ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 1
این سلسله برنامه درباره ” تفاوت میان دو ذهنیت قدرتمند کننده و محدود کننده” و بازتاب این ذهنیت ها در زندگی افراد است.
هر قسمت از این مجموعه شامل: سوال خودشناسی، توضیحات پیرامون موضوع هر جلسه و تمرین پایانی هر قسمت است و به شما کمک می کند تا:
- اولاً : ذهنیت غالب خود درباره موضوع هر قسمت را بشناسی؛
- دوماً با توجه به توضیحات و مثالهای هر قسمت، آگاه شوی از اینکه: آیا این ذهنیت باعث رشد من شده یا مانع پیشرفت من شده است؛
- سوماً: بتوانی با استفاده از آگاهی های هر قسمت، ذهنیت کنونی خود را به سمت ذهنیت قدرتمند کننده تر اصلاح و بهبود دهی؛
نکته مهم:
قرار است این سلسله برنامه، یک تعامل دو طرفه باشد میان شما و استاد عباس منش. در شروع کار، موضوعات زیادی برای هر قسمت در نظر گرفته شده است اما با توجه به میزان تعهد و فعال بودن شما در بخش نظرات هر قسمت، این سلسله برنامه ادامه پیدا می کند.
به اندازه ای که شما سمت خود را در هر قسمت از این برنامه و انجام تمرینات، اجرا می کنی، استاد عباس منش نیز سمت خود را انجام می دهد. در غیر اینصورت، ایشان ترجیح می دهد این تمرکز و زمان را صرف تولید یک محصول جدید برای افراد متعهد نماید.
زیرا خیلی اوقات، از آنجا که فرد بابت دریافت آگاهی ها بهایی پرداخت نکرده، ارزش و اهمیت کار را نادیده می گیرد و آگاهی ها و تمرینات را جدی نمی گیرد. اما وقتی بهای کار را پرداخت می کند، متعهدانه تمرینات خواسته شده را انجام می دهد و با جدیت پیگیر مطالب است.
موضوع قسمت اول:
کلید: توضیحات ابتدای فایل را تا زمان طرح سوال گوش کنید. سپس فایل را متوقف کنید، به سوال مطرح شده فکر کنید، پاسخ های خود را بنویسید و سپس ادامه ی فایل را گوش دهید.
سوال قسمت اول:
اگر یکی از دوستان یا نزدیکان شما به موفقیت قابل توجهی برسد، شما چه احساسی درباره موفقیت آن فرد داری؟
آیا خوشحال می شوی و انرژی و انگیزه می گیری؟!
آیا موفقیت او الهام بخش شما می شود؟!
یا شما را به احساس حسادت، ناتوانی می رساند؟!
تمرین این قسمت:
نکته مهم: قبل از انجام تمرین، لازم است ابتدا سوال این قسمت را جواب داده باشی.
سپس با دقت توضیحات فایل را گوش دهی و نکته برداری کنی و در پایان، به عنوان تمرین در بخش نظرات این قسمت، مراحل زیر را انجام بده:
مرحله اول: موفقیت های کسب شده توسط نزدیکان و دوستان خود را به یاد بیاور و لیستی از آنها تهیه کن.
مرحله دوم: در مقابل موفقیت هر فردی که لیست کرده ای، بنویس: چه احساسی درباره موفقیت آن فرد داری؟
مرحله سوم: این سوالات را از خود بپرس و به آن جواب بده.
سوال اول: از چه زاویه ی مثبتی به موفقیت های این افراد نگاه کنم که باعث شود:
به خودباوری برسم
الهام بخش من باشد و برای اقدام در راستای تحقق خواسته هایم ایده بگیرم؛
سوال دوم: چه درس هایی می توانم از مسیری بگیرم که منتهی به موفقیت این افراد شده است؟
منتظر خواندن نظرات و تمرینات تأثیرگذار شما در بخش نظرات این قسمت هستیم.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 1175MB25 دقیقه
- فایل صوتی ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 124MB25 دقیقه














به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
سلام به استاد عباس منش عزیزم و همه دوستان.
نشانه روز در 27 بهمن ماه 1404
استاد جانم ازتون سپاسگزارم برای این سایت الهی و این فایل های هدیه ارزشمند ، یکی از سپاسگزاری های هر روز صبحم برای این سایت بی نظیر و حضور شماست ، برای تک تک فایل های هدیه و دوره هاست .. سپاسگزارم ازتون.
سوال این جلسه ارزشمند _
اگر یکی از دوستان یا نزدیکان شما به موفقیت قابل توجهی برسد، شما چه احساسی درباره موفقیت آن فرد داری؟
آیا خوشحال می شوی و انرژی و انگیزه می گیری؟!
آیا موفقیت او الهام بخش شما می شود؟!
یا شما را به احساس حسادت، ناتوانی می رساند؟!
صادقانه میگم بله من تا سال پیش وقتی موفقیت افراد نزدیک مثل حتی خواهرم می دیدم حسادت می کردم و گاهی روزها درگیر می شدم اما در این یک سال اخیر با درک آگاهی های سایت و دوره ها خیلی بهتر شدم .
صادقانه میگم الان وقتی از موفقیت افراد نزدیکم خبر دار میشم چند دقیقه اون حسادت درونم دوباره نمایان میشه و مقایسه کردن شروع میشه که اون تونست اما تو چی ؟ اما خیلی زود به خودم قانون و آموزه ها رو یادآوری و ذهنمو خاموش میکنم که دست از حسادت مقایسه و سرزنشم برداره و هر بار بهتر از قبل عمل می کنم و از این بابت خیلی خوشحالم.
اما برای افراد غریبه اصلا حسادت نمی کنم و اتفاقا ازشون الگو برداری هم میکنم انگیزه هم می گیرم که اگه اون تونسته منم می تونم اگه دوستم همسایه ام همشهریم یا فلان فرد ایرانی تونسته دمش گرم چه خوب منم می تونم .
و الان متوجه شدم که این حسادت برای نزدیکان از مقایسه هایی هست که در بچگی شدم اونم بارها و بارها…
مرحله اول: موفقیت های کسب شده توسط نزدیکان و دوستان خود را به یاد بیاور و لیستی از آنها تهیه کن.
این تمرین رو دیروز عصر در دفترم انجام دادم و یه نمونه اش اینجا می نویسم :
دوستم با اینکه درسش خیلی معمولی بود و هیچوقت نمره های بالایی نمی گرفت اما همیشه خودش رو یک فرد باهوش می دونست و با اینکه در دانشگاه بار اول قبول نشد به هیچ کس نگفت قبول نشده و خودش هم باور کرده بود که من خودم نخواستم برم ، بعد از ازدواجش تو یه دانشگاه معمولی قبول شد و الان داره دکترای حقوق می گیره با اینکه هنوزم درسش خوب نیست اما خودش رو باور داره که من می تونم و داره ادامه میده همین طور برای یاد گرفتن زبان و چند مدرک دیگه و این یعنی ایشون عزت نفس بالایی داره احساس لیاقت می کنه خودش رو باور داره و پیش میره ..
مرحله دوم: در مقابل موفقیت هر فردی که لیست کرده ای، بنویس: چه احساسی درباره موفقیت آن فرد داری؟
همون طور که گفتم اولش حس حسادت اما به خودم یادآوری می کنم که اون خودش باور داشته و قدم برداشته و قانون رو بیاد میارم و این باعث میشه حس حسادت تو همون دقایق اول خاموش بشه .
مرحله سوم: این سوالات را از خود بپرس و به آن جواب بده.
سوال اول: از چه زاویه ی مثبتی به موفقیت های این افراد نگاه کنم که باعث شود:
به خودباوری برسم
الهام بخش من باشد و برای اقدام در راستای تحقق خواسته هایم ایده بگیرم؛
اینکه همه چیز به من و درون من ربط داره به خود باوری به عزت نفس ، که اگه اون تونسته منم می تونم کافیه بجای حسادت روی خودم کار کنم و عملگرا باشم
خودم توانایی هام باور کنم .
سوال دوم: چه درس هایی می توانم از مسیری بگیرم که منتهی به موفقیت این افراد شده است؟
اینکه خدا به یک اندازه در دسترس همه ماست
ثروت و نعمت فراوانه و فرصت ها همیشه هستند
کافیه منم تلاش کنم خودم باور کنم کافیه متعهدانه پیش برم و ناامید نشم و خودم لایق اون موفقیت بدونم. اینکه آرام باشم حرص نزنم غصه کسی رو نخورم و همه حواسم تمرکزم به خودم و هدف هام باشه .
ازتون ممنونم استاد دوستون دارم و به امید
دیدار روی ماهتون در بهترین زمان و مکان :)
خدایا شکرت
به نام خدای مهربان.
خداوندا هرآنچه که دارم از آن توست.
تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم.
من را به راه راست راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن.
سوال:
اگر یکی از دوستان یا نزدیکان شما به موفقیت قابل توجهی برسد، شما چه احساسی درباره موفقیت آن فرد داری؟
آیا خوشحال می شوی و انرژی و انگیزه می گیری؟!
آیا موفقیت او الهام بخش شما می شود؟!
یا شما را به احساس حسادت، ناتوانی می رساند؟!
از وقتی که فهمیدم که یکی از کارهایی واجب برای باور فراوانی و اینکه فراوانی رو وارد زندگی خودمون بکنیم تحسین کردن و تایید کردن موفقیت و داشته های افراد هست همیشه وقتی کسی رو میبینم چه آشنا چه غریبه و موفقیتی رو کسب کرده اون فرد رو تحسین میکنم و تاییدش میکنم و به خودم میگم از اون شخص تونسته منم میتونم و یه جورایی حسادت خیلی خیلی و به سختی به سراغم میاد.
مرحله اول: موفقیت های کسب شده توسط نزدیکان و دوستان خود را به یاد بیاور و لیستی از آنها تهیه کن.
1)حمید رضا پسر داییم:خرید ماشین
من دو روز پیش رفتم شهر خودمون برای یک عروسی که دعوت شدم و اونجا متوجه شدم که پسر داییم یک ماشین سمند خریده و همون اول که دیدم این احساس اومد که خداروشکر که تونسته ماشین بخره و وقتی تونسته منم میتونم و اتفاقا با همون ماشین رفتیم بیرون از شهر و کلی لذت بردیم و درکل احساس فراوانی بهم دست داد و خوشحال شدم از اینکه یکی از اعضای فامیلمون تونسته این موفقیت رو کسب کنه و چه کسی بهتر از فردی که از کودکی باهاش بزرگ شدم.
2)داییم:خرید ماشین سوم
وقتی متوجه شدم که داییم ماشین سومشم خریده واقعا از صمیم قلب خوشحال شدم چون به وضوح روند تکاملی این فرد رو از وقتی که هیچی نداشت و با خانوادش توی خونه بابابزرگم زندگی میکردن رو یادمه و الان که هر روز داره موفق تر میشه باعث میشه خیلی خیلی خوشحال بشم و باز احساس فراوانی و باور فراوانی درون من تقویت میشه.
3)امیرمهدی پسر داییم:مسلط بودن به زبان انگلیسی و آلمانی.
وقتی متوجه شدم که پسر داییم زبان انگلیسی رو به خوبی بلده و اینکه خودش خود آموز یادگرفته و وقتی برای تایین سطح رفته گفتن شما اصلا نیازی به آموزش نداری و باید بری مدرک بگیری خیلی خوشحال شدم و ازش پرسیدم که منم اگه بخوام یادبگیرم ساده ترین روش چیه و اون کلی بهم آموزش داد و گفت که خیلی خیلی راحت میتونم یادبگیرم و وقتی دیدم که یک مهارت عالی کسب کرده و توی این زمینه موفقه خیلی خیلی خوشحال شدم و باز گفتم اگر این تونسته منم میتونم.
4)امیرمحمد پسر داییم:ازدواج کردن.
در رابطه با این موضوع درحالی که پسر داییم ازم کوچیکتره چندسال اما وقتی فهمیدم تصمیم به ازدواج گرفته و همین 2 روز پیش عروسی گرفت اول از همه پیش خودم کلییی تحسینش کردم و گفتم با این کارش سد های ذهنی من رو شکست و منم باور کردم که میتونم ازدواج کنم و وقتی دیدم که خداوند همه چیز رو براشون کرد از تالار و خونه و وسایل خونه و همه چی این باور:از تو حرکت از خدا برکت توی وجودم بیشتر شد و بیشتر باور کردم که اول ازدواج ربطی به سن نداره و ددم اینکه تو حرکت کن خدا برات میچینه به بهترین شکل و کلی خوشحال شدم و برام باورپذیرتر شد که منم میتونم.
سوال اول: از چه زاویه ی مثبتی به موفقیت های این افراد نگاه کنم که باعث شود:
به خودباوری برسم
الهام بخش من باشد و برای اقدام در راستای تحقق خواسته هایم ایده بگیرم:
من سعی میکنم از این زاویه به این موفقیت ها نگاه کنم که اگر این افراد تونستن به این موفقیت ها برسن اگر موفقیت موردنظر من هم باشه و منم بخوام توی اون زمینه موفقیت کسب کنم منم میتونم و این به من نشون میده که میشود وقتی یکی تونسته منم میتونم وقتی مثل اون فرد باور کنم و عمل کنم درواقع وقتی قانون میگه اگر به هرچیزی توجه کنی از جنس همون اتفاق وارد زندگیت میکنی من به جای حسادت به موفقیت اون فرد با تایید و تحسین اون فرد باورپذیر بودن رسیدن به خواسته ها و موفقیت هارو در ذهنم بیشتر میکنم.
سوال دوم: چه درس هایی می توانم از مسیری بگیرم که منتهی به موفقیت این افراد شده است؟
اگر بخوام به صورت کلی بگم درس هایی که میشه گرفت از تمامی این موفقیت ها این هاست:
تعهد
تلاش
ایمان و توکل به خداوند
عشق و علاقه داشتن
اشتیاق داشتن
در مسیر بودن
باور به امکان پذیر بودن
توی دل ترس ها رفتن
ادامه دادن
حسادت ورزیدن به موفقیت افراد هیچوقت باعث نمیشه که اونها اون موفقیت رو اون نعمت رو از دست بدن بلکه باعث میشه ما از اون موفقیت و اون نعمت دور بشیم و با دست خودمون جلوی ورود اون نعمت رو به زندگیمون بگیریم و وقتی جهان اینطور عمل میکنه ما باید تحسین کنیم باید تایید کنیم موفقیت افراد رو هرچقدر کوچیک.
برای مثال من وقتی میبینم افرادی رابطه عاشقانه خوبی دارن از اونجایی که خودم علاقه دارم یک رابطه عاشقانه داشته باشم میام با دیدنشون به خودم میگم ببین ببین چقدررر آدم هست که رابطه عاشقانه دارن ببین چقدررر رابطه عاشقانه خوب فراوانه و خداروشکر میکنم از این بابت و میگم منم میتونم و وقتی میام اینطور تایید و تسحین میکنم اول از همه احساس خودم خوب میشه و باعث میشه فرکانس خوب به جهان ارسال کنم و در نهایت اون نعمت وارد زندگی منم بشه.
عاشقتونم
خدانگهدار
به نام الله
سلام به دوستان و استاد عزیزم
ذهنیت من راجب موفقیت افراد نزدیک به خودم من به این باور رسیدم که خدا برای اونها خواسته و برای من نمیخواد چرا نمیخواد نمیدونم شاید سرنوشتم باشه حالا چطور به این باور رسیدم ی خواسته ای داشتم که خیلی برام مهم بود هرکاری از دستم بر اومد و هرکاری که به ذهنم رسید براش انجام دادم و حتی از بقیه هم به صورتهای مختلف راهنمایی خواستم و کارهایی که گفتن انجام دادم و در نهایت گفتم خدایا من هر کاری تونستم کردم دیگه واقعا نمیدونم چیکار کنم و کاملا نا امید شدم و پذیرفتم که خدا نمیخواد که بشه و در نهایت به خدا سپردم و گفتم دیگه خودت میدونی منکه عقلم به جایی قطع نمیده و صبرم تموم شده حالا خودت میدونی منکه دیگه کاری از دستم برنمیاد و خسته شدم و رهاش کردم
به امید هدایت و باز شدن درهای رحمتت خدای مهربونم
بنام خدای عشق خدای روزی رسان
سلام درود بر شما استاد عزیزم
گفتین اگه یکی از دوستان یا نزدیکان شما ب موفقیتی برسه ج احساساتی از من دیده میشه؟
راستش استاد من خیلی دوست دارم هر کاری ک میکنم داخل اون کار موفق باشم
حتی کارهای کوچک فقط میخام موفق باشم از خودم راضی باشم ن واسه تو چشم مردم ک تشویقم کنند فقط ب خاطر دل خودم چون اعتماد ب نفس میگیرم قدرت میگیرم
وقتی دونفر باهم باشیم و کاری رو شروع میکردیم اگر اون موفق میشد ولی من موفق نمیشدم خیلی حالم بد میشد احساس بدی بهم دست میداد البته تا چند روز این حس و داشتم حس غم حس بی عرضه گی
حتی احساس حسادت در من ب وجود میومدناامید میشدم یه جورایی بقیه رو مقصر میدیدم وتا چند روز حال دلم خوب نبود روحیم خراب بودوعصبی بودم
ولی خوبیش این بود ک بعداز دو روز خودم وارام میکردم ومدت زمان زیادی در این حس نمیموندم
اما از زمانی ک آگاه شدم ب لطف شما و خداوند این حس حسادت و خود سر زنشی کمتر در خودم میبینم
سعی میکنم ک از موفقیت دیگران شاد باشم و از خداوند بخام ک مرا نیز هدایت و حمایت کنه
تلاش میکنم ک از اون فرد موفق الگو بگیرم و بگم ک اگه اون تونسته صددرصد منم میتونم این ک نگرانی ندارد فقط میخواد ک حرکت کنی هیچ چیز در این دنیا غیر ممکن نیست فقط یه توکل و ارده قوی میخواد ک باور کنی ک من هم میتونم. ب جای حسادت و غصه خوردن حرکت کنیم واز موفقیت دیگران خوشحال باشیم ومن خدارو شاکرم استاد عزیزم ک کسی چون شما فرستاد برای آگاهی من من در همه زمینه ها خیلی بهتر شدم اصلا اون آدم قبلی نیستم خیلی تعقیرات مثبت داشتم و خیلی هم سعی میکنم ک بهتر از این ک هستم بشم
و میدانم ک این اتفاق خواهد افتاد ومن یک خانم موفق و شاد و پر از آرامش و توحیدی خواهم بود هم اکنون هم در این مسیر سرسبز و زیبا هستم
استاد عزیزم ممنونمو سپاسگذارم از شما اینو از اعماق وجودم میگم
من خودم میدونم ک چقدر تعقیر کردم
خودم میدونم ک چقدر صبورتر شدم
آگاه تر شدم دیگه ب کسی حسادت نمیکنم در عوض تلاش میکنم ک منم موفق بشم واز این بابت خوشحالم
وخداروشکر میکنم ک اون روزای نادانی وغم غصه رفت و ب جاش روزهای شاد و پر از آگاهی رسید روزهای ک برام به رنگ سیاه بود الان سفید شده زیبا شده و من چقدر خوشحال و راضیم خداوند هم از شما راضی باشه استاد عزیزم
(حس درونی )
(امروز هم یکی از اون روزایه ک حال دلم خیلی عالیه نمیتونم این حس قشنگی رو درست بیان کنم ولی میدانم ک عشق ب خداوند تمام وجودم رو پر کرده وقتی ب طبیعت زیبا نگاه میکنم ک سر سبز شده و مردم همه شاد هستندهمه چیز جان تازه گرفته هوا عالی شده هر طرف نگاه میکنم میبینم مردم از صبح با خانواده و دوستانشون اومدن در طبیعت و بازی میکنند ناهارشون و همینجا میخورند
این حس خیلی خوبی ب من میده
استاد جنوب بارندگی خیلی کمه وهمیشه اینجور سر سبز نیست ولی امسال خیلی زیبا شده باران نعمت خداوند بر ما هم نازل شده و همه جا رو زیبا کرده من از الان بوی بهار بوی عید ب مشامم میرسه و خیلی خوشحالم
بعله وقتی خداوند جهان را مسخره ماکرده این همه نعمت ب ما داده و به ما قدرت و توانایی داده ک زندگی خودمون و بسازیم پس چرا حسادت کنیم
ما میتونیم از آدمهای موفق الگو بگیریم
حتی میتونیم از اونها کمک بگیریم تا راهنماییمون کنن
ب امید روزهای روشن روزهای دلخواه
وب امید موفقیتهای پی درپی
خدایا شکرت
استاد سپاسگذارم ، ممنونم
به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به سمت این آگاهی ها
در 2050 روز از عضویتم از خودم رد پا میذارم تا بعدها این دیدگاه رو ببینمو وبیاد بیارم که از کجا به کجا رسیدم و چقدر متعهدانه روی خودم کار کردم .
تمام اتفاقات زندگیم بخاطر باورهامه و با تغییر باور و نگرش، زندگیمم تغییر میکنه و این تغییر نگرش به وسیله ی آگاهی های این سایت امکان پذیرِ و جهان چیزی نیست جز بازتاب نگرش من …
مهم نیست کجای زندگیم ایستادم ، من میدونم که بمحض اینکه نگرشمو تغییر بدم زندگیم تغییر خواهد کرد واگربتونم از زاویه ای به موضوعات نگاه کنم که بهم احساس بهتر بده، باعث میشه که اتفاقات هماهنگ با خواستم وارد زندگیم بشه وذهنیت قدرتمند کننده م تقویت بشه ،
این دو نوع ذهنیت(محدود کننده و قدرتمند کننده) میتونه نتایج کاملا متفاوتی رو برام رقم بزنه
پس ،مهمه که بدونم دراین مورد درچه جایگاهی هستم
خوب راجب انجام تمرین ، نمیتونم اینجا بنویسم که موفقیت فرد نزدیکم چی بود ولی میدونم که اولین احساسم به شنیدن موفقیتش ، حسادت بود که پیش خودم میگفتم آخه اون اصلا رو خودش هیچ کاری نکرده بود چطور بدون طی کردن قانون تکامل به این سرعت ،به موفقیت بنظر من بزرگ رسید،این آدم انقدر بهم نزدیک هست که از ذهنیتش آگاه باشم و بدونم که هیچ پیش زمینه ی قویی دراین باره نداشت و محال میدونم که تو این مدت بسیار کم رو خودش کار کرده باشه و باورهاشو تغییر داده باشه که این موفقیت بنظر من بزرگ رو بدست آورده باشه ، اصلا توانایی اینو ندارم که برم ازش بپرسم و البته احتمال زیادی میدم که هیچ حرفی برای گفتن نداشته باشه اما بعد اینکه فهمیدم که حسم بهش حسادته سعی کردم جوری بهش نگاه کنم که بهم احساس بهتری بده و به خودم گفتم برای اون شد حتما برای منم میشه، و راهی که من برای رسیدن به این خواسته دارم ، کار کردن روی خودم و تقویت احساس لیاقتم و البته ی جنبه ی موحد بودن و مستقل بودن خودمه ، که با آموزش دیدن توسط آگاهی های این سایت دارم این کار کردن رو خودمو انجام میدم تا کم کم ذهنیتم قدرتمند کننده بشه و باورهای محدود کننده ی ذهنم کم جون تر و ضعیف تر بشن و منم بتونم به اون موفقیت دست پیدا کنم ، وقتی برای اون شده پس حتما برای منم میشه .
به نام یگانه ی هستی بخش
او که دقت و ظرافتش هر روز بیش از پیش بر من ثابت میشود.
استاد جانم سلام
استاد جان خوب به خاطر دارم که زمانی که شما این فایل را بارگذاری کردید من چه احساساتی درونم قلیان کرد.
قشنگ بوی حسادت را میشنیدم
ولی این فایل برای من حجت شد.
اینکه تحسین کنم هر موفقیتی که اطرافیانم بدست می آورند.
نمیدونم در دنیای انسانی چقدر میتوان خطا داشت ولی چیزی که مسجل هست خیلی بهتر شدم
و حال این نشانه ی امروز باز هم یادآوری کرد که چقدر فرکانس حسادت و تحسین در جهت مخالف هستند.
ممنونم استاد جان برای تک تک فایلهای ارزشمند و فرکانسی شما
سلام از دل
کامنت ها رو که میخوندم بعضی ها میگفتن اگه کسی رو دوست داشته باشیم خوشحال میشیم به نظرم این راحت و چیز عادیه ،
مهم در مورد دیگران که وقتی بهش فک کردم
ممکنه احساس حسادت و حتی ناتوانی کنم .
این حس غلط نیست باید باهاش در صلح باشم و بتونم درست هدایتش کنم.
مقایسهی ناخواستهی خودم با اونا
گفتن «چرا من نه؟»
ترس از اینکه «شاید من به اندازهی کافی خوب نیستم»
شاید حسادت به اون موضوع یه خواستهی برآوردهنشده توی دل من ، که زنده میشه.
وقتی به بعضی از دوستانم فکر میکنم، اولین چیزی که به ذهنم میرسد اینه که اونا در حال زندگیکردنِ چیزی هستند که واقعاً میخوان.
برای رسیدن به خواستشون مصمم هستن و ارادهشون در اون مسیر قویه.
من همیشه «حرکتکردن» را با چالش میدیدم.
چون عاشق آرامشم.
همیشه از خودم میپرسیدم:
اگر این کار را انجام بدهم، نکنه آرامشم بِهم بریزه؟
ترس از ترک نقطهی امنم، و ترس از دوری از آرامشم
برام مثل یک ترمز عمل میکنه.
موفقیت اونا دلیلی بر ناتوانی من نیست.اونا فقط جرأت کردهاند چیزی را که میخواهند، زندگی کنند و برای هدفشون حرکت کنن.
البته به نظرم گاهی تنبلی هم در این مسیر بی تاثیر نیست ،
اما این به معنی نخواستن یا نتوانستن نیست .
باید یاد بگیرم تعادل برقرار کنم بین آرامش و حرکت .
و مقایسه نکنم هر کسی جای خودش و با توجه به انرژی و فرکانسش داره مسیرش رو طی میکنه.
« حسادت، اگر آگاهانه دیده بشه، میتونه قطبنما باشه ، اگر نادیده گرفته بشه، میتونه زهر بشه.»
استاد عزیزم سپاسگزارم
سپاسگزارم ، سپاسگزارم ، سپاسگزارم
سلام از دل
تا یه قسمتی از فایل رو گوش دادم، نتونستم ادامه بدم…
انقدر توی شگفتی و شادابی بودم که گفتم اول بیام اینو بنویسم.
خدارو هزاران بار شکر که داره منو هدایت میکنه.
این دیگه خودِ هدایته…
امروز صبح، وقتی داشتم میومدم سر کار،
یهو یه سوال اومد تو ذهنم:
اگه یکی از دوستای نزدیکم به موفقیت برسه،
من چه حسی پیدا میکنم؟
برخوردم باهاش چطوره؟
واقعاً خوشحال میشم یا تهِ دلم یه چیز دیگهست؟
نکنه یه جایی از مسیر، ناخودآگاه دارم سعی میکنم از دوستام فاصله بگیرم که موفقیتشون رو نبینم؟
که اذیتم نکنه؟
به قول شما « اللهاکبر »
و بعد، دقیقاً هدایت شدم به این فایل.
چقدر حسم خوبه…
ذهنم هنوز یه چیزایی میگه ، حرف میزنه ، غر میزنه
ولی دیگه کنترلش دستِ خودمه .
الان باید یاد بگیرم موفقیتِ بقیه تهدید نیست،
آینهست…
نشونهست…
و شاید حتی دعوتنامهایه برای خودم .
استاد سپاسگزارم ، به خدا که شما خیلی خوبید .
ایشالا همیشه سلامت باشید و کنار خانواده حال دلتون عالی باشه .
سپاسگزارم ، سپاسگزارم ، سپاسگزارم
اگر یکی از دوستان یا اشنایان درجه یک من به موفقیت بزرگی برسه چه احساساتی در من دیده میشه اون لحظه ؟؟
اگر یکی از اعضای خانواده ام باشه مثل برادر یا خواهرم طبیعتاا خوشحال میشم ، این خوشحال شدنه برای موفقیت بزرگ ، اگه خواهرم باشع بیشتره انا اگه برادر بزرگم باشه با اینکه رابطه خوبی داریم اماا سخت تره برام ینی احساساتی مثل حسادت ، اینکه من بی عرضه ام ، بی ارزشم بیشتر در من ایجاد میشه اما در کل بخام بگم ترکیب یه خوشحالی و افتخار از اینکه خلاصه برادر یا خواهر منه و اینکه بقیه نسبت ب من چی فکر میکنن
احتمالاا میگن این محمد که این همه ادای آدمای موفق درمیاورد هنوز هیچ کاری نکرده رسول ببین چقدر خفن ، محمد بی عرضه س ، حسودیم بشه
یه همچین افکاری میاد سراغم ، که بنظرم بیشترش از عدم احساس لیاقت و خود ارزشمندی بی قید و شرط درونیِ
اگه یه دوست صمیمی یا پسر عمو پسر عمه اینهاا باشه بنظر خودم اون حس خوشحالی کمتر میشه و احساسات منفی بیشتر میشه
ینی حسادت بیشتری میکنم ، احساس بی عرضگی بیشتری میکنم ، احساس هیچ کاری تا حالا نکردم بیشتری میکنم
البته اینو باید اضافه کنم که به واسطه اینکه چند ساله در معرض اموزه های استاد عباسمنش عزیز هستم این فکر و زاویه دید که اون تونسته منم میتونم هم زیاد تو این جور مواقع اومدن سراغم ، یا این فکر که اگه منم خوشحال بشم برای موفقیت دیگران و تحسین شون کنم چون توجه ام روی زیبایی و خواسته هام میوفته پس میتونم مشابه اون اتفاقات رو وارد زندگیم کنم هم در لحظه میاد که سعی میکنم جایگزین اون افکار منفی حسادت و خودتخریبی بشه
در کل احساس میکنم یه نقدار ادم حسودی هستم نه اینکه بد کسیو بخام ، اما حس حسادت و بی لیاقتی تو این مورد که افراد نزدیکم موفقیت کسب کنند میاد سراغم ، حس مقایسه اینو یادم رفت بگم گاهی اوقات واقعااا اذیتم میکنه و حالم رو بد میکنه ، گفتگوهای ذهنی میاد سراغم که تو پس تا الان چیکار میکردی ، ببین داداشت ک این مباحث بلد نیست اماا ماشین دارع و تو نداری ، یا مثلا پسر عموتو ببین دوماد شده و تو هنوز مجردی داره خونشو میسازع اما تو هنوز هشتت گره نه تِ ، و ….
چون دارم روی دوره بی نظیر احساس لیاقت کار میکنم و امروز نشانه ام این جلسه بود قشنگ مشخصه هدایت شدم تا بهتر خودمو بشناسم ، خوشحالم که یه ایراد شخصیتی رو در خودم پیدا کردم واضح تر پیدا کردم ، و راه حل درمانش بنظرم فقط رسیدن به احساس خود ارزشمندی درونی بی قید و شرط
پاشنه اشیل من یا بهتره بگم 99 درصد مردم کره زمین
استاد ممنونم ازتون بابت این سوالای درست و عمیق که خودمون رو به خودمون بیشتر معرفی میکنه ، و خدا میدونه پس حل شدن و بهبود این باور های غلط و شرک الود چه نعمت و اسانی برامون چیده شده
تا کامنت بعدی شمارو ب خدای بزرگ میسپارم
دوستدار تون محمد عباسی