اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
این فایل رو که گوش کردم یک ماجرایی به ذهنم اومد که دوست داشتم اینجا بنویسمش
استاد شما درباره رییس جمهور شدن ترامپ صحبت کردید و فرمودید که با اینکه این همه مخالف داشت بازم رییس جمهور شد
چنین اتفاقی هم برای کشور خودمون رخ داد و یک مثال بارز و مشهور هست
زمانی که انتخابات ریاست جمهوری بود همه ی افراد سعی و تلاش میکردن که آقای پزشکیان رییس جمهور نشن حتی خاطرم هست که چقدررررررر مردم بر علیه ایشون صحبت میکردن و پای صندوق های رای هم حتی تمام تلاششان ابن بود که مردم رای خودشون رو عوض کنن ( اونایی که به ایشون میخواستن رای بدن)
انقدرررر تلاش برای بد جلوه دادن ایشون بین مردم زیاد بود که از هیچ کاری برای بد جلوه دادن ایشون دریغ نکردند
کسی فکرش رو نمیکرد ایشون رای بیاره و رییس جمهور بشه
بر خلاف تصورات همه ایشون رای آورد و البته ایشون از نظر مدرک علمی باسواد ترین رییس جمهور کل دنیا هستن
چیزی که از رفتار ایشون مشهود بود و من یاد گرفتم و الان هم البته هست ریلکس بودنشونه
اینکه حتی جلوی چشم ایشون بهشون حرف میزنن اما ایشون خیلی ریلکس و بدون اینکه بهم بریزن کار خودشون رو ادامه میدن و به صحبت هایی که حتی جلوی چشمشون به ایشون میکنن اهمیتی نمیدن و به سمت جلو حرکت میکنن
شما سخنرانی ایشون رو ببینید حتی لباسشون هم طبق سلیقه خودشون می پوشن بدون اینکه توجهی کنن به اینکه دیگران چی درموردشون میگن ( ایشون معمولا از کت شلوار رسمی در سخنرانی هاشون استفاده نمیکنن ) و با یک لباس معمولی حتی در سخنرانی ها و تلویزیون حاضر میشن
وقتی ایشون رییس جمهور شد خاطرم هست که یک پستی در اینستا دیدم که عکس ایشون رو گذاشته بودن و گفته بودن
(((وقتی تمام دنیا بر علیه تو باشن و بخوان تو رو زمین بزنن و از تو بد بگن اما خدا برات بخواد کسی نمیتونه جلوی قدرت خدا رو بگیره حتی تو رو با وجود تمام مخالفت ها رییس جمهور یک کشور میکنه پس فقط به خودش تکیه کن و از خودش بخواه)))
این جمله رو خیلی دوست داشتم و همچنان توی ذهنم هست
اگر تمام زمین و زمان بر علیه تو باشن و خدا برات بخواد همون کافیه
این فایل رو که گوش کردم این مثال بارز و مشهود به ذهنم اومد و خواستم که اینجا و زیر این پست توضیحش بدم
با سلام خدمت استاد عزیزم، مریم جانم و همه ی دوستانم
خداروشکر میکنم که دارم گام 14 م از مهاجرت به مدار بالاتر رو برمیدارم . چقدر لذت بردم از این فایل واقعا اولین ویژگی استاد که منو جذب کرد این بود که چقدر به سبک خودش زندگی میکنه چقدر از آدم ها بت نمیسازه چقدر نسبت به نظر مردم بی تفاوته چقدر تلاش نمیکنه بقیه رو راضی کنه درحالیکه ماهیت کارش طوریه که به مردم گره خورده و کیف میکردم از این اخلاقشون . برای منی که توو جهنم راضی کردن دیگران زندگی کردم، برای منی که خودم رو از هرچیز لذت بخشی محروم کرده بودم تا هفت پشت غریبه تاییدم کنه و مثالم بزنه و هویتم در تایید دیگران خلاصه میشد ، بهشت بی اهمیتی نظر دیگران میلیاردها میلیارد دلار می ارزه و از هرچیزی ارزشمند تره . هنوز هم البته پاشنه ی آشیلمه بارها به خودم گفتم چه اهمیتی داره که مادرم برادرم رواز من بیشتر دوست داره و همیشه طرف اون بوده . به عنوان یه شخصیت مستقل حق داره هرکیو که میخاد بیشتر دوست داشته باشه و حمایتش کنه و منم به عنوان یه شخص مستقل دیگه مجبور نیستم اهمیت بدم و چیزهایی شبیه به این در مورد اقوام و فامیل که نمیخام تعریف کنم مبادا وارد مدار قربانی بودن نشم چون تصمیم دارم جوری با این احساس مقابله کنم که دیگه تا آخر عمر در این مدار قرار نگیرم . خداروشکر میکنم که خیلی خیلی بیشتر از قبل حرف دیگران برام بی اهمیت شده دیگه دنبال جلب رضایت بقیه نیستم و سر بزنگاه مچ ذهنم رو میگیرم . از خداوند که قادر مطلقه میخام ههمون رو به بهشت بی محلی به نظر دیگران وارد کنه .
نکات فایل :
یکی از مسائلی که انرژی زیادی از من میگیره و در احساس بد نگه میداره، تهمتهاییه که دیگران به من میزنند و درباره من به دروغ بدگویی میکنند . شما با توجه به شهرتی که دارین، چطور و با استفاده از چه باوری و چه نگاهی ذهنتون رو در مقابل سنگ اندازیهای دیگران و دیدگاههایی بر علیه خودتان کنترل کردید؟؟ سنگاندازیهایی مانند توهین، غیبت یا تهدیدهای دیگران و چطور نمیترسید که تهمتهای آنها روی اعتبار و کسب و کار شما اثر منفی بگذارد؟ چطور در این مواقع از خودتان دفاع میکنید ؟ چه باوری باعث میشود که حرف مردم در زندگی ما کم اهمیت شود ؟
قبول دارم که ما در جامعهای زندگی میکنیم و بزرگ شدیم که از بچگی بهمون گفتن باید مراقب حرف مردم باشیم و جوری رفتار کنیم که مردم ما رو قضاوت نکنند یعنی همه کارها رو جوری باید برنامهریزی میکردیم که مردم پشتمون حرف نزنن و جور دیگهای فکر نکنن و غالباً به شدت حرف مردم اهمیت داشت و در واقع برای حرف مردم زندگی میکردیم مثلاً رشته تحصیلی رو انتخاب میکردیم که از نظر مردم مناسبه نه اینکه خود من به چی علاقه دارم و همینطور در تمام جنبههای زندگی مثل نوع پوشش، فردی که خواهان ازدواج با او بودیم و … باید مورد تایید مردم میبود . پس همه ما این باور رو داشتیم که حرف مردم خیلی مهمه و باید جوری رفتار کنیم که مردم پشتمون حرف نزنند و این موضوع پاشنه آشیل اغلب ماست و باید با این باور محدود کننده دائماً برخورد کنیم .
وقتی من وارد فضایی شدم کهpublic figure بود و موجب شناخته شدن من میشد، این ترس از حرف و قضاوت مردم بیشتر شد . من همون اول نشستم و با خودم حرف زدم که
” هدفت چقدر برات مهمه ؟؟اگر اونقدر مهمه که حرف مردم در مقابلش کم اهمیت میشه، میتونی با قدرت ادامه بدی و برات مهم نباشه مردم در موردت چه فکری میکنند ” و علی رغم هزاران وصلهای که به آدم میزنند، من کار رو از سن کم و نداشتن مدرک دانشگاهی مرتبط با کارم، شروع کردم . ولی امروزه خیلی بیشتر از قبل حرف مردم بیاهمیت شده و افراد اعتماد به نفس بیشتری پیدا کردند حتی خیلیها تابوشکنی میکنند البته من خیلی با این کار موافق نیستم که آدم یک رفتار ناهنجاری رو انجام بده به علت شهرت و توجه چون این رفتار هم نوعی نیاز به توجه است و خیلیها با این رفتارهای ناهنجار میخوان توجه بقیه رو جلب کنند حالا در هر زمینهای مثل جنسی، مذهبی، ظاهری و … . اگر آدم خودش باشه و نیازش به توجه رو کنترل کنه، این کارها رو نمیکنه . به خود من هم هزاران تهمت و بد و بیراه گفته شده که در مقایسه با محبتهایی که دریافت کردم صادقانه درصدش خیلی کم بوده و در واقع ناچیزه ولی مغز همان یک مورد رو میبینه و چندین برابر بزرگش میکنه و دائماً یادآوری میکنه و احساس ما رو بد میکنه یعنی اگر از ما تعریف و تحسین بشه، انگار نه انگار ولی اگر مورد توهین و تهمت قرار بگیریم بینهایت اذیت میشیم پس در جریان این باشیم که مغزمون داره ما رو فریب میده و این کار شیطانه که از این طریق احساس ما بد میکنه . در مسیر کاری من هم افرادی بودند که دائماً تهمت میزدند و بدگویی میکردند و تمام نتایج بزرگ من رو از طریق دزدی و کلاهبرداری میدونستند حتی افراد خیلی نزدیک، با این نگاه که میتونند به من ضربه بزنند این کارو انجام دادند . هر چقدر که گذشت و من شخصیتم قویتر شد، خیلی خیلی کمتر تحت تاثیر قرار گرفتم یعنی من الان هیچ ربطی به وقتی که تازه کسب و کارم رو شروع کردم نداره چون نیاز داشتم که نگران حرف مردم نباشم تا بتونم کارم رو شروع کنم .
باوری که خیلی خیلی به من کمک کرد تا کمتر (نه اصلاً ) تحت تاثیر تهمتها قرار بگیرم، این بود که” من خالق زندگی خودم هستم، من دارم اتفاقات زندگی خودم رو رقم میزنم پس اصلاً مهم نیست که بقیه در موردم چه فکری میکنند ” اگر به حرف بقیه توجه کنیم و برامون اهمیت پیدا کنه، حرفشون روی زندگی ما تاثیر میذاره نه به این دلیل که اونها واقعاً تاثیرگذارند ؛ به این دلیل که ما داریم بهشون قدرت میدهیم .
اولاً اینکه اون کسی که تهمت میزنه و غیبت میکنه، آدم ضعیفی هست آدمیه که میخواد بیعرضگی و ناتوانی خودش رو به این طریق پوشش بده . میخواد بگه اگر من به جایی نرسیدم به علت بیعرضگی خودم نیست، به این علته که اون کسی که به جایی رسیده دزد بوده، کلاهبردار بوده، نامناسب بوده اتفاقاً منی که به هیچی نرسیدم آدم خیلی خوبی بودم چون نخواستم با دزدی به جایی برسم یعنی همه اینها مکانیزم دفاعی ذهنشون هست برای اینکه بقیه رو تخریب کنند و احساس بیعرضگی و بی مصرفی نکنند یعنی هر وقت کسی خیلی راحت به بقیه تهمت میزنه، از ضعف و خلا ایه که در ذهن و روحش احساس میکنه . وقتی یه ذره به این آدمها نزدیک میشیم میبینیم که چقدر خلا دارند . تمام افرادی که خیلی راحت غیبت میکنند، تهمت میزنند و بقیه رو مسخره میکنند این گونهاند . ولی ما اگر میخوایم در زندگی پیشرفت کنیم، باید این باور رو در خودمون به وجود بیاریم که این من هستم که دارم اتفاقات رو به وجود میارم فارغ از اینکه بقیه چه فکری در مورد من میکنند و چه نگاهی دارند . اگر آدم به مسیرش ادامه بده متوجه میشه که تهمتهای بقیه تاثیری در زندگیش ندارند بلکه به قول قرآن حتی به نفعش هم میشود .
یکی از نشانگرهای واضح آن انتخاب دونالد ترامپ به عنوان رئیس جمهور آمریکا در سال 2024 بود . خود ترامپ گفته که هیچ رئیس جمهوری در کل تاریخ آمریکا به اندازه من مورد تهمت قرار نگرفته است، چون تمام رسانههای اصلی آمریکا دائماً و با قدرت علیه او تولید محتوا میکردند و علی رغم همه اینها ترامپ معروف میشه و دوباره رئیس جمهور میشه . زمانی که ترامپ به عنوان رئیس جمهور برای بار اول انتخاب شد، اوباما در یک مصاحبه خطاب به خبرنگاران گفت که : شماها او را رئیس جمهور کردید اینقدر در موردش صحبت کردین و باعث شدین معروف بشه .
بار دومی که کاندید رئیس جمهوری شد، همه با تمام قوا به تخریب او پرداختند حتی دو بار استیضاح شد و بینهایت پرونده قضایی داشت( در مورد تمام موضوعات زندگیش) ولی علیرغم همه اینها با اختلاف زیاد رای آورد و رئیس جمهور شد . این نشون میده اگر کسی نسبت به حرف مردم بیتفاوت باشه و به کار خودش ادامه بده، در نهایت نتیجه میگیره . حتی اون تهمتها و بدگوییها به قول قرآن به نفعش میشه . البته منظورم این نیست که ما عمداً کاری رو انجام بدیم تا مورد تهمت و قضاوت دیگران قرار بگیریم و به نفعمون تموم شه؛ نه من در طی این سالها هیچ وقت کار احمقانهای برای جلب توجه نکردم که دیگران رو تشویق کنم به من تهمت بزنند یا قضاوتم کنند تا معروفتر بشم و به نفع من باشه . حتی افرادی مثل مارک زاکربرگ، جف بزوس و… که خیلی بر علیه ترامپ بودند، رفتارشون کاملاً باهاش عوض شده و به دیدار ترامپ رفته بودند . خود ترامپ گفت” من خودمم تعجب کردم و عادت ندارم که همه اینقدر با من خوب برخورد کنند . من منتظر بودم که یه فشاری به من وارد کنند . فکر میکنم هم من، هم اونها تغییر کردیم ” . در واقع وقتی براش مهم نبود که چه حرفی پشت سر او میزنند و شخصیت قوی ای پیدا کرد، همه چیز براش تغییر کرد .
اخیرا Joe Rogan یک پادکست با مارک زاکربرگ داشت و مارک در مورد ویدیویی صحبت کرد که از تمرین تیراندازیش گرفته بود و آپلود کرده بود و کامنتهای منفی زیادی گرفت و بعد از خواندن کامنتها احساس کرد که هیچ استعدادی در تیراندازی ندارد . جواب Joe این بود که ” اولین اشتباهت اینه که کامنتها رو میخونی، من که اصلاً کامنتها رو نمیخونم هیچ دلیلی نداره” . ممکنه هزاران آدم بیمار وجود داشته باشند که بخوان به هر دلیلی من رو اذیت کنند، من چرا باید وقت بذارم و کامنت اونها رو بخونم . کسی داره این حرف رو میزنه که مشهورترین تولید کننده پادکست در جهانه و بسیار آدم تاثیرگذاریه حتی خیلی ها علت برنده شدن ترامپ در انتخابات رو پادکستی میدونن که در آن Joe با او مصاحبه کرده بود .
مطالعه نکردن کامنتها، همون چیزیه که باعث میشه آدم کاری به نظر دیگران در مورد خودش نداشته باشه. من یاد گرفتم که مسیر خودم رو برم و کاری نداشته باشم که دیگران در مورد من چه فکری میکنند و این باور رو در خودم تقویت کنم که حرف دیگران هیچ تاثیری در زندگی من نداره مگه اینکه من بهش قدرت بدم . من به هیچ کدوم از تهمتهایی که این سالها بهم زدن، توجه نکردم و هیچ پاسخی ندادم . در جواب اینکه چطور در مقابل تهمت ها از خودمون دفاع کنیم؟؟ به نظر من نیازی به دفاع نیست و اگر من دارم در مسیر درست حرکت میکنم، بالاخره حقیقت خودش مشخص میشه و به قول معروف” ماه پشت ابر نمیمونه” ممکنه بعضی افراد آب رو گل آلود کنند ولی بالاخره ته نشین میشه.
در مقابل تهمتها این باور رو در خودمون ایجاد کنیم که” منم که دارم اتفاقات رو رقم میزنم و این تهمتها و تهدیدها به نفع من تموم میشه و نیازی نیست که من واکنش نشون بدم و حتی بهش گوش ندم”. سال ها پیش یکی از استادهای موفقیت کلی به دروغ پشت من بدگویی کرده بود و خیلی از دوستان به من اصرار کردند حداقل اون قسمتی از سخنرانیشو که راجع به من حرف میزده، گوش کنم ولی من هیچ وقت نخواستم که بشنومش . همیشه سعی کردم در مقابل کامنتهای منفی از خودم دفاع نکنم و اصلاً بهشون توجه نکنم .
به لحاظ روانشناسی اگر کسی به ما تهمت بزنه و ما بخواهیم از خودمون دفاع کنیم و بهش پاسخ بدیم، داریم به اون فرد و همه کسانی که میخوان از اون موقعیت سو استفاده کنند میگیم که ” من تحت تاثیر قرار گرفتم و تونستین من رو اذیت کنید ” که اونا هم دقیقاً همین رو میخوان ولی وقتی بیمحلی کنم، دارم این پیغام رو میدم که ” برای من هیچ ارزشی ندارید که من بخوام بهتون جواب بدم و اصلاً برام مهم نیستین ” . اونها ممکنه چند بار این کار رو امتحان کنند ولی اگر هیچ جوابی از ما نگیرن، در نهایت میفهمند که نمیتونن ما رو اذیت کنند و تحت تاثیر قرار بدن . من در سمینارهام میگفتم که بهترین پاسخ به مزاحمتها و متلکها، بیمحلیه اصلاً انگار نشنیدیم چون اگر در جواب، بهشون توهین کنیم و واکنش نشون بدیم این پیغام رو میدیم که : ” تو تونستی روی من تاثیر بذاری” و اونم همین رو میخواد . لذا بیمحلی و بیتوجهی بدترین کاریه که میشه با یه پسر بیادب انجام داد.
آدمهایی مثل ترامپ و ایلان ماسک سالها به تهمتها و بدگوییها بیتوجهی کردند و اونقدر شخصیت قوی پیدا کردند که یاد گرفتن اصلاً تحت تاثیر قرار نگیرند و اون حرفها رو در ذهنشون طوری تعبیر کنند که در نهایت به نفعشون شده .
من در بدترین حالتی که یک فرد بهش تهمت زده میشه، قرار گرفتم و در اون زمان اومدم به خودم بارها و بارها اینها رو گفتم که” من هستم که دارم شرایط خودم رو رقم میزنم و در نهایت همه چیز به نفع من میشه ” . حتی چند وقت پیش از طرف یه نفر مورد این تهدید قرار گرفتم که “من رسالتم اینه اعتبار تو رو از بین ببرم ” و من در جواب گفتم که ” تو هر کاری از دستت براومده تا الان انجام دادی ولی اگر کار دیگهای است که فکر میکنی میتونه به من ضربه بزنه و نکردی، حتماً انجامش بده . من منتظرم تو هم منتظر باش ” و در نهایت من در تمام این سالها از تمام تهمتها و تهدیدهایی که شدم، سربلند بیرون اومدم و نه تنها هیچ ضربهای به من نزد بلکه به نفع من شد .
ما باید اونقدر قوی بشیم که برامون مهم نباشه بقیه چه فکری راجع به ما میکنند . چون اصلاً مهم نیست که دیگران از ما خوششون بیاد یا نه . گاهی ما نگرانیم که این تهمتها تصویر ما رو برای دیگران خراب کند در حالی که اگر قانون رو درست درک کرده باشیم، اصلا دیگرانی وجود نداره چون اتفاقات رو خودمون رقم میزنیم . ما کنترلی نداریم که دیگران راجع به ما چه فکری کنند یا چه حرفی بزنند ولی روی واکنشهای خودمون کنترل داریم، میتونیم بهشون توجه نکنیم، میتونیم افکار خودمون رو کنترل کنیم که با تمرین کردن مداوم، به مرور راحت تر میشه . اگر بتونیم در این مسیر حرکت کنیم و برامون مهم نباشه که دیگران چه فکری راجع به ما میکنند و اگر باور داشته باشیم که اتفاقات رو خودمون رقم میزنیم فارغ از اینکه بقیه از ما خوششون بیاد یا نه؛ اون وقت میبینیم که همه چیز به نفع ما تموم میشه حتی تهمتها و غیبتها .
مثال کم نیست از افراد سیاسی که به دنبال رای مردم بودند و تمام تهمتها و بدگوییها به نفعشون تموم شده، چون به مسیرشون ادامه دادند و بیتوجهی کردند ما که نیازی به رای و انتخاب مردم نداریم و زندگیمون به اون وابسته نیست لذا خیلی راحتتر میتونیم اینطوری فکر کنیم که نمیتونن با توهین و غیبت، وجهه ما رو خراب کنند .
بنابراین نیازه که ما یک سری اصول برای خودمون داشته باشیم و طبق اون اصول حرکت کنیم، چه مردم خوششون بیاد چه نیاد . باور من اینه که اگر من در مسیر درست حرکت کنم، بالاخره ویژگیهای مثبتم دیده میشه و اگر کسی بخواد به من تهمت بزنه و مورد غیبت و تخریب قرار بگیرم، سعی میکنم که توجه نکنم، بهش فکر نکنم و نخوام از خودم دفاع کنم هرچند که آدم نباید نیازمند باشه که کارهای خوبش دیده بشه ؛ یه نفر هست اون بالا که داره میبینه و جهان به افکار ما واکنش نشون میده . لذا نگران نباشیم که دیگران در مورد ما چه فکری میکنند و نخوایم از خودمون دفاع کنیم .
اولاً که باید به نقطه ای برسیم که اصلاً کامنتها رو در شبکههای اجتماعی نخونیم فکر نکنیم اونقدر قوی هستیم که مزخرفات دیگران در مورد خودمون رو بخونیم و اصلاً برامون مهم نباشه بلکه اصلاً نباید بذاریم وارد مغزمون بشن و اونها رو نبینیم ، چون مهمه کانون توجه ما سراغ نکات منفی نره .
باید تمرکز کنیم روی کار خودمون و مسیرمون . خود من همین کارو کردم حتی در مقابل یک سری افراد شناخته شده که سالها پیش من رو تهدید کردن و در مورد من بدگویی کردن . این قضیه برای چند سال پیشه و در طی اینهمه سال هیچ کدام از اون تهمتها مشکلی برای من ایجاد نکرد و باعث نشد من مسیرم رو عوض کنم، من با هیچ کدوم مناظره نکردم و هیچ پاسخی ندادم چون آدم خودش رو میشناسه . وقتی کسی به ما تهمت میزنه باید به خودمون بگیم من که خودمو میشناسم چرا باید نگران باشم یا بترسم؟؟ وقتی خودم میدونم چه شخصیتی دارم، اصلاً چه اهمیتی داره بقیه چه فکری میکنند . باید سعی کنیم حرف مردم رو در ذهنمون کم اهمیت جلوه بدهیم و اصلاً بهشون گوش ندیم، بهشون جواب ندیم، سگ محلشون کنیم و ناخودآگاه این پیغام رو بهشون ندیم که شما تونستین روی ما تاثیر بذارین و بعد میبینیم که تمام این تهمتها و بدگوییها میاد و میره و خداوند ما رو محافظت میکنه و در نهایت حقیقت خودش رو نشون میده و همه چیز خوب پیش میره . تجربه من هم همینطور بوده، البته که کار آسونی نیست ولی با هر بار انجام دادن آسونتر میشه . اگر آدم عاقلی باشیم به جای دیدن و تمرکز بر تهمتها، به تحسین ها توجه میکنیم حتی اگر تعداد تهمتها خیلی خیلی بیشتر از تحسینها بود . ما که خودمون رو میشناسیم . آدم باید بتونه ذهنش رو کنترل کنه نه اینکه گریه کنه و به خدا شکایت کنه که یه بلایی به سرشون بیار اصلاً هرگونه توجه با هر عنوانی مثل صحبت با خدا، نفرین و … به معنی قدرت دادن به آنهاست چون اگر از فرکانس ما خارج شود، از دنیای ما خارج میشود . به جاش روی کارمون، ویژگیهای مثبتمون، روی صداقت و پاکی و … تمرکز کنیم . این همه به پیامبر تهمت زدن و تخریبش کردند و بهش القابی مثل مجنون دادند ولی الان از دید هیچکس پیامبر مجنون نیست بلکه اعتبار خیلی زیادی داره . چون وقتی آدم در مسیر درست حرکت میکنه دیگه نگران این موضوعات نیست و کارش رو انجام میده و بالاخره مسیر درست خودش رو نشون میده .
در مورد تهدید هم نباید از کسی بترسیم چون هیچ کسی تاثیری در زندگی ما ندارد و ما خودمون هستیم که اتفاقات و زندگیمون رو به وسیله افکار و باورهامون رقم میزنیم .
باور اصلی در طول دوره:«من توانایی خلق خواستههای مدنظرم رو دارم.»
این روزها همه ایران درگیر جنگ و حملاتی هست که بین ایران و اسرائیل داره رخ میده.
من اوایل خیلی برام جذاب بود و همون شب اول که این حملات رخ داد اتفاقا بیدار بودم و از روی کنجکاوی اخبار رو رصد میکردم.
اما بعد از یک روز فهمیدم که دیگه اون جذابیت اول رو برام نداره و بهتره که از این اخبار فاصله بگیرم.
هرجا میرم بحث همینه و همگی دارند در مورد این موضوعات صحبت میکنند و این برای منی که تصمیم گرفتم دیگه دنبال نکنم خیلی آزار دهنده هست.
یکی از آثار این رخدادها این بود که اینترنتها قطع شده بود و ما به تلگرام و واتساپ و اینستاگرام دسترسی نداشتیم. من اوایل یکم دلخور شدم ولی بعد که عمیق فکر کردم دیدم چه بهتر، کمتر در معرض این اخبار قرار میگیرم و این خودش یه نشونه عالی هست.
یعنی عملا فقط میتونم بیام توی سایت و بقیه جاهایی که فیلتر نیست و این خیییییلی خوبه.
وقتی توی مدار باشی اینجوری هدایت میشی.
بعد که موفق شدم اتصالم رو برقرار کنم دیدم که نه! همهجا پر از اطلاعاتی هست که من دوست ندارم بدونم. و اینبار آگاهانه تصمیم گرفتم که نرم سراغشون و بیام توی سایت.
حتی چند روز پیش چندتا کتاب خوشگل از کتابخونه امانت گرفتم و میتونم اونا رو بخونم توی این روزها.
هر چیزی که لازم باشه من بدونم، مطمئنا به گوشم میرسه و لازم نیست خودم برم دنبالش بگردم.
من توانایی خلق خواستههای مدنظرم رو دارم و تونستم این خواسته رو محقق کنم و ورودیهای ذهنم رو کنترل کنم.
من تونستم مسألهای که تا حدودی انرژیم رو میگرفت حل کنم و نشتی انرژی رو ببندم.
من چند روز پیش یه قطعه غزل گفتم و تونستم یه اثر هنری رو خلق کنم.
بله، من توانایی خلق خواستههای مدنظرم رو دارم چون میدونم از زندگی چی میخوام و دارم چکار میکنم.
خدایا شکرت.
باور اصلی در این فایل:
هیچکس تاثیری توی زندگیم نداره.
وقتی کسی پشت سرم حرف میزنه و داره غیبت من رو میکنه در واقع داره زندگی خودش رو خراب میکنه. چرا؟ چون اونه که به نکات منفی و چیزهای نادلخواه داره توجه میکنه و از همون جنس اتفاقات وارد زندگیش میشه.
این به این معنا نیست که آه من زندگی اونو میگیره یا هرچی.
چیزی که بعنوان یک باور محدود کننده رایجه. اینکه اگه من فلان کار رو بکنم در مورد بقیه، آه اون زندگی منو میگیره و من بیچاره میشم. خیر، هرچی هست نتیجه عمل خود فرد هست. در واقع اگه تضادی هم پیش بیاد به این دلیل هست که توجه خودش رو گذاشته روی مسأله نامطلوب و داره نتیجه عمل خودش رو میبینه.
در مورد تهمت هم همینطور هست. وقتی کسی به من تهمتی میزنه اگه من برآشفته بشم و بخوام گارد بگیرم و حالت دفاعی به خودم بگیرم، به این معناست که اون آدم موفق بوده به احساسات من دسترسی داشته باشه و من رو کنترل کنه. در حالی که هیچ عامل بیرونی روی زندگی من تاثیری نداره و اگه من ناراحت یا برآشفته بشم یعنی مشرک هستم.
اما اگه قبول کنم که دیدگاههای دیگران درمورد من هیچ تاثیری توی زندگی من نداره و تنها عامل موثری که شرایط من رو خلق میکنه، باورها و عملکرد خودم هست، هیچوقت از اینکه بقیه چه نظری دارند یا چه اکشن و ریاکشنی نشون میدن ناراحت نمیشم.
در واقع نه ناراحت میشم نه خوشحال.
فقط میتونم از نظرات مثبتشون برای تقویت باورهای قدرتمند کننده خودم استفاده کنم.
در شرایط سخت اگه به خودم یادآوری کنم که؛ من خودم هستم که خالق شرایط دلخواه خودم هستم. زندگی آسونتره.
مسولیتش با خودمه و دیگه یقه کسی رو هم نمیگیرم از اینکه تو چرا فلان حرف رو زدی یا …
در واقع به این ترتیب بیشتر با خودم در صلح هستم.
خدایا شکرت.
خدایا بینهایت بار ازت سپاسگزارم که بهم قدرت خلق زندگیم رو عطا کردی.
خدایا شکرت که همیشه بهترینها رو برام رقم میزنی.
خدایا شکرت که همیشه بهم قوت قلب میدی.
خدایا شکرت که آرومم میکنی، بهم جاهای خوب رو نشون میدی و هدایتم میکنی به سمتی که بدونم باید چکار کنم.
خدایا شکرت بخاطر قشنگیهایی که توی زندگیم رقم زدی.
خدایا بخاطر آسمون قشنگ شبِ حیاط خونهم که هرچی بیشتر بهش زل میزنم ستارههای بیشتری خودشون رو نشون میدن ازت ممنونم.
خدایا بخاطر آرامش زندگیم، بخاطر دفترهای زیادی که توش فقط و فقط درمورد زندگیم نوشتم ازت ممنونم.
خدایا ازت سپاسگزارم که از همون اول زندگی بهم باورهای درستی دادی.
حالا که فکر میکنم میبینم من هیچ موقع در مظان اتهام و توهین از طرف کسی قرار نگرفتم و همیشه در صلح بودم. با جهان و با آدمها.
خدایا شکرت که من رو سالم خلق کردی و به سمت خوبیها هدایتم میکنی.
وازاینطرف به خودتون یادآورباشین که خدابه شماماموریت داده که به دخترم لیلا جان هم منو وهم کتاب آسمانی که برای نجات زندگی دنیاوآخرتش فرستادم و حاضر وناظرهست معرفی کن به زبان کودکانه چون لیلاخیلی بچه س.
پسرمن حدوا 10سال پیش بادخترهمسایه روبروعقدکردند.
خوب ازهمون لحظه ای که ازحرم آمدیم خودشونشون دادن کارهاوحرفهای خاله زنک بازی.
بعدهم کمکم پیش مغازه دارهاوسوپرمحله آنقدربدگویی کردندکه دیدمردم رونصبت به عزیزدلم وبچه هام منفی کنند.
یک روزسوپرمحله ازپسرم معذرت خواهی میکنه میگه پسرجان منوببخش باهات رفتارخوبی نداشتم ازبس که پدراین دخترمیادوبدگویی شماروبه من میگه که من با شمادعواکنم وشماروبه قصد(!!!!)بزنم.
پسرم گفته اشکال نداره.
وبعدهم توساختمونی که زندگی میکردند بدون اجازه ی همسایه ها یک نیم واحدی روی پشت بام ساخته بودکارشون به دعواوشکایت رسیدوازمحله فرارکردند.
ولی قبلش برای ماهی سفارش میکردکه بایدازاین شهرک برندبیرون وگرنه قلمهای پاهاشونوخوردمیکنم.
به شکرانه الهی خیلی هم قشنگ قاضی به نفع پسرم رای دادوجداشدن وبعداز6سال هم ماازاون شهرک مهاجرت کردیم به مداربالاتروالان هم یکسال بیشتره که پسرکوچکم دقیقا توی همون کوچه ای که زندگی میکردیم اجاره نشین هست.
واون بنده خدا ازاون محل دربه درشد بابدنامی.
الان بچه های من به اون محل میرند همه باعزت واحترام باهاشون سلام میکنند.
وقبلا حرف آدمهابرام خیلی مهم بودکه چکارکنیم به کسی سوتی ندیم ولی الان لحظه ای ازفرصتهای طلایی که دارم رو برای خودم وروخودم سرمایه گذاری میکنم.
فایل گوش میکنم کامنت میخونم وازاعماق وجودم اونچه بلدم مینویسم شکرگذاری درتوانم انجام میدم ذهنم رومواظبت میکنم نمیگم کنترل میکنم.
احساسم عالیه به خودم ودیگران احترام میذارم.
من همون اول که واردسایت شده بودم بلدکه نیستم کجابودولی درموردشماخوب ننوشته بودندحالم ناخوب میشد وسریع میومدم بیرون والان هم من که فقط توسایتم همینجاهم نوشته عباسمنش کلاهبردار.
سریع میرم توتحقیقات استادوبه فایل وکامنتهای خوب توجه میکنم.هیچ کاری به کسی ندارم اگه خوب میگن اگه بدمیگن خبرندارم چون به کسی توجه نمیکنم.
بچه هم که بودم خیلی خوشگل بودم پسرهاخیلی دوست داشتن که بهم چیزی بگن ولی ازترس مادرم جرات نمیکردند چون توروستازندگی میگردیم وگاهی یک پسرکه خیرگی میکرد توی مسیرمدرسه یک نگاهی یاکلامی داشت دوستم میگفت توروخداجوابشونده بیابریم.اگه به من بودمثل سگ پاچه شو میجافتم.
الان هم فکرمیکنم کسی هم ازمایادش نیادچون واقعا خیلی بین مابااطرافیان جدایی افتاده الهی شکرت که بااین جدایی اتصال به منبع رزق وروزی ماشده.
-مهم بودن حرف مردم برای ما پاشنه ی آشیلی است که دائما باید بر روی آن کار کنیم
-تمام تصمیمات ما بر اساس حرف مردم و مهم بودن نظر آنهاست
-نباید اجازه دهیم دیگران با تهمت و توهین کردن در ما تاثیر بگذارند
-ما خالق بی چون و چرای اتفاقات زندگی خود هستیم
-دیگران نمی توانند هیچ تاثیری چه مثبت یا منفی در زندگی ما داشته باشند
-تنها با توجه کردن به توهین ها و تهمت های آنهاست که می توانند در زندگی ما تاثیر گذار باشند
-افراد با شخصیت ضعیف قصد توهین و تخریب افراد موفق را دارند
-بی توجهی مهم ترین عاملی است که باعث ضربه به اشخاص تهمت زننده می شود
-واکنش نشان دادن به تهمتها و توهین های افراد به آنها ثابت می کند که افرادی مهم و تاثیر گذارند
-هرگز از تهدید افراد نگران نباشیم
-خداوند همواره محافظ و هدایت کننده ی ماست
-به اهداف خود و ویژگی های مثبت مان توجه کنیم
-اصلا مهم نیست افراد درباره ی ما چه فکری می کنند
-ما خالق 100 درصد اتفاقات زندگی خود با باورها و افکارمان هستیم
-ورودی های نامناسب توهین ها و تهمت های افراد را به کلی نادیده بگیریم
-تمرکز خود را بر تحسین افراد به جای توهین هایشان قرار دهیم
کدامیک از این موارد به شما بیشتر کمک کرده است؟
-اینکه به جای تمرکز بر توهین ها و تهمت های افراد تمرکز خود را بر تحسین های آنها اهدافمان و نکات مثبتمان قرار دهیم
-حرف مردم را بی ارزش ترین موضوع در زندگی خود بدانیم
-ما خالق اتفاقات زندگی خود فارغ از خوشایند یا عدم خوشایند دیگران هستیم
-بی توجهی بزرگترین ضربه ای است که می توانیم به افراد نامناسب وارد کنیم
-مکانیزیم دفاعی افراد ضعیف توهین تحقیر مسخره کردن افراد موفق است
-به سبک شخصی خود عمل کرده و تمرکز خود را از دیگران و تلاش برای به دست آوردن تحسین و رضایتشان برداریم
-اگر در مقابل توهین افراد از خود دفاع می کنیم به این معناست که نسبت به توانایی های خود شک و تردید داریم یا دیگران را در زندگی خود تاثیر گذار می دانیم
چه تجربیات آموزنده ای در این باره دارید؟
-در مقابل توهین ها و تهمت های دیگران هیچ گاه از خود دفاع نکرده و تنها نسبت به آنها بی توجهی کرده و ارتباط خود را با آنها قطع می کردیم اما ایراد ما اینجا بود که انجام این اقدام تنها ظاهری بوده و در درون به دلیل ضعف شخصیتی و داشتن احساس عدم لیاقت و ارشمندی مرتبا با خودمان و دیگران درباره ی توهین های آنها صحبت می کردیم و این نشان می دهد که حرف مردم برای ما مهم بوده و فکر می کنیم آنها در زندگی ما تاثیر گذار هستند
اکنون نیز با وجود اعراض از توهین ها و تهمت های دیگران ناراحت شده اما سعی می کنیم تمرکز خود را از روی آنها برداشته و تا جای ممکن درباره ی آن با خودمان و دیگران صحبت نکنیم
اکنون که اهمیت عدم توجه به تهمت ها را متوجه شدیم بیشتر از گذشته باید بتوانیم با عدم توجه به آنها و مهم نبودن نظرشان تمرکز خود را بر تغییر باورها و افکار خود قرار داده تا به تدریج به افراد بهتر هدایت شویم
برنامهی شخصیِ شما برای اجرای «آن مورد اساسی در عمل» چیست؟
-برنامه ی شخصی ما عدم صحبت کردن در مورد تهمت ها و توهین های افراد و بی توجه به آنها تا جای ممکن و ایجاد و تکرار این باور که ما خالق بی چون و چرای اتفاقات زندگی خود هستیم و دیگران تحت هیچ شرایطی نمیتوانند تاثیری در زندگی ما داشته باشند مگر اینکه ما به آنها قدرت دهیم
با کار کردن بر روی باورها به افراد بهتر هدایت شده که رفتار مناسب تری با ما دارند
همیشه باید قانون را به خودمان یاد آوری کنیم چون ذهنمان بسیار فراموش کار هست و ممکنه از مسیر خارج بشه.
و اون زمانی اتفاق می افتد که من تمرکزم را از کارم بردارم و بجای اینکه به دنبال قویتر کردن ایمانم باشم، ترمزهای مخفی ذهن را پیدا کنم ، تمرکزم را روی رفتار دیگران می گذارم که چرا این حرف زد یا این رفتار را نشان داد و ساعت ها بهش فکر می کنم و نجوای ذهنی و گفتگوهای ذهنی شروع می کنند با من بحث کردن و راهای غلط پشنهاد داون.
بهترین کار طبق قانون اینکه من فقط و فقط روی افکارم کارکنم تا احساس خوب داشته باشم و به گفتگوهای ذهنی خودم جهت مثبت بدم و افسار آن دست من باشه و تمرکز را بذارم روی پیشرفت خودم و اهدافم.
و اصلا در جایگاه دفاع و اثبات افکارم را نداشته باشم
دقیقا مسله ما این هست که به حرف خیلی ها گوش میدیم از مسیر خارج میشیم کافیه اصلا نادیده بگیریم
چه مثال عالی گفتید از ترامپ که با این همه مخالفت و داستان باز رییس جمهور شد و چقدر هم به قدرت رسید
ما هر چقدر بخوایم برای بقیه زندگی کنیم بیشتر از قبل نابود میشیم
من الان خیلی تغییر کردم الان موفقبتهام بیشتر شده
قبلا در صدد راضی کردن همه بودم میخواستم ادم خوبه داستان بشم و الان میدونم هیچوقت همه راضی نمیشم و نظرات منفی هست پس کاریکه حالمو خوب میکنه را انجام بدم
چقدر صحبتهاتون درست و مناسب بود
شما هم چون شناخته شده هستید حجمه پیامهای منفی زیاده و اگه میخواستید گوش بدین اصلا اینجا نبودین و حتی این سایت نبود و چقدر مهمه ادم این موضوع را روی خودش کار کنه
سلام به دوستام
امیدوارم در احساس عالی باشید
ممنونم از تمام کسانی که در تهیه این فایل زحمت کشیدن.
خداروشکر من تجربه ی از تهمت خوردن بر علیه خودم ندارم.
و باز خداروشکر هیچ وقت هم به کسی تهمتی نزدم.خداروشکر
اما این فایل اگاهی های داشت که ما تا این لحظه به این عمق نمیدونستم.
»» کسی به ما تهمتی میزنه( حتی در سخت ترین حالتش) اصلا هیچ عکس العملی نشون ندیم.
»» عکس العمل =توجه کردن
توجه کردن به ناخواسته ها=گسترش احساس بد
احساسات بد=اتفاقات بد
»» این عکس العمل نشون ندادن هم با ساختن و تقویت این باور میسره که:
هیچ کس در هیچ سطح و قدرتی، جز خود ما، خالق زندگی ما نیست.
برای تمام خانواده عباس منش، آرزوی شهود قوی و ایمان محکم و رفتار توحیدی رو دارم.
«دستانم در دستان محکم و قدرتمند خداست»
سلام ودرود به همه دوستان واستاد
میخام تمرکزکنم به ویژگیهای مثبتت عزیزم
خدایاشکرت همسردلخواهم موفقه
خدایاشکرت همسرم خوشبینه ومثبته
خدایاشکرت همسرم درامریکا خوشبخته
خدایاشکرت همسرم خیلی شاده چون منو داره
خدایاشکرت همسرم غیبت نمیکنه
خدایاشکرت همسرم درآسمونها روابرها برای ملت صحبت میکنه باالهاماتش
خدایاشکرت همسرم باهوشه منوبهترازخودم میشناسه
خدایاشکرت همسرم دعاش مستجاب شده منوجذب کرده
خدایاشکرت همسرم رمانتیکه منوسورپرایزمیکنه
خدایاشکرت همسرم قلبا بفکرمه و توعمل نشون میده باچشمهاش
خدایاشکرت همسرم آبرو واعتبارشو فدای من کرده چون عاشقمه
خدایاشکرت همسرم فکروذکرش من شدم
خدایاشکرت همسرم قدردوستان فان رومیدونه وباهاشون میخنده
خدایاشکرت همسرم بامن حس وحالش خیلی خوبه
خدایاشکرت همسرم تمرکزش فقط بمن هست وفاداره
خدایاشکرت همسرم ورزشکار وعضلانیه
خدایاشکرت همسرم ساپورتیو
خدایاشکرت همسرم بلده محبت کنه و توجه میکنه
خدایاشکرت همسرم توامریکا ثروتمند
خدایاشکرت همسرم شکرگزار
خدایاشکرت همسرم متواضع هست
اینوصدباربخونش عزیزم
سلام به استاد عزیز و بزرگوار
این فایل رو که گوش کردم یک ماجرایی به ذهنم اومد که دوست داشتم اینجا بنویسمش
استاد شما درباره رییس جمهور شدن ترامپ صحبت کردید و فرمودید که با اینکه این همه مخالف داشت بازم رییس جمهور شد
چنین اتفاقی هم برای کشور خودمون رخ داد و یک مثال بارز و مشهور هست
زمانی که انتخابات ریاست جمهوری بود همه ی افراد سعی و تلاش میکردن که آقای پزشکیان رییس جمهور نشن حتی خاطرم هست که چقدررررررر مردم بر علیه ایشون صحبت میکردن و پای صندوق های رای هم حتی تمام تلاششان ابن بود که مردم رای خودشون رو عوض کنن ( اونایی که به ایشون میخواستن رای بدن)
انقدرررر تلاش برای بد جلوه دادن ایشون بین مردم زیاد بود که از هیچ کاری برای بد جلوه دادن ایشون دریغ نکردند
کسی فکرش رو نمیکرد ایشون رای بیاره و رییس جمهور بشه
بر خلاف تصورات همه ایشون رای آورد و البته ایشون از نظر مدرک علمی باسواد ترین رییس جمهور کل دنیا هستن
چیزی که از رفتار ایشون مشهود بود و من یاد گرفتم و الان هم البته هست ریلکس بودنشونه
اینکه حتی جلوی چشم ایشون بهشون حرف میزنن اما ایشون خیلی ریلکس و بدون اینکه بهم بریزن کار خودشون رو ادامه میدن و به صحبت هایی که حتی جلوی چشمشون به ایشون میکنن اهمیتی نمیدن و به سمت جلو حرکت میکنن
شما سخنرانی ایشون رو ببینید حتی لباسشون هم طبق سلیقه خودشون می پوشن بدون اینکه توجهی کنن به اینکه دیگران چی درموردشون میگن ( ایشون معمولا از کت شلوار رسمی در سخنرانی هاشون استفاده نمیکنن ) و با یک لباس معمولی حتی در سخنرانی ها و تلویزیون حاضر میشن
وقتی ایشون رییس جمهور شد خاطرم هست که یک پستی در اینستا دیدم که عکس ایشون رو گذاشته بودن و گفته بودن
(((وقتی تمام دنیا بر علیه تو باشن و بخوان تو رو زمین بزنن و از تو بد بگن اما خدا برات بخواد کسی نمیتونه جلوی قدرت خدا رو بگیره حتی تو رو با وجود تمام مخالفت ها رییس جمهور یک کشور میکنه پس فقط به خودش تکیه کن و از خودش بخواه)))
این جمله رو خیلی دوست داشتم و همچنان توی ذهنم هست
اگر تمام زمین و زمان بر علیه تو باشن و خدا برات بخواد همون کافیه
این فایل رو که گوش کردم این مثال بارز و مشهود به ذهنم اومد و خواستم که اینجا و زیر این پست توضیحش بدم
در پناه خداوند باشید
به نام خدا
با سلام خدمت استاد عزیزم، مریم جانم و همه ی دوستانم
خداروشکر میکنم که دارم گام 14 م از مهاجرت به مدار بالاتر رو برمیدارم . چقدر لذت بردم از این فایل واقعا اولین ویژگی استاد که منو جذب کرد این بود که چقدر به سبک خودش زندگی میکنه چقدر از آدم ها بت نمیسازه چقدر نسبت به نظر مردم بی تفاوته چقدر تلاش نمیکنه بقیه رو راضی کنه درحالیکه ماهیت کارش طوریه که به مردم گره خورده و کیف میکردم از این اخلاقشون . برای منی که توو جهنم راضی کردن دیگران زندگی کردم، برای منی که خودم رو از هرچیز لذت بخشی محروم کرده بودم تا هفت پشت غریبه تاییدم کنه و مثالم بزنه و هویتم در تایید دیگران خلاصه میشد ، بهشت بی اهمیتی نظر دیگران میلیاردها میلیارد دلار می ارزه و از هرچیزی ارزشمند تره . هنوز هم البته پاشنه ی آشیلمه بارها به خودم گفتم چه اهمیتی داره که مادرم برادرم رواز من بیشتر دوست داره و همیشه طرف اون بوده . به عنوان یه شخصیت مستقل حق داره هرکیو که میخاد بیشتر دوست داشته باشه و حمایتش کنه و منم به عنوان یه شخص مستقل دیگه مجبور نیستم اهمیت بدم و چیزهایی شبیه به این در مورد اقوام و فامیل که نمیخام تعریف کنم مبادا وارد مدار قربانی بودن نشم چون تصمیم دارم جوری با این احساس مقابله کنم که دیگه تا آخر عمر در این مدار قرار نگیرم . خداروشکر میکنم که خیلی خیلی بیشتر از قبل حرف دیگران برام بی اهمیت شده دیگه دنبال جلب رضایت بقیه نیستم و سر بزنگاه مچ ذهنم رو میگیرم . از خداوند که قادر مطلقه میخام ههمون رو به بهشت بی محلی به نظر دیگران وارد کنه .
نکات فایل :
یکی از مسائلی که انرژی زیادی از من میگیره و در احساس بد نگه میداره، تهمتهاییه که دیگران به من میزنند و درباره من به دروغ بدگویی میکنند . شما با توجه به شهرتی که دارین، چطور و با استفاده از چه باوری و چه نگاهی ذهنتون رو در مقابل سنگ اندازیهای دیگران و دیدگاههایی بر علیه خودتان کنترل کردید؟؟ سنگاندازیهایی مانند توهین، غیبت یا تهدیدهای دیگران و چطور نمیترسید که تهمتهای آنها روی اعتبار و کسب و کار شما اثر منفی بگذارد؟ چطور در این مواقع از خودتان دفاع میکنید ؟ چه باوری باعث میشود که حرف مردم در زندگی ما کم اهمیت شود ؟
قبول دارم که ما در جامعهای زندگی میکنیم و بزرگ شدیم که از بچگی بهمون گفتن باید مراقب حرف مردم باشیم و جوری رفتار کنیم که مردم ما رو قضاوت نکنند یعنی همه کارها رو جوری باید برنامهریزی میکردیم که مردم پشتمون حرف نزنن و جور دیگهای فکر نکنن و غالباً به شدت حرف مردم اهمیت داشت و در واقع برای حرف مردم زندگی میکردیم مثلاً رشته تحصیلی رو انتخاب میکردیم که از نظر مردم مناسبه نه اینکه خود من به چی علاقه دارم و همینطور در تمام جنبههای زندگی مثل نوع پوشش، فردی که خواهان ازدواج با او بودیم و … باید مورد تایید مردم میبود . پس همه ما این باور رو داشتیم که حرف مردم خیلی مهمه و باید جوری رفتار کنیم که مردم پشتمون حرف نزنند و این موضوع پاشنه آشیل اغلب ماست و باید با این باور محدود کننده دائماً برخورد کنیم .
وقتی من وارد فضایی شدم کهpublic figure بود و موجب شناخته شدن من میشد، این ترس از حرف و قضاوت مردم بیشتر شد . من همون اول نشستم و با خودم حرف زدم که
” هدفت چقدر برات مهمه ؟؟اگر اونقدر مهمه که حرف مردم در مقابلش کم اهمیت میشه، میتونی با قدرت ادامه بدی و برات مهم نباشه مردم در موردت چه فکری میکنند ” و علی رغم هزاران وصلهای که به آدم میزنند، من کار رو از سن کم و نداشتن مدرک دانشگاهی مرتبط با کارم، شروع کردم . ولی امروزه خیلی بیشتر از قبل حرف مردم بیاهمیت شده و افراد اعتماد به نفس بیشتری پیدا کردند حتی خیلیها تابوشکنی میکنند البته من خیلی با این کار موافق نیستم که آدم یک رفتار ناهنجاری رو انجام بده به علت شهرت و توجه چون این رفتار هم نوعی نیاز به توجه است و خیلیها با این رفتارهای ناهنجار میخوان توجه بقیه رو جلب کنند حالا در هر زمینهای مثل جنسی، مذهبی، ظاهری و … . اگر آدم خودش باشه و نیازش به توجه رو کنترل کنه، این کارها رو نمیکنه . به خود من هم هزاران تهمت و بد و بیراه گفته شده که در مقایسه با محبتهایی که دریافت کردم صادقانه درصدش خیلی کم بوده و در واقع ناچیزه ولی مغز همان یک مورد رو میبینه و چندین برابر بزرگش میکنه و دائماً یادآوری میکنه و احساس ما رو بد میکنه یعنی اگر از ما تعریف و تحسین بشه، انگار نه انگار ولی اگر مورد توهین و تهمت قرار بگیریم بینهایت اذیت میشیم پس در جریان این باشیم که مغزمون داره ما رو فریب میده و این کار شیطانه که از این طریق احساس ما بد میکنه . در مسیر کاری من هم افرادی بودند که دائماً تهمت میزدند و بدگویی میکردند و تمام نتایج بزرگ من رو از طریق دزدی و کلاهبرداری میدونستند حتی افراد خیلی نزدیک، با این نگاه که میتونند به من ضربه بزنند این کارو انجام دادند . هر چقدر که گذشت و من شخصیتم قویتر شد، خیلی خیلی کمتر تحت تاثیر قرار گرفتم یعنی من الان هیچ ربطی به وقتی که تازه کسب و کارم رو شروع کردم نداره چون نیاز داشتم که نگران حرف مردم نباشم تا بتونم کارم رو شروع کنم .
باوری که خیلی خیلی به من کمک کرد تا کمتر (نه اصلاً ) تحت تاثیر تهمتها قرار بگیرم، این بود که” من خالق زندگی خودم هستم، من دارم اتفاقات زندگی خودم رو رقم میزنم پس اصلاً مهم نیست که بقیه در موردم چه فکری میکنند ” اگر به حرف بقیه توجه کنیم و برامون اهمیت پیدا کنه، حرفشون روی زندگی ما تاثیر میذاره نه به این دلیل که اونها واقعاً تاثیرگذارند ؛ به این دلیل که ما داریم بهشون قدرت میدهیم .
اولاً اینکه اون کسی که تهمت میزنه و غیبت میکنه، آدم ضعیفی هست آدمیه که میخواد بیعرضگی و ناتوانی خودش رو به این طریق پوشش بده . میخواد بگه اگر من به جایی نرسیدم به علت بیعرضگی خودم نیست، به این علته که اون کسی که به جایی رسیده دزد بوده، کلاهبردار بوده، نامناسب بوده اتفاقاً منی که به هیچی نرسیدم آدم خیلی خوبی بودم چون نخواستم با دزدی به جایی برسم یعنی همه اینها مکانیزم دفاعی ذهنشون هست برای اینکه بقیه رو تخریب کنند و احساس بیعرضگی و بی مصرفی نکنند یعنی هر وقت کسی خیلی راحت به بقیه تهمت میزنه، از ضعف و خلا ایه که در ذهن و روحش احساس میکنه . وقتی یه ذره به این آدمها نزدیک میشیم میبینیم که چقدر خلا دارند . تمام افرادی که خیلی راحت غیبت میکنند، تهمت میزنند و بقیه رو مسخره میکنند این گونهاند . ولی ما اگر میخوایم در زندگی پیشرفت کنیم، باید این باور رو در خودمون به وجود بیاریم که این من هستم که دارم اتفاقات رو به وجود میارم فارغ از اینکه بقیه چه فکری در مورد من میکنند و چه نگاهی دارند . اگر آدم به مسیرش ادامه بده متوجه میشه که تهمتهای بقیه تاثیری در زندگیش ندارند بلکه به قول قرآن حتی به نفعش هم میشود .
یکی از نشانگرهای واضح آن انتخاب دونالد ترامپ به عنوان رئیس جمهور آمریکا در سال 2024 بود . خود ترامپ گفته که هیچ رئیس جمهوری در کل تاریخ آمریکا به اندازه من مورد تهمت قرار نگرفته است، چون تمام رسانههای اصلی آمریکا دائماً و با قدرت علیه او تولید محتوا میکردند و علی رغم همه اینها ترامپ معروف میشه و دوباره رئیس جمهور میشه . زمانی که ترامپ به عنوان رئیس جمهور برای بار اول انتخاب شد، اوباما در یک مصاحبه خطاب به خبرنگاران گفت که : شماها او را رئیس جمهور کردید اینقدر در موردش صحبت کردین و باعث شدین معروف بشه .
بار دومی که کاندید رئیس جمهوری شد، همه با تمام قوا به تخریب او پرداختند حتی دو بار استیضاح شد و بینهایت پرونده قضایی داشت( در مورد تمام موضوعات زندگیش) ولی علیرغم همه اینها با اختلاف زیاد رای آورد و رئیس جمهور شد . این نشون میده اگر کسی نسبت به حرف مردم بیتفاوت باشه و به کار خودش ادامه بده، در نهایت نتیجه میگیره . حتی اون تهمتها و بدگوییها به قول قرآن به نفعش میشه . البته منظورم این نیست که ما عمداً کاری رو انجام بدیم تا مورد تهمت و قضاوت دیگران قرار بگیریم و به نفعمون تموم شه؛ نه من در طی این سالها هیچ وقت کار احمقانهای برای جلب توجه نکردم که دیگران رو تشویق کنم به من تهمت بزنند یا قضاوتم کنند تا معروفتر بشم و به نفع من باشه . حتی افرادی مثل مارک زاکربرگ، جف بزوس و… که خیلی بر علیه ترامپ بودند، رفتارشون کاملاً باهاش عوض شده و به دیدار ترامپ رفته بودند . خود ترامپ گفت” من خودمم تعجب کردم و عادت ندارم که همه اینقدر با من خوب برخورد کنند . من منتظر بودم که یه فشاری به من وارد کنند . فکر میکنم هم من، هم اونها تغییر کردیم ” . در واقع وقتی براش مهم نبود که چه حرفی پشت سر او میزنند و شخصیت قوی ای پیدا کرد، همه چیز براش تغییر کرد .
اخیرا Joe Rogan یک پادکست با مارک زاکربرگ داشت و مارک در مورد ویدیویی صحبت کرد که از تمرین تیراندازیش گرفته بود و آپلود کرده بود و کامنتهای منفی زیادی گرفت و بعد از خواندن کامنتها احساس کرد که هیچ استعدادی در تیراندازی ندارد . جواب Joe این بود که ” اولین اشتباهت اینه که کامنتها رو میخونی، من که اصلاً کامنتها رو نمیخونم هیچ دلیلی نداره” . ممکنه هزاران آدم بیمار وجود داشته باشند که بخوان به هر دلیلی من رو اذیت کنند، من چرا باید وقت بذارم و کامنت اونها رو بخونم . کسی داره این حرف رو میزنه که مشهورترین تولید کننده پادکست در جهانه و بسیار آدم تاثیرگذاریه حتی خیلی ها علت برنده شدن ترامپ در انتخابات رو پادکستی میدونن که در آن Joe با او مصاحبه کرده بود .
مطالعه نکردن کامنتها، همون چیزیه که باعث میشه آدم کاری به نظر دیگران در مورد خودش نداشته باشه. من یاد گرفتم که مسیر خودم رو برم و کاری نداشته باشم که دیگران در مورد من چه فکری میکنند و این باور رو در خودم تقویت کنم که حرف دیگران هیچ تاثیری در زندگی من نداره مگه اینکه من بهش قدرت بدم . من به هیچ کدوم از تهمتهایی که این سالها بهم زدن، توجه نکردم و هیچ پاسخی ندادم . در جواب اینکه چطور در مقابل تهمت ها از خودمون دفاع کنیم؟؟ به نظر من نیازی به دفاع نیست و اگر من دارم در مسیر درست حرکت میکنم، بالاخره حقیقت خودش مشخص میشه و به قول معروف” ماه پشت ابر نمیمونه” ممکنه بعضی افراد آب رو گل آلود کنند ولی بالاخره ته نشین میشه.
در مقابل تهمتها این باور رو در خودمون ایجاد کنیم که” منم که دارم اتفاقات رو رقم میزنم و این تهمتها و تهدیدها به نفع من تموم میشه و نیازی نیست که من واکنش نشون بدم و حتی بهش گوش ندم”. سال ها پیش یکی از استادهای موفقیت کلی به دروغ پشت من بدگویی کرده بود و خیلی از دوستان به من اصرار کردند حداقل اون قسمتی از سخنرانیشو که راجع به من حرف میزده، گوش کنم ولی من هیچ وقت نخواستم که بشنومش . همیشه سعی کردم در مقابل کامنتهای منفی از خودم دفاع نکنم و اصلاً بهشون توجه نکنم .
به لحاظ روانشناسی اگر کسی به ما تهمت بزنه و ما بخواهیم از خودمون دفاع کنیم و بهش پاسخ بدیم، داریم به اون فرد و همه کسانی که میخوان از اون موقعیت سو استفاده کنند میگیم که ” من تحت تاثیر قرار گرفتم و تونستین من رو اذیت کنید ” که اونا هم دقیقاً همین رو میخوان ولی وقتی بیمحلی کنم، دارم این پیغام رو میدم که ” برای من هیچ ارزشی ندارید که من بخوام بهتون جواب بدم و اصلاً برام مهم نیستین ” . اونها ممکنه چند بار این کار رو امتحان کنند ولی اگر هیچ جوابی از ما نگیرن، در نهایت میفهمند که نمیتونن ما رو اذیت کنند و تحت تاثیر قرار بدن . من در سمینارهام میگفتم که بهترین پاسخ به مزاحمتها و متلکها، بیمحلیه اصلاً انگار نشنیدیم چون اگر در جواب، بهشون توهین کنیم و واکنش نشون بدیم این پیغام رو میدیم که : ” تو تونستی روی من تاثیر بذاری” و اونم همین رو میخواد . لذا بیمحلی و بیتوجهی بدترین کاریه که میشه با یه پسر بیادب انجام داد.
آدمهایی مثل ترامپ و ایلان ماسک سالها به تهمتها و بدگوییها بیتوجهی کردند و اونقدر شخصیت قوی پیدا کردند که یاد گرفتن اصلاً تحت تاثیر قرار نگیرند و اون حرفها رو در ذهنشون طوری تعبیر کنند که در نهایت به نفعشون شده .
من در بدترین حالتی که یک فرد بهش تهمت زده میشه، قرار گرفتم و در اون زمان اومدم به خودم بارها و بارها اینها رو گفتم که” من هستم که دارم شرایط خودم رو رقم میزنم و در نهایت همه چیز به نفع من میشه ” . حتی چند وقت پیش از طرف یه نفر مورد این تهدید قرار گرفتم که “من رسالتم اینه اعتبار تو رو از بین ببرم ” و من در جواب گفتم که ” تو هر کاری از دستت براومده تا الان انجام دادی ولی اگر کار دیگهای است که فکر میکنی میتونه به من ضربه بزنه و نکردی، حتماً انجامش بده . من منتظرم تو هم منتظر باش ” و در نهایت من در تمام این سالها از تمام تهمتها و تهدیدهایی که شدم، سربلند بیرون اومدم و نه تنها هیچ ضربهای به من نزد بلکه به نفع من شد .
ما باید اونقدر قوی بشیم که برامون مهم نباشه بقیه چه فکری راجع به ما میکنند . چون اصلاً مهم نیست که دیگران از ما خوششون بیاد یا نه . گاهی ما نگرانیم که این تهمتها تصویر ما رو برای دیگران خراب کند در حالی که اگر قانون رو درست درک کرده باشیم، اصلا دیگرانی وجود نداره چون اتفاقات رو خودمون رقم میزنیم . ما کنترلی نداریم که دیگران راجع به ما چه فکری کنند یا چه حرفی بزنند ولی روی واکنشهای خودمون کنترل داریم، میتونیم بهشون توجه نکنیم، میتونیم افکار خودمون رو کنترل کنیم که با تمرین کردن مداوم، به مرور راحت تر میشه . اگر بتونیم در این مسیر حرکت کنیم و برامون مهم نباشه که دیگران چه فکری راجع به ما میکنند و اگر باور داشته باشیم که اتفاقات رو خودمون رقم میزنیم فارغ از اینکه بقیه از ما خوششون بیاد یا نه؛ اون وقت میبینیم که همه چیز به نفع ما تموم میشه حتی تهمتها و غیبتها .
مثال کم نیست از افراد سیاسی که به دنبال رای مردم بودند و تمام تهمتها و بدگوییها به نفعشون تموم شده، چون به مسیرشون ادامه دادند و بیتوجهی کردند ما که نیازی به رای و انتخاب مردم نداریم و زندگیمون به اون وابسته نیست لذا خیلی راحتتر میتونیم اینطوری فکر کنیم که نمیتونن با توهین و غیبت، وجهه ما رو خراب کنند .
بنابراین نیازه که ما یک سری اصول برای خودمون داشته باشیم و طبق اون اصول حرکت کنیم، چه مردم خوششون بیاد چه نیاد . باور من اینه که اگر من در مسیر درست حرکت کنم، بالاخره ویژگیهای مثبتم دیده میشه و اگر کسی بخواد به من تهمت بزنه و مورد غیبت و تخریب قرار بگیرم، سعی میکنم که توجه نکنم، بهش فکر نکنم و نخوام از خودم دفاع کنم هرچند که آدم نباید نیازمند باشه که کارهای خوبش دیده بشه ؛ یه نفر هست اون بالا که داره میبینه و جهان به افکار ما واکنش نشون میده . لذا نگران نباشیم که دیگران در مورد ما چه فکری میکنند و نخوایم از خودمون دفاع کنیم .
اولاً که باید به نقطه ای برسیم که اصلاً کامنتها رو در شبکههای اجتماعی نخونیم فکر نکنیم اونقدر قوی هستیم که مزخرفات دیگران در مورد خودمون رو بخونیم و اصلاً برامون مهم نباشه بلکه اصلاً نباید بذاریم وارد مغزمون بشن و اونها رو نبینیم ، چون مهمه کانون توجه ما سراغ نکات منفی نره .
باید تمرکز کنیم روی کار خودمون و مسیرمون . خود من همین کارو کردم حتی در مقابل یک سری افراد شناخته شده که سالها پیش من رو تهدید کردن و در مورد من بدگویی کردن . این قضیه برای چند سال پیشه و در طی اینهمه سال هیچ کدام از اون تهمتها مشکلی برای من ایجاد نکرد و باعث نشد من مسیرم رو عوض کنم، من با هیچ کدوم مناظره نکردم و هیچ پاسخی ندادم چون آدم خودش رو میشناسه . وقتی کسی به ما تهمت میزنه باید به خودمون بگیم من که خودمو میشناسم چرا باید نگران باشم یا بترسم؟؟ وقتی خودم میدونم چه شخصیتی دارم، اصلاً چه اهمیتی داره بقیه چه فکری میکنند . باید سعی کنیم حرف مردم رو در ذهنمون کم اهمیت جلوه بدهیم و اصلاً بهشون گوش ندیم، بهشون جواب ندیم، سگ محلشون کنیم و ناخودآگاه این پیغام رو بهشون ندیم که شما تونستین روی ما تاثیر بذارین و بعد میبینیم که تمام این تهمتها و بدگوییها میاد و میره و خداوند ما رو محافظت میکنه و در نهایت حقیقت خودش رو نشون میده و همه چیز خوب پیش میره . تجربه من هم همینطور بوده، البته که کار آسونی نیست ولی با هر بار انجام دادن آسونتر میشه . اگر آدم عاقلی باشیم به جای دیدن و تمرکز بر تهمتها، به تحسین ها توجه میکنیم حتی اگر تعداد تهمتها خیلی خیلی بیشتر از تحسینها بود . ما که خودمون رو میشناسیم . آدم باید بتونه ذهنش رو کنترل کنه نه اینکه گریه کنه و به خدا شکایت کنه که یه بلایی به سرشون بیار اصلاً هرگونه توجه با هر عنوانی مثل صحبت با خدا، نفرین و … به معنی قدرت دادن به آنهاست چون اگر از فرکانس ما خارج شود، از دنیای ما خارج میشود . به جاش روی کارمون، ویژگیهای مثبتمون، روی صداقت و پاکی و … تمرکز کنیم . این همه به پیامبر تهمت زدن و تخریبش کردند و بهش القابی مثل مجنون دادند ولی الان از دید هیچکس پیامبر مجنون نیست بلکه اعتبار خیلی زیادی داره . چون وقتی آدم در مسیر درست حرکت میکنه دیگه نگران این موضوعات نیست و کارش رو انجام میده و بالاخره مسیر درست خودش رو نشون میده .
در مورد تهدید هم نباید از کسی بترسیم چون هیچ کسی تاثیری در زندگی ما ندارد و ما خودمون هستیم که اتفاقات و زندگیمون رو به وسیله افکار و باورهامون رقم میزنیم .
خیلی سپاسگزارم از همگی الهی شکرت
«به نام خداوند بخشنده مهربان»
باور اصلی در طول دوره:«من توانایی خلق خواستههای مدنظرم رو دارم.»
این روزها همه ایران درگیر جنگ و حملاتی هست که بین ایران و اسرائیل داره رخ میده.
من اوایل خیلی برام جذاب بود و همون شب اول که این حملات رخ داد اتفاقا بیدار بودم و از روی کنجکاوی اخبار رو رصد میکردم.
اما بعد از یک روز فهمیدم که دیگه اون جذابیت اول رو برام نداره و بهتره که از این اخبار فاصله بگیرم.
هرجا میرم بحث همینه و همگی دارند در مورد این موضوعات صحبت میکنند و این برای منی که تصمیم گرفتم دیگه دنبال نکنم خیلی آزار دهنده هست.
یکی از آثار این رخدادها این بود که اینترنتها قطع شده بود و ما به تلگرام و واتساپ و اینستاگرام دسترسی نداشتیم. من اوایل یکم دلخور شدم ولی بعد که عمیق فکر کردم دیدم چه بهتر، کمتر در معرض این اخبار قرار میگیرم و این خودش یه نشونه عالی هست.
یعنی عملا فقط میتونم بیام توی سایت و بقیه جاهایی که فیلتر نیست و این خیییییلی خوبه.
وقتی توی مدار باشی اینجوری هدایت میشی.
بعد که موفق شدم اتصالم رو برقرار کنم دیدم که نه! همهجا پر از اطلاعاتی هست که من دوست ندارم بدونم. و اینبار آگاهانه تصمیم گرفتم که نرم سراغشون و بیام توی سایت.
حتی چند روز پیش چندتا کتاب خوشگل از کتابخونه امانت گرفتم و میتونم اونا رو بخونم توی این روزها.
هر چیزی که لازم باشه من بدونم، مطمئنا به گوشم میرسه و لازم نیست خودم برم دنبالش بگردم.
من توانایی خلق خواستههای مدنظرم رو دارم و تونستم این خواسته رو محقق کنم و ورودیهای ذهنم رو کنترل کنم.
من تونستم مسألهای که تا حدودی انرژیم رو میگرفت حل کنم و نشتی انرژی رو ببندم.
من چند روز پیش یه قطعه غزل گفتم و تونستم یه اثر هنری رو خلق کنم.
بله، من توانایی خلق خواستههای مدنظرم رو دارم چون میدونم از زندگی چی میخوام و دارم چکار میکنم.
خدایا شکرت.
باور اصلی در این فایل:
هیچکس تاثیری توی زندگیم نداره.
وقتی کسی پشت سرم حرف میزنه و داره غیبت من رو میکنه در واقع داره زندگی خودش رو خراب میکنه. چرا؟ چون اونه که به نکات منفی و چیزهای نادلخواه داره توجه میکنه و از همون جنس اتفاقات وارد زندگیش میشه.
این به این معنا نیست که آه من زندگی اونو میگیره یا هرچی.
چیزی که بعنوان یک باور محدود کننده رایجه. اینکه اگه من فلان کار رو بکنم در مورد بقیه، آه اون زندگی منو میگیره و من بیچاره میشم. خیر، هرچی هست نتیجه عمل خود فرد هست. در واقع اگه تضادی هم پیش بیاد به این دلیل هست که توجه خودش رو گذاشته روی مسأله نامطلوب و داره نتیجه عمل خودش رو میبینه.
در مورد تهمت هم همینطور هست. وقتی کسی به من تهمتی میزنه اگه من برآشفته بشم و بخوام گارد بگیرم و حالت دفاعی به خودم بگیرم، به این معناست که اون آدم موفق بوده به احساسات من دسترسی داشته باشه و من رو کنترل کنه. در حالی که هیچ عامل بیرونی روی زندگی من تاثیری نداره و اگه من ناراحت یا برآشفته بشم یعنی مشرک هستم.
اما اگه قبول کنم که دیدگاههای دیگران درمورد من هیچ تاثیری توی زندگی من نداره و تنها عامل موثری که شرایط من رو خلق میکنه، باورها و عملکرد خودم هست، هیچوقت از اینکه بقیه چه نظری دارند یا چه اکشن و ریاکشنی نشون میدن ناراحت نمیشم.
در واقع نه ناراحت میشم نه خوشحال.
فقط میتونم از نظرات مثبتشون برای تقویت باورهای قدرتمند کننده خودم استفاده کنم.
در شرایط سخت اگه به خودم یادآوری کنم که؛ من خودم هستم که خالق شرایط دلخواه خودم هستم. زندگی آسونتره.
مسولیتش با خودمه و دیگه یقه کسی رو هم نمیگیرم از اینکه تو چرا فلان حرف رو زدی یا …
در واقع به این ترتیب بیشتر با خودم در صلح هستم.
خدایا شکرت.
خدایا بینهایت بار ازت سپاسگزارم که بهم قدرت خلق زندگیم رو عطا کردی.
خدایا شکرت که همیشه بهترینها رو برام رقم میزنی.
خدایا شکرت که همیشه بهم قوت قلب میدی.
خدایا شکرت که آرومم میکنی، بهم جاهای خوب رو نشون میدی و هدایتم میکنی به سمتی که بدونم باید چکار کنم.
خدایا شکرت بخاطر قشنگیهایی که توی زندگیم رقم زدی.
خدایا بخاطر آسمون قشنگ شبِ حیاط خونهم که هرچی بیشتر بهش زل میزنم ستارههای بیشتری خودشون رو نشون میدن ازت ممنونم.
خدایا بخاطر آرامش زندگیم، بخاطر دفترهای زیادی که توش فقط و فقط درمورد زندگیم نوشتم ازت ممنونم.
خدایا ازت سپاسگزارم که از همون اول زندگی بهم باورهای درستی دادی.
حالا که فکر میکنم میبینم من هیچ موقع در مظان اتهام و توهین از طرف کسی قرار نگرفتم و همیشه در صلح بودم. با جهان و با آدمها.
خدایا شکرت که من رو سالم خلق کردی و به سمت خوبیها هدایتم میکنی.
عاشقتم خدای بینظیر و یگانه من.
در پناه حق باشید.
14مین گام مهاجرت به مداربالا تر. به نام خدا وسلام به خدا واستادومریم جون وهمه ی همکلاسیهای عزیزم.
خداراسپاسگذارم بابت سلامتی خودم وخانواده ام وفرشته الهیم وخانواده ی سایت بهشتی ام.
استادبذارین بگن ازاستادکسی بدترتودنیانیست تمام.
وازاینطرف به خودتون یادآورباشین که خدابه شماماموریت داده که به دخترم لیلا جان هم منو وهم کتاب آسمانی که برای نجات زندگی دنیاوآخرتش فرستادم و حاضر وناظرهست معرفی کن به زبان کودکانه چون لیلاخیلی بچه س.
پسرمن حدوا 10سال پیش بادخترهمسایه روبروعقدکردند.
خوب ازهمون لحظه ای که ازحرم آمدیم خودشونشون دادن کارهاوحرفهای خاله زنک بازی.
بعدهم کمکم پیش مغازه دارهاوسوپرمحله آنقدربدگویی کردندکه دیدمردم رونصبت به عزیزدلم وبچه هام منفی کنند.
یک روزسوپرمحله ازپسرم معذرت خواهی میکنه میگه پسرجان منوببخش باهات رفتارخوبی نداشتم ازبس که پدراین دخترمیادوبدگویی شماروبه من میگه که من با شمادعواکنم وشماروبه قصد(!!!!)بزنم.
پسرم گفته اشکال نداره.
وبعدهم توساختمونی که زندگی میکردند بدون اجازه ی همسایه ها یک نیم واحدی روی پشت بام ساخته بودکارشون به دعواوشکایت رسیدوازمحله فرارکردند.
ولی قبلش برای ماهی سفارش میکردکه بایدازاین شهرک برندبیرون وگرنه قلمهای پاهاشونوخوردمیکنم.
به شکرانه الهی خیلی هم قشنگ قاضی به نفع پسرم رای دادوجداشدن وبعداز6سال هم ماازاون شهرک مهاجرت کردیم به مداربالاتروالان هم یکسال بیشتره که پسرکوچکم دقیقا توی همون کوچه ای که زندگی میکردیم اجاره نشین هست.
واون بنده خدا ازاون محل دربه درشد بابدنامی.
الان بچه های من به اون محل میرند همه باعزت واحترام باهاشون سلام میکنند.
وقبلا حرف آدمهابرام خیلی مهم بودکه چکارکنیم به کسی سوتی ندیم ولی الان لحظه ای ازفرصتهای طلایی که دارم رو برای خودم وروخودم سرمایه گذاری میکنم.
فایل گوش میکنم کامنت میخونم وازاعماق وجودم اونچه بلدم مینویسم شکرگذاری درتوانم انجام میدم ذهنم رومواظبت میکنم نمیگم کنترل میکنم.
احساسم عالیه به خودم ودیگران احترام میذارم.
من همون اول که واردسایت شده بودم بلدکه نیستم کجابودولی درموردشماخوب ننوشته بودندحالم ناخوب میشد وسریع میومدم بیرون والان هم من که فقط توسایتم همینجاهم نوشته عباسمنش کلاهبردار.
سریع میرم توتحقیقات استادوبه فایل وکامنتهای خوب توجه میکنم.هیچ کاری به کسی ندارم اگه خوب میگن اگه بدمیگن خبرندارم چون به کسی توجه نمیکنم.
بچه هم که بودم خیلی خوشگل بودم پسرهاخیلی دوست داشتن که بهم چیزی بگن ولی ازترس مادرم جرات نمیکردند چون توروستازندگی میگردیم وگاهی یک پسرکه خیرگی میکرد توی مسیرمدرسه یک نگاهی یاکلامی داشت دوستم میگفت توروخداجوابشونده بیابریم.اگه به من بودمثل سگ پاچه شو میجافتم.
الان هم فکرمیکنم کسی هم ازمایادش نیادچون واقعا خیلی بین مابااطرافیان جدایی افتاده الهی شکرت که بااین جدایی اتصال به منبع رزق وروزی ماشده.
عاشقتونم استاد.
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
موارد اساسی و نکات کلیدیِ این فایل چیست؟
-مهم بودن حرف مردم برای ما پاشنه ی آشیلی است که دائما باید بر روی آن کار کنیم
-تمام تصمیمات ما بر اساس حرف مردم و مهم بودن نظر آنهاست
-نباید اجازه دهیم دیگران با تهمت و توهین کردن در ما تاثیر بگذارند
-ما خالق بی چون و چرای اتفاقات زندگی خود هستیم
-دیگران نمی توانند هیچ تاثیری چه مثبت یا منفی در زندگی ما داشته باشند
-تنها با توجه کردن به توهین ها و تهمت های آنهاست که می توانند در زندگی ما تاثیر گذار باشند
-افراد با شخصیت ضعیف قصد توهین و تخریب افراد موفق را دارند
-بی توجهی مهم ترین عاملی است که باعث ضربه به اشخاص تهمت زننده می شود
-واکنش نشان دادن به تهمتها و توهین های افراد به آنها ثابت می کند که افرادی مهم و تاثیر گذارند
-هرگز از تهدید افراد نگران نباشیم
-خداوند همواره محافظ و هدایت کننده ی ماست
-به اهداف خود و ویژگی های مثبت مان توجه کنیم
-اصلا مهم نیست افراد درباره ی ما چه فکری می کنند
-ما خالق 100 درصد اتفاقات زندگی خود با باورها و افکارمان هستیم
-ورودی های نامناسب توهین ها و تهمت های افراد را به کلی نادیده بگیریم
-تمرکز خود را بر تحسین افراد به جای توهین هایشان قرار دهیم
کدامیک از این موارد به شما بیشتر کمک کرده است؟
-اینکه به جای تمرکز بر توهین ها و تهمت های افراد تمرکز خود را بر تحسین های آنها اهدافمان و نکات مثبتمان قرار دهیم
-حرف مردم را بی ارزش ترین موضوع در زندگی خود بدانیم
-ما خالق اتفاقات زندگی خود فارغ از خوشایند یا عدم خوشایند دیگران هستیم
-بی توجهی بزرگترین ضربه ای است که می توانیم به افراد نامناسب وارد کنیم
-مکانیزیم دفاعی افراد ضعیف توهین تحقیر مسخره کردن افراد موفق است
-به سبک شخصی خود عمل کرده و تمرکز خود را از دیگران و تلاش برای به دست آوردن تحسین و رضایتشان برداریم
-اگر در مقابل توهین افراد از خود دفاع می کنیم به این معناست که نسبت به توانایی های خود شک و تردید داریم یا دیگران را در زندگی خود تاثیر گذار می دانیم
چه تجربیات آموزنده ای در این باره دارید؟
-در مقابل توهین ها و تهمت های دیگران هیچ گاه از خود دفاع نکرده و تنها نسبت به آنها بی توجهی کرده و ارتباط خود را با آنها قطع می کردیم اما ایراد ما اینجا بود که انجام این اقدام تنها ظاهری بوده و در درون به دلیل ضعف شخصیتی و داشتن احساس عدم لیاقت و ارشمندی مرتبا با خودمان و دیگران درباره ی توهین های آنها صحبت می کردیم و این نشان می دهد که حرف مردم برای ما مهم بوده و فکر می کنیم آنها در زندگی ما تاثیر گذار هستند
اکنون نیز با وجود اعراض از توهین ها و تهمت های دیگران ناراحت شده اما سعی می کنیم تمرکز خود را از روی آنها برداشته و تا جای ممکن درباره ی آن با خودمان و دیگران صحبت نکنیم
اکنون که اهمیت عدم توجه به تهمت ها را متوجه شدیم بیشتر از گذشته باید بتوانیم با عدم توجه به آنها و مهم نبودن نظرشان تمرکز خود را بر تغییر باورها و افکار خود قرار داده تا به تدریج به افراد بهتر هدایت شویم
برنامهی شخصیِ شما برای اجرای «آن مورد اساسی در عمل» چیست؟
-برنامه ی شخصی ما عدم صحبت کردن در مورد تهمت ها و توهین های افراد و بی توجه به آنها تا جای ممکن و ایجاد و تکرار این باور که ما خالق بی چون و چرای اتفاقات زندگی خود هستیم و دیگران تحت هیچ شرایطی نمیتوانند تاثیری در زندگی ما داشته باشند مگر اینکه ما به آنها قدرت دهیم
با کار کردن بر روی باورها به افراد بهتر هدایت شده که رفتار مناسب تری با ما دارند
خدایا شکرت
عاشقتونیم
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
چگونه ذهن خود را در مقابل تهمت ها و توهین های افراد کنترل کنیم؟
-در جامعه ای بزرگ شده ایم که حرف مردم برای اغلب ما ازاهمیت بسیاری برخوردار است
-تنها اقدام به انجام کارهایی می کنیم که مورد تحسین دیگران قرار گرفته و یا مراقب هستیم که دیگران حرف های نامناسب پشت سر ما نزنند
-تمام تصمیمات گرفته شده در زندگی ما تنها به دلیل مهم بودن حرف مردم بود
-حرف مردم باور ریشه ای مخرب و پاشنه ی آشیلی است که تا پایان عمر باید بر روی آن کار کنیم
-هنجار شکنی برای نشان دادن مهم نبودن حرف مردم نیز ایراد دیگری است که بسیاری از افراد به انجام آن می پردازند
-هنجار و تابو شکنی در هر زمینه ای ریشه در کمبود احساس لیاقت و بی ارزشی دارد
در واقعیت:
-بررسی کنیم تحقق اهدافمان و زندگی به سبک شخصی برایمان اهمیت بیشتری دارد یا حرف مردم؟
-لطف ها و تعاریفی که افراد در حق ما داشته اند بسیار بیشتر از سرزنش ها و توهین های آنهاست
-ذهن ما عادت دارد با تمرکز بر نکات منفی تهمت ها و توهین ها را برای ما بزرگتر از تحسین ها جلوه دهد
-ذهن ما با فریب دادنمان قصد ایجاد احساس بد را در ما دارد
-افراد با توهین ها و تهمت هایشان نمی توانند در موفقیت و پیشرفت ما تاثیر گذار باشند
-باور داشته باشیم ما خالق اتفاقات و شرایط زندگی خود هستیم و اصلا مهم نیست دیگران چه فکری درباره ی ما دارند
-با توجه به تهمت ها و توهین های افراد آنها می توانند در ما تاثیر بگذارند
-افرادی که اقدام به توهین و تهمت می کنند افرادی دارای شخصیت ضعیف هستند که به بی عرضگی و ناتوانی خود اذعان دارند
-مکانیزیم دفاعی افراد ضعیف بی مصرف و به درد نخور:
توهین و تهمت به افراد موفق است
-خلا بسیار شدید در افراد ضعیف باعث می شود:
افراد موفق را مسخره کرده و به آنها تهمت بزنند
-باور داشته باشیم فارغ از نظر دیگران ما خالق 100 درصد اتفاقات زندگی خود هستیم
-تهمت هایی که افراد ضعیف به افراد موفق می زنند باعث موفقیت بیشتر آنها می شود
-هیچ گاه اقدام به انجام اعمالی نکنیم که افراد به ما تهمت زده تنها به این دلیل که معروف و مشهور شویم
-مسیر خود را طی کنیم و برایمان مهم نباشد که دیگران چه فکری درباره ی ما دارند
-هیچ فردی هیچ تاثیری تحت هیچ شرایطی در زندگی ما ندارد مگربا کانون توجه خود به آن قدرت دهیم
-به تهمت ها و توهین ها پاسخ نداده و توجه خود را از روی آنها برداریم
-نیاز به دفاع در مقابل توهین ها و تهمت های افراد نیست حقیقت به تدریج روشن می شود
-ما خالق اتفاقات زندگی خود هستیم
-نیاز به واکنش نشان دادن یا حتی شنیدن تهمت ها و توهین های دیگران نیست
-اگر بخواهیم در مقابل توهین ها و تهمت های افراد از خود دفاع کنیم به این معناست که تحت تاثیر آنها قرار گرفته ایم
-اگر به تهمت ها و توهین های افراد بی توجه باشیم نشان می دهد حرف آنها برای ما بسیار بی ارزش و بی اهمیت است
-با عدم واکنش نشان دادن به افراد نامناسب به آنها نشان دهیم که نمی توانند در ما تاثیر گذار باشند
-بی توجهی مهم ترین ضربه ای است که می توانیم به افراد نامناسب وارد کنیم
-هرگز تحت تاثیر تهمت ها و توهین های افراد نامناسب قرار نگیریم و بدانیم با بی توجهی تمام آنها به نفع ما تمام می شود
-میلیاردها بار به خود بگوییم ما خالق شرایط و اتفاقات زندگی خود هستیم و تمام اتفاقات نامناسب با عدم توجه به نفع ما تمام می شود
-به حدی قوی باشیم که خوشایند دیگران یا عدم خوشایند آنها برایمان بی اهمیت باشد
-دیگرانی در زندگی ما وجود ندارند ما خالق 100 درصد اتفاقات و نتایج زندگی خود هستیم
-ما کنترلی بر دیگران و اینکه چه حرف هایی پشت سر ما بزنند نداریم
-ما تنها می توانیم افکار و باورهای خود را کنترل کنیم
-اصول شخصی خود را انتخاب کرده و دقیقا مطابق با آن رفتار کنیم
-با حرکت در مسیر درست ویژگی های مثبت ما دیده می شود
-خداوند به افکار و باورهای ما واکنش نشان می دهد
-نگران نباشیم دیگران چه فکری در مورد ما دارند
-کامنت های نامناسب افراد در مورد خودمان را به هیچ وجه مطالعه نکنیم
-مهم است کانون توجه خود را بر نکات منفی و نامناسب قرار ندهیم
-وقتی خود را می شناسیم تهمت ها و توهین های افراد هیچ اهمیتی برای ما ندارد
-حرف مردم را در ذهنمان کم اهمیت جلوه دهیم
-به افراد نامناسب ناآگاهانه این پیغام را ندهیم که می توانند در زندگی ما تاثیر گذار باشند
-خداوند همواره از ما محافظت کرده و حقایق را برملا می کند
-به جای توهین ها تمرکز خود را بر تحسین افراد قرار دهیم
-گریه کردن التماس کردن به خداوند اعتراض و شکایت کردن و داشتن احساس بد توجه محسوب شده که باعث بیشتر شدن تهمت ها و توهین ها می شود
-بر روی ویژگی های مثبت خود و اهدافمان تمرکز کنیم
-از تهدیدهای دیگران به هیچ وجه نترسیم
-هیچ فردی توانایی تاثیر گذاری بر ما را ندارد
-ما خالق اتفاقات و شرایط زندگی خود با افکار و باورهایمان هستیم
-به حرف های نامناسب دیگران بی توجه باشیم و مسیر درست را ادامه دهیم
خدایا شکرت
عاشقتونیم
به نام خداوند مهربان وهدایتگر
سلام به استاد عباسمنش و خانم شایسته مهربان
سلام به همه دوستان ثروتمندم
همیشه باید قانون را به خودمان یاد آوری کنیم چون ذهنمان بسیار فراموش کار هست و ممکنه از مسیر خارج بشه.
و اون زمانی اتفاق می افتد که من تمرکزم را از کارم بردارم و بجای اینکه به دنبال قویتر کردن ایمانم باشم، ترمزهای مخفی ذهن را پیدا کنم ، تمرکزم را روی رفتار دیگران می گذارم که چرا این حرف زد یا این رفتار را نشان داد و ساعت ها بهش فکر می کنم و نجوای ذهنی و گفتگوهای ذهنی شروع می کنند با من بحث کردن و راهای غلط پشنهاد داون.
بهترین کار طبق قانون اینکه من فقط و فقط روی افکارم کارکنم تا احساس خوب داشته باشم و به گفتگوهای ذهنی خودم جهت مثبت بدم و افسار آن دست من باشه و تمرکز را بذارم روی پیشرفت خودم و اهدافم.
و اصلا در جایگاه دفاع و اثبات افکارم را نداشته باشم
توضیحات خیلی عالی بود
دقیقا مسله ما این هست که به حرف خیلی ها گوش میدیم از مسیر خارج میشیم کافیه اصلا نادیده بگیریم
چه مثال عالی گفتید از ترامپ که با این همه مخالفت و داستان باز رییس جمهور شد و چقدر هم به قدرت رسید
ما هر چقدر بخوایم برای بقیه زندگی کنیم بیشتر از قبل نابود میشیم
من الان خیلی تغییر کردم الان موفقبتهام بیشتر شده
قبلا در صدد راضی کردن همه بودم میخواستم ادم خوبه داستان بشم و الان میدونم هیچوقت همه راضی نمیشم و نظرات منفی هست پس کاریکه حالمو خوب میکنه را انجام بدم
چقدر صحبتهاتون درست و مناسب بود
شما هم چون شناخته شده هستید حجمه پیامهای منفی زیاده و اگه میخواستید گوش بدین اصلا اینجا نبودین و حتی این سایت نبود و چقدر مهمه ادم این موضوع را روی خودش کار کنه
قرار نیست که همه راضی بشن فقط مسیر خودتو برو
قرار نیست نظر همه دذست باشه فقط ادامه بده
اگه موفق شدی راهت درسته شکست خوردی راهتو عوض کن
چقدر شنیدن حرفاتون باعث اگاهی هست
ممنون استاد
سلاممممم و احتراماتتتتت
به روی مااااهت
اییی عزیز دل من
ایی ساناز عشقممم
اییی خورشید تابان من
ایی هم فرکانسی خاص من
چقدرررررررر شما با من هم مومنتوم بودید که حالا از بین این دور هزارانننن نفری هدایت شدم یکدفعه به کنمممممتت اززززشماااااا…..
واقعااااا دلمممم حس ارامششش کرددددد
واقعااااا جانممم تکه اززز خوبی شدد
واقعااااا خیلیی آرزو دارمم خیلی رویا دارمم که شمارااااا به بلنداییی دنیااا بیبینمممم !
ساااااااناااازززز میدانییی چیست ؟؟؟؟؟؟؟
چرا این حس و این گفتار یکبارگی اینجا امد ؟؟؟؟
چونننننن تووووووخیلییییییییی خارق العاده میان همه اطرافیان خوددددت استییییییی ماه من .
چییی رواااااایت دل چسب !
قرار نیست که همه راضی بشن فقط مسیر خودتو برو
قرار نیست نظر همه دذست باشه فقط ادامه بده
اگه موفق شدی راهت درسته شکست خوردی راهتو عوض کن
این جمله ات خیلییی قدرتمند کننده اااااست
بخاطر امی اینجاااا برات تکرارررکردمممممم که اینننننن جمله را باخود داشته باشششش و یاددددش بکن سانازییییی
عاااااشقتممم ماه دلمممم .!