این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2023/05/abasmanesh-4.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2023-05-17 01:02:472023-05-20 21:42:41هدفگذاری و تأثیر آن در زندگی
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به استاد عزیزم مریم جان عزیز و دوستان فوق العاده ام خداوند را هزاران مرتبه سپاسگزارم بابت یک روز عالی دیگر الهی شکرت
استاد عزیزم من به خییلی از اهداف های که در زندگی ام تعیین کرده بودم رسیدم و همیشه این ذهن نجوا گر و مقایسه گر ایت نتایج را خیییلی کم جلوه می دهد
یک از آن اهداف که من در دوره دوازده قدم تعیین کردم داشتن فقط یک حقوق ماهیانه بود و فقط همین خواسته را داشتم که می خواهم یک حقوق داشته باشم
اما به لطف خداوند مهربان من حالا بیشتر و فراتر از آن حقوق را دارم و حتی به بقیه هم حقوق میدم
حالا صاحب یکی از سوپر مارکیت ها هستم که از پدر و عمویم به صورت شراکت بود و بعد این ها جدا شدن من و پسر عمویم شریک بودیم و بعد یک سال از ایشان هم جدا شدیم
باورم هیچ وخت نمی شد که ما از عمویم شان جدا شویم بیست سال بود این شراکت ادامه داشت و یکی از آن خواسته ها که اول سال من تعیین کردم همین جدایی از عمویم بود
وختی این سوپرمارکتت به من رسید یک لحظه هنگ کردم نرسیدم ولی همیشه خداوند به من می گفت من با تو هستم فقط ادامه بده
و خدا را شکر تا حالا ادامه دادم ونتایح شگفت انگیز از این مسیر گرفتم
خواسته من چی بود و لطف برکت و رحمت خداوند این همه. انسان های با برکت نعمت لطف مرحمت الهی شکرت
و هدف امسال من هم رشد من از نظر شخصیت و مالی است
تا حالا هم مه میبینم سال نصف شده و به تعداد خوبی رسیدم و انشالله که بهتر هم می شوم
دمتون گرم خداییش همیشه باعث شدید ما ایمانمون نسبت به خواسته و هدفمون بره بالا که میتوان رسید
شما بهترینننن فردی هستید که تو زندگیم دیدم که به همههه چیز، همهه خواسته هاش رسیده
و میاد بهم میگه توهم میتونی به خواسته هات برسی
اگر باور کنی خودتو میتونی برسی
و خب هدایت من به این فایل و دیدنش مصادف شده با دوره دوازده قدم که من هنوز قدم اول هستم و خدارو شکر میکنم که منو هدایت کرد به این فایل
چون من هم دقیقااا هدفم وزن کم کردنه
منم دقیقااا رفتم به بهترین دوستام گفتم من میخوام از 70 کیلوگرم برسم به 59
بهشون گفتم تا یک سال فرصت میدم
ولی از جایی که من همش باید این کمالگرایی رو کنترل کنم و خیلی کار سخته
همش میاد میگه
تو که هنوز وزنی کم نکردی تو این یک دوماه بعد چطور میخوای قول بدی ده کیلو لاغر کنی، تو خوب برنامه ورزشت و نمیری، دویدن، کاردیو، روزی شصت دقیقه یوگا
خلاصه همش کمالگرایی میاد سراغم
یادمه یک مدت بخاطر این کمالگرایی زانوهام درد گرفته بود، زمستون پارسال من میدویدم صبح ها پونزده یا بیست دقیقه سه کیلومتر
و واقعا پاهام درد میگرفت با اینکه خوب وزن کم کردم اما به محض اینکه ول کردم برگشت، و از تابستون تصمیم گرفتم یوگا برم و پیاده روی آروم و چقدر لذت میبرم از این روش جدیدم
حالا من فیلم استاد رو دیدم که چقدر وزنشون بالا بود و چقدر بدنشون عضلانی شد با این تعهد و باور
و چقدددر باورم قوی تر شد چقدر ایمانم قوی تر شد و من هم تصمیم گرفتم تا اخر قدم دوازدهمم این هدف رو بزارم
من هدفم تا تولدم بود تا فروردین اما این هدفمو یکم طولانی تر و پیوسته تر و اروم تر و قدم به قدم میکنم همراه با دوره بی نظیر دوازده قدم
و این به من اراده به شدت قوی میده برای خرید قدم های بعدم که برم هرجور شده تلاش کنم از جایی که وضعیت مالی مناسبی ندارم درحال حاظر
چون علاوه بر اهداف مالی و شخصیتی و زندگی که تعیین کردم در انتهای این قدم
وزن مناسب و انعطاف خیلی بالای بدن از طریق یوگا رو هم برای خودم هدف قرار میدم
خدایا شکرت بابت این فایل بی نظیر
من یک زمانی خودم و رسوندم به وزن پنجاه و نه یا پنجاه و هشت
و دوباره به این وزن رسیدن برام خیلی آسونه چون یکبار به این هدف رسیدم، اما اینبار با روش اصولی پله پله و آروم میرم سراغش
و به همین شکل هم اون خواسته باقی میمونه و نتایج پایدار میشه، نه اینکه یک ماه برسم به هدفم و بعد ولش کنم و مثل باد بخوابه بدنم
البته که من درمورد معجزات دوره قانون سلامتی اطلاع دارم و میدونم از طریق دانسته های استاد در ون دوره میشه حتی در یک ماه یا دو ماه هم رسید
اما من تصمیم دارم تا وقتی شرایط خرید دوره رو ندارم روش خودم رو پیش برم و این روهم هدایت خداوند در نظر میگیرم
شاید باید با روش خودم پیش برم و به این هدف برسم و بعد دوره قانون سلامتی رو نه برای وزن کم کردن بلکه برای عضله ساختن و یا سلامتت بدنن برم بخرم
خداوند همیشه یاری میکنه منو به بهترین چیزها من هم تا جای ممکن تلاش میکنم به نجواها گوش نکنم
منم میترسم نتونم برسم به اون قولی که دادم به دوستم اما میدونم این نجواهارو نباید بزرگ کرد، اینا فقط افکاریه که میاد و میره
منم که تصمیم میگیرم به چی فکر کنم، اشکال نداره بزار هرچی میخواد بگه این ذهن، من تصمیم میگیرم به کدوم ارزش بدم
منم میخوام مثل استاد با جسارت بیام و بگم و بعد از دوازده ماه برسم به خواسته ام
و بعد بیام بگم دیدی تونستم، دیدی به اون انعطافی که میخواستم رسیدم
خدایا من باور دارم که در دوره دوازده قدم بیش از انتظار من نعمت و ثروت قراره وارد زندگیم بشه
سلام ودرود بی پایان به استاد عزیزم وخانم شایسته مهربان ودلسوز که به حق تربن فرد در این جایگاهه وتمامی دوستان همفرکانسم در خانواده عباسمنش.استاد من انقدر به شنیدن این جلسه احتیاج داشتم،مثل نفس وهوای تازه در رگ وریه هایم.من در مسیر بیزینسی جدید در حرکت بودم وپیشرفتهای خوب وقابل قبولی داشتم،اما اخبار مربوط به اوضاع داخل وگران شدن ومکانیزم ماشه ودر یک کلام،خارج شدن من از جاده اسفالته هدایت خداوند،تق تق چرخها،متوجه نشدم واز خداوند درخواست هدایت ویاری کردم وبصورت کاملا حساب شده وهدایتی،به تنظیمات توحیدی برگشتم واتفاقا یکی از دوستان عزیزم در سایت که خیلی در این مسیر مرا تشویق کرد واز موفقییتهام بوجد میومد،تماس گرفتم ووقتی شور وهیجان تازه ام واراده محکمم برای ادامه مسیر را دید،وبهش حضوری قول جانانه ومردانه دادم که تا پای جانم در مسیر موفق شدن پیش میرم.اصلا نمیتونم حالم را با کلمات وصف کنم.خدایا شکرتتتتتتت بخاطر هدایتهات.ممنونم استاد عزیزم که زبان خداوند برای تشویق وحل مشکلات وگرفتن انگیزه ونیرو برای ادامه مسیر توحیدی ،هستید.با ارزوی توفیق برای همه ،شما را بخدای یکتا وبی همتا میسپارم.
خدایا شکرت برای یکی از بهترین بنده هات استاد عباس منش عزیزم که به زندگی میلیون ها نفر آرامش و توحید بخشیده. کسی که با گوش کردن به حرفاش مدارت به وضوح بالاتر میره.
——————————————————————————
از ابتدای ویدیو بگم که حسابی کیف کردم از دیدن این تغییرات خفن و اون عضلات حرفه ای پیچیده..
بعدش گفتم پاشو که وقتشه ورزش امروزت و انجام بدی و ویدیو رو پاز کردم و رفتم سراغ push up زدن.
بعد که برگشتم سراغ ویدیو اول خودم و تحسین کردم بابت قدمی که برگشتم.
درسته که قدم کوچکی بوده اما همین که همت کنی این قدم کوچیک و برداری خودش خیلیه. در حال حاضر دارم روی بحث کمالگرایی کار میکنم و این قدم کوچک هم در همون جهت برداشتم.
در حال حاضر که بیرون باشگاه نمیرم دارم از روزی 10 الی 15 دقیقه ورزش یا حتی پیاده روی و دویدن شروع میکنم.
همین الان که دارم اینا رو مینویسم ذهنم میگه بابا روت میشه میگی 10 دقیقه ورزش! آخه اینم شد ورزش کردن؟ حداقل باید 60 دقیقه ورزش کنی تا نتیجه بده
اما من میدونم که این صحبتا بخاطر کمالگرایی منه و من دارم تغییر میکنم. پس بهش اهمیت نمیدم و اینجا با افتخار میگم که من دارم قدم به قدم به سمت معمول گرایی میرم.
آدم های معمول گرا نتایج دستشونه
_
ابتدا شما رو تحسین میکنم که با جسارت جلوی دوربین لباستون و دراوردید و اندامتون و نشون دادید. وااقعا خیلی اعتماد به نفس میخواد ایول بابا
حتی اینکه تو باشگاه هم دارید یه فایلی رو ضبط میکنید بازم اعتماد به نفس میخواد. ایول بابااا
خب بریم سراغ هدف گذاری:
1/ اگر کسی در نزدیکانت مثبت نگر هست و قضاوتت نمیکنه میتونی از هدفت بهش بگی که هر وقت انرژی نداشتی یادت بیاد به بعضیا گفتی و انرژی بگیری : خب این مورد برای من حذفه فعلا. ترجیح میدم فعلا چراغ خاموش جلو برم
2/وقتی یه هدفی رو تعیین میکنی همون اولا یه سری ایده داری اونا رو اجرا کن و در مسیر منتظر باش تا الهام بهت بشه قدم های بعدی. ذهنت رو برای هدایت باز بگذار تا خداوند مسیر و بهت نشون بده
و مقاومت نکن.. مسیر و از ابتدا تا انتها برلی خودت مشخص نکن و پیش خودت نگو من باید به این هدف برسم دقیقا با این مسیر… رها کن تا خدا بهت بگه چون مسیر خدا قطعا مسیر بهتریه
3/نتایج کوچیک که هویدا شدن برا خودت بزرگشون کن و تحسینشون کن تا انرژی بگیری ادامه بدی
4/حواست باشه که نتایج چطوری ایجاد شدن، یعنی چه کارایی کردی که نتیجه اومده؟ چه باورهایی ساختی که نتیجه اومده؟
اونا رو تبدیل به عااادت های روزانت بکن
استاد چققققدر این هدایت ها دقیق عمل میکنه. همین صبحی کامنت گذاشتم که:
یکی از حسرتای همیشه من در اینجور مواقع اینه که چرا من درس نمیگیرم؟ چرا همواره رو خودم کار نمیکنم ؟ همیشه میذارم به یه حد بالایی میرسم بعد ولش میکنم و دوباره سطح مدارم افت میکنه و اتفاقای بدی میفته…
واقعا از صمیم قلب دوست دارم یه روزی اینقدر قوی بشم که هر روز در جهت رشد مدارم کار کنم.
دوست دارم در تنهایی خودم غرق بشم و فقط خودم باشم و خودم و خودم.
و تنهایی فقط رشد کنم فقط حالم خوب باشه و فقطط وابسته به خداوند باشم نه دوست نه خانواده.
اون لحظه از زندگی من بهشته…
///////////////
بله استاد من دقیقا یکی از همونایی ام که زندگی سینوسی دارم.
در هممممه ی جنبه ها
روابط عاطفیم به سطح عالی میرسه دوباره برمیگرده
آرامش روحم به سطح عالی میرسه دوباره روحم کدر میشه
یه وقتایی زیبایی رو در کوچکترین چیزا میبینم اما به وقتایی حوصله توجه به زیبایی رو ندارم
یه ترم معدلم بالاست یه ترم پایین
یه تایمی با مامانم بهترین رفتارا رو دارم و درکش میکنم یه وقتایی حسابی عصبی میشم و بد باهاش حرف میزنم
من دقیقا همونیم که مدارم بالا میره میگم خب حالا بذار یه سریال بعد این همه مدت ببینم یکم حال کنم. اثر نمیذاره حالا یک سریال…
و بله! مدارم افت میکنه
و دلیل اینکه این همه سال دارم رو خودم کار میکنم اما نتایج پایدار نگرفتم هم همینه :/
من میدونم که نباید به فلانی پیام بدم و باهاش ارتباط برقرار کنم اما میگم حالا عب نداره بذار یبار پیامش بدم…و بله فرکانسم افت میکنه
میدونم سریال دیدن یعنی بی هدفی یعنی باورهای اشتباه اما میبینم
میدونم سر کلاس فلان استاد که همه میگن خیلی استاد سخت گیریه و درسش چقدر سخته باید ذهنم و کنترل کنم و کوچیکترین رشد هام و تایید و تحسین کنم اما با بچه ها همراهی میکنم.
باید بشینم رو این حسابی فکر کنم و باید و نباید تعیین کنم برا خودم
من هم متنفرم از زندگی سینوسی که تا الان داشتم. متنفرم از اینکه یه روز به خدا نزدیکترینم اما یک روز اصلا حوصله عبادت و ندارم.
وقتی استاد تونسته همواره رو به جلو پیش بره چونکه باور ها و کارایی که منجر به نتایج میشه رو کرده عادت برا خودش
تو روابط:
دیدن زیبایی آدم ها و تحسین اونها
قضاوت نکردن آدم ها
پشت آدم ها حرف نزدن
باور هایی مثل اینکه :پسر خوب یا دختر خوب زیاده، آدم های خوب زیادن و همه آدم ها به من سود میرسونن و باعث رشد من میشن،
تو بحث توحید که دوره همجهت با جریان خداوند پر از باوره
تو بحث سلامتی:
تغذیه مناسب
هر روز تحرک و ورزش
تحسین نتایج کوچک
دوست داشتن بدنت
_<
و در آخر
تو با رسیدن به هدفت فقط به خودت کمک نمیکنی، تو به جهان خدمت میکنی
تو الگو میشی
تو باعث ایجاد باور امکان پذیری میشی
تو با توجه به کاری که انجام میدی همه چیز و آسان تر میکنی برا آدم ها
هروز با دیدن کلیپای ادمای مختلف ک تونسته بودن این حرکتو بزنن،خودمو بمب بارون میکردم
مدام خودمو تصور میکردم ک این حرکتو زدم و ذوقمو توی ریتم ضربان قلبم،متوجه میشدم
قدمهای ریز رو اول هر هفته،برای روزهای تمرینم مینوشتم،و بعد از انجامش تیک میزدم
چطور ذهنت را برای ایدههای بهتر باز میگذاشتی؟
مدل اموزش این حرکت،متفاوت بود و من مسلما دوس داشتم ک زودتر به هدفم برسم!
اول بهم گفته شد ک باید بتونی پول اپ یا همون بار فیکسو 8 الی ده تا بزنی بدون هیچ تاب خوردنی،خب تمرکزم رفت روی اون حرکت
بعد از اون مرحله مربیه دیگ ای،بهم گفت کش باید بخری
بعد ی مربی دیگ اشنا شدم و خلاصه مرحله ب مرحله میرفتم جلو
و اینم بگم که اون موقع اگاهیه این لحظه از زندگیو نداشتم و هرکاری ک به اون هدفم ربط داشتو انجام میدادم،درستو غلطشو سپرده بودم نمیدونم به کی
چه نگاهی کمک میکرد تا بتوانی هدایتها و نشانهها را بهتر ببینی و دنبال کنی؟
اونقدر همه ی حواسم تیز شده بود به هدفم،که هرکی هرجا راجبش صحبت میکرد سریع میگرفتمو میرفتم پیشش
مثلا وقتی با کسی صحبت میکردم ک متوجه میشدم ازاین حرکت اگاهه، یا دوستی داره ک ابن حرکتو اموزش میده،سریع درخواست میدادم ک برام وقت بزاره
یادمه توی پارک،توی سرما اموزش دادن بهم و من یه کش پاور تازه خریده بودم که اونم ایده برای اموزش همین حرکت بود و چون اموزش اون دوستمون،بدون کش بود،دیگ ازش استفاده نشد و هدیه دادم به همون دوستی ک در پارک بهم اموزش میداد،چون پولی ازم نگرفت واسه اموزش
چطور نجواهای ذهن را کنترل میکردی و در مسیر میماندی؟
خب پاره شدن کف دستام،خون و سوزش،همه اینا دلیل منطقی برای ادامه ندادن بودن
سرما گرما،دوریه راه
خستگی از تمرینه خودم جدا از این حرکت..
محدودیت هایی ک مربی اصلیم برای تمرین برام گذاشته بود که جای دیگ تمرین نرم یا …
خلاصه همه چی،به صورت واقعی نه به صورت نجوا،اماده بودن ک من کارمو انجام ندم
اما اون حرکت انقدرررررر برام بولد شده بود بین همه ی تمرینام،با تمام وجود دوس داشتم انجام بدم
از طرفی هم،این حرکت جزو سخت ترین حرکتا به شمار میومد،یعنی به هرکی میگفتی دلم میخاد این حرکتو بزنم،میگفتن سخته فلانه
پسرا هم به سختی میزنن تو ک دختری…
همین حرفا،منو بیشتر راغب میکرد
تا اینک یه روز داشتم تنها تمرین میکردم و انجامش دادم…
هیچ کس توی باشگاه باورش نمیشد..
مربیمون ک اقا بود و کلی برای خودش قوانین گذاشته بود ک با مربیه دیگ کار نکنین و از طرفی خودش هم یاد نمیداد و بهم میگفت سخته زوده واست،یادمه استوریم کرد…
همین رفتار باعث شد،ایمان بیارم وقتی هدفی دارم،به حرفه کسی جلو نرم و شجاعته خودمو نشون بدم،در نهایت همین افرادی ک باهات مخالفن،همراهت میشن،مشوقت میشن
من امروز خیلی هدایتی یه فایل از فایلهای دانلودی رو توی روز شمار خیلی رندوم باز کردم وهدایت شدم به این فایل استاد..
از تعجب میخکوب شدم ..
ندا جان تو بهتر از هرکسی میدونی که توی جنگ ایران واسرائیل من با چه بهانه ودلیل مسخره ومحدود کننده ای از قانون سلامتی خارج شدم …
اینکه ممکنه توی شرایط جنگی من مجبور بشم مثل همه هرچی هست همون رو بخورم
…
وای خدای من …
بخدا خندم میگیره واسه این منطق مسخره ی ذهنم که بعداز سالها کارکردن روی خودم وحتی مشاهده ی صدها نتیجه توی زندگیم انقده بیخود وبی جهت منو از مسیری که وفادارانه توش بودم خارج کرد منی که با شروع دوره ی قانون سلامتی استاد جزو اولین نفراتی بودم که به این شیوه زندگی کردن رو شروع کردم واز 85کیلو به 57 کیلو رسیدم
و این شیوه سبک زندگیه من شده بود ..
تمام خانواده وفامیل ودوستان همه میدونستند لایف استایل من چیه وهمیشه بهم تو این زمینه کمک میکردند…
توی مهمانیها غذای من جدا بود..
وچقدر از افراد خانوادمون وحتی فامیلمون هم با دیدن نتایج من اونها هم سبک زندگی وتغذیه رو تغییردادن..
حالا من کجام الان ..
منه دوست داشتنی ..
منه محبوب خدا الان برگشتم به وزن 70 کیلو ..
دوباره برنج ونون وماکارانی میخورم وکلی هم موقع خوردنش کیف میکنم ومیگم از زندگیت لذت ببر ..
انگاری فراموش کردم چه دردهایی قبل از دوره بامن بود.
فراموش کردم که چقدر توی دوره که بودم پرانرژی تر بودم..
حالا حاضرم این همه نتیجه رو با لذت خوردن یه بشقاب برنج یا ماکارانی عوض کنم؟
ندا جان اینکه شروع کردم بعد فایل هدایت شده از سمت رب مهربونم به خوندن کامنتهای بچه ها ورسیدم به کامنت تو که عزیز دلمی وخواهرمی یه نشونه ی واضح وروشن دیدم که برگردم ،برگردم به شیوه ی قانون سلامتی
دوباره سحرخیز باشم
دوباره پیاده روی روزانه داشته باشم
دوباره موقع پیاده روی فایلهای قانون سلامتی رو از شماره ی یک گوش کنم
دوباره به شیوه ی قانون سلامتی در 24 ساعت یک وعده غذای سالم بخورم..
ودرنهایت حتما برای عضله سازی هم ورزش کنم تا پوست صورتم شل ولاغر نشه که ذهنم بخواد از این طریق هم منو دلسرد کنه به ادامه ی مسیرم..
من مطمعن هستم که اگه مثل استاد دقیقا به شیوه ی قانون سلامتی عمل کنم ومانند ایشون ورزش کنم پوست شاداب وعضلات وماهیچه های رشد کرده وسفت و همچنین صورتی پر وزیبا دقیقا مانند استادخواهم داشت ..
وطبق گفته های استاد توی همین فایل من این موضوع رو به تو که بهترین دوستم هستی اعلام میکنم .
من از فردا که دهم مهرماه سال 1404 هست دوباره شروع میکنم زندگی وتغذیه به سبک قانون سلامتی رو ..
واینجا به خودم قول میدم که حواسم به ذهنم باشه که با دلایل مسخره وبه ظاهر منطقیه خودش منو از مسیر خارج نکنه..
ابجیه قشنگ من
راستی من این داستانی که در مورد هدفت نوشتی رو خوب به یاد اواردم وبازم توی قلبم تحسینت کردم که چقدر همیشه توی رسیدن به اهدافت کوشا وسرسختی ..
ما همون بعضی موقعا قانون رو فراموش میکنیم و اینقدر ظریف هست که بعضی موقعا ما یادمو چون ریشه انسان از فراموشکاری هست به قول قرآن ، زود نتایج یادش میره و سقف آرزوهاش کوتاه میشه
دوست عزیزم هیچ وقت به خودت غصه نخور ، خودت رو سرزنش نکن ، با خودت رفیق باش و ببین چطور همه چیز به امید الله یواش یواش درست میشه
یه بار دیگه دوره رو شروع کن و همه چیز درست میشه به امید الله
برای هر قدم کوچیکی که برای همه کارهات بر میداری سپاسگزار باش و به خودت جایزه بده و به قول آمریکایی ها به خودت بگو
Good job
همه چیز به اعتماد بنفس و عزت نفس و احساس لیاقت و ارزشمندی ما برمیگرده ، این رو به خودم میگم
دوست عزیز لیلا برات آرزوی سلامتی ، ثروت و خوشبختی در همه جنبه های زندگی رو از خداوند وهاب دارم …
دوست خوبم از اینکه کامنت من رو مطالعه کردین سپاسگزارم.
بله واقعا مسیر بودن با استاد توی زمینه ی داشتن عزت نفس و حس ارزشمندی خیلی بهمون کمک میکنه ،ماهم مثل تمام انسانها آزمون وخطا میکنیم ولی مثل بقیه توی سر خودمون نمیزنیم وبا دوست داشتن خودمون دوباره به خودمون فرصت جبران وبرگشت میدیم و احساس خودسرزنشی نداریم بلکه احساس خود ارزشمندی رو چنان قوی و استوار بنا کردیم که هیچ اشتباه ونتیجه ای نمیتونه این بنای مستحکم رو حتی بلرزونه..
وقتی استاد توی دوره ی احساس لیاقت میگن با هرنتیجه وهرشرایطی که هستین خودتون رو دوست بدارین ،دیگه تمومه
من برای دوست داشتن خودم نگاه نمیکنم به اینکه الان به دوره ی قانون سلامتی وفادار موندم یا از اون خارج شدم ..
جان دلم شما عزیزدل همه مایید.شما ی کامنت نوشتی انقدر کامنتت دلی و خداگونه بود که استاد براش فایل آماده کردن این کم چیزی نیست.
کامنتت اشک منو درآورد و ضجه میزدم بابت این حجم از سپاسگزاری.هیچوقت داستان اون ی قالب کره رو یادم نمیره و هرجا حرف سپاسگزاری میشه میگم من ی بنده خدایی رو میشناسم برا داشتن فقط ی قالب کره تو یخچالش سپاسگزاری میکرده الان بیا ببین ماشالا چه زندگی داره؟
بیزینس وومن صاحب چندتا شعبه جیگرکی.چه بیا وبرویی چه زندگی که توپم تکونش نمیده با کمک خدا.
اصلا بزار اصل قضیه رو بگم من سپاسگزاری رو از شما یادگرفتم.شما الگوی منی در مدل سپاسگزاری کردن انقدر که عمیق با ریزجزئیات و موشکافانه سپاسگزاری کردی.
راستش پزتم میدم که دوستمی مثلا میگم ی دوستی دارم بابت ی قالب کره تویخچالش جوری سپاسگزاری میکرده از خدا که نگو ونپرس.
عزیزدلم شما عزیزهمه ماهستید.دوست جانم نگران هیچ چیز نباش همون خدایی که همیشه حواسش به شما و لحظه لحظه زندگیته حواسش هم هست که انسان ممکن الخطاست.میدونه شما قوی تر از این حرفایی و وقتی تصمیم بگیری ی هدفی رو به سرانجام برسونی هیچی جلو دارت نیست وقطعا موفق میشی.
تحسینت میکنم بابت صداقتت،زلالیت و خدای درونت که برای ما آشکارش میکنی با کامنتات.
بگو: همه ستایش ها ویژه خداست، و درود بر آن بندگانش که آنان را برگزیده است. آیا خدا بهتر است یا آنچه شریک او قرار می دهند؟
اومدم از روشنی قلبم تحسینت کنم،برای تموم زیبایی هات،برای تموم موفقیت هات،برای قدرت توحید قلبت،برای آرامشت،برای استمرارت در مسیر درست،برای بهبود های مستمرت،برای ردپاهای نورانیت توی سایت،برای برکتِ فایلی که استاد از روی کامنت شما ضبط کرد،برای تموم مهربونی هات،برای الگو بودنت،برای ثروتمند بودنت،برای بیزنس وومن بودنت،برای زندگی قشنگی که برای خودت ساختی،برای تجلی ایمانت که خانواده رو هم به سمت مسیر نور کشونده،برای همه ی طبیعت گردی هات،برای توکل کردن هات،برای صداقتت،برای عزت نفست،برای دلنشینی کامنتات،برای خودت…بدون هیچ قیدو وشرط برای این لیلایی که هستی ازت سپاسگزارم…
دیشب داشتم به جلسه 5 قدم3 گوش میدادم،استاد جان میگفت اینکه آدم بپذیره که یک جایی مشکل داره این خودش یک موفقیت بزرگه!همین پذیرش و تلاش برای بهبود عیب ها،کلی از مسیره….
و شما لیلاجانِ بشارتی،با اینکه میدونی خیلی ها پیگیر کامنت های شما هستند و با این عزت نفس میای اقرار میکنی یک مسیری رو اشتباه رفتی و برای بهبود اشتباهت در جمع دوستان هدفگزاری میکنی،این یک مدار سعادتمندی بسیار بالاست…و من به وجود همچین دوستانی توی زندگیم افتخار میکنم…
دوستانی که هیچ وقت ندیدمشون اما از هر نزدیکی،نزدیک ترند…
این تلگراف رو از روشنی قلبم برات نوشتم،داشتم به جلسه 4 قدم5 گوش میدادم که قلبم من رو هدایت کرد برای نوشتن این کامنت…
وقتی هم گوشی رو تویدستم گرفتم ساعت 09:09 بود و روی صفحه گوشی نوشته بود:
سلام و سلامتی به نازنین بنده خداوند و شاگرد زرنگ استاد جانم و همکلاسیم تو خیلی از دوره ها
اول تحسینت می کنم عزیزم برای این چهره ی زیبا و خندان و دلنشینت برای اسم و فامیلی قشنگت برای همه ی زیباییهای درونی و بیرونیت برای وجود ارزشمند خودت بی هیچ قید و شرطی
تحسینت می کنم برای همه ی کامنتهای زیبات که من تقریباً همه شونو می خونم
تحسینت می کنم برای همه ی موفقیتهات برای نتایج شیرینت برای آرامشت و نیروی ایمان و توحیدت برای صداقت و درستکاریت برای الگو بودنت بعنوان یک خانم مستقل خودساخته و کارآفرین موفق
برای الگو بودنت و تأثیرگذاریت روی خانواده و بستگان
برای اینکه چراغ راه شدی هم برای ما بچه های سایت و هم برای خانواده ات..
تحسین برای..
تحسین برای..
تحسین برای…
لیلا جان باور میکنی که من هنوز سردر نیاوردم بالاخره جنگ بین ایران و اسرائیل بوده یا شورش داخلی مخالفین بر علیه حکومت که اسرائیل هم حمایتشون کرده یا بر عکس!!!
عجب شیر تو شیری شد(خخخ)
اصلا ً هم مهم نیست..
مهم الانه که امن و امانه مهم حال خوب خودمونه مهم رشد و پیشرفتمونه و….
اتفاقاً امشب که همسرم تی وی رو روشن کرد که اخبار شب رو ببینه و من هم یه لحظه چشمم به زیرنویسش افتاد و صداش رو البته طبق قرارم با همسرجان نمی شنیدم،
درباره قبول پیشنهاد آتش بس (آقای) ترامپ از طرف حماس بود و اینکه ایشون گفته اسراییل باید فوراً حمله به نمی دونم کجا رو متوقف کنه، و علاوه بر اون آقای ترامپ اسرائیل رو محکوم کرده
من تو دلم بسییار تحسینش کردم و آرزوی خیر کردم براش..بگذریم..
لیلا جانم من اینجور نبوده که کلاً قانون سلامتی رو کنار بزارم اما گاهگاهی غذاها و مواد خوراکی کم کاربی که تو قانون سلامتی اسمی ازش برده نشده میخورم و بندرت پیش بیاد برنج و نون و ماکارونی بخورم اما همین دیشب که همسرم از این کلوچه های فومنی که اندازه ی نعلبکیه چندتا خریده بود(که من قبلاً خیلی دوست داشتم و میخوردم)، و همون موقع داشتیم با تماس تصویری واتسپ با دخترا و همسراشون و نوه هامون میگفتیم و میخندیدیم ومن یکی از اون نون هارو خوردم که بعد از یکماه بود، یکی دوبار هم همینجوری بعد از یکماه شده بود
و اصلاً خودمو سرزنش نکردم و با خودم گفتم عیبی نداره منم گاهی هوس می کنم من که در حد استاد
جانم نیستم حالا حالاها باید روی خودم کار کنم شاااید که به گرد پاش برسم..
البته من تفاوتی که با شما دارم اینه که از قبل شروع دوره که چهار سال پیش بود هم اضافه وزن نداشتم دردی چیزی هم نداشتم هیچ مسئله خاصی هم نداشتم
54 کیلو بودم بعدش شدم بین 48 تا 45 کیلو
و پیاده روی(حتی قبل از قانون سلامتی داشتم) و ورزش عضله سازی رو مرتب انجام میدم و از چهار سال پیش تا حالا دو وعده غذا می خورم و دیگه عین آدمای روزه لب به چیزی نمیزنم بجز آب و قهوه خالی و دمنوشهای از مواد مجاز مثل هل و دارچین و زعفران اونهم بدون قند یا شکر یا شیرینی
و اینکه چه رعایت کنم و چه نکنم تو این چهار سال وزنم ثابت مونده و الانم46 الی 47 کیلو هستم تفاوت در حد یکی دو کیلو..
کم کم درست میشه به امید خدا
هم برای من هم برای شما
غصه که استغفر الله، بهیچوجه نخوریم
من نه که بخاطر حرف دیگران باشه، خودم دوست ندارم صورتم بخصوص بین دو ابروم چین و چروک داشته باشه چون وقتی تو آینه نگاه میکنم می بینم چهره ام مثل آدمای اخمو هست، و من دوست دارم خندان باشم البته که سنم 67 ساله و روی صورتم بیشتر از جاهای دیگه تأثیر گذاشته وسلولها بیشتر روی هم نشست کرده..
الحمد لله فی کُلّ حینِِ و علی کُلّ حال
خدا رو هزاران بار شکر بر نعمتهای همگیمون
الهی همگی در مسیر درست مستمر و ثابت قدم باشیم
الهی در این دنیا و در اون دنیا در بهشت باشیم
الهی خدا به همه ما خانواده صمیمی عباسمنش (بخصوص من که مسن ترین شاگرد استادم) اونقدر عمر طولانی بده که هرچی بیشتر از آموزشهای خدایی استاد جانم استفاده کنیم
لیلا جان عزیزم خیلی دوست دارم و بهترینهای دنیا و آخرت رو از خداوند بخشنده و مهربان برات درخواست می کنم
ای مردم! از پروردگارتان بپرهیزید، آنکه شما را از یک تن آفرید و جفتش را [نیز] از [جنس] او پدید آورد و از آن دو تن، مردان و زنان بسیاری را پراکنده و منتشر ساخت. و از خدایی که به نام او از یکدیگر درخواست می کنید، پروا کنید و از خویشاوندان بپرهیزید. یقیناً خدا همواره بر شما حافظ و نگهبان است.
=====================================
سلام به روی ماهِ مادرِ نورانی من
الهی که حال دلتون عالی باشه ودر فرکانس احساس خوشبختی بی قید وشرط…
میگما…اگر فکر کردید که فکر میکنید فکر نکنید:) که این یک اشتباه ریپلایی نبود،بلکه این یک پاسخ واضح ومارمیت اذ رمیت بود…
بزارید براتون تعریف کنم…
دقیقا دیشب همین موقع که شما داشتید این کامنت پربرکت رو مینوشتید من در حال جنگ با نجواهای ذهنی بودم که مدام بهم میگفت عجب آدم بیخودی هستی که اینجوری رفتی توی غار،اگر ناراحت شده باشن چی؟اگر خاطر خانم سلیمی جان رو مکدر کرده باشی چی؟! هرچی بهش میگفتم اینجوری نیست،من باید این کارو میکردم،اونا منو درک میکنند،اونا دوستم دارند،اونا خودشون بیشتر از من قانون رو میدونن،اونا از من توحیدی ترن…مگه قانع میشد؟!
اخرش شروع کردم به تکرار این عبارت جادویی که همیشه قلبم رو اروم میکنه:اگر من ذهنم رو کنترل کنم،همه چیز به نفع من تموم میشه…
حالا دیدید چطور جهان به نفع من کار کرد خانوم سلیمی جان؟!دیدید خدا چطور همه چیز رو هماهنگ کرد:)دیدید من انقدر خوب فرکانس فرستادم که خدا یک کاری کرد شما روی اسم من ریپلای کنید:)دیدید خدا چقدر باحاله؟!:)
راستی چقدر امروز تو قلبم تحسینتون کردم که کامنتتون در بهترین زمان تایید شد و در بهترین موقعیت مکانی قرار گرفت،با خودم تکرار کردم این مادر نورانی…کارش دررررسته….دَمِشون گررررم…سایه شون مستدام…
(متّقین) کسانى هستند که در راحت ورنج انفاقمىکنند وخشم خود را فرو مىبرند و از (خطاى)
مردم مىگذرند، و خداوند نیکوکاران را دوست مىدارد.
===================================
سلام به عشق عزیزم سعیده نورانی پروردگارم
الهی در بهترین حال دل و همفرکانس با خدا باشی که هستی
ایجانم ای جان حال دلم عالیه و با دیدن تلگراف پر برکتت عالیتر شد
قربون این خدا برم من که قلبها رو به هم پیوند میده اینقدر هوای همه مونو داره و چیدمانش چقدر قشنگه
از من برای شما عشق میفرسته، و از شما هم برای من، از من هم دوباره برای شما همین پاسخی که دارم برات با عشق می نویسم
دیدی تو کامنت دوباره ای که برای لیلا جان گذاشتم برای توضیح ماجرا،این رو هم نوشته بودم؟ :
(با خودم گفتم خدایا شکرت برای وجود سعیده جان شهریاری تو زندگیم که اینقدر مدارش بالاست و رزقاضافه و بغیر الحساب بهش میدی که حتی وقتی من برای یه دوست عزیز دیگه ام میخوام بنویسم
میفرستی برای اون.. و کلی براش دعا و آرزوی خیر کردم)
من میدونم چقدر مدارت بالاست و کارت درسته همیشه هم تحسینت کردم، و متوجه شدم این اشتباهم بیخودی نبوده و بعد باجوابت چقدر دلم شاد شد و خدا رو شکر کردم برای وجودت که خیلی عزیزی برام،
احتمال میدادم که با اون شکل صحبت کردنم باهات که بخاطر شوکه شدنم از شنیدن خبر ناگهانی توی غار رفتن شما و فاطمه جان محرمی گریه ام گرفته بود و بغض کرده بودم و اشکام همینجوری می ریخت و اصلاً راحت نمی تونستم صحبت کنم؛ شما فکرت پیش من میمونه، بخاطر همین در صدد بودم که زیر یکی از کامنتهات درباره همون شب توضیح بدم،که باز هم شما السابقون شدی وبرام پاسخ گذاشتی:)
اون شب من خیلی زود آروم شدم خدا رو شکر، و گریه و اشک و بغض کردنم هم از روی ناراحتی نبود، از حس عمیق سپاسگزاری ناشی از داشتن چنین دوستانی بود
و مثل شما که گفتی نماز شکر خوندی برای وجود ماها تو زندگیت، من هم قبل از خواب دو رکعت نماز شکر خوندم برای وجود شما و فاطمه جان محرمی تو زندگیم
و کلی دعا و آرزوی خیر کردم براتون و راحت خوابیدم
خلاصه گفتم که بدونی مکدر شدن کجا بوده بابا(خخخ)
من حالم عالیه خدا رو صدهزار مرتبه شکر
خیلی ممنون از خبرهای خوبی که درباره من اینجا نوشتی
این رو هم علاوه کنم که همین دیشب و امروز صبح که کامنتها منتشر شد 7 تا نقطه ی آبی داشتم خدا رو صد هزار مرتبه شکر
خدا رو میلیاردها بار شکر برای همه ی نعمتهای خودم و عزیزانم
عاشقتم یه عالمه
هرچی بگم بازم کمه
بهترینهای دنیا و آخرت رو از رب العالمین جان برات درخواست می کنم
به امید دیدار روی ماهتر از ماهت در بهترین زمان و مکان
بانوجان بینهایت سپاسگزارم برای نوشته ی ور از محبت شما عزیز دلم..
بله کاملا حق با شماست ..
با احساس خود سرزنشی هیچ هدایتی اتفاق نمیافته و انسان همچنان در مسیر نامناسب طی مسیر میکنه وهدایت خدا تنها زمانی از راه میرسه که انسان در احساس خوشایند عزت نفس و خود ارزشمندی قرار داشته باشه و هم جهت بشه با جریان خداوند
فاطمه جان عزیزم
با وجود اینکه صورت خیلی لاغر وکوچکی دارم ،همیشه در اینه عاشقانه خودمو نگاه میکنم واز خلقت خودم ذوق میکنم و هر وقت ذهنم میاد که منو با دیگران مقایسه کنه که ببین فلانی چه صورت پر و زیبایی داره بهش میگم عزیزم این نعمت وموهبت خدا برای من بوده وهست و اگر من در جزیره ای تنها خلق میشدم آیا بازم لاغری صورت معنا داشت .
در جهانی خلق شدیم با دنیایی از تفاوتها
واین انرژی و سیرت منه که با دیگران رابطه داره هرچند که من همین صورت رو هم قلبی دوست دارم این چیزی هست که بهم اعطا شده حالا اینکه توی ذهن دوستش داری یا نه مشکل خودته چون توی ذهن همیشه در حال مقایسه ی خودت با دیگرانی ..
فاطمه بانوی عزیزم همینکه آگاه باشیم که در این کالبد بدن یک شخص دیگری بنام ذهن هم هست که همراه ما زندگی میکنه و گاهی ما دچار هم هویتی با این ذهن میشیم بهمون خیلی توی مهار کردنش کمک میکنه ..
فقط کافیه آگاه باشم که این شخصی که توی وجودم بهم حس بد میده ،من نیستم این ذهنه
من ،همون اگاهی و روح پاکی هستم که نسبت به هر چیزی در این جهان عشق بی قید وشرط داره چون با تمام ذرات هستی احساس یکپارچگی و وحدت میکنه..
هرچند کار آسونی نیست .
چون سالیانه ساله که این ذهن قدرت گرفته ودر ما حرف میزنه ،دستور میده فکر میکنه ،تصمیم میگیره وجوری حکومت میکنه که صدای قلبمون و اگاهیمون پایین مونده اما هدایت راه خودش رو باز میکنه ..
عاشقتونم فاطمه بانوی عزیزم.
و اینکه سن یه عدد ذهنیه
و روح هیچوقت زمان ومکان نمیشناسه همیشه جوان وبرنا هستین عزیزم.
یادیکی از نوشته هام ویک برگ ویک خاطره از زندگیه بهشتیم انداختی منو…
وچقدر مهرومحبتت بیشتر توی قلبم نفوذ کرد چون حس کردم تمام ردپاهای منو دنبال کردی عزیز ترینم…
سعیده جان
با اشک مینویسم..
با هق هق مینویسم ..
انقلابی وجودم رو فرا گرفته که توصیفی نمیشه کرد…
سعیده ی عزیزم میدونم خیلی خوشحال میشی بشنوی این دوست ویار توحیدیت فردا شهرکباب 700متری رو داره افتتاح میکنه …
با تمام هدایت های خودش ..
هرجا هر شخصی هر پستی هرمقامی خواستن چوب لای چرخ کارمون کنند دستم رو روی قلبم گذاشتم وگفتم هیچ قدرتی بالاتر از تونیست یارب
وراه برام باز شد …
بدون تابلو داریم شهرکباب رو بازمیکنیم چون شهرداری از ما پولی میخوادتحته عنوان حبه …
اما من این پول رو ندادم ..
اصلا نداشتم وخواست خدا بود که نداشته باشم..
وبا تکیه به خودش که خودش برام اسم بشه و قشنگترین وروشنترین تابلو بشه توی چشم رانندگانی که به سرعت از اتوبان میگذرند دارم بازش میکنم..
سعیده جان نمیدونی این رفیق توحیدیت چه حالی داره تو این لحظه..
حس میکنم دستام توی دستای یار جونیمه
نگاهم توی نگاه یار جونیمه
فردا برام شاهکاری داره
.حجم عظیم مشتریان رو توی صف فیش غذا میبینم.
سعیده جان خیلی ساله که هرروز صبح توی حس بهشتی چشممرو به جهان باز میکنم و تا شب توی بهشت نفس میکشم وزندگی میکنم وتلاش میکنم برای بهبود بیشتر و شب دوباره با سپاس از این عشق هر لحظه همراهم دفتر ستاره ی قطبی رو میبندم ومیخوابم..
درست مثل تو
درست مثل تمام بچه های بهشتی سایت ..
حال وروزم عالیه ..
از لحظه ای که این ملک 700 متری رو که قبلا خرابه ای بود تحت کاربریه دامداری استفاده میشد والان 7ماهه که ریختیم پایین واز نو ساختیم هر روز یه چالش داشتیم و تمام اینهارو حل کردیم با هدایت خواستن از خدای مهربونم، پشت سر گذاشتیم من و همسرم احسان عزیزم اون گاو داری رو تبدیل کردیم به شهر کباب
هنوزم چالش هست و ما هستیم با راه حلهای خدای همیشه حاضرمون..
میدونم یه لبخند به پهنای صورت روی لبهات نقش بسته
میدونم اشک شوق از چشمات غلتیده.
مهربونی که هرگز ندیدمت..
برات گفتم چون خوب میشناسمت .وقلب بزرگت رو حس میکنم ..
شعبه ی سوم افتتاح میشود…
فردا روزی مبارک برای منه
استاد جان ازت سپاسگزارم که با اگاهیها تون سوخت منو احسانم شدین وحالا شاگردان شما فردا میرن که سومین شعبه ی خودشون رو شهرکبابشون رو افتتاح کنند به امید خدا .کاش ایران اومدین افتخار بدین تشریف بیارید واز مجموعه های ما دیدن کنید…
سعیده جونم شما وبچه های عزیزم که نیازی به دعوت ندارین متعلق به خودتونه..
خدایِ من چقدر خوشحال شدم از شنیدن این موفقیت بزرگ و چندین باره شما
و مطمئنم این خبر به گوش اکثریت اهالی این سایت خواهد رسید و باز هم مثل فایل پارسال در مورد شما انگیزه حرکت خیلیا خواهد شد
احسنت که اهل عملی
شما این رو خیلی خوب رعایت کردی که استاد همیشه میگفتن حرف خوب رو همه بلدن من با کسایی کار دارم که نتیجه دستشونه
استاد چشم و دلت روشن شاگردت ترکونده ماشاالله
هزاران سپاس ،خدا خیرت بده که اومدی و این موفقیت رو با هم به اشتراک گذاشتی و ایمانمون به مسیر بیشتر و بیشتر شد
تعهدی که شما داری واقعا قابل تحسینه این تعهد محکم شما رو از کامنتهای قدیمیتون ، استمرار توی مسیر و تلاش برای کسب نتیجه من میبینم و نتیجه های ارزشمندی که دستتون
شما به قول استاد و مثل استاد در تمام جنبه های زندگی یه الگوی بی نظیر برای اهالی این خونه هستین
اصلا سر صبحی خیلی خوشحال شدم خیلی ذوق کردم بابت این خبر فوق العاده و براتون کلللی دعای خیر میکنم که
نگاه خدا از هر طرف حافظ و نگهدارتون برکت و ثروت از در و دیوار شهر کباب بریزه و از معجزه هاش بیای برامون بنویسی
معنویترین، متفاوتترین و خوشمزه ترین شهر کباب مبارکتون باشه زوج موفق سایت عباسمنش
پس پروردگارت را همراه با سپاس و ستایش تسبیح گوی، و از او آمرزش بخواه، که او همواره توبه پذیر است.
=====================================
لیلا جانِ عزیزمسلام…
صبحی مبارکست نظر بر جمال دوست
بر خوردن از درخت امید وصال دوست…
بختم نخفته بود که از خواب بامداد
برخاستم به طالع فرخنده فال دوست…
تلگراف پراز مهرو عشقت رو ساعت 5 صبح به همراهِ همزمانی های خداوند با چشمِ دلم خوندم و نورش قلبمرو روشن کرد…
دیشب روبا یک حال عالی خوابیدم،یک ذهن آروم،یک قلب باز،یک روح پر از شکرگزاری و یک تمرین ستاره ی قطبی پر از نور…
2 تا پیغام از سمت خداوند دریافت کرده بودم:
اولیش یک نوشته ای بود که هدایتی دیدمش:
هرگز بیخیال رویاهات نشو
هیچ وقت نمیدونی!
چقدر بهشون نزدیکشدی..
و هدایت قرآنیم به آیه 22 مجادله:
هیچ قومی را که ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند نمییابی که با دشمنان خدا و رسولش دوستی کنند، هر چند پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندانشان باشند؛ آنان کسانی هستند که خدا ایمان را بر صفحه دلهایشان نوشته و با روحی از ناحیه خودش آنها را تقویت فرموده، و آنها را در باغهایی از بهشت وارد میکند که نهرها از زیر (درختانش) جاری است، جاودانه در آن میمانند؛ خدا از آنها خشنود است، و آنان نیز از خدا خشنودند؛ آنها «حزب اللّه» اند؛ بدانید «حزب اللّه» پیروزان و رستگارانند.
ودقیقا قبل از بیداری و دیدن تلگراف پر از نور و بشارتت تو خواب دیدم پدربزرگم که 12 سال پیش به رحمت خدا رفته،و در دوران زندگیش یک انسان توحیدی و ثروتمند بوده،برگشته و انقدر خوشحاله،انقدر شاده،انقدر میخنده که حد نداره…یک گوشه ای از مهمونی نشسته بود و با خوشحالی دست میزنه…
من هم با این هم زمانی دوباره رفتم سمت رفیقم قرآن جان…گفتم خدایا تو چی داری به من میگی…وپاسخ این بود :
مؤمنان، فقط کسانی هستند که چون یاد خدا شود، دل هایشان ترسان می شود، وهنگامی که آیات او بر آنان خوانده شود بر ایمانشان میافزاید، و بر پروردگارشان توکل می کنند.
مؤمنان واقعی و حقیقی فقط آنانند، برای ایشان نزد پروردگارشان درجاتی بالا و آمرزش و رزق نیکو و فراوانی است.
میدونم که خیلی خیلی بهتر از من میدونی هیچ چیز در این جهان اتفاقی نیست…
مدت ها تحسین های قلبی من،صحبت از خوبی هات وموفقیت هات،آرزوهای پر از نور برای بیزنس قشنگت کردن،امروز به شکل یک هدیه از طرف خدا واز دستان شما رفیق نازنینم رسید،خبرِ افتتاح سومین شعبه ی کبابی…توسط انسان های توحیدی و با ایمان خداوند…و اینهمه هم زمانی ….
اگر نزدیکتون بودم با عشق امروز خودم روبهتون میرسوندم…اما اگرالان نیستم یعنی این اتفاق در بهترین زمان میفته…نه فورا…ولی حتما…میام پیشت…با دست پر…با قلبی پراز عشق،با یک بغل پر از مهر…
خیلی دوستت دارم،خیلی برات خوشحالم،خیلی بهت افتخار میکنم و میدونم خداوند همواره درحال حمایت و هدایت شماست…و خودش بهترین مشتری ها رو به سمتتون میفرسته…
سلام لیلی قشنگم مبارک باشه عزیزم تا باشه از این خبرها.نمیدونم چرا با اشک برات مینویسم خداروشکر انشاالله پر بشه از عشق وبرکت برای شما وخانواده محترمتون.دست خدا بالاترین دستاهست چه خوبه که دستت تو دست اون قدرت بی انتهاست.بهترینها رو برات میخوام از الله مهربانم به امید روزی که ببینمت بانوی عشق وتلاش وزیبایی.یدالله فوق ایدیهم
کامنتت رو خوندم و بینهایت بخاطر این پیشرفت عظیمت خوشحال شدم و با تمام وجودم برات آرزوی موفقیت در پناه الله مهربان کردم
خیلی خیلی خیلی خوشحالم بدلیل اینهمه موفقیتت و امیدوارم بینهایت براتون پرخیر و برکت باشه و تو تمام کشور یه شعبه ازش بزنید تا همه ما بچه های سایت در هر کجای ایران که هستیم از مشتریان شما بشیم
خدارو صد هزار مرتبه شکر بخاطر اینهمه تغییر تو زندگیت و خدارو هزارن مرتبه شکر بخاطر استاد نازنین که چنین شاگردان جسور و با استعداد و با پشتکاری رو دارن آموزش میدن و به همون اندازه که ما خوشحال و سربلند میشیم استاد هم خوشحالتر از همه ما بدلیل این حجم از موفقیت دانشجوهاشون میشن
بهترینها رو براتون آرزومندم لیلای نازنین
به امید دیدارتون در بهترین زمان و بهترین مکان از راه دور میبوسمتون
امروز هدایت شدم به خوندن کامنت زیبا و پر از نور و برکت و انرژی
اینقدر خوشحال شدم و اشک از چشمام سرازیر شد که انگار
خودم این موفقیت را کسب کردم
هرجا هر شخصی هر پستی هرمقامی خواستن چوب لای چرخ کارمون کنند دستم رو روی قلبم گذاشتم وگفتم هیچ قدرتی بالاتر از تونیست یارب
وراه برام باز شد …
چقدر این جملت قلبمو باز کرد
چقدر حالم خوب شد
عزیزم هزاران بار بهت تبریک میگم که دنبال لیاقتت رفتی و در مسیر بهترین ها هستی
تو با عمل به قوانین و توکلت به خدا نشون دادی که قانون کار میکنه، که “خدا در جزئیترین لحظهها حضور داره و داره با ما زندگی میکنه.”
از ته دل خوشحال میشم شاهد رشد و گسترش تو باشم، چون موفقیت تو یعنی تأیید دوبارهی وعدههای خداوند برای همهمونه
پشتکارت را تحسین میکنم و میخوام منم هر روز بهتر از دیروز بشم
عزیزم منم بعد از چند سال که دلم میخواست آتلیه بزنم و نمیشد بخاطر باورهای مخرب تو دوره هم جهت با جریان خداوند هدایت شدم و الان پنج ماهه به فضل خدا آتلیه توحیدی قشنگم را افتتاح کردم
و هر روز دارم تکاملم را طی میکنم
خدا روشکر میکنم که من را با قوانینش آشنا کرد دستم را گرفت آورد داخل این سایت نورانی و با شما دوستان توحیدی آشنا شدم و شدید الگوی زیبایی و توحیدی من
بازم ممنون از کامنت زیباتون و اینکه این موفقیت بزرگ را با ما به اشتراک گذاشتید تا ایمانمون قوی تر بشه و با مومنتوم مثبت به مسیرمون ادامه بدیم
با خدا باش و پادشاهی کن
امیدوارم هر روز الهامات جدیدتری بگیری، مسیرت با برکتتر بشه، و حضور خدا در کسبوکارت عمیقتر و پررنگتر حس بشه
به قول استاد: وقتی با خدا همراهی، مسیر فقط گسترش و فراوانی داره
خدا رو هزاران هزار مرتبه شکر بابت موفقیت هاتون میدونم حس خیلی خوبیه چه قدر زیباست این مسیر و شمایی که در این مسیر ثابت قدم موندی در کنار خداوند موندی از ایده هایش استفاده کردی و پاداشهای خداهم بهتون رسید خیلی براتون خوشحالم و خیلی خیلی بهتون تبریک میگم امیدوارم روزهایی پر از خیر و برکت فراوان در پیش رو داشته باشی.
آبجی اینقدر برات خوشحال هستم که بی اختیار دارام اشک میریزم، شعبهء سوم اونم به متراژ 700 متر الهی هزاران بار شکر
با استارت شعبهء سوم قرار دستانی از خداوند بشی چون قراره یه تعدادی توی این شعبه استارت کارشون رو بزنند و برای خانواده هاشون روزی ببرند، و این چرخهء خیروبرکت گسترش پیدا کنه اونم توسط یکی از بنده گان لایق خداوند
کامنت های شما برای من انگیزه بخشه و هر زمان که کامنت بذارید برای من ایمیل میاد و میام و می خونمش و همین جا از شما تشکر میکنم که وقت میذارید و موفقیت هاتون رو با ما به اشتراک میگذارید
من شهریار زندگی میکنم خیلی نزدیک به شما که دوست دارم یه روز به صورت کاملاً هم مداری جذب بشم و در رستوران شما مهمان باشم.
دیروز اتفاقاً داشتم رانندگی میکردم یاد شما افتادم که خیلی وقت بود کامنت نذاشته بودید تو ذهنم گفتم از خانوم بشارتی چرا دیگه خبری نیست چرا کامنت نمیذاره ؟ چون عادت کرده بودم بیام کامنت های شما رو بعنوان یک کارآفرین موفق بخونم و انگیزه و ایده بگیرم بعد پیش خودم فکر کردم گفتم احتمالا دارن کارهای خیلی بزرگی انجام میدن و میخان بعد از گرفتن نتایج بیان و اعلام کنند که امروز ایمیل کامنت شما اومد و من خوندم.
اینکه شما هواس تون به خودتون هست و اولین نفر زندگی تون خودتون هستید برای من الهام بخشه
اینکه ارتباط خوبی با خواهرتون دارید برای من تحسین انگیزه
اینکه تعهد دادید و پاش هستید عالیه.
امیدوارم روزی بینمتون که منم نتایجی در حد مدار و نتایج شما داشته باشم و تمام صحبت ها از رشد و پیشرفت و ایمان و شجاعت های مسیرهامون باشه.
قطعا این همفرکانسی کار خودش رو میکنه ومن روزی شما وخانواده ی محترمتون رو در شهرکباب زیارت میکنم..
نه تنها شما بلکه اکثر دوستان عباس منشی خودمو
شما میایید واز نزدیک شاهد هم جهت بودن دوستتون با خداوند میشید.
میبینید که چطور لیلای عباس منشی در کنار همسر عزیزش اقا احسان گل چطور شونه به شونه ی خدا در مسیر قانون حرکت کردند و خودشون رو از یه مغازه ی 30 متری کوچیک با کلی بدهکاری رسوندن به شعبه ی سوم خودشون که 700 متره بخدا اعتبارش فقط با خداست و البته تلاش و زحمات با عشق وعلاقه ی شبانه روزی خودمون ..
چه روزهایی که احسان من دوشب دوشب توی شهرکباب که 7ماهه از چاردیواری گاوداری الان شده شهرکباب میموند و کار میکرد با عشق کار میکرد وهرجا چوبی لای چرخ کارمون میزاشتن با اگاهیهای استاد وبا رعایت قانون همین چوب هارو از لای چرخ میکشیدم بیرون و این چرخهارو روغنکاری میکردم ..
خبر خوشم به تمام بچه های سایت اینه که به امید خدا روز سه شنبه غروب افتتاح شهرکبابه.
خدا رو هزاران بار شکر میکنم که شعبه سوم تون رو هم زدید و تبریک من رو پذیرا باشید بی نهایت تحسین تون میکنم برا این حد از سیری ناپذیری در پیشرفت و اینکه به قول استاد عزیز کمک می کنید به گسترش جهان .
شما برا من یه الگوی الهی هستید کسی که از منفی شروع کرد ایمانشو نشون داد جا نزد گریه ای اگه داشت نگه داشت برا زمانی که باید از سر شوق اشک می ریخت منتظر نموند و حرکت کرد و تکاملش رو طی کرد و خدا هم مشتاقانه دست گیری کرد و برکت بخشید.
این پیام الآن در غروب چهارشنبه به دستم رسید در حالی که ظهر یه حسی بهم گفت ایمیل هامو چک کنم و دیدم که شما لطف کردید و پاسخ دادید و اگه بگم که خوشحالی من برا افتتاح شعبه جدید تون کم از شما نبود دروغ نگفتم آن شاالله که هر لحظه از در و دیوارش براتون ثروت و برکت و نعمت بباره و برا مشتریانتون هم سلامتی و شادی.
یه مطلبی که درباره خودم میخام بگم اینه که من دو سال پیش دوره شیوه حل مسائل رو خریدم و شروع کردم به کار کردن و چون درک درستی نداشتم نتونستم درست عمل کنم و نتیجه بگیرم و حتی برعکس درگیر مسائل مالی شدم پاییز پارسال با تمام فشار استخوان شکنی که روم بود در دوره 28 روزه ای که خانوم شایسته لطف کردن گذاشتن شرکت کردم که خیلی کمکم کرد تا بتونم سرپا وایسم و نم نم بدهی هام رو بدم و اگه با همین روند جلو برم و هیچ ورودی مالی دیگه نداشته باشم احتمالا تا عید تازه برسم به صفر.
من کارشناس مکانیک هستم و امسال سال یازدهم هست که در این شرکت پگاه کار میکنم اما به شدت علاقه به این دارم که با خونوادم وقت بگذرونیم و بیشتر باهم باشیم و کاری برای خودم داشته باشم و جز رویاهام شده نمیدونم چرا ایمانم اونقدر قوی نمیشه که یه اقدام عملی قوی در راستای هدفم انجام بدم و همش چشم دوختن به حقوق ثابت اینجا و این دایره امن توهمی.
مثلاً همیشه تو رویاهام بود که یه مجتمع داشته باشم مثل تعمیرگاه که چندین نفر بتونن کار کنم اونجا و کارای مالی و اداریش رو دخترم و خانومم انجام بدن و کارای داخلیش رو پسرم (البته هنوز کوچیکن و این ایده برا آینده شون بود که اگه خودشون مایل بودن بیان) و خودم هم بعنوان صاحب کسب و کار بالا سر کار باشم حتی شکل و ساختمونش رو هم بارها تو ذهنم ساختم اما هیچ وقت براش اقدامی نکردم نمیدونم شاید بخاطر اینه که باورش نکردم یا حتی خودمو باور نکردم .
اینجا این سایت و این همه عزیزانی که هستن تمام سوالات آدم رو جواب دادن اما بعضی وقتا آدم با گفتن حرفاش و یا حتی خوندن راهنمایی اساتید میتونه قفل مغزشو زنجیر پاهاشو سریع تر بشکنه و از فریز بیاد بیرون .
ممنون میشم اگه از دید استادانه که دارید نگاه می کنید راهنمایی ، مطلبی یا راه حلی دارید که بتونه کمکم کنه بهم بگید
با درود و وقت بخیر خدمت دوست گرامی و شاگرد موفق و زرنگ سایت بینظیرمون
لیلا خانم بشارتی بهتون تبریک میگم که خانوادگی در سایت حضور دارید واقعا جای تحسین داره . اتفاقا چند وقت پیش به کامنت خواهر عزیزتون ندا بشارتی عزیز هدایت شدم که کلی از شما و برادرتون در جهت موفقیت هاتون نوشته بودند . در فایل عشق و اشتیاق برای موفقیت گفتند..
بیاد اوردم که داداشم توی همین شرایط داره ملکه 24 واحدیشو میسازه
قنادیشو میچرخونه
اون یکی داداشم ،مسافرته ومغازش داره اداره میشه
ابجیم داره شهر کبابو میسازه
واقعا بهتون تبریک میگم و تحسین تون میکنم که یکی از یکی دیگه موفقتر هستید و همچنین خواهر عزیزتون ندا جان که در رشته ی ورزشی خودش موفق هستش.. واقعا توی این سایت چقدر لذت بخشع که خانواده ها هم فرکانس همدیگر هستند و همگی با هم حرفای مشترکی دارند و برای موفقیت همدیگر خوشحال میشن و همدیگر رو تحسین میکنند و استادشون هم استاد عباسمنشع !!!!!
خدایاااا شکرت
لیلا جان برات آرزوی موفقیت میکنم و امیدوار در مسیر قانون سلامتی به خواسته آت برسی و برات شادی و شادمانی و موفقیت و سلامتی بیشتری آرزومندم
روز و شبت بخیریت و خوبی خوشی و ایام بکامت شیرین و گوارا همراه با سلامتی و پول و ثروت و نعمت در کنار عزیزان دلبندت
منم خیلی خوشحالم از اینکه دوستان با محبت واگاهی در این خانواده ی صمیمی عباس منشی دارم واز طرفی خیلی خوشحالم برای خانواده ام که به قول شما واقعا یکی از یکی موفق تر هستیم و هممون در مسیر آگاهی.
مسیر زندگی که توی زندگی ما 5 تا خوهروبرادر هست نشون دهنده ی یک الگوی مشخصه ..
این که هدف داریم
این که در راه رسیدن به اهدافمون قدم برمیداریم.
اینکه توی مسیر زندگی به چالش برمیخوریم.
اینکه از خدا هدایت میخواهیم.
هدایت میشیم به راه حل ها
انجام میدیم و قویتر ادامه میدیم .
همیشه در حال بهبودداعمی زندگیمون هستیم .
در حال رشد وپیشرفتیم.
از زندگی لذت میمیبریم.
از هم توقع کمک نداریم ولی بهم دلی وبدون چشم داشت خیلی کمک میکنیم.
توی حرفهامون حرف وکلام موفقیت هامونه نه درد ودلامون
ونه حرف مردم ونه مقایسه ونه حرص وطمع هیچ جایی توی کلام وقلبمون نداره
هوای پدرومادرمون رو هم 5تایی داریم..
همیشه شاکریم از خدا..
در حال تلاش هستیم .
وتوی مسیر زندگیمون زن ومرد نداریم شونه به شونه ی هم هستیم ودل به دل هم ..
رویا جان این الگوی موفقیتی هست که من توی زندگیه هر 5 تا خانواده می بینم .
از خدا میخوام که همیشه دستان هدایتگرش رو دریافت کنیم .
دوست خوبم برای قلب مهربونت برای همیشه حس شادی وخوشبختی وسعادت وارامش ارزو میکنم .
از وقتی یکی از فایلهای استاد رو گوش کردم که متن فایلش در مورد شما بود به شدت راغب شدم بیشتر از شما بدونم و باهاتون آشنا بشم و بفهمم داستان هدایت و مسیر زندگیتون که چطور گذشت و پیش رفت تا الان که به این جایگاه رسیدین
چقدر دنبال اسمتون گشتم و واقعا از خدا میخواستم بیشتر در موردتون بدونم اصلا قصدم فوضولی کردن نبود فقط وقتی میبینم یکی اینقدر زندگیش با تغییر نگاه و باورهاش عوض شده این برام خیلی جذابیت داره و منو بیشتر راغب میکنه که محکمتر قدم وردارم و بهتر قوانین خداوند رو تو زندگیم اجرا کنم
تا اینکه امشب خیلی خیلی اتفاقی از طریق دوست خوبمون سعیده شهریاری به سمت شما هدایت شدم کامنتهاتونو خوندم و چقدر لذت بردم واقعا برای منی که اینقدر پیگیرتون بودم امشب این هدیه قشنگی بود اط طرف پروردگارم که ازین طریق بیشتر و بیشتر به عظمت و بزرگیش پی ببرم که اینو بهم یادآوری کنه وقتی بهم نزدیک بشی وقتی قوانین منو تو زندگیت به درستی اجرا کنی وقتی مسیرت رو درست انتخاب کنی و درست پیش بری من برات کار نمیکنم بلکه شاهکار میکنم و اینو با بند بند وجودم با خوندن کامنتهاتون درک کردم که چقدر خداوند به فکر بنده هاشه و همیشه و همه جا حواسش بهشون هست
لیلای عزیزم بسیار لذت بردم از خوندن کامنتهای شما و واقعا از صمیم قلبم از خداوند میخوام تا کمکم کنه منم بتونم بدرستی پیش برم و اتفاقات زیبا رو به لطف پروردگارم برای خودم رقم بزنم البته که میدونم باید تکاملم رو طی کنم
چیزی که فکر میکنم بیشتر از همه درسهام از استاد عزیزم یاد گرفتم همین طی کردن تکامله که مدام استاد عزیز تو همه فایلهاشون یادآوری میکنن
براتون بهترینهارو از پروردگارم آرزومندم و امیدوارم همیشه بدرخشید و هر روز اتفاقات زیبا براتون رقم بخوره
به امید روزیکه منم بیام و تو این سایت الهی از موفقیتهام براتون بگم
من پریروز که 12 مهر بود روی همین کامنتت پاسخ نوشتم برات بعد که منتشر شد دیدم برای سعیده جان شهریاری رفته که قبلش برای شما پاسخ گذاشته بوده
با خودم گفتم خدایا شکرت برای وجود سعیده جان شهریاری تو زندگیم که اینقدر مدارش بالاست و رزق اضافه و بغیر الحساب بهش میدی که حتی وقتی من برای یه دوست عزیز دیگه ام میخوام بنویسم میفرستی برای اون.. و کلی براش دعا و آرزوی خیر کردم
کامنتی که نوشته بودم رو کپی میکنم که بدستت برسه و بقیه حرفام توشه
———————–
لیلا جانم سلام
سلام و سلامتی به نازنین بنده خداوند و شاگرد زرنگ استاد جانم و همکلاسیم تو خیلی از دوره ها
اول تحسینت می کنم عزیزم برای این چهره ی زیبا و خندان و دلنشینت برای اسم و فامیلی قشنگت برای همه ی زیباییهای درونی و بیرونیت برای وجود ارزشمند خودت بی هیچ قید و شرطی
تحسینت می کنم برای همه ی کامنتهای زیبات که من تقریباً همه شونو می خونم
تحسینت می کنم برای همه ی موفقیتهات برای نتایج شیرینت برای آرامشت و نیروی ایمان و توحیدت برای صداقت و درستکاریت برای الگو بودنت بعنوان یک خانم مستقل خودساخته و کارآفرین موفق
برای الگو بودنت و تأثیرگذاریت روی خانواده و بستگان
برای اینکه چراغ راه شدی هم برای ما بچه های سایت و هم برای خانواده ات..
تحسین برای..
تحسین برای..
تحسین برای…
لیلا جان باور میکنی که من هنوز سردر نیاوردم بالاخره جنگ بین ایران و اسرائیل بوده یا شورش داخلی مخالفین بر علیه حکومت که اسرائیل هم حمایتشون کرده یا بر عکس!!!
عجب شیر تو شیری شد(خخخ)
اصلا ً هم مهم نیست..
مهم الانه که امن و امانه مهم حال خوب خودمونه مهم رشد و پیشرفتمونه و….
اتفاقاً امشب که همسرم تی وی رو روشن کرد که اخبار شب رو ببینه و من هم یه لحظه چشمم به زیرنویسش افتاد و صداش رو البته طبق قرارم با همسرجان نمی شنیدم،
درباره قبول پیشنهاد آتش بس (آقای) ترامپ از طرف حماس بود و اینکه ایشون گفته اسراییل باید فوراً حمله به نمی دونم کجا رو متوقف کنه، و علاوه بر اون آقای ترامپ اسرائیل رو محکوم کرده
من تو دلم بسییار تحسینش کردم و آرزوی خیر کردم براش..بگذریم..
لیلا جانم من اینجور نبوده که کلاً قانون سلامتی رو کنار بزارم اما گاهگاهی غذاها و مواد خوراکی کم کاربی که تو قانون سلامتی اسمی ازش برده نشده میخورم و بندرت پیش بیاد برنج و نون و ماکارونی بخورم اما همین دیشب که همسرم از این کلوچه های فومنی که اندازه ی نعلبکیه چندتا خریده بود(که من قبلاً خیلی دوست داشتم و میخوردم)، و همون موقع داشتیم با تماس تصویری واتسپ با دخترا و همسراشون و نوه هامون میگفتیم و میخندیدیم ومن یکی از اون نون هارو خوردم که بعد از یکماه بود، یکی دوبار هم همینجوری بعد از یکماه شده بود
و اصلاً خودمو سرزنش نکردم و با خودم گفتم عیبی نداره منم گاهی هوس می کنم من که در حد استاد
جانم نیستم حالا حالاها باید روی خودم کار کنم شاااید که به گرد پاش برسم..
البته من تفاوتی که با شما دارم اینه که از قبل شروع دوره که چهار سال پیش بود هم اضافه وزن نداشتم دردی چیزی هم نداشتم هیچ مسئله خاصی هم نداشتم
54 کیلو بودم بعدش شدم بین 48 تا 45 کیلو
و پیاده روی(حتی قبل از قانون سلامتی داشتم) و ورزش عضله سازی رو مرتب انجام میدم و از چهار سال پیش تا حالا دو وعده غذا می خورم و دیگه عین آدمای روزه لب به چیزی نمیزنم بجز آب و قهوه خالی و دمنوشهای از مواد مجاز مثل هل و دارچین و زعفران اونهم بدون قند یا شکر یا شیرینی
و اینکه چه رعایت کنم و چه نکنم تو این چهار سال وزنم ثابت مونده و الانم46 الی 47 کیلو هستم تفاوت در حد یکی دو کیلو..
کم کم درست میشه به امید خدا
هم برای من هم برای شما
غصه که استغفر الله، بهیچوجه نخوریم
من نه که بخاطر حرف دیگران باشه، خودم دوست ندارم صورتم بخصوص بین دو ابروم چین و چروک داشته باشه چون وقتی تو آینه نگاه میکنم می بینم چهره ام مثل آدمای اخمو هست، و من دوست دارم خندان باشم البته که سنم 67 ساله و روی صورتم بیشتر از جاهای دیگه تأثیر گذاشته وسلولها بیشتر روی هم نشست کرده..
الحمد لله فی کُلّ حینِِ و علی کُلّ حال
خدا رو هزاران بار شکر بر نعمتهای همگیمون
الهی همگی در مسیر درست مستمر و ثابت قدم باشیم
الهی در این دنیا و در اون دنیا در بهشت باشیم
الهی خدا به همه ما خانواده صمیمی عباسمنش (بخصوص من که مسن ترین شاگرد استادم) اونقدر عمر طولانی بده که هرچی بیشتر از آموزشهای خدایی استاد جانم استفاده کنیم
لیلا جان عزیزم خیلی دوست دارم و بهترینهای دنیا و آخرت رو از خداوند بخشنده و مهربان برات درخواست می کنم
به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده و اجابت کننده ام
روز شمار تحول زندگی من روز صد و هشتاد و دوم از فصل هفتم
سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم
بریم سراغ نشانه های الهی امروزم
خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی
خدایا شکرت بابت حال خوب امروزم
خدایا شکرت بابت سلامتیم
خدایا شکرت بابت حضورم در این لحظه
خدایا شکرت بابت حضورم در این سایت پر از آگاهی
خدایا شکرت بابت سقف بالای سرم
خدایا شکرت بابت هوای فوق العاده امروز
خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت بردم
خدایا شکرت بابت ماشین و گوشی قشنگم
خدایا شکرت بابت آرامش و آسایش و راحتی و امنیتم
خدایا شکرت بابت هر قدمی که بر روی زمین میگذارم
خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم
خدایا شکرت بابت تک تک ضربان قلبم
خدایا شکرت بابت اینکه رفتم با مامانم خونه خواهرم خیلی خوش گذشت و میوه های خوشمزه خوردم و لذت بردم
خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم فروش بالای پودر زعفران رو تجربه کنم که بازم تجربه کردم و میخواستم از جایی که فکرشم نمیکنم پول و مشتری بیاد که اومد
خدایا شکرت که بابت هوای عالی و غروب نارنجی رنگ زیبا و ابرهای قشنگ و پرنده ها و درختان زیبا سپاسگزاری کردم
خدایا شکرت بابت اینکه یه مشتری داشتم که چندین بار ازم خرید کرده بهم گفت پودر زعفران رو بردیم مرغ فروشی خرید و من این چند ساله اصلا به مرغ فروش پودر زعفران نفروخته بودم و همش به خونه ها و مغازه ها و رستوران ها و بستنی فروش ها و … فروخته بودم همونجا من باور کردم که میشود به مرغ فروش هم فروخت بعدش بال مرغ خرید دوستم دیدم بال مرغ رو رنگی کردن همونجا گفتم چه جالب پس به مرغ فروش ها هم میشه فروخت همین که باور کردم خداوند یه مشتری برام فرستاد که مرغ فروش بود گفت 50 تا بیار ولی یه بسته رو باز میکنم اگه خوب بود برمیدارم خوب نبود برنمیدارم منم تو ستاره قطبیم گفتم خدایا میخوام که همشو برداره البته اگرم برنمیداشت خداوند از بی نهایت دستش روزی منو میرسوند
حالا مغازه مرغ فروشی تو بازار بود با ماشین خودم اگه میرفتم باید مامانمم میبردم یه لحظه به ذهنم رسید زنگ بزنم به دوستم و زنگ زدم و گفتم کجایی گفت میدان توحید دیدم نزدیک خونه خواهرمه گفتم کجا میری گفت بازار گفتم منم بردار میبینی همزمانی رو خلاصه رفتم و بسته ها رو بهش دادم و اونم یک بسته رو باز کرد تست کرد دید خیلی خوبه بدون اینکه بشمره همشو برداشت و 770 تومن با کرایه دریافت کردم به همین سادگی و خوشمزگی خدایا شکرت
خدایا شکرت که مشتری دیگه 5 بسته از روستا سفارش داد و گفت ببر به خونه خواهر شوهرم که زره ناس کوچه صفای 4 رو بهم آدرس داد و برق رفته بود اینترنت کار نمیکرد که لوکیشن بزنم با هدایت الله حرکت کردم پیدا کردم یعنی خداوند هدایتم کرد حالا اون خانوم گفت خواهرشوهرم نمیگیره گوشیش چون برقا رفته آنتن نیست و برو درشون طوسی هست رو بزن منم دیدم چن تا در طوسی هست که ازش اسمشو پرسیدم و از بچه های همسایه پرسیدم و اونا نشون دادن رفتم دم درشون و گفتم خوشروز خانوم گفتند آره و 5 بسته تحویل دادم خدایا شکرت (توی اون شرایط که آدرس رو دقیق نداده بود و اینترنت و آنتن و برق نبود ذهنم رو کنترل کردم و به خونشون هدایت شدم)
خدایا شکرت که شب رفتیم با دوستم پارک و لذت بردیم
خدایا شکرت بابت اینکه طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم نعمت غیرمنتظره دریافت کنم دوستم برام کرم شکلات لیوانی بزرگ و لواشک آلوی بسیار خوشمزه که عاشقشم خرید و خوردم و لذت بردم و کلی ذوق کردم و تشکر کردم ازش
و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ
هدفگذاری و تأثیر آن در زندگی
استاد جان میگه
دوستانی که تو دوره 12 قدم با من بودن یادشونه که فک کنم توی قدم اول من یه ویدیویی گرفتم و در مورد هدفم صحبت کردم و جسارت کردم لباسمو درآوردم و انداممو نشون دادم که تو چه وضعیتی بود یه شکم خیلی گنده و گفتم که میخوام چه اتفاقی بیفته
_اون سیستمی که به شما گفتم میخوام از همون قانون از همون سیستم استفاده کنم به وزن ایده آل و انرژی ایده آل و احساس خوب و چابکی و همیشه فعال بودن برسم
حالا که قدم اول 12 قدم میخواستم وضعیت فعلیم رو بگم بعدش میبینید نتیجه رو
یعنی دارم به شما الگو میدم که چجوری عمل کنید
(استاد تو این فایل نشون دادند اندامشون رو و میبینیم که چقدر تغییییییبر کردند دست مریزاد پس میشود به هر هدفی که داری برسی فقط با عمل به قانون بدون تغییر خداوند)
من همین الگو رو توی بحث ثروت و روابطم و … استفاده کردم و نتیجه گرفتم
وقتی که شما به یک موفقیتی میرسی راه رسیدن به موفقیت بعدی رو پیدا میکنی چون الگو یکیه راهش یکیه قانونش یکیه
من هم اکنون 120 کیلوام هدفم رو میذارم 85 کیلو حالا تو مسیر رسیدن به هدفم حرکت میکنم و چجوری نجواها رو کنترل میکنم و… به شما میگم تو این دوره
_توی اون ویدیو من تصمیم داشتم هدفمو بالابردن سطح انرژی جسمانیم بذارم من میخواستم به انرژی جسمانی بالایی برسم تا کار بیشتری بکنم بتونم از زمانم بیشتر استفاده کنم و هدف های بیشتری رو بهش برسم
چون خیلی زود خسته میشدم و خیلی میخوابیدم و زمان کمی داشتم برای انجام کارام
و نیاز داشتم انرژی جسمانیمو بالا ببرم و پر جنب و جوش بشم و….
اون مطالعاتم منجر شد به یه سری تحقیقات و آزمون و خطا ها و منجر شد به نتایج و اون نتایجی که من گرفتم تونست زندگی میلیون ها نفر رو تغییر بده
و نتیجشو دارید میبینید که کسانیکه بچه دار نمیشدند بچه دار شدند کسانیکه بیماری دیابت و خود ایمنی داشتند درست شدند و….
من که تعهد دادم و رسیدم به خواستم چند تا درس گرفتم میخواستم بگم
یکیش اینه که اگر خیلی مطمئن باشی و متعهد باشی که میخوای به هدفت برسی میتونی بیایی جلوی مردم اعلامش کنی
کار راحتی نیست ولی اگه به اون حد از ایمان و توکل و تعهد رسیده باشی که من میخوام به این هدفم برسم اون جسارت و شجاعت رو داری که بیایی جلوی مردم اعلامش کنی بیا اعلامش کن
بنابراین اگه یه هدفی رو دارین و میخواین خودتونو متعهد کنید به یه سری افراد و دوستان نزدیک دوستانی که قضاوت گر و منفی نگر نباشند بیا اعلام کن
این بهت کمک میکنه روزهایی که سخت میشه اوضاع و ناامید میشی و شل میگیری و میخوای بیخیالش بشی
یادت میفته که من اینو اعلامش کردم و الان باید پیگیرش باشم و ادامه بدم
یکی اینکه وقتی حرکت میکنی و ایمان داری و باور داری ، خداوند هدایتت میکنه از مسیرهایی که اولش شاید ایده ای واسش نداشتی
من میگفتم باید برم ورزش کنم و … ولی خداوند به ایده هایی منو هدایتم کرد که فکرشم نمیکردم بدون اینکه بخوای ورزش سنگین کنی و…
خیلی موقع ها وقتی میخوایم هدفی رو انتخاب کنیم یه سری ایده داریم واسه اون هدف ولی وقتی به الهاماتمون گوش میکنیم وقتی از خداوند هدایت میخوایم ایدهها و مسیرهای جدیدی به ما گفته میشه که با ایده اولیه ما اصلا در ارتباط نیست
آدم باید ذهنشو باز بذاره برای دریافت الهامات
نباید بچسبه بگه من فقط از این مسیر میخوام به هدفم برسم
بگیم من میخوام به هدفم برسم از هر مسیری که هدایت بشم
من حرکت میکنم خداوند هدایت میکنه ایده میده من عمل میکنم و نتیجه میگیرم و…
پس اجازه بده که خداوند هدایتت کنه و ذهنتو باز بذار برای دریافت الهامات
مورد بعدی اینه که وقتی که نتیجه ها میاد همون نتیجه های کوچیک میتونه بهت انگیزه بده برای ادامه دادن مسیر درست
یعنی از یه جایی به بعد نتیجه ها کمک میکنه که شما مسیر رو ادامه بدید و بعد که مسیر رو ادامه دادید نتایج بزرگتر میشه و وقتی نتیجه ها بزرگ تر میشه کمک میکنه بهت مسیر رو بازم ادامه بدی و…
و این خیلی مهمه که بدونی از چه مسیری نتیجه ها رخ داده
من دقیق و واضح میدونم که از چه مسیری من به این نتایج رسیدم
و برای اینکه برنگردم به شیوه قبلی زندگیم برای اینکه نشم اون آدم قبلی
اومدم روی ذهنم کار کردم که این مسیر جدید رو تبدیلش کنم به عادت
نه اینکه من به هدفم رسیدم بگم حالا دیگه بسه و برگردم به عادت قبلی
اگه من برگردم به عادت قبلی همون نتیجه قبلی برمیگرده
من باید همیشه ادامه بدم تو این مسیر درست و همیشه رو به بهبود باشم و این رفتارهای مناسب رو همیشه ادامه بدم یعنی تبدیل کنم به عادت
و من دیگه حتی یک بار هم به مسیر و عادت قبلی برنگشتم و فقط تو این مسیر موندم و ادامه دادم
حتی یکبار هم وسوسه نشدم برگردم به مسیر قبلی
اگه میخوای نتایج پایدار باشه همیشه باید تو این مسیر بمونی و بهبود بدی و ادامه بدی
من تو ذهن خودم خیلی سختش کردم اینکه برگردم به مسیر قبلی
وقتی تو به نتیجه خوب و پایدار میرسی فقط تو ازش استفاده نمیکنی بلکه میلیاردها نفر ازش سود میبرن الگو میشی برای بقیه تا اوناهم به هدفاشون برسن
حالا درمورد من تبدیل شد به قانون سلامتی و زندگی میلیونها نفر تغییر کرد
شما یه خونه میخری کمک میکنی به بی نهایت آدم
باور ایجاد میکنی برای دیگران که میشود این اتفاق بیفته
این چقدر ارزشمنده
اون هدفی که تو داری و بهش میرسی علاوه بر اینکه به تو سود میده بلکه به جهان به میلیاردها آدم سود میده
پس این نتایج کوچیک رو ببین و تایید کن و نگو وای من که هنوز نرسیدم این نتایج کوچیک خیلی بهت کمک میکنه که تو مسیر بمونی و ادامه بدی و…
سوال: چند هدف که در زندگی خود به آنها رسیدهای را به یاد بیاور. چه الگوها یا رفتارهایی را می توانی شناسایی کنی که باعث دستیابی شما به آن اهداف شد؟ مواردی مثل:
چطور انگیزههایت را حفظ میکردی؟
چطور ذهنت را برای ایدههای بهتر باز میگذاشتی؟
چه نگاهی کمک میکرد تا بتوانی هدایتها و نشانهها را بهتر ببینی و دنبال کنی؟
چطور نجواهای ذهن را کنترل میکردی و در مسیر میماندی؟
دیدن چه الگوهایی ایمان شما را درباره امکان پذیر بودن آن هدف تقویت میکرد
سپس بنویس چطور میتوانی از این الگوها برای رسیدن به هدف فعلی خود استفاده کنی
_من میخواستم چشامو عمل کنم چون ضعیف بود که رسیدم به این هدف و عمل کردم چشامو و هدف بعدیم خرید ماشین بود که تونستم بخرم
_من دیدم دوستم عمل کرده و اون الگویی شد واسم که پس منم میتونم
من دیدم دوستم تونسته ماشین بخره گفتم پس منم میتونم همسایمون تونست ماشین بخره گفتم پس منم میتونم
_با سپاسگزاری از نتایج کوچیک با سپاسگزاری از داشته هام و احساسم رو خوب نگه میداشتم تونستم انگیزمو حفظ کنم پولی که میومد دستم تحسین میکردم میگفتم خدایا شکرت بخاطر این نتیجه خدایا شکرت که این نشون میده قانون درسته و من تو مسیرم
ذهنم رو باز گذاشته بودم مثلا ایده میومد من عمل میکردم ایده میومد پودر زعفران ها رو تو مغازه به مشتری ها بگو معرفی کن و من ایمان نشون میدادم معرفی میکردم و میفروختم
ایده اومد برو کلاس رقص منم رفتم و ادامه دادم
ایده اومد برو گروه رقص و کسب درآمد کن من کسب درآمد کردم
دوستم که از طرف خداوند بود بهم گفت بیا تو تالار قسمت پذیرایی کار کن و من انجام دادم و …
میدونستم که عمل به ایده جواب میده بنابراین وقتی عمل میکردم و میدیدم که نتیجه ها میاد بنابراین بیشتر مطمئن میشدم به مسیر استادم
نجواهای ذهن رو اینطوری کنترل میکردم: وقتی میدیدم نتیجه های کوچیک میاد و قانون جواب میده نجواهای ذهنم رو با آوردن منطق که نتیجه بود خفه میکردم البته ایمان داشتم که میرسم
و با آوردن الگو به ذهنم باعث میشد نجواهای ذهنم رو کنترل کنم
بهترین الگوی من استاد جان و خانم شایسته هست سریالهای سایت رو میدیدم و بیشتر بهم الگوی رسیدن و امکان پذیربودن خواسته ها رو میداد
حالا که به اون هدف ها رسیدم که واسم غیر قابل باور بود این رسیدن ها بهم کمک میکنه که به خواست های بعدم میتونم برسم
در مسیر رسیدن به خواستم که ایمان نشون دادم حرکت کردم خداوند دستاشو فرستاد درها رو برام باز کرد رسیدن به خواسته هام رو برام آسون کرد برام معجزه کرد
رانندگی رو هم با اینکه برام سخت بود ولی اهرم رنج و لذتشو ساختم و دسته فایل های هدیه ایمانی که استمرار در عمل میآورد رو گوش دادم و عمل کردم و اونایی که دختر خانوم بودن و رانندگی میکردن رو برا خودم الگو قرار دادم که اگه اونا تونستن منم میتونم و اونایی که رانندگی میکردن رو تحسین میکردم یه ذره که پیشرفت میکردم تو رانندگی اون نتیجه های کوچیک رو میدیدم و میگفتم ببین تمرین کردن جواب میده و راهش اینه که باید ادامه بدم به قدم هایی که گفته میشد عمل میکردم اولش از کوچمون شروع کردم فقط جلو میرفتم و دنده عقب اونم فقط دو متر اینا قدم بعدی خیابون های خلوت بود که با پدرم رفتم یاد گرفتم قدم بعدی گرفتن مربی بود که مربی گرفتم و یاد گرفتم قدم بعدی رانندگی تو ترافیک بود که اونم رفتم قدم بعدی رفتم تو دل ترسم تنهایی رانندگی کردم حتی تصادف هم کردم نجوا اومد تو نمیتونی و ماشین خرج داره ولی من فقط با ادامه دادن و باور اینکه میشود به خواستم رسیدم آسون کردم واسه خودم رانندگی رو با اینکه خیلی ضعیف بودم ولی با تمرین و تکرار الان بهترین راننده هستم تو رانندگی رفتم تو دل ترسام به همه قدم هایی که بهم گفته میشد عمل کردم جاده رو نجواها اومد عمرا نمیتونی بری ولی من رفتم با اینکه ترس تمام وجودمو گرفته بود جاده رو هم رفتم روستا رو هم رفتم حیران هم رفتم آراللو هم رفتم و... خدایا شکرت
توی همه قدم هام ترس داشتم ولی با اینکه میترسیدم عمل کردم حرکت کردم ادامه دادم و به خواستم رسیدم
وقتی میخواستم گواهینامه بگیرم به فامیل و آشنا اعلام کردم که گواهینامه میگیرم و من حرکت کردم و کتابشو خوندم و همون اولش قبول شدم تو آیین نامه و تو شهری سه بار فکر کنم رد شدم و قبول شدم و به این خواستمم رسیدم
سپاسگزارم بی نهایت از شما استاد عزیزم که الگوی نمونه زندگی من و میلیارد ها میلیارد آدم هستین که همیشه با نتایجتون همه ما رو شگفت زده میکنید همیشه به ما باور میشود رو یادآوری میکنید
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
نمیدونم چرا این عبارت مدام چندروز بود که برام تکرار وتکرار میشد
من حالم عالی شده
دارم روی خودم کار میکنم
ارامش از راه رسیده مدتهاست مهمون قلبمه
و من هر شب باحال خوب میخوابم
و هرروز باحال بهتر بیدار میشم
سپاسگزاری هام رو مینویسم
صفحه ها و صفحه ها دارن پر میشن وخودکارهام دارن تموم میشن ولی حس میکنم بازم کمه
هرچقدر دیگه وقت بزارم و بنویسم بازهم نعمت هست توی زندگیم
الهی صدهزار مرتبه شکر برای این دریای بیکران نعماتت
برای این لطف و فضل و بخششت
برای این رسم بنده نوازی!
خدایا روحم رو شاد کردی ازت سپاسگزارم
قلبم رو جلا دادی ازت سپاسگزارم
امید درمن جوانه زده ازت سپاسگزارم
و چه کسی از خدا به احوال دل بنده ی خویش اگاه تر است؟
خدای اسمانها و زمین
من به هر خیری ک بهم برسونی فقیرم
نزار به بیراهه برم
نزار از صراط المستقیم یک سانت اون ور تر برم
من رو بزار روی دوشت من به اون جا تعلق دارم
عادتم دادی کارهام رو خودت انجام بدی
ما باهم تقسیم کار کردیم
وچه تقسیم عادلانه ای است انصافا
من خواسته هامو میگم تو اجراشون میکنی
من لذت میبرم و تو دوباره لذت های بیشتری بهم میدی
خلاصه دوستی باتو یک معامله دوسرسوده!
امروز من دقیقا ایستادم در نقطه ای که اگر یک سال پیش یهم گفته میشد قراره اینجا باشی باور نمیکردم و میگفتم بسه من بااین مزخرفات دل خوش نمیشم ..
اما الان واقعیت زندگیمه
من ازتو طلب کمک کردم و تو من رو در مسیر قرار دادی
من هدف گذاشتم
باخودم فکر کردم و گفتم
باید تموم انرژیم رو جمع کنم و بفهمم که چطور باید زندگیم رو ادامه بدم…
ودرها بازشدند و افراد ایده ها شرایط و موقعیت ها همگی انگار برای رسیدن من به خواسته ای ک هنوز تصویرش در ذهنم مبهم بود و شک داشتم به درستیش( ولی تنها راهی بود ک میتونستم بااون شرایط اون روز ادامه ش بدم )
بسیج شدند
خدایا تو فرشته هات رو فرستادی
بازهم میفرستی
و خواهی فرستاد
پس دیگه نمیترسم
دستم رو گرفتی پول واریز کردی به حسابم
بازهم واریز میکنی
وواریز خواهی کرد
پس دیگه نمیترسم
تنهای تنهای تنها بودم
شدی یارم و همدمم
والان هم تنها یار و همدمم هستی
و تو تنها یار و همدمم خواهی ماند
پس دیگه نمیترسم
و من حق ندارم بترسم و شک کنم و استپ کنم
درحالیکه تو از چندروز پیش به من هشدار داده بودی
ثم استقاموا
من درک نمیکردم و به این خیال که مهم نیس از کنارش گذر میکردم اما دیشب درک کردم ک نه انگار این ایه دقیقا برای حال دیشب من به من الهام میشد
بارها و بارها وبارها
خدایا تو چقدر فکرهمه جارو کردی
اخه تو چقدر دقیقه همه پلن هات …
دیشب وقتی سفارشات مشتری رو براش ارسال کردم و اون فاکتور رو برام واریز کرد دقیقا قبل اینکه به دستش برسه
من حسابی ذوق کردم و بالا و پایین پریدم
از خوشحالی نمیتونستم روی پاهام بند شم
انقدر زیاد که دوست داشتم تا خونه رو پیاده برم
کلی باخودم تایید کردم ک دیدی جواب داد
اینه اینه قدرت عزت نفس
من فقط یک ماه تمرکز لیزری گذاشتم خدا جواب داد
بیا لذت ببر ارزو داشتی مشتری هات همون لحظه ی تحویل کار تسویه کنن بفرما شد
ارزو داشتی با پیک براشون بسته هاشون رو ارسال کنی و رفت وامدشون حذف بشه بفرما شد
انقدر خوشحال بودم از مبلغ 3 میلیون که انگار 3 میلیارد به حسابم واریز شده
هنوزم خوشحالم هنوزم لبخند میزنم واین لبخند رو خودمم نمیتونم باورکنم این حس ارامش رو در این شرایط خودمم از خودم هیشوخ ندیده بودم
اما …
فقط ده دقیقه بعد مشتری زنگ زد و گفت این اون مدلی نیس ک من میخواستم و منو میگی یهو وارفتم
گفتم یعنی چی؟
درهمون لحظه یاد این باورافتادم الخیر فی ماوقع و باخودم تکرار کردم هراتفاقی بیوفته به نفع منه
ذهنم ازون ور میگفت چطوری ؟اخه
مشتری ناراضیه میگه بیا اینارو ببر من اینطوری نمیخواستم
روی پله برقی بودم داشتم میرفتم خونه این خبر رو شنیدم
همونجا درجا فایل قرانی رو پلی کردم
و صدای استاد قوت شد وپاهام رو استوار کرد
واستاد میگفت و من هم باهاش تکرار میکردم :
اگر دارید روی خودتون کار میکنید
اگر احساستون خوبه
اگر ارامش دارید
هراتفاقی، هراتفاقی ،عاقا هر اتفاقی
که بیوفته اون جزئی از هدایت پروردگاره
مقاومت نکنید
این جهان قانون داره
خدا اشتباه نمیکنه
دری به تخته ای نخورده
اتش بر ابراهیم الکی سرد نشد
و این جملات هرکدوم انگار امده بودند که نوری رو به قلب متلاطمم تزریق کنند
و من به چشم دیدم ک چطور مومنتوم منفی در نطفه خفه شد
و من افسار اون اسب چموش رو حالا توی دستام داشتم.
نمیدونم چطوری ولی وقتی به خودم اومدم از اتوبوس پیاده شده بودم و میخواستم از خیابون رد شم واساده بودم منتظر ک زنجیره ی ماشینهایی ک میان قطع شه و من بپرم اونور خیابون ولی تمومی نداشت
ذهنم هنوز داشت تلاش میکرد منم هی تیر پرتاب میکردم سمتش با قدرت تمام …
یهو بااینکه ایرپاد گوشم بود وفقط صدای استاد رو میشنیدم
یک صدایی گفت تاکی میخوای اینجا بایستی اینها تموم نمیشن …یه همچین چیزی رو شنیدم
و من نگاه کردم دیدم یه اقایی دستش رو برده بالا و ماشینها رو نگه داشته و اونم میخواد رد بشه منم سریع بااون از خیابون رد شدم و ازش تشکر کردم
همونجا به ذهنم گفتن ببین خدا حواسش هست
خدا خودش درست میکنه
من نمیدونم چطوری ولی میدونم اینها سمت خداست
اینم نشونه ش!
فایل به نصفه رسیده بود و من به خونه رسیده بودم
همینجور ادامه دادم
برای اینکه بحثی نکنم سریع رفتم توی اشپزخونه
دیدم یک قابلمه قورمه سبزی روی گازه
چشمام قلبی شد قلبمم شاینی…
یهو یادم اومد توی ستاره ی قطبی نوشته بودم
چقدر دوست دارم امشب یک غذای خوشمزه مثلا قورمه سبزی بخوریم …
و الان یک دیگ قورمه سبزی جلومه…
دوباره من خطاب به ذهنم:
خدا خودش حواسش هست
من کافیه بهش ایمان داشته باشم
بفرما دیدی اینم نشونش
با هر یه دونه نشونه ی کوچیک یک مراسم سپاسگزاری بزرگ راه مینداختم و ذهنم رو ساکت میکردم
هی اون میگف من میگفتم
به قول خودتون استادبازی پینگ پنگ بود
نتونستم توی دفترم چیزی بنویسم فقط تصمیم گرفتم بخوابم
به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کردبه سمت توحیدی ترین آگاهی ها
خدایا شکرت که با آگاهی هایی آشنا شدم که در تمام جنبه های زندگیم به دردم میخوره و باعث رشد در همه ی جنبه هام میشه
استاد شما الان دراین فایل دارید راجب اندام متناسب صحبت میکنید اما نوع آموزش های شما جوریه که میشه برای بهبود هرچیزی ازش استفاده کافی کرد
یعنی اطلاعات همونه میشه برداشت و بهش لباس تناسب اندام پوشوند و نتیجه گرفت
اطلاعات همونه میشه بهش لباس بهبود در روابط پوشوند و ازش نتیجه گرفت
لباس ثروت پوشوند و به استقلال و رفاه مالی رسید
با همین اطلاعات میشه عزت نفس از بین رفته رو بازسازی کرد و رشد در تمام جنبه هارو شاهد بود
با تماشای فایل لذت هزار باره بردم ، خداروشکر که در این مسیرم
چقدر زیبا شدید استاد نتیجه ای که دستتونه چشم های مارو هم نوازش کرده
و سپاسگزارم بابت متن غنی ابتدای فایل که جمع بندی فوق العاده ای از فایل بود
به کمک آموزش های شما پیشرفت هام همیشه یادمه چون اینجابه عنوان نتیجه ازشون حرف میزنم
و با گوش کردن به این آگاهی ها مسیرم یادم میاد و این مهم رو به خودم یادآوری میکنم که ماریا انگیزتو حفظ کن ، کارهایی که داری انجام میدی رو تبدیل به عادت کن ،قلبت رو برای دریافت الهامات باز بزار و شجاعت انجامشون رو داشته باش هرچقدرم که عقلت توانایی درکشون رو نداشته باشه،
همینکه حست فوقالعاده س همین برات کافی باشه چون دریچه ی ورود به نتایج بزرگتر از همین حس خوب رد میشه و یادت باشه رسیدن به این هدفم انگیزه ی بزرگی میشه برای رسیدن به هدفهای بعدیت ….
این است خدا پروردگار شما، فرمانروایی، ویژه اوست و کسانی را که به جای او می پرستیدید، مالک پوست هسته خرمایی هم نیستند.
اینو باید بگم که یه شب داشتم آیه هایی که توی نوت گوشیم داشتم رو نگاه میکردم تا یدونه رو کپی کنم و بزارم توی صفحه شکرگزاریم این آیه رو دیدم خیلی به دلم نشست ؛ یه حسی بهم گفت که بزارش روی این کامنت منم گفتم چشم :)
◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇
سلام استاد عزیزم ، سلام مریم جانم ، امیدوارم هرجا که هستین حالتون عالی ترین باشه و تنتون سالممم :)
خدای دلبر من ، من نمیدونم خودت هدایتم و اجازه صلات رو صادر کن خودت برون من بلد نیستم عشق من به امید خودت
هدف گذاری کلا بنظرم یه نظمی میده ، تو میدونی داری چیکار میکنی و این کار رو برای چی انجام میدی
به عنوان مثال ، من برای خرداد ماهم یک برنامه نوشته بودم ، که توی این ماه رو کار هارو به صورت روتین و هر روز انجام بدم ، این کمک میکنه تا بتونم کلیییییی پیشرفت کنم و خوب اون کارها هم پیش بره به راحتی
البته که این رو از کامنت سعیده جان یاد گرفتم ، به قول استاد که توی یکی از فایل هاش گفت
کامنت بچه ها برای خودش یه دوره جداگانه س
واقعا هم همینطوره ، من خیلییییییی از کامنت بچه های عشق سایت یاد میگریم و چقدر باور هام با همین کامنت ها تغییر کرده خدارو صد هزار مرتبه شکر :))))))))))
استاد جان گفتین که ، بیشتر براتون اون افزایش انرژی جسمانی مهمه ؛ امروز داشتم فکر میکردم ، که با افزایش این انرژی چقدر آدم جلو میوفته چقدر بهتر و بیشتر میتونه کاراش رو انجام بده
واقعا اون حس سبک بودن ، بعد اون کمتر خوابیدنه و سرحال بودن واییییییییییی چه میکنه
چقدر تمرکزمون بیشتر میشه برای اینکه آدم وقتی گشنش میشه ، تمرکزش کم میشه
وقتی شما به یک موفقیت میرسید، راه رسیدن به موفقیت های دیگه رو پیدا میکنید
همه شون یک راه یکسانی رو دارن
استاد یچیزی بگم شما وقتی وزنتون کم شد ، نه تنها خوشگل تر و خوشتیپ تر شدین بلکه صداتون هم بهتر شد بنظرم
چون من وقتی یکنفر رو میبنیم که رژیم گرفته و لاغر شده صورتش خراب میشه و اون رژیم پایدار نیست
این خیلی مهمه که انرژیت افزایش پیدا کنه ، پایدارم باشه ، و انقدر پوستت خوب بمونه
و این قانون بدن چقدر هماهنگ هست با بدن ، یروز داشتم فکر میکردم که واقعا لاغر شدن کاری داره؟؟؟ یعنی کار سختی نیست
بعد گفتم آره آسونه ولی به شرط اینکه قانونش رعایت بشه
بعنوان مثال ، به دست آوردن ثروت یا هرخواسته دیگه ای ام چیز ساده ای ولی وقتی قوانینش رعایت بشه
مثلا خود ثروت رو نمیتونیم بگیم که فقط پول قابل لمس هست
بنظرم ، ثروت میتونه یک کامنت پر برکت و پر بار از طرف بچه ها باشه ، به خدا من وقتی ایمیل کامنت میاد برام مثل اسمس واریزی خوشحال میشم :)))))))))
ثروت میتونه آرامش باشه ، خواب آروم باشه ، این سایت توحیدی قشنگم ، یک ثروت بی پایان هست که هر روز داره بهتر و باکیفیت تر میشه خدایاااااااااا شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتنتتتننتتتتتتتتتتت
در عین حال ثروت قابل لمسم ثروت هست
ثروت ، یعنی چیزی که خیلی با ارزشه برامون بنظرم
من همیشه برای اینکه یچیزی رو بهتر درک کنم ، میرم ببینم معنی کلمه ش چی میشه
الان که سرچ کردن کلمه ثروت به چه معناست اینو آورد
(( ریشه کلمه «ثروت» عربی است و از ریشه «ث ر و» گرفته شده است. این ریشه در زبان عربی به معنای فراوانی، زیادی و غنا است))
توی زبان فارسی هم گفت به معنای مال و اموال هست
یعنی بخاطر این این اسم روی پول قابل لمس قرار گرفته که همچین چیزی توی جهان بی نهایت فروان هست
ثروت بی نهایت فروان هست چون معنی این اسم یعنی همین
آرامش، خواب آروم ، یک زندگی پر معنا و پر مفهوم ، لذت و خوشحالی ، حال خوب ، داشتن آدم های بی نظیر توی زندگی و پول قابل لمس همه اینا ثروت هست
من سپاس گزار تون هستم استاد برای این اگاهی های ناب برای درک خدای درست ، برای عشق بازی با خدا
رسالت من بودن در این مسیر و مردن با توحید هست
توی کامنت های قبلیم گفتم که ، من مدتی از مسیر منحرف شده بودم به لطف خدایییییی بزرگممممم برگشتم
میخوام بگم که این انحراف نه تنها به ضرر من نشد بلکه اون باور این باور ناب رو یاد من انداخت
الخیر فی ماوقع
چون بهتر و عمقی تر درک کردم که کنترل ذهن ، کانون توجه ، حال خوب چه اهمیت بالاییییییی داره
هی به خودم میگم زهرا تو باید توی این مسیر درست ، عملگرا ، ثابت قدم و مستمر باشی
دیشب داشتم به خودم میگفتم زهرا تو امروز کار آنچنانی نکردی ، اونجوری که باید باشه ، باز به خودم یادآوری کردم زهرا استمرار استمرار استمرار استمرار استمرار استمرار خیلییییییی مهمه
چون دیگه به تو که ثابت شدس که این مسیر درسته و توی درستیش هیچ شکی نیست
به لطف خدا همینطور که گفتم یکی از دوره هاتون رو خریدم ، وقتی اون کامنت رو گذاشتم داشتم فکر میکردم که ، من یکی از آرزو هام تیک خورد :)))))))))))
آره یکی از آرزوهام تیک خورد و این داره به من نشون میده که توی درستی این مسیر هیچچچچچچچ شکیییییییی نیست تمام
این به من داره میگه که :
گازشو بگیر همین مسیر رو مستقیم برو
نه به چب نگاه کن نه به راست
این مسیر درست ترینه
این مسیر ، مسیر خوشبختی دنیا و آخرت هست
این مسیر یعنی حال خوب ، یعنی خوشحالی و لذت بردن
این مسیر یعنی عشق بازی خالصانه با خدای واقعی این جهان
این مسیر یعنی همه چی
چون رسالت تو همینه ، چون تو وقتی به دنیا اومدی همین باور هارو داشتی ، حالا بواسطه خانواده جامعه و… تغییر کرده
ولیی این چیزیه که باید توی این مسیر باشی اینم نشونه و نتیجه بودن در مسیر تمامممم.
این خواب برای من خیلی مهمه استاد جان ، دوست دارم خیلیییی کم بخوابم و با همون سرحال باشم و انرژی زیادی داشته باشم
من الان توی یک روز 12 ساعت میخوابم!!!!! این خیلی زیاده من دوست دارم به قول شما از زمانی که خداوندم به من داده بهتر و مفید تر استفاده کنم
کلا من سعی میکنم اینجوری باشم که وقتی یه سوالی برام پیش میاد جوابش رو پیدا کنم اونم درستش رو ، که به من نتیجه پایدار بده
به عنوان مثال همین خواب که گفتم ، تحقیق میکنم تا بتونم جوابش رو پیدا کنم ، نه اینکه بگم حالا هرموقع که دوره استاد رو خریدم اون موقع یکاری میکنم ، الان دیگه بزنم بدنمو نابود کنم :)
نه سعی میکنم که جواب درست و اصولی ش رو پیدا کنم
باز دوره استاد رو هم به لطف خدا آماده ش که بودم تهیه میکنم که باز کلی به بهبودم کمک میکنه
میخوام اینو بگم ، قدم برمیدارم ، حرکت میکنم همینجوری نمیمونم نههههه
این خیلی مهمه که جریان داشته باشم در مسیر درست
و وقتی این کار رو انجام میدم ، جلو میرم بدون اینکه حتی ایده داشته باشم ، خداوندم من رو به بهترین جواب هدایت میکنه
واقعا این جسم امانت خداس ، من باید خیلی بهتر از چیزی که تحویل گرفتم تحویلش بدم
وقتی ما شروع میکنیم احتمالا یکسری ایده ها داریم ولی وقتی به الهامات مون عمل میکنیم و از خداوند هدایت بخواییم خب مسیری به ما گفته میشه که خیلی فرق داره
و ما نباید بچسبیم به همون ایده مون ، باید ذهنمون رو باززززز بزاریم ، یعنی با اون ایده اولیه حرکت کنیم ، ولی به همون نچسبیم دست خداوند رو برای هدایت نبندیم
این خیلی مهمه من میخوام به هدفم برسم از هر مسیری که هدایت بشم
نتیجه ها آروم آروم میاد ، یکدفعه ای نمیاد ، زمانی که ما ادامه بدیم زمانی که استمرار داشته باشیم
و وقتی نتیجه درست رو دیدیم دیگه اون رو تا همیشه و آخر عمر ادامه بدیم تا اون نتیجه پایدار بمونه
کلا استاد من نتیجه ها خیلی مهمه ، به من نشون میده که مسیری که دارم میرم درسته یا نه ، کلا حواسمون خیلی باید به نتایج باشه
وقتی مسیر رو ادامه میدیم نتایج بزرگتر میشه و این نتایج بزرگ تر به ما کمک میکنه که راحت تر مسیر ور ادامه بدیم و این همینجوری ادامه داره و میوفتیم توی یک سیکل مثبت
مهمهههه که بدونی نتایج از چه مسیری میاد
و این نتایج درست ، این مسیر باید تبدیل بشه به عادت تا ادامه ش بدیم ، استمرار داشته باشیم
دلیل اینکه نتایج عوض شده بخاطر اینکه مسیر متفاوتی رو رفتی رفتار هارو عوض کردی ، حالا عوض کردن اون رفتار ها منجر شده نتایج درست ادامه پیدا کنه و بشینه توی وجودت باید تبدیل بشه به عادت
درمورد این یک مثال بزنم که برای خودم واضح تر بشه
به عنوان مثال ، توجه به زیبایی ها ؛ وقتی من این رو آگاهانه استفاده میکنم و میبینم که نتایج چقدر بی نظیره ، باید انقدر آگاهانه تکرارش کنم تا جزو عادتم بشه چون نتایجش بی نظیره این یعنی اینکه کاری کنیم که بشه جزو عادت مون
اگر من میخوام که نتایج همیشه درحال بهبود باشه منم باید باورهام و نتایجم همیشه در حال بهبود باشه ، در طی یک استمرار و ثابت قدم بودن و عملگرا بودن
مسیری که همیشه روبه بهبود باشه
برای کسب نتایج و موفقیت پایدار باید توی مسیر درست ثابت قدم و عملگرا باشم
کلا این ثابت قدم بودن در مسیر درست خیلی مهمه ، از وقتی که به مسیر برگشتم به لطف خدای دلبرم ، خیلی سعی کردم هر روز وقت بیشتری بزارم روی قوانین و این به صورت تکاملی طی شده تا الان که کل تایمم برای قوانینه :)
من این رو همیشه به خودم میگم که ، زهرا نباید بگی حالا ایندفعه رو اینجوری برم نه تنها و تنها روی اصل خودت میمونی و ابن مسیر رو ادامه و تا جایی که یادم میاد به قول استاد حتی یکبار وسوسه نشدم که برم اخبار رو ببینم یا آهنگ بی خود گوش بدم
چون انقدر بودن توی این مسیر برام لذت بخشه انقدر با روحم هماهنگه که نتها وسوسه نمیشم بلکه اصلا خوشم نمیاد که بخوام برم سمتش
البته اینا زمانی هست که من سعیکردم به قوانین آگاهانه عمل کنم تا اینا بشه جزو عادتم که این عادته باعث میشه که حتی به مسیر قبلی نگاهم نکنم :))))
چون نتایجم از این مسیر جدید و درست بی نظیر تره
هر روز باید بهتر باشه ، هر روز باید بهتر باشه و برای این من باید هر روز بهتر بشم
من باید روی یک موج مثبت به سمت بالا حرکت کنم و این رو حفظش کنم تا دائما در حال رشد و پیشرفت باشم و این پایدار باشه
باید پایدار ، مستمر ، عملگرا باشی در مسیری که نتایج درست رو برات رقم زده
استاد من اونجایی که گفتین وقتی به نتایج پایدار میرسین این فقط شما نیستین که سود میبرین ، خیلی های دیگه ام میبرین
من رو یاد این انداخت که
من باید خوب زندگی کنم و جهان رو جای بهتری برای زندگی کردن کنم
بخاطر همینه که وقتی من یک هدفی دارم نتنها خودم ازش سود میبرم بلکه بقیه هم ازش سود میبرن
هدف هایی که اتنخاب کنیم نه تنها به ما سود میده بلکه به جهان هم سود میده ، همون خوب زندگی کنیم و جهان رو جای بهتری برای زندگی کردن کنیم
با این کار غیر از اینکه داریم به خودمون خدمت میکنیم داریم به جهان هم خدمت میکنیم
یدور هم مسیری که استاد گفت رو بگم :
1_وقتی هدفی رو برای خودمون تعیین میکنیم ، بیایم به یک فرد مطمئن فردی که قضاوت نکنه ، مسخره نکنه بگیم تا متعهد تر باشیم به هدف مون تا انگیزه دائمی داشته باشیم
2_بعد بیایم با اون ایده اولیه حرکت کنیم ، شروع کنیم ، ولی به همون نچسبیم با هدایت های خدا جلو بریم
3_بعد که نتایج درست اومد، دیگه همون مسیر رو ادامه بده و استوار باش توی اون مسیر و اون رو تبدیل کن به عادت تا همیشه توی اون مسیر ثابت قدم بمونی
زهرا اینا باید یادت باشی ، باید این هارو انجام بدی
استاد چند روز پیش داشتم فکر میکردم ، چقدر استاد این کارش رو درک قوانین رو دوست داره و انصافا توش عالی هست یعنی این همه سال متعهدانه داره روی خودش ، باورهاش ، زندگیش حتی این سایت بهشتی کار میکنه
به خدا گفتم ، خداوندم به من تعهدی از جنس استاد بده تا اینجوری ثابت قدم باشم توی این مسیر درست
خلاصه که به قول سعیده جان خیلی لایق استادی هستین استاد جان :)))))))
سپاس گزارم ازتون تنتون همیشه سالم ، و من عاشقتونم استاد جان
خدایا هدایتم کن و کمکم کن که ثابت قدم ، عملگرا و مستمر باشم توی این مسیر این مسیر مثل نفس کشیدن میمونه برام
مثل هر نفس برام واجب و ضروری هست
خودت هدایتم کن کمکم کن که من محتاجتم خدا من خیلی عاجزم در برابرت خداییییییی منننننن شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتنتتتننتتتتتتتتتتت
دوست دارم آخر هر کامنتم این رو بنویسم تا به خودم یادآوری کنم که من همه چیزم اعتبارش از خداس من هرچی هستم با خداوندمه و غیر اون هیچی نیستم تمام.
خیلی دوستون دارم بچه های گل سایتتتتتت بیشتر بنویسین که کامنت هاتون عشقه و یه دوره کامل و بی نظیر
خداجونم دوست دارم زیاد :) کلمات قدرت توصیفش رو ندارن خودت میدونی دلبر جان
شکرگزارتم برای اینکه اینجا بی نهایت دارم بهم خوش میگذره و کاملا جدام ازبدنه یا بی خبر از هرچیزی که اتفاق میوفته
فقط از اصل خبر دارم و تمام سعی ام رو میکنم که تمرکزم رو بزارم روی اصل ، قوانین ثابت و تمام وقتم روی قوانین بزارم البته الان وقتی گوشیم رو برمیدارم کاری جز این ندارم
هرچیم که باعث بشه یزره وقتم بره براش جز قوانین از توی گوشیم حذفش میکنم
چون میخوام فول تایم روی قوانین کار کنم
خلاصه که دارم لذتتتتتتت میبرم ، خوش میگذرونم و اینا همهش اعتبارش برمیگرده به خدا تمام.
من دوست دارم زیاد خداجونم زیادددددددددددددد
بوس بهت دلبر جان :))))))
یچیزی بگم ، استاد توی متن نوشتین که ((بخاطر استمراری که به خرج دادم این هدف تحقق شد))
یعنی اون استمراره کلیده خیلی مهمه این رو هی به خودم یادآوری میکنم تا مستقیم توی مسیر بمونم و مسیرم یه رگلاژی بشه :)))))
خب تمرین های فایل شامل یک سوال هست که میگه :
سوال: چند هدف که در زندگی خود به آنها رسیدهای را به یاد بیاور. چه الگوها یا رفتارهایی را می توانی شناسایی کنی که باعث دستیابی شما به آن اهداف شد؟ مواردی مثل:
• 1_چطور انگیزههایت را حفظ میکردی؟
• 2_چطور ذهنت را برای ایدههای بهتر باز میگذاشتی؟
• 3_چه نگاهی کمک میکرد تا بتوانی هدایتها و نشانهها را بهتر ببینی و دنبال کنی؟
• 4_چطور نجواهای ذهن را کنترل میکردی و در مسیر میماندی؟
• 5_دیدن چه الگوهایی ایمان شما را درباره امکان پذیر بودن آن هدف تقویت میکرد؟
یا استفاده از قوانینی مثل:
• تجسم نتیجهی نهایی؛
• دیدن کوچکترین نکات مثبت و پیشرفتها در مسیر و سپاسگزاری برای آنها؛
• مقایسه نکردن نتایجم با دیگران و رعایت قانون تکامل؛
• پرسیدن سوالات جادوییای چون: چطور از این بهتر، چطور از این ساده تر؛
سپس بنویس چطور میتوانی از این الگوها برای رسیدن به هدف فعلی خود استفاده کنی؟
خب با این توضیحی که الان میدم فکر کنم از سوال 1 تا 5 جواب داده میشه:)
من برای این سوال ، هدف خرید دوره رو انتخاب کردم
من همیشه میگفتم که دوره های استاد رو تهیه میکنم ، سال 1404 بعد از اینکه فهمیدم چی شده ، سعی کردم هر روز به صورت مستمر روی خودم کار کنم و عمل کنم ؛ به صورت تکاملی جلو رفتم ، به جایی رسیدم که هر بازی یا هرچیزی توی گوشیم داشتم که باعث میشد وقتم رو الکی پاش بزارم حذف کردم ، تا به الان هم از این تصمیم پشیمون نشدم ، اینا باعث شد که من کم کم تایمم تماما بیاد روی کار کردن روی قوانین
انگیزه ام رو اینجوری حفظ کردم که ، من نتایجی دستم بود که نشون دهنده عمل به قوانین بوده کاری ندارم که کوچیک بود یا بزرگ بلخره نتیجه بود
توی این مدت یاد گرفته بودم که در برابر جریان هدایت هیچ مقاومتی نداشته باشم و داشتم این رو آگاهانه تمرین میکردم و نتایجشم میدیدم که چقدر بینظیر بود اونجایی که مقاومت نمیکردم
یاد گرفتم که رها باشم و هرچی خدا گفت بگم چشم بدون هیچ عذرو بهانه ای
که خب نتایجش بی نظیر بود
برای کارمم گفتم خدایا خودت هدایتم کن ، چقدر ایده های ثروت ساز اومد ایده هایی که جلوی چشمم بودنا ولی قبلا بهش توجه ای نمیکردم ، سعی کردم اجراشون کنم
جالب اینکه تمام اون ایده ها باتوجه به شرایط الان من بوده و خیلی راحت قابل اجرا بوده، به خودم میگفتم که زهرا با اجرای این ایده ها نتیجه میگیری هااا حواست باشه
همیشه هم وقتی بچه ها از دوره ها میگفتن تحسین شون میکردم میگفتم نوش جانشون ، میگفتم منم میتونم ببین این تونسته متن میتونم زمانی که آماده ش باشم به دستش میارم
خدارو شکر در بهترین زمان و مکان به دستش اوردم خدارو هزاران بار شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتنتتتننتتتتتتتتتتت
سعی کردم ذهنم رو با ورودی های مثبت و کار کردن روی قوانین بمب باران کنم که ذهنم فرصت نجوا رو نداشته باشه
خدارو شکر با کمک های خداوندم موفق بودم ، چون حالم خوب بوده و در همش در حال دریافت بهترین ها بودم خدایاااااااااا شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتنتتتننتتتتتتتتتتت
من هرکاری که میخوام انجام بدم از خداوندم میپرسم ، برم انجام بدم نرم ، هرچییی گفت میزارم روی جفت چشمام و میگم چشم سعی میکنم بدون هیچ مقاومتی همونجوری پیش برم
بخاطر همین همیشه آگاهانه سعی میکنم که از خداوندم هدایت بخوام و بتونم دریافتش کنم و بفهمم
خدایا من سخت بهت فقیرم به هدایت هات به دریافت آگاهی های ناب و خالصت پس کمکم کن دلبر جان :)
قوانینی هم که گفته شده سعی کردم بهش عمل کنم ، هرچقدر که سعی کردم همونقدرم نتیجه گرفتم
مثلا هیچوقت نگفتم ، ببین این دوره رو خریده تو هنوز نخریدی خدام شاهده هیچوقت همچین چیزی رو نگفتم ، تحسین کردم و گفتم منم میتونم به دستش میارم ؛ الان هم دارمش :)))))) خدایاااااااااا شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتنتتتننتتتتتتتتتتت
تا جایی که آسمونت جااااااا دارهههههههه شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتنتتتننتتتتتتتتتتت
شکرت شکرت شکرت
شکرت برای داشتن همچین استادی که اینجوری بی نقص واقعا قوانین رو به ما آموزش داده و تنها کاری که من باید انجام بدم اینکه کار کنم و عمل کنم این رو باید رو انجام بدم چون
رسالت من بودن این مسیر و مردن با توحیده تمام
بوس به همتون ، دوستون دارم زیاد :*)))))))
خدایا من عاشقتما خیلی خیلی زیاد دمت خیلی گرم عشق من برای اینکه دارمت و غرق در عشق بازی باهات ، برای درک درست تو ، جهان و قوانین شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتنتتتننتتتتتتتتتتت
تا جایی که آسمونت جا داره شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتنتتتننتتتتتتتتتتت:)
استاد گفتین اگه اونقدر متعهد هستین و مطمئنین هدفتون رو به چند نفر بگید.با خودم گفتم چه بهتر که اینجا بگم
من فائزه محمدی همینجا به استاد عزیزم و مریم عزیزم و همه دوستانی که این کامنت رو میخونن هدفم رو میگم
من میخوام امسال رتبه زیر 7000منطقه2کسب کنم و زمان انتخاب رشته با عشقق و با دست بازز شهرهای عالیی و بهترین هارو انتخاب کنم.خداجانم من میخوام رشته ی تمیز،با ارامش،کاملا مرتبط با بدن انسان،با پرستیژ عالی داشته باشم و با عشقق کار کنم با عشق به ثروت برسم و به راحتی.خدایا این چند وقت خیلی رشته ی علوم تغذیه رو بهم نشون دادی من بهش علاقه مند شدم ولی بهش نمیچسبم من اجازه میدم اون زمان من رو هدایت کنی.ولی چیزی که الان میدونم اینه که باید رتبه ی زیر 7000-6500کسب کنم تا اون موقع با هدایت تو به سادگی به رشته عالیی هدایت بشم
من تا اینجا به لطف تو خیلی خوب پیش اومدم چند قدمی رسیدن به هدفمم ازت میخوام در این چند قدم هم خودت بیشتر از پیش هدایتم کنی
خداجانم من ازت خواستم که این مدت باقی مونده شرایطی رو برام فراهم کنی که بتونم با تمرکز لیزری و با کمی فاصله گرفتن از دیگران و نزدیک شدن به تو بهتر ادامه راهم رو با هدایت تو پیش برم.واقعااا اولش باورش سخت بود ولی الان واقعااا تو این شرایط رو برام فراهم کردی عاشقتممم
من اجازه میدم تو منو هدایت کنی با ساده ترین روش ها
به نام خداوند مهربان و بخشنده
روز شمار تحول زندگی من
روز 182
سلام به استاد عزیزم مریم جان عزیز و دوستان فوق العاده ام خداوند را هزاران مرتبه سپاسگزارم بابت یک روز عالی دیگر الهی شکرت
استاد عزیزم من به خییلی از اهداف های که در زندگی ام تعیین کرده بودم رسیدم و همیشه این ذهن نجوا گر و مقایسه گر ایت نتایج را خیییلی کم جلوه می دهد
یک از آن اهداف که من در دوره دوازده قدم تعیین کردم داشتن فقط یک حقوق ماهیانه بود و فقط همین خواسته را داشتم که می خواهم یک حقوق داشته باشم
اما به لطف خداوند مهربان من حالا بیشتر و فراتر از آن حقوق را دارم و حتی به بقیه هم حقوق میدم
حالا صاحب یکی از سوپر مارکیت ها هستم که از پدر و عمویم به صورت شراکت بود و بعد این ها جدا شدن من و پسر عمویم شریک بودیم و بعد یک سال از ایشان هم جدا شدیم
باورم هیچ وخت نمی شد که ما از عمویم شان جدا شویم بیست سال بود این شراکت ادامه داشت و یکی از آن خواسته ها که اول سال من تعیین کردم همین جدایی از عمویم بود
وختی این سوپرمارکتت به من رسید یک لحظه هنگ کردم نرسیدم ولی همیشه خداوند به من می گفت من با تو هستم فقط ادامه بده
و خدا را شکر تا حالا ادامه دادم ونتایح شگفت انگیز از این مسیر گرفتم
خواسته من چی بود و لطف برکت و رحمت خداوند این همه. انسان های با برکت نعمت لطف مرحمت الهی شکرت
و هدف امسال من هم رشد من از نظر شخصیت و مالی است
تا حالا هم مه میبینم سال نصف شده و به تعداد خوبی رسیدم و انشالله که بهتر هم می شوم
خدایا شکرت
سلام استاد خوبم
دمتون گرم خداییش همیشه باعث شدید ما ایمانمون نسبت به خواسته و هدفمون بره بالا که میتوان رسید
شما بهترینننن فردی هستید که تو زندگیم دیدم که به همههه چیز، همهه خواسته هاش رسیده
و میاد بهم میگه توهم میتونی به خواسته هات برسی
اگر باور کنی خودتو میتونی برسی
و خب هدایت من به این فایل و دیدنش مصادف شده با دوره دوازده قدم که من هنوز قدم اول هستم و خدارو شکر میکنم که منو هدایت کرد به این فایل
چون من هم دقیقااا هدفم وزن کم کردنه
منم دقیقااا رفتم به بهترین دوستام گفتم من میخوام از 70 کیلوگرم برسم به 59
بهشون گفتم تا یک سال فرصت میدم
ولی از جایی که من همش باید این کمالگرایی رو کنترل کنم و خیلی کار سخته
همش میاد میگه
تو که هنوز وزنی کم نکردی تو این یک دوماه بعد چطور میخوای قول بدی ده کیلو لاغر کنی، تو خوب برنامه ورزشت و نمیری، دویدن، کاردیو، روزی شصت دقیقه یوگا
خلاصه همش کمالگرایی میاد سراغم
یادمه یک مدت بخاطر این کمالگرایی زانوهام درد گرفته بود، زمستون پارسال من میدویدم صبح ها پونزده یا بیست دقیقه سه کیلومتر
و واقعا پاهام درد میگرفت با اینکه خوب وزن کم کردم اما به محض اینکه ول کردم برگشت، و از تابستون تصمیم گرفتم یوگا برم و پیاده روی آروم و چقدر لذت میبرم از این روش جدیدم
حالا من فیلم استاد رو دیدم که چقدر وزنشون بالا بود و چقدر بدنشون عضلانی شد با این تعهد و باور
و چقدددر باورم قوی تر شد چقدر ایمانم قوی تر شد و من هم تصمیم گرفتم تا اخر قدم دوازدهمم این هدف رو بزارم
من هدفم تا تولدم بود تا فروردین اما این هدفمو یکم طولانی تر و پیوسته تر و اروم تر و قدم به قدم میکنم همراه با دوره بی نظیر دوازده قدم
و این به من اراده به شدت قوی میده برای خرید قدم های بعدم که برم هرجور شده تلاش کنم از جایی که وضعیت مالی مناسبی ندارم درحال حاظر
چون علاوه بر اهداف مالی و شخصیتی و زندگی که تعیین کردم در انتهای این قدم
وزن مناسب و انعطاف خیلی بالای بدن از طریق یوگا رو هم برای خودم هدف قرار میدم
خدایا شکرت بابت این فایل بی نظیر
من یک زمانی خودم و رسوندم به وزن پنجاه و نه یا پنجاه و هشت
و دوباره به این وزن رسیدن برام خیلی آسونه چون یکبار به این هدف رسیدم، اما اینبار با روش اصولی پله پله و آروم میرم سراغش
و به همین شکل هم اون خواسته باقی میمونه و نتایج پایدار میشه، نه اینکه یک ماه برسم به هدفم و بعد ولش کنم و مثل باد بخوابه بدنم
البته که من درمورد معجزات دوره قانون سلامتی اطلاع دارم و میدونم از طریق دانسته های استاد در ون دوره میشه حتی در یک ماه یا دو ماه هم رسید
اما من تصمیم دارم تا وقتی شرایط خرید دوره رو ندارم روش خودم رو پیش برم و این روهم هدایت خداوند در نظر میگیرم
شاید باید با روش خودم پیش برم و به این هدف برسم و بعد دوره قانون سلامتی رو نه برای وزن کم کردن بلکه برای عضله ساختن و یا سلامتت بدنن برم بخرم
خداوند همیشه یاری میکنه منو به بهترین چیزها من هم تا جای ممکن تلاش میکنم به نجواها گوش نکنم
منم میترسم نتونم برسم به اون قولی که دادم به دوستم اما میدونم این نجواهارو نباید بزرگ کرد، اینا فقط افکاریه که میاد و میره
منم که تصمیم میگیرم به چی فکر کنم، اشکال نداره بزار هرچی میخواد بگه این ذهن، من تصمیم میگیرم به کدوم ارزش بدم
منم میخوام مثل استاد با جسارت بیام و بگم و بعد از دوازده ماه برسم به خواسته ام
و بعد بیام بگم دیدی تونستم، دیدی به اون انعطافی که میخواستم رسیدم
خدایا من باور دارم که در دوره دوازده قدم بیش از انتظار من نعمت و ثروت قراره وارد زندگیم بشه
خدایا شکرت
سلام ودرود بی پایان به استاد عزیزم وخانم شایسته مهربان ودلسوز که به حق تربن فرد در این جایگاهه وتمامی دوستان همفرکانسم در خانواده عباسمنش.استاد من انقدر به شنیدن این جلسه احتیاج داشتم،مثل نفس وهوای تازه در رگ وریه هایم.من در مسیر بیزینسی جدید در حرکت بودم وپیشرفتهای خوب وقابل قبولی داشتم،اما اخبار مربوط به اوضاع داخل وگران شدن ومکانیزم ماشه ودر یک کلام،خارج شدن من از جاده اسفالته هدایت خداوند،تق تق چرخها،متوجه نشدم واز خداوند درخواست هدایت ویاری کردم وبصورت کاملا حساب شده وهدایتی،به تنظیمات توحیدی برگشتم واتفاقا یکی از دوستان عزیزم در سایت که خیلی در این مسیر مرا تشویق کرد واز موفقییتهام بوجد میومد،تماس گرفتم ووقتی شور وهیجان تازه ام واراده محکمم برای ادامه مسیر را دید،وبهش حضوری قول جانانه ومردانه دادم که تا پای جانم در مسیر موفق شدن پیش میرم.اصلا نمیتونم حالم را با کلمات وصف کنم.خدایا شکرتتتتتتت بخاطر هدایتهات.ممنونم استاد عزیزم که زبان خداوند برای تشویق وحل مشکلات وگرفتن انگیزه ونیرو برای ادامه مسیر توحیدی ،هستید.با ارزوی توفیق برای همه ،شما را بخدای یکتا وبی همتا میسپارم.
به به سلااااام
خدایا شکرت بابت قانون دقیقت و تک تک هدایت هات.
خدایا شکرت که همواره با منی و تنهام نمیذاری.
خدایا شکرت برای یکی از بهترین بنده هات استاد عباس منش عزیزم که به زندگی میلیون ها نفر آرامش و توحید بخشیده. کسی که با گوش کردن به حرفاش مدارت به وضوح بالاتر میره.
——————————————————————————
از ابتدای ویدیو بگم که حسابی کیف کردم از دیدن این تغییرات خفن و اون عضلات حرفه ای پیچیده..
بعدش گفتم پاشو که وقتشه ورزش امروزت و انجام بدی و ویدیو رو پاز کردم و رفتم سراغ push up زدن.
بعد که برگشتم سراغ ویدیو اول خودم و تحسین کردم بابت قدمی که برگشتم.
درسته که قدم کوچکی بوده اما همین که همت کنی این قدم کوچیک و برداری خودش خیلیه. در حال حاضر دارم روی بحث کمالگرایی کار میکنم و این قدم کوچک هم در همون جهت برداشتم.
در حال حاضر که بیرون باشگاه نمیرم دارم از روزی 10 الی 15 دقیقه ورزش یا حتی پیاده روی و دویدن شروع میکنم.
همین الان که دارم اینا رو مینویسم ذهنم میگه بابا روت میشه میگی 10 دقیقه ورزش! آخه اینم شد ورزش کردن؟ حداقل باید 60 دقیقه ورزش کنی تا نتیجه بده
اما من میدونم که این صحبتا بخاطر کمالگرایی منه و من دارم تغییر میکنم. پس بهش اهمیت نمیدم و اینجا با افتخار میگم که من دارم قدم به قدم به سمت معمول گرایی میرم.
آدم های معمول گرا نتایج دستشونه
_
ابتدا شما رو تحسین میکنم که با جسارت جلوی دوربین لباستون و دراوردید و اندامتون و نشون دادید. وااقعا خیلی اعتماد به نفس میخواد ایول بابا
حتی اینکه تو باشگاه هم دارید یه فایلی رو ضبط میکنید بازم اعتماد به نفس میخواد. ایول بابااا
خب بریم سراغ هدف گذاری:
1/ اگر کسی در نزدیکانت مثبت نگر هست و قضاوتت نمیکنه میتونی از هدفت بهش بگی که هر وقت انرژی نداشتی یادت بیاد به بعضیا گفتی و انرژی بگیری : خب این مورد برای من حذفه فعلا. ترجیح میدم فعلا چراغ خاموش جلو برم
2/وقتی یه هدفی رو تعیین میکنی همون اولا یه سری ایده داری اونا رو اجرا کن و در مسیر منتظر باش تا الهام بهت بشه قدم های بعدی. ذهنت رو برای هدایت باز بگذار تا خداوند مسیر و بهت نشون بده
و مقاومت نکن.. مسیر و از ابتدا تا انتها برلی خودت مشخص نکن و پیش خودت نگو من باید به این هدف برسم دقیقا با این مسیر… رها کن تا خدا بهت بگه چون مسیر خدا قطعا مسیر بهتریه
3/نتایج کوچیک که هویدا شدن برا خودت بزرگشون کن و تحسینشون کن تا انرژی بگیری ادامه بدی
4/حواست باشه که نتایج چطوری ایجاد شدن، یعنی چه کارایی کردی که نتیجه اومده؟ چه باورهایی ساختی که نتیجه اومده؟
اونا رو تبدیل به عااادت های روزانت بکن
استاد چققققدر این هدایت ها دقیق عمل میکنه. همین صبحی کامنت گذاشتم که:
یکی از حسرتای همیشه من در اینجور مواقع اینه که چرا من درس نمیگیرم؟ چرا همواره رو خودم کار نمیکنم ؟ همیشه میذارم به یه حد بالایی میرسم بعد ولش میکنم و دوباره سطح مدارم افت میکنه و اتفاقای بدی میفته…
واقعا از صمیم قلب دوست دارم یه روزی اینقدر قوی بشم که هر روز در جهت رشد مدارم کار کنم.
دوست دارم در تنهایی خودم غرق بشم و فقط خودم باشم و خودم و خودم.
و تنهایی فقط رشد کنم فقط حالم خوب باشه و فقطط وابسته به خداوند باشم نه دوست نه خانواده.
اون لحظه از زندگی من بهشته…
///////////////
بله استاد من دقیقا یکی از همونایی ام که زندگی سینوسی دارم.
در هممممه ی جنبه ها
روابط عاطفیم به سطح عالی میرسه دوباره برمیگرده
آرامش روحم به سطح عالی میرسه دوباره روحم کدر میشه
یه وقتایی زیبایی رو در کوچکترین چیزا میبینم اما به وقتایی حوصله توجه به زیبایی رو ندارم
یه ترم معدلم بالاست یه ترم پایین
یه تایمی با مامانم بهترین رفتارا رو دارم و درکش میکنم یه وقتایی حسابی عصبی میشم و بد باهاش حرف میزنم
من دقیقا همونیم که مدارم بالا میره میگم خب حالا بذار یه سریال بعد این همه مدت ببینم یکم حال کنم. اثر نمیذاره حالا یک سریال…
و بله! مدارم افت میکنه
و دلیل اینکه این همه سال دارم رو خودم کار میکنم اما نتایج پایدار نگرفتم هم همینه :/
من میدونم که نباید به فلانی پیام بدم و باهاش ارتباط برقرار کنم اما میگم حالا عب نداره بذار یبار پیامش بدم…و بله فرکانسم افت میکنه
میدونم سریال دیدن یعنی بی هدفی یعنی باورهای اشتباه اما میبینم
میدونم سر کلاس فلان استاد که همه میگن خیلی استاد سخت گیریه و درسش چقدر سخته باید ذهنم و کنترل کنم و کوچیکترین رشد هام و تایید و تحسین کنم اما با بچه ها همراهی میکنم.
باید بشینم رو این حسابی فکر کنم و باید و نباید تعیین کنم برا خودم
من هم متنفرم از زندگی سینوسی که تا الان داشتم. متنفرم از اینکه یه روز به خدا نزدیکترینم اما یک روز اصلا حوصله عبادت و ندارم.
وقتی استاد تونسته همواره رو به جلو پیش بره چونکه باور ها و کارایی که منجر به نتایج میشه رو کرده عادت برا خودش
تو روابط:
دیدن زیبایی آدم ها و تحسین اونها
قضاوت نکردن آدم ها
پشت آدم ها حرف نزدن
باور هایی مثل اینکه :پسر خوب یا دختر خوب زیاده، آدم های خوب زیادن و همه آدم ها به من سود میرسونن و باعث رشد من میشن،
تو بحث توحید که دوره همجهت با جریان خداوند پر از باوره
تو بحث سلامتی:
تغذیه مناسب
هر روز تحرک و ورزش
تحسین نتایج کوچک
دوست داشتن بدنت
_<
و در آخر
تو با رسیدن به هدفت فقط به خودت کمک نمیکنی، تو به جهان خدمت میکنی
تو الگو میشی
تو باعث ایجاد باور امکان پذیری میشی
تو با توجه به کاری که انجام میدی همه چیز و آسان تر میکنی برا آدم ها
و تو به خدا نزدیک تر میشی.
دوستون دارم
باسلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته
روز 182
هدفی ک انتخاب کردم،یک حرکت در تمریناتمه
بار ماسل اپ
چطور انگیزههایت را حفظ میکردی؟
هروز با دیدن کلیپای ادمای مختلف ک تونسته بودن این حرکتو بزنن،خودمو بمب بارون میکردم
مدام خودمو تصور میکردم ک این حرکتو زدم و ذوقمو توی ریتم ضربان قلبم،متوجه میشدم
قدمهای ریز رو اول هر هفته،برای روزهای تمرینم مینوشتم،و بعد از انجامش تیک میزدم
چطور ذهنت را برای ایدههای بهتر باز میگذاشتی؟
مدل اموزش این حرکت،متفاوت بود و من مسلما دوس داشتم ک زودتر به هدفم برسم!
اول بهم گفته شد ک باید بتونی پول اپ یا همون بار فیکسو 8 الی ده تا بزنی بدون هیچ تاب خوردنی،خب تمرکزم رفت روی اون حرکت
بعد از اون مرحله مربیه دیگ ای،بهم گفت کش باید بخری
بعد ی مربی دیگ اشنا شدم و خلاصه مرحله ب مرحله میرفتم جلو
و اینم بگم که اون موقع اگاهیه این لحظه از زندگیو نداشتم و هرکاری ک به اون هدفم ربط داشتو انجام میدادم،درستو غلطشو سپرده بودم نمیدونم به کی
چه نگاهی کمک میکرد تا بتوانی هدایتها و نشانهها را بهتر ببینی و دنبال کنی؟
اونقدر همه ی حواسم تیز شده بود به هدفم،که هرکی هرجا راجبش صحبت میکرد سریع میگرفتمو میرفتم پیشش
مثلا وقتی با کسی صحبت میکردم ک متوجه میشدم ازاین حرکت اگاهه، یا دوستی داره ک ابن حرکتو اموزش میده،سریع درخواست میدادم ک برام وقت بزاره
یادمه توی پارک،توی سرما اموزش دادن بهم و من یه کش پاور تازه خریده بودم که اونم ایده برای اموزش همین حرکت بود و چون اموزش اون دوستمون،بدون کش بود،دیگ ازش استفاده نشد و هدیه دادم به همون دوستی ک در پارک بهم اموزش میداد،چون پولی ازم نگرفت واسه اموزش
چطور نجواهای ذهن را کنترل میکردی و در مسیر میماندی؟
خب پاره شدن کف دستام،خون و سوزش،همه اینا دلیل منطقی برای ادامه ندادن بودن
سرما گرما،دوریه راه
خستگی از تمرینه خودم جدا از این حرکت..
محدودیت هایی ک مربی اصلیم برای تمرین برام گذاشته بود که جای دیگ تمرین نرم یا …
خلاصه همه چی،به صورت واقعی نه به صورت نجوا،اماده بودن ک من کارمو انجام ندم
اما اون حرکت انقدرررررر برام بولد شده بود بین همه ی تمرینام،با تمام وجود دوس داشتم انجام بدم
از طرفی هم،این حرکت جزو سخت ترین حرکتا به شمار میومد،یعنی به هرکی میگفتی دلم میخاد این حرکتو بزنم،میگفتن سخته فلانه
پسرا هم به سختی میزنن تو ک دختری…
همین حرفا،منو بیشتر راغب میکرد
تا اینک یه روز داشتم تنها تمرین میکردم و انجامش دادم…
هیچ کس توی باشگاه باورش نمیشد..
مربیمون ک اقا بود و کلی برای خودش قوانین گذاشته بود ک با مربیه دیگ کار نکنین و از طرفی خودش هم یاد نمیداد و بهم میگفت سخته زوده واست،یادمه استوریم کرد…
همین رفتار باعث شد،ایمان بیارم وقتی هدفی دارم،به حرفه کسی جلو نرم و شجاعته خودمو نشون بدم،در نهایت همین افرادی ک باهات مخالفن،همراهت میشن،مشوقت میشن
سلام به ندای عزیزم
من امروز خیلی هدایتی یه فایل از فایلهای دانلودی رو توی روز شمار خیلی رندوم باز کردم وهدایت شدم به این فایل استاد..
از تعجب میخکوب شدم ..
ندا جان تو بهتر از هرکسی میدونی که توی جنگ ایران واسرائیل من با چه بهانه ودلیل مسخره ومحدود کننده ای از قانون سلامتی خارج شدم …
اینکه ممکنه توی شرایط جنگی من مجبور بشم مثل همه هرچی هست همون رو بخورم
…
وای خدای من …
بخدا خندم میگیره واسه این منطق مسخره ی ذهنم که بعداز سالها کارکردن روی خودم وحتی مشاهده ی صدها نتیجه توی زندگیم انقده بیخود وبی جهت منو از مسیری که وفادارانه توش بودم خارج کرد منی که با شروع دوره ی قانون سلامتی استاد جزو اولین نفراتی بودم که به این شیوه زندگی کردن رو شروع کردم واز 85کیلو به 57 کیلو رسیدم
و این شیوه سبک زندگیه من شده بود ..
تمام خانواده وفامیل ودوستان همه میدونستند لایف استایل من چیه وهمیشه بهم تو این زمینه کمک میکردند…
توی مهمانیها غذای من جدا بود..
وچقدر از افراد خانوادمون وحتی فامیلمون هم با دیدن نتایج من اونها هم سبک زندگی وتغذیه رو تغییردادن..
حالا من کجام الان ..
منه دوست داشتنی ..
منه محبوب خدا الان برگشتم به وزن 70 کیلو ..
دوباره برنج ونون وماکارانی میخورم وکلی هم موقع خوردنش کیف میکنم ومیگم از زندگیت لذت ببر ..
انگاری فراموش کردم چه دردهایی قبل از دوره بامن بود.
فراموش کردم که چقدر توی دوره که بودم پرانرژی تر بودم..
حالا حاضرم این همه نتیجه رو با لذت خوردن یه بشقاب برنج یا ماکارانی عوض کنم؟
ندا جان اینکه شروع کردم بعد فایل هدایت شده از سمت رب مهربونم به خوندن کامنتهای بچه ها ورسیدم به کامنت تو که عزیز دلمی وخواهرمی یه نشونه ی واضح وروشن دیدم که برگردم ،برگردم به شیوه ی قانون سلامتی
دوباره سحرخیز باشم
دوباره پیاده روی روزانه داشته باشم
دوباره موقع پیاده روی فایلهای قانون سلامتی رو از شماره ی یک گوش کنم
دوباره به شیوه ی قانون سلامتی در 24 ساعت یک وعده غذای سالم بخورم..
ودرنهایت حتما برای عضله سازی هم ورزش کنم تا پوست صورتم شل ولاغر نشه که ذهنم بخواد از این طریق هم منو دلسرد کنه به ادامه ی مسیرم..
من مطمعن هستم که اگه مثل استاد دقیقا به شیوه ی قانون سلامتی عمل کنم ومانند ایشون ورزش کنم پوست شاداب وعضلات وماهیچه های رشد کرده وسفت و همچنین صورتی پر وزیبا دقیقا مانند استادخواهم داشت ..
وطبق گفته های استاد توی همین فایل من این موضوع رو به تو که بهترین دوستم هستی اعلام میکنم .
من از فردا که دهم مهرماه سال 1404 هست دوباره شروع میکنم زندگی وتغذیه به سبک قانون سلامتی رو ..
واینجا به خودم قول میدم که حواسم به ذهنم باشه که با دلایل مسخره وبه ظاهر منطقیه خودش منو از مسیر خارج نکنه..
ابجیه قشنگ من
راستی من این داستانی که در مورد هدفت نوشتی رو خوب به یاد اواردم وبازم توی قلبم تحسینت کردم که چقدر همیشه توی رسیدن به اهدافت کوشا وسرسختی ..
عاشقتم .
سلام به لیلا عزیز
صد بار اگر توبه شکستی باز آر
ما همون بعضی موقعا قانون رو فراموش میکنیم و اینقدر ظریف هست که بعضی موقعا ما یادمو چون ریشه انسان از فراموشکاری هست به قول قرآن ، زود نتایج یادش میره و سقف آرزوهاش کوتاه میشه
دوست عزیزم هیچ وقت به خودت غصه نخور ، خودت رو سرزنش نکن ، با خودت رفیق باش و ببین چطور همه چیز به امید الله یواش یواش درست میشه
یه بار دیگه دوره رو شروع کن و همه چیز درست میشه به امید الله
برای هر قدم کوچیکی که برای همه کارهات بر میداری سپاسگزار باش و به خودت جایزه بده و به قول آمریکایی ها به خودت بگو
Good job
همه چیز به اعتماد بنفس و عزت نفس و احساس لیاقت و ارزشمندی ما برمیگرده ، این رو به خودم میگم
دوست عزیز لیلا برات آرزوی سلامتی ، ثروت و خوشبختی در همه جنبه های زندگی رو از خداوند وهاب دارم …
سلام به حمزه ی عزیزم
دوست خوبم از اینکه کامنت من رو مطالعه کردین سپاسگزارم.
بله واقعا مسیر بودن با استاد توی زمینه ی داشتن عزت نفس و حس ارزشمندی خیلی بهمون کمک میکنه ،ماهم مثل تمام انسانها آزمون وخطا میکنیم ولی مثل بقیه توی سر خودمون نمیزنیم وبا دوست داشتن خودمون دوباره به خودمون فرصت جبران وبرگشت میدیم و احساس خودسرزنشی نداریم بلکه احساس خود ارزشمندی رو چنان قوی و استوار بنا کردیم که هیچ اشتباه ونتیجه ای نمیتونه این بنای مستحکم رو حتی بلرزونه..
وقتی استاد توی دوره ی احساس لیاقت میگن با هرنتیجه وهرشرایطی که هستین خودتون رو دوست بدارین ،دیگه تمومه
من برای دوست داشتن خودم نگاه نمیکنم به اینکه الان به دوره ی قانون سلامتی وفادار موندم یا از اون خارج شدم ..
من هنوزم سلامت وپرانرژی وشادابم.
و دوباره میتونم شروع کنم .
و عاشق خودم هستم بی هیچ نتیجه ای ..
نتایج با حس خوب بدنبال من میان …
همونطور که بارها وبارها اومدن..
سپاسگزارم از شما حمزه ی عزیز
سلام لیلا جان عزیزم
لیلای قشنگم.دختر نمونه وتوحیدی
جان دلم شما عزیزدل همه مایید.شما ی کامنت نوشتی انقدر کامنتت دلی و خداگونه بود که استاد براش فایل آماده کردن این کم چیزی نیست.
کامنتت اشک منو درآورد و ضجه میزدم بابت این حجم از سپاسگزاری.هیچوقت داستان اون ی قالب کره رو یادم نمیره و هرجا حرف سپاسگزاری میشه میگم من ی بنده خدایی رو میشناسم برا داشتن فقط ی قالب کره تو یخچالش سپاسگزاری میکرده الان بیا ببین ماشالا چه زندگی داره؟
بیزینس وومن صاحب چندتا شعبه جیگرکی.چه بیا وبرویی چه زندگی که توپم تکونش نمیده با کمک خدا.
اصلا بزار اصل قضیه رو بگم من سپاسگزاری رو از شما یادگرفتم.شما الگوی منی در مدل سپاسگزاری کردن انقدر که عمیق با ریزجزئیات و موشکافانه سپاسگزاری کردی.
راستش پزتم میدم که دوستمی مثلا میگم ی دوستی دارم بابت ی قالب کره تویخچالش جوری سپاسگزاری میکرده از خدا که نگو ونپرس.
عزیزدلم شما عزیزهمه ماهستید.دوست جانم نگران هیچ چیز نباش همون خدایی که همیشه حواسش به شما و لحظه لحظه زندگیته حواسش هم هست که انسان ممکن الخطاست.میدونه شما قوی تر از این حرفایی و وقتی تصمیم بگیری ی هدفی رو به سرانجام برسونی هیچی جلو دارت نیست وقطعا موفق میشی.
تحسینت میکنم بابت صداقتت،زلالیت و خدای درونت که برای ما آشکارش میکنی با کامنتات.
خیلی دوستت دارم عزیزم.الهی خدا همیشه نگهدارو حامیت باشه.
به امیددیدارت انشاا…در جمع دوستان هم فرکانسی.
درپناه خدا باشید.آمین
لیلا جانِ عزیزم،سلام…
سلام و سلامتی و نور و عشق و رحمت الله به بنده ی برگزیده ی خداوند…
قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَسَلَامٌ عَلَىٰ عِبَادِهِ الَّذِینَ اصْطَفَىٰ ۗ آللَّهُ خَیْرٌ أَمَّا یُشْرِکُونَ ﴿5٩نمل﴾
بگو: همه ستایش ها ویژه خداست، و درود بر آن بندگانش که آنان را برگزیده است. آیا خدا بهتر است یا آنچه شریک او قرار می دهند؟
اومدم از روشنی قلبم تحسینت کنم،برای تموم زیبایی هات،برای تموم موفقیت هات،برای قدرت توحید قلبت،برای آرامشت،برای استمرارت در مسیر درست،برای بهبود های مستمرت،برای ردپاهای نورانیت توی سایت،برای برکتِ فایلی که استاد از روی کامنت شما ضبط کرد،برای تموم مهربونی هات،برای الگو بودنت،برای ثروتمند بودنت،برای بیزنس وومن بودنت،برای زندگی قشنگی که برای خودت ساختی،برای تجلی ایمانت که خانواده رو هم به سمت مسیر نور کشونده،برای همه ی طبیعت گردی هات،برای توکل کردن هات،برای صداقتت،برای عزت نفست،برای دلنشینی کامنتات،برای خودت…بدون هیچ قیدو وشرط برای این لیلایی که هستی ازت سپاسگزارم…
دیشب داشتم به جلسه 5 قدم3 گوش میدادم،استاد جان میگفت اینکه آدم بپذیره که یک جایی مشکل داره این خودش یک موفقیت بزرگه!همین پذیرش و تلاش برای بهبود عیب ها،کلی از مسیره….
و شما لیلاجانِ بشارتی،با اینکه میدونی خیلی ها پیگیر کامنت های شما هستند و با این عزت نفس میای اقرار میکنی یک مسیری رو اشتباه رفتی و برای بهبود اشتباهت در جمع دوستان هدفگزاری میکنی،این یک مدار سعادتمندی بسیار بالاست…و من به وجود همچین دوستانی توی زندگیم افتخار میکنم…
دوستانی که هیچ وقت ندیدمشون اما از هر نزدیکی،نزدیک ترند…
این تلگراف رو از روشنی قلبم برات نوشتم،داشتم به جلسه 4 قدم5 گوش میدادم که قلبم من رو هدایت کرد برای نوشتن این کامنت…
وقتی هم گوشی رو تویدستم گرفتم ساعت 09:09 بود و روی صفحه گوشی نوشته بود:
قُلِ اللَّهُ یُنَجِّیکُمْ مِنْهَا وَمِنْ کُلِّ کَرْبٍ(64 انعام)
بگو: خدا شما را از آن [سختی ها] و از هر اندوهی نجات می دهد،
به امید دیدار روی ماهت در بهترین زمان ومکان…
قلبِ فراوانِ فراوانِ فراوان
لیلا جانم سلام
سلام و سلامتی به نازنین بنده خداوند و شاگرد زرنگ استاد جانم و همکلاسیم تو خیلی از دوره ها
اول تحسینت می کنم عزیزم برای این چهره ی زیبا و خندان و دلنشینت برای اسم و فامیلی قشنگت برای همه ی زیباییهای درونی و بیرونیت برای وجود ارزشمند خودت بی هیچ قید و شرطی
تحسینت می کنم برای همه ی کامنتهای زیبات که من تقریباً همه شونو می خونم
تحسینت می کنم برای همه ی موفقیتهات برای نتایج شیرینت برای آرامشت و نیروی ایمان و توحیدت برای صداقت و درستکاریت برای الگو بودنت بعنوان یک خانم مستقل خودساخته و کارآفرین موفق
برای الگو بودنت و تأثیرگذاریت روی خانواده و بستگان
برای اینکه چراغ راه شدی هم برای ما بچه های سایت و هم برای خانواده ات..
تحسین برای..
تحسین برای..
تحسین برای…
لیلا جان باور میکنی که من هنوز سردر نیاوردم بالاخره جنگ بین ایران و اسرائیل بوده یا شورش داخلی مخالفین بر علیه حکومت که اسرائیل هم حمایتشون کرده یا بر عکس!!!
عجب شیر تو شیری شد(خخخ)
اصلا ً هم مهم نیست..
مهم الانه که امن و امانه مهم حال خوب خودمونه مهم رشد و پیشرفتمونه و….
اتفاقاً امشب که همسرم تی وی رو روشن کرد که اخبار شب رو ببینه و من هم یه لحظه چشمم به زیرنویسش افتاد و صداش رو البته طبق قرارم با همسرجان نمی شنیدم،
درباره قبول پیشنهاد آتش بس (آقای) ترامپ از طرف حماس بود و اینکه ایشون گفته اسراییل باید فوراً حمله به نمی دونم کجا رو متوقف کنه، و علاوه بر اون آقای ترامپ اسرائیل رو محکوم کرده
من تو دلم بسییار تحسینش کردم و آرزوی خیر کردم براش..بگذریم..
لیلا جانم من اینجور نبوده که کلاً قانون سلامتی رو کنار بزارم اما گاهگاهی غذاها و مواد خوراکی کم کاربی که تو قانون سلامتی اسمی ازش برده نشده میخورم و بندرت پیش بیاد برنج و نون و ماکارونی بخورم اما همین دیشب که همسرم از این کلوچه های فومنی که اندازه ی نعلبکیه چندتا خریده بود(که من قبلاً خیلی دوست داشتم و میخوردم)، و همون موقع داشتیم با تماس تصویری واتسپ با دخترا و همسراشون و نوه هامون میگفتیم و میخندیدیم ومن یکی از اون نون هارو خوردم که بعد از یکماه بود، یکی دوبار هم همینجوری بعد از یکماه شده بود
و اصلاً خودمو سرزنش نکردم و با خودم گفتم عیبی نداره منم گاهی هوس می کنم من که در حد استاد
جانم نیستم حالا حالاها باید روی خودم کار کنم شاااید که به گرد پاش برسم..
البته من تفاوتی که با شما دارم اینه که از قبل شروع دوره که چهار سال پیش بود هم اضافه وزن نداشتم دردی چیزی هم نداشتم هیچ مسئله خاصی هم نداشتم
54 کیلو بودم بعدش شدم بین 48 تا 45 کیلو
و پیاده روی(حتی قبل از قانون سلامتی داشتم) و ورزش عضله سازی رو مرتب انجام میدم و از چهار سال پیش تا حالا دو وعده غذا می خورم و دیگه عین آدمای روزه لب به چیزی نمیزنم بجز آب و قهوه خالی و دمنوشهای از مواد مجاز مثل هل و دارچین و زعفران اونهم بدون قند یا شکر یا شیرینی
و اینکه چه رعایت کنم و چه نکنم تو این چهار سال وزنم ثابت مونده و الانم46 الی 47 کیلو هستم تفاوت در حد یکی دو کیلو..
کم کم درست میشه به امید خدا
هم برای من هم برای شما
غصه که استغفر الله، بهیچوجه نخوریم
من نه که بخاطر حرف دیگران باشه، خودم دوست ندارم صورتم بخصوص بین دو ابروم چین و چروک داشته باشه چون وقتی تو آینه نگاه میکنم می بینم چهره ام مثل آدمای اخمو هست، و من دوست دارم خندان باشم البته که سنم 67 ساله و روی صورتم بیشتر از جاهای دیگه تأثیر گذاشته وسلولها بیشتر روی هم نشست کرده..
الحمد لله فی کُلّ حینِِ و علی کُلّ حال
خدا رو هزاران بار شکر بر نعمتهای همگیمون
الهی همگی در مسیر درست مستمر و ثابت قدم باشیم
الهی در این دنیا و در اون دنیا در بهشت باشیم
الهی خدا به همه ما خانواده صمیمی عباسمنش (بخصوص من که مسن ترین شاگرد استادم) اونقدر عمر طولانی بده که هرچی بیشتر از آموزشهای خدایی استاد جانم استفاده کنیم
لیلا جان عزیزم خیلی دوست دارم و بهترینهای دنیا و آخرت رو از خداوند بخشنده و مهربان برات درخواست می کنم
به امید دیدارت در دورهمی با استاد جانمون
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است و مهربانیاش همیشگی
یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَهٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا کَثِیرًا وَنِسَاءً ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ ۚ إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلَیْکُمْ رَقِیبًا ﴿١نسا﴾
ای مردم! از پروردگارتان بپرهیزید، آنکه شما را از یک تن آفرید و جفتش را [نیز] از [جنس] او پدید آورد و از آن دو تن، مردان و زنان بسیاری را پراکنده و منتشر ساخت. و از خدایی که به نام او از یکدیگر درخواست می کنید، پروا کنید و از خویشاوندان بپرهیزید. یقیناً خدا همواره بر شما حافظ و نگهبان است.
=====================================
سلام به روی ماهِ مادرِ نورانی من
الهی که حال دلتون عالی باشه ودر فرکانس احساس خوشبختی بی قید وشرط…
میگما…اگر فکر کردید که فکر میکنید فکر نکنید:) که این یک اشتباه ریپلایی نبود،بلکه این یک پاسخ واضح ومارمیت اذ رمیت بود…
بزارید براتون تعریف کنم…
دقیقا دیشب همین موقع که شما داشتید این کامنت پربرکت رو مینوشتید من در حال جنگ با نجواهای ذهنی بودم که مدام بهم میگفت عجب آدم بیخودی هستی که اینجوری رفتی توی غار،اگر ناراحت شده باشن چی؟اگر خاطر خانم سلیمی جان رو مکدر کرده باشی چی؟! هرچی بهش میگفتم اینجوری نیست،من باید این کارو میکردم،اونا منو درک میکنند،اونا دوستم دارند،اونا خودشون بیشتر از من قانون رو میدونن،اونا از من توحیدی ترن…مگه قانع میشد؟!
اخرش شروع کردم به تکرار این عبارت جادویی که همیشه قلبم رو اروم میکنه:اگر من ذهنم رو کنترل کنم،همه چیز به نفع من تموم میشه…
حالا دیدید چطور جهان به نفع من کار کرد خانوم سلیمی جان؟!دیدید خدا چطور همه چیز رو هماهنگ کرد:)دیدید من انقدر خوب فرکانس فرستادم که خدا یک کاری کرد شما روی اسم من ریپلای کنید:)دیدید خدا چقدر باحاله؟!:)
اینم اراده ی کن فیکون پروردگار مهربان…چِشمانِ قلبی بسیار…
خلاصه که بدونید شما اشتباهاتتون هم قشنگه:)
راستی چقدر امروز تو قلبم تحسینتون کردم که کامنتتون در بهترین زمان تایید شد و در بهترین موقعیت مکانی قرار گرفت،با خودم تکرار کردم این مادر نورانی…کارش دررررسته….دَمِشون گررررم…سایه شون مستدام…
خلاصه که دوستون دارم یک عااالمه…
به امید دیدار روی ماهتون در بهترین زمان ومکان
و قلبِ فراوانِ فراوانِ فراوان…
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیم
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است و مهربانیاش همیشگی
وَسَارِعُوا إِلَىٰ مَغْفِرَهٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَجَنَّهٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ«133»
و بشتابید به سوی مغفرت پروردگار خود
و به سوی بهشتی که پهنای آن همه آسمانها
و زمین را فرا گرفته و مهیّا برای پرهیزکاران است.
الَّذِینَ یُنْفِقُونَ فِی السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ الْکاظِمِینَ الْغَیْظَ وَ الْعافِینَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ«134»سوره آل عمران
(متّقین) کسانى هستند که در راحت ورنج انفاق مىکنند وخشم خود را فرو مىبرند و از (خطاى)
مردم مىگذرند، و خداوند نیکوکاران را دوست مىدارد.
===================================
سلام به عشق عزیزم سعیده نورانی پروردگارم
الهی در بهترین حال دل و همفرکانس با خدا باشی که هستی
ایجانم ای جان حال دلم عالیه و با دیدن تلگراف پر برکتت عالیتر شد
قربون این خدا برم من که قلبها رو به هم پیوند میده اینقدر هوای همه مونو داره و چیدمانش چقدر قشنگه
از من برای شما عشق میفرسته، و از شما هم برای من، از من هم دوباره برای شما همین پاسخی که دارم برات با عشق می نویسم
دیدی تو کامنت دوباره ای که برای لیلا جان گذاشتم برای توضیح ماجرا،این رو هم نوشته بودم؟ :
(با خودم گفتم خدایا شکرت برای وجود سعیده جان شهریاری تو زندگیم که اینقدر مدارش بالاست و رزق اضافه و بغیر الحساب بهش میدی که حتی وقتی من برای یه دوست عزیز دیگه ام میخوام بنویسم
میفرستی برای اون.. و کلی براش دعا و آرزوی خیر کردم)
من میدونم چقدر مدارت بالاست و کارت درسته همیشه هم تحسینت کردم، و متوجه شدم این اشتباهم بیخودی نبوده و بعد باجوابت چقدر دلم شاد شد و خدا رو شکر کردم برای وجودت که خیلی عزیزی برام،
احتمال میدادم که با اون شکل صحبت کردنم باهات که بخاطر شوکه شدنم از شنیدن خبر ناگهانی توی غار رفتن شما و فاطمه جان محرمی گریه ام گرفته بود و بغض کرده بودم و اشکام همینجوری می ریخت و اصلاً راحت نمی تونستم صحبت کنم؛ شما فکرت پیش من میمونه، بخاطر همین در صدد بودم که زیر یکی از کامنتهات درباره همون شب توضیح بدم،که باز هم شما السابقون شدی وبرام پاسخ گذاشتی:)
اون شب من خیلی زود آروم شدم خدا رو شکر، و گریه و اشک و بغض کردنم هم از روی ناراحتی نبود، از حس عمیق سپاسگزاری ناشی از داشتن چنین دوستانی بود
و مثل شما که گفتی نماز شکر خوندی برای وجود ماها تو زندگیت، من هم قبل از خواب دو رکعت نماز شکر خوندم برای وجود شما و فاطمه جان محرمی تو زندگیم
و کلی دعا و آرزوی خیر کردم براتون و راحت خوابیدم
خلاصه گفتم که بدونی مکدر شدن کجا بوده بابا(خخخ)
من حالم عالیه خدا رو صدهزار مرتبه شکر
خیلی ممنون از خبرهای خوبی که درباره من اینجا نوشتی
این رو هم علاوه کنم که همین دیشب و امروز صبح که کامنتها منتشر شد 7 تا نقطه ی آبی داشتم خدا رو صد هزار مرتبه شکر
خدا رو میلیاردها بار شکر برای همه ی نعمتهای خودم و عزیزانم
عاشقتم یه عالمه
هرچی بگم بازم کمه
بهترینهای دنیا و آخرت رو از رب العالمین جان برات درخواست می کنم
به امید دیدار روی ماهتر از ماهت در بهترین زمان و مکان
و قلب های بیشمار
سلام به خانم سلیمی عزیزم
بانوجان بینهایت سپاسگزارم برای نوشته ی ور از محبت شما عزیز دلم..
بله کاملا حق با شماست ..
با احساس خود سرزنشی هیچ هدایتی اتفاق نمیافته و انسان همچنان در مسیر نامناسب طی مسیر میکنه وهدایت خدا تنها زمانی از راه میرسه که انسان در احساس خوشایند عزت نفس و خود ارزشمندی قرار داشته باشه و هم جهت بشه با جریان خداوند
فاطمه جان عزیزم
با وجود اینکه صورت خیلی لاغر وکوچکی دارم ،همیشه در اینه عاشقانه خودمو نگاه میکنم واز خلقت خودم ذوق میکنم و هر وقت ذهنم میاد که منو با دیگران مقایسه کنه که ببین فلانی چه صورت پر و زیبایی داره بهش میگم عزیزم این نعمت وموهبت خدا برای من بوده وهست و اگر من در جزیره ای تنها خلق میشدم آیا بازم لاغری صورت معنا داشت .
در جهانی خلق شدیم با دنیایی از تفاوتها
واین انرژی و سیرت منه که با دیگران رابطه داره هرچند که من همین صورت رو هم قلبی دوست دارم این چیزی هست که بهم اعطا شده حالا اینکه توی ذهن دوستش داری یا نه مشکل خودته چون توی ذهن همیشه در حال مقایسه ی خودت با دیگرانی ..
فاطمه بانوی عزیزم همینکه آگاه باشیم که در این کالبد بدن یک شخص دیگری بنام ذهن هم هست که همراه ما زندگی میکنه و گاهی ما دچار هم هویتی با این ذهن میشیم بهمون خیلی توی مهار کردنش کمک میکنه ..
فقط کافیه آگاه باشم که این شخصی که توی وجودم بهم حس بد میده ،من نیستم این ذهنه
من ،همون اگاهی و روح پاکی هستم که نسبت به هر چیزی در این جهان عشق بی قید وشرط داره چون با تمام ذرات هستی احساس یکپارچگی و وحدت میکنه..
هرچند کار آسونی نیست .
چون سالیانه ساله که این ذهن قدرت گرفته ودر ما حرف میزنه ،دستور میده فکر میکنه ،تصمیم میگیره وجوری حکومت میکنه که صدای قلبمون و اگاهیمون پایین مونده اما هدایت راه خودش رو باز میکنه ..
عاشقتونم فاطمه بانوی عزیزم.
و اینکه سن یه عدد ذهنیه
و روح هیچوقت زمان ومکان نمیشناسه همیشه جوان وبرنا هستین عزیزم.
سلام خانم سلیمی جانم.
کامنتتون خیلی لذت بخش بود.
پیام هایی برام داشت که خوشحالم کرد.
واقعا تحسینتون میکنم برای زیبا زندگی کردن.
همیشه در پناه خدا باشین، خودتون و همه ی عزیزانتون.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
سلام بروی ماه سمانه جانم
الهی در بهترین حال باشی
خب خدا روصدهزاران بار شکر که کامنتم پیامبر شده:)))
خدا روصدهزاران بار شکر که نازنین بنده خدا رو خوشحال کرده
سمانه عزیزم خیلی تحسینت می کنم بخصوص برای مداومتت توی نوشتن در صفحه زیباییها را ببینیم
که همین کار یه جور زیبا زندگی کردنه
قطعاً این نوشتن خیلی کمک می کنه هم برای کنترل ذهن و هم مومنتوم مثبت ایجاد یا تقویت می کنه
راستی حافظ عسلی مون داره شبیهت میشه
الهی شکر برای وجود ارزشمندت
الهی شکر برای کنترل ذهنت
الهی شکر برای مسافرت اخیرت با مامان و خواهرای خوبت
الهی شکر برای تکاملت در مواجهه با تضاد هایی که گاهی خودشونو نشون میدن تا شما رشد و پیشرفت کنی
ممنونم از مهر و لطفت
خیلی دوست دارم
در پناه یگانه خالق هستی شاد و سلامت و ثروتمند باشی
وای وای وای
سعیده سعیده سعیده
تو چیکار کردی بامن دختر ؟
با گفتن هر برایه….
یادیکی از نوشته هام ویک برگ ویک خاطره از زندگیه بهشتیم انداختی منو…
وچقدر مهرومحبتت بیشتر توی قلبم نفوذ کرد چون حس کردم تمام ردپاهای منو دنبال کردی عزیز ترینم…
سعیده جان
با اشک مینویسم..
با هق هق مینویسم ..
انقلابی وجودم رو فرا گرفته که توصیفی نمیشه کرد…
سعیده ی عزیزم میدونم خیلی خوشحال میشی بشنوی این دوست ویار توحیدیت فردا شهرکباب 700متری رو داره افتتاح میکنه …
با تمام هدایت های خودش ..
هرجا هر شخصی هر پستی هرمقامی خواستن چوب لای چرخ کارمون کنند دستم رو روی قلبم گذاشتم وگفتم هیچ قدرتی بالاتر از تونیست یارب
وراه برام باز شد …
بدون تابلو داریم شهرکباب رو بازمیکنیم چون شهرداری از ما پولی میخوادتحته عنوان حبه …
اما من این پول رو ندادم ..
اصلا نداشتم وخواست خدا بود که نداشته باشم..
وبا تکیه به خودش که خودش برام اسم بشه و قشنگترین وروشنترین تابلو بشه توی چشم رانندگانی که به سرعت از اتوبان میگذرند دارم بازش میکنم..
سعیده جان نمیدونی این رفیق توحیدیت چه حالی داره تو این لحظه..
حس میکنم دستام توی دستای یار جونیمه
نگاهم توی نگاه یار جونیمه
فردا برام شاهکاری داره
.حجم عظیم مشتریان رو توی صف فیش غذا میبینم.
سعیده جان خیلی ساله که هرروز صبح توی حس بهشتی چشممرو به جهان باز میکنم و تا شب توی بهشت نفس میکشم وزندگی میکنم وتلاش میکنم برای بهبود بیشتر و شب دوباره با سپاس از این عشق هر لحظه همراهم دفتر ستاره ی قطبی رو میبندم ومیخوابم..
درست مثل تو
درست مثل تمام بچه های بهشتی سایت ..
حال وروزم عالیه ..
از لحظه ای که این ملک 700 متری رو که قبلا خرابه ای بود تحت کاربریه دامداری استفاده میشد والان 7ماهه که ریختیم پایین واز نو ساختیم هر روز یه چالش داشتیم و تمام اینهارو حل کردیم با هدایت خواستن از خدای مهربونم، پشت سر گذاشتیم من و همسرم احسان عزیزم اون گاو داری رو تبدیل کردیم به شهر کباب
هنوزم چالش هست و ما هستیم با راه حلهای خدای همیشه حاضرمون..
میدونم یه لبخند به پهنای صورت روی لبهات نقش بسته
میدونم اشک شوق از چشمات غلتیده.
مهربونی که هرگز ندیدمت..
برات گفتم چون خوب میشناسمت .وقلب بزرگت رو حس میکنم ..
شعبه ی سوم افتتاح میشود…
فردا روزی مبارک برای منه
استاد جان ازت سپاسگزارم که با اگاهیها تون سوخت منو احسانم شدین وحالا شاگردان شما فردا میرن که سومین شعبه ی خودشون رو شهرکبابشون رو افتتاح کنند به امید خدا .کاش ایران اومدین افتخار بدین تشریف بیارید واز مجموعه های ما دیدن کنید…
سعیده جونم شما وبچه های عزیزم که نیازی به دعوت ندارین متعلق به خودتونه..
سلام لیلا جانم
صبحت بهشت و نورانی …
خدایِ من چقدر خوشحال شدم از شنیدن این موفقیت بزرگ و چندین باره شما
و مطمئنم این خبر به گوش اکثریت اهالی این سایت خواهد رسید و باز هم مثل فایل پارسال در مورد شما انگیزه حرکت خیلیا خواهد شد
احسنت که اهل عملی
شما این رو خیلی خوب رعایت کردی که استاد همیشه میگفتن حرف خوب رو همه بلدن من با کسایی کار دارم که نتیجه دستشونه
استاد چشم و دلت روشن شاگردت ترکونده ماشاالله
هزاران سپاس ،خدا خیرت بده که اومدی و این موفقیت رو با هم به اشتراک گذاشتی و ایمانمون به مسیر بیشتر و بیشتر شد
تعهدی که شما داری واقعا قابل تحسینه این تعهد محکم شما رو از کامنتهای قدیمیتون ، استمرار توی مسیر و تلاش برای کسب نتیجه من میبینم و نتیجه های ارزشمندی که دستتون
شما به قول استاد و مثل استاد در تمام جنبه های زندگی یه الگوی بی نظیر برای اهالی این خونه هستین
اصلا سر صبحی خیلی خوشحال شدم خیلی ذوق کردم بابت این خبر فوق العاده و براتون کلللی دعای خیر میکنم که
نگاه خدا از هر طرف حافظ و نگهدارتون برکت و ثروت از در و دیوار شهر کباب بریزه و از معجزه هاش بیای برامون بنویسی
معنویترین، متفاوتترین و خوشمزه ترین شهر کباب مبارکتون باشه زوج موفق سایت عباسمنش
در پناه نور آسمونها و زمین میسپارمت
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است و مهربانیاش همیشگی
إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ ﴿١﴾
هنگامی که یاری خدا و [آن] پیروزی فرا رسد،
وَرَأَیْتَ النَّاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللَّهِ أَفْوَاجًا ﴿٢﴾
و مردم را ببینی که گروه گروه در دین خدا درآیند،
فَسَبِّـحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَاسْتَغْفِرْهُ ۚ إِنَّهُ کَانَ تَوَّابًا ﴿٣﴾
پس پروردگارت را همراه با سپاس و ستایش تسبیح گوی، و از او آمرزش بخواه، که او همواره توبه پذیر است.
=====================================
لیلا جانِ عزیزمسلام…
صبحی مبارکست نظر بر جمال دوست
بر خوردن از درخت امید وصال دوست…
بختم نخفته بود که از خواب بامداد
برخاستم به طالع فرخنده فال دوست…
تلگراف پراز مهرو عشقت رو ساعت 5 صبح به همراهِ همزمانی های خداوند با چشمِ دلم خوندم و نورش قلبمرو روشن کرد…
دیشب روبا یک حال عالی خوابیدم،یک ذهن آروم،یک قلب باز،یک روح پر از شکرگزاری و یک تمرین ستاره ی قطبی پر از نور…
2 تا پیغام از سمت خداوند دریافت کرده بودم:
اولیش یک نوشته ای بود که هدایتی دیدمش:
هرگز بیخیال رویاهات نشو
هیچ وقت نمیدونی!
چقدر بهشون نزدیکشدی..
و هدایت قرآنیم به آیه 22 مجادله:
هیچ قومی را که ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند نمییابی که با دشمنان خدا و رسولش دوستی کنند، هر چند پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندانشان باشند؛ آنان کسانی هستند که خدا ایمان را بر صفحه دلهایشان نوشته و با روحی از ناحیه خودش آنها را تقویت فرموده، و آنها را در باغهایی از بهشت وارد میکند که نهرها از زیر (درختانش) جاری است، جاودانه در آن میمانند؛ خدا از آنها خشنود است، و آنان نیز از خدا خشنودند؛ آنها «حزب اللّه» اند؛ بدانید «حزب اللّه» پیروزان و رستگارانند.
ودقیقا قبل از بیداری و دیدن تلگراف پر از نور و بشارتت تو خواب دیدم پدربزرگم که 12 سال پیش به رحمت خدا رفته،و در دوران زندگیش یک انسان توحیدی و ثروتمند بوده،برگشته و انقدر خوشحاله،انقدر شاده،انقدر میخنده که حد نداره…یک گوشه ای از مهمونی نشسته بود و با خوشحالی دست میزنه…
من هم با این هم زمانی دوباره رفتم سمت رفیقم قرآن جان…گفتم خدایا تو چی داری به من میگی…وپاسخ این بود :
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَانًا وَعَلَىٰ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ ﴿٢﴾
مؤمنان، فقط کسانی هستند که چون یاد خدا شود، دل هایشان ترسان می شود، وهنگامی که آیات او بر آنان خوانده شود بر ایمانشان میافزاید، و بر پروردگارشان توکل می کنند.
الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاهَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ ﴿٣﴾
هم آنان که نماز را برپا می دارند و ازآنچه به آنان روزی دادهایم، انفاق می کنند.
أُولَٰئِکَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا ۚ لَهُمْ دَرَجَاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَهٌ وَرِزْقٌ کَرِیمٌ ﴿4﴾
مؤمنان واقعی و حقیقی فقط آنانند، برای ایشان نزد پروردگارشان درجاتی بالا و آمرزش و رزق نیکو و فراوانی است.
میدونم که خیلی خیلی بهتر از من میدونی هیچ چیز در این جهان اتفاقی نیست…
مدت ها تحسین های قلبی من،صحبت از خوبی هات وموفقیت هات،آرزوهای پر از نور برای بیزنس قشنگت کردن،امروز به شکل یک هدیه از طرف خدا واز دستان شما رفیق نازنینم رسید،خبرِ افتتاح سومین شعبه ی کبابی…توسط انسان های توحیدی و با ایمان خداوند…و اینهمه هم زمانی ….
اگر نزدیکتون بودم با عشق امروز خودم روبهتون میرسوندم…اما اگرالان نیستم یعنی این اتفاق در بهترین زمان میفته…نه فورا…ولی حتما…میام پیشت…با دست پر…با قلبی پراز عشق،با یک بغل پر از مهر…
خیلی دوستت دارم،خیلی برات خوشحالم،خیلی بهت افتخار میکنم و میدونم خداوند همواره درحال حمایت و هدایت شماست…و خودش بهترین مشتری ها رو به سمتتون میفرسته…
همون خدایی که این همه موفقیت رو برا رقم زد…
همون خدا،همون خدا،همون خدا،همون خدا…
به امید دیدار روی ماهت در بهترین زمان ومکان…
قلبِ فراوانِ فراوانِ فراوان…
سلام لیلی قشنگم مبارک باشه عزیزم تا باشه از این خبرها.نمیدونم چرا با اشک برات مینویسم خداروشکر انشاالله پر بشه از عشق وبرکت برای شما وخانواده محترمتون.دست خدا بالاترین دستاهست چه خوبه که دستت تو دست اون قدرت بی انتهاست.بهترینها رو برات میخوام از الله مهربانم به امید روزی که ببینمت بانوی عشق وتلاش وزیبایی.یدالله فوق ایدیهم
لیلا جونی زیبارو جان
یک دنیا بهت تبریک میگم بابت افتتاح شعبه سومتون.انقدر خوشحال شدم وقلبم باز شد انگار که بیزینس خودمه.
الهی انقدر روزی وبرکت از زمین وآسمون رو سرتون بباره که خودتونم انگشت به دهن بمونید از این میزان هدیه خداوندی.
نوش جونت عزیزدلم گوارای وجود نازنین توحیدیت.تولایق بهترینهایی
درپناه خداباشید.آمین
بنام الله یکتا
سلام به دوست عزیز و دوست داشتنی لیلا جان
کامنتت رو خوندم و بینهایت بخاطر این پیشرفت عظیمت خوشحال شدم و با تمام وجودم برات آرزوی موفقیت در پناه الله مهربان کردم
خیلی خیلی خیلی خوشحالم بدلیل اینهمه موفقیتت و امیدوارم بینهایت براتون پرخیر و برکت باشه و تو تمام کشور یه شعبه ازش بزنید تا همه ما بچه های سایت در هر کجای ایران که هستیم از مشتریان شما بشیم
خدارو صد هزار مرتبه شکر بخاطر اینهمه تغییر تو زندگیت و خدارو هزارن مرتبه شکر بخاطر استاد نازنین که چنین شاگردان جسور و با استعداد و با پشتکاری رو دارن آموزش میدن و به همون اندازه که ما خوشحال و سربلند میشیم استاد هم خوشحالتر از همه ما بدلیل این حجم از موفقیت دانشجوهاشون میشن
بهترینها رو براتون آرزومندم لیلای نازنین
به امید دیدارتون در بهترین زمان و بهترین مکان از راه دور میبوسمتون
سلام به لیلای عزیز دختر توحیدی خدا
امروز هدایت شدم به خوندن کامنت زیبا و پر از نور و برکت و انرژی
اینقدر خوشحال شدم و اشک از چشمام سرازیر شد که انگار
خودم این موفقیت را کسب کردم
هرجا هر شخصی هر پستی هرمقامی خواستن چوب لای چرخ کارمون کنند دستم رو روی قلبم گذاشتم وگفتم هیچ قدرتی بالاتر از تونیست یارب
وراه برام باز شد …
چقدر این جملت قلبمو باز کرد
چقدر حالم خوب شد
عزیزم هزاران بار بهت تبریک میگم که دنبال لیاقتت رفتی و در مسیر بهترین ها هستی
تو با عمل به قوانین و توکلت به خدا نشون دادی که قانون کار میکنه، که “خدا در جزئیترین لحظهها حضور داره و داره با ما زندگی میکنه.”
از ته دل خوشحال میشم شاهد رشد و گسترش تو باشم، چون موفقیت تو یعنی تأیید دوبارهی وعدههای خداوند برای همهمونه
پشتکارت را تحسین میکنم و میخوام منم هر روز بهتر از دیروز بشم
عزیزم منم بعد از چند سال که دلم میخواست آتلیه بزنم و نمیشد بخاطر باورهای مخرب تو دوره هم جهت با جریان خداوند هدایت شدم و الان پنج ماهه به فضل خدا آتلیه توحیدی قشنگم را افتتاح کردم
و هر روز دارم تکاملم را طی میکنم
خدا روشکر میکنم که من را با قوانینش آشنا کرد دستم را گرفت آورد داخل این سایت نورانی و با شما دوستان توحیدی آشنا شدم و شدید الگوی زیبایی و توحیدی من
بازم ممنون از کامنت زیباتون و اینکه این موفقیت بزرگ را با ما به اشتراک گذاشتید تا ایمانمون قوی تر بشه و با مومنتوم مثبت به مسیرمون ادامه بدیم
با خدا باش و پادشاهی کن
امیدوارم هر روز الهامات جدیدتری بگیری، مسیرت با برکتتر بشه، و حضور خدا در کسبوکارت عمیقتر و پررنگتر حس بشه
به قول استاد: وقتی با خدا همراهی، مسیر فقط گسترش و فراوانی داره
سلام لیلای عزیز و مهربون ما
خدا رو هزاران هزار مرتبه شکر بابت موفقیت هاتون میدونم حس خیلی خوبیه چه قدر زیباست این مسیر و شمایی که در این مسیر ثابت قدم موندی در کنار خداوند موندی از ایده هایش استفاده کردی و پاداشهای خداهم بهتون رسید خیلی براتون خوشحالم و خیلی خیلی بهتون تبریک میگم امیدوارم روزهایی پر از خیر و برکت فراوان در پیش رو داشته باشی.
سلام به خواهر عزیزم لیلا جان
آبجی اینقدر برات خوشحال هستم که بی اختیار دارام اشک میریزم، شعبهء سوم اونم به متراژ 700 متر الهی هزاران بار شکر
با استارت شعبهء سوم قرار دستانی از خداوند بشی چون قراره یه تعدادی توی این شعبه استارت کارشون رو بزنند و برای خانواده هاشون روزی ببرند، و این چرخهء خیروبرکت گسترش پیدا کنه اونم توسط یکی از بنده گان لایق خداوند
الهی هزاران بار شکر
بهترینها رو آبجی لیلا برات آرزو دارام از خداوند
موفق باشی
سلام خانوم بشارتی
کامنت های شما برای من انگیزه بخشه و هر زمان که کامنت بذارید برای من ایمیل میاد و میام و می خونمش و همین جا از شما تشکر میکنم که وقت میذارید و موفقیت هاتون رو با ما به اشتراک میگذارید
من شهریار زندگی میکنم خیلی نزدیک به شما که دوست دارم یه روز به صورت کاملاً هم مداری جذب بشم و در رستوران شما مهمان باشم.
دیروز اتفاقاً داشتم رانندگی میکردم یاد شما افتادم که خیلی وقت بود کامنت نذاشته بودید تو ذهنم گفتم از خانوم بشارتی چرا دیگه خبری نیست چرا کامنت نمیذاره ؟ چون عادت کرده بودم بیام کامنت های شما رو بعنوان یک کارآفرین موفق بخونم و انگیزه و ایده بگیرم بعد پیش خودم فکر کردم گفتم احتمالا دارن کارهای خیلی بزرگی انجام میدن و میخان بعد از گرفتن نتایج بیان و اعلام کنند که امروز ایمیل کامنت شما اومد و من خوندم.
اینکه شما هواس تون به خودتون هست و اولین نفر زندگی تون خودتون هستید برای من الهام بخشه
اینکه ارتباط خوبی با خواهرتون دارید برای من تحسین انگیزه
اینکه تعهد دادید و پاش هستید عالیه.
امیدوارم روزی بینمتون که منم نتایجی در حد مدار و نتایج شما داشته باشم و تمام صحبت ها از رشد و پیشرفت و ایمان و شجاعت های مسیرهامون باشه.
سلام به عادل جان عزیزم
به به چه هم فرکانسی
اتفاقا اسم برادر عزیز منم عادله..
عادل جان
قطعا این همفرکانسی کار خودش رو میکنه ومن روزی شما وخانواده ی محترمتون رو در شهرکباب زیارت میکنم..
نه تنها شما بلکه اکثر دوستان عباس منشی خودمو
شما میایید واز نزدیک شاهد هم جهت بودن دوستتون با خداوند میشید.
میبینید که چطور لیلای عباس منشی در کنار همسر عزیزش اقا احسان گل چطور شونه به شونه ی خدا در مسیر قانون حرکت کردند و خودشون رو از یه مغازه ی 30 متری کوچیک با کلی بدهکاری رسوندن به شعبه ی سوم خودشون که 700 متره بخدا اعتبارش فقط با خداست و البته تلاش و زحمات با عشق وعلاقه ی شبانه روزی خودمون ..
چه روزهایی که احسان من دوشب دوشب توی شهرکباب که 7ماهه از چاردیواری گاوداری الان شده شهرکباب میموند و کار میکرد با عشق کار میکرد وهرجا چوبی لای چرخ کارمون میزاشتن با اگاهیهای استاد وبا رعایت قانون همین چوب هارو از لای چرخ میکشیدم بیرون و این چرخهارو روغنکاری میکردم ..
خبر خوشم به تمام بچه های سایت اینه که به امید خدا روز سه شنبه غروب افتتاح شهرکبابه.
خدای من شکرت برای این موفقیت وبرای این مسیر..
خدا رو هزاران بار شکر میکنم که شعبه سوم تون رو هم زدید و تبریک من رو پذیرا باشید بی نهایت تحسین تون میکنم برا این حد از سیری ناپذیری در پیشرفت و اینکه به قول استاد عزیز کمک می کنید به گسترش جهان .
شما برا من یه الگوی الهی هستید کسی که از منفی شروع کرد ایمانشو نشون داد جا نزد گریه ای اگه داشت نگه داشت برا زمانی که باید از سر شوق اشک می ریخت منتظر نموند و حرکت کرد و تکاملش رو طی کرد و خدا هم مشتاقانه دست گیری کرد و برکت بخشید.
این پیام الآن در غروب چهارشنبه به دستم رسید در حالی که ظهر یه حسی بهم گفت ایمیل هامو چک کنم و دیدم که شما لطف کردید و پاسخ دادید و اگه بگم که خوشحالی من برا افتتاح شعبه جدید تون کم از شما نبود دروغ نگفتم آن شاالله که هر لحظه از در و دیوارش براتون ثروت و برکت و نعمت بباره و برا مشتریانتون هم سلامتی و شادی.
یه مطلبی که درباره خودم میخام بگم اینه که من دو سال پیش دوره شیوه حل مسائل رو خریدم و شروع کردم به کار کردن و چون درک درستی نداشتم نتونستم درست عمل کنم و نتیجه بگیرم و حتی برعکس درگیر مسائل مالی شدم پاییز پارسال با تمام فشار استخوان شکنی که روم بود در دوره 28 روزه ای که خانوم شایسته لطف کردن گذاشتن شرکت کردم که خیلی کمکم کرد تا بتونم سرپا وایسم و نم نم بدهی هام رو بدم و اگه با همین روند جلو برم و هیچ ورودی مالی دیگه نداشته باشم احتمالا تا عید تازه برسم به صفر.
من کارشناس مکانیک هستم و امسال سال یازدهم هست که در این شرکت پگاه کار میکنم اما به شدت علاقه به این دارم که با خونوادم وقت بگذرونیم و بیشتر باهم باشیم و کاری برای خودم داشته باشم و جز رویاهام شده نمیدونم چرا ایمانم اونقدر قوی نمیشه که یه اقدام عملی قوی در راستای هدفم انجام بدم و همش چشم دوختن به حقوق ثابت اینجا و این دایره امن توهمی.
مثلاً همیشه تو رویاهام بود که یه مجتمع داشته باشم مثل تعمیرگاه که چندین نفر بتونن کار کنم اونجا و کارای مالی و اداریش رو دخترم و خانومم انجام بدن و کارای داخلیش رو پسرم (البته هنوز کوچیکن و این ایده برا آینده شون بود که اگه خودشون مایل بودن بیان) و خودم هم بعنوان صاحب کسب و کار بالا سر کار باشم حتی شکل و ساختمونش رو هم بارها تو ذهنم ساختم اما هیچ وقت براش اقدامی نکردم نمیدونم شاید بخاطر اینه که باورش نکردم یا حتی خودمو باور نکردم .
اینجا این سایت و این همه عزیزانی که هستن تمام سوالات آدم رو جواب دادن اما بعضی وقتا آدم با گفتن حرفاش و یا حتی خوندن راهنمایی اساتید میتونه قفل مغزشو زنجیر پاهاشو سریع تر بشکنه و از فریز بیاد بیرون .
ممنون میشم اگه از دید استادانه که دارید نگاه می کنید راهنمایی ، مطلبی یا راه حلی دارید که بتونه کمکم کنه بهم بگید
با درود و وقت بخیر خدمت دوست گرامی و شاگرد موفق و زرنگ سایت بینظیرمون
لیلا خانم بشارتی بهتون تبریک میگم که خانوادگی در سایت حضور دارید واقعا جای تحسین داره . اتفاقا چند وقت پیش به کامنت خواهر عزیزتون ندا بشارتی عزیز هدایت شدم که کلی از شما و برادرتون در جهت موفقیت هاتون نوشته بودند . در فایل عشق و اشتیاق برای موفقیت گفتند..
بیاد اوردم که داداشم توی همین شرایط داره ملکه 24 واحدیشو میسازه
قنادیشو میچرخونه
اون یکی داداشم ،مسافرته ومغازش داره اداره میشه
ابجیم داره شهر کبابو میسازه
واقعا بهتون تبریک میگم و تحسین تون میکنم که یکی از یکی دیگه موفقتر هستید و همچنین خواهر عزیزتون ندا جان که در رشته ی ورزشی خودش موفق هستش.. واقعا توی این سایت چقدر لذت بخشع که خانواده ها هم فرکانس همدیگر هستند و همگی با هم حرفای مشترکی دارند و برای موفقیت همدیگر خوشحال میشن و همدیگر رو تحسین میکنند و استادشون هم استاد عباسمنشع !!!!!
خدایاااا شکرت
لیلا جان برات آرزوی موفقیت میکنم و امیدوار در مسیر قانون سلامتی به خواسته آت برسی و برات شادی و شادمانی و موفقیت و سلامتی بیشتری آرزومندم
روز و شبت بخیریت و خوبی خوشی و ایام بکامت شیرین و گوارا همراه با سلامتی و پول و ثروت و نعمت در کنار عزیزان دلبندت
شاد و موفق و پایدار باشی
سلام رویای عزیزم
رویا جان سپاسگزارم از محبت شما
مهربان بانو جان
منم خیلی خوشحالم از اینکه دوستان با محبت واگاهی در این خانواده ی صمیمی عباس منشی دارم واز طرفی خیلی خوشحالم برای خانواده ام که به قول شما واقعا یکی از یکی موفق تر هستیم و هممون در مسیر آگاهی.
مسیر زندگی که توی زندگی ما 5 تا خوهروبرادر هست نشون دهنده ی یک الگوی مشخصه ..
این که هدف داریم
این که در راه رسیدن به اهدافمون قدم برمیداریم.
اینکه توی مسیر زندگی به چالش برمیخوریم.
اینکه از خدا هدایت میخواهیم.
هدایت میشیم به راه حل ها
انجام میدیم و قویتر ادامه میدیم .
همیشه در حال بهبودداعمی زندگیمون هستیم .
در حال رشد وپیشرفتیم.
از زندگی لذت میمیبریم.
از هم توقع کمک نداریم ولی بهم دلی وبدون چشم داشت خیلی کمک میکنیم.
توی حرفهامون حرف وکلام موفقیت هامونه نه درد ودلامون
ونه حرف مردم ونه مقایسه ونه حرص وطمع هیچ جایی توی کلام وقلبمون نداره
هوای پدرومادرمون رو هم 5تایی داریم..
همیشه شاکریم از خدا..
در حال تلاش هستیم .
وتوی مسیر زندگیمون زن ومرد نداریم شونه به شونه ی هم هستیم ودل به دل هم ..
رویا جان این الگوی موفقیتی هست که من توی زندگیه هر 5 تا خانواده می بینم .
از خدا میخوام که همیشه دستان هدایتگرش رو دریافت کنیم .
دوست خوبم برای قلب مهربونت برای همیشه حس شادی وخوشبختی وسعادت وارامش ارزو میکنم .
درپناه مهربان پروردگارم باشید.
سلام و درود به همسفران بهشتیم..
خانم لیلا بشارتی عزیز!!
منم دیشب هدایت شدم به خوندن پیامتون…
چقدر زیبا ..چقدر هدایتهای الهی درست و بجا هست..
که همه ما شدییم جانشینش..
عجب جانشینانی داره..
که دست به دست همدیگه دادن تا کشور را آباد کنند..
لیلا خانم از طرف خودم بهتون تبریک میگم…
با امروز چند روزه از افتتاحیتون میگذره…
واقعا صمیمانه تحسینتون میکنم.
انشالله دستکشهای هدایتی منم روزی مفتخر همچنین برکتهایی بشه..
فعلا کار من داره وارد لولهای بالای شخصیتی میشه.
استاد عزیز طبق الهامی که امروز دریافت کردم…و یادآوری سوره انفال….
داره یکدل و یکصدا..کار کردن روی باورامون میگه…
تا من تعقییری در شخصیتم ایجاب نکنم نمیتونم یه کارافرین نمونه باشم…
کارافرین شدن بحث فقط شغل و ساخت ثروت نیست…
بحث تمام جنبه هاشه..که همیشه در برابر خداوند خضوع داشته باشی..نه شب و روزتو ببندی ببینم باید چجور کار کنم که بتونم این حجم از کار رو،”جمع کنم..
وقتی تو مسیر درستی و از پایه شخصیتتت روی هم چیدمان شده..دیگه هیچ طوفان و زلزله ایی نمیتونه اونو تکون بده…..
دیگه زندگیت در تمامی موارد قوی و قوی تر میشه و اون چیزی جز هدایت الله نیست…
لیلای عزیز…اینروزا برای منم یسری هدایتهایی میاد…هر چقدر بیشتر تمرکز میکنم و به قبل و بعد این دستکش نگاه میکنم..
نیبینم الهامات و قوی شدن مهارتم و شخصیتم..فقط بخاطر..تعقییر باورهامون بوده…
هر جا تعقییری در باور نبود..فقط دست و پا زدن بود…
همینه استاد تمام فایلهاش میگه..ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت هست ….یعنی چی!؟
دوست هم فرکانسیم این کباب فروشی نوش؟جانتون باشه…من اولین پیاممو دارم برای شما مینویسم..
انشالله در پناه خداوند شاد و سلامت پر از خیرو برکت باشید…
دوستتدارم!!….
بنام الله یکتا
سلام به دوست و هم خانواده عزیزم لیلا جان
از وقتی یکی از فایلهای استاد رو گوش کردم که متن فایلش در مورد شما بود به شدت راغب شدم بیشتر از شما بدونم و باهاتون آشنا بشم و بفهمم داستان هدایت و مسیر زندگیتون که چطور گذشت و پیش رفت تا الان که به این جایگاه رسیدین
چقدر دنبال اسمتون گشتم و واقعا از خدا میخواستم بیشتر در موردتون بدونم اصلا قصدم فوضولی کردن نبود فقط وقتی میبینم یکی اینقدر زندگیش با تغییر نگاه و باورهاش عوض شده این برام خیلی جذابیت داره و منو بیشتر راغب میکنه که محکمتر قدم وردارم و بهتر قوانین خداوند رو تو زندگیم اجرا کنم
تا اینکه امشب خیلی خیلی اتفاقی از طریق دوست خوبمون سعیده شهریاری به سمت شما هدایت شدم کامنتهاتونو خوندم و چقدر لذت بردم واقعا برای منی که اینقدر پیگیرتون بودم امشب این هدیه قشنگی بود اط طرف پروردگارم که ازین طریق بیشتر و بیشتر به عظمت و بزرگیش پی ببرم که اینو بهم یادآوری کنه وقتی بهم نزدیک بشی وقتی قوانین منو تو زندگیت به درستی اجرا کنی وقتی مسیرت رو درست انتخاب کنی و درست پیش بری من برات کار نمیکنم بلکه شاهکار میکنم و اینو با بند بند وجودم با خوندن کامنتهاتون درک کردم که چقدر خداوند به فکر بنده هاشه و همیشه و همه جا حواسش بهشون هست
لیلای عزیزم بسیار لذت بردم از خوندن کامنتهای شما و واقعا از صمیم قلبم از خداوند میخوام تا کمکم کنه منم بتونم بدرستی پیش برم و اتفاقات زیبا رو به لطف پروردگارم برای خودم رقم بزنم البته که میدونم باید تکاملم رو طی کنم
چیزی که فکر میکنم بیشتر از همه درسهام از استاد عزیزم یاد گرفتم همین طی کردن تکامله که مدام استاد عزیز تو همه فایلهاشون یادآوری میکنن
براتون بهترینهارو از پروردگارم آرزومندم و امیدوارم همیشه بدرخشید و هر روز اتفاقات زیبا براتون رقم بخوره
به امید روزیکه منم بیام و تو این سایت الهی از موفقیتهام براتون بگم
لیلا جان سلام بروی ماهت
این کامنت اصلی من نیست
من پریروز که 12 مهر بود روی همین کامنتت پاسخ نوشتم برات بعد که منتشر شد دیدم برای سعیده جان شهریاری رفته که قبلش برای شما پاسخ گذاشته بوده
با خودم گفتم خدایا شکرت برای وجود سعیده جان شهریاری تو زندگیم که اینقدر مدارش بالاست و رزق اضافه و بغیر الحساب بهش میدی که حتی وقتی من برای یه دوست عزیز دیگه ام میخوام بنویسم میفرستی برای اون.. و کلی براش دعا و آرزوی خیر کردم
کامنتی که نوشته بودم رو کپی میکنم که بدستت برسه و بقیه حرفام توشه
———————–
لیلا جانم سلام
سلام و سلامتی به نازنین بنده خداوند و شاگرد زرنگ استاد جانم و همکلاسیم تو خیلی از دوره ها
اول تحسینت می کنم عزیزم برای این چهره ی زیبا و خندان و دلنشینت برای اسم و فامیلی قشنگت برای همه ی زیباییهای درونی و بیرونیت برای وجود ارزشمند خودت بی هیچ قید و شرطی
تحسینت می کنم برای همه ی کامنتهای زیبات که من تقریباً همه شونو می خونم
تحسینت می کنم برای همه ی موفقیتهات برای نتایج شیرینت برای آرامشت و نیروی ایمان و توحیدت برای صداقت و درستکاریت برای الگو بودنت بعنوان یک خانم مستقل خودساخته و کارآفرین موفق
برای الگو بودنت و تأثیرگذاریت روی خانواده و بستگان
برای اینکه چراغ راه شدی هم برای ما بچه های سایت و هم برای خانواده ات..
تحسین برای..
تحسین برای..
تحسین برای…
لیلا جان باور میکنی که من هنوز سردر نیاوردم بالاخره جنگ بین ایران و اسرائیل بوده یا شورش داخلی مخالفین بر علیه حکومت که اسرائیل هم حمایتشون کرده یا بر عکس!!!
عجب شیر تو شیری شد(خخخ)
اصلا ً هم مهم نیست..
مهم الانه که امن و امانه مهم حال خوب خودمونه مهم رشد و پیشرفتمونه و….
اتفاقاً امشب که همسرم تی وی رو روشن کرد که اخبار شب رو ببینه و من هم یه لحظه چشمم به زیرنویسش افتاد و صداش رو البته طبق قرارم با همسرجان نمی شنیدم،
درباره قبول پیشنهاد آتش بس (آقای) ترامپ از طرف حماس بود و اینکه ایشون گفته اسراییل باید فوراً حمله به نمی دونم کجا رو متوقف کنه، و علاوه بر اون آقای ترامپ اسرائیل رو محکوم کرده
من تو دلم بسییار تحسینش کردم و آرزوی خیر کردم براش..بگذریم..
لیلا جانم من اینجور نبوده که کلاً قانون سلامتی رو کنار بزارم اما گاهگاهی غذاها و مواد خوراکی کم کاربی که تو قانون سلامتی اسمی ازش برده نشده میخورم و بندرت پیش بیاد برنج و نون و ماکارونی بخورم اما همین دیشب که همسرم از این کلوچه های فومنی که اندازه ی نعلبکیه چندتا خریده بود(که من قبلاً خیلی دوست داشتم و میخوردم)، و همون موقع داشتیم با تماس تصویری واتسپ با دخترا و همسراشون و نوه هامون میگفتیم و میخندیدیم ومن یکی از اون نون هارو خوردم که بعد از یکماه بود، یکی دوبار هم همینجوری بعد از یکماه شده بود
و اصلاً خودمو سرزنش نکردم و با خودم گفتم عیبی نداره منم گاهی هوس می کنم من که در حد استاد
جانم نیستم حالا حالاها باید روی خودم کار کنم شاااید که به گرد پاش برسم..
البته من تفاوتی که با شما دارم اینه که از قبل شروع دوره که چهار سال پیش بود هم اضافه وزن نداشتم دردی چیزی هم نداشتم هیچ مسئله خاصی هم نداشتم
54 کیلو بودم بعدش شدم بین 48 تا 45 کیلو
و پیاده روی(حتی قبل از قانون سلامتی داشتم) و ورزش عضله سازی رو مرتب انجام میدم و از چهار سال پیش تا حالا دو وعده غذا می خورم و دیگه عین آدمای روزه لب به چیزی نمیزنم بجز آب و قهوه خالی و دمنوشهای از مواد مجاز مثل هل و دارچین و زعفران اونهم بدون قند یا شکر یا شیرینی
و اینکه چه رعایت کنم و چه نکنم تو این چهار سال وزنم ثابت مونده و الانم46 الی 47 کیلو هستم تفاوت در حد یکی دو کیلو..
کم کم درست میشه به امید خدا
هم برای من هم برای شما
غصه که استغفر الله، بهیچوجه نخوریم
من نه که بخاطر حرف دیگران باشه، خودم دوست ندارم صورتم بخصوص بین دو ابروم چین و چروک داشته باشه چون وقتی تو آینه نگاه میکنم می بینم چهره ام مثل آدمای اخمو هست، و من دوست دارم خندان باشم البته که سنم 67 ساله و روی صورتم بیشتر از جاهای دیگه تأثیر گذاشته وسلولها بیشتر روی هم نشست کرده..
الحمد لله فی کُلّ حینِِ و علی کُلّ حال
خدا رو هزاران بار شکر بر نعمتهای همگیمون
الهی همگی در مسیر درست مستمر و ثابت قدم باشیم
الهی در این دنیا و در اون دنیا در بهشت باشیم
الهی خدا به همه ما خانواده صمیمی عباسمنش (بخصوص من که مسن ترین شاگرد استادم) اونقدر عمر طولانی بده که هرچی بیشتر از آموزشهای خدایی استاد جانم استفاده کنیم
لیلا جان عزیزم خیلی دوست دارم و بهترینهای دنیا و آخرت رو از خداوند بخشنده و مهربان برات درخواست می کنم
به امید دیدارت در دورهمی با استاد جانمون
به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده و اجابت کننده ام
روز شمار تحول زندگی من روز صد و هشتاد و دوم از فصل هفتم
سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم
بریم سراغ نشانه های الهی امروزم
خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی
خدایا شکرت بابت حال خوب امروزم
خدایا شکرت بابت سلامتیم
خدایا شکرت بابت حضورم در این لحظه
خدایا شکرت بابت حضورم در این سایت پر از آگاهی
خدایا شکرت بابت سقف بالای سرم
خدایا شکرت بابت هوای فوق العاده امروز
خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت بردم
خدایا شکرت بابت ماشین و گوشی قشنگم
خدایا شکرت بابت آرامش و آسایش و راحتی و امنیتم
خدایا شکرت بابت هر قدمی که بر روی زمین میگذارم
خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم
خدایا شکرت بابت تک تک ضربان قلبم
خدایا شکرت بابت اینکه رفتم با مامانم خونه خواهرم خیلی خوش گذشت و میوه های خوشمزه خوردم و لذت بردم
خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم فروش بالای پودر زعفران رو تجربه کنم که بازم تجربه کردم و میخواستم از جایی که فکرشم نمیکنم پول و مشتری بیاد که اومد
خدایا شکرت که بابت هوای عالی و غروب نارنجی رنگ زیبا و ابرهای قشنگ و پرنده ها و درختان زیبا سپاسگزاری کردم
خدایا شکرت بابت اینکه یه مشتری داشتم که چندین بار ازم خرید کرده بهم گفت پودر زعفران رو بردیم مرغ فروشی خرید و من این چند ساله اصلا به مرغ فروش پودر زعفران نفروخته بودم و همش به خونه ها و مغازه ها و رستوران ها و بستنی فروش ها و … فروخته بودم همونجا من باور کردم که میشود به مرغ فروش هم فروخت بعدش بال مرغ خرید دوستم دیدم بال مرغ رو رنگی کردن همونجا گفتم چه جالب پس به مرغ فروش ها هم میشه فروخت همین که باور کردم خداوند یه مشتری برام فرستاد که مرغ فروش بود گفت 50 تا بیار ولی یه بسته رو باز میکنم اگه خوب بود برمیدارم خوب نبود برنمیدارم منم تو ستاره قطبیم گفتم خدایا میخوام که همشو برداره البته اگرم برنمیداشت خداوند از بی نهایت دستش روزی منو میرسوند
حالا مغازه مرغ فروشی تو بازار بود با ماشین خودم اگه میرفتم باید مامانمم میبردم یه لحظه به ذهنم رسید زنگ بزنم به دوستم و زنگ زدم و گفتم کجایی گفت میدان توحید دیدم نزدیک خونه خواهرمه گفتم کجا میری گفت بازار گفتم منم بردار میبینی همزمانی رو خلاصه رفتم و بسته ها رو بهش دادم و اونم یک بسته رو باز کرد تست کرد دید خیلی خوبه بدون اینکه بشمره همشو برداشت و 770 تومن با کرایه دریافت کردم به همین سادگی و خوشمزگی خدایا شکرت
خدایا شکرت که مشتری دیگه 5 بسته از روستا سفارش داد و گفت ببر به خونه خواهر شوهرم که زره ناس کوچه صفای 4 رو بهم آدرس داد و برق رفته بود اینترنت کار نمیکرد که لوکیشن بزنم با هدایت الله حرکت کردم پیدا کردم یعنی خداوند هدایتم کرد حالا اون خانوم گفت خواهرشوهرم نمیگیره گوشیش چون برقا رفته آنتن نیست و برو درشون طوسی هست رو بزن منم دیدم چن تا در طوسی هست که ازش اسمشو پرسیدم و از بچه های همسایه پرسیدم و اونا نشون دادن رفتم دم درشون و گفتم خوشروز خانوم گفتند آره و 5 بسته تحویل دادم خدایا شکرت (توی اون شرایط که آدرس رو دقیق نداده بود و اینترنت و آنتن و برق نبود ذهنم رو کنترل کردم و به خونشون هدایت شدم)
خدایا شکرت که شب رفتیم با دوستم پارک و لذت بردیم
خدایا شکرت بابت اینکه طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم نعمت غیرمنتظره دریافت کنم دوستم برام کرم شکلات لیوانی بزرگ و لواشک آلوی بسیار خوشمزه که عاشقشم خرید و خوردم و لذت بردم و کلی ذوق کردم و تشکر کردم ازش
و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ
هدفگذاری و تأثیر آن در زندگی
استاد جان میگه
دوستانی که تو دوره 12 قدم با من بودن یادشونه که فک کنم توی قدم اول من یه ویدیویی گرفتم و در مورد هدفم صحبت کردم و جسارت کردم لباسمو درآوردم و انداممو نشون دادم که تو چه وضعیتی بود یه شکم خیلی گنده و گفتم که میخوام چه اتفاقی بیفته
_اون سیستمی که به شما گفتم میخوام از همون قانون از همون سیستم استفاده کنم به وزن ایده آل و انرژی ایده آل و احساس خوب و چابکی و همیشه فعال بودن برسم
حالا که قدم اول 12 قدم میخواستم وضعیت فعلیم رو بگم بعدش میبینید نتیجه رو
یعنی دارم به شما الگو میدم که چجوری عمل کنید
(استاد تو این فایل نشون دادند اندامشون رو و میبینیم که چقدر تغییییییبر کردند دست مریزاد پس میشود به هر هدفی که داری برسی فقط با عمل به قانون بدون تغییر خداوند)
من همین الگو رو توی بحث ثروت و روابطم و … استفاده کردم و نتیجه گرفتم
وقتی که شما به یک موفقیتی میرسی راه رسیدن به موفقیت بعدی رو پیدا میکنی چون الگو یکیه راهش یکیه قانونش یکیه
حالا میخواد ثروت باشه میخواد روابط باشه میخواد اندام مناسب باشه و…
من هم اکنون 120 کیلوام هدفم رو میذارم 85 کیلو حالا تو مسیر رسیدن به هدفم حرکت میکنم و چجوری نجواها رو کنترل میکنم و… به شما میگم تو این دوره
_توی اون ویدیو من تصمیم داشتم هدفمو بالابردن سطح انرژی جسمانیم بذارم من میخواستم به انرژی جسمانی بالایی برسم تا کار بیشتری بکنم بتونم از زمانم بیشتر استفاده کنم و هدف های بیشتری رو بهش برسم
چون خیلی زود خسته میشدم و خیلی میخوابیدم و زمان کمی داشتم برای انجام کارام
و نیاز داشتم انرژی جسمانیمو بالا ببرم و پر جنب و جوش بشم و….
اون مطالعاتم منجر شد به یه سری تحقیقات و آزمون و خطا ها و منجر شد به نتایج و اون نتایجی که من گرفتم تونست زندگی میلیون ها نفر رو تغییر بده
و نتیجشو دارید میبینید که کسانیکه بچه دار نمیشدند بچه دار شدند کسانیکه بیماری دیابت و خود ایمنی داشتند درست شدند و….
من که تعهد دادم و رسیدم به خواستم چند تا درس گرفتم میخواستم بگم
یکیش اینه که اگر خیلی مطمئن باشی و متعهد باشی که میخوای به هدفت برسی میتونی بیایی جلوی مردم اعلامش کنی
کار راحتی نیست ولی اگه به اون حد از ایمان و توکل و تعهد رسیده باشی که من میخوام به این هدفم برسم اون جسارت و شجاعت رو داری که بیایی جلوی مردم اعلامش کنی بیا اعلامش کن
بنابراین اگه یه هدفی رو دارین و میخواین خودتونو متعهد کنید به یه سری افراد و دوستان نزدیک دوستانی که قضاوت گر و منفی نگر نباشند بیا اعلام کن
این بهت کمک میکنه روزهایی که سخت میشه اوضاع و ناامید میشی و شل میگیری و میخوای بیخیالش بشی
یادت میفته که من اینو اعلامش کردم و الان باید پیگیرش باشم و ادامه بدم
یکی اینکه وقتی حرکت میکنی و ایمان داری و باور داری ، خداوند هدایتت میکنه از مسیرهایی که اولش شاید ایده ای واسش نداشتی
من میگفتم باید برم ورزش کنم و … ولی خداوند به ایده هایی منو هدایتم کرد که فکرشم نمیکردم بدون اینکه بخوای ورزش سنگین کنی و…
خیلی موقع ها وقتی میخوایم هدفی رو انتخاب کنیم یه سری ایده داریم واسه اون هدف ولی وقتی به الهاماتمون گوش میکنیم وقتی از خداوند هدایت میخوایم ایدهها و مسیرهای جدیدی به ما گفته میشه که با ایده اولیه ما اصلا در ارتباط نیست
آدم باید ذهنشو باز بذاره برای دریافت الهامات
نباید بچسبه بگه من فقط از این مسیر میخوام به هدفم برسم
بگیم من میخوام به هدفم برسم از هر مسیری که هدایت بشم
من حرکت میکنم خداوند هدایت میکنه ایده میده من عمل میکنم و نتیجه میگیرم و…
پس اجازه بده که خداوند هدایتت کنه و ذهنتو باز بذار برای دریافت الهامات
مورد بعدی اینه که وقتی که نتیجه ها میاد همون نتیجه های کوچیک میتونه بهت انگیزه بده برای ادامه دادن مسیر درست
یعنی از یه جایی به بعد نتیجه ها کمک میکنه که شما مسیر رو ادامه بدید و بعد که مسیر رو ادامه دادید نتایج بزرگتر میشه و وقتی نتیجه ها بزرگ تر میشه کمک میکنه بهت مسیر رو بازم ادامه بدی و…
و این خیلی مهمه که بدونی از چه مسیری نتیجه ها رخ داده
من دقیق و واضح میدونم که از چه مسیری من به این نتایج رسیدم
و برای اینکه برنگردم به شیوه قبلی زندگیم برای اینکه نشم اون آدم قبلی
اومدم روی ذهنم کار کردم که این مسیر جدید رو تبدیلش کنم به عادت
نه اینکه من به هدفم رسیدم بگم حالا دیگه بسه و برگردم به عادت قبلی
اگه من برگردم به عادت قبلی همون نتیجه قبلی برمیگرده
من باید همیشه ادامه بدم تو این مسیر درست و همیشه رو به بهبود باشم و این رفتارهای مناسب رو همیشه ادامه بدم یعنی تبدیل کنم به عادت
و من دیگه حتی یک بار هم به مسیر و عادت قبلی برنگشتم و فقط تو این مسیر موندم و ادامه دادم
حتی یکبار هم وسوسه نشدم برگردم به مسیر قبلی
اگه میخوای نتایج پایدار باشه همیشه باید تو این مسیر بمونی و بهبود بدی و ادامه بدی
من تو ذهن خودم خیلی سختش کردم اینکه برگردم به مسیر قبلی
وقتی تو به نتیجه خوب و پایدار میرسی فقط تو ازش استفاده نمیکنی بلکه میلیاردها نفر ازش سود میبرن الگو میشی برای بقیه تا اوناهم به هدفاشون برسن
حالا درمورد من تبدیل شد به قانون سلامتی و زندگی میلیونها نفر تغییر کرد
شما یه خونه میخری کمک میکنی به بی نهایت آدم
باور ایجاد میکنی برای دیگران که میشود این اتفاق بیفته
این چقدر ارزشمنده
اون هدفی که تو داری و بهش میرسی علاوه بر اینکه به تو سود میده بلکه به جهان به میلیاردها آدم سود میده
پس این نتایج کوچیک رو ببین و تایید کن و نگو وای من که هنوز نرسیدم این نتایج کوچیک خیلی بهت کمک میکنه که تو مسیر بمونی و ادامه بدی و…
سوال: چند هدف که در زندگی خود به آنها رسیدهای را به یاد بیاور. چه الگوها یا رفتارهایی را می توانی شناسایی کنی که باعث دستیابی شما به آن اهداف شد؟ مواردی مثل:
چطور انگیزههایت را حفظ میکردی؟
چطور ذهنت را برای ایدههای بهتر باز میگذاشتی؟
چه نگاهی کمک میکرد تا بتوانی هدایتها و نشانهها را بهتر ببینی و دنبال کنی؟
چطور نجواهای ذهن را کنترل میکردی و در مسیر میماندی؟
دیدن چه الگوهایی ایمان شما را درباره امکان پذیر بودن آن هدف تقویت میکرد
سپس بنویس چطور میتوانی از این الگوها برای رسیدن به هدف فعلی خود استفاده کنی
_من میخواستم چشامو عمل کنم چون ضعیف بود که رسیدم به این هدف و عمل کردم چشامو و هدف بعدیم خرید ماشین بود که تونستم بخرم
_من دیدم دوستم عمل کرده و اون الگویی شد واسم که پس منم میتونم
من دیدم دوستم تونسته ماشین بخره گفتم پس منم میتونم همسایمون تونست ماشین بخره گفتم پس منم میتونم
_با سپاسگزاری از نتایج کوچیک با سپاسگزاری از داشته هام و احساسم رو خوب نگه میداشتم تونستم انگیزمو حفظ کنم پولی که میومد دستم تحسین میکردم میگفتم خدایا شکرت بخاطر این نتیجه خدایا شکرت که این نشون میده قانون درسته و من تو مسیرم
ذهنم رو باز گذاشته بودم مثلا ایده میومد من عمل میکردم ایده میومد پودر زعفران ها رو تو مغازه به مشتری ها بگو معرفی کن و من ایمان نشون میدادم معرفی میکردم و میفروختم
ایده اومد برو کلاس رقص منم رفتم و ادامه دادم
ایده اومد برو گروه رقص و کسب درآمد کن من کسب درآمد کردم
دوستم که از طرف خداوند بود بهم گفت بیا تو تالار قسمت پذیرایی کار کن و من انجام دادم و …
میدونستم که عمل به ایده جواب میده بنابراین وقتی عمل میکردم و میدیدم که نتیجه ها میاد بنابراین بیشتر مطمئن میشدم به مسیر استادم
نجواهای ذهن رو اینطوری کنترل میکردم: وقتی میدیدم نتیجه های کوچیک میاد و قانون جواب میده نجواهای ذهنم رو با آوردن منطق که نتیجه بود خفه میکردم البته ایمان داشتم که میرسم
و با آوردن الگو به ذهنم باعث میشد نجواهای ذهنم رو کنترل کنم
بهترین الگوی من استاد جان و خانم شایسته هست سریالهای سایت رو میدیدم و بیشتر بهم الگوی رسیدن و امکان پذیربودن خواسته ها رو میداد
حالا که به اون هدف ها رسیدم که واسم غیر قابل باور بود این رسیدن ها بهم کمک میکنه که به خواست های بعدم میتونم برسم
در مسیر رسیدن به خواستم که ایمان نشون دادم حرکت کردم خداوند دستاشو فرستاد درها رو برام باز کرد رسیدن به خواسته هام رو برام آسون کرد برام معجزه کرد
رانندگی رو هم با اینکه برام سخت بود ولی اهرم رنج و لذتشو ساختم و دسته فایل های هدیه ایمانی که استمرار در عمل میآورد رو گوش دادم و عمل کردم و اونایی که دختر خانوم بودن و رانندگی میکردن رو برا خودم الگو قرار دادم که اگه اونا تونستن منم میتونم و اونایی که رانندگی میکردن رو تحسین میکردم یه ذره که پیشرفت میکردم تو رانندگی اون نتیجه های کوچیک رو میدیدم و میگفتم ببین تمرین کردن جواب میده و راهش اینه که باید ادامه بدم به قدم هایی که گفته میشد عمل میکردم اولش از کوچمون شروع کردم فقط جلو میرفتم و دنده عقب اونم فقط دو متر اینا قدم بعدی خیابون های خلوت بود که با پدرم رفتم یاد گرفتم قدم بعدی گرفتن مربی بود که مربی گرفتم و یاد گرفتم قدم بعدی رانندگی تو ترافیک بود که اونم رفتم قدم بعدی رفتم تو دل ترسم تنهایی رانندگی کردم حتی تصادف هم کردم نجوا اومد تو نمیتونی و ماشین خرج داره ولی من فقط با ادامه دادن و باور اینکه میشود به خواستم رسیدم آسون کردم واسه خودم رانندگی رو با اینکه خیلی ضعیف بودم ولی با تمرین و تکرار الان بهترین راننده هستم تو رانندگی رفتم تو دل ترسام به همه قدم هایی که بهم گفته میشد عمل کردم جاده رو نجواها اومد عمرا نمیتونی بری ولی من رفتم با اینکه ترس تمام وجودمو گرفته بود جاده رو هم رفتم روستا رو هم رفتم حیران هم رفتم آراللو هم رفتم و... خدایا شکرت
توی همه قدم هام ترس داشتم ولی با اینکه میترسیدم عمل کردم حرکت کردم ادامه دادم و به خواستم رسیدم
وقتی میخواستم گواهینامه بگیرم به فامیل و آشنا اعلام کردم که گواهینامه میگیرم و من حرکت کردم و کتابشو خوندم و همون اولش قبول شدم تو آیین نامه و تو شهری سه بار فکر کنم رد شدم و قبول شدم و به این خواستمم رسیدم
سپاسگزارم بی نهایت از شما استاد عزیزم که الگوی نمونه زندگی من و میلیارد ها میلیارد آدم هستین که همیشه با نتایجتون همه ما رو شگفت زده میکنید همیشه به ما باور میشود رو یادآوری میکنید
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
آیه 30 سوره فصلت میفرماید
: “إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَهُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّهِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ”.
: “به یقین کسانی که گفتند: «پروردگار ما الله است»
و سپس استقامت ورزیدند،
فرشتگان بر آنها نازل میشوند
(و به آنها میگویند:)
«نترسید و غمگین مباشید،
و بشارت باد بر شما
به آن بهشتی که به شما وعده داده شده است!»”.
ثم استقاموا
ثم استقاموا
ثم استقاموا!
نمیدونم چرا این عبارت مدام چندروز بود که برام تکرار وتکرار میشد
من حالم عالی شده
دارم روی خودم کار میکنم
ارامش از راه رسیده مدتهاست مهمون قلبمه
و من هر شب باحال خوب میخوابم
و هرروز باحال بهتر بیدار میشم
سپاسگزاری هام رو مینویسم
صفحه ها و صفحه ها دارن پر میشن وخودکارهام دارن تموم میشن ولی حس میکنم بازم کمه
هرچقدر دیگه وقت بزارم و بنویسم بازهم نعمت هست توی زندگیم
الهی صدهزار مرتبه شکر برای این دریای بیکران نعماتت
برای این لطف و فضل و بخششت
برای این رسم بنده نوازی!
خدایا روحم رو شاد کردی ازت سپاسگزارم
قلبم رو جلا دادی ازت سپاسگزارم
امید درمن جوانه زده ازت سپاسگزارم
و چه کسی از خدا به احوال دل بنده ی خویش اگاه تر است؟
خدای اسمانها و زمین
من به هر خیری ک بهم برسونی فقیرم
نزار به بیراهه برم
نزار از صراط المستقیم یک سانت اون ور تر برم
من رو بزار روی دوشت من به اون جا تعلق دارم
عادتم دادی کارهام رو خودت انجام بدی
ما باهم تقسیم کار کردیم
وچه تقسیم عادلانه ای است انصافا
من خواسته هامو میگم تو اجراشون میکنی
من لذت میبرم و تو دوباره لذت های بیشتری بهم میدی
خلاصه دوستی باتو یک معامله دوسرسوده!
امروز من دقیقا ایستادم در نقطه ای که اگر یک سال پیش یهم گفته میشد قراره اینجا باشی باور نمیکردم و میگفتم بسه من بااین مزخرفات دل خوش نمیشم ..
اما الان واقعیت زندگیمه
من ازتو طلب کمک کردم و تو من رو در مسیر قرار دادی
من هدف گذاشتم
باخودم فکر کردم و گفتم
باید تموم انرژیم رو جمع کنم و بفهمم که چطور باید زندگیم رو ادامه بدم…
ودرها بازشدند و افراد ایده ها شرایط و موقعیت ها همگی انگار برای رسیدن من به خواسته ای ک هنوز تصویرش در ذهنم مبهم بود و شک داشتم به درستیش( ولی تنها راهی بود ک میتونستم بااون شرایط اون روز ادامه ش بدم )
بسیج شدند
خدایا تو فرشته هات رو فرستادی
بازهم میفرستی
و خواهی فرستاد
پس دیگه نمیترسم
دستم رو گرفتی پول واریز کردی به حسابم
بازهم واریز میکنی
وواریز خواهی کرد
پس دیگه نمیترسم
تنهای تنهای تنها بودم
شدی یارم و همدمم
والان هم تنها یار و همدمم هستی
و تو تنها یار و همدمم خواهی ماند
پس دیگه نمیترسم
و من حق ندارم بترسم و شک کنم و استپ کنم
درحالیکه تو از چندروز پیش به من هشدار داده بودی
ثم استقاموا
من درک نمیکردم و به این خیال که مهم نیس از کنارش گذر میکردم اما دیشب درک کردم ک نه انگار این ایه دقیقا برای حال دیشب من به من الهام میشد
بارها و بارها وبارها
خدایا تو چقدر فکرهمه جارو کردی
اخه تو چقدر دقیقه همه پلن هات …
دیشب وقتی سفارشات مشتری رو براش ارسال کردم و اون فاکتور رو برام واریز کرد دقیقا قبل اینکه به دستش برسه
من حسابی ذوق کردم و بالا و پایین پریدم
از خوشحالی نمیتونستم روی پاهام بند شم
انقدر زیاد که دوست داشتم تا خونه رو پیاده برم
کلی باخودم تایید کردم ک دیدی جواب داد
اینه اینه قدرت عزت نفس
من فقط یک ماه تمرکز لیزری گذاشتم خدا جواب داد
بیا لذت ببر ارزو داشتی مشتری هات همون لحظه ی تحویل کار تسویه کنن بفرما شد
ارزو داشتی با پیک براشون بسته هاشون رو ارسال کنی و رفت وامدشون حذف بشه بفرما شد
انقدر خوشحال بودم از مبلغ 3 میلیون که انگار 3 میلیارد به حسابم واریز شده
هنوزم خوشحالم هنوزم لبخند میزنم واین لبخند رو خودمم نمیتونم باورکنم این حس ارامش رو در این شرایط خودمم از خودم هیشوخ ندیده بودم
اما …
فقط ده دقیقه بعد مشتری زنگ زد و گفت این اون مدلی نیس ک من میخواستم و منو میگی یهو وارفتم
گفتم یعنی چی؟
درهمون لحظه یاد این باورافتادم الخیر فی ماوقع و باخودم تکرار کردم هراتفاقی بیوفته به نفع منه
ذهنم ازون ور میگفت چطوری ؟اخه
مشتری ناراضیه میگه بیا اینارو ببر من اینطوری نمیخواستم
میگه ضرر کردم پارچه هام خیلی قیمت بالا بوده
حالا من :
من نمیدونم چطوری ذهن عزیز
ولی من میدونم هیچ اتفاقی اتفاقی نیست
یهو یاد جلسه 4 قدم 5 افتادم
الله اکبر ازین جلسه
وایه ی بینظیرش: وَ عَسى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ…!
و اونجا دیدم چطور ذهنم دست و پاش رو جمع کرد
روی پله برقی بودم داشتم میرفتم خونه این خبر رو شنیدم
همونجا درجا فایل قرانی رو پلی کردم
و صدای استاد قوت شد وپاهام رو استوار کرد
واستاد میگفت و من هم باهاش تکرار میکردم :
اگر دارید روی خودتون کار میکنید
اگر احساستون خوبه
اگر ارامش دارید
هراتفاقی، هراتفاقی ،عاقا هر اتفاقی
که بیوفته اون جزئی از هدایت پروردگاره
مقاومت نکنید
این جهان قانون داره
خدا اشتباه نمیکنه
دری به تخته ای نخورده
اتش بر ابراهیم الکی سرد نشد
و این جملات هرکدوم انگار امده بودند که نوری رو به قلب متلاطمم تزریق کنند
و من به چشم دیدم ک چطور مومنتوم منفی در نطفه خفه شد
و من افسار اون اسب چموش رو حالا توی دستام داشتم.
نمیدونم چطوری ولی وقتی به خودم اومدم از اتوبوس پیاده شده بودم و میخواستم از خیابون رد شم واساده بودم منتظر ک زنجیره ی ماشینهایی ک میان قطع شه و من بپرم اونور خیابون ولی تمومی نداشت
ذهنم هنوز داشت تلاش میکرد منم هی تیر پرتاب میکردم سمتش با قدرت تمام …
یهو بااینکه ایرپاد گوشم بود وفقط صدای استاد رو میشنیدم
یک صدایی گفت تاکی میخوای اینجا بایستی اینها تموم نمیشن …یه همچین چیزی رو شنیدم
و من نگاه کردم دیدم یه اقایی دستش رو برده بالا و ماشینها رو نگه داشته و اونم میخواد رد بشه منم سریع بااون از خیابون رد شدم و ازش تشکر کردم
همونجا به ذهنم گفتن ببین خدا حواسش هست
خدا خودش درست میکنه
من نمیدونم چطوری ولی میدونم اینها سمت خداست
اینم نشونه ش!
فایل به نصفه رسیده بود و من به خونه رسیده بودم
همینجور ادامه دادم
برای اینکه بحثی نکنم سریع رفتم توی اشپزخونه
دیدم یک قابلمه قورمه سبزی روی گازه
چشمام قلبی شد قلبمم شاینی…
یهو یادم اومد توی ستاره ی قطبی نوشته بودم
چقدر دوست دارم امشب یک غذای خوشمزه مثلا قورمه سبزی بخوریم …
و الان یک دیگ قورمه سبزی جلومه…
دوباره من خطاب به ذهنم:
خدا خودش حواسش هست
من کافیه بهش ایمان داشته باشم
بفرما دیدی اینم نشونش
با هر یه دونه نشونه ی کوچیک یک مراسم سپاسگزاری بزرگ راه مینداختم و ذهنم رو ساکت میکردم
هی اون میگف من میگفتم
به قول خودتون استادبازی پینگ پنگ بود
نتونستم توی دفترم چیزی بنویسم فقط تصمیم گرفتم بخوابم
نیمه های شب ساعت 1ونیم بیدار شدم رفتم سرویس بهداشتی جالبه تا ببدار شدم ذهنم گف حالا چیکار کنیم؟
و همه رو زحمت کشید برام یاداوری کرد
منم گفتی هیچی الان میرم سرویس برمیگردم و میخوابم
و خدارو شکر خوابم برد
ساعت ده دقیقه به 5 با صدای الارم گوشیم بیدار شدم
وقت پیاده رویِ پاشو…
دوباره ذهنم انگار از دیشب نخوابیده بود طفلکی
حالا چیکار کنیم؟
من :
هیچی بریم پیاده روی
استاد دوباره فایل جلسه ی چهار و تکرار اون جملات
هر اتفاقی
هراتفاقی
عاقا هراتفاقی
بیوفته شمارو در مسیر اهدافتون قرار میده
خودم رو به خدا سپردم و تموم تلاشم رو کردم ک مثل روزهای گذشته اروم باشم و ازون صدای پرنده ها ازون نسیم خنک صبح ازون ارامش نهایت استفاده رو ببرم
وقتی میخواستم برگردم خونه گفتم بزار برم نون بگیرم امروز یه صبونه ی مشتی بزنم
بزارببینم چی بیشتر بهم حال میده ..؟ اهااااع
تخم مرغ اب پز با کره با نون سنگک داااااااغ….
کره هارو بریزی رو تخم مرغها اب بشه
نمک و فلفل بریزی روش با نون سنگک داآآآآآغ لقمه بگیری بزنی بر بدن
اهاعع…اینه بزن بریم
(اخخخ دهنم اب افتاد)
حالا من مدتهاست صبونه رو ترک کردم
ولی داشتم اگاهانه سعی میکردم مغزم رو فیتیله پیچ کنم
افرین افرین اینه درسته برو جلو تو فقط باید احساست رو خوب کنی نزار مومنتوم منفی جولان بده
گوله برفی رو بچرخون… سنگینه ؟ میفهمم حق داری
ولی سعی کن یک کوچولو دیگه سعی کن..
چند دور دیگه بدیش میوفته رو دور اونوقت خودش میچرخه برات …
رفتم نونوایی
بازمن توی مسیر،
چیکار میتونم بکنم حالم بهتر شه؟
اهاع بیا تمرین عزت نفسُ بریم:
بلند سلاااااام کردم و شاطر نونوایی برگشت و همزمان داشت دوتا نون سنگک از تنور درمیاورد
نونها توی دستش بود گفت سلام چنتا نون میخواین منم گفتم دوتا
همونطور اومد سمتم و نونهارو داد و کارت کشید و گفت به سلامت
من به نونهای داغ داغ نگاه کردم
و به ذهنم گفتم :میبینی خدا حواسش هست
همزمانی رو دیدی حال کن
این نونها حتی نرفت روی اون میخ ها اویزون بشه
همونجور دراومد اومد تو دست من
از قضا دوتاهم بود
ومنم دوتا میخواستم
میبینی این جهان قانون داره دری به تخته ای نخورده !
خدا میدونه داره چیکار میکنه این من و تواییم ک نمیدونیم..
وتاخونه کیف کردم
برای خودم صبونه وچایی اماده کردم وبا لذت خوردم
وازخودم تشکر کردم
ذهنم گف بمون خونه امروز
من گفتم میرم سرکار مثل بقیه ی روزها
و تموم سعیم رو کردم ک مثل هرروز برم دوش بگیرم و باحال خوب اماده بشم و بیام سرکار
الان مدتیه برقها رفته و ساعت حدود 10 و بیست دقیقه ست
این متن طولانی رو نوشتم و ریز به ریز از دیشب تا خود الان رو به خودم یاداوری کردم تا بازهم به ذهنم بگم
خدا حواسش هست
سهم من اینه احساسم رو خوب نگه دارم
ازکجا معلوم این مسیر من رو به خواسته م نمیرسونه؟
تو چی میدونی اصلا؟؟
استاد وقتی زدم روی نشونه ی امروز واین فایل اومد
درلحظه واقعا شوکه شدم ویک بغض گلوم رو گرفت
به خودم گفتم ببین اگر برای استاد عباسمنش شده برای توهم میشه
مسیر توهم باز میشه
استاد مگر میدونست قراره به این اندام رویایی برسه
ولی ببین چقدر قشنگ خدا مرحله به مرحله هدایتش کرده و الان اینجاست
مطهره این مسیر توهم هست
دست خدا رو باز بزار بزار اون هدایتت کنه
وقتی متن فایل رو خوندم دهنم باز موند
درس دوم:
با ایدههای اولیه، قدم اول را بردار
اما به آنچه عقل تو از قبل مشخص کرده نچسب.
ذهنت را برای هدایت به راهکارهای بهتر باز بگذار
و به جریان هدایت اجازه بده
تو را به مسیری هدایت کند
که عقل تو توانایی درک آن را ندارد
الله اکبر ازینهمه هماهنگی خدا
من چطور میتونم در مسیر لغزش کنم؟
چطور نگران باشم؟
استاد خیلی اروم تر شدم
خیلی زیاد
نمیدونم قراره چی بشه
یه تصمیماتی گرفتم و یه حرکتی زدم در راستای رفع و بهبود این ماجرا ولی نمیدونم چقدر درسته و چقدر غلط
اما اینو میدونم مطهره ی امروز
که کلی روی جلسات عزت نفس کار کرده و به خودش قول داده ادامه بده این مسیر رو
خودش میدونه ک نتیجه هرچی بشه از ارزش درونی اون کم نمیشه
من حالا پاشنه ی اشیل خودم رو پیدا کردم
و میدونم ک نباید احساس ارزشمندیم رو به نتیجه هام گره بزنم
من همینجوری ارزشمندم
همینجوری ک هستم نتیجه مهم نیس
مهم اینه من تموم تلاشم رو کردم
و وقتی تو سمت خودت رو درست انجام بدی
خدا وظیفه شه سمت خودش رو درست انجام بدهد …
درنهایت به عنوان بخشی از تمرین این فایل:
• چطور نجواهای ذهن را کنترل میکردی و در مسیر میماندی؟
من استاد همیییییشه این رو با خودم تکرار میکردم
ببین مطهره فک کن تو به اون خونه و ماشین و ویلا و ازادی و فلان و بهمان رسیدی و توی اون شرایط
این ناخواسته رخ داده ،
شق القمر نکردی اگر کنترل ذهن کنی
اون جاها همه میتونن ذهنشون رو کنترل کنن
اگر میخوای ایمان و توکل واقعیت رو نشون بدی
الان وقتشه…
مرد میدون هستی؟!
بیا وسط..
خودت رو به خدا نشون بده !!
ایمانت رو نشون بده
ببینم چقدر ایمان داری؟
استاد من هروقت اینو به خودم میگم
انگار بهم بربخوره انرژی میگیرم و ادامه میدم
و هرجا هم متوقف میشم باز یاد این جمله ی شما
تو (فایل تسلیم بودن در برابر خداوند )میوفتم
اگه ادامه ندی یعنی ایمان نداری…!
خلاصه من باید بهم بربخوره تا ادامه بدم
حالا اگر کسی دیگه این کار رو انجام نده خودم
این کار رو انجام میدم ؛)
خدایا شکرت
برای این کنترل ذهن ارزشمند شکرت
برای این سایت شکرت
برای نشونه ی امروزم که این فایل پربرکت بود شکرت
برای اندام رویایی استاد شکرت
برای اگاهی عظیمی به اسم دوره قانون سلامتی شکرت
برای این فرصت رفتن برق که تونستم این کامنت رو بنویسم شکرت
برای این مزون جدیدم با این ویوی رویایی همونی که از خداخواسته بودم شکرت…
در پناه نور حق میسپارمتون…
به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کردبه سمت توحیدی ترین آگاهی ها
خدایا شکرت که با آگاهی هایی آشنا شدم که در تمام جنبه های زندگیم به دردم میخوره و باعث رشد در همه ی جنبه هام میشه
استاد شما الان دراین فایل دارید راجب اندام متناسب صحبت میکنید اما نوع آموزش های شما جوریه که میشه برای بهبود هرچیزی ازش استفاده کافی کرد
یعنی اطلاعات همونه میشه برداشت و بهش لباس تناسب اندام پوشوند و نتیجه گرفت
اطلاعات همونه میشه بهش لباس بهبود در روابط پوشوند و ازش نتیجه گرفت
لباس ثروت پوشوند و به استقلال و رفاه مالی رسید
با همین اطلاعات میشه عزت نفس از بین رفته رو بازسازی کرد و رشد در تمام جنبه هارو شاهد بود
با تماشای فایل لذت هزار باره بردم ، خداروشکر که در این مسیرم
چقدر زیبا شدید استاد نتیجه ای که دستتونه چشم های مارو هم نوازش کرده
و سپاسگزارم بابت متن غنی ابتدای فایل که جمع بندی فوق العاده ای از فایل بود
به کمک آموزش های شما پیشرفت هام همیشه یادمه چون اینجابه عنوان نتیجه ازشون حرف میزنم
و با گوش کردن به این آگاهی ها مسیرم یادم میاد و این مهم رو به خودم یادآوری میکنم که ماریا انگیزتو حفظ کن ، کارهایی که داری انجام میدی رو تبدیل به عادت کن ،قلبت رو برای دریافت الهامات باز بزار و شجاعت انجامشون رو داشته باش هرچقدرم که عقلت توانایی درکشون رو نداشته باشه،
همینکه حست فوقالعاده س همین برات کافی باشه چون دریچه ی ورود به نتایج بزرگتر از همین حس خوب رد میشه و یادت باشه رسیدن به این هدفم انگیزه ی بزرگی میشه برای رسیدن به هدفهای بعدیت ….
به نام خدا
ایمانی که استمرار در عمل میاورد
◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇
ذَٰلِکُمُ اللَّهُ رَبُّکُمْ لَهُ الْمُلْکُ ۚ وَالَّذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ مَا یَمْلِکُونَ مِنْ قِطْمِیرٍ
این است خدا پروردگار شما، فرمانروایی، ویژه اوست و کسانی را که به جای او می پرستیدید، مالک پوست هسته خرمایی هم نیستند.
اینو باید بگم که یه شب داشتم آیه هایی که توی نوت گوشیم داشتم رو نگاه میکردم تا یدونه رو کپی کنم و بزارم توی صفحه شکرگزاریم این آیه رو دیدم خیلی به دلم نشست ؛ یه حسی بهم گفت که بزارش روی این کامنت منم گفتم چشم :)
◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇
سلام استاد عزیزم ، سلام مریم جانم ، امیدوارم هرجا که هستین حالتون عالی ترین باشه و تنتون سالممم :)
خدای دلبر من ، من نمیدونم خودت هدایتم و اجازه صلات رو صادر کن خودت برون من بلد نیستم عشق من به امید خودت
هدف گذاری کلا بنظرم یه نظمی میده ، تو میدونی داری چیکار میکنی و این کار رو برای چی انجام میدی
به عنوان مثال ، من برای خرداد ماهم یک برنامه نوشته بودم ، که توی این ماه رو کار هارو به صورت روتین و هر روز انجام بدم ، این کمک میکنه تا بتونم کلیییییی پیشرفت کنم و خوب اون کارها هم پیش بره به راحتی
البته که این رو از کامنت سعیده جان یاد گرفتم ، به قول استاد که توی یکی از فایل هاش گفت
کامنت بچه ها برای خودش یه دوره جداگانه س
واقعا هم همینطوره ، من خیلییییییی از کامنت بچه های عشق سایت یاد میگریم و چقدر باور هام با همین کامنت ها تغییر کرده خدارو صد هزار مرتبه شکر :))))))))))
استاد جان گفتین که ، بیشتر براتون اون افزایش انرژی جسمانی مهمه ؛ امروز داشتم فکر میکردم ، که با افزایش این انرژی چقدر آدم جلو میوفته چقدر بهتر و بیشتر میتونه کاراش رو انجام بده
واقعا اون حس سبک بودن ، بعد اون کمتر خوابیدنه و سرحال بودن واییییییییییی چه میکنه
چقدر تمرکزمون بیشتر میشه برای اینکه آدم وقتی گشنش میشه ، تمرکزش کم میشه
وقتی شما به یک موفقیت میرسید، راه رسیدن به موفقیت های دیگه رو پیدا میکنید
همه شون یک راه یکسانی رو دارن
استاد یچیزی بگم شما وقتی وزنتون کم شد ، نه تنها خوشگل تر و خوشتیپ تر شدین بلکه صداتون هم بهتر شد بنظرم
چون من وقتی یکنفر رو میبنیم که رژیم گرفته و لاغر شده صورتش خراب میشه و اون رژیم پایدار نیست
این خیلی مهمه که انرژیت افزایش پیدا کنه ، پایدارم باشه ، و انقدر پوستت خوب بمونه
و این قانون بدن چقدر هماهنگ هست با بدن ، یروز داشتم فکر میکردم که واقعا لاغر شدن کاری داره؟؟؟ یعنی کار سختی نیست
بعد گفتم آره آسونه ولی به شرط اینکه قانونش رعایت بشه
بعنوان مثال ، به دست آوردن ثروت یا هرخواسته دیگه ای ام چیز ساده ای ولی وقتی قوانینش رعایت بشه
مثلا خود ثروت رو نمیتونیم بگیم که فقط پول قابل لمس هست
بنظرم ، ثروت میتونه یک کامنت پر برکت و پر بار از طرف بچه ها باشه ، به خدا من وقتی ایمیل کامنت میاد برام مثل اسمس واریزی خوشحال میشم :)))))))))
ثروت میتونه آرامش باشه ، خواب آروم باشه ، این سایت توحیدی قشنگم ، یک ثروت بی پایان هست که هر روز داره بهتر و باکیفیت تر میشه خدایاااااااااا شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتنتتتننتتتتتتتتتتت
در عین حال ثروت قابل لمسم ثروت هست
ثروت ، یعنی چیزی که خیلی با ارزشه برامون بنظرم
من همیشه برای اینکه یچیزی رو بهتر درک کنم ، میرم ببینم معنی کلمه ش چی میشه
الان که سرچ کردن کلمه ثروت به چه معناست اینو آورد
(( ریشه کلمه «ثروت» عربی است و از ریشه «ث ر و» گرفته شده است. این ریشه در زبان عربی به معنای فراوانی، زیادی و غنا است))
توی زبان فارسی هم گفت به معنای مال و اموال هست
یعنی بخاطر این این اسم روی پول قابل لمس قرار گرفته که همچین چیزی توی جهان بی نهایت فروان هست
ثروت بی نهایت فروان هست چون معنی این اسم یعنی همین
خداییییی مننننننن شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتنتتتننتتتتتتتتتتت
خلاصه بگم که به قول استاد :
آرامش، خواب آروم ، یک زندگی پر معنا و پر مفهوم ، لذت و خوشحالی ، حال خوب ، داشتن آدم های بی نظیر توی زندگی و پول قابل لمس همه اینا ثروت هست
من سپاس گزار تون هستم استاد برای این اگاهی های ناب برای درک خدای درست ، برای عشق بازی با خدا
رسالت من بودن در این مسیر و مردن با توحید هست
توی کامنت های قبلیم گفتم که ، من مدتی از مسیر منحرف شده بودم به لطف خدایییییی بزرگممممم برگشتم
میخوام بگم که این انحراف نه تنها به ضرر من نشد بلکه اون باور این باور ناب رو یاد من انداخت
الخیر فی ماوقع
چون بهتر و عمقی تر درک کردم که کنترل ذهن ، کانون توجه ، حال خوب چه اهمیت بالاییییییی داره
هی به خودم میگم زهرا تو باید توی این مسیر درست ، عملگرا ، ثابت قدم و مستمر باشی
دیشب داشتم به خودم میگفتم زهرا تو امروز کار آنچنانی نکردی ، اونجوری که باید باشه ، باز به خودم یادآوری کردم زهرا استمرار استمرار استمرار استمرار استمرار استمرار خیلییییییی مهمه
چون دیگه به تو که ثابت شدس که این مسیر درسته و توی درستیش هیچ شکی نیست
به لطف خدا همینطور که گفتم یکی از دوره هاتون رو خریدم ، وقتی اون کامنت رو گذاشتم داشتم فکر میکردم که ، من یکی از آرزو هام تیک خورد :)))))))))))
آره یکی از آرزوهام تیک خورد و این داره به من نشون میده که توی درستی این مسیر هیچچچچچچچ شکیییییییی نیست تمام
این به من داره میگه که :
گازشو بگیر همین مسیر رو مستقیم برو
نه به چب نگاه کن نه به راست
این مسیر درست ترینه
این مسیر ، مسیر خوشبختی دنیا و آخرت هست
این مسیر یعنی حال خوب ، یعنی خوشحالی و لذت بردن
این مسیر یعنی عشق بازی خالصانه با خدای واقعی این جهان
این مسیر یعنی همه چی
چون رسالت تو همینه ، چون تو وقتی به دنیا اومدی همین باور هارو داشتی ، حالا بواسطه خانواده جامعه و… تغییر کرده
ولیی این چیزیه که باید توی این مسیر باشی اینم نشونه و نتیجه بودن در مسیر تمامممم.
خدایا کمکم کن ، شدید محتاجتم شدیددددددا شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتنتتتننتتتتتتتتتتت
شکرت دلبر جان :*)
این خواب برای من خیلی مهمه استاد جان ، دوست دارم خیلیییی کم بخوابم و با همون سرحال باشم و انرژی زیادی داشته باشم
من الان توی یک روز 12 ساعت میخوابم!!!!! این خیلی زیاده من دوست دارم به قول شما از زمانی که خداوندم به من داده بهتر و مفید تر استفاده کنم
کلا من سعی میکنم اینجوری باشم که وقتی یه سوالی برام پیش میاد جوابش رو پیدا کنم اونم درستش رو ، که به من نتیجه پایدار بده
به عنوان مثال همین خواب که گفتم ، تحقیق میکنم تا بتونم جوابش رو پیدا کنم ، نه اینکه بگم حالا هرموقع که دوره استاد رو خریدم اون موقع یکاری میکنم ، الان دیگه بزنم بدنمو نابود کنم :)
نه سعی میکنم که جواب درست و اصولی ش رو پیدا کنم
باز دوره استاد رو هم به لطف خدا آماده ش که بودم تهیه میکنم که باز کلی به بهبودم کمک میکنه
میخوام اینو بگم ، قدم برمیدارم ، حرکت میکنم همینجوری نمیمونم نههههه
این خیلی مهمه که جریان داشته باشم در مسیر درست
و وقتی این کار رو انجام میدم ، جلو میرم بدون اینکه حتی ایده داشته باشم ، خداوندم من رو به بهترین جواب هدایت میکنه
واقعا این جسم امانت خداس ، من باید خیلی بهتر از چیزی که تحویل گرفتم تحویلش بدم
وقتی ما شروع میکنیم احتمالا یکسری ایده ها داریم ولی وقتی به الهامات مون عمل میکنیم و از خداوند هدایت بخواییم خب مسیری به ما گفته میشه که خیلی فرق داره
و ما نباید بچسبیم به همون ایده مون ، باید ذهنمون رو باززززز بزاریم ، یعنی با اون ایده اولیه حرکت کنیم ، ولی به همون نچسبیم دست خداوند رو برای هدایت نبندیم
این خیلی مهمه من میخوام به هدفم برسم از هر مسیری که هدایت بشم
نتیجه ها آروم آروم میاد ، یکدفعه ای نمیاد ، زمانی که ما ادامه بدیم زمانی که استمرار داشته باشیم
و وقتی نتیجه درست رو دیدیم دیگه اون رو تا همیشه و آخر عمر ادامه بدیم تا اون نتیجه پایدار بمونه
کلا استاد من نتیجه ها خیلی مهمه ، به من نشون میده که مسیری که دارم میرم درسته یا نه ، کلا حواسمون خیلی باید به نتایج باشه
وقتی مسیر رو ادامه میدیم نتایج بزرگتر میشه و این نتایج بزرگ تر به ما کمک میکنه که راحت تر مسیر ور ادامه بدیم و این همینجوری ادامه داره و میوفتیم توی یک سیکل مثبت
مهمهههه که بدونی نتایج از چه مسیری میاد
و این نتایج درست ، این مسیر باید تبدیل بشه به عادت تا ادامه ش بدیم ، استمرار داشته باشیم
دلیل اینکه نتایج عوض شده بخاطر اینکه مسیر متفاوتی رو رفتی رفتار هارو عوض کردی ، حالا عوض کردن اون رفتار ها منجر شده نتایج درست ادامه پیدا کنه و بشینه توی وجودت باید تبدیل بشه به عادت
درمورد این یک مثال بزنم که برای خودم واضح تر بشه
به عنوان مثال ، توجه به زیبایی ها ؛ وقتی من این رو آگاهانه استفاده میکنم و میبینم که نتایج چقدر بی نظیره ، باید انقدر آگاهانه تکرارش کنم تا جزو عادتم بشه چون نتایجش بی نظیره این یعنی اینکه کاری کنیم که بشه جزو عادت مون
اگر من میخوام که نتایج همیشه درحال بهبود باشه منم باید باورهام و نتایجم همیشه در حال بهبود باشه ، در طی یک استمرار و ثابت قدم بودن و عملگرا بودن
مسیری که همیشه روبه بهبود باشه
برای کسب نتایج و موفقیت پایدار باید توی مسیر درست ثابت قدم و عملگرا باشم
کلا این ثابت قدم بودن در مسیر درست خیلی مهمه ، از وقتی که به مسیر برگشتم به لطف خدای دلبرم ، خیلی سعی کردم هر روز وقت بیشتری بزارم روی قوانین و این به صورت تکاملی طی شده تا الان که کل تایمم برای قوانینه :)
من این رو همیشه به خودم میگم که ، زهرا نباید بگی حالا ایندفعه رو اینجوری برم نه تنها و تنها روی اصل خودت میمونی و ابن مسیر رو ادامه و تا جایی که یادم میاد به قول استاد حتی یکبار وسوسه نشدم که برم اخبار رو ببینم یا آهنگ بی خود گوش بدم
چون انقدر بودن توی این مسیر برام لذت بخشه انقدر با روحم هماهنگه که نتها وسوسه نمیشم بلکه اصلا خوشم نمیاد که بخوام برم سمتش
البته اینا زمانی هست که من سعیکردم به قوانین آگاهانه عمل کنم تا اینا بشه جزو عادتم که این عادته باعث میشه که حتی به مسیر قبلی نگاهم نکنم :))))
چون نتایجم از این مسیر جدید و درست بی نظیر تره
هر روز باید بهتر باشه ، هر روز باید بهتر باشه و برای این من باید هر روز بهتر بشم
من باید روی یک موج مثبت به سمت بالا حرکت کنم و این رو حفظش کنم تا دائما در حال رشد و پیشرفت باشم و این پایدار باشه
باید پایدار ، مستمر ، عملگرا باشی در مسیری که نتایج درست رو برات رقم زده
استاد من اونجایی که گفتین وقتی به نتایج پایدار میرسین این فقط شما نیستین که سود میبرین ، خیلی های دیگه ام میبرین
من رو یاد این انداخت که
من باید خوب زندگی کنم و جهان رو جای بهتری برای زندگی کردن کنم
بخاطر همینه که وقتی من یک هدفی دارم نتنها خودم ازش سود میبرم بلکه بقیه هم ازش سود میبرن
هدف هایی که اتنخاب کنیم نه تنها به ما سود میده بلکه به جهان هم سود میده ، همون خوب زندگی کنیم و جهان رو جای بهتری برای زندگی کردن کنیم
با این کار غیر از اینکه داریم به خودمون خدمت میکنیم داریم به جهان هم خدمت میکنیم
یدور هم مسیری که استاد گفت رو بگم :
1_وقتی هدفی رو برای خودمون تعیین میکنیم ، بیایم به یک فرد مطمئن فردی که قضاوت نکنه ، مسخره نکنه بگیم تا متعهد تر باشیم به هدف مون تا انگیزه دائمی داشته باشیم
2_بعد بیایم با اون ایده اولیه حرکت کنیم ، شروع کنیم ، ولی به همون نچسبیم با هدایت های خدا جلو بریم
3_بعد که نتایج درست اومد، دیگه همون مسیر رو ادامه بده و استوار باش توی اون مسیر و اون رو تبدیل کن به عادت تا همیشه توی اون مسیر ثابت قدم بمونی
زهرا اینا باید یادت باشی ، باید این هارو انجام بدی
استاد چند روز پیش داشتم فکر میکردم ، چقدر استاد این کارش رو درک قوانین رو دوست داره و انصافا توش عالی هست یعنی این همه سال متعهدانه داره روی خودش ، باورهاش ، زندگیش حتی این سایت بهشتی کار میکنه
به خدا گفتم ، خداوندم به من تعهدی از جنس استاد بده تا اینجوری ثابت قدم باشم توی این مسیر درست
خلاصه که به قول سعیده جان خیلی لایق استادی هستین استاد جان :)))))))
سپاس گزارم ازتون تنتون همیشه سالم ، و من عاشقتونم استاد جان
خدایا هدایتم کن و کمکم کن که ثابت قدم ، عملگرا و مستمر باشم توی این مسیر این مسیر مثل نفس کشیدن میمونه برام
مثل هر نفس برام واجب و ضروری هست
خودت هدایتم کن کمکم کن که من محتاجتم خدا من خیلی عاجزم در برابرت خداییییییی منننننن شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتنتتتننتتتتتتتتتتت
دوست دارم آخر هر کامنتم این رو بنویسم تا به خودم یادآوری کنم که من همه چیزم اعتبارش از خداس من هرچی هستم با خداوندمه و غیر اون هیچی نیستم تمام.
خیلی دوستون دارم بچه های گل سایتتتتتت بیشتر بنویسین که کامنت هاتون عشقه و یه دوره کامل و بی نظیر
خداجونم دوست دارم زیاد :) کلمات قدرت توصیفش رو ندارن خودت میدونی دلبر جان
شکرگزارتم برای اینکه اینجا بی نهایت دارم بهم خوش میگذره و کاملا جدام ازبدنه یا بی خبر از هرچیزی که اتفاق میوفته
فقط از اصل خبر دارم و تمام سعی ام رو میکنم که تمرکزم رو بزارم روی اصل ، قوانین ثابت و تمام وقتم روی قوانین بزارم البته الان وقتی گوشیم رو برمیدارم کاری جز این ندارم
هرچیم که باعث بشه یزره وقتم بره براش جز قوانین از توی گوشیم حذفش میکنم
چون میخوام فول تایم روی قوانین کار کنم
خلاصه که دارم لذتتتتتتت میبرم ، خوش میگذرونم و اینا همهش اعتبارش برمیگرده به خدا تمام.
من دوست دارم زیاد خداجونم زیادددددددددددددد
بوس بهت دلبر جان :))))))
یچیزی بگم ، استاد توی متن نوشتین که ((بخاطر استمراری که به خرج دادم این هدف تحقق شد))
یعنی اون استمراره کلیده خیلی مهمه این رو هی به خودم یادآوری میکنم تا مستقیم توی مسیر بمونم و مسیرم یه رگلاژی بشه :)))))
خب تمرین های فایل شامل یک سوال هست که میگه :
سوال: چند هدف که در زندگی خود به آنها رسیدهای را به یاد بیاور. چه الگوها یا رفتارهایی را می توانی شناسایی کنی که باعث دستیابی شما به آن اهداف شد؟ مواردی مثل:
• 1_چطور انگیزههایت را حفظ میکردی؟
• 2_چطور ذهنت را برای ایدههای بهتر باز میگذاشتی؟
• 3_چه نگاهی کمک میکرد تا بتوانی هدایتها و نشانهها را بهتر ببینی و دنبال کنی؟
• 4_چطور نجواهای ذهن را کنترل میکردی و در مسیر میماندی؟
• 5_دیدن چه الگوهایی ایمان شما را درباره امکان پذیر بودن آن هدف تقویت میکرد؟
یا استفاده از قوانینی مثل:
• تجسم نتیجهی نهایی؛
• دیدن کوچکترین نکات مثبت و پیشرفتها در مسیر و سپاسگزاری برای آنها؛
• مقایسه نکردن نتایجم با دیگران و رعایت قانون تکامل؛
• پرسیدن سوالات جادوییای چون: چطور از این بهتر، چطور از این ساده تر؛
سپس بنویس چطور میتوانی از این الگوها برای رسیدن به هدف فعلی خود استفاده کنی؟
خب با این توضیحی که الان میدم فکر کنم از سوال 1 تا 5 جواب داده میشه:)
من برای این سوال ، هدف خرید دوره رو انتخاب کردم
من همیشه میگفتم که دوره های استاد رو تهیه میکنم ، سال 1404 بعد از اینکه فهمیدم چی شده ، سعی کردم هر روز به صورت مستمر روی خودم کار کنم و عمل کنم ؛ به صورت تکاملی جلو رفتم ، به جایی رسیدم که هر بازی یا هرچیزی توی گوشیم داشتم که باعث میشد وقتم رو الکی پاش بزارم حذف کردم ، تا به الان هم از این تصمیم پشیمون نشدم ، اینا باعث شد که من کم کم تایمم تماما بیاد روی کار کردن روی قوانین
انگیزه ام رو اینجوری حفظ کردم که ، من نتایجی دستم بود که نشون دهنده عمل به قوانین بوده کاری ندارم که کوچیک بود یا بزرگ بلخره نتیجه بود
توی این مدت یاد گرفته بودم که در برابر جریان هدایت هیچ مقاومتی نداشته باشم و داشتم این رو آگاهانه تمرین میکردم و نتایجشم میدیدم که چقدر بینظیر بود اونجایی که مقاومت نمیکردم
یاد گرفتم که رها باشم و هرچی خدا گفت بگم چشم بدون هیچ عذرو بهانه ای
که خب نتایجش بی نظیر بود
برای کارمم گفتم خدایا خودت هدایتم کن ، چقدر ایده های ثروت ساز اومد ایده هایی که جلوی چشمم بودنا ولی قبلا بهش توجه ای نمیکردم ، سعی کردم اجراشون کنم
جالب اینکه تمام اون ایده ها باتوجه به شرایط الان من بوده و خیلی راحت قابل اجرا بوده، به خودم میگفتم که زهرا با اجرای این ایده ها نتیجه میگیری هااا حواست باشه
همیشه هم وقتی بچه ها از دوره ها میگفتن تحسین شون میکردم میگفتم نوش جانشون ، میگفتم منم میتونم ببین این تونسته متن میتونم زمانی که آماده ش باشم به دستش میارم
خدارو شکر در بهترین زمان و مکان به دستش اوردم خدارو هزاران بار شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتنتتتننتتتتتتتتتتت
سعی کردم ذهنم رو با ورودی های مثبت و کار کردن روی قوانین بمب باران کنم که ذهنم فرصت نجوا رو نداشته باشه
خدارو شکر با کمک های خداوندم موفق بودم ، چون حالم خوب بوده و در همش در حال دریافت بهترین ها بودم خدایاااااااااا شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتنتتتننتتتتتتتتتتت
من هرکاری که میخوام انجام بدم از خداوندم میپرسم ، برم انجام بدم نرم ، هرچییی گفت میزارم روی جفت چشمام و میگم چشم سعی میکنم بدون هیچ مقاومتی همونجوری پیش برم
بخاطر همین همیشه آگاهانه سعی میکنم که از خداوندم هدایت بخوام و بتونم دریافتش کنم و بفهمم
خدایا من سخت بهت فقیرم به هدایت هات به دریافت آگاهی های ناب و خالصت پس کمکم کن دلبر جان :)
قوانینی هم که گفته شده سعی کردم بهش عمل کنم ، هرچقدر که سعی کردم همونقدرم نتیجه گرفتم
مثلا هیچوقت نگفتم ، ببین این دوره رو خریده تو هنوز نخریدی خدام شاهده هیچوقت همچین چیزی رو نگفتم ، تحسین کردم و گفتم منم میتونم به دستش میارم ؛ الان هم دارمش :)))))) خدایاااااااااا شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتنتتتننتتتتتتتتتتت
تا جایی که آسمونت جااااااا دارهههههههه شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتنتتتننتتتتتتتتتتت
شکرت شکرت شکرت
شکرت برای داشتن همچین استادی که اینجوری بی نقص واقعا قوانین رو به ما آموزش داده و تنها کاری که من باید انجام بدم اینکه کار کنم و عمل کنم این رو باید رو انجام بدم چون
رسالت من بودن این مسیر و مردن با توحیده تمام
بوس به همتون ، دوستون دارم زیاد :*)))))))
خدایا من عاشقتما خیلی خیلی زیاد دمت خیلی گرم عشق من برای اینکه دارمت و غرق در عشق بازی باهات ، برای درک درست تو ، جهان و قوانین شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتنتتتننتتتتتتتتتتت
تا جایی که آسمونت جا داره شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتنتتتننتتتتتتتتتتت:)
در پناه الله :)
1404/3/31
به نام خداوند مهربان
استاد گفتین اگه اونقدر متعهد هستین و مطمئنین هدفتون رو به چند نفر بگید.با خودم گفتم چه بهتر که اینجا بگم
من فائزه محمدی همینجا به استاد عزیزم و مریم عزیزم و همه دوستانی که این کامنت رو میخونن هدفم رو میگم
من میخوام امسال رتبه زیر 7000منطقه2کسب کنم و زمان انتخاب رشته با عشقق و با دست بازز شهرهای عالیی و بهترین هارو انتخاب کنم.خداجانم من میخوام رشته ی تمیز،با ارامش،کاملا مرتبط با بدن انسان،با پرستیژ عالی داشته باشم و با عشقق کار کنم با عشق به ثروت برسم و به راحتی.خدایا این چند وقت خیلی رشته ی علوم تغذیه رو بهم نشون دادی من بهش علاقه مند شدم ولی بهش نمیچسبم من اجازه میدم اون زمان من رو هدایت کنی.ولی چیزی که الان میدونم اینه که باید رتبه ی زیر 7000-6500کسب کنم تا اون موقع با هدایت تو به سادگی به رشته عالیی هدایت بشم
من تا اینجا به لطف تو خیلی خوب پیش اومدم چند قدمی رسیدن به هدفمم ازت میخوام در این چند قدم هم خودت بیشتر از پیش هدایتم کنی
خداجانم من ازت خواستم که این مدت باقی مونده شرایطی رو برام فراهم کنی که بتونم با تمرکز لیزری و با کمی فاصله گرفتن از دیگران و نزدیک شدن به تو بهتر ادامه راهم رو با هدایت تو پیش برم.واقعااا اولش باورش سخت بود ولی الان واقعااا تو این شرایط رو برام فراهم کردی عاشقتممم
من اجازه میدم تو منو هدایت کنی با ساده ترین روش ها
خدایا شکرتت عاشقتمم
استاد عزیزم ممنونمم بابت صحبت های بی نظیرتونن