اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
تجربه ای که چند سال قبل ،،به من کمک کرد که توجهم رو از روی اون تضاد پیش آمده با همسایه ای که بدنبال دوستی،، از من کمک خواست ومن تجربه ام بعد از تمرکزم روی خودم وکسب موفقیتهام رو براشون مطرح کردم ،،،وکم کم تمرکز من روی کمک کردن به این فرد وحل چالش هاش قرار گرفت واز مسیر دور شدم وتمرکز من روی این قضیه موجب دور شدن از خودم وحال خوبم شد،،،کم کم به مسیر برگشتم وآگاهانه با وجود چالشی که هر لحظه کنترل ذهنم رو کم میکرد، ،،هدایتهای خداوند ونشانه ها رو جدی گرفتم ودر عرض 2 ماه از اون مکان براحتی به جای بهتر هدایت شدم وروز به روز شرایط وامکانات وارتباطات زیباتری رو تجربه میکنم ،،،،فقط زمانی که آگاهانه تمرکزم رو روی خودم گذاشتم وبدنبال این آرامشی که خودم ایجاد کردم بهتر خالق بودن شرایطم وزیبایی های زندگی ام را درک میکنم وسپاسگزار تر هستم وراحت تر از قبل اون فرد رو بخشیدم،،،چون خودم اون شرایط رو خلق کرده بودم وشرایط زیبای فعلی ام نسبت به قبل را هم خودم خلق کردم ،،،،
فقط با تغییر دیدگاهم نسبت به باورهای محدودکننده ای که دارم ،هر روز بهتر از قبل میتونم به خودم کمک کنم که آسان گیر تر باشم وگفتار ورفتار دیگران را باز بینی نکنم وتمرکز وتوجهی روش نذارم واین زیبایی ها وتغییرات روزانه ام رو با سپاسگزاری به خودم یادآوری کنم،،تا با نتایجی بزرگتری که خلق میکنم ،هم به خودم وهم به دیگران امکان خلق زیبایی های بیشتر رو یادآوری کنم
وقتی من میبینم یکی بدنبال غیبت کردن،،بدنبال راهکاری جهت آرامش ذهنی کاذب خودش هست ومن وظیفه ای در قبال بقیه وتغییر دیدگاهشون ندارم،چون خودم هنوز اونقدر قوی نشدم که از پس نجواهای هر لحظه ذهنی ام بر بیام که دائم با احساس قربانی شدن میخاد تمرکز من رو روی تجزیه وتحلیل رفتار وگفتار بقیه بذاره،،،یا دنبال ثابت کردن درستی حرف من به بقیه باشه
چون من فقط میتونم خودم رو تغییر بدم وتمرکزم رو از روی بقیه آگاهانه بردارم ودر ذهنم تمرین ستاره قطبی واتفاقات زیبای روزانه ای که خلق کردم ،،رو یادآوری کنم،،تا روز به روز اتفاقات زیباتر وحال خوب بیشتر وفاصله گرفتن از فرکانس نازیبایی ها وعدم تجربه اونها رو خلق کنم
من رفتار وگفتاری که از بقیه میبینم رو نشونه برای قدم برداشتن وتغییر آگاهانه خودم میدونم،که خداوند داره کمکم میکنه که با تغییر شخصیتم، ظرف ورود نعمتهام رو بزرگتر کنم وباید این نشونه رو جدی بگیرم اگر میخام که آرامش ورفاه ورضایت بیشتری رو تجربه کنم
دیدگاه هر فردی با من متفاوت هست،،زمانیکه که آگاهانه این موضوع رو به خودم یادآوری کنم،فقط تمرکزم رو روی خودم میذارم،نه تجزیه وتحلیل رفتار وگفتار بقیه،،وزمانی که از خداوند در این شرایط نشونه ای برای هدایتم میخام وادامه میدم،،آرامش بیشتر از قبلم رو تجربه میکنم،،،وفراوانی نشانه های خداوند از طریق افراد وشرایط وموقعیتهای مختلف هر روز بهتر از قبل کمکم میکنه که ادامه بدم وسپاسگزار تر باشم
به نام الله که بخشاینده و با رحمت و بسیار وهاب است
سلام خدمت استاد عزیز وخانم شایسته بزگوار
وسلامی گرم به همه اعضای این خانواده بزرگ وصمیمی وتوحیدی
استاد عزیز تحسین میکنم شمارو بابت این افتادگیتون
راست میگفت بنده ای از بندگان خداوند که ثروتمند شوید تا نزد الله مهربان عزیز مصرشوید(استاد سید حسین عباس منش )اون روز دور نیست که جملات گهربار شما مانند انسانهای بزرگ مثل انشتین سقراط افلاطون ادیسون بر در ودیوار حک شود وهر کس رابا خواندن این جملات دگرگون کند خدایا سپاسگزارم بابت این استاد عزیز واین مسیر زیبا که سراسر آگاهی وراه رسیدن به تواست خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
استاد عزیز من خیلی کار داره شخصیتم تا بتونم مانند الگوی خوبم که شما باشید بشوم
افتاده سالم از همه لحاظ دوست داشتنی با ایمان توحیدی که مثل یک کودک شیر خوار در بغل خدا وبا دستان معصومش چنگ زده به گریبان خداوند واز این انرژی بی پایان بهره میبرد تا آخرین لحظات زندگیش.خدایا شکرت شکرت که به من راه ورسم زندگی توحیدی ویکتا پرستی در عمل را آموزش میدهی خدایا سپاسگزارم که یادم میدهی در این مسیر زیبا بگذارم وبگذرم خدایا سپاسگزارم که یادم دادی تا توکلی داشته باشم ابراهیم وار خدایا سپاسگزارم که منو به مسیر یکتا پرستان هدایت کردی تا در عمل ایمان و پرستش کردن ناب ابراهیمی انجام دهم
سپاسگزارم از تو ای الله مهربان و بخشاینده وبارحمت
سپاسگزارم از تو خدای مهربون که نمیزاری افکار منفی بر دل وذهنم شود تا مبادا خانواده عزیزم افکار منفی در سر بپرورانند خدایا ممنونم از بی نهایت دستانی که به سمت من فرستادی تا من هر روزم زیباتر از روز گذشته باشد خدایا شکرت که انسانهای مهربان رو واردزندگی من کردی تا خوشبخترین انسان روی کره زمین باشم خدایا سپاسگزارم که به من آموزش دادی که به هرچیز بنگرم در سر بپرورانم همان را بدونه کم کاستی وارد زندگی زیبای من میکنی خدایا شکرت که اینقد عادی اینقدر بخشنده ای واینقدر بی نهایت به من بخشیده ای
مگر نیست کافی برای عباد *یگانه خداوند روز معاد
که مردم به غیر از خدای بشر *بترسانده ات ز چیز دگر
کسی راه که گمره نماید خدا* نباشد وراه هیچ کس رهنما
فعلا همه شماعزیزان جانم را میسپارم مهربانترین فرمانروای کیهان
سلام به جناب عباسمنش عزیز و همسر گرامی ودوستان عزیز
بهترین کار در برابر تهمت و حرف های بقیه بدون واکنش بودن است به قول معروف ادما بدون واکنش شما هیچی نیستن این مساله رو بارها تجربه کردم وقتی کسی حرف نامناسبی درباره شما میزنه و شما هیچ واکنشی نمیدین هم خودت و هم بقیه میفهمن که حرفشون هیچ قدرنی نداره اما اگه وقتت و تمرکز و ذهنت رو بداری رو اینکه اره فلاتی اینجوری گفته دربارم توی ذهنت بهش قدرت میدی پس حالا که میدونیم این قدرت دست خودمونه چرا بهش توجه کنیم و بذاریم انرژیمونو بگیره؟
خیلی از مواقع هم طرف حرفی که درباره شمامیزنه درسته اما قصدش ناامید کردن و گرفتن انرژی از ماست تواینجور مواقع عم باید حواسمون باشه باید به خودمون بگیم درسته حرفی که میزنه درسته اما ایااصلا به اون فرد ربط داره؟ایا اون خالق زندگی منه؟
البته که انجام این کار ینی بی تفاوت بودن برای ماانسانها که ذاتا ادمهای اجتماعی هستیم وزندگیمون در اجتماع و تحت تاثیر اجتماع هست قطعا کاری نیست که له راحتی بخوایم انجامش بدیم و نیازمند تمرین وتکرار زیادیه ولی خب نکته مثبتش اینه که همه چیز دست ذهن خودمونه و به ابزار یا امکانات خاصی نیست.حالا که خدای عزیز این نعمت رو به ماداده ازش استفاده کنیم.
همیشه درباره ی حرف مردم به خودت این بگو که حرف مردم چرا باید برات مهم باشه؟چه تاثیری داره تو زندگیت؟ رسیدن به هدفت چقدر برات مهمه؟
هر وقت آگاهانه میام باخودم اینهارو میگم همون لحظه اهمیت حرف مردم برام خیلی کم میشه و کاری که باید انجام بدم اما بدلیل حرف مردم ممکن بود انجامش ندم،همون لحظه انجامش میدم بارها برام اتفاق افتاده،همین که به خودم میگم واقعا مهمه که مردم در مورد من چی میگن یا از من خوششون بیاد یا نیاد؟
وقتی میگم نه مهم نیست پس انجامش میدم
حواست باشه که ذهن تو همیشه جوری عمل میکنه که اگه یه میلیارد تعریف و تمجید از تو بشه انگار نه انگار
اما تا یه توهینی بهت بشه مغز تو همون یه توهین و اونقدر بزرگش میکنه که حد نداره
این کاره شیطانه دیگه ،کاری میکنه توجه ما بره به سمت نازیبایی ها،ناخواسته ها، نکات منفی
برای اینکه به هدفش برسه اونم احساس تو بد کنه
وقتی من بدونم خودمم که خالق زندگی خودم هستم دیگه حرف مردم دیدگاهشون دربارهی خودم اهمیتشو از دست میده دیگه من به دنبال راضی کردن دیگران نیستم دیگه برای خوشایند دیگران زندگی نمیکنم
اون کسی که تهمت میزنه، غیبت میکنه آدم ضعیفیه بخاطر خلأ ای که داره این رفتار هارو از خودش بروز میده
من نوعی اگه بخوام تو زندگیم پیشرفت کنم وبه یه جایی برسم باید یاد بگیرم که این باور و در خودم تقویت کنم که من هستم که دارم اتفاقات زندگی مو رقم میزنم فارغ از اینکه بقیه چه فکری در مورد من میکنن فارغ از اینکه بقیه چه نگاهی به من دارن
یه آدمی اگه حرف مردم براش مهم نباشه و کار خودشو انجام بده قطعآ نتیجه میگیره حتی تهمت هایی که بهش زده میشه هم به نفعش میشه البته که نباید کاری کنیم که مردم به ما تهمت بزنن که بعد به نفعمون بشه
این کاملا اشتباهه منظور اینه که نباید به حرف و حدیثی که مردم در مودرمون میکنن اهمیت بدیم اصلا توجهی نکنیم چون هیچ تاثیری در زندگی ما نداره
پس واکنش من در برابر تهمت های دیگران باید این باشه
که منم که دارم اتفاقات زندگی مو رقم میزنم و حتی به نفع من میشه این تهمتی که دارن میزنن و نیازی نیست واکنش نشون بدم یا حتی بشنومش
یادت باشه اگه بخوای در مقابل تهمت های دیگران از خودت دفاع کنی و پاسخ بدی
داری این پیام و به اون شخص و دیگرانی که میخوان از این فرصت استفاده کنن میدی
که تو تحت تاثیر قرار گرفتی تونستن تورو اذیت کنن تونستن دستشون و بکنن تو مختو
اما وقتی بی محلی میکنی داری این پیغام و میدی که برام هیچ ارزشی نداری که بخوام پاسخ بدم اصلا مهم نیستید
من کنترلی ندارم برای اینکه دیگران در مورد من چه چیزهایی بگن اما من میتونم واکنش نشون ندم من توانایی کنترل کردن خودمو دارم میتونم افکار مو کنترل کنم میتونم که توجه نکنم
پس باید من یه سری اصول برای خودم داشته باشم طبق اصولم پیش برم اگه من در مسیر درست حرکت کنم بلاخره دیده میشه ویژگی های مثبت و در برابر تهمت و تخریب های دیگران سعی میکنم بی توجه باشم فکر نکنم بهش خودمو درگیر نکنم و بدونم همه چیز به نفع من تموم میشه
مهمه که کانون توجهم سراغ چیزهای منفی نره
مهمه تمرکزم روی کاری که میکنم باشه
مهمه که همیشه بخودم یادآوری کنم که ،تویی که خالق زندگیت هستی
مهمه که اینو درک کنی که اگه توجه کنی به تهمت ها،غیبت ها و حتی درباره اش با خدا حرف بزنی یعنی داری به این موضوع قدرت میدی
بدون اگه از فرکانس تو خارج بشه از دنیای تو خارج میشه
تو باید تمرکز کنی روی ویژگی های مثبتت،روی صداقتت،روی پاکی و درستی کاریت و یادت باشه خداوند همیشه پاسخ میده خداوند همیشه محافظت میکنه از تو.
سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته عزیزم و همه بچههای سایت
استاد عزیزم به فایلتون گوش دادم مثل همیشه فوق العاده بودید و آگاهی ها بینظیر بودند
فقط یک سوال داشتم استاد
اونم اینه که اینجا شما به ما یاد دادید که با تهمت چطور برخورد کنیم و چطور فکر کنیم
سوال من اینه که ممکنه یک مسئله کاملا خصوصی در زندگی ما باشه و کسی اون مسئله رو بفهمه و به بقیه بگه
بالاخره همهی ما آدمیم اشتباهات خودمون رو انجام میدیم اما الان متوجه اشتباهم شدم و از این اشتباه پشیمونم
در برخورد با تهمت کنترل ذهن خیلی آسون تره چون شما خودتون میدونید که بی گناهید اما اگه یه مسئله ای باشه که خودمون اون کار رو انجام داده باشیم و بدونیم که مقصریم
اگه یه مسئله ای خصوصی باشه که خودمون میدونیم حقیقته چطور با این مسئله کنار بیایم
شما خودتون در چنین مواقعی چه باورهایی داشتید و چه دیدگاهی داشتید که به شما کمک کرده که احساسات خودتون رو کنترل کنید
خیلی ممنون میشم که توضیحی در رابطه با این مسئله بزارید استاد عزیزم تا همهی بچههای سایت بتونن استفاده کنن
به نام خداوندی که رحمتش بی اندازه و مهربانی اش همیشگیست.
لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم
لا خوف علیهم و لا یحزنون
خدای مهربونم شکرت که هر آنچه دارم از آن توست
باسلام خدمت استاد عزیز و مریم جان عزیزم
استاد خیلی فایل بی نظیر و فوق العاده ای بود.البته که همه ی فایلهای شما بی نظیر و پر از آگاهی های ناب است.
توانایی اعراض از ناخواسته ها ،جهت دهی آگاهانه به کانون توجه،ما خالق شرایط خودمان هستیم
هیچ زمان نباید حرف مردم و دیدگاهشون نسبت به ما برامون مهم باشه ،و باید در مورد این موضوع باورهای درست ایجاد کنیم که هیچ کس هیچ تاثیری در زندگی ما ندارد و اگر تحت هر شرایطی این باور را داشته باشیم و حرف مردم ریشه در ذهن ما داشته باشد و برای ما مهم باشد ،این پاشنه ی آشیل ما است
و ما باید شروع کنیم و باورمون رو درست کنیم و بگیم این موضوع برامون کم اهمیته ،باید تکلیف خودمون رو روشن کنیم
آیا خیلی برامون باید مهم باشه که مردم پشت سر ما حرف بزنند،جواب قطعا خیر
من خالق زندگی خودم هستم،من خودم شرایط زندگی ام را رقم میزنم،اصلا مهم نیست بقیه در مورد من چی فکر میکنند چطور حرف می زنن
اگر به حرف بقیه توجه کنیم و توی ذهنمون اهمیت پیدا کنه ،تو زندگیمون تاثیر میزاره،ولی نه به این دلیل که اونها تاثیر گذارندبه این دلیل که شما دارید بهش توجه میکنید،شما دارید بهش قدرت میدید
و کسانی که این کار رو میکنن یک خلا خیلی شدیدی در وجودش هست
تهمتهای بقیه هیچ تاثیری در زندگی ما نداره و به قول قرآن به نفع ما هم میشوند
وقتی شما براتون مهم نباشه حرفهایی که مردم پشت سر شما میزنن اونموقع هست که نتیجه ها برای ما خودشون رو نشون میدن.
وقتی ما قوی باشیم دیگه کاری به نظر دیگران در مورد خودمون ندارین
و هیچ وقت نخوایم که بشنویم ،و باید بی توجه باشیم و دفاع نکنیم.
اصلا مهم نیست که بقیه از ما خوششون میاد یا خوششون نمیاد اگر قانون را درست درک کرده باشیم، میدانیم که دیگرانی وجود ندارند.
ما کنترلی بر روی دیگران نداریم و از دست ما خارج است ولی میتونیم روی افکار خودمون تمرکز کنیم
سلام استاد جان و خانم شایسته عزیزم و دوستان مهاجر به مدار بالاتر ، در این مورد من هم قبلاً اگر میشنیدم که کسی پشت سرم حرف ناجوری زده بهم میریختم و همش داخل ذهنم اون شخص و اون حرفا رو بالا و پایین میکردم و در واقع اون فرد تونسته بود تا حد زیادی دستشو بکنه توی مخم.
ولی بعد از آشنا شدن با استاد عزیزم من قدم به قدم بهتر شدم نمیگم اصلاً دیگه حرف کسی منو ناراحت نمیکنه ، بعضی وقتا ناراحت میشم و ذهنم درگیر میشه ولی مدت زمانش خیلی کم شده .
تقریباً دو سه هفته پیش خواهر شوهرم از شهرستان به من زنگ زد و گفت که فلانی رو دیدم و با همدیگه حرف زده بودن و از من هم صحبت کرده بودن که اون فرد گفته بود آره مهناز خونسرده و بیخیاله و از این جور حرفا .
وقتی خواهر شوهرم این حرفو بهم گفت من اتفاقا خندیدم چون جواب یک سوالی که چند وقت بود ذهنمو مشغول کرده بود گرفتم ، سوالم این بود که در اطرافیان من چه کسی از همه خونسردتره ؟
وقتی که خواهر شوهرم اینو گفت خوشحال شدم که آره از بین اطرافیانم خودم خونسرد تر از همه هستم .
ولی وقتی همسرم فهمید که خواهرش و اون فرد از من حرف زدن و گفتن که مهناز خونسرده ، فوراً بهم گفت خب تو هم میگفتی شماها که خونگرم هستین چکار کردین که مهناز که خونسرده نکرده .
خلاصه من و همسرم دو تا واکنش متفاوت به این حرفی که زیاد برام مهم نبود داشتیم و این نشون میداد که من خدا رو شکر در مسیر درست هستم و روی خودم کار کردم در صورتی که اگه قبلاً بود هزار تا جواب توی ذهنم داشتم که وقتی دیدمشون بهشون بگم و نه اینکه اصلاً ناراحت نشدم تازه چند مثقال زعفران هم برای خواهر شوهرم به دوستام فروختم که باز همسرم گفت بهش بگو این همون مهناز خونسرده هست که برات زعفران فروخت .
در مقابل تهدید قبلاً به این بستگی داشت که چه کسی بخواد منو تهدید کنه اگر از هم کلاسی ها و هم سن و سالام بود با تمام قدرت جلوش می ایستادم ولی اگر معلم و مدیر بودن نمیتونستم چون توی ذهنم قدرت رو به اونا داده بودم ولی الان بهتر از قبل شدم و باید تکاملمو طی کنم مثلاً الان از تهدید کردن داداشام یکم میترسم .
با سلام خدمت استاد عزیزم، مریم جانم و همه ی دوستانم
خداروشکر میکنم که دارم گام 14 م از مهاجرت به مدار بالاتر رو برمیدارم . چقدر لذت بردم از این فایل واقعا اولین ویژگی استاد که منو جذب کرد این بود که چقدر به سبک خودش زندگی میکنه چقدر از آدم ها بت نمیسازه چقدر نسبت به نظر مردم بی تفاوته چقدر تلاش نمیکنه بقیه رو راضی کنه درحالیکه ماهیت کارش طوریه که به مردم گره خورده و کیف میکردم از این اخلاقشون . برای منی که توو جهنم راضی کردن دیگران زندگی کردم، برای منی که خودم رو از هرچیز لذت بخشی محروم کرده بودم تا هفت پشت غریبه تاییدم کنه و مثالم بزنه و هویتم در تایید دیگران خلاصه میشد ، بهشت بی اهمیتی نظر دیگران میلیاردها میلیارد دلار می ارزه و از هرچیزی ارزشمند تره . هنوز هم البته پاشنه ی آشیلمه بارها به خودم گفتم چه اهمیتی داره که مادرم برادرم رواز من بیشتر دوست داره و همیشه طرف اون بوده . به عنوان یه شخصیت مستقل حق داره هرکیو که میخاد بیشتر دوست داشته باشه و حمایتش کنه و منم به عنوان یه شخص مستقل دیگه مجبور نیستم اهمیت بدم و چیزهایی شبیه به این در مورد اقوام و فامیل که نمیخام تعریف کنم مبادا وارد مدار قربانی بودن نشم چون تصمیم دارم جوری با این احساس مقابله کنم که دیگه تا آخر عمر در این مدار قرار نگیرم . خداروشکر میکنم که خیلی خیلی بیشتر از قبل حرف دیگران برام بی اهمیت شده دیگه دنبال جلب رضایت بقیه نیستم و سر بزنگاه مچ ذهنم رو میگیرم . از خداوند که قادر مطلقه میخام ههمون رو به بهشت بی محلی به نظر دیگران وارد کنه .
نکات فایل :
یکی از مسائلی که انرژی زیادی از من میگیره و در احساس بد نگه میداره، تهمتهاییه که دیگران به من میزنند و درباره من به دروغ بدگویی میکنند . شما با توجه به شهرتی که دارین، چطور و با استفاده از چه باوری و چه نگاهی ذهنتون رو در مقابل سنگ اندازیهای دیگران و دیدگاههایی بر علیه خودتان کنترل کردید؟؟ سنگاندازیهایی مانند توهین، غیبت یا تهدیدهای دیگران و چطور نمیترسید که تهمتهای آنها روی اعتبار و کسب و کار شما اثر منفی بگذارد؟ چطور در این مواقع از خودتان دفاع میکنید ؟ چه باوری باعث میشود که حرف مردم در زندگی ما کم اهمیت شود ؟
قبول دارم که ما در جامعهای زندگی میکنیم و بزرگ شدیم که از بچگی بهمون گفتن باید مراقب حرف مردم باشیم و جوری رفتار کنیم که مردم ما رو قضاوت نکنند یعنی همه کارها رو جوری باید برنامهریزی میکردیم که مردم پشتمون حرف نزنن و جور دیگهای فکر نکنن و غالباً به شدت حرف مردم اهمیت داشت و در واقع برای حرف مردم زندگی میکردیم مثلاً رشته تحصیلی رو انتخاب میکردیم که از نظر مردم مناسبه نه اینکه خود من به چی علاقه دارم و همینطور در تمام جنبههای زندگی مثل نوع پوشش، فردی که خواهان ازدواج با او بودیم و … باید مورد تایید مردم میبود . پس همه ما این باور رو داشتیم که حرف مردم خیلی مهمه و باید جوری رفتار کنیم که مردم پشتمون حرف نزنند و این موضوع پاشنه آشیل اغلب ماست و باید با این باور محدود کننده دائماً برخورد کنیم .
وقتی من وارد فضایی شدم کهpublic figure بود و موجب شناخته شدن من میشد، این ترس از حرف و قضاوت مردم بیشتر شد . من همون اول نشستم و با خودم حرف زدم که
” هدفت چقدر برات مهمه ؟؟اگر اونقدر مهمه که حرف مردم در مقابلش کم اهمیت میشه، میتونی با قدرت ادامه بدی و برات مهم نباشه مردم در موردت چه فکری میکنند ” و علی رغم هزاران وصلهای که به آدم میزنند، من کار رو از سن کم و نداشتن مدرک دانشگاهی مرتبط با کارم، شروع کردم . ولی امروزه خیلی بیشتر از قبل حرف مردم بیاهمیت شده و افراد اعتماد به نفس بیشتری پیدا کردند حتی خیلیها تابوشکنی میکنند البته من خیلی با این کار موافق نیستم که آدم یک رفتار ناهنجاری رو انجام بده به علت شهرت و توجه چون این رفتار هم نوعی نیاز به توجه است و خیلیها با این رفتارهای ناهنجار میخوان توجه بقیه رو جلب کنند حالا در هر زمینهای مثل جنسی، مذهبی، ظاهری و … . اگر آدم خودش باشه و نیازش به توجه رو کنترل کنه، این کارها رو نمیکنه . به خود من هم هزاران تهمت و بد و بیراه گفته شده که در مقایسه با محبتهایی که دریافت کردم صادقانه درصدش خیلی کم بوده و در واقع ناچیزه ولی مغز همان یک مورد رو میبینه و چندین برابر بزرگش میکنه و دائماً یادآوری میکنه و احساس ما رو بد میکنه یعنی اگر از ما تعریف و تحسین بشه، انگار نه انگار ولی اگر مورد توهین و تهمت قرار بگیریم بینهایت اذیت میشیم پس در جریان این باشیم که مغزمون داره ما رو فریب میده و این کار شیطانه که از این طریق احساس ما بد میکنه . در مسیر کاری من هم افرادی بودند که دائماً تهمت میزدند و بدگویی میکردند و تمام نتایج بزرگ من رو از طریق دزدی و کلاهبرداری میدونستند حتی افراد خیلی نزدیک، با این نگاه که میتونند به من ضربه بزنند این کارو انجام دادند . هر چقدر که گذشت و من شخصیتم قویتر شد، خیلی خیلی کمتر تحت تاثیر قرار گرفتم یعنی من الان هیچ ربطی به وقتی که تازه کسب و کارم رو شروع کردم نداره چون نیاز داشتم که نگران حرف مردم نباشم تا بتونم کارم رو شروع کنم .
باوری که خیلی خیلی به من کمک کرد تا کمتر (نه اصلاً ) تحت تاثیر تهمتها قرار بگیرم، این بود که” من خالق زندگی خودم هستم، من دارم اتفاقات زندگی خودم رو رقم میزنم پس اصلاً مهم نیست که بقیه در موردم چه فکری میکنند ” اگر به حرف بقیه توجه کنیم و برامون اهمیت پیدا کنه، حرفشون روی زندگی ما تاثیر میذاره نه به این دلیل که اونها واقعاً تاثیرگذارند ؛ به این دلیل که ما داریم بهشون قدرت میدهیم .
اولاً اینکه اون کسی که تهمت میزنه و غیبت میکنه، آدم ضعیفی هست آدمیه که میخواد بیعرضگی و ناتوانی خودش رو به این طریق پوشش بده . میخواد بگه اگر من به جایی نرسیدم به علت بیعرضگی خودم نیست، به این علته که اون کسی که به جایی رسیده دزد بوده، کلاهبردار بوده، نامناسب بوده اتفاقاً منی که به هیچی نرسیدم آدم خیلی خوبی بودم چون نخواستم با دزدی به جایی برسم یعنی همه اینها مکانیزم دفاعی ذهنشون هست برای اینکه بقیه رو تخریب کنند و احساس بیعرضگی و بی مصرفی نکنند یعنی هر وقت کسی خیلی راحت به بقیه تهمت میزنه، از ضعف و خلا ایه که در ذهن و روحش احساس میکنه . وقتی یه ذره به این آدمها نزدیک میشیم میبینیم که چقدر خلا دارند . تمام افرادی که خیلی راحت غیبت میکنند، تهمت میزنند و بقیه رو مسخره میکنند این گونهاند . ولی ما اگر میخوایم در زندگی پیشرفت کنیم، باید این باور رو در خودمون به وجود بیاریم که این من هستم که دارم اتفاقات رو به وجود میارم فارغ از اینکه بقیه چه فکری در مورد من میکنند و چه نگاهی دارند . اگر آدم به مسیرش ادامه بده متوجه میشه که تهمتهای بقیه تاثیری در زندگیش ندارند بلکه به قول قرآن حتی به نفعش هم میشود .
یکی از نشانگرهای واضح آن انتخاب دونالد ترامپ به عنوان رئیس جمهور آمریکا در سال 2024 بود . خود ترامپ گفته که هیچ رئیس جمهوری در کل تاریخ آمریکا به اندازه من مورد تهمت قرار نگرفته است، چون تمام رسانههای اصلی آمریکا دائماً و با قدرت علیه او تولید محتوا میکردند و علی رغم همه اینها ترامپ معروف میشه و دوباره رئیس جمهور میشه . زمانی که ترامپ به عنوان رئیس جمهور برای بار اول انتخاب شد، اوباما در یک مصاحبه خطاب به خبرنگاران گفت که : شماها او را رئیس جمهور کردید اینقدر در موردش صحبت کردین و باعث شدین معروف بشه .
بار دومی که کاندید رئیس جمهوری شد، همه با تمام قوا به تخریب او پرداختند حتی دو بار استیضاح شد و بینهایت پرونده قضایی داشت( در مورد تمام موضوعات زندگیش) ولی علیرغم همه اینها با اختلاف زیاد رای آورد و رئیس جمهور شد . این نشون میده اگر کسی نسبت به حرف مردم بیتفاوت باشه و به کار خودش ادامه بده، در نهایت نتیجه میگیره . حتی اون تهمتها و بدگوییها به قول قرآن به نفعش میشه . البته منظورم این نیست که ما عمداً کاری رو انجام بدیم تا مورد تهمت و قضاوت دیگران قرار بگیریم و به نفعمون تموم شه؛ نه من در طی این سالها هیچ وقت کار احمقانهای برای جلب توجه نکردم که دیگران رو تشویق کنم به من تهمت بزنند یا قضاوتم کنند تا معروفتر بشم و به نفع من باشه . حتی افرادی مثل مارک زاکربرگ، جف بزوس و… که خیلی بر علیه ترامپ بودند، رفتارشون کاملاً باهاش عوض شده و به دیدار ترامپ رفته بودند . خود ترامپ گفت” من خودمم تعجب کردم و عادت ندارم که همه اینقدر با من خوب برخورد کنند . من منتظر بودم که یه فشاری به من وارد کنند . فکر میکنم هم من، هم اونها تغییر کردیم ” . در واقع وقتی براش مهم نبود که چه حرفی پشت سر او میزنند و شخصیت قوی ای پیدا کرد، همه چیز براش تغییر کرد .
اخیرا Joe Rogan یک پادکست با مارک زاکربرگ داشت و مارک در مورد ویدیویی صحبت کرد که از تمرین تیراندازیش گرفته بود و آپلود کرده بود و کامنتهای منفی زیادی گرفت و بعد از خواندن کامنتها احساس کرد که هیچ استعدادی در تیراندازی ندارد . جواب Joe این بود که ” اولین اشتباهت اینه که کامنتها رو میخونی، من که اصلاً کامنتها رو نمیخونم هیچ دلیلی نداره” . ممکنه هزاران آدم بیمار وجود داشته باشند که بخوان به هر دلیلی من رو اذیت کنند، من چرا باید وقت بذارم و کامنت اونها رو بخونم . کسی داره این حرف رو میزنه که مشهورترین تولید کننده پادکست در جهانه و بسیار آدم تاثیرگذاریه حتی خیلی ها علت برنده شدن ترامپ در انتخابات رو پادکستی میدونن که در آن Joe با او مصاحبه کرده بود .
مطالعه نکردن کامنتها، همون چیزیه که باعث میشه آدم کاری به نظر دیگران در مورد خودش نداشته باشه. من یاد گرفتم که مسیر خودم رو برم و کاری نداشته باشم که دیگران در مورد من چه فکری میکنند و این باور رو در خودم تقویت کنم که حرف دیگران هیچ تاثیری در زندگی من نداره مگه اینکه من بهش قدرت بدم . من به هیچ کدوم از تهمتهایی که این سالها بهم زدن، توجه نکردم و هیچ پاسخی ندادم . در جواب اینکه چطور در مقابل تهمت ها از خودمون دفاع کنیم؟؟ به نظر من نیازی به دفاع نیست و اگر من دارم در مسیر درست حرکت میکنم، بالاخره حقیقت خودش مشخص میشه و به قول معروف” ماه پشت ابر نمیمونه” ممکنه بعضی افراد آب رو گل آلود کنند ولی بالاخره ته نشین میشه.
در مقابل تهمتها این باور رو در خودمون ایجاد کنیم که” منم که دارم اتفاقات رو رقم میزنم و این تهمتها و تهدیدها به نفع من تموم میشه و نیازی نیست که من واکنش نشون بدم و حتی بهش گوش ندم”. سال ها پیش یکی از استادهای موفقیت کلی به دروغ پشت من بدگویی کرده بود و خیلی از دوستان به من اصرار کردند حداقل اون قسمتی از سخنرانیشو که راجع به من حرف میزده، گوش کنم ولی من هیچ وقت نخواستم که بشنومش . همیشه سعی کردم در مقابل کامنتهای منفی از خودم دفاع نکنم و اصلاً بهشون توجه نکنم .
به لحاظ روانشناسی اگر کسی به ما تهمت بزنه و ما بخواهیم از خودمون دفاع کنیم و بهش پاسخ بدیم، داریم به اون فرد و همه کسانی که میخوان از اون موقعیت سو استفاده کنند میگیم که ” من تحت تاثیر قرار گرفتم و تونستین من رو اذیت کنید ” که اونا هم دقیقاً همین رو میخوان ولی وقتی بیمحلی کنم، دارم این پیغام رو میدم که ” برای من هیچ ارزشی ندارید که من بخوام بهتون جواب بدم و اصلاً برام مهم نیستین ” . اونها ممکنه چند بار این کار رو امتحان کنند ولی اگر هیچ جوابی از ما نگیرن، در نهایت میفهمند که نمیتونن ما رو اذیت کنند و تحت تاثیر قرار بدن . من در سمینارهام میگفتم که بهترین پاسخ به مزاحمتها و متلکها، بیمحلیه اصلاً انگار نشنیدیم چون اگر در جواب، بهشون توهین کنیم و واکنش نشون بدیم این پیغام رو میدیم که : ” تو تونستی روی من تاثیر بذاری” و اونم همین رو میخواد . لذا بیمحلی و بیتوجهی بدترین کاریه که میشه با یه پسر بیادب انجام داد.
آدمهایی مثل ترامپ و ایلان ماسک سالها به تهمتها و بدگوییها بیتوجهی کردند و اونقدر شخصیت قوی پیدا کردند که یاد گرفتن اصلاً تحت تاثیر قرار نگیرند و اون حرفها رو در ذهنشون طوری تعبیر کنند که در نهایت به نفعشون شده .
من در بدترین حالتی که یک فرد بهش تهمت زده میشه، قرار گرفتم و در اون زمان اومدم به خودم بارها و بارها اینها رو گفتم که” من هستم که دارم شرایط خودم رو رقم میزنم و در نهایت همه چیز به نفع من میشه ” . حتی چند وقت پیش از طرف یه نفر مورد این تهدید قرار گرفتم که “من رسالتم اینه اعتبار تو رو از بین ببرم ” و من در جواب گفتم که ” تو هر کاری از دستت براومده تا الان انجام دادی ولی اگر کار دیگهای است که فکر میکنی میتونه به من ضربه بزنه و نکردی، حتماً انجامش بده . من منتظرم تو هم منتظر باش ” و در نهایت من در تمام این سالها از تمام تهمتها و تهدیدهایی که شدم، سربلند بیرون اومدم و نه تنها هیچ ضربهای به من نزد بلکه به نفع من شد .
ما باید اونقدر قوی بشیم که برامون مهم نباشه بقیه چه فکری راجع به ما میکنند . چون اصلاً مهم نیست که دیگران از ما خوششون بیاد یا نه . گاهی ما نگرانیم که این تهمتها تصویر ما رو برای دیگران خراب کند در حالی که اگر قانون رو درست درک کرده باشیم، اصلا دیگرانی وجود نداره چون اتفاقات رو خودمون رقم میزنیم . ما کنترلی نداریم که دیگران راجع به ما چه فکری کنند یا چه حرفی بزنند ولی روی واکنشهای خودمون کنترل داریم، میتونیم بهشون توجه نکنیم، میتونیم افکار خودمون رو کنترل کنیم که با تمرین کردن مداوم، به مرور راحت تر میشه . اگر بتونیم در این مسیر حرکت کنیم و برامون مهم نباشه که دیگران چه فکری راجع به ما میکنند و اگر باور داشته باشیم که اتفاقات رو خودمون رقم میزنیم فارغ از اینکه بقیه از ما خوششون بیاد یا نه؛ اون وقت میبینیم که همه چیز به نفع ما تموم میشه حتی تهمتها و غیبتها .
مثال کم نیست از افراد سیاسی که به دنبال رای مردم بودند و تمام تهمتها و بدگوییها به نفعشون تموم شده، چون به مسیرشون ادامه دادند و بیتوجهی کردند ما که نیازی به رای و انتخاب مردم نداریم و زندگیمون به اون وابسته نیست لذا خیلی راحتتر میتونیم اینطوری فکر کنیم که نمیتونن با توهین و غیبت، وجهه ما رو خراب کنند .
بنابراین نیازه که ما یک سری اصول برای خودمون داشته باشیم و طبق اون اصول حرکت کنیم، چه مردم خوششون بیاد چه نیاد . باور من اینه که اگر من در مسیر درست حرکت کنم، بالاخره ویژگیهای مثبتم دیده میشه و اگر کسی بخواد به من تهمت بزنه و مورد غیبت و تخریب قرار بگیرم، سعی میکنم که توجه نکنم، بهش فکر نکنم و نخوام از خودم دفاع کنم هرچند که آدم نباید نیازمند باشه که کارهای خوبش دیده بشه ؛ یه نفر هست اون بالا که داره میبینه و جهان به افکار ما واکنش نشون میده . لذا نگران نباشیم که دیگران در مورد ما چه فکری میکنند و نخوایم از خودمون دفاع کنیم .
اولاً که باید به نقطه ای برسیم که اصلاً کامنتها رو در شبکههای اجتماعی نخونیم فکر نکنیم اونقدر قوی هستیم که مزخرفات دیگران در مورد خودمون رو بخونیم و اصلاً برامون مهم نباشه بلکه اصلاً نباید بذاریم وارد مغزمون بشن و اونها رو نبینیم ، چون مهمه کانون توجه ما سراغ نکات منفی نره .
باید تمرکز کنیم روی کار خودمون و مسیرمون . خود من همین کارو کردم حتی در مقابل یک سری افراد شناخته شده که سالها پیش من رو تهدید کردن و در مورد من بدگویی کردن . این قضیه برای چند سال پیشه و در طی اینهمه سال هیچ کدام از اون تهمتها مشکلی برای من ایجاد نکرد و باعث نشد من مسیرم رو عوض کنم، من با هیچ کدوم مناظره نکردم و هیچ پاسخی ندادم چون آدم خودش رو میشناسه . وقتی کسی به ما تهمت میزنه باید به خودمون بگیم من که خودمو میشناسم چرا باید نگران باشم یا بترسم؟؟ وقتی خودم میدونم چه شخصیتی دارم، اصلاً چه اهمیتی داره بقیه چه فکری میکنند . باید سعی کنیم حرف مردم رو در ذهنمون کم اهمیت جلوه بدهیم و اصلاً بهشون گوش ندیم، بهشون جواب ندیم، سگ محلشون کنیم و ناخودآگاه این پیغام رو بهشون ندیم که شما تونستین روی ما تاثیر بذارین و بعد میبینیم که تمام این تهمتها و بدگوییها میاد و میره و خداوند ما رو محافظت میکنه و در نهایت حقیقت خودش رو نشون میده و همه چیز خوب پیش میره . تجربه من هم همینطور بوده، البته که کار آسونی نیست ولی با هر بار انجام دادن آسونتر میشه . اگر آدم عاقلی باشیم به جای دیدن و تمرکز بر تهمتها، به تحسین ها توجه میکنیم حتی اگر تعداد تهمتها خیلی خیلی بیشتر از تحسینها بود . ما که خودمون رو میشناسیم . آدم باید بتونه ذهنش رو کنترل کنه نه اینکه گریه کنه و به خدا شکایت کنه که یه بلایی به سرشون بیار اصلاً هرگونه توجه با هر عنوانی مثل صحبت با خدا، نفرین و … به معنی قدرت دادن به آنهاست چون اگر از فرکانس ما خارج شود، از دنیای ما خارج میشود . به جاش روی کارمون، ویژگیهای مثبتمون، روی صداقت و پاکی و … تمرکز کنیم . این همه به پیامبر تهمت زدن و تخریبش کردند و بهش القابی مثل مجنون دادند ولی الان از دید هیچکس پیامبر مجنون نیست بلکه اعتبار خیلی زیادی داره . چون وقتی آدم در مسیر درست حرکت میکنه دیگه نگران این موضوعات نیست و کارش رو انجام میده و بالاخره مسیر درست خودش رو نشون میده .
در مورد تهدید هم نباید از کسی بترسیم چون هیچ کسی تاثیری در زندگی ما ندارد و ما خودمون هستیم که اتفاقات و زندگیمون رو به وسیله افکار و باورهامون رقم میزنیم .
به نام خداوند بخشنده ومهربان
سلام به اساتید عزیزم ودوستان خوبم
نحوه برخورد با تهمت قسمت 1
تجربه ای که چند سال قبل ،،به من کمک کرد که توجهم رو از روی اون تضاد پیش آمده با همسایه ای که بدنبال دوستی،، از من کمک خواست ومن تجربه ام بعد از تمرکزم روی خودم وکسب موفقیتهام رو براشون مطرح کردم ،،،وکم کم تمرکز من روی کمک کردن به این فرد وحل چالش هاش قرار گرفت واز مسیر دور شدم وتمرکز من روی این قضیه موجب دور شدن از خودم وحال خوبم شد،،،کم کم به مسیر برگشتم وآگاهانه با وجود چالشی که هر لحظه کنترل ذهنم رو کم میکرد، ،،هدایتهای خداوند ونشانه ها رو جدی گرفتم ودر عرض 2 ماه از اون مکان براحتی به جای بهتر هدایت شدم وروز به روز شرایط وامکانات وارتباطات زیباتری رو تجربه میکنم ،،،،فقط زمانی که آگاهانه تمرکزم رو روی خودم گذاشتم وبدنبال این آرامشی که خودم ایجاد کردم بهتر خالق بودن شرایطم وزیبایی های زندگی ام را درک میکنم وسپاسگزار تر هستم وراحت تر از قبل اون فرد رو بخشیدم،،،چون خودم اون شرایط رو خلق کرده بودم وشرایط زیبای فعلی ام نسبت به قبل را هم خودم خلق کردم ،،،،
فقط با تغییر دیدگاهم نسبت به باورهای محدودکننده ای که دارم ،هر روز بهتر از قبل میتونم به خودم کمک کنم که آسان گیر تر باشم وگفتار ورفتار دیگران را باز بینی نکنم وتمرکز وتوجهی روش نذارم واین زیبایی ها وتغییرات روزانه ام رو با سپاسگزاری به خودم یادآوری کنم،،تا با نتایجی بزرگتری که خلق میکنم ،هم به خودم وهم به دیگران امکان خلق زیبایی های بیشتر رو یادآوری کنم
وقتی من میبینم یکی بدنبال غیبت کردن،،بدنبال راهکاری جهت آرامش ذهنی کاذب خودش هست ومن وظیفه ای در قبال بقیه وتغییر دیدگاهشون ندارم،چون خودم هنوز اونقدر قوی نشدم که از پس نجواهای هر لحظه ذهنی ام بر بیام که دائم با احساس قربانی شدن میخاد تمرکز من رو روی تجزیه وتحلیل رفتار وگفتار بقیه بذاره،،،یا دنبال ثابت کردن درستی حرف من به بقیه باشه
چون من فقط میتونم خودم رو تغییر بدم وتمرکزم رو از روی بقیه آگاهانه بردارم ودر ذهنم تمرین ستاره قطبی واتفاقات زیبای روزانه ای که خلق کردم ،،رو یادآوری کنم،،تا روز به روز اتفاقات زیباتر وحال خوب بیشتر وفاصله گرفتن از فرکانس نازیبایی ها وعدم تجربه اونها رو خلق کنم
من رفتار وگفتاری که از بقیه میبینم رو نشونه برای قدم برداشتن وتغییر آگاهانه خودم میدونم،که خداوند داره کمکم میکنه که با تغییر شخصیتم، ظرف ورود نعمتهام رو بزرگتر کنم وباید این نشونه رو جدی بگیرم اگر میخام که آرامش ورفاه ورضایت بیشتری رو تجربه کنم
دیدگاه هر فردی با من متفاوت هست،،زمانیکه که آگاهانه این موضوع رو به خودم یادآوری کنم،فقط تمرکزم رو روی خودم میذارم،نه تجزیه وتحلیل رفتار وگفتار بقیه،،وزمانی که از خداوند در این شرایط نشونه ای برای هدایتم میخام وادامه میدم،،آرامش بیشتر از قبلم رو تجربه میکنم،،،وفراوانی نشانه های خداوند از طریق افراد وشرایط وموقعیتهای مختلف هر روز بهتر از قبل کمکم میکنه که ادامه بدم وسپاسگزار تر باشم
شاد وسلامت وسربلند باشید
به نام الله که بخشاینده و با رحمت و بسیار وهاب است
سلام خدمت استاد عزیز وخانم شایسته بزگوار
وسلامی گرم به همه اعضای این خانواده بزرگ وصمیمی وتوحیدی
استاد عزیز تحسین میکنم شمارو بابت این افتادگیتون
راست میگفت بنده ای از بندگان خداوند که ثروتمند شوید تا نزد الله مهربان عزیز مصرشوید(استاد سید حسین عباس منش )اون روز دور نیست که جملات گهربار شما مانند انسانهای بزرگ مثل انشتین سقراط افلاطون ادیسون بر در ودیوار حک شود وهر کس رابا خواندن این جملات دگرگون کند خدایا سپاسگزارم بابت این استاد عزیز واین مسیر زیبا که سراسر آگاهی وراه رسیدن به تواست خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
استاد عزیز من خیلی کار داره شخصیتم تا بتونم مانند الگوی خوبم که شما باشید بشوم
افتاده سالم از همه لحاظ دوست داشتنی با ایمان توحیدی که مثل یک کودک شیر خوار در بغل خدا وبا دستان معصومش چنگ زده به گریبان خداوند واز این انرژی بی پایان بهره میبرد تا آخرین لحظات زندگیش.خدایا شکرت شکرت که به من راه ورسم زندگی توحیدی ویکتا پرستی در عمل را آموزش میدهی خدایا سپاسگزارم که یادم میدهی در این مسیر زیبا بگذارم وبگذرم خدایا سپاسگزارم که یادم دادی تا توکلی داشته باشم ابراهیم وار خدایا سپاسگزارم که منو به مسیر یکتا پرستان هدایت کردی تا در عمل ایمان و پرستش کردن ناب ابراهیمی انجام دهم
سپاسگزارم از تو ای الله مهربان و بخشاینده وبارحمت
سپاسگزارم از تو خدای مهربون که نمیزاری افکار منفی بر دل وذهنم شود تا مبادا خانواده عزیزم افکار منفی در سر بپرورانند خدایا ممنونم از بی نهایت دستانی که به سمت من فرستادی تا من هر روزم زیباتر از روز گذشته باشد خدایا شکرت که انسانهای مهربان رو واردزندگی من کردی تا خوشبخترین انسان روی کره زمین باشم خدایا سپاسگزارم که به من آموزش دادی که به هرچیز بنگرم در سر بپرورانم همان را بدونه کم کاستی وارد زندگی زیبای من میکنی خدایا شکرت که اینقد عادی اینقدر بخشنده ای واینقدر بی نهایت به من بخشیده ای
مگر نیست کافی برای عباد *یگانه خداوند روز معاد
که مردم به غیر از خدای بشر *بترسانده ات ز چیز دگر
کسی راه که گمره نماید خدا* نباشد وراه هیچ کس رهنما
فعلا همه شماعزیزان جانم را میسپارم مهربانترین فرمانروای کیهان
یا حق تا مدار 15
به نام خدا
سلام به جناب عباسمنش عزیز و همسر گرامی ودوستان عزیز
بهترین کار در برابر تهمت و حرف های بقیه بدون واکنش بودن است به قول معروف ادما بدون واکنش شما هیچی نیستن این مساله رو بارها تجربه کردم وقتی کسی حرف نامناسبی درباره شما میزنه و شما هیچ واکنشی نمیدین هم خودت و هم بقیه میفهمن که حرفشون هیچ قدرنی نداره اما اگه وقتت و تمرکز و ذهنت رو بداری رو اینکه اره فلاتی اینجوری گفته دربارم توی ذهنت بهش قدرت میدی پس حالا که میدونیم این قدرت دست خودمونه چرا بهش توجه کنیم و بذاریم انرژیمونو بگیره؟
خیلی از مواقع هم طرف حرفی که درباره شمامیزنه درسته اما قصدش ناامید کردن و گرفتن انرژی از ماست تواینجور مواقع عم باید حواسمون باشه باید به خودمون بگیم درسته حرفی که میزنه درسته اما ایااصلا به اون فرد ربط داره؟ایا اون خالق زندگی منه؟
البته که انجام این کار ینی بی تفاوت بودن برای ماانسانها که ذاتا ادمهای اجتماعی هستیم وزندگیمون در اجتماع و تحت تاثیر اجتماع هست قطعا کاری نیست که له راحتی بخوایم انجامش بدیم و نیازمند تمرین وتکرار زیادیه ولی خب نکته مثبتش اینه که همه چیز دست ذهن خودمونه و به ابزار یا امکانات خاصی نیست.حالا که خدای عزیز این نعمت رو به ماداده ازش استفاده کنیم.
خدایاشکرت
سلام به استاد بزرگوار و استاد استادان
سلام به همه بچه های عزیز
خیلی خوشحالم که امروز این توفیقو داشتم که این فایلو ببینم از اگاهیش استفاده کنم و بازم استاد عباسمنش چشممو باز کردین
استاد من خیلی تهمت شنیدم دربارتون
ولی هربار به حرفاتون گوش میکنم قلبم گواهی صداقتو میده این منطق توی حرفتونو نمیتونم رد کنم
واقعیته که ماه پشت ابر نمیمونه
در مقابل تهمت من باید چیکار کنم
بی توجهی
چرا
چون اینجوری از فرکانسش میام بیرون
تهمت بقیه هیچ تاثیری توی زندگی ما نداره
خودمون خالق زندگیمون هستیم
باید میلیون ها بار اینارو تکرار کنیم
دیگرانی توی زندگی ما وجود نداره
این جملتون عمق داشت
یجوری نشست توی وجودم
اینکه در نهایت برای کسی که اهمیت نده همه چیز خیر میشود .
خدایا شکرت برای عدالتت
به نام خدای هدایتگرم
گام چهاردهم/پروژه مهاجرت به مدار بالاتر
همیشه درباره ی حرف مردم به خودت این بگو که حرف مردم چرا باید برات مهم باشه؟چه تاثیری داره تو زندگیت؟ رسیدن به هدفت چقدر برات مهمه؟
هر وقت آگاهانه میام باخودم اینهارو میگم همون لحظه اهمیت حرف مردم برام خیلی کم میشه و کاری که باید انجام بدم اما بدلیل حرف مردم ممکن بود انجامش ندم،همون لحظه انجامش میدم بارها برام اتفاق افتاده،همین که به خودم میگم واقعا مهمه که مردم در مورد من چی میگن یا از من خوششون بیاد یا نیاد؟
وقتی میگم نه مهم نیست پس انجامش میدم
حواست باشه که ذهن تو همیشه جوری عمل میکنه که اگه یه میلیارد تعریف و تمجید از تو بشه انگار نه انگار
اما تا یه توهینی بهت بشه مغز تو همون یه توهین و اونقدر بزرگش میکنه که حد نداره
این کاره شیطانه دیگه ،کاری میکنه توجه ما بره به سمت نازیبایی ها،ناخواسته ها، نکات منفی
برای اینکه به هدفش برسه اونم احساس تو بد کنه
وقتی من بدونم خودمم که خالق زندگی خودم هستم دیگه حرف مردم دیدگاهشون دربارهی خودم اهمیتشو از دست میده دیگه من به دنبال راضی کردن دیگران نیستم دیگه برای خوشایند دیگران زندگی نمیکنم
اون کسی که تهمت میزنه، غیبت میکنه آدم ضعیفیه بخاطر خلأ ای که داره این رفتار هارو از خودش بروز میده
من نوعی اگه بخوام تو زندگیم پیشرفت کنم وبه یه جایی برسم باید یاد بگیرم که این باور و در خودم تقویت کنم که من هستم که دارم اتفاقات زندگی مو رقم میزنم فارغ از اینکه بقیه چه فکری در مورد من میکنن فارغ از اینکه بقیه چه نگاهی به من دارن
یه آدمی اگه حرف مردم براش مهم نباشه و کار خودشو انجام بده قطعآ نتیجه میگیره حتی تهمت هایی که بهش زده میشه هم به نفعش میشه البته که نباید کاری کنیم که مردم به ما تهمت بزنن که بعد به نفعمون بشه
این کاملا اشتباهه منظور اینه که نباید به حرف و حدیثی که مردم در مودرمون میکنن اهمیت بدیم اصلا توجهی نکنیم چون هیچ تاثیری در زندگی ما نداره
پس واکنش من در برابر تهمت های دیگران باید این باشه
که منم که دارم اتفاقات زندگی مو رقم میزنم و حتی به نفع من میشه این تهمتی که دارن میزنن و نیازی نیست واکنش نشون بدم یا حتی بشنومش
یادت باشه اگه بخوای در مقابل تهمت های دیگران از خودت دفاع کنی و پاسخ بدی
داری این پیام و به اون شخص و دیگرانی که میخوان از این فرصت استفاده کنن میدی
که تو تحت تاثیر قرار گرفتی تونستن تورو اذیت کنن تونستن دستشون و بکنن تو مختو
اما وقتی بی محلی میکنی داری این پیغام و میدی که برام هیچ ارزشی نداری که بخوام پاسخ بدم اصلا مهم نیستید
من کنترلی ندارم برای اینکه دیگران در مورد من چه چیزهایی بگن اما من میتونم واکنش نشون ندم من توانایی کنترل کردن خودمو دارم میتونم افکار مو کنترل کنم میتونم که توجه نکنم
پس باید من یه سری اصول برای خودم داشته باشم طبق اصولم پیش برم اگه من در مسیر درست حرکت کنم بلاخره دیده میشه ویژگی های مثبت و در برابر تهمت و تخریب های دیگران سعی میکنم بی توجه باشم فکر نکنم بهش خودمو درگیر نکنم و بدونم همه چیز به نفع من تموم میشه
مهمه که کانون توجهم سراغ چیزهای منفی نره
مهمه تمرکزم روی کاری که میکنم باشه
مهمه که همیشه بخودم یادآوری کنم که ،تویی که خالق زندگیت هستی
مهمه که اینو درک کنی که اگه توجه کنی به تهمت ها،غیبت ها و حتی درباره اش با خدا حرف بزنی یعنی داری به این موضوع قدرت میدی
بدون اگه از فرکانس تو خارج بشه از دنیای تو خارج میشه
تو باید تمرکز کنی روی ویژگی های مثبتت،روی صداقتت،روی پاکی و درستی کاریت و یادت باشه خداوند همیشه پاسخ میده خداوند همیشه محافظت میکنه از تو.
ریحانه خواهر پرندخت
سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته عزیزم و همه بچههای سایت
استاد عزیزم به فایلتون گوش دادم مثل همیشه فوق العاده بودید و آگاهی ها بینظیر بودند
فقط یک سوال داشتم استاد
اونم اینه که اینجا شما به ما یاد دادید که با تهمت چطور برخورد کنیم و چطور فکر کنیم
سوال من اینه که ممکنه یک مسئله کاملا خصوصی در زندگی ما باشه و کسی اون مسئله رو بفهمه و به بقیه بگه
بالاخره همهی ما آدمیم اشتباهات خودمون رو انجام میدیم اما الان متوجه اشتباهم شدم و از این اشتباه پشیمونم
در برخورد با تهمت کنترل ذهن خیلی آسون تره چون شما خودتون میدونید که بی گناهید اما اگه یه مسئله ای باشه که خودمون اون کار رو انجام داده باشیم و بدونیم که مقصریم
اگه یه مسئله ای خصوصی باشه که خودمون میدونیم حقیقته چطور با این مسئله کنار بیایم
شما خودتون در چنین مواقعی چه باورهایی داشتید و چه دیدگاهی داشتید که به شما کمک کرده که احساسات خودتون رو کنترل کنید
خیلی ممنون میشم که توضیحی در رابطه با این مسئله بزارید استاد عزیزم تا همهی بچههای سایت بتونن استفاده کنن
چون موضوع مشترک خیلی از آدمهاست
سلام به دوستام
امیدوارم در احساس عالی باشید
ممنونم از تمام کسانی که در تهیه این فایل زحمت کشیدن.
خداروشکر من تجربه ی از تهمت خوردن بر علیه خودم ندارم.
و باز خداروشکر هیچ وقت هم به کسی تهمتی نزدم.خداروشکر
اما این فایل اگاهی های داشت که ما تا این لحظه به این عمق نمیدونستم.
»» کسی به ما تهمتی میزنه( حتی در سخت ترین حالتش) اصلا هیچ عکس العملی نشون ندیم.
»» عکس العمل =توجه کردن
توجه کردن به ناخواسته ها=گسترش احساس بد
احساسات بد=اتفاقات بد
»» این عکس العمل نشون ندادن هم با ساختن و تقویت این باور میسره که:
هیچ کس در هیچ سطح و قدرتی، جز خود ما، خالق زندگی ما نیست.
برای تمام خانواده عباس منش، آرزوی شهود قوی و ایمان محکم و رفتار توحیدی رو دارم.
«دستانم در دستان محکم و قدرتمند خداست»
به نام خداوندی که رحمتش بی اندازه و مهربانی اش همیشگیست.
لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم
لا خوف علیهم و لا یحزنون
خدای مهربونم شکرت که هر آنچه دارم از آن توست
باسلام خدمت استاد عزیز و مریم جان عزیزم
استاد خیلی فایل بی نظیر و فوق العاده ای بود.البته که همه ی فایلهای شما بی نظیر و پر از آگاهی های ناب است.
توانایی اعراض از ناخواسته ها ،جهت دهی آگاهانه به کانون توجه،ما خالق شرایط خودمان هستیم
هیچ زمان نباید حرف مردم و دیدگاهشون نسبت به ما برامون مهم باشه ،و باید در مورد این موضوع باورهای درست ایجاد کنیم که هیچ کس هیچ تاثیری در زندگی ما ندارد و اگر تحت هر شرایطی این باور را داشته باشیم و حرف مردم ریشه در ذهن ما داشته باشد و برای ما مهم باشد ،این پاشنه ی آشیل ما است
و ما باید شروع کنیم و باورمون رو درست کنیم و بگیم این موضوع برامون کم اهمیته ،باید تکلیف خودمون رو روشن کنیم
آیا خیلی برامون باید مهم باشه که مردم پشت سر ما حرف بزنند،جواب قطعا خیر
من خالق زندگی خودم هستم،من خودم شرایط زندگی ام را رقم میزنم،اصلا مهم نیست بقیه در مورد من چی فکر میکنند چطور حرف می زنن
اگر به حرف بقیه توجه کنیم و توی ذهنمون اهمیت پیدا کنه ،تو زندگیمون تاثیر میزاره،ولی نه به این دلیل که اونها تاثیر گذارندبه این دلیل که شما دارید بهش توجه میکنید،شما دارید بهش قدرت میدید
و کسانی که این کار رو میکنن یک خلا خیلی شدیدی در وجودش هست
تهمتهای بقیه هیچ تاثیری در زندگی ما نداره و به قول قرآن به نفع ما هم میشوند
وقتی شما براتون مهم نباشه حرفهایی که مردم پشت سر شما میزنن اونموقع هست که نتیجه ها برای ما خودشون رو نشون میدن.
وقتی ما قوی باشیم دیگه کاری به نظر دیگران در مورد خودمون ندارین
و هیچ وقت نخوایم که بشنویم ،و باید بی توجه باشیم و دفاع نکنیم.
اصلا مهم نیست که بقیه از ما خوششون میاد یا خوششون نمیاد اگر قانون را درست درک کرده باشیم، میدانیم که دیگرانی وجود ندارند.
ما کنترلی بر روی دیگران نداریم و از دست ما خارج است ولی میتونیم روی افکار خودمون تمرکز کنیم
ممنونم از دوستان عزیزم بابت کامنتهای زیباشون
در پناه الله یکتا شاد و پیروز و سلامت باشید
به نام خدا
گام 14
سلام استاد جان و خانم شایسته عزیزم و دوستان مهاجر به مدار بالاتر ، در این مورد من هم قبلاً اگر میشنیدم که کسی پشت سرم حرف ناجوری زده بهم میریختم و همش داخل ذهنم اون شخص و اون حرفا رو بالا و پایین میکردم و در واقع اون فرد تونسته بود تا حد زیادی دستشو بکنه توی مخم.
ولی بعد از آشنا شدن با استاد عزیزم من قدم به قدم بهتر شدم نمیگم اصلاً دیگه حرف کسی منو ناراحت نمیکنه ، بعضی وقتا ناراحت میشم و ذهنم درگیر میشه ولی مدت زمانش خیلی کم شده .
تقریباً دو سه هفته پیش خواهر شوهرم از شهرستان به من زنگ زد و گفت که فلانی رو دیدم و با همدیگه حرف زده بودن و از من هم صحبت کرده بودن که اون فرد گفته بود آره مهناز خونسرده و بیخیاله و از این جور حرفا .
وقتی خواهر شوهرم این حرفو بهم گفت من اتفاقا خندیدم چون جواب یک سوالی که چند وقت بود ذهنمو مشغول کرده بود گرفتم ، سوالم این بود که در اطرافیان من چه کسی از همه خونسردتره ؟
وقتی که خواهر شوهرم اینو گفت خوشحال شدم که آره از بین اطرافیانم خودم خونسرد تر از همه هستم .
ولی وقتی همسرم فهمید که خواهرش و اون فرد از من حرف زدن و گفتن که مهناز خونسرده ، فوراً بهم گفت خب تو هم میگفتی شماها که خونگرم هستین چکار کردین که مهناز که خونسرده نکرده .
خلاصه من و همسرم دو تا واکنش متفاوت به این حرفی که زیاد برام مهم نبود داشتیم و این نشون میداد که من خدا رو شکر در مسیر درست هستم و روی خودم کار کردم در صورتی که اگه قبلاً بود هزار تا جواب توی ذهنم داشتم که وقتی دیدمشون بهشون بگم و نه اینکه اصلاً ناراحت نشدم تازه چند مثقال زعفران هم برای خواهر شوهرم به دوستام فروختم که باز همسرم گفت بهش بگو این همون مهناز خونسرده هست که برات زعفران فروخت .
در مقابل تهدید قبلاً به این بستگی داشت که چه کسی بخواد منو تهدید کنه اگر از هم کلاسی ها و هم سن و سالام بود با تمام قدرت جلوش می ایستادم ولی اگر معلم و مدیر بودن نمیتونستم چون توی ذهنم قدرت رو به اونا داده بودم ولی الان بهتر از قبل شدم و باید تکاملمو طی کنم مثلاً الان از تهدید کردن داداشام یکم میترسم .
باید بیشتر روی خودم کار کنم .
به نام خدا
با سلام خدمت استاد عزیزم، مریم جانم و همه ی دوستانم
خداروشکر میکنم که دارم گام 14 م از مهاجرت به مدار بالاتر رو برمیدارم . چقدر لذت بردم از این فایل واقعا اولین ویژگی استاد که منو جذب کرد این بود که چقدر به سبک خودش زندگی میکنه چقدر از آدم ها بت نمیسازه چقدر نسبت به نظر مردم بی تفاوته چقدر تلاش نمیکنه بقیه رو راضی کنه درحالیکه ماهیت کارش طوریه که به مردم گره خورده و کیف میکردم از این اخلاقشون . برای منی که توو جهنم راضی کردن دیگران زندگی کردم، برای منی که خودم رو از هرچیز لذت بخشی محروم کرده بودم تا هفت پشت غریبه تاییدم کنه و مثالم بزنه و هویتم در تایید دیگران خلاصه میشد ، بهشت بی اهمیتی نظر دیگران میلیاردها میلیارد دلار می ارزه و از هرچیزی ارزشمند تره . هنوز هم البته پاشنه ی آشیلمه بارها به خودم گفتم چه اهمیتی داره که مادرم برادرم رواز من بیشتر دوست داره و همیشه طرف اون بوده . به عنوان یه شخصیت مستقل حق داره هرکیو که میخاد بیشتر دوست داشته باشه و حمایتش کنه و منم به عنوان یه شخص مستقل دیگه مجبور نیستم اهمیت بدم و چیزهایی شبیه به این در مورد اقوام و فامیل که نمیخام تعریف کنم مبادا وارد مدار قربانی بودن نشم چون تصمیم دارم جوری با این احساس مقابله کنم که دیگه تا آخر عمر در این مدار قرار نگیرم . خداروشکر میکنم که خیلی خیلی بیشتر از قبل حرف دیگران برام بی اهمیت شده دیگه دنبال جلب رضایت بقیه نیستم و سر بزنگاه مچ ذهنم رو میگیرم . از خداوند که قادر مطلقه میخام ههمون رو به بهشت بی محلی به نظر دیگران وارد کنه .
نکات فایل :
یکی از مسائلی که انرژی زیادی از من میگیره و در احساس بد نگه میداره، تهمتهاییه که دیگران به من میزنند و درباره من به دروغ بدگویی میکنند . شما با توجه به شهرتی که دارین، چطور و با استفاده از چه باوری و چه نگاهی ذهنتون رو در مقابل سنگ اندازیهای دیگران و دیدگاههایی بر علیه خودتان کنترل کردید؟؟ سنگاندازیهایی مانند توهین، غیبت یا تهدیدهای دیگران و چطور نمیترسید که تهمتهای آنها روی اعتبار و کسب و کار شما اثر منفی بگذارد؟ چطور در این مواقع از خودتان دفاع میکنید ؟ چه باوری باعث میشود که حرف مردم در زندگی ما کم اهمیت شود ؟
قبول دارم که ما در جامعهای زندگی میکنیم و بزرگ شدیم که از بچگی بهمون گفتن باید مراقب حرف مردم باشیم و جوری رفتار کنیم که مردم ما رو قضاوت نکنند یعنی همه کارها رو جوری باید برنامهریزی میکردیم که مردم پشتمون حرف نزنن و جور دیگهای فکر نکنن و غالباً به شدت حرف مردم اهمیت داشت و در واقع برای حرف مردم زندگی میکردیم مثلاً رشته تحصیلی رو انتخاب میکردیم که از نظر مردم مناسبه نه اینکه خود من به چی علاقه دارم و همینطور در تمام جنبههای زندگی مثل نوع پوشش، فردی که خواهان ازدواج با او بودیم و … باید مورد تایید مردم میبود . پس همه ما این باور رو داشتیم که حرف مردم خیلی مهمه و باید جوری رفتار کنیم که مردم پشتمون حرف نزنند و این موضوع پاشنه آشیل اغلب ماست و باید با این باور محدود کننده دائماً برخورد کنیم .
وقتی من وارد فضایی شدم کهpublic figure بود و موجب شناخته شدن من میشد، این ترس از حرف و قضاوت مردم بیشتر شد . من همون اول نشستم و با خودم حرف زدم که
” هدفت چقدر برات مهمه ؟؟اگر اونقدر مهمه که حرف مردم در مقابلش کم اهمیت میشه، میتونی با قدرت ادامه بدی و برات مهم نباشه مردم در موردت چه فکری میکنند ” و علی رغم هزاران وصلهای که به آدم میزنند، من کار رو از سن کم و نداشتن مدرک دانشگاهی مرتبط با کارم، شروع کردم . ولی امروزه خیلی بیشتر از قبل حرف مردم بیاهمیت شده و افراد اعتماد به نفس بیشتری پیدا کردند حتی خیلیها تابوشکنی میکنند البته من خیلی با این کار موافق نیستم که آدم یک رفتار ناهنجاری رو انجام بده به علت شهرت و توجه چون این رفتار هم نوعی نیاز به توجه است و خیلیها با این رفتارهای ناهنجار میخوان توجه بقیه رو جلب کنند حالا در هر زمینهای مثل جنسی، مذهبی، ظاهری و … . اگر آدم خودش باشه و نیازش به توجه رو کنترل کنه، این کارها رو نمیکنه . به خود من هم هزاران تهمت و بد و بیراه گفته شده که در مقایسه با محبتهایی که دریافت کردم صادقانه درصدش خیلی کم بوده و در واقع ناچیزه ولی مغز همان یک مورد رو میبینه و چندین برابر بزرگش میکنه و دائماً یادآوری میکنه و احساس ما رو بد میکنه یعنی اگر از ما تعریف و تحسین بشه، انگار نه انگار ولی اگر مورد توهین و تهمت قرار بگیریم بینهایت اذیت میشیم پس در جریان این باشیم که مغزمون داره ما رو فریب میده و این کار شیطانه که از این طریق احساس ما بد میکنه . در مسیر کاری من هم افرادی بودند که دائماً تهمت میزدند و بدگویی میکردند و تمام نتایج بزرگ من رو از طریق دزدی و کلاهبرداری میدونستند حتی افراد خیلی نزدیک، با این نگاه که میتونند به من ضربه بزنند این کارو انجام دادند . هر چقدر که گذشت و من شخصیتم قویتر شد، خیلی خیلی کمتر تحت تاثیر قرار گرفتم یعنی من الان هیچ ربطی به وقتی که تازه کسب و کارم رو شروع کردم نداره چون نیاز داشتم که نگران حرف مردم نباشم تا بتونم کارم رو شروع کنم .
باوری که خیلی خیلی به من کمک کرد تا کمتر (نه اصلاً ) تحت تاثیر تهمتها قرار بگیرم، این بود که” من خالق زندگی خودم هستم، من دارم اتفاقات زندگی خودم رو رقم میزنم پس اصلاً مهم نیست که بقیه در موردم چه فکری میکنند ” اگر به حرف بقیه توجه کنیم و برامون اهمیت پیدا کنه، حرفشون روی زندگی ما تاثیر میذاره نه به این دلیل که اونها واقعاً تاثیرگذارند ؛ به این دلیل که ما داریم بهشون قدرت میدهیم .
اولاً اینکه اون کسی که تهمت میزنه و غیبت میکنه، آدم ضعیفی هست آدمیه که میخواد بیعرضگی و ناتوانی خودش رو به این طریق پوشش بده . میخواد بگه اگر من به جایی نرسیدم به علت بیعرضگی خودم نیست، به این علته که اون کسی که به جایی رسیده دزد بوده، کلاهبردار بوده، نامناسب بوده اتفاقاً منی که به هیچی نرسیدم آدم خیلی خوبی بودم چون نخواستم با دزدی به جایی برسم یعنی همه اینها مکانیزم دفاعی ذهنشون هست برای اینکه بقیه رو تخریب کنند و احساس بیعرضگی و بی مصرفی نکنند یعنی هر وقت کسی خیلی راحت به بقیه تهمت میزنه، از ضعف و خلا ایه که در ذهن و روحش احساس میکنه . وقتی یه ذره به این آدمها نزدیک میشیم میبینیم که چقدر خلا دارند . تمام افرادی که خیلی راحت غیبت میکنند، تهمت میزنند و بقیه رو مسخره میکنند این گونهاند . ولی ما اگر میخوایم در زندگی پیشرفت کنیم، باید این باور رو در خودمون به وجود بیاریم که این من هستم که دارم اتفاقات رو به وجود میارم فارغ از اینکه بقیه چه فکری در مورد من میکنند و چه نگاهی دارند . اگر آدم به مسیرش ادامه بده متوجه میشه که تهمتهای بقیه تاثیری در زندگیش ندارند بلکه به قول قرآن حتی به نفعش هم میشود .
یکی از نشانگرهای واضح آن انتخاب دونالد ترامپ به عنوان رئیس جمهور آمریکا در سال 2024 بود . خود ترامپ گفته که هیچ رئیس جمهوری در کل تاریخ آمریکا به اندازه من مورد تهمت قرار نگرفته است، چون تمام رسانههای اصلی آمریکا دائماً و با قدرت علیه او تولید محتوا میکردند و علی رغم همه اینها ترامپ معروف میشه و دوباره رئیس جمهور میشه . زمانی که ترامپ به عنوان رئیس جمهور برای بار اول انتخاب شد، اوباما در یک مصاحبه خطاب به خبرنگاران گفت که : شماها او را رئیس جمهور کردید اینقدر در موردش صحبت کردین و باعث شدین معروف بشه .
بار دومی که کاندید رئیس جمهوری شد، همه با تمام قوا به تخریب او پرداختند حتی دو بار استیضاح شد و بینهایت پرونده قضایی داشت( در مورد تمام موضوعات زندگیش) ولی علیرغم همه اینها با اختلاف زیاد رای آورد و رئیس جمهور شد . این نشون میده اگر کسی نسبت به حرف مردم بیتفاوت باشه و به کار خودش ادامه بده، در نهایت نتیجه میگیره . حتی اون تهمتها و بدگوییها به قول قرآن به نفعش میشه . البته منظورم این نیست که ما عمداً کاری رو انجام بدیم تا مورد تهمت و قضاوت دیگران قرار بگیریم و به نفعمون تموم شه؛ نه من در طی این سالها هیچ وقت کار احمقانهای برای جلب توجه نکردم که دیگران رو تشویق کنم به من تهمت بزنند یا قضاوتم کنند تا معروفتر بشم و به نفع من باشه . حتی افرادی مثل مارک زاکربرگ، جف بزوس و… که خیلی بر علیه ترامپ بودند، رفتارشون کاملاً باهاش عوض شده و به دیدار ترامپ رفته بودند . خود ترامپ گفت” من خودمم تعجب کردم و عادت ندارم که همه اینقدر با من خوب برخورد کنند . من منتظر بودم که یه فشاری به من وارد کنند . فکر میکنم هم من، هم اونها تغییر کردیم ” . در واقع وقتی براش مهم نبود که چه حرفی پشت سر او میزنند و شخصیت قوی ای پیدا کرد، همه چیز براش تغییر کرد .
اخیرا Joe Rogan یک پادکست با مارک زاکربرگ داشت و مارک در مورد ویدیویی صحبت کرد که از تمرین تیراندازیش گرفته بود و آپلود کرده بود و کامنتهای منفی زیادی گرفت و بعد از خواندن کامنتها احساس کرد که هیچ استعدادی در تیراندازی ندارد . جواب Joe این بود که ” اولین اشتباهت اینه که کامنتها رو میخونی، من که اصلاً کامنتها رو نمیخونم هیچ دلیلی نداره” . ممکنه هزاران آدم بیمار وجود داشته باشند که بخوان به هر دلیلی من رو اذیت کنند، من چرا باید وقت بذارم و کامنت اونها رو بخونم . کسی داره این حرف رو میزنه که مشهورترین تولید کننده پادکست در جهانه و بسیار آدم تاثیرگذاریه حتی خیلی ها علت برنده شدن ترامپ در انتخابات رو پادکستی میدونن که در آن Joe با او مصاحبه کرده بود .
مطالعه نکردن کامنتها، همون چیزیه که باعث میشه آدم کاری به نظر دیگران در مورد خودش نداشته باشه. من یاد گرفتم که مسیر خودم رو برم و کاری نداشته باشم که دیگران در مورد من چه فکری میکنند و این باور رو در خودم تقویت کنم که حرف دیگران هیچ تاثیری در زندگی من نداره مگه اینکه من بهش قدرت بدم . من به هیچ کدوم از تهمتهایی که این سالها بهم زدن، توجه نکردم و هیچ پاسخی ندادم . در جواب اینکه چطور در مقابل تهمت ها از خودمون دفاع کنیم؟؟ به نظر من نیازی به دفاع نیست و اگر من دارم در مسیر درست حرکت میکنم، بالاخره حقیقت خودش مشخص میشه و به قول معروف” ماه پشت ابر نمیمونه” ممکنه بعضی افراد آب رو گل آلود کنند ولی بالاخره ته نشین میشه.
در مقابل تهمتها این باور رو در خودمون ایجاد کنیم که” منم که دارم اتفاقات رو رقم میزنم و این تهمتها و تهدیدها به نفع من تموم میشه و نیازی نیست که من واکنش نشون بدم و حتی بهش گوش ندم”. سال ها پیش یکی از استادهای موفقیت کلی به دروغ پشت من بدگویی کرده بود و خیلی از دوستان به من اصرار کردند حداقل اون قسمتی از سخنرانیشو که راجع به من حرف میزده، گوش کنم ولی من هیچ وقت نخواستم که بشنومش . همیشه سعی کردم در مقابل کامنتهای منفی از خودم دفاع نکنم و اصلاً بهشون توجه نکنم .
به لحاظ روانشناسی اگر کسی به ما تهمت بزنه و ما بخواهیم از خودمون دفاع کنیم و بهش پاسخ بدیم، داریم به اون فرد و همه کسانی که میخوان از اون موقعیت سو استفاده کنند میگیم که ” من تحت تاثیر قرار گرفتم و تونستین من رو اذیت کنید ” که اونا هم دقیقاً همین رو میخوان ولی وقتی بیمحلی کنم، دارم این پیغام رو میدم که ” برای من هیچ ارزشی ندارید که من بخوام بهتون جواب بدم و اصلاً برام مهم نیستین ” . اونها ممکنه چند بار این کار رو امتحان کنند ولی اگر هیچ جوابی از ما نگیرن، در نهایت میفهمند که نمیتونن ما رو اذیت کنند و تحت تاثیر قرار بدن . من در سمینارهام میگفتم که بهترین پاسخ به مزاحمتها و متلکها، بیمحلیه اصلاً انگار نشنیدیم چون اگر در جواب، بهشون توهین کنیم و واکنش نشون بدیم این پیغام رو میدیم که : ” تو تونستی روی من تاثیر بذاری” و اونم همین رو میخواد . لذا بیمحلی و بیتوجهی بدترین کاریه که میشه با یه پسر بیادب انجام داد.
آدمهایی مثل ترامپ و ایلان ماسک سالها به تهمتها و بدگوییها بیتوجهی کردند و اونقدر شخصیت قوی پیدا کردند که یاد گرفتن اصلاً تحت تاثیر قرار نگیرند و اون حرفها رو در ذهنشون طوری تعبیر کنند که در نهایت به نفعشون شده .
من در بدترین حالتی که یک فرد بهش تهمت زده میشه، قرار گرفتم و در اون زمان اومدم به خودم بارها و بارها اینها رو گفتم که” من هستم که دارم شرایط خودم رو رقم میزنم و در نهایت همه چیز به نفع من میشه ” . حتی چند وقت پیش از طرف یه نفر مورد این تهدید قرار گرفتم که “من رسالتم اینه اعتبار تو رو از بین ببرم ” و من در جواب گفتم که ” تو هر کاری از دستت براومده تا الان انجام دادی ولی اگر کار دیگهای است که فکر میکنی میتونه به من ضربه بزنه و نکردی، حتماً انجامش بده . من منتظرم تو هم منتظر باش ” و در نهایت من در تمام این سالها از تمام تهمتها و تهدیدهایی که شدم، سربلند بیرون اومدم و نه تنها هیچ ضربهای به من نزد بلکه به نفع من شد .
ما باید اونقدر قوی بشیم که برامون مهم نباشه بقیه چه فکری راجع به ما میکنند . چون اصلاً مهم نیست که دیگران از ما خوششون بیاد یا نه . گاهی ما نگرانیم که این تهمتها تصویر ما رو برای دیگران خراب کند در حالی که اگر قانون رو درست درک کرده باشیم، اصلا دیگرانی وجود نداره چون اتفاقات رو خودمون رقم میزنیم . ما کنترلی نداریم که دیگران راجع به ما چه فکری کنند یا چه حرفی بزنند ولی روی واکنشهای خودمون کنترل داریم، میتونیم بهشون توجه نکنیم، میتونیم افکار خودمون رو کنترل کنیم که با تمرین کردن مداوم، به مرور راحت تر میشه . اگر بتونیم در این مسیر حرکت کنیم و برامون مهم نباشه که دیگران چه فکری راجع به ما میکنند و اگر باور داشته باشیم که اتفاقات رو خودمون رقم میزنیم فارغ از اینکه بقیه از ما خوششون بیاد یا نه؛ اون وقت میبینیم که همه چیز به نفع ما تموم میشه حتی تهمتها و غیبتها .
مثال کم نیست از افراد سیاسی که به دنبال رای مردم بودند و تمام تهمتها و بدگوییها به نفعشون تموم شده، چون به مسیرشون ادامه دادند و بیتوجهی کردند ما که نیازی به رای و انتخاب مردم نداریم و زندگیمون به اون وابسته نیست لذا خیلی راحتتر میتونیم اینطوری فکر کنیم که نمیتونن با توهین و غیبت، وجهه ما رو خراب کنند .
بنابراین نیازه که ما یک سری اصول برای خودمون داشته باشیم و طبق اون اصول حرکت کنیم، چه مردم خوششون بیاد چه نیاد . باور من اینه که اگر من در مسیر درست حرکت کنم، بالاخره ویژگیهای مثبتم دیده میشه و اگر کسی بخواد به من تهمت بزنه و مورد غیبت و تخریب قرار بگیرم، سعی میکنم که توجه نکنم، بهش فکر نکنم و نخوام از خودم دفاع کنم هرچند که آدم نباید نیازمند باشه که کارهای خوبش دیده بشه ؛ یه نفر هست اون بالا که داره میبینه و جهان به افکار ما واکنش نشون میده . لذا نگران نباشیم که دیگران در مورد ما چه فکری میکنند و نخوایم از خودمون دفاع کنیم .
اولاً که باید به نقطه ای برسیم که اصلاً کامنتها رو در شبکههای اجتماعی نخونیم فکر نکنیم اونقدر قوی هستیم که مزخرفات دیگران در مورد خودمون رو بخونیم و اصلاً برامون مهم نباشه بلکه اصلاً نباید بذاریم وارد مغزمون بشن و اونها رو نبینیم ، چون مهمه کانون توجه ما سراغ نکات منفی نره .
باید تمرکز کنیم روی کار خودمون و مسیرمون . خود من همین کارو کردم حتی در مقابل یک سری افراد شناخته شده که سالها پیش من رو تهدید کردن و در مورد من بدگویی کردن . این قضیه برای چند سال پیشه و در طی اینهمه سال هیچ کدام از اون تهمتها مشکلی برای من ایجاد نکرد و باعث نشد من مسیرم رو عوض کنم، من با هیچ کدوم مناظره نکردم و هیچ پاسخی ندادم چون آدم خودش رو میشناسه . وقتی کسی به ما تهمت میزنه باید به خودمون بگیم من که خودمو میشناسم چرا باید نگران باشم یا بترسم؟؟ وقتی خودم میدونم چه شخصیتی دارم، اصلاً چه اهمیتی داره بقیه چه فکری میکنند . باید سعی کنیم حرف مردم رو در ذهنمون کم اهمیت جلوه بدهیم و اصلاً بهشون گوش ندیم، بهشون جواب ندیم، سگ محلشون کنیم و ناخودآگاه این پیغام رو بهشون ندیم که شما تونستین روی ما تاثیر بذارین و بعد میبینیم که تمام این تهمتها و بدگوییها میاد و میره و خداوند ما رو محافظت میکنه و در نهایت حقیقت خودش رو نشون میده و همه چیز خوب پیش میره . تجربه من هم همینطور بوده، البته که کار آسونی نیست ولی با هر بار انجام دادن آسونتر میشه . اگر آدم عاقلی باشیم به جای دیدن و تمرکز بر تهمتها، به تحسین ها توجه میکنیم حتی اگر تعداد تهمتها خیلی خیلی بیشتر از تحسینها بود . ما که خودمون رو میشناسیم . آدم باید بتونه ذهنش رو کنترل کنه نه اینکه گریه کنه و به خدا شکایت کنه که یه بلایی به سرشون بیار اصلاً هرگونه توجه با هر عنوانی مثل صحبت با خدا، نفرین و … به معنی قدرت دادن به آنهاست چون اگر از فرکانس ما خارج شود، از دنیای ما خارج میشود . به جاش روی کارمون، ویژگیهای مثبتمون، روی صداقت و پاکی و … تمرکز کنیم . این همه به پیامبر تهمت زدن و تخریبش کردند و بهش القابی مثل مجنون دادند ولی الان از دید هیچکس پیامبر مجنون نیست بلکه اعتبار خیلی زیادی داره . چون وقتی آدم در مسیر درست حرکت میکنه دیگه نگران این موضوعات نیست و کارش رو انجام میده و بالاخره مسیر درست خودش رو نشون میده .
در مورد تهدید هم نباید از کسی بترسیم چون هیچ کسی تاثیری در زندگی ما ندارد و ما خودمون هستیم که اتفاقات و زندگیمون رو به وسیله افکار و باورهامون رقم میزنیم .
خیلی سپاسگزارم از همگی الهی شکرت