درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۲


موضوع این برنامه: رزق الهی به اندازه ظرف باورهاست


مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • قوانین خداوند ثابت و تغییرناپذیر هستند.
  • باور به فراوانی موجب ورود ثروت است.
  • آرامش قلبی نشانه‌ اصلی تغییر باورهاست.
  • انسان با افکار خود زندگی را می‌سازد.
  • تغییر بنیادین نیازمند طی کردن تکامل است.
  • نتایج بیرونی تنها معیار سنجش تغییرند.

منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

323 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «محسن توحیدی» در این صفحه: 6
  1. -
    محسن توحیدی گفته:
    مدت عضویت: 688 روز

    🟢 وقتی آرامش درونی میاد، ثروت مادی راهشو بلده

    قوانین خداوند ثابته وتغییر نمیکنه، با دعا ، با خواهش، با گریه؟؟؟ نــــــــــه!!! خدا مثل قانون جاذبه قانون گذاشته، یاباهاش هماهنگی یا زیرش له میشی. سالها فکرمیکردم ثروت شانسه، یکی خوش شانسه یکی بدشانسه، یکی پارتی داره یکی نداره، اما کم کم فهمیدم ثروت نتیجه باوره، نتیجه درونه نه بیرون.

    هر وقت باورلعنتیِ کمبود داشتم هرچقدر هم تلاش میکردم پول ازدستم میرفت، یا خرج بی موقع، یا ضرر، یا یه اتفاق عجیب که کل برنامه رو خراب میکرد. اما هر وقت واقعا از درون حس میکردم لیاقت دارم، نه با دهن بلکه با دل، انگاردنیا میگفت باشه بفرما ===>>> باور به فراوانی هست که “دلیلِ ” ورود ثروته، نـــــه حرص، نـــــه فشار، نـــــه جنگیدن. [ ایمانی و باوری کِ عمل نیاورد حرف مفت است]

    یه نشونه خیلی مهم وجود داره ک ِ فهمیدم کلید ماجرا ست و اون “آرامش قلبی” هست. آرامش یعنی باورت داره عوض میشه، یعنی ازکمبود نمیترسی، عجله نداری، لازم نیس ثابت کنی ===>> هر وقت آروم بودم تصمیمام درست تر شد، چه تو معامله چه توخرج کردن چه تو انتخابها چه توی روابط .

    یه دوره ای از زندگی کاریم بود که حساب معاملاتیم از 1000 دلار توی حدود 40 روز رسوندمش به 10 هزار دلار. نه شانسی بود نه جادویی، با تمـــــرکز وتوکل و رهـــــایی و یه حس عمیق هماهنـــــگی. اون موقع بیشتر ازهمیشه با خدا حرف میزدم، خیلی خودمونی، میگفتم خدایا من بلدم تحلیل کنم ولی الان میخوام ببینم تـــــو چی میگی.

    بعضی وقتا اجازه ورود به معامله رو میداد بعضی وقتا نه، جالب اینجا بود که =>=> وقتی به “”نه”” احترام میذاشتم (اقدام براساس الهام) ضرر نمیکردم ولی هر وقت از روی عجله یا طمع رد میشدم همونجا ضربه میخوردم. یه بارکه حسابم تا حدود 7000 دلار رفت بالا، خواستم سود برداشت کنم، پرسیدم، جواب نیومد !! آخرش بدون پرسیدن برداشت کردم و… بعدش بازار برگشت و اونی که برداشت نکرده بودم از حساب ضربه خورد.

    □ فهمیدم خـــــدا نـــــمیخواد نتیجه رو کنترل کنه، میخواد من رشد کنم . خدا مسیر رو نشون میده نه اینکه نتیجه رو کف دستت بذاره. نتیجه مال خداست مسیر مال منه، ■یعنی 》 من مسئول انتخابهامم، مدیریت سرمایه، حد ضرر، حجم معامله و خرج کردن و کنترل ترس وکنترل طمع… ==>> تمرین شخصیته. 🟣 این خودکنترلی هایی که خودشو توی حساب مالیم نشون میده یکی از بزرگترین ارزش افزوده هایی هست که اول ازهمه شخص خود ِ منو داره رشد میده .

    اگه قرار باشه خدا همه جزئیات رو بگه پس اختیار انسان چی میشه‼️ خـــــداجهت و زمان مناسب رو نشون میده ولی جزئیات رو میذاره ب ِ عهده رشد من و تو ===>>> اینجاهاست که شخصیت توحیدمحور ِ ثروتساز و ثروتمند ساخته میشه، نــــــــــه وقتیکه همه چی تضمینی باشه.

    خب قانون شفاف دیگه هم هست، “نتایج بیرونی” تنها معیار سنجش تغییره. نه نیت، نه حرف، نه امید. اگه هنوز توی پول وآرامش همونجایی هستی که بودی یعنی باورت عوض نشده. تغییر واقعی آروم وپیوسته توی نتیجه دیده میشه. و این دو پاراگراف تایید هم دیگه هستن.

    ⭕️ دیگه دنبال پولی که با استرس بیاد نیستم، یا پولی که سلامتی و آزادی رو بگیره. من دنبال ثروتی ام که باآرامش بیاد، با عزت بمونه ، با آزادی خرج بشه و با رشـــــد همراه باشه، ثروتی که بشه باهاش هر فصل و ماه هرجا خواستی زندگی کنی… برای ارتباط اصیلت با خداوند وقت بیشتری بذاری‌.. بدون محدودیت مکانی و زمانی و با استقلال، خدمت رسانی کنی… و شادی روزافزون رو نصیب خودت کنی‌ .

    قوانین خدا تغییر نمیکنن، ما تغییر میکنیم ( یا با تضاد یا با هدایت ) یا له میشیم. وقتی “باور” عوض میشه “احساس” عوض میشه، وقتی احساس عوض میشه “تصمیم” عوض میشه و وقتی تصمیم عوض میشه “زندگی هم عوض میشه” .

    ⬜️ 🟨 هنوز در مسیرم ، ثروت های مادی و معنوی که انتها نداره ، اما دیگه میدونم راه از کدوم طرفه : راه از آرامش میگذره نه از عجله، خدا همیشه راهو نشون میده اما فقط بِ کسی کــــــــــه جـــــرات رشـــــد کردن داره و با رهــــــــــایی اقدام میکنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 85 رای:
  2. -
    محسن توحیدی گفته:
    مدت عضویت: 688 روز

    خبر داری این متن ت چه نشونه بزرگی برا من بود!!

    نشونه که چه عرض کنم… یه تاییدیه عجیب غریب!

    سلام اعظم رفیق خوبم.

    وسوسه های شیطانی_مالی دیروز داشتن منو به یه دردسری که به “استفاده از فرصتها” ازک بزک شده بود میبردن….

    اما… اما… اما…. پـــــناه بردم به کوه برفی و وسط درختا و سراشیبی…

    تا جایی که توان داشتم… نجواها رو خفه کردم و… از خدا نشونه خواستم…. یهو یاد فایل صوتی “قانون تغییر ناخواسته ها” افتادم”… ؛ یادش که چه عرض کنم… خدا به هوش و حواسم هدیه داد… رفتم پلی کردم… الله اکبــــــــــر !

    از یک‌ تله مالی نجات پیداکردم. باز دیشب دوباره نجواهای شیطون نامرد شروع شد… بازم مقاومت کردم و گفتم کائنــــــــــات من خر نمیشم… راهو بهم نشون داده خدا و کوتاه نمـــــیام….

    سحر ، متن این قسمت 2 درک عمیق تر قوانین خداجونی رو نوشتم… بعد اومدم برم به کارام برسم‌ که… خدا جون جونی متن تو رو انداخت جلو چشمام….

    آتیش… دسته چک… وام کوفتی… طمع… خودکنترلی… ==>> ته دلم انگــــــــــار زمین و آسمون گفتن آخیــــــــــــــــــــش . خدایاشکــــــــــرت آخیییش. اینم تایید ِ تصمیم دیروزت 🩵 .

    ~~~ ~~~

    اعظم جان متن ت خیلی حالمو خوب کرد

    دست گلت درد نکنه که نوشتیش.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  3. -
    محسن توحیدی گفته:
    مدت عضویت: 688 روز

    سلام اعظم خانم عزیز . نقطه آبی من چند روزه بی فروغ شده ،، هرچند کامنت عزیزان برام میاد .

    عااااو رفسنجان و برف ! چه شگفت انگیز و غافلگیر کننده !

    به به… یاد کلمپه ها و قاووت پسته‌ ای افتادم… خدایا خودت از ذهنم خارجش‌ کن امشبو ختم بخیر کن .!! (。◕‿◕。)

    می‌دونی چیه؟

    یکی از جاهایی که شیطان بخاطر باورهای نسل‌ اندرنسلِ ما روش کلید قلب های مارو داره، همین باور کمبوده ؛ بخصوص توی مسائل مالی.

    الان به هرکی بگی دوتا آدم از دسته چک آتیش زدن خوشحالن 90٪ آدم ها میگن اینا یا خل شدن یا دیوونه !!

    یعنی نبودن ِ باور فراوانی اینـــــــــــــــقدر درونِ این جمعیتِ کثیر نهادینه شده !! ولکنّ النّاس اکثرهم لا یفقهون = بیشترشون نمیفهمند ( نمیخوان بفهمن) !!

    وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ کَثِیراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا یَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْیُنٌ لا یُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا یَسْمَعُونَ بِها أُولئِکَ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِکَ هُمُ الْغافِلُونَ/ به یقین، گروه بسیارى از جنّ و انس را براى دوزخ آفریدیم؛ آنها دلها (عقل‌ها) یى دارند که با آن اندیشه نمى‌کنند، و نمى‌فهمند؛ و چشمانى که‌با آن نمى‌بینند؛ و گوشهایى که با آن نمى‌شنوند؛ آنها همچون چهارپایان هستند؛ بلکه گمراهتر ! اینان همان غافلان هستند .

    اصل ماجرا کجاست؟

    اینکه خیلی وقتها ما چیزی رو از زندگی مون حذف نمیکنیم چون بهش نمیرسیم؛ حذفش میکنیم چون تحمل دیدنش رو نداریم.

    تحسین کردنِ داشته های دیگران، برای ذهنی که با باور کمبود بزرگ شده، خطرناکه‼️چون سالها بهش یاد دادن اگه یکی بیشتر داشته باشه، یعنی سهم تو کمتر شده!!

    خب همینجاهاست کِ باور کمبود، دل آدم رو قفل میزنه.

    درحالیکه واقعیت اینه: تحسین، یعنی اعلام هماهنگی با فراوانی. ==>> یعنی داری به جهان میگی من به این جنس نعمت باور دارم و ظرفیت دیدنش رو دارم .

    🟣 بیشترین دسترسی به برکت، لحظه ای هست که بدون حسادت، بدون مقایسه، دستاورد دیگری رو تحسین میکنیم.

    ولی چون باور فراوانی توی ذهن خیلیها نهادینه نشده، دیدن وفور، بِ نظرشون غیرعادی یا حتی دیوانگی میاد.

    سوزوندن یه دسته چک… = “اینها خل شدن” ،،، ==>>‌ نه چون کار اشتباهه، چون ذهن ِ با باور کمبود، وفور رو نمیفهمه.

    ماها خیلی تحسین کردن زیبایی ها و فراوانی ها رو به جهان بدهکاریم .

    ● عدم باور کمبود ، یکی از بزرگترین زیبایی های جهانه .

    مرسی که نوشتی. مرسی بابت دل پاکت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    محسن توحیدی گفته:
    مدت عضویت: 688 روز

    محمد جان سلام . خوندم برادر‌ کار درست م . دلنوشته ت یادآور همون قصه قرآنیه که میگه “وَذَکِّرْ فَإِنَّ الذِّکْرَىٰ تَنفَعُ الْمُؤْمِنِینَ” ==>> یادآوری، برای مؤمن نجات بخشه.

    خب کاری که تو کردی همون بازگشت به مسیر فطری هست. مثل یونس که از شکم نهنگ برگشت، مثل ابراهیم که از ترس به اطمینان رسید. تو دیدی وقتی مومنتوم قطع میشه، نتایج هم کمرنگ میشن، و وقتی برگشتی به مسیردرست، زندگی دوباره شروع کرد ب ِ جواب دادن.

    از بدهی، ترس، شب بیداری وقسط رسیدی بـــــــــــــــه آرامش، خواب راحت، خرید نقد و لذت ==>>>  واضحه که قانون یکیه .

    فقط سطح خواسته عوض میشه.

    همون فرمولی که آیفون 13 پرومکس رو آورد، خواسته های بزرگتر رو هم میاره… به حول وقوه الهی.

    قشنگترین بخش حرفت هم برا من همین بود که گفتی “نمیدونم چطور، ولی میدونم فرمول یکیه” ==>> یعنی ایمان وتوحید عملی؛ همون چیزی که تو قصه همه پیامبرا مشترکه.

    از صمیم قلب برات خوشحالم ، خوش اومدی دوباره به مسیر .

    ادامه بده که consider it done ؛؛ ادامه ای بی هیجان کاذب، بااستمرار.

    نتیجه ها خودشون میان… ،بقول استاد ، حتی چیزهایی‌ که الان نمیدونی وجود دارن و ب ِ ذهنت خطور نمیکنه… مال تو میشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    محسن توحیدی گفته:
    مدت عضویت: 688 روز

    مهدیه رفیق جان قدیمی سلام… بسی زیبا گفتی وچقدر خوب حس کردی نوشته م رو. ممنونم ازت که با دقت و دل خوندی.

    همهچیز وقتی در مسیر رهایی باشه، ساده و روشن میشه. وقتی دست از تلاش برای کنترل وچسبیدن به نتیجه برمیداریم و فقط با ایمان و اعتماد حرکت میکنیم، مسیر خودش باز میشه. همونطور که گفتی، آرامش درونی مثل قطب نماست؛ وقتی بهش اعتماد کنیم، هم مسیر فراوانی جلوی چشم ماست، هم  همه چیز به مانزدیک میشه، ساده و آسون .

    فهمیدم وقتی ” نه” های درونی مون رو میپذیریم و با دل رهـــــا ⇐حرکت میکنیم، قانون رهایی خودش کارش رو میکنه؛ ما چیزی رو مجبورنمیکنیم، ولی در عین حال همه چیز درهماهنگی کامل اتفاق میفته. اونم خیلی طبیعی . همان “راه از آرامش میگذره نه از عجله” ؛ عین ِ این کلیده که هر قدم ما رو باجریان الهی همجهت میکنه وهمه نعمات، فرصتها وتجربه ها درست سرجاشون میشینن. الحمدلله .

    ممنونم که نوشتی برام .ممنون این نگاه رو یادآوری کردی. باور رهایی = آرامش، اعتماد، رهاکردن کنترل و دیدن اینکه جهان، بدون دخالت ما، برای ما بهترین ها رو میچینه.

    ~~~□~~

    ارادتمند و همقدم با انرژی مثبتت .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    محسن توحیدی گفته:
    مدت عضویت: 688 روز

    سلام حسین جان رفیق خوبم .

    گفتی “آرامش تک تک سلولها”  =>> آررره ؛  آرامشی که فقط مال فکر نیس، مال وجوده. وقتی آدم میفهمه نتیجه مال خداست و مسیر مال ما ، یه بار سنگین از رو دلش برداشته میشه.

    دیگه نه عجله معنا داره، نه طمع، نه زور زدن. فقط قدم برداشتن با حس خوب… فقط کیف کردن … فقط لذت بردن ازمسیر . خب وقتی اینحوره… مگه میشه خـــــدا خواسته مون رو نده !!

    نوشتی “من هیچی نمیدونم، تو میدونی و تو بلدی”… ==>> این اوج دانستنه…. که غرورمیمیره و هدایت زنده میشه… الهام های قلبی میاد… تا بهش عمل کنیم .

    خوشحال شدم از تجربه ت درمورد عجله و کمبود.  خودت دیدی عجله ازکجا میاد و الان دیگه نداریش =>>>  نشونه یه تغییر واقعی در باوره

    وقتی آدم به وفور فرصت و زمان ایمان میاره، دیگه هول نمیشه، چون : 1 . میدونه جا نمی مونه 2‌ . فرصت برای ثروت وعزت هم بسیار فراوونه .

    از دعای قشنگت ممنونم حسین جان. ازاین نیت صاف و دل تسلیم.

    منم از ته دل برات میخوام که

    قلبت هر روز بازتر بشه برا دریافت الهام، قدمهات سبک تر، و زندگیت پر از رزق، آرامش، سلامت وعشق.

    درپناه همون جان جانان، شاد، سالم، ثروتمند وعاشق باشی .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: