تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۵


موضوع این قسمت: چگونه دستاوردهای گذشته خود را به اهرمی برای موفقیت‌های جدید تبدیل کنیم؟

این یک فایل صوتی فوق‌العاده عمیق و آگاه‌کننده است که شنیدن آن می‌تواند شبیه یک «نشانه‌ی» بزرگ در زندگی شما باشد.

در این گفتگوی صمیمانه، استاد عباس منش با دو تن از دانشجویان عزیز، حمید و مهیار، در مورد یکی از اساسی‌ترین مفاهیم زندگی صحبت می‌کنند: «تغییر.» اما نه یک تغییر ساده، بلکه تفاوت حیاتی بین «تغییر از روی آگاهی» و «تغییر از روی اجبارِ درد».

این فایل فقط یک گفتگو نیست؛ یک نقشه‌ی راه برای خروج از سردرگمی است.


 موضوعات کلیدی این گفتگو

۱. هدایت چگونه رخ می‌دهد؟

گفتگو با داستان شگفت‌انگیز حمید آغاز می‌شود. او سال‌ها به دنبال خدا در مکان‌های اشتباه گشته و در نهایت، حضور او را در سکوت کوهستان پیدا کرده است. اما نقطه‌ی عطف زندگی او، یک حادثه‌ی سقوط وحشتناک با پاراگلایدر بود.

این سقوط، همان «بلایی» بود که استاد در فایل‌های دیگر به آن اشاره می‌کنند؛ لحظه‌ای که جهان مجبور شد به او یک شوک وارد کند تا مسیر زندگی‌اش را ۱۰۰ درجه تغییر دهد. اما زیباترین بخش داستان، «چگونگی هدایت» اوست. درست زمانی که حمید از خدا یک استاد واقعی طلب می‌کند، در دل کوهستان، با شنیدن اتفاقیِ صدای استاد از گوشی یک غریبه، مسیرش را پیدا می‌کند.

درسی که می‌آموزیم: هدایت خداوند همیشه وجود دارد، اما تنها زمانی آن را دریافت می‌کنید که واقعاً «آماده‌ی تغییر» باشید. گاهی این آمادگی پس از یک «سقوط» ایجاد می‌شود.

۲. تله‌ی «روزمرگی»: خطرناک‌ترین نوع رکود

مهیار عزیز، جوانی ۲۰ ساله، با آگاهی و شجاعتی ستودنی، «روی دیگر سکه» را به ما نشان می‌دهد. او داستان خود را به دو بخش تقسیم می‌کند:

  • موفقیت بزرگ: او در نوجوانی توانسته بود با استفاده از قوانین، یک تغییر بزرگ (کاهش وزن شدید و رسیدن به تناسب اندام) را رقم بزند و به اهدافش برسد.
  • شکست پنهان: اما پس از ورود به دانشگاه و آنلاین شدن کلاس‌ها، او دچار خطرناک‌ترین تله‌ی مسیر رشد شد: «روزمرگی».

مهیار توضیح می‌دهد که چطور ماه‌ها «فکر می‌کرده» در حال کار کردن روی خودش است، اما در واقع «هیچ حرکتی» نمی‌کرده و دچار «رکود» شده بود. این رکود باعث شد تضادها از در و دیوار برایش ببارد تا جایی که کارد به استخوانش رسید و در یک پارک جنگلی، با فریاد از خدا خواست که به او کمک کند.

درسی که می‌آموزیم: چگونه «توجیه ذهنی» که “من در حال کار کردن روی خودم هستم” می‌تواند شما را از مسیر اصلی خارج کند و چطور تشخیص دهید که در حال «رشد» هستید یا «رکود»؟

۳. درس اصلی استاد: چگونه از گذشته‌ی خود به عنوان «سکو» استفاده کنید؟

درخشان‌ترین بخش این فایل، تحلیل نهایی استاد از این دو داستان است. استاد با الهام از داستان مهیار، یکی از مهم‌ترین ابزارهای موفقیت را فاش می‌کند: «استفاده از موفقیت‌های گذشته به عنوان سکوی پرتاب.»

استاد داستان شخصی خودشان را تعریف می‌کنند: اینکه چطور در ۲۰ سالگی، با استفاده از «اهرم رنج و لذت»، ۳۰ کیلو وزن کم کردند. اما نکته‌ی اصلی اینجاست:

 آن «باور» و «ایمانی» که من از آن موفقیتِ کاهش وزن به دست آوردم، تبدیل به یک «معیار» برای من شد. این باور به من می‌گفت: اگر توانستم آن کار سخت را انجام دهم، پس می‌توانم به هر هدف دیگری هم برسم.»

این فایل به شما می‌آموزد که چگونه دستاوردهای گذشته‌تان (مهم نیست چقدر کوچک) را پیدا کنید و از آن‌ها به عنوان «سکو» استفاده کنید. وقتی به یک هدف می‌رسید، آن را پله‌ی موفقیت بعدی کنید.

درسی که می‌آموزیم: چگونه با «مرور رد پا» و یادآوری موفقیت‌های قبلی، ایمانی بسازید که در روزهای سخت و ناامیدی، شما را در مسیر نگه دارد. این همان دلیلی است که نوشتن «کامنت» و ثبت نتایج در سایت، حیاتی است.


تمرین این قسمت:

استاد در این فایل، از موفقیت‌های گذشته به عنوان یک «سکو» یا «اهرم» برای ساختن موفقیت‌های بعدی صحبت کردند (مثل داستان کاهش وزن خودشان که به معیاری برای تمام موفقیت‌های مالی و معنوی بعدی تبدیل شد).

حالا نوبت شماست:

لطفاً در کامنت‌ها، یک موفقیت «کوچک» یا «بزرگ» از گذشته‌تان را به اشتراک بگذارید که آن را با تلاش و تغییر باور به دست آوردید. (مثل کاهش وزن، قبولی در یک آزمون، یادگیری یک مهارت، غلبه بر یک ترس، یا حتی یک موفقیت در روابط).

سپس بنویسید: امروز که به آن دستاورد نگاه می‌کنید، چطور می‌توانید از «باور» و «اعتماد به نفسی» که از آن موفقیت به دست آوردید، به عنوان یک «سکو» برای پرش به سمت هدفی که همین امروز دارید، استفاده کنید؟

بیایید «ردپاهای» موفقیتمان را اینجا ثبت کنیم تا سکویی برای پرش همگی ما باشد.

پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشه‌ی راه شود و هم الهام‌بخش دیگران.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

288 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «اصغر و پرسیلا» در این صفحه: 4
  1. -
    اصغر و پرسیلا گفته:
    مدت عضویت: 1765 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به خدای مهربانی که هر لحظه در حال هدایت ماست

    سلام به همه همراهان زیبای مسیراگاهی

    سلام به استادعباسمنش

    سلام به خانم شایسته

    عنوان :

    معجزه‌ای که پس از سال‌ها به‌وقوع پیوست ؛وقتی قانون عمل می‌کند زندگی تغیر می‌کند:

    ● از منطقه امن تا زندگی تازه:

    من چندسالی است با آموزش‌های استاد عباس‌منش زندگی می‌کنم 6 سالی که اگر بخواهم توصیفش کنم باید بگویم:

    «این 6 سال پلی بود که مرا از انسانی محدود، ترسان و محافظه‌کار به کسی تبدیل کرد که امروز با ایمان، قدرت و عشق قدم برمی‌دارد.»

    سال‌ها در منطقه امنم گیر کرده بودم…

    سال‌ها رؤیای بزرگی در دلم داشتم که جرأت نمی‌کردم حتی یک قدم برایش بردارم.

    اما یک روز… خداوند دستمو گرفت ودردست استادعباسمنش گذاشت انجابود که تصمیم گرفتم خود واقعی‌ام را زندگی کنم.

    و این همان روزی بود که خداوند درهای جدیدی را به رویم گشود.

    مسیری که درهمان سال اول باعث درمان بیماری سردردمیگرن وافسردگی 20 ساله ام شد این اتفاق فوق العاده نقطه عطف زندگی من بااموزههای استادعباسمنش بودوباعث شدباایمان بیشتروباانگیزه مثال زدنی این مسیرالهی راادامه دهم وحالا بعداز6سال همراه بودن وکارکردن بااستادعباسمنش رؤیای چندین ساله ام راخلق کردم

    تمرین :

    ● رؤیایی که سال‌ها در دلم مانده بود:

    من عاشق ساخت‌وساز مسکن هستم. همیشه بوده‌ام.

    اما ترس‌ها…

    محافظه‌کاری…

    فکرهای محدودکننده…

    این باور که «الآن وقتش نیست، سرمایه‌ام کم است، شاید شکست بخورم»…

    همه این‌ها سال‌ها مرا عقب نگه داشته بود.

    تا این‌که تصمیم گرفتم از آموزه‌های استادعباسمنش بهره مندشوم از همان لحظه‌هایی که می‌گوید:

    «وقتی از منطقه امن بیرون می‌روی وقدم برمیداری وایمانت رانشان میدهی خدا جهان رابرات بسیج میکندو تکان می‌دهد تا مسیرت را هموار کند.»

    و من همین کار را کردم.

    ● اولین قدم بزرگ من:

    اولین تصمیم بزرگم این بود تقریبا سه سال پیش خانه قدیمی‌ام را دررفسنجان فروختم.

    این برای من یعنی عبور از یک دنیا ترس…

    این یعنی تابوشکنی ….

    این یعنی تولدی دوباره….

    بعد از فروش ان خانه زیبا که 35 سال بهترین خاطرات زندگی ام درانجا تجربه کرده بودم باپول پربرکتش درکرمان اپارتمان زیبایی خریدم سپس بعدازدوسال ونیم زندگی دراپارتمان زیبا ولذت بردن ازان 5ماه پیش انرا بازمین رؤیایی‌ام درکرمان معاوضه کردم.

    زمینی که سال‌ها تصویرش را در ذهنم می‌دیدم

    اما نمی‌دانستم روزی خدای قادر و مهربان آن را با این وضوح و این سرعت وارد زندگی‌ام می‌کند.

    بلافاصله خداوند یکی ازبهترین دستانش راسرراهم قرارداد وطراحی نقشه وانجام کارهای اداری درشهرداری باسرعت برق وباد اغازشدنقشه پیشنهادی موردتاییدشهرداری قرارگرفت موضوعی که یکی ازدغدغه های من بودو وقتی مراحل صدور پروانه ساخت آماده شد (تقریبا سه هفته قبل )نیاز به نقدینگی داشتم.

    اینجا بود که آزمون واقعی شروع شد…

    ● زمینی که سال‌ها فروش نمی‌رفت:

    زمینی ارزشمندی در رفسنجان داشتم

    زمینی که چندسالی بودکه برای فروش گذاشته بودم

    اما هیچ‌وقت مشتری مناسب پیدا نمی‌شد.

    این زمین انگار قفل شده بود…

    اما این بار فرق داشت.

    این بار ارتعاشم متفاوت بود.

    این بار ایمانم واقعی بود.

    سه هفته قبل… در تمرین «ستاره قطبی » تصمیم گرفتم با خدا صحبت کنم.

    نه از روی قحطی…

    نه با نگرانی…

    بلکه با یک ایمان و آرامش خاطر و یک خواستن واقعی.

    ● گفت‌وگو با خداوند:

    در آن تمرین به خدا گفتم:

    «خدایامن این زمین را تا پایان آبان می‌خواهم

    به قیمت عالی

    با شرایطی که خودم می‌خواهم

    بفروش برسانم

    چون می‌دانم تو قادر مطلقی…

    و می‌دانم که این خواسته‌ام در مسیر رسالتم است.»

    از همان روز… تمرکز لیزری که استاد همیشه درباره‌اش می‌گوید را اجرا کردم

    باالهام گرفتن ازاموزه های استادعباسمنش باکمک ازدوستان عزیزم دربخش عقل کل سایت عباسمنش پوشه ای درگوشی ام تحت عنوان

    “ساخت ساختمان زیبایم درکرمان” بازکردم وباجمع اوری اطلاعات ومطالب مرتبط وجملات تاکیدی تمرین بسیارلذت بخشی برای خودم طراحی کردم وهرروزصبح بعدازبیدارشدن ازخواب انجامش دادم.

    ازگام پنجم روی هرفایل گامها دررابطه باموضوع کامنت میگذاشتم وبعضاتعدادی ازدوستان عزیزم به کامنتهام پاسخ دادند ومن مجدداپاسخ می‌دادم وهرروزچندین مرتبه کامنتهای خودم و پاسخهای دوستان رامیخوندم واین تمرین انرژی منوخیلی بالا میبردودرهرلحظه درمومنتوم مثبت بودم

    دیگر شک نکردم.

    دیگر به ظاهر توجه نکردم.

    دیگرنجواهای ذهن کمرنگ شده بود.

    فقط ایمان داشتم و رها کردم…

    ● معجزه در زمان خداوند:

    اتفاقی که افتاد دقیقاً همان «معجزه»‌ای بود که بارها اززبان گهرباراستادشنیده ایم:

    «اگر خواسته‌ت را رها کنی و به خدا اعتماد کنی جهان به زیباترین شکل آن را به تو می‌دهد.»

    معجزه اتفاق افتاد …

    درست اولین روز بعد از پایان آبان ( موعدی که ازخداطلب کرده بودم برای فروش) شامگاه شنبه اول اذرماه یکی ازدوسه خریداری که دریکماه گذشته خواستارزمین بودند

    تماس گرفت…

    مشتری واقعی…

    با شرایط وقیمت پیشنهادی من دقیقاً مطابق میل من موافقت کرد

    عصرروزدوم اذرماه زمین قولنامه شد ومعامله انجام شد!

    معامله ای که من حداقل به مدت دوالی سه سال منتظرش بودم

    نمی‌توانم ان لحظات راتوضیح دهم که چه حسی داشتم…

    تلفیقی از شکر، حیرت، تعجب، عشق،غرور و یک احساس قوی که میگفت:

    «من در مسیر درست هستم.»

    ● این تجربه چه چیزی به من اموخت؟

    این اتفاق یک پیام واضح از سوی خداوند برایم داشت:

    •وقتی نیتت پاک باشد

    •وقتی در مسیر رسالتت قدم برداری

    •وقتی از ترس عبور کنی

    • وقتی ایمانت رانشان دهی

    • وقتی ارتعاش درست بفرستی

    •وقتی تمرکز لیزری داشته باشی

    • وقتی رها کنی وبه جریان الهی اعتماد کنی

    • وقتی باجریان خداوندهمسووهم جهت شوی

    خداوند کاینات وتمام فرشتگانش رابه خدمت تودرمی اورد جهان را بسیج میکند تا خواسته‌ات را به توبرسانند.

    درست درروزهای که من برای صدورپروانه ساخت وشروع عملیات اجرایی به نقدینگی قابل توجه ای نیازداشتم

    این دقیقاً همان چیزی است که من تجربه کردم.

    این اتفاق زیبا وفوق العاده که حکایت ازدقیق عمل کردن قوانین خداوند است این اصل مهم رابه من یادآوری کرد :

    • خداوند هرگز دیر نمی‌کند؛ زمان‌بندی او کامل و دقیق است.

    • اتفاق‌های زندگی من همیشه در بهترین زمان ممکن رخ می‌دهد.

    • همه‌چیز برای من در حال هماهنگی و چیدمان الهی است.

    • من در آرامش هستم؛ چون می‌دانم نیروی الهی مراقب تمام امور زندگی من است.

    • به جریان زندگی اعتماد می‌کنم؛ لطف خدا همیشه به‌موقع می‌رسد.

    ● قدردانی از استاد عباس‌منش:

    من از ته دل از استاد عباس‌منش عزیزم تشکر می‌کنم.

    کسی که با آموزش‌هایش نه‌تنها زندگی مالی من

    بلکه طرز فکر، شخصیت، باورها و مسیر زندگی‌ام را تغیر داد.

    استاد عزیزم

    اگر این نگاه، این ایمان، این درک و این قدرت را یادم نداده بودید

    من امروز این قدم‌ها را برنمی‌داشتم

    و هرگز این معجزات خداوند را تجربه نمی‌کردم.

    سپاس از شما که باعث شدید من خود واقعی‌ام را پیدا کنم.

    ● پیام به عزیزانی که هنوز در ترس هستند:

    دوست عزیزوهمراه اگر این نوشته را می‌خوانی و هنوز در منطقه امن گیر کرده‌ای…

    اگر رؤیایی داری که سال‌ها دلت می‌خواهد اما جرأت نمی‌کنی قدم اول را برداری…

    اگر فکر می‌کنی شرایط مناسب نیست و باید صبر کنی…

    ازت می‌خواهم این را از ته دل بخوانی:

    «خداوند فقط زمانی در زندگیت معجزه می‌آفریند

    که تو قدمی برداری که از نظرذهن منطقی و ترس‌هایت غیرممکن است.»

    قدم اول را خودت بایدبرداری.

    خداوندوقانون بدون تغیرش ادامه‌اش را خودبه‌خود می‌سازد.

    ● پایان داستان؛ آغاز یک فصل جدید:

    من دراین چندسال دست ازرویاهاوارزوهام برنداشتم سمت خودموانجام دادم ودرنتیجه خداوندهم برام سنگ تمام گذاشت وبرام شاهکارکرد

    خداوند آرزوی چندساله ام رامحقق کرد وزمین موردعلاقه ام رادرکرمان برام فراهم کرد

    دیگرزمین باارزشم در بهترین زمان مناسب وبه بهترین شکل ممکن فروش رفت.

    سرمایه اولیه برای شروع ساخت ساختمان طبقاطی ام درکرمان به زیبایی هرچه تمامتر وبه راحت ترین شکل ممکن فراهم شد.

    و من امروز با قدرت تمام در مسیر ساخت‌وساز رؤیایی‌ام قدم برمی‌دارم.

    این فقط یک معامله نبود…

    این پیام خداوند بود که:

    «ادامه بده… تو در مسیر درست هستی.»

    خدای مهربانم شکرت

    سپاس برای همه معجزه‌هات

    سپاس برای تمام هدایت‌هایت

    سپاس که همیشه کنار منی ومنوتنها نمی گذاری

    وبازم از استاد عباس‌منش عزیزم تشکر می‌کنم

    که چراغ این مسیر روشن شد.

    این یکی ازدهها داستان من بوداززمانی که به این مسیرالهی قدم گذاشتم…

    داستان معجزه‌ای که زمانی فقط یک رؤیا بود

    اما امروز حقیقت زندگی من است.

    باعشق وبرکت

    اصغرابراهیمی 8اذر1404

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 72 رای:
  2. -
    اصغر و پرسیلا گفته:
    مدت عضویت: 1765 روز

    بانام خداوندرزاق

    اقا ابراهیم عزیز، داداش گلم؛

    با سلام و عشق فراوان

    از صمیم قلب می‌خواهم از شما بابت پاسختان به کامنتم و لطف و محبتی که بر من ارزانی داشتید سپاسگزاری کنم. وقتی پیام پر از انرژی، مهربانی و امید شما را درباره‌ی فروش زمینم و آغاز عملیات ساخت‌وساز ساختمان طبقاتی‌ام در کرمان راخواندم حقیقتاً قلبم از شادی و آرامش لبریز شداین‌که شما از صمیم دل برای من آرزو کردید که در آینده‌ای نزدیک به یک انبوه‌ساز موفق و مطرح تبدیل شوم برایم معنایی بسیار بزرگ‌تر از چند جمله دارد.

    برای من این پیام تنها یک «پاسخ» نبود یک تلنگرعمیق بود… تلنگری که به من یادآوری کرد جهان همیشه زمانی که ایمان و قدم‌های ما درست باشدافرادی را سر راهمان قرار می‌دهد که قلبمان را گرم، باورمان را قوی و قدم‌هایمان را استوارتر کنند.

    از این بابت از شما دوست عزیزم بی‌اندازه ممنونم.

    آقا ابراهیم عزیز

    شما در همان چند خط موجی از انرژی مثبت، باور و حمایت را به زندگی‌ام وارد کردید و من این حال خوب را با تمام وجودم دریافت کردم اینکه انسانی در مسیر رشد و موفقیت حتی در میان کارها و دغدغه‌های روزمره برای دیگران انرژی می‌گذارد و صادقانه آرزوی پیشرفت‌شان را می‌کند نشانه‌ی روحی بزرگ و قلبی روشن است.

    در این مسیر جدیدمسیر ساخت‌وساز، توسعه، و انبوه‌سازی کلمات شما برای من تبدیل شد به یک علامت روشن از سوی جهان که دارم درست پیش می‌روم.

    از خدای مهربان می‌خواهم خیر، ثروت، سلامتی و فراوانی‌های بی‌پایان را در تمام جنبه‌های زندگی‌تان به شما هدیه دهد و همان‌گونه که برای من آرزوی موفقیت کردیدموفقیت‌های بزرگ‌تر و زیباتر پیش روی خودتان قرار بگیرد.

    و اما چند جمله از عمق وجودم برای استاد عزیزمون، استاد عباس‌منش…

    استادعزیز

    از شما به خاطر تمام آگاهی‌ها، مهارت‌ها، آموزش‌ها و تجربیاتی که سخاوتمندانه در اختیار ما قرار داده‌اید سپاسگزاریم شما حقیقتاً چراغ راه من و بسیاری از انسان‌هایی هستید که به دنبال ساختن نسخه‌ای بهتر از خودشان هستند.

    اگر امروز من جرأت کردم وارد مسیر ساخت‌وساز شوم اگر امروز توانستم اولین قدم‌های جدی برای انبوه‌سازی را بردارم و اگر امروز رسیدن به خواسته‌هایم برایم کاملاً ممکن و ملموس شده است…

    همه‌اش به لطف آگاهی‌ها و باوری است که ازدل دوره‌ها،فایل‌ها و صحبت‌های شما در وجود من شکل گرفت.

    استاد عزیز

    شما نه فقط معلم مابلکه همراه ما در مسیر تغیر زندگی هستیدشما نه فقط دانش منتقل می‌کنید بلکه امید، ایمان، مسئولیت‌پذیری و دیدگاهی کاملاً تازه درباره‌ی زندگی را در وجود ما زنده می‌کنید.

    امروز که به گذشته نگاه می‌کنم می‌بینم چقدر جهان من تغیر کرده… چقدر باورهایم ساخته شده… چقدر ذهنم رشد کرده… و چقدر آینده‌ام روشن‌تر شده است

    من این مسیر زیبا را مدیون زحمات، عشق و رسالتی هستم که شما در زندگی‌تان دنبال می‌کنید.

    در پایان با قلبی سرشار از عشق و سپاسگزاری می‌گویم:

    سپاس از شما آقا ابراهیم عزیز برای انرژی، محبت و دعای خیری که به قلبم نشاندید.

    سپاس از شما استاد عباس‌منش برای اینکه چراغ راه ما هستید و با عشق، نور آگاهی را به زندگی‌مان هدیه می‌دهید.

    از خداوند می‌خواهم برای همه‌مان فراوانی، ثروت، موفقیت، رشد و آرامش بی‌پایان جاری کند.

    و من ایمان دارم که در مسیر ساخت وساز مسکن ،جهان بهترین‌ها را در بهترین زمان ممکن برای من مهیا می‌کند.

    با عشق واحترام

    ابراهیمی 10اذر1404

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    اصغر و پرسیلا گفته:
    مدت عضویت: 1765 روز

    بنام خداوندعشق وثروت

    سلام

    خانم مریم بذرا؛

    بانوی پرمهر و همراه همیشگی مسیر آگاهی

    پاسخ پرمحبت و سراسر انرژی زیبای شما نه‌تنها برای من یک دلگرمی بودبلکه یادآور این حقیقت شد که جهان همیشه از طریق انسان‌های زیبا و مهربانی چون شما پیام‌های عشق و امیدش را به ما می‌رساند واژه‌هایی که برایم نوشته بودید چنان با روح من هماهنگ شد که لحظه‌ای ایستادم عمیق نفس کشیدم و به این هدیه‌ی الهی لبخند زدم.

    وقتی انسان قدم در مسیر ساختن آینده‌اش می‌گذاردخواه شروع یک پروژهٔ ساخت‌وساز باشد یا آغاز هر رؤیای دیگری داشتن همراهانی که فرکانس عشق می‌فرستندنعمتی است که نمی‌توان آن را با هیچ چیز مقایسه کردپاسخ شما برای من مثل نوری بود که بر این مسیر تابید و یادم آورد جهان دقیقاً می‌داند چه زمانی، چه پیامی را از چه کسی به ما برساند.

    بانوی مهربان

    از اینکه برای من و مسیرم انرژی، دعا و نیت خیر فرستادید از اعماق قلبم سپاسگزارم گاهی یک جمله، یک احساس، یا یک انرژی از سوی فردی که روح زیبایی دارد می‌تواند برکت تازه‌ای را وارد زندگی‌مان کند باور دارم دعای صادقانهٔ شما یکی از همان برکت‌هاست.

    من نیز از صمیم قلب با تمام عشق و ایمانم برای شما همان را طلب می‌کنم که برای خودم می‌خواهم حتی بیشتر.

    امیدوارم زمین‌تان با بهترین و بالاترین فرکانس ممکن، در بهترین زمان و با مناسب‌ترین قیمت به فروش برسددرست همان‌گونه که جهان همیشه برای شما بهترین‌ها را چیده است ایمان دارم آن خانهٔ زیبا و امنی که آرزویش را دارید همین حالا در مدار شمااست و به‌زودی با هماهنگی کامل تجربه‌ خواهیدکرد.

    می‌دانم شما از آن دسته افرادی هستید که قبل از هر اقدامی جهان درونشان را می‌سازند برای همین مطمئنم هر قدمی که برمیداریداز فروش زمین گرفته تا خرید خانهٔ جدید و ساخت آینده‌ای امن‌ترهمگی با عشق، آرامش و هماهنگی پیش خواهند رفت انسان‌هایی که با نیت پاک قدم برمی‌دارند جهان همیشه بهترین شرایط را برایشان مهیا می‌کند.

    مریم عزیز

    باشد که در تمام مسیر زندگی‌تان، معجزه‌های کوچک و بزرگ چون باران بر شما ببارند.

    باشد که خانه‌ای که قرار است صاحبش شویدخانه‌ای باشد لبریز از نور، آرامش، وسعت و عشق خانه‌ای که وقتی قدم در آن می‌گذارید انرژی‌اش با تمام سلول‌های وجودتان هم‌خوانی داشته باشد.

    باشد که هر روز بیش از قبل جلوه‌های مهربانی خداوند را در زندگی‌تان ببینید و لمس کنید.

    از همراهی‌تان، از حضور زیبایتان، از قلب مهربانتان صمیمانه سپاسگزارم.

    برای شمانازنین برای رؤیاهایتان و برای تمام خواسته‌هایی که در دل داریدبهترین و مقدس‌ترین اتفاقات را آرزو می‌کنم.

    امیدوارم مسیرتان، همچون نور صبحگاهی، روشن، هموار و پراز برکت باشد.

    با عشق و احترام

    ابراهیمی 10اذر1404

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    اصغر و پرسیلا گفته:
    مدت عضویت: 1765 روز

    بانام خدواندهدایتگر

    سلام

    خانم زهرا

    از لطف، توجه و پیامی که برای من گذاشتید از صمیم قلب سپاسگزارم

    شما پرسیده بودید که چطور انرژی من برای فروش زمین هماهنگ شده و چه چیزی باعث شد که این خواسته‌ام به‌طرز عالی و کاملاً هدایت‌شده انجام شود؟ خوشحال می‌شوم تجربه‌ام را با شما شریک شوم شاید بتواند الهام یا کمکی برای شمانازنین باشد.

    یکی از مسایل اصلی تغیر در فرایند فروش زمین آرام‌کردن درونم بوداوایل مثل اکثر آدم‌ها نگران زمان فروش، قیمت فروش یا پیدا شدن مشتری مناسب بودم همین نگرانی‌ها انرژی را سنگین می‌کرد و انگار تجربه را عقب می‌زد

    اما از زمانی که با آموزش‌های استاد آشنا شدم فهمیدم که مهم‌ترین کار من این نیست که “چطور” زمین بفروشم بلکه این است که فرکانس مناسب به جهان ارسال کنم.

    کاری که من انجام دادم دقیقاً همین بود: 1. همسو کردن درون با نتیجه

    هر روز با خودم احساس کسی را تمرین می‌کردم که زمینش با بهترین قیمت و بهترین خریدار فروخته شده نه از روی خیال‌بافی بلکه از روی قطعیت.

    کم‌کم احساس سبکی و اعتماد درونم بیشتر شد.

    2. سپردن فرایندفروش به جهان

    وقتی فهمیدم که کار من فقط تنظیم فرکانس است “چطور” کار را رها کردم

    هیچ اصراری روی اینکه خریدار از کجا پیدا شود یا چه زمانی برسد نداشتم.

    این رهاکردن بزرگ‌ترین نقطۀ عطف بود.

    3. دریافت نشانه‌ها و هدایت‌ها

    وقتی ذهن آرام شد، نشانه‌ها پشت هم رسیدند روزی حداقل دوتاسه تماس داشتم

    ودرنهایت یک تماس ازطرف یک مشتری واقعی شرایطی که خودش در بهترین زمان ممکن چیده شد.

    جالب این بود که قیمت فروش دقیقاً همان بود که از قبل در ذهنم مشخص کرده بودم.

    4. قدردانی قبل از دریافت

    من قبل از اینکه زمین واقعاً فروخته شود هر روز بابت فروش عالی‌اش شکرگزاری می‌کردم این شکرگزاری روی احساس من اثر داشت و کمک کرد زودتر همسو شوم.

    پیشنهادم به شما برای هماهنگ شدن با فروش یا هر خواستۀ مالی

    اگر بخواهم فقط یک نکته را برجسته کنم، آن این است که

    اول اتفاق در درون ما می‌افتدبعد در بیرون ظاهر می‌شود.

    چند قدم ساده اما فوق‌العاده مؤثر:

    • وضوح کامل خواسته

    ببینید دقیقاً چه نوع فروش، چه زمانی و با چه کیفیتی را می‌خواهید.

    • احساسِ انجام‌شدن را هر روز بسازید

    چند دقیقه با چشم بسته خودتان را در لحظه‌ای ببینید که فروش انجام شده و حس آزادی، آسودگی یا شادی آن را واقعی احساس کنید.

    • نگرانی را تبدیل به اعتماد کنید

    هر زمان ذهن خواست دنبال “چطور” بگردد فقط به خودتان یادآوری کنید که جهان راهش را بهتر بلد است.

    • نشانه‌ها را ببینید و با آن همراه شوید

    جهان همیشه از مسیرهای غیرمنتظره هدایت می‌کند کوچک‌ترین اتفاق را جدی بگیرید.

    • سپاسگزاری آگاهانه

    حتی قبل از رسیدن نتیجه بابت فروش عالی‌تان شکر کنید این کار دروازۀ دریافت‌ها را باز می‌کند.

    خانم زهرای عزیز،

    باور کنید که اگر خواسته‌ای وارد دلتان شده یعنی نسخه‌ای از آن همین حالا در جهان هست و فقط نیاز دارد که فرکانس ما با آن هماهنگ شود.

    شما همین حالا در مسیر درست هستید.

    نیت پاک، انرژی مثبت، ایمان و رهاسازی…

    همۀ این‌ها شما را به بهترین نتایج می‌رساند.

    تمرین:

    اماتمرینی که من برای خودم ساخته بودم وهرروزبلافاصله بعداز بیدارشدن ازخواب روی تخت انجام می‌دادم وتجسم می‌کردم متن وجملات تاکیدی زیر رابااحساس خوب مرورمیکردم:

    به نام خالق فراوانی و برکت.

    امروز با انرژی و ایمان بیدار می‌شم.

    من آرام، قوی و متمرکزم.

    هر چیزی که لازمه، همین حالا در درونم هست.

    من لایق شادی، عشق و موفقیتم.

    اتفاق‌های عالی در راه‌اند، و من آماده‌ام

    من با ایمان و آرامش، باور دارم که زمین زیبای … ( نام زمین) به‌سرعت و در بهترین زمان، تا پایان …( مثلا تاپایان اذر) به فردی شایسته و آماده می‌رسد.

    هر روز نشانه‌های هماهنگی و پیشرفت این اتفاق را می‌بینم و حس می‌کنم.

    من با انرژی مثبت گام‌های درستی برمی‌دارم فرصت‌ها را می‌بینم و الهام‌های درونی‌ام را دنبال می‌کنم.

    هر گفت‌وگو، هر تماس، هر نشانه، مرا یک قدم به فروش نهایی نزدیک‌تر می‌کند.

    سپاسگزارم از این که زمین … با عشق و برکت به مالک جدیدش واگذار می‌شود.

    همه چیز با نظم الهی، آسان، به‌موقع و به نفع همه انجام می‌شود.

    زمین … من می‌درخشد خریدارش در راه است و تا پایان …این معامله به زیبایی انجام می‌گیرد.

    من آرامم، مطمئنم و آماده‌ام برای دریافت این تحقق

    • به فضل خدای رحمان خریدارزمین …من درمسیرم قرارداردهرکاری لازم است انجام میدم وبقیه امور رابه خدامیسپارم

    • من با آرامش و اطمینان زمین … را به بهترین خریدار و با بهترین قیمت می‌فروشم.

    • فروش این زمین راه شروع برکت‌های بزرگ‌تر در زندگی من است.

    • جهان همیشه مرا در مسیر درست و پرنعمت هدایت می‌کند.

    • هر روز فرصت‌ها و افراد درست به سوی من جذب می‌شوند تامن رابه اهدافم برسانند.

    • من شایسته‌ی موفقیت، پیشرفت و ثروت حلال هستم.

    • انرژی پول و برکت آزادانه در زندگی من جریان دارد.

    • هر قدمی که برمی‌دارم مرا به هدفم نزدیک‌تر می‌کند.

    • از ته دل بابت همه‌ی اتفاقات زیبایی که در راه‌اند سپاسگزارم.

    باارزوی بهترین هابرای شما نازنین امیدوارم درزمان مناسبش خبرفروش زمین زیبایت رابخوانم وبشنوم

    باعشق واحترام ابراهیمی 10اذر1404

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: