مصاحبه با استاد | نحوه برخورد با تهمت - قسمت 1
سوال:
یکی از مسائلی که انرژی زیادی از من می گیرد و من را در احساس بد نگه می دارد، تهمت هایی است که دیگران به من می زنند یا دروغ هایی است که درباره من می گویند. استاد شما با اینکه فرد مشهوری هستید، با چه نگاه یا باوری، ذهن تان را در مقابل سنگ اندازی های دیگران یا دیدگاه های بر علیه شما کنترل کرده اید. سنگ اندازی هایی مثل توهین، غیبت یا حتی تهدید های دیگران؟
چه باوری باعث شده از اینکه تهمت های دیگران، روی اعتبار یا روی کسب و کار شما تاثیر منفی بگذارد، نترسید؟
چه باوری به ما کمک می کند تا حرف مردم در زندگی مان کم اهمیت شود؟
در قسمت اول از این فایل استاد عباس منش درباره شرایط زیر که ممکن است هر کدام از ما در زندگی در چنین شرایطی قرار گرفته باشیم، صحبت کرده اند. همچنین راهکارهایی برای کنترل ذهن، بهبود شخصیت و ساختن باورهای توحیدی در هر کدام از این شرایط ارائه داده اند که عمل به آنها موجب خوشبختی در دنیا و آخرت می شود:
1) افرادی که عمداً خود را در معرض اتهام و شایعه سازی قرار می دهند تا توجه جلب کنند که این روزها در دنیای مجازی بسیار شایع است. اساس این رفتار احساس بی ارزشی است و نتیجه این جنس از فرکانس، قطعا احساس بی ارزشی بیشتر است؛
2) افرادی که به صورت ناخواسته، در معرض اتهام و دروغ قرار می گیرند و راهکارهایی درباره اینکه چطور در این مواقع می توانند از عهده کنترل ذهن برآیند تا نه تنها آسیبی نبینند بلکه همه چیز در نهایت به نفع آنها نیز تمام شود؛
3) افرادی که آگاهانه یا ناخودآگاه، خودشان حلقه ای از زنجیره ای هستند که این اتهامات، شایعات یا دروغ ها را پخش می کنند و بی خبرند از اینکه: کمترین ضربه ورود به این مدار این است که: فرد نادلخواه ترین وجه آدمهای روابط خود را برانگیخته می کند. به طوریکه این گروه از آدمها معمولا روابط نامناسب و پر از تشنجی را تجربه می کنند، آدمهای محبوبی نیستند، درد سر مرتباً به دنبال این افراد روانه است و خودشان هم نمی دانند چرا. ضمنا راهکارهایی ارائه شده که چطور جزو این زنجیره نباشیم و همواره از این مدار خارج بمانیم؛
در قسمت دوم از این فایل، که در روزهای آینده بر روی سایت قرار خواهد گرفت، استاد عباس منش آیاتی از قرآن را توضیح می دهد که در این آیات خداوند راهکارهایی جامع دارد برای خارج شدن از این مدار، کنترل ذهن و چگونگی پرورش ویژگی های شخصیتی خداگونه و توحیدی.
آگاهی های توحیدی قسمت 1 را با دقت بشنوید. از آنها نکته برداری کنید سپس درس هایی که گرفته اید را با ما به اشتراک بگذارید.
مفاهیمی که استاد عباس منش در قسمت 1 توضیح داده اند:
- ضعف های شخصیتی ای که باعث می شود اصولاً یک فرد به دیگران تهمت بزند یا درباره آنها دروغ بگوید؛
- مهم ترین باور برای کنترل ذهن در مواقع قرار گرفتن در معرض تهمت و دروغ؛
- رفتار هماهنگ با قانون در زمانی که با فردی همنشین می شویم که در حال غیب کردن یا تهمت زدن است؛
- رفتار هماهنگ با قانون، وقتی فردی به شما تهمت می زند یا درباره شما دروغ می گوید؛
- چه اصولی برای خود انتخاب کنیم تا به صورت ناخودآگاه در این مواقع، رفتار درست را داشته باشیم؛
- به هر آنچه توجه کنی، اساس آن جنس از توجه را در زندگی ات گسترش می دهی؛
- ارتباط “واکنش نشان دادن به حرف مردم” با “شرک”
- باورهای توحیدی برای کنترل ذهن و کم اثر کردن حرف مردم در زندگی؛
- ممکن است دیگران آب را گل آلود کنند اما اگر به جای دست و پا زدن در این آب، آرام شوی و طبق اصول درست خودت حرکت کنی، به زودی آب آرام و شفاف می شود؛
- ویژگی های شخصیتی قوی در خود بساز که برایت مهم نباشد دیگران از شما خوششان بیاید یا نه. آنوقت دیگر از اساس نگران نیستی که نکند دیگرن با تهمت یا دروغ، اعتبار من را نزد سایرین از بین ببرد یا وجه ام را خراب کنند؛
- شما کنترلی بر اینکه دیگران درباره شما چه حرفی بزنند نداری، اما کنترل کاملی بر واکنش خودت درباره آن گفته ها داری و آن واکنش ها، نتیجه نهایی را مشخص می کند نه حرفهای دیگران؛
- کانون توجه شما، مهم ترین سرمایه شما برای خلق تجربه هایت است. شما این سرمایه را در کدام مسیر خرج می کنید؟ خلق خواسته ها؟ یا خلق ناخواسته ها؟!
- مراقب باش اولاً آگاهانه خود را در معرض شایعات دیگران قرار ندهی؛ ثانیاً تمام تمرکز خود را صرف مسیر اهدافت کن؛
- هرآنچه از معرض “کانون توجه” شما خارج شود، از “فرکانس های” شما خارج می شود و هر آنچه از فرکانس های شما خارج شود از “دنیای تجربی” شما خارج می شود؛
- ویژگی شخصیتی که ساختن آن، حرف مردم را در زندگی ما کم اهمیت می کند و نتیجه ی پرورش این ویژگی شخصیتی در زندگی مان؛
- راهکارهایی که باعث می شود به جای واکنش نشان دادن به رفتارهای دیگران، بر مسیر خواسته های خود متمرکز بمانیم و از مسیر منحرف نشویم؛
منتظر خواندن نوشته های تأثیرگذارتان هستیم.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | نحوه برخورد با تهمت - قسمت 1296MB48 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | نحوه برخورد با تهمت - قسمت 146MB48 دقیقه













به نام خدا
با سلام خدمت استاد عزیزم، مریم جانم و همه ی دوستانم
خداروشکر میکنم که دارم گام 14 م از مهاجرت به مدار بالاتر رو برمیدارم . چقدر لذت بردم از این فایل واقعا اولین ویژگی استاد که منو جذب کرد این بود که چقدر به سبک خودش زندگی میکنه چقدر از آدم ها بت نمیسازه چقدر نسبت به نظر مردم بی تفاوته چقدر تلاش نمیکنه بقیه رو راضی کنه درحالیکه ماهیت کارش طوریه که به مردم گره خورده و کیف میکردم از این اخلاقشون . برای منی که توو جهنم راضی کردن دیگران زندگی کردم، برای منی که خودم رو از هرچیز لذت بخشی محروم کرده بودم تا هفت پشت غریبه تاییدم کنه و مثالم بزنه و هویتم در تایید دیگران خلاصه میشد ، بهشت بی اهمیتی نظر دیگران میلیاردها میلیارد دلار می ارزه و از هرچیزی ارزشمند تره . هنوز هم البته پاشنه ی آشیلمه بارها به خودم گفتم چه اهمیتی داره که مادرم برادرم رواز من بیشتر دوست داره و همیشه طرف اون بوده . به عنوان یه شخصیت مستقل حق داره هرکیو که میخاد بیشتر دوست داشته باشه و حمایتش کنه و منم به عنوان یه شخص مستقل دیگه مجبور نیستم اهمیت بدم و چیزهایی شبیه به این در مورد اقوام و فامیل که نمیخام تعریف کنم مبادا وارد مدار قربانی بودن نشم چون تصمیم دارم جوری با این احساس مقابله کنم که دیگه تا آخر عمر در این مدار قرار نگیرم . خداروشکر میکنم که خیلی خیلی بیشتر از قبل حرف دیگران برام بی اهمیت شده دیگه دنبال جلب رضایت بقیه نیستم و سر بزنگاه مچ ذهنم رو میگیرم . از خداوند که قادر مطلقه میخام ههمون رو به بهشت بی محلی به نظر دیگران وارد کنه .
نکات فایل :
یکی از مسائلی که انرژی زیادی از من میگیره و در احساس بد نگه میداره، تهمتهاییه که دیگران به من میزنند و درباره من به دروغ بدگویی میکنند . شما با توجه به شهرتی که دارین، چطور و با استفاده از چه باوری و چه نگاهی ذهنتون رو در مقابل سنگ اندازیهای دیگران و دیدگاههایی بر علیه خودتان کنترل کردید؟؟ سنگاندازیهایی مانند توهین، غیبت یا تهدیدهای دیگران و چطور نمیترسید که تهمتهای آنها روی اعتبار و کسب و کار شما اثر منفی بگذارد؟ چطور در این مواقع از خودتان دفاع میکنید ؟ چه باوری باعث میشود که حرف مردم در زندگی ما کم اهمیت شود ؟
قبول دارم که ما در جامعهای زندگی میکنیم و بزرگ شدیم که از بچگی بهمون گفتن باید مراقب حرف مردم باشیم و جوری رفتار کنیم که مردم ما رو قضاوت نکنند یعنی همه کارها رو جوری باید برنامهریزی میکردیم که مردم پشتمون حرف نزنن و جور دیگهای فکر نکنن و غالباً به شدت حرف مردم اهمیت داشت و در واقع برای حرف مردم زندگی میکردیم مثلاً رشته تحصیلی رو انتخاب میکردیم که از نظر مردم مناسبه نه اینکه خود من به چی علاقه دارم و همینطور در تمام جنبههای زندگی مثل نوع پوشش، فردی که خواهان ازدواج با او بودیم و … باید مورد تایید مردم میبود . پس همه ما این باور رو داشتیم که حرف مردم خیلی مهمه و باید جوری رفتار کنیم که مردم پشتمون حرف نزنند و این موضوع پاشنه آشیل اغلب ماست و باید با این باور محدود کننده دائماً برخورد کنیم .
وقتی من وارد فضایی شدم کهpublic figure بود و موجب شناخته شدن من میشد، این ترس از حرف و قضاوت مردم بیشتر شد . من همون اول نشستم و با خودم حرف زدم که
” هدفت چقدر برات مهمه ؟؟اگر اونقدر مهمه که حرف مردم در مقابلش کم اهمیت میشه، میتونی با قدرت ادامه بدی و برات مهم نباشه مردم در موردت چه فکری میکنند ” و علی رغم هزاران وصلهای که به آدم میزنند، من کار رو از سن کم و نداشتن مدرک دانشگاهی مرتبط با کارم، شروع کردم . ولی امروزه خیلی بیشتر از قبل حرف مردم بیاهمیت شده و افراد اعتماد به نفس بیشتری پیدا کردند حتی خیلیها تابوشکنی میکنند البته من خیلی با این کار موافق نیستم که آدم یک رفتار ناهنجاری رو انجام بده به علت شهرت و توجه چون این رفتار هم نوعی نیاز به توجه است و خیلیها با این رفتارهای ناهنجار میخوان توجه بقیه رو جلب کنند حالا در هر زمینهای مثل جنسی، مذهبی، ظاهری و … . اگر آدم خودش باشه و نیازش به توجه رو کنترل کنه، این کارها رو نمیکنه . به خود من هم هزاران تهمت و بد و بیراه گفته شده که در مقایسه با محبتهایی که دریافت کردم صادقانه درصدش خیلی کم بوده و در واقع ناچیزه ولی مغز همان یک مورد رو میبینه و چندین برابر بزرگش میکنه و دائماً یادآوری میکنه و احساس ما رو بد میکنه یعنی اگر از ما تعریف و تحسین بشه، انگار نه انگار ولی اگر مورد توهین و تهمت قرار بگیریم بینهایت اذیت میشیم پس در جریان این باشیم که مغزمون داره ما رو فریب میده و این کار شیطانه که از این طریق احساس ما بد میکنه . در مسیر کاری من هم افرادی بودند که دائماً تهمت میزدند و بدگویی میکردند و تمام نتایج بزرگ من رو از طریق دزدی و کلاهبرداری میدونستند حتی افراد خیلی نزدیک، با این نگاه که میتونند به من ضربه بزنند این کارو انجام دادند . هر چقدر که گذشت و من شخصیتم قویتر شد، خیلی خیلی کمتر تحت تاثیر قرار گرفتم یعنی من الان هیچ ربطی به وقتی که تازه کسب و کارم رو شروع کردم نداره چون نیاز داشتم که نگران حرف مردم نباشم تا بتونم کارم رو شروع کنم .
باوری که خیلی خیلی به من کمک کرد تا کمتر (نه اصلاً ) تحت تاثیر تهمتها قرار بگیرم، این بود که” من خالق زندگی خودم هستم، من دارم اتفاقات زندگی خودم رو رقم میزنم پس اصلاً مهم نیست که بقیه در موردم چه فکری میکنند ” اگر به حرف بقیه توجه کنیم و برامون اهمیت پیدا کنه، حرفشون روی زندگی ما تاثیر میذاره نه به این دلیل که اونها واقعاً تاثیرگذارند ؛ به این دلیل که ما داریم بهشون قدرت میدهیم .
اولاً اینکه اون کسی که تهمت میزنه و غیبت میکنه، آدم ضعیفی هست آدمیه که میخواد بیعرضگی و ناتوانی خودش رو به این طریق پوشش بده . میخواد بگه اگر من به جایی نرسیدم به علت بیعرضگی خودم نیست، به این علته که اون کسی که به جایی رسیده دزد بوده، کلاهبردار بوده، نامناسب بوده اتفاقاً منی که به هیچی نرسیدم آدم خیلی خوبی بودم چون نخواستم با دزدی به جایی برسم یعنی همه اینها مکانیزم دفاعی ذهنشون هست برای اینکه بقیه رو تخریب کنند و احساس بیعرضگی و بی مصرفی نکنند یعنی هر وقت کسی خیلی راحت به بقیه تهمت میزنه، از ضعف و خلا ایه که در ذهن و روحش احساس میکنه . وقتی یه ذره به این آدمها نزدیک میشیم میبینیم که چقدر خلا دارند . تمام افرادی که خیلی راحت غیبت میکنند، تهمت میزنند و بقیه رو مسخره میکنند این گونهاند . ولی ما اگر میخوایم در زندگی پیشرفت کنیم، باید این باور رو در خودمون به وجود بیاریم که این من هستم که دارم اتفاقات رو به وجود میارم فارغ از اینکه بقیه چه فکری در مورد من میکنند و چه نگاهی دارند . اگر آدم به مسیرش ادامه بده متوجه میشه که تهمتهای بقیه تاثیری در زندگیش ندارند بلکه به قول قرآن حتی به نفعش هم میشود .
یکی از نشانگرهای واضح آن انتخاب دونالد ترامپ به عنوان رئیس جمهور آمریکا در سال 2024 بود . خود ترامپ گفته که هیچ رئیس جمهوری در کل تاریخ آمریکا به اندازه من مورد تهمت قرار نگرفته است، چون تمام رسانههای اصلی آمریکا دائماً و با قدرت علیه او تولید محتوا میکردند و علی رغم همه اینها ترامپ معروف میشه و دوباره رئیس جمهور میشه . زمانی که ترامپ به عنوان رئیس جمهور برای بار اول انتخاب شد، اوباما در یک مصاحبه خطاب به خبرنگاران گفت که : شماها او را رئیس جمهور کردید اینقدر در موردش صحبت کردین و باعث شدین معروف بشه .
بار دومی که کاندید رئیس جمهوری شد، همه با تمام قوا به تخریب او پرداختند حتی دو بار استیضاح شد و بینهایت پرونده قضایی داشت( در مورد تمام موضوعات زندگیش) ولی علیرغم همه اینها با اختلاف زیاد رای آورد و رئیس جمهور شد . این نشون میده اگر کسی نسبت به حرف مردم بیتفاوت باشه و به کار خودش ادامه بده، در نهایت نتیجه میگیره . حتی اون تهمتها و بدگوییها به قول قرآن به نفعش میشه . البته منظورم این نیست که ما عمداً کاری رو انجام بدیم تا مورد تهمت و قضاوت دیگران قرار بگیریم و به نفعمون تموم شه؛ نه من در طی این سالها هیچ وقت کار احمقانهای برای جلب توجه نکردم که دیگران رو تشویق کنم به من تهمت بزنند یا قضاوتم کنند تا معروفتر بشم و به نفع من باشه . حتی افرادی مثل مارک زاکربرگ، جف بزوس و… که خیلی بر علیه ترامپ بودند، رفتارشون کاملاً باهاش عوض شده و به دیدار ترامپ رفته بودند . خود ترامپ گفت” من خودمم تعجب کردم و عادت ندارم که همه اینقدر با من خوب برخورد کنند . من منتظر بودم که یه فشاری به من وارد کنند . فکر میکنم هم من، هم اونها تغییر کردیم ” . در واقع وقتی براش مهم نبود که چه حرفی پشت سر او میزنند و شخصیت قوی ای پیدا کرد، همه چیز براش تغییر کرد .
اخیرا Joe Rogan یک پادکست با مارک زاکربرگ داشت و مارک در مورد ویدیویی صحبت کرد که از تمرین تیراندازیش گرفته بود و آپلود کرده بود و کامنتهای منفی زیادی گرفت و بعد از خواندن کامنتها احساس کرد که هیچ استعدادی در تیراندازی ندارد . جواب Joe این بود که ” اولین اشتباهت اینه که کامنتها رو میخونی، من که اصلاً کامنتها رو نمیخونم هیچ دلیلی نداره” . ممکنه هزاران آدم بیمار وجود داشته باشند که بخوان به هر دلیلی من رو اذیت کنند، من چرا باید وقت بذارم و کامنت اونها رو بخونم . کسی داره این حرف رو میزنه که مشهورترین تولید کننده پادکست در جهانه و بسیار آدم تاثیرگذاریه حتی خیلی ها علت برنده شدن ترامپ در انتخابات رو پادکستی میدونن که در آن Joe با او مصاحبه کرده بود .
مطالعه نکردن کامنتها، همون چیزیه که باعث میشه آدم کاری به نظر دیگران در مورد خودش نداشته باشه. من یاد گرفتم که مسیر خودم رو برم و کاری نداشته باشم که دیگران در مورد من چه فکری میکنند و این باور رو در خودم تقویت کنم که حرف دیگران هیچ تاثیری در زندگی من نداره مگه اینکه من بهش قدرت بدم . من به هیچ کدوم از تهمتهایی که این سالها بهم زدن، توجه نکردم و هیچ پاسخی ندادم . در جواب اینکه چطور در مقابل تهمت ها از خودمون دفاع کنیم؟؟ به نظر من نیازی به دفاع نیست و اگر من دارم در مسیر درست حرکت میکنم، بالاخره حقیقت خودش مشخص میشه و به قول معروف” ماه پشت ابر نمیمونه” ممکنه بعضی افراد آب رو گل آلود کنند ولی بالاخره ته نشین میشه.
در مقابل تهمتها این باور رو در خودمون ایجاد کنیم که” منم که دارم اتفاقات رو رقم میزنم و این تهمتها و تهدیدها به نفع من تموم میشه و نیازی نیست که من واکنش نشون بدم و حتی بهش گوش ندم”. سال ها پیش یکی از استادهای موفقیت کلی به دروغ پشت من بدگویی کرده بود و خیلی از دوستان به من اصرار کردند حداقل اون قسمتی از سخنرانیشو که راجع به من حرف میزده، گوش کنم ولی من هیچ وقت نخواستم که بشنومش . همیشه سعی کردم در مقابل کامنتهای منفی از خودم دفاع نکنم و اصلاً بهشون توجه نکنم .
به لحاظ روانشناسی اگر کسی به ما تهمت بزنه و ما بخواهیم از خودمون دفاع کنیم و بهش پاسخ بدیم، داریم به اون فرد و همه کسانی که میخوان از اون موقعیت سو استفاده کنند میگیم که ” من تحت تاثیر قرار گرفتم و تونستین من رو اذیت کنید ” که اونا هم دقیقاً همین رو میخوان ولی وقتی بیمحلی کنم، دارم این پیغام رو میدم که ” برای من هیچ ارزشی ندارید که من بخوام بهتون جواب بدم و اصلاً برام مهم نیستین ” . اونها ممکنه چند بار این کار رو امتحان کنند ولی اگر هیچ جوابی از ما نگیرن، در نهایت میفهمند که نمیتونن ما رو اذیت کنند و تحت تاثیر قرار بدن . من در سمینارهام میگفتم که بهترین پاسخ به مزاحمتها و متلکها، بیمحلیه اصلاً انگار نشنیدیم چون اگر در جواب، بهشون توهین کنیم و واکنش نشون بدیم این پیغام رو میدیم که : ” تو تونستی روی من تاثیر بذاری” و اونم همین رو میخواد . لذا بیمحلی و بیتوجهی بدترین کاریه که میشه با یه پسر بیادب انجام داد.
آدمهایی مثل ترامپ و ایلان ماسک سالها به تهمتها و بدگوییها بیتوجهی کردند و اونقدر شخصیت قوی پیدا کردند که یاد گرفتن اصلاً تحت تاثیر قرار نگیرند و اون حرفها رو در ذهنشون طوری تعبیر کنند که در نهایت به نفعشون شده .
من در بدترین حالتی که یک فرد بهش تهمت زده میشه، قرار گرفتم و در اون زمان اومدم به خودم بارها و بارها اینها رو گفتم که” من هستم که دارم شرایط خودم رو رقم میزنم و در نهایت همه چیز به نفع من میشه ” . حتی چند وقت پیش از طرف یه نفر مورد این تهدید قرار گرفتم که “من رسالتم اینه اعتبار تو رو از بین ببرم ” و من در جواب گفتم که ” تو هر کاری از دستت براومده تا الان انجام دادی ولی اگر کار دیگهای است که فکر میکنی میتونه به من ضربه بزنه و نکردی، حتماً انجامش بده . من منتظرم تو هم منتظر باش ” و در نهایت من در تمام این سالها از تمام تهمتها و تهدیدهایی که شدم، سربلند بیرون اومدم و نه تنها هیچ ضربهای به من نزد بلکه به نفع من شد .
ما باید اونقدر قوی بشیم که برامون مهم نباشه بقیه چه فکری راجع به ما میکنند . چون اصلاً مهم نیست که دیگران از ما خوششون بیاد یا نه . گاهی ما نگرانیم که این تهمتها تصویر ما رو برای دیگران خراب کند در حالی که اگر قانون رو درست درک کرده باشیم، اصلا دیگرانی وجود نداره چون اتفاقات رو خودمون رقم میزنیم . ما کنترلی نداریم که دیگران راجع به ما چه فکری کنند یا چه حرفی بزنند ولی روی واکنشهای خودمون کنترل داریم، میتونیم بهشون توجه نکنیم، میتونیم افکار خودمون رو کنترل کنیم که با تمرین کردن مداوم، به مرور راحت تر میشه . اگر بتونیم در این مسیر حرکت کنیم و برامون مهم نباشه که دیگران چه فکری راجع به ما میکنند و اگر باور داشته باشیم که اتفاقات رو خودمون رقم میزنیم فارغ از اینکه بقیه از ما خوششون بیاد یا نه؛ اون وقت میبینیم که همه چیز به نفع ما تموم میشه حتی تهمتها و غیبتها .
مثال کم نیست از افراد سیاسی که به دنبال رای مردم بودند و تمام تهمتها و بدگوییها به نفعشون تموم شده، چون به مسیرشون ادامه دادند و بیتوجهی کردند ما که نیازی به رای و انتخاب مردم نداریم و زندگیمون به اون وابسته نیست لذا خیلی راحتتر میتونیم اینطوری فکر کنیم که نمیتونن با توهین و غیبت، وجهه ما رو خراب کنند .
بنابراین نیازه که ما یک سری اصول برای خودمون داشته باشیم و طبق اون اصول حرکت کنیم، چه مردم خوششون بیاد چه نیاد . باور من اینه که اگر من در مسیر درست حرکت کنم، بالاخره ویژگیهای مثبتم دیده میشه و اگر کسی بخواد به من تهمت بزنه و مورد غیبت و تخریب قرار بگیرم، سعی میکنم که توجه نکنم، بهش فکر نکنم و نخوام از خودم دفاع کنم هرچند که آدم نباید نیازمند باشه که کارهای خوبش دیده بشه ؛ یه نفر هست اون بالا که داره میبینه و جهان به افکار ما واکنش نشون میده . لذا نگران نباشیم که دیگران در مورد ما چه فکری میکنند و نخوایم از خودمون دفاع کنیم .
اولاً که باید به نقطه ای برسیم که اصلاً کامنتها رو در شبکههای اجتماعی نخونیم فکر نکنیم اونقدر قوی هستیم که مزخرفات دیگران در مورد خودمون رو بخونیم و اصلاً برامون مهم نباشه بلکه اصلاً نباید بذاریم وارد مغزمون بشن و اونها رو نبینیم ، چون مهمه کانون توجه ما سراغ نکات منفی نره .
باید تمرکز کنیم روی کار خودمون و مسیرمون . خود من همین کارو کردم حتی در مقابل یک سری افراد شناخته شده که سالها پیش من رو تهدید کردن و در مورد من بدگویی کردن . این قضیه برای چند سال پیشه و در طی اینهمه سال هیچ کدام از اون تهمتها مشکلی برای من ایجاد نکرد و باعث نشد من مسیرم رو عوض کنم، من با هیچ کدوم مناظره نکردم و هیچ پاسخی ندادم چون آدم خودش رو میشناسه . وقتی کسی به ما تهمت میزنه باید به خودمون بگیم من که خودمو میشناسم چرا باید نگران باشم یا بترسم؟؟ وقتی خودم میدونم چه شخصیتی دارم، اصلاً چه اهمیتی داره بقیه چه فکری میکنند . باید سعی کنیم حرف مردم رو در ذهنمون کم اهمیت جلوه بدهیم و اصلاً بهشون گوش ندیم، بهشون جواب ندیم، سگ محلشون کنیم و ناخودآگاه این پیغام رو بهشون ندیم که شما تونستین روی ما تاثیر بذارین و بعد میبینیم که تمام این تهمتها و بدگوییها میاد و میره و خداوند ما رو محافظت میکنه و در نهایت حقیقت خودش رو نشون میده و همه چیز خوب پیش میره . تجربه من هم همینطور بوده، البته که کار آسونی نیست ولی با هر بار انجام دادن آسونتر میشه . اگر آدم عاقلی باشیم به جای دیدن و تمرکز بر تهمتها، به تحسین ها توجه میکنیم حتی اگر تعداد تهمتها خیلی خیلی بیشتر از تحسینها بود . ما که خودمون رو میشناسیم . آدم باید بتونه ذهنش رو کنترل کنه نه اینکه گریه کنه و به خدا شکایت کنه که یه بلایی به سرشون بیار اصلاً هرگونه توجه با هر عنوانی مثل صحبت با خدا، نفرین و … به معنی قدرت دادن به آنهاست چون اگر از فرکانس ما خارج شود، از دنیای ما خارج میشود . به جاش روی کارمون، ویژگیهای مثبتمون، روی صداقت و پاکی و … تمرکز کنیم . این همه به پیامبر تهمت زدن و تخریبش کردند و بهش القابی مثل مجنون دادند ولی الان از دید هیچکس پیامبر مجنون نیست بلکه اعتبار خیلی زیادی داره . چون وقتی آدم در مسیر درست حرکت میکنه دیگه نگران این موضوعات نیست و کارش رو انجام میده و بالاخره مسیر درست خودش رو نشون میده .
در مورد تهدید هم نباید از کسی بترسیم چون هیچ کسی تاثیری در زندگی ما ندارد و ما خودمون هستیم که اتفاقات و زندگیمون رو به وسیله افکار و باورهامون رقم میزنیم .
خیلی سپاسگزارم از همگی الهی شکرت