معضلی ویرانگر به نام "جلب توجه" - صفحه 13 (به ترتیب امتیاز)

کلیدها:

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

360 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1465 روز

    سلام به استاد عزیز

    جلب توجه کردن یکی از عواملی است که از کمبود عزت نفس در ما به وجود می آید و این بسیار مهم است و سبب می شود که من دست به اعمال و رفتاری بزنم که دیده بشوم و این اعمال و رفتار گاهی اوقات می تواند از حس ترحم خریدن باشد تا خودم را مریض و افسرده نشان بدهم

    واقعا خدای مهربان همیشه برای من زیبایی ها را می خواهد و چرا من باید اینگونه عمل کنم و خودم را اینگونه خفیف کنم

    خدای عزیز همیشه در کنار من بوده و همیشه من را هدایت می کند

    وقتیکه من به او تکیه کنم دیگر هیچ نیازی نیست که بخواهم توجه دیگران را جلب کنم و از دیگرا بخواهم که به من توجه کنند

    یاد بگیرم که من باید برای خودم زندگی کنم

    من باید روی خودم سرمایه گذاری کنم

    یاد بگیرم که همیشه دنبال این باشم که خودم از خودم راضی باشم

    یاد بگیرم که همیشه بتوانم مهمترین شخص زندگی خودم فقط خودم هستم و نظر دیگران هیچ اهمیت و هیچ تاثیری در زندگی من ندارد و نخواهد داشت

    از صحبت های این را یاد گرفتم که کاری کنم که دوست دارم و حرف و نظر دیگران اصل نیاز نیست که برایم مهم باشد

    این بزرگترین درسی بود که امروز من یاد گرفتم

    الگوهایی عالی استاد در این فایل برای من مثال زدند و واقعا استفاده از این الگوها حال من را خوب می کند

    و این را همیشه آویزه گوش خودم کنم

    من در راضی کردن دیگران موفق نیستم

    اما در راضی کردن خودم توانا هستم

    خود برای خودم زندگی کنم

    سپاس از خدای مهربان خودم

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. ناشناس گفته:
    مدت عضویت: 1343 روز

    به نام خدایی که از روح خودش در من دمید تا ارزش من والاتر از هرچیزی باشه

    سلام به استاد و مریم جونم سلام به دوستای خیلی خوبم

    من توانام در راضی کردن خودم و ناتوان در راضی کردن دیگران. ارزش و بزرگی من با هیچ چیزی قابل مقایسه نیست. من یه انسان با خواسته و رویاها و هدف هایی هستم که بسبار با ارزشم و با این عزت و ارزشی که دارم حق رسیدن به تموم چیزهایب که در این دنیا وجود داره رو دارم.

    من میخوام زندگی کنم من میخوام ذره ذره نفس هایی که میکشم احساس عشق نسبت به زندگی تو نفس هام باشه. من نمیخوام به ظاهر ادم خوبی باشم اما از درون مثل دندون پوسیده که درد میکنه و زجر میکشه باشم. من یک زندگی سالم توی همه ی جهت میخوام هم درون و هم بیرون. من میخوام از درون غنی ترین باشم. من مهلا با همین موهای کوتاه مشکی و چشم ها و ابرهای مشکی با پوست گندمگونم با همین قد و وزن بسیار با ارزش هستم و در پیش خدا جایگاه والایب دارم و خداوند من رو با عشق و با لذت افرید و از داشتن همچین انسان با ایمانی که مهم نیست چقدر ایمانش کم باشه مهم اینه تلاش میکنه برای بهبود افتخار میکنه به خودش. من انسان با ارزشی هستم چون ذاتن با ارزش‌ام چون موقعی که به دنیا اومد با ارزشترین موجوی بودم که هستم بدون وسایل و ارایش و لباس و عوامل بیرونی. من همینطوری که هستم با ارزشم و همین شخصبت زیبا و بی نظیری که دارم همین شخصیت متعهد به عمل و بهبود زندگیم و هروز قدم های خیلی خوبی که برای زندگیم برمیدارم و احساس خوبی میکنم احساس عشق میکنم با ارزش هستم.

    هیچ کس و هیچ عامل بیرونی نمیتونه من رو ارزس گذاری کنه پس با استفاده عوامل بیرونی چطور میخوام ارزسم رو به دیگران نشون بدم؟ این تلاش خودم رو به دیگران ثابت کردن کنارشون زیبا بنظر رسیدن، کنارشون انسان خوبی با معیارهای: من خیلی خوشگل هستم لباس من خیلی خوبه این لباس تکراری رو نمیپوشم من این لباس جدید رو دارم. من از این وسیله ها استفاده میکنم یا حتی رودروایسی موندن سر اینکه بی ارزش میدونم خودم رو و اینا بیهودست. ای بنده‌ی خاص خدا چطور ارزش بی نهایت تو با این ها مشخص میشه، زندگی خوب و زیبا درون توست. جلب توجه و تایید دیگران هیچ سودی نداره بلکه همش ضرره. یا این احساسی که دریافت میشه خیلی دروغین و مصنوعیه و مدام ادم رو ضعیف تر میکنه در برابر دیگران.

    زندگی یعنی احساسی که خالصانه از درون بیاد نه احساسی که از دیگران بهمون برسه.

    یادمه تا چندوقت پیش ها هم که احساس عزت نفس پایینی میکردم و اگر با دوستام قرار بود بریم بیرون و چیزی از خونه بیاریم من اگه اون روز چیز خاصی نبود ببرم احساس بدی بهم دست میداد و خجالت میکشیدم از این موضوع و همش نگران بودم دوستام مسخرم کنن اذیتم کنن و من خیلی نگران میشدم یا یه بازه ای با دوستام رفتیم مسافرت چندماه پیش و این احساس که دوستام به من این احساس رو میدادن که من به اندازه‌ی بعضی از اونها زیبا نیستم و میگفنم نمیرم چون اونها باهم دوستن پس من اونجا هم احساس تنهایی میکنم من تنها میشم اذیت میشم پشیمون میشم چرا؟ چون اونها من رو نپذیرفتن من رو زیبا و دوست داشتنی ندیدن. با اینکه از من تعریف هم میکردن گهگهای اما من نیاز به توجه خیلی زیادی داشتم و این باور از عدم عزت نفسم میومد. ولی حالا همش باهاشون میرم بیرون دلم بخواد یا برنامه ای باشه میرم، حتی بهم میگفتن چرا نمیای اونموقعه ها که میترسیدم و نجواهای ذهن هی میومد اما الان من بشه میرم برنامه هارو و اصلا ترسیدی ندارم. چون من فهمیدم چقدر با ارزش هستم و نیازی به تایید دیگران نمیبینم. و الان اصلا دقت کردم خیلی خیلیی کم درگیر افراد دیگه هستم. اصلا دارم برای خودم زندگی میکنم جزئیات رفتارم بهتر شده. و خداروشکر واقعا که این من درونی داره هروز برام ارزششش بیشتر میشه‌. چون باور دارم من با ارزش هستم و این مدت هرنجوایی بیاد توی ذهنم با فکر کردن به قدرت خداوند حذفش میکنم و از بین میبرمش چون هیچ چیز در برابر عزت و بزرگی و قدرتمندی خداوند برابری نمیکنه و خداروشکر در لحظه هم حالم بهتر میشه و همون لحظه انقدر اون مسئله برام کوچیک و بی اهمبت میشم که از درون احساس قدرت میکنم‌.

    الان تنها چیزی که مهمه منم، یعنی مهلای قشنگم که همه. و خداروشکر به همون اندازه هم احساسم بی نظیر میشه و دارم فکر میکنم هی روی خودم کار میکنم و ببین چندماه و چند سال دیگه چه چیز بی نظیری بشم و چه قدرتی رو احساس کنم.

    خداروشکر بابت این همه نعمت و احساس خوب

    دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    مصطفی یادگاری دهکردی گفته:
    مدت عضویت: 2695 روز

    بنام رب العالمین و سلام خدمت شما استاد بزرگوار و اعضای خانواده ی صمیمی عباس منش

    خداوند را سپاسگزارم که من را به شنیدن این فایل ارزشمند هدایت کرد

    وقتی به سوال شما فکر کردم دیدم خیلی جاها هست که به خاطر دیگران زندگی می کنم رفتارهایی را بخاطر گرفتن تائید دیگران انجام می دم و کارهایی برای راضی نگه داشتن دیگران انجام می دم

    من این سوال را از خودم پرسیدم که چند درصد کارهام بخاطر دیگران هست و به خودم زمان دادم تا امشب جواب بدم و امروز توی رفتارهای خودم دقیق بشم و به سوال جواب بدم.

    البته برای من این معضل از جنبه های دیگه هم وجود داره شاید کمتر دنبال جلب توجه باشم ولی خیلی برام همه هیچکس متوجه نشه خونه زندگی من سطح پایین هست تو چه محلی زندگی می کنم یا ماشین مدل پایین دارم یا چه شکست هایی توی زندگی خوردم یا اینکه چقدر پول تو حسابم هست اینا خیلی برای من مهمه که کسی متوجه نشه، واقعا برام عذاب آوره وقتی کسی متوجه میشه کدوم محل هستم و چقدر پول دارم خیلی برام سخته نمی‌دونم ریشه ی این موضوع هم عزت نفس هستش یا نه ولی می‌دونم خیلی از من انرژی میگیره همیشه مواظب هستم و نگران که هیچکس از زندگی من با خبر نشه همیشه به دروغ اجاره خونه ای که میدم را به دیگران بیشتر میگم و محله ای که زندگی می کنم را بالاتر میگم از این بابت احساس خوبی ندارم و واقعا دوست دارم این باگ برطرف بشه البته این مورد از بچگی با من هست شاید اگه برطرف بشه اتفاق های عالی تو زندگی ام رخ بده .

    تا حالا این موضوع را با هیچ کس حتی عزیزترین افراد زندگیم درمیون نگذاشته بودم و این اولین بار هست که با این خانواده درمیون میزارم .

    بعد از شنیدن این فایل رفتم دوره ی عزت نفس را دیدم اول گفتم پول قرض کنم و دوره را بگیرم بعد گفتم استاد گفته باید از فایل های رایگان پول بسازی و از نتایجت دوره ها را بخری و بازهم امروز جدی تر شدم که بیشتر و متعهد تر و جدی تر آموزه ها را عمل کنم و از نتایجم دوره ها را بخرم

    باز هم از شما و خانم شایسته عزیز سپاسگزارم که برای این خانواده اینقدر زحمت می کشید.

    در پناه خداوند متعال و به امید دیدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    محمد دِرخشان گفته:
    مدت عضویت: 2214 روز

    به نام خداوند دل های پاک

    که نامش بود در دلت تابناک

    به نام کسی که تو را آفرید

    سرآغاز عشق است و نور و امید

    سلام و درود

    عزت‌نفس

    چند وقت پیش یه کلیپی دیدم از آقای ایلان ماسک خیلی برام جالب بود

    مجری ازش پرسید که چرا دیگه از اینستاگرام استفاده‌ نمی‌کنید

    و جواب فوق العاده آقای ماسک:چند وقتی که تو اینستاگرام فعالیت داشتم دیدم فکرم همش اینه که از خودم تو هر موقعیتی عکس سلفی بگیرم برای جلب توجه و این زمان زیادی را از من می‌گرفت

    چقدر این جمله زیبا و پر مفهوم هست

    حالا هر کی باشه میگه بابا تو 120 میلیارد دلار ثروت داری،دیگه بگرد،دیگه بخور،عشق و حال کن

    نکته مهم این جا اینه که اگه اون مثل بقیه فکر می‌کرد و مثل بقیه عمل می‌کرد که اصلا به اون موقعیت نمیرسید

    حتما پشت این همه موفقیت روز افزون یک دیدگاه متفاوت و یک عکس العمل متفاوت بوده

    قطعا و بدون شک 99٪ ماها لاجرم یه کارهایی را در طول روز انجام میدیم برای جلب توجه،حالا ممکن اون کار حرف باشه یا یه اقدامی

    درسته انسان یه موجود اجتماعی و مردمی هست ولی نباید هدف زندگی مردم باشن وقتی ما بخواهیم برای مردم زندگی کنیم دیگه برای خودمون زندگی نمی‌کنیم

    یه لباسی میپوشیم که مردم خوششون بیاد

    یه حرفی را میزنیم که مردم خوششون بیاد

    یه مدل مو و ریشی را میزاریم که مردم خوششون بیاد

    یه ماشینی می‌خریم که مردم خوششون بیاد

    یه خونه ای می خریم که مردم خوششون بیاد

    پس ما داریم برای بقیه زندگی می‌کنیم نه خودمون

    بعد اونموقع دچار یه پوچی و خلاء درونی میشیم که کوچکترین کم محلی و انتقاد دیگران باعث آزار و اذیت ما میشه

    عزت نفس به معنی خود دوست داشتن و ارزش قائل شدن به خود درون و خود من هستش

    خود خواه بودن یعنی در کنار دوس داشتن خود،دیگران را هم دوست داشته باشیم.

    وای از اون روزی که بخواهیم برای دیگران زندگی کنیم که دیگه فاتحه خودمونا بلید بخونیم

    این میگه چرا اینا پوشیدی،اون یکی میگه چرا اینا پوشیدی

    یاد بگیریم یه سبک شخصی و برندینگ برای خودمون ایجاد کنیم و پایبند بهش باشیم و بمونیم

    تا هر وقت شخصی یاد ما افتاد،یاد اون رفتار،کردار و منش ما هم بیفته

    تنها برای خوشی و عشق کردن خودمون زندگی کنیم

    دیگران دیگرانند حتی اگر پدر و یا مادر شما باشند

    به کسی به احترامی نکنیم بزاریم نظرش را بگه اگه مفید بود که عمل کنیم و تشکر کنیم ازش و اگر مفید نبود بازم ازش تشکر کنیم ولی دیگه عمل نکنیم یه گوششمون در باشه و دیگری دروازه

    اگر سعی در راضی کردن دیگران بکنیم دیگران هیچ وقت،هیچ وقت راضی نخواهند شد

    دیگران حتی از خدای خودشون هم ایراد میگیرن و ناراضی هستن پس ما چطوری توقع داریم که از ما راضی باشن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    Setare Apadana گفته:
    مدت عضویت: 1217 روز

    سلام وقت بخیر من در گذشته دوست داشتم که مورد توجه قرار بگیرم. طرز لباس پوشیدنم هم به همین دلیلِ مورد توجه قرار گرفتن بود. یادمه که به لباسهام احساس داشتم و دلیلش و نمیدونستم مثلا با دیدن یک لباس استرس میگرفتم با اینکه دوستداشتم بپوشمش و یا اینکه از یه عطر خاص احساس خوبی داشتم ولی بعد از استفاده از اون عطر اون حسِ خوب و نداشتم . و مشابه این احساسات، و در کل اذیت کننده بود. ومن نمیتونستم احساسمو پیدا کنم یا حداقل دلیل احساساتم و نسبت به اشیاء یعنی شیعی که جان ندارد رو بفهمم… تا این که شروع کردم به شناخت خودم منی که جان دارم و قدرت تصمیم گیری دارم. و این کار واقعا سخت بود پوست انداختن بسیار اذیت کننده بود. ولی لذتی بعد از هر بار شناختن خودم داشت که باعث ادامه دادنم شد( من مورد توجه خداوندم قرار گرفتم و جزو نجات یافتگان شدم.)

    بعد از توجه به خودم متوجه این شدم که احساس من به خاطر جلب توجه از دیگران بود و اگر اون لباس رو میپوشیدم و بعدش دعوا میشد من اون لباس رو مقصر میدونستم که نتونسته بود کمکم کنه که من به خواسته ام که جلب توجه از دیگران بود برسم.

    خوب شروع کردم به شناخت خودم و یواش یواش یواش خودم و دوست داشتم و حتی بعضی قسمت‌های شخصی خودمو عاشقانه دوست داشتم مثل ارتباطم با خداوندم و روی خودم کار کردم الان نیازی به توجه دیگران ندارم اما… مورد توجه هستم بمن حس قدرت نمیده ولی اینکه تو کار درست رو انجام بده خداوند میبینه و تایید میکنه رو میبینم و باهاش زندگی میکنم دوستش و لذت میبرم. ما احتیاجی به تایید دیگران نداریم چون اصلا هر کدام ازما دنیای متفاوتی داریم و اینکه بخواهیم مورد تایید باشیم یا توجه غیر ممکنه. مثلا من امروز خسته یا بی حوصله‌ام استاد رو تایید نمیکنم پس استاد باید تعطیل کنه بره؟ خوب معلومه که نه اون ادامه میده همینطور که من و شما ها هم ادامه میدیم برای رشد و ارتقای شخصی خودمون و جلب توجه خداوندمون هر چند بعد از مدتی دیگه حتی توجه خداوند رو هم نمی‌خواهیم و فقط کار خوب رو انجام میدیم نه برای پاداش نه برای جزا…

    دوستون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    عاطفه حسینی گفته:
    مدت عضویت: 1448 روز

    به نام خداوند هدایتگرم

    سلام استاد جان

    معضلی به نام جلب توجه ، جلب ترحم دیگران که به قول شما جزو پایین ترین فرکانسهاست و از بچگی دچارش بودم به معنای واقعی زندگی منو نابود کرد .

    همیشه تو افکارم فکر میکردم یکی داره به من ترحم میکنه

    خداروشکر بعد از دوره ی عزت نفس به طرز شگفت انگیزی این ویژگی درون من بین رفته

    گاهی که یه لحضه ذهنم دوباره میخواد به این موضوع فکر کنه اگاهانه به یادم میارم که نمیخوام دوباره به اون فرکانس برگردم و بعد از بهبودی من توی اون موضوع روابطم خیلی خیلی بهتر شده یا بهتره بگم دیگران خیلی مشتاق هستن با من ارتباط بگیرن علتش و نمیدونم ولی همیشه به یاد حرف شما هستم طوری میشه که دیگران میخوان باهات ارتباط بگیرن، با اینکه حتی ثروت مند هستن و یا توی تحصیلات و کارشون خیلی بهتر از من هستن .

    با اینکه هنوز این دوره رو تموم نکردم اما تاثیرات فوق العاده شو درونم حس میکنم

    مثل رفتن تو دل ترس ها

    زندگی به سبک شخصی خودمون

    از بین بردن حس جلب توجه و ترحم

    نیاز نداشتن به تایید و تحسین دیگران

    از محکم قدم برداشتن تا نفسهای عمیق کشیدن ، محکم حرف زدن

    سپاس گذارم خدای مهربانم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    الهام سیاوشی فرد گفته:
    مدت عضویت: 1096 روز

    به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم خدای وهابم خدای رزاقم سپاسسسسسگزارم

    سلام خدا جونم سپاسگزارم

    روز98 ازسفر نامه هدایت الله

    سلام استاد عزیزم ومریم نازنینم

    سلام همسفران معنوی و ارزشمندم

    فایل عالی معضلی ویرانگر به نام جلب توجه

    خدایا شکرت که امروز هم مرا به این آگاهی های ناب الهی هدایت کردی و هر روز با کار کردن روی خودم و یادآوری قانون هر روز بهترین خودم باشم

    خدایا شکرت که تمام اتفاقات زندگی ام بر اساس باورها و فرکانس های من بوجود میآید

    هر آنچه که در زندگی ام بوجود میآید بواسطه افکار و باورها و کانون توجه من هست

    خدایا شکرت از وقتی که با قانون دارم آشناتر میشوم دارم ساده تر و بدون تایید گرفتن از بقیه سرم در زندگی خودم است و دارم آسان میشوم برای آسانی ها و کارها راحتر شده برام

    خدایا شکرت که دنبال تایید گرفتن از بقیه نیستم

    خدایا شکرت که از آگاهی های امروز هم کلی درس خوب یاد گرفتم و رفتارهای بهتری را داشته باشم از خود واقعی ام دور نشوم لذت ببرم از همین چیزی که الان هست

    خدایا شکرت که امسالم را متفاوت تر از سال های قبلم شروع کردم و هر لحظه راحتر و ساده تر و آسانتر میشوم

    خدایا شکرت که عزت نفیم احساس لیاقت و ارزشمندی ام خیلی بالاتر رفته و هر کسی وقتی نظری راجع به من میدهد قضاوت و دیدگاه دیگران را با احترام از کنارش رد میشوم و انگار ازمدار اون افراد خیلی فاصله میگیرم قشنگ برام واضح است این موضوع.

    خدایا شکرت که در قانون سلامتی هستم ‌وهر کسی قضاوتم می‌کنه اصلا بخودم نمی‌گیرم چون بقیه همه چی میگن نمیشه دهن کسی رو بست ولی میشه تغییر زاویه دید من بره به سمت آنچه که خودم دوست دارم آنچه که با روح من سازگار است

    خدایا شکرت که همه کاره ام تویی هر آنچه دارم از آن توست صاحب کل کیهان خدای مهربانم تویی

    خدایا شکرت که دارم برای دل خودم زندگی میکنم کریدیت تمام کارهام رو سپردم بخودت جان جانانم سپاسسسسسگزارم

    خدایا شکرت که هدایتم کردی به سمت هنر و هر کسی بهم گفت خیلی ریزه کاری داره و باید همش سرت پایین باشه من با عشق گفتم من این کار رو دوست دارم و خداوند همراه من است خودش هوامو داره وقتی من با لذت دارم هنر انجام میدهم و از حاشیه بدنه جامعه بدور هستم کلی ارزش و احترام و عشق برای من هست وققتیرمن از درون آرامم یعنی عشق همینجاست

    خدایا شکرت که برای خودم ارزش بیشتری قائل هستم و اندام و چهره و سبک زندگی ام را برای دل خودم دارم و نیارمند توجه دیگران نیستم ومن در راضی کردن دیگران ناتوان هستم و در راضی کردن خودم فقط توانمند هستم و به لطف خداوند هر روز ظرف وجودم بزرگتر شده است .

    و در خودشناسی و خداشناسی و کار کردن روی خودم هستم در صلح بیشتری با خودم هستم و در این ایام نوروز هر کسی قضاوتی کرد من با رفتارهای محترمانه ام فهمیدم که سطل وجودم خیلی بزرگتر شده انگار که من دریا بودم و با برداشته شدن یک استکان آب از دریای من رودی روانتر در من جاری می‌شد و مرا وسیعتر میکند خدای مهربانم شکرت

    همه کاره ام تویی من فقط روی تو حساب باز کرده ام

    تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه کسانی که بر آنها غضب کرده ای و نه گمراهان

    خدایا شکرت که مرا ارزشمند آفریدی اشرف مخلوقات خلیفه خودت بر زمین خاکی و جانشین خوب تو هستم

    خدایا شکرت که هر لحظه شکر گذاری کنم بازم کمه

    خدایا شکرت که مرا تکه ای ارزشمند از وجود پاک خودت خلق کرده ای

    مرا پاره ای از وجود پاک خودت خلق کردی

    من لایتناهی هستم

    من عالی عالی هستم

    خدایا شکرت

    در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت وسعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    آوا گفته:
    مدت عضویت: 1518 روز

    سلام به همه دوستانم و استاد عزیز

    روز 99 ام از روز شمار تحول زندگی من

    استاد با توجه به صحبت های شما وقتی به شرایط و زندگی خودم نگاه میکنم میبینم واقعا من چقدر دارم برای دل خودم برای چیزی که دوستدارم زندگی میکنم؟

    با اینکه الان خیلی نسبت به قبل بهتر شده اما فکر میکنم این معضلیه که همیشه باید حواسم بهش باشه چون برای من شده پاشنه آشیل، به خصوص تو جریان کار این موضوع خیلی خوب خودشو نشون میده و اگه بخوام به سوال شما پاسخ بدم که چند درصد الان توجه و نظر دیگران برام مهمه ! باید تو هر بخشی از زندگیم بهش یه درصد جدا بدم

    که وقتی بهش فکر میکنم میبینم خیلیییی بیشتر از این حرفا باید رو خودم و رو این موضوع کار کنم

    و از اونجایی که ارتباط مستقیمی داره با عزت نفس من و ارزشمندی درونی من برای همین منی که خواستار این هستم که جهان با قانون هاش در خدمت من باشه پس باید فارغ از اینکه بقیه چه فکری میکنن و چه نظری دارند، خودم رو لایق اتفاقات خوب، زندگی سراسر شادی و لذت و پر از هیجان، محیط کاری پر از آرامش و حس خوب بدونم و این هارو برای خودم خلق کنم، بپذیرم که هر کس با باورهای خودش و فرکانسی که ارسال میکنه زندگیشو میسازه پس اگه من طبق اصول خودم با احساس خوب پیش برم قطعا کسانی هم وارد زندگی من میشن که قراره تو این جریان کمک کنند تا من بیشتر رشد کنم و وارد مدار بالاتری بشم و هی اتفاقات بهتر، افراد بهتر، موقعیت های بهتر وارد زندگیم میشه که قراره همه چی رو راحت تر بهتر کنه نه اینکه من بخوام برای نشون دادن خودم به اونا کاری رو انجام بدم!

    و بقول خودتون استاد وقتی در حرکت باشی طبق قوانین جهان با ایمان و توکل به خدا پیش بری فقط رشد میکنی.

    و من این موضوع رو باید هر روز بارها بارها به خودم بگم :

    به بقیه کاری نداشته باش فقط برای رشد و پیشرفت و لذت خودت زندگی کن لازم نیست خودتو به کسی ثابت کنی وقتی در حرکت باشی جهان خودش به موقع تو رو وارد موقعیت های بهتر میکنه و چون قراره همه کارها ساده، راحت و لذت بخش پیش بره پس تمام کارها رو خود جهان میکنه فقط کافیه با باورهای مناسب و احساس خوب خودتو به هدایت های خدا بسپاری و هرکاری که خدای درونت میگه رو انجام بدی اونوقت میبینی که جریان زندگی فقط میتونه با آرامش و حس خوب باشه.

    استاد جان و مریم عزیز خیلی ازتون سپاسگزارم بابت تمام این آگاهی ها

    و خداروشکر میکنم که منو تو مداری برد که بتونم بهتر و راحت تر زندگی کنم و همین که خودش همه کارهارو داره برام انجام میده خیلی عالییییه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    ماکان الیکایی گفته:
    مدت عضویت: 791 روز

    99مین تحول زندگی من

    موضوع فایل:معضلی ویرانگر بنام جلب توجه

    سلام و درود فراوان خدمت شما استادعباسمنش وهمسر مهربانشان،

    نیاز به توجه در بسیاری از افراد جامعه حتی افراد مشهور دیده میشه،دنبال فالوور و دیده شدن و مورد توجه و کسب تایید دیگران هستن،حتی فوتبالیست های حرفه ای با خالکوبی رنگ مو و سلفی گرفتن و حضور در شبکه های اجتماعی خودشونو مورد توجه دیگران قرار میدن،

    باید یاد بگیریم برای خودمون زندگی کنیم،نه برای دیگران،آدمها تمام وسایل زندگیشون و وسایل خریداری شده رو برای دیده شدن میخرند،بیشترین دلیلشون خریداری کردن نیست بلکه دیده شدن که من فلان چیز خریدم،اکثر مردم جهان دنبال دیده شدن هستن،از نیروی اطلاعاتی امنیت کشور روسیه گرفته تا افراد مشهور حوزه ورزش و سینما وسلبریتی ها،باید روی خودمون کار کنیم که اون چیزی که لازمش‌داریم بخریم نه صرفاً برای دیدن شدن خیلی از وسایل و حتی رنج ترافیک را برای فلان خانه در فلان نقطه مرکز شهر تحمل کنیم،و بخودمون سختی ومشقت بدیم که چی! دیده شویم و مورد تایید دیگران باشیم،

    بیل گیتس و وارن بافت با دارایی بسیار بسیار بالا هیچوقت دنبال دیده شدن نیستن،ورزشکار معروف زین الدین زیدان فرانسوی انسان سالم دنبال حاشیه و رسانه ای شدن نیست بدون دیده شدن و جلب توجه،فقط برای خودش و به سبک زندگی خودش زندگی میکنه،

    برای توجه بیشتر زبان و رفتار خودتو رو کنترل کن،پایه و ارزش خودتون و شخصیتت رو براساس توجه و تأیید دیگران نچین،پایه های عزت نفس رو درست چیدمان کن برای دل خودت زندگی کن،سبک شخصی زندگی خودت رو پیدا کن تا آرامش واقعی رو تجربه کنی،با باورهای درست میتونی دنیا رو متحول کنی زمانیکه نظر دیگران اصلأ برات مهم نباشه.

    سپاسگزار پروردگار عالم بخاطر سلامتی روز افزون فراوانی عشق و صداقت و باورهای سازنده،و حرکت در مسیر قانون ،و دریافت آگاهی های لازم از طریق سایت استاد عزیز.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    رستا بانو 717 گفته:
    مدت عضویت: 1067 روز

    سلام درود به همگی شما دوستان عزیزم

    انصافا که عالی بود

    واقعا این حقیقته که برای دل خودتون زندگی می‌کنید

    در رفتار شما کاملا مشخص این عزت نفس

    به قول شما این بحث عزت نفس و برای دل خودمون زندگی کردن واقعا گستردس

    وهر چی ما از نظر عزت نفس پایین تر باشیم و برای جلب توجه دیگران زندگی کنیم بیشتر لطمه میخوریم و وارد حاشیه میشیم

    در مورد من این جریان عزت نفس اصلا شکل نگرفت

    ومن اصلا یادم نیست وکی کاریو برای دل خودم کردم

    همش برای توجه گرفتن و تایید بقیه بود

    تا اینقدر از خودم دور بودم

    من اصلا چیزی درمورد خودم و اهمیت به خودم نمیدونستم

    اصلا یادم نسیت که برای خودم ارزشی قائل بوده باشم

    هرچه بود برای دل بیقه و نیاز به توجه و

    حرف مردم و نگاه مردم

    من جوری بودم که اصلا هویتی نداشتم

    و اصلان هم متوجه این جریان نبودم

    اصلا یچیز بودم عجیب الان که به گذشته خودم برمیگردم میبینم چخبر بود اون روزها

    و هنوزم ردپاش هست البته سعی میکنم خودم به خودم کمک کنم خودم پیدا کنم و این رو میدونم تا همیشه باید رو خودم کار کنم

    من در حدی بود که توان دفاع ازحق خودم هم نداشتم

    اصلا حرف زدن بلد نبودم

    فقط تو خودم میریختم

    اصلا توان برخورد درست و دفاع از خودم رو بلد نبودم

    جالب اینه هرکی هم هرچی میگفت من فقط میخندیدم

    اصلاخودم رو هم لایق نمیدونستم

    من هرچی زدن تو سرم هرچی بارم میکردن

    هرچی بی احترامی در حد بگم چی به من میکردن فقط جوابم سکوت بود اصلا نمیتونستم

    واقعا اوضاعم خیلی وخیم بود خیلی

    اینقدر این جریان زیاد بود که من فکر میکردم این جریان بدیهیه که احترامی نباشه

    که کسی به من محل نزاره

    که کسی به من توجه نکنه

    بخودم احترام نزارم

    بقیه رو هم که میدیم میگفتم چون باباش حمایتش کرد چون مادرش بهش بها داد چون همسرش کنارش بود

    چون برادرشو داره

    تمام احترام خوشی و اعتماد بنفس دیگران رو وصل به بیقه میدونستم

    چون باورم این بود که هر کی به هرجای رسید حمایتگری داشته کسی بهش توجه کرده که این قدر موفق، زیبایه، مغرور، خودش دوست داره،

    هنوزم این باور که حتماهمیشه یه حامی باید باشه درمن هست اما کم رنگ شده

    البته که باید حامی باشه و اون حامی خدا بود و من اشتباه متوجه شدم و این اشتباه توان سنگینی داشت

    جریان عزت نفس‌ و معضل توجه در من خیلی شدید تر از این حرف ها بود

    جوری بود که من ،تمام من برای بقیه بود

    اصلا اینکه وقتی برای خودم باشه

    احترامی برای خودم باشه یا برای خودم زندگی کنم وجود نداشت

    خیلی سر این جریان نیاز به جلب توجه ضربه ها خوردم خیلی لطمه ها به وارد شد

    خیلی چک لقد شدم در زندگیم

    خیلی

    اینا رو مینویسم تا یادم بمونه کجا بودم و الان کجام

    بنظرم بدترین چیز در دنیا اینکه سرخودت بلا بیاری که توجه از دیگران بگیری

    تمام سال‌های که این مدلی زندگی کردم هیچ خیری ندیدم همش استرس همش تکاپو

    همش نگران نظر بیقه

    همش برای توجه گرفتن از بقیه

    اصلامن جوری زندگی میکردم که انگار باید این جوری می‌بود

    اعتراض نکنی

    خاموش باشی

    و ناتوان در بیان احساس و نیاز خودت باشی

    زشت مردم چی میگن

    اینجوری باشه میخوایم بریم فلان جا فلانی می‌بینمون

    فلان لباس بپوش فلان ببینه

    این جوری رفتار کن فلانی داره نگاه میکنه

    وووووو ووووو

    و

    من اینقدر بخودم لطمه زدم

    گاهی به خودم میگم چرا واقعا چرا؟

    چرا بخودت نمیومدی چرا متوجه نمیشدی طرف صد بار در رفتارش بهت می‌فهموند که نمیخواد بری خونش بهش زنگ بزنی جواب پیامتو نمی‌داد

    و هزاران بر خورد دیگه چرا تو بیدار نمیشدی چرا؟

    روزای بودا، روزای پرماجرا که باجهل میگذشت من درخواب

    هنوزم که بر میگردم عقب و بهش فکر میکنم میگم دختر تو چرا با وجود این همه لطمه این همه ضربه شک نکردی

    به غلت بودن راهت و ادامه میدادی

    درون من همیشه بهم میگفت اذیت میشدم خیلی اما توان نداشتم

    این قدر الگو دروم بود که یاد بگیرم ازشون

    اما بجایی که ازشون یاد بگیرم تاز ازشون ایراد هم میگرفتم که محل نمیزان کلاس میزارن فلان بهمان

    خلاصه این داستان ما خیلی خیلی عجیب و پر ماجرا بود

    تا اینکه بلاخره این تن خسته شد برید و توان کشیدن این همه ظلم بلخره پس زد

    من به لطف خدا و حمت خودم شرایط تعقییر دادم همچیو زیر رو کردم

    زدم زیر میز بس خسته شدم بس لطمه خوردم

    یجوری شد که هرکس منو میدیدی حتی اونایی که کوچک ترین شناختی از من داشتن حتی اونای که بامن بر خود خوبی نداشتن تو چشمام نگاه میکردن میگفتن

    چقدر تعققیر کردی

    چقدر عوض شدی

    برام خیلی افتخار بود شنیدن این جمله

    چون حقیقت داشت

    چون هرجای دیگه نمی‌رفتم

    التماس بودن کسی رو نمیکردم

    تنهای حال میکردم میگشتم

    هرجور دوست داشتم میپوشیدم

    تنهایم که خیلی ازش فراری بودم رو بغل کردم اصلا دوست نداشتم که با کسی شریکش بشم

    تا این حد

    حتی هنوزم خیلی ها دوست دارن با من باشن اما دیگه من اول آدم اول نیستم

    خیلی ها فکر میکنن من براشون کلاس میزارم

    اما اونا نمیدونن من فرکانسم عوض شده

    خدارو شکر خدا جونم میدونم که هنوز باید رو خودم کار کنم چون حالا حالا جا دارم و باید برای همیشه رو خودمون کار کنیم چون ترس ها همیشه هست شاید کم رنگ بشه اما از بین نمیرن،و اگر خودم رو ول کنین ترس از یه راهی دوباره نفوذ میکنن ما رو پایین میکشن

    من الان هم یه شاخ غولی دارم که باید بشکنمش در مورد جلب توجه و نیاز به دیده شدن

    مو مطمئنم که میتونم و انجامش میدم چون این بار خدا حامی منه

    خدایا همایتم کن خدایا بهم توانشو بده

    دوستان عزیز برام دعا کنید

    دوستون دارم عزیز دلین

    شاد باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: