مثل ابوموسی نباشیم - صفحه 38


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

511 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مریم رشیدی گفته:
    مدت عضویت: 791 روز

    به نام خدای بخشنده ی مهربان

    تعهد136

    باید نگاهمونو به زندگی تغییر بدیم و بفهمیم که زندگی زیباییش به تجربه کردنه نه به طولانی بودن عمرمون

    باید از همین الان شروع کنم و این سوالارو از خودم بپرسم که من میخوام از منطقه امنم بیام بیرون و زندگی رو در همه ابعادش تجربه کنم چیکار باید بکنم؟

    مثلا میتونم از مغازه یا نونوایی که همیشه خرید میکنم خرید نکنم و برم جلی دیگه

    میتونم از مسیری که همیشه میرم خونمون نرم و مسیرمو عوض کنم

    میتونم رشته باشگاهمو عوض کنم

    میتونم چن تا غذای جدید درست کنم

    میتونم روی زمین بخوابم چون فقط روی تختم خوابم میبره یا برم تو اتاق دیگه بخوابم

    یا میتونم تنهایی برم کافه

    میتونم به جای خوندن همیشگی کتابهای روانشناسی و موفقیت ی کتاب با موضوع متفاوت بخونم

    میتونم به جای رانندگی با ماشین با موتور برم

    میتونم خیلی از کارهامو جور دیگه انجام بدم

    اینو در نظر بگیرم که زندگی در مقابل ابدیت خیلی خیلی خیلی کوتاهه پس هر کاری که دوس دارم انجام بدم و تجربه کنم چیزایی که میخوام رو فارق از نظر دیگران فارق از جنسیت و سن و سال

    من میخوام و اطمینان دارم که میشه و اتفاق میفته به بهترین شکل ممکن فقط بهش توکل میکنم و قلبمو باز میکنم

    خدایا عاشقتم بینهایت سپاسگزارتم تنها پناه قلبم و ارامشم تویی ای یکتای بی همتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    نگین نگین گفته:
    مدت عضویت: 2395 روز

    سلام به همه دوستان بخصوص استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین

    خب استاد من خسته شده بودم از اینکه نمیرسم همه کارهایی که نوشتم برای رسیدن به هدفم رو انحام بدم استرس گرفته بودم و وقتی از خدا راهنمایی خواستم این فایل رو برام باز کرد، اول اینکه گفت برو جلو حرکت کن از یکجا نشستن و فعالیت نکردن چیزی بدست نمیاری دوم گفت لذت ببر، و اولین چیزی که بلافاصله به ذهنم اومد این بود که از نگاه کردن به پسرم لذت ببرم از بازیهاش از کارتون دیدناش

    تو متن انتخابی فایل اومده بود:

    به قول استاد ما زمان مرگمون معلوم نیس طوری زندگی کنیم ک موقع مرگ ب خدا نگیم ی روز دیگه بهمون وقت بده تا لذت ببریم، یه روز دیگه بهمون وقت بده تا تجربه کنیم زندگی رو

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    ساناز نوری زاده گفته:
    مدت عضویت: 1466 روز

    به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده ام

    روز شمار تحول زندگی من روز صد و سی و ششم از فصل پنجم

    سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم

    بریم سراغ نشانه های الهی امروزم

    خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی

    خدایا شکرت بابت حال خوبم

    خدایا شکرت بابت سلامتیم

    خدایا شکرت بابت هر قدمی که بر روی زمین می‌گذارم

    خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم

    خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت بردم

    خدایا شکرت بابت تک تک ضربان قلبم

    خدایا شکرت بابت تمام اتفاقات خوب زندگیم امروز خدای من قشنگ احساس میکنم فرکانسهای خالصم تبدیل به این اتفاقات خوب شده تبدیل به هدایتی شده که خداوندم هرلحظه و همواره داره منو به سمتش میبره

    خدایا شکرت  بابت سقف بالای سرم

    خدایا شکرت بابت آرامش و آسایش و راحتی و امنیتم

    خدایا شکرت بابت حضورم در این لحظه

    _الان که اینترنت ها قطع شده و من به سایت استادم دسترسی ندارم واکنشم به این اتفاق این بوده که یعنی کی میشه اینترنت ها رو باز کنن حتی احساسم بهم ریخته و دارم تو دلم بخاطر این اتفاق غر میزنم و هر دقیقه چک میکنم که کی باز میشه اینترنت ها و حتی ناامید شدم از اینکه دیگه اینترنت بین المللی نمیشه و من به سایت استادم نمیتونم وارد شم اینو نوشتم تا وقتی که اینترنت ها باز بشن و من بتونم به سایت استادم برگردم و به خودم بگم دیدی میشه دیدی اینترنت باز میشه دیدی نباید غر میزدی و ناامید میشدی دیدی خداوند راه ها رو برات باز میکنه اصلا اینترنت هم باز نشه خداوند از بی نهایت طریق دیگه تو رو به خواستت میرسونه فقط نچسب به خواستت و توکل کن به خدا که هیچ ماهی پشت ابر نمیمونه خدایا شکرت

    خدایا شکرت بابت برنامه یادداشت گوشیم که میام مینویسم اتفاقات خوب روزم و آگاهی هام رو

    خدایا شکرت بابت صدای قشنگ پرنده ها که دارم می‌شنوم و روحم رو نوازش میده

    خدایا شکرت طبق درخواست ستاره قطبیم میخواستم مشتری رستوران بهم زنگ بزنه که درست 10 دیقه بعدش دیدم زنگ زد و گفت 150 بسته پودر زعفران برام بیار که میزنم کارتت

    این مشتریم چند ساله مشتری منه بسیار آقای با شخصیت و مؤدبی هست

    به صورت تکاملی ازم خرید کرده اوایل 10 تا بعدش 30 تا بعدش 50 تا بعدش 100 تا و حاااااالا 150 بسته خرید ازم

    خدای من شکرت دارم چه روزهای قشنگی رو میبینم که یه دفعه ای 150 بسته فروختم و طبق درخواست دقیق ستاره قطبیم دو میلیون و 225 هزار تومان برام واریز کرد

    همیشه قبل از اینکه بسته ها دستش برسه برام واریز می‌کرد و بهم اعتماد کامل می‌کرد حالا من بهش اعتماد کردم و بردم براش و بعد 3 ساعت واریز کرد و کلی تشکر کرد

    ببین چقدر خوبه این اعتماده ساخته بشه

    اعتماد خیلی چیز خوبیه

    حالا اعتماد به خدا اگه ساخته بشه ببین چه اتفاقاتی رو میتونیم تجربه کنیم که نمیتونیم حتی تصورشم کنیم

    خدایا شکرت طبق درخواست ستاره قطبیم حموم کرد خدایا شکرت بابت نعمت حموم

    خدایا شکرت طبق درخواست ستاره قطبیم رفتیم پودر زعفران ها رو رسوندم کارشناسان با مامانم و صحیح و سالم برگشتیم

    خدایااااا شکرت که صاحب رستوران خیلی سرش شلوغ بود و یه رستوران کوچیک داره اما پراز مشتری و صندلی ها پر بودند از مشتری و کلی آدم صف ایستاده بودند و چند تا چند تا غذا میخریدن و وقت برا سرخاروندن نداشتن و چند تا هم کارگر داشت ببین این فراوانی مشتری هستا من واقعا تحسینش میکنم این فراوانی مشتری رو اونم توی این شرایط جنگی دیدم هااااا باورام ساخته شد ببین فارغ از عوامل بیرونی فارغ از اینکه اون بیرون چه اتفاقی داره میفته یه عده ای واسشون خیر هست چون جور دیگه ای دارن نگاه میکنند به دنیا.قبلا 100 بسته سفارش میدن ولی حالا تو شرایط جنگی 150 تا سفارش داد این فراوانی نیست پس چیه

    خدایا شکرت طبق درخواست ستاره قطبیم رفتیم به تولد عموم یه ست تی شرت شلوارک خیلی خوشگل خریدیم

    خدایا شکرت طبق درخواست ستاره قطبیم رفتیم واسه عموم کیک خریدیم

    خدایا شکرت بابت اینکه سه تا کیک مونده بود تو ویترین و یه کیک مامانم انتخاب کرد که انتخاب من نبود و حتی روش نوشتن عمو جون تولدت مبارک یهو دیدم همزمانی اتفاق افتاد و کلی کیک خوشگل سفید رنگ آوردن حتی اون کیکی که ما انتخاب کرده بودیم کهنه بود اگه قبلا بود بخاطر اعتماد به نفس پایینم همون کیک رو مجبوری میخریدم چون اسم هم روش نوشته بودند ولی من با اعتماد به نفس گفتم من اون کیک جدید رو میخوام گفتن نمیشه ما اسم نوشتیم نمیتونیم پاک کنیم با خوش اخلاقی گفتم میتونین چیزی نیست من اونو میخوام و اوناهم قبول کردند و یه کیک بسیار خوشگل خریدیم و شب خوردیم و لذت بردیم

    خدایا شکرت بابت اینکه قنادی فروشی که تو شهرمون معروفه رو تحسین میکنم که انقدر کسب و کارشو بزرگ کرده و آجیل و انواع شکلات و شیرینی و کیک و لوازم قنادی و …میفروشه توی چند طبقه هر طبقه یه مغازه بزرگ پر از محصول هست واقعا قابل تحسینه البته‌ تکاملی رشد کرده بعدش تبدیل به تصاعد شده رفتیم بالا خدای من از شیر مرغ تا جون آدمیزاد همه چی بود اونجا انواع عروسک و جا کلید و انواع وسایل و لوازم قنادی و ….. و کلی مشتری صف ایستاده بودند اینا نمود فراوانیه

    خدایا شکرت بابت اینکه یه آویز قلب قرمز و سفید برای ماشینم خریدم و ماشینم رو خیلی خوشگل کرد

    خدایا شکرت بابت کلوچه و بستنی میوه ای خوشمزه ای که خریدم و خوردم و لذت بردم

    خدایا شکرت بابت خریدهایی که مادرم به خونمون انجام داد

    خدایا شکرت بابت اینکه خواهرم اینا دعوتمون کرده بودند واسه شام هم مارو هم عمم اینارو و هم عموم اینارو و بسیااااااار بسیاااااااار خوش گذشت

    خدایا شکرت بابت مشتری هایی که برای پودر زعفران پیام دادند

    خدایا شکرت بابت صدای خروس قشنگی که دارم می‌شنوم

    خدایا شکرت بابت اینکه خواهرم برای ناهار برام سوپ هدیه داد و خوردم و لذت بردم

    خدایا شکرت طبق درخواست ستاره قطبیم که گفته بودم اتفاق خوب غیر منتظره دریافت کنم که دیدم دوستم نسترن زنگ زد و گفت که کی وقت داری دخترم رو بیارم خونتون واسش رقص آموزش بدی خدایااااااااا شکررررت

    خدایا شکرت بابت اینکه برای شام خواهرم و دومادمون سنگ تموم گذاشته بودند

    خدایا شکرت بابت اینکه برای شام آش سوپ و چلو کوبیده با کباب گوجه و سالاد فصل با سس و نوشابه خوردیم و لذت بردیم

    خدایا شکرت بابت اینکه میوه زردآلو و گیلاس خوردم و لذت بردم

    خدایا شکرت بابت اینکه باقلوا خریده بودند عموم و عمم واسه خونه خواهرم و خوردیم و لذت بردیم

    خدایا شکرت بابت اینکه تولد واسه عموم گرفتیم و آهنگ گذاشتیم و زدیم و رقصیدیم و من عالی رقصیدم با اعتماد به نفس همه چی عالی بود خدارو شکر

    خدایا شکرت بابت اینکه فیلمایی که از گوشی زن عموم انداختم به گوشی خواهرم

    خدایا شکرت بابت روابط عالیم با همه که اینم یکی از درخواست های ستاره قطبیم بود

    خدایا شکرت بابت اینکه کلی عکس و فیلم از تولد گرفتیم برای عموم و کلی شادی کردیم و عموم خیلی خوشحال شد

    خدایا شکرت بابت اینکه طبقه اول خواهرم که حساسه به سر وصدا این همزمانی رو به وجود آورد خدای من که اون همسایه خونه نبود و من که داشتم توی بالکن سپاسگزاری میکردم دیدم رفتن اینا همش هدایته

    خدایا شکرت بابت اینکه رفتم بالکن خواهرم و بابت بالکن قشنگ خواهرم و منقل پایه دار کباب و موتور بادبزنی که وصله بهش و هوای فوق العاده و شب قشنگ و رنگ نارنجیِ آسمون و درختان قبرستان و آسفالت و تمیزی کوچه خواهرم و درختان میوه همسایه و دو تا ماشین 207 و … تحسین و سپاسگزاری کردم

    و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ

    مثل ابوموسی نباشیم

    زندگی خیلی از ما مثل ابوموسی هست

    من خیلی وقتا مثل ابوموسی عمل و رفتار کردم و میکنم

    مثل ابوموسی میترسم و پا نمی‌ذارم به دل ترسام

    مثل ابوموسی از تجربه خیلی از چیزهای خوب صرف نظر میکنم

    مثل ابوموسی از محیط امنم بیرون نمیام

    انقدر از بچگی بهمون گفتند نرو فلان جا و دست نزن به فلان حیوان و خیلی از چیزا چون ممکنه بلا سرت بیاد و این ترس ها توی ناخودآگاهمون نمیذاره ما حرکتی انجام بدیم نمیذاره تجربه کنیم

    ولی تنها راه حذف ترسها رفتن تو دلشه

    من باید یکی یکی از آروم شروع کنم و برم تو دل ترسام

    من باید از محیط امنم بیام بیرون

    من باید تجربه کنم

    من به دنیا اومدم که تجربه کنم

    این فایلِ مثل ابوموسی نباشیم فوق العاده آموزندست ساناز اگه میخوای پا بذاری تو دل ترسات این فایل رو چندین بار گوش بده و کامنت هاشو بخون و عمل کن بخدا که گنجه

    بعد اینکه این فایل رو دیدم سریع رفتم بدلکاری های آقای ارشا اقدسی رو دیدم که واقعا شاهکاره چقدر سن تجربشون خیلی بیشتر از سنشون بوده چقدر قبل از مرگشون زندگی رو زندگی کردند چه تجربه‌هایی کسب کردند چقدر رفتن به دل ترساشون چقدر بعد اینکه اون همه رکورد رو ثبت کردند به نام خودشون چقدر احساس اعتماد به نفس کردند من تحسینشون میکنم جاشون تو بهشته بخاطر این تجربه‌ها و شجاعت هاشون بخاطر ایمانشون و رفتن به دل ترساشون

    درسته تو سن جوانی جونشون رو از دست دادند اونم تو لحظه اجرای بدلکاری ولی ایشون زندگی رو به تمام معنا زندگی کردند خیلی تحسین برانگیزه

    بشینید بنویسید همین الان که من میخوام از همین الان زندگی رو یه درجه یه درصد عمیق تر تجربه کنم یه متر میخوام از محیط امنم برم جلوتر چه ایده هایی دارم برای این کار؟

    یادمه هر وقت رفتیم شورابیل و حتی یه بار با دوستام رفتیم همه سوار بازی های هیجان انگیز شدند من و خواهرم از ترسمون سوار نشدیم

    ولی من دوس دارم قبل از مرگم تجربه کنم ببینم چه لذتی داره و برم تو دل ترسام

    مورد بعدی ارتباط با آدمای غریبه هست که خیلی ضعیفم و باید برم تو دل این ترسم و با آدمای جدید ارتباط برقرار کنم این نیاز داره به قدم برداشتن و تمرین و تکرار کردن

    مورد بعدی رفتن به کافی شاپه که تنهایی تا حالا نرفتم و دوس دارم تجربه کنم

    قبلا هیچ طبیعتی رو نمی‌رفتیم من و خونوادم ولی حالا خیلی دوس دارم تجربه کنم و چند ماهه که هر جمعه میرم و پا روی ترسام میذارم و تجربه میکنم یادمه رفته بودیم من و دوستم به دریاچه نئور و اونجا هیشکی نبود و من پیاده رفتم و دوستم بهم گفت بیا بریم حیوان میاد مارو میخوره گفتم اصلا بذار بمیرم ارزششو داره چون دارم تجربه میکنم چون دارم پا روی ترسام میذاریم

    مورد بعدی از رانندگی خیلی میترسیدم داخل شهر چه برسه برم جاده ولی من پا روی ترسام گذاشتم و رانندگی کردم تو ترافیک و داخل شهر و کمربندی و حتی اتوبان ها و جاده های‌ شهری و روستایی و جنگلی خدااااااایاااااا شکرررررت

    یادمه بچه بودم پدرم خواست منو سوار اسب کنه ولی ترسیدم و نتونستم سوار بشم ولی چند هفته پیش تو آستارا کنار دریا سوار اسب شدم و تجربه کردم

    دوس دارم قایق سواری رو تجربه کنم

    دوس دارم موتور سواری رو تجربه کنم

    تو بچگی دوچرخه روندم و حالا دوس دارم دوچرخه بخرم و دوچرخه سواری کنم فارغ از سن و جنسیتیم که میگن تو دختری و بزرگ شدی نکن زشته

    دوس دارم با ماشین خودم برم تو طبیعت که تجربشو داشتم و میخوام ادامه بدم

    از یاد گرفتن مهارت جدید میترسیدم ولی رفتم رقص یاد گرفتم و دارم هنوزم یاد میگیرم

    چقدر لذت بخشه رفتن تو دل ترسام اونم به صورت قدم به قدم

    دوس دارم تو دریا شنا کنم حتی اگه شنا بلد نیستم

    خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم

    در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    مریم رشیدی گفته:
    مدت عضویت: 791 روز

    به نام خدای توانا

    212تعهد

    همیشه انتخابم باید این باشه که یه زندگیه پر از ماجرا داشته باشم حتی اگه خیلی کوتاه باشه باید از محیط امنم بیرون بیام و چیزهای جدید رو امتحان کنم که من خودم ادم ماجراجویی هستم و دوست دارم همه چیو تجربه کنم و از کارهای تکراری اصلا خوشم نمیاد

    باید با ادم های جدید ارتباط برقرار کنم تجربه های جدید رو امتحان کنم دوستای جدید پیدا کنم شغل های جدیدو امتحان کنم مهارتهای جدید یاد بگیرم در کل همیشه سعی کنم از منطقه ی امنم بیام بیرون حرکت کنم تجربه کنم برای خودم چالش ایجاد کنم برم تو دل ترسام برم به سمت ناشناخته ها حتی اگه کشته بشم چون یک ساعت زندگیه با کیفیت بهتر از هزار سال عمر بی کیفیت تکراری و روتین و یکنواخته

    یکی از عواملی که زندگیو بی کیفیت میکنه موندن در نقطه امنه ترسیدن از چیزهای جدیده فرار کردن از موقعیت های جدیده نرفتن برای کسب مهارت های جدیده مهاجرت نکردنه که امسال من تصمیم به مهاجرت به شهر دیگه ای رو دارم دیگه باید اساسی از منطقه امنم بیام بیرون

    زندگیه تکراری و روتین سطحش خیلی پایینه

    زندگی زیباییش به تجربه کردنه نه به طولانی بودن عمر

    مسافرت بدون برنامه برم با ادمهای غریبه صحبت کنم زندگی رو تجربه کنم مهارت های جدید یاد بگیرم

    هیچ چیزی رو نندازم به بعدا بلافاصله انجام بدم

    زندگی یه فرصت کوتاهه باید با همه ی وجود ازش استفاده کنم و نزارم زندگیم یکنواخت و تکراری بشه هر چیزی رو که دوس دارم زودتر تجربه کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    میترا محسنی گفته:
    مدت عضویت: 562 روز

    به نام الله که رب العالمین= فرمانروای کل عالم وجود است

    سلام بر استاد مهربونم و مریم خانم پرتلاشم و دوستان عزیزم در سایت

    روز 118 =مثل ابوموسی نباشیم

    چه اسم جالبی داشت این فایل مثل ابو موسی نباشیم

    چقدر موضوع جالبی داشت این فایل

    واقعا برای کسی که همیشه در منطقه ی امن زندگیش مونده و حاضر به هیچ سختی کشیدن برای تغییر وتحولی نیست راضی به همون وضع موجود هست حتی اگر نامطلوب باشه و باورش هم همین که

    زندگی همیشه همین بوده ،تقدیر و سرنوشت از قبل نوشته شده و خدا برای من نخاسته هم بازیگرای این زندگی هستند

    ولی من خودم شخصا هیچوقت دوست نداشتم تو منطقه ی امن بمونم همیشه دنبال یه کاری هستم‌انجام بدم حتی اگر اون کار خوندن یه کتاب جدید یا عوض کردن مسیرم تو خیابون باشه

    من به لطف الهی با گروه کوهنوردیمون ماهی یکبار قله میریم برای قله دیگه حدودا ساعت یک الی دو شب باید بریم بیرون بسته به ارتفاع کوه و قله گاهی 17 تا 18 ساعت تا 24 ساعت طول میکشه برگردیم ولی تمام این مدت من فقط غرق در لذت رفتن به بلندای قله و دیدن مناظر از اون بالای کوه و چشم انداز فوق العاده هستم و یکبار به بی خوابی شب قبل یا افتادن از کوه یا پرت شدن اصلا فکر نکردم ولی خیلی ها ازم میپرسن وای نمیترسی از اون بالا بیفتی میگم من تا حالا به این فکر نکردم که برم قله از اون بالا بیفتم من میرم که نمای شهر و اون چشم انداز باشکوه پایین رو از اون بالا ببینم یا میگن چطور حاضری از خواب شیرین بزنی بری قله میگم اگر واقعا علاقه و عشق به تجربه های جدید داشته باشی حاضری از خواب شیرین هم بزنی

    چقدر قشنگ استاد فرمودین که زندگی یه فرصت کوتاهه و تا میتونیم باید از هر لحظه و هر ثانیه این فرصت ارزشمند زندگی لذت ببریم

    انشالله بتونیم با خارج شدن از منطقه ی امن با کسب تجربه های جدید با یاد گرفتن یه مهارت تازه با به چالش کشیدن خودمون و توانایی هامون طوری زندگی کنیم که لحظه ی مرگ حسرت نخوریم ،و از خدا یه فرصت دوباره نخواهیم

    طوری زندگی کنیم که رفاه و ثروت رو تجربه کنیم در زمین نه در فقر و بدبختی که لحظه ی مرگ‌ فرشتگان ما رو به خاطر مهاجرت نکردن و حرکت نکردن در زمین پهناور خدا سرزنش کنند

    ممنونم استاد عزیزم

    عالی بود موضوع فایل

    تصویر ابوموسی رو هم ندیدیم آخر فایل

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    ساناز نوری زاده گفته:
    مدت عضویت: 1466 روز

    به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده ام

    روز شمار تحول زندگی من روز صد و هجدهم از فصل چهارم

    سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم

    بریم سراغ نشانه های الهی امروزم

    خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی

    خدایا شکرت بابت حال خوبم

    خدایا شکرت بابت سلامتیم

    خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم

    خدایا شکرت بابت هر قدمی که بر روی زمین می‌گذارم

    خدایا شکرت بابت تک تک ضربان قلبم

    خدایا شکرت بابت آرامش و آسایش و امنیتم

    خدایا شکرت بابت سقف بالای سرم

    خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت بردم

    خدایا شکرت طبق درخواست ستاره قطبیم که گفته بودم نعمت غیر منتظره دریافت کنم خواهرم برام بستنی هدیه داد و مادرم برام شیرینی و حلوا از مجلس عمم آورده بود همسایمون مرغ بهمون هدیه داد و اون یکی همسایمون هم گوشت بهمون هدیه داد خدایااااا شکرت

    خدایا شکرت بابت اینکه مادرم دوغ خرید و آش دوغ درست کرد و خوردم و لذت بردم

    خدایا شکرت بابت مشتری که بابت پودر زعفران پیام داده بود

    خدایا شکرت بابت اینکه به ماشینم گاز زدم

    خدایا شکرت بابت اینکه زیبایی های پارک جنت و خنکی هوا رو تحسین و سپاسگزاری کردم واقعا یه نعمت خیلی بزرگیه توی این فصل از سال هوای شهرمون خنکه

    خدایا شکرت بابت غروب زیبایی که تماشا کردم

    خدایا شکرت طبق درخواست ستاره قطبیم که گفته بودم عالی برقصم تو کلاس رقص که با شادی و اعتماد به نفس رقصیدم و گفته بودم روابط خوبی با معلمم و دوستانم داشته باشم که این اتفاق هم افتاد

    خدایا شکرت بابت اینکه رفتم خونه خواهرم و کلی خوش گذشت

    خدایا شکرت بابت اینکه تو کلاس رقصم یه گربه خوشگلی رو معلممون آورده بود از خیابون و روی مبل خوابیده بود من که میترسیدم از گربه رفتم سمتش و حالا فهمیدم که خیلی تغییر کردم اگه ساناز قبلی بود فرار می‌کرد تحمل نمی‌کرد اون صحنه رو ولی من رفتم و روبروش نشستم و نگاش کردم و لذت بردم

    و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ

    مثل ابوموسی نباشیم

    استاد میگه یه خروسی داریم ماشاالله خیلی بزرگه از لحاظ سایزی ولی از لحاظ شجاعت ترسوترین خروسیه که ما داریم

    هیچ ریسکی نمیکنه

    با هیچ کسی مبارزه نمیکنه برای به دست آوردن مرغ ها ولی خروسای دیگه مبارزه میکنن برای به دست آوردن مرغ ها

    ولی ابوموسی مبارزه نمیکنه و همیشه فرار میکنه

    حتی جوجه هایی که هنوز خروس نشدن و نمیتونن قوقولی قوقو کنن میتونن مبارزه کنن ولی ابوموسی که هیکلش خیلی بزرگه نمیتونه

    هیچ اکتشافی نمیکنه همیشه نزدیکه به خونه که امن ترین جاست

    بخاطر اینکه خیلی نگران و ترسوئه هیچ بلایی هم سرش نیومده

    تاجش سالمه و خونی نیست  و تا حالا مورد حمله کیودی ها قرار نگرفته به این دلیل که جای دوری نرفته

    ما خیلی از خروسامونو از دست دادیم بخاطر کیودی ها

    شاید از دید منطقی نگاه کنیم بگیم خب ابوموسی باهوش تره که هم دوره ای هاش مردن و این زنده مونده

    من گفتم که نه ، من به شخصه این زندگی رو دوس ندارم

    مثلا می‌شنویم موتور سوار تریل یا ماشین های مسابقه ای یا فلان کوهنورد و بدل کار و خلاصه آدمایی که خیلی ماجراجویند شنیدیم که در حال انجام اون کار کشته شدند

    یا شنیدیم که شخصی به قطب جنوب رسید و بخاطر سرمای شدید کشته شد

    من همیشه اونارو تحسین کردم

    من همیشه انتخابم این بود که یه زندگی پر از ماجرا داشته باشم حتی اگه خیلی کوتاه باشه

    یعنی همه اونایی که بخاطر ماجرا جویی و حرکت کردن و تجربه کردن کشته شدند مثلا تو سن 23 سالگی

    من اون مرگ رو به شدت بیشتر دوس دارم تا یه شخصی مثل ابوموسی که خیلی داریم مثل شخصیت ابوموسی که از نقطه امنشون نمیان بیرون و هیچ چیز جدیدی رو امتحان نمیکنند هیچ کار جدیدی رو نمیکنن با هیچ آدم جدیدی ارتباط برقرار نمیکنند هیچ تجربه جدیدی رو امتحان نمیکنند و وقتی مسافرت میرن جایی که قبلا رفتن رو میرن نه اینکه برن ببینن جای جدید چه خبره هیچ غذای جدیدی رو امتحان نمیکنند هیچ شغل جدیدی رو واردش نمیشن هیچ مهارت جدیدی رو کسب نمیکنند

    اینجا 20 هکتار زمینه ولی ابوموسی محدودش 150 متر زمینه و ندیده 150 متر اونورتر رو و پشت درختارو

    و این زندگی خیلی ماهاست ها

    و داشتم بهش نگاه میکردم و میگفتم که ابوموسی من دوس ندارم مثل تو باشم

    من دوس دارم حرکت کنم تجربه کنم خودم رو دنیای خودم رو

    من دوس دارم چالش ایجاد کنم

    من دوس دارم برم تو دل ترس هام حتی اگه بخاطرش کشته بشم دیگه بالاترینش مرگه

    ما که هممون بالاخره یه روزی میمیریم

    ولی من همیشه گفتم یه ساعت زندگی با کیفیت برای من ارزشمندتر از صدسال عمر بی کیفیته

    یکی از عواملی که زندگی رو بی کیفیت میکنه موندن تو محیط امنه حرکت نکردنه تجربه نکردنه ترسیدن از چیزهای جدیده فرار کردن از موقعیت های جدیده نرفتن برای کسب مهارت های جدیده مهاجرت نکردنه

    اونایی که مهاجرت کردن از محیط امنشون فراتر رفتن من همیشه اینارو تحسین میکنم

    نه تنها مهاجرت به یه کشور دیگه بلکه مهاجرت از روستای خودشون به روستای دیگه مهاجرت از شهرشون به یه شهر دیگه

    مهاجرت از نقطه ای که امنه براشون

    ابوموسی اون محیط امنی که وایستاده اون مرغ و خروسایی که حشره و غذای جدیدی که پیدا کردند رو ابوموسی هیچوقت پیدا نکرده

    اون کسی که میره موتورسواری میکنه که عشقشه حتی میخوره زمین پاش قطع میشه بنظرم اون بهتر و باکیفیت تر زندگی کرده

    اون کسی که میره کوه ها رو فتح میکنه تنهایی و تو سرما میمیره اون بهتر زندگی کرده

    کسی که از همون مسیری که می‌رفته سرکارش سال های سال حتی تلاش نمیکنه از یه مسیر دیگه بره هیچ ریسکی نمیکنه هیچ حرکت جدیدی نمیکنه با هیچ آدم جدید و غریبه ای ارتباط برقرار نمیکنه (ارتباط برقرار کردن با آدمای جدید و غریبه هم رفتن تو دل ناشناخته هاست که تو این مورد خیلی ضعیفم)

    یه محیط سربسته پر از ترس و درجا زدن داره و البته چون هیچ ریسک و حرکتی نمیکنه خب عملا هم هیچ اتفاقی براش نمیفته

    آدمایی داریم ماجراجویی کردند الان 80 سالشونه این نیست که بگیم اونی که ماجراجویی کرده زود مرده

    زندگی زیباییش به تجربه کردنشه نه طولانی بودن عمر

    حتی ما با صحبت کردن با آدمای غریبه نگران میشیم

    از اینجا شروع کنیم و بریم با آدمای غریبه صحبت کنیم

    این خودش خارج شدن از منطقه امنه

    خیلی از ما از اینکه بریم یه مهارت جدیدی رو یاد بگیریم می‌ترسیم برامون خیلی عجیب و پیچیدست بریم یه مهارت جدید یاد بگیریم

    همون چیزی که خیلی برامون ترسناک و عجیبه بریم و از منطقه امنمون خارج بشیم

    خیلی از ما باید یه مسافرت با پلن داشته باشیم و بریم ولی تو یه مسافرت بدون پلن برو

    از یه جایی شروع کنیم و زندگی رو تجربه کنیم و از محیط امنمون خارج بشیم

    استاااااااد فوق العادست این فایلتون چقدر آگاهی داد بهم ممنوووووووونمممممممم

    خیلی نیاز داشتم به این فایل بخدا که مخصوص خودمه

    استاد میگه

    زندگی یه فرصت کوتاهیه

    من همیشه مرگ رو نزدیک خودم میبینم

    برای همین زندگی رو یه فرصتی میبینم که باید همیشه ازش لذت ببرم

    بنابراین هیچی رو نمیذارم بمونه برای سال بعد و … زندگی رو همین لحظه تجربه میکنم

    توی این بیماری خیلیا خودشونو بستن به خونه و هیچ جا نرفتن و آخرشم این بیماری رو گرفتن و نخواستن حتی یه قدمی بردارم

    بشینید بنویسید همین الان که من میخوام از همین الان زندگی رو یه درجه یه درصد عمیق تر تجربه کنم یه متر میخوام از محیط امنم برم جلوتر چه ایده هایی دارم برای این کار؟

    نمیخوام تکاملمونو رعایت نکنیم و تا حالا هیچ حرکتی نزدیم بگیم میخوام برم تو اقیانوس شنا کنم

    یه درجه حالا چجوری؟

    ارتباط با آدمای غریبه میتونه باشه و مهارت کسب کردن میتونه باشه

    یه مسافرت بدون پلن میتونه باشه

    مسافرت منظورم یه مسافرت طولانی نیستا منظورم یه جایی از شهرتون که تاحالا نرفتی سوار ماشین شو برو یه جایی یه کوهی یه دشتی یه تپه ای یه جنگلی برو ببین چه اتفاقی میفته

    تنهایی برو چادر بزن تو طبیعت بخواب ببین چه اتفاقی میفته و اونوقت می‌بینید که چقدر زندگیتون بهتر میشه با کیفیت تر میشه

    پس از این فرصت کوتاه زندگی درست استفاده کن که موقع مرگ حسرت نخوریم و نگیم که خدایا یه روز دیگه بهم فرصت بده طوری زندگی کنیم که هر وقت فرشته مرگ اومد گفت بریم بگیم بریم آغا

    استاد عزیزم بی نهایت سپاسگزارم ازتون فوق العاده بود

    این یه فایلتون یه دوره هست با کلی باورهای قدرتمند کننده بخدا فقط به این فایل عمل کنیم زندگیمون گلستان میشه خدایا شکرت

    خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم

    در پناه الله یکتا وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    احمد فردوسی گفته:
    مدت عضویت: 1750 روز

    به نام الله هدایتگر

    خدایاهرانچه که دارم ازان توست وازتوبه من رسبده است

    سلام دوستان خوبم

    این فایل نشونه الله مهربان بود

    ترسیدن یعنی بیایمانی یعنی شرک یعنی تجربه نکردن خودیعنی احساس بدواتفاقات بدیعنی خدارونشناختن

    نترسیدن یعنی توکل وایمان وارامش وحرکت کردن واحساس خوب داشتن واتفاقات خوب رخ دادن درزندگی

    هنوزم میبینم من هنوزتوکسبوکارم ترس دارم وخداتواین فایل بهم گفت نترس وحرکت کن وتجربه کن حتی اگه به تضادبربخوری بعدهدایت میشی وبهت گفته میشه

    من شناکردن روبلدنیستم ودوست دارم یادبگیرم وبابدازنقطه امنم خارج بشم وبدم کلاس های اموزشی وازاین لذت شناکردن خودم رومحروم نکنم

    چون زندگی کوتاهه وکاری کنم که درموقع مرگم حسرت تجربه کردن چیزهایی که دوست داشتم رونخورم

    مثل رفتن تودل طبیعت تنهاتوچادرکه خیلی دوست دارم انجام بدم

    مسافرت تنهایی رفتن باماشبن یاهواپیما

    تجربه شغل جدید

    سخنرانی کردن درجمع ورفتن روی سن درموردیک موضوع عالی

    بلاگری دراینستاوفضای مجازی وصحبت کردن پشت دوربین

    نبایدخودم روبه خاطرحرف مردم وترس هام وقضاوت هاوشکست هامحروم کنم ازاین تجربه هایی که دوست دارم داشته باشم وبرم تودل ناشناخته هاوحرکت کنم وبدونم که خداهمراه منه ومنوبانشانه هاش هدایت میکنه

    وهمین جاازخدامیخوام که بهم شجاعت وجسارت بیشتری بده تابتونم بیشترحرکت کنم ونترسم وازنقطه امن خودم خارج بشم به صورت تکاملی وتجربه کنم خودم روودنیای خودم روووخودم روبیشتربشنایم وهدایت بشم به مسیرهای بهتر

    خدایامنوهدایت کن

    خدایاازت میخوام قلبم روبازکنی برای دریافت الهاماتت

    خدایاکمکم کن که تغییرکنم ویک ادم دیگه ای بشم وبه همه خواسته هام توهمین دنیابرسم

    خدایاازت میخوام احساس خوبم روداشته باشم تااتفاقات خوب برام رخ بده

    خدایامندامروزمنتظراتفاقات عالی درزندگی خودم هستم

    خدایاامروزمبخوام بهم ایده بدی برای کسبوکارم باشرایط الان خودم بهم بگی چکارکنم

    خدایامیخوام بنده خوب توباشم وفقط ازتوحساب ببرم وازهیچ موجوددیگه ای تواین دنیانترسم

    شادوموفق باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    طیبه لطیفی گفته:
    مدت عضویت: 787 روز

    با سلام به همه ی دوستانم و درود بر استاد اهل عمل و مریم خارق‌العاده!!

    امروز 10 خرداد 1404 نشانه ی امروزم این فایل بود

    بعدم که فکر کردم در طول زندگیم چقدر شجاعت داشتم ؟ چقدر برای تغییر قدم برداشتم؟24 پیش که تازه ازدواج کرده بودم به همسرم پیشنهاد مهاجرت از شهرستانمون رو به استان، به همسرم دادم و اوائل خیلی اذیت بودم ولی بابت این تغییر خداروشاکرم من از خانواده دور بودم ولی قدم مهمی بود…‌با همسرم کوه می رفتم در حالی که خیلی می ترسیدم،سر کار می رفتم با آدمای جدید دوست می شدم رفت و آمد می کردم در حالی که اصلا اعتماد به نفس نداشتم….اما یه جاهایی هم حرکتی نکردم مثل رانندگی و با یاری از خدا به زودی قدم بر می دارم

    خدایاااااا شکرت!!! مسافرتایی که با همسر و بچه‌هام می رفتم به جاهایی که تا اون زمان نرفتیم و خدارو هزاران مرتبه شکر تجربه های دل انگیزی بودن…..

    واینکه بر ترسم غلبه کردم وبه مدرسه ی غیر انتفاعی نزدیک خونمون رفتم برای تدریس در اونجا،گرچه قرار شد بعدا بهم زنگ بزنن ولی خوشحال بودم که به خودم اعتماد کردم و قدم برداشتم و هنوزم امیدوارم….یه جاهاییم محل کارمو دوست نداشتم و نموندم وجای دیگه ای رفتم….خداروشکر برای هدایتم به این فایل، برای توانایی نوشتن این کامنت و برای تجربه ی امروز ….خدایا شکرت!!!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    طیبه لطیفی گفته:
    مدت عضویت: 787 روز

    با سلام به همه ی دوستانم و درود بر استاد اهل عمل و مریم خارق‌العاده!!

    امروز 10 خرداد 1404 نشانه ی امروزم این فایل بود

    بعدم که فکر کردم در طول زندگیم چقدر شجاعت داشتم ؟ چقدر برای تغییر قدم برداشتم؟24 پیش که تازه ازدواج کرده بودم به همسرم پیشنهاد مهاجرت از شهرستانمون رو به استان، به همسرم دادم و اوائل خیلی اذیت بودم ولی بابت این تغییر خداروشاکرم من از خانواده دور بودم ولی قدم مهمی بود…‌با همسرم کوه می رفتم در حالی که خیلی می ترسیدم،سر کار می رفتم با آدمای جدید دوست می شدم رفت و آمد می کردم در حالی که اصلا اعتماد به نفس نداشتم….اما یه جاهایی هم حرکتی نکردم مثل رانندگی و با یاری از خدا به زودی قدم بر می دارم

    خدایاااااا شکرت!!! مسافرتایی که با همسر و بچه‌هام می رفتم به جاهایی که تا اون زمان نرفتیم و خدارو هزاران مرتبه شکر تجربه های دل انگیزی بودن…..

    واینکه بر ترسم غلبه کردم وبه مدرسه ی غیر انتفاعی نزدیک خونمون رفتم برای تدریس در اونجا،گرچه قرار شد بعدا بهم زنگ بزنن ولی خوشحال بودم که به خودم اعتماد کردم و قدم برداشتم و هنوزم امیدوارم….یه جاهاییم محل کارمو دوست نداشتم و نموندم وجای دیگه ای رفتم….خداروشکر برای هدایتم به این فایل، برای توانایی نوشتن این کامنت و برای تجربه ی امروز ….خدایا شکرت!!!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    طیبه لطیفی گفته:
    مدت عضویت: 787 روز

    با سلام به همه ی دوستانم و درود بر استاد اهل عمل و مریم خارق‌العاده!!

    امروز 10 خرداد 1404 نشانه ی امروزم این فایل بود

    بعدم که فکر کردم در طول زندگیم چقدر شجاعت داشتم ؟ چقدر برای تغییر قدم برداشتم؟24 پیش که تازه ازدواج کرده بودم به همسرم پیشنهاد مهاجرت از شهرستانمون رو به استان، به همسرم دادم و اوائل خیلی اذیت بودم ولی بابت این تغییر خداروشاکرم من از خانواده دور بودم ولی قدم مهمی بود…‌با همسرم کوه می رفتم در حالی که خیلی می ترسیدم،سر کار می رفتم با آدمای جدید دوست می شدم رفت و آمد می کردم در حالی که اصلا اعتماد به نفس نداشتم….اما یه جاهایی هم حرکتی نکردم مثل رانندگی و با یاری از خدا به زودی قدم بر می دارم

    خدایاااااا شکرت!!! مسافرتایی که با همسر و بچه‌هام می رفتم به جاهایی که تا اون زمان نرفتیم و خدارو هزاران مرتبه شکر تجربه های دل انگیزی بودن…..

    واینکه بر ترسم غلبه کردم وبه مدرسه ی غیر انتفاعی نزدیک خونمون رفتم برای تدریس در اونجا،گرچه قرار شد بعدا بهم زنگ بزنن ولی خوشحال بودم که به خودم اعتماد کردم و قدم برداشتم و هنوزم امیدوارم….یه جاهاییم محل کارمو دوست نداشتم و نموندم وجای دیگه ای رفتم….خداروشکر برای هدایتم به این فایل، برای توانایی نوشتن این کامنت و برای تجربه ی امروز ….خدایا شکرت!!! برداشتم از این فایل این بود که از مرگ نترسم بالاخره همه ی ما می‌میریم…پس از نقطه ی امنم حرکت کنم…..الهی دست من در دستان تو و سکان زندگی من به فرمان توست مرا ببر به مسیر صحیح، به مسیر سالم…راه ابراهیم، راه محمد، راه کسانی که نعمت داده ای !!!!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: