از میان نظراتی که شما دوستان عزیز در بخش نظرات این قسمت می نویسید، نوشته ای که بیشترین ارتباط با محتوای این فایل را داشته باشد، به عنوان متن انتخابی این قسمت انتخاب می شود.
منتظر خواندن نتایج زیبا و تأثیرگذارتان هستیم.
سایر قسمت های سریال سفر به دور آمریکا
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- دانلود با کیفیت HD387MB31 دقیقه
سلام استاد و مریم عزیزم.
سریال سفر به دور امریکا قسمت 188.
به به چقدر این فایل زیبا و پر از حس خوب بود.
اول سریال که با یه منطقه کویری شروع شد. در حالیکه اسمون زیبا با ابرهای خاکستری و اسمون زرد رنگ نگاه بیننده رو جذب میکرد. با موسیقی زیبا که برام پیام توحید و تسلیم بودن داشت. درخت کاکتوس که منو یاد کارتون هایی انداخت که میدیدم..
در ادامه خانم خوش رو و خوش اخلاق رو دیدم ک چقدر صمیمانه صحبت میکردند. رسیدیم به نیو مکزیکو که بخشی از سازه های شهریش شبیه یزد خودمونه و منی ک در یزد زندگی میکنم خیلی بیش تر انگار با این سازه ها ارتباط میگرفتم. وارد یکی از ساختمان ها شدیم ک اونم شبیه یزد بود..طرح های کیوت و با مزه روی گلیم ها به نمایش دراومده بود. بعدش وارد white sand national park شدیم. فضایی که پر بود از شن های سفید و نرم. وقتی خانم شایسته دستشون رو زدن زیر شن ها خیلی اون لحظه با ایشون و اون لحظه ارتباط گرفتم و حس کردم خودم دارم اینکارو میکنم. شن های نرم که مثل آردن و لمسشون بهت حس خیلی خوبی میده. راه رفتن روی اون ها ک دیوونه کنندس. حس میکنم وقتی روی این شن ها قدم برمیداری از بس نرم هستن پاهات خیلی تو شن ها فرو میره..رنگ سفید واقعا چه انرژی خاصی میده بهم..وقتی داشتم این فایل رو میدیدم ب خودم میگفتم ما قطعا هدایت میشیم به چنین تجربه ای..چند روز پیش داشتم استوری دوستام رو میدیدم ک رفته بودن پیست و چقدر برف بازی کرده بودن..ب خودم میگفتم میخوام برم و تو ذهنم اینو مرور میکردم ک قطعا میرم چون من دارم بهش توجه میکنم و خیلی این نیاز در من وجود داره. نمیدونستم چ طوری قراره تجربه کنم؟ چون ب همسرم گفته بودم و ایشون گفتن نمیرسم فعلا.. خلاصه گذشت تا اینکه دو روز پیش برف زیادی تو شهرمون اومد و من ب صورت هدایتی همونجوری ک میخواستم رفتم برف بازی. ب صورت اتفاقی دوست صمیمیم رو دیدم و قبلا باهم صحبت کرده بودیم ک چقدر میخوایم برف بازی کنیم. ما ب خواستمون رسیدیم و هدایت شدیم ب چیزی ک داشتیم بهش توجه میکردیم و چقدر خوش گذشت.. اره ما ب هرچیزی توجه کنیم اساس همون وارد زندگیمون میشه و من نمیدونستم چ طوری..ولی خیلی هدایتی اتفاقات هماهنگ افتاد و منو دوستم بدون هماهنگی قبلی همو دیدیم و خواستمون رو کنارهم تجربه کردیم:)):)):)). ب قول خانم شایسته خدا خودش استاد برنامه ریزیه و ما فقط باید باورش کنیم و بهش ایمان بیاریم..
چقدر دوست داشتم وقتی وارد کمپر شدین و در حالیکه لوکیشنتون فضای زیبا بود کنارهم ناهار خوش مزه رو خوردین و خداروشکر بابت تراک کمپر ک باعث شد ما یاد بگیریم میشه با کم ترین تجهیزاتم لذت برد و نیازی ب پولدار بودن نیست..
راستی من عاااشق اسمون و غروبشم و دیوانه ی اون لحظه شدم ک از غروب ب اون قشنگی فیلم گرفته بودید:)
ممنونم ازتون. ب امید ایمان و عمل بیش تر