معضلی ویرانگر به نام "جلب توجه" - صفحه 15 (به ترتیب امتیاز)

کلیدها:

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

360 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سعید حدیدی گفته:
    مدت عضویت: 4246 روز

    من همه حرفایی که تو فایلاتون میزنینو قبول دارم واقعا ازشون نتیجه گرفتم الان واقعا از زندگیم راضیم

    ولی خیلی با این فایلتون موافق نیستم

    آدما موجودات اجتماعین و دوست دارن که دیده بشن حالا نه در حد افراطی که کارای عجیب غریب بکنن ولی تا یه حدیش به نظرم خیلیم خوبه

    من خودم اینجوریم که اگه اصلا هیچی واسم مهم نباشه دیگه انگیزه هام از بین میره دیگه فقط میشینم خونه بخور و بخواب ..

    شاید همه اینجوری نباشن ولی مطمئنم اکثریت مردم اینطورین

    مثلا میگم بیخیال ورزش واسه کی میخوام؟یا مثلا اصن واسه چی کار کنم؟من که با یه ماشین معمولی ام میتونم هر جایی میخوام برم

    این روش حداقل واسه من جواب نمیده و بیشتر باعث میشه بی انگیزه بشم از زندگی

    ولی الان خیلی از زندگیم راضی و خوشحالم فکر میکنم راهمم درسته

    البته میگم در حد افراطیش خوب نیست ولی تا یه حدی خوبه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    فاطمه و مسعود گفته:
    مدت عضویت: 1891 روز

    سلام به استاد مهربونم و دوستان عزیزم در این محفل نورانی و زیبا …

    من خیلی وقته دنبال اینم که خودم باشم …خود واقعیم …و بشدت از شخصیت هایی که خودشون هستن خوشم میاد و تشویقشون میکنم …

    راستش ،اگر بخوام در مورد اینک چند درصد از کارهام و رفتارام برای جلب توجه بقیس ؟درصد ۹۸رو میدم …و این درصد برای من غمگینه …غمگین به معنای واقعی کلمه ….اما خوشحالم که به این فایل هدایت شدم و تصمیم دارم که حتما در تابستون امسال فایل عزت نفس استاد رو بخرم و مطمئنم که میخرم ،و میدونم امروز اون روزه ک من فایل رو خریدم و دارم کار میکنم …

    الانم سعی میکنم رویه خودم کار کنم تا جایی ک میتونم و با حمایت و هدایت های الله یکتا ،اما باز هم خودمو همینطوری ک هستم دوست دارم و میپذیرم …من عاشق خودمم و از شماهم میخوام که عاشق خودتون باشین ،این بزرگترین لطف به خودتونه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    متین گفته:
    مدت عضویت: 1933 روز

    سلام به استاد عزیز و دوستان همراه

    من محصول عزت نفس از جلسه اول رو دوباره شروع کردم که تمرکزی گوش بدم و انجام بدم .

    اینبار همه رو یدفعه گوش نمیدم چون همین 1جلسه خودش به اندازه چندجلسه اموزش هست و دارم با جزئیات گوش میدم و مینویسم و هرچی استاد میگه به خودم میگم که من چه باوری به خودم دارم ؟ من چقدر ارزش برای خودم قائلم .و تو این فایل باید بپرسم من چقدر برای خودم دارم زندگی میکنم ؟ ؟ چقدر دیگران برام مهم هستن و چقدر نظرات دیگران روی من میتونه تاثیر داشته باشه .

    من خودمو خیلی نمیشناسم و گاهی این سوالات خیلی ساده هم میپرسم دقیق و سریع نمیتونم جواب بدم .

    ولی تو این فایل من متوجه شدم خودم برای خودم مهم بودم مثلا من تو خانواده مذهبی بودم و از سن تکلیف من نماز خوندم و حجاب داشتم . حجاب رو چادر میدونستن ولی من اصلا دوست نداشتم . یموقعها سرم میکردم ولی همش معذب بودم و از همون سن کم روی خواسته م وایستادم و چادر سر نکردم ولی خب تو خانواده هامون همیشه حجاب باید داشتم .

    من حتی آرایش کم و لاک هم میزدم همیشه بهم عذاب وجدان میدادن یا پدرم خیلی بدش میومد که من لاک دارم یا موهام بیرون هست ولی من کار خودمو میکردم ‌. من حتی با پسرها دوست میشدم و میدونستم اگر پدرم بفهمه خیلی بد میشه و اینکارا با ترس هم همراه بود ولی انجام میدادم چون خواسته من بود‌.

    من الان 2سال هست نماز نمیخونم و این خواسته من بودم و دیگه نمیخواستم بخاطر خانواده یا ترس ازشون کاری بکنم .

    من حتی پدرم نمیزاشت ابروهامو بردارم جوری که خواهرم سال اول دانشگاه به حرف پدرم گوش داد ولی من بخاطر خواسته خودم روزی که دیدم میخوام اینکارو انجام بدم رفتم و انجامش دادم ‌.

    من با اینکه 2خواهر دیگه هم داشتم ولی من اصلا مطیع خانواده نبودم . شاید بعضی کارارو بازم بخاطر خانواده انجام میدادم مثلا عیددیدنی جاهایی که دوست نداشتم بزور میرفتم ولی موقعهایی هم بوده که روی حرفم وایستادم و نرفتم ‌.

    ولی بعضی وقتا هم بوده که حرف مردم برام مهم بوده مثلا از خواهرم میپرسم من لباسم چیجوریه یا الان من لاغر شدم خیلی بد شده بقیه فکر میکنی چه نظری دارن راجب من که خواهرم یدفعه گفت اصلا چرا هی میپرسی هرجوری که هستی مگه مهمه بقیه هرچی بخوان بگن .

    که دیدم راست میگه ولی بازم دوباره از دوستم سوال پرسیدم که من خیلی لاغرم یا منم چاق شدم گفت من چه میدونم . یعنی کلا برای کسی مهم نیست اینچیزا اگر زمانی دیدیم کسی داره مارو مسخره میکنه بخاطر اینکه دارم تصور میکنیم فلانی منو ببینه چی میگه .

    من فکرشو که میکنم میبینم هرکاری کردم خودم خیلی دوست دارم و نمیگم نظر دیگران اصلا مهم نیست . مثلا وقتی آرایش میکنم دوست دارم اراسته و زیبا باشم درحالیکه خیلی کم آرایشم هست و من دوست دارم اول برای خودم هست و حتی بعضیوقتا هم بوده که بدون آرایش رفتم و برام مهم نبوده .

    البته در مورد لباس پوشیدن کمی سخت میگیرم مثلا دوست ندارم لباسای تکراری بپوشم و یا همش میگم کاش لباسم بهتر بود و اگر لباسم خیلی شیک نباشه و یا قدیمی باشه یجورایی اعتماد بنفسم پایینه . گاهیوقتا این اعتماد بنفسم به پوششم و لباسم خیلی گره خورده . با اینکه انجام میدم حالا مجبورم میپوشم ولی یجورایی از درون معذبم و چون خودم همیشه دوست دارم بهترین باشم و از پوشیدن لباسهای جدید و شیک لذت میبرم ولی نظر دیگران هم انگار اونموقع خیلی برام مهم میشه که بقیه چه نگاهی دارن که من تکراری پوشیدم و یا لباسام گرون نیستن ‌ مخصوصا که این چند سال اخیر بخاطر کارم تو جمع آدمهای ثروتمند هستم و قبل از اون من اصلا با کسانی که از نظر مالی از من بالاتر بودن خیلی صمیمی نبودم و همیشه با آدمهای هم سطح خودم دوستی داشتم و از بالاتر از خودم فرار میکردم .

    ولی الان میگم من همینم و فرار نمیکنم و میگم ببین و ازشون یاد بگیره و باورهای درست رو ازشون یاد بگیر و اتفاقا خیلی هم خوبه چون خواسته هام بیشتر شده چون دارم یاد میگیرم باید از خدا درخواست کنم تا اجابت کنه .

    من تقریبا 70درصد برای خودم زندگی کردم و موقعهایی که نظر خانواده و دیگران مهم بوده از روی ترس بوده و از روی قضاوت شدن …

    به امید خدا با آموزشهای عزت نفس برای هممون ارزوی زندگی دلخواه و آرامش رو دارم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    اسماء منصوری گفته:
    مدت عضویت: 2189 روز

    به نام رب وهاب و هدایتگرم

    سلام به دوستان عزیزم

    روز 99 ام سفرنامه

    خدایاشکرت برای یادآوری این آگاهی های فوق العاده به من

    عاشقتونم استاد عزیزم برای اینکه در و گوهر میگین

    – وقتی برای دیگران زندگی کنم، از خودم دور میشم و وقتی از خودم دور بشم دیگه یادم میره کی هستم و چی میخوام از زندگی، رویاهام یادم میره، رسالتم یادم میره، اهدافم یادم میره، و کم کم بی هویت میشم و میشم یک مقلد، کسی که تمام تلاشش می کنه که بقیه رو راضی نگه داره و وقتی بقیه رو راضی کنه حالش و احساسش خوب میشه و از اونجا که هیچکس توانایی راضی کردن همه و بقیه رو نداره، پس نمیتونه احساسش همیشه خوب باشه و انگار همیشه چیزی تو زندگیش کمه

    – باید یاد بگیرم برای خودم زندگی کنم، من لیاقت اینکه به سبک خودم زندگی کنم رو دارم، من توانایی اینکه به طور مستقل و برای سبک و استایل خودم زندگی کنم رو دارم، من میتونم فقط خودم رو راضی کنم و وقتی جوری زندگی کنم که خودم رو راضی کنم، باعث احساس خوب و آرامش خودم بشم، اونموقع میتونم به بهترین شکل به خواسته هام از جهان، رویاهام و اونچه که واقعا من رو خوشحال می کنه رو پیدا کنم، بفهمم چی به چیه و در راستاش فارغ از اینکه بقیه چی میگن قدم بردارم، چی من رو خوشحال می کنه؟ اینکه در جهت خواسته هام قدم بردارم، خواسته های من چین؟ اینکه فارغ از اینکه بقیه چه فکری می کنن و فارغ از خانوادم و شرایطم بیام مشخص کنم چی رو میخوام تجربه کنم، و تجربه چه چیزهایی من رو خوشحال می کنه، چجوری میتونم احساس بهتری داشته باشم، چجوری میتونم شادتر باشم، چجوری میتونم آرامش داشته باشم، بعد وقتی نظر خودم فقط برام مهم باشه، جرئت می کنم در جهت خواسته هام قدم بردارم و جهان هم حمایتگر من هست، توجه کردن به نظر بقیه و یا جلب توجه دیگران حاشیست و باید حاشیه رو حذف کرد و به اصل که خودمم و حرکت کردن در مسیری که بم لذت میده هست، توجه کنم.

    – هر موقع خواستم کاری انجام بدم که برای جلب توجه دیگران هست، بیام آگاهانه انجامش ندام و تا هر کجا که انجامش دادم قطعش کنم، یا اگر خواستم حرفی بزنم و یا رفتاری کنم که بقیه نظرشون جلب بشه و بم توجه کنن، دهنم رو ببندم

    البته که یک ویژگی انسانی هست که بخوایم بقیه بمون توجه کنن و باید این ویژگی شخصیتی رو کنترل کرد و نزاریم ما به بیراهه و حاشیه ببره همونطور که استاد در فایل های پیش گفتن، بیایم ویژگی های انسانیمون رو کنترل کنیم.

    – بیام برای خودم شخصیت قائم به ذات رو بسازم،شخصیتی که فارغ از اینکه بقیه چه نظری راجع بش دارن، نظر خودش راجع به خودش و خداش کاملا عالیه، حال خوبش وابسته به نظر دیگران نیست، حالش با خودش خوبه، با خودش در صلحه، خودش رو پذیرفته و در جهت بهتر کردن هر روزه خودش قدم برمیداره در جهت بهتر کردن خودش مهارت هاش رو افزایش میده و احساس لیاقت خودش رو پرورش می ده، هر روز در جهت اهدافش هر کاری از دستش برمیاد انجام میده، ذوق و شوق داره برای زندگی فارغ از اینکه شرایطش به چه شکله، ایمان و توکل داره و در کل احساس خوبش وابسته به هیچ چیزی جز خودش نیست.

    – هر چقدر اعتماد به نفسم و عزت نفسم بیشتر باشه، کارهای فوق العاده تری رو تو زندگیم انجام میدم

    تجربه های بیشتری از زندگی خواهم داشت

    هی چی باورهای بهتری نسبت به خودم و خدای خودم داشته باشم کارهایی رو میتونم انجام بدم که واقعا باور نکردنی هستن و جهان رو متحول می کنم

    عاشقتم خداجونم عاشقتم اسما جونم شما معرکه این

    عاشقتونم دوستان فوق العاده من

    در پناه الله یکتا باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    ساناز نوری زاده گفته:
    مدت عضویت: 1489 روز

    به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده ام

    روز شمار تحول زندگی من روز نود و نهم از فصل چهارم

    سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم

    بریم سراغ نشانه های الهی امروزم

    خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی

    خدایا شکرت بابت حال خوبم

    خدایا شکرت بابت سلامتیم

    خدایا شکرت بابت هر قدمی که برروی زمین می‌گذارم

    خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم

    خدایا شکرت بابت تک تک ضربان قلبم

    خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت بردم

    خدایا شکرت بابت اینکه امشب عروسی دعوت بودیم روستای آراللو تالار جمشید بود تصمیم گرفتم با ماشین خودم برم پا روی ترسام بذارم

    تا حالا با ماشین خودم اون مسیررو نرفته بودم که اینم انجام شد خیلی خوبه که استاد میگن از هرچی می‌ترسی برو تو دلش منم رفتم تو دلش و از این میترسیدم که ماشینمو بذارم دم در تالار دزد ببره من با آرامش اینکارو کردم ماشینمم صحیح و سالم بود از نگهبان تالار پرسیدم کجا پارک کنم زود دربیام ایشون راهنماییم کردند خدایا شکرت

    خدایا شکرت بابت اینکه عروسی خیلی خوش گذشت میوه و شیرینی و غذای خوشمزه خوردم و لذت بردم

    خدایا شکرت که تو عروسی رقصیدم و لذت بردم

    خدایا شکرت که از بچگی آرزوم بود تو دنبال عروس ماشین خودم رو برونم این آرزومم امشب برآورده شد من دنبال عروس رفتم با آهنگ های آذری عالی و کلی لذت بردم از رانندگی عالیم

    تو روابط و عزت نفسم خیلی مشکل دارم و من این رو می‌پذیرم که مشکل دارم بخاطر عزت نفس پایینم نمیخوام با دیگران ارتباط ادامه داری داشته باشم و خیلی خشک رفتار میکنم این تضاد باعث شده که دوره عزت نفس رو در چند ماه آینده بخرم و روش کار کنم

    من قبل از اینکه آرایش کنم و برم تالار و جای پارک چجوری پیدا کنم و… از خداوند هدایت خواستم و خداوند مرا هدایت کرد به آسون ترین روش ها

    خدایا شکرت بابت اینکه صحیح و سالم رفتیم و برگشتیم

    خدایا شکرت بابت اینکه کنار جاده وایستاده بودم منتظر ماشین عروس بودم که بیاد ماشین گشت اومد و گفت مشکلی پیش اومده و من و پدرم جواب دادیم منتظر عروسیم و اوناهم گفتند انشاالله همیشه تو عروسی و شادی و رفتند خدای من شکرت بابت این همه امنیت

    خدایا شکرت بابت اینکه وسط مراسم زن عموم اومد بهم یه شکلات خوشمزه داد

    خدایا شکرت بابت بی نهایت زمین های زراعی که تو راه دیدم

    خدایا شکرت بابت بی نهایت وانت و نیسان که میوه می‌فروختند تو راه دیدم و این نمود فراوانیه

    خدایا شکرت بابت اینکه نیروگاه بزرگ برق رو دیدم تو راه که تازه تاسیس کردند این نمود فراوانیه

    خدایا شکرت بابت ابرهای زیبای امروز

    خدایا شکرت که تو روستا و جاده های روستایی تالار زدند این نمود فراوانیه

    سپاسگزاری های اکنونم:

    خدایا شکرت بابت صدای قشنگ پرنده ها که هم اکنون دارم می‌شنوم

    خدایا شکرت بابت اتاق راحت و قشنگم

    خدایا شکرت بابت جای عالیم که دراز کشیدم این لحافم رو من خیلی دوس دارم

    خدایا شکرت بابت لباس‌های قشنگم

    خدایا شکرت بابت بدن سالمم چه نعمت بزرگیه این سلامتی

    خدایا شکرت بابت چشمانم که میتونم ببینم

    خدایا شکرت بابت تابلوهای قشنگ اتاقم یکیش وان یکاده یکیش عکس گل هستش یکیشم عکس اسب با یه بچه ی ناز

    خدایا شکرت بابت تمام وسایل آرایشیم

    خدایا شکرت بابت کمد لباسم

    و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ

    معضلی ویرانگر به نام “جلب توجه”

    استاد میگه موضوعی که میخوام بگم خیلی ربط داره به بحث عزت نفس

    نمیدونم فهمیدین یا نه به طرز عجیبی مردم با همدیگه مسابقه گذاشتند که توجه بیشتری رو جلب کنند

    یعنی این نیاز به توجه از بدو تولد انسان وجود داشته ها و احساس میکنم هرروز داره این خلا و نیاز بیشتر و بیشتر میشه

    آدما کارای احمقانه تری میکنن تا توجه دیگرانو جلب کنند و مردم درموردشون بیشتر حرف بزنند و فالوور بگیرند و لایک بگیرند و دیده بشند

    مثلا آدمایی که خالکوبی های عجیب و غریبی می‌کنند و اغلب کارای احمقانه  ای می‌کنند تا مورد توجه قرار بگیرند و بیشتر دیده بشند

    به شدت آدما دنبال جلب توجهند

    به شدت آدما نیاز دارند به تایید و توجه دیگران

    مدل موها و خالکوبی های عجیب و غریب

    دلیل اینا چیه که رسانه ایش میکنن 

    دلیلش نیاز شدید به جلب توجه هست

    این نشون میده که آدما خیلی خیلی دارن از خودشون دور میشن

    من دوس دارم که به رفتارامون فکر کنیم مایی که میخوایم متفاوت از جامعه فکر و عمل کنیم و متفاوت هم نتیجه بگیریم

    اینکه من زندگی کنم برای دیگران و کاری کنم که بیشتر در مورد من صحبت بشه اینا مارو از اصل خودمون دور میکنه

    افرادی هستند که کلی پول میدن برای اینکه فالوور فیک بگیرند تا به بقیه بگند ببین من چقدر فالوور دارم و پرطرفدارم

    ما باید یاد بگیریم که برای خودمون زندگی کنیم اصلا دیگرانی تو زندگی ما وجود ندارند

    اینکه من بیام زندگیمو برای دیگران لباسمو برای دیگران بپوشم چی بپوشم که بقیه به به و چه چه کنند یا وسیله زندگیمو بخاطر دیگران و بر اساس نظر دیگران انتخاب کنم و بخرم

    آدما ممکنه حتی بخاطر جلب توجه ماشین و خونشون و وسایل زندگیشونم بر اساس نظر مردم بخرند که مردم چی دوس دارند اونو بخرند‌

    مهمونی های بعضی افراد هم بخاطر دیگرانه

    استاد میگه یه نفری بود که یه مبل و تلویزیون و…خریده بود و مهمون دعوت کرده بود تا به بقیه بگه که من اینو خریدم

    خیلی از افراد برای خودشون زندگی نمیکنند برای تایید دیگران زندگی می‌کنند

    مثلا رشته تحصیلیشون هم برای تایید دیگران انتخاب می‌کنند

    [دقیقا منم بخاطر اینکه دو نفر از فامیلامون معلم بودن و اونا تایید می‌کردند رشته تجربی رو و من بخاطر تایید اونا این رشته رو که هیچ علاقه ای بهش نداشتم تو دوران دبیرستان انتخاب کردم]

    حتی شغل و محل زندگیشونم بخاطر تایید دیگران انتخاب می‌کنند

    میگن چرا تو پولِ ده تا خونه رو میدی که تو اون منطقه خونه بگیری کلی قرض و وام میگیری

    میگه بذار بگن طرف تو فرشته یا الهیه  زندگی میکنه کلاسش پایینه برم فلان‌جا خونه بگیرم

    بازیگران و بازیکن های مشهور یه کارایی می‌کنند تا تایید دیگرانو بگیرند و بگن ببین چقدر شیر میشه و چن تا لایک میخوره و چن نفر درموردش صحبت می‌کنند

    هر موقع داشتی یه کاری رو انجام میدادی که بقیه بگن واووو و مورو توجه قرار بگیری بدون از اصل خودت دور شدی

    مثلا یه کار خاصی رو یه کار معما گونه ای انجام میدن که بقیه بگن چرا اینکارو انجام دادی بعد بشینه توضیح بده و لذت میبره از اینکه مورد توجه قرار گرفته

    تو خونه زندگیتون اونچه که نیاز دارید بخرید

    اونچه که نیاز ندارید نخرید

    اون کاری که علاقه دارید برید

    اون کاری که علاقه ندارید نرید

    اون ماشینی که دوس دارید کارتونو انجام بده بخرید

    نه اون ماشینی که در نظر مردم خوب دیده میشه

    باید حیلی روی خودمون کار کنیم

    بیل گیتس و وارن بافت یه شخصیتی دارند که اصلا اهل جلب توجه نیستند لباسای ساده میپوشند و…

    زین الدین زیدان هیچ کلب توجهی نداشته

    استاد میگه خیلی راضیم از زندگیم که برای خودمه نه برای دیگران

    برای خودم دارم زندگی میکنم

    دنبال این نیستم که بیام خودمو رسانه ای کنم

    هیچگونه علاقه ای به شهرت ندارم

    بهتون پیشنهاد میکنم که یه سبک شخصی برای خودتون انتخاب کنید و به سبک شخصیتون وفادار بمونید

    برا دل خودتون زندگی کنید نه برا توجه جلب کردن

    هر کاری میخوای انجام بدی بگو برای خودم انجام میدم از خودت بپرس که برای کی داری انجام میدی

    پایه و اساس زندگیتونو بر این بذارید که من انسان ارزشمندی هستم من نیاز ندارم کسی ارزش منو مشخص کنه من نیازی به توجه دیگران ندارم خودتون رو شخصیتتون رو زندگیتون رو پایه های زندگیتون رو بر اساس تایید و توجه دیگران نچینید

    پایه های عزت نفس رو اگر بچینیم همه چی خود به خود درست میشه

    من انصافا خیلی روی خودم کار کردم

    نظر بقیه برام مهم نیست من برا دل خودم زندگی میکنم نه دیگران

    کاری رو انجام میدم که فکر میکنم درسته و واقعا راضیم

    همیشه سعی کنید جوری زندگی کنید که شمارو راضی کنه نه دیگرانو

    چون شما نمی‌تونید دیگرانو راضی کنید

    چون شما ناتوانید در راضی کردن دیگران و توانایید در راضی کردن خودتون

    سبک زندگی شخصیتونو پیدا کنید و بر اساس اون زندگی کنید

    سبکی که به شما آرامش و احساس خوبی میده

    خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم

    در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

     

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    میثم رخشان گفته:
    مدت عضویت: 2203 روز

    به نام الله یکتا

    سلام به شما استاد عزیز

    خدایا شکرت برای این نشونه فوق‌العاده

    من هم همینطور

    حالا میگم من هم همینطور خیلی جاها بوده که به خاطر جلب توجه دیگران ی سری کارها کردم

    و خیلی جاهای بیشتری بوده که به خاطر خودم زندگی کردم

    جالبه اون جاهایی که به خاطر خودم بوده و توجه نکردن دیگران هم از زندگی خودم لذت بردم هم اتفاقا خوبی پشت سر هم برای من افتاده

    ی احساسی بهم میگه مثال بزن

    ولی می‌دونم این مثال زدن از دیگران داره توجه من رو سمت رفتاری سوق میده از دیگران که دیگه نمی‌خوام توی وجود خودم باشه

    یادمه چند سال پیش ی ماشینی خریدم که بر خلاف آموزه های استاد بود و بلافاصله فهمیدم اشتباه مردم اون معامله رو فسق کردم

    یادمه ی خواهری دارم می‌گفت که ببر بزنش در مغازه فلانی (خخخ)بلافاصله گفتم مگه من ماشین رو برای فلانی خریدم که برم بزنمش در مغازه فلانی

    اما ی مثال از خودم بگم

    امثال ی ماشین خریدم که همسرم و بچه ها خیلی خوشحال بودن و گفتن مهمونی بدیم و به اصرار اونها گفتم چشم

    ی مهمونی دادیم و توی اون مهمونی موقع صرف شام بعدش گفتم به خانواده که این مهمونی هدفمون جمع شدن دور هم بوده ماشین رو که ما هی میخریم و معامله میکنیم و سرمایه گذاری میکنیم

    یعنی دیگه نیازی ندارم کسی منو بهم توجه کنه

    اکه هم اتفاق این چنینی میوفته سعی میکنم با کلامم اون بخشی رو از وجودم فعال کنم که می‌دونم درسته

    و بعد لذت میبرم از خودم

    حالا توی همه جا هست که مثلاً طرف نون ندارها بخوره ولی به قول استاد میگه برم فلان جا

    یا توی مهمونی هامون بعضی موقع میبینم که هزاران مدل مختلف غذا درست میکنیم که شاید یک سومش استفاده نشه

    باز یاد مهمونی های بعد از آشنایی با سایت میوفتم

    همیشه به همسرم میگم ساده بزار برگزار بشه

    حالا نه به این مضمون که پولی خرج نشه نه پول خرج میشه خوبم خرج میشه ولی اون سادگی باعث میشه بیشتر از تقلا کردن لذت ببریم از کنار هم بودن

    استاد خیلی سپاسگذارم که نشونه ای به من دادی که روزم رو بسازم و یادم نره به خاطر شخص خودم زندگی کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    طیبه گفته:
    مدت عضویت: 989 روز

    به نام ربّ

    من وقتی رد پای 98 رو نوشتم که گفتم تو برنامه زندگی پس از زندگی یه پژوهشگر رفته بود کما در اثر بیماریش و بهش گفته بودن که سوال بپرس ؟

    و سوال پرسیده بود

    درمورد نماز که میگفت جایگاه نماز رو به این صورت دیده که کسی که نماز نتونه بخونه

    عبادت خودش رو به صورت یک نماز یا یک چیزی نتونه نشون بده حالا ریاضتی ،نتونه اونو انجام بده

    نمیتونه طی کنه ،طی طریق کنه ،نمیتونه بیشتر ببینه

    و محدود برمکان خودشه

    و جایگاه نماز رو اینچنین گفت بهش نشون دادن

    و گفت جرات کردم این سوالو پرسیدم اینکه زمان چیه؟

    و یک تصویری بهش نشون دادن که مثل یک صفحه بود ، مثل یک تیکه چوب که از یک سری نوار ها تشکیل شده بود

    از یک سری خطوط

    و از مجموعه اینا یه صفحه تشکیل شده بود

    و مارو نشون میداد میگفت که شما دارین سیر میکنین در یکی از این خط ها و با شما یه سری کسانی هستن که دارن این خط هارو طی میکنن

    و تمام شما در یک صفحه قرار دارید

    و جالب اینجاست وقتی داشتن توضیح میدادن یک صفحه روی اون دوباره قرار گرفت ….

    که برای موجودات دیگه بود حیوانات و …

    و گفتن بهش که زمان برای شما اینچنین طی میشه

    حرفاش جالب بود برام هر حرفی که میزد یاد فایلای استاد میفتادم که میگفت مدار هایی هست که ما با باور هامون و افکارمون و با تلاشمون در اونها قرار میگیریم

    وقتی یکم فکر کردم گفتم پس یعنی زمان اینجوریه که میگه ،وقتی ما حرکت میکنیم و با تلاشمون مدارامون درحال تغییره اینجوری میشه که طی طریق میکنیم با حرکتمون

    بعدش تجربه گر گفت که اونجا به اندازه چیزی که دیدم مقداری تونستم درک کنم ، نتونستم کامل درک کنم که واقعا چه اتفاقی افتاده

    در مورد رزق و روزی هم که پرسیده بود گفته بودن بهش که

    برای تمام انسان ها برای هر انسانی ساعت 4:30 صبح قبل از اذان صبح قبل از اینکه آفتابی زده بشه

    دوتا ملک میومدن پی نفس اون شخص و میگفتن که رزقت رو آوردیم و نفسش به ملک میگفت که برو سه سال و هفت ماه و سه هفته و چند ساعت و چند دقیقه دیگه بیا من الان نمیخوامش

    اونا گفتن چرا نمیخوای

    و رزقمو نمیخوام به خاطر اینکه پاک نیستم

    چون کینه در دلمه

    و ثابت و مشخص و زیاد هر روز ساعت 4:30 صبح دو تا ملک با سبد رزق و روزی میاد

    هر روز سعی کنید بیدار بشید

    حتی درمورد اینکه خود شناسی و شخصیت رو تغییر دادن

    تقریبا بیشتر حرفاش که تو کما دیده بود از فایلای استاد که شنیده بودم میگفت ولی یه جور دیگه با درک خودش و با کلمات متفاوت

    ولی من هنوز به چند تا سوالم جوابشونو نگرفتم هنوز یا اینکه شاید در مدار درک و دریافتش نیستم

    و وقتش که برسه درکش میکنم

    امروز 6 فروردین که از صبح بارون میبارید ظهر رفتم بیرون قدم برداشتم انقدر همه جا تازه و درختا سبز تر از سبز بودن و قشنگ انقدر داشتم لذت میبردم که یه وقتایی از شگفتی نیگفتم خدای من چقدر تو بزرگی و با عظمت

    وقتی به درختایی که هنوز جوانه نزده بودن فکر میکردم میگفتم هر چیزی به وقت خودش

    حتی درختایی دیدم که هنوز برگای خشکشون روشون بود و اونجا یادم انداختم که هیچ چیز بدون اذن خدا حتی برگ درخت ،زمین نمیفته

    و به خودم میگفتم طیبه صبر رو از درختا یاد بگیر که به نوبت داره برگاشون جوانه میزنه و وقتی وقتش برسه برگ درمیارن نه زودتر و نه دیر تر

    و همه اینا به اذن خداست

    خیلی دلم میخواد خداگونه باشه رفتارام و شخصیتمو تغییر بدم و هدف امسالم رو به خدا گفتم و نوشتم میدونم که خدا کمکم میکنه مثل همیشه

    وقتی یادآوری میکنم پارسالمو که چقدر آروم شدم

    چقدر بیشتر با خدا حرف میزنم

    امید دارم

    الان یهویی امید نوشتم یاد حرف تجربه گر افتادم که میگفت وقتی تو کما بوده فقط دو نفر رو نورانی دیده

    و پدرش و خانمش بودن

    میگفت وقتی برام دعا میکردن از ته دل باور داشتن که من خوب میشم

    و نور از قلبشون به قدری زیاد بود که چهره شونو نمیدیده

    ولی کسان دیگه که زبانی دعا میکردن ولی امید به خوب شدن تجربه گر نبودن قلب هاشون سیاه بود و دیده که قلباشون سیاهه

    و به این اشاره کرد تو برنامه که وقتی از قلب به خدا اعتماد و باور داشته باشن دعاشون مستجاب میشه

    همه حرفایی که میزد من دقیقا تک تک فایلایی که از سایت استاد عباسمنش گوش دادم رو یادآور میشدم به خودم

    خداروشکر میکنم که هدایتم کرد به این قسمت از روایت تجربه گر تو برنامه زندگی پس از زندگی

    از خدا میخوام که هر لحظه بازم بیشتر کمکم کنه منم سعی میکنم بیشتر قدم هام رو برای تغییر بردارم

    حتی میگفت محبت همه چیزه

    خدا از محبت جهان رو خلق کرده

    یاد امام حسین افتادم که حتی به قاتلش هم محبت داشت و دوستش داشت

    امید دارم که با صبر و لذت بردن از مسیر تکاملم طی میکنم این مسیر رو

    اگر دوست داشتین برنامه قسمت روز 6 فروردین زندگی پس از زندگی رو ببینین حرفای خیلی زیادی گفت که دقیقا تو این سایت هم بود

    و برام جالب بود

    درسته به جواب چند تا سوالم هنوز نرسیدم ولی میدونم وقتش برسه اونم درک میکنم

    نمیخواستم بیام درمورد این قسمتی که دیدم بنویسم ولی یه اراده ای منو کشوند اینجا تا بنویسمش این مطالب رو

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    علی رحیمی گفته:
    مدت عضویت: 3565 روز

    سلام خیلی خوشحالم که به خانواده صمیمی عباس منش پیوستتم من خیلی تو زندگیم دچار ناامیدی ومشکلات دیگه شدم امیدوارم بتونم توی جمع صمیمی شما به کمک خدا وراهنمایی های شما به ارامش برسم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    يزدان گفته:
    مدت عضویت: 3364 روز

    لا تحسبنَّ الذّین یفرحون بما اَتوا و یحبّون ان یحمدوا بما یفعلوا و فلا تحسبنَّهم بمفازهٍ من العذاب و لهم عذابٌ علیم ١٨٨ ولِلهِ ملک السمٰوات و الارض و الله علی کل شیءٍ قدیر ١٨٩ آل عمران

    مپندار کسانی که به واسطه آنچه به آنها داده شده شادمانندو دوست دارن که مورد ستایش قرار گیرند برای آنچه انجام نداده اند ، از عذاب رهایی دارند ، و برای آنها عذابی دردناک است

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    مهناز حسیبی گفته:
    مدت عضویت: 2524 روز

    دروداستاد عزیز:

    عزت نفس یکی از عوامل مهم موفقیت هست که ازطرفی به قدرت باور و از طرف دیگر به ترس درون انسانها اثرگذار هست انسانی که عزت نفس نداره قطعا هیچ باوری رو درونش نمیتونه شکل بده یا تقویت کنه و همیشه به خاطر ترسی که درونش داره از عدم احتمالی تائید دیگران باعث تردید درونش میشه و موجب اقدام نکردن و گام بر نداشتن در مسیر خواسته هاش . من از شما بسیار آموختم و همیشه اونی که میدونم درسته و بهم الهام میشه انجام میدم اصلا برام مهم نیست بقیه چی فکر میکنند راجع بهش.

    برقرار باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: