این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2025/01/abasmanesh-2.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-01-23 06:31:202025-01-23 06:32:25مصاحبه با استاد | چگونه وارد مدار خواسته ام شوم
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام .استاد .مرسی. تعجب کردم انتظارم بیشتر از این بود.استاد به نظرتون کنکاش زیاد گذشته یه ادم موفق وسبک شخصیش تا چقدمیتونه رو موفقیت ما تاثر بزاره.البته این سوالات رو دوستان پرسیدن رای بیشتر داشتن شماجواب دادین .مخصوصا کشور ما حاشیه بیشتراز خود موضوع طرفدار داره ومن میدیدم در کامنت های دوستان که چقدر علاقه داشتن از زندگی شخصی شما بدونن…!!!.ولی من خیلی دوست داشتم یه جور دیگه.. یه سری سوالات بود که واقعا عالی بودن..نمیدونم حالا بعدا جواب میدید یا فرصت نخواهد شد.بهرحال ممنون ازتون استاد.خیلی دوست دارم شما رو ببینم وباهاتون حرف بزنم.
باسلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز.با سپاس از منبع همه خوبی ها وبدی ها که در جمع شمام.امیدوارم همه شما به تمام آرزوهاتون بزودی برسید….من فقط از دانلودهای رایگان استاد استفاده کردم هنوز قسمت نشده از فایل های غیر رایگان استفاده کنم ولی با استفاده از همون دانلودها یه چیزی فهمیدم اونم اینه که در وجود همه ما یه خدا و یه شیطان درون خودمون داریم درواقع من فکر کنم قلب ما همون خدای درون ماست و مغزو منطق ما همون شیطان.این دو هیچ گاه نظرات یکسانی ندارند و همیشه باهم در تضاد هستندومتاسفانه اکثر ما باتوجه به عقل و منطقمون تصمیم میگیریم.شیطان درون ما که مابهش میگیم شیطان یک شخصیت به شدت واقع بین درون ماست که مدام خطرات و شکست هارو به ما گوشزدمیکنه.99 درصد ادم های دنیا به حرف این شخصیت تو زندگشون گوش میدن.ولی یک شخصیتی درون ما هست که در اعماق وجود ماست که همون خدای درون ماست و تمام ادم های موفق بحرف این شخصیت گوش میدن .ولی ذهن و منطق ما اصلا اجازه نمیده که این خدا حرفشو به گوش ما برسونه.اگه با این شخصیت دوست بشیم و بذاریم حرفشو به گوش ما برسونه و بدون تردید کاریکه میگه رو انجام بدیم هیچ قله ای در دنیا نیست که قابل فتح نباشه….
سلام بر دوستان عزیز و استاد گرامی … ممنون میشم راهنماییم کنین . استاد گفتن شما کار به این نداشته باشین که مردم چه خدفی دارن و چکار میکنن دنبال علاقه و سلایقتون برین تا به خواستتون برسین … الان یعنی ما دنبال هرکاری بریم که علاقه داریم توی اون کار به موفقیت مالی و شغلی میرسیم ؟؟ الان منی که علاقه شدیدی به فوتبال دارم ( منظورم بازی کردن نیست بیشتر منظورم تحلیل و دیدن بازیاست که حالمو واقعا خوب میکنه ) باید چکارکنم کلا گیجم … از یه طرف به خودم میگم برم برنامه نویسی یاد بگیرم که پول توشه و .. از یه طرف دیگه استاد گفتن برین دنبال علاقتون ووو راهنماییم کنین ممنون میشم . با ارزوی سعادت و خوشبختی در دنیا و اخرت
خیلی عالییییییییی وبی نظیر بود وزندگی نامه از بچگی تا بزرگسالیتان خیلی عالی و جالب بود واز انجایی که استاد از بنده2ماه و7روز بزرگتر هستند به من انگیزه زیادی دادند
با این فایل که استاد توانسته من هم میتوانم از اینکه هم سن وسال هستیم اما فرق باورهایمان اختلاف زیادی ایجاد کرده من درس گرفتم که به خودم بیام وفعلا من به
تضاد خوردم وباید خداروشکر کنم وایده ای به فکرم امده اما فعلا نتوانستم محققش کنم وامیدوارم محقق میشود وان شاالله اگر شد میام و کامنت میگذارم وامروز که
این کامنت رو میگذارم ظهر در خواب استاد به خانه ما امده بودوخیلی خوشحال شدم که اورا درمنزلمان دیدم و من درباره قانون از او میپرسیدم واو جواب میداد وخیلی
شاد بودیم ومیخندیدیم در خواب . امیدوارم روزی از نزدیک استاد را ملاقات کنم . در پناه الله یکتا شاد پیروز سلامت ثروتمند وسعادتمند در دنیا واخرت باشید
سلام به استاد عباسمنش گرامی ?. و دوستان عزیزم.چند تا سوال ذهنم رو درگیر کرده خواستم مطرح کنم البته چون رک میگم امیدوارم به کسی بر نخوره. ١ ما میگیم اعراض و بی توجهی کردن ما رو از فرکانس مورد توجه واقع نشده خارج میکنه.و تنها راه حل از بین بردن چیز های بد و ناخواسته ها و خارج کردنشون از زندگی توجه نکردن بهشونه و توجه به چیزه دیگه اس. و نه جنگیدن باهاشون و تلاش فیزیکی برای از بین بردنشون که این یعنی توجه بیشتر که موارد بیشتری رو میاره.درسته؟ یعنی اگه شرک و مشرک میخوام از بین بره باید بهش بی توجهی کنیم که از فرکانس ما خارج بشن نه این که باهاشون بجنگیم و … ولی در قرآن ده ها آیه در مورد کشتن مشرکان و کافران(معتقدان به ادیان غیر ابراهیمی که ما اسم مشرک و کافر بهشون گذاشتیم!!) و حمله کردن بهشون و به بردگی گرفتن مال و اموال و زنانشون و حتی تجاوز به زنانی که در جنگ توسط مسلمین به اسیری گرفته میشن!!!. و کمینگاه و مرصاد و…. هست. مثل : مشرکان را هر کجا که یافتید بکشید!! چون ماه های حرام به سر آمد مشرکان را هر کجا یافتید بکشید و آنها را دستگیر و محاصره کنید( عجب اعراضی!!) و… سر بریدن و گردن زدن معتقدان به ادیان غیر ابراهیمی (آیه 4 سوره قتال یا محمد) !!!! که نمونه اش بسیار فراوونه و داعش هم از اینا کپی کرده. (به عنوان نمونه :سوره توبه آیه 123 و 28 و29 و 5و12 سوره انفال آیه 39 سوره احزاب آیه61 سوره مائده آیه ٣٣ و 38 سوره نسا آیه 89 سوره انفال آیه 12سوره بقره ایه 191) که سر تا پاش توجه کردن و تمرکز کردن به مشرکان و کافران و شرک و کفر و جنگ و خونریزی و برده داری و…. هست و ما رو با مشرک و کافر و جنگ و خونریزی بیشتری مواجه میکنه و هرگز شرک و کفر و جنگ و خونریزی رو کمتر نخواهد کرد و ما رو از این فرکانس خارج نخواهد کرد. ( پس چه طور قانون جذب در قرآن رعایت شده؟؟) . ( تاریخ هم همینو نشون داد!!) و این آیات متعدد دارن به صراحت میگن راه مبارزه با شرک جنگیدن(قتل و قتال) و کشتن و خشونت و حذف فیزیکی هست نه اعراض!!. در حالی که باید میگفت هر کجا که مشرکان را یافتید اعراض کنید!!. یا مثلا : کسانی را از اهل کتاب که به خدا و روز قیامت ایمان نمی آورند و چیزهایی را که خدا و پیامبرش حرام کرده است بر خود حرام نمیکنند و دین حق را نمیپذیرند اعراض کنید ( نه این که بکشید!!)، تا آنگاه که به دست خود در عین مذلت جزیه بدهند( یعنی بقیه رو تحقیر و خوار کنیم که به خواری و ذلت!! بهمون پول و باج بدن؟؟ این رفتار انسانیه؟ اعراض کو پس!!). در حالی که استاد بارها گفته بودند خدا به پیامبر گفته فقط و فقط و فقط اعراض کن تا از فرکانسشون خارج بشی و مشخصا فرمودن که جنگیدن با کافران و امادگی نظامی و نقشه چیدن و و… خلاف قوانین کائناته و باعث جذب بیشترشون میشه و مشخصا فرمودن تنها راه مبارزه قران گفته روتو برگردون و حتی بحث هم نکن و تمام!! .(جلسه اول قانون آفرینش). اینها تناقض آشکاری هست. اگه بگیم خب جنگ ها دفاعی بوده خب چرا مسلمین در فرکانسی باشن که اینها رو جذب کنن که حالا با کشتار و جنگ و قتل و… مثلا دفع شر کنیم؟( چیزی که خودمون جذب کردیم!!) که اونم تازه باعث جذب موارد بیشتر بشه؟؟؟ خب یه توجه نکردن ساده باعث میشه از فرکانسشون خارج شد و تماام.نه حمله کنیم و نه بهمون حمله بشه هیچ خطری هم اسلام را تهدید نمیکنه ما هم تهدیدشون نکنیم توی جهان فرکانسی مون زندگی کنیم. اگه بگیم چون اونا ضد اسلام عمل کرده بودن و میکنن پس باید دفاع کنیم و واجبه و حکم خداست و از این حرفا. این تناقضه آشکاری هست. ٢ در زمان صدر اسلام جنگ های زیادی رخ داد( ادم تاریخ صدر اسلام رو میخونه به چیز های جالب تری هم بر میخوره!!) و پیامبر جنگ های زیادی داشت چه جنگ ها دفاعی بوده و چه حمله ای. این نشون میده که رسول خدا و مسلمین توی فرکانس جنگ و کشتار و ناخواسته ها بودند که من با این مشکل دارم. در حالی که با قانون جذب راحت میشد از فرکانس کشتار و جنگ و قتل و…. کامل خارج شد و هم جلوه تصویری هزاران بار بهتری برای اسلام باقی گذاشت?. و هم منطقی تر و انسانی تر بود. حالا بگیمم کافران توی فرکانس کشته شدن و حذف شدن بودن!!! چون همه چی مشابه جذب میکنه پس مسلمین و پیامبر توی فرکانس به قتل رسوندن و کشتار انسان های دیگر و نابودی دیگران بودند ( همدیگر رو جذب کردن و چه طوره که پیامبر و مسلمین و مشرکان و کفار توی یه سطح فرکانس و و مدار هستن ؟؟!) که این واقعا غیر قابل قبوله. اگه این جوریه هر کی قتل میکنه نباید مجازات بشه چون مقتول حقش بود و میخواست توی فرکانس به قتل رسیدن نباشه!!!!?. این که بگیم کافران و مشرکان نتیجه ی فرکانس شرک و کفر خودشون رو دیدن خب الانم بت پرست و … کم نداریم پس چرا اونا توی این فرکانسا نیستن؟?.اتفاقا برخی شون جزو ثروتمند ترین ها و خوشحال ترین کشورها هستن. کاری هم به کسی ندارن !!. نمیشه که هربلایی سره بقیه معتقدان به ادیان غیر ابراهیمی دلمون خواست بیاریم بعد بگیم فرکانس خودشون بوده که!!! شرایط و بلاهایی که سرشون اومده خودشون جذب کردن و ما مقصر نیستیم. ولی اگه اونا بلایی سره ما بیارن و علیه ما باشن باید ریشه شونو بکنیم!!!. و دیگه فرکانس ما نیست و تقصیر ما نیست بلکه دوباره نقصیر اونهاست اونها باید مجازات بشن!!!!. پس فرکانس های ما چی؟؟!. در حالی میشد با یه بی توجهی ساده از فرکانس همه اینها خارج شد و کسی هم نمیتونست به ما حمله کنه و آسیب بزنه . اگرم بگیم کتاب قرآن کتاب فرکانسی هست و هر کسی نمیفهمه و اینا خب هر کتابی و هر چیزی فرکانسیه و ما اصلا در جهان فرکانسی زندگی میکنیم. داریم ماست مالی میکنیم دیگه ?. اینها چیزی رو توجیه نمیکنه. اینها هر جور با خودم حساب میکنم نه با خوی انسانی جور در میاد و نه با قانون جذب. خوشحال میشم استاد عزیز پاسخ بدن.?.
دوست عزیز سپاس از مشارکتتون. در مورد آیه هایی که ذکر کردید ای کاش خودتان شخصا آنها رو مطالعه می کردید و البته کل سوره را و اونوقت کامل متوجه قضیه میشدید. اگر خواستید یه نگاهی هم به آیه های اعراض بیاندازید که استاد در دوره قانون آفرینش به تفضیل توضیح داده اند.
این متنی که نوشته بودین انقد سنگین و پی در پیچ بود من اصن گیج شدم??
جدای ازین پیام من ی پاسخی از شما روی عقل کل دیدم و خیلی وقت بود درگیرش بودم و اتفاقا تو ذهنم بود که اگر نظری از شما دیدم همونجا بتو بگم که خدراوشکر الان دیدم.
این متنو شما نشوتید توی عقل کل:
هر فکری که توی ذهن فعال بشود ارتعاشاتی رو به جهان هستی ارسال میکند و ما از طریق سیستم راهنمایی احساساتمون میفهمیم که این ارتعاشاتی که به کائنات فرستادیم به اتفاقات خوب منجر میشود و یا بد.
احساس خوب = ارتعاشات مثبت =اتفاقات خوب
احساس بد = ارتعاشات منفی = اتفاقات بد
در حقیقت احساسات فقط یک سیستم راهنمایی ومطلع کننده هستند مثل درجه ی باک بنزین و یا زنگ هشدار یا خبر دهنده و خودشون هیچ کاری نمیکنند و جهان هستی فقط ارتعاشات ما رو دریافت میکنه. ولی ما با احساساتمون میفهمیم که چه ارتعاشی داریم همین.
باور فقط یک عادت فکری هست که بسیار تکرار شدن.(محل باور ها در ضمیر ناخوداگاه هست )
و گفتیم هر فکری ارتعاشی رو فعال میکنه پس باور ها عادت های ارتعاشی و الگو واره های ارتعاشی ما هستند.
و تنها راه نفوذ بر ضمیر ناخوداگاه ما درگیر شدن ارتعاشاتمون هست ( از طریق احساسات خودمون میفهمیم که درگیر شده یا نه )
یعنی اگر یه عبارات تاکیدی مثبت رو مدام گوش میدی ولی هنوز حسی نداری یعنی هنوز ضمیر ناخوداگاه شما درگیر نشده
( اگر حس بدی داری یعنی باوری مخالف اون عبارت تاکیدی داری که تولید احساس بد میکنه و مقاومت میکنه )
ولی با تکرار مداوم و ادامه دادن بالاخره احساس خوب تولید میشه و این احساس بد از بین میره و احساس خوب جاشو میگیره و جایگزین شدن تدریجی باور جدید شروع میشه .
اگر ما عادت های فکری(باورها) مون رو تغییر بدیم در واقع الگو واره های ارتعاشی مون رو تغییر دادیم و این طبق قانون جذب یعنی تغییر 100% زندگی مون.
خلاصه بگم باور هامون چیزی جز الگو واره های ارتعاشی مون نیستند و ما با احساساتمون از ارتعاشاتمون با خبر میشیم.
پس اگر احساسات شما درگیر نشه اصلا باوری تغییر نمیکنه.
این پاسخ رو بدوستی نوشته بودین که پرسیده بود فرکانس ما زا روی احساسات ما هست یا باورهامون.
من اون موقع فکر کردم خب احتمالا همینطوری باید باشه که فرکانس ما از روی باورهامو ارسال میشه و احساسات این وسط نقشی ندارن. اینطوری شد که من بکلی موضوع احساس رو فراموش کردم و فقط چسبیدم به تکرار باورها. شده بودم مث ی ربات که فقط باورها رو میخوندم میگفتم این داره فرکانس ارسال میکنه!!!
تاجایی پیش رفتم که نه تنها هیچ اتفاق خوبی نیفتاد تو زندگیم بلکه اتفاقات بدم شروع شد!!
تو همین وانفسا دیدم استاد تو جهان بینی توحیدی داره از احساس خوب صحبت میکنه و میگه که تنها راه رسیدن به خواسته ماندن در احساس خوب برای اون خواستت. اما بازم فکر کردم منظورشون اینه که فقط شادو شنگول باشیم و لذت ببرم از زندگی!!
تا اینکه به ی جمله از خانم راندا برن تو کتاب معجزه شکرگزاری رسیدم و نوشته بود: احساس خوب طبق قانون جذب باعث احساس خوب بیشتر میشه و این یعنی رخ دادان اتفاقات خوب (یا برعکس: احساس بد باعث جذب احساس بد بیشتر میشه و این یعنی رخدادن اتفاقات بد)
و ی جمله دیگه از کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم که استاد گفته بود: جهان به عملی که انجام میدی کاری نداره. بلکه به احساسی که موقع اون انجام اون عمل داری کار داره. (در مورد نماز خوندن و سایر کارها و اعمال ما بود)
تازه اون لحظه من متوجه شدم که اتفاقا فرکانس از روی احساسات ما ارسال میشه نه باورهامون!! اگر همه چیز انرژیه پس احساس هم انرژیه!! و واقعا انرژیه . چون ما ب وضوح موقعی که احساسمون خوب یا بد میشه سطح و نوع این انرژی رو در بدنمون حس میکنیم.
و بعدش تازه متوجه شدم تمام داستان احساس خوب هست. نه احساس خوب ناشی از الکی خوش بودن و شادوشنگول بودن(مث جک تعریف کردن و خندیدن) بلکه احساس خوبی ناشی از باورهاااا. یعنی وقتی به یه خواسته ای فکر میکنیم احساسمون نسبت به اون خواسته در تمامی جنبه ها خوب باشه. و اگر احساس ما نسبت به تمام مسائل زندگی و موضوعات در تمامی جنبه ها خوب باشه اون موقع یعنی قانون رو اجرار کردیم!
و دیدم هدف استاد از تمام باورهایی که مثلا تو روان شناسی ثروت 1 گفته واسه اینکه احساس مارو نسبت به پول در تمامی جنبه ها خوب کنه!!!! ونباید ی طوطی سخنگو باشیم که هی تکرارش کنیم!!
این موضوع تمرکز و توجهی که شما میگی صرفاااا ی عمل فیزیکی نیس که مثلا به چیز خوبی توجه کینم یا ی چیز بد توجه نکنیم!! توجه وقتی توجه محسوب میشه که احساس مارو خوب کنه. پس اگر به چیز خوبی توجه میکنی اگر احساست خوب نمیشه یعنی توجهی صورت نگرفته. و برعکس اگر به چیز بدی توجه میکنی اگر احساست بد نشه یعنی فرکانس بدی ارسال نمیشه و جای نگرانی نداره.
من فکر میکنم خدا توی قران بیشتر ب پیامبر گفته غمگین مباش! احساستو بد نکن. نگفته به چی توجه بکن یا نکن. بلکه گفته احساست چطوری باشه.
در کل فکر میکنم شما هم مث قبلن من خیلی فرمولی و ریاضی وار با قانون برخورد میکنی. تو همین جملاتی که در مورد توجه و تمرکز نوشتین این مشهوده.پس داستان اعراض کردن خالی خالی نیست!! داستان کنترل احساسمون هست!!
فرکانس از روی باور و افکار یا از روی توجه ارسال نمیشه. از روی احساس ما ارسال میشه.
واس همینه خیلیاااا هستن که تمرنیات رو انجام میدن و رو باورهاشونم کار میکنن اا اماچون اون احساس خوب ب جریان نیمفته نتیجه نمیگرن(مثل این اواخر من)
واس همین خیلیا هستن که مدام با چیز بد احاطه شدن یا از چیزای بد صحبت میکنن امااااا زندگی نسبتا خوبی دارن چون احساسشون بد نمیشه زیااااااااااد!!!
(مثلا یکی روابط عاطفی خوبی نداره اما اوضاع مالی خوبی داره. چون از نظر ذهنی خیلی درگیر نمیشه با روابط بدش و احساسش بد نمیشه . یعنی پس زمینه احساسیش خوبه یا لااقل بد نیست!! اما یکی رابطع عاطفی بدی داری و وضع مالیشم خوب نمیشه یا هرچی که داررو از دست میده چون از نظر احساسی و فرکانسی درگیر میشه و تم احساسی وجودش بد میشه و باعث احساس بد بیشتر و اتفاقات بد میشه. این همون چیزی که استاد تو شیوه حل مسائل میخواد بگه.اونجایی که میگه باید باورهات نسبت به همه چیز درست بشه تا اتفاقات خوب و بزرگ بیفته در واقع منظورش اینه باید پس زمینه احساسی وجودمون در تمامی موضوعات زندگی در تمامی جنبه ها باید درست شه تا اون اتفاقات خوب و بزرگ بیفتن)
اما برعکس ی عده ب ظاهر اعراض میکنن و توجه نمیکنن اما چون در ذهنشون باهاش درگیرن و احساس درونیش بدههههه واسشون اتفاقات بد میفته یا به اون خواسته هه نمیرسن یا اون ناخواسته هه هی بیشتر میشه
پس فکر نکنید با توجه نکردن به ناخواسته از فرکانس و مدارش خارج میشیم!! ما فقط با حفظ احساس خوب نسبت به ناخواسته یا نداشتن احساس بد نسبت به ناخواسته(همون تغییر زاویه دیدی که استاد همیشه ازش حرف میزنه) میتوینم از فرکانس و مدارش خارج شیم
در مورد تاریخم که گفنتین ادم میخونه ب چیزای جالبی میرسه، همشون نظرات شخصی نویسندگانشون هستن که با باورهای خودشون وقایع رو تعریف کردن نه صرفا اونچه که بوده!!!
هزاران نفر چیزای مختلف نوشتن با افکارو باورهای مختلف. و شما با اونی ارتباط برقرار میکنید که با باورهای شما هماهنگه.. اگر میخواهید به حقیقت برسید باید ذهنتون رو فرمت کنید و بی طرفانه برید بخونید.
من هنوز قران رو نخوندم و نمیدونم چی به چیه اما اینطوری فکر میکنم: بحث بحث اعراض کردن نیست که توجه نکنی از بین بره. بحث اینکه جقدر احساست درگیر بشه. یعنی اگر با کشتن مشرکا احساسه خوب بشه بهتره بکشن تا اینکه در ظاهر اعراض کنن ولی از درون احساسشون درگیر و بد باشه ???
دریا خانوم! , گفتید داستان اعراض کردن خالی خالی نیست!! داستان کنترل احساساتمون هست!!!?. توی قرآن واژه اعراض اومده و معنی شم مشخص هست. کنترل احساسات توی قرآن گفته نشده!!. شما داری تفسیر میکنی!. معنای لغوی و ریشه ی لغت اعرض مشخصه!?. بماند که اون آیات اعراض مکی هستن و نه مدنی!! و بیشترشون منسوخ شدن!!!?. که این یعنی قانون جذب هرگز در قرآن در حده اعراض و این حرفا هم قابل قبول نیست! واژه اعراض یعنی رو گرداندن! حالا بماند این رو برگرداندن معنی توجه کردن نمیده! و گرنه واژه ی دیگری به کار میبرد. حالا شما چه طور از واژه اعراض معنی کنترل احساسات رو استخراج کردی خودش در نوع خودش یک معجزه شگفت انگیزه!?. در مورد تاریخ و مورخان سخن گفتید. که اگه سخن شما رو قبول کنیم پس نه تنها هیچ کتاب تاریخی قابل قبول نیست! بلکه اصولا هیچ کتابی در هیچ زمینه ای قابل قبول نیست!!?. جالبه برام. مثلا توی همین کتابا یه رویداد مثبت نوشته باشه ۱۰۰% درسته. ولی منفی نوشته باشه غلطه؟!?. این یعنی ما نمیخوایم حقیقت رو بپذیریم!. اتفاقا از روی تاریخ دقیقا میشه مشخض کرد کی قانون جذب بلد بوده و کی بلد نبوده! چون تاریخ شرح وقایع و رخداد هاست. و اگه کسی وقایع ناخواسته زیاد داشته باشه این یعنی قانون جذب بلد نیست و یا از اون استفاده نمی کنه!?. بگذریم! یه سخنی گفتید چهار ستون بدنم لرزید! گفتد مسلمانان با کشتن مشرکان!(انسان هایی که مثل من و تو هستن فقط انتخاب کردن اعتقادات مذهبی دیگه ای داشته باشن) حسشون خوب میشه!!!!!???. شگفت انگیزه! یعنی اینقدر باور های مذهبی و مذهب میتونه روی ذهن اثر بگذاره که به خاطر اعتقاد دینی از کشتن انسانها لذت هم ببری؟!!؟!.شگفت آوره. من شخصا کسی رو ببینم با کشتن انسان های دیگر حسش خوب میشه سریعا زنگ میزنم تیمارستان این روانی خطرناک و جنایتکار رو بگیرن بستری بکنن.!!! واقعا نمیدونم چی بگم!.?.چرا کشتن برای ما چیزه بدی نیست؟!. خب اگه بقیه هم عزیزت رو بکشند به دلیل این که حسش خوب بشه! بازم همین حرف رو میزنی؟!. ?
سلام سپاسگزارخداوند هستم که با شماها افراد باخدا هستم متشکرم ازاستاد گرانقدر که هرروز تاثیر زیادی روی اطرافیانشان می گذارند متشکرم ،خدایا شکرت شکرت شکرت
سلام استاد داستان زندگی منو گفتید که تا اینجای سنم ، فقط ازدواج نکردم من ??? مسافرت نکردم و پدرم از لحاظ رفتاری بهتره ولی موقعی که کار میکرد ، پول که بدست میآورد , قبل از اینکه به خونه برسه تمام پول رو خرج میکرد که حتی کرایه ماشین روزای دیگه رفتن به سر کار نداشته باشه ??، گفتن داستان زندگی شما باور قوی تری از موفق شدن در من ایجاد کرد ، ممنونم ازتون ، امیدوارم قایل های بعدی هم بزودی قرار بگیره ، والبته من انسان اروم تری هم بودم نسبت گفتتون تو داستان زندگیتون ???
این نکته خوبی هم بود که در روابط اشاره کردید می بایست ما برای رابطه خوب در برابر و مقابل آنها باشیم نه این که خود را بهتر و بالاتر بدانیم و سعی کنیم رابطه خوب با بقیه برقرار کنیم و گرنه در کار و زندگی موفق نمی شویم.
سلام استاد عباسمنش ، عیدتون مبارک ، طاعات و عبادات قبول باشه انشالله ، استاد من محصولات روانشناسی ثروت و عزت نفس و هدفگذاری رو گرفتم و کار کردم ، استاد واقعاً سخته که با انگیزه قوی این قوانین رو کار کنم ، سوالم این هست که چطور میشه با تمامی شرایط کنار بیام و مسیر موفقیت و رسیدن به هدف رو دنبال کنم ؟
سلام .استاد .مرسی. تعجب کردم انتظارم بیشتر از این بود.استاد به نظرتون کنکاش زیاد گذشته یه ادم موفق وسبک شخصیش تا چقدمیتونه رو موفقیت ما تاثر بزاره.البته این سوالات رو دوستان پرسیدن رای بیشتر داشتن شماجواب دادین .مخصوصا کشور ما حاشیه بیشتراز خود موضوع طرفدار داره ومن میدیدم در کامنت های دوستان که چقدر علاقه داشتن از زندگی شخصی شما بدونن…!!!.ولی من خیلی دوست داشتم یه جور دیگه.. یه سری سوالات بود که واقعا عالی بودن..نمیدونم حالا بعدا جواب میدید یا فرصت نخواهد شد.بهرحال ممنون ازتون استاد.خیلی دوست دارم شما رو ببینم وباهاتون حرف بزنم.
وای استاد خیلی باحال بود…. من که خیلی لذت بردم و بیصبرانه منتظر جوابهای مربوط به مهاجرتتون هستم. خیلی متشکرممممممممممم
باسلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز.با سپاس از منبع همه خوبی ها وبدی ها که در جمع شمام.امیدوارم همه شما به تمام آرزوهاتون بزودی برسید….من فقط از دانلودهای رایگان استاد استفاده کردم هنوز قسمت نشده از فایل های غیر رایگان استفاده کنم ولی با استفاده از همون دانلودها یه چیزی فهمیدم اونم اینه که در وجود همه ما یه خدا و یه شیطان درون خودمون داریم درواقع من فکر کنم قلب ما همون خدای درون ماست و مغزو منطق ما همون شیطان.این دو هیچ گاه نظرات یکسانی ندارند و همیشه باهم در تضاد هستندومتاسفانه اکثر ما باتوجه به عقل و منطقمون تصمیم میگیریم.شیطان درون ما که مابهش میگیم شیطان یک شخصیت به شدت واقع بین درون ماست که مدام خطرات و شکست هارو به ما گوشزدمیکنه.99 درصد ادم های دنیا به حرف این شخصیت تو زندگشون گوش میدن.ولی یک شخصیتی درون ما هست که در اعماق وجود ماست که همون خدای درون ماست و تمام ادم های موفق بحرف این شخصیت گوش میدن .ولی ذهن و منطق ما اصلا اجازه نمیده که این خدا حرفشو به گوش ما برسونه.اگه با این شخصیت دوست بشیم و بذاریم حرفشو به گوش ما برسونه و بدون تردید کاریکه میگه رو انجام بدیم هیچ قله ای در دنیا نیست که قابل فتح نباشه….
تبریک برای همچین درکی بعد از تنها 41 روز عضویت در سایت. راضی باشید و پر روزی.
سلام بر دوستان عزیز و استاد گرامی … ممنون میشم راهنماییم کنین . استاد گفتن شما کار به این نداشته باشین که مردم چه خدفی دارن و چکار میکنن دنبال علاقه و سلایقتون برین تا به خواستتون برسین … الان یعنی ما دنبال هرکاری بریم که علاقه داریم توی اون کار به موفقیت مالی و شغلی میرسیم ؟؟ الان منی که علاقه شدیدی به فوتبال دارم ( منظورم بازی کردن نیست بیشتر منظورم تحلیل و دیدن بازیاست که حالمو واقعا خوب میکنه ) باید چکارکنم کلا گیجم … از یه طرف به خودم میگم برم برنامه نویسی یاد بگیرم که پول توشه و .. از یه طرف دیگه استاد گفتن برین دنبال علاقتون ووو راهنماییم کنین ممنون میشم . با ارزوی سعادت و خوشبختی در دنیا و اخرت
سلام به استاد خلاق ودوست داشتنی خودم
خیلی عالییییییییی وبی نظیر بود وزندگی نامه از بچگی تا بزرگسالیتان خیلی عالی و جالب بود واز انجایی که استاد از بنده2ماه و7روز بزرگتر هستند به من انگیزه زیادی دادند
با این فایل که استاد توانسته من هم میتوانم از اینکه هم سن وسال هستیم اما فرق باورهایمان اختلاف زیادی ایجاد کرده من درس گرفتم که به خودم بیام وفعلا من به
تضاد خوردم وباید خداروشکر کنم وایده ای به فکرم امده اما فعلا نتوانستم محققش کنم وامیدوارم محقق میشود وان شاالله اگر شد میام و کامنت میگذارم وامروز که
این کامنت رو میگذارم ظهر در خواب استاد به خانه ما امده بودوخیلی خوشحال شدم که اورا درمنزلمان دیدم و من درباره قانون از او میپرسیدم واو جواب میداد وخیلی
شاد بودیم ومیخندیدیم در خواب . امیدوارم روزی از نزدیک استاد را ملاقات کنم . در پناه الله یکتا شاد پیروز سلامت ثروتمند وسعادتمند در دنیا واخرت باشید
سلام به استاد عباسمنش گرامی ?. و دوستان عزیزم.چند تا سوال ذهنم رو درگیر کرده خواستم مطرح کنم البته چون رک میگم امیدوارم به کسی بر نخوره. ١ ما میگیم اعراض و بی توجهی کردن ما رو از فرکانس مورد توجه واقع نشده خارج میکنه.و تنها راه حل از بین بردن چیز های بد و ناخواسته ها و خارج کردنشون از زندگی توجه نکردن بهشونه و توجه به چیزه دیگه اس. و نه جنگیدن باهاشون و تلاش فیزیکی برای از بین بردنشون که این یعنی توجه بیشتر که موارد بیشتری رو میاره.درسته؟ یعنی اگه شرک و مشرک میخوام از بین بره باید بهش بی توجهی کنیم که از فرکانس ما خارج بشن نه این که باهاشون بجنگیم و … ولی در قرآن ده ها آیه در مورد کشتن مشرکان و کافران(معتقدان به ادیان غیر ابراهیمی که ما اسم مشرک و کافر بهشون گذاشتیم!!) و حمله کردن بهشون و به بردگی گرفتن مال و اموال و زنانشون و حتی تجاوز به زنانی که در جنگ توسط مسلمین به اسیری گرفته میشن!!!. و کمینگاه و مرصاد و…. هست. مثل : مشرکان را هر کجا که یافتید بکشید!! چون ماه های حرام به سر آمد مشرکان را هر کجا یافتید بکشید و آنها را دستگیر و محاصره کنید( عجب اعراضی!!) و… سر بریدن و گردن زدن معتقدان به ادیان غیر ابراهیمی (آیه 4 سوره قتال یا محمد) !!!! که نمونه اش بسیار فراوونه و داعش هم از اینا کپی کرده. (به عنوان نمونه :سوره توبه آیه 123 و 28 و29 و 5و12 سوره انفال آیه 39 سوره احزاب آیه61 سوره مائده آیه ٣٣ و 38 سوره نسا آیه 89 سوره انفال آیه 12سوره بقره ایه 191) که سر تا پاش توجه کردن و تمرکز کردن به مشرکان و کافران و شرک و کفر و جنگ و خونریزی و برده داری و…. هست و ما رو با مشرک و کافر و جنگ و خونریزی بیشتری مواجه میکنه و هرگز شرک و کفر و جنگ و خونریزی رو کمتر نخواهد کرد و ما رو از این فرکانس خارج نخواهد کرد. ( پس چه طور قانون جذب در قرآن رعایت شده؟؟) . ( تاریخ هم همینو نشون داد!!) و این آیات متعدد دارن به صراحت میگن راه مبارزه با شرک جنگیدن(قتل و قتال) و کشتن و خشونت و حذف فیزیکی هست نه اعراض!!. در حالی که باید میگفت هر کجا که مشرکان را یافتید اعراض کنید!!. یا مثلا : کسانی را از اهل کتاب که به خدا و روز قیامت ایمان نمی آورند و چیزهایی را که خدا و پیامبرش حرام کرده است بر خود حرام نمیکنند و دین حق را نمیپذیرند اعراض کنید ( نه این که بکشید!!)، تا آنگاه که به دست خود در عین مذلت جزیه بدهند( یعنی بقیه رو تحقیر و خوار کنیم که به خواری و ذلت!! بهمون پول و باج بدن؟؟ این رفتار انسانیه؟ اعراض کو پس!!). در حالی که استاد بارها گفته بودند خدا به پیامبر گفته فقط و فقط و فقط اعراض کن تا از فرکانسشون خارج بشی و مشخصا فرمودن که جنگیدن با کافران و امادگی نظامی و نقشه چیدن و و… خلاف قوانین کائناته و باعث جذب بیشترشون میشه و مشخصا فرمودن تنها راه مبارزه قران گفته روتو برگردون و حتی بحث هم نکن و تمام!! .(جلسه اول قانون آفرینش). اینها تناقض آشکاری هست. اگه بگیم خب جنگ ها دفاعی بوده خب چرا مسلمین در فرکانسی باشن که اینها رو جذب کنن که حالا با کشتار و جنگ و قتل و… مثلا دفع شر کنیم؟( چیزی که خودمون جذب کردیم!!) که اونم تازه باعث جذب موارد بیشتر بشه؟؟؟ خب یه توجه نکردن ساده باعث میشه از فرکانسشون خارج شد و تماام.نه حمله کنیم و نه بهمون حمله بشه هیچ خطری هم اسلام را تهدید نمیکنه ما هم تهدیدشون نکنیم توی جهان فرکانسی مون زندگی کنیم. اگه بگیم چون اونا ضد اسلام عمل کرده بودن و میکنن پس باید دفاع کنیم و واجبه و حکم خداست و از این حرفا. این تناقضه آشکاری هست. ٢ در زمان صدر اسلام جنگ های زیادی رخ داد( ادم تاریخ صدر اسلام رو میخونه به چیز های جالب تری هم بر میخوره!!) و پیامبر جنگ های زیادی داشت چه جنگ ها دفاعی بوده و چه حمله ای. این نشون میده که رسول خدا و مسلمین توی فرکانس جنگ و کشتار و ناخواسته ها بودند که من با این مشکل دارم. در حالی که با قانون جذب راحت میشد از فرکانس کشتار و جنگ و قتل و…. کامل خارج شد و هم جلوه تصویری هزاران بار بهتری برای اسلام باقی گذاشت?. و هم منطقی تر و انسانی تر بود. حالا بگیمم کافران توی فرکانس کشته شدن و حذف شدن بودن!!! چون همه چی مشابه جذب میکنه پس مسلمین و پیامبر توی فرکانس به قتل رسوندن و کشتار انسان های دیگر و نابودی دیگران بودند ( همدیگر رو جذب کردن و چه طوره که پیامبر و مسلمین و مشرکان و کفار توی یه سطح فرکانس و و مدار هستن ؟؟!) که این واقعا غیر قابل قبوله. اگه این جوریه هر کی قتل میکنه نباید مجازات بشه چون مقتول حقش بود و میخواست توی فرکانس به قتل رسیدن نباشه!!!!?. این که بگیم کافران و مشرکان نتیجه ی فرکانس شرک و کفر خودشون رو دیدن خب الانم بت پرست و … کم نداریم پس چرا اونا توی این فرکانسا نیستن؟?.اتفاقا برخی شون جزو ثروتمند ترین ها و خوشحال ترین کشورها هستن. کاری هم به کسی ندارن !!. نمیشه که هربلایی سره بقیه معتقدان به ادیان غیر ابراهیمی دلمون خواست بیاریم بعد بگیم فرکانس خودشون بوده که!!! شرایط و بلاهایی که سرشون اومده خودشون جذب کردن و ما مقصر نیستیم. ولی اگه اونا بلایی سره ما بیارن و علیه ما باشن باید ریشه شونو بکنیم!!!. و دیگه فرکانس ما نیست و تقصیر ما نیست بلکه دوباره نقصیر اونهاست اونها باید مجازات بشن!!!!. پس فرکانس های ما چی؟؟!. در حالی میشد با یه بی توجهی ساده از فرکانس همه اینها خارج شد و کسی هم نمیتونست به ما حمله کنه و آسیب بزنه . اگرم بگیم کتاب قرآن کتاب فرکانسی هست و هر کسی نمیفهمه و اینا خب هر کتابی و هر چیزی فرکانسیه و ما اصلا در جهان فرکانسی زندگی میکنیم. داریم ماست مالی میکنیم دیگه ?. اینها چیزی رو توجیه نمیکنه. اینها هر جور با خودم حساب میکنم نه با خوی انسانی جور در میاد و نه با قانون جذب. خوشحال میشم استاد عزیز پاسخ بدن.?.
دوست عزیز سپاس از مشارکتتون. در مورد آیه هایی که ذکر کردید ای کاش خودتان شخصا آنها رو مطالعه می کردید و البته کل سوره را و اونوقت کامل متوجه قضیه میشدید. اگر خواستید یه نگاهی هم به آیه های اعراض بیاندازید که استاد در دوره قانون آفرینش به تفضیل توضیح داده اند.
موفق باشید
با عرض ادب و احترام و خداقوت به گروه تحقیقاتی عباس منش
در این که ما هر یک خود باید به جستجو و کشف حقایق بپردازیم شکی نیست اما سوالی که دوست عزیز سایت
جناب حسام مطرح کردند جز سوالاتی ست که میتواند با پاسخگویی توسط استادی همچون استاد عباس منش
باعث درک عمیق و شفافیت درست از قرآن شود. بنده نیز استدعا دارم در صورت صلاحدید
استاد گرامی ک به درک صحیحی از قرآن رسیده اند
سوال این دوست را یکی از سوالات مصاحبه از استاد عباس منش قلمداد کرده و پاسخ دهند.
با تشکر
اجرتون با حق
با عرض ادب و احترام
دوست عزیز سوال مطرح شده از طرف شما در سایت
سوال من هم هست و شاید سوال بسیاری از حقیقت جویان دیگر.
پس با امتیازدهی به شما
از استاد مهربان و توحیدی تقاضا دارم سوال من و شما را جز ((سوالات مصاحبه با استاد عباس منش)) قرار داده و پاسخ دهند.
با تشکر
شاد باشید و راضی و پر روزی.
سلام دوست مهربانم
این متنی که نوشته بودین انقد سنگین و پی در پیچ بود من اصن گیج شدم??
جدای ازین پیام من ی پاسخی از شما روی عقل کل دیدم و خیلی وقت بود درگیرش بودم و اتفاقا تو ذهنم بود که اگر نظری از شما دیدم همونجا بتو بگم که خدراوشکر الان دیدم.
این متنو شما نشوتید توی عقل کل:
هر فکری که توی ذهن فعال بشود ارتعاشاتی رو به جهان هستی ارسال میکند و ما از طریق سیستم راهنمایی احساساتمون میفهمیم که این ارتعاشاتی که به کائنات فرستادیم به اتفاقات خوب منجر میشود و یا بد.
احساس خوب = ارتعاشات مثبت =اتفاقات خوب
احساس بد = ارتعاشات منفی = اتفاقات بد
در حقیقت احساسات فقط یک سیستم راهنمایی ومطلع کننده هستند مثل درجه ی باک بنزین و یا زنگ هشدار یا خبر دهنده و خودشون هیچ کاری نمیکنند و جهان هستی فقط ارتعاشات ما رو دریافت میکنه. ولی ما با احساساتمون میفهمیم که چه ارتعاشی داریم همین.
باور فقط یک عادت فکری هست که بسیار تکرار شدن.(محل باور ها در ضمیر ناخوداگاه هست )
و گفتیم هر فکری ارتعاشی رو فعال میکنه پس باور ها عادت های ارتعاشی و الگو واره های ارتعاشی ما هستند.
و تنها راه نفوذ بر ضمیر ناخوداگاه ما درگیر شدن ارتعاشاتمون هست ( از طریق احساسات خودمون میفهمیم که درگیر شده یا نه )
یعنی اگر یه عبارات تاکیدی مثبت رو مدام گوش میدی ولی هنوز حسی نداری یعنی هنوز ضمیر ناخوداگاه شما درگیر نشده
( اگر حس بدی داری یعنی باوری مخالف اون عبارت تاکیدی داری که تولید احساس بد میکنه و مقاومت میکنه )
ولی با تکرار مداوم و ادامه دادن بالاخره احساس خوب تولید میشه و این احساس بد از بین میره و احساس خوب جاشو میگیره و جایگزین شدن تدریجی باور جدید شروع میشه .
اگر ما عادت های فکری(باورها) مون رو تغییر بدیم در واقع الگو واره های ارتعاشی مون رو تغییر دادیم و این طبق قانون جذب یعنی تغییر 100% زندگی مون.
خلاصه بگم باور هامون چیزی جز الگو واره های ارتعاشی مون نیستند و ما با احساساتمون از ارتعاشاتمون با خبر میشیم.
پس اگر احساسات شما درگیر نشه اصلا باوری تغییر نمیکنه.
این پاسخ رو بدوستی نوشته بودین که پرسیده بود فرکانس ما زا روی احساسات ما هست یا باورهامون.
من اون موقع فکر کردم خب احتمالا همینطوری باید باشه که فرکانس ما از روی باورهامو ارسال میشه و احساسات این وسط نقشی ندارن. اینطوری شد که من بکلی موضوع احساس رو فراموش کردم و فقط چسبیدم به تکرار باورها. شده بودم مث ی ربات که فقط باورها رو میخوندم میگفتم این داره فرکانس ارسال میکنه!!!
تاجایی پیش رفتم که نه تنها هیچ اتفاق خوبی نیفتاد تو زندگیم بلکه اتفاقات بدم شروع شد!!
تو همین وانفسا دیدم استاد تو جهان بینی توحیدی داره از احساس خوب صحبت میکنه و میگه که تنها راه رسیدن به خواسته ماندن در احساس خوب برای اون خواستت. اما بازم فکر کردم منظورشون اینه که فقط شادو شنگول باشیم و لذت ببرم از زندگی!!
تا اینکه به ی جمله از خانم راندا برن تو کتاب معجزه شکرگزاری رسیدم و نوشته بود: احساس خوب طبق قانون جذب باعث احساس خوب بیشتر میشه و این یعنی رخ دادان اتفاقات خوب (یا برعکس: احساس بد باعث جذب احساس بد بیشتر میشه و این یعنی رخدادن اتفاقات بد)
و ی جمله دیگه از کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم که استاد گفته بود: جهان به عملی که انجام میدی کاری نداره. بلکه به احساسی که موقع اون انجام اون عمل داری کار داره. (در مورد نماز خوندن و سایر کارها و اعمال ما بود)
تازه اون لحظه من متوجه شدم که اتفاقا فرکانس از روی احساسات ما ارسال میشه نه باورهامون!! اگر همه چیز انرژیه پس احساس هم انرژیه!! و واقعا انرژیه . چون ما ب وضوح موقعی که احساسمون خوب یا بد میشه سطح و نوع این انرژی رو در بدنمون حس میکنیم.
و بعدش تازه متوجه شدم تمام داستان احساس خوب هست. نه احساس خوب ناشی از الکی خوش بودن و شادوشنگول بودن(مث جک تعریف کردن و خندیدن) بلکه احساس خوبی ناشی از باورهاااا. یعنی وقتی به یه خواسته ای فکر میکنیم احساسمون نسبت به اون خواسته در تمامی جنبه ها خوب باشه. و اگر احساس ما نسبت به تمام مسائل زندگی و موضوعات در تمامی جنبه ها خوب باشه اون موقع یعنی قانون رو اجرار کردیم!
و دیدم هدف استاد از تمام باورهایی که مثلا تو روان شناسی ثروت 1 گفته واسه اینکه احساس مارو نسبت به پول در تمامی جنبه ها خوب کنه!!!! ونباید ی طوطی سخنگو باشیم که هی تکرارش کنیم!!
این موضوع تمرکز و توجهی که شما میگی صرفاااا ی عمل فیزیکی نیس که مثلا به چیز خوبی توجه کینم یا ی چیز بد توجه نکنیم!! توجه وقتی توجه محسوب میشه که احساس مارو خوب کنه. پس اگر به چیز خوبی توجه میکنی اگر احساست خوب نمیشه یعنی توجهی صورت نگرفته. و برعکس اگر به چیز بدی توجه میکنی اگر احساست بد نشه یعنی فرکانس بدی ارسال نمیشه و جای نگرانی نداره.
من فکر میکنم خدا توی قران بیشتر ب پیامبر گفته غمگین مباش! احساستو بد نکن. نگفته به چی توجه بکن یا نکن. بلکه گفته احساست چطوری باشه.
در کل فکر میکنم شما هم مث قبلن من خیلی فرمولی و ریاضی وار با قانون برخورد میکنی. تو همین جملاتی که در مورد توجه و تمرکز نوشتین این مشهوده.پس داستان اعراض کردن خالی خالی نیست!! داستان کنترل احساسمون هست!!
فرکانس از روی باور و افکار یا از روی توجه ارسال نمیشه. از روی احساس ما ارسال میشه.
واس همینه خیلیاااا هستن که تمرنیات رو انجام میدن و رو باورهاشونم کار میکنن اا اماچون اون احساس خوب ب جریان نیمفته نتیجه نمیگرن(مثل این اواخر من)
واس همین خیلیا هستن که مدام با چیز بد احاطه شدن یا از چیزای بد صحبت میکنن امااااا زندگی نسبتا خوبی دارن چون احساسشون بد نمیشه زیااااااااااد!!!
(مثلا یکی روابط عاطفی خوبی نداره اما اوضاع مالی خوبی داره. چون از نظر ذهنی خیلی درگیر نمیشه با روابط بدش و احساسش بد نمیشه . یعنی پس زمینه احساسیش خوبه یا لااقل بد نیست!! اما یکی رابطع عاطفی بدی داری و وضع مالیشم خوب نمیشه یا هرچی که داررو از دست میده چون از نظر احساسی و فرکانسی درگیر میشه و تم احساسی وجودش بد میشه و باعث احساس بد بیشتر و اتفاقات بد میشه. این همون چیزی که استاد تو شیوه حل مسائل میخواد بگه.اونجایی که میگه باید باورهات نسبت به همه چیز درست بشه تا اتفاقات خوب و بزرگ بیفته در واقع منظورش اینه باید پس زمینه احساسی وجودمون در تمامی موضوعات زندگی در تمامی جنبه ها باید درست شه تا اون اتفاقات خوب و بزرگ بیفتن)
اما برعکس ی عده ب ظاهر اعراض میکنن و توجه نمیکنن اما چون در ذهنشون باهاش درگیرن و احساس درونیش بدههههه واسشون اتفاقات بد میفته یا به اون خواسته هه نمیرسن یا اون ناخواسته هه هی بیشتر میشه
پس فکر نکنید با توجه نکردن به ناخواسته از فرکانس و مدارش خارج میشیم!! ما فقط با حفظ احساس خوب نسبت به ناخواسته یا نداشتن احساس بد نسبت به ناخواسته(همون تغییر زاویه دیدی که استاد همیشه ازش حرف میزنه) میتوینم از فرکانس و مدارش خارج شیم
در مورد تاریخم که گفنتین ادم میخونه ب چیزای جالبی میرسه، همشون نظرات شخصی نویسندگانشون هستن که با باورهای خودشون وقایع رو تعریف کردن نه صرفا اونچه که بوده!!!
هزاران نفر چیزای مختلف نوشتن با افکارو باورهای مختلف. و شما با اونی ارتباط برقرار میکنید که با باورهای شما هماهنگه.. اگر میخواهید به حقیقت برسید باید ذهنتون رو فرمت کنید و بی طرفانه برید بخونید.
من هنوز قران رو نخوندم و نمیدونم چی به چیه اما اینطوری فکر میکنم: بحث بحث اعراض کردن نیست که توجه نکنی از بین بره. بحث اینکه جقدر احساست درگیر بشه. یعنی اگر با کشتن مشرکا احساسه خوب بشه بهتره بکشن تا اینکه در ظاهر اعراض کنن ولی از درون احساسشون درگیر و بد باشه ???
متن عالی بودش. یه جورایی کل قانونو توضیح داده شده.لاییک
دریا خانوم! , گفتید داستان اعراض کردن خالی خالی نیست!! داستان کنترل احساساتمون هست!!!?. توی قرآن واژه اعراض اومده و معنی شم مشخص هست. کنترل احساسات توی قرآن گفته نشده!!. شما داری تفسیر میکنی!. معنای لغوی و ریشه ی لغت اعرض مشخصه!?. بماند که اون آیات اعراض مکی هستن و نه مدنی!! و بیشترشون منسوخ شدن!!!?. که این یعنی قانون جذب هرگز در قرآن در حده اعراض و این حرفا هم قابل قبول نیست! واژه اعراض یعنی رو گرداندن! حالا بماند این رو برگرداندن معنی توجه کردن نمیده! و گرنه واژه ی دیگری به کار میبرد. حالا شما چه طور از واژه اعراض معنی کنترل احساسات رو استخراج کردی خودش در نوع خودش یک معجزه شگفت انگیزه!?. در مورد تاریخ و مورخان سخن گفتید. که اگه سخن شما رو قبول کنیم پس نه تنها هیچ کتاب تاریخی قابل قبول نیست! بلکه اصولا هیچ کتابی در هیچ زمینه ای قابل قبول نیست!!?. جالبه برام. مثلا توی همین کتابا یه رویداد مثبت نوشته باشه ۱۰۰% درسته. ولی منفی نوشته باشه غلطه؟!?. این یعنی ما نمیخوایم حقیقت رو بپذیریم!. اتفاقا از روی تاریخ دقیقا میشه مشخض کرد کی قانون جذب بلد بوده و کی بلد نبوده! چون تاریخ شرح وقایع و رخداد هاست. و اگه کسی وقایع ناخواسته زیاد داشته باشه این یعنی قانون جذب بلد نیست و یا از اون استفاده نمی کنه!?. بگذریم! یه سخنی گفتید چهار ستون بدنم لرزید! گفتد مسلمانان با کشتن مشرکان!(انسان هایی که مثل من و تو هستن فقط انتخاب کردن اعتقادات مذهبی دیگه ای داشته باشن) حسشون خوب میشه!!!!!???. شگفت انگیزه! یعنی اینقدر باور های مذهبی و مذهب میتونه روی ذهن اثر بگذاره که به خاطر اعتقاد دینی از کشتن انسانها لذت هم ببری؟!!؟!.شگفت آوره. من شخصا کسی رو ببینم با کشتن انسان های دیگر حسش خوب میشه سریعا زنگ میزنم تیمارستان این روانی خطرناک و جنایتکار رو بگیرن بستری بکنن.!!! واقعا نمیدونم چی بگم!.?.چرا کشتن برای ما چیزه بدی نیست؟!. خب اگه بقیه هم عزیزت رو بکشند به دلیل این که حسش خوب بشه! بازم همین حرف رو میزنی؟!. ?
سلام سپاسگزارخداوند هستم که با شماها افراد باخدا هستم متشکرم ازاستاد گرانقدر که هرروز تاثیر زیادی روی اطرافیانشان می گذارند متشکرم ،خدایا شکرت شکرت شکرت
سلام استاد داستان زندگی منو گفتید که تا اینجای سنم ، فقط ازدواج نکردم من ??? مسافرت نکردم و پدرم از لحاظ رفتاری بهتره ولی موقعی که کار میکرد ، پول که بدست میآورد , قبل از اینکه به خونه برسه تمام پول رو خرج میکرد که حتی کرایه ماشین روزای دیگه رفتن به سر کار نداشته باشه ??، گفتن داستان زندگی شما باور قوی تری از موفق شدن در من ایجاد کرد ، ممنونم ازتون ، امیدوارم قایل های بعدی هم بزودی قرار بگیره ، والبته من انسان اروم تری هم بودم نسبت گفتتون تو داستان زندگیتون ???
این نکته خوبی هم بود که در روابط اشاره کردید می بایست ما برای رابطه خوب در برابر و مقابل آنها باشیم نه این که خود را بهتر و بالاتر بدانیم و سعی کنیم رابطه خوب با بقیه برقرار کنیم و گرنه در کار و زندگی موفق نمی شویم.
سلام استاد عباسمنش ، عیدتون مبارک ، طاعات و عبادات قبول باشه انشالله ، استاد من محصولات روانشناسی ثروت و عزت نفس و هدفگذاری رو گرفتم و کار کردم ، استاد واقعاً سخته که با انگیزه قوی این قوانین رو کار کنم ، سوالم این هست که چطور میشه با تمامی شرایط کنار بیام و مسیر موفقیت و رسیدن به هدف رو دنبال کنم ؟
سلام
دوست عزیز لطفا به این لینک توجه کنید
https://abasmanesh.com/fa/your-interview-with-master-abbasmanesh2/comment-page-16/#comment-309001
من بعد از مدتها این رو فهمیدم که احساس خوب اصله