اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام اره دقیقا منم با تمام وجود از خدا خواستم خدایا کمکم کن تو بهترین مسیر ها هدایتم کن همیشه هر لحظه از زندگیم طلب هدایت میکردم از خدا دوستان عزیز بخدا قسم من هر وقت که از خدا میخواستم خدایا چیکار کنم خواب استاد عباسمنش میدیدم یعنی من استاد عباسمنش تو خوابم میدیم حرفای استاد تو روحم نفوذ کرده بود و وقتی که از خواب بیدار میشدم یک احساسی خوبی داشتم و احساس میکردم که خدا داره بهم میگه… که حرفای استاد عباسمنش گوش کنم بفهمم و عمل کنم من چندین بار که اشک میریختم و از خدا کمک میخواستم بخدا هر بار خواب استاد عباسمنش میدیم که داشت تو خوابم جلوی من وایستاده بود و با من حرف میزد بخدا بخاطر همینه که من عاشقانه استاد عباسمنش دوست دارم و برنامه های ایشون دنبال میکنم
سعلااااام اتفاقا منم ی روزی ب تهش رسیدم و گفتم خدایا یعنی نوبت اینهمه درایت بنده هاتو رهاکردی و بی خیال
ی چیزی بهم میگفت امکان نداره ب خودم میگفتم نکنه برماون دنیا بگن اشتباه رفتی مسیرو.
خلاصه تو این افکار بودم که یهو ب ایمیلم ی پیاماز سایت اومد ولی اونقدر بنظرم گرون اومد که حد نداشت گفتم ولش کن مگه چی میخواد بگه که اینهمه باید پول بدم
خخخخ
الان ما چند تا از محصولات استاد گرفتیم بدون هیچ درد ورنجی
من قبل از آشنا شدن با سایت و استاد خدایی در وجودم و ذهنم داشتم که مثل خودمون بود و کمی قویتر از من انسان که فقط و فقط منتظر بود تا خطا کنم و در کارنامه ی اعمالم ثبتش کنه،خدایی که دلیل آفرینشم رو فقط و فقط عذاب کشیدن و زجر کشیدن می دونستم،خدایی که ثروت ها رو ناعادلانه و بر اساس شانس و بخت از قبل نوشته شده ،تقسیم کرده بود،خدایی که هر چقدر بیشتر گریه و زاری و التماس می کردم انگار دلش سنگ بود و من باید مدوامت به این کارها میکردم تا دلش به رحم بیاد و گوشه ی چشمی به من بیندازه،خدایی که باعث و بانی تمام مشکلات بود،خدایی که فرسنگ ها از من فاصله داشت و باید برای دیدنش به مکان های خاصی که سفارش کرده بودند برم تا مگر صدایم رو اونجا بهتر بشنوه!!!!!
خدایی که نه میدید،نه میشنید و برای اینکه دلش رو به رحم بیارم باید هزاران هزار ورد و توسل و نذر انجام میدادیم و خودمون رو مذهبی و با ایمان به ظاهر نشون میدادیم که مگر ذره ای دلش به حالمون بسوزه!!!!یادمه وقت اذان که میشد زود برای نشون دادن تعصبم جلوی همه وضو می گرفتم تا نشون بدم چقدر باخدام و چقدر مسلمونم و واعصفا که هیچ تاثیری اون نماز خوندن های ظاهری به حالم نداشت!!!!
هر باری به زیارت امامان میرفتم خودم رو والی و دلداده ی اونا نشون میدادم تا میزان خلوص و اعتقادم رونشون بدم!شبها توی حرم میخوابیدم و خودمو کشان کشان به ضریح می چسبوندم و زجه میزدم تا خوده صبح!!!!!
من!منه بت پرست،من مشرک ،چی رو از کی میخواستم!!!!!
مگر مشرک ها فقط تو زمان پیامبرابودن،مگه بت پرست ها فقط تو زمان ابراهیم (ع)بودن؟؟؟؟من اگه بت پرست و مشرک نبودم؟چی بودم؟!
الان که اینارو می نویسم اشک امونم رو نمیده !اگه من رو هدایت نمیکرد و این طوری به سویش بر میگشتم چی داشتم بهش بگم!؟؟؟؟؟؟
شکر وجود پر قدرتش!الان به کمک هدایت های خودش و شناخت خودش،من از منه قبلی خیلی فاصله گرفتم!با اینکه اطرافیانم بهم برچسب کافری رو زدن ولی هیچ ارزشی برام نداره بزار هر چی میخوان بگن!من این خدا رو باهیچ چی عوض نمیکنم!خدایی که در لحظه اجابت میکنه،ثروت میده،ثروتی نامحدود!قبل آشنا شدن با این خدا!هیچ منبع در آمدی نداشتم ولی الان به لطف خودش یه کسب و کار خونگی در مناسب ترین شرایط و راحت ترین موقعیت رو دارم که هم در کنار خونه و خونواده،به تمام کارهای خودم و منزل می رسم و هم بهترین و پردرآمدترین شغل دنیا رو دارم،هم عشق میکنم،هم خلق میکنم،هم لبخند رضایت بر لب مشتریهام می نشونم،و هم ثروووت می آفرینم!!!شکر خودش دوسال قبل یه ماشین معمولی داشتیم و در حد نرمال بودیم ولی الان به لطف خودش دوروز پیش ماشین فوق العاده زیبای لاماری صفر کیلومتررو خریدم و هزاران هزاربار شکرش رو کردم که با بالابردن احساس لیاقتم یه ماشینی رو تونستیم بخریم که توی شهرمون اولین کسی هستیم که از این ماشین لوکس و لاکچری دارند!و بخش بزرگی از خرید فوق العاده رو من با کارکردنم تو خونه پرداخت کردیم!خدایا شکرت بی نهایت!توی دوسال اون قدر طلاهای باارزشی برای خودم با کار کردنم گرفتم که همه هاج و واج موندن!
خدایی که سلامتی میده!آرامش خاطر،راحتی خیال،لبخندی که همیشگی روی صورتت نقش بسته!!!منی که افسرده ترین فرد روزگار بودم وروزانه بیش از 18عدد قرص میخوردم!!کجا خدا رو باور داشتم که الان به لطف خودش سالم ترین و خوش اندام ترین هستم بدون هیچ گونه مصرف قرص و دارویی…
خدایی که نامت رو اون قدری بلند آوازه میکنه که تمام شهر بدون اینکه من اونا رو بشناسم برای خرید محصولاتم تا دم در خونه میان،منی که هیچ کسی منو نمی شناخت و وقتی میخواستم خودم رو به کسی معرفی کنم می گفتم همسر فلانی(چون همسرم کاره بسیار خوبی داره و مشهور هست توی شهرمون)من پسوند فامیلی ایشون رو برای شناخته شدنم به افراد می چسبوندم ولی الان با افتخار وقتی میگم اعظم برزگری بنام می شناسندم چون بواسطه ی دو سالی که از حضورم با این خدای مهربون و بسیار بخشنده میگذره و به خاطر کار بسیار باارزشم همه با احترام و افتخار از من یاد می کنند چون شیرینی بخش لحظه های نابشون هستم!!!!قبلاکجا من میتونستم بگم اعظم برزگری و کسی منو بشناسه!این خدای من اعتبار و ارزشی بهم داده که نمیتونم شکرش رو بجای بیارم…
خدایی که خودش رو به من هدیه داد و باارزش ترین معجزه ی خدا برای من،داشتن خودش ،پیدا کردنش،هدایتم به سمت این سایت بود تا خودم و خویشتنم رو بشناسم و بعد خودش رو پیدا کنم…
خدایی که میگه اعظمم به اندازه ایی که به من ایمان و اعتقاد داشته باشی منم به همون اندازه برات میدم و می بخشم!!!
بااینکه دیگه اطرافیان فکر میکنند من کافر و از راه بدر شدم ولی من این مسیر رو ،این خدا رو،این عشق بازی رو باهیچ چیزی عوض نمیکنم!
تو راه پله ی منزلمون یه تابلو وان یکاد داشتیم که تابلو فرش بود! گذاشتم دیوار برای فروش!وقتی گفتم میخوام بفروشمش!!!پچ پچ اطرافیانم رو شنیدم که دوباره برچسب کفر رو بهم زدن و یه نیش خند ولی من میدونم که دیگه معنی اون برخلاف بقیه چیه!!!به جای اینکه یه آیه ای از قرآن که معنی و تفسیر غلطی رو به ذهنمون وارد کردند میام واز آیه های زیبای قرآن که هیچ جا ننوشته و نیست استفاده میکنم که حال دلم هم بادیدنش خوب بشه نه اینکه برای جلوگیری از چشم زخمی که اصلا نیست!
دیروز یکی از فامیلمون گفت برای ماشین جدید یه تخم مرغی بشکنید تا چشم نزنند و من لبخند زدم و گفتم خدایا شکرت من رو از قعر چه جهنمی در آوردی و کجای این بهشت زیبا ساکن کردی که این قدر دلبسته ی وجودت شدم که دوسال قبل منم بااین مردم هیچ فرقی نداشتم!
ظهر عروسمون موقع ظرف شستن خونه ی مادرم دوباره شروع به غیبت کرد و وقتی فهمیدم زودی بحث صحبتش رو پیچوندم و عوض کردم که خودشم کلا یادش رفت که میخواد از کجا بگه!!!
بخدا جوری تبحر پیدا کردم تو اعراض و پیچوندن حرف های ناسالم که فکر میکنم این کار رو بخوبی میتونم انجام بدم…
بااینکه برچسب کفر و بی ایمانی و نامسلمونی بهم میزنن ولی من این بودن با خدایم رو که هر چی ازش میخوام بواسطه ی زمان کمی برام اجابت میکنه و حال دلم رو آروم میکنه و قلبم رو مطمئن که باهیچی عوض نمیکنم.
این صفحه هدایت برای چند روز پیش من بود ولی همچنان باز مونده بود..اومدم یه نگاهی بهش بندازم که کامنت قشنگ شمارو خوندم.
حقیقتا دلم آروم شد،قلبم گرم شد و مغزم از فشار آزاد شد…
اعظم خانم چقدرررر لذت بردم از مسیر زیبایی که طی کردین، از رشدتون در طی این سالها و پیشرفتتون که میگفتین انگار تصاویر از جلوی چشمم رد میشدن. از نتایج و ایمانتون غرق لذت شدم.
چقدر قشنگ گفتین که قبلا خودم رو با نام همسرم معرفی میکردم، الان خودم با افتخار اسمم رو میگم و همه منو میشناسن:) من هم کلی به وجودتون افتخار میکنمممم…ایول که با نتایج دارین میترکونییین
چقدر خوشحال شدم وقتی گفتین ماشین لاماری جدید خریدین و شما اولین خانواده ای هستین توی شهرتون که چنین ماشین های لوکسی سوار میشین…ازونطرف وقتی درمورد چشم زخم بهتون گفتن خیلی راحت و با ایمان خودتون رو سپردین دست خدا و ایمانتون بیشتر هم شده…خدایا شکرت:)
چقدر قشنگ در مورد پیچوندن آدمای انرژی منفی گفتین…فکر کنم این قسمتش نشونه برای من بود…چون چند روزیه از خوابگاه برگشتم خونه و اول همه چیز خیلی خوب بود…ولی یکی دوتا ورودی نامناسب گرفتم و هی تو ذهنم حالم بد بود… هم بابت اون مسائلی که برام گفتن، هم اینکه چرا اطرافیان فوکوسشون روی مسائل مثبت نیست هم اینکه چرا من اینقدر به این موضوع فکر میکنم!!!
طبق آموزش دوازده قدم داشتم ریشه یابی میکردم و دنبال راه حل بودم که خدا کامنت زیبای شمارو نشانه ی من قرار داد…ازتون بابت این آگاهی زیبا سپاسگزارم.
راستییی! شیرینی وجودتون تا اینجا هم اومد؛) از دور میبوسمتون…پربرکت و سلامت باشین:)
( دیروز یکی از فامیلمون گفت برای ماشین جدید یه تخم مرغی بشکنید تا چشم نزنند و من لبخند زدم و گفتم خدایا شکرت من رو از قعر چه جهنمی در آوردی و کجای این بهشت زیبا ساکن کردی که این قدر دلبسته ی وجودت شدم که دوسال قبل منم بااین مردم هیچ فرقی نداشتم! )
یه تلنگر بزرگ بهم زده شد که ببین پسر چرا تا بحال از خداوند به خاطر این اتفاق خیلی بزرگ سپاس گذاری نکردی ( خدایا صدها هزار مرتبه شکرت )
..
حقیقتا من هم توی یه جهنم بزرگ و عمیق بودم که با هدایت های خدا تونستم بیام بیرون و الان یه شخص شادتر، مثبت تر و پرانرژی تر هستم نسبت به کسی که قبلاً بودم ( خدایا صدهزار مرتبه شکرت )
..
من هم مثل شما از سمت خانواده خودم اَنگ کافر شدن رو بهم میزنن اما نکته ی بی نهایت مهم و اساسی برای خودم اینکه به جایی رسیدم که میتونم در حد خودم اصل رو از فرع تشخیص بدم ( البته که تا همیشه این مسیر برای بهتر و بهتر شدن ادامه داره )
..
یه موردی که همین الان بهم الهام شد اینکه خداوند منو تو یه کلاس پیشرفته یادگیری قوانین جهان هستی قرار داده که بتونم با بررسی اطرافیان خودم و زندگی استاد قوانین رو بهتر و بهتر درک کنم و بی نهایت سپاس گذار خداوند هستم که بهم این فرصت رو داده تا وارد این مسیر شگفت انگیز و رویایی بشم
..
سپاس گذارم از شما برای این آگاهی هایی که با ما به اشتراک گذاشتید
سلام خانم برزگری عزیز از خواندن کامنت زیبا وپرازاحساس لیاقت شما خیلی خوشحال شدم وی جورایی حالم خوب شد تحسین میکنم موفقیتهای شما رو وخداروشکر برای وجود افرادی موفق مثل شما که با نوشتن وشرح پیشرفتشون چراغ امیدرو در دل ما روشن میکنن.از خدایی که بهترینه بهترینها رو برای شما خواهرعزیزم خواستارم.شاد باشید وشیرین کام
سلام دوستان عزیز و هم فرکانسیم امیدوارم هر روز شاد و باعزت بیشتر نسبت به روز قبل باشید.
من این فایلو دوبار گوش دادم و نوت برداری کردم و تمام نظرات دوستان رو خوندم من به یک فهم و نتیجه کلی به اندازه فهم خودم تا این لحظه رسیدم که بدین شرح است:
خلاصه صحبت های استاد در این فایل این بود که خداوند یک انرژی است و تمام انرژی ها و جهان و کیهان ازوست
این انرژی یکسری قوانین دارد دارد قطعا که ما برخی از آنها را میدانیم و در مورد برخی هنوز به درک کامل و یا حتی شاید سطحی هم نرسیده ایم مثلا ما یکسری قوانین مانند قانون جذب;قانون جاذبه قانون تکامل قانون گرانش قانون انرژی و ارتعاش و …. کشف کرده وبه نتیجه رسیده ایم اما میدانیم که بسیااااااری چیز ها هست که ماهنوز کشف نکرده ایم.
خب استاد میگن اگر ما این جهان را یا یکسری قانونمندی خاص درک کنیم بهتر میتوانیم زندگی کنیم درست مانند این که یک کشور قانونمند است و کشوری دیگر هیچ قانونی ندارد.
حالا استاد اومدن گفتن که یک رب با این عظمت با ۱۰۰۰ اسماءالحسنی نمیاد از قوانینی که خود قرار داده تخطی کنه پس حالا که اینطوره ما بیاییم طبق این قوانین الهی زندگی کنیم که یکی قوانین اینه که احساس خوب=اتفاقات خوب و احساس بد=اتفاقات بد و این کاملا درسته
موضوع دیگر این بود که خدا احساساتی عمل نمیکنه دقت کنید گفتم احساساتی یا واکنش گرا نیست نگفتم احساس نداره ها من راجع اینکه احساس داره یا نه آگاهی خاصی ندارم ولی اینو فکر میکنم که چون خدا از روحش در ما دمیده میتونه خودش هم احساس داشته باشه و لی این اصلا مهم نیست مقصود این بحث استاد پیروی کردن از قوانینه به جای احساساتی عمل کردن مثلا بجایی که تو یک خیابان یکطفه برعکس حرکت کنی بزنی یکیو بکشی و بعد التماس و گریه و زاری به قاضی کنی قانون رو یاد بگیر و از همان اول درست و با دقت عمل کن که دیگه به این مشکل اصلا از ابتدا برخورد نکنی پس:
یادگیری و بکارگیری قوانین = خفه کردن مشکلات در نطفه و در صورت مواجهه با آن خارج شدن از آن بزودی.
در واقع بنظر من استاد هرچه در این فایل گفت برای این بود که ما برای خدا و جهان نعوذ بلله به اندازه یک رییس جمهور وکشور ارزش قاپل شویم و یه نگاه سیستمی و با برنامه دقیق به این جهان داشته باشیم نه یک نگاه احساساتی و آشفته حتی معجزات پیامبران هم تابع علت و معلول بوده که البته بعضی از آنها کشف و بسیاااااری مونده تا بشر بهش برسه پس ما میدانیم پیامبران هم حتی تافته جدا بافته نیستند بلکه اونه هم تابع قوانیند اما بسیااااار بیشتر از ما قوانین را درک کرده و عالی از آنها استفاده کرده اند حالا خالی از آنکه خدا میخواسته به این درک وفهم برسند یا نه.
یکسری میگفتن که نمیتوانیم خدا را انرژی یا هر چیز دیگری که در ذهن ما جاشه و محدود شود و من کاملا موافقم چون خداوند را نمیتوانیم چیزی بدانیم و این اصلا فلسفی نیست خدا یک وجود که همه جهان و کیهان و …. از این وجود بوجود آمده است و خدا خالق همه چیز است نه خود آن مثلا خالق انرژی خالق سیستم خالق قوانین و…. است نه خود آن چیز و یگانه است ولی یک سیستم انگار براش کار میکنن که ما هم میتونیم و قطعا جزء اونیم همونطور که استاد واضح گفتن اما بعضی درک دستی نداشتند. اگر هم گفتن نور آسمان ها و زمین است به این خاطر است که نور پیدا و آشکار است و پیدا و آشکار میکند ولی نمیتوانیم بگوییم که خدا جنسش نور است ولی خصوصیات نور را داراست
یکسری هم گفتن خدا رحمان و رحیم است پس احساساتی هست در حالی خود این صفات خداوند هم در این سیستم است که متبلور میشود و خالی از آن نیست مخالف آن نیست ما میتوانیم خدا را رحیم باور کنیم و با عمل آن ویژگی زحیم بودنشو رو کنیم و میتونیمم او را منتقم باور کنیم و طبق آن عمل کنیم تا اون ویژیگی منتقمش متبلور شود ولی در عین حال باید تمام صفاتش را قبول و باور داشته باشیم و سعی کنیم که باور هایی ایجاد و طبق اون عمل کنیم تا صفات خوبش برای ما آشکار شود.
و اگر بخوایم یه جمع بندی کنیم تمام صحبت های استاد به جز یکی دو مورد ریز که مربوط به مباحث عرفانی و خداشناسی(که بسیااااااااار عمیق است) کاملا صحیح و درسته از نظر من و هر آنچه استاد گفتن مقصود همان است که ما ۱.بدانیم که خدا هیچ چیز نیست ۲.قانونمند و سیستماتیک عمل میکند ۳.ما باید سعی کنیم که این قوانین را بشناسیم و درک کنیم ۴.سعی کنیم به آن قوانین عمل کنیم۵.ادامه دهیم و نتیجه بگیریم۶.بین هریک از این مراحل صبر کنیم تا تکاملمون طی شود.
و بنظرم استاد هر چی گفتن برای فهم و درک بهتر ما گفتن.
(در نهایت زندگی یعنی یادگیری برای بکار گیری و برای نتیجه گیری)
دکتر احمد روستا
من واقعا از خدا متشکرم که دارد منو به این آگاهی ها هدایت میکنه و از استاد هم متشکرم که به عنوان دستی از دستان خداوند این آگاهی ها را به ما میدهند و حداقل ما را به تفکر وادار میکنن.
خداوند را سپاسگزارم که من را به شنیدن این فایل هدایت کرد
من در یک خانواده مذهبی بزرگ شدم مادر من لیسانس ادبیات عرب و سطح سه حوزه و لیسانس معارف داره و من از بچگی با باورهای مذهبی بزرگ شدم
بزرگترین دستاورد این باورها ایجاد احساس گناه شدید در من بود و احساس عمیق بی ارزشی و اینکه من یک انسان رانده شده از درگاه خداوند هستم جوری که می گفتم دیگه آب از سر من گذشته و راه بازگشتی نیست و با احساس گناه بیشتری کارهایی که برخلاف باورهای خانواده بود را انجام می دادم و باز احساس گناه بیشتر و احساس بی ارزشی بیشتر و حال بدتر پیدا می کردم
خداوند را هزاران بار سپاسگزارم که من را با این دیدگاه و با این فرد الهی آشنا کرد
من خداوند را یک مامور راهنمایی و رانندگی می دیدم که منتظر نشسته تا من خطا کنم تا جریمه بشم و هیزم جهنم را برام زیادتر کنه
من نماز میخوندم تا بلکه در جرائم از خدا تخفیف بگیرم
در اعمال مذهبی شرکت می کردم تا بلکه بخشیده بشم و باز احساس بد بیشتری داشته و در سراشیبی بودم
وقتی با دیدگاه استاد عزیزم آشنا شدم خیلی به زندگی خودم و اطرافیان و افراد مذهبی توجه کردم و دیدم که این مذهب برای من و اونا آرامش و شادی و سلامتی و ثروت نیاورده بلکه بیماری و فقر و غم به بار آورده
الان از نظر خانواده من یک فرد کافر هستم و دیدگاههای من را خلاف شرع میدونن ولی آرامشی را که با این خدا تجربه می کنم را نمیدونن من هنوز هم گه گاه به اشتباه بحث می کنم و حال خودم را خراب می کنم ولی این خیلی کمتر شده
من خدای پلاستیکی و تقلبی و دوزاری را که کارش عذاب کردن من بود سوزاندم و درحال جایگزین کردنش با خدای واقعی هستم
خدای اون روزهای من اخمو و غضب ناک بود
خدای اون روزهای من خشمگین بود
خدای اون روزهای من قدرتی نداشت
خدای اون روزهای من با من همیشه در قهر بود
خدای اون روزهای من ضعیف و نا توان بود
خدای اون روزهای من عادل نبود
خدا همون خداست ولی امروز من با باورهای بهتر دارم بهش نگاه می کنم و خداوند به قول استاد مثل آب شکل ظرف باورهای من را به خودش میگیره
خدای این روزها با من رفیقه
خدای این روزها دستش روی شونه ی منه
خدای این روزها کنار و همراه منه
خدای این روزها هرگز دیر نمیکنه
خدای این روزها هرگز غضب نمیکنه
خدای این روزها هرگز و هرگز و هرگز رابطه اش را با من قطع نمی کنه
سلام دوست گرامی کامنت شما رو خوندم و لذت بردم و اشک ریختم از صمیم قلبم براتون آرزوی خوشبختی و سعادت میکنم . منم در ابتدای راه هستم از ابتدای فایلهای دانلودی استاد عزیزم ،شروع کردم فایلها رو گوش میدم . نت برداری میکنم .تایم میزارم کامنت ها رو تا جایی که برسم میخونم . چندین و چند بار فایلها رو تا آخر شب گوش میدم ..لذت میبرم از اینکه اینجا هستم .خداروشکر میکنم که استاد منو با خدای بهتر و توانمند تر و زیباتری آشنا کرد . از خداوند میخوام که هدایتم کنه و هر روز بهتر و بیشتر از قبل درک صحیحی ازش داشته باشیم.در پناه خدا باشید.
خیلی متشکرم واقعا آفرین به شجاعت شما که منم تحت تاثیر قرار دادین ، خدارو شکر میکنم که تو این کانال هستم و به این فیل هدایت شدم من از فایل حذف ترمزهای ثروت به این فیل هدایت شدم ،خدایا شکرت بابت این همه آگاهی که از دوستان گلم و استاد بزرگوار بدست میارم ،، منم دارم روی این موضوع کار میکنم که ایمانم قوی کنم ،، متشکرم.
ای بابا چقدر درست گفتی منم یه فلش بک زدم به گذشته م که در باتلاق احساس گناه خودم رو غرق کرده بودم و توی یک سیکل بی پایان (با اینکه واقعا انسان مذهبی و نمازی و … بودم ) گناه و گریه و گناه و گریه حس نفرت انگیز بودم و اگه بیوفتی توی این سیکل دیگه پیشرفت وشادی و حال خوب و آرامش تموومه فاتحهش خوندهست
الان تعریفم از الله عوض شده حسم نسبت به قدرتش نزدیکیاش اینکه اصلا اون هست تا من لذت ببرم و بندهای شکرگزار و ذاکر باشم طبق قرآن سوره فرقان
چه خوبه چنین آدمهایی مثل استاد هستن و مشعل هدایت رو دستشون گرفتن و راه رو برای درک ما روشن میکنند خدا رو شکر
واقعا تمام اون لحظاتی که داشتم این فایل استاد رو گوش میدادم تک تک سلول های وجودم مملو از حس سپاسگذاری بود که هدایت شدم به آگاهی های این فایل و آرزو میکردم ای کاش خیلی وقت پیش این فایل رو گوش میکردم و استفاده میکردم قطعا این فایل و آگاهی هایی که داره جزء فایل هایی هست که آدم باید هر روز صبح که از خواب بیدار با شنیدنش روزش رو شروع کنه
نمیدونید چه حس فوق العاده ای دارم که این آگاهی ها رو از استاد دریافت کردم و با تمام وجودم استاد رو بابت این نگاه توحیدی ؛ پاک ؛ شفاف و فوق العاده ای که نسبت خداوند دارند تحسین میکنم هربار که فایلی از استاد میبینم میگم ای کاش چند سال زودتر با استاد آشنا میشدم ولی خب الان هم چند سال جلو افتادم!!!!!!
من چندین سال در حوزه علمیه درس خوندم جایی که مثلا دین و خدا رو از همه جا بهتر و بیشتر میشناسن با آقایون زیادی در ارتباط بودم و شاگردیشون کردم کسایی که تمام عمرشون رو صرف شناخت خدا کردن و من خودم هم چندین سال در حوزه درس خوندم که مثلا خدا رو بهتر بشناسم زبان عربیم هم خیلی خوبه چون هم زبان مادری زادیه منه هم درس تخصیصش رو خوندم با قرآن و تفسیرها هم آشنا هستم چون کارم اینه اما با تمام جرات میگم که هیچوقت نتونستم به این زیبایی و درستی که استاد عباسمنش خدا رو شناخته ؛خدا رو بشناسم و هیچوقت نتونستم به این ظرافت و دقت که استاد عباسمنش قرآن رو فهمیده من بفهمم. نه من و نه هیچکدوم از اون اساتیدی که ادعای خداشناسی دارن که تو حوزه هستن!!!
شاید همین فایل برای من کافی باشه که بفهمم چند سال اشتباه فهمیدم و اشتباه یاد گرفتم و اشتباه یادم دادن اونم جایی که ادعاشون دین شناسیه!!!.
بهرحال بگذریم!!!!
یه نکته دیگه که میخوام بگم اینه که همزمان که صحبتهای استاد رو گوش میدادم و مخصوصا اونجایی که در مورد قصه های پیامبران در قرآن میگفتن خودم هم چیزهایی که از قرآن بلد بودم رو با این آگاهی های استاد مطابقت میدادم و میدیدم خداااااای من خودشه!!!!!
مثلا قصه مادر حضرت موسی که حضرت موسی رو که نوازد بود از ترس ماموران فرعون در زنبیلی میذاره و میندازه تو رود نیل اونجا قرآن میگه که ما به مادر حضرت موسی وحی کردیم که نگران و ناراحت نباش ما فرزندت رو به تو برمیگردونیم!!
خب از اونجایی که وحی الهی مخصوص پیامبران الهی هست و مادر حضرت موسی هم مقام پیامبری نداشت پس منظور از وحی که قرآن گفته در واقع همون الهام هست یعنی اینکه مادر حضرت موسی با الهامات و ایمان و امیدی که به خداوند داشت فرزندش رو به دریا سپرد در واقع مادر حضرت موسی باور داشت که فرزندش رو دوباره ملاقات میکنه و اون رو از دست نمیده و بعدا هم به طرز عجیبی دوباره فرزندش رو میبینه و به اون شیر میده(قصه کاملش در قرآنه) پس در واقع مادر حضرت موسی به الهامات توحیدی خودش عمل کرد و نتیجه باور و ایمان خودش رو دریافت کرد نتیجه اون احساس قدرت و طمانینه ای که داشت رو دریافت کرد نه اینکه خدا دلش به حالش سوخته و پسرش رو بهش برگردونده
اگر مادر حضرت موسی با شک و ترس و احساس بد فرزندش رو به دل دریا میسپرد هیچوقت به فرزندش نمیرسید و قطعا اون رو از دست میداد!!!
و اگر به همه قرآن نگاه کنیم همینه
هرچی خوبی و خوشی و ثروت و سلامتی و سعادت در این دنیا و اون دنیا هست براتون آرزو دارم!!!!!!
داشتم فایل جلسه ۳ عزت نفس رو گوش میدادم که اونجا راجع به نگاه سیستمی به خدواند صحبت کردید و شعر فوق العاده ای رو راجع به خدا خوندید همونجا فایل رو نگهداشتم و اومدم تو سایت دنبال یه فایل مجزا راجع به خدواند که هدایت شدم به سمت این فایل “خدا را بهتر بشناسیم قسمت اول”
خیلی فایل خوبی بود کنجکاوی من خیلی بیشتر شد راجع به اینکه چطور میتونم خداوند رو بهتر بشناسم و چطور میتونم آثار هدایت و راهنماییش رو تو زندگی ام ببینم و درجهت بهبود شرایط زندگیم استفاده کنم .
انقدر سوال به ذهنم میومد که نمیتونستم دسته بندی شون کنم شروع کردم به نوشتن سوالا و با آگاهیهایی که تا حالا از سایت به دست آوردم جوابهاش رو میدادم …
باورم نمی شد که هفت هشت صفحه نوشتم و دو سه ساعتی ذهنم به شدت درگیر بود …
اگه بخوام خلاصه کنم همه اون سوالات و جوابها رو نتیجه این بود که به این جواب رسیدم
” احساس خوب = اتفاقات خوب ”
و این موضوع در هماهنگی کامل با عدل خداوند هستش .
الان نسبت به قبل با وضوح بیشتری این جمله استاد که احساس خوب = اتفاقات خوب رو درک میکنم و نقش احساسات به عنوان قطب نمای حرکت ما در مسیر خوشبختی رو پر رنگ و پررنگتر میبینم .
قطب نمایی که به عنوان قویترین ابزار خداوند در وجود ما هستش تا بتونیم مسیر درست رو در هر لحظه تشخیص بدیم
و “احساسات” شاید همون خدای درون ما باشه که بارها شنیدیم از رگ گردن به ما نزدیکتر هستش …
استاد عباس منش عزیز ممنون بابت اینکه به ندای درونت و به الهاماتت گوش کردی تا نتیجه اش بشه این سایت با کلی تجربه از دوستان مختلف،با کلی آدم فوق العاده …
استاد من چقدر کیف میکنم که استادی دارم با بینش و آگاهی شما
به خدا قسم نه تعارفه و نه هیچ چیز دیگه
واقعا و واقعا خداروشکر میکنم برای فرصت ها و زمان هایی که گوشم در اختیار کلام شماست
استاد عزیزم چقدر زیبا شما خدایی که نمیشه تعریفش کرد رو به جای ارائه تصویری از خدا راه کانکشن و ارتباط درستش رو به ما آموزش میدید
چقدر ابراهیم وار این بت ها و باورهای سنگی و بلکه سخت تر از سنگ رو تو وجود من و هزاران نغر مثل من رو دارید با آگاهی هاتون خورد میکنید
استاد من وقتی برشکست شدم دقیقا گفتم خدیا چرا منی که همه حلال و حروم رو رعایت میکردم و هزار تا چیز دیگه
چرا من این طوری شدم و فلان کسی که از دید من هزارتا کار میکنه اون داره بالاتر میره
خدا روشکر که الان جواب همه سوالامو گرفتم و دارم میگیرم
خداروشکر الان که زنده ام و دارم نفس میکشم و فرصت دارم اینا رو فهمیدم و نه بعد از مرگ
خداروشکر الان که فرصت هست و میشه
استاد شما منو از یه حسرت بی نهایت و ابدی نجات دادید
من با چه چیزی میتونم از شما تشکر کنم……
به جز اینکه آرزو کنم بیشترش وارد زندگیتون شه
که ایمان دارم و میبینم که داره میشه ///
من تونستم جواب سوالاتم رو بگیرم و بتونم تو مسیر درست قرار بگیرم تو همین دنیا و نه بعد از مرگ
درسته اول راهم ولی حداقل میدونم این راه که من میروم به گلستان است …
و قسم میخورم که تا دم مرگ من شما و آگاهی های شما رو رها نخواهم کرد به مدد الله یکتا
استاد نفش شما یعنی سید حسین عباس منش خیلی بیشتر از یه استاد و یه دوست و برادر و حتی پدر و مادر هست برام
نمیدونم چطور بگم شما یه جورایی همدم شب و روز من هستید
بیش از هر کسی من عاشق اینم که شما رو ببینم در طول روز چون خودم و خدای خودم رو دارم تو شما پیدا میکنم و کیف میکنم
راستش من چند روز پیش این فیلم موسی رو دیدم و من با چه علاقه ای رفتم و نشستم پای این فیلم با توجه به اینکه
اصلا این چند وقته من دیگه فیلم و سریال نمیبینم به جز فوتبال و زندگی در بهشت
و چقدر تو ذوقم خورد دقیقا مثل فیلم نوح و یه جورایی الان با حرف های شما رها شدم
چون خیلی تو ذهنم سنگینی میکرد که یعنی واقعا داستان موسی این بود ….
و خدارو شاکرم و شاکرم و شاکرم که در جایی به دنیا اومدم که این انس با قرآن هر چند ظاهری به من از کودکی عطا شده بود
چه لطف بزرگی هست که خدا به من و امثال من کرده که یک گنج بی پایان رو نصیبم من و امثال من کرده
یه زمانی یادمه رامبد تو خندوانه میگفت اگر قرار باشه بری کره مریخ و یک چیز رو با خودت ببری اون چیه و من همیشه میگفتم قرآن
راستش درکم به اندازه الان نبود و لی با همون درک ناقصم باز وقتی میخوندمش اشک رو از چشمام جاری میکرد و وقتی یه جایی گیر میکردم و قرآن رو باز میکردم و حیرت میکردم که دقیقا اون آیه ای که جلو چشمامه و صفحه ای که بهش تفعل زدم
انگار اون آیه برای من و تو اون موضوعی که گیر کردم نازل شده
سجده شکر میکردم و دلم بهم میگفت امین این خداست که داره باهات حرف میزنه به وسیله این کتاب
و حالا به لطف آگاهی های نورانی شما اصلا ارتباطم یه جور دیگه ای شده با قرآن
استاد یه چیزی میگم و قسم میخورم اینو
من تا قبل از آشنایی با شما اصلا کلمه هدایت تو قرآن رو نمیدیدم
یعنی میخوندم ها ولی انگار مسخ شده بودم و این کلمه رو یه کسی از ذهنم پاک میکرد بلافاصله بعد خوندن
هر روز تو نمازم میگفتم اهدنا الصراط المستقیم ….
ولی اصلا آگاه نبودم چی میگم
استاد اصلا من هدایت رو درک نکرده بودم
ولی الان برای جزیی ترین کارهای روزانم دلم در گرو هدیات الله یکتاست
چقدر آرامم الان و چقدر مصمم
استاد من خیلی از چیزایی که میخوام رو الان ندارم و لی اینقدر ایمان دارم که بهشون میرسم که از ذوقش نمیدونم چیکار کنم ….
همش با تجسم میرم به آینده و تو اون مکام و اون موقعیت ها و اون آدم ها ..
و وقتی میخوام از تجسم بیام بیرن به خودم میگم امین الان از دنیایی واقعی میخوای بری به عالم خواب
یعنی اون دنیایی که من دارم تجسم میکنم رو دنیای واقعی خودم میدونم
چون ایمان دارم بهش میرسم
استاد من عاشق سفر در زمان بودم
و الان برگشتم به گذشته و دارم برای شما مینویسم و میخوام از دیدن مسیرم لذت ببرم و هر وقت که بخوام با این ماشین زمان میتونم برم به آینده ای که همه آرزوهام تحقق یافتن
پس هم آرامم و هم شاد و هم رها
و لاخوف علیهم و لا یحزنون شدم
به مدد الله یکتا
استاد من خدارو فقط در آسمان میدیدم ولی الان همه جا هست همه جا
من خدارو در نوک انگشتانم که این کلمات رو برای شما تایپ میکنه میبینم
من خدا رو در انرژی این کیبورد
در نور این مانیتور
در سوی چشمانم که داره می بینه
در گوشم که داره تق تق دکمه های کیبورد رو میشنوه
من خدا رو در صدای آبی که از آکواریومم میشنوم
می بینم
استاد عزیزم و استاد زیبای من و توحیدی ترین استاد دنیا
این فایل نشانه من بود و به کامنت شما هدایت شدم. چقدر دلنشین نوشتی
چقدر حس کردم که لطیف شدم بعد از خوندنش
اونجا که گفتی
«اگه بخوای بری مریخ و فقط یه چیز قرار باشه با خودت ببری،
قرآن رو همراهت میبری»،
خیلی تحسینت کردم…
این که گفتی:
و وقتی میخوام از تجسم بیام بیرن به خودم میگم امین الان از دنیایی واقعی میخوای بری به عالم خواب
یعنی اون دنیایی که من دارم تجسم میکنم رو دنیای واقعی خودم میدونم
خیلی دوست داشتم این روش و این طرز فکر رو
و اینکه گفتی:
و الان برگشتم به گذشته و دارم برای شما مینویسم و میخوام از دیدن مسیرم لذت ببرم و هر وقت که بخوام با این ماشین زمان میتونم برم به آینده ای که همه آرزوهام تحقق یافتن
پس هم آرامم و هم شاد و هم رها
و لاخوف علیهم و لا یحزنون شدم
خیلی عالیه… آفرین بر شما
تحسینت میکنم برای درک خوبی که از خداوند و قانون و زندگی پیدا کردی
سلام استاد. صحبت هاتون دید منو باز کرد، من قبلا خیلی قرآن می خوندم، مکانهای مذهبی می رفتم اینقدر علاقه داشتم، حتی لیسانس ادبیات عرب در یک شهر مذهبی،قم گرفتم می خواستم با این رشته و اون شهر خودمو بشناسم خدارو بشناسم عربی یاد بگیرم که ایمانم قوی بشه و قرآن درک کنم. چهارسال قم موندم نتیجه چهارسال این بود که قرآن کنار گذاشتم…. دیدگاهم تغییر کرد اون چیزی که دنبالش میگشتم پیدا نکردم افراد مذهبی دیدم که انتظار داشتم مذهبشون بر عملشون تاثیر داشته باشه که نداشت و افرادی دیدم که مذهبی نبودن ولی اعمال خیلی بهتر. باورتون میشه برای ارشد رشتمو تغییر دادم و نظرم تغییر کرد چرا مذهب روی اعمال اثر نمیزاره، و خیلی چراهای دیگر که جواب نگرفتم. همیشه با خودم میگفتم چهارسال از عمرم بیهوده گذشت.
ولی با صحبت های شما تازه دارم جواب چراهامو میگیرم و بسیار خداروسپاسگزارم. می دونم راه طولانی در پیش دارم، ولی خیلی خوشحالم که دارم درین مسیر دوباره قدم برمی دارم دوباره شروع کردم به خوندن قرآن.ترجمم خوبه.تازه دارم از خوندنش لذت میبرم.وقتی دارم می خونم بعضی از آیه ها اشکمو درمیاره. و با خودم میگم خدایا منو ببخش که اینقدر ناسپاس بودم. من درک نمی کردم. الان متوجه شدم اون راههای اشتباه که رفتم و دنبال شناخت خدا و خودم بودم منو به این مسیر کشوند. و دوباره با معنویت آشتی کردم آرامش گرفتم. ممنونم استاد بزرگوار.
خدا رحمت کند یکی از بزرگان دین می فرمود این دوستان کتاب “مفاتیح الجنان” را به صورت یک کتاب کل آن را بخوانید و یک مطالبی را متوجه میشوید که شاید در تمام عمرتان با آن برخورد نکرده اید و اصلا خبر از آن نداشتید.
من شاید این کتاب ارزشمند را بارها و بارها با آن دوست بودم و شاید روزی نبوده که ازش استفاده نکرده باشم ولی یه برنامه ای برام پیش آمد که یک دعایی در “مفاتیح الجنان” را با یک نگاه دیگری بخوانم.
یک روز صبح در مکان مقدسی بودم که خیلی حالم گرفته بود از اوضاع زندگیم و نشسته بودم و کتاب مفاتیح الجنان را میخواندم متوجه شدم شخصی کنار نشست و شروع کرد به خواندن دعایی از مفاتیح الجنان از گوشه چشمم به صفحه آن نگاه کردم و گفتم ببینم چه دعایی میخاند.
بعد از تمام شدن دعایم رفتم دیدم صفحه 194 کتاب است و وقتی نگاه کردم دیدم دعائی از زبان گهربار امام هفتم موسی بن جعفر علیمها السلام به نام دعای “سریع الاجابه” است و قصد کردم اول معنی آن را بخوانم و بعد دعا را وقتی شروع کردم به خواندن دعا دیدم واقعا این عجب دعائی است که تابحال به آن دقت دقیق نکرده بودم و شاید اگر هم خوانده بودم سطحی ازش گذشته ام ولی این بار با توجه خواند و دیدم عجب دعائی است با چه عبارات و معانی زیبا که واقعا کیف کردم و دلم شاد شد و همون روز شاید بیش از 5 بار خواندم و هر کلمه را با معنی دقت میکردم و چقدر لذت بردم.
دیدم این لذت را هم به اعضای محترم گروه هم تقدیم گنم گفتم دعا را با متنش و معنی تو سایت بذارم تا شما هم لذت ببرید و ببینید چگونه باید از خدای کریم درخواست کنیم.
بسیاااااااار عالی و لذت بخش و عمیق متشکرم ازخدای خودم که مرا به این متن زیبا هدایت کرد و از شما دوست عزیز بخاطر اینکه دستی از دستان خدا شدی تا این مطلب و فهم را به من وهمه ی فرکانسیهای این فهم برسانی در \ناه الله یکتا بقول استاد شاد ثروتمند و سعدتمند در دنیا وآخرت باشید
با سلام خدمت استاد عزیز و گروه تحقیقاتی عباسمنش. خیلی برام عجیب و جالب بود که این فایل رو از استاد شنیدم یه جورایی شگفت زده شدم و فهمیدم کلا باور هام راجب خداوند ۸۰ درصدش مشکل داشته. من هم فکر می کردم هرچی بیشتر نماز بخونی و روزه بگیری( حتی بدون ریا و با نیت خشنودی خدا) چیز جدید یا مطلوبی در زندگی رخ نمیده. اگه نماز بخونی و توی دلت ثانیه شماری کنی که زودتر تموم بشه و به کارهات برسی و فقط یه تکلیفی از خودت رفع کنی ، و احساس بدی موقع نماز یا روزه یا هر واجباتی داشته باشی دقیقا به قول استاد فقط بر اتفاقات بد افزوده میشه و نعمت و ثروت و سلامتی دریافت نمی کنی. خیلی خوشحالم که پاسخ سوال بسیار مهم زندگیم رو دریافت کردم که « من چی کار کنم که از خدا نعمات مختلف و سلامتی و ثروت دریافت کنم و حالم خوب باشه؟ آیا باید روزی ده ها رکعت نماز بخونم و روزه های فراوون بگیرم که پیش خدا عزیزتر باشم؟ چیکار کنم که به خواسته هام جواب بده؟ چه راهی باعث میشه من معنوی تر و شاد و سرحال بشم؟ باید به دیگران کمک کنم که خدا خوشحال بشه و دلش به رحم بیاد؟
ممکنه سوال شما دوستان هم بین اینها باشه. امروز فکر کنم سومین باریه که این فایل رو گوش کردم و مطالب رو دوباره به خودم گوشزد کردم که« هر لحظه فرکانس(افکار و باورها)های خوب به جهان بفرست. همواره و هر ثانیه دست از مثبت نگری برندار. که خدا قوانینی بدون تغییر برای کل جهان قرارداده و از اونا استفاده کن تا هم معنوی بشی هم سالم هم ثروتمند و تمام ویژگی های خوب جهان. » وقتی اینو بیشتر درک کردم آرامش فوق العاده ای گرفتم. که من فقط باورهای همین فایل رو بنیادی در ذهنم حک کنم ، تقریبا تمام نگرانی هام از بین میره. اگه یه روز نماز قضا بشه دیگه عذاب وجدان نمیگیرم که نکنه خدا عصبانی بشه فلان جا حالمو بگیره؟ نمیگم نماز تاثیری نداره در آدم، همونطور که گفته شد، نمازی که به آدم آرامش و شادی بده و دیگه نگران مسائل و کارهات نباشی خیلی قدرتمنده اون نمازی که فقط خدا رو ببینی و حس کنی که با احساس خوب و عشق در خودت، او هم چندبرابر بیشتر عشق و آرامش در زندگیت وارد میکنه (بصورت دوستان مهربان و خانواده و یا ثروت بیشتر یا پیدا کردن یه طبیعت زیبا و کلی نعمت دیگه خودشو نشون میده). این راه درسته این اصل کاره که به جهان خدا عشق و سپاسگزاری ارسال کنی از عمق وجودت خوشحال بشی که چه جهان قشنگه همین یعنی سپاس
گزاری و احساس خوب که شاهکلیده و این تجربه به عینه من در زندگی هست. ممنون که نظرم رو خوندید یه کم طولانی شد خیلی ممنون بابت همراهی شما
از کامنتتون درس های خوبی گرفتم که ان شالله خدا کمک کنه تا در عمل هم اجرا کنم و استقامت داشته باشم در این مسیر زیبا و لذت بخش
از جمله درس هایی که یاد گرفتم:
اگر واجبات رو فقط برای رفع تکلیف انجام میدی و احساست بد هست قرار نیست اتفاقات خوبی برات بیوفته چون ب قول استاد خدا اونجا واینساده ک ببینه تو چند رکعت نماز میخونی و بهت ثواب بده. بلکه احساس تو تعیین کننده هست در حین خواندن نماز. میدونید اقای کیا من همیشه فکر میکردم خدا یه فرمانروای خشمگین و ترسناکی هست که نشسته روی یه تخت سلطنتی و بر همه تسلط داره. خودخواهه و هرکاری خودش میخواد میکنه و مدام باید به پاکی دوازده امامش و قدرت خودش قسمش داد و اونقدر گریه و تضرع کرد تا دلش برات بسوزه و جوابت رو بده. تازه تهش هم وقتی خواستم براورده میشد یه احساس گناهی داشتم که حالا خدا برام این کارو کرده نمازمو بخونم روزمو بگیرم بی چشم و رویی درنیارم. اصلا دقیقا مثل یه انسان بود برام و هنوزم باید کار کنم روی خودم. خیلی وقت بود که میخواستم خدارو بیش تر بشناسم و وقتی با دوستان نزدیکم صحبت میکردم میگفتم من این خدا رو نمیشناسم. نصفه شب ها از خواب بیدار میشدم و مدام ذهنم درگیر شناخت این خدا بود. تا اینکه هدایت شدم خیلی عجیب به این فایل ها و این روزا خداروشکر سرم خلوت تره و میتونم گوش بدم و کامنت هارو بخونم. الان ک شبا میخوابم وقتی نصفه شب بیدار میشم اروم ترم. ب خودم میگم اگه الان بمیرم لااقل میدونم برای شناخت خدا تلاشمو کردم و عذاب وجدانی ندارم. داشتم میگفتم از چیزایی ک از کامنت شما یاد گرفتم. تمرین من این هست که در نمازم ب ایات و ذکرها توجه کنم. تو ذکر ها خیلی باورهای عمیق و بزرگ نهفته که خیلی احساس ارامش بهم میده اگر بهش توجه کنم. سعی میکنم این کار رو انجام بدم و در ذهنم اهرم رنج و لذت بسازم که اگر نمازم رو بدون حس بخونم بهتره نخونم. چون اتفاق خیلی خاص و مثبتی قرار نیست رقم بخوره برام. باید سعی کنم کم کم اون توجه رو بیارم وسط اینجوری با خوندن ذکرها باورهای قوی تر هم نسبت به خدا در وجودم بیش تر ساخته میشه.
ممنونم از شما. امیدوارم وقتی کامنت من ب دستتون رسیده حالتون خوب باشه و بیاین از نتایجی که گرفتین برام بگین.
بسیار عالی ، نظر شما کمک میکنه فرق بین عبادت ظاهری و واقعی را درک کرد اینکه از روی وظیفه نماز بخونیم یا روزه بگیریم بی فایده است احساس موقع انجام عبادت همه چی را مشخص میکنه این سپاسگزاری و حس خوب و گفتگوی با خدا در هر لحظه و هر جا و به هر شکلی میتونه باشه خداوند خودش انسان را هدایت میکنه به شرط اینکه از ته قلب بخوای
سلام خانم فرجی عزیز خیلی خوشحالم که تونستم تاثیری روی شما بذارم منتظر نتایج فوق العاده شما هم هستم ، واقعا از استاد عزیزم ممنونم که این فضا رو فراهم کرده که بتونیم صحبت کنیم و به همدیگه کمک کنیم
من هر روز سعی می کنم به این صحبتا واقعا عمل کنم باور شون کنم و توی زندگیم شفاف سازی کنم نتایجش رو برای ذهنم. دوست دارم همینطوری آروم آروم تکاملم رو درست طی کنم و به این آگاهی ها و قوانین زیبا بهتر و بهتر با شیوه های جدید تر و کارآمد تر عمل کنم. هر وقت باورشون کردم و توکل کردم به نیروی برتر و پروردگارم، نتیجه ی بهتری گرفتم
سلام دوست عزیز سپاسگزارم ازتون که این متن زیبا رو گزاشتین واقعا احساس آرامش حس رفاقت و دوستیه و ارامشقلبی که از یاد خداوند بر قلبها جاری میشه اعتمادی که به قلبمان وارد میشه خدایا شکرت هر جا هستین موفق و پر از حس خوب ایمان به خداوند باشین
سلام
میدونید دارم به چی فکرمیکنم؟ ؟
هرچقد ک بیشترکامنت های سایتو میخونم متوجه میشم نقطه مشترک 99%همه مون اینه ک یروزی ازخدا سوال کردیم!
یروزی ازش طالب حقیقت بودیم!
یروزی خواستیم ک بهمون بگه جریان چیه ؟اصلا چی ب چیه ؟
و دقیقا همه ب اینجا هدایت شدیم
وقتی میبینم شمام مثل من یروزی خسته شدید و گفتین” خداجریان چیه”
اشک میریزم
خیلی دلم قرص قرص میشه ک اینجا حقیقت گفته میشه قوانین ثابت خودش گفته میشه
دورت بگردم خدا ک اینقد سریع الاجابی
اخه کی میتونست مارو (طالبان حقیقت)رو اینقد دقیق و منظم اینجا دورهم جمع کنه
اونایم ک اصلا تو این فضانیستن
حتی اگه بیان بخونن و بشنون فایلارو بازم نمیبینن و نمیشنون و میرن
چرا چون اینجا رو هرکسی درک نمیکنع
شاید یسال بعد
شاید ده سال بعد
و . .
هروقت ک طالب شد تشنه شد بازم بیاد و تازه اون وقت ببینع و بشنوه
چون گوش و چشمش بازشده
خیلی خوشحالم ک از سن24سالگی (ازیکسال پیش)دارم میشنوم حقایق رو
دقیقا زمانی ک تشنه شنیدن حقایق بودم
خدایا شکرت
استاد جان بی نظیری ???
سلام اره دقیقا منم با تمام وجود از خدا خواستم خدایا کمکم کن تو بهترین مسیر ها هدایتم کن همیشه هر لحظه از زندگیم طلب هدایت میکردم از خدا دوستان عزیز بخدا قسم من هر وقت که از خدا میخواستم خدایا چیکار کنم خواب استاد عباسمنش میدیدم یعنی من استاد عباسمنش تو خوابم میدیم حرفای استاد تو روحم نفوذ کرده بود و وقتی که از خواب بیدار میشدم یک احساسی خوبی داشتم و احساس میکردم که خدا داره بهم میگه… که حرفای استاد عباسمنش گوش کنم بفهمم و عمل کنم من چندین بار که اشک میریختم و از خدا کمک میخواستم بخدا هر بار خواب استاد عباسمنش میدیم که داشت تو خوابم جلوی من وایستاده بود و با من حرف میزد بخدا بخاطر همینه که من عاشقانه استاد عباسمنش دوست دارم و برنامه های ایشون دنبال میکنم
سعلااااام اتفاقا منم ی روزی ب تهش رسیدم و گفتم خدایا یعنی نوبت اینهمه درایت بنده هاتو رهاکردی و بی خیال
ی چیزی بهم میگفت امکان نداره ب خودم میگفتم نکنه برماون دنیا بگن اشتباه رفتی مسیرو.
خلاصه تو این افکار بودم که یهو ب ایمیلم ی پیاماز سایت اومد ولی اونقدر بنظرم گرون اومد که حد نداشت گفتم ولش کن مگه چی میخواد بگه که اینهمه باید پول بدم
خخخخ
الان ما چند تا از محصولات استاد گرفتیم بدون هیچ درد ورنجی
خدایا صد هزار بار شکر
به نام او
سلام خدمت همگی
من قبل از آشنا شدن با سایت و استاد خدایی در وجودم و ذهنم داشتم که مثل خودمون بود و کمی قویتر از من انسان که فقط و فقط منتظر بود تا خطا کنم و در کارنامه ی اعمالم ثبتش کنه،خدایی که دلیل آفرینشم رو فقط و فقط عذاب کشیدن و زجر کشیدن می دونستم،خدایی که ثروت ها رو ناعادلانه و بر اساس شانس و بخت از قبل نوشته شده ،تقسیم کرده بود،خدایی که هر چقدر بیشتر گریه و زاری و التماس می کردم انگار دلش سنگ بود و من باید مدوامت به این کارها میکردم تا دلش به رحم بیاد و گوشه ی چشمی به من بیندازه،خدایی که باعث و بانی تمام مشکلات بود،خدایی که فرسنگ ها از من فاصله داشت و باید برای دیدنش به مکان های خاصی که سفارش کرده بودند برم تا مگر صدایم رو اونجا بهتر بشنوه!!!!!
خدایی که نه میدید،نه میشنید و برای اینکه دلش رو به رحم بیارم باید هزاران هزار ورد و توسل و نذر انجام میدادیم و خودمون رو مذهبی و با ایمان به ظاهر نشون میدادیم که مگر ذره ای دلش به حالمون بسوزه!!!!یادمه وقت اذان که میشد زود برای نشون دادن تعصبم جلوی همه وضو می گرفتم تا نشون بدم چقدر باخدام و چقدر مسلمونم و واعصفا که هیچ تاثیری اون نماز خوندن های ظاهری به حالم نداشت!!!!
هر باری به زیارت امامان میرفتم خودم رو والی و دلداده ی اونا نشون میدادم تا میزان خلوص و اعتقادم رونشون بدم!شبها توی حرم میخوابیدم و خودمو کشان کشان به ضریح می چسبوندم و زجه میزدم تا خوده صبح!!!!!
من!منه بت پرست،من مشرک ،چی رو از کی میخواستم!!!!!
مگر مشرک ها فقط تو زمان پیامبرابودن،مگه بت پرست ها فقط تو زمان ابراهیم (ع)بودن؟؟؟؟من اگه بت پرست و مشرک نبودم؟چی بودم؟!
الان که اینارو می نویسم اشک امونم رو نمیده !اگه من رو هدایت نمیکرد و این طوری به سویش بر میگشتم چی داشتم بهش بگم!؟؟؟؟؟؟
شکر وجود پر قدرتش!الان به کمک هدایت های خودش و شناخت خودش،من از منه قبلی خیلی فاصله گرفتم!با اینکه اطرافیانم بهم برچسب کافری رو زدن ولی هیچ ارزشی برام نداره بزار هر چی میخوان بگن!من این خدا رو باهیچ چی عوض نمیکنم!خدایی که در لحظه اجابت میکنه،ثروت میده،ثروتی نامحدود!قبل آشنا شدن با این خدا!هیچ منبع در آمدی نداشتم ولی الان به لطف خودش یه کسب و کار خونگی در مناسب ترین شرایط و راحت ترین موقعیت رو دارم که هم در کنار خونه و خونواده،به تمام کارهای خودم و منزل می رسم و هم بهترین و پردرآمدترین شغل دنیا رو دارم،هم عشق میکنم،هم خلق میکنم،هم لبخند رضایت بر لب مشتریهام می نشونم،و هم ثروووت می آفرینم!!!شکر خودش دوسال قبل یه ماشین معمولی داشتیم و در حد نرمال بودیم ولی الان به لطف خودش دوروز پیش ماشین فوق العاده زیبای لاماری صفر کیلومتررو خریدم و هزاران هزاربار شکرش رو کردم که با بالابردن احساس لیاقتم یه ماشینی رو تونستیم بخریم که توی شهرمون اولین کسی هستیم که از این ماشین لوکس و لاکچری دارند!و بخش بزرگی از خرید فوق العاده رو من با کارکردنم تو خونه پرداخت کردیم!خدایا شکرت بی نهایت!توی دوسال اون قدر طلاهای باارزشی برای خودم با کار کردنم گرفتم که همه هاج و واج موندن!
خدایی که سلامتی میده!آرامش خاطر،راحتی خیال،لبخندی که همیشگی روی صورتت نقش بسته!!!منی که افسرده ترین فرد روزگار بودم وروزانه بیش از 18عدد قرص میخوردم!!کجا خدا رو باور داشتم که الان به لطف خودش سالم ترین و خوش اندام ترین هستم بدون هیچ گونه مصرف قرص و دارویی…
خدایی که نامت رو اون قدری بلند آوازه میکنه که تمام شهر بدون اینکه من اونا رو بشناسم برای خرید محصولاتم تا دم در خونه میان،منی که هیچ کسی منو نمی شناخت و وقتی میخواستم خودم رو به کسی معرفی کنم می گفتم همسر فلانی(چون همسرم کاره بسیار خوبی داره و مشهور هست توی شهرمون)من پسوند فامیلی ایشون رو برای شناخته شدنم به افراد می چسبوندم ولی الان با افتخار وقتی میگم اعظم برزگری بنام می شناسندم چون بواسطه ی دو سالی که از حضورم با این خدای مهربون و بسیار بخشنده میگذره و به خاطر کار بسیار باارزشم همه با احترام و افتخار از من یاد می کنند چون شیرینی بخش لحظه های نابشون هستم!!!!قبلاکجا من میتونستم بگم اعظم برزگری و کسی منو بشناسه!این خدای من اعتبار و ارزشی بهم داده که نمیتونم شکرش رو بجای بیارم…
خدایی که خودش رو به من هدیه داد و باارزش ترین معجزه ی خدا برای من،داشتن خودش ،پیدا کردنش،هدایتم به سمت این سایت بود تا خودم و خویشتنم رو بشناسم و بعد خودش رو پیدا کنم…
خدایی که میگه اعظمم به اندازه ایی که به من ایمان و اعتقاد داشته باشی منم به همون اندازه برات میدم و می بخشم!!!
بااینکه دیگه اطرافیان فکر میکنند من کافر و از راه بدر شدم ولی من این مسیر رو ،این خدا رو،این عشق بازی رو باهیچ چیزی عوض نمیکنم!
تو راه پله ی منزلمون یه تابلو وان یکاد داشتیم که تابلو فرش بود! گذاشتم دیوار برای فروش!وقتی گفتم میخوام بفروشمش!!!پچ پچ اطرافیانم رو شنیدم که دوباره برچسب کفر رو بهم زدن و یه نیش خند ولی من میدونم که دیگه معنی اون برخلاف بقیه چیه!!!به جای اینکه یه آیه ای از قرآن که معنی و تفسیر غلطی رو به ذهنمون وارد کردند میام واز آیه های زیبای قرآن که هیچ جا ننوشته و نیست استفاده میکنم که حال دلم هم بادیدنش خوب بشه نه اینکه برای جلوگیری از چشم زخمی که اصلا نیست!
دیروز یکی از فامیلمون گفت برای ماشین جدید یه تخم مرغی بشکنید تا چشم نزنند و من لبخند زدم و گفتم خدایا شکرت من رو از قعر چه جهنمی در آوردی و کجای این بهشت زیبا ساکن کردی که این قدر دلبسته ی وجودت شدم که دوسال قبل منم بااین مردم هیچ فرقی نداشتم!
ظهر عروسمون موقع ظرف شستن خونه ی مادرم دوباره شروع به غیبت کرد و وقتی فهمیدم زودی بحث صحبتش رو پیچوندم و عوض کردم که خودشم کلا یادش رفت که میخواد از کجا بگه!!!
بخدا جوری تبحر پیدا کردم تو اعراض و پیچوندن حرف های ناسالم که فکر میکنم این کار رو بخوبی میتونم انجام بدم…
بااینکه برچسب کفر و بی ایمانی و نامسلمونی بهم میزنن ولی من این بودن با خدایم رو که هر چی ازش میخوام بواسطه ی زمان کمی برام اجابت میکنه و حال دلم رو آروم میکنه و قلبم رو مطمئن که باهیچی عوض نمیکنم.
اعظم خانم عزیزم، سلام به وجود گرمتون.
این صفحه هدایت برای چند روز پیش من بود ولی همچنان باز مونده بود..اومدم یه نگاهی بهش بندازم که کامنت قشنگ شمارو خوندم.
حقیقتا دلم آروم شد،قلبم گرم شد و مغزم از فشار آزاد شد…
اعظم خانم چقدرررر لذت بردم از مسیر زیبایی که طی کردین، از رشدتون در طی این سالها و پیشرفتتون که میگفتین انگار تصاویر از جلوی چشمم رد میشدن. از نتایج و ایمانتون غرق لذت شدم.
چقدر قشنگ گفتین که قبلا خودم رو با نام همسرم معرفی میکردم، الان خودم با افتخار اسمم رو میگم و همه منو میشناسن:) من هم کلی به وجودتون افتخار میکنمممم…ایول که با نتایج دارین میترکونییین
چقدر خوشحال شدم وقتی گفتین ماشین لاماری جدید خریدین و شما اولین خانواده ای هستین توی شهرتون که چنین ماشین های لوکسی سوار میشین…ازونطرف وقتی درمورد چشم زخم بهتون گفتن خیلی راحت و با ایمان خودتون رو سپردین دست خدا و ایمانتون بیشتر هم شده…خدایا شکرت:)
چقدر قشنگ در مورد پیچوندن آدمای انرژی منفی گفتین…فکر کنم این قسمتش نشونه برای من بود…چون چند روزیه از خوابگاه برگشتم خونه و اول همه چیز خیلی خوب بود…ولی یکی دوتا ورودی نامناسب گرفتم و هی تو ذهنم حالم بد بود… هم بابت اون مسائلی که برام گفتن، هم اینکه چرا اطرافیان فوکوسشون روی مسائل مثبت نیست هم اینکه چرا من اینقدر به این موضوع فکر میکنم!!!
طبق آموزش دوازده قدم داشتم ریشه یابی میکردم و دنبال راه حل بودم که خدا کامنت زیبای شمارو نشانه ی من قرار داد…ازتون بابت این آگاهی زیبا سپاسگزارم.
راستییی! شیرینی وجودتون تا اینجا هم اومد؛) از دور میبوسمتون…پربرکت و سلامت باشین:)
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام به استاد عزیزم و خانم برزگری عزیز
زمانی که این قسمت از صحبت های شما رو خوندم؛
( دیروز یکی از فامیلمون گفت برای ماشین جدید یه تخم مرغی بشکنید تا چشم نزنند و من لبخند زدم و گفتم خدایا شکرت من رو از قعر چه جهنمی در آوردی و کجای این بهشت زیبا ساکن کردی که این قدر دلبسته ی وجودت شدم که دوسال قبل منم بااین مردم هیچ فرقی نداشتم! )
یه تلنگر بزرگ بهم زده شد که ببین پسر چرا تا بحال از خداوند به خاطر این اتفاق خیلی بزرگ سپاس گذاری نکردی ( خدایا صدها هزار مرتبه شکرت )
..
حقیقتا من هم توی یه جهنم بزرگ و عمیق بودم که با هدایت های خدا تونستم بیام بیرون و الان یه شخص شادتر، مثبت تر و پرانرژی تر هستم نسبت به کسی که قبلاً بودم ( خدایا صدهزار مرتبه شکرت )
..
من هم مثل شما از سمت خانواده خودم اَنگ کافر شدن رو بهم میزنن اما نکته ی بی نهایت مهم و اساسی برای خودم اینکه به جایی رسیدم که میتونم در حد خودم اصل رو از فرع تشخیص بدم ( البته که تا همیشه این مسیر برای بهتر و بهتر شدن ادامه داره )
..
یه موردی که همین الان بهم الهام شد اینکه خداوند منو تو یه کلاس پیشرفته یادگیری قوانین جهان هستی قرار داده که بتونم با بررسی اطرافیان خودم و زندگی استاد قوانین رو بهتر و بهتر درک کنم و بی نهایت سپاس گذار خداوند هستم که بهم این فرصت رو داده تا وارد این مسیر شگفت انگیز و رویایی بشم
..
سپاس گذارم از شما برای این آگاهی هایی که با ما به اشتراک گذاشتید
..
پایدار باشید
اعظم عزیز
اون جمله که میگی من چقدر ازین ادما فاصله گرفتم
رو چقدر درک میکنم
ادم باورش نمیشه یروزی ازین دسته بوده، بعد پشت سرشو میبینه میگه واووو من چه مسیری رو طی کردم و چقدر خداوند منو هدایت کرده
چقدر خوشبختم
چقدر به خودم افتخار میکنم که رشد کردم
من همیشه ویدئو های استاد بهم انگیزه میده، باورم نمیشد چنین شهرهای تمیز و شیک و افراد ارومی هم وجود داشته باشن
چقدر خیابونای شیک، چقدر با ارامش رانندگی میکنن
من فقط دوروبر خودمو دیده بودم،
با تمام وجودم ایمان دارم یروزی اونقدر این فاصله زیاد میشه که دیگه حتی اون نجوا ها رو نمیتونیم بشنویم
و تمام افراد دوروبرمون از جنس خودمون میشن
سلام خانم برزگری عزیز از خواندن کامنت زیبا وپرازاحساس لیاقت شما خیلی خوشحال شدم وی جورایی حالم خوب شد تحسین میکنم موفقیتهای شما رو وخداروشکر برای وجود افرادی موفق مثل شما که با نوشتن وشرح پیشرفتشون چراغ امیدرو در دل ما روشن میکنن.از خدایی که بهترینه بهترینها رو برای شما خواهرعزیزم خواستارم.شاد باشید وشیرین کام
سلام دوستان عزیز و هم فرکانسیم امیدوارم هر روز شاد و باعزت بیشتر نسبت به روز قبل باشید.
من این فایلو دوبار گوش دادم و نوت برداری کردم و تمام نظرات دوستان رو خوندم من به یک فهم و نتیجه کلی به اندازه فهم خودم تا این لحظه رسیدم که بدین شرح است:
خلاصه صحبت های استاد در این فایل این بود که خداوند یک انرژی است و تمام انرژی ها و جهان و کیهان ازوست
این انرژی یکسری قوانین دارد دارد قطعا که ما برخی از آنها را میدانیم و در مورد برخی هنوز به درک کامل و یا حتی شاید سطحی هم نرسیده ایم مثلا ما یکسری قوانین مانند قانون جذب;قانون جاذبه قانون تکامل قانون گرانش قانون انرژی و ارتعاش و …. کشف کرده وبه نتیجه رسیده ایم اما میدانیم که بسیااااااری چیز ها هست که ماهنوز کشف نکرده ایم.
خب استاد میگن اگر ما این جهان را یا یکسری قانونمندی خاص درک کنیم بهتر میتوانیم زندگی کنیم درست مانند این که یک کشور قانونمند است و کشوری دیگر هیچ قانونی ندارد.
حالا استاد اومدن گفتن که یک رب با این عظمت با ۱۰۰۰ اسماءالحسنی نمیاد از قوانینی که خود قرار داده تخطی کنه پس حالا که اینطوره ما بیاییم طبق این قوانین الهی زندگی کنیم که یکی قوانین اینه که احساس خوب=اتفاقات خوب و احساس بد=اتفاقات بد و این کاملا درسته
موضوع دیگر این بود که خدا احساساتی عمل نمیکنه دقت کنید گفتم احساساتی یا واکنش گرا نیست نگفتم احساس نداره ها من راجع اینکه احساس داره یا نه آگاهی خاصی ندارم ولی اینو فکر میکنم که چون خدا از روحش در ما دمیده میتونه خودش هم احساس داشته باشه و لی این اصلا مهم نیست مقصود این بحث استاد پیروی کردن از قوانینه به جای احساساتی عمل کردن مثلا بجایی که تو یک خیابان یکطفه برعکس حرکت کنی بزنی یکیو بکشی و بعد التماس و گریه و زاری به قاضی کنی قانون رو یاد بگیر و از همان اول درست و با دقت عمل کن که دیگه به این مشکل اصلا از ابتدا برخورد نکنی پس:
یادگیری و بکارگیری قوانین = خفه کردن مشکلات در نطفه و در صورت مواجهه با آن خارج شدن از آن بزودی.
در واقع بنظر من استاد هرچه در این فایل گفت برای این بود که ما برای خدا و جهان نعوذ بلله به اندازه یک رییس جمهور وکشور ارزش قاپل شویم و یه نگاه سیستمی و با برنامه دقیق به این جهان داشته باشیم نه یک نگاه احساساتی و آشفته حتی معجزات پیامبران هم تابع علت و معلول بوده که البته بعضی از آنها کشف و بسیاااااری مونده تا بشر بهش برسه پس ما میدانیم پیامبران هم حتی تافته جدا بافته نیستند بلکه اونه هم تابع قوانیند اما بسیااااار بیشتر از ما قوانین را درک کرده و عالی از آنها استفاده کرده اند حالا خالی از آنکه خدا میخواسته به این درک وفهم برسند یا نه.
یکسری میگفتن که نمیتوانیم خدا را انرژی یا هر چیز دیگری که در ذهن ما جاشه و محدود شود و من کاملا موافقم چون خداوند را نمیتوانیم چیزی بدانیم و این اصلا فلسفی نیست خدا یک وجود که همه جهان و کیهان و …. از این وجود بوجود آمده است و خدا خالق همه چیز است نه خود آن مثلا خالق انرژی خالق سیستم خالق قوانین و…. است نه خود آن چیز و یگانه است ولی یک سیستم انگار براش کار میکنن که ما هم میتونیم و قطعا جزء اونیم همونطور که استاد واضح گفتن اما بعضی درک دستی نداشتند. اگر هم گفتن نور آسمان ها و زمین است به این خاطر است که نور پیدا و آشکار است و پیدا و آشکار میکند ولی نمیتوانیم بگوییم که خدا جنسش نور است ولی خصوصیات نور را داراست
یکسری هم گفتن خدا رحمان و رحیم است پس احساساتی هست در حالی خود این صفات خداوند هم در این سیستم است که متبلور میشود و خالی از آن نیست مخالف آن نیست ما میتوانیم خدا را رحیم باور کنیم و با عمل آن ویژگی زحیم بودنشو رو کنیم و میتونیمم او را منتقم باور کنیم و طبق آن عمل کنیم تا اون ویژیگی منتقمش متبلور شود ولی در عین حال باید تمام صفاتش را قبول و باور داشته باشیم و سعی کنیم که باور هایی ایجاد و طبق اون عمل کنیم تا صفات خوبش برای ما آشکار شود.
و اگر بخوایم یه جمع بندی کنیم تمام صحبت های استاد به جز یکی دو مورد ریز که مربوط به مباحث عرفانی و خداشناسی(که بسیااااااااار عمیق است) کاملا صحیح و درسته از نظر من و هر آنچه استاد گفتن مقصود همان است که ما ۱.بدانیم که خدا هیچ چیز نیست ۲.قانونمند و سیستماتیک عمل میکند ۳.ما باید سعی کنیم که این قوانین را بشناسیم و درک کنیم ۴.سعی کنیم به آن قوانین عمل کنیم۵.ادامه دهیم و نتیجه بگیریم۶.بین هریک از این مراحل صبر کنیم تا تکاملمون طی شود.
و بنظرم استاد هر چی گفتن برای فهم و درک بهتر ما گفتن.
(در نهایت زندگی یعنی یادگیری برای بکار گیری و برای نتیجه گیری)
دکتر احمد روستا
من واقعا از خدا متشکرم که دارد منو به این آگاهی ها هدایت میکنه و از استاد هم متشکرم که به عنوان دستی از دستان خداوند این آگاهی ها را به ما میدهند و حداقل ما را به تفکر وادار میکنن.
سلام خدمت استاد عزیزم و اعضای سایت الهی عباس منش
خداوند را سپاسگزارم که من را به شنیدن این فایل هدایت کرد
من در یک خانواده مذهبی بزرگ شدم مادر من لیسانس ادبیات عرب و سطح سه حوزه و لیسانس معارف داره و من از بچگی با باورهای مذهبی بزرگ شدم
بزرگترین دستاورد این باورها ایجاد احساس گناه شدید در من بود و احساس عمیق بی ارزشی و اینکه من یک انسان رانده شده از درگاه خداوند هستم جوری که می گفتم دیگه آب از سر من گذشته و راه بازگشتی نیست و با احساس گناه بیشتری کارهایی که برخلاف باورهای خانواده بود را انجام می دادم و باز احساس گناه بیشتر و احساس بی ارزشی بیشتر و حال بدتر پیدا می کردم
خداوند را هزاران بار سپاسگزارم که من را با این دیدگاه و با این فرد الهی آشنا کرد
من خداوند را یک مامور راهنمایی و رانندگی می دیدم که منتظر نشسته تا من خطا کنم تا جریمه بشم و هیزم جهنم را برام زیادتر کنه
من نماز میخوندم تا بلکه در جرائم از خدا تخفیف بگیرم
در اعمال مذهبی شرکت می کردم تا بلکه بخشیده بشم و باز احساس بد بیشتری داشته و در سراشیبی بودم
وقتی با دیدگاه استاد عزیزم آشنا شدم خیلی به زندگی خودم و اطرافیان و افراد مذهبی توجه کردم و دیدم که این مذهب برای من و اونا آرامش و شادی و سلامتی و ثروت نیاورده بلکه بیماری و فقر و غم به بار آورده
الان از نظر خانواده من یک فرد کافر هستم و دیدگاههای من را خلاف شرع میدونن ولی آرامشی را که با این خدا تجربه می کنم را نمیدونن من هنوز هم گه گاه به اشتباه بحث می کنم و حال خودم را خراب می کنم ولی این خیلی کمتر شده
من خدای پلاستیکی و تقلبی و دوزاری را که کارش عذاب کردن من بود سوزاندم و درحال جایگزین کردنش با خدای واقعی هستم
خدای اون روزهای من اخمو و غضب ناک بود
خدای اون روزهای من خشمگین بود
خدای اون روزهای من قدرتی نداشت
خدای اون روزهای من با من همیشه در قهر بود
خدای اون روزهای من ضعیف و نا توان بود
خدای اون روزهای من عادل نبود
خدا همون خداست ولی امروز من با باورهای بهتر دارم بهش نگاه می کنم و خداوند به قول استاد مثل آب شکل ظرف باورهای من را به خودش میگیره
خدای این روزها با من رفیقه
خدای این روزها دستش روی شونه ی منه
خدای این روزها کنار و همراه منه
خدای این روزها هرگز دیر نمیکنه
خدای این روزها هرگز غضب نمیکنه
خدای این روزها هرگز و هرگز و هرگز رابطه اش را با من قطع نمی کنه
من باهاش رفیق شدم و الان خیلی دوسش دارم
استاد عزیزم از شما ممنونم
در پناه خداوند و به امید دیدار
سلام دوست گرامی کامنت شما رو خوندم و لذت بردم و اشک ریختم از صمیم قلبم براتون آرزوی خوشبختی و سعادت میکنم . منم در ابتدای راه هستم از ابتدای فایلهای دانلودی استاد عزیزم ،شروع کردم فایلها رو گوش میدم . نت برداری میکنم .تایم میزارم کامنت ها رو تا جایی که برسم میخونم . چندین و چند بار فایلها رو تا آخر شب گوش میدم ..لذت میبرم از اینکه اینجا هستم .خداروشکر میکنم که استاد منو با خدای بهتر و توانمند تر و زیباتری آشنا کرد . از خداوند میخوام که هدایتم کنه و هر روز بهتر و بیشتر از قبل درک صحیحی ازش داشته باشیم.در پناه خدا باشید.
درود به شما دوست گرامی
خیلی متشکرم واقعا آفرین به شجاعت شما که منم تحت تاثیر قرار دادین ، خدارو شکر میکنم که تو این کانال هستم و به این فیل هدایت شدم من از فایل حذف ترمزهای ثروت به این فیل هدایت شدم ،خدایا شکرت بابت این همه آگاهی که از دوستان گلم و استاد بزرگوار بدست میارم ،، منم دارم روی این موضوع کار میکنم که ایمانم قوی کنم ،، متشکرم.
ای بابا چقدر درست گفتی منم یه فلش بک زدم به گذشته م که در باتلاق احساس گناه خودم رو غرق کرده بودم و توی یک سیکل بی پایان (با اینکه واقعا انسان مذهبی و نمازی و … بودم ) گناه و گریه و گناه و گریه حس نفرت انگیز بودم و اگه بیوفتی توی این سیکل دیگه پیشرفت وشادی و حال خوب و آرامش تموومه فاتحهش خوندهست
الان تعریفم از الله عوض شده حسم نسبت به قدرتش نزدیکیاش اینکه اصلا اون هست تا من لذت ببرم و بندهای شکرگزار و ذاکر باشم طبق قرآن سوره فرقان
چه خوبه چنین آدمهایی مثل استاد هستن و مشعل هدایت رو دستشون گرفتن و راه رو برای درک ما روشن میکنند خدا رو شکر
سلام میکنم به استاد عزیزم و همه دوستان همفرکانسی
واقعا تمام اون لحظاتی که داشتم این فایل استاد رو گوش میدادم تک تک سلول های وجودم مملو از حس سپاسگذاری بود که هدایت شدم به آگاهی های این فایل و آرزو میکردم ای کاش خیلی وقت پیش این فایل رو گوش میکردم و استفاده میکردم قطعا این فایل و آگاهی هایی که داره جزء فایل هایی هست که آدم باید هر روز صبح که از خواب بیدار با شنیدنش روزش رو شروع کنه
نمیدونید چه حس فوق العاده ای دارم که این آگاهی ها رو از استاد دریافت کردم و با تمام وجودم استاد رو بابت این نگاه توحیدی ؛ پاک ؛ شفاف و فوق العاده ای که نسبت خداوند دارند تحسین میکنم هربار که فایلی از استاد میبینم میگم ای کاش چند سال زودتر با استاد آشنا میشدم ولی خب الان هم چند سال جلو افتادم!!!!!!
من چندین سال در حوزه علمیه درس خوندم جایی که مثلا دین و خدا رو از همه جا بهتر و بیشتر میشناسن با آقایون زیادی در ارتباط بودم و شاگردیشون کردم کسایی که تمام عمرشون رو صرف شناخت خدا کردن و من خودم هم چندین سال در حوزه درس خوندم که مثلا خدا رو بهتر بشناسم زبان عربیم هم خیلی خوبه چون هم زبان مادری زادیه منه هم درس تخصیصش رو خوندم با قرآن و تفسیرها هم آشنا هستم چون کارم اینه اما با تمام جرات میگم که هیچوقت نتونستم به این زیبایی و درستی که استاد عباسمنش خدا رو شناخته ؛خدا رو بشناسم و هیچوقت نتونستم به این ظرافت و دقت که استاد عباسمنش قرآن رو فهمیده من بفهمم. نه من و نه هیچکدوم از اون اساتیدی که ادعای خداشناسی دارن که تو حوزه هستن!!!
شاید همین فایل برای من کافی باشه که بفهمم چند سال اشتباه فهمیدم و اشتباه یاد گرفتم و اشتباه یادم دادن اونم جایی که ادعاشون دین شناسیه!!!.
بهرحال بگذریم!!!!
یه نکته دیگه که میخوام بگم اینه که همزمان که صحبتهای استاد رو گوش میدادم و مخصوصا اونجایی که در مورد قصه های پیامبران در قرآن میگفتن خودم هم چیزهایی که از قرآن بلد بودم رو با این آگاهی های استاد مطابقت میدادم و میدیدم خداااااای من خودشه!!!!!
مثلا قصه مادر حضرت موسی که حضرت موسی رو که نوازد بود از ترس ماموران فرعون در زنبیلی میذاره و میندازه تو رود نیل اونجا قرآن میگه که ما به مادر حضرت موسی وحی کردیم که نگران و ناراحت نباش ما فرزندت رو به تو برمیگردونیم!!
خب از اونجایی که وحی الهی مخصوص پیامبران الهی هست و مادر حضرت موسی هم مقام پیامبری نداشت پس منظور از وحی که قرآن گفته در واقع همون الهام هست یعنی اینکه مادر حضرت موسی با الهامات و ایمان و امیدی که به خداوند داشت فرزندش رو به دریا سپرد در واقع مادر حضرت موسی باور داشت که فرزندش رو دوباره ملاقات میکنه و اون رو از دست نمیده و بعدا هم به طرز عجیبی دوباره فرزندش رو میبینه و به اون شیر میده(قصه کاملش در قرآنه) پس در واقع مادر حضرت موسی به الهامات توحیدی خودش عمل کرد و نتیجه باور و ایمان خودش رو دریافت کرد نتیجه اون احساس قدرت و طمانینه ای که داشت رو دریافت کرد نه اینکه خدا دلش به حالش سوخته و پسرش رو بهش برگردونده
اگر مادر حضرت موسی با شک و ترس و احساس بد فرزندش رو به دل دریا میسپرد هیچوقت به فرزندش نمیرسید و قطعا اون رو از دست میداد!!!
و اگر به همه قرآن نگاه کنیم همینه
هرچی خوبی و خوشی و ثروت و سلامتی و سعادت در این دنیا و اون دنیا هست براتون آرزو دارم!!!!!!
سلام استاد عزیزم
داشتم فایل جلسه ۳ عزت نفس رو گوش میدادم که اونجا راجع به نگاه سیستمی به خدواند صحبت کردید و شعر فوق العاده ای رو راجع به خدا خوندید همونجا فایل رو نگهداشتم و اومدم تو سایت دنبال یه فایل مجزا راجع به خدواند که هدایت شدم به سمت این فایل “خدا را بهتر بشناسیم قسمت اول”
خیلی فایل خوبی بود کنجکاوی من خیلی بیشتر شد راجع به اینکه چطور میتونم خداوند رو بهتر بشناسم و چطور میتونم آثار هدایت و راهنماییش رو تو زندگی ام ببینم و درجهت بهبود شرایط زندگیم استفاده کنم .
انقدر سوال به ذهنم میومد که نمیتونستم دسته بندی شون کنم شروع کردم به نوشتن سوالا و با آگاهیهایی که تا حالا از سایت به دست آوردم جوابهاش رو میدادم …
باورم نمی شد که هفت هشت صفحه نوشتم و دو سه ساعتی ذهنم به شدت درگیر بود …
اگه بخوام خلاصه کنم همه اون سوالات و جوابها رو نتیجه این بود که به این جواب رسیدم
” احساس خوب = اتفاقات خوب ”
و این موضوع در هماهنگی کامل با عدل خداوند هستش .
الان نسبت به قبل با وضوح بیشتری این جمله استاد که احساس خوب = اتفاقات خوب رو درک میکنم و نقش احساسات به عنوان قطب نمای حرکت ما در مسیر خوشبختی رو پر رنگ و پررنگتر میبینم .
قطب نمایی که به عنوان قویترین ابزار خداوند در وجود ما هستش تا بتونیم مسیر درست رو در هر لحظه تشخیص بدیم
و “احساسات” شاید همون خدای درون ما باشه که بارها شنیدیم از رگ گردن به ما نزدیکتر هستش …
استاد عباس منش عزیز ممنون بابت اینکه به ندای درونت و به الهاماتت گوش کردی تا نتیجه اش بشه این سایت با کلی تجربه از دوستان مختلف،با کلی آدم فوق العاده …
سلام دوست گرامی
واحساسات شاید همون خدای درون ما باشه که بارها شنیدیم از رگ گردن به ما نزدیکتر هست
من هر چقدر احساس خوبی داشته باشم به خدا نزدیکتر هستم
هرچقدر احساس خشم عصبانیت ناراحتی ترس نگرانی داشته باشم از خدا دورتر میشم
احساسات یعنی قطب نمای ما که شما گفتید همون خداوند هست
تا حالا اصلا اینجوری درک نکردم هنوز هم درحیرانم یعنی اینها رو اصلا نمیفهمیدم
به نام الله یکتا
سلام بر استاد عزیز و شیرین تر از عسلم
استاد من چقدر کیف میکنم که استادی دارم با بینش و آگاهی شما
به خدا قسم نه تعارفه و نه هیچ چیز دیگه
واقعا و واقعا خداروشکر میکنم برای فرصت ها و زمان هایی که گوشم در اختیار کلام شماست
استاد عزیزم چقدر زیبا شما خدایی که نمیشه تعریفش کرد رو به جای ارائه تصویری از خدا راه کانکشن و ارتباط درستش رو به ما آموزش میدید
چقدر ابراهیم وار این بت ها و باورهای سنگی و بلکه سخت تر از سنگ رو تو وجود من و هزاران نغر مثل من رو دارید با آگاهی هاتون خورد میکنید
استاد من وقتی برشکست شدم دقیقا گفتم خدیا چرا منی که همه حلال و حروم رو رعایت میکردم و هزار تا چیز دیگه
چرا من این طوری شدم و فلان کسی که از دید من هزارتا کار میکنه اون داره بالاتر میره
خدا روشکر که الان جواب همه سوالامو گرفتم و دارم میگیرم
خداروشکر الان که زنده ام و دارم نفس میکشم و فرصت دارم اینا رو فهمیدم و نه بعد از مرگ
خداروشکر الان که فرصت هست و میشه
استاد شما منو از یه حسرت بی نهایت و ابدی نجات دادید
من با چه چیزی میتونم از شما تشکر کنم……
به جز اینکه آرزو کنم بیشترش وارد زندگیتون شه
که ایمان دارم و میبینم که داره میشه ///
من تونستم جواب سوالاتم رو بگیرم و بتونم تو مسیر درست قرار بگیرم تو همین دنیا و نه بعد از مرگ
درسته اول راهم ولی حداقل میدونم این راه که من میروم به گلستان است …
و قسم میخورم که تا دم مرگ من شما و آگاهی های شما رو رها نخواهم کرد به مدد الله یکتا
استاد نفش شما یعنی سید حسین عباس منش خیلی بیشتر از یه استاد و یه دوست و برادر و حتی پدر و مادر هست برام
نمیدونم چطور بگم شما یه جورایی همدم شب و روز من هستید
بیش از هر کسی من عاشق اینم که شما رو ببینم در طول روز چون خودم و خدای خودم رو دارم تو شما پیدا میکنم و کیف میکنم
راستش من چند روز پیش این فیلم موسی رو دیدم و من با چه علاقه ای رفتم و نشستم پای این فیلم با توجه به اینکه
اصلا این چند وقته من دیگه فیلم و سریال نمیبینم به جز فوتبال و زندگی در بهشت
و چقدر تو ذوقم خورد دقیقا مثل فیلم نوح و یه جورایی الان با حرف های شما رها شدم
چون خیلی تو ذهنم سنگینی میکرد که یعنی واقعا داستان موسی این بود ….
و خدارو شاکرم و شاکرم و شاکرم که در جایی به دنیا اومدم که این انس با قرآن هر چند ظاهری به من از کودکی عطا شده بود
چه لطف بزرگی هست که خدا به من و امثال من کرده که یک گنج بی پایان رو نصیبم من و امثال من کرده
یه زمانی یادمه رامبد تو خندوانه میگفت اگر قرار باشه بری کره مریخ و یک چیز رو با خودت ببری اون چیه و من همیشه میگفتم قرآن
راستش درکم به اندازه الان نبود و لی با همون درک ناقصم باز وقتی میخوندمش اشک رو از چشمام جاری میکرد و وقتی یه جایی گیر میکردم و قرآن رو باز میکردم و حیرت میکردم که دقیقا اون آیه ای که جلو چشمامه و صفحه ای که بهش تفعل زدم
انگار اون آیه برای من و تو اون موضوعی که گیر کردم نازل شده
سجده شکر میکردم و دلم بهم میگفت امین این خداست که داره باهات حرف میزنه به وسیله این کتاب
و حالا به لطف آگاهی های نورانی شما اصلا ارتباطم یه جور دیگه ای شده با قرآن
استاد یه چیزی میگم و قسم میخورم اینو
من تا قبل از آشنایی با شما اصلا کلمه هدایت تو قرآن رو نمیدیدم
یعنی میخوندم ها ولی انگار مسخ شده بودم و این کلمه رو یه کسی از ذهنم پاک میکرد بلافاصله بعد خوندن
هر روز تو نمازم میگفتم اهدنا الصراط المستقیم ….
ولی اصلا آگاه نبودم چی میگم
استاد اصلا من هدایت رو درک نکرده بودم
ولی الان برای جزیی ترین کارهای روزانم دلم در گرو هدیات الله یکتاست
چقدر آرامم الان و چقدر مصمم
استاد من خیلی از چیزایی که میخوام رو الان ندارم و لی اینقدر ایمان دارم که بهشون میرسم که از ذوقش نمیدونم چیکار کنم ….
همش با تجسم میرم به آینده و تو اون مکام و اون موقعیت ها و اون آدم ها ..
و وقتی میخوام از تجسم بیام بیرن به خودم میگم امین الان از دنیایی واقعی میخوای بری به عالم خواب
یعنی اون دنیایی که من دارم تجسم میکنم رو دنیای واقعی خودم میدونم
چون ایمان دارم بهش میرسم
استاد من عاشق سفر در زمان بودم
و الان برگشتم به گذشته و دارم برای شما مینویسم و میخوام از دیدن مسیرم لذت ببرم و هر وقت که بخوام با این ماشین زمان میتونم برم به آینده ای که همه آرزوهام تحقق یافتن
پس هم آرامم و هم شاد و هم رها
و لاخوف علیهم و لا یحزنون شدم
به مدد الله یکتا
استاد من خدارو فقط در آسمان میدیدم ولی الان همه جا هست همه جا
من خدارو در نوک انگشتانم که این کلمات رو برای شما تایپ میکنه میبینم
من خدا رو در انرژی این کیبورد
در نور این مانیتور
در سوی چشمانم که داره می بینه
در گوشم که داره تق تق دکمه های کیبورد رو میشنوه
من خدا رو در صدای آبی که از آکواریومم میشنوم
می بینم
استاد عزیزم و استاد زیبای من و توحیدی ترین استاد دنیا
من خدا رو در کلام و سیمای نورانی شما می بینم
استاد عزیزم من به جز خدا نمیبینم دیگه این روزا …
لا حول و لا قوه الی بالله العلی العظیم
هیچ انرژی و نیروی دیگه ای نمیبینم ….
به صحرا بنگروم صحرا تو بینوم
به دریا بنگروم دریا تو بینوم
به هرجا بنگروم
کوهو و درو دشت
نشان از قامت رعنا
تو بینوم
امین جان سلام
امیدوارم که خوب باشی
این فایل نشانه من بود و به کامنت شما هدایت شدم. چقدر دلنشین نوشتی
چقدر حس کردم که لطیف شدم بعد از خوندنش
اونجا که گفتی
«اگه بخوای بری مریخ و فقط یه چیز قرار باشه با خودت ببری،
قرآن رو همراهت میبری»،
خیلی تحسینت کردم…
این که گفتی:
و وقتی میخوام از تجسم بیام بیرن به خودم میگم امین الان از دنیایی واقعی میخوای بری به عالم خواب
یعنی اون دنیایی که من دارم تجسم میکنم رو دنیای واقعی خودم میدونم
خیلی دوست داشتم این روش و این طرز فکر رو
و اینکه گفتی:
و الان برگشتم به گذشته و دارم برای شما مینویسم و میخوام از دیدن مسیرم لذت ببرم و هر وقت که بخوام با این ماشین زمان میتونم برم به آینده ای که همه آرزوهام تحقق یافتن
پس هم آرامم و هم شاد و هم رها
و لاخوف علیهم و لا یحزنون شدم
خیلی عالیه… آفرین بر شما
تحسینت میکنم برای درک خوبی که از خداوند و قانون و زندگی پیدا کردی
بازم ازت ممنونم برای کامنتت
برات آرامش و شادی روز افزون آرزو میکنم.
سلام استاد. صحبت هاتون دید منو باز کرد، من قبلا خیلی قرآن می خوندم، مکانهای مذهبی می رفتم اینقدر علاقه داشتم، حتی لیسانس ادبیات عرب در یک شهر مذهبی،قم گرفتم می خواستم با این رشته و اون شهر خودمو بشناسم خدارو بشناسم عربی یاد بگیرم که ایمانم قوی بشه و قرآن درک کنم. چهارسال قم موندم نتیجه چهارسال این بود که قرآن کنار گذاشتم…. دیدگاهم تغییر کرد اون چیزی که دنبالش میگشتم پیدا نکردم افراد مذهبی دیدم که انتظار داشتم مذهبشون بر عملشون تاثیر داشته باشه که نداشت و افرادی دیدم که مذهبی نبودن ولی اعمال خیلی بهتر. باورتون میشه برای ارشد رشتمو تغییر دادم و نظرم تغییر کرد چرا مذهب روی اعمال اثر نمیزاره، و خیلی چراهای دیگر که جواب نگرفتم. همیشه با خودم میگفتم چهارسال از عمرم بیهوده گذشت.
ولی با صحبت های شما تازه دارم جواب چراهامو میگیرم و بسیار خداروسپاسگزارم. می دونم راه طولانی در پیش دارم، ولی خیلی خوشحالم که دارم درین مسیر دوباره قدم برمی دارم دوباره شروع کردم به خوندن قرآن.ترجمم خوبه.تازه دارم از خوندنش لذت میبرم.وقتی دارم می خونم بعضی از آیه ها اشکمو درمیاره. و با خودم میگم خدایا منو ببخش که اینقدر ناسپاس بودم. من درک نمی کردم. الان متوجه شدم اون راههای اشتباه که رفتم و دنبال شناخت خدا و خودم بودم منو به این مسیر کشوند. و دوباره با معنویت آشتی کردم آرامش گرفتم. ممنونم استاد بزرگوار.
سلام علیکم
خدا رحمت کند یکی از بزرگان دین می فرمود این دوستان کتاب “مفاتیح الجنان” را به صورت یک کتاب کل آن را بخوانید و یک مطالبی را متوجه میشوید که شاید در تمام عمرتان با آن برخورد نکرده اید و اصلا خبر از آن نداشتید.
من شاید این کتاب ارزشمند را بارها و بارها با آن دوست بودم و شاید روزی نبوده که ازش استفاده نکرده باشم ولی یه برنامه ای برام پیش آمد که یک دعایی در “مفاتیح الجنان” را با یک نگاه دیگری بخوانم.
یک روز صبح در مکان مقدسی بودم که خیلی حالم گرفته بود از اوضاع زندگیم و نشسته بودم و کتاب مفاتیح الجنان را میخواندم متوجه شدم شخصی کنار نشست و شروع کرد به خواندن دعایی از مفاتیح الجنان از گوشه چشمم به صفحه آن نگاه کردم و گفتم ببینم چه دعایی میخاند.
بعد از تمام شدن دعایم رفتم دیدم صفحه 194 کتاب است و وقتی نگاه کردم دیدم دعائی از زبان گهربار امام هفتم موسی بن جعفر علیمها السلام به نام دعای “سریع الاجابه” است و قصد کردم اول معنی آن را بخوانم و بعد دعا را وقتی شروع کردم به خواندن دعا دیدم واقعا این عجب دعائی است که تابحال به آن دقت دقیق نکرده بودم و شاید اگر هم خوانده بودم سطحی ازش گذشته ام ولی این بار با توجه خواند و دیدم عجب دعائی است با چه عبارات و معانی زیبا که واقعا کیف کردم و دلم شاد شد و همون روز شاید بیش از 5 بار خواندم و هر کلمه را با معنی دقت میکردم و چقدر لذت بردم.
دیدم این لذت را هم به اعضای محترم گروه هم تقدیم گنم گفتم دعا را با متنش و معنی تو سایت بذارم تا شما هم لذت ببرید و ببینید چگونه باید از خدای کریم درخواست کنیم.
اسم دعا: سریع الاجابه
متن دعا با معنی سطر به سطر:
اللَّهُمَّ إِنِّی أَطَعْتُکَ فِی أَحَبِّ الْأَشْیَاءِ إِلَیْکَ وَ هُوَ التَّوْحِیدُ
خدایا! تو را در محبوبترین چیزها نزدت که یگانه پرستى است اطاعت نمودم،
وَ لَمْ أَعْصِکَ فِی أَبْغَضِ الْأَشْیَاءِ إِلَیْکَ وَ هُوَ الْکُفْرُ
و تو را در مبغوض ترین چیزها که کفر است نافرمانى نکردم،
فَاغْفِرْ لِی مَا بَیْنَهُمَا یَا مَنْ إِلَیْهِ مَفَرِّی آمِنِّی مِمَّا فَزِعْتُ مِنْهُ إِلَیْکَ
پس آنچه از گناهان بین این دو است بر من بیامرز، اى آن که گریزگاهم تنها به جانب اوست، از آنچه از آن به سویت پناه آوردم مرا ایمنى بخش،
اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الْکَثِیرَ مِنْ مَعَاصِیکَ وَ اقْبَلْ مِنِّی الْیَسِیرَ مِنْ طَاعَتِکَ
خدایا! بیامرز از نافرمانی هاى بسیارم را در پیشگاهت، و طاعت اندکم را در آستانت بپذیر،
یَا عُدَّتِی دُونَ الْعُدَدِ وَ یَا رَجَائِی وَ الْمُعْتَمَدَ وَ یَا کَهْفِی وَ السَّنَدَ
اى تنها توشه ام از میان توشه ها، و اى امید و آرامش، و پناه و تکیه گاهم،
وَ یَا وَاحِدُ یَا أَحَدُ یَا قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُوْلَدْ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوا أَحَدٌ،
و اى یگانه و یکتا، اى که گفتى «بگو او خداى یکتاست، خداى بى نیاز است، نه زاده و نه زاییده شده، و برایش همتایى نبوده است
أَسْأَلُکَ بِحَقِّ مَنِ اصْطَفَیْتَهُمْ مِنْ خَلْقِکَ وَ لَمْ تَجْعَلْ فِی خَلْقِکَ مِثْلَهُمْ أَحَدا
از تو درخواست میکنم به حق آنان که از میان آفریده هایت انتخاب نمودى، و هیچکس را از میان آفریدگانت همانند آنان قرار ندادى،
أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ تَفْعَلَ بِی مَا أَنْتَ أَهْلُهُ
بر محمّد و خاندانش درود فرست، و با من چنان کن که سزاوار آنى،
اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِالْوَحْدَانِیَّهِ الْکُبْرَى وَ الْمُحَمَّدِیَّهِ الْبَیْضَاءِ وَ الْعَلَوِیَّهِ الْعُلْیَا [الْعَلْیَاءِ]
خدایا! از تو درخواست مى کنم به حق یگانگى بزرگ تر الهى، و مقام تابنده محمّدى، و جایگاه برتر علوى،
وَ بِجَمِیعِ مَا احْتَجَجْتَ بِهِ عَلَى عِبَادِکَ وَ بِالاسْمِ الَّذِی حَجَبْتَهُ عَنْ خَلْقِکَ فَلَمْ یَخْرُجْ مِنْکَ إِلا إِلَیْکَ
و به تمام آنچه به آن بر بندگانت حجّت نهادى، و به حق آن نامى که از آفریدگان خود پنهان داشتى، که از تو جز براى تو اظهار نگردد،
صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اجْعَلْ لِی مِنْ أَمْرِی فَرَجا وَ مَخْرَجا
محمّد و خاندانش درود فرست و براى من در کارم گشایش و راه نجاتى قرار ده،
وَ ارْزُقْنِی مِنْ حَیْثُ أَحْتَسِبُ وَ مِنْ حَیْثُ لا أَحْتَسِبُ إِنَّکَ تَرْزُقُ مَنْ تَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ
بر و از جهاتى که گمان مى برم و یا گمان نمی برم مرا روزى ده همانا تو هرکه را بخواهى بى حساب روزى مى دهی.
—————————–
یکی از رفقا میگفت:
رحمت خداوند دائم در حال بارید است
همیشه ازش بخواه ظرف بزرگ بهت بده
از فضلشم پرش کنه و کمکت کنه همه را سیراب کنی
تازه میفهمی زندگی چه لذت بخش و زیباست.
—————————
التماس دعا
موفق باشید.
سلام دوست عزیزم
اون چند جمله آخرت همون که گفتی حرف رفیقته….
من را به وجد آورد….
چقدر ثروت عالیه….
چقدر ثروت لذتبخشه…..
چقدر ثروت محبت سازه…..
چقدر ثروت سازنده است….
که من میتونم باهاش به دوستام….
فک و فامیلم و سایر نیازمندا کمک کنم….
انفاق کنم….
و هرچقدر که انفاق می کنم 700 برابرش را از خدا دریافت می کنم….
یوهوووو
اینطوریه که ظرفم بزرگ تر میشه…….
ممنون دوست عزیز کلام این بزرگواران سراسر آرامش هست🙏🏻🦋
سلام
مرسی از متنتون بسیار عالی بود تشکر معنی آن بسیار عمیق است
سلام دوست عزیز…
چقدر دعایی که نوشته بودید، به دل من نشست?
قبلا بارها و بارها این دعا رو خونده بودم، اما با اشک و زاری!?
اما امشب با لذت اون رو خوندم و حس خوبی گرفتم??
سپاسگزارم دوستِ جانی??
بسیاااااااار عالی و لذت بخش و عمیق متشکرم ازخدای خودم که مرا به این متن زیبا هدایت کرد و از شما دوست عزیز بخاطر اینکه دستی از دستان خدا شدی تا این مطلب و فهم را به من وهمه ی فرکانسیهای این فهم برسانی در \ناه الله یکتا بقول استاد شاد ثروتمند و سعدتمند در دنیا وآخرت باشید
دوست خوبم محمد علی آسوده سلام
از اینکه احساس خود را با ما به اشتراک گذاشتید سپاسگزارم ولی ای کاش دریافت های خود را هم با ما به اشتراک می گذاشتید.
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
آقا دمت گرم خیلی خوب بود
خیلی ممنون ازاینکه این متن باارزش را اینجا گذاشته اید
بسیار عالی مرسی از متن زیباتون
خیلی عالی بود شکر خداوندا…
به به به به سلام سلام سلام به خدا به استاد و تمام دوستان نازنین :)
تحسین برانگیز دوست خوبمون نوشتن :)
خداوند بیشتر برامون یا لطیف بودنتو به نمایش بکش :) ،
«ما خابَ مَنِ استَخَارَ»
کسى که به خدا توکل کند، ناامید نمى شود
خداوندا تو را می رستم و از تو یاری می خواهم :)
خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت
با سلام خدمت استاد عزیز و گروه تحقیقاتی عباسمنش. خیلی برام عجیب و جالب بود که این فایل رو از استاد شنیدم یه جورایی شگفت زده شدم و فهمیدم کلا باور هام راجب خداوند ۸۰ درصدش مشکل داشته. من هم فکر می کردم هرچی بیشتر نماز بخونی و روزه بگیری( حتی بدون ریا و با نیت خشنودی خدا) چیز جدید یا مطلوبی در زندگی رخ نمیده. اگه نماز بخونی و توی دلت ثانیه شماری کنی که زودتر تموم بشه و به کارهات برسی و فقط یه تکلیفی از خودت رفع کنی ، و احساس بدی موقع نماز یا روزه یا هر واجباتی داشته باشی دقیقا به قول استاد فقط بر اتفاقات بد افزوده میشه و نعمت و ثروت و سلامتی دریافت نمی کنی. خیلی خوشحالم که پاسخ سوال بسیار مهم زندگیم رو دریافت کردم که « من چی کار کنم که از خدا نعمات مختلف و سلامتی و ثروت دریافت کنم و حالم خوب باشه؟ آیا باید روزی ده ها رکعت نماز بخونم و روزه های فراوون بگیرم که پیش خدا عزیزتر باشم؟ چیکار کنم که به خواسته هام جواب بده؟ چه راهی باعث میشه من معنوی تر و شاد و سرحال بشم؟ باید به دیگران کمک کنم که خدا خوشحال بشه و دلش به رحم بیاد؟
ممکنه سوال شما دوستان هم بین اینها باشه. امروز فکر کنم سومین باریه که این فایل رو گوش کردم و مطالب رو دوباره به خودم گوشزد کردم که« هر لحظه فرکانس(افکار و باورها)های خوب به جهان بفرست. همواره و هر ثانیه دست از مثبت نگری برندار. که خدا قوانینی بدون تغییر برای کل جهان قرارداده و از اونا استفاده کن تا هم معنوی بشی هم سالم هم ثروتمند و تمام ویژگی های خوب جهان. » وقتی اینو بیشتر درک کردم آرامش فوق العاده ای گرفتم. که من فقط باورهای همین فایل رو بنیادی در ذهنم حک کنم ، تقریبا تمام نگرانی هام از بین میره. اگه یه روز نماز قضا بشه دیگه عذاب وجدان نمیگیرم که نکنه خدا عصبانی بشه فلان جا حالمو بگیره؟ نمیگم نماز تاثیری نداره در آدم، همونطور که گفته شد، نمازی که به آدم آرامش و شادی بده و دیگه نگران مسائل و کارهات نباشی خیلی قدرتمنده اون نمازی که فقط خدا رو ببینی و حس کنی که با احساس خوب و عشق در خودت، او هم چندبرابر بیشتر عشق و آرامش در زندگیت وارد میکنه (بصورت دوستان مهربان و خانواده و یا ثروت بیشتر یا پیدا کردن یه طبیعت زیبا و کلی نعمت دیگه خودشو نشون میده). این راه درسته این اصل کاره که به جهان خدا عشق و سپاسگزاری ارسال کنی از عمق وجودت خوشحال بشی که چه جهان قشنگه همین یعنی سپاس
گزاری و احساس خوب که شاهکلیده و این تجربه به عینه من در زندگی هست. ممنون که نظرم رو خوندید یه کم طولانی شد خیلی ممنون بابت همراهی شما
سلام اقای کیا
از کامنتتون درس های خوبی گرفتم که ان شالله خدا کمک کنه تا در عمل هم اجرا کنم و استقامت داشته باشم در این مسیر زیبا و لذت بخش
از جمله درس هایی که یاد گرفتم:
اگر واجبات رو فقط برای رفع تکلیف انجام میدی و احساست بد هست قرار نیست اتفاقات خوبی برات بیوفته چون ب قول استاد خدا اونجا واینساده ک ببینه تو چند رکعت نماز میخونی و بهت ثواب بده. بلکه احساس تو تعیین کننده هست در حین خواندن نماز. میدونید اقای کیا من همیشه فکر میکردم خدا یه فرمانروای خشمگین و ترسناکی هست که نشسته روی یه تخت سلطنتی و بر همه تسلط داره. خودخواهه و هرکاری خودش میخواد میکنه و مدام باید به پاکی دوازده امامش و قدرت خودش قسمش داد و اونقدر گریه و تضرع کرد تا دلش برات بسوزه و جوابت رو بده. تازه تهش هم وقتی خواستم براورده میشد یه احساس گناهی داشتم که حالا خدا برام این کارو کرده نمازمو بخونم روزمو بگیرم بی چشم و رویی درنیارم. اصلا دقیقا مثل یه انسان بود برام و هنوزم باید کار کنم روی خودم. خیلی وقت بود که میخواستم خدارو بیش تر بشناسم و وقتی با دوستان نزدیکم صحبت میکردم میگفتم من این خدا رو نمیشناسم. نصفه شب ها از خواب بیدار میشدم و مدام ذهنم درگیر شناخت این خدا بود. تا اینکه هدایت شدم خیلی عجیب به این فایل ها و این روزا خداروشکر سرم خلوت تره و میتونم گوش بدم و کامنت هارو بخونم. الان ک شبا میخوابم وقتی نصفه شب بیدار میشم اروم ترم. ب خودم میگم اگه الان بمیرم لااقل میدونم برای شناخت خدا تلاشمو کردم و عذاب وجدانی ندارم. داشتم میگفتم از چیزایی ک از کامنت شما یاد گرفتم. تمرین من این هست که در نمازم ب ایات و ذکرها توجه کنم. تو ذکر ها خیلی باورهای عمیق و بزرگ نهفته که خیلی احساس ارامش بهم میده اگر بهش توجه کنم. سعی میکنم این کار رو انجام بدم و در ذهنم اهرم رنج و لذت بسازم که اگر نمازم رو بدون حس بخونم بهتره نخونم. چون اتفاق خیلی خاص و مثبتی قرار نیست رقم بخوره برام. باید سعی کنم کم کم اون توجه رو بیارم وسط اینجوری با خوندن ذکرها باورهای قوی تر هم نسبت به خدا در وجودم بیش تر ساخته میشه.
ممنونم از شما. امیدوارم وقتی کامنت من ب دستتون رسیده حالتون خوب باشه و بیاین از نتایجی که گرفتین برام بگین.
شاد و پرروزی باشید.
بسیار عالی ، نظر شما کمک میکنه فرق بین عبادت ظاهری و واقعی را درک کرد اینکه از روی وظیفه نماز بخونیم یا روزه بگیریم بی فایده است احساس موقع انجام عبادت همه چی را مشخص میکنه این سپاسگزاری و حس خوب و گفتگوی با خدا در هر لحظه و هر جا و به هر شکلی میتونه باشه خداوند خودش انسان را هدایت میکنه به شرط اینکه از ته قلب بخوای
چقققدر عالی بود کامنتتون لذت بردم واقعا دقیقا ی هدایت عالی بود والان ب این حرفا خیلی نیاز داشتم
سپاسگزارم
سلام خانم فرجی عزیز خیلی خوشحالم که تونستم تاثیری روی شما بذارم منتظر نتایج فوق العاده شما هم هستم ، واقعا از استاد عزیزم ممنونم که این فضا رو فراهم کرده که بتونیم صحبت کنیم و به همدیگه کمک کنیم
من هر روز سعی می کنم به این صحبتا واقعا عمل کنم باور شون کنم و توی زندگیم شفاف سازی کنم نتایجش رو برای ذهنم. دوست دارم همینطوری آروم آروم تکاملم رو درست طی کنم و به این آگاهی ها و قوانین زیبا بهتر و بهتر با شیوه های جدید تر و کارآمد تر عمل کنم. هر وقت باورشون کردم و توکل کردم به نیروی برتر و پروردگارم، نتیجه ی بهتری گرفتم
سلام دوست عزیز سپاسگزارم ازتون که این متن زیبا رو گزاشتین واقعا احساس آرامش حس رفاقت و دوستیه و ارامشقلبی که از یاد خداوند بر قلبها جاری میشه اعتمادی که به قلبمان وارد میشه خدایا شکرت هر جا هستین موفق و پر از حس خوب ایمان به خداوند باشین