ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 1 - صفحه 95 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 1175MB25 دقیقه
- فایل صوتی ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 124MB25 دقیقه














سلام.خدمت استاد عزیز
جواب سوال اول:اگر یکی از نزدیکان به موفقیت برسد چه احساسی دارم
من یکسال بعد ازعضویتم در سایت از طریق نشانه ها که هرچی فایل ها رو گوش میکردم رضایت دلچسبی نداشتم فهمیدم که سمهایی در من باید حذف شود ویکی از آنها سم حسادت بود که با شکرگذاری از طرف اون شخص ویا تبریک گفتن بهش ویادگرفتن اینکه من هم چطور میتونم موفق بشم این سم رو در خودم حذف کردم والان هم بیشتر وقتها مراقبت میکنم که سربازنکندخدارو هزار بار شاکرم قبل از اینکه دوره های استاد رو شروع کنم اینو رو خودم کار کردم
وباید بگم وقتی کسی موفق میشود خیلی خوشحال میشم وفوری ماشاالله و الحمدالله میگم وبعد بهش تبریک میگم پدر فرصت مناسب ازش میپرسم که چطور به این موفقیت رسیده است.
سلام خدمت استاد عزیزم و بانو شایسته عزیز و مام دوستان گل
استاد چیزی ک با این فایل دیدم تغیر کرده تویه من و نمیدونم از کی این اتفاق افتاده و سپاس گذار خداوندم و ممنونم از آموزشهای عالیه شما
این موضوع بود ک این سوالاتو توی دفترم نوشتم و در مورد 2تا از دوستان نزدیک عزیزم بود ک یسری موفقیت ها دست پیدا کرده بودن ک واسم جذاب بود و دیدم قبل اینکه بخوام سوالی بپرسم مستقیم ذهنم رفت سراغ نقاط مشترک رفتاری اونها واسه موفقیتشون البته اینم بگم از نزدیک من در جریان کارهاشون بودم.و این مدل نگاه کردن واسم جذاب بود چون یادم نمیاد قبلا این دیگاهو داشته باشم و بازم افراد بیشتریرو آوردم تو ذهنم و 3تا نکته ی آشکار تو همشون یکسان بود
1.داشتن هدف 2.استمرار تویه مسیر 3.علاقه
این 3تا واسم واضح بود از عملکردشون ک اینها تمومش رکنهای مهم آموزشی شما هست
این دید قبلا اصلا تو من وجود نداشت و ممنونم از شما ک هرروز دارین با آموزشهاتون زندگیرو واسه ی تموم ماها بهتر میکنین
من بیشتراز هرچیزی از پیدا کردن این دیدی در خودم خوشحال شدمو سپاس گزار خداوند و شما هستم
در پناه امن رب العالمین باشن انشاالله
بیدلی در همه احوال خدا با او بود
او نمیدید و از دور خدایا میکرد
درود بر همه دوستان عزیزم و استاد گرامی خودم و همسر مهربانشون خانم شایسته عزیز
امروز من این فایل رو در نشانه شخصی خودم داشتم
و بسیار لذت بردم از فایلی که استاد عزیزم تهیه کردن
و دوست دارم متعهد باشم و حتماً و حتماً تمرینشو با شما در میون بذارم
در کل من آدم حسودی نیستم از دیدگاه خودم البته جوری که هر وقت از عزیزانم یا دوستان و آشنایانم یه اتفاق خوبی براشون میافته و یا به زندگیشون چیزی اضافه میشه نمیتونم بگم خیلی لذت میبرم ولی بیتفاوت بیتفاوت هم نیستم سعی میکنم تا جایی که میشه چون همسرم مثل من نیست حتماً یه حسادت زنانهای داخل خودش داره یه جوری خودم و همسرم رو قانع کنم که خدا بهشون لطف کرده و ما هم اگر از خدا بخوایم میتونیم با پشت کار بهش دست پیدا کنیم
مثلاً یکی از آشناهامون که من و همسرم همیشه تقریباز ندگیشونو تحسین میکنیم که بسیار تکاملی پیش رفتند و مثال میزنم که همسرشون از یه شرکت خیلی معمولی شروع کرد و خانمشون هم از خانه بهداشت و قدم به قدم تکاملی اول مستاجر بودند کاراشونو پیش بردن ظرف چند سال خونشونو خریدن بعد از مدتی خونشونو عوض کردن بزرگترش کردن همینطور ماشینهاشون رو هم از پایین به بالا ارتقا دادند و این پروسه طی زمان 10 سال یا میتونم بگم 12 سال پیش رفت و ما تقریباً سعی میکنیم تا جایی که میتونیم البته اگه راستشو بگم سعی میکنیم ولی نمیتونیم به صورت کامل اونا را سرلوحه قرار بدیم و از اونها درس بگیریم که به زندگیمون به صورت تکاملی ارتقا بدیم چرا چون هی خودمون رو راضی میکنیم با اینکه اونها پدر و مادرشون بهشون کمک کردن مثلاً براشون وام جور کردن یا بهشون کمک مالی کردن ولی در اصل اگه بخوایم حرف درست رو بزنیم اول و آخر هر کاری با خودشون بوده و خودشون به این مرحله از زندگی دست پیدا کردند
مثلاً اگه بخوام از اخلاقهای خوبشون بگم من تا حالا ندیدم این خانواده خودشون رو درگیر فضاهای مجازی یا درگیر رسانههای مسموم اعم از خارجی و ایرانی کنند فقط به هدفشون فکر میکنن و فقط اقدام میکنند که واقعاً برای خود من خیلی سخته که بخوام فاصله بگیرم از این فضاها
از طرفی اصلاً خودشون رو درگیر رفت و آمدهای خانوادگی ما خودمون رو متعهد میدونیم به اون نمیکنند و فقط به هدفهای خودشون تمرکز میکنند و هیچ کاری با کار بقیه ندارند یعنی کانون فقط زندگی خودشونه نه زندگی بقیه.
این اخلاقشون رو من خیلی دوست دارم و همسرم هم همینطور.
من از استاد فقط تا قدم پنجم دوره 12 قدم رو خریداری کردم اون هم پارسال بود که فقط نهایتاً سه ماه یا چهار ماه بهش متعهد بودم و دیگه نتونستم متعهد باشم
در کل شروع کننده خوبی هستم در همه جهات و نهایتاً نمیتونم ادامه بدم و متعهد باشم
امیدوارم با پاسخهای دوستانم به این دیدگاهم بتونم راه خودم رو پیدا کنم و تعهد رو در زندگی خودم به حد اعلا برسونم.
در پناه الله یکتا سعادتمند در دنیا و آخرت
سلام به استاد دوست داشتنی و خانم شایسته عزیز
یکی از آدم های موفقی که در زندگیم دیدم دوست خاله ام هست.و این آدم رو تحسین میکنم.این آدم به مدت تقریبا 10 سال در مهد کودک تدریس میکرد با اینکه حقوق کمی داشت.(البته این رو ذکر کنم رسمی نبود و حق تدریسی میکرد) و خیلی به تدریس علاقه داشت.بعد از 10 سال در آزمون آموزش و پرورش شرکت کرد ولی موفق نشد دوباره هم برای آزمون شرکت کرد بلاخره همموفق شد.و من از این آدم درس هایی که یاد گرفتم:
1.تلاش
2.ایمان
3.توکل
4.فقط و فقط به هدفش داشت توجه میکرد.واز حاشیه دوری میکرد.
اگر به آدم های موفق شهرمون توجه کنیم خیلی میتونیم ازشون درس یاد بگیریم.و از این درس ها برای موفقیت خودمون میتونیم استفاده کنیم…
وقتی که آدم های موفق رو تحسین میکنیم انگاری حسادت از بین میره.تحسین کردن آدم ها حس خیلی خوبی داره.
استاد عزیزم بابت این فامیل قشنگ و تغییری که در زندگیم ایجاد کردید ممنونم
به نام خداوند بخشنده و مهربان،
سپاسگزار پروردگار یکتا هستم که بی نهایت بخشنده، توّاب، هدایت گر، غفور و رزاق هست.
با درود به استاد عباس منش و دیگر عزیزان.
در ابتدا لازم می دانم بابت این فایل آگاهی بخش و نفوذپذیر، از شما، کمال قدردانی را داشته باشم.
استفاده از صفت «نفوذپذیر» اما، دلیل واضحی دارد، و آن هم نفوذ به اعماق قلب و ذهن من است.
سوالاتی که به درون خود مرا فرا می خواند و مرا با خود روبرو می کند تا از خویش بپرسم: زمانی که موفقیت عزیزی را دیدی، دوستی، خویشاوندی، چه احساسی به تو دست داد؟
تا با عریانی آن خودِ حسادت گر مواجه شوم، با خودِ مقایسه گر و با خودِ خویش برتر پندار.
معترفم که مواجهه بسیار سختی بود و هست، اما خوشحالم که با لایه های زیرین به ظاهر فراموش شده اما به شدت تاثیر گذار بر احساساتم روبرو شدم.
مراجعه به ذهن برای مرور خاطرات این حسادت ها، این مقایسه ها، و این کشمکش های درونی، شدت سنگینی شان را بیشتر کرده است بر قلبم.
اما احساس سبکی خاصی در من موج می زند. انگار که بار سنگینی از ناخودآگاه من برداشته شده است، آن هم تنها با دیدن ذهن عریان خود، و دیدن و پذیرفتن این نقص های شخصیتی.
اما راه حل من از این قرار است: باور به وحدانیت پرودگار یکتا و یاری جستن از حضرتش، مواجهه آگاهانه با این نقص ها و یادآوری هرباره به خود که احساس سنگینی بر قلبت وارد شده است، این یعنی از مسیر درست، منحرف شده ای. بازگرد و از حضرت حق، تعالی بجو.
چه در خلوت و سکوت خود، و چه در عیان و هیاهو روزمره، هر بار با خود می گویم و می گویم:
تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم.
سپاسگزار خداوند توانا و بخشاینده خود هستم که قدرت دریافت و درک الهامات و هدایت هایش را به ما داده است و نیز قدردان زحمات شما در انتشار آگاهی ها و الهامات الهی.
در پناه پروردگار یکتا باشید.
سلام به استادعزیزومریم جان خداروهزارمرتبه شکرمیکنم که ازطریق یک خانم یکی ازشاگردان استادآشنا شدم با سایت الان 3ماه هست که ازفایلهای استاد استفاده میکنم وباجدییت تمام متعهدشدم که به نتیجه برسم وامروز که بافایلی روبه روشدم که تمرین داره خیلی خوشحال شدم وبه خودم گفتم ببین فقط دوره های خریداری شده نیست که تمرین داره اینجا استاد برای ما تمرین گذاشته وبایدبه نحواحسنت جواب بدیم من از سال 1400 بااین مسیر آشنا شدم ولی چونکه دوره هارو ازسایت خریداری نکرده بودم خیلی نتیجه نگرفتم واز آشنایی بااین دوست عزیزکل دوره هاکه ازتلگرام خریده بودم روپاک کردم ودرحال حاضر فقط ازسایت استفاده میکنم ودرجواب سوال اول خیلی خوشحال میشم ازموفقیت دیگران خداروهزارمرتبه شکربااینکه خیلی کمبودتوزندگی داشتم ولی هیچ وقت یادم نمیادچه ازدرون چه ازبیرون حسادت کرده باشم وهمیشه ازخداوند خودم شاکربودم من موفقیت دامادم رودیدم که باتلاش فراوان به نتایج خوبی درزندگی رسید موفقیت برادرم رودیدم بااینکه راننده تاکسی هست تونست دوتا خونه بخره وزندگی خوبی داره موفقیت پسرم رودیدم موفقیت رئیس مرکز معلولین رودیدم خوشحال شدم برای همشون وایده ای که گرفتم که اونها ناخداگاه به این نتایج رسیدندولی من آگاهانه شروع کردم وباید نتایج خیلی بهتروبیشتربدست بیاورم من هروقت فایلی ازشمارو گوش میدم اشکام سرازیر میشه وحس میکنم یک قدم به پیشرفت نزدیکتر میشم خیلی ازخدا ممنونم که منو تواین مسیر زیبا قرارداده ازشماهم سپاسگزارم که اینقدر متعهدومثل یک پدر ومادر برای همه عمل میکنید
درود
روز صد و هشتاد و یکم از تحول روز شمار زندگی من
سپاسگزارم از استاد
در رابطه با سوال استاد که اگر یکی از نزدیکانم به موفقیت در هر زمینه ای برسه من چه احساسی دارم ؟ میخوام بگم انگار بستگی داره که اون فرد چه کسی باشه
مثلاً خواهر زاده من که به لحاظ شخصیتی و رفتاری در سطح خوبی هست و خیلی هم بهش علاقه مندم و یک ازدواج موفق کرد با یک خانمی که به لحاظ مالی و تحصیلی چند لول بالاتر از خانواده بود ، وقتی پارسال تصمیم به مهاجرت گرفتند و مهاجرت کردند به کانادا ،من از ته دل براشون خوشحال شدم کلی ذوق کردم ، تشویقشون کردم.و همیشه آرزو میکنم همونجا رشد کنند و برگشتی براشون نباشه
، اما یک خواهر دارم که کوچکتر از خودم هست و ایشون وقتی ازدواج کرد همسرش یک آقایی بود که یک خانواده روستایی داشت و این آقا چون تحصیلات داشت و شغلش نظامی بود لولش با خانوادش فرق میکرد و همیشه یک غروری در صحبت کردن و برخوردهاش با همه ی اعضای خانواده ما بود که باعث شد همه نسبت به موفقیت هاش حس خوبی نداشته باشند . یعنی آدمی هست که همیشه سعی میکنه که رفتارهای اعضای خانوادمون رو انتقادکنه و خیلی با غرور باهمه رفتار کنه این آدم در پولسازی آدم موفقی هست و هر سال در حال رشدمالی هست و هر وقت یک خونه جدید یا ماشین جدید میخره من واقعا حسادت میکنم و گاهی تعجب میکنم که خب رشد شوهر خواهرم به نفع خواهرم هست و یک زندگی مرفه یی واسش مهیا شده چرا باید حسادت کنم اما واقعا این حس در من هست و در ظاهر انگار خوشحال میشم اما در درون حس میکنم اونها میتونند و ما نمیتونیم . چون همسرش هوش مالی خوبی داره و همسر من نداره
یکبار که عمیق فکر کردم انگار این واسم یک جورایی زور داشت که یک پسر روستایی که شد داماد خانواده ی ما ، و با اینکه سطح فرهنگ و برخورد خانوادش خیلی پایینتر از ما هست ، حالا داره برای ما کلاس میزاره و خیلی خودش رو بالاتر و فهمیده تر از بقیه جلوه میده ، خب چرا من فکر میکنم چون روستایی هست نباید خودش رو سطح بالا جلوه بده خب اونم آدمه اونم حق داره که از زندگی لذت ببره و این نگاه باعث شد کمی بهش حق بدم که افکارم اشتباست و نباید بهش حسادت داشته باشم اما باز هنوز اون حس هست و خصوصیات مغرورانه اش و اینکه مدام از همه انتقاد میکنه باعث میشه دوباره اون حس حسادت در من پر رنگ بشه.
با توجه به این فایل وقتی خوب فکر میکنم میبینم به یه کسایی که به موفقیت میرسند خیلی حسادت دارم مثلا کسایی مثل این دامادمون یا مثلاً بعضی اعضای فامیل ، و فکر میکنم که اونا میتونند و من نمیتونم یا اصلا تعجب میکنم که چطور برای اونا میشه و برای من و همسرم نمیشه .
همیشه واسم سوال بود دلیلش چیه ؟؛!!!!!
دلیلش همین باورهای محدود کننده در ذهنمون بوده
مثلاً من بارها به همسرم ، این دامادمون رو مثال زدم که پولسازی رو خوب بلده و همسرم بارها به من گفته که خب فلانی شروع زندگیش با کمک پدرش بوده و این باعث شد کلی تو زندگی جلو بیافته. یا اینکه موقعیت های شغلیش باعث میشه خوب پس انداز کنه ، یا اینکه تایم های بین روزهای کاریش زیاده و میتونه از اونها استفاده کنه برای یک شغل دیگه …..
که همه ی اینها یک باور محدود کننده ست برای اینکه اون میتونه و ما نمیتونیم چون اون شرایطی داره که ما نداریم اون تو موقعیتی هست که ما نیستیم .
خواهر همسر من دوسال از من بزرگتر هست و بعد از دو تا بچه و چند سال زندگی مشترک یهو مسیر خودشو پیدا کرد و رفت توی مسیر موسیقی و آموزش و اونقدر رشد کرد که به تدریس خصوصی رسید و الان هم دانشجو موسیقی هست و چقدر هم برای خودش درآمد زایی کرد و چه برنامه ریزی خوبی هم داشت تو این سالها که هم به کلاسهاش رسید هم به تدریسش هم به خانه داریش و هم به درآمدش از این حرفه
من همیشه یک حسادت ریز به این ادم داشتم و دلیلش هم این بود که اون به لحاظ جسمی کاملا سالمه و میتونه از پس همه ی این کارها بر بیاد اما من چون سالم نیستم توان این بدو بدو ها رو ندارم تازه همسرم مدام باید حواسش به من باشه به خونه باشه چون من نیاز به یک همراه دارم و اصلا حسادت به این ادم در من به حسرت تبدیل شد که چطور این شخص این قدر خوب تونست رشد کنه و من که قبل از اون نقاش بودم و چقدر اجراهام عالی بود اصلا نتونستم به درآمد برسم.
وقتی چند ماهی تو این سایت بودم به این نتیجه رسیدم که این آدم خودش رو توانایی هاشو باور داشته و من اصلا خودم رو باور نداشتم به خودم اعتماد نداشتم و همیشه حس میکردم که هنوز نقص دارم اما این آدم با نقص هاش رشد کرد. و به درآمد از موسیقی رسید.
گاهی حسادت ها و احساس بد از موفقیت افراد بستگی به جایگاه اون شخص داره .
مثال ها زیاده ، اما در این فایل درک کردم که باورهای محدود کننده یدما باعث احساس بد نسبت به رشد اطرافیانمان میشه
به اینکه اون میتونه و من نمیتونم چرا؟چون من سالم نیستم چون من مثلا شانس ندارم،چون خدا برای من اینجوری خواسته و……
سلام و وقت بخیر خدمت استاد عباسمنش عزیز و دوستان گلم
من توی این تمرین خالم رو موفق میدونم،اون تنها کسی از نزدیکانم هست که خیلی موفقه ،بقیه پایین ترن
خاله ی من 51 سالشه حدودا 10سالی میشه که خیلی از لحاظ مالی رشد کرده.دوتا ماشین دارن
خونه ی بزرگ دارن ،ویلا توشمال دارن ،سفرهای خارجی میرن.پسرخالم مهاجرت به آلمان کرده و هزینه های اونم هست.خالم خانه داره ،و چند وقت یکبار متوجه میشم که طلاهای جدید خریده.
اوایل حس حسادت داشتم.ولی جدیدا حس خوب دارم که وقتی ثروتمند میشی خیلی راحت خرج میکنی ،کادوهای ارزشمندتری میدی،کلا لولت با بقیه فرق میکنه ،الان دقیقا خالم با هممون فرق داره ،جایی میخواد کادو بده بقیه میگن چه خبره چقدر زیاد کادو میدی و اون میگه من خجالت میکشم از این مقدار پایین تر بدم.🫠
بعد از استاد عزیزم، خالم شخصی هست که شده الگوی من
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام به همه عزیزان
این سوال برام سخته
چون معمولاً کاری به زندگی کسی ندارم
احساسم بستگی داره . ممکنه ذوق کنم یا گتهی ناراحت بشم از خودم
اما درباره این موضوع
اگه به عمق قلب خودم رجوع کنم
حس حسرت و ناامیدی میکنم
میبینم که این همه روی خودم صبح تا شب کار میکنم
و هیچ نتیجهای ندارم
میگم تو ول معطلی
خودتو علاف کردی
تو بدر نخوری
و این نجواهای ناامیدکننده میاد
بیشتر هم موضوع که بحث مالی و مهاجرت و رابطه باشه
مثلاً
اگه کسی با زجر و سختی بعد سالها موفق شده
برای من منطقیه
میفهمم تلاش کرده
و به این موفقیت رسیده. میگم دمش گرم
اما
اگه کسی سریع به موفقیت مالی رسیده باشه
یه یهو خبرش برسه
ناراحت میشم
و نجواها بلند میشه
بیشترش تخریب خودمه
در مورد مهاجرت
اگه کسی چه دور یا نزدیک
یا از بچههای سایت به کشور دیگه مهاجرت کنه
خیلی ناامید میشم
که من به خواسته زندگیم نرسیدم
و حسرت میخورم
خصوصاً اگر بحث آمریکا رفتن باشه
چون آرزوشو دارم
و فعلاً شرایطش جور نشده
اگه دوستان پارتنر هماهنگ داشته باشن
احساس ناامیدی میکنم
که من با این سن نتونستم هیچ رابطهای ایجاد کنم
در کل
اگه کسی یهو بگه موفق شده
ناراحت میشم
اما
اگه بدونم با تکامل و پشتکار بوده
میگم حقش بوده
—
تمرین این قسمت:
مرحله اول
موفقیتهای کسب شده توسط نزدیکان و دوستان خودت رو یادآوری کن
و لیستی ازشون تهیه کن
مرحله دوم
برای هر موفقیت
احساس خودت نسبت به اون فرد رو بنویس
مرحله سوم
این سوالها رو از خودت بپرس و جواب بده
—
خواهرم:
استاد شد
خیلی خوشحال شدم
افتخار کردم بهش
تبریک گفتم
چون عشق و علاقه و پشتکارش رو دیدم
فهمیدم علاقه چقدر مهمه
که باعث میشه جلو بری
احسان:
حس زیادی بهش ندارم
به موفقیتهای مالی زیادی رسیده
و مسیر تکاملش رو طی کرده
و مهاجرت کرده
مهدی (تعمیرکار):
تحسینش میکنم
که یه بچه از روستا بلند شد
استقامت کرد
رفت دنبال عشقش
خیلی باور داد که مهم نیست بچه کجایی
بخوای موفق میشی
مهدی (عمو):
براش خوشحالم
چون روی پای خودش ایستاده
باورهایی داره که هرچی پول بذاره چند برابر میشه
به من لذت ثروت رو هم نشون داد
چون زندگی خودش و مادرش رو عوض کرد
هاشم:
تحسینش میکنم
که آدم صادق و راستگویی هست
طبق تکامل جلو رفت
صداقتش و آسانگیریش خوشم میاد
رضا:
یه زمانی اون به من حسودی میکرد
یه زمانی هم من به اون
چون تو ایجاد رابطه با دخترها و آدمها خوب بود
بهش حسودی میکردم
این مال سالها قبل بود
الان که ارتباطی ندارم
ولی الان خیلی تحسینش میکنم
چون باورهای خوبی داره
واقعا دوستش دارم
درسهای زیادی برام داشت
کلا در بحث های مطرح شده من خیلی خودسرزنشی
دارم و احساس میکنم به هیچ جا نمیرسم
و کارکردنم بی فایده هست و احساس ناامیدی میکنم
در مورد بچه های سایت به موفقیت برسن خوشحال میشم
چون بهم انگیزه میده که جواب میده
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و مهربونم و دوستان هم فرکانسم
من امروز وارد سایت شدم و طبق عادت نشانه امروزم رو میخاستم ببینم چیه و گوش بدم فایلی ک هدایت شدم بهش رو
و همین فایل عالی واسم اومد
خداروشکر میکنم ک من رو هدایت میکنه هرلحظه و از شماهم بابت این فایل عالی و زیبا سپاسگذارم
جواب :
اتفاقا همین امروزمتوجه شدم ک یکی از همکارانم یک خودرو لاماری سال خریده و با اینکه اونم کارمند هست
و من این رو ک متوجه شدم خیلی اول خوشحال شدم بابت این موفقیت و دوم اینکه با خودم گفتم ببین حدیث این یک الگو هست ک در جهان فراوانی و ثروت زیادی هست و وقتی اون تونسته قطعا توام میتونی و خیلی الهام بخش بود واسم