«تجربههای من از اعتماد به نشانهام» - صفحه 17 (به ترتیب امتیاز)
[file-download-form restrict=1]
این صفحه ساخته شده تا در بخش نظرات آن، فقط داستانهایتان درباره جزئیات و شروع مسیری هدایتی نوشته شود که با کلیک روی دکمه «مرا به سوی نشانهام هدایت کن» آغاز شد.
اینکه چطور آن نشانه را تشخیص دادید؛
و آن نشانهها چه زنگهایی در وجودت به صدا درآورد و به چه تصمیماتی انجامید؛
و چه پلههای متوالی از قدمهای پی در پی را یکی پس از دیگری به تو نشان داد؛
و چه «تغییراتِ از اساس متفاوت با رویههای قبلیات» را در شخصیت و در وجودت رقم زد؛
و چطور از میان هزاران شیوه، روند و مسیری برایت سَرَند و غربال شد که بهترین، نزدیکترین، لذتبخش ترین، پرثمرترین و قابل اجراترین شیوه با امکانات و شرایط آن لحظهات بود.
و در نهایت، ادامه دادن در آن مسیر مهارتها، تجربهها، ایمان و عزت نفسی را در وجودت ساخته که بین شمای کنونی و آدم قبلی فاصله انداخته و نسخهی با ایمانتر در شخصیتات ساخته که گوش به زنگ پیغام نشانهها و بنیان کردن تمام جنبههای زندگیاش بر جدّی گرفتنِ مسیر هدایتی نشانههاست.
داستان هدایت تو به نشانههایی که برای حل مسائلتان به آنها هدایت میشوی، و قدمهای عملی و تکاملیای که در جهت آن هدایت برمیداری و تجربیاتی که-در ادامه- برای اشتراک با این خانواده در این صفحه نوشته میشود، از دل اعتمادی ناب متولد میشود که -حتی با وجود نجواهای ذهنتان-، نسبت به ساز و کار هدایتگونهی خداوند، در قلبتان میسازید و به قول خداوند:
ذَالِكَ الْكِتَبُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ
الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلَوةَ وَ ممَِّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ
وَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بمَِا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَ مَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَ بِالاَْخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ
أُوْلَئكَ عَلىَ هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَ أُوْلَئكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ. بقره
این جریان هدایت که همواره در جهان جاری است، فقط آنهایی را با خود همراه میسازد که تقوا پیشه کرده و ذهنشان را کنترل میکنند و به نشانهها اعتماد میکنند و تسلیم مسیر هدایتشان میشوند و رستگاران و متبرّک شدگان آنها هستند.
زیرا خداوند هرگز برای یاری ما، قوانینش را نقض، معلق یا موقتاً غیر فعال نمیکند، بلکه به شیوههای کاملاً طبیعی، منطقی و هماهنگ با سازو کار جهان هدایت خود را به سمتتان جاری میسازد.
ما از طریق ایدهها و نشانههایی هدایت میشویم که به واسطهی قرار گرفتن یک کلمه یا جمله، یا خواندن داستان و تجربهای که برایمان الگو میشود و مرز ناممکنها را در ذهنمان جابه جا میکند، یا راهکاری که دیگری برای مسئلهای متفاوت اجرایش کرده، یا گوش دادن به یک فایل و درک یک مفهوم از آن و…، به ما الهام میشود.
نقطه مشترک این نشانهها این است که همهی آنها، «پیغامی واضح از اولین اقدام برای حل مسائلمان» را در دل خود دارند.
پیغامی که فقط و فقط برای خودمان و از طریق خودمان قابل تشخیص و قابل درک است.
زیرا این وعدهی خداوند است که:
قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَميعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ
گفتيم همگى از بهشت فرود آييد، پس چون از جانب من هدايتى براى شما آمد، آنان كه از هدايت من پيروى كنند هرگز بيمناك و اندوهگين نخواهند شد. بقره 38
نکته مهم:
در راستای هدفما درباره نظم بخشیدن به محتوای سایت، در این صفحه فقط نظراتی منتشر میشود که درباره داستان و مسیر هدایت شدهای که به واسطه استفاده از دکمه «مرا به سوی نشانهام هدایت کن» نوشتهاید.
منتظر خواندن داستانها و روندی هستیم که در مسیر هدایتتان طی میکنید و نتایجی که پله به پله شما را رشد و به مرحلهی بالاتر هدایت میکند.
وقتی از قدرت کانون توجهمان برای دیدن، به خاطر آوردن و مرور کردن مسیر این هدایت استفاده میکنیم، یعنی با نوشتن درباره جرئیات این مسیر و به اشتراک گذاشتن با سایر اعضای خانوادهمان، صدق بالحسنی میشویم، آرام آرام، جنس محکمتری از ایمان و یقین در وجودمان نهادینه میشود که جانمایه و شخصیت ما را تغییر میدهد و به قول قرآن، چشمانمان را برای تشخیصِ بهتر و دقیق ترِ نشانههای هدایت بیناتر میکند.



سلام استادخوب ومهربونم
خیییلی خیییلی خوشحال که میتونم حرفهایم که نمیتونم برای هرکسی بیان کنم اینجابادوستانم هم فرکانسم به اشتراک بذارم وباهم لذت ببریم از اتفاقات خوبم بعدازبدنیاومدن بچه دومم زندگیم ازهمه لحاظ سخت شده بودطوریکه نمازمیخوندم ترک کردم نمازخوندنم رو و میگفت کوخدااگرهم باشه خدابراهرکسی که خودش دوست داره همون طورکه گفته یرزوقو من یشا خب پس من جزاین افرادنیستم اگربودم چراروی خوش زندگی رونمیبینم وکلی گله وشکایت میکردم بخدا وخودمو با کس و ناکس مقایسه میکردم حتی باخداجوری صحبت ودرددل میکردم که طلبکارانه بودبجایی رسیدم که احساس میکردم خدایی وجودنداره چطوراونایی که مسلمان نیستن اینهمه پیشرفت کردن مااینجوری موندیم چرااونیکه نمازنمیخونه وروزه نمیگرفت بیشترازاونیکه ادعامیکردباخداست چرااونیکه نمازنمیخوندبیشترمیبخشیدچرااونیکه داره ونمازمیخونه نمیبخشه و کلی چرا وچراهای بی جواب تایه روزی توتلگرام تاب میخوردم که کانال یه استاددیگه ای که بعدهافهمیدم خودش ازشاگردان استادبودن آشناشدم باقانون جذب و کلی کتابهای قانون جذب و کتاب شکرگزاری وشروع تغییرات خودم چنان تغییرایجادشدکه هرکسی منوبعدازاون مدتیکه کارمیکردم روی خودم متوجه تغییراحوالم میشدومیپرسیدن چیزی شده اتفاقی شده صورتت چقدبشاش شده چقدسرحال هستی وبعدبااستادععزیزم عباسمنش آشناشدم که هروقت دفترشکرگزاذیم روبازمیکردم یکی ازده موردشکرگزاریم هکینکه من رو بااین دواستادعزیزآشناکردبوده وهست من یادگرفتم وباچشم دیدم وقتی یادبگیریم چطور درخواست کنیم خداوجودداره ودرهرلحظه اجابت میکنه وهدایت چطوری اجابت وهدایت میکنه خودش راهشومیدونه منی که داشتم دیوانه میشدم باسوالهای بی جوابم با فرستادن یه پیام تبلیغی توتلگرام منوباقانون جهان و درست زندگی کردن آشناکرد واستادعزیزم عباسمنش روسرراهم گذاشت تامنوباخودش دوباره دوست وآشناکنه وازحالت خدای کلیشه ای که قبلامیشناختم خارج کردکه افتخارم به یه نمازبودکه دوتاکلمه حفظ کرده بودم وتندوتندمیگفتمشون انگارمسابقه نمازبودتاهم کلام شدن باخداونمازی بودکه حاضربودم همه کارروانجام بدم امانمازه 5دقیقه ای رومیذاشتم اخرین کاری که بایدانجام میدادم چون لذتی نداشت برام
الان بااینکه نمازنمیخونم اماخداروشکرارتباطم باخداخییلی عالیه وشبی نیست بدون حرف زدن باخدابخوابم قبل از خوابیدنم کلی باخداحرف میزنم ومشورت میگیرم بعدمیخوابم بااستادعباسمنش معنای توکل رو متوجه شدم وتوکلم واینجوری که هراتفاقی میفته حتمابه نفع منه.
خداروشاکرم که بازفرصت نوشتن کامنت بهم داده شدو باخوندن کامنتهای دوستان خوبم به آگاهیهایم افزوده بشه خداروشکررر
سلام خدمت استاد عزیزم
من اولین بارم هست که کامنت میزارم خیلی وقت هستش که تو سایت عضو هستم همیشه دوس داشتم که شنونده باشم تا اینکه حرف بزنم .
اما همیشه از شما میشنوم که میگید باید رد پاهاتون رو بگذارید تا هم به خودتون کمک کنید هم به کسانی که این کامنت هارو میخونن.
میتوانم با جرأت بگویم با شما آشنا شدن قشنگترین اتفاق زندگیم بوده وهست .
از خدا سپاس گزارم برای نعمت وجود شما در این کره خاکی وبعد در زندگی خودم .
استادمن همیشه در کودکیم این احساس رو با خودم داشتم که خدا در درون من وجود داره با اینکه خیلی کودک بودم اما قدرتش رو تو وجودم لمس میکردم .
بزار باز کنم مسئله رو برای شما و دوستان چون اولین بارم هستش که کامنت میزارم تا بیشتر همدیگر رو بشناسیم .
من در یک خانواده مذهبی به دنیا اومدم که پدرم فوقالعاده حساس به دین است و کلی باورهای اشتباه که میشه گفت ما هم چون اونجا بزرگ شدیم قطعا بیشتر اون هارو پذیرفته بودیم اما با بعضی هاشون مشکل داشتیم اما چون پدر بودن و احترامشان واجب هست بیشتر سعی میکردیم که بگیم شما راست میگین .
چون پدرم زیاد حساس بود اگر بحثی میشد زود قاطی میکردن و ما همیشه سعی میکردیم بگیم شما راست میگین اگر اون حرف رو بازم قبول نداشتیم اما چاره نبود باید یه جوری برخورد میکردیم که پذیرفتیم .
من همیشه در کودکی دوس داشتم که یه جورایی خاص باشم و دیده بشم در نگاه ها اگر بخواهم بیشتر توضیح بدم و یکیشونو بگم این بود که همیشه سر کلاس درس با بچه ها مشکل داشتم سر اینکه من باید همیشه ردیف اول بشینم و بارها با بچه ها دعوا داشتم و مادرمو با خودم به مدرسه بردم که من باید سر میز اول بشینم خوب زیاد درگیری داشتیم مادرم گفت خوب اول و آخر نداره بشین ردیف دوم من قبول نکردم گفتم یا این اول یا من نمیرم مدرسه خوب دیگه بچه ها قانع شدن و من موفق شدم که میز اول مال من باشه هدف من از اول نشستن این بود که دیده بشم و نگاه معلم رو به سمت خودم جلب کنم و با پرسش هایم اونو به وجه بیارم و یه جورایی دوس داشتنی و نمونه باشم و شاگرد زرنگ کلاس هم بودم و همیشه تشویق میشدم و این چراغ تو دلم روشن شد که کار خدا هم همین میتونه باشه و من با کار های خوب میتونم شاگرد اول کلاس خدا باشم و همیشه از خدا سوال پرسیدم در مورد کار هایی که پیش میومد و شغل پدرم و کارهای مردم با اینکه پدرم مذهبی بودن اما مشکلاتی داشتیم وهمش سوال پشت سوال از خداوند پرسیدم که بی پاسخ بودن و من به اون تکامل نرسیده بودم تا بفهمم .
اگر بخواهم مثال دیگه ای رو بگم هر وقت پدرم قرآن به دست میگرفت و شروع به قرآن خوانی میگرد دوس داشتم ببینم چی میخونه و همیشه کنارش نشستم و گفتم میشه برای منم توضیح بدی هر چند سنی نداشتم ولی کنجکاو بودم این خدا که پدرم این قدر دوسش داره کیه ؟
و پدرم برام توضیح میداد احساس میکردم که خیلی قدرتمند هستش و میتونه هر کاری رو انجام بده یه روز که کسی خونه نبود رفتم سراغ قرآن و سوره حمد رو انتخاب کردم و یه برگه و مداد برداشتم و معنی فارسیشو نوشتم و کنار گذاشتم و بعد به مادرم گفتم که اینو برام بزاره تو یه پارچه تا به لباسم بچسپانم و همیشه باهام باشه .
میدونید من اون وقتها خیلی بچه بودم اما یه جورایی تو دلم خدا رو با خودم احساس میکردم و حس میکردم میتونه به من کمک کنه و منو از خطرات دور کنه به قول استاد ریشه ایمان تو دلم در همون کودکی کاشته شده بود اما درک واضحی از این خدا و جهان نداشتم صحبت ها و ادامه داستان زندگیم رو میزارم برای روزهای دیگه …..
اما در مورد این قسمت که مرا به سوی نشانه ام هدایت کن .
ما هر پنج شنبه ها جمع هستیم و خانواده همسرم مهمون ما هستند واین نیست که دعوت کنیم دیگه همه میدونن که پنج شنبه ها اینجا شلوغ هستش خودشون دوس دارن و میان و من خیلی با خواهر زاده های همسرم رفیق هستم و راحت هستیم یکیشون از حرفهایی که میزنه و عمل میکنه تقریبا میشه گفت که هم فرکانس هستیم و دیشب یه صحبت هایی با هم دیگه داشتیم و من آخر شب از خدا خواستم که کمک کنه تا بتوانم یه جورایی در مورد این قوانین براش توضیح بدم و ازش خواستم که فایلی از استاد داشته باشم ودر این مورد باشه که خدا کیه و چه کارهایی انجام میده و دقیق خداوند مرا به سمت این فایل بینظیر هدایت کرد و همون چیزی هستش که میخواستم .
عاشقانه با تمام وجودم از شما استاد گران بهایم و خانم شایسته عزیزم تشکر میکنم و یک دنیا ممنون شما هستم به خاطر این همه آگاهی که به ما هدیه میدهید .
و خدا رو که بهترین رفیق زندگیم است با تک تک سلول هایم سپاسگزارم که مرا هدایت کرد که این نوشته ها را بنویسم .خدایا شکرت
سلام
چند روز پیش پسرم بهم گفت «مامانی احساس میکنم تو مدرسه خانومم با من مثل بقیه رفتار نمیکنه اون روز من از خانوم یه سوال پرسیدم و با بی میلی و عصبانیت جواب منو داد در صورتی که یبار دوستم همون سوال و ازش پرسید با ارامش جواب دوستم و داد ،معلمم با من لجه هر چی میگم داد میزنه و..ولی بابقیه این جوری نیست»
من هم اولش یکم ناراحت شدم ولی بعدش ذهنم رو کنترل کردم وبا خودم گفتم اگه قانون همیشه یکیه پس واسه همه هم یکیه حتی برای بچه ها و بزرگترها فقط باید سعی کنم که قانون رو به صورتی که واسه پسرم قابل فهم باشه براش توضیح بدم
بعدش براش توضیح دادم که برخوردی که بقیه با ما دارند بخاطر طرز فکر خودمونه مثلا اگه کسی از درون خودشو لایق احترام بدونه طبیعتا به بقیه اجازه نمیده که بهش بی احترامی کنند و اینکه هر جوری که ما درمورد خودمون فکرمیکنیم بقیه هم همونجوری در مورد ما فکر میکنند و همونجوری با ما برخورد میکنند سعی کن این فکر و که معلمم بابقیه خوبه و با من بده رو از خودت دورکنی و همش به خودت بگو که من لایق بهترین یرخورد هستم و مطمنا دفعه ی بعد اینجوری نمیشه و…
ولی بعدش نجواهای شیطانی اومدند سراغم که اگه واقعا اونجوری که پسرت گفت باشه چی؟؟؟اگه معلمش از قصد با پسر تو بدرفتاری میکنه چی؟؟تو مادر خوبی نیستی و داری از زیر بار مسولیتت فرار میکنی و باید بری مدرسه با معلمش صحبت کنی باهاش برخورد کنی و….
راستش بعدش یکم دو دل شدم که ایا کارم درست بوده یا نه درمانده شدم و از خدا کمک خواستم بهش گفتم خدایا کمکم کن بدونم کار درست چیه اگه بدونم که کار درست اینه که برم با معلمش صحبت کنم میرم اصلا مدرسه رو سرشون خراب میکنم فقط نمیدونم کار درست چیه تو بهم بگو
بعدش از نشانه ی روزانه ی من استفاده کردم
و در کمال ناباوری دیدم که فابل« صاحبان کسب و کارهای موفق چه باورهایی دارند؟»برام اومد
اولش تعجب کردم که این چ ربطی به موضوع من داشت؟!!ولی بعدش وقتی کامنتا رو خوندم که نوشته بودن همه چی درون ماست وهیچ چیز در بیرون نیست و تفاوت افراد موفق و بقیه فقط در درونشون و در باورهاشون هست
یه جا هم استاد گفتند که هدفم از ثروتمند شدن این بود که یه روزی برسه که بقیه بگم که اگه رو باوراشون کار کنند در همه ی جوانب:ثروت ،نعمت،روابط و سلامتی و.. در همه ی جهات موفق میشند،
«روابط » گوشم رو این کلمه تیز شد چند بار باخودم تکرار کردم روابط … روابط … همین مشکلی که چالش پسرم هست
پس اگه پسرم درونش و تغییر یده حتما روابطش با معملش بهتر میشه
اونحا بود که فهمیدم کارم درست بوده و خداروشکر کردم
بعدش صدای درونم بهم گفت اینجوری بجای اینکه به پسرت ماهی بدی بهش ماهیگیری یاد دادی
تو که نمیتونی تا اخر عمرش دنبالش راه بیفتی و با هر کس که اذیتش میکنه برخورد کنی و اونحا دیگه مطمن شدم که کارم درست بوده
و خدا روشکر کردم
سلام سلام.
واقعا این صفحه یک آپشن خیلی عالیه. من هروقت راهمو گم میکردم یا سردرگم میشدم میومدم اینجا و دقیقا انگار داشت منو هدایت میکرد . یادم یکبار ک کلافه بودم و اینکارو کردم متنی اومد برام ک برایه سه روز فقط به جای آن ک در هر چیزی دنبال منافعت باشی از خود بپرس چگونه میتوانی خدمت کنی؟ و واقعا اون سه روز حال منو عجیب خوب کرد . و از اون به بعد من هر ۲۴ ساعت میام و دنبال نشانه بعدیم هستم . شغل من وکالته مونده بودم ک دفتر اجاره کنم یا بخرم ، بعد اومدم به این صفحه و به من گفته شد ک دنبال نشانه ها و هدایت باش و الان گوش به زنگ هستم تا نشانه هارو درک کنم و هدایت بشم . (من قبلا هم میدونستم ک باید به نشانه ها و هدایت توجه کرد ولی وقتی بین این دوراهی موندم اومدم به این صفحه و این جواب اومد و باعث شد ک تمرکزم رو بیشتر کنم و حتی نشانه های ریز رو هم دنبال کنم).
واقعا از استاد عباس منش و تیمش تشکر فراوان دارم ک این صفحه رو راه اندازی کردن و در دسترس بچه ها قرار دادن . من الان هروقت میخوام کاری انجام بدم و نمیدونم ک چ کار کنم میام به این صفحه تا خدا از طریق این صفحه به من بگه ک باید چ کار کنم .
الان طوری شده ک من هر شب میام به این صفحه تا خدا از این طریق به من بگه ک فردا باید چ کار کنم واین باعث شده تا قدم هامو محکم تر بردارم .
شاد و خوشحال و موفق باشید دوستان
من تجربه ام از قسمت سایت خیلی جالبه
من داشتم در مورد الهامات تحقیق میکردم (نحوه اتصال به خدا و نشانه ها ) اول حسم گفت برو تو بخش عقل کامنت بزار که دوستان با عمل کردن به الهامات چه نتیجه ای گرفتن من اینکار انجام دادم ولی یه دونه کامنت بیشتر نگرفت ناراحت شدم گفتم خدایا چرا اینجوری شد
بعد چند روز استاد تو لایو ۱۳ در مورد الهامات صحبت کرو که واقعا گنجینه است چند دقیقه بعد حسم گفت کامنت ها بخون که منم گوش کردم همه کامنت ها خوندم وقتی داشتم کامنت ها می خوندم از یکی کامنت ها متنی خوندم که برام جالب بود اینکه لازم نیست برای کارهای خیلی بزرگ از خدا سوال کنی این خدا هر سوالی داشته باشی جواب میده
بعد اومدم برای خدا نوشتم که میخوام بیشتر در مورد الهامات بدونم که استاد فایل ارزشمندی نشانه من برای واضح شدن گذاشت روی سایت که من بیشتر کامنت ها خوندم و هنوزم در حال نکته برداری و عمل کردن به الهامات هستم
جالبه دباره در خواست هدایت کردم استاد گفت واضح بنویس که چه چیزی میخوای بعد دکمه بزن
هدایت شدم به نکات مثبت قسمت ۱۰ واقعا عالی بود
با سلام به استاد عزیزم ، خانم شایسته و هم هدایتی هایم دوستان عزیز .
آقا امروز تمرین آگاهانه انجام دادم و با تمرکز و بیداری و هشیاری کامل . همسرم برای افطار و شام سوال کرد چی درست کنیم ؟
من به همسرم گفتم بیا این را از خدا بخواهیم به ما نشان دهد . خیلی جالب هدایت شدیم به فایل نشانه های من برای امروز . و در آن فیلم راننده اوبر که یک عزیز افغانی بودنند به شما گفت جوجه کباب و …..
به خانمم گفتم این هم نشانه الله ، امشب جوجه کباب درست کنیم . جالب بود و عالی . البته خیلی لذت بردیم ولی تعجب نکردم چون در حال کار کردن روی نشانه ها و قوانین موفقیتی هستم . سپاسگذارم ، واقعا چه تمرین و قانونی از این بالاتر ؟که کوچکترین تا بزرگترین سوال ما و پرسش و درخواست ما از مبع اصلی یعنی الله دریافت بشه ؟هم گارانتی کنه و هم پشتیبانی مادام العمر تا ابد و آخرت ؟آقای عباسمنش چیزی که شما به ما یاد دادین توی هیچ کتابی نبست ؟در هیچ عقلی نیومده و گفته نشده ؟مثل رویا و خواب ، ولی شما باور کردی و راه رو رفتی و ما هم ایمان داریم . معجزه و رخ دادهای زندگی در این سطح معجزه است . سپاس بی کران از جنابعالی از این در گرانبها . از این روشنگری شما . از این ارتباطی که در درون داری و در حال آموزش اون هستی . شکر گذارم
سپاس خدایی را که وسایل و مقدمات هدایت من را فراهم کرد تا به بهترین و آسون ترین شیوه و راه ممکن بتوانم تغییر کنم و حس و حال خودم را خوب کنم
سپاس از خدایی که هدایتگری خاص او است و او برای این کار به بهترین بندگان خودش این ماموریت را داده است تا دستان او بر روی زمین باشند هدایت بنده های خداوند را بر عهده بگیرند
سپاس از خدایی که برای همه یکی است و برای همه یکسان عشق می ورزد
سپاس از خدایی که برای من که اکنون در این جزیزه زیبا هستم بهترین عشق ها و دوستی ها و روابط را مهیا می کند و برایم فراهم می کند
ممنون از خدای خودم که این دو روز را که گذشت برایم به بهترین و معجزه آسا ترین حال ممکن زیبا و بی بدیل ساخت
شنبه 11 دی ماه با کلی حال خوب و انگیزه از شغلی که هفده سال در آن مهارت کسب کرده بودم و برای خودم در آن کار مدیری زبانزد شده بودم و در آنجا بعد از هییت مدیره نفر اول بودم استعفا دادم آنهم به راحترین و آسانترین و غیر قابل باورترین روش ممکن
و یک روز بعد 12 آذرماه 1401 من به سمت جزیره زیبای قشم هدایت شدم
با یک کوله پشتی و یک لب تاب که در آنجا هم بتوانم از درس ها و صحبت های استاد استفاده کنم براه افتادم
پول در جیبم نیست
هیچ غذا و آذوقه ای به همراه ندارم
بدون هیچ گونه ترس و اما و اگری براه افتادم
قصد داشتم این سفر براییم متفاوت باشد
از شیراز با اتوبوس مستقیم به سمت جزیره زیبای قشم براه افتادم
از همان ابتدای مسیر دستان خداوند شروع به کار کرد
یک راننده فوق العاده
یک سفیر بی دردسر با یک صندلی فوق العادعه راحت
در طول مسیر بیشترین فایل های استاد را توانستم برای خودم گوش بدهمگ
همسفرانی فوقالعاده عالی که همگی زوج بودند و در طول مسیر دست در دستان هم داشتند و تا خود جزیره سر در گوش هم باهم صحبت می کردند
به بندر پل رسیدم حالا ساعت پنج صبح است
به دوستم که در قشم است و از اهالی یکی از روستاهای قشم بنام سهیلی است زنگ می زنم در کمال تعجب تلفن را جواب می دهد
می گوید که در جزیره هستم و قصد داشتم که یک دقیقه پیش به منزل برگردم که من به او زنگ می زنم
دستهای هدایت گر خداوند باز در اینجا من را هدایت می کند به سوی یک معجزه دیگر
دوستم من را به خانه خود می برد و در آنجا پذیرای من می شود
خدا را شاکرم که اینگونه من را هدایت می کند به سمت خوبی ها و خوشی ها
صبحانه با یک سینی غذای محلی
ناهار بریونی به رسم پخت اهالی سنتی جزیره
شب شام را برای من در صحرا زیر نور ماه تابان ماهی کبابی فراهم می کنند
همه اینها چیزی جز هدایت خدای مهربان من نبوده است و نیست
می دانم که خدای عزیز این سفر را برای من مهیا کرده است تا بیشتر پی به زیبایی ها و لذت های این جهان زیباببرم
می دانم که خدای من این سفر را برای من فراهم کرد تا نشانم بدهد که اگر به او اعتماد کنم
دل به او بسپارم
از او کمک بخواهم
او همه چی را برایم آماده می کند آنهم بی کم و کاست و بدون کمترین هزینه ای
تمام این سفر که تا اکنون در روز دوم آن رقم می خورد خدا را در کنار خودم می بینم
می بینم که آسمان ابری با خورشید نه چندان گرم و سوزان او که پا گذاشتن در دریای آبی رنگ را برایم لذت بخش تر می کند در جهت حس و حال خوب من ، برای من رقم زده است
می دانم که پیاده روی بر روی کوههای اینجا که صدای آواز پرندگان گوش تو را نوازش می دهد برای من آهنگی خداوند فراهم کرده است که تا ابد در ذهن و گوش من جاری باشد
می دانم که این نسیم که همچون نسیم بهاری شهرم شیراز است را خدای عزیز برای من می فرستد تا صورتم را نوازش بدهد و به من بگوید که من دستهای خداوند هستم که بر صورت تو نوازش می کنم تا به تو یادآور بشوم که ای بنده من تو بخواه
از همه وجوت بخواه
با همه عشق و جونم بخواه
من برایت مهیا می کنم
برایت فراهم می کنم
فقط بخواه و نترس
از هیچ چیز دیگری دلواپس نباش
واقعا روزهای خوب و عالی را در این جزیره در حال سپری کردن هستم و مدام بر الهامات خداوند که بر جان و خودم می تابد فکر می کنم و بیشتر غرق در لطف احسان او می شوم
حس و حال عالی داشتم و این سرگذشت یک روزه خودم را برای دوستان عزیزم در این سایت گرانبها نوشتم
باز برایتان می نویسم که شما هم بدانید خداوند آنگونه هدایت می کند که از جایی که حتی فکرش را نمی کنی و برایت می فرستد انسانهایی را که رنگ و بویی خدایی می دهند انسانهایی که حتی نام و فامیل او را هم نمی دانی
منتظر دلنوشته های بعدی من باشید در این راه پر از هدایت و آرامش
ممنونم از استاد عزیز که همیشه چراغ راهنمای من بوده اند
سپاس از شما دوستان که این زندگینامه من را خوانید
سپاسگذارم از خدای هدایتگر خودم
سپاسگذارم از خدای فراوانی ها
سلام مجدد به دوستان خوب خودم
سپاس از استاد مهربان که مقدماتی را برای ما ها فراهم آورده است تا بتوانیم با نوشتن دل خوشی ها و حال خوبی هایمان دیگران را هم در این حس و حال زیبا شریک کنیم و با گسترش حال خوبی ها و توجه به نکات مثبت زندگی یکدیگر جهان را جایی بهتر برای زندگی کردن هم خود و هم دیگران کنیم
در روز شمار قبلی خودم هدایت شدنم را به سفر زیبای قشم نوشتم و امروز می خواهم که دیگر هدایت های خداوند را که برایم در این چند رخ داده است را برایتان بازگو کنم
وقتیکه توکل کنی و به او ایمان داشته باشی خودش با دستان خودش همه چیز را برایت جور می کند آنهم به بهترین و زیباترین حال ممکن
بدون کمترین دردسر و بدون کمترین سختی و به زحمت افتادنی
صبح روز بعد از خانه ی که در روستای قشم آنجا مهمان بودم زدیم بیرون البته با دوستم که میزبان من بود
در چند جای ساحل قشم پای لنج ها و قایق های ماهیگری میهان بودم و با روی خودش مردان ماهی گیر روبرو بودم با چای و قوه عربی پذیرایی من بودند
همه جا به گرمی و محبت از من استقبال می کردند
همه جا مورد احترام آنها قرار داشتم
همه اینها جز مهربانی و رحمت خدای فراوانی هیچ نبوده و نیست
وقتی به او کارها را بسپاری او خود یک میزبان عالی است بدون کم و کاستی
ناهار مهمان بودم و با غذای محلی خودشان که اسم غذا حواری میگو بود از من پذیرایی شد
هر قدم که در این جزیره پا می گذارم به نوع عالی و زیبا هدایت های خدای مهربان را می بینم و لمس می کنم
نمی دونم که چگونه و چطور برای شما از این همه مهربانی و حال خوبی بنویسم
نمی دانم که چطور از خدای خودم تشکر کنم بخاطر این همه نشانه
فقط می توانم این را بگویم که همه قشم آماده شده است برای پذیرایی از من
ممنون از تو ای خدای مهربان و هدایتگر
ممنون از تو ای خدای فراوانی ها
ممنون از تو ای خدای زیبایی ها
سلام استادان عزیزم.
سلام استاد عباسمنش عشقم و مریم خانم عزیزم.
من چند ماه پیش به مقاله ای که لینکش را گذاشتم هدایت شدم:
https://abasmanesh.com/fa/committed-to-or-let-it-go/comment-page-5/?unapproved=1260032#top
بینهایت خداروشکر میکنم و نمیدونید بعد از خوندن این مقاله چقدر سپاسگزار رب العالمین شدم.
راستش خوندن همیشه واسم سخت بوده.
اما امشب بالاخره این کار عقب افتاده که حدود 8 ماه تقریبا شاید هم بیشتر میشد را انجام دادم.
از روز اولی که این مقاله رو روی صفحه ی گوشیم دیدم فهمیدم این یه مقاله ای هست که باید بخونم. چقدر خوب شد الان خوندم و چقدر خداروشکر میکنم که بالاخره خوندم. اونم در این زمان واقعا.
خداروشکر میکنم که بهش هدایت شدم چون اینجا جایی نیست که به راحتی بهش دسترسی داشته باشیم.
اینجا بخش راهکار هست نه راهکارها.
واقعا مریم خانم از این تسلط شما بر قوانین و دوره ها چقدر لذت بردم. خداروشکر میکنم. بینهایت ازتون سپاسگزارم.
و چقدر استاد شایسته عزیز شما خوب توضیح دادید. چقدر خوب استاد عباسمنش را شناختید.
چقدر خوب مسیر رسیدن به خواسته را شناختید. چقدر خوب در مورد موجودیت انسان صحبت کردید. چقدر خوب در مورد ساختن و ساختن و ساختن صحبت کردید. چقدر خوب احساس گناه ناشی از عمل نکردن در اول کار را از دانشجوهای این سایت دور کردید.
خداروشکر.
چقدر ازتون تشکر کنم و چقدر سپاسگزارتون هستم.
خیلی عالی توضیح دادید. ان شاءالله بتونم هر دوی این دوره های عالی را نیز تهیه کنم. میتونم قطعا میتونم. همین الانشم میتونم.
الان درگیر 3 یا 4 دوره هستم. دو ماه آینده حتما این دوره ها را نیز تهیه میکنم.
خداروشکر.
مریم خانم استاد عزیزم من با ابن مقاله نکات خیلی مهمی که از قبل میدونستم. با تولدم بهم گفته شده بود و توی این مدت بارها و بارها و بارها از زبان استاد عزیزم بهم گفته شده بود را شنیدم و بیاد آوردم.
چقدر احساسم خوب شد. در میان دوراهی بودم و منو از دوراهی در آوردید. تردید ها را کنار بزنم و شرک نورزم. مومن باشم.
چقدر پر خیر و برکت بود این مقاله. چقدر. سورهی حمد تعالیم استاد بود این مقاله.
چکیده تمام آموزش ها. چقدر عالی بود. حدی نداره گفتن این موضوع. فقط با خوندن تقریبا 18 صفحه از این مقاله (من پرینتش کردم به 23 صفحه)، هدایت شدم در یوتیوب به ویدئو های عالی، چقدر احساس شور و شعف درونی ام بالا رفت. سپاسگزار رب العالمین شدم خداروشکر خداروشکر. چقدر حالم خوب شد. الان ساعت 3.30 دقیقه صبح هست و من بینهایت سپاسگزار رب العالمین شدم. من میخوام که تغییر کنم و من میدونم که تغییر میکنم. چون خداوند منو هدایت میکنه. من وصلم به هدایت خداوند.
واقعا عالی توضیح دادید این موضوع اتصال ما به خداوند و جریان هدایت و جهان هستی ای که پاسخگوی فرکانس های ماست.
خداروشکر. کلمه کم میارم. نمیدونم فقط چجوری هم از شما و استاد عزیزم و هم از خدای یکتا سپاسگزاری کنم بخاطر این مقاله. خداروشکر بینهایت خداروشکر.
عاشقتونم استادان عزیزم. از صمیم قلبم.
ان شاءالله هرکجا هستید در پناه رب العالمین شاد، سالم، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.
سلام وقت تون بخیر و شادی
از خداوند سپاسگذارم وآقای عباسمنش ازشماهم سپاسگذارم که من راباخدای خودم اشناکردید
من میخوام بگم چه طوری باشمااشنا شدم
استادعزیزودوست داشتنی
من چند سال پیش توسط خواهر عزیزم باشمااشناشدم
ولی به دلیل اینکه فکر میکردم اعتقاداتم ونظرم نسبت به خدادرست هست وبایدبه اعتقاداتم پایبند باشم پیج تون روپاک کردم چون فکر میکردم شمابرخلاف اعتقاد های من حرف میزنید
من همیشه برام سوال بود که خداوند در قرآن فرمودن که تاخداهست نه غمی وجود داردونه ناراحتی
باخدامیگفتم خدا من که تورا میپرستم وشمادرزندگی من هستی ولی چراهمش غم وغصه وشکست ناکامی بی پولی هست
تا اینکه 4 سال پیش به خداوند گفتم مگر نگفتی بخوانید من را تااجابت کنم
پس من بچه میخوام یک بچه ازهمه نظر عالی وهروقت نجواها درگوشم شروع میکردن به حرف زدن میگفتم خداهست خداخودش میدونه وبه طرز معجزه آوری که امکان بچه دار شدن مافقط یک درصد بود خداوند به مادختری زیبا سالم ونابغه هدیه داد
وچند خواسته دیگه که من فقط گفتم خدامیخوام وبه من داد
تااوایل امسال که از خداوند ثروت خواستم
زمانی که خواستمو از خداخواستم شماهمش جلوی ذهنم می اومدید ویک نفر ازدرونم انگار میگفت باید برم وبه دنبال فایلهای شما بگردم رفتم اینستا گشتم ولی چون پیج های فیک هم هست میخواستم پیج اصلی شمارو پیداکنم وبه خواست خداوند پیج شمارو پیدا کردم وازاین طریق وارد سایتتون شدم
واز زمانیکه فایلهای شما روگوش میکنم که با معنی توحید ویکتا پرستی و شرک ومشرک بودن اشناشدم ،سعی در اصلاح خودم کردم و ازاین زمان ازدرون شادم وحالم خوبه وخیلی راحت اتفاق های ناجالبی که برام می افته روحل میکنم وناراحتی من فقط چند دقیقه است واونم باوجود خداوند سریع حالم عالی میشه
والان معنی این ایه که تاخداهست نه غمی وجود داردنه ناراحتی، رو متوجه میشم واینم جواب سوالی که همیشه درذهن داشتم راخداوند مهربونم به من پاسخ داد
وخداوند از طریق دستهایش که مادرعزیزم هستن توانستم دوره روانشناسی 1 روبخرم واز زمانی که خریدم نشانه های ثروت وفراوانی رومیبینم هم دربیداری وهم درخوابم وهمه رودردفترم مینوسم وسپاس گذارم از خداوند وشماکه دست خداوند برای من هستید
من فایلهاروشبها وقتی دخترم میخوابه گوش میکنم وبرام جالبه روزی که شبش میخوام یکی از فایلهای دوره شماروگوش کنم درست سوالی برام پیش می آید که شب جوابش درفایل شمابه من گفته میشه
و من ،دوره تحول زندگی من، روهم دارم همزمان(البته فایلهای تحول زندگی من یکم عقبتر هستم) بافایلهای دوره گوش میکنم وجالبتر اینکه اون فایل هم بافایلهای دوره روانشناسی ثروت 1
موضوعش یکی میشه
امروز روز23 فایل روانشناسی ثروت 1 روگوش کردم
واز خداوند مهربونم سپاسگذارم که توسط شما منو باخودش آشنا کرد
واز شماهم برای تمام آگاهی هایی که به من دادید ومیدهیدبینهایت سپاسگذارم واز خداوند مهربونم برای شما وخانم شایسته وخانواده گلتون سلامتی آرامش وشادی وثروت رامیخواهم
با سلام همه خوش صدا های سرشار از آرامش
خانواده ی عباس منش
چه چیزی در مویرگ های تمام اعضای این خانواده ست که ارتعاش آرامش و قرار رو مسری می کنه برای هر کسی که می شنوه این صدا هارو
یه نکته خواستم
درباره همین آیه ای که میگه شما به زمین بروید و منتظر هدایت من شوید. بگم
این که کلمه… اهبطوا …رو آورده …به معنی پایین بروید …
این جوری هم می تونیم معنی ش کنیم با توجه به آموزه های استاد که باید خودمون در مقابل خدا هیچ بنگاریم …
اینکه اینجا خودش میگه بندگان من شما خودتون
رو در مقابل من پایین بکشید و من شما رو هدایت می کنم و بالا می کشم و غم و اندوه گذشته و آینده رو از شما دور می کنم و می شوید کشتی آرامش