هدفگذاری و تأثیر آن در زندگی
در دوره ۱۲ قدم، من هدفی مشخص کردم با عنوان: افزایش سطح انرژی جسمانی.
به خاطر استمراری که برای تحقق این هدف داشتم و ذهنم را برای هدایت به ایده های بهتر باز گذاشتم، به مسیر تحقیقاتیای هدایت شدم تا نحوه عملکرد سیستم بدن را بشناسم؛ ناهماهنگی بین سبک زندگی امروزه را با ساختار ژن های بدن تشخیص دهم؛ رابطه بین این ناهماهنگی و بیماری های قرن اخیر را بفهمم؛ نقش حیاتی هورمون ها را در عملکرد اندامهای حیاتی بدن را درک کنم و بر این اساس، هدایت شوم به طراحی سبکی از زندگی که هماهنگ با عملکرد بدن و ساختار ژن هاست. سبکی که بدن را در حالت تعادل نگه می دارد و به بدن فرصت میدهد تا هر روز خودش را پاکسازی و ترمیم کند.
“دوره قانون سلامتی” نتیجهی این هدفگذاری و استمرار من در تحقق این هدف بود.
این هدف نه فقط زندگی من بلکه زندگی میلیونها نفر را متحول کرده است. آنهم نه فقط در حوزه سلامتی بلکه درباره نگاه آنها به امکان پذیر بودن هر خواستهای.
ما در دوره قانون سلامتی، شاهد نتایج معجزه آسای دانشجویان این دوره بوده ایم؛ شاهد امکان پذیر شدنِ ناممکن های بسیار بوده ایم:
از خانمهایی که از نعمت مادر شدن محروم بودند، اما با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی، به راحتی رویای مادر بودن را تجربه کردند.
افرادی که بیماری خود ایمنی خود را غیر درمان میدانستند و پذیرفته بودند که تا پایان عمر باید درگیر دکتر و دارو باشند تا این بیماری کنترل کنند اما با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی، به راحتی درمان شده اند.
افرادی که به خاطر باور جامعه پزشکی، با مشکل دیابت نوع ۲ کنار آمده بودند و تزریق انسولین جزئی از زندگی روزمره آنها بود اما با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی، به زندگی طبیعی و سلامت خود برگشته اند.
افرادی که بارها سراغ رژیمهای غذایی یا ورزش های سنگین رفتند تا مشکل چربیهای اضافه را حل کنند اما نه تنها به نتیجه پایدار نرسیدند بلکه حتی به مفاصل خود آسیب زده بودند و در نهایت چاقی را به عنوان مشکلی غیر قابل حل پذیرفته بودند اما در دوره قانون سلامتی بدون ورزش سنگین و بدون گرسنگی کشیدن، فقط با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی، به راحتی آب خوردن به تناسب اندام و سلامتی کامل رسیدهاند.
سفری که از ۱۲ قدم تا دوره قانون سلامتی طی کردم، درسهای سازندهای برایم داشت درباره هدفگذاری و نقش سازندهی آن در زندگی. میتوانی این درسها را در مسیر هدفگذاری و تحقق اهداف خود به کار ببری:
درس اول: وقتی هدف واضحی برای خود مشخص میکنی و برای تحقق آن هدف متعهد می شوی، به افرادی قابل اعتماد، مثبت نگر و آنهایی که قضاوتگر نیستند، آن هدف را اعلام کن. این کار باعث میشود در زمانهایی که انگیزههای شما کم میشود یا نزدیک است ناامید شوی و میخواهی بیخیال تحقق آن هدف شوی، به یاد بیاوری که به دیگران اعلام کردهای و باید به عهد خود وفادار بمانی.
درس دوم: با ایدههای اولیه، قدم اول را بردار اما به آنچه عقل تو از قبل مشخص کرده نچسب. ذهنت را برای هدایت به راهکارهای بهتر باز بگذار و به جریان هدایت اجازه بده تو را به مسیری هدایت کند که عقل تو توانایی درک آن را ندارد. این نگرش موجب میشود به ایده ها و فرصتهایی هدایت شوی که در ابتدای مسیر هیچ ایدهای درباره آنها نداشتی و نمیدانستی این راهکارهای ساده و عالی هم میتواند وجود داشته باشد.
درس سوم: وقتی ادامه میدهی، نتایج خیلی زود پدیدار می شود. اول به شکل احساسات خوب مثل: حس پیشرفت، شور و شوق، هدفمند زندگی کردن و… وقتی این احساسات سازنده را به چشم نتیجه نگاه میکنی، به آنها قدرت میدهی تا قوی تر شوند و آرام آرام در زندگیات ظاهر شوند. سپس همین نتایج کوچک، موتور انگیزه شما میشود برای ادامه دادن مسیر. سپس این استمرار ورزیدن نتایج را بزرگتر میکند و نتایج بزرگتر دوباره انگیزهها را تغذیه میکنند و نتایج را باز هم بزرگتر میکند.
درس چهارم: آگاهی از الگوهای سازنده: خیلی مهم است که آگاه باشی که این نتایج از چه مسیری رخ میدهد تا بتوانی با تکرار آن الگوها، نتایج را تکرار کنی.
درس پنجم: برای اینکه به مسیر قبلی بر نگردی و آدم قبلی نشوی، باید الگویی که شما را به این هدف رسانده، تبدیل شود به عادت رفتاری شما و شخصیت شما. چون اگر به عادتهای آدم قبلی برگردی دوباره نتایج از دست میرود. این رمز پایداری نتایج است.
درس ششم: وقتی به هدف میرسی، فقط این شما نیستی که از نتیجه آن هدف بهرهمند میشوی، بلکه جهان اطرافت را نیز از آن نتیجه بهرهمند میکنی. مثل دوره قانون سلامتی که به آرزوی صدها هزار نفر برای زندگی در سلامتی و تناسب اندام، واقعیت بخشیده است.
وقتی شما به موفقیت مالی میرسی، الگویی از امکانپذیری میشوی برای دیگران؛ شغل ایجاد میکنی برای دیگران؛ آسایش فراهم میکنی برای خانواده و …
برای بهره برداری از پیام این فایل، به سوال زیر فکر کن و در بخش نظرات به آن جواب بده:
سوال: چند هدف که در زندگی خود به آنها رسیدهای را به یاد بیاور. چه الگوها یا رفتارهایی را می توانی شناسایی کنی که باعث دستیابی شما به آن اهداف شد؟ مواردی مثل:
- چطور انگیزههایت را حفظ میکردی؟
- چطور ذهنت را برای ایدههای بهتر باز میگذاشتی؟
- چه نگاهی کمک میکرد تا بتوانی هدایتها و نشانهها را بهتر ببینی و دنبال کنی؟
- چطور نجواهای ذهن را کنترل میکردی و در مسیر میماندی؟
- دیدن چه الگوهایی ایمان شما را درباره امکان پذیر بودن آن هدف تقویت میکرد؟
یا استفاده از قوانینی مثل:
- تجسم نتیجهی نهایی؛
- دیدن کوچکترین نکات مثبت و پیشرفتها در مسیر و سپاسگزاری برای آنها؛
- مقایسه نکردن نتایجم با دیگران و رعایت قانون تکامل؛
- پرسیدن سوالات جادوییای چون: چطور از این بهتر، چطور از این ساده تر؛
سپس بنویس چطور میتوانی از این الگوها برای رسیدن به هدف فعلی خود استفاده کنی؟
منابع بیشتر درباره پیام این فایل:
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری هدفگذاری و تأثیر آن در زندگی361MB34 دقیقه
- فایل صوتی هدفگذاری و تأثیر آن در زندگی22MB22 دقیقه














به نام خدا
سلام وصد سلام به استاد زیبای خودم
اگه میلیاردها بارم بگم آفرین بازم کم گفتم .
چه شیپ بدنی زیبایی ساختین.
هزاران هزار تحسین برای این حد از تداوم واستمرار.
استاد شما هرچی درس میدین خودتون زندگی میکنید.
اخه چطور میشه با چنین استادی نتیجه نگرفت؟!
من اگه تمام نتایج زندگیم رو بزارم روی یه کفه ی ترازو ونتیجه ی استفاده از دوره ی قانون سلامتی رو بزارم روی کفه ی دیگه به جرات میتونم بگم که این کفه سنگینتره.
حالا چرا سنگینتره؟
چون تاثیر استفاده از این دوره که همون رسیدن به سلامتی وانرژی جسمانی بالاست رو در تمام ابعاد زندگیم به عینه شاهدش بودم.
تجربه ی رسیدن به احساس عالی وقتی که با سلامتی وانرژی بالا تمام کارهای مربوط به خونه وکسب وکارم رو عالی انجام میدم بدون خستگی وکسالت، این خودش یه دنیا ارزش داره برام.
به یاد میارم تمام اون احساسات ناخوبی که برای سرزنش خودم بخاطر خواب زیاد وعدم توانایی در انجام اقدامات لازم زندگیم ، بهم دست میداد.
همیشه فرصت کم میومد برای کارهام ویه عالمه کار انجام نشده روی هم تلنبار میشد وفکر کردن به این همه کار احساس منو بدتر میکرد واحساس خود سرزنشی فرکانس منو پایینتر میآورد.
حالا اینکه دلم میخواست این همه فعالیت فیزیکی داشته باشم وکارهای عقب افتاده رو انجام بدم اما نه انرژی کافی داشتم ونه بخاطر خواب زیاد فرصت کافی برای انجام اونها.
خوب طبیعتا هرچقدرم من هدف تعیین میکردم ولی چون نمیتونستم در جهت رسیدن به اهدافم وقت وانرژی بزارم واقدامات لازم رو انجام بدم نتایج پررنگی حاصل نمیشد ودر ضمن بخاطر همین فرکانس پایین حاصل از خود سرزنشی نمیزاشت ایده ی درستی بهم الهام بشه پس خبری از نتایج بزرگ درزندگیم نبود البته که من دوره های قبل استاد رو تهیه کرده بودم ودر بسیاری از ابعاد زندگیم داشتم رشد وپیشرفت میکردم ولی قانون رو نمیشه با درک وفهم خالی اگاهیها وبدون اقدام عملی ، دور زد .تا در جهت خواسته ها به ایده ها عمل نشه وفقط بشینیم بگی من دارم روی باورهام کار میکنم اتفاق خاصی نمی افته. منم قانون رو خوب تو اموزشهای استاد درک کرده بودم اما جسمم منو یاری نمیکرد.چون همیشه ضعف داشتم وهمیشه طبق باورهای اشتباه با خوردن مواد خوراکیه اشتباه سعی در جبران این ضعف داشتم بی خبر از اینکه جسم من با خوردن اونها بیشتر داره انرژی از دست میده .
من با ایمان کامل به استاد وآموزش های ایشون اقدام به تهیه این دوره کردم واز همون هفته های اول نتایج خودش رو نشون داد ومن با تایید این نتایج وتقدیر از استادوتحسین خودم به مسیر ادامه دادم واین سبک زندگیه من شده از فروردین سال گذشته تا به امروز وتابه هرزمان که زنده هستم
.
وزنم از 83 رسیده به 58
انرژی جسمانی بالاست خستگی ناپذیر.
تحرک جسمانی بی نظیر.
شادابی ونشاط عالی
فعالیت در کسب وکارم (رستوران) عالی
کار انباشته شده صفر
احساس ارزشمندی بالاست.
نتایج مالی عالی.
والبته تا فراموش نکردم بگم که من مدت دوسال بود که طبق تشخیص متخصص زنان وزایمان دچار یائسگی زودرس شده وپرید نمیشدم الان مدت یکساله که منظم پرید میشم.
روابط خصوصی من با همسرم خیلی کم وسرد شده بود که اونم به لطف خدا واگاهیهای دوره ی قانون سلامتی روابط فوقالعاده خوبی رو تجربه میکنیم.
فقط من با دیدن این فایل یه هدف فراموش شده رو به یاد آوردم اونم ساختن عضلاتی زیبا وبزرگ مثل استاد ومریم عزیزم بود.
البته من یه دوره ای باشگاه رفتم وعضلاتم داشت رشد خوبی میکرد اما چون براش اهرم رنج ولذت درستی نساختم خیلی زود بخاطر نداشتن تایم کافی برای رفتن به باشگاه ، بی خیال شدم وبه همون پیاده روی روزانه بسنده کردم ولی حالا چقدر این خواسته درونم شعله کشید که اره منم میخوام چنین شیپ عضلانی زیبایی داشته باشم .آره منم میخوام.
وهمین جا تو همین کامنت جلوی همه ی شما اعضای صمیمی خانوادهام که میدونم فقط وفقط تشویق کننده هستیم برای هم تعهد میدم که از الان تا یکسال آینده به صورت مرتب ومستمر روی تقویت ورشد عضلاتم کار کنم برای رفتن به باشگاه تایم آزاد کنم .
استاد نمیدونم با چه زبونی میتونم از شما تشکر کنم .برای رشدو پیشرفت وبهبود در تمام ابعاد زندگیم .سلامتی وارامش وروابط وثروت که بی نظیر ترین شرایط رو تجربه میکنم همیشه در ذره ذره ی وجودم سپاسگزارم ازشما بهترین استاد جهان.عاشقتونم .
سلام به ندای عزیزم
من امروز خیلی هدایتی یه فایل از فایلهای دانلودی رو توی روز شمار خیلی رندوم باز کردم وهدایت شدم به این فایل استاد..
از تعجب میخکوب شدم ..
ندا جان تو بهتر از هرکسی میدونی که توی جنگ ایران واسرائیل من با چه بهانه ودلیل مسخره ومحدود کننده ای از قانون سلامتی خارج شدم …
اینکه ممکنه توی شرایط جنگی من مجبور بشم مثل همه هرچی هست همون رو بخورم
…
وای خدای من …
بخدا خندم میگیره واسه این منطق مسخره ی ذهنم که بعداز سالها کارکردن روی خودم وحتی مشاهده ی صدها نتیجه توی زندگیم انقده بیخود وبی جهت منو از مسیری که وفادارانه توش بودم خارج کرد منی که با شروع دوره ی قانون سلامتی استاد جزو اولین نفراتی بودم که به این شیوه زندگی کردن رو شروع کردم واز 85کیلو به 57 کیلو رسیدم
و این شیوه سبک زندگیه من شده بود ..
تمام خانواده وفامیل ودوستان همه میدونستند لایف استایل من چیه وهمیشه بهم تو این زمینه کمک میکردند…
توی مهمانیها غذای من جدا بود..
وچقدر از افراد خانوادمون وحتی فامیلمون هم با دیدن نتایج من اونها هم سبک زندگی وتغذیه رو تغییردادن..
حالا من کجام الان ..
منه دوست داشتنی ..
منه محبوب خدا الان برگشتم به وزن 70 کیلو ..
دوباره برنج ونون وماکارانی میخورم وکلی هم موقع خوردنش کیف میکنم ومیگم از زندگیت لذت ببر ..
انگاری فراموش کردم چه دردهایی قبل از دوره بامن بود.
فراموش کردم که چقدر توی دوره که بودم پرانرژی تر بودم..
حالا حاضرم این همه نتیجه رو با لذت خوردن یه بشقاب برنج یا ماکارانی عوض کنم؟
ندا جان اینکه شروع کردم بعد فایل هدایت شده از سمت رب مهربونم به خوندن کامنتهای بچه ها ورسیدم به کامنت تو که عزیز دلمی وخواهرمی یه نشونه ی واضح وروشن دیدم که برگردم ،برگردم به شیوه ی قانون سلامتی
دوباره سحرخیز باشم
دوباره پیاده روی روزانه داشته باشم
دوباره موقع پیاده روی فایلهای قانون سلامتی رو از شماره ی یک گوش کنم
دوباره به شیوه ی قانون سلامتی در 24 ساعت یک وعده غذای سالم بخورم..
ودرنهایت حتما برای عضله سازی هم ورزش کنم تا پوست صورتم شل ولاغر نشه که ذهنم بخواد از این طریق هم منو دلسرد کنه به ادامه ی مسیرم..
من مطمعن هستم که اگه مثل استاد دقیقا به شیوه ی قانون سلامتی عمل کنم ومانند ایشون ورزش کنم پوست شاداب وعضلات وماهیچه های رشد کرده وسفت و همچنین صورتی پر وزیبا دقیقا مانند استادخواهم داشت ..
وطبق گفته های استاد توی همین فایل من این موضوع رو به تو که بهترین دوستم هستی اعلام میکنم .
من از فردا که دهم مهرماه سال 1404 هست دوباره شروع میکنم زندگی وتغذیه به سبک قانون سلامتی رو ..
واینجا به خودم قول میدم که حواسم به ذهنم باشه که با دلایل مسخره وبه ظاهر منطقیه خودش منو از مسیر خارج نکنه..
ابجیه قشنگ من
راستی من این داستانی که در مورد هدفت نوشتی رو خوب به یاد اواردم وبازم توی قلبم تحسینت کردم که چقدر همیشه توی رسیدن به اهدافت کوشا وسرسختی ..
عاشقتم .
سلام به حمزه ی عزیزم
دوست خوبم از اینکه کامنت من رو مطالعه کردین سپاسگزارم.
بله واقعا مسیر بودن با استاد توی زمینه ی داشتن عزت نفس و حس ارزشمندی خیلی بهمون کمک میکنه ،ماهم مثل تمام انسانها آزمون وخطا میکنیم ولی مثل بقیه توی سر خودمون نمیزنیم وبا دوست داشتن خودمون دوباره به خودمون فرصت جبران وبرگشت میدیم و احساس خودسرزنشی نداریم بلکه احساس خود ارزشمندی رو چنان قوی و استوار بنا کردیم که هیچ اشتباه ونتیجه ای نمیتونه این بنای مستحکم رو حتی بلرزونه..
وقتی استاد توی دوره ی احساس لیاقت میگن با هرنتیجه وهرشرایطی که هستین خودتون رو دوست بدارین ،دیگه تمومه
من برای دوست داشتن خودم نگاه نمیکنم به اینکه الان به دوره ی قانون سلامتی وفادار موندم یا از اون خارج شدم ..
من هنوزم سلامت وپرانرژی وشادابم.
و دوباره میتونم شروع کنم .
و عاشق خودم هستم بی هیچ نتیجه ای ..
نتایج با حس خوب بدنبال من میان …
همونطور که بارها وبارها اومدن..
سپاسگزارم از شما حمزه ی عزیز
وای وای وای
سعیده سعیده سعیده
تو چیکار کردی بامن دختر ؟
با گفتن هر برایه….
یادیکی از نوشته هام ویک برگ ویک خاطره از زندگیه بهشتیم انداختی منو…
وچقدر مهرومحبتت بیشتر توی قلبم نفوذ کرد چون حس کردم تمام ردپاهای منو دنبال کردی عزیز ترینم…
سعیده جان
با اشک مینویسم..
با هق هق مینویسم ..
انقلابی وجودم رو فرا گرفته که توصیفی نمیشه کرد…
سعیده ی عزیزم میدونم خیلی خوشحال میشی بشنوی این دوست ویار توحیدیت فردا شهرکباب 700متری رو داره افتتاح میکنه …
با تمام هدایت های خودش ..
هرجا هر شخصی هر پستی هرمقامی خواستن چوب لای چرخ کارمون کنند دستم رو روی قلبم گذاشتم وگفتم هیچ قدرتی بالاتر از تونیست یارب
وراه برام باز شد …
بدون تابلو داریم شهرکباب رو بازمیکنیم چون شهرداری از ما پولی میخوادتحته عنوان حبه …
اما من این پول رو ندادم ..
اصلا نداشتم وخواست خدا بود که نداشته باشم..
وبا تکیه به خودش که خودش برام اسم بشه و قشنگترین وروشنترین تابلو بشه توی چشم رانندگانی که به سرعت از اتوبان میگذرند دارم بازش میکنم..
سعیده جان نمیدونی این رفیق توحیدیت چه حالی داره تو این لحظه..
حس میکنم دستام توی دستای یار جونیمه
نگاهم توی نگاه یار جونیمه
فردا برام شاهکاری داره
.حجم عظیم مشتریان رو توی صف فیش غذا میبینم.
سعیده جان خیلی ساله که هرروز صبح توی حس بهشتی چشممرو به جهان باز میکنم و تا شب توی بهشت نفس میکشم وزندگی میکنم وتلاش میکنم برای بهبود بیشتر و شب دوباره با سپاس از این عشق هر لحظه همراهم دفتر ستاره ی قطبی رو میبندم ومیخوابم..
درست مثل تو
درست مثل تمام بچه های بهشتی سایت ..
حال وروزم عالیه ..
از لحظه ای که این ملک 700 متری رو که قبلا خرابه ای بود تحت کاربریه دامداری استفاده میشد والان 7ماهه که ریختیم پایین واز نو ساختیم هر روز یه چالش داشتیم و تمام اینهارو حل کردیم با هدایت خواستن از خدای مهربونم، پشت سر گذاشتیم من و همسرم احسان عزیزم اون گاو داری رو تبدیل کردیم به شهر کباب
هنوزم چالش هست و ما هستیم با راه حلهای خدای همیشه حاضرمون..
میدونم یه لبخند به پهنای صورت روی لبهات نقش بسته
میدونم اشک شوق از چشمات غلتیده.
مهربونی که هرگز ندیدمت..
برات گفتم چون خوب میشناسمت .وقلب بزرگت رو حس میکنم ..
شعبه ی سوم افتتاح میشود…
فردا روزی مبارک برای منه
استاد جان ازت سپاسگزارم که با اگاهیها تون سوخت منو احسانم شدین وحالا شاگردان شما فردا میرن که سومین شعبه ی خودشون رو شهرکبابشون رو افتتاح کنند به امید خدا .کاش ایران اومدین افتخار بدین تشریف بیارید واز مجموعه های ما دیدن کنید…
سعیده جونم شما وبچه های عزیزم که نیازی به دعوت ندارین متعلق به خودتونه..
سلام به خانم سلیمی عزیزم
بانوجان بینهایت سپاسگزارم برای نوشته ی ور از محبت شما عزیز دلم..
بله کاملا حق با شماست ..
با احساس خود سرزنشی هیچ هدایتی اتفاق نمیافته و انسان همچنان در مسیر نامناسب طی مسیر میکنه وهدایت خدا تنها زمانی از راه میرسه که انسان در احساس خوشایند عزت نفس و خود ارزشمندی قرار داشته باشه و هم جهت بشه با جریان خداوند
فاطمه جان عزیزم
با وجود اینکه صورت خیلی لاغر وکوچکی دارم ،همیشه در اینه عاشقانه خودمو نگاه میکنم واز خلقت خودم ذوق میکنم و هر وقت ذهنم میاد که منو با دیگران مقایسه کنه که ببین فلانی چه صورت پر و زیبایی داره بهش میگم عزیزم این نعمت وموهبت خدا برای من بوده وهست و اگر من در جزیره ای تنها خلق میشدم آیا بازم لاغری صورت معنا داشت .
در جهانی خلق شدیم با دنیایی از تفاوتها
واین انرژی و سیرت منه که با دیگران رابطه داره هرچند که من همین صورت رو هم قلبی دوست دارم این چیزی هست که بهم اعطا شده حالا اینکه توی ذهن دوستش داری یا نه مشکل خودته چون توی ذهن همیشه در حال مقایسه ی خودت با دیگرانی ..
فاطمه بانوی عزیزم همینکه آگاه باشیم که در این کالبد بدن یک شخص دیگری بنام ذهن هم هست که همراه ما زندگی میکنه و گاهی ما دچار هم هویتی با این ذهن میشیم بهمون خیلی توی مهار کردنش کمک میکنه ..
فقط کافیه آگاه باشم که این شخصی که توی وجودم بهم حس بد میده ،من نیستم این ذهنه
من ،همون اگاهی و روح پاکی هستم که نسبت به هر چیزی در این جهان عشق بی قید وشرط داره چون با تمام ذرات هستی احساس یکپارچگی و وحدت میکنه..
هرچند کار آسونی نیست .
چون سالیانه ساله که این ذهن قدرت گرفته ودر ما حرف میزنه ،دستور میده فکر میکنه ،تصمیم میگیره وجوری حکومت میکنه که صدای قلبمون و اگاهیمون پایین مونده اما هدایت راه خودش رو باز میکنه ..
عاشقتونم فاطمه بانوی عزیزم.
و اینکه سن یه عدد ذهنیه
و روح هیچوقت زمان ومکان نمیشناسه همیشه جوان وبرنا هستین عزیزم.
سلام به عادل جان عزیزم
به به چه هم فرکانسی
اتفاقا اسم برادر عزیز منم عادله..
عادل جان
قطعا این همفرکانسی کار خودش رو میکنه ومن روزی شما وخانواده ی محترمتون رو در شهرکباب زیارت میکنم..
نه تنها شما بلکه اکثر دوستان عباس منشی خودمو
شما میایید واز نزدیک شاهد هم جهت بودن دوستتون با خداوند میشید.
میبینید که چطور لیلای عباس منشی در کنار همسر عزیزش اقا احسان گل چطور شونه به شونه ی خدا در مسیر قانون حرکت کردند و خودشون رو از یه مغازه ی 30 متری کوچیک با کلی بدهکاری رسوندن به شعبه ی سوم خودشون که 700 متره بخدا اعتبارش فقط با خداست و البته تلاش و زحمات با عشق وعلاقه ی شبانه روزی خودمون ..
چه روزهایی که احسان من دوشب دوشب توی شهرکباب که 7ماهه از چاردیواری گاوداری الان شده شهرکباب میموند و کار میکرد با عشق کار میکرد وهرجا چوبی لای چرخ کارمون میزاشتن با اگاهیهای استاد وبا رعایت قانون همین چوب هارو از لای چرخ میکشیدم بیرون و این چرخهارو روغنکاری میکردم ..
خبر خوشم به تمام بچه های سایت اینه که به امید خدا روز سه شنبه غروب افتتاح شهرکبابه.
خدای من شکرت برای این موفقیت وبرای این مسیر..
سلام رویای عزیزم
رویا جان سپاسگزارم از محبت شما
مهربان بانو جان
منم خیلی خوشحالم از اینکه دوستان با محبت واگاهی در این خانواده ی صمیمی عباس منشی دارم واز طرفی خیلی خوشحالم برای خانواده ام که به قول شما واقعا یکی از یکی موفق تر هستیم و هممون در مسیر آگاهی.
مسیر زندگی که توی زندگی ما 5 تا خوهروبرادر هست نشون دهنده ی یک الگوی مشخصه ..
این که هدف داریم
این که در راه رسیدن به اهدافمون قدم برمیداریم.
اینکه توی مسیر زندگی به چالش برمیخوریم.
اینکه از خدا هدایت میخواهیم.
هدایت میشیم به راه حل ها
انجام میدیم و قویتر ادامه میدیم .
همیشه در حال بهبودداعمی زندگیمون هستیم .
در حال رشد وپیشرفتیم.
از زندگی لذت میمیبریم.
از هم توقع کمک نداریم ولی بهم دلی وبدون چشم داشت خیلی کمک میکنیم.
توی حرفهامون حرف وکلام موفقیت هامونه نه درد ودلامون
ونه حرف مردم ونه مقایسه ونه حرص وطمع هیچ جایی توی کلام وقلبمون نداره
هوای پدرومادرمون رو هم 5تایی داریم..
همیشه شاکریم از خدا..
در حال تلاش هستیم .
وتوی مسیر زندگیمون زن ومرد نداریم شونه به شونه ی هم هستیم ودل به دل هم ..
رویا جان این الگوی موفقیتی هست که من توی زندگیه هر 5 تا خانواده می بینم .
از خدا میخوام که همیشه دستان هدایتگرش رو دریافت کنیم .
دوست خوبم برای قلب مهربونت برای همیشه حس شادی وخوشبختی وسعادت وارامش ارزو میکنم .
درپناه مهربان پروردگارم باشید.