ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 4 - صفحه 43


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 4
    252MB
    27 دقیقه
  • فایل صوتی ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 4
    26MB
    27 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

528 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ستایش سالاروند گفته:
    مدت عضویت: 268 روز

    سلام به همگی دوستان عزیزم و استاد نازنینم امیدوارم ک روزی کامنت های ما بدستتون برسه بخونید و بدونید ک ما عاشقتونم هستیم .

    من از تغییرات که اتفاق می‌افته استقبال میکنم و تغییر رو نقطه پیشرفت و قوی و محکم شدن خودمم میبینم .️

    جواب سوال (زمانی ک من زمانی که من می‌خواستم باشگامو تغییر بدم و عوض بکنم اول خیلی مقاومت داشتم و بدم میومد و می‌گفتم که نباید این اتفاق بیفته این اتفاق خیلی اتفاق بد و برام عذاب آور بود اما بعد از مدتی که صبر کردم تا نتایج کار رو ببینم نتایج فوق العاده بود باعث شد که من خیلی خیلی خیلی در زمینه ورزش پیشرفت بکنم و نظرم درباره این تغییر عوض شد به قول استاد هر تغییری یه نکته مثبت پشتشه.

    سوال دوم(شخصی 🫀)

    سوال سوم (1-تغییرات باعث پیشرفت و یادگیری چیزهای جدیدی برای من می‌شه.

    2-تغییرات فرصتی برای پیدا کردن استعدادهای خوب من هستند.

    3-تغییرات باعث میشه ایمان من نسبت به خدا بیشتر شه و این باور در من تقویت بشه که وقتی که خداوند مار را می‌کنه خودشم توی اون کار قطعاً به ما کمک می‌کند .+)

    سوال چهارم (مورد 1. در حال حاضر تغییری نمی‌بینم.)

    دوستون دارم

    امیدوارم این آگهی ها به ما قوت قلبی بده برای تغییر در زندگی مان🫀🫀️️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    ارزو گفته:
    مدت عضویت: 446 روز

    سلام

    من معمولاً از تغییر استقبال می‌کنم چون برام نشونه‌ی تازگی، رشد و شور زندگیه. فقط یه جا همیشه برام سخت بود؛ تغییر در محل کارم، چون حس می‌کردم نظم زندگیم رو به‌هم می‌زنه.

    یکی از بزرگ‌ترین و زیباترین تغییرات زندگیم، مهاجرت به شهر بزرگ‌تر بود. با اینکه همسرم در ابتدا مقاومت می‌کرد، اما من با تمام وجود دلم می‌خواست این اتفاق بیفته. با ایمان و اشتیاق تصمیم گرفتم و حالا بعد از چند سال، همسر و فرزندانم هم خوشحالن و خودشون می‌گن اون تصمیم، بهترین تغییر زندگی‌مون بود

    این روزها اما می‌دونم باید تغییری در رفتار و رابطه‌ام با همسرم ایجاد کنم. همیشه خیلی بهش وابسته بودم و در بیشتر کارهام نظرش برام تعیین‌کننده بود، ولی با آموزش‌های استاد فهمیدم این یعنی عزت‌نفسم پایین بوده.

    حالا تصمیم گرفتم یاد بگیرم خودم رو بیشتر دوست داشته باشم، درونم رو قوی‌تر کنم و رابطه‌مون رو با عشق و آرامش متعادل‌تر بسازم. از خدا می‌خوام در این مسیر کنارم باشه و منو هدایت کنه

    من در حال رشد و آگاهی هستم.

    هر تغییری که از عشق سرچشمه بگیره، منو به خیر و برکت می‌رسونه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    ندا گفته:
    مدت عضویت: 1758 روز

    باورهای محدود کننده..تغییر در زندگی رخ میده..

    حتی تغییر روزانه..تغییر در شرایط نرمال زندگی..

    اومیدوارم..یک چیزی که هیچ وقت تغییر نمی کنه…..ما شرکت های خیلی بزرگی داشتیم..شرکت نوکیا .شرایط عوض شد. و مقاومت کرد و تغییر نکرد.. خیلی موارد دیگه..پچه بودم معلم ما وسط سال تغییر کرد…همه مون خیلی مقاومت می کردیم..معلم جدید خیلی بهتر بود.. انگار همیشه ذهن یک مقاوت دارد…از تغییر کردن می ترسه…من خودم قبلا ..اگر تغییر نکنی….. اینجا عادت کرده بودن..موشا مثل ادما فکر نمی کردن..یک تغییر اتفاق میوفته..خودمون تغییر رو بوجود می اوریم….د

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    مریم گفته:
    مدت عضویت: 805 روز

    بنام خداوند بخشنده مهربان

    سلام استاد عزیزم ومریم بانوی مهربان

    سلام به دوستان عزیزم

    > إِنَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ

    (سوره رعد، آیه 11)

    ترجمه:

    «در حقیقت، خدا حال قومی را دگرگون نمی‌کند تا آنان حال خود را دگرگون کنند.»

    همزمانی این فایل و شروع پروژه تغییر رو خداوند

    به زیبایی برایم رقم زد وهدایتم کرد که درادامه مطالب پروژه تغییر رادرآغوش بگیر این فایل رو هم گوش بدم ونکاتی که استاد فرمودند رو بیشتر درک کنم

    باآموزشهای استاد تونستم شخصیتم رو تغییربدم ازیک آدم وابسته به فردی تبدیل بشم که خودساخته باشم ،وتغییر روفرصتی جدید ببینم برای بهبود زندگی ام و نحوه برخوردم بااطرافیان وباعث شد ازدایره امنم بیرون بیام وبخوام باافراد بیشتری آشنا بشم

    ازآدمی که 100خودش روبرای دیگران میگذاشت و همیشه سعی میکرد دیگران رو ازخودش راضی نگهداره ورفتاروعکس العمل دیگران ازخودش مهمتربود همه وقتش رو میزاشت تا تایید دیگران رو بگیره ولی ازخودواقعیش و احساس ارزشمندیش دور بشه وبعداز رفتار متفاوتی که ازآدمهای اطرافش میبینه همه تلاششو میکنه تا روی عزت نفس و خودباوری خودش کاربکنه روی احساس لیاقتی که خداوند دروجودش قرار داده کارکنه .

    این تغییر نقطه عطف زندگی من است

    شروع یک روند متفاوت دررفتارم ،در کارم ودرنوع نگاهم به شرایطی که میخوام برای خودم رقم بزنم

    این کتاب زیبایی که استاد ازش صحبت کردن رو هنوز کامل نخوندم وباتوضیحاتی که استاد گفتند درک بهتری از خواندنش خواهم گرفت

    خوشحالم که قبل ازاینکه شرایط خیلی سخت بشه مصمم شدم تا ازاین تغییر استقبال کنم

    دوستون دارم بی نهایت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    اعظم عبدلی گفته:
    مدت عضویت: 527 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم ومریم شایسته عزیز

    وهمه دوستان

    من امروز هدایت شدم به این فایل که واقعا نیاز داشتم به مطالب این فایل و آگاهی های زیادی که برای من داشت، من کلا زود تغییرات رو می پذیرم

    و مقاومتی درمقابل آن ندارم، ولی چند روز هست که یک تغییری قراراست در شغلم بدم که باعث میشه بیشتر پیشرفت کنم اما ذهنم مقاومت میکرد که مطمعن هستی که موفق میشی، این ترس کوچیک باعث شده بود که اشتیاق من کم بشه درحالی که یکی از خواسته ها و ارزوهای من است

    با گوش کردن این فایل وبه یادآوردن تغییرات قبلی

    که چقدر باعث پیشرفت من شده، دراین تغییرجدیدخودمصمم شدم وبا آغوشی باز وبا اشتیاق فراوان آن را میپذیرم و مطمن هستم که این تغییر به نفع من هست وباعث پیشرفت زیاد من میشود، ممنون از استاد عزیزم که آنقدر قشنگ واز روی اخلاص مطالب رو میگن وباعث هدایت ما میشه، امیدوارم همیشه سالم وتندرست باشی استاد عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    اسماعیل عجیلی گفته:
    مدت عضویت: 270 روز

    با سلام خدمت استاد عزیز و دوستان .خوشبختانه در من ترس از تغییر از خیلی وقت پیش خیلی کمرنگ بوده و هست و نسبتا مقاومت کمی در اوایل داشتم ک الان ب لطف خدا این مقاومت را ندارم .الخیر فی ما وقع در وجودم هست و باورم اینه ک در تغییر همیشه خیریت و صلاح من وجود داره زیرا ک اگه تغییر در موقعیت ها شرایط و کارنباشد من هیچ وقت فرصت یا موقعیت بهتری را تجربه نخواهم کرد .همیشه تغییر را با آغوش باز پذیرفتم البته تغییری ک خودم باعث و بانیش نشده باشم و اونو موهبتی از سوی خداوند میدانم .الان هم سعی میکنم با تغییر باورهام ب سمت بهتر باعث تغییر در زندگی ام ب سمت مثبت و بهتر زندگی کردن بشم زیرا ک من مستحق زندگی بهتر و ایده آل هستم .سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    پریا گفته:
    مدت عضویت: 1685 روز

    سلام وقت به خیر

    سپاس از استاد عزیز و خانم شایسته مهربان

    تغییر در زندگی گاهی اوقات خیلی سخته اما گاهی اوقات راحت تر باهاش کنار میایی

    به هر حال نمیشه راکد بود چون به مرداب تبدیل میشی هر چه قدر هم سخت باشه باید با قدم‌های کوچک اما پایدار شروع کنی و ادامه بدی و یه روتین برای خودت داشته باشی عجله کردن باعث میشه پیشرفت نکنی نباید فکر کنی قدمهات کوچیکه همون کارهای به ظاهر کوچک در مدت طولانی نتایج خارق العاده برات میاره

    سوال اول :باید شکر گزارتر باشم احساسم را بیشتر مثبت نگه دارم و در مورد گذشته و موارد منفی کمتر غر بزنم

    سوال دوم :برنامه روزانه شکر گزاری دارم کم کم دارم جلو میرم احساسم اول خیلی بد بود اما آرام آرام داره تغییر می کنه یه ذره کمتر در مورد گذشته حرف می زنم از خودم راضی ام اما باید ادامه بدم تا کامل قطع بشه تمرکزم روی موارد منفی زیاده که دارم کمش می کنم

    برنامه روزانه دارم جملات تاکیدی فایل‌هایی با صدای خودم حرف زدن با خودم و خداوند بسیار زیاد مرتب شمردن نعمت های دور و برم

    سوال سوم :من حتما مشتاق تغییر هستم و استقبال می کنم اما نباید خودم را گول بزنم و عجله کنم همین قدم‌های آرام و پیوسته به من بیشتر کمک می کند یکی یکی مسایلم را با همین قدم‌های پیوسته حل می کنم و هر روز هم در حال تغییر خودم و شرایطم و افکار و باورهایم هستم

    برای همه ثروت سلامتی عشق آرامش خوشبختی پول فراوان مسافرت های زیاد زیبایی جذابیت و کلام گیرا را از خالق مهربان و قدرتمند و ثروتمند آرزومندم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    نگین سلیمی گفته:
    مدت عضویت: 1247 روز

    به نام خداوند آفریننده زیبایی ام

    سلام استاد سلام دوستان جان سلام به همه بچه های خوب سایت

    من با خودم روراست باشم استاد وقتی این سوال رو از خودم میپرسم من اون کسیم که مستقیم به دنبال تغییرات میره خیلی از یکنواختی روتین زندگی ام و روندم بی زارم عاشق اینم برم جای متفاوت و جدیدی زندگی کنم برم مکانهای جدید ادمهای جدید ببینم و لذت ببرم وقتی فکر میکنم به این موضوع که کل زندگیم رو تو شهر کوچیکی مثل بانه باشم یکم ناراحت میشم احساس میکنم زندگیم تلف شده و اطمینان دارم تو این موضوع که انعطاف بالایی برای سازگاری و تغییرات تو شرایط جدید دارم نمی گم خیلی برام اب خوردنه اتفاقا اولش ترس هایی وجود داره استرس و افکاری که میاد به ذهنت اما سعی میکنم اونارو کنترل کنم و ببینم چه چیز خوبی برای من داره.خداروشکر میکنم که باورهای قدرتمند کننده ام برای تغییرات بیشتر از باورهای محدود کننده‌ست و مقاومتم پایینه.البته یه جاهاییم مقاومت داشتم مثلا میرفتم کافه ها من همش یه چیزی رو امتحان میکردم دلم نمیومد چیز جدیدی امتحان کنم تا این یک سال اخیر دلمو زدم به دریا و ابمیوه هارو امتحان کردم و دیدم چقدر خوشمزه تر و سالم ترن تا اون شیک و اینا احساس میکنم خداوند به راهای سلامتی بیشتر هدایتم کرده. یا غذاهای جدید سخت بود برام امتحان کنم درواقع با پولش مشکل داشتم ولی الان بهترم و سعی میکنم استقبال کنم‌. این از سوال اول و حالا سوال دوم

    چه موقعیت هایی بوده که اول خیلی مقاومت داشتم و بعد دیدم خیلی برام خوب شده؟ تا جایی که من به خاطر داشتم استقبال کردم اکثرا سخت بوده یکم ولی خیلی همیشه توکلم به خدا بوده مثال هایی بیارم تو دوران کنکور مطمئن بودم اینده ای تو رشته م ندارم و وقتی تصمیم گرفتم معلم بشم پیش مشاوری رفتم که گفت برای تو سخت میشه خوندن یه رشته دیگه بااینکه قبل من خیلی ها اینکارو کرده بودن پس ناممکن نبود و انجامش دادم روزایی اومد که متوجه مطالب کتابهاش نمیشدم اما میگفتم اشکال نداره چندبار تکرار کنم میفهمم و نتیجه ی فوق العاده ش این بود معلم شدمم امسال میرم سرکار و وقتی بهش فکرمیکنم ذوق زده میشم میدونم این اون شغلیه که روزمو تا شب میسازه به جای اینکه خسته م کنه.این بود قدرت هدایت خدا بااینکه من واقعا نمیدونستم به چی علاقه دارم.

    یا وقتی خونه مون عوض کردیم کلاس سوم بودم خیلی ذوق داشتم برای محله و خونه ی جدید مون و مدرسه ی جدید اصلا به این فکرنمیکردم دیگه دوستای قبلی مو نمیبینم هرچند دلتنگشون میشدم اما یه روز بود.یادمه دانشگاه که بودم وقتی انتخاب واحد میکردیم همه بچه ها اول صبح اماده بودن تا حمله کنن به سایت و جا نمونن از دوستاشون و من میدیدم با وجود تلاش فایده ای نداشت چون قانون رو عجله کارنمیکنه و از همکلاسیام جا میموندم یه ترم تنها رفتم سرکلاسام و ناراحت نبودم ولی بقیه بچه ها این اتفاق براشون خیلی سنگین بود که ما بدون دوستامون چطور اون کلاسارو بریم.یا وقتی که از خوابگاه اولی مون اومدیم خوابگاه دانشگاه خیلی برای همه سخت بود که قبلیه چقذر باصفا و خوب بود واقعا هم فضای حیاطش خیلی دلباز بود ولی خوابگاه جدید روبه روی دانشگاه حیاط خاصی نداشت عوضش حموماش خیلی تازه و تمیز تر بودن ولی قبلیه خیلی قدیمیی

    و خوبیش این بود چند قدم با دانشگاه فاصله داشت مثل اون قبلیه سوار مینی بوس نمیشدیم‌. و اینکه یه زمین چمن بزرگ داشت شبا میرفتیم مینشستیم.متاسفانه دست خودم نیس نمیتونم تو زمان گذشته بمونم دوست دارم تو حال باشم و نکات مثبت اون لحظه و موقعیتم رو ببینم.مثال دیگه اینکه بخاطر تغذیه نادرستم دچار یک بیماری پوستی شدم که باعث شد قند و شکر و فست فود رو ترک کنم یکم اوایلش سخت بود ولی چون حرفای استادو گوش داده بودم تو معرفی قانون سلامتی و فهمیدم چه سمیه برای بدن خیلی راحتر باهاش کنار اومدم و از نتیجه ی فوق العاده‌ش نگم براتون که پوست صورتم خیلی صاف شد بااینکه قبلش کدر و بد بود

    و اینکه انرژی روزانم خیلی بیشتر از قبل شد دیر خسته میشدم و دیگه دچار اون گرسنگی های شدید نمیشدم خیلی دیر به دیر گشنم میشد و اگرم گشنم میشد مثل قبل احساس ضعف و بی حالی نمیکردم بلکه بدنم باهاش راحت بود بعضی تضاد ها ادم میگه کاش زودتر اتفاق میفتاد تا روندم رو تغییر بدم.اها این تابستون ما تو روز چهارساعت بی برق بودیم و البته شبا فقط 4 ساعت اب میومد با لگن حموم میکردم تو تاریکی و همش میگفتم خدایا شکرت باعث شد قدر نعنت هات و منابع بی کرانت رو بدونم و اتفاقا لذت میبردم چون تجربه ی جدیدی بود اینکه مثل قدیما حموم کردن و تو تاریکی.یا یادمه رفتم دانشگاه خیلی سختم بود که فارسی حرف بزنم چون دوزبانه بودم و تا تو اون سن فقط شنیده بودمش به کارش نبرده بودم و دقیقا افتادم با هم اتاقی هایی که فارسی حرف میزدن و اون روزا تمام تلاشمو میکردم تا خوب گوش بدم و قشنگ حرف بزنم همیشه به این نکته دقت میکردم اینکه من صحبت کردنم درکنار اونا چقدر بهتر و روان تر شد.همین الانم ازشون ممنونم بااینکه خیلی از همکلاسیام اینقدر مقاومت داشتن برای اینکه فارسی حرف بزنن، به طوریکه سعی میکردن تا حدامکان با زبان محلی شون استاد یا دانشجو رو متوجه کنن.ولی حاضر نبودن تلاش کنن فارسی صحبت کنن بابا بلاخره زبان رسمیه کشوره یه ضعفه، ما معلمیم و ممکنه هرجایی از ایران تدریس کنیم اونا بخاطر ترس ها و تعصباتشون حاضر به تغییر نبودن.

    یا جدیدا که هوش مصنوعی تو تمام کسب و کارها رایج شده تو حوزه ی معلمی هم برنامه م اینه حتما دوره ببینم و دنبالش بیفتم تا هربار ساده تر مسائل رو به دانش اموزام اموزش بدم اما میبینیم که معلمای زیادی از تغییر دوری میکنن و کم کم از دور خارج میشن.

    حالا نوبت به عبارت های تاکیدی برای تغییر

    ایمان دارم که از بدوی خلق این جهان تغییرات و رشد باعث بهبودی و پیشرفت جهان شده پس تغییر برای من به منزله رشد است‌.

    هر روز جا برای تغییر در شخصیت،شغل،و عزت نفس مان زیاد است هرروز من اماده ی بهتر شدنم چون تمام جهان هرروز درحال بهتر شدن هستن.

    تغییر برای من تماما به منزله ی رشد و بهبودی است پس هرچقدر تصمیم بگیرم تا تغییراتی ایجاد کنم به این معناست من سلامت تر،ثروتمند تر و خوشبخت تر میشوم.

    و حالا مرحله اخر چه تغییراتی است که میدانم باید در روند زندگی من حتما اتفاق بیفتد؟

    اولین مورد اینه که هرروز خودم رو وصل کنم به اموزش دیدن تو حیطه کاری ام این چیزیه که میخوام حرفه ای شدن تو این شغل و دیگه نباید منفعل بمونم یا وقت تلف کنم باید هرروز تایمی برای اون بزارم چون خیلی به رشد من کمک میکنه‌.

    تغییر دوم اینه که بیشتر سعی کنم تنها بمونم و کمتر تو جمع باشم چون جدیدا زیاد تو جمعم و کمتر برمیگردم به خودم این تغییر عالی است چون که من وقتی به خودم بیشتر برمیگردم احساس خیلی بهتری دارم.

    مورد سوم این تغییر که هفته ای یکبار بیشتر از اینستاگرام استفاده نکنم اونم فقط برای آموزش تو حیطه کاریم.

    مورد چهارم اینه که بیشتر برای خودم وقت بزارم اولویتم به خودم باشه نه دیگران.

    تغییر اخر هر روز زبان بخونم.خدایا شکرت کمکم کن اجرا شون کنم قول میدم تمام تلاشم رو به کار بگیرم هرچند حسم خیلی نسبت به قبل بهتره اینکه احترام بیشتری برای خودم قائلم.

    استاد جانم شما فوق العاده ای بی نظیری نمونه ت نیس میبوسمتون مرسی دوستان جان که تا این لحظه با کامنت بنده همراه بودین براتون کلی انرژی مثبت و حال خوب میفرستم الهی که در مسیر راستی و پاکی باشید.

    خدانگهدار 1404/6/20

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    فاطمه قربانی گفته:
    مدت عضویت: 254 روز

    سلام مجدد به استاد عزیزم

    راجب به سول اول :

    من طی این 4 جلسه ایی که گوش دادم متوجه این شدم باور های قدرتمند کننده ام غالبه بر باور های محدود کننده ام

    چون واکنشم نسبت به تغییرات در روند روتین زندگی ام اولش درد آور و ناراحت کننده است یعنی سخته پذیرفتن اون تغییرات ولی دوست دارم تغییرات رو تجربه کنم دوست دارم چیز های جدید یاد بگیرم و اونو رو به چشم یک فرصت میبینم برلی رشدم .

    تمرین

    مرحله ی 1: تغییراتی که در زندگی ام رخ داده و نتایج خوبی داشته

    ما سال 1401 از افغانستان مهاجرت کردیم ایران بدلایل مختلف اینکه طالبان اومده بودن اجازه ی تحصیل این حرفا نبود کل زندگی رو جمع کردیم اومدیم ایران خونه ایی چیزی نداشتیم بیشتر وسیله های خونه رو هم نداشتیم یکماه اول رو خونه ی این و اون موندیم بعدش خونه ی جدید ، آدم ها و فرهنگ جدید اذیت کننده بود خیلیی ولی احساس خوبی داشتیم ، من سال اول اول بدلیل مدارک و این جور حرفا نتونستم درس بخونم بعدش رفتم مدرسه ، من 9 سال که افغانستان درس خوندم زمین تا آسمان فرق داشت با روند تحصیل در ایران اصلا معلما شاگردا چیزی که من 9 سال تجربه شو داشتم بار اول بود میدیدم

    سخت بود براام اون که هیچ دوستی نداشتم ،هیچکیو نمیشناختم ، یکمم لهجه داشتم خیلیی اذیت کننده بود ولیییی خیلی هم خوشحال بودم که دارم درس میخونم خیلی ام شکرگذار بودم بعد یک هفته تو مدرسه کلاسمو عوض کردن من تازه عادت کرده بودم با بچه های کلاس ولی منو منتقل کردند یک کلاس دیگه باز کلاس جدید باز آدم های جدید یادمه گلوم بغض داشت چشام پر اشک از اون تغییرات ناراضی ولی دستمو میبردم بالا برای توضیح درسای جدیدی که یاد داشتم با این احساس غرور میکردم ،کلاس نهمم هم تمام شد ولی تا اخر سال کلی دوست خوب داشتم کلی خاطرات خوب باهم ساختیم خیلی هم خوشحال بودم که کلاسمو عوض کردند چون بعدا فهمیدم بچه های اون کلاس به سلیقه ی من نمیخوردن و هزار تا داستان دیگه خیلی خوب شد که کلاسم عوض شد و تا الان با بچه های اون کلاس دوستم

    و باز دوبار برای کلاس دهمم مدرسه ی جدددددید آدم هااااای جدید درس های جدیددد احساس غربت و غریب بودن توی مکانی که همه گروه گروه دوست داشتن ولی من تنها بودم ولی باز هم تا اخر سال و سال بعدیشم کلی دوست و رفیق خووووب پیدا کردن و خیلی ام باعث رشدم شدند و خیلی ام شخصیت ها و فرهنگ های مختلف شناختم و واقعا خوشحال که این اتفاقات برامن اتفاق افتاد .

    مرحله 2 : انتخاب یک سری تغییرات به صورت اگاهانه

    امسال من کلاس دوازدهم میرم ولی متاسفانه مدرسه و دولت اتباع خارجی رو قبول نمیکنن و چند روز دیگه بچه ها مدرسه میرن و اما من نمیدونم قراره چه اتفاقی بیوفته برا من ا وجود اینکه من روز 12 ساعت درس میخونم زمستان و تابستان نمیفهمیدم فقط و فقط بخاطر نمره ی دیپلمم که بالا باشه و بتونم باهاش مهاجرت تحصیلی برم ولی متاسفانه معلوم نیست دیپلم داشته باشم یا نه ولی

    من چون نمیتونم مثل آب راکت یجا وایسم چند هفته پیش یک بورسیه ایی در واقعا یک مدرسه ی بین المللی هست اپلای کردم برای دیپلمم و هنوز جوابش نیومده و چون اونم صد درصد معلوم نیست یه برنامه های دیگه ایی دارم اینکه برم مدرک تافلم رو بگیرم ، یک مهارتی یاد بگیرم که درواقعا یادگرفتم که مرتبط با هدفم یعنی مهاجرت هست بازم باشه و کلی برنامه ایی دیگه که مطمئنم اگه نتونم مدرسه برم و سال اخرم رو نخونم صد درصد ده برار اون تایمی که تو مدرسه میکردم با برنامه های خودم رشد میکنم به لطف الله .

    مرحله ی 3 : عبات تاکییدی برای تغییر

    راه های خداوند خردمندانه و تدابیر او حکیمانه هست

    این جمله توکلم به خداوند و اعتمادم به خداوند را زیاد میکند

    مرحله ی 5 : تغییرات در حال حاضر که باید انجام بشن

    در حال حاضر بایدی زمان خوابم تغییر کنه ،تغذیه ام تغییر کنه ، آدم های اطرافم تغییر کنن

    و برنانه ام اینه که اول اطلاعات کسب کنم از مدل تغذیه ی درست و اینا و زمان خواب وافس و برنامه ریزی درست و اصولی و کم یا زیاد کردن ارتباطاتم با یک سری ادم ها

    سپاسگزارم از استاد عزیزم بخاطر این فایل های بینظیر که موجب شناخت بیشتر خودمان میشود .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    شیما مظفری گفته:
    مدت عضویت: 2242 روز

    سلام و وقت‌بخیر به استاد عزیز و همسر محترم ایشون

    من سابقا تغییر کردن برام خیلی خیلی سخت بود بطوریکه با یک دگرگونی کوچیک تو زندگیم یه‌جورایی فلج می‌شدم و هیچ کاری نمی‌تونستم بکنم. اما به تدریج یاد گرفتم که مهارت‌های انعطاف‌پذیری و‌پذیرش ریسک‌ رو در خودم تقویت کنم. می‌دونم که هنوز خیلی چیزها هست که باید در این باره یاد بگیرم. مواردی درباره تغییر هستن که هنوزم می‌تونن منو بترسونن. اما هرچی نگاه می‌کنم وقتی با تغییرات ناخواسته زندگیم همراه شدم بهترین اتفاقات برام افتادن. امیدوارم به لطف خداوند تو این مسیر ثابت‌قدم باشم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: