم، خواه آن عادتها فکری باشند یا رفتاری. البته که این دو (عادتهای فکری و رفتاری) کاملاً به هم مرتبط هستند.
نکتهی جالب برای من این بود که همزمان با شناخت این مسئله از طریق احاطه شدن با آگاهیهای فایلهای مصاحبه، با ادامهی کار روی همان فایلها، راهکارهای بهتری نیز برای تغییر آن عادتهای محدودکنندهای که شناخته بودم، پیدا میکردم. سپس برای خودم یادداشتبرداری میکردم که میخواهم در این پروژهی مشترک، روی آن موارد کار کنم.
این تجربهی درونی، مرا مطمئن ساخت که هر فردی میتواند با هر بار کار کردن روی این آگاهیها، زنجیرهای نامرئی را از خود باز کند که او را در نقطهی کنونیاش ساکن نگه داشته است. و هنگامی که آن زنجیرها باز شوند، آن فرد میتواند به مداری بالاتر صعود کند. فارغ از اینکه اکنون در چه مداری قرار دارد و شرایطش چقدر خوب یا نامناسب است، او میتواند بهآرامی با کار کردن روی این آگاهیها، هر بار از این مدار فاصله بگیرد و از شرایطی که دارد، به شرایطی که دوست دارد در آن باشد، مهاجرت کند.
به همین دلیل، این پروژه، مهاجرت به مدار بالاتر نامگذاری شد.
البته این مفهوم با قانون جهان هماهنگی بسیاری دارد. زیرا وقتی قانون اصلی این است که تمام شرایط زندگی ما بدون استثنا، بازتاب فرکانسهای خود ماست، پس با توجه به این قانون، چالش اصلی من برای پیشرفت این نیست که چگونه به خواستههای بیشتری برسم؛ بلکه چالش اصلی من این است که چگونه ظرف وجودم را برای دریافت نعمتهای بیشتر، بزرگتر کنم. چگونه به مدار بالاتر مهاجرت کنم تا با تجربهی باکیفیتتری از زندگی مواجه شوم؟ چگونه من تبدیل به شخصیتی شوم که نعمتهای مورد نظرم با این شخصیت همفرکانس هستند و به دنبال او میآیند؟
پاسخی که من برای این «چگونهها» یافتم، این بود که به خود گفتم: برای بهبود شخصیتم، چه الگویی بهتر از استاد عباسمنش؟ و برای مهاجرت از مدار فعلیام به مداری بالاتر، چه مسیری سرراستتر از همنشین شدن با آگاهیهای فایلهای مصاحبه با استاد عباسمنش؟
فایلهای دستهبندی مصاحبه با استاد عباسمنش از نظر من یک خاصیت متفاوت دارند. در این فایلها، استاد عباسمنش به پرسشهایی پاسخ میدادند که دانشجویان از ایشان دربارهی چگونگی صعود به مداری بالاتر میپرسیدند. یعنی چگونگی تغییر شرایط، دقیقاً از همینجایی که هستی و با همین امکانات و شرایط و تواناییهایی که اکنون داری. چگونه در حالی که هیچ فرش قرمزی برایت پهن نشده و هیچ تضمینی برای نتیجه به تو داده نشده است، با ایمان به غیب شروع کنی؟ چگونه با این ایمان، مسیر را تا رساندن به نتیجه ادامه دهی و حتی در آن نقطه نیز متوقف نشوی و هر بار آن نتیجه را بهبود بخشی و نتایجت را پایدار کنی؟
از نظر من، استاد عباسمنش در سلسله فایلهای مصاحبه با استاد عباسمنش، بیشتر از آنکه قانون را آموزش دهند، مانند یک همنشین صمیمی برایت تعریف میکنند که: من نه بهعنوان یک استاد، بلکه بهعنوان یک دانشجوی قوانین زندگی، خودم چگونه هر بار قانون را دقیقتر درک میکنم، چگونه قانون را دقیقتر اجرا میکنم و برای مهاجرت به مداری بالاتر، چگونه خودم را مقید به اجرای قانون نگه میدارم؟
به همین دلیل، این فایلها میتوانند این کلید را واضحتر به ما نشان دهند که من بهعنوان فردی که آمادهی رشد بیشتر شدهام، چگونه ظرف وجودم را رشد دهم تا این ظرف بزرگتر، پذیرای دریافت نعمتهای بیشتری شود؟ چه ویژگیهایی را به چه شکلی باید در شخصیتم پرورش دهم تا تبدیل به شخصیتی شوم که توانایی خلق خواستههای مورد نظرش را دارد؟
یکی از دلایل مهم من برای ارائهی فایلهای دستهبندی مصاحبه با استاد عباسمنش در قالب «پروژهی مهاجرت به مدار بالاتر» و طی کردن این مسیر با یکدیگر، تجربهی فوقالعادهای بود که در پروژهی قبلی (پروژهی خانهتکانی ذهن) با هم داشتیم.
پروژهی خانهتکانی ذهن برای من یک برکت بهیادماندنی بوده و هست. آگاهیهای آن پروژه فضایی را برای من ایجاد کرده بود که بتوانم هر روز، قدمی هرچند کوچک، در راستای بهبود شخصیتم بردارم. این مسیر مستمر و فرایندی که ایجاد شده بود، یک هدف زیبا به من داده بود. بهطوریکه هر روز پس از بیدار شدن، اولین چیزی که به ذهنم میرسید، گوش دادن به آگاهیهای گام بعدی و انتشار آن در وبسایت برای شما بود. سپس، زمانی که نظرات (کامنتهای) شما را مرور میکردم، هر نکتهای که دربارهی آگاهیهای آن روز از قلم افتاده بود یا فراموش کرده بودم، دوباره برایم یادآوری میشد.
بهعبارت دیگر، «خانهتکانی ذهن» فرصتی ایجاد کرده بود تا هر یک از ما در جمعی حضور یابیم که افکار، اهداف، برداشتها از آگاهیهای هر گام و ایدههایشان برای اجرای آن آگاهیها، شور و شوق درونی یکدیگر را تغذیه میکرد تا ما نیز قدمی سازندهتر برای زندگی خود برداریم. این انرژی جمعی که در وبسایت ایجاد شده بود، برکتی ویژه به روزهای زندگی ما بخشیده و ما را از حواشی دور کرده بود.
اکنون میخواهیم همان فرمول را در «پروژهی مهاجرت به مدار بالاتر» اجرا کنیم. جالب است که شروع این پروژه نیز با آغاز سال نوی میلادی همزمان شده است.
من شخصاً بهعنوان اولین هدفم در سال جدید میلادی، مهاجرت به مداری بالاتر را انتخاب کردهام و میخواهم این کار را به کمک آگاهیهای فایلهای مصاحبه انجام دهم. وقتی این هدف را انتخاب کردم، این پرسش را از خود پرسیدم که: «سهم من» برای مهاجرت به مدار بالاتر چیست؟ وظیفهی من چیست؟
و پاسخ این بود که سهم من، حضور روزانه در پروژه و اختصاص خالصانهترین تمرکزم به آگاهیهای آن روز است. یعنی به محض انتشار گام بعدی، فرکانسها و کانون توجهم را با آگاهیهای آن گام جهتدهی کنم تا ذهنم فرصت تأخیر انداختن در این مسیر را به من ندهد.
حتی اگر ظاهراً کارهای ضروریتری برای انجام دارم یا هر بهانهی دیگری که ذهنم میآورد، با این منطق بهانههای ذهنم را خنثی کنم که: اگر من اولویت امروزم را به احاطهی کانون توجهم با آگاهیهای فایل امروز اختصاص دهم، کانون توجه من در راستای «اصل» و «قانون» جهتدهی میشود. این هماهنگی که در کانون توجه من ایجاد میشود، میتواند مرا به سمت ایدههای کارآمدتری هدایت کند تا تمام کارهای لازم امروزم بهروانی انجام شود و به این شکل، در مجموع، چرخ زندگی من روانتر حرکت کند.
بنابراین، برای آنکه بتوانم هر روز در پروژه حاضر باشم، باید یک سری خطوط قرمز برای خود مشخص کنم؛ و آن خطوط قرمز شامل عادتهای روتینی است که در حال تلف کردن سازندهترین دارایی ما، یعنی تمرکز، هستند.
همهی ما این تجربه را داشتهایم که اولین «نه» گفتن، جادویی عمل میکند و «نه» گفتنهای بعدی را صدها بار برایمان آسانتر میسازد. فقط بسیار مهم است که اولین «نه» را خیلی زود بگوییم. هرچه بیشتر با آگاهیهای این پروژه احاطه شویم، این آگاهیها خودبهخود «نه» گفتن به بهانههای ذهن را بهخوبی به ما میآموزند.
بهانههایی مانند اینکه: اکنون کار مهمتری داری؛ بگذار این را در فرصتی مناسبتر انجام دهی؛ بگذار برای تعطیلات عید؛ این پروژه که در وبسایت هست، بعداً خودت برایش وقت میگذاری و با دقت انجامش میدهی. از این قبیل بهانهها که خودمان بهخوبی میدانیم اگر همین الان دستبهکار نشویم، این دلایل برای به تأخیر انداختن، هرگز پایانی ندارند.
یعنی این نوع دلایل، بخشی جدانشدنی از روتین زندگی ما خواهند ماند، مگر اینکه ما به آنها «نه» بگوییم. وگرنه اگر به آنها اجازه دهیم زندگی ما را جهتدهی کنند، تجربهی ما دقیقاً مانند اکثر افرادی میشود که هر روز، روزی بسیار شلوغ دارند و بسیار درگیر هستند، بهطوریکه برای انجام هیچ کاری وقت ندارند؛ اما وقتی آخر شب روز خود را مرور میکنند، حتی خودشان هم نمیفهمند امروز دقیقاً چه کار مفیدی انجام دادهاند.
یعنی اگر آخر شب بخواهند برای خود گزارشی از روزشان بنویسند، میبینند مورد خاصی برای فهرست کردن ندارند که بگویند «من این کار را امروز به این شکل به ثمر رساندم». متوجه میشوند با اینکه آنقدر سرشان شلوغ بوده، درگیر بودهاند و ظاهراً کار کردهاند، اما ارزش خاصی به زندگیشان اضافه نشده است. خروجی چندان مفیدی نداشتهاند. تنها چیزی که برایشان مشهود است، این است که به طرز عجیبی کل روز سرشان شلوغ بوده است.
این یک روند فرسایشی است که هر روز بهصورت نامرئی در زندگی اکثر افراد رخ میدهد و یک زنگ خطر جدی است. چرا؟ چون سرمایهی اصلی ما برای خلق زندگی دلخواهمان، فرکانسها و کانون توجهمان است. و راهکار بهرهبرداری ما از این سرمایه، تمرکز است؛ یعنی تمرکز بر شروع مسیر درست، استمرار در آن مسیر و به ثمر رساندن آن.
میتوانم بگویم در دنیایی که تمرکز اکثر افراد درگیر فرعیاتی است که نه اهمیت دارد و نه ارزش خاصی در زندگیشان ایجاد میکند، به قول استاد عباسمنش در فایل «معلولیت ذهنی»، جدا شدن از بدنهی این جامعه کار بسیار راحتی است، اگر ما فقط تمرکزمان را از آن فرعیات پس بگیریم.
من شخصاً در تمرکز کردن خوب هستم. نه به این دلیل که ذهن قوی در تمرکز کردن دارم؛ بلکه برعکس، به این دلیل که میدانم ذهن من بهراحتی میتواند تمرکزم را پراکنده کند. و من میدانم که به قول استاد عباسمنش، وقتی تمرکز نصف شود، نتیجه نصف نمیشود، بلکه تقریباً صفر میشود. به عبارتی، من میدانم آنقدر ثروتمند نیستم که بتوانم از عهدهی هزینههای سنگین «تقسیم تمرکز» برآیم. من توانایی پرداخت هزینههای سنگین پراکنده کردن تمرکزم را ندارم.
به همین دلیل، وقتی برای انجام کاری اقدام میکنم، اینطور تصور میکنم که من هستم و یک دنیای خالی، و تنها کاری که در این دنیای خالی وجود دارد، به ثمر رساندن آن کار است. این نگاه خودبهخود باعث میشود به هر چیزی که بخواهد خود را مهمتر یا بااولویتتر نشان دهد، بدون اتلاف وقت «نه» بگویم و آن را برای بعد بگذارم. اهمیتی نمیدهم آن دلیل چقدر به خود رنگ و لعاب بدهد؛ من بهسرعت از آن میگذرم، چون میدانم ذهنم در متمرکز ماندن آنقدر قوی و سالم نیست که بتوانم از عهدهی حتی یک لحظه رها کردن تمرکزم برآیم. من این را خوب میدانم که اگر اکنون این رشتهی تمرکز پاره شود، بعداً برای بازگشتن به همین نقطهای که اکنون هستم، باید تلاشی مضاعف کنم. به همین دلیل، از پاره شدن رشتهی تمرکزم میترسم و سعی میکنم خود را اصلاً در آن موقعیت قرار ندهم.
و خبر خوب برای همهی ما این است که «پروژهی مهاجرت به مدار بالاتر» یک فرصت خوب است تا تمرکز بر شروع یک کار، استمرار در آن مسیر و به ثمر رساندن آن را با هم تمرین کنیم.
انجام این تمرین، پاداشی عالی دارد. ثمرهی اتمام این پروژه، صعود هر یک از ما به مداری بالاتر و احاطه شدنمان با نعمتهای باکیفیتتر است.
پس اگر شما هم علاقهمند هستید، میتوانیم با هم این پروژه را بهعنوان یک هدف در نظر بگیریم، شروع کنیم، ادامه دهیم و به ثمر برسانیم. قرار ما این است که هر روز آگاهیهای یک قسمت از این پروژه را با هم مرور کنیم، در این آگاهیها تعمق کنیم و سعی کنیم بدون کمالگرایی، به همان اندازهای که درک کردهایم، آنها را به اجرا بگذاریم. یعنی سعی میکنیم تا حد امکان به شیوهی آن آگاهیها فکر کنیم و رفتار کنیم. همین قدمهای هرچند کوچک، وقتی بهشکل مستمر برداشته شوند، هر بار فرکانسهای ما را باکیفیتتر میکنند.
تا جایی که تجربههای موجود در مدار کنونی ما، دیگر کیفیت لازم برای پاسخگویی به فرکانسهای بهبودیافتهی ما را ندارد. آن زمان است که جهان، در پاسخ به فرکانسهای باکیفیت ما، راهی ندارد جز آنکه ما را وارد مدار بالاتری کند که نعمتها و پاداشهای بیشتر و باکیفیتتری در آنجا وجود دارد.
اگر شما هم آماده هستی و تصمیم داری تا به صورت مستمر در پروژه مهاجرت به مدار بالاتر حضور پیدا کنی، فایل صوتی دستورالعمل پروژه را گوش کنید. در فایل صوتی موجود در این صفحه، تمام جزئیات لازم درباره چگونگی شروع پروژه شرح داده شده است. این فایل را با دقت گوش کنید. سپس برای شروع پروژه، روی دکمه زیر کلیک کنید:
منتظر دیدن رد پای تک تک شما عزیزان در هر گام از پروژه “مهاجرت به مدار بالاتر” هستم.



به نام هو خدای نور ، خدایی که عاشقانه هدایت و حمایتم میکنه
سپاسگزار خداوندم که اینقدر من رو عاشقانه دوست داشت و به من لطف داشت که من رو در این مسیر هدایت قرار داد و نور مسیر من بوده و هست ، هر لحظه سپاسگزاری میکنم برای این مسیر زیبا که وارد شدم تا تکاملم رو در بهترین حالت ممکن و کاملا هدایتی طی کنم .
با عرض درود و ادب و احترام خدمت استاد عزیزم کسی که دست خداست برای من ، و خانوم شایسته بزرگوار و مهربون ، و به تمامی خانواده دوست داشتنی و هم فرکانسم خانواده صمیمی عباسمنش .
هر سری که اومدم کامنت بنویسم و رد پایی رو از خودم به جا بزارم حسم متفاوت تر بود ، و برام جالب بود که هر بار حسم بهتر از دفعه قبلی میشد و این روند همیشه و همیشه ادامه داره ، هر سری که هر فایلی رو دیدم چیزهای جدیدتری کشف کردم ، و در مدار بالاتر و فرکانس و ارتعاش بالاتری قرار گرفتم ، و به منبع بینهایت که همون خداوند یکتام هست وصل تر شدم ، خدایا خودت میدونی من چقدر عاشقانه تو رو دوست دارم .
استاد عزیزم و خانوم شایسته بزرگوار ، خیلی ممنونم بابت بروزرسانی هایی که در سایت انجام میدید ، خیلی عالی هست که فایل های قدیمی در قالب این پروژه جدید با دسته بندی های عالی قرار گرفتن ، کلا من زمانیکه هم فایل های قدیمی و هم فایل های جدید رو که گوش میکنم ، اینقدر استاد در گذشته هم به قانون مسلط بودن که همه فایل هاشون انگار همین امروز تهیه شدن ، و به قول خودشون که گفتن قانون ثابته در همه زمان ها ، واقعا من این رو تحسین میکنم که در گذشته هم که زمانیکه حتی این نتایج رو نگرفته بودن ، اما بازم هم روی همون اصول فعلی کار میکردن ، واقعا تحسین برانگیز بود برام ، و این نشونه ای شد برای منم که در همین لحظه که حتی نتایجم داره کم کم نمایان میشه ، اینو فهمیدم که منم باید همین الآن هم به اصول قانون عمل کنم و پایبند و متعهد باشم و این نوع زندگی رو تبدیل به سبک زندگیم کنم.
باز هم تشکر میکنم برای بازبینی و استخراج نکات مهم و اصلی این فایل ها ، و حذف موارد غیر ضروری ، و در کنار هم قرار دادن این فایل ها در قالب یک پروژه عالی ، و عنوان گذاری مناسب برای آگاهی های اون قسمت ، سپاسگزارم ازتون بابت راحت تر کردن این مسیر برای ما .
واقعا به شخصه دارم میبینم که تمام پروژه ها عالی هستن ، بی صبرانه منتظر پرژه های بعدی هستم ، و امیدوارم در آپدیت های بعدی پروژه های بیشتری در سایت قرار بگیره انشالله .
من هم همانند شما این انرژی رو که بسیار الهام بخش و شهودی هست و به قول شما آشناست رو کاملا در درونم حس میکنم ، من هم مثل شما که فرمودید پس از پیوسته کار کردن روی آگاهی های این فایل ها انرژی خلاقی رو دریافت کردید ، من هم این انرژی خلاق رو در درونم حس میکنم .
امیدوارم من هم روز به روز بیشتر این باورهای قدرتمند کننده رو بشناسم ، و دلیل اصلی نتایج رو درک کنم ، و ایده ها بهم الهام بشن تا بتونم با تمرکزی که اون هم از طریق همین مسیر دریافت کردم از اون ایده ها بهره برداری کنم ، و ایمانم اینقدر قوی تر بشه که به سمت گام های بعدی با ایمان بیشتری حرکت کنم تا بتونم بهبود بیشتری رو ایجاد کنم در زندگیم و اطرافم و بتونم باعث هر چه بیشتر گسترش جهان بشم .
امیدوارم آگاهی هایی که از این پروژه و فایل ها میگیریم ، تغییراتی رو در من ایجاد کنه تا مسیر هدایت برام روشن تر بشه ، تا بتونم از همه لحاظ ها خیلی بهتر در مسیر درست در جهت اهداف و خواسته هام گام بردارم ، و بتونم اصل و فرع رو هم از همدیگه هر چه بهتر تشخیص بدم .
میخوام با کار کردن روی این فایل ها و آموزه ها ، از عادت های محدود کننده پنهانی که در وجودم هست آگاه بشم ، و پیش نیاز این موضوع هم برای تشخیص این مسئله نگاه درست من و رسیدن من به درک درستی از قانون زندگی و قوانین کائناتی هست و به حدی از دانایی رسیده باشم تا بتونم اصل رو از فرع هر چه بهتر و آسون تر تشخیص بدم .
من کلا عادت به نوشتن کامنت ها نداشتم و انگار یک ترمزی در من بود که با خودم میگفتم حالا وقتش نیست و … ، اما دریافت این آگاهی ها اون تمرکز رو در من به صورت خیلی سریع و راحت برطرف کرد و انگار خدا در وجود من داره مینویسه برام و دستام دستان خداوند هستن و هر چی که به زبون و ذهنم میاد که اینجا بنویسم انگار که زبان خداوندم و دستان خداوند ، خدایا شکرت که این اتفاق افتاد و این باور محدود کننده ذهنیم هم برداشته شد ، و میتونم که به صورت خیلی عالی کامنت بنویسم و هم سپاسگزاری کنم و هم دیدگاهم رو و هم ردپام رو به ثبت برسونم ، و کاملا حس میکنم که این موضوع به من اجازه فراتر رفتن و بالاتر رفتن از مدار فعلیم رو میده و قشنگ دارم با پوست و گوشت و استخونم و با تمام وجودم حسش میکنم این مسئله رو که دقیقا همینطوره ، و من دارم به صورت آگاهانه روی باورهام و آگاهی های فکری و رفتاریم کار میکنم در هر لحظه .
و من با کار کردن رو این فایل ها ، راهکار های بهتری هم برای تغییر آگاهی های محدودکنندهم شناختم ، که بتونم این مسیر رو خیلی راحت تر و آسون تر پیدا کنم و درش دارم گام برمیدارم ، و دارم نکات مهمش رو هم یادداشت برداری میکنم .
و همونطور که این این پروژه مهاجرت به مدار بالاتر هست ، من دقیقا دارم این موضوع رو احساس میکنم که در تمام جنبه ها دارم به مدار بالاتر صعود میکنم خداروشکر ، و در هر جنبه ای از زندگیم دارم بهتر و بهتر میشم هر لحظه ، و سپاسگزار خداوند هستم که من رو هم در این مدار و فرکانس خیلی زیبا قرار داد .
و طبق قانون فرکانس وقتی متوجه شدم که تمام جهان هستی و کائنات بازتابی از فرکانس های من هست ، پس با توجه کردن و اجرای این قانون ، تونستم ظرف وجودم رو برای دریافت نعمت های بیشتر ، بزرگتر کنم و هر لحظه در مدار بالا رفتن و بزرگتر کردن این ظرف وجودم باشم ، و با ایمانی که به غیب دارم ، تونستم این مسیر رو شروع کنم و ادامه بدم تا بتونم نتایج خیلی بزرگتری رو خلق کنم .
و من هم برای اینکه میخوام از این پروژه استفاده کنم و آگاهی های دریافتی از اون رو در زندگیم اجرا کنم ، و بتونم سهم خودم رو دریافت کنم ، به خودم تعهد دادم که روزانه تایمی رو به این پروژه اختصاص بدم ، تا بتونم به صورت خالصانه تمرکزم در جهت دریافت این آگاهی ها باشه ، تا بتونم منم فرکانسم رو با آگاهی ها و اطلاعات اون فایل هم جهت کنم تا بتونم به صورت پیوسته مدارم رو به بالاتر و بالاتر برسونم .
درسته که هنوز کار دارم و هنوز باید خیلی بیشتر روی خودم کار کنم تا بتونم نتایج بزرگتری رو خلق کنم ، و درسته که ذهن هم بازیگوشه و هم ممکنه بهانه هایی رو بیاره برام ، اما من مدتهاست و سالهاست که اپلیکیشن ها و رسانه های منفی رو از زندگیم حذف کردم ، و تمام تمرکز و فوکوس من روی این سایت هستش ، یعنی از صبح تا شب فقط داخل این سایتم و واقعا یادم نمیاد که در طول روز زیاد از برنامه های دیگه ای استفاده کنم ، شاید حدودا 90_95 درصد داخل سایتم و این سایت شده اولویت زندگیم در واقع ، و فقط ممکنه 5 درصد دیگه داخل برنامه های دیگه برم اونم تازه خیلی به ندرت پیش میاد برام ، و میخوام که با انجام دادن این کار بهانه های ذهنم رو خنثی کنم و فقط و فقط ورودی های مثبت به ذهنم بدم و این سایت رو به عنوان اولویت کانون توجهم تعیین کنم ، که میخوام انشالله با انجام دادن اینکار کانون توجه من در راستای اصل و قانون جهت دهی بشه ، و بعد از اینکه این هماهنگی در کانون توجه من ایجاد شد ، این سیستم و کائنات من رو به سمت ایده های کارآمدتر و مدارهای بالاتر هدایت کنه تا تمام کارهام و ایده هام به آسونی و به راحتی در زندگیم نمایان بشن و این چرخ زندگی من روان تر بشه .
و این روتین رو در زندگیم دارم پیاده سازی میکنم که تمام تمرکزم فقط به روی سایت باشه ، تا از تلف شدن تمرکزم جلوگیری بشه ، هر چی بیشتر با آگاهی های این پروژه احاطه میشم ، این آگاهی ها خیلی بیشتر به من کمک میکنه تا در این روتین خیلی راحت تر و ساده تر و آسون تر بتونم حرکت کنم و ادامه بدم .
سرمایه اصلی من برای خلق زندگی دلخواهم و خلق نتایج و اهداف و ویژن هایی که دارم ، فرکانس و ارتعاش و کانون توجه من هست ، و میخوام برای بهره برداری هر چه بیشتر از این سرمایه تمام تمرکزم رو در این مسیر درست بزارم ، و با استمراری که در این مسیر دارم بتونم نتایج دلخواهم رو به ثمر برسونم ، و میخوام با تمرکزی که از روی فرعیات برمیدارم و هدایتش میکنم به سمت اصل ، خودم رو به راحتی از بدنه جامعه جدا کنم ، و خداروشکر توی این چند مدتی که دارم با تعهد و استمرار و با ایمان به غیب روی فایل ها و آگاهی های سایت کار میکنم تا حدود خیلی زیادی این اتفاق افتاده برای من و کاملا حس میکنم که روز به روز هم داره بهتر و بهتر میشه و من میخوام هر روز و هر ساعت و هر لحظه ، این کار رو بیشتر و بیشتر انجام بدم تا بتونم نتایج بهتر و بزرگتری رو خلق کنم .
به قول استاد جانم ، وقتی تمرکز نصف شود ، نتیجه نصف نمیشود ، بلکه صفر میشود ، پس من زمانیکه میدونم که چقدر ذهن و تمرکز ذهن پراکنده هست ، تلاش میکنم که کانون توجهم و تمرکزم رو به سمت زیبایی ها و خواسته هام بیشتر و بیشتر در هر لحظه هدایت کنم .
و خداروشکر که به این سایت و این پروژه هدایت شدم ، تا از این فرصت خوب که تمرکز بر شروع یک کار ، استمرار در اون مسیر و به ثمر رسوندن اون رو با هم به خوبی تمرین کنیم ، و من هم بعد از تموم کردن این پروژه ، پاداشی عالی از خداوند که منبع بینهایت کل عالم هستی و صاحب تمام کائنات و تمام ابعاد هست دریافت کنم ، و مانند دیگر دوستانم ثمره به پایان رسوندن این پروژه برای من هم صعود به مدار بالاتر و احاطه شدنم با نعمت های بیشتر و با کیفیت بالاتر باشه .
و من با ارتعاش های پیوسته و استمراری که در هر لحظه به جهان بینهایت خداوند و کائنات ارسال میکنم ، با همین ارتعاش ها و قدم های کوچک اما پیوسته ، که وقتی اونها رو ادامه میدم ، به شکل یک فرکانس شکل میگیره و من رو در مدار بالاتر و با کیفیت تر قرار میده خداروشکر ، و میخوام که با همین استمراری که دارم اینقدر به جهان فرکانس ها و ارتعاش های با کیفیت و با کیفیت تر ارسال کنم ، که جهان و کائنات هم راهی نداشته باشه جز اینکه من رو وارد مدار بالاتری کنه که نعمت ها و پاداش های بیشتر و با کیفیت تری در اونجا وجود داره .
من آماده هستم که مانند دیگر دوستان هم فرکانسیم به صورت مستمر در این پروژه حضور پیدا کنم ، و ردپام رو در هر گام به جا بزارم ، و این حال خوبم رو با دوستان عزیزم در این مسیر زیبا و تکاملی به اشتراک بزارم ، انشالله نتایجی که دریافت میکنم و البته روز به روز هم بزرگتر میشن در طول قدم های بعدی خواهم نوشت .
همیشه اول از همه خداروشکر میکنم برای همه چیز و بخصوص این مسیری که من رو درش هدایت کرد ، و دوم از استاد نازنین و عزیزدلم و استادی که واقعا دست خداست برای من ، و همچنین ممنونم از خانوم شایسته عزیز و بزرگوار ، سپاسگزارم ازتون ، سپاسگزارم بابت اینهمه فایلی که با عشق تهیه میکنید و ما هم با عشق فایلها رو دنبال میکنیم .
با عشق و احترام از عرفان ، 22 آذر 1404