«چند باور قدرتمندکننده» برای رفع احساس گناه - صفحه 108
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-37.gif
800
1020
گروه تحقیقاتی عباسمنش
/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.png
گروه تحقیقاتی عباسمنش2017-01-21 00:00:002024-06-09 14:55:43«چند باور قدرتمندکننده» برای رفع احساس گناهشاید این موارد نیز مورد علاقه شما باشد
سوال دوم
سلام
1،فرد باید علت اینکه منجر به اشتباه شده است را در خود پیدا کند
که چرا وچه چیز در او موجب شده که این اشتباه از او سر بزند یعنی
منشا اصلی این اشتباه چه بوده،او باید ریشه فکری،احساسی چیزی که
منجر به این اشتباه شده را در خود از بین ببرد تا خود را از این پس
بری (سالم) از آن ببیند تا بتواند خود را ببخشد و خود را جدا از آنچه
که منجر به اشتباه شده ببیند وسپس قدم های بعدی را بردارد
2،خود را ببخشد و بداند که اشتباه ممکن است برای هر کسی پیش
آید و قبول اینکه همانطور که این اشتباه را کردم توانای این را دارم
که در جهت عکس آن عمل کنم
3،به شناخت خود و کارائی ها،لیاقت های خود بپردازد
4،عدم مقایسه خود با دیگران و عدم سرکوب خود از بابت این مقایسه
5،تلاش برای جبران اشتباه انجام شده
6،فرد نباید این اشتباه را به همه جنبه های زندگی خود ربط داده و
همیشه خود را از این بابت لایق هیچ چیز نداند
7،تقویت نقاط قوت خود
متشکرم
سلام خدمت استاد عباس منش
این اتفاق و این احساس میتواند برای همه ی ما رخ داده باشد ، برای همین به نظر من بهترین راه این است که ابتدا وی را آرام کنم و یادآور شوم که خداوند بسیار رحمان و رحیم است و از خطای بندگانش میگذرد، سپس اگر نیاز به شنیده شدن داشت وی را درک کنم و کاملا گوش کنم و در نهایت کمک کنم که اگر خواست و امکان جبران اشتباه و گناه و عذر خواهی وجود داشت یاریش کنم تا بتواند انجام دهد تا هم رضایت خودش تامین شود و هم طرف مقابلش.
1-با توکل بر خدا و کمک خواستن از خداوند برای رهایی یافتن از احساس کناه و توبه کردن در بیشکاهش
2-در بعضی اوقات با تغیر محل زندکیمان
3-قضاوت نکردن درباره خود و دیکران و مقایسه نکردن خود بادیکران
4-با رها کردن به هر طریقی که شده
5-باید یاد بکیریم که از ان درس بکیریم و مواظب باشیم که دیکر مرتکب ان خطا نشویم
6-با هماهنک کردن ان تصویر و خیال ان موضوع با موضوعی خوشایند و نشاط اور
7-راه دیکر این است که با خودمان کاملا منطقی صحبت کنیم و دلیل کاری را که باان احساس میکنیم را بیدا کنیم و بی ببیریم شاید اصلا کاری اشتباه نکرده باشیم
8-شناخت استعدادها و توانایی هامان و فکر کردن به انها تا احساس خوب بودن را در خودمان بیدار کنیم و دیکر احساس کناه نکنیم
9-ساخت یک فایل صوتی انرزی بخش برای خودمان که من ارزشمندم -من شادم -من کنترل احساسم را در دست دارم…
10-درمیان کزاشتن موضوع با دوست یا یک عاقل و رازنکه دار جهت کم شدن احساس کناه
11-با توجه به جیزهایی که از شما استاد ارزشمند یاد کرفتم بخشیدن خودمان و دیکران و طلب بخشش از خداوند و رها کردن موضوع است -بنظرم بهترین راه این است
دوستان من روز به روز دارم خوشبختتر میشم-خدارو شکر
به نام خدایی که همین نزدیکیهاست
سلام و رحمت و نعمت تمام خدای متعال بر حضرت محمد و خاندان پاکش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت جناب استاد آقای عباس منش و گروه تحقیقاتی محترمشون و همچنین عرض سلام خدمت همه دوستان عزیزی که به فکر پیشرفت فردی و اجتماعی میباشند
از خدای متعال رشد روز افزون برای این گروه و اعضا محترم را خواستارم.
جوابم،آنچه که به نظرم میآید را در زیر مینویسم:
به نظر من کسی که مرتکب خطای بزرگ میشود 2 احتمال هست و آن اینکه 1-یا از روی عمد این کار را کرده و میدانسته که این کار اشتباهی هست 2-یا نمیدانسته و بعد از انجام اینکار متوجه خطای خود شده است که در هر دو صورت شخص بعد از خطا البته اگر در وجود او انسانیت وجود داشته باشد حتما احساس گناه در درون او آشکار میشود و تمام افکارش هم منفی میشود یعنی بطور مثال امید برطرف کردن اشتباه خود را ندارد و یا اینکه با اینکار دیگه اصلا زندگی برایم معنی ندارد و موارد منفی دیگر از اینقبیل در زهنش موج میزند.
حال برای رفع احساس گناه و یا کاهش این احساس، برای هر دو اولین و مهمترین نکته این هست که باید حتما بدانند بخشیدن بزرگترین گناهان کبیره برای خدای رحمن هیچ زحمتی ندارد و حتما اگر از ته دل شخص پشیمان باشد خدای متعال میبخشد و بداند خدا بسیار مشتاق هست برای بخشیدن.
این نکته هم حائز اهمیت میباشد که فقط طلب بخشش از درون کافی نیست و برای تکمیل کردن نیت خود باید حرکت کنند و آنچه در توان دارن برای رفع و جبران اشتباه خود به عرصه ظهور برسانند.
راهایی که قرآن حکیم برای رفع گناهان کبیره ارائه کرده و همچنین سخنان گرانقدر امامان معصوم(علیهم السلام) و سخنان و راههای همه کسانی که میتوانند کمک کند و انگیزه ای شود برای جبران خطای بزرگ.
نگاهی انداختن به زندگی کسانی که گناهان بزرگ انجام دادند و برای جبران بحرکت درآمدند و موفق شدند نیز اثر گذار است و باید از آنها انگیزه بگیدند.
من خودم حافظ چند جزئی از قرآنم و میگم اینگونه اشخاص قرآن را بخوانند و درباره آن بسیار فکر کنند. فوق العادست حالی به آدم دست میده که هیچ حرکتی نمیتونی هچین احساسی رو برای فرد به وجود بیاره. اونموقع به این نتیجه میرسن فقط خدا خدا خدااا
قرآن در آیاتی به مرتکبان برخی گناهان کبیره وعده عذاب مضاعف و خلود در جهنم داده، سپس فرموده است: مگر کسی که توبه کند و ایمان بیاورد و عمل صالح انجام دهد. در این صورت خداوند (نه تنها) گناهان او را می بخشد (بلکه) سیئات و بدیهای اعمال آنها را به حسنات تبدیل می کند.
این مطالب به جز 3 خطی که از قرآن آوردم خودم فکر کردم و نوشتم امیدوارم نظراتم برای دوستان مفید بوده باشه از خدای متعال میخواهم راهای زندگی صحیح را بر سر راهمان قرار دهد.
(شاد باشید در پناه خداوند یکتا)
سلام ایده ی من برای کسی که میخواد احساس گناه نداشته باشه اینه که دوست عزیزی که الان احساس پشیمونی از (گذشته)داری چقدر تضمین میکنی که (آینده )ای برات وجود داشته باشه؟
میخوام خوب باشم خب باشه کی؟ از این به بعد ، مطمئنی از این به بعدی حتی به طول یک دقیقه برات وجود داره پس چرا باید مثل یه ماشینی بود که میخواد دنده عقب تمام مسیر موفقیت رو بره جلو بدون اینکه ببینه داره کجا میره و روش به گذشته ای که داره سپری میکنه……
نقطه ی شروع برای من همین لحظه است چون هیچ فردایی وجود نداره اگر من همین امروز بخوام اشتباهی که گذشته انجام دادمو جبران کنم اول باید راه دقیق جبران همون اشتباه رو مطلع بشم و بعد با توکل به خدا و اینکه الله مظهره اسم اعظم مبدل السیئات بالحسناته و اشتباهاته مارم با کرم و حکمتش به خوبی تبدیل میکند (حرکت ) کنم که قطعا کائنات با من همسو میشن و به فضل دوست کمکم میکنند
به نظر من یاد مرگ اگه نگم بی نظیر ولی یکی از کم نظیر ترین زنده کننده های هر آدمی میتونه باشه ،مرگه ولی احیا میکنه،،،،به نظر من اصلا نباید احساسات با انجام کار قاطی کرد اگر حر میخواست به گذشته اش فکر کنه اصلا جای جبران نداشت
با عرض سلام
میتوان اینگونه به موضوع نگاه کرد که شخص اینجوری فکر میکنه که خطایی در گذشته اتفاق افتاده که تاوان اونو طی یه دوره باید بده که الان و درهمین زمان دوره اون به پایان رسیده و دیگر اون احساس گناه نمیکنه چون اینجوری فکر میکنه که دیگر تاوان اونو پس داده و تمام شده است.
و در مقابل ان زمانی رو به خودش میبینه که بتونه برای خودش جبران کنه
مثال:دزدی که به خاطر دزدی کردن به زندان افتاده و در این زمان دوران زندانی ان به پایان رسیده است و به اینده و زمانی که در دست داره فکر میکنه تا برای خودش جبران کنه
اینجور مواقه ذهن نیاز به ساماندهی داره و با مشخص کردن زمان میتوان پرونده اون خطا رو در ذهن بست و پرونده جدیدی برای هرچه بهتر زندگی کردن و در ذهن خودش باز کنه
با سلام
کسی که دچار احساس گناه شده باید این طرز تفکر را داشته باشه که:
1- من بخاطر طرز فکر و باورهایی که دارم و در نتیجه فرکانسی که بخاطر اون باورها به کائنات میفرستم همواره در جای درست قرار می گیرم . یعنی بخاطر فرکانسهایی که از قبل فرستاده ام، دقیقا همونجایی هستم که باید باشم.
پس اگر در گذشته مرتکب خطایی هر چند بزرگ شده ام بخاطر نوع باوری بوده که داشته ام و در نتیجه اون باور منو به سمتی هدایت کرد که مرتکب اون خطا شدم و در نتیجه اون خطایی که مرتکب شده ام درست ترین کاری بوده که با توجه به نوع اون فرکانس، در آن زمان انجام داده ام. از الان به بعد تصمیم می گیرم که نوع فرکانسمو تغییر بدم و در نتیجه اتفاقاتی که از این به بعد برای من رخ می دهند مطابق با نوع فرکانسی است که از الان به بعد به کائنات می فرستم. پس اتفاقات زندگی من از این به بعد مطابق آنچه که می خواهم خواهند شد.
2- خداوند بارها و بارها در قرآن فرموده است که توبه پذیر و مهربان است و خدا افرادی که توبه می کنند را دوست دارد. چون من به خدا ایمان قلبی دارم یقین دارم که خدا منو میبخشه و کمکم هم میکنه صددرصد. مگه حضرت موسی یک نفر رو نکشت؟ از گناه قتل چه گناهی میتونه بالاتر باشه؟ اما با وجود اینکه موسی مرتکب قتل شد تونست پیامبر خدا بشه. چون هر چه بوده مربوط به گذشته است و گذشته تمام شده. چیزی که برای خدا مهم است همواره لحظه اکنون است. من تصمیم میگیرم در هر لحظه فرکانسهایی که مطابق خواست قلبی من است را به کائنات بفرستم و مسلما اتفاقات زندگی من مطابق میل من خواهند شد. زیرا خدای قدرتمند و توانا پشتیبان من است.
با تشکر
سلام به همه عزیزان و آقای عباس منش گرامی
مشکل از جایی شروع میشه که ما فراموش کردیم خداوند رحیم و غفور و بخشنده س چرا که بصورت آگاه و ناخودآگاه از خشم خدا و عذاب و از بخشیده نشدن می ترسیم. باید ایمان داشته باشیم که انسانی با ارزش و لیاقت هستیم و لیاقت این رو داریم که بخشیده بشیم. این شایستگی رو داریم خوشبخت باشیم و با انرژی مثبت زندگی کنیم.
باید علت گناه رو شناسایی کرد و جواب مناسبی برای “چرا” پیدا کرد سپس خود را ببخشیم و از سرزنش کردن و تنبیه کردن خود پرهیز کنیم تا از تکرار مجدد اشتباه جلوگیری کنیم.
باید احساس مسئولیت نسبت به آنجه انجام دادیم داشته باشیم احساس مسئولیت به معنای سرزنش و تنبیه و خجالت نیست بلکه تقبل کار خطا جهت تغییر نحوه رفتار در اینده و تغییر مثبت روش و نگرش است.
باید از افکار و اعمالی که حس حسرت را در ما ایجاد می کند ممانعت کرد و به فکر جبران خطا باشیم.
از قضاوت و داوری مداوم دست برنداریم و این حس رو بطور کامل درک کنیم که احساس گناه چیست و چه اثر منفی در برداشتن قدمهای بعدی دارد.
یادمان باشه خدا بخشنده س و ما هم باید خود را ببخشیم
ضمن عرض سلام و ادب و خدا قوت
پیرو سوال دوم مسابقه به نظر من اگر بخواهیم به کسی که احساس گناه می کند به خاطر خطایی که مرتکب شده است راهکاری برای رهایی از این حس بدهیم، ابتدا باید شرایط روحی و اعتقادی فرد را در نظر بگیریم،قطعا نمیتوان به فردی که اعتقادی به بهشت و دوخ ندارد نوید بخشش بعد از توبه داد.
اما کسی که معتقد است آیه های امیدبخش قرآن و مراقبه می تواند کمک بزرگی برایش باشد.
به طور کلی ابتدا باید خود فرد تمایل داشته باشد که از این احساس رها شود،پس از آن بهترین و ساده ترین راهکار تلاش برای جبران اثرات احتمالی خطای انجام شده می باشد هر قدر که بتواند این اثرات را از بین ببرد راحتتر می تواند احساس گناه نکند.
سلام به همه دوستان
به نظر من احساس گناه حسی هست که ریشه در یک فکر و باور داره
من باید اول ببینم احساس گناهی که دارم فکر و باور پشتش چی هست؟ این هست که من همیشه باید کامل باشم؟اصلا حق اشتباه کردن ندارم؟ اونقدر تحقیر و توهین شنیدم که خودم رو مستحق هر چیزی می دونم و اگر مخالف میل دیگران رفتار کنم حس گناه دارم؟
وقتی این باورها تصحیح بشه و انسان حس ارزشمندی پیدا کنه و خودش رو به عنوان یک انسان بپذیره که امکان خطا داره، احساس گناهش کمتر هست.
ما می دونیم احساس گناه یک حس هست. احساساتم زودگذر هستن
در مورد احساس گناه بزرگ به نظرم آدم اول باید گفتگوی درونی منفی که مدام داره با خودش انجام می ده رو ببینه و بشناسدش
احتمالا کلی چرایی تو ذهنش هست که چرا این کار رو کردم و چی می شه و من چقدر بدم.
و دوم اینکه نمی تونه بپذیره که این کار رو کرده
اول باید بپذیره که این اتفاق افتاده و زمان رو نمی شه به عقب برگردوند
و دوم
به جای چرا گفتن باید سوال رو تغییر بده
و بگه
چگونه؟؟؟؟؟؟؟؟
چطور؟؟؟؟؟
چکار؟؟؟؟
چکار می توانم بکنم؟
چگونه و چطور می توانم شرایط رو تغییر بدم و جبران بکنم؟
البته جواب این سوالها باید برنده برنده باشه
یعنی هر جوابی که می ده هم خودش، هم جهان، هم طرف مقابل و هم خدا رو در نظر بگیره
باورش رو نسبت به خدا درست کنه
و بدونه که خدا در مقابل هر مسأله ای راه حلی پیش رو گذاشته
بدونه که حالا اگه با کار اشتباهش یک بار منفی رو وارد جهان کرده
می تونه با کارهای درست و ایجاد بارهای مثبت اون بار منفی رو خنثی کنه
و با مشورت درست گرفتن از دیگران
شروع به جبران آن خسارت بکنه
شاید باید برای خود اون شخص کاری بکنه
شاید هم برای اشخاص دیگه
در کل اگه فرا طبیعی به مسائل نگاه کنیم
برای هر اشتباهی راه جبرانی هست
اینجوری هم فرد از ساکن بودن خارج می شه و هم بار منفی که وارد جهان کرده رو تبدیل به مثبت می کنه
و به خاطر همین اقدام انرژی های مثبت بسیاری رو دریافت می کنه که یواش یواش احساسات گناهش رو از بین می بره.
مثلا فردی که سقط جنین کرده
و الان احساس گناه داره
می تونه به بچه ها عشق بده
به زنانی که باردار نمی شوند عشق بده
و…
امیدوارم مفید بوده باشه