«تجربه‌های من از اعتماد به نشانه‌ام» - صفحه 16 (به ترتیب امتیاز)


[file-download-form restrict=1]

این صفحه ساخته شده تا در بخش نظرات آن‌، فقط داستان‌های‌تان درباره جزئیات و شروع مسیری هدایتی نوشته شود که با کلیک روی دکمه «مرا به سوی نشانه‌ام هدایت کن» آغاز شد.

اینکه چطور آن نشانه‌ را تشخیص دادید‌؛

و آن نشانه‌ها چه زنگ‌هایی در وجودت به صدا درآورد و به چه تصمیماتی انجامید؛
و چه پله‌های متوالی از قدم‌های پی در پی را یکی پس از دیگری به تو نشان داد‌؛
و چه «تغییراتِ از اساس متفاوت با رویه‌های قبلی‌ات» را در شخصیت و در وجودت رقم زد‌؛

و چطور از میان هزاران شیوه‌‌، روند و مسیری برایت سَرَند و غربال شد که بهترین‌، نزدیک‌ترین‌، لذت‌بخش ترین‌، پرثمرترین و قابل اجراترین شیوه با امکانات‌ و شرایط آن لحظه‌ات بود.

و در نهایت‌، ادامه دادن در آن مسیر مهارتها‌، تجربه‌ها‌، ایمان و عزت نفسی را در وجودت ساخته که بین شمای کنونی و آدم قبلی فاصله انداخته و نسخه‌ی با ایمان‌تر در شخصیت‌‌ات ساخته که گوش به زنگ پیغام نشانه‌ها و بنیان کردن تمام جنبه‌های زندگی‌اش بر جدّی گرفتنِ مسیر هدایتی‌ نشانه‌هاست.

داستان هدایت تو به نشانه‌هایی که برای حل مسائل‌تان به آنها هدایت می‌شوی‌، و قدم‌های عملی و تکاملی‌ای که در جهت آن هدایت برمی‌داری و تجربیاتی که-در ادامه- برای‌ اشتراک با این خانواده در این صفحه نوشته می‌شود‌، از دل اعتمادی ناب متولد می‌شود که‌ -حتی با وجود نجواهای ذهن‌تان-، نسبت به  ساز و کار هدایت‌گونه‌ی خداوند‌، در قلب‌تان می‌سازید و به قول خداوند:

ذَالِكَ الْكِتَبُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ
الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلَوةَ وَ ممَِّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ
وَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بمَِا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَ مَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَ بِالاَْخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ
أُوْلَئكَ عَلىَ‏ هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَ أُوْلَئكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ. بقره

این جریان هدایت که همواره در جهان جاری است‌، فقط آنهایی را با خود همراه می‌سازد که تقوا پیشه کرده و ذهن‌شان را کنترل می‌کنند و به نشانه‌ها اعتماد می‌کنند و تسلیم‌ مسیر هدایت‌شان می‌شوند و  رستگاران‌ و متبرّک شدگان آنها هستند.

زیرا خداوند هرگز برای یاری ما‌، قوانینش را نقض‌، معلق یا موقتاً غیر فعال نمی‌کند‌، بلکه به شیوه‌های کاملاً طبیعی‌، منطقی و هماهنگ با سازو کار جهان‌ هدایت خود را به سمت‌تان جاری می‌سازد.

ما از طریق ایده‌ها و نشانه‌هایی هدایت می‌شویم که  به واسطه‌ی قرار گرفتن یک کلمه یا جمله‌، یا خواندن داستان و تجربه‌ای که برای‌مان الگو می‌شود‌‌ و مرز ناممکن‌ها را در ذهن‌مان جابه جا می‌کند‌، یا راهکاری که دیگری برای مسئله‌ای متفاوت اجرایش کرده‌، یا گوش دادن به یک فایل و درک یک مفهوم از آن و…‌، به ما الهام می‌شود.

نقطه مشترک این نشانه‌ها این است که‌ همه‌ی آنها‌، «پیغامی واضح از اولین اقدام برای حل مسائل‌مان» را در دل خود دارند.

پیغامی که فقط و فقط برای خودمان و از طریق خودمان قابل تشخیص و قابل درک است.

زیرا این وعده‌ی خداوند است که:

قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَميعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ

گفتيم همگى از بهشت فرود آييد، پس چون از جانب من هدايتى براى شما آمد، آنان كه از هدايت من پيروى كنند هرگز بيمناك و اندوهگين نخواهند شد. بقره 38

نکته مهم:

در راستای هدف‌ما درباره نظم بخشیدن به محتوای سایت‌، در این صفحه فقط نظراتی منتشر می‌شود که درباره داستان و مسیر هدایت شده‌ای که به واسطه استفاده از دکمه «مرا به سوی نشانه‌ام هدایت کن» نوشته‌اید.

منتظر خواندن داستان‌ها و روندی هستیم که در مسیر هدایت‌تان طی می‌کنید و نتایجی که پله به پله شما را رشد و به مرحله‌ی بالاتر هدایت می‌کند.

وقتی از قدرت کانون توجه‌مان برای دیدن‌، به خاطر آوردن و مرور کردن مسیر این هدایت استفاده می‌کنیم‌، یعنی با نوشتن درباره جرئیات این مسیر‌ و به اشتراک گذاشتن با سایر اعضای خانواده‌‌مان‌، صدق بالحسنی می‌شویم‌، آرام آرام‌، جنس محکم‌تری از ایمان و یقین در وجودمان نهادینه می‌شود که جانمایه و شخصیت ما را تغییر می‌دهد و به قول قرآن‌، چشمان‌مان را برای تشخیصِ بهتر و دقیق ترِ نشانه‌های هدایت بیناتر می‌کند.

1 comment(s) need to be approved.
1919 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مجید نوفر گفته:
    مدت عضویت: 1352 روز

    سلام خدمت استاد و خانم شایسته گرامی

    خدا رو شکر الان که دارم این دیدگاه رو مینویسم هنوز ذوق زده ام دیروز عصر از قسمت نشانه امروز من به قیمت 62 زندگی در بهشت هدایت شدم، جدا از همه آگاهی های بینظیر این فایل، ویدئو رسید به قسمتی که در حال نجاری با چوبهای کاج در بهشتتون بودید اولش حواسم نبود به چوبها و نجاری با چوب کاج و دوستتون که اومده بود کمک شما، و این از اونجایی برام جالب شد که… من مدتها بود برای انجام یه بیزنس جدید در حال آزمون خطا بودم و نمونه گیری میکردم، بخشی از این بیزنس که 90 درصد ایده ی اون الهامات پروردگار بوده و بخشیش باچوب کاج باید انجام میشد و من دقیقا از صبح دیروز که چوبها و ابزار کارش به دستم رسید کار با چوبش رو که چوبش هم چوب کاج بود به همراه دوست عزیزی که اومده بود کمک من در حال انجامش بودم و همش به این فکر میکردم که آیا این بیزنس جواب میده یا نه؟! و مدام از خدا میخواستم که بهم نشونه بده کمی نگران بودم بابتش و کار نمونه گیری بخش چوبش به لطف الله انجام شد و من اومدم بخش دیگرش که با کامپیوتر بود رو انجام بدم معمولا حین انجام کار به فایلهای سایت شما گوش میدم و وارد سایت شدم خواستم فایل جدید رو گوش کنم اتفاقی روی گزینه نشانه امروز من کلیک کردم و به سریال زندگی در بهشت قسمت 62 هدایت شدم و فایل رسانه رسید به بخش کار شنا و دوستتون با چوب کاج و بعد از چند ثانیه من شگفتزده شدم و من هدایت و نشانه ی الله رو به بهترین شکل ممکن دریافت کردم و این رو نشونه ای دونستم از طرف خدای مهربانم که هر لحظه میشنوه حرف دل مارو،برای این که با قوت قلب بیشتری به مسیرم در این بیزنس ادامه بدم و به سر انجام برسونمش و مطمئنم بسیار توش موفق خواهم شد به لطف الله و انشاالله به زودی موفقیتم رو در این سایت اعلام خواهم کرد(برای آگاهی و امید دادن به عزیزان دیگر)

    همه اینهارو مدیون پروردگارم هستم، بودنم در سایت

    و آشنایی با شما استاد عزیز و دوستان دیگری که در این سایت حضور دارند برای تک تک شما آرزوی سلامتی ثروت و سعادت در دنیا و آخرت دارم در پناه الله یکتا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  2. -
    نسیم دهقان گفته:
    مدت عضویت: 238 روز

    بنام هدایتگر مهربان

    سلام به انسان پرهیزگار وباتقوی استاد عباس منش عزیز.که حرفهاشون وعملشون یکی هست .وخیلی راحت میشه فهمید

    من در مورد یک موضوعی که چندین سال هست توی زندگیم هست نشانه خواستم که چطور حلش کنم

    چند روز پیش من یک جایی رفتم برای یک کار دیگه ودرمورد اون موضوع با فردی که اصلا انتظارش رو نداشتم صحبت کردم وباعث شد من یک قدم به خواستم نزدیکتر بشم

    وجالبه بعدش به یک نفر دیگه هدایت شدم ودوباره به کسی دیگه

    واحساس می کنم به زودی به خواسته ام می رسم

    میخواستم یک کاری انجام بدم وفهمیدم من دارم روش بدست اوردنش رو به خدا القا می کنم

    یاد حرفهای استاد افتادم که میگن خداوند برای رساندن ما به خواسته هامون بی نهایت دست داره ونباید ناراحت یا نگران بشیم اگر از این طریق انجام نشد حتما از دست دبگری ویا از طریق دیگه ای انجام میشه

    وبه دلم افتاد که وارد این قسمت سایت بشم

    وجالب این بود که فایلی رو دیدم که شما گفتین

    شما برای هرچیزی از خداوند هدایت میخواین

    ومن هم همین درخواست رو کردم

    وایمان دارم که خدا منو هدایت می کنه

    ممنونم استاد خوبم که خودتون هستید وچقدر دلچسب هست که شما رو بی ریا وپاک می بینم

    اولین بار هست که وارد این قسمت سایت میشم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  3. -
    منيژه سبك روحيه گفته:
    مدت عضویت: 711 روز

    خداوندامن هرانچه دارم ازان توست

    باسلام به استادعباس منش

    خانم شایسته عزیز

    ودانشجوهاى هم مدار دانشگاه توحیدى ان

    خداونداهزاران مرتبه سپاسگزارم که هرروزمنو اسون مى کنى به اسونى کارها

    خداونداهزاران مرتبه سپاسگزارم که یکى ازقوانین بدون تغییر خداوند که احساسات مثبت مساوى است بااتفاقات مثبت که همون مفهوم مومنتوم مثبت هست هرروزیه ذره بیشتر یادمى گیرم

    من بیشتروقتهاکه مى خوام راحع به یه موضوعى تصمیم قطعى وباایمان به خدابگیرم

    میام ومرابه نشانه ام هدایت کن

    تجربه هاى من ازهدایت به نشانه ام

    فایل روگوش کردم وشروع به خوندن کامنت ها کردم

    وهدایت شدم به کامنت زیباى سارا عزیز

    برام جالب بوداینکه نشانه اش هدایت کرده بوددقیقا به قدم هفتم که فعلا نمى خواست بخره ومى خواست یه مدت فایل هاى دانلودى استادروگوس کنه وووو

    واینجابود که یادتجربه ى پارسال خودم افتادم

    زمان معرفى دوره ى هم جهت باجریان خداوند بود ومن مى خواستم بخرم پولش هم داشتم

    اماباخودم گفتم بذاردوره قانون افرینش

    دوره ى دوازده قدم

    ودوره ى روانشناسى ثروت یک روکه شروع کردم ولى تمام نشدند تموم کنم بعد سرفرصت واسودگى خاطراین دوره روبخرم وشروع کنم

    البته براتون بگم

    من دوره ى عزت نفس ودوره ى بى نظیراحساس لیاقت روگرفتم وچندین باردوره کردم

    واقعا این دودوره شخصیت ام روعوض کرد تازه مى دونم ارزش به خود وخود دوستى یعنى چه؟؟؟

    اعتماد به نفس یعنى چه؟؟

    واینکه خودم روهمون جورى که هستم بانقاط ضعف ونقاط قوت ام دوست داشته باشم

    یعنى گذروندن تک تک دوره ها به طورکامل وباحل تمرین ها درى جدید براى زندگى بهتروپرازعشق وصفاوصمیمیت برامون باز مى کنه

    ارى معجزه ى خرید دوره ى هم جهت باجریان خداوند

    دقیقا روز٢٩بهمن ماه سال١۴٠٣بودکه به سوى نشانه ام هدایت کن کلیک کردم

    خدایاااااااچى مى بینم معرفى دوره ى هم جهت باجریان خداوند

    چشمانم پرازاشک شوق ومعجزه ى خداوند بود

    همونجا بود که گفتم هدایت شدم به اینکه دوره روبخرم همون لحظه خریدم

    دقیقادوره ١۴٠٣/١١/٢٧شروع شده بود ومن روزسوم شروع دوره روخریدم

    وچقدربرام عالى بودکه پابه پاى استاد ودوستان این دوره روگذروندم

    دوستان هم مدار میلیاردهابارسپاسگزارم که این دوره روخریدم

    اگه بخوام دریه جمله ى کوتاه مفهوم کلى این دوره رودرسطح اگاهى وبرداشت خودم بگم

    سپاسگزارى ازنعمت هایى که داریم وبرامون بدیهى شده وکلا سپاسگزارى ازداشته هامون معجزه مى کنن ان وووو

    نعمت هاى زیادى وارد زندگى مون میشه

    حال دلمون خوب مبشه

    خدامارواسون مى کنه به اسونى کارها

    ترکیب صببارشکور معجزه مى کنه یعنى بسیارصبرکننده البته نه صبربه معناى تحمل بلکه صبربه معناى امیدداشتن

    وووشکور به معناى بسیارسپاسگزارنعمت هابودن

    خدایا هزاران مرتبه سپاسگزارم که دانشجوى دانشگاه توحیدى هستم

    خداونداهزاران مرتبه سپاسگزارم که براى دومین بارازاول دوره ى هم جهت باجریان خداوند روشروع کردم وباعشق وصبورى جلسات روگوش مى کنم تمرینات اش رو انجام مى دهم ودراخر براى هرجلسه ردپایى به صورت کامنت مى نویسم

    خداونداهزاران مرتبه سپاسگزارم ازدوست جونم مهرى که من روبااین سایت توحیدى اشنا کرد

    خداونداهزاران مرتبه سپاسگزارم براى بزرگترین نعمت سپاسگزارى

    خداونداهزاران مرتبه سپاسگزارم که خداازرگ گردن به من نزدیک ترهست وهرلحظه من روهدایت مى کنه

    خداونداهزاران مرتبه سپاسگزارم براى حضور دوتاگل پسر که ثمره ى زندگى ٣۶ساله مون هست

    خداونداهزاران مرتبه سپاسگزارم براى حضور همسرمهربون وصبور ومنطقى وتوانمند وباهوش ودنیاى عشق وهمراه

    خداونداهزاران مرتبه سپاسگزارم براى داشتن نعمت بزرگ مادرم که دستان خداهست براى بزرگ کردنم وعشق مادرى

    تادرودى دیگرودل نوشته اى دیگر بدرود

    ١۴٠۴/١٠/١١

    ساعت٩:٢۴ پنج شنبه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  4. -
    azadnia گفته:
    مدت عضویت: 1299 روز

    سلام

    من چند وقت پیش در مورد یه موضوعی خیلی درمانده شده بودم و اصلا نمیدونستم چیکار کنم بقول استاد گیر کرده بودم

    موضوع از این قرار بود که همسر من کارگر شرکت بود و با توجه به کار زیاد و درامد کم به یه تضادی برخورد که شغلش رو تغییر بده بعدش با توجه به علایقش تصمیم گرفت با که پول فروش خونه یه ماشین سنگین بخره و مشغول به کاربشه و از کار قبلیش استعفا بده ،ما با پول فروش خونه و فروش ماشین سواری و … ماشین سنگین و خریدیم و در طی این مدت هم خب اقساطمون هم بخاطر وام های جدید بیشتر شده بود ولی هنوز فقط کله ماشین رو خریده بودیم و قسمت پشت ماشین مونده بود(نمیدونم میدونید یا نه ماشین سنگین اینجوریه که کله و قسمت وپشت جداگونه به فروش میرسه)و عملا بدون خرید پشت ماشین (که همسرم قصد داشت تانک بخره و گاز و بنزین و … حمل کنه )کار کردن ممکن نبود ،مادیگه خرید پول تانک رو نداشتیم و هر چی گشتیم که تانک مناسبی پیدا کنیم که بتونیم اجاره کنیم نشد(یا قیمتش خیلی بالا بود یا اون شرایطی که ما میخواستیم رو نداشت )حدودا یک ماه از این قضیه گذشت و یک روز همسرم گفت که یه جا پیدا کردم که مبلغ یه میلیارد لیزینگ میده و قسطش از جاهای دیگه کمتره (بازم همون قسط کم هم پرداختش برای ما زیاد بود️)فقط باید ضامنی پیدا کنیم که جواز کسب داشته باشه،ما هم در اطرافیان نزدیک فقط یک نفر داشتیم که جواز کسب داشته باشه ولی اون شخص بنا به دلایلی اخرین مهره ی من بود و اصلا دوس نداشتم بهش رو بندازم ولی خب شرایطمون خیلی بد بود و مجبور شدم به اون شخص رو بندازم اونم انگار زیاد مایل نبود ولی قبول کرد .بااینکه ضامن جور شده بود ولی بازم ته دلم راضی به گرفتن اون وام نبودم اونجا بود که سایت و باز کردم و دکمه مرابه سوی نشانه ایم هدایت کن رو زدم

    باااااااورتون نمیشه منو به یه قسمت از سریال زندگی در بهشت هدایت کرد یادم نمیاد قسمت چند بود ولی عنوانش خانه ای رو ابرها بود همون قسمت که مریم جون از مه پارادیس فیلم گرفته بودن

    همون اول به نوشته ای که زیر اون فایل نوشته شده بود هدایت شدم که نظر یکی از دوستان بنام روح الله بود

    و نوشته بود نعمت ها همه در پشت مه پنهان شده اند و ما فقط باید با ایمان به غیب پا در راه بگذاریم تا به نعمتهایی که در پشت مه پنهان شده اند برسیم

    چه تعبیر زیبایی

    اونقدر اون پیام برام واضح بودکه قلبم لرزید اصلا باورم نمیشد جواب من انقدر واضح باشه

    همون لحظه یه صدایی بهم گفت که تو به ضامنت پیام بده و بگوکه دیگه نیاز به ضمانت نیست و پولمون جور شد

    همون صدا هم یکی از واضح ترین صداهایی بود که درعمرم شنیدم

    اولش برام سخت بود ذهنم خیلی مقاومت میکرد خب ما در طول یک ماه به هر دری زده بودیم و پول خرید تانک جور نشده بود ضامن جواز دار هم فقط همین یدونه بود و اگه من اونو هم رد میکردم عملا (به چشم ظاهر)هیچ راه دیگه ای نداشتیم

    ولی خب یاد نوشته ی روح الله افتادم که نوشته بود فقط با ایمان به غیب میتونی از این مه گذر کنی وهمون لحظه به خودم گفتم ` ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است` به ضامنم پیام دادم و گفتم که پولم جور شده و دیگه نیاز به ضمانت نیست و ازش تشکر کردم در صورتی که واقعا پول جور نشده بود و من فقط رو وعده ی خداوند حساب کردم

    بعدش حدودا یک هفته بعد به طور باوررر نکردنی از جایی که اصلا فکرش رو نمیکردبم هزینه ی خرید تانک برای ما مهیا شد(با ینفر مورد اعتمادمون شریکی تانک و خریدیم) ولی من در تمام این یک هفته اصلا نگران نبودم و مطمن بودم

    خدا به وعدش عمل میکنه چون مطمن بودم که اون روز خود خدا بود که با من صحبت کرد

    الان که در موردش حرف میزنم مو به تنم سیخ میشه

    این بود تجربه ی شیرین و واضح من از `مرا به سوی نشانه ام هدایت کن` و از استاد بابت اضافه کردن همچین گزینه ای در سایت کمال تشکر رودارم

    و از مریم جون هم تشکر میکنم که اونروز از اون مه زیبا در پارادیس فیلم گرفتن️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      شهربانو اخگر اسلامیه گفته:
      مدت عضویت: 730 روز

      سلام به دوست عزیزم

      چقدر زیبا گفتید که معجزه از پشت مه می آید و دقیقا از جنس این معجزات هم من در زندگیم زیاد دیدم ولی راز موفقیت شما و من فقط در این بوده که در طول سپردن به خدا نگران نبودیم و شک نکرده‌ایم به قانون بتول جان برایت آرزوی بهترینها رو دارم امروز که این دیدگاه رو خوندم دوباره در زندگیم به تضادی برخورد کرده بودم که شب تا صبح ذهن و نجواهای ذهنی مرا زیاد کرده بود ولی امروز با خواندن کامنت شما دوباره برایم یادآوری شد که شهربانو یادته به تضادهای قبلی که برخورد کردی فقط همه چیز رو سپردی به خدا و از دل ایمان واقعی به قانون نتیجه حاصل می‌شود و اینکه خودت رو کاملا سپردی به خدا جواب گرفتی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    حمید مطهری گفته:
    مدت عضویت: 298 روز

    قانون ثابت است:

    نمی‌توانی روابطی زیبا خلق کنی، اگر با خودت در جنگی.

    پس قبل از اینکه بخواهی دیگران را تغییر دهی،

    باورهایت را تغییر بده…

    با خودت مهربان باش،

    خودت را ببخش،

    و خودت را آن‌قدر دوست بدار

    که دیگر نیازی به تایید بیرونی نداشته باشی.

    آنگاه معجزه اتفاق می‌افتد…

    آدم‌هایی وارد زندگی‌ات می‌شوند که

    در ارتعاش عشق، احترام، صداقت و رشد با تو هم‌مسیرند.

    روابط تو، نتیجه ارتعاش توست.

    تو فقط خودت را تغییر بده،

    دنیا مجبور است واکنشش را عوض کند…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  6. -
    سمیه کمالی گفته:
    مدت عضویت: 2811 روز

    سلام سلام سلام

    نمیدونم از کجا بگم

    سال قبل که دوره دوازده قدم کلید خورد خیلی دلم میخواست شرکت کنم ولی نتونستم نشانه اش رو هم دریافت نکردم

    امسال از وقتی استاد گفت میخواد دوره ثروت رو به روز رسانی کنه همش دلم میخواست یه جوری پولش رو تهیه کنم و دوره رو بخرم به خواهرم گفتم و اون بهم پولش رو قرض داد یکی از دوستان هم فرکانسیم با توجه به اینکه پول رو قرض گرفته بودم بهم گفت برو نشانه هات رو نگاه کن ببین اگه هدایت شدی که بخرش وگرنه هنوز آمادگیش رو نداری و بخریش هم کار نمیکنی منم گوش کردم ونشانه ها منو هدایت کرد به روانشناسی ثروت ۳ با اون که خیلی دلم میخواد بگیرمش ولی اصلا برام مقدور نبود

    و امروز بهتون بگم بعد از تقریبا ۱۵ روز کار کردن مداوم روی سه جلسه چگونه درآمد خود را سه برابر کنیم دیشب بهم پولی رسید از یه زمینی که دوسال پیش با خواهرم و یک نفر سوم دیگه شریکی خریده بودیم و من مدتها دلم میخواست فروش بره واز شراکت بیام بیرون ولی فروش نمی رفت

    خواهرم دیشب خبر داد که فروش رفت زمین و من ۱۰۰ میلیون پول به دست اوردم (اگه میشد یه عکس از دفتر ستاره قطبیم میگرفتم میگذاشتم تا ببینید این صد میلیون از کجا امد ولی نمیشه خیلی جالب بود برای خودم و باورم نمیشدکه من این پول رو ساختم ) به هر حال امروز امدم برم روانشناسی ثروت رو بخرم گفتم برم ببینم نشانه ام بهم میگه و در کمال تعجب دیدیم نشانه ام میگه برو دوره عزت نفس رو بخر خخخخخخخ

    و البته توی توضیحات هم خیلی از روانشاسی ثروت گفته شده بود

    حالا من موندم چیکار کنم عزت نفس رو بخرم

    یا ثروت ۱ رو بخرم ؟؟؟؟؟

    این تبلیغ آلیس هست میگه همش رو بده 😁

    فکر کنم باید برم همش رو بخرم

    دوستتون دارم و خدا رو هر روز شکر میکنم بابت اینکه شما استاد من هستید🙏🙏🙏🙏

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  7. -
    نادر خراسانی گفته:
    مدت عضویت: 2400 روز

    به نام خدای مهربان و هدایتگر

    استاد عزیزم و خونواده مهربونم سلام عاشقتونم💚

    واقعا شگفت انگیزه این هدایت حتی همین الان که من اومدم این کامنت رو بنویسم هدایتی بود هیچ ایده ای واسش نداشتم و ندارمم که چی میخوام بگم

    داستان اینطوری شروع شد که من شبها خیلی وقتا میشه که نیمه شب بیدار میشم و شروع میکنم یا قرآن خوندن و صحبت کردن با خدا و یا کامنت میخونم امشب هم که الان ساعت ۲:۵۷ دقیقه ست و من تقریبا از ۱:۳۰ بیدارم اومدم تو سایت ببینم استاد عزیز فایل جدید چی آپلود کرده که دانلود کنم ببینم دیدم لایو قسمت ۲۸ اومده از اونجایی که من همیشه فایل های استاد رو توی لپ تاپ سیو میکنم بصورت پوشه بندی سیو کردم داخل پوشه لایو که اتفاقا همیشه اول سیو میکنم بعد میبینم که دقیقا موقع سیو کردن و پخش کردن خوردم به پست این فایل نشانه من برای واضح شدن قدم ، نمیدونم اون موقع که این فایل رو دانلود کردم چه اتفاقی افتاده و چرا داخل این پوشه سیو کردم فقط میدونم هدایت رب بوده که الان ببینمش و کلی خاطرات هدایت واسم مرور بشه و احساسمو خوب کنه تا بخوام بیام از یکی از خاطرات هدایتم بگم خلاصه بعد از دیدن فایل لایو قسمت ۲۸ اومدم دوباره این فایل رو دیدم و علاوه بر اینکه حالمو خیلی بهتر کرد منو یاد هدایت همین دو روز پیش انداخت و میخوام واستون تعریفش کنم

    استاد منم دقیقا همینطور که شما گفتید خیلی وقته که واسه سفر یا تفریح یا … هیچ برنامه از قبل تعیین شده ای ندارم هدایت میاد میرم تو دلش داخل کامنت هامو ببینید این مسئله هویداست مثلا سفر قبل از مهاجرتم که فایل جلسه ۴ قدم ۴ رو دیدیم انگیزه گرفتیم فرداش رفتیم سفر به جایی که نرفته بودیم در دل ناشناخته ها یا خود مهاجرتمون باز هم یک فایل دیگه دیدیم انگیزه گرفتیم همه چیو رها کردیم و ظرف مدت ۶ روز یا ۷ روز مهاجرت کردیم به تهران و الان هر روز همه چیز داره عالی تر میشه و کلی رشد کردیم و کلی همه چیز واسمون عادی تر شده بریم سر اصل داستان هدایت دو روز پیش در واقع اول هفته پیش بود که عزیز دلم بهم گفت آخر هفته پنج شنبه و جمعه دو روز تعطیلی داریم چکار کنیم منم اولین هدایتی که اومد گفتم خیلی وقته شب تو دل طبیعت کمپ نزدیم بریم کمپ پرسید کجا؟ دقیقا گفتم نمیدونم هدایت میشیم اتفاقا یک پیج دارم داخل اینستا که مناطق زیبا و دیدنی اطراف تهران و خود تهران رو با عکس و توضیحات کامل میزاره که گاهی اوقات میبینمش که هدایت شدم سمتش و چند تا از پستاشو دیدم و از یک مکانش خیلی خوشم اومد و احساسمم بهش خیلی خوب بود و دلم هی کشیده میشد به سمتش با عزیز دلم در موردش صحبت کردم باز یسری نجوا و ترس اومد که نه اگه بریم اونجا میخوریم به ترافیک و حالا باز جمعه بخوایم تا آخر شب تو ترافیک باشیم خسته میریم سر کار و کلی نجوا و ترس دیگه که بی خیال بشیمو اون موقع هم شدیم ولی به قول شما استاد این دلو نمیشه کاریش کرد باید به حرفش گوش داد صبح اون روزی که میخواستیم حرکت کنیم به عزیز دلم گفتم فقط اینجا اونم خوشحال شد و این خوشحالیش نشونه دیگه بود که مسیر درسته و اون مکان خفن هم اسمش دریاچه رویایی سد لار بود واقعا شگفت انگیز بود حتی هواشناسی هم گفته بود بارونه من انگیزم بیشتر شد واسه رفتن چون عاشق بارونم آقا ما تجهیز کردیم خودمونو وسایل و برداشتیمو رفتیم البته یکسری داستانای دیگه هم پیش اومد و همه کارا واسم توی هفته عالی انجام شد که داشت واضح میگفت که باید برید کمپ این آخر هفته رو

    ما حرکت کردیم مسیریابو راه انداختیم و حتی مسیر یاب هم داشت به نفع ما عمل میکرد یه جایی از مسیر یهو لوکیشن گوشیم عمل نکرد و مسیر یاب رفت رو حالت آپدیت بعد که دوباره مسیر رو نشون داد یه مسیر دیگه بود به عزیز دلم گفتم اینم هدایته بزار از این مسیر بریم رفتیم و حتی یک دقیقه هم ما تو کل مسیر به ترافیک نخوردیم مسیر فوق العاده زیبایی داشت دشت های سبز هوای خنک ابرهای زیبا که نور خورشید زیباترش کرده بود و هر لحظه با تحسین کردنشون حالمونو بهتر میکرد رفتیم و لذت بردیم تا اینکه رسیدیم به نزدیک دریاچه که نگهبانی زده بودن زنجیرش بسته بود دوباره نجوا اومدم که بستستو این همه راهو الکی اومدیو از این حرفا بازم گفتم قطعا خیره ربتیم جلو روی تابلو ساعت بازدید زده بود که بسته شدنشو زده بود ساعت ۴ عصر ما ساعت ۲ رسیدیم یخورده حالم گرفته شد که اینهمه ما اومدیم واسه شب موندنمون حالا باید هنوز نرسیدیم برگردیم و یه خوبی که منو همسرم داریم راجب حال بدمون و نجواهامون با هم حرف نمیزنیم یه یک ربعی جفتمون حالمون گرفته بود و سکوت مرگباری فضا رو فرا گرفته بود🤣 تا اینکه من به حرف اومدم گفتم ایول الان میریم دریاچه میمونیم اگه یک درصد کسی اومد گیر داد گفت برید میریم بغل رودخونه کمپ میزنیم رودخونش هم خیلی زیباست خلاصه رفتیم جلو دیدیم نه اینجا خیلی بزرگه فک نمیکنم اینقدر هم بیکار باشن و بیان همه رو بندازن بیرون هی حالمون بهتر شد و بهتر شد که همون لحظه یک ماشین آفرود با کلی تجهیزات و که مشخص بود اومدن واسه کمپ زدن وییییژ از بغلمون رد شد و با اینکه کل هیکلمونو خاکی کرد موقع رد شدن ولی کلی از دیدنش خوشحال شدیم 😉 و خیالمون راحت شد که میشه شب موند یکی از راههایی که میرفت بغل دریاچه و رفتیم ولی اون جایی نبود که دوس داشتم چون با سطح دریاچه فاصله داشت من دوست داشتم کنار خود آب باشیم یک خشکی از همونجایی که رفتیم دیدم و گفتم بریم اونجا رو پیدا کنیم رفتیم دنبال مسیر گشتن که اتفاقا خیلیم دور خودمون چرخیدیم توی راهش به پست یک عسل فروش مهربون هم خوردیم که بهمون عسل داد ولی چون نه نت داشتین نه آنتن گفت هر موقع که برگشتین خونه واسم واریز کنید که عجب عسلی هم بود بلاخره مسیرو پیدا کردیم بی نهایت زیبا بود و دقیقا همون جایی بود که ما میخواستیم اینقدر هیجان زده بودیم که حواسم نبود با ماشین رفتم تو گل نزدیک دریاچه که خیلی نرم بود و ماشین دیگه از جاش تکون نخورد اولش یخورده تقلا کردم واسه بیرون اوردنش و یخورده هم حالم گرفته شد که روزمون خراب شد ولی باز نجوا هارو ساکت کردم و گفتم عیبی نداره بریم کمپ رو بزنیم ناهارو بخوریم هدایت میشیم چطور در بیاریمش خلاصه بغل دریاچه کمپ رو زدیم هنوز کامل کمپ رو نزده بودیم که خدای مهربون مثل همیشه که معجزاتش سرازیر شده در زندگیم یکی از دستان مهربونش رو فرستاد پیش ما بدون اینکه من بهشون چیزی گفته باشم خودشون اومدن پیش ما گفتن ماشین شماست که گیر کرده تو گل و ماشین آفرود داشتن و اومدن خودشون ماشینمو درآوردن بدون هیچ سختی و فشاری و باز هم پاسخ خداوند به شجاعان اینکه تونستیم حالمونو خوب کنیم و در احساس بد نمونیم 💪

    باز یه جا دیگه یادمون اومد چوب واسه آتیش نیاوردیم گفتم خدا همیشه هدایتمون میکنه راهشو بهمون میگه رفتیم با عزیز دلم یه دوری اطراف بزنیم و اینم بگم حتی یک دونه درخت اونجا نبود که بگیم چوب باشه در حال دور زدن بودیم که یک منتقل از گذشتگان که اونجا بودن و رفته بودن رو دیدیم که یک تیکه تنه درخت بزرگ داخلش بود که خودش به راحتی ۳ تا ۴ ساعت آتیش رو جواب میداد برگشتیم دیدیم اون دستان مهربون خدا که ماشین در آوردن رفتن رفتیم هم جایی که کمپ زده بودنو ببینی که اگه خوب بود بریم دیدیم اونام کلی چوب گذاشتن اونارو هم برداشتیم خلاصه تا خود صبح ما چوب واسه سوزوندن پیدا کردیم اینم یکی دیگه از هدایت های اربابم بود🙏

    کلا اون شب ما بودیم و ۳ تا اکیپ دیگه که کمپ زده بودن که اونام از ما فاصله زیادی داشتن که چراغاشون سو سو میزد نیمه شب خسته شدیم گفتیم استراحت کنیم رفتیم توی چادر که بخوابیم یک صدایی میومد مثل صدای پا بود اولش هی حواس خودمو پرت میکردم که نه چیزی نیست باز هی صدا بلند تر شد اولش جفتمون ساکت بودیم و خودمونو میزدیم به کوچه علی چپ و لی باز نمیتونستیم بخوابیم تا اینکه عزیز دلم گفت صدای چیه گفتم مطمئنم چیزی نیست بیا بریم بیرون ترسمون بریزه تا راحت تا صبح بخوابیم از اونجایی که دوره عزت نفسم درحال کار کردن روشیم یاد اون فایلتون افتادیم که تو دل جنگل تنها بودید افتادیم استاد و رفتیم تو دل ترسامون البته قبل تر هم کمپ میزدیم این ترسمون کمتر شده بود ولی از بین نرفته بود و هم اینکه خیلی وقت بود کمپ نزده بودیم خلاصه رفتیم بیرون اولا که هیچ صدایی نبود باد میزد به چادرمون و به هم کشیده میشد تو گوش ما خیلی زیاد شده بود و همه جا در سکوت محض بود جاتون خالی آتیشو زیاد کردیم نم بارون هم میزد هوا فوق العاده بود و شروع کردیم از نتایج و اتفاقات اون روزمون حرف زدیم و همینارو مرور کردیم بعد رفتیم با یه احساس فوق العاده خوب تا صبح راحت خوابیدیم و لذت بردیم و صبح هم با احساس عالی تر بیدار شدیم 😍

    خدا میدونه توی همین دو روز چقدر ما این نتایج عالی رو مرور کردیم که امشب هم هدایت شدم واسه شما عزیزانم تعریف کنم عاسقتونم

    استاد عزیزم بی نهایت سپاسگزارم که این آگاهی هارو در اختیارمون گذاشتی تا اینطوری رشد کنیم هر روز بزرگ تر شدنم رو با این آگاهی ها دارم به وضوح میبینم اینهمه تغییراتی که در همه جوانب زندگیم اتفاق افتاده بخاطر آموزش های عالی و کامل شماست استادم و هدایت خداوند که دقیقا در زمان درست هدایتم میکنه به سمت فایل های بی نظیرتون تا یاد بگیرم و رشد کنم خدارو بی نهایت شکر میکنم بابت وجود شما استاد عزیزم و خونواده دوست داشتنیم در زندگیم بی نهایت عاشقتونم💚💚💚🌹

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
    • -
      بيژنِ😁عزيز گفته:
      مدت عضویت: 3454 روز

      سلام همراهان عزیز

      من عاشق نم نم بارونم و خوابیدن زیر این موسیقی طبیعت…

      تو سقف هال خونه مون یه لوله دو‌اینچی پلاستیکی قبل از بستن سقف گذاشتیم که لوله های کولر سنترال ازش رد کنیم ولی بدلایلی لوله کولر از اونجا رد نشد، یه قوطی خاای رب گوجه فرنگی گذاشتم روش تا چیزی داخل نیاد

      هر وقت بارونه میخوره به این قوطی رب ما که صداش توی گوش من از دلنوازترین موسیقی ارامبخشتره.

      هر وقت بارون باشه من تو هال میخوابم با مخالفتهای همسرم که میگه تخت خواب راحت و اتاق خوابو میزاری میای تو‌ هال می خوابی؟!

      من میگم اره و پیروز همیشه منم ولی ی اهنگی داره خوردن دانه خای بارون به این قوطی خالی رب که نگو…..

      با تعریف کردن ماجرای کمپ زدنتون‌ و شب بارانی یاد این داستان خودم افتادم.

      همیشه شاد باشین و سلامت و ثروتمند دوست عزیز🌹

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      سمیه اسفندیاری گفته:
      مدت عضویت: 2213 روز

      دوست عزیزم،داستان هدایت شما چقدر زیبا بود،من خیلی دوست دارم توی جنگل یا کنار رودخانه کمپ بزنم خیلی دوست دارم،با هدایت شما این احساس برام مرورشد،این سفر فوق‌العاده و بی‌نظیرتون اونم با عزیز دلت،من خیلی سفر اونم سفرهای که هدایت الله باشه رو دوست دارم،انشالاه خداوندم ارباب من شرایط رو برام جور کنه برای سفری پراز امید و شجاعت و لذت

      چقدر از کامنتتون لذت بردم سپاسگزارم

      شاد و سلامت باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    فاطمه سادات گفته:
    مدت عضویت: 2050 روز

    سلام معجزه ای که من در این مسیر دیدم تغییر حال بدم به حال خوب بود .

    تغییر کانون توجه از کمبودها به فراوانی .

    رسیدن به این باور که فراوانی همه جا هست حتی در دل کمبودها

    زیرا که

    ان مع العصر یسرا .

    من در دل کمبودها فراوانی را یافتم و باعث شد حس مقاومتم نسبت به کمبودها از بین بره . حس جنگ با کمبودها . حس ترس از کمبودها . حس توجه به کمبودها . حس خشم از کمبودها . حس نگرانی از کمبودها .

    من این همه انرژی به کمبودها دادم و اونا رو برای خودم کردم غول .

    با هدایت شدن به صفحه ی خودم حس کمبودم آرام آرام تبدیل شد به حس فراوانی مرحله به مرحله فراوانی رو حس کردم .

    من الان در سطحی از فراوانی هستم که باورش کردم و وارد زندگیم شده .

    هرچقدر بیشتر فراوانی رو در درون خودم باور کردم زندگی بیرونی من بیشتر تغییر کرد .

    من اکنون 9 میلیارد در یکی از حسابهایم پس انداز دارم .

    یک خانه در تهران به نامم شده است .

    250 میلیون در حسابی دیگرم دارم .

    100 میلیون در حسابی دیگر دارم .

    150 میلیون هم در حسابی دیگر دارم .

    خانه ای دارم که سقف بالای سرم است و از زندگی در آن راضی هستم .

    من روی هیچ کدام از اینها حسابی باز نکرده ام . من روی خودم حساب باز کردم .

    اینها خودبه خود جاری شده اند و خود به خود در حال افزایش هستند . من حتی یک قدم برای دریافت این همه نعمت بر نداشته ام .

    چون من روی خودم حساب باز کرده ام .

    به میزانی که خودم را باور کردم زندگی ام در بیرون تغییر کرد .

    من فراوانی را در خودم باور کردم .

    چون روح من روح الهیست و خدا کانون ثروت است و من نیز کانون ثروتم .

    ثروت بیرون از من نیست .

    ثروت از من خلق میشود .

    من کانون ثروت هستم و از جایی که هیچ انتظاری از آن نداشتم به سمت من روانه شد .

    اکنون من تمام کمبودهایم را بیشتر رها می کنم تا اجازه دهم حس زیبای سپاسگزاری و وفور نعمت بر من جاری شود که همین اتفاق افتاده و تمام این نوشته ها از نظر من نعمت است و فراوانی را در همین نوشته ها که معجزه کلام است میبینم .

    بزرگترین معجزه خداوند معجزه کلام است و من فراوانی را در این نعمت هم به وفور میبینم .

    استعداد عجیبی در نوشتن و درک کردن و انتقال درونیاتم به بیرون دارم و همین معجزه به تنهایی کلام مولانای جان را اثبات می کند :

    باده در جوشش گدای جوش ماست

    چرخ در گردش گدای هوش ماست

    باده از ما مست شد نی ما ازو

    قالب از ما هست شد نی ما ازو

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  9. -
    ارشیا گفته:
    مدت عضویت: 2486 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام‌به تمای دوستان و استاد که این متن رو میبینه و میخونه.

    نمیدونم چرا هدایت شدم به این بخش،اما یه حسی گفت که اینجا کامنت بذار.

    احساس میکنم که باید راجب نشانه اخیرم صحبت کنم، فایل 《همه ما به یک اندازه به نعمت ها دستری داریم》

    خب علاوه ر اینکه واقعا میشه درک کرد که همه به یک اندازه‌پتانسیل دارن و هرکس یاراده کنه میتونه بدون درنظرگرفتن شرایط زندگیش شروع کنه از جایی که هست، پتانسیل هاش رو کار بگیره و بره به سمت تعالی، خداروباورکنه تا هدیات بشه، البته که بهتره همه ی این آگاهی ها رو بازتابش بدم به خودم، یعنی اگر خودم خدارو باورکنم به خواسته ها و لذت بیشتر در زندگی میرسم.

    خب واقعیت اینه که پریشب داشت با یک دوستی نرف میزدم و باوردارم که تقریبا هرآنچه از روابط یادگرقته بودم و عزت نفس رو یک شبه بهش گفتم تو تناس تلفنیمون،درسته که اونم‌عضو سایته اصلا اونو استاد رو معرفی کرد، اما مسئله اینه که من خودم اومدم کمک کنم و صحبتمون خب نیاز بود که سر 1ساعت بمونه برای زوز بعد، اما این نشونه اومد که به من میگفت،آهای!عزیزجان! بسه، بیا و نگاه کن که جقدرشو خودت نیازه از تئوری به عملی در بیاری!

    خب یه حس یگفت که ادامه تماس تلفنی رو بهانه بیار و کنسل کن.

    واقعا طی این 24ساعت که نشانم اومد تا الان مت جه باگ‌های کوجکی شدم‌که نیازه که روشون کارکنم، برای اینکه ایمان بدون عمل نباشم، برای اینکه نتایج رو کامل بگیرم.

    و اینکه باورکنم‌که اون دوست من هم‌ اگر وقت نداره یا به اردلیلی کمتر به سایت سرمیزنه خودش میتونه وقتی اراده کنه بره کارکنه روی خودش.

    این بین من هم واقعیت یکم داشتم جوگیر میدشم که بله دیگه! بنده بسیار نتایج پرزنگ و خوب یگرفتم‌و الان دیگه میتونم‌حرف بزنم و…

    خب درسته که نتایج خوبی گرفتم‌اخیرا،اما شاید الان خودم در مرحله پایدار کردنشون هستم!بنابراین فقط بهتره که این مسیر رو ادامه بدم،تکمیل کنم‌آگاهیم رو تکمیل و ورودی هام رو کنترل کنم.ادامه بدم!!!

    خب خداروشکر که این فرصت بهم‌داده شد که اینجا تجربه خودم رو بگم،امیدوارم که به همه کمک کنه، این‌نشانه دقیقا چیزی بود باید میشنیدم و چقدر که خداوند نشانه هوش کارگشاست.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
    • -
      مجتبی عاطفی گفته:
      مدت عضویت: 1864 روز

      سلام دوست عزیز ارشیا جان

      چقدر صاف و صادق و واضح مچ خودتو گرفتی و من لذت بردم از این صداقت، که بجای خوب حرف زدن بهتره خوب عمل کنیم اینم همون ایراد منه که خیلی خوب اصول و اصل رو یاد گرفتم و بیشتر میرم به بقیه یاد بدم و خودم کمتر عمل میکنم چند وقتیه که متوجه این ایراد شدم و سعی دا م کمتر حرف بزنم و بیشتر مچ خودمو بگیرم و سعی کنم خودمو اصلاح کنم و وقتی نتیجه باشه آدم ها خودشون میان دنبالت، ممنون بابت این آگاهی و اینکه امروز دست خدا شدی برای یادآوری این مطلب و اینم از خوندن تجربیات دوستان از تجربه روزانه

      سپاسگزارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    فرزانه دادخواه گفته:
    مدت عضویت: 893 روز

    سلام به آقای عباس منش عزیز، من فرزانه هستم چندماه هست مهاجرت کردم و مشکلاتی داشتم ، فقط میخوام در یک جمله بگم مسیری که ایشون دارند آموزش میدند چیزی کمتر از معجزه نیست …. من کمتر از دوماه آشنایی با ایشون و گوش کردن فایلهاشون و در قدم اول از 12 قدم و تاثیر عمیقی که بر باورهای من گذاشتند نشانه هایی دیدم که میتونم بهشون بگم معجزه ….با تمام وجود قدردان خداوندم که موجب آشنایی من با ایشون شد … و با تمام وجودم قدردان زحمات استاد هستم‌…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای: