این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2025/10/neveshteh-2.webp8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-11-29 10:20:442025-11-29 10:24:11تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۵
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من در کامپیوترم یک فایلی دارم به اسم پرونده خوشی ها ، و در آن میام درباره چیزهایی که برایم جذاب و زیباست می نویسم و شکرگزاری میکنم و یک جورایی انگار عشق بازی با خداست
به ذهنم رسید که بیایم و صفات قشنگ خدا رو بنویسم و کنارش متضاد اون رو قید کنم
تا هم به ذهنم بفهمانم که ما با چه خدای بزرگ و مهربان و کاردُرستی سر و کار داریم و هم این که خواندن این متن ها به من احساس خوبی میدهد
امیدوارم قابل استفاده باشه برای دوستان عزیزم در این سایت
مخصوصاً آن دوستانی که خیلی به مباحث توحید علاقهمند هستند
این متن ها رو به طور ویژه تقدیم میکنم به دو دوست نادیده عزیزم: حمید امیری حنیف و سعیده شهریاری
تقدیم به نگاه شما:
1. چه خوبه که خدا مهربان است و رئوف، نه عصبانی!
2. چه خوبه که رحمت خدا بر غضبش پیشی گرفته، نه برعکس!
3. چه خوبه که خدا راحت و سریع توبه بندگان را میپذیرد
4. چه خوبه که خدا مجیب است، نه مانند کسی که متوجه نمیشود یا محل نمی گذارد!
5. چه خوبه که خدا وهاب است، نه تنگ نظر یا بخیل!
6. چه خوبه که خدا احد واحد است و ما فقط با او سر و کار داریم، و دو یا چند خدا نیست!
7. چه خوبه که خدا خالق است، و مخلوق دیگری نیست!
8. چه خوبه که «خدا» رزاق است، نه مخلوقات!
9. چه خوبه که خدا عادل مطلق است، و ظالم نیست!
10. چه خوبه که خدا نور است، و ظلمت و تاریکی نیست!
11. چه خوبه که خدا حق است، و باطل نیست!
12. چه خوبه که خدا حکیم است، نه نادان و بی خبر!
13. چه خوبه که خدا صبور است، نه عجول و تندخو!
14. چه خوبه که خدا قادر مطلق است، و هیچ چیزی از دایره قدرت او خارج نیست
15. چه خوبه خدا علیم است، و هیچ چیزی از دانش او پنهان نمی ماند
16. چه خوبه که خدا غفور است، نه کینه توز!
17. چه خوبه که خدا سمیع است و صدای همه را می شنود
18. چه خوبه که خدا بصیر است و هر چیز را به خوبی می بیند
19. چه خوبه که خدا محسن است و تنها خیر و خوبی میبخشد
20. چه خوبه که خدا قدیم است، بی ابتدا و بی انتها
21. چه خوبه که خدا رحمان است و رحیم، نه عصبانی و بداخلاق!
22. چه خوبه که خدا تواب است، نه مانند کسی که به سختی دلش به دست میآید!
23. چه خوبه که خدا ودود است و دوستدار بندگانش است، نه بی مهر و غافل!
24. چه خوبه که خدا ستار العیوب است و پوشانندۀ عیب ها، نه افشاگر و پرده دَر!
25. چه خوبه که خدا مغیث است، یاری رسان در سختی ها و مشکلات، نه غافل و بی تفاوت!
26. چه خوبه که خدا کریم است، بخشنده و سخاوتمند، نه بخیل و کم عطا!
27. چه خوبه که خدا مالک و ملک است: همه جهان ملک اوست و او مالک حقیقی همه چیز است، نه مانند مالکیت های ناپایدار دنیوی!
28. چه خوبه که خدا غفار است: بسیار آمرزنده است و گناهان را می پوشاند، گویی که هرگز نبوده اند
29. چه خوبه که خدا قریب است، نزدیک تر از رگ گردن، نه دور و دست نیافتنی!
30. چه خوبه که خدا خیر الرازقین است
31. چه خوبه که خدا خیر ناصر و معین است
32. چه خوبه که خدا نعم الوکیل است، بهترین کسی که میتوان کارها را به او سپرد
33. چه خوبه که خدا صادق است، و هیچ گاه در وعده هایش دروغ نمی گوید
34. چه خوبه که خدا غنی است، بی نیاز و کامل، نه محتاج!
35. چه خوبه که خدا خورشید و ماه را مسخر انسان قرار داده است
36. چه خوبه که خدا سمیع الدعاء است و فریاد بندگان را میشوند، نه کر و بی توجه!
37. چه خوبه که خدا مقسط است و عادل
38. چه خوبه که خدا مجیب الدعوات است، پاسخ دهنده به صداها، نه بیتوجه یا ساکت!
39. چه خوبه که یاد خدا آرامشبخش دل هاست
40. چه خوبه که خدا محسن است، نیکوکار به بندگان، نه ظالم و بی رحم!
41. چه خوبه که خدا عالی مقام است، نه پست و ناچیز!
42. چه خوبه که خدا قدیر است، نه ناتوان و عاجز!
43. چه خوبه که خدا حکیم است، نه بی فکر و ناپخته!
44. چه خوبه که خدا رزّاق است، نه محروم کننده!
45. چه خوبه که خدا غنی است، نه فقیر و نیازمند!
46. چه خوبه که خدا شاکر است و کوچکترین عمل نیک را بی پاسخ نمی گذارد، نه ناسپاس!
47. چه خوبه که خدا متعال است و از هر نقص و عیبی برتر است، نه پست و ناقص!
48. چه خوبه که خدا واسع است و رحمتش بی پایان است، نه تنگدست و محدود!
49. چه خوبه که خدا بّر است و نیکی اش همیشگی است، نه بدکنش و شرور!
50. چه خوبه که خدا جمیل است، نه زشت و نازیبا!
51. چه خوبه که خدا هادی است و راهنمایی میکند به راه راست، نه گمراه کننده!
52. چه خوبه که خدا کافی است و برای رفع هر مشکلی بس است، نه ناتوان و ناکافی!
53. چه خوبه که خدا وکیل است و بهترین تکیه گاه است، نه ضعیف و بی پناه!
54. چه خوبه که خدا رئوف است و نهایت مهربانی را دارد، نه سخت گیر و خشن!
55. چه خوبه که خدا مبین است و حقایق را آشکار میکند، نه پنهان کنندۀ حقیقت!
56. چه خوبه که خدا باقی است و همیشه پایدار است، نه فانی و نابودشدنی!
57. چه خوبه که خدا رفیق است در تنهایی ها، نه رهاکننده در سختی ها!
58. چه خوبه که خدا کامل است و از هر عیب و نقصی بری است
59. چه خوبه که خدا قابل التوب است و پذیرندۀ توبه حتی بعد از تکرار خطاست، نه قهرکنندۀ زودهنگام!
60. چه خوبه که خدا باسط است و گسترانندۀ نعمت هاست، نه تنگ گیر و مانع!
61. چه خوبه که خدا سلام است و سرشار از آرامش و امنیت است، نه جنگ و اضطراب!
62. چه خوبه که خدا عَدل است و کوچک ترین ستمی روا نمی دارد، نه بدطینت و ظالم!
63. چه خوبه که خدا وارث است، باقی مانده همه چیز برای اوست، نه مثل انسانها که چیزی نمی ماند برایشان!
64. چه خوبه که خدا مالک الملک است، مالک حقیقی همه جهان است، نه مثل پادشاهان فانی و ناپایدار!
65. چه خوبه که خدا مُبدِئ است، آغازگر آفرینش است، نه ناتوان از خلقت!
66. چه خوبه که خدا حیّ است، زندۀ همیشگی، نه مرده و پایان پذیر!
67. چه خوبه که خدا علّام الغیوب است، دانای همه پنهان ها، نه ناآگاه از دل ها!
68. چه خوبه که خدا ستّار است، حتی وقتی خطا میکنیم پرده پوشی میکند، نه رسواکننده!
69. چه خوبه که سنت های الهی تغییر نمی کنند و همیشه ثابت و قابل اعتمادند، نه ناپایدار و متزلزل!
70. چه خوبه که سنت های الهی همیشه عادلانه است، نه ظالمانه!
71. چه خوبه که خدا سخّی است، بخشندۀ فراوان، نه کم عطا و خسیس!
72. چه خوبه که خدا مهیب است، پرهیبت و بزرگ، نه ضعیف و بی اراده و ناچیز!
73. چه خوبه که خدا صَمَد است، همه به او نیازمندند و او از همه بی نیاز است
74. چه خوبه که خدا حَکَم است، داور عادل و داناست، نه ناعادل و بی انصاف!
75. چه خوبه که خدا قهّار است و بر هر چیز مسلط و چیره است، نه ناتوان و مغلوب!
76. چه خوبه که خدا لطیف است، با مهربانی های پنهان و دقیق، نه خشن و زمخت!
77. چه خوبه که خدا قدیر است و تقدیر را با عدالت رقم میزند، نه تصادفی و بی نظم!
78. چه خوبه که خدا غایه الرجاء است، آخرین امید بندگان، نه ناامیدکننده!
79. چه خوبه که خدا شافی است و شفا میدهد، نه رهاکننده در درد و بیماری!
80. چه خوبه که خدا باسط الیدین بالرحمه است، دست هایش گشاده اند برای لطف و بخشش، نه بسته و محرومکننده!
81. چه خوبه که خدا فاطر است، آفریننده بدون الگو، نه تقلیدکننده و ناتوان!
82. چه خوبه که خدا محیط است و همه جا را فرا گرفته، نه محدود و محصور!
83. چه خوبه که خدا ذوالجلال و الاکرام است، پرشکوه و کریم، نه حقیر و کم ارزش!
84. چه خوبه که خدا مُنزل الکتاب است، هدایت را نازل کرده، نه این که انسانها را بی راهنما گذاشته باشد!
85. چه خوبه که خدا ولی است، سرپرست حقیقی مؤمنان، نه بی یار و تنهاگذار!
86. چه خوبه که خدا نصیر است، یاری اش بهترین یاری است، نه سست و ناپایدار!
87. چه خوبه که خدا مجید است، صاحب شکوه و بزرگواری، نه حقیر و بی ارزش!
88. چه خوبه که خدا واسع المغفره است، و آمرزش او گسترده است، نه محدود و کم رحمت!
89. چه خوبه که خدا قدّوس است، بسیار پاک و منزه از هر نوع نقص و شائبه، نه آلوده و ناقص!
90. چه خوبه که خدا سلام است و سرچشمه هر گونه سلامت و امنیت، نه منشا هر گونه بلا و آسیب!
91. چه خوبه که خدا مصوّر است، نقش دهنده به مخلوقات به بهترین شکل، نه بی نظم و بی برنامه!
92. چه خوبه که خدا مُنعم است، نعمت میبخشد بی آن که منت بگذارد، نه بخشنده ای سخت گیر و سنگدل!
93. چه خوبه که خدا واسعُ العلم است، دانشش بی پایان است، نه ناقص و محدود و کوته بین!
94. چه خوبه که خدا مُعطی است، عطا کننده بی منت، نه دریغ کننده یا شرط گذار!
95. چه خوبه که خدا خیرُ الغافرین است، بهترین آمرزندگان، نه بخیل در بخشش یا کم گذشت و کینه ورز!
96. چه خوبه که خدا خیرُ الفاتحین است، درهای خیر را می گشاید، نه بستن راهها و فرصتها!
97. چه خوبه که خدا عفوّ است و خطاها را محو میکند، نه نگه دارندۀ کینه ها!
98. چه خوبه که خدا رشید است، راهنمای به سوی رشد و کمال، نه گمراه کننده یا بی راهنما!
و اوست آنکه دریا را به تسخیر خود درآورد تا از آن گوشت تازه بخورید و زیورهایی برای پوشیدن از آن بیرون آورید و میبینی که کشتیها سینه دریا را شکافته ، وبه سراغ فضل ولطف او روید وشاید سپاسگزار باشید
وقتی به آیات سخر نگاه میکنم ، میبینم خداوند در جاهای مختلف صراحتا اعلام کرده که ببین ما همه کارها رو انجام دادیم ( ماه و خورشید و ستاره رو که به تسخیرتون در آوردیم ، دریاها و کشتی ها رو به تسخیر شما درآوردیم و ….) ، کاری شما قراره بکنید اینه که سپاسگزار باشید
این آیات دارن ایمان من رو قوی میکنند مبنی بر اینکه هیییچ محدودیتی در این جهان نیست , اگر هم هست صرفا فقط توی ذهن من است
همیشه یاد آوری موفقیت هامون به ما احساس بهتری میده ما باید آگاهانه به خودمون یاد آوری کنیم که چقدر موفقیت توی زندگیمون داشتیم چون کار ذهن اینه که بهت بگه تو به هیچ جایی نرسیدی مخصوصا وقتهایی که به تضاد بر میخوریم و کنترل ذهن یه مقدار سخت میشه
خود من با استفاده از آموزه های استاد وارد رابطه ی عاشقانه ای پایدار و سراسر عشق و احترام شدم رابطه ای که هر لحظه از بودن با هم لذت میبریم و با هم مسیر پیشرفت رو طی میکنیم علاوه بر این من توی این دو سال درامدم خیلی بیشتر شده و برای اولین بار دو رقمی شده هر ماه کلی خرید میکنم برای خونه دستگاه اسپرسو ساز و ماساژور خریدم ،مدرسه فوتبال خودم رو راه انداختم هر بار شاگردهای جدیدی وارد کلاس فوتبالم میشه من سال 1401 درامدم حدود ماهی 3تا4 میلیون تومن بود الان 30 تا 45 میلیون تومن هست یعنی 9تا10 برابر افزایش من به راحتی هدایت شدم به شغل معاونت مدرسه و این خودش یک موفقیت بسیار عالی هست من موفق شدم مربی خصوصی شنا بگیرم و شنا رو یاد بگیرممن موفق شدم یه مسافرت فوق العاده به شمال برم با مادرم و عزیز دلم و هزینه هارو به راحتی پرداخت کردم من موفق شدم به راحتی مدرک معتبر مربی گریC فوتبال آسیا رو بگیرم، من موفق شدم دیپلمم رو بگیرم من موفق شدم پا بذارم روی ترسهام و چندین مسافرت به جاهای جدید برم با عزیز دلم،من موفق شدم بسته قانون سلامتی رو بخرم و سبک تغذیه خودم رو تغیر بدم این یکی از بزرگترین موفقیت های من هست من به آبشار های زیادی رفتم و موفق شدم از همشون بپرم توی آب مثل آبشار تنگه براق ،بیشه ،تنگه تا مرادی و این شجاعت و دل جرعت من رو نشون میده این نشون میده من با ایمان و شجاعت میرم توی دل ترسهام من موفق شدم یک شاگرد خصوصی خوب جذب کنم و چندین ماه بهترین تمرینات رو براش گذاشتم و چقدر پیشرفت کرده تا الان خدایاشکرت بابت تمرینات فوق العاده ای که بهم الهام میکنی خدایاشکرت که موفق شدم کامل با هزینه ی خودم در توری برای خونمون بذارم خدایاشکرت که موفق شدم 5 قدم از دوره ی 12 قدم رو بخرم و کار کنم و انشالا یکی پس از دیگری قدم هارو میخرم تا قدم 12و انشالا با کار کردن رو آگاهی های دوره به بی نهایت موفقیت میرسم من هدایت شدم بوفه ی مدرسه رو راه بندازم و یه منبع درامد جدید ایجاد کنم من تا الان موفق شدم بارها و بارها فست های چند روزه بگیرم بیشترین تایمی که فست بودم 96 ساعت (4روز) بوده هر کسی نمیتونه اینقدر ذهنش رو کنترل کنه و این تایم طولانی غذا نخوره
خدایا من ایمان دارم همونجور که به راحتی هدایتم کردی به این موفقیت ها به موفقیتهای بیشتر و بالاتر هم هدایتم میکنی
من وقتی کامنتهای فوقالعاده دوستان عزیزم رو میخوندم .خداوند موفقیتهایم را به یادم آورد
من از بچگی عاشق بازی با پارچه بودم، اطرافیانم خیاطی میکردن منم خیاطی رو تا سن 17 سالگی یاد گرفتم ومیتونستم برای خودم لباس بدوزم ولی تصمیم گرفتم که مدرک بگیرم سه ماه آموزش دیدم وبعد امتحان دادم .2روز برای امتحان فرصت داشتیم از صبح تا فکر کنم 2بعداز ظهر من همون روز اول الگو کشیدم برش زدم ودوخت انجام دادم لباسم وپوشیدم واولین نفر بودم که نشون استادم دادم قبل از ظهر، و نمره 80 گرفتم از 100نمره. در زمانی که کار خودم رو انجام میدادم به دوستانی
که کنارم بودن هم کمک میکردم .چون از قبل من خیاطی میکردم وتا حدودی بلد بودم .
بعد دوست داشتم آرایشگری هم یاد بگیرم از صفر شروع کردم توی گرمای خوزستان با ماشینهای داغون بدون کولر نیم ساعت طول میکشید ، کلی پیاده میرفتم تا به آموزشگاه ماهشهر میرسیدم.
در سن 18 .19 سالگی .منکه وضع مالی پدرم عالی بود وتوی ناز ونعمت بزرگ شدم .به لطف خدای مهربانم ولی با شورو شوق میرفتم چیزی یاد بگیرم به قول استاد عزیزم گرمارو نمی فهمیدم وعاشقانه انجام میدادم .امتحان دادم بازم با نمره عالی قبول شدم .
بعد گفتم دوست دارم نقاشی بکشم. پدر خدابیامرز عزیزم به من نه نمیگفت ،باز قبول کرد کلی برای من هزینه کرد و از صفر شروع کردم، سیاه قلم ومداد رنگی وآبرنگ ورنگ روغن تا جایی که میتونستم یک تابلو بکشم ولی آزمون توی شهر ما نبود ومدرکشو نگرفت دوست داشتم برای خودم یاد بگیرم.عاشق هنر بودم وِلذت میبردم از کارهای هنری .برای خودم شال ولباس میبافتم خوب نمیشد ولی انجام میدادم چون کمالگرا نبودم .
استاد عزیزم، دانشجویان عزیزم،
بعداز اینکه بچه دار شدم وخداوند مهربانم پسری به ما هدیه داد تمام هنرم و گذاشتم کنار .اما
من 3سال پیش
خیاطی رو انتخاب کردم واز صفر شروع کردم چون میخواستم توی زندگی هدف داشته باشم ومولد باشم .
حالا توی سن 50 سالگی بااینکه کلی تجربه دارم وخیلی عالی خیاطی میکنم ولی جسارت 17 سالگی رو ندارم ومیترسم از اینکه نتونم موفق بشم.
قسمتی از نعمتها و موفقیتهایی که از بچگی توی زندگیم داشتم رو ،خداوند به یادم آورد که نوشتم .هزاران موفقیتهای کوچک وبزرگ داشتم ودارم ، مخصوصا از زمانی که به لطف خدای مهربانم با این سایت الهی وآموزشهای استادم آشنا شدم ولی فراموش کردم.
امیدوارم خداوند همه ما رو هدایت کنه که یاداوری موفقیتهایمان سکویی باشه برای پرش به سمت هدفهایمان .انشاالله…..انشاالله…..انشاالله .
حالا از کامنتهای بچه های فوقالعاده انرژی وانگیزه گرفتم که رسالتم رو فراموش نکنم واز محصولاتی که دارم استفاده کنم که انشاالله به هدفم که یک فروشگاه تولید لباس ها ی راحتی هست برسم.
امیدوارم کامنتم برای عزیزانی که میخونن مفید باشه .
دوست عزیزم
اگه دوره عزت نفس رو داری جلسه4 خیلی هماهنگ با قسمت 15 تغییر رادر آغوش بگیر.
وسط کامنت نوشتن رفتم غذا درست کنم .همیشه فایل گوش میکنم که امروز هدایت شدم به جلسه 4 دوره عزت نفس .
خداراشکر بابت این قانون بدون تغییر خداوند
خدایا سپاسگزارم بابت وجود استادم، بینهایت سپاسگزارم .
سه روزه میخوام برای این فایل کامنت بزارم ولی هی یه چیزی در درون من نمیاد که بنویسم
اما الان قصد کردم ک بنویسم
دقیقا دیشب اومدم کامنت بزارم که یهو هدایت شدم به قسمت 16 و عجب همزماااانی چقدر مناسبم بووود
اومدم اوایل پروژه نوشتم هم تو دفترم هم اگه اشتباه نگم تو کامنتهای این پروژه که قصدم این بود بای گام اول صحبت کنم و حالا که کارها کمتر شده پنج شنبه ها رو نرم چون احساس میکردم خیلی دیگه غرق در کار و پیش بردن اهداف مدیرم بود مطمئنم که خودمم تمام چیزهایی که باید در این مسیر یاد میگرفتم و با کمک خداوند یاد گرفتم ولی نیاز داشتم یکم ذهنم باز بشه برای خودم و اهدافم و علایقم
خیلییی کار سختی بود برام همین حررف زدن ساده کلی با خودم حرف زدم گفتم این مسیری هست که تو قبلا رفتی چرا اینقدر داری سختش میکنی و اصلا حتی اگه بگه نه نمیشه بازم همین که تو حرفت و زدی قسمت سمت خودت و انجام دادی
دیگه طی یه اقدام جانانه رفتم تو دلش و انگار بعدش افتادم تو دور کلمات خودش میومد کلی با خودم با خدا حرف زدم و احساس کردم خدا بهم گفت بله چرا که نه اگه این چیزی هست که تو میخوای برای من کاری نداره Done
و بعدش همه چیز در یک شب درست شد و الان دو هفته س که پنج شنبه ها نمیرم اصلا هم چیز ساده ای نیست و خیلی کا بزرگی بود برام و اینقدر این مسیر و این صحبتها و این انجام شدن ها برای خواهرم الگو شد که ازش استفاده کرد و تو امتحان شهری ش قبول شد با اینکه خیلی راحت و روون رانندگی میکرد ولی ب محض رویایی با افسر هول میشد و همه چیز خراب میشد ولی طی یه اقدام جانانه مجدد :))) با صحبت با خودش و خدای خودش اون هم انجام شد و ما ساعتها داشتیم درباره انجام شدن این خواسته ها با خودمون صحبت میکردیم و تمام خواسته های قبلی که اجابت شد و برای خودمون مرور میکردیم الان تازه به مرحله ای رسیدیم بعد اینهمه سال که میتونیم از تمام لحاظات زندگی لذت ببریم و اون خیال راحته تازه اومده سراغمون که مطمئن زندگی میکنیم و میدونیم با خواسته های اصلی مون چند قدم بیشتر فاصله نداریم خدایا شکرت
راجع به رسیدن ها هم من اتفاقا قبل جلسه 15 با خودم میگفتم ندا اون مسیری که تورو به خواسته ت که رابطه دلخواهت قانون سلامتی و رسیدن به رشد شخصیتی بینظیرت رسوند تورو با جیب خالی فرستاد سفرهای لاکچری خارج از کشور یه عالمه سفرهای داخلی بینظیر رفتی که هرکدوم از قبلی عالی تر و پر از احساسات خوب و اتفاقات خوب و آشنایی با ادمهای بینظیر بود رفتی همه ی اینها تو رو به ثروت میرسونه اونقدری که مثل استاد که با ارامش خیال میگن خدا گفت تو مسیر علاقت بمون من بی نیاز مالی ت میکنم (ایموجی چشم اشکی)
خیلی خودم و باهاش نزدیک و ملموس میبینم خیلیییی
خدایا شکرت مرسی ازتون استاد بینظیر من آموزنده اللهی من دوستتون دارم
و خداوند شب و روز و خورشید و ماه را به تسخیر شما در آورد و ستارگان به امر او به تسخیر او در آمده اند به درستی ک در این ها نشانه هایی است برای افرادی که فکر میکنند و از قوه تعقل خود استفاده میکنند
استاد توی فایل های مختلف بارها و بارها اعلام کردن که طبیعت به خودی خود جادویی هست و خیلی وقت ها در طبیعت بسیار شفاف تر الهامات رو دریافت میکنن
و وقتی به آیات قرآن نگاه میکنی ، میبینی که خداوند تقریبا تمام مثال هایی که زده از طبیعت هست یعنی چیزی که هرررررر کسی با هر مقدار درک و فهمی بفهمدش و درکش کنه ( اونجاست که توی سوره قمر 4 بار اعلام میکنه که : وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ ) از آسمان و زمین و ماه و ستاره و کوه و دریا و ….. و باز هم توی قرآن فرموده : ما از هر مثالی برای مردم آورده ایم
هر چی بیشتر در آیات سخر پیش میرم ، بیشتر سادگی و آسانی خلق خواسته ها برام مسجل میشه خدا توی قرآن نمیاد بگه ببین باید اتم بشکافی تا خلق کنی ، باید آپولو هوا کنی تا بتونی زندگی خوبی داشته باشی
تو کافیه طبیعی باشی ، طبیعی بودن یعنی با تفکر و تغقل در آیات و نشانه های خداوند ایمان در عمل به الله یکتا بیشتر بشه و اون ایمان منجر میشه به اعمال متفاوتی که قطعا و حقیقتا و یقینا نتایج متفاوتی رو ایجاد میکنه
آیات سخر برای من هدایت گر هایی هستند مبنی بر اینکه قدرتی که خداوند به انسان عطا کرده بی نهایت است اما به چه شرط؟
لطفاً در کامنتها، یک موفقیت «کوچک» یا «بزرگ» از گذشتهتان را به اشتراک بگذارید که آن را با تلاش و تغییر باور به دست آوردید. (مثل کاهش وزن، قبولی در یک آزمون، یادگیری یک مهارت، غلبه بر یک ترس، یا حتی یک موفقیت در روابط).
سپس بنویسید: امروز که به آن دستاورد نگاه میکنید، چطور میتوانید از «باور» و «اعتماد به نفسی» که از آن موفقیت به دست آوردید، به عنوان یک «سکو» برای پرش به سمت هدفی که همین امروز دارید، استفاده کنید؟
من یک موفقیت خیلی خوب برای خودم دارم که از وقتی که به این موفقیت رسیدم بارها ازش استفاده کردم برای قدم های بعدی خودم و خیلی بهم کمک کرده و میکنه اصلا معجزه ها برای من رخ داد از وقتی که این کار رو انجام دادم و بارها و بارها در سایت و حتی در همین پروژه توی کامنت ها بهش اشاره کردم و نوشتمش
بزرگترین اقدامی که انجام دادم مهاجرت به یک شهر دیگه بود شهری که اصلا نمیشناختمش و هیچی ازش نمیدونستم و قبلش هم اصلا نمیدونستم که کدوم شهر هست چه برسه که بخوام راجب اون شهر تحقیق هم بکنم
همیشه از خدا میخواستم که من رو به جایی هدایت کنه که هیچکس آشنا نباشه که بخوام ازش کمک بگیرم و ذهنم این رو بگه که برو از فلانی کمک بگیر و یا به فلانی بگو که که فلان کار رو برات انجام بده واقعا همش میگفتم میخوام معجزات و هدایت های خدا رو ببینم و میخوام خودش دستم رو بگیره و دستان غریبه بیان بهم کمک کنند اون هم از طرف خدا .
قبل از اینکه بخوام برم خیلی ترس ها توی وجودم بود و خیلی نگرانی ها بود اصلا کجا میخوای بری چیکار میخوای بکنی کجا میخوای بخوابی با کی میخوای کار کنی کجای میخوای کار کنی چی میخوای بخوری و هزاران مورد دیگه و اینقدر این ترس ها رسوخ کرده بود به تمام جونم که نمیتونستم حرکتی بکنم اما خدا ایمانی بهم داد که حرکت کنم و اینجا بود که دوره عزت نفس و حل مسائل اومدند به کمکم و تونستم حرکت کنم اتفاقاً همیشه به خودم میگفتم که حالا که اینقدر این ترس توی وجودم اومده پس باید برم توی دلش و حرکت کردم و درها باز شد برام و اتفاقات خیلی زیبایی برام افتاد و خدا به شکل معجزه آسایی هدایتم کرد قدم به قدم .
اما میخوام از این به بعد از این موفقیتی که بدست آوردن بگم که چقدر کمکم کرد برای حرکت های بعدی من که باز هم ترس ها بودند اما به شکل های دیگه برای کارهای دیگه اما من دیگه ایمانم بیشتر از اون ترس ها شده بودند و بارها همین موفقیت رو یادآوری میکردم به خودم حرکت میکردم .
آخرین موردش که خیلی بهم کمک کرد شروع کار خودم بود در شهر خودم بدون هیچ پشتوانه ای .
اصلا نمیدونستم باید چیکار کنم و به کی باید رو بزنم و ابزار هم برای کارم ندارم حالا چیکار کنم ؟
هدایت اومد که گفت برو خودت رو معرفی کن و هنرت رو نشون بده و من هم گفتم چشم و با اینکه خیلی توی کارم مهارت داشتم اما ترس ها باز هم بودند و نمیداشتند حرکت کنم اما اون نور الهی توی قلبم بود و یادآوری کرد بهم که همون طوری که توی شهر غریب بهت جا دادم پناه دادم و عزت دادن همینجا هم دستت رو میگیرم و واقعا هم همینطور شد خدا قلب ها رو نرم کرد برای من و دستان خودش رو بهم رسوند برای کمک بهم آورد و من با اینکه هیچ ابزاری نداشتم برای کارم اما خدا برام ابزار شد و ملی وسیله برام آورد تا من کارم رو شروع کنم و کار ها رو به سرانجام رسوندم و به لطف خدا الان ابزار نو و جدید خودم رو دارم و کنارش اعتبار و عزت از سمت خدای مهربانم دارم .
و هروقت که بخوام ماری رو شروع کنم که ترس ها میاد سراغم همین موفقیت رو بیاد خودم میارم و حرکت میکنم و آرام میشم به لطف خدا.
امیدوارم که برای هممون اینقدر دستاورد ها زیاد بشه مثل استاد که دیگه ذهنمون نتونه حرفی بزنه و همون توی نطفه خفه بشه و بتونیم موفق بشیم به امید خدا .
ممنونم از دوستان عزیزم که کامنت های خوب و عالی میذارند و باعت کمک و رشد من شده امیدوارم که حرکت هستید تنتون سالم و دلتون شاد باشه
خدایی که از وقتی پیداش کردم دیگه حسرت برام یه چیز بی معنی شده چون میدونم که به منم از قدرت خلق کنندگیش داده همون قدرتی که میگوید باش و میشود
الهی شکرت الهی شکرت الهی شکرت
با سلام خدمت استاد عزیزدلم، مریم عزیزم و تمام دوستان خوبم
این گام حیاتی ترین کلید روبه دست من داد چون یادم رفته بود که چقدر توانمندم و داشتم توو چاله ی ذهنم میفتادم که من هیچ دست آوردی ندارم . این روزها هدایت خداوند رو بهتر حس میکنم، کنترل ذهن برام راحت تره به قول استاد در جلسه ی یک قدم اول دارم بهتر میفهمم خوبی هام از کجاست وعوضی بازی هام از کجا، این خودشناسی منو به همه چیز میرسونه چون خوب میدونم که چقدر با خودم غریبه ام از خداوند هدایت میخام تا در مدار خرید دوره ی احساس لیاقت قرار بگیرم البته به لحاظ مالی میتونم بخرمش ولی هدایتی نرسیده به امید خدا
نکات فایل :
گفت و گو با حمید :
من از بچگی دنبال خدا بودم و دوست داشتم رابطم رو با خداوند درست کنم یه مدت طولانی پیگیر هیئت و مسجد شدم ولی به نتیجهای نرسیدم و ادامه ندادم بعد رفتم دنبال ورزش کوهنوردی و احساس کردم که خداوند در کوههاست و حال خیلی خوبی داشتم . من دوره ی پاراگلایدر میرفتم و از ارتفاع سه و نیم متری سقوط کردم و دوباره توو فکر رفتم که حتماً باید سبک زندگیم رو عوض کنم دورههای هیپنوتیزم و شبیه به اون رو شرکت کردم ولی احساس میکردم که اینها نمیذاره من از درون تغییر کنم . یه روز میرفتم کوه و از خدا خواستم منو به استادی هدایت کنه که دیگه وقت من تلف نشه همون روز یه خانومی رو دیدم که گوشیش در کیفش بود و صدای شما از اون میومد من ازشون پرسیدم این آقا کیه؟ گفت استاد عباس منش حدود 7 _8 ماه پیش وارد سایت شدم و با دوره ی عزت نفس شروع کردم دیدم که همه چیز داره هر روز بهتر و بهتر میشه و من خدا رو پیدا کردم .
همیشه وقتی که ما آماده و مهیا باشیم، خداوند ما رو به بینهایت طریق هدایت میکند ولی مهم آمادگی ماست، اگر احساس میکنیم که هدایت نمیشیم یعنی هنوز آماده نیستیم وقتی که روی خودمون کار میکنیم و با تصمیم جدی میخوایم زندگیمون رو تغییر بدیم، هدایتهای خداوند به بینهایت طریق میرسه این قانون خداونده اینکه من برنامههامو با قرآن و بحثهای هدایتی پیش میبرم به خاطر اینه که جز این نمیتونه باشه واقعاً اگر هدایت رو از زندگی من حذف کنند من هیچی ندارم هرچی که توو زندگیم بهش رسیدم از زمانی بوده که هدایتهای خداوند رو گوش کردم، از زمانی بوده که اجازه دادم خداوند منو هدایت کنه و عمل کردم بهشون، به خاطر همین تنها راهی که میدونم جواب میده اینه که ما خودمون رو آماده کنیم و اجازه بدیم که خداوند ما رو هدایت کنه و مطمئن باشیم که خداوند اشتباه نمیکنه و بعد قدمها رو در مسیر هدایتی که اومده برداریم . این مسیر به این صورته که ما هر چقدر بیشتر کار کنیم بهتر میفهمیم و تکاملیه و اینطور نیست که همون روز اول بفهمیم کدوم حرف هدایته و کدوم نیست ولی به مرور قلبمون گواهی میکنه و یه الگویی پیدا میکنیم که کدوم هدایته و چطور میتونیم ازش استفاده کنیم .
گفت و گو با مهیار :
من حدود 5 سال پیش اوضاع خیلی بدی داشتم و خیلی معجزه آسا با شما آشنا شدم اون موقع خیلی اضافه وزن داشتم به مرور روی دورههای عزت نفس و قدمها کار میکردم و وزنم رو پایین آوردم و به تناسب اندام رسیدم و هر هدفی که میخواستم رو به دست میاوردم بعد وارد دانشگاه شدم و دوران پاندمی شروع شد و به خودم گفتم که این یه فرصت که روی خودم کار کنم و بهتر بشم بعد از یه مدت دچار روزمرگی شدم و هیچ هدفی رو تعیین نکردم و هیچ حرکتی انجام ندادم درحالیکه فکر میکردم دارم روی خودم کار میکنم تا اوضاع سخت شد و چک و لگدهای جهان شروع شد البته به نظر من این تضادها خیلی هم بد نیست چون خیلی از آدمهای موفق هم یه سری اشتباه کردن و چک و لگد خوردند ولی از اونها درس گرفتند و پیشرفت کردند چند شب پیش به خودم گفتم مهیار بسه هر چقدر برای دیگران دست زدی و تحسین کردی، معمولی زندگی کردن دیگه بسه باید تغییرش بدی و به خودم قول دادم که به تمام هدفهام برسم در حالی که هیچ ایدهای براشون نداشتم چون اونقدر درگیر تضادها شدم که هدایتها و فرصتها را درک نمیکردم . دوباره دورهها رو شروع کردم و گفتم اولین ایده ای که بیاد حالا هرچی که هست میرم بهش عمل میکنم .
یه سری تضادها که میاد، انگیزه ی بیشتری به آدم میده که مسیرش رو درست کنه مثل اینکه به دنبال یه اشتباه کسی گوش ما رو بپیچونه و اونقدر درد بگیره که اون درد همیشه در ذهن ما بمونه و دیگه اشتباه رو تکرار نکنیم . اینکه ما آگاه باشیم چی توو سرمون میگذره و آگاه باشیم که باید زندگیمون رو تغییر بدیم، خودش قسمت اعظمی از تغییراته مخصوصاً اینکه دائماً به خودمون یادآوری کنیم . مهیار میگه من وزنم رو کم کردم خب این خیلی ابزار قدرتمندیه، اینکه ما یه موفقیتی رو کسب کرده باشیم و هر بار از اون موفقیت برای پیشرفت بیشتر کمک بگیریم .
منم بعد از مهاجرت به بندرعباس اولین هدفی که تعیین کردم کاهش وزن بود و وقتی اون هدف بعد از سالها با اهرم رنج و لذت اتفاق افتاد و به تناسب اندام رسیدم یه معیاری شده بود برای من که میگفتم اگر به این هدف رسیدم، پس به هر هدف دیگهای هم میتونم برسم و هر بار که شرایط رسیدن به خواستههام سخت میشد، این رو به ذهنم میآوردم که من به بزرگترین هدفم رسیدم پس به هر چیز دیگهای هم میرسم . اینکه آدم به هدفش برسه، اون ایمان و باوری که درش ایجاد میشه خیلی مهمه، اون اعتماد به نفس، اون باور باعث میشه به هزاران چیز دیگه برسی موفقیتهایی که بهش میرسید رو پله کنید برای موفقیتهای بعدی و به همین شکل جلو برید . روزهایی که شرایط سخت میشه و رسیدن به هدف یه ذره دور از دسترس میشه و ناامید میشید، برگردید مرور کنید که من همون آدمی هستم که به فلان هدف رسیدم با اون مسیری که رفتم، با اون شور و شوقی که داشتم و برگردید خاطراتتون رو بخونید، عملکردهاتون رو، انرژیهاتون رو، کارهای روزمرهای که باعث شد به هدف برسید رو به یاد بیارید . اینها خیلی کمک میکنه که آدم امیدش رو از دست نده و به هدفهای بعدی هم برسه . این خیلی مهمه که یه هدفی رو انتخاب کنیم که قابل دسترستره یا انگیزه زیادی براش داریم و بهش برسیم، بعد اون رو سکو کنیم برای هدفهای بعدی .
لطفاً در کامنتها، یک موفقیت «کوچک» یا «بزرگ» از گذشتهتان را به اشتراک بگذارید که آن را با تلاش و تغییر باور به دست آوردید.
من همیشه از بچگی آدم مستقلی بودم، از اول ابتدایی تنها میرفتم مدرسه البته اوایل غصه میخوردم که چرا خانواده م منو نمیبره ولی یادمه که خیلی زود گذشت و دیگه اذیت نمیشدم و خودم یاد گرفته بودم از خیابون رد بشم بدون ترس و با احتیاط . همیشه خودم کارنامه هارو میگرفتم، خودم تکالیفم رو انجام میدادم و چون مادرم سرکار میرفت یا اکثرا خونه نبود خودم خونه رو مرتب میکردم، کارهای خودم روانجام میدادم ، غذا آماده میکردم ودرس میخوندم الان هم دوساله تنها زندگی میکنم وهمه ی کارهام با خودمه وهمیشه خونه م تمیز ومرتبه و دست پختم عالیه .
من همیشه درسم عالی بود از همون کلاس اول بدون هیچ کمکی حتی کتاب هایی که بقیه دوستام داشتن رو هم من نداشتم ولی همیشه شاگرد اول بودم، من بدون هیچ امکاناتی یعنی حتی غذا هم نداشتم وکیک و بیسکوئیت میخوردم، بهترین رشته در بهترین دانشگاه قبول شدم و جز نفرات برتر کنکور شدم طوریکه هیچ کس توو فامیل باورش نمیشد چون قبل من حتی یک نفر دانشگاه دولتی هم قبول نشده بود با کلی معلم خصوصی وامکانات ولی من توو اوج وحشتناک ترین تضادها تمرکز کردم روی هدفم و رتبه شدم
من همیشه آدم منظمی بودم وتمیزی ونظم برام مهم بود و هست
من خیلی خوب میتونم با آدم ها ارتباط بگیرم واز وقتی عزت نفسم بالاتر رفته این مهارت بهتر هم شده چون نه راحت میرنجم و قهر میکنم نه توقعی از آدم ها دارم و خودمو لایق بهترین ها میدونم
من تونستم با خیلی از خاطرات بد کودکی و نوجوانیم کنار بیام واونهارورها کنم و خانواده م روببخشم بعضی وقت ها در دام ذهنم میفتم ولی خیلی خیلی بهتر شدم و این باعثشد رابطه م با خانواده م بهتر شه و ازشون کلی خوبی ببینم و حال خودمم بهتر شد
من خیلی وقته که در رابطه م با آدم ها حواسم هست که وابسته نشم و ارزش آدم هارو در ذهنم بیارم پاسین و همیشه از خدا هدایت خواستم که نذاره گمراه بشم و الان میتونم بگم تقریبا به هیچ کس وابسته نیستم البته همیشه از خداوند هدایت و حمایت میخام که منوفقط و فقط به خودش وابسته کنه
من خیلی وقته که با کار کردن روی عزت نفسم، خودم رو لایق بهترین ها میدونم و بهترین هاروبرای خودم تهیه میکنم از خوراک گرفته تا وسایل جزئی، برای خودم ، برای خواسته هام و برای پیشرفتم وقت میذارم و به حالم، آرامشم، غذام، لباسم، خوابم، ورزشم خیلی اهمیت میدم .
من نزدیک به 4 ساله که دوره ی قانون سلامتی رو رعایت میکنم با اینکه زمان شروع دوره 46 کیلو بودم و الان هم 45 کیلوعم ولی رهاش نکردم هنوز بقیه میگن تو پوست و استخونی ولاغری و … ولی من اهمیت نمیدم و قصد دارم ادامش بدم الهی شکرت
من امروز که دارم این فایل رو گوش می کنم به باد میارم در عرض همین دو سه ماه ، من کلی پیشرفت کردم
تلاش شب و روزم ، و هدایت خواستن از ربم، چقققققدر نتایج به بار آورده.
پس بازم از این بهتر ، از این بیشتر ، از این زیباتر ، و از این لذت بخش تر و رهاتر می خوام.
در زمینه مالی چقققققدر پیشرفت کردم
نزدیک به چندین میلیون پول فقط نقدی وارد زندگیم شده
روابط م چقققققدر عالی تر شده
استارت و اقدام قدم های اولیه برای یه سری مشاغل خانگی که دوستشون دارم و به شرایط فعلی من می خوره
پیشرفت فرزندان م ، مهاجرت کوتاه به یه شهری دور از من، و کار کردن مستقل شدن، پول ساختن ، و خرید تک تک وسایلی که واسه ایجاد شغل شون نیاز دارند
روی پای خودشون ماندن و حرکت کردن و چقققققدر تجربه ، درس، و مهارت کسب کردن که خدا می دونه اگه بخوام در مورد یک روز زندگی خانوادگی م بنویسم باید طومارها بنویسم که من در یک روز به اندازه ی چندین سال زندگی کردم.
سلامتی همسرم ، ایجاد یک رابطه ی دوست داشتنی و سالم،
ایجاد مهر، محبت و عشق و احترام بین ما
رسیدن فرزند کوچک می به خواسته ای که داشت ، دوچرخه ، گوشی بازی های محلی روستایی ، دور دور کردن، فوتبال ، ساختن تفنگ چوبی برای خودش با خلاقیت خودش با چوپ همین درختان این روستا
خدای من اینققققققققدر رشد در زندگی من هست
اینققققققققدر پیشرفت هست
و من دوست دارم و ادامه میدم با هدایت های ربم
اینجا رابطه های عالی بین من ، دوستان ، آشنایان
چقققققدر بریز به پاس هایی که قبلاً تو زندگیم نبود اما حالا هست
چندین دوره ای که من خرید کردم از سایت به راحتی و پول فراوانی که هنوز هم هست و هر روز داره زیادتر میشه.
می خوام در آخر بگویم ،،،،،،
به خدا قسم من فقط مثل ملکه نشستم ، کار خاصی نمی کنم و تک تک این اتفاقات خودش داره به راحتی وارد زندگیم میشه
این دستاوردها فقط نتیجه یک تلاش همین دو سه ماهه ی منه.
من سپاسگزارم که چقققققدر دارم راحت این مسیر زیبا رو میام
سلام به استاد عباس منش
سلام به استاد شایسته
و سلام به عزیزان من در این سایت بهشتی
من در کامپیوترم یک فایلی دارم به اسم پرونده خوشی ها ، و در آن میام درباره چیزهایی که برایم جذاب و زیباست می نویسم و شکرگزاری میکنم و یک جورایی انگار عشق بازی با خداست
به ذهنم رسید که بیایم و صفات قشنگ خدا رو بنویسم و کنارش متضاد اون رو قید کنم
تا هم به ذهنم بفهمانم که ما با چه خدای بزرگ و مهربان و کاردُرستی سر و کار داریم و هم این که خواندن این متن ها به من احساس خوبی میدهد
امیدوارم قابل استفاده باشه برای دوستان عزیزم در این سایت
مخصوصاً آن دوستانی که خیلی به مباحث توحید علاقهمند هستند
این متن ها رو به طور ویژه تقدیم میکنم به دو دوست نادیده عزیزم: حمید امیری حنیف و سعیده شهریاری
تقدیم به نگاه شما:
1. چه خوبه که خدا مهربان است و رئوف، نه عصبانی!
2. چه خوبه که رحمت خدا بر غضبش پیشی گرفته، نه برعکس!
3. چه خوبه که خدا راحت و سریع توبه بندگان را میپذیرد
4. چه خوبه که خدا مجیب است، نه مانند کسی که متوجه نمیشود یا محل نمی گذارد!
5. چه خوبه که خدا وهاب است، نه تنگ نظر یا بخیل!
6. چه خوبه که خدا احد واحد است و ما فقط با او سر و کار داریم، و دو یا چند خدا نیست!
7. چه خوبه که خدا خالق است، و مخلوق دیگری نیست!
8. چه خوبه که «خدا» رزاق است، نه مخلوقات!
9. چه خوبه که خدا عادل مطلق است، و ظالم نیست!
10. چه خوبه که خدا نور است، و ظلمت و تاریکی نیست!
11. چه خوبه که خدا حق است، و باطل نیست!
12. چه خوبه که خدا حکیم است، نه نادان و بی خبر!
13. چه خوبه که خدا صبور است، نه عجول و تندخو!
14. چه خوبه که خدا قادر مطلق است، و هیچ چیزی از دایره قدرت او خارج نیست
15. چه خوبه خدا علیم است، و هیچ چیزی از دانش او پنهان نمی ماند
16. چه خوبه که خدا غفور است، نه کینه توز!
17. چه خوبه که خدا سمیع است و صدای همه را می شنود
18. چه خوبه که خدا بصیر است و هر چیز را به خوبی می بیند
19. چه خوبه که خدا محسن است و تنها خیر و خوبی میبخشد
20. چه خوبه که خدا قدیم است، بی ابتدا و بی انتها
21. چه خوبه که خدا رحمان است و رحیم، نه عصبانی و بداخلاق!
22. چه خوبه که خدا تواب است، نه مانند کسی که به سختی دلش به دست میآید!
23. چه خوبه که خدا ودود است و دوستدار بندگانش است، نه بی مهر و غافل!
24. چه خوبه که خدا ستار العیوب است و پوشانندۀ عیب ها، نه افشاگر و پرده دَر!
25. چه خوبه که خدا مغیث است، یاری رسان در سختی ها و مشکلات، نه غافل و بی تفاوت!
26. چه خوبه که خدا کریم است، بخشنده و سخاوتمند، نه بخیل و کم عطا!
27. چه خوبه که خدا مالک و ملک است: همه جهان ملک اوست و او مالک حقیقی همه چیز است، نه مانند مالکیت های ناپایدار دنیوی!
28. چه خوبه که خدا غفار است: بسیار آمرزنده است و گناهان را می پوشاند، گویی که هرگز نبوده اند
29. چه خوبه که خدا قریب است، نزدیک تر از رگ گردن، نه دور و دست نیافتنی!
30. چه خوبه که خدا خیر الرازقین است
31. چه خوبه که خدا خیر ناصر و معین است
32. چه خوبه که خدا نعم الوکیل است، بهترین کسی که میتوان کارها را به او سپرد
33. چه خوبه که خدا صادق است، و هیچ گاه در وعده هایش دروغ نمی گوید
34. چه خوبه که خدا غنی است، بی نیاز و کامل، نه محتاج!
35. چه خوبه که خدا خورشید و ماه را مسخر انسان قرار داده است
36. چه خوبه که خدا سمیع الدعاء است و فریاد بندگان را میشوند، نه کر و بی توجه!
37. چه خوبه که خدا مقسط است و عادل
38. چه خوبه که خدا مجیب الدعوات است، پاسخ دهنده به صداها، نه بیتوجه یا ساکت!
39. چه خوبه که یاد خدا آرامشبخش دل هاست
40. چه خوبه که خدا محسن است، نیکوکار به بندگان، نه ظالم و بی رحم!
41. چه خوبه که خدا عالی مقام است، نه پست و ناچیز!
42. چه خوبه که خدا قدیر است، نه ناتوان و عاجز!
43. چه خوبه که خدا حکیم است، نه بی فکر و ناپخته!
44. چه خوبه که خدا رزّاق است، نه محروم کننده!
45. چه خوبه که خدا غنی است، نه فقیر و نیازمند!
46. چه خوبه که خدا شاکر است و کوچکترین عمل نیک را بی پاسخ نمی گذارد، نه ناسپاس!
47. چه خوبه که خدا متعال است و از هر نقص و عیبی برتر است، نه پست و ناقص!
48. چه خوبه که خدا واسع است و رحمتش بی پایان است، نه تنگدست و محدود!
49. چه خوبه که خدا بّر است و نیکی اش همیشگی است، نه بدکنش و شرور!
50. چه خوبه که خدا جمیل است، نه زشت و نازیبا!
51. چه خوبه که خدا هادی است و راهنمایی میکند به راه راست، نه گمراه کننده!
52. چه خوبه که خدا کافی است و برای رفع هر مشکلی بس است، نه ناتوان و ناکافی!
53. چه خوبه که خدا وکیل است و بهترین تکیه گاه است، نه ضعیف و بی پناه!
54. چه خوبه که خدا رئوف است و نهایت مهربانی را دارد، نه سخت گیر و خشن!
55. چه خوبه که خدا مبین است و حقایق را آشکار میکند، نه پنهان کنندۀ حقیقت!
56. چه خوبه که خدا باقی است و همیشه پایدار است، نه فانی و نابودشدنی!
57. چه خوبه که خدا رفیق است در تنهایی ها، نه رهاکننده در سختی ها!
58. چه خوبه که خدا کامل است و از هر عیب و نقصی بری است
59. چه خوبه که خدا قابل التوب است و پذیرندۀ توبه حتی بعد از تکرار خطاست، نه قهرکنندۀ زودهنگام!
60. چه خوبه که خدا باسط است و گسترانندۀ نعمت هاست، نه تنگ گیر و مانع!
61. چه خوبه که خدا سلام است و سرشار از آرامش و امنیت است، نه جنگ و اضطراب!
62. چه خوبه که خدا عَدل است و کوچک ترین ستمی روا نمی دارد، نه بدطینت و ظالم!
63. چه خوبه که خدا وارث است، باقی مانده همه چیز برای اوست، نه مثل انسانها که چیزی نمی ماند برایشان!
64. چه خوبه که خدا مالک الملک است، مالک حقیقی همه جهان است، نه مثل پادشاهان فانی و ناپایدار!
65. چه خوبه که خدا مُبدِئ است، آغازگر آفرینش است، نه ناتوان از خلقت!
66. چه خوبه که خدا حیّ است، زندۀ همیشگی، نه مرده و پایان پذیر!
67. چه خوبه که خدا علّام الغیوب است، دانای همه پنهان ها، نه ناآگاه از دل ها!
68. چه خوبه که خدا ستّار است، حتی وقتی خطا میکنیم پرده پوشی میکند، نه رسواکننده!
69. چه خوبه که سنت های الهی تغییر نمی کنند و همیشه ثابت و قابل اعتمادند، نه ناپایدار و متزلزل!
70. چه خوبه که سنت های الهی همیشه عادلانه است، نه ظالمانه!
71. چه خوبه که خدا سخّی است، بخشندۀ فراوان، نه کم عطا و خسیس!
72. چه خوبه که خدا مهیب است، پرهیبت و بزرگ، نه ضعیف و بی اراده و ناچیز!
73. چه خوبه که خدا صَمَد است، همه به او نیازمندند و او از همه بی نیاز است
74. چه خوبه که خدا حَکَم است، داور عادل و داناست، نه ناعادل و بی انصاف!
75. چه خوبه که خدا قهّار است و بر هر چیز مسلط و چیره است، نه ناتوان و مغلوب!
76. چه خوبه که خدا لطیف است، با مهربانی های پنهان و دقیق، نه خشن و زمخت!
77. چه خوبه که خدا قدیر است و تقدیر را با عدالت رقم میزند، نه تصادفی و بی نظم!
78. چه خوبه که خدا غایه الرجاء است، آخرین امید بندگان، نه ناامیدکننده!
79. چه خوبه که خدا شافی است و شفا میدهد، نه رهاکننده در درد و بیماری!
80. چه خوبه که خدا باسط الیدین بالرحمه است، دست هایش گشاده اند برای لطف و بخشش، نه بسته و محرومکننده!
81. چه خوبه که خدا فاطر است، آفریننده بدون الگو، نه تقلیدکننده و ناتوان!
82. چه خوبه که خدا محیط است و همه جا را فرا گرفته، نه محدود و محصور!
83. چه خوبه که خدا ذوالجلال و الاکرام است، پرشکوه و کریم، نه حقیر و کم ارزش!
84. چه خوبه که خدا مُنزل الکتاب است، هدایت را نازل کرده، نه این که انسانها را بی راهنما گذاشته باشد!
85. چه خوبه که خدا ولی است، سرپرست حقیقی مؤمنان، نه بی یار و تنهاگذار!
86. چه خوبه که خدا نصیر است، یاری اش بهترین یاری است، نه سست و ناپایدار!
87. چه خوبه که خدا مجید است، صاحب شکوه و بزرگواری، نه حقیر و بی ارزش!
88. چه خوبه که خدا واسع المغفره است، و آمرزش او گسترده است، نه محدود و کم رحمت!
89. چه خوبه که خدا قدّوس است، بسیار پاک و منزه از هر نوع نقص و شائبه، نه آلوده و ناقص!
90. چه خوبه که خدا سلام است و سرچشمه هر گونه سلامت و امنیت، نه منشا هر گونه بلا و آسیب!
91. چه خوبه که خدا مصوّر است، نقش دهنده به مخلوقات به بهترین شکل، نه بی نظم و بی برنامه!
92. چه خوبه که خدا مُنعم است، نعمت میبخشد بی آن که منت بگذارد، نه بخشنده ای سخت گیر و سنگدل!
93. چه خوبه که خدا واسعُ العلم است، دانشش بی پایان است، نه ناقص و محدود و کوته بین!
94. چه خوبه که خدا مُعطی است، عطا کننده بی منت، نه دریغ کننده یا شرط گذار!
95. چه خوبه که خدا خیرُ الغافرین است، بهترین آمرزندگان، نه بخیل در بخشش یا کم گذشت و کینه ورز!
96. چه خوبه که خدا خیرُ الفاتحین است، درهای خیر را می گشاید، نه بستن راهها و فرصتها!
97. چه خوبه که خدا عفوّ است و خطاها را محو میکند، نه نگه دارندۀ کینه ها!
98. چه خوبه که خدا رشید است، راهنمای به سوی رشد و کمال، نه گمراه کننده یا بی راهنما!
به نام نور آسمان ها و زمین
سلام به روی ماهتون
گام هفتم آیات سَخَّرَ- آیه ١۴ نحل
وَ هُوَ الَّذِی سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْکُلُوا مِنْهُ لَحْماً طَرِیًّا وَ تَسْتَخْرِجُوا مِنْهُ حِلْیَهً تَلْبَسُونَها وَ تَرَی الْفُلْکَ مَواخِرَ فِیهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ (14)
و اوست آنکه دریا را به تسخیر خود درآورد تا از آن گوشت تازه بخورید و زیورهایی برای پوشیدن از آن بیرون آورید و میبینی که کشتیها سینه دریا را شکافته ، وبه سراغ فضل ولطف او روید وشاید سپاسگزار باشید
وقتی به آیات سخر نگاه میکنم ، میبینم خداوند در جاهای مختلف صراحتا اعلام کرده که ببین ما همه کارها رو انجام دادیم ( ماه و خورشید و ستاره رو که به تسخیرتون در آوردیم ، دریاها و کشتی ها رو به تسخیر شما درآوردیم و ….) ، کاری شما قراره بکنید اینه که سپاسگزار باشید
این آیات دارن ایمان من رو قوی میکنند مبنی بر اینکه هیییچ محدودیتی در این جهان نیست , اگر هم هست صرفا فقط توی ذهن من است
و همیشه شکرت
با عشق ، ادامه دارد …..
بنام الله رحمان
سلام ب خانواده ی عزیزم
خداروشکر یکبار دیگه در مدار نوشتن و صلاه قرار گرفتم
الهی صدهزار مرتبه شکرت
الان ک دارم این کامنت و مینویسم تازه نیم ساعته ک همراه مادر و داداشم رسیدم اندیمشک
قرار نبود اینجا باشم الان
ولی خیلی هدایتی سریع اتفاق افتاد
اجیم گفت من نمیرم تو برو بجای من اینبار
منم همین جوری گفتم باشه
و شوخی شوخی الان اینجام خخخخ
قبل اینکه وسایلم و جمع کنم ذهنم مقاومت میکرد ک فردا همون شخصی ک قرار بود بیاد سری سوم کش موهاتو ببره میاد ها
این فرصت و از دست میدی ها
ول کن،بیخیال،بگو نمیام
ب پدر امانت دادم گفت باشه فقط تعداد و قیمتشون و بنویس کاریت نباشه
ولی ذهنم ول نمیکرد
گفتم من میرم اصن ی دوری بزنم ی هوایی عوض کنم از برج 2 تا الان ک برج 9هست همه اش خونه روستامون بود
ولی خدایی اصن خسته نشدم از تنهایی
از اینکه دورم خلوت باشه
از اینکه دورم از شهر
الهی صدهزار مرتبه شکر
همین ک از سربالایی روستا بالا رفتیم
و جاده ی دوطرف درخت و دیدم و منظره س زیبای غروب رو قلبم غرررق آرامش شد
و بهم گفت تصمیم درست و گرفتی
وسط راه پدر تماس گرفت گفت پلاستیک کش موهات و دیدم تو حیاط بین ماسه های دم در باغچه
دست سارا خواهر زادم ک 2 سال و دوماهشه بوده قبل حرکت ب مامانش گفت ماماان میحام بلم باجار خلید کونم
پلاستیک کارام هم دستش بود حالا نگو بازارش ماسه های گوشه حیاط بوده خخخخخخخخخخ
اولش ناراحت شدم بعد گفتم پدر برشدار بزار کنار بقیه ک دادم بهت
گفت بیکار نیستم خخخخخخ
ک مثلا منو اذیت کنه
منم دیگه دسترسی نداشتم بهشون و کاری ازم برنمیومد
گفتم خدایا ب خودت میسپارمشون ک راحت تحویل مشتری هام بدی و پولو راحت ب دستم برسونی
همه کارهامو خودت تا حالا انجام دادی
پس از این ب بعدم عالی انجام بده
من چ باشم
چ نباشم تاثیری نداره
خودت باید برام انجام بدی
همین سپردنش ب خدا باعث شد
و ی نفس راحت بکشم
و خیالمم آسوده بشه
رفتم تو کانالم تو یوتیوب هدایت شدم ب پستی ک از باغچه ی قشنگمون گذاشته بودم
نمیدونم چرا بعضی کامنتا برام آیکونش نمیاد و اصن متوجهش نمیشم
آخرین کامنتی ک روی فیلم باغچه اومده بود
و من ندیده بودم
نوشته بود ،چ باغچه ی قشنگی بامن ازدواج میکنی ،واقعی گفتم
و پنج تا قلب هم گذاشته بود خخخخخخخخ
گفتم ببین زکیه این ی نشونه واضح و روشنه ب زودی واقعیت پیدا میکنه:))
فقط از زندگیت لذت ببر، خواسته هات لاجرم وارد زندگیت میشه
الهی صدهزار مرتبه شکرت
دو روز پیش ب مامان ثنا پیام دادم ک پول کش موهایی ک ازم خریدی 60 تومن میشه
و 100 تومن از شومیز شلوار ثنا مونده
یادت رفته
و شماره کارتم و هم براش فرستادم
ک شماره حساب و لایک کرده بود فقط
ولی هیچ خبری ازش نبود
بعد دوروز ک دیروز بود صبحش گفتم خدایا تویی روزی رسان من
شاید از دست اجیم بهم بدی شاید از جای دیگه من رها میکنم و فقط از خودت میخوام
و خداروشکر احساسم بهتر شد و تو دفترم نوشتم ک میخوام امروز واریزی داشته باشم
ک تقریبا ساعت 10 صبح اجیم ک همسایه مونه اومد خونه مون بعد اومد تو اتاق
دیدم ی مقدار پول دستشه
گفت اینا پول فاطیه گفته بدم بهت
همین جور با تعجب داشتم نگاش میکردم
گفت قرار بوده برام ی لباس زیر بدوزه
گفته پولشو بده ب زکیه
تازه دوزاریم افتاد ،گفتم بببیییین زکیه خدا چطور رزقتو فرستاد
وقتی ک از خودش خواستی
وقتی ک فقط روی خودش حساب کردی
وقتی ک رها کردی
ب راحتی خودش اومد تو دستت جلوی چشمت
الهی صدهزار مرتبه شکرت
دیروز زن عموی ناتنیم ب رحمت خدا رفت
من وقتی بچه بودم بعد از فوت همسرش
بچه هاش کوچیک بودن
مهاجرت کرد ی شهر دیگه
خداروشکر بچه هاش همه الان موفق ان
ولی خودش و وقف بچه هاش کرد
یادمه برای پسر آخرش ک میخواست زن بگیره راضی نبود
شنیدم ک مادرش و کتک زده بود و دستش وشکسته بود
نمیدونم چقد این حرف صحت داره
ولی من باید ازش درس بگیرم
خودم مهمتربن اولویت زندگیم باشم
من مسئول خوشبختی هیچ کسی نیستم حتی بچه هام
قبلا از ترس اینکه ی روز ازدواج کنم و همسرم ازدنیا بره احتمالش هست ک تنها بشم ب ازدواج فکر نمیکردم
میگفتم اگه کسی ک خیلی دوسش داشته باشم بمیره چیکار
میمیرم از غصه
الان میگم اگه کسی ک دوسشداشته باشم
و عشق زندگیم باشه
شاید ک، البته حتما ناراحت میشم
ولی بعد ی مدت خیلی زودتر برمیگردم ب جریان زندگی
من هنوز فرصت دارم پس باید زندگی کنم
با ی ادم بهتر ازدواج میکنم
و بیشتر از زندگیم لذت میبرم
هیچ کس توی این دنیا نمیمونه
باقی فقط خداست
اصن شاید من زودتر رفتم کی میدونه
چرا فکرم درگیر همجین چیزایی باید باشع اصن
من باید ،تو لحظه زندگی کنم از وجود عزیزانم تا زمانی ک هستن نهایت لذت وببرم
ک بعدا اگه ی روز نبودن عضه نخورم ک چرا فلان روز نگفتم دوست دارم
نگفتم عاشقتمم
نگفتم وجودت منو دلگرم میکنه
بهت افتخار میکنم
با تو حالم خوبه
هرچند باید خییلی تمرین کنم ک احساسم و راحت بگم ولی خبر خوب اینه ک همه چی قابل یادگیریه همیشه میتونم بهتر و بهتر بشم
الهی صدهزار مرتبه شکرت
تو مسیر خیلی صحنه های زیبایی دیدم از غروب ،از کوه ها تپه ها
بیشه زار نی
جریان رودخونه
فراوانی و ثروت
دیدن حسبی الله پشت ی ماشین
چقد انرژیم و بیشتر کرد
چقد زیباست شب و آرامشش
الهی صدهزار مرتبه شکرت
داداشم بهم گفت چرا 2 تومن و ریختی ب حسابم
این چ کاری بود کردی
گفتم ن ،خودم قول دادم ک بهت برمیگردونم
گفت نمیخواد برگردونی همین ک نشون دادی ک میخوایی برگردونی برام کافی بود
چندبار گفت نمیخوام بقیه شو بدی
بعد ک رسیدیم اندبمشک
گفت بریم ی خریدی بکنیم ببینیم چی داره مغازه
من خیلی خسته بودم پیاده نشدم
مادر با داداش پیاده شدن
بعد ک برگشتن کلی خرید کرده بود داداشم
ارده ک من خیلی عاشقشم و هم دوتا خریده بود
بعد مادر گفت زکیه این دو روز ک اومدم اصن سعید وقت نکرد خرید کنه برای خونه
تازه بعد اون هم شیربرنج با آش مخصوص شیرازی یا بندری اسمش یادم رفت،خرید
گفتم خدایا شکرت
بخاطر این همه رزق پربرکت ک روزیم کردی
اینا همه اعتبارش ب تو میرسه
الهی صدهزار مرتبه شکرت
امروز صبح ساعت 10 تشییع زن عموم بود
گفتم من نمیخوام برم خدایا خودت کاری کن ک جور نشه
ک ی ساعت جلوتر مراسم و برگزار کرده بودن ،با انجام کارهایخونه و درست کردن نهار و اومدن سارا گلی عزیزم
اصن اگه میخواستم برمم نمیتونستم
چون سارا رو گذاشتن پیش من
کیان هم بود
باهم رفتیم تو محوطه باغچه دون دادیم ب مرغ و خروس ها
سارا میگفت اُودم اُودم ،با دستهای کوچیکش گندم میگرفت تو دستاش و پرت میکرد میگفت بیفرماهید بیفرماهید
بعد با پاشو بلند میکرد میگفت کیییش کیییشش فراریشون میداد خخخخخخ
بعد میرفت دنبالشون میگفت دِهَن دالین غدا بُخووورین
بعد میگفت دولِت بگلدمممم
عسییسس من
فداسسس بسم
بیا بیا بِخورید
خخخخخخ اصن منو دیووونه کرد این فسقلی اون از اون میگفت قربون صدقه مرغا میرفت
من از این ور قربون صدقه اش میرفتم
و دلم ضعععف میرفت براش
میگفت آقا خُروسِه
اقا خروسه جواب نمیداد
بعد میگفت بِگو بععله حرف بِزن باهام
بلد نیستی خخخخخ
الهی صدهزار مرتبه شکرت سپاسگزار توام
خدایا هرانجه دارم ازآن توست
هرآنچه دارم ازآن توست
من هبچی از خودم ندارم
من بهت سخت محتاجم و فقیر
خودت هدایتم کن
منو تسلیم فرمان خودت قرار بده
هر اتفاقی بیفته ب نفع منه
هر اتفاقی
ایمان دارم روزهای روشنی در انتظارمه
بوشو حس میکنم
الهی صدهزار مرتبه شکرت ک ب سلامت رسیدیم اندیمشک
سپاسگزارم بابت روز پربرکتی ک داشتم
سپاسگزارم بابت دوستان بهشتی قشنگم
الهی صدهرار مرتبه شکرت ک امروز هیچ کس مجبورم نکرد ک برم مراسم
چون تویی مدیر و مدبر من
تو صاحب و فرمانروای من
همه چی دست توعه
هیچ برگی بدون اذنت از درخت نمی افته
هرآنچه در آسمانها و زمینه در سیطره ی قدرت و مالکیت توست
دفتر خیاطیم و همرام آوردم ک دوره جدید و بنویسم و یاد بگیرم
نمیدونم چند روز اندیمشکم
میخوام از ثانیه ب ثانبه اش لذت ببرم و عشق کنم
این اولبن باره با مادر اومدم
و قراره کلی لذت ببریم کنار هم
اتفاقهای قشنگی تو راهه
ایمان دارم
اومدم ی چی دیگه بنویسم
از کجا سر در آوردم خخخخ
الهی شکرت
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز
همیشه یاد آوری موفقیت هامون به ما احساس بهتری میده ما باید آگاهانه به خودمون یاد آوری کنیم که چقدر موفقیت توی زندگیمون داشتیم چون کار ذهن اینه که بهت بگه تو به هیچ جایی نرسیدی مخصوصا وقتهایی که به تضاد بر میخوریم و کنترل ذهن یه مقدار سخت میشه
خود من با استفاده از آموزه های استاد وارد رابطه ی عاشقانه ای پایدار و سراسر عشق و احترام شدم رابطه ای که هر لحظه از بودن با هم لذت میبریم و با هم مسیر پیشرفت رو طی میکنیم علاوه بر این من توی این دو سال درامدم خیلی بیشتر شده و برای اولین بار دو رقمی شده هر ماه کلی خرید میکنم برای خونه دستگاه اسپرسو ساز و ماساژور خریدم ،مدرسه فوتبال خودم رو راه انداختم هر بار شاگردهای جدیدی وارد کلاس فوتبالم میشه من سال 1401 درامدم حدود ماهی 3تا4 میلیون تومن بود الان 30 تا 45 میلیون تومن هست یعنی 9تا10 برابر افزایش من به راحتی هدایت شدم به شغل معاونت مدرسه و این خودش یک موفقیت بسیار عالی هست من موفق شدم مربی خصوصی شنا بگیرم و شنا رو یاد بگیرممن موفق شدم یه مسافرت فوق العاده به شمال برم با مادرم و عزیز دلم و هزینه هارو به راحتی پرداخت کردم من موفق شدم به راحتی مدرک معتبر مربی گریC فوتبال آسیا رو بگیرم، من موفق شدم دیپلمم رو بگیرم من موفق شدم پا بذارم روی ترسهام و چندین مسافرت به جاهای جدید برم با عزیز دلم،من موفق شدم بسته قانون سلامتی رو بخرم و سبک تغذیه خودم رو تغیر بدم این یکی از بزرگترین موفقیت های من هست من به آبشار های زیادی رفتم و موفق شدم از همشون بپرم توی آب مثل آبشار تنگه براق ،بیشه ،تنگه تا مرادی و این شجاعت و دل جرعت من رو نشون میده این نشون میده من با ایمان و شجاعت میرم توی دل ترسهام من موفق شدم یک شاگرد خصوصی خوب جذب کنم و چندین ماه بهترین تمرینات رو براش گذاشتم و چقدر پیشرفت کرده تا الان خدایاشکرت بابت تمرینات فوق العاده ای که بهم الهام میکنی خدایاشکرت که موفق شدم کامل با هزینه ی خودم در توری برای خونمون بذارم خدایاشکرت که موفق شدم 5 قدم از دوره ی 12 قدم رو بخرم و کار کنم و انشالا یکی پس از دیگری قدم هارو میخرم تا قدم 12و انشالا با کار کردن رو آگاهی های دوره به بی نهایت موفقیت میرسم من هدایت شدم بوفه ی مدرسه رو راه بندازم و یه منبع درامد جدید ایجاد کنم من تا الان موفق شدم بارها و بارها فست های چند روزه بگیرم بیشترین تایمی که فست بودم 96 ساعت (4روز) بوده هر کسی نمیتونه اینقدر ذهنش رو کنترل کنه و این تایم طولانی غذا نخوره
خدایا من ایمان دارم همونجور که به راحتی هدایتم کردی به این موفقیت ها به موفقیتهای بیشتر و بالاتر هم هدایتم میکنی
بنام خدای مهربان
سلام ودرود به استادان بزرگوار وهمه دانشجویان عزیز
یادآوری موفقیت های گذشته.
من وقتی کامنتهای فوقالعاده دوستان عزیزم رو میخوندم .خداوند موفقیتهایم را به یادم آورد
من از بچگی عاشق بازی با پارچه بودم، اطرافیانم خیاطی میکردن منم خیاطی رو تا سن 17 سالگی یاد گرفتم ومیتونستم برای خودم لباس بدوزم ولی تصمیم گرفتم که مدرک بگیرم سه ماه آموزش دیدم وبعد امتحان دادم .2روز برای امتحان فرصت داشتیم از صبح تا فکر کنم 2بعداز ظهر من همون روز اول الگو کشیدم برش زدم ودوخت انجام دادم لباسم وپوشیدم واولین نفر بودم که نشون استادم دادم قبل از ظهر، و نمره 80 گرفتم از 100نمره. در زمانی که کار خودم رو انجام میدادم به دوستانی
که کنارم بودن هم کمک میکردم .چون از قبل من خیاطی میکردم وتا حدودی بلد بودم .
بعد دوست داشتم آرایشگری هم یاد بگیرم از صفر شروع کردم توی گرمای خوزستان با ماشینهای داغون بدون کولر نیم ساعت طول میکشید ، کلی پیاده میرفتم تا به آموزشگاه ماهشهر میرسیدم.
در سن 18 .19 سالگی .منکه وضع مالی پدرم عالی بود وتوی ناز ونعمت بزرگ شدم .به لطف خدای مهربانم ولی با شورو شوق میرفتم چیزی یاد بگیرم به قول استاد عزیزم گرمارو نمی فهمیدم وعاشقانه انجام میدادم .امتحان دادم بازم با نمره عالی قبول شدم .
بعد گفتم دوست دارم نقاشی بکشم. پدر خدابیامرز عزیزم به من نه نمیگفت ،باز قبول کرد کلی برای من هزینه کرد و از صفر شروع کردم، سیاه قلم ومداد رنگی وآبرنگ ورنگ روغن تا جایی که میتونستم یک تابلو بکشم ولی آزمون توی شهر ما نبود ومدرکشو نگرفت دوست داشتم برای خودم یاد بگیرم.عاشق هنر بودم وِلذت میبردم از کارهای هنری .برای خودم شال ولباس میبافتم خوب نمیشد ولی انجام میدادم چون کمالگرا نبودم .
استاد عزیزم، دانشجویان عزیزم،
بعداز اینکه بچه دار شدم وخداوند مهربانم پسری به ما هدیه داد تمام هنرم و گذاشتم کنار .اما
من 3سال پیش
خیاطی رو انتخاب کردم واز صفر شروع کردم چون میخواستم توی زندگی هدف داشته باشم ومولد باشم .
حالا توی سن 50 سالگی بااینکه کلی تجربه دارم وخیلی عالی خیاطی میکنم ولی جسارت 17 سالگی رو ندارم ومیترسم از اینکه نتونم موفق بشم.
قسمتی از نعمتها و موفقیتهایی که از بچگی توی زندگیم داشتم رو ،خداوند به یادم آورد که نوشتم .هزاران موفقیتهای کوچک وبزرگ داشتم ودارم ، مخصوصا از زمانی که به لطف خدای مهربانم با این سایت الهی وآموزشهای استادم آشنا شدم ولی فراموش کردم.
امیدوارم خداوند همه ما رو هدایت کنه که یاداوری موفقیتهایمان سکویی باشه برای پرش به سمت هدفهایمان .انشاالله…..انشاالله…..انشاالله .
حالا از کامنتهای بچه های فوقالعاده انرژی وانگیزه گرفتم که رسالتم رو فراموش نکنم واز محصولاتی که دارم استفاده کنم که انشاالله به هدفم که یک فروشگاه تولید لباس ها ی راحتی هست برسم.
امیدوارم کامنتم برای عزیزانی که میخونن مفید باشه .
دوست عزیزم
اگه دوره عزت نفس رو داری جلسه4 خیلی هماهنگ با قسمت 15 تغییر رادر آغوش بگیر.
وسط کامنت نوشتن رفتم غذا درست کنم .همیشه فایل گوش میکنم که امروز هدایت شدم به جلسه 4 دوره عزت نفس .
خداراشکر بابت این قانون بدون تغییر خداوند
خدایا سپاسگزارم بابت وجود استادم، بینهایت سپاسگزارم .
خدای مهربان نگهدارتون انشاالله
سلام بر همه عزیزان
سه روزه میخوام برای این فایل کامنت بزارم ولی هی یه چیزی در درون من نمیاد که بنویسم
اما الان قصد کردم ک بنویسم
دقیقا دیشب اومدم کامنت بزارم که یهو هدایت شدم به قسمت 16 و عجب همزماااانی چقدر مناسبم بووود
اومدم اوایل پروژه نوشتم هم تو دفترم هم اگه اشتباه نگم تو کامنتهای این پروژه که قصدم این بود بای گام اول صحبت کنم و حالا که کارها کمتر شده پنج شنبه ها رو نرم چون احساس میکردم خیلی دیگه غرق در کار و پیش بردن اهداف مدیرم بود مطمئنم که خودمم تمام چیزهایی که باید در این مسیر یاد میگرفتم و با کمک خداوند یاد گرفتم ولی نیاز داشتم یکم ذهنم باز بشه برای خودم و اهدافم و علایقم
خیلییی کار سختی بود برام همین حررف زدن ساده کلی با خودم حرف زدم گفتم این مسیری هست که تو قبلا رفتی چرا اینقدر داری سختش میکنی و اصلا حتی اگه بگه نه نمیشه بازم همین که تو حرفت و زدی قسمت سمت خودت و انجام دادی
دیگه طی یه اقدام جانانه رفتم تو دلش و انگار بعدش افتادم تو دور کلمات خودش میومد کلی با خودم با خدا حرف زدم و احساس کردم خدا بهم گفت بله چرا که نه اگه این چیزی هست که تو میخوای برای من کاری نداره Done
و بعدش همه چیز در یک شب درست شد و الان دو هفته س که پنج شنبه ها نمیرم اصلا هم چیز ساده ای نیست و خیلی کا بزرگی بود برام و اینقدر این مسیر و این صحبتها و این انجام شدن ها برای خواهرم الگو شد که ازش استفاده کرد و تو امتحان شهری ش قبول شد با اینکه خیلی راحت و روون رانندگی میکرد ولی ب محض رویایی با افسر هول میشد و همه چیز خراب میشد ولی طی یه اقدام جانانه مجدد :))) با صحبت با خودش و خدای خودش اون هم انجام شد و ما ساعتها داشتیم درباره انجام شدن این خواسته ها با خودمون صحبت میکردیم و تمام خواسته های قبلی که اجابت شد و برای خودمون مرور میکردیم الان تازه به مرحله ای رسیدیم بعد اینهمه سال که میتونیم از تمام لحاظات زندگی لذت ببریم و اون خیال راحته تازه اومده سراغمون که مطمئن زندگی میکنیم و میدونیم با خواسته های اصلی مون چند قدم بیشتر فاصله نداریم خدایا شکرت
راجع به رسیدن ها هم من اتفاقا قبل جلسه 15 با خودم میگفتم ندا اون مسیری که تورو به خواسته ت که رابطه دلخواهت قانون سلامتی و رسیدن به رشد شخصیتی بینظیرت رسوند تورو با جیب خالی فرستاد سفرهای لاکچری خارج از کشور یه عالمه سفرهای داخلی بینظیر رفتی که هرکدوم از قبلی عالی تر و پر از احساسات خوب و اتفاقات خوب و آشنایی با ادمهای بینظیر بود رفتی همه ی اینها تو رو به ثروت میرسونه اونقدری که مثل استاد که با ارامش خیال میگن خدا گفت تو مسیر علاقت بمون من بی نیاز مالی ت میکنم (ایموجی چشم اشکی)
خیلی خودم و باهاش نزدیک و ملموس میبینم خیلیییی
خدایا شکرت مرسی ازتون استاد بینظیر من آموزنده اللهی من دوستتون دارم
به نام نور آسمان ها و زمین
سلام به روی ماهتون
گام ششم آیات سَخَّرَ- آیه 12 نحل
وَ سَخَّرَ لَکُمُ اللَّیْلَ وَ النَّهارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومُ مُسَخَّراتٌ بِأَمْرِهِ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ (12) نحل
و خداوند شب و روز و خورشید و ماه را به تسخیر شما در آورد و ستارگان به امر او به تسخیر او در آمده اند به درستی ک در این ها نشانه هایی است برای افرادی که فکر میکنند و از قوه تعقل خود استفاده میکنند
استاد توی فایل های مختلف بارها و بارها اعلام کردن که طبیعت به خودی خود جادویی هست و خیلی وقت ها در طبیعت بسیار شفاف تر الهامات رو دریافت میکنن
و وقتی به آیات قرآن نگاه میکنی ، میبینی که خداوند تقریبا تمام مثال هایی که زده از طبیعت هست یعنی چیزی که هرررررر کسی با هر مقدار درک و فهمی بفهمدش و درکش کنه ( اونجاست که توی سوره قمر 4 بار اعلام میکنه که : وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ ) از آسمان و زمین و ماه و ستاره و کوه و دریا و ….. و باز هم توی قرآن فرموده : ما از هر مثالی برای مردم آورده ایم
هر چی بیشتر در آیات سخر پیش میرم ، بیشتر سادگی و آسانی خلق خواسته ها برام مسجل میشه خدا توی قرآن نمیاد بگه ببین باید اتم بشکافی تا خلق کنی ، باید آپولو هوا کنی تا بتونی زندگی خوبی داشته باشی
تو کافیه طبیعی باشی ، طبیعی بودن یعنی با تفکر و تغقل در آیات و نشانه های خداوند ایمان در عمل به الله یکتا بیشتر بشه و اون ایمان منجر میشه به اعمال متفاوتی که قطعا و حقیقتا و یقینا نتایج متفاوتی رو ایجاد میکنه
آیات سخر برای من هدایت گر هایی هستند مبنی بر اینکه قدرتی که خداوند به انسان عطا کرده بی نهایت است اما به چه شرط؟
به شرط ایمان
به شرط پاکی دل
به شرط طهارت روح
و به شرط پرهیز از معامله با ابلیس
با عشق ، ادامه دارد …..
به نام خداوند بخشنده مهربان
تمرین گام 15
لطفاً در کامنتها، یک موفقیت «کوچک» یا «بزرگ» از گذشتهتان را به اشتراک بگذارید که آن را با تلاش و تغییر باور به دست آوردید. (مثل کاهش وزن، قبولی در یک آزمون، یادگیری یک مهارت، غلبه بر یک ترس، یا حتی یک موفقیت در روابط).
سپس بنویسید: امروز که به آن دستاورد نگاه میکنید، چطور میتوانید از «باور» و «اعتماد به نفسی» که از آن موفقیت به دست آوردید، به عنوان یک «سکو» برای پرش به سمت هدفی که همین امروز دارید، استفاده کنید؟
من یک موفقیت خیلی خوب برای خودم دارم که از وقتی که به این موفقیت رسیدم بارها ازش استفاده کردم برای قدم های بعدی خودم و خیلی بهم کمک کرده و میکنه اصلا معجزه ها برای من رخ داد از وقتی که این کار رو انجام دادم و بارها و بارها در سایت و حتی در همین پروژه توی کامنت ها بهش اشاره کردم و نوشتمش
بزرگترین اقدامی که انجام دادم مهاجرت به یک شهر دیگه بود شهری که اصلا نمیشناختمش و هیچی ازش نمیدونستم و قبلش هم اصلا نمیدونستم که کدوم شهر هست چه برسه که بخوام راجب اون شهر تحقیق هم بکنم
همیشه از خدا میخواستم که من رو به جایی هدایت کنه که هیچکس آشنا نباشه که بخوام ازش کمک بگیرم و ذهنم این رو بگه که برو از فلانی کمک بگیر و یا به فلانی بگو که که فلان کار رو برات انجام بده واقعا همش میگفتم میخوام معجزات و هدایت های خدا رو ببینم و میخوام خودش دستم رو بگیره و دستان غریبه بیان بهم کمک کنند اون هم از طرف خدا .
قبل از اینکه بخوام برم خیلی ترس ها توی وجودم بود و خیلی نگرانی ها بود اصلا کجا میخوای بری چیکار میخوای بکنی کجا میخوای بخوابی با کی میخوای کار کنی کجای میخوای کار کنی چی میخوای بخوری و هزاران مورد دیگه و اینقدر این ترس ها رسوخ کرده بود به تمام جونم که نمیتونستم حرکتی بکنم اما خدا ایمانی بهم داد که حرکت کنم و اینجا بود که دوره عزت نفس و حل مسائل اومدند به کمکم و تونستم حرکت کنم اتفاقاً همیشه به خودم میگفتم که حالا که اینقدر این ترس توی وجودم اومده پس باید برم توی دلش و حرکت کردم و درها باز شد برام و اتفاقات خیلی زیبایی برام افتاد و خدا به شکل معجزه آسایی هدایتم کرد قدم به قدم .
اما میخوام از این به بعد از این موفقیتی که بدست آوردن بگم که چقدر کمکم کرد برای حرکت های بعدی من که باز هم ترس ها بودند اما به شکل های دیگه برای کارهای دیگه اما من دیگه ایمانم بیشتر از اون ترس ها شده بودند و بارها همین موفقیت رو یادآوری میکردم به خودم حرکت میکردم .
آخرین موردش که خیلی بهم کمک کرد شروع کار خودم بود در شهر خودم بدون هیچ پشتوانه ای .
اصلا نمیدونستم باید چیکار کنم و به کی باید رو بزنم و ابزار هم برای کارم ندارم حالا چیکار کنم ؟
هدایت اومد که گفت برو خودت رو معرفی کن و هنرت رو نشون بده و من هم گفتم چشم و با اینکه خیلی توی کارم مهارت داشتم اما ترس ها باز هم بودند و نمیداشتند حرکت کنم اما اون نور الهی توی قلبم بود و یادآوری کرد بهم که همون طوری که توی شهر غریب بهت جا دادم پناه دادم و عزت دادن همینجا هم دستت رو میگیرم و واقعا هم همینطور شد خدا قلب ها رو نرم کرد برای من و دستان خودش رو بهم رسوند برای کمک بهم آورد و من با اینکه هیچ ابزاری نداشتم برای کارم اما خدا برام ابزار شد و ملی وسیله برام آورد تا من کارم رو شروع کنم و کار ها رو به سرانجام رسوندم و به لطف خدا الان ابزار نو و جدید خودم رو دارم و کنارش اعتبار و عزت از سمت خدای مهربانم دارم .
و هروقت که بخوام ماری رو شروع کنم که ترس ها میاد سراغم همین موفقیت رو بیاد خودم میارم و حرکت میکنم و آرام میشم به لطف خدا.
امیدوارم که برای هممون اینقدر دستاورد ها زیاد بشه مثل استاد که دیگه ذهنمون نتونه حرفی بزنه و همون توی نطفه خفه بشه و بتونیم موفق بشیم به امید خدا .
ممنونم از دوستان عزیزم که کامنت های خوب و عالی میذارند و باعت کمک و رشد من شده امیدوارم که حرکت هستید تنتون سالم و دلتون شاد باشه
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
خدایی که از وقتی پیداش کردم دیگه حسرت برام یه چیز بی معنی شده چون میدونم که به منم از قدرت خلق کنندگیش داده همون قدرتی که میگوید باش و میشود
الهی شکرت الهی شکرت الهی شکرت
با سلام خدمت استاد عزیزدلم، مریم عزیزم و تمام دوستان خوبم
این گام حیاتی ترین کلید روبه دست من داد چون یادم رفته بود که چقدر توانمندم و داشتم توو چاله ی ذهنم میفتادم که من هیچ دست آوردی ندارم . این روزها هدایت خداوند رو بهتر حس میکنم، کنترل ذهن برام راحت تره به قول استاد در جلسه ی یک قدم اول دارم بهتر میفهمم خوبی هام از کجاست وعوضی بازی هام از کجا، این خودشناسی منو به همه چیز میرسونه چون خوب میدونم که چقدر با خودم غریبه ام از خداوند هدایت میخام تا در مدار خرید دوره ی احساس لیاقت قرار بگیرم البته به لحاظ مالی میتونم بخرمش ولی هدایتی نرسیده به امید خدا
نکات فایل :
گفت و گو با حمید :
من از بچگی دنبال خدا بودم و دوست داشتم رابطم رو با خداوند درست کنم یه مدت طولانی پیگیر هیئت و مسجد شدم ولی به نتیجهای نرسیدم و ادامه ندادم بعد رفتم دنبال ورزش کوهنوردی و احساس کردم که خداوند در کوههاست و حال خیلی خوبی داشتم . من دوره ی پاراگلایدر میرفتم و از ارتفاع سه و نیم متری سقوط کردم و دوباره توو فکر رفتم که حتماً باید سبک زندگیم رو عوض کنم دورههای هیپنوتیزم و شبیه به اون رو شرکت کردم ولی احساس میکردم که اینها نمیذاره من از درون تغییر کنم . یه روز میرفتم کوه و از خدا خواستم منو به استادی هدایت کنه که دیگه وقت من تلف نشه همون روز یه خانومی رو دیدم که گوشیش در کیفش بود و صدای شما از اون میومد من ازشون پرسیدم این آقا کیه؟ گفت استاد عباس منش حدود 7 _8 ماه پیش وارد سایت شدم و با دوره ی عزت نفس شروع کردم دیدم که همه چیز داره هر روز بهتر و بهتر میشه و من خدا رو پیدا کردم .
همیشه وقتی که ما آماده و مهیا باشیم، خداوند ما رو به بینهایت طریق هدایت میکند ولی مهم آمادگی ماست، اگر احساس میکنیم که هدایت نمیشیم یعنی هنوز آماده نیستیم وقتی که روی خودمون کار میکنیم و با تصمیم جدی میخوایم زندگیمون رو تغییر بدیم، هدایتهای خداوند به بینهایت طریق میرسه این قانون خداونده اینکه من برنامههامو با قرآن و بحثهای هدایتی پیش میبرم به خاطر اینه که جز این نمیتونه باشه واقعاً اگر هدایت رو از زندگی من حذف کنند من هیچی ندارم هرچی که توو زندگیم بهش رسیدم از زمانی بوده که هدایتهای خداوند رو گوش کردم، از زمانی بوده که اجازه دادم خداوند منو هدایت کنه و عمل کردم بهشون، به خاطر همین تنها راهی که میدونم جواب میده اینه که ما خودمون رو آماده کنیم و اجازه بدیم که خداوند ما رو هدایت کنه و مطمئن باشیم که خداوند اشتباه نمیکنه و بعد قدمها رو در مسیر هدایتی که اومده برداریم . این مسیر به این صورته که ما هر چقدر بیشتر کار کنیم بهتر میفهمیم و تکاملیه و اینطور نیست که همون روز اول بفهمیم کدوم حرف هدایته و کدوم نیست ولی به مرور قلبمون گواهی میکنه و یه الگویی پیدا میکنیم که کدوم هدایته و چطور میتونیم ازش استفاده کنیم .
گفت و گو با مهیار :
من حدود 5 سال پیش اوضاع خیلی بدی داشتم و خیلی معجزه آسا با شما آشنا شدم اون موقع خیلی اضافه وزن داشتم به مرور روی دورههای عزت نفس و قدمها کار میکردم و وزنم رو پایین آوردم و به تناسب اندام رسیدم و هر هدفی که میخواستم رو به دست میاوردم بعد وارد دانشگاه شدم و دوران پاندمی شروع شد و به خودم گفتم که این یه فرصت که روی خودم کار کنم و بهتر بشم بعد از یه مدت دچار روزمرگی شدم و هیچ هدفی رو تعیین نکردم و هیچ حرکتی انجام ندادم درحالیکه فکر میکردم دارم روی خودم کار میکنم تا اوضاع سخت شد و چک و لگدهای جهان شروع شد البته به نظر من این تضادها خیلی هم بد نیست چون خیلی از آدمهای موفق هم یه سری اشتباه کردن و چک و لگد خوردند ولی از اونها درس گرفتند و پیشرفت کردند چند شب پیش به خودم گفتم مهیار بسه هر چقدر برای دیگران دست زدی و تحسین کردی، معمولی زندگی کردن دیگه بسه باید تغییرش بدی و به خودم قول دادم که به تمام هدفهام برسم در حالی که هیچ ایدهای براشون نداشتم چون اونقدر درگیر تضادها شدم که هدایتها و فرصتها را درک نمیکردم . دوباره دورهها رو شروع کردم و گفتم اولین ایده ای که بیاد حالا هرچی که هست میرم بهش عمل میکنم .
یه سری تضادها که میاد، انگیزه ی بیشتری به آدم میده که مسیرش رو درست کنه مثل اینکه به دنبال یه اشتباه کسی گوش ما رو بپیچونه و اونقدر درد بگیره که اون درد همیشه در ذهن ما بمونه و دیگه اشتباه رو تکرار نکنیم . اینکه ما آگاه باشیم چی توو سرمون میگذره و آگاه باشیم که باید زندگیمون رو تغییر بدیم، خودش قسمت اعظمی از تغییراته مخصوصاً اینکه دائماً به خودمون یادآوری کنیم . مهیار میگه من وزنم رو کم کردم خب این خیلی ابزار قدرتمندیه، اینکه ما یه موفقیتی رو کسب کرده باشیم و هر بار از اون موفقیت برای پیشرفت بیشتر کمک بگیریم .
منم بعد از مهاجرت به بندرعباس اولین هدفی که تعیین کردم کاهش وزن بود و وقتی اون هدف بعد از سالها با اهرم رنج و لذت اتفاق افتاد و به تناسب اندام رسیدم یه معیاری شده بود برای من که میگفتم اگر به این هدف رسیدم، پس به هر هدف دیگهای هم میتونم برسم و هر بار که شرایط رسیدن به خواستههام سخت میشد، این رو به ذهنم میآوردم که من به بزرگترین هدفم رسیدم پس به هر چیز دیگهای هم میرسم . اینکه آدم به هدفش برسه، اون ایمان و باوری که درش ایجاد میشه خیلی مهمه، اون اعتماد به نفس، اون باور باعث میشه به هزاران چیز دیگه برسی موفقیتهایی که بهش میرسید رو پله کنید برای موفقیتهای بعدی و به همین شکل جلو برید . روزهایی که شرایط سخت میشه و رسیدن به هدف یه ذره دور از دسترس میشه و ناامید میشید، برگردید مرور کنید که من همون آدمی هستم که به فلان هدف رسیدم با اون مسیری که رفتم، با اون شور و شوقی که داشتم و برگردید خاطراتتون رو بخونید، عملکردهاتون رو، انرژیهاتون رو، کارهای روزمرهای که باعث شد به هدف برسید رو به یاد بیارید . اینها خیلی کمک میکنه که آدم امیدش رو از دست نده و به هدفهای بعدی هم برسه . این خیلی مهمه که یه هدفی رو انتخاب کنیم که قابل دسترستره یا انگیزه زیادی براش داریم و بهش برسیم، بعد اون رو سکو کنیم برای هدفهای بعدی .
لطفاً در کامنتها، یک موفقیت «کوچک» یا «بزرگ» از گذشتهتان را به اشتراک بگذارید که آن را با تلاش و تغییر باور به دست آوردید.
من همیشه از بچگی آدم مستقلی بودم، از اول ابتدایی تنها میرفتم مدرسه البته اوایل غصه میخوردم که چرا خانواده م منو نمیبره ولی یادمه که خیلی زود گذشت و دیگه اذیت نمیشدم و خودم یاد گرفته بودم از خیابون رد بشم بدون ترس و با احتیاط . همیشه خودم کارنامه هارو میگرفتم، خودم تکالیفم رو انجام میدادم و چون مادرم سرکار میرفت یا اکثرا خونه نبود خودم خونه رو مرتب میکردم، کارهای خودم روانجام میدادم ، غذا آماده میکردم ودرس میخوندم الان هم دوساله تنها زندگی میکنم وهمه ی کارهام با خودمه وهمیشه خونه م تمیز ومرتبه و دست پختم عالیه .
من همیشه درسم عالی بود از همون کلاس اول بدون هیچ کمکی حتی کتاب هایی که بقیه دوستام داشتن رو هم من نداشتم ولی همیشه شاگرد اول بودم، من بدون هیچ امکاناتی یعنی حتی غذا هم نداشتم وکیک و بیسکوئیت میخوردم، بهترین رشته در بهترین دانشگاه قبول شدم و جز نفرات برتر کنکور شدم طوریکه هیچ کس توو فامیل باورش نمیشد چون قبل من حتی یک نفر دانشگاه دولتی هم قبول نشده بود با کلی معلم خصوصی وامکانات ولی من توو اوج وحشتناک ترین تضادها تمرکز کردم روی هدفم و رتبه شدم
من همیشه آدم منظمی بودم وتمیزی ونظم برام مهم بود و هست
من خیلی خوب میتونم با آدم ها ارتباط بگیرم واز وقتی عزت نفسم بالاتر رفته این مهارت بهتر هم شده چون نه راحت میرنجم و قهر میکنم نه توقعی از آدم ها دارم و خودمو لایق بهترین ها میدونم
من تونستم با خیلی از خاطرات بد کودکی و نوجوانیم کنار بیام واونهارورها کنم و خانواده م روببخشم بعضی وقت ها در دام ذهنم میفتم ولی خیلی خیلی بهتر شدم و این باعثشد رابطه م با خانواده م بهتر شه و ازشون کلی خوبی ببینم و حال خودمم بهتر شد
من خیلی وقته که در رابطه م با آدم ها حواسم هست که وابسته نشم و ارزش آدم هارو در ذهنم بیارم پاسین و همیشه از خدا هدایت خواستم که نذاره گمراه بشم و الان میتونم بگم تقریبا به هیچ کس وابسته نیستم البته همیشه از خداوند هدایت و حمایت میخام که منوفقط و فقط به خودش وابسته کنه
من خیلی وقته که با کار کردن روی عزت نفسم، خودم رو لایق بهترین ها میدونم و بهترین هاروبرای خودم تهیه میکنم از خوراک گرفته تا وسایل جزئی، برای خودم ، برای خواسته هام و برای پیشرفتم وقت میذارم و به حالم، آرامشم، غذام، لباسم، خوابم، ورزشم خیلی اهمیت میدم .
من نزدیک به 4 ساله که دوره ی قانون سلامتی رو رعایت میکنم با اینکه زمان شروع دوره 46 کیلو بودم و الان هم 45 کیلوعم ولی رهاش نکردم هنوز بقیه میگن تو پوست و استخونی ولاغری و … ولی من اهمیت نمیدم و قصد دارم ادامش بدم الهی شکرت
خیلی سپاسگزارم از همگی
به نام خدای مهربان
خدایا من سپاسگزارم که اینجام
من امروز که دارم این فایل رو گوش می کنم به باد میارم در عرض همین دو سه ماه ، من کلی پیشرفت کردم
تلاش شب و روزم ، و هدایت خواستن از ربم، چقققققدر نتایج به بار آورده.
پس بازم از این بهتر ، از این بیشتر ، از این زیباتر ، و از این لذت بخش تر و رهاتر می خوام.
در زمینه مالی چقققققدر پیشرفت کردم
نزدیک به چندین میلیون پول فقط نقدی وارد زندگیم شده
روابط م چقققققدر عالی تر شده
استارت و اقدام قدم های اولیه برای یه سری مشاغل خانگی که دوستشون دارم و به شرایط فعلی من می خوره
پیشرفت فرزندان م ، مهاجرت کوتاه به یه شهری دور از من، و کار کردن مستقل شدن، پول ساختن ، و خرید تک تک وسایلی که واسه ایجاد شغل شون نیاز دارند
روی پای خودشون ماندن و حرکت کردن و چقققققدر تجربه ، درس، و مهارت کسب کردن که خدا می دونه اگه بخوام در مورد یک روز زندگی خانوادگی م بنویسم باید طومارها بنویسم که من در یک روز به اندازه ی چندین سال زندگی کردم.
سلامتی همسرم ، ایجاد یک رابطه ی دوست داشتنی و سالم،
ایجاد مهر، محبت و عشق و احترام بین ما
رسیدن فرزند کوچک می به خواسته ای که داشت ، دوچرخه ، گوشی بازی های محلی روستایی ، دور دور کردن، فوتبال ، ساختن تفنگ چوبی برای خودش با خلاقیت خودش با چوپ همین درختان این روستا
خدای من اینققققققققدر رشد در زندگی من هست
اینققققققققدر پیشرفت هست
و من دوست دارم و ادامه میدم با هدایت های ربم
اینجا رابطه های عالی بین من ، دوستان ، آشنایان
چقققققدر بریز به پاس هایی که قبلاً تو زندگیم نبود اما حالا هست
چندین دوره ای که من خرید کردم از سایت به راحتی و پول فراوانی که هنوز هم هست و هر روز داره زیادتر میشه.
می خوام در آخر بگویم ،،،،،،
به خدا قسم من فقط مثل ملکه نشستم ، کار خاصی نمی کنم و تک تک این اتفاقات خودش داره به راحتی وارد زندگیم میشه
این دستاوردها فقط نتیجه یک تلاش همین دو سه ماهه ی منه.
من سپاسگزارم که چقققققدر دارم راحت این مسیر زیبا رو میام
خدایا من سپاسگزارم که هر آنچه دارم
هر آنچه هستم از آن توست