سریال سفر به دور آمریکا | قسمت 250 - صفحه 25

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

366 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فاطمه کشتکار گفته:
    مدت عضویت: 1492 روز

    سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم و بانو مریم شایسته عزیز که چقدر جاشون تو این ودیو خالی بود و چقدر دوست دارم بانو مریم رو ببینم با اون صدای نازنینش

    و سلام خدمت تمام دوستان عزیزم

    استاد جانم ازتون سپاسگذارم که فیلم گرفتین و شاهد صحنه های زیبایی از سفرتون وتجربتون از این سفر شدیم و خداوند را سپاس گذارم که این صحنه ها رو دیدم

    چقدر زیبا بود تصاویری که در مسیر گرفته بودید و چقدر لذت بخش بود

    چقدر از دیدن صحنه ی دریا و ساحل لذت بردم

    و انجایی که شما ماشین رو زده بودید کنار و از بالا فیلم دریا و اون سنگه ها کنار جاده گرفتید دوست داشتم و خودم رو اونجا تجسم کردم و حالم رو خوب کرد

    و چه لذتی داشت دیدن اون طاوس های زیبا و اون همه زیبایی که با چشم دیدم و شما هم به زبان می اوردید

    دوستان عزیزی که در فرکناسی بودند که با شما در یک خانه بودند و با هم کباب و جوج میزدین و چه تجربه ها و خاطراتی برای خودشان ساختند

    خدا را شکر استاد برای وجودتان و این همه زیبایی که با ما به اشتراک میگذارید

    من که بسیار لذت بردم و روزم را زیبا شروع کردم

    یک درخواست از شما داشتم اینکه لطفا با بانو مریم

    به جلو دوربین بیایید و شما را ببینیم

    دوستدار شما فاطمه کشتکار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    زینب مرادی گفته:
    مدت عضویت: 1282 روز

    به نام خدای زیبا که هرلحظه بامن است وهدایتم می‌کند به مسیر زیبا وراحت

    خدایا شکرت که میتونم بنویسم

    خدایا باور دارم همه چی تویی

    ذهن منطقی من میخواد همه چیزی منطقی بگه

    ولی من دارم معجزه‌ میبینم من میخوام باور کنم که معجزه رخ میده برای کسی که کارشو به خدامیسپره

    مگه منطقی بود که عباسمنش ازیه خونه ی سیمانی برسه به بهترین جادرامریکا

    مگه منطقی بود که درهای بسته برایوسف بازبشه

    مگه منتطقی هست که این بچه هایی که میان توسایت وحرف میزنن ومیگن ازمعجزات زندگیشون که خودبه خودکارها به راحتی براشون انجام میشه

    داستان لیلای عزیز که باشکر گذاری به همه ی چیزهای خوب رسید

    بدهی هاش پرداخت شد

    حال خوب

    سلامتی

    عشق

    محبت

    ثروت اومد توزندگیش

    مگه منطقیه که یه کسی بیاد همسایه مابشه که عباسمنش وبشناسه وبامن آشنا باشه

    وبگه زینب میخوام برات یه فایل بفرستم ومن وارداین مسیر بشم

    مگه منطقی یه بچه نه ماه توشکم مادر طاقت بیاره

    مگه منطقی درختی که خشک شده دوباره میوه بده

    اینا کارکیه

    کارخداوند بزرگ وقدرتمند

    خدایا من کارها روبه تومیسپرم وازت آرامش میخوام

    همه چی باتو

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    حدیث گفته:
    مدت عضویت: 1258 روز

    سلام به دوستان خوبم بعد از زمان طولانی اومدم و کامنت بنویسم امروز درست قبل از نوشتن این کامنت حال خیلییی بدیدداشتم حس میکردم در دنیایی که زندگی می‌کنیم هیچکس ما رو دوست نداره و همه می‌خوان از آدم سواستفاده کنن و حال خیلی بدی داشتم بعد به خودم اومدم و گفتم شروع کنم و از افرادی که امروز از صبح دیدم و آنها بدون هیچ توقعی کاری برای من انحام دادن حتی پرسیدن حالم از روی توجه و این لیت رو که نوشتم نیرویی از درون من بهم گفت بیام و داخل سایت و سفر به دور آمریکا رو ببینم و اومدم و دیدم دقیقا من تمام قسمتهای این سفرنامه دو به لطف رب دیدم بجز قسمت آخر و این رو هم دیدم و متوجه شدم خلقی که انجام دادم در زندگیم ایم بود که من واقعا عاشق طبیعت و سفر هستم و در 4 ماه گذشته انسان‌هایی سر راه من قرار گرفتن که فوق العاده بودن و هستن و من تجربیات عالی از مسافرت و طبیعت بکر با تاکید بر این نکته که در تمام این سفرها من حتی ریالی هزینه نکردم و افراد از روی لطف و محبت و از روی این موضوع که دوست دارن در طبیعت مک و همراه خودشون داشته باشند دنبال من میان و من. و با طبیعت میبرن و سپاس بیکران خالی رو دارم که این قوانین رو وضع کرده و به یاد آوردم که دوستانی چون شمادر این سایت هستین که امن هستین و حس خودتون رو به اشتراک میگذارین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    فاطمه ملکپور گفته:
    مدت عضویت: 3147 روز

    سلام استاد عزیز. من سال 93 باهاتون آشنا شدم و چندین سال مدام مطالب رایگان رو پیگیری می کردم اما هیچ اتفاقی نمی افتاد انگار فقط باهاش حالم رو خوب نگه داشته بودم. اما بالاخره خداوند راه رو به من نشون داد و الان دوساله که شغلم رو تغییر دادم و برای خودم کار میکنم. کارمندی رو رها کردم. درامد خوبی از کار مورد علاقه ام دارم و فکر میکنم اگر اون چند سال اموزش های شما نبود این اتفاق نمیافتاد. 4 سال طول کشید تا ذهن من باور کنه که من هم میتونم و وقتی باور کردم شد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    سید مهدی جزایری گفته:
    مدت عضویت: 2373 روز

    سلام استاد عزیزم

    سلام استاد شایسته

    سلام به همه دوستانم در این محفل بهشتی

    می دانیم که سپاسگزاری یکی از بهترین راه‌ها برای رسیدن به احساس خوب است و به قول استاد نزدیک ترین فرکانس به خداوند است

    من طبق روال سابقم، این بار هم به سراغ یکی دیگه از بخش‌های بدن رفته ام و سعی می‌کنم با موشکافی و با جزئیات فراوان آن را شکرگزاری کنم، البته تا حدی که عقلم قد بدهد!

    حالا این قسمت از بدن چیه؟!!

    هر کی گفت جایزه داره

    .

    .

    .

    .

    خوب هیچ کس نگفت

    خودم میگم

    کف پا!! (ایموجی خنده و دیونه بازی!)

    حالا این که کف پا چطور می تونه محلی برای شکرگزاری باشد، خودم هم وقتی شروع کردم، ایده درست و حسابی برایش نداشتم

    ولی هر چه بیشتر رفتم جلو بیشتر فهمیدم که همین «کف پا» که در نظر ما بی اهمیت است و اصلاً کسی بهش فکر هم نمی کنه، شاهکار خداوند است

    خودتان بخوانید متوجه می‌شوید

    تقدیم به نگاه شما

    ======================================

    کف پا یکی از پیچیده ترین و در عین حال شگفت انگیزترین بخش‌های بدن انسان است

    کف پا فقط یک سطح سادۀ تماس با زمین نیست، بلکه یک مرکز حیاتی برای هماهنگی پیچیده بین سیستم‌های عصبی، حرکتی و حسی است

    این قسمت از پا، تشکل شده از استخوان ها، عضلات، رباط ها، تاندون ها و پوست، که اینها همگی با هم یک ساختار فوق‌العاده هماهنگ را می سازند.

    در واقع کف پا یک ساختار پیچیده و مهندسی شده است که وظایف متعددی را بر عهده دارد

    کف پا بافتی ترکیبی از ماهیچه های بسیار دقیق، اعصاب، رگ های خونی و استخوان هاست که هر کدام به تنهایی وظایفی خاص دارند اما اینها هم در کنار هم، یک سیستم بی نظیر را می سازند که هماهنگی آن به ما این امکان رو می‌دهد که در هر شرایط فیزیکی که باشیم، استوار و متعادل باقی بمونیم

    ======================================

    🟡 کاربردهای کف پا

    کف پا یکی از بخش‌های مهم بدن است و کاربردها و نقش های زیادی در زندگی روزمره و عملکرد بدن دارد

    از جمله اینها:

    1. حمایت و تحمل وزن بدن

    کف پا نقش اصلی در تحمل وزن بدن به هنگام ایستادن، راه رفتن، دویدن و دیگر حرکات دارد

    1. خدایا شکرت که ساختار استخوانی و رباط ها و عضلات کف پا به گونه‌ای طراحی شده که وزن بدن را به صورت یکنواخت پخش کند و از فشار بیش از حد روی نقاط خاص چلوگیری کند

    2. تثبیت حرکات ظریف و دقیق:

    2. خدایا شکرت که وقتی روی زمین حرکت می‌کنیم، کف پا نه فقط وزن بدن رو تحمل می کنه بلکه با تغییر شکل و انعطاف خود، به حرکت دقیق انگشتان و حتی کل پا کمک می کنه.

    این ویژگی باعث می‌شود که فرد بتواند بدون لغزیدن یا زمین خوردن، روی سطوح ناهموار یا لغزنده حرکت کند

    3. جلوگیری از خستگی و آسیب رسیدن به بدن:

    3. خدایا شکرت که کف پا انعطاف پذیر است و قابلیت جذب ضربه رو داره و همین باعث میشه فشارهای مکرر ناشی از راه رفتن و دویدن کم بشود و فشار به مفاصل زانو، لگن و ستون فقرات هم کم بشود.

    همین موضوع به ظاهر ساده، نقش پیشگیرانه ای دارد در جلوگیری از بروز آسیب های مزمن و دردهای اسکلتی – عضلانی

    4. خدایا شکرت که تو لایه ای از بافتِ چربیِ مخصوص و محکم رو دقیقاً در زیر پوست کف پا قرار داده ای که مثل یک کفی طبیعی عمل می‌کند و یک سیستم ضربه گیر است

    4. کف پا به عنوان یک پمپ خون ثانویه:

    هر بار که ما قدم بر می داریم، کف پا فشرده و سپس رها می‌شود.

    این عمل فشردن و رها کردن، مثل یک پمپ قدرتمند عمل می‌کند که خون راکد در رگ های پایین پا و کف پا رو به سمت بالا و به جریان اصلی خون باز می گرداند.

    5. خدایا شکرت که این موهبت پنهان، به گردش خون عمومی در بدن کمک مهمی می کنه، از ورم پاها جلوگیری می کنه و بار قلب را سبک تر می‌کند.

    6. خدایا شکرت بابت این پمپ خون پنهان در کف پا

    5. تطابق با سطوح ناهموار

    7. خدایا شکرت که کف پا توانایی شگفت انگیزی در تطبیق با سطوح ناهموار دارد.

    چه زمانی که بر روی سنگ های ناصاف راه می رویم، چه زمانی که از یک تپه بالا می رویم، و چه زمانی که روی سطح نرم ماسه های ساحل قدم می زنیم، استخوان ها و عضلات و رباط های کف پا بلافاصله خود را با شرایط تطبیق داده و تعادل و ثبات ما را حفظ می‌کنند.

    8. خدایا شکرت که این انعطاف پذیری، آزادی حرکت و کشف جهان را به ما هدیه می‌دهد

    9. خدایا شکرت که در کف پا هزاران گیرنده‌ی عصبی وجود دارد که مانند “چشم دوم” برای بدن عمل می‌کنند

    10. خدایا شکرت بابت خطوط و برجستگی های ظریف و منحصر به فردی که بر پوست پا نقش بسته، که کار آنها افزایش اصطکاک و جلوگیری از لغزش است

    11. خدایا شکرت بابت این که با وجود فشارهای مداومی که بر کف پا وارد می‌شود، پوست آن همواره در حال بازسازی و نو شدن است

    6. سیستم تهویه و تنظیم دمای بدن:*

    12. خدایا شکرت که در کف پا هزاران غده عرق هست که مانند یک سیستم خنک کننده طبیعی عمل می‌کنند. و علاوه بر تنظیم دمای بدن، با مرطوب نگه داشتن پوست، انعطاف‌پذیری آن را حفظ می‌کنند

    ======================================

    🟡 استخوان‌های کف پا

    13. خدایا شکرت بابت استخوان های تارسال در کف پا

    14. خدایا شکرت بابت هفت استخوان تارسال

    15. خدایا شکرت بابت استخوان های متاتارسال در کف پا

    16. خدایا شکرت بابت پنج استخوان متاتارسال

    17. خدایا شکرت بابت استخوان های فالانژیال در کف پا

    18. خدایا شکرت بابت مفاصل اینتترتارسال در کف پا

    19. خدایا شکرت بابت مفاصل تارسوماتارسال در کف پا

    20. خدایا شکرت بابت مفاصل متاتارسوفالانژیال در کف پا (عجب اسم طولانی و عجیب غریبی داره این!!) خدا خودش کمک کنه به دانشجوهای پزشکی!!

    21. خدایا شکرت بابت مفاصل اینترفالانژیال در کف پا ، که کار اصلی آن حرکت انگشتان است

    22. خدایا شکرت بابت چهار لایه کف پا

    23. خدایا شکرت بابت رباط نیام کف پایی که طولانی ترین رباط پا است و قوس پا را تشکیل می‌دهد

    24. خدایا شکرت بابت رباط کف پایی پاشنه ای ناوی

    25. خدایا شکرت بابت رباط کالکانی اکوبوئید (این هم از اون اسم های عجیب غریبه!!)

    26. خدایا شکرت بابت رگ های کف پا که وظیفه خون رسانی به این نقطه از بدن را بر عهده دارند

    27. خدایا شکرت برای این نعمت که کف پا قادر به یادگیری و تطبیق است. وقتی برای اولین بار کفش جدیدی می پوشیم یا روی سطح جدیدی راه می رویم، کف پا و مغز با همکاری هم، به سرعت الگوهای حرکتی جدیدی را یاد می‌گیرند و ثبت می‌کنند. این حافظه باعث می‌شود که در دفعات بعدی، حرکت ما روی آن سطح یا با آن کفش، به صورت خودکار و با کارآیی و امنیت بیشتری انجام شود. این توانایی یادگیری، موهبت انعطاف پذیری و سازگای با محیط های متغیر است

    ======================================

    🟡 ماهیچه های کف پا

    28. خدایا شکرت بابت دو دسته اصلی ماهیچه های کف پا: ماهیچه های بیرونی و ماهیچه های درونی

    29. خدایا شکرت بابت ماهیچه دورکننده شست پا

    30. خدایا شکرت بابت ماهیچه دورکننده انگشت کوچک پا

    31. خدایا شکرت بابت ماهیچه خم کننده کوتاه انگشتان پا

    32. خدایا شکرت بابت ماهیچه مربعی کف پایی

    33. خدایا شکرت بابت ماهیچه کرمی: چهار ماهیچه کوچک و کرم شکل که کار بسیار ظریفی انجام می‌دهند

    34. خدایا شکرت بابت ماهیچه خم کننده کوتاه شست پا

    35. خدایا شکرت بابت ماهیچه نزدیک کننده شست پا

    36. خدایا شکرت بابت ماهیچه خم کننده کوتاه انگشت کوچک پا

    37. خدایا شکرت بابت سه ماهیچه کف پایی بین استخوانی

    38. خدایا شکرت بابت چهار ماهیچه پشتی بین استخوانی

    39. خدایا شکرت بابت لایه های ماهیچه های کف پا

    40. خدایا شکرت بابت لایه اول ماهیچه های کف پا که نزدیک ترین لایه به پوست کف پاست و شامل سه ماهیچه می‌شود

    41. خدایا شکرت بابت لایه دوم ماهیچه های کف پا

    42. خدایا شکرت بابت لایه سوم ماهیچه های کف پا

    43. خدایا شکرت بابت لایه چهارم ماهیچه های کف پا

    ======================================

    🟡 رباط های کف پا

    44. خدایا شکرت بابت رباط کف پا که نقش اساسی در عملکرد صحیح این عضو دارد

    45. خدایا شکرت که رباط کف پا، مانند یک پل، وزن بدن را از پاشنه به انگشتان منتقل می‌کند و نقش فعالی دارد در جذب شوک های وارده به پا به هنگام راه رفتن یا دویدن

    46. خدایا شکرت که رباط کف پا از جنس الیاف کلاژن است که به پایداری و استحکام آن کمک می‌کند.

    47. خدایا شکرت بابت سه بخش اصلی این رباط: بخش داخلی – بخش میانی – بخش خارجی

    48. خدایا شکرت بابت بخش داخلی رباط کف پا که وظیفه اش حفظ تعادل است

    49. خدایا شکرت بابت بخش میانی رباط کف پا که وظیفه اش جذب فشارهای وارده به پا است

    50. خدایا شکرت بابت بخش خارجی رباط کف پا که به ثبات پا کمک می‌کند

    51. خدایا شکرت بابت عملکردهای مختلف رباط کف پا از جمله: حفظ قوس کف پا – جذب شوک – انتقال نیرو – حفظ تعادل – ثبات بخشی به استخوان های کف پا

    52. خدایا شکرت بابت رباط های کف پا که تعداد آنها به حدود 24 تا 28 رباط می‌رسد

    53. خدایا شکرت بابت رباط فاشیای پلانتار که مهم ترین رباط پا است و از استخوان پاشنه پا تا استخوان های پنجه پا کشیده شده و موجب می‌شود تا کف پا انحنا داشته باشد

    54. خدایا شکرت بابت رباط کف‌پایی پاشنه‌ای‌ناوی

    55. خدایا شکرت بابت رباط کف‌پایی تاسی‌ناوسان

    56. خدایا شکرت بابت رباط‌های کف‌پایی میخی‌ناوی

    ======================================

    🟡 قوس های کف پا

    57. خدایا شرکت بابت قوس های کف پا که ساختارهای مهندسی شگفت انگیزی هستند که: وزن بدن را تحمل می‌کنند، راه رفتن را ممکن می سازند، ضربات را جذب می‌کنند، مانند کمک فنر عمل نموده و شوک ها را جذب می‌کنند، باعث ایجاد تعادل هستند

    58. خدایا شکرت بابت سه قوس اصلی کف پا که با هم یک ساختار گنبدی شکل را تشکیل می‌دهند

    59. خدایا شکرت بابت قوس طولی داخلی: اصلی ترین و بلندترین قوس پا که بیشترین وزن بدن را تحمل می‌کند

    60. خدایا شکرت بابت قوس طولی خارجی: که نقش آن در حفظ تعادل و پایداری بیشتر هنگام ایستادن است

    61. خدایا شکرت بابت قرس عرضی: که باعث حفظ انحنای عرضی کف پا می‌شود

    ======================================

    🟡 رگ های خونی کف پا

    62. خدایا شکرت بابت عروق کف پا

    63. خدایا شکرت بابت شریان تیبیال قدامی: که به بافت های پشت پا خونرسانی می‌کند

    64. خدایا شکرت بابت شریان تیبال خلفی: که به کف پا خونرسانی می‌کند

    65. خدایا شکرت بابت شریان پرونئال: که به پشت و خارج پاشنه پا خونرسانی می‌کند

    66. خدایا شکرت که کف پا با شبکه ای پیچیده از سرخرگ ها و سیاهرگ ها و مویرگ ها خون رسانی و خون گیری می‌شود

    67. خدایا شکرت بابت رگ های خونی کف پا شامل رگ های شریانی یا سرخرگ ها (که خون سرشار از اکسیژن را به بافت ها می رسانند) و وریدها یا سیاهرگ ها (که خون را از بافت ها به قلب باز می گردانند)

    68. خدایا شکرت بابت شریان های کف پا شامل شریان پشت پا – شریان های کف پا

    69. خدایا شکرت بابت وریدهای کف پا شامل سیاهرگ پشت پا – سیاهرگ های کف پا – سیاهرگ های جانبی و میانی پا

    70. خدایا شکرت بابت قوس شریانی کف پا (= پلانتار) که خون رسانی به کف پا عمدتاً توسط آن انجام می‌شود

    71. خدایا شکرت بابت شریان پلانتار عمقی و شریان پلانتار جانبی که با هم تشکیل می‌دهند قوس شریانی کف پا را

    72. خدایا شکرت بابت سه شریان منشعب شده از قوس پلانتار

    73. خدایا شکرت بابت شریان پلانتار میانی

    74. خدایا شکرت بابت وریدهای کف پا که به دو دسته سطحی و عمقی تقسیم می‌شوند و خون بدون اکسیژن را جمع‌آوری می‌کنند

    75. خدایا شکرت بابت قسمت های مختلف وریدهای عمقی

    76. خدایا شکرت بابت قسمت های مختلف وریدهای سطحی که شبکه ای پیچیده را تشکیل می‌دهند

    77. خدایا شکرت بابت شبکه وریدی پلانتار = یک شبکه گسترده از وریدهای کوچک در زیر پوست کف پا

    78. خدایا شکرت که رگ های کف پا می‌توانند خون را بر خلاف نیروی جاذبه به سمت قلب بازگردانند

    79. خدایا شکرت بابت عملکرد کلی شبکه رگی کف پا: خون رسانی تغذیه ای – تنظیم دما – تخلیه مواد زائد – حفظ تعادل فشار در پا – پاسخ به آسیب یا التهاب

    ======================================

    🟡 اعصاب کف پا

    80. خدایا شکرت بابت اعصاب کف پا که شبکه ای پیچیده و حیاتی است که مسئول حس کردن محیط و فرمان دهی برای حرکت عضلات است

    81. خدایا شکرت که کف پا تعداد زیادی پایانه های عصبی دارد که به حفظ تعادل و حس لامسه دقیق کمک می‌کند

    82. خدایا شرکت که کف پا توسط چندین عصب مهم عصب دهی می‌شود

    83. خدایا شکرت بابت اعصاب داخلی و بیرونی کف پا که وظیفه عصب رسانی به کف پا را بر عهده دارند

    84. خدایا شکرت بابت اعصاب کف پا که بدون آن، احساس درد و گرما و سرما در کف پا و حتی حرکت دادن پا امکان‌پذیر نیست

    85. خدایا شکرت بابت حافظه عضلانی – عصبی کف پا

    86. خدایا شکرت که اعصاب کف پا مسئول انتقال حس های لمسی، دما، درد، موقعیت سنجی از پوست، عضلات و مفاصل هستند به مغز

    87. خدایا شکرت بابت عصب پرونئال مشترک

    88. خدایا شکرت بابت عصب پرونئال سطحی: که در پشت پا قرار دارد و حس بخش اعظم پوست پشت پا را تامین می‌کند

    89. خدایا شکرت بابت عصب پرونئال عمقی : که از جلوی ساق عبور می‌کند و به سمت کف پا می‌رود

    90. خدایا شکرت بابت عصب تیبال : که عمده عصب دهی کف پا را بر عهده دارد

    91ن خدایا شکرت بابت عصب پلانتار داخلی: که حس پوست کف پایی چهار انگشت اول پا را تامین می‌کند

    92. خدایا شکرت بابت عصب پلانتار خارجی: که حس پوست کف پایی انگشت پنجم پا را تامین می‌کند

    93. خدایا شکرت بابت عصب سافنوس

    94. خدایا شکرت بابت عصب سورال

    95. خدایا شکرت بابت عصب سیاتیک که منبع اصلی اعصاب کف پاست

    96. خدایا شکرت بابت نقش اعصاب کف پا در حس عمقی، که این یکی از حیاتی ترین و شگفت انگیزترین کارکردهای این اعصاب است که اغلب نادیده گرفته می‌شود

    97. خدایا شکرت بابت فیبرهای عصبی متفاوتی که در اعصاب کف پا وجود دارد

    98. خدایا شکرت بابت انواع گیرنده های حسی که در کف پا هست

    99. خدایا شکرت بابت نقش اعصاب کف پا در حفظ تعادل و حرکت

    ======================================

    🟡 پوست کف پا

    100. خدایا شکرت که پوست کف پا ساختاری بسیار پیچیده و تخصصی است که برای تحمل فشارهای سنگین و فراهم آوردن قابلیت تحرک طراحی شده است

    101. خدایا شکرت که پوست کف پا به دلیل عملکرد خاصی که دارد، از نظر آناتومیکی کاملاً با پوست سایر نقاط بدن متفاوت است

    102. خدایا شکرت که پوست کف پا به طور ویژه‌ای برای تحمل فشارهای سنگین، اصطکاک مداوم و وزن کل بدن طراحی شده است

    103. خدایا شکرت که پوست کف پا، نسبت به بسیاری از نقاط بدن، ضخیم تر و مقاوم تر است. و این ضخامت، محافظی طبیعی در برابر آسیب ها و فشارهای ناشی از ایستادن و راه افتادن است

    104. خدایا شکرت که پوست کف پا، مجموعه‌ای از میکروارگانیسم های مفید است که بخشی از سیستم دفاعی طبیعی بدن محسوب می‌شوند

    105. خدایا شکرت بابت سه لایه اصلی پوست کف پا: اپیدرم – درم – زیرجلدی

    106. خدایا شکرت که ویژگی ها و ضخامت این سه لایه در کف پا، متفاوت و تخصصی است

    107. خدایا شکرت که اپیدرم در کف پا نسبت به سایر نقاط ضخیم تر است چون کف پا دائما در معرض فشار و اصطکاک قرار دارد

    108. خدایا شکرت بابت لایه شاخی در اپیدرم: که به طور قابل توجهی ضخیم تر از سایر نقاط بدن است

    109. خدایا شکرت بابت لایه شفاف در اپیدرم: وظیفه اش: ایجاد یک لایه اضافی برای محافظت بیشتر و افزایش مقاومت پوست

    110. خدایا شکرت بابت لایه دانه ای در اپیدرم

    111. خدایا شکرت بابت لایه خاردار در اپیدرم

    112. خدایا شکرت بابت لایه پایه در اپیدرم: وظیفه اش: تکثیر سلول ها و تجدید پوست

    113. خدایا شکرت بابت لایه پاپیلری در درم

    114. خدایا شکرت بابت لایه رتیکولر در درم

    115. خدایا شکرت بابت ساختارها و سلول‌های مهم در درم کف پا شامل: رگ های خونی – گیرنده های حسی – غدد عرق – رشته های عصبی

    116. خدایا شکرت بابت وظایف هیپودرم در کف پا: جذب شوک های مکانیکی هنگام راه رفتن و دویدن – عایق حرارتی است – متصل کننده پوست به عضلات و استخوان هاست

    117. خدایا شکرت بابت ضخامت زیاد کف پا: مقاومت بالا در برابر فشار و سایش

    118. خدایا شکرت بابت خطوط و چین های کف پا: افزایش اصطکاک برای جلوگیری از لغزش

    119. خدایا شکرت بابت غدد عرق بسیار زیاد در کف پا: تنظیم دما و حفظ رطوبت و همچنین جلوگیری از خشک شدن بیش از حد پوست

    120. خدایا شکرت بابت حس های لمسی و فشاری قوی در کف پا: که باعث می‌شود کف پا، اطلاعات دقیقی از زمین دریافت کند

    121. خدایا شکرت بابت قابلیت ویژه کف پا در تولید لایه ضخیم شاخی که مانع نفوذ آب و میکروب ها می‌شود

    122. خدایا شکرت بابت مکانیسم های محافظتی پیشرفته در پوست کف پا از جمله تشکیل پینه – ترمیم سریع – سازگاری دینامیک

    123. خدایا شکرت که پوست کف پا بدون مو است

    ======================================

    🟡 مناطق عملکردی کف پا

    124. خدایا شکرت بابت مناطق عملکردی کف پا شامل: پاشنه – قوس کف پا – سینه پا – پنجه پا – بالشتک کف پا

    125. خدایا شکرت بابت بالشتک کف پا: یک لایه ضخیم از بافت چربی در زیر پاشنه و سینه پا که مانند یک بالشتک طبیعی، از استخوان‌ها محافظت می‌کند و به جذب ضربه کمک می‌کند

    126. خدایا شکرت بابت سینه پا = به بخش جلویی کف پا گفته می‌شود

    127. خدایا شکرت بابت پنجه پا = بخش جلویی و انتهایی پا که شامل انگشتان پا است

    128. خدایا شکرت بابت بالشتک چربی کف پا = یک ساختار مهم و طبیعی است که زیر استخوان‌های کف پا قرار دارد

    129. خدایا شکرت بابت عملکردهای بالشتک چربی کف پا = جذب ضربه – محافظت از بخش‌های زیرین کف پا – کمک به توزیع یکنواخت وزن بدن روی کف پا

    130. خدایا شکرت بابت جنس ، ساختار ، ضخامت و محل قرارگیری بالشتک چربی کف پا

    ======================================

    🟡 سیستم لنفاوی کف پا

    131. خدایا شکرت بابت سیستم لنفاوی پیچیده و فعال در کف پا، که وظیفه پاکسازی و ایمنی بافت کف پا را بر عهده دارد

    132. خدایا شکرت بابت شبکه مویرگی لنفاوی که با وجود ظرافت، نقش حیاتی در سلامت پا ایفا می‌کند

    133. خدایا شکرت بابت ریتم زیستی کف پا: موقع راه رفتن، کف پا دارای الگوی خاصی از تماس با زمین است . در واقع هر قدمی که بر می داریم، با ریتمی هماهنگ و طراحی شده صورت می‌گیرد

    134. خدایا شکرت بابت این مکانیزم راه رفتن، که چیز ساده ای نیست بلکه شاهکاری است از هماهنگی عضلات، اعصاب و استخوان‌ها

    135. یعنی یک راه رفتن یا قدم زدن، شاید خیلی ساده و بدیهی به نظر برسه ولی در واقع کارها و هماهنگی های زیادی باید در بدن انجام شود.

    و آخرین جمله

    136. خدایا شکرت برای این که این عضو پرکار و حیاتی، در پایین ترین نقطه بدن قرار گرفته است ولی همیشه متواضع و خدمتگذار و بی هیچ ادعا و چشم چرانی، کار خود را انجام می‌دهد و بار بدن رو به دوش می کشد.

    خدایا شکرت

    خدایا شکرت

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  6. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1194 روز

    به رب و فرمانروای خودم خدای آسانی و زیبایی

    خدایی که صدامو می‌شنوه و هدایتم می‌کند شکرت سپاسگزارتم

    سلام استاد عزیزم و مریم مهربانم دوستتون دارم همه چیز و همه اتفاقات و شرایط زندگی و کسب و کار همه دسته خودمونه ما مسول صد در صدشون هستیم و با باورها و افکارمون میتونیم اتفاقات رو خلق کنیم چه خوب و جه بد وقتی فرکانس به جهان میفرستیم به وسیله صحبت کردن و توجه کردن جهان هم همونو به ما جواب می‌دهد این قانون جهان ست بدون تغییر

    اگر از هر چیزی و هر کاری بخواهیم نتیجه خوبی بگیریم باید تکرار و تکرار باشد و روتین زندگی شود جزء عادت و شخصیتمون شود و بعد می‌بینیم نتایج خوب و پایدار رو

    باید براش وقت و زمان گذاشت و ارزش قائل باشیم و تعهد بدیم به خودمون تا بتونیم از پسش بر بیایم

    زیبایی های این فایل بی نظیره دیدن این حیوانات خوشگل من همون روز که این فایل رو دیدیم سریع دانلودش کردیم و سه چهار مرتبه دیدیم خیلی عالی بود

    حیواناتی که در شهر برای خودشون راه میرفتن و کسی کاری نداشت اینقدر که مردن آمریکا با خودشون در صلحن من تحسینشون میکنم

    استاد ممنونتم سپاسگزارتم

    خدایا من از تو درخواست میکنم کمک و هدایتم کن تا بتونم باورها و افکار درست و هماهنگ با خواسته ام رو بسازم تا رشد کنم

    خدایا کمکم کن تا بتونم ایمانم به تو رو بالا ببرم

    دوستتون دارم در پناه‌ خداوند مهربانم باشین سالم و ثروتمند باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    Moonlight گفته:
    مدت عضویت: 469 روز

    سلام استاد.

    سلام.

    از کجا بگم که از بس کامنت ننوشتم توی سایت نمیدونم چجوری بنویسم.

    همیشه خواننده بودم نه نویسنده. همیشه کامنت های بقیه بچه هارو میخوندم ولی خودم هیچوقت نمینوشتم.

    هی میخواستم یچیزی بنویسم باز روز بعدش یادم میرفت اصن سایت رو چک کنم.

    نمیدونم چرا ولی اصلا استمرار ندارم.

    نتایج میگیرم کلی نتیجه ولی مثل اون سال اول آشنایی با شما اون حال خوب رو ندارم.

    همش استمراره، همش استمرار .

    نمیدونم چرا ولی اصلا توی هیچی استمرار ندارم

    قبلا هم نمیدونم چجوری توی مسیر استمرار داشتم

    فقط ذوق و شوق داشتم همون هم بهم استمرار میداد

    بعدش از ذوق و شوق افتادم یادم رفت مسیر رو

    بعدش کم کم شروع کردم دیدن فایل ها ولی بصورت فیلم وار

    بعدش حالت مسکن شد برام

    دیگه..دیگه اون ذوق و شوق قبل رو نداشتم

    همش منتظر بودم ی اتفاق بزرگ بیوفته بعد بیام توی سایت بنویسم اره استاد من اینجوری صدمه دیدم الان برگشتم به مسیر دیگه هم اژ مسیر خارج نمیشم

    همش منتظر این بودم ی اتفاقی بیوفته با گریه برگردم به مسیر

    ولی نیوفتاد

    بعد متوجه شدم مث اینکه همش رو خودم باید انجام بدم

    مسئولیت ش با خودمه

    هیچ انفاقی نمیوفته که به زور خودمو تغییر بدم خودم باید حواسم به خودم باشه…

    خودم باید خودم رو تغییر بدم مواظب خودم باشم حواسم به خودم باشه به خودم برسم

    درست مثل همون کاری که برای روتین پوستی م کردم فکنم تنها کاری که الان خودم با میل و علاقه درست انجامش میدم همین روتین پوستیه.

    ازش خوشم میومد وسایل شو خودم خریدم هرروز هم انجامش میدم غر هم نمیزنم اگه یوقت هم جوش زدم توی سر خودم نمیزنم

    بهرحال

    این روند رو باید توی فایل ها هم پیش بگیرم

    مثل روتین پوستی م بهش نگاه کنم

    هرچند تاثیرات ش خیلی از روتین پوستی بیشتره

    ولی در کل

    باید اینم مثل روتین کنم

    هرروز انجام بدم توی ی زمان مشخصی

    و براش وقت بذارم

    وقت بذارم برای فایل گوش کردن همونطور که برای روتین پوستی م وقت میذارم

    وقتی انجامش میدم سرم رو خلوت کنم و فقط تمرکز م روی همون کار باشه…

    به همون چیز فکر کنم نه چیز دیگه ای..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    سیده مینا سیدپور گفته:
    مدت عضویت: 1868 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم

    وسلام به تک تک دوستانم.

    النَّحْل

    وَقَالَ اللَّهُ لَا تَتَّخِذُوا إِلَٰهَیْنِ اثْنَیْنِ ۖ إِنَّمَا هُوَ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ ۖ فَإِیَّایَ فَارْهَبُونِ(5١)

    خدا فرمان داده است: «برای خود، دو معبود انتخاب نکنید؛ زیرا معبود باید یگانه باشد؛* پس فقط از من حساب ببرید و مرا بپرستید.» (5١)

    چقدر فرقه بین منه مینای الان و مینای یکماه ویکسال و 4 سال قبل….

    وچقدر بدون شک فرق خواهد بود بین منه مینای الان با مینای یکماه ویکسال و چندسال دیگه

    از نظر تفاوت دیدگاه وباور…..

    همه چیز یک انسان رو باورهاش ودیدگاهش نسبت به مسائل شکل میده.

    منه چندسال قبل وقتی این آیه رو میخوندم پیش خودم میگفتم، خدا رو شکر، خدا با من نیست، من در زمانی زندگی نمی کنم که بتی وجود داشته باشه که بخوام بت پرست باشم و جز خدا معبود دیگه ای داشته باشم!!!

    تا اینکه با شما استاد قشنگ ومهربون وعزیز دل وجانم آشنا شدم، وشما با آگاهیهاتون بهم فهموندید که اتفاقا منه مینا نه تنها غیر خدا یه معبود دیگه بلکه کلی معبود ومقصود دارم که مدام در حال رو کردن بهشون، در حال حمد وستایششون ودر حال توسل وتوکل بهشون هستم!!

    اولین وبزرگترین بت ومعبودی که من در کل زندگیم برابر وهمتای خداوند برای خودم قرار داده بودم، جنس مخالف بود[ در شکل پدر ویا همسر یا …]

    اینکه بابام همه کس وکارم وتنها صاحب اختیار منه، و بعدها دوست پسر و بعدها شوهر، اونکه میاد مرد زندگیم میشه…

    اون که باید باشه تا من باشم، تا حس خوشبختی داشته باشم، تا ازم مراقبت ومحافظت کنه، مشکلات منو حل کنه، خرج ومخارج منو بده، منو ببره مسافرت وتفریح، برام خرید کنه، از نظر عاطفی کاملا منو ساپورت کنه تا کمبود محبت نداشته باشم..

    واز قضاء نه پدرم ونه کسائیکه به عنوان دوست اومدن توی زندگیم و نه با دوتا ازدواجم و اومدن دو تا مرد به عنوان همسرم توی کل زندگیم، هیچکس نتونست اون احساس امنیت وآرامش وخوشبختی رو بهم بده، حتی یک روز!!!!

    من فک میکردم کافر ومشرک نیستم، من فکر میکردم، رفتن به امام زاده و دعای توسل خوندن و متوسل شدن به ائمه و رفتن به عبادتگاهها برای طلب حاجت که بت پرستی نیست…

    شریک قائل شدن برای خدا نیست….

    اینکه من پدرم و مرد دیگه ای رو صاحب اختیار وهمه کس وکارم بدونم شرک نیست…

    حتی من نمیدونستم اعتبار دادن به دکترها وداروها، شغل ها و کسب وکارهاو رئیس ها وکارفرماها واعتبار دادن به همسر وخانواده همسرو اعتبار دادن به اسم وفامیلی و اعتبار دادن به درآمدها و مال واموال و حتی اعتبار دادن به ظاهر زیبا واندام زیبا و خلق وخوی خوش ، شرک محسوب میشه!!!!

    اونجاها که دکتر ودارو رو باعث خوب شدن حالم می دیدم، نه خدایی رو که دکتر و دارو رو خلق کرده و اونهارو پرورش داده و پرورش میده تا به عنوان درمان کننده بیماریها در این جهان باشند برای خدمت به من …

    من حتی عقل وشعورم به این هم نمیرسید که بابا همون پدر و همون شوهر و همون دوست پسرت، که فک میکنی به عنوان یه مررررد توزندگیت باید باشند تا ازت مراقبت کنند خودشون آفریده ومخلوق همون خدایی هستند که تو قدرت رو کامل بهش نمیدی وهمین اینهایی که تو بهشون تکیه میکنی و متوسل میشی وصاحب اختیار خودت قرارشون میدی بدون قدرت خداوند خودشونم نمی تونند محافظت کنند ومراقب حتی خودشون باشند چه برسه به تو…

    من حتی نمیدونستم که هر کسی باهرسمتی وارد زندگیم میشه، وتمام امکانات وشرایط وموقعییت ها وپولها وکسب وکار و استعداد و توانایی هرچه که بهشون چسبیدم وتکیه کردم همه اش خوده خداست واصلا اونا از طرف همون خدای من اومدن که به من خدمت کنند تا من راحت زندگی کنم واگه خدا بخواد در لحظه همشون رو از بین میبره ومن بی هوییت و بسیار نیازمند و زبون وبدبخت و تنها میشم….

    طول کشید، ولی خب شکر الله مهربان امروز در جایگاهی هستم که حداقل معنا ومفهوم یکتاپرستی رو به خوبی درک می کنم حتی اگه نتونم هر لحظه یکتاپرست باشم و شرک نورزم!!!

    وقتی اول فایل گفتید اون بنده های خدا قبل مراقبه ومدیتیشن باز برای اون افراد واون ساخته های دست خودشون که به شکل معبود ومقصود و بت و قدیسه و…..دعا میکردند و اونهارو شفیعان و واسطه بین خودشون وخدا قرار میدادند، یاد اون دوران جاهلیتم افتادم….

    و(( معبود)) دوباره برام معنا پیدا کرد، همون معنایی که شما از معبود بهم آموختید، واین آموختن و درس گرفتن و باور ساختن همچنان ادامه داره واین درک وشناخت از یکتاپرستی ته نداره وبی انتهاست…

    من امروز خدایی رو میشناسم که تو کتابش 1400 سال پیش ، وحتما خیلی خیلی قبلترها در کتابهای تورات وزبور وانجیل و….حتما اینو گفته…

    که من جسم بی جان رو از دل جسم جاندار بیرون میارم و جسم جان دار رو از دل جسم بی جان!!!!!

    این یعنی چی واقعا؟؟؟؟

    یعنی مینا تو هرچیزی رو که در جهان می بینی، خدا خلقش کرده، به تنهایی، وخالقش تنها خداست، پس هر چیزی در جهان وجود داره خودش خلق شدست توسط یه نیروی برتر، واون مخلوق خودش نیازمند خالقش و وابسطه به خالقش هست…

    یعنی صاحب اختیار ومالک همه چیز فقط وفقط یه نفره….

    یعنی من هر چی دارم از سمت خودش بهم عطاء شده، نه هیچ قدرت دیگه ای وهر نعمتی که در زندگیم به شکل افراد و امکانات و اسم ورسم و مال واموال و زیبایی و….هر چه هست خلق شده وبه من عطاء شده….

    یعنی همه اش مخلوق هستند و همشون زیر نظر و خواست و اراده خداوند شکل گرفتند و قدرت آفریدن حتی پر کاهی رو هم ندارند وخودشون نیاز به مراقبت ومحافظت دارند واگر خالق نخواد اونها در چشم بهم زدنی فنا شدنی هستند وحتی قدرت دفاع از خودشون رو هم ندارند..

    از وقتی توی دوره هم جهت با جریان خداوند این درک وآگاهی در تک تک سلولهام نفوذ کرده، من حس می کنم به یکتاپرستی نزدیکتر شدم.

    جوریکه هر چیزی که می بینم ومیشنوم وحس می کنم ودرک میکنم از خدا میدونم، یعنی در طول شبانه روز بارها میگم خدایا تویی همه چیز، وهمه چیز تویی….

    که به شکل پدر ومادر، به شکل فرزند، به شکل دوست، به شکل شغل ، به شکل جسم وجان، به شکل خونه و وسایل وامکانات زندگی، به شکل نیازهای جنسی و عاطفی وعشقی، به شکل هوا برای نفس کشیدن، به شکل لباس برای پوشیدن، به شکل غذا برای خوردن، به شکل زیبایی وطبیعت برای لذت بردن و به شکل……….در دنیای من حضور داری…

    وچقدر این دیدگاه کمکم کرد توی این سالها خصوصا این 6و7 ماه اخیر، که یقین پیدا کنم خدا سیستمه، خدا انرژیه، خدا فرکانسه، وبه هر شکلی که من بهش بدم در میاد….

    اگه من آدمها رو دستانی از سمت خدا ببینم که برای کمک به من در مسیر زندگی من حضور دارند به شکل خانواده ودوست یا همسایه وهمکار و حتی به شکل یه رهگذری که به روم لبخند میزنه، انوقت دیگه به آدمها برچسب خوب یا بد نمیزنم…

    از آدمها متوقع نمیشم، آدمها رو بزرگ نمی بینم، به آدمها تکیه نمی کنم ونیازهام رو از آدمها نمیخوام، بلکه از تنها معبود وصاحب اختیارم میخوام که آدمها وشرایط وموقعییت ها جوری شکل بده که باب میل من، وبرای خدمت به من باشند.

    اینکه در طول شبانه روز چندین بار توی نمازهام ویا حتی توی نوشته هام بگم تنها تورا می پرستم وتنها از تو هدایت میخواهم کافی نیست…

    باید در عمل این [ تنها ازتو] رو نشون بدم.

    همین تمرین ستاره قطبی 12 قدم، خودش تمرین یکتاپرستیه…

    اینکه 24 ساعت شبانه روز فقط وفقط متوکل ومتوسل به خودش هستی وفقط از خودش میخوای وهیچ کس رو در کار وبار زندگیت شریک نمی کنی، چون مطمعنی که مدیرییت وبرنامه ریزی زندگیت توی دستان خودت وباحضور پر رنگ وهمیشگی خداوند داره به انجام میرسه..

    اینکه دیگه دنبال معبد و عبادتگاه وسجاده ومسجد و مراسم خاصی نیستی، چون معبد وعبادگاهتو داخل قلب خودت ساخته ای ، جایی که فقط مطعلق به ربت هست…

    حتی نیاز به نوشتن وبلند حرف زدن هم نداری، به پهلو خوابیده، ایستاده، وقتی داری کارهاتو انجام میدی، در هر حالتی که باشی، فقط کافیه یادت بمونه که …

    این‌طور دعا کنی….

    ((سوره اسراء))

    «خدایا، کمکم کن که هر کاری را بانام تو وبا صداقت شروع کنم و با صداقت تمامش کنم. خودت به من توانی بده که پشتیبانم باشد.» (٨٠)

    تموم شد ورفت….

    در 99 درصد مواقع همه چیز همون شکلی پیش میره که تو خواستی ودرخواستش رو دادی، واگر 1 درصد نشد به شکل دیگه ای در زمان ومکان وتایم مناسب دیگه ای به زیبایی برات رقم میخوره….

    اخه خیلی وقتهام هست خدا چیزای بهتری برامون میخواد که ما حتی فکرشم به سرمون خطور نکرده، بله اینجوریاست…

    در هر صورت تنها کسی که در این جهان هستی لایق عبادت و حمد وستایش هست خداست، و از تنها کسی که باید توقع وانتظار اجابت خواسته هامون رو داشته باشیم خداست و تنها کسیکه باید هر لحظه ازش سپاسگزاری کنیم وقدردانش باشیم فقط خداست….

    توبهترین شرایط تشکر وقدردانی از خودمون یا آدمهای دیگه ، فقط یکبار وبرای انجام همون یه عمل خوب وپسندیده کافیه….

    چون اگه من کار خاصی انجام بدم که لایق قدردانی از خودم باشم وحتی اگه کسای دیگه در حقم لطفی بکنند که لایق قدردانی باشند در نهایت همه ی اینها خود خدا واز سمت خداست برای من، پس اول و وسط و آخر، همیشه وهمه جا،باید هم ذکر وفکرم باشه وهم عملکردم، که تنها خدا رو بپرستم وتنها از خدا هدایت بخوام..

    ان شالله که خداوند فرصت هم صحبتی ودوستی باخودش رو هر لحظه به ما عطاء کنه..آمین

    مرسی استادقشنگ ومهربونم، بابت اینکه تمام تلاشتون رو می کنید توی هر فایلی ، هر نوشته ای هر جای این سایت ، یکتاپرستی وتوحید رو گسترش بدید، چون انسان فراموشکاره، واینجا تنها جایی هست که اگه کسی بخواد حتی آگاهانه هم یاد خدا نیفته، باز نمی تونه…

    به اندازه تمام عبادتگاهها ومسجدهای عالم، توی این سایت نام ویاد خدا زندست وبرده میشه..

    خدا شمارو ان شالله برای ما همیشه حفظ کنه استاد جانم.آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  9. -
    شیما فلامرزی گفته:
    مدت عضویت: 2697 روز

    سلام استاد

    خیلی ممنونم کلی لذت بردم

    بعد از یه هفته کاری با دیدن این مناظر فوق العاده زیبا خستگیم برطرف شد کلی ذوق کردم

    خداروشکر که هدایت شدم به این حس قشنگ ، استاد در پناه نور و عشق الهی باشید . انشالله ما هم هدایت میشیم به ای جاهای قشنگ آخه شما گفتین همه ماها به یک اندازه به خداوند نزدیک هستیم . ممنون از شما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    پارسا اژدهاکش پور گفته:
    مدت عضویت: 1572 روز

    به نام فرمانروای جهان هستی

    سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و گرامی و خانم شایسته..

    شیراز تاریخ 1404/07/16 ساعت 21:16

    نشانه امروز من

    خدایا شکرت امروز هم با زبان استاد عباسمنش با من پارسا صحبت کردی گفتی به زمانبندی من اعتماد کن و به مسیر خودت ادامه بده خدا جونم شکرت..

    خدایا شکرت بابت مناظر زیبا و دریای لذت بخش که استاد با پاهای سالم خودش ازش لذت میبرد خدا جونم شکرت..

    خدایا شکرت بابت مزرعه توت فرنگی که استاد رو هدایت کردی و خودش از میوه ها چید و لذت برد..

    به زودی فلوریدا آمریکا می‌بینمتون استاد گرانقدر..

    (In God we trust)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: