پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 8


توجه: توضیحات این فایل شامل یک بخش مقدمه و سپس یک سوال است. 

بخش ” مقدمه ” در تمام مجموعه قسمت های ” پیدا کردن الگوهای تکرار شونده ” یکسان است اما در انتهای این توضیحات، در هر قسمت یک ” سوال متفاوت ” پرسیده می شود. (یعنی هر قسمت از این مجموعه، مقدمه یکسان اما سوال متفاوتی دارد)

لازمه درک سوال و پاسخ به آن این است که مقدمه را حتما بشنوید. هرچند در هر قسمت که دوباره مقدمه را می شنویم، از زاویه ی دیگری آن را درک می کنید که در نهایت به درک کلی ما از این اصل کمک می کند و می توانیم پاسخ های دقیق تری برای سوالات پیدا کنیم.


و اما سوال این قسمت از مجموعه ی ” پیدا کردن الگوهای تکرار شونده “

سوال:

چه ترس هایی دارید که هنوز نتوانسته اید بر آنها غلبه کنید و همچنان از مواجه شدن با آنها فرار می کنید؟

بعنوان مثال ممکن است پاسخ فرد این باشد که:

  • من از طرد شدن در رابطه می ترسم
  • من از شکست خوردن می ترسم.
  • من از ناشناخته ها می ترسم
  • من از تنها ماندن می ترسم
  • من از انتقاد شنیدن می ترسم
  • من از تغییر می ترسم
  • و…
نکته: در فایل صوتی و تصویری، مثالهای بیشتر با جزئیات توضیح داده شده تا مفهوم سوال را بهتر درک کنید و پاسخ‌های دقیق‌تری برای این سوال بنویسید
توضیحات استاد عباس منش پیرامون این سوال را در فایل صوتی یا تصویری بشنوید. سپس پاسخ خود به این سوال را در بخش نظرات این قسمت بنویسید.
  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 8
    182MB
    22 دقیقه
  • فایل صوتی پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 8
    21MB
    22 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

569 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «راضیه» در این صفحه: 2
  1. -
    راضیه گفته:
    مدت عضویت: 1291 روز

    سلام به استاد عزیزم وممنونم به خاطر این فایلهای عالی که برامون تهیه کردید.

    دقیقا چند روزی هست که دارم به ترس هام فکر میکنم وروند رشدم و رفتن تو دل ترس هام رو مرور می کنم.وباز هم همزمانی هایی که به موقع اتفاق می افتند.

    قبل از اینکه با این سایت آشنا بشم توی یک دوره ای شرکت می کردم .اونجا استاد می گفت کارمندها آدم های ترسویی هستند.اون موقع خیلی بهم برخورد .ولی از وقتی با این سایت آشنا شدم واز شغلم استعفا دادم و اومدم که کسب وکار خودم رو راه اندازی کنم .دارم می بینم که هر روز یک ترسی سد راهم میشه.یک مدت با خودم کلنجار میرم و هی فایل گوش میدم وروی خودم کار می کنم میرم تودلش بعد قدم بعدی و شناسایی یک ترس جدید.تازه به همین راحتی هم نیست گاهی میبینم خیلی وقت حرکتم متوقف شده وبعد از کلی کار کردن و گشتن تو سایت ودرنهایت هدایت شدن متوجه می شم ریشه اش ترسه.

    ترس از بلد نبودن.

    ترس از نداشتن مهارت کافی در برقراری ارتباط

    ترس از اشتباه کردن

    ترس از مسخره شدن

    ترس از به اندازه کافی خوب نبودن

    ترس از جوابگو نبودن به مشتریان

    ترس از قضاوت شدن

    وخداروشکر که زیباترین نتیجه ای که تا اینجا از روند رشد وکسب وکارم گرفتم غلبه بر این ترس هاست در هر قدم که مطمئنا هرچقدر در کارم جلوتر برم باید در سطح بالاتری بر این ترس ها غلبه کنم وخیلی باید روی خودم کار کنم.

    وبا یاد خدا دلها آرام می گیرد.

    ودر هرقدم ودر هرمرحله در نهایت باتوکل وبا قدرت دادن به خداوند وکم رنگ کردن قدرت انسانها ست که میشه حرکت کرد ورفت تو دل ترس ها.

    چند روز پیش نشانه روزانه من جلد پنجم کتاب رویاهایی که رویا نیستند بود.

    وقتی این کتاب رو دانلود کردم وخوندم تمام وجودم به لرزه افتادانگار تمام اون حرف هایی که خداوند توی اون ماجرا داشت به استاد می گفت حالا از طریق اون کتاب داشت به من می گفت.

    تو ایمان نداری.

    تو ایمان نداری.

    وگرنه میری تو دل ترسهات.

    یاد لحظه قربانی کردن اسماعیل افتادم.لحظه انتخاب بین ترس وایمان.وچیزهایی که از کتاب ترز ولرز که چند سال پیش خونده بودم اومد تو ذهنم .ترس هایی مثل اینکه آیا واقعا این پیغام خداست؟ اگر کشتن یک انسان گناهه پس چرا من باید یک انسان رو بکشم اون هم فرزندم اسماعیل ؟وقتی فرزندم رو بکشم چه طور میتونم به عنوان پیامبر وراهنمای مردم دلیلی برای این رفتار به ظاهر گناه آلود داشته باشم؟

    وابراهیم ایمان داشت .ایمان قوی که تونست بر تمام ترس ها وتردیدها غلبه کنه.

    ولی شاید اون زمان درک دیگه ای داشتم نگاهم به پیامبران از جنس دیگه ای بود ولی حالا این داستان استاد عباس منشه.خیلی نزدیک تر وقابل لمس تر.قابل درک تر برای ذهن من که پلی میشه برای اینکه حضرت ابراهیم واون اتفاق رو بهتر درک کنم وبفهمم.

    ودر پایان میخوام چند جمله از کتاب رویاهایی که رویا نیستندجلد5 رو که در دفترم نوشتم اینجاهم بنویسم.

    هر رفتاری که از تو سر می زنه ،نمودش یا در ایمان توست یا در ترس هایت.

    پیغام ترس ،یادآوری ایمان است.

    نخواه که ترسی نباشد،فقط ایمانی راسخ بخواه که بر ترس هایت بتازد.

    مشکل خود ترس نیست ،مشکل قدرت دادن به ترس است.

    استاد بینهایت از شما سپاسگزارم به خاطر اون لحظه ای که تصمیم گرفتید واین کتاب رو نوشتید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      راضیه گفته:
      مدت عضویت: 1291 روز

      به نام خداوند هدایتگر و حمایتگر.

      خدایا شکرت به خاطر فرصت نوشتن این کامنت.

      این فایل نشانه روزم بود .زمانی برام اومده که رفتم تو دل ترسم.

      ترس از اینکه من بلد نیستم ،من نمیتونم،من کافی نیستم و پای حرکتم رو بسته بود.

      وقتی باورهای هماهنگ با خواسته ام رو ساختم بهم قدرتی داد یکم بیشتر تا حرکت کنم وقتی همچنان روی باورهام کار می کنم و به حرکتم ادامه میدم باورهام در مورد خودم داره قوی تر میشه . و دارم درک بهتری از قوانین جهان هستی پیدا می کنم. این که برای خواستن خواسته هام اصلا نیازی ندارم که علمش رو داشته باشم .اصلا نیازی نیست ایده داشته باشم من به هیچ چیزی نیاز ندارم من فقط به ایمان نیاز دارم.

      ایمان چطور به وجود میاد ؟با ساختن باورهای هماهنگ و توحیدی .آدم هایی که ایمان دارن آدم های عجیب و غریبی نیستن فقط باید خوراک مناسب به ذهنمون بدیم.

      ترس و ایمان مثل دو طرف الاکلنگ هستند وقتی باورهای توحیدی رو تقویت کنیم با ساختن باورهای توحیدی اونقدر قدرت می گیریم و ترس جلوه اش کم رنگ میشه و ما می تونیم حرکت کنیم .و وقتی برای هر کدوم از ترس هامون همین کار رو انجام بدیم آرام آرام می تونیم قدرت بگیریم و باورهامون قوی تر میشه.

      همیشه فکر می کردم با یک فشاری باید برم تو دل ترس هام ولی نه اول باید ایمان رو قوی کنم ،ترس خودش ضعیف میشه بعد می تونم حرکت کنم اونوقت چقدر اون مسیر برام جذاب میشه و احساس قدرت بهم میده.

      حالا این جمله رو بهتر درک می کنم

      پیغام ترس ،یادآوری ایمان است.

      نخواه که ترسی نباشد،فقط ایمانی راسخ بخواه که بر ترس هایت بتازد.

      خدایا شکرت به خاطر درکی که به من دادی و جواب درخواستم رو دادی.

      در خواست کردم که بهم درک بهتری از نشانه روزم و مواجهه با ترس هام بده .

      چیزی که به خاطر تضادهای زندگی از کوچکی بهمراه من بوده چون خودم رو ضعیف میدیدم ،قدرتمند شدن خواسته ای که خیلی برام واضح نبود شاید چون خودم رو خیلی ازش دور می دیدم.و باور نمی کردم که بشود تغییر کرد .

      یکی از باورهایی که برای ورود به دل ترس هام ساختم این هاست:

      بزرگ ترین قدرت جهان پشت منه و من از قدرتش قدرت می گیرم و با جسارت میرم تو دل ناشناخته ها

      کار من اینه که در هر مسئله ای اصلا روی خودم و توانایی هام حساب نکنم.همه چیز خداونده همه چیز رو اون می دونه وخداوند برایم کافیست

      خدایا سپاسگزارم برای آگاهی ای که در این لحظه به من دادی که قطعا خیلی می تونه به رشدم کمک کنه.

      استاد بسیار سپاسگزارم به خاطر فایل های ارزشمندتون که سخاوتمندانه در اختیارمون قرار دادید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: