سریال سفر به دور آمریکا | قسمت 191

دیدگاه زیبا و تأثیرگذار علیرضا عزیز به عنوان متن انتخابی این قسمت:

ــــــ به نام خداوند هستی بخشِ زیبایی‌ها ــــــ

سلام به استاد جان و مریم عزیزم،

الان با یک بُغضِ عاشقانه دارم این کامنت رو می‌نویسم.

چقدر «احساسِ تحول و شکوفایی» زیبا و قشنگه که وقتی دستات رو میزاری تو دست خدا و میخوای «خودت و جهان اطرافت» رو متحول کنی حتی اگه در «بهشت» باشی، چنااااان «پیشرفتــــــی» ایجاد میکنی که «سودِش» برای میلیاردها میلیاااارد نفر در تاریخ میرسه.
قطعا در تاریخ از افرادی یاد میکنن که تحولات بزرگی ایجاد کردن،

شما فقط فرض کن، تحولاتی که استاد در زمینه {آموزشِ : توحید عملی و خلق آگاهانه 100٪ زندگی دلخواه} ایجاد کردن و دارن همچنان این مسیر رو ادامه میدن»، داره چه نتایج بزرگی رو برای هممون رقم میزنه و این تازه اولِ مسیره.

امشبم مثل هر 2 شب یکبار ساعت‌های 4-5-6 صبح منتظره فایل جدید بودم و این فایل هم ادامه {معجزات} امروز من در {دریافت آگاهی‌ها} بود. دوست دارم این «کامنت زیبا» رو با یک «آیه زیبا» که اتفاقا همین چند ساعت پیش باهاش «برخورد کردم»، شروع کنم ؛

⁦⁦⁠⁠⁠⁠⁠⁠{نمل:84}

ـ«حَتَّى إِذَا جَاءُوا قَالَ أَکَذَّبْتُم بِآیَاتِی وَلَمْ تُحِیطُوا بِهَا عِلْمًا أَمَّاذَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ :

.تا چون [همه منکران] بیایند، [خدا] گوید: آیا نشانه‌های مرا [به تمامه] دروغ شمردید و احاطه [=شناخت] علمی به آنها پیدا نکردید؟ پس [در مدت زندگی دنیا] چه می‌کردید؟»ـ

⁠⁠⁠⁦⁠⁠⁦⁠⁠⁠این آیه به وضوح میگه که {یگانه خالقِ ما که ربِ جهانیانِ}، کیهان رو آفرید و بعد از زمان طولانی چند میلیارد ساله، حیاتِ روی زمین شکل داد

تا در این «روندِ تکاملیِ خلقت حیات»» به ما {فرصت یکباره‌ی تولد و زندگی مادی} رو بده و

ما با اومدنمون در این «جهان 2 قطبی» با داشتن قدرت {خودآگاهی و اختیار} در کمااااالِ {آزادی} بتونیم بر اثرِ «برخورد با تضادها و ناخواسته‌ها» از کودکی تا امروزمون در مسیر {خلاقیت و شناخت و ساختِ خواسته‌های دلخواه} قرار بگیریم

و برای [ هدف و برنامه‌ای ] که براش اومدیم که {احساس و تجربه خودمون به صورت دلخواه + تکامل و تکامل و تکاملِ} آماده و «ساخته شدن» بشیم تا [ ادامه بهشت این دنیا رو در فرکانسی بالاتر] در جهانِ پس از مرگ تجربه کنیم و مایــــــــی که از {{مخلصین}} بودیم و دستان اصلی خداوند روی زمین برای پیشرفتش، در جهان بعد هم دستانی قدرتمند برای انجام اهداف بعدی هستیم.

پس هرچقدر «علم و آگاهی» کسب کنیم بازم {مدارهایی بالاتر} هستن که «درکی بزرگتر و بهتر» برای ما دارن تا بتونیم قدرتمندتر {خلاقیتمون} رو به {واقعیت} تبدیل کنیم.⁠⁠⁠

استاد عزیزم میخوام چندتا {باور سازنده و قدرتمند} که در این فایل دیدم رو بنویسم تا هممون استفاده کنیم ؛

( باور اول ): پیشرفت بیشتر امکان پیشرفت بیشتر رو فراهم می‌کنه:

{{ هرچی بیشتر ما با خلاقیتمون مسائل ریز و درشت بیشتری رو حل میکنیم,

هرچی بیشتر با هنرمون روحیه و شادی بیشتری رو در جهان پخش میکنیم,

هرچی بیشتر کارها و استفاده از ابزار رو راحت‌تر میکنیم,

هرچی دسترسی رو به چیزهای (مکان+افراد+اشیاء) سخت آسون تر میکنیم,

خب نتیجه همه اینا اینه که میلیاردها دلار پول ساخته میشه و چنااان فضا و امکاناتی فراهم میشه که در وسعت خیلـــی بزرگتری فرصت برای اجرای ایده‌ها و زندگی لذت بخش تر به وجود میاد. }}

( باور دوم ): زندگی یه سفره کوتاه مدتِ (50-100-400 سال که در برابر ابدیت باهم فرقی ندارن) و این مسیر با اهداف پیاپی معنا پیدا میکنه و انگیزه مارو همیشه زنده نگه میداره و در این سفر خداوند تمام امکانات رو برای ما آماده کرده که شامل ؛

{{{ جاده زیبا، هموار، مستقیم + نشانه‌ها،علائم، تابلو‌ها (برای ماندن و ادامه دادن در مسیر) + یک خودروی آخرین مدل با قابلیت آپگرید سخت افزاری و نرم‌افزاری (مثل؛ بنز، تسلا، فورد، آئودی، بوگاتی و…)

و وقتی همه این امکانات و شرایط محیاست تنها این میمونه که این همه نعمت هارو «ببینیم اعتماد کنیم» و «حرکت» کنیم تا خداوند و جهان هستی «هدایتمون» کنه که توانایی های نامحدود ما از حالت «بالقوه» به «بالفعل» در بیاد. }}}

( باور سوم ): اگر هدف و خواسته ای در «ذهنمون» داریم :

{{ «اول»؛ باور کنیم که می‌شود،

چون ما در «جهانِ احتمالات» زندگی میکنیم که با مجموعه‌ای از بینهایت «واقعیت» تعریف میشه و زمانی «خواسته‌ای قلبی» در وجود ما شکل میگیره که ما میتونیم اونو «خلق» کنیم حتی اگه قبلا در دنیا انجام نشده باشه.

«دوم»؛ صادقانه با خودمون بگیم که حاضریم چه بهاهایی برای رسیدن به این خواسته بپردازیم و در عمل اون هارو عاشقانه انجام بدیم چون پاداش های بزرگ برای این میزان از «ایمان به غیب و توکل و تعهد و پرداخت بهاست».

«سوم»؛ از اونجایی که یه «فاصله فرکانسی» با این خواسته داریم، فقط «حرکت» کنیم و «صبور» باشیم و از طرف خودمون «آمادگیمون» رو نشون بدیم و «اجازه» بدیم که «خداوند و جهان» کارشون رو انجام بدن و مارو در «زمان و مکان مناسب» به خواستمون برسونن. }}

⁠⁠⁠به طوره کلی میخوام این { 3 باور مهم} رو روی خودم مثال بزنم ؛

منی که عاشق {موزیک} هستم وقتی «میبــینم» که روزانه «تکنولوژی» داره پیشرفت می‌کنه و زندگی هارو راحت‌تر و لذت بخش تر می‌کنه،

خب به خودم میگم یکی از «لایف استایل های» که میتونم طولانی مدت داشته باشم اینه که یه [ تراک کمپر کوچیک ] دقیق همین مدلی داشته باشم و و تبدیلش کنم به {استودیو ضبط} و در بین تجربیات سفر و زیبایی‌هایی که میبینم و «ایده های الهامی» رو که اگر در سفر نبودم امکان دریافتشون نبود رو راحت میتونم تبدیل به یه {پروژه ای به صورت یک تِرَک یا آلبوم} کنم که 10ها و 100ها میــلیون بازدید داشته باشه و میلیــون ها دلار هم پول بسازه،

الله و اکبر که هرچی جلوتر میریم {فراوانی و معجزات} رو بیشتر تو زندگیمون میبینیم،⁠⁠

نمی‌دونم چند نفر این «احساس» رو پیدا کردن وقتی استاد گفتن که می‌خوان برای چند ماه و مدت طولانی برای هدفی خاص به تنهایی سفر برن و خانم شایسته هم روی آپدیت دوره ها کار کنن،

همون موقع گفتم دوبااااااااااره یه {انقلاب بزرگ} در راهه.

اما وقتی استاد صحبت هاشو ادامه داد این «احساسِ» اومد و بهم گفت؛ *استاد داره می‌ره برای تمرکز روی کار کردن ∆{فضای آموزش زبان انگلیسی}∆

و الان تقریبا بالای 90٪ به این مطمئنم نمی‌دونم چراا !!!

استاد میتونم لبخندت رو موقع خوندن این کامنت ببینم، چه بااااحال. انشالله که تو این مسیر هممون هر روز و هر روز بهتر و عمیق‌تر {آگاهی‌ها و قوانین} رو در {عمل} اجرا کنیم و {نتایجمون} الهام بخش میلیون ها نفر دیگه میشه و به خودمون اثبات میکنیم که دقیقا از وقتی که خواستیم «تغیــر کنیم و قدم برداشتیم» خداوند برای ما هزاران باااار بیشتر قدم برداشت و مارو حُل داد به سمت خواسته‌هامون.

خدایاااشکرت.

منتظر خواندن نتایج زیبا و تأثیرگذارتان هستیم.

سایر قسمت های سریال سفر به دور آمریکا

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • دانلود با کیفیت HD
    738MB
    46 دقیقه
  • فایل صوتی سریال سفر به دور آمریکا | قسمت 191
    20MB
    21 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

437 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «بهار» در این صفحه: 2
  1. -
    بهار گفته:
    مدت عضویت: 1738 روز

    بنام خالقِ هدایتگرم

    تو پای به راه در نه و هیچ مپرس

    خودِ راه بگویدت که چون باید رفت.

    سلام به همگی و استاد بینظیرم و مریمِ عزیزم

    خدایا شکرت برای این بهشت زیبا

    خدایا شکرت برای یک پروژه جدید استادم که انشاالله به بهترین شکل ممکن هدایتش میکنی به بهترین مسیرها و بهترین نتایج.

    خانه ای قرمزو زیبا بر روی جاده های اِمریکا

    استاد این ذوق و انرژی فوق العاده عالی که داری خیلی قابلِ ستایشِ،انشالله به قول شما خانم شایسته عزیزم ماهم از خداوند برای بهترین استادمون آرزوی هدایت و حفاظت میخوایم و انشاالله بازهم مثل همیشه عالیترین نتایج رو بدست بیارید.الهی آمین.

    واقعا با یه بشکن همه چی تو قانون سلامتی حل میشه‌ من که سالها بود باید باشگاه میرفتم که بتونم عضلات بدنمو حفظ کنم الان حتی دوهفته بدون اینکه یک حرکت ورزشی انجام بدم ولی عضلاتم کاملا زیبا حفظ میشه،و اصلا قابل مقاسیه با عضلات قبل از دوره نیست.

    استاد چقدر چقدر من ذوق دارم از این تحولی که قراره خلق کنید و اصن یه انگیزه شد واسم اهدافمو خیلی پر قدرتر برم جلو چون قراره دوباره استادم یه مسیر زیبای دیگه خلق کنه برای پیشرفت دوباره هممون،خدایا عاشقتم شکرت.

    این باور چقدر زیباست ،خدایا من میرم و قدمهامو برمیدارم، خاسته هام مشخصه و تو منو هدایت کن به بهترین و سریعترین و باحالترین و لذت بخشترین شیوه ها .

    یادمه یک سالو خورده ای پیش وقتی از تهران به قصد تغییر و پیشرفت با همسرم به جزیره کیش مهاجرت کردیم خیلی واسمون سخت بود مخصوصا واسه من که هیچکس رو بجز مادرم نداشتم و باید ازهم جدا میشدیم ولی چون هدفمون مشخص بود،

    بهاشو باید میدادیم از طرفیم تغییر شغل کورش بود که با وجود اینکه جزءِ شغلهای پر درامد و تک بود تصمیم گرفته بودیم هم شغلمون اینترنتی بشه هم درامدمون به دلار باشه چون جزء اولویت های اصلیمون بود و باید بهش میرسیدیم،

    که همسرم واسه شغل جدیدش نزدیک به دوسال زمان گذاشت آموزش دید خیلی علمی و حرفه ای یعنی از شروع اشنای با قانون و استاد.

    از یه جای به بعد کاملا اموزش ها از عالم غیب بود و بهش گفته میشد که خداوند هم به بهترین شکل ممکن هدایتمون میکرد به بهترین مسیرها

    استاد همینطور که شما میگین صبح تا شب دنبال به ثمر رسیدن هدفمون بودیم خیلی وقتها نزدیک به 20 ساعت لپ تاپ جلوی چشماش بود و واقعا از عالم غیب بهش گفته میشد.

    از طرفیم چون رو قانون سلامتی و ثروت 1 کار کرده بودیم خیلی پر انرژی بودیم و قلبمون کاملا باز بود واسه شنیدن کلام خداوند.

    این وسط به دلیل رعایت نکردن یک سری اصول، تضادها میومدن ومیرفتیم تو جاده خاکی ولی به لطف خدا باز هدایت میشدیم به مسیر اصلی، تو مدت کم مثلا 9 ماه نتایج عالی پیش میرفت.

    یروز خیلی واضح به ما گفته شد که جزیررو ترک کنید ما از 3 ماه قبلش یه هدف بزرگ دیگه گذاشته بودیم ولی یه شهر دیگه بود،

    به الهامات گوش نکردیم که دوهفته بعدش تو جزیره دقیقا رو ویبره بودیم زلزله ها از 5 ریشتر بودن تا 3 ریشتر یعنی دقیقا نقطه ضعف من بود چون شدیدا فوبیا داشتم به این موضوع، یعنی طوری بود که توی دوهفته 400 بار جزیره لرزید .خرداد 1401

    و ما تازه متوجه شدیم اون الهامی که گفت جزیررو ترک کنید واسه چی بود چرا به نشونه ها دقتمون کمه؟ به لطف خدا چون تو قانون سلامتی بودم خیلی سیستم بدنم قوی شده بود فقط تا یک ماه قلبم درد داشت که کاملا بعدش برطرف شد.

    وقتی کیش زیبارو ترک کردیم و مهاجرت دوم به قصد رسیدن به هدف بزرگتر شروع شد یعنی الان 8 ماه میگذره دوباره شروع کردیم با همون فرمول قبل و نتایج از همه لحاظ عالی پیش میرفت انقدر عالی پیش میرفت که کورش تو دام احساسات انسانی افتاد مثل طمع حرص و میخاست سرعت ثروت ساختنو ببره بالا که من دقیقا میدونستم نتایج ما برعکس میشه ولی اون پرده مدام رو گوشو چشماش بود نمیدید و نمیشنید.

    تا اینکه نتایج منفیو با چشماش دید و لمسش کرد ،انقدر این جهنم اذییتش کرد و چندین برابرش منو اذییت کرد اخه دقیقا میدونستم نتیجرو،

    وقتی تو اون جهنم گیر افتادیم کنترل ذهن خیلی سخت شد چون ما تمام زندگیمونو واسه تغییر گذاشته بودیم بدون هیچ کمکی از دیگران،از یه طرف قسط بانک بود از طرفیم اجاره خونه، انقدر عصبی بودم از دستش که حتی نمیتونستم باهاش حرف بزنم چون این ماجرا 3 بار تو ماهای مختلف تکرار شده بود و هم بهای مالی داده بودیم هم زمانی ولی دوباره ما به خودمون و خداوند قول دادیم کاملا(باتکامل)پیش بریم،

    از طرفیم تمام پُلهای پشت سرمو خراب کرده بودم و راه برگشتی نداشتم البته برنمیگشتم هیچ وقت، چون قول داده بودم به خودم یا میمیرم یا به کل اهدافم میرسم.،یک هفته گذشت من شروع کردم دوباره به خوندن کتابِ چگونه فکر خدارو بخوانیم و 3 شبه خوندمش واسه اولین بار تو زندگیم یه کتاب رو تا اخر خوندم.

    ناراحتیهای کوروش هم ناراحتم میکرد دلم نمیخاست تو اون وضعیت ببینمش و همش منتظر هدایت بودم افکار منفی مدام بهم میگفت ، زندگیت مگه چی کم داشت تو که داشتی مثل مردم عادی زندگیتو میکردی ولی قلبم میگفت بهار باور نکن اینارو دوباره پاشو ادامه بده تو پاتو از گلیمت درازتر کردی چون پروردگارتو بیشتر و بهتر شناختی چون قدرت خودتو فهمیدی ،تو فهمیدی تو هر چیزی که فکرشو بکنی فراوانی هست و قسمتیش مال توعِ و تو خلقش میکنی.

    رفتم دفتر سپاسگزاریمو اوردم از خانوادم بگیر تا بدن سالمم تا زمینو اسمونو سایتو استادو خلاصه هرچیزی که بهم احساس خوب میدادو سپاسگزاری کردمو گفتم این همه رو یعنی نمیبینم؟و حتی شروع کردم به دیدن مثبتهای کوروش و همرو به خودشم گفتم یکی من میگفتم چنتا خودش، حتی خودش گفت من ادمی بودم که یه ECU غول از خارج از کشور میومد زیر دستم و من اونو با ضمانت تعمیر میکردم من ادمی بودم که اکثر مشتریام میگفتن به ما گفتن برو پیش مهندس فلانی اگه درست شد که هیچی اگه نشد هیچ کسی نمیتونه تعمیر کنه و خیلی چیزهای دیگه…. این تمرینو از استادم یادگرفته بودم خیلی خیلی تاثیر داره رو اعتماد و عزت نفس دوباره،

    چندین ساعت کلامی ادامه دادیم که سطح ارتعاشو کاملا بردیم بالا و احساسمون بهتر شد، بعد بهش گفتم تو کتاب چگونه فکر خدارو بخوانیم استاد خیلی تاکید میکنه که خودتون قران رو بخونید که کوروش گفت راستی بهار برو قرانمونو بیار شاید ماهم تونستیم بفهمیمش

    اولش مخالفت کردم گفتم من دوسال نمیشه عاشق قران شدم نکنه باورهامو به هم بریزه گفت به قول استاد ما هدایت میشیم به درکش

    اولین سوره ای که باز کردیم اتفاقی سوره مریم بود انقدر احساس خوبی بهمون داد که انگار کل دنیا مال بود، که همسرم تصمیم گرفت خودش دونه دونه کلام خداوند رو معنی و درک کنه تا جای که گاهی اوقات همزمان اشکهای شوقشو میدم

    که این ماجرا دوماه زمان برد و ما دوماه تو اون جهنم داشتیم رو خودمون کار میکردیم خیلی کنترل ذهن سخت بود ولی با ایمان کامل عهد بستیم هر اتفاقی که میخاد بیوفته،خب بیوفته مهم نیست، ما فقط باید عمل کنیم حرکت کنیم رو ذهنمون کار کنیم و بتونیم فقط و فقط پول بسازیم نه قرض کنیم نه وام نه هیچ چیز دیگه، یه تایمشو طلاهای که خیلی دوسشون داشتمو با عشق فروختیم و یکم رفتیم جلوتر البته بدون پرداخت قسط یا اجاره و همین دو مورد کنترل ذهنو یکم سختر کرده بودن.

    که تصمیم گرفتیم با صاحب خونه صحبت کردیم و یه کلمه گفت ،گفت اگه پولی چیزی احتیاج دارید کارت به کارت کنم این مورد باز سطح ارتعاش مارو برد بالا و اعتماد بنفسمون بیشتر شد و بانک هم گفتیم خدایا اون پرده حجاب رو دوسه ماه بکش رو چشمهای رئیس بانکو با کارمنداش ،و واقعا شد.

    انقدر ما رو خودمون کار کردیم انقدر این جنگ بین قلبو ذهن رو ادامه دادیم که این دفعه انگار واقعا فرق میکرد با دفعه های قبل و کاملا حس میکردم ‌که چقدر ایات قران تاثیر گذاشته و عمل میکنه

    که حتی به شوخی بهش گفتم لعنتی کل دوره های استاد در مورد همین چیزاست که داری میگی

    ولی انگار هر کسی یه مدلی هدایت میشه ، همه شبیه به هم نیستن، و خوده ادمها باید دنبال حقیقت برن

    که یروز صبح که از خواب بیدار شدیم گفتم یادمه تو یکی از ویسا استاد به مایک که بچه بوده گفته اگه میخای پول بسازی از خودت شروع کن مثلا برو

    سی دی های بازیتو که نمیخای بفروش و پول بساز، یهو بهش الهام شد که وسایلهای کار قبیلتو بفروش و دوباره شروع کن و تستر ECU رو اگهی کردیم تو دیوار 23 میلیون.

    ولی فروش نمیرفت،میدونستیم نباید خواسته های ما اضطراری باشه و باید فرکانسها به حدی باشه که جهان پاسخ بده و شروع کردیم باز به تمرین فراوانی و ثروت 1،میدونستیم که باید ذهنمون از اون ترس از کمبود یکم تکون بخوره و نشونه ها پیداشون شد که متوجه میشدیم اتفاق خوب قرار بیوفته، که یه مشتری خیلی خوب از تهران پیدا شد،حالا ما تو یه شهر دیگه بودیم؛بدون اینکه کسی متوجه بشه وسایل سفرشو اماده کردم و ما تنها 3 دلار داشتیم

    که 24 ساعتی رفتو با 15میلیون پول که خودمون به لطف خداوند ساختیم برگشت و همین شد نقطه شروع دوباره ما

    چون از کسی نگرفته بودیم و خداهم اون تعهد واقعی مارو دید و اتفاق افتاد

    احساسمون خیلی خوب بود،یکم خونرو شارژ کردیمو

    200 دلارشو گذاشتیم تو کارو که شد سرمایه

    و تعهد دادیم که با تکامل پیش بریم که زندگیمون زندگی یویوی نباشه یعنی یروز خوب یروز بد.

    الان به لطف خداوند و اموزشهای ناب استاد یه

    ایر پادکه خیلی لازممه و تراول ماگ که خیلی دوست داشتم داشته باشمشون رو هدیه از کوروش خان گرفتم این یعنی کلی مدار من جابجا شده و تغییر کرده.

    3تا اجاره تسویه کامل شد

    قسط بانک دوتا عقبیم فقط

    که قصد داریم جلوتر از زمانش انشالله کامل پرداختش کنیم به کل به قصد بالاتر بردن سطح ارتعاش.

    وسایلهای دیگه به لطف خداوند با پست رفتن بدون اینکه مارو بشناسن پولو واریز میکردن،

    که به جز اون پولها ، از تارگت روزی20 دلار شروع کردیم و پول ساختیم و کم کم مدارهای بالاترو داریم تجربه میکنیم و قدم گذاشتیم و منتظر الهامیم واسه قدمهای بالاتر.

    یجا تو قران خوندیم عذاب نردبانی برای پیشرفت شماست،

    قرار گرفتن تو اون جهنم خیلی درسها به ما داد،مخصوص به کورش جان

    ولی تو همین پیشرفت هم کلی الهامات گفته میشه و نمودار کار داره بالا میره و ما یاد گرفتیم حتما نباید به تضاد بخوریم که

    جالبش اینجاست اگه واقعا تمام تمرکزتو بزاری رو احساسات خوب خیلی زود ورق برمیگرده

    واقعا مسیر مهمه نه مقصد،وقتی دیدم اول راه به کوچکترین خواستم میرسم و عادی میشه چند وقتیه شب که میخوابم اهدافمو مینویسم و باید تیک بخوره حالا یا روزانست یا هفتگیه یا ماهی یا سالانه و این کلی بهم انگیزه میده واسه حرکت کردن.

    استادم عاشقتم

    مریم جانم سپاسگزارم ازت به خاطر عشقی که به سایت میدی و همه چی همیشه بهترینه ،

    دوست دارم خیلی زیاد.

    همگی در پناه الله مهربانم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
  2. -
    بهار گفته:
    مدت عضویت: 1738 روز

    سلام و درود فراوان به شما بانوی بزرگوارم

    سپاسگزارم از نگاه زیباتون که کامنت طولانی منو خوندین

    و سپاسگزارم از فرکانسهای زیبا و پر انرژی که واسم فرستادید.

    انشالله به لطف الله مهربونم هرچه زودتر با خواسته هاتون هم ارتعاش و هماهنگ میشید، اومدن تضادها یعنی من خواستمو قویتر و مطمئنتر از قبل میخوام و محکمتر واسش تلاش میکنم چون میدونم این سیستم عظیم یا خداوند همیشه هوامو داره و ایمانم کاملِ که همه چیو بسپارم به خودش که به بهترین شکل ممکن با کمک خودش خلقش میکنم.

    بعد وقتی میبینی انقدر از خودت مطمئنی که سطح ارتعاشاتت با سطح خواستت تنظیمه، در بهترین زمان و در بهترین مکان همه چی مثل یک پازل زیبا درست میشن، که فقط اون لحظه از عمق وجودت سپاسگزار پروردگارت میشی برای قانون بدون تغییر این سیستم ناب.

    این تضادی که به هر دلیلی بینتون هست رو فقط باید از طرف خودت واسش تلاش کنی چون احساستون باید کاملا مثب و خوب باشه همیشه ، حتی کاملا ذهنی هم فاصله بگیرید از ایشون ، تلاشتون نباید فیزیکی باشه، کاملا متافیزیکی ،یعنی فقط رو خودتون کار کنید، تا تو مدار مناسبتری قرار بگیری،

    از عکسهای بچگی یا نوزادی اقا پسرتون بگیر تا خاطرات خوبی که باهم داشتید یعنی کاملا خودتونو ببرید تو اون فرکانسی که قبلا وجود داشته واستون و ذهنتونم مقاومتی نداره یا کمتر مقاومت داره،انقدر تکرار کنید که جهان هم، هم جنس همونا رو دوباره بهتون تقدیم کنه حالا خواستتون هر چی میتونه باشه.

    عذر خواهی میکنم جسارت کردم بانو جانم

    به لطف الله مهربانم همیشه بهترین باشید و بدرخشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: