این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/11/abasmanesh.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2021-11-01 07:35:462024-02-28 07:54:09سریال سفر به دور آمریکا | قسمت 125
169نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
چقدررویایی که رستوران دردل طبیعت باشه ازکنارش یه رودخونه زلال ودرخشان ردمیشه وسرتاسرفضاش درختای سبزنارنجی قرمز زرد فوق العاده قشنگ بود
اون کدوتنبل ها خیلی دوس داشتم پایینش یه بطری آب بود چقدرخوبه انقدربه جشن وشادی وتزیین اهمیت میدن مثلاوقتی جشن سال نو میشه چقدرهمه جاتزیین کاری میشه ازدرخت ها غرفه فروشنده ها سرتاسرشهرهاشون تزیین میکنن من خیلی دوس داشتم ازجشن سال میلادی هم ویدئو میداشتین آخه خیلی دوش دالم کریسمسو
اون گوزن شاخ بلندداشت علف میخوردچقدرزیبایی اون طبیعت ده برابرکرده بود
اون جاکه استادگفت صبح اول وقت هست وداشت کافی میخوردچقدر حسشودوس داشتم وازخاطرات اولیه سفربه دورامریکا توجاده صحبت میکردین من هم این احساس درک کردم چقدرلذت بخش بود
خدایاشکرت هدایتم کردی به این سفر زیباتاچشممو ذهنمو عادت بدم برای دیدن زیبایی ها واحساس خوب بیشتری تجربه کنم وطبق قانون هدایت بشم به اتفاقات بهتر شرایط بهترادم های بهتر…
خدایا شکرت بابت این فرصت این رزق این زمان عالی برای دیدن فایل پر برکت
خدایا شکرت وقتم اینجا صرف میکنم
خدایا شکرت خودت بهم توفیق دیدن این فایل ها رو میدی و زمان دیدن این ها رو برام مهیا میکنی
خدایا خدایا چقددددددر دنیات پر از انبوه و فراوانی اصلا هر متر رودخانه آبشار یکی خروشان یکی آرام انبوه جنگل ها درختان سرسبزی رنگ ها سبز پسته ای زرد صورتی قرمز صدای آب خروشان آلاچیق چقدر باحال بود رستورانش وسط میزاش آتیش درست کرده بود
عاشق استاد و مریم جونم هستم از هیچ ذره زیبایی نمیگذرن یعنی سانت به سامت منظره طبیعت بکر زیبایی و رودخونه
خدایا شکرت من میتونم این فایل ها این زیبایی ها رو ببینم خدایا شکرت به من آزادی زمانی دادی وقعا چه عظمت گ انبوهی از درختان گ جنگل ای خدای من تصور کردم روی تپه ای سراس سرسبزی ایستادم دستام باز کردم و روبرگم جنگل انبوه با آسمان مه گرفته گ با عمق وجودم فریاد میزنم خدایا شکرت الهیییی شکر
استادم که سپاسگزاری و تحسین از دهنش نمیفته خیلی خیلی لذت بردم پیش به سوی تجربه اش
آخ که چه خاطراتی برامون زنده شد تواین قست، وچقدر خاطره خوب داشتن با اهمیته….
اون اوایل سفرتون بود، فک کنم از قسمت 10 و11 که وارد این نشنال پارک زیبا شدید، فک کنم تابستون بود و مدرسه مایک عزیز تموم شده بود، همه جا سرسبز وقشنگ ….
رودخونه پر آب وکلی آدم که اونجا بودند برای تفریح ولذت بردن…
شما 3 شب اونجا رو بوک کرده بودید ولی دلتون میخواستد که 3 جولای روز استقلال امریکا اونجا باشید، رفتید رزرویشن گفتند بعیده جا باشه، بعد به سایت یه سر زدید و معجزه اسا، 3 شب دیگه فک کنم جا براتون رزرو شد…
یادمه با دوچرخه 3 تایی رفته بودید که یه جایی اینترنت پیدا کنید واتفاقا پیدا کرده بودید و چقدر خوشحال بودید که اینترنت پیدا کردید ومی تونید فایلهارو برامون آپالود کنید.
توی مسیر ادمهایی رو دیدید که با اسب از مسیر رودخونه و جنگل و کوه رد میشدند و دلتون خواست شماهم برید اسب سواری واتفاقا رفتید واز چه مناظر زیبایی برامون فیلم گرفتید، مریم جان اولش می ترسید بعدش انقدر حرفه ای شده بود که برگشت از پشت سرشم فیلم گرفت،((( الهی عزیز دلم، مرسی مریم قشنگم، بووس بهت هزار تا)))
حتی بهمون آموز اسب سواری هم دادید که چطورافسار اسب رو تو دستمون بگیریم که روش کنترل داشته باشیم، چقدر هم اسبت شکمو بود مریم جان هی وامیساد علف میخورد…
یاومه صندلی هاتون رو گذاشته بودید توی رودخونه ونشستید با استاد صحبت کردن ولذت بردن از زیبای ها و مایک عزیز هم تیوپ سواری میکرد تو رودخونه…
یادمه رفته بودید حراجی وسایل نظامی و چاقو خریده بودید، اونجا روی آتیش غذا درست میکردید و صبحونه های خوشمزه…نیمرو با نون توست وگوجه گیلاسی…
با همسایه هاتون اشنا شدید که خانواده بزرگی بودند شب استقلال امریکارو جشن گرفته بودند وگفتید که هرکسی صندلی وغذای خودش رو میاره که مهمونی اسون ولذت بخش بگذره…
چقدرمقشنگ وجالب با پرچم امریکا و وسایل تزئینی ماشین ها و چادرها و آرویها شون رو تزئین کرده بودند..
وانجا که اومدید وسایل و آر وی رو جمع وجور کردید که از نشنال پارک برید و اون خانم مهربون، همسایتون،(Rachel) اومد باعشق باهاتون خداحافظی کرد و باهاتون عکس یادگاری انداخت..
وشما با یه اهنگ زیبا و با تصاویر بی نظیر اون منطقه که چشمهامون رو مهمون دیدنشون کرده بودید از اونجا رفتید و حالا فک کنم بعد 3 سال واندی دوباره برگشتید و خاطره بازی کردیم باهم..
خاطره ها زیادند از اون روزها واون نشنال پارک زیبا، که تابستون به اون زیبایی داشت و حالا پاییز به این زیبایی که برامون فیلم هر دو فصلش رو گرفتید بی نهایت ازتون ممنونم برای تمام عشقهایی که بهمون دادید ومیدید با گرفتن این تصاویر وفیلمهای زیبا، که درس زندگی وبندگی کردن میده به هرکسی که خواهانش هست وبا دیده دانش و علم اموزی وبینش،بهشون نگاه میکنه…خدا رو صدهزار مرتبه شکر.
یکی از مهمترین چیزهایی که من از شما استاد مهربونم ومریم مهربونم یادگرفتم این هست که خاطرات خوب وزیبا بسازم، آگاهانه و با اختیار کامل…
برعکس گذشته که هرچی نگاه میکردم توی هیچ مسافرتی ومراسمی نبود از بچگی تا بزرگسالیم که خاطره بد ازش توی ذهنم نمونده باشه، چه حالا خانواده ودیگران گند میزدن به همه چیز یا خودم با اخلاق گند وبهونه گیرم!!!
اصلا از وقتی شما بهم یاد دادید زیبا بین بشم، از وقتی بهم یادآور شدید که خدا این جهان زیبا واین زمین وهرانچه که درش هست رو برای لذت بردن من از زندگی آفریده، از وقتی بهم یاد دادید بتونم نعمت هایی که برام بدیهی شده ببینم وآگاهانه تحسینشون کنم و قدردانشون باشم، زندگی من پرشده از خاطره های قشنگ…
انقدر خاطره های خوب وقشنگ وبه یاد موندی به لطف خدا توی این 4 سال ساختم که اون چندتا خاطره بد که به شکل تضاد توشون سردرآورده واتفاقا باید میبوده تا ازشون درس بگیرم، گمه!!!
گاهی وقتها صدای ذهنم میاد میگه خب، حالا دیگه چهل سالتم رد شده، دیگه عاقل شدی، بایدم از زندگی درس میگرفتی!!! نکنه دلت میخواست هنوزم بچه بازی دربیاری و گند بزنی به همه چیز؟ که بعدش کلی خاطره بد بمونه توی ذهنت؟
ومن اتفاقا خیلی قاطعانه میام وبه نجواها وصدای ذهنم که میخواد این تغییرات مثبت شخصیتی وزندگی منو عادی جلوه سازی کنه وبی اهمیتشون کنه برام، میگم چی میگی شیطان رجیم؟ چی میگی صدای ذهن نجواگر؟
مگه کم هستند آدمهای اطرافم که طرف 60 و70 سالشه هنوز یاد نگرفته زندگی کردن رو، هنوز بلد نیست از زندگیش از هدیه ای که خدا بهش داده درست استفاده کنه ویه سره غر میزنه، گله وشکایت میکنه وکل عمرش اخلاقش سرسوزن عوض نشده واصلا نخواسته که عوض بشه، واتفاقا با این رفتار واخلاقش کلی به خودش واطرافیانش آسیب زده!!!
آره استاد قشنگم، درست زندگی کردن، مثل آدم زندگی کردن وقدردان زندگی ونعمت ها بودن وزندگی رو هدیه ونعمت دیدن، نعمت بزرگی هست که هرکسی قدرت درکش رو نداره..
خدارو صدهزار مرتبه شکر که دعاهای منو اجابت کرد ومنی که دنبال راز ورمز خوشبختی و خوب زندگی وبندگی کردن بودم، لطفش رو شامل حالم کرد واز طریق دوتا از بهترین بندگانش یعنی شما ومریم جان، رمز وراز خوشبختی رو بهم هدیه داد.
الهی هزاران بار شکر..
پروردگارم ، مهربانم، ای آگاه به حرف دلها ونجواها و گفتگوهای درونی و اگاه به دعاها وراز ونیازها، ازت میخوام تا لحظه ای که زنده هستم، در مسیر شناخت تو ودرک حقایق جهان هستی، در مسیر یکتاپرستی، در مسیر درست بندگی وزندگی ثابت قدم باشم وبدون شک این زیباترین مسیری هست که برام در نظر گرفتی و چندساله توی این مسیر هستم به لطفت …بی نهایت ازت سپاسگزارم خدای مهربونم..
پس ما کی می توانیم این همه زیبایی را ببینیم؟ کی می توانیم پاهای خود را بر روی تخته سنگهایی قرار دهیم که در وسط رودخانه قرار دارند و از قدم گذاشتن بر روی ان لذت ببریم؟ کی می توانیم در کنار گوزنهای زیبا بایستیم با انها حرف بزنیم صبحانه خوردنشان را نگاه کنیم؟ کی می توانیم از کنار رستورانی که وسط میزهایش اتش زبانه می کشد عبور کنیم؟ کی می توانیم صدای اب را هنگامی که در رودخانه برای بودن باتو اواز می خواند را بشنویم و با او بخوانیم؟ کی می توانیم در کنار رودخانه قدم بزنیم اسمان ابیت را ببینیم و از دیدن ابرهای ان لذت ببریم؟ کی می توانیم کدوهای زیبا و گلهای زیباتر را برای جشن هالوین بر روی چمنها در کنار ساختمانهایی زیبا با سقف های شیروانی ببینیم؟ کی می توانیم صدای پرندگان را هنگامی که در کنار جاده هستیم در کنار گوزنها رودخانه چمنزار را بشنویم و لذت ببریم؟
و خداوند به ما جواب می دهد:
جواب این سوالاتت را تو خود می دانی اما باز هم پاره ای از ان را به تو می گویم هر انچه را بخواهی به تو خواهم داد اما
زمانی که ظرف وجودیت به همان اندازه ای رشد کند که گنجایش لازم را داشته باشد
زمانی که منتظر وقوع ان با عجله و بی صبری نباشی منتظر بمانی اما با امید و ایمان که ان روز خواهد رسید نه با نا امیدی و حسرت
زمانی که به قوانین من با هدایتهایم عمل کنی و من بدانم که تو با انگیزه های پر بار و زیبایی که داری می دانی نعمتی که به تو خواهم داد چقدر با ارزش است
زمانی که بدانی هر اتفاقی برایت رقم می خورد بازتابی از خودت است
زمانی که بدانی من در هر شرایطی کنار تو هستم در قلب تو هستم و تو را بیشتر از خودت دوست دارم
زمانی که باور کردی رسیدن به تمامی این ارزوها زمان می خواهد باید تکاملت را طی کنی با خوشحالی و اطمینان و اعتماد به من همه را به من بسپاری و تو نظاره گر باشی
زمانی که بدانی برای طی کردن مسیر باید خودت را باور کنی
زمانی که بدانی و باور کنی من رب توام و تو بنده من
زمانی که بدانی اگر بخواهی بگویی باش می شود
زمانی که بدانی باید تنها مرا بپرستی و تنها از من هدایت بطلبی
زمانی که بدانی شرک خط قرمز من است و مشرک شوی در ان زمان رهایت خواهم کرد به هر راهی که تو بخواهی
زمانی که مرا عاشقانه از روی اخلاص و توحید بپرستی و وجود مرا در قلبت باور کنی
زمانی که بدانی هر انچه را بخواهی به تو خواهم داد چون قول داده ام
زمانی که بدانی قوانینم غیر قابل تغییر است و تا ابد ثابت خواهد ماند
و زمانی که همواره بگویی:
خدایا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم
وقتی سنگ های بزرگ توی رودخونه رو دیدم یه حس قشنگی بهم گفت
ببین شاید این سنگ ها میخاستن جلوی مسیر آب رو بگیرن و متوقفش کنن اما آب ب حرکت خودش از لابه لای سنگ ها ادامه داده و ن تنها سنگ ها مانعش نشدند بلکه زیبایی رودخونه رو دوچندان کردن
زندگی همه مون گاهی از این سنگ ها داره اما باید باور کنیم میشه حرکت کرد میشه ب جلو نگاه کنی میشه ب زیبایی ها توجه کنی و راه هارو خداوند برات باز میکنه
و در نهایت میبینی چقدر وجود اون سنگ ها باعث شده زندگیت و مسیر حرکتت زیباتر بشه
چقدر میزهای رستوران رو دوس داشتم ک وسطش آتیش زیبایی بود تا بشه تو هوای سرد هم از فضای بیرون لذت ببری
چقدر ایده شون رو دوست داشتم
چقدر این جمله ی مریم جان رو تحسین کردم ک گفت ” خدای من زیبایی پشت زیباییی”
آره این همون میوه ی شیرین تحسین کردن های پشت سر هم تونه …
مدام دارید این کشور و این شهر و این جاده و تمیزی و امکانات و زیبایی هاش رو هوای فوق العاده رو برگ های پاییزی رو جریان زیبای رودخونه رو تحسین میکنید
حتی از گوزنی ک داره غذاشو میخوره و شاخ های زیبایی داره نمیگذرید
از خاطرات زیباتون توی سری اول سفر بدور آمریکا ک گفتید من هم با خودم و خاطرات قشنگم تجدید میثاق کردم
ب اون اندازه ای ک استاد شور و شوق و ذوق داشت موقع تعریف کردن نبودم اما قلبم خوشحال و شاد بود از بیاد آوردن نعمت هایی ک خداوند وارد زندگیم کرده
از روزهای قشنگی ک توی روابطم تجربه کردم
از عشق هایی ک بین من و عزیزدلم جاری بوده
از تجربه های زیبای سه نفره و دونفره مون
از جاده ی برفی رویایی ک با عزیزدلم تجربه اش کردیم یکی از اون جاده ها مسیر جنگل دالخانی تو رامسر بود ک خیلیییییی رویایی بود درخت های بلند پوشیده شده از برف ک هربار از روی یکی از اونها برف میریخت رو شیشه ی ماشین و ما پررررر از ذوق و شوق بودیم
از کافه ای ک تو مسیر بهش برخوردیم و یه دمنوش عالی زدیم چقدرررر فضای زیبا و رویایی ای داشت
سلام به همسفرای دوست داشتنیم بخصوص استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین
استاد چنــــد بار این فایل رو دیدم اما نمیدونم چرا روحم نمیذاشت برم فایل بعدی بعد گفتم خب باید کامنت بنویسم در باره اش اما چیزی به ذهنم نمیومد، یکهو صداش رو شنیدم که گفت برو فایلهای قبلی اسموکی مـَونتِین رو ببین، رفتم قسمت 9 تا 15 رو دانلود کردم و دیدم. وااااای انگار راه نفسم باز شد!
_ با قسمت 55 زندگی در بهشت متوجه شدم باید از لحظه لذت ببرم و همزمان این فایلها رو دیدم، تو قسمت 9 خانم شایسته میگن چقدر زندگی زیباست، و از شما، از مایک از پل از رودخونه تشکر میکنن که اون لحظه رو براشون قشنگتر کردید.
_ تو قسمت 1٠ جایی بود که گفتید مایک داشت اتش درست میکرد ولی چوبا خیس شده بودن، و البته که باز هم لذت بردن از هر لحظه و فیلم گرفتن خانم شایسته از بارون بود ( خانم شایسته شما فوق العاده اید)، مسائل زندگی همیشه پیش میان ولی ما نباید استرس بگیریم و نگران بشیم، باید با ایده دادن و آرامش مسئله رو حل کنیم، همین اواز خوندن استاد خودش یه راه لذت بردن از زندگیه، وقتی من و همسرم با هم، با صدای بلند، تو خونه یا تو ماشین، آهنگهای آقای ابی رو میخونیم، با اینکه پسر کوچیکم اون شعر رو بلد نیست که با ما بخونه، ولی اون هم شاد میشه و میخنده.
_ استاد این قسمت 15 دیگه تیر خلاص بود، عاااالی بود عاالی من عااشق اون مهمونی بودم اواز خوندن اون آقا و اون فضا!!! اخرش هم که خانم ریچل با احساس عالی شما و ما رو بدرقه میکنند، استاد شما تو فایل «عادتی که زندگی شما را تغییر میدهد2» گفتید اونجا مردم خیلی از هم تعریف میکنند زیبایی های هم رو بهم میگن مثلا لباست قشنگه اندامت قشنگه، و من این حرفتون رو تو این فایل با چشم و گوش خودم حس کردم خانم ریچل یکهو بهتون گفتن لباستون رو دوست داره
خدایا شکرت بخاطر این فایل جدید برگشتم و فایلهای قبلی همین مکان رو دیدم، چقدر مناظر تابستون و پاییز فرق دارن ولی هردو انقدر قشنگن وااقعا نمیتونم بگم کدوم بهتره، خدایا شکرت بخاطر دیدن این مناظر زیبا
سلام به مریم جان و استاد عزیز و همسفران نازنین این سفر فوق العاده
با دیدن زیبایی های این قسمت از سفرنامه مخصوصا از زاویه ی دید دِرون ، داشتم فکر میکردم چقدر خوبه آگاهانه تمرکزم رو بیارم سمت این همه فراوانی و نعمت و برکت در دنیای اطرافم ، جایی که نمیشه زیبایی رنگارنگ درخت های پاییزی ش رو توصیف کرد یا از لذت تماشای آب های خروشان رودخونه ش راحت رد شد.
چقدر خوبه به جای اینکه مثل خیلی از آدمای اطرافم تمرکزم رو بزارم روی نبود یه سری از نعمت ها مثل آب و برق در این روزهای داغ تابستان بیام به دیدن این همه فراوانی در یک جای دیگه از همین کره ی خاکی توجه کنم و این همه زیبایی رو تحسین کنم و بعد اجازه بدم طبق قانون کائنات هم سمت خودش رو انجام بده.
به قول استاد در قدم هشتم 12 قدم در این دنیا هم فراوانی هست هم کمبود ، هم فقر هست هم ثروت اما این منم که انتخاب میکنم به کدوم بخش از این دنیا توجه کنم تا به همون سمت هدایت بشم.
پس چه چیزی بهتر از تماشای زیبایی های فایل های سفرنامه که بهترین یادآور فراوانی و ثروت جهان اطراف ماست.
تغییر کانون توجه م به سمت امکاناتی که در جای دیگری از همین کره خاکی در اختیار مردم قرار گرفته تا از فضای رودخانه و درخت های اطرافش لذت ببرن من رو از هر کمبودی در پیرامون اطرافم جدا میکنه و میبره سمت فراوانی ها.
و لذت این تماشا جایی به اوج خودش میرسه که قوه ی تخیل هم وارد بازی میشه و من رو میبره در همین فضا تا در هوای مه آلود نشنال پارک اسموکی مانتین همراه شما قدم بزنم و خودم رو به یه قوه ی داغ مهمون کنم .
و اینطوری به اوج احساس خوب میرسم و یه لبخند رضایت بر لبانم نقش میبنده که فرکانس هایی امشب به کائنات مخابره شد که نمیدونم کی و کجا به سمتم برمیگرده و تجربه ای از همین جنس از لذت بردن از زیبایی ها رو نصیبم میکنه ، اما خیالم راحته که من سمت خودم رو انجام دادم .
پس از زمان و چگونگی ، خودم رو رها میکنم و با یه حس رضایت از ته قلبم به کائنات میگم من مهیا و آماده ی دریافت زیبایی های بیشتر هستم.
امیدوارم سهم همه ی ما از این مسیر ، دیدن و تجربه کردن بالاترین حد از زیبایی ها باشه.
سلام به همه دوستان بخصوص استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین
استاد امروز نشانه سایت رو زدم و از خدا خواستم کمکم کنه به درآمد بیشتر برسم، تو متن انتخابی فایل از احساس خوب در لحظه نوشته بود گفتم اوکی من باید فقط حال خودم رو خوب نگه دارم، که خیییلی سخته، اعتراف میکنم دیروز به شدت داشتم تو ذهنم با یه نفر میجنگیدم و شب اتفاق بدی برای خودم رخ داد، اخه نگین تو به او ادم چکار داری اون خونه خودشه تو خونه خودت هفته ای یکبار همو میبینید چرا تو ذهنت بهش ایراد میگیری؟؟! استاد دیشب رفتم تو نوت گوشیم و متنهای پارسال رو دیدم، پارسال خیلی خوب پیشرفت کردم، استاد یه تمرینهای تو نوشته های خودم پیدا کردم که اصلا یاااادم رفته بود مثلا نشانه های ثروت : با یه آدم پولدار حرف زده بودم یا تو آسمون هواپیما دیده بودم اینهارو به عنوان نشانه ثروت نوشته بودم، 43 تا تغییر نوشته بودم که در خودم بوجود آورده بودم تا به پول رسیده بودم الان هنوز 18 تا تغییری که نوشتم رو در خودم ایجاد نکردم
گفتم اهاااا نگین پارسال تو این تمرینها رو انجام دادی و به پول رسیده بودی یاادت رفته فکر کردی همینطوری از آسمون بهت پول رسیده و الان که همونها از بین رفته و پیشرفت نمیکنی هی میگی چرا، خدا توبه پذیر است من از هرجااایی که برگردم سمت خدا، خدا میپذیره و میتونم پیشرفت کنم
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم عزیز دلم
وسلام به دوست عزیزم نگین چقدر برام جالب بود از این تمرین گفتی میشه بیشتر درموردش توضیح بدی من بزرگترین پاشنه آشیل زندگیم بحث ثروته ممنون میشم راهنماییم کنی
چند سال پیشم حتی پارسالمم با امسال قابل قیاس نیست من پارسال سرایدار به مدرسه بودم اما الان خونه گرفتم دوخواب بزرگ جای خوب وسایلم اکثرا عوض شدن رابطه باهمسر واطرافیانم خیلی بهتر شده سرکار میرم برا خودم درامد دارم ولی از تمرینتون خوشم اومد لطفا بیشتر در موردش توضیح بدین دوست دارم انجامش بدم
من قبل از اینکه دوره ثروت یک رو بخرم، تو تلگرام استاد تمام کامنتهای این دوره رو خوندم و تمرینهایی که بچه ها نوشته بودن رو یادداشت کردم و انجام دادم، یکیش یادداشت کردن نشانه های ثروت در زندگیم بود، میگفتم چون من دارم روی خودم از لحاظ ثروت کار میکنم دارم این موارد رو میبینم و اینها نشان میدن که من دارم وارد مدار بالاتر ثروت میشم، مثلا با یکی از فامیلام تلفنی صحبت کردم که ایشون ثروتمند هستن، میگفتم قبلا من با ایشون حرفی نمیزدم اما الان چون من دارم تغییر میکنم این صحبت تلفنی پیش اومد و این مورد رو مینوشتم، یا مثلا یکهو تو آسمون هواپیما میدیدم، چیزهایی که با اینکه ثروت واقعی وارد زندگیم نشده بود اما معنیش این بود که ادامه بده یعنی مسیرت درسته ثروت داره به سمتت میاد، در واقع همون چیزی که استاد میگن نشانه های کوچک رو تایید کنید!
بهتون تبریک میگم بخاطر این تغییراتی که در خودتون و در نتیجه در زندگیتون بوجود آوردید امیدوارم همیشه موفق و سلامت و ثروتمند باشید.
سلام به همسفرای عزیزم
قسمت 125
چقدررویایی که رستوران دردل طبیعت باشه ازکنارش یه رودخونه زلال ودرخشان ردمیشه وسرتاسرفضاش درختای سبزنارنجی قرمز زرد فوق العاده قشنگ بود
اون کدوتنبل ها خیلی دوس داشتم پایینش یه بطری آب بود چقدرخوبه انقدربه جشن وشادی وتزیین اهمیت میدن مثلاوقتی جشن سال نو میشه چقدرهمه جاتزیین کاری میشه ازدرخت ها غرفه فروشنده ها سرتاسرشهرهاشون تزیین میکنن من خیلی دوس داشتم ازجشن سال میلادی هم ویدئو میداشتین آخه خیلی دوش دالم کریسمسو
اون گوزن شاخ بلندداشت علف میخوردچقدرزیبایی اون طبیعت ده برابرکرده بود
اون جاکه استادگفت صبح اول وقت هست وداشت کافی میخوردچقدر حسشودوس داشتم وازخاطرات اولیه سفربه دورامریکا توجاده صحبت میکردین من هم این احساس درک کردم چقدرلذت بخش بود
خدایاشکرت هدایتم کردی به این سفر زیباتاچشممو ذهنمو عادت بدم برای دیدن زیبایی ها واحساس خوب بیشتری تجربه کنم وطبق قانون هدایت بشم به اتفاقات بهتر شرایط بهترادم های بهتر…
بسم الله الرحمن الرحیم
خدایا شکرت بابت این فرصت این رزق این زمان عالی برای دیدن فایل پر برکت
خدایا شکرت وقتم اینجا صرف میکنم
خدایا شکرت خودت بهم توفیق دیدن این فایل ها رو میدی و زمان دیدن این ها رو برام مهیا میکنی
خدایا خدایا چقددددددر دنیات پر از انبوه و فراوانی اصلا هر متر رودخانه آبشار یکی خروشان یکی آرام انبوه جنگل ها درختان سرسبزی رنگ ها سبز پسته ای زرد صورتی قرمز صدای آب خروشان آلاچیق چقدر باحال بود رستورانش وسط میزاش آتیش درست کرده بود
عاشق استاد و مریم جونم هستم از هیچ ذره زیبایی نمیگذرن یعنی سانت به سامت منظره طبیعت بکر زیبایی و رودخونه
خدایا شکرت من میتونم این فایل ها این زیبایی ها رو ببینم خدایا شکرت به من آزادی زمانی دادی وقعا چه عظمت گ انبوهی از درختان گ جنگل ای خدای من تصور کردم روی تپه ای سراس سرسبزی ایستادم دستام باز کردم و روبرگم جنگل انبوه با آسمان مه گرفته گ با عمق وجودم فریاد میزنم خدایا شکرت الهیییی شکر
استادم که سپاسگزاری و تحسین از دهنش نمیفته خیلی خیلی لذت بردم پیش به سوی تجربه اش
1404/08/16
بنام الله مهربانی ها
سلاااااممم از روز 125 ام
چقدددددد تصاویر اول فایل رو دوست داشتم
وقتی رودخونه رو دیدم دقیقا یاد فصل اول افتادم که توی رودخونه صندلی گذاشتید و نشستید
و دققققیقا اخر فایل از همونجا گذر کردین
چقددد حس عجیبی داشت برام
تمام تصاویر فصل اول از جلو چشمم عبور کرد
یه جوری تو ذهنم خاطرات رو باهاتون مرور میکردم انگار جدی جدی تو فصل اول باهاتون اومدم و حضور فیزیکی داشتم کنارتون
خیلیییی مرور خاطرات فصل اول بهم چسبیییید
همش خوبی و خوبی و خوبی بود
عاقاااا
بقول استاد الصِخخخخ (اصل) پاییز اونجاااااست
ترکیب رنگ زرد و سبز و نارنجی و صورتی و میبینم قلبممممم میشکفه
چقدر زیباست اخههههههه
خدایاشکرت
اخر فایل ک درون بچه رفت بالا و اون تصاویر رو فیلمبرداری کرد
بی نظیررررر بووووووود
اون گَوَزناااا
واااای خییلی خوببود
خیلی لذت بردم
خیلییی زیااااد
داشتم تصور میکردم چقددد حال میده کنار اونرودخونه پیکنیک کنی
البته با مراقبت از طبیعت
و چقد تحسین کردم بخاطر جای پارک و اون پیاده رو به سمت رودخونه رو….
یه فیلم از سفرم به کاشان گرفته بودم
داشتم ب برادرم نشون میدادم
گفت شبیه خانم شایسته حرف میزنی چرااا
گفتم بسسسسس کههههه با این سریال زندگی کردممممم
120وخورده ای روزهههه که دارم هرروز این سفر و میبینم
کم کم صحبت کردنم و لحنم شبیه خانم شایسته شده
ایشالله که شخصیتم هم شبیهشون بشه خخخخ
عاقا خلاصه که نمیدونم چطوری تشکر کنم بخاطر حضورتون…
محاله هرروز صبح توی ستاره قطبیم ننویسم که بابت استاد عباسمنش و خانم شایسته سپاسگزارم :)))))
نمیدونم قبل اشنا شدن با شما دقیقا با چه انگیزه ای زندگی میکردم
نمیدونم چطوری بدون درک از قوانین هنوز امیدوار بودم به ادامه ی زندگی
الان که از این زاویه بهش نگاه میکنم
روزی هزاااااار بار خدارو شکر میکنم فقط بخاطر این که روز به روز دارم انسان اگاه تری میشم
و روزی خدارو هزار بار شکر میکنم که تو مدار دیدن این سریال قرار گرفتم
یه جووووری به دیدن این سریال عادت کردم
که صبح چشمام و باز میکنم
اولین فکرم اینه ک برم این قسمت و دانلود کنم زود ببینمش :))))
و وقتایی ک تایمم فشردست و دیدن اون قسمت میوفته به آخر شب،
با یه انگیزه ی عجیبی میرم سراغش
مثل یه پناه میمونه برام از شلوغی ها وروزمرگی:))
خدایاااشکرت که تونستم این عادت خوب رو در خودم ایجاد کنم
عاشقتونم زیاد زیاد
الهی خدا حفظتون کنه…
به نام خداوندبخشنده ی مهربان
سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم
وسلام به تک تک دوستانم.
آخ که چه خاطراتی برامون زنده شد تواین قست، وچقدر خاطره خوب داشتن با اهمیته….
اون اوایل سفرتون بود، فک کنم از قسمت 10 و11 که وارد این نشنال پارک زیبا شدید، فک کنم تابستون بود و مدرسه مایک عزیز تموم شده بود، همه جا سرسبز وقشنگ ….
رودخونه پر آب وکلی آدم که اونجا بودند برای تفریح ولذت بردن…
شما 3 شب اونجا رو بوک کرده بودید ولی دلتون میخواستد که 3 جولای روز استقلال امریکا اونجا باشید، رفتید رزرویشن گفتند بعیده جا باشه، بعد به سایت یه سر زدید و معجزه اسا، 3 شب دیگه فک کنم جا براتون رزرو شد…
یادمه با دوچرخه 3 تایی رفته بودید که یه جایی اینترنت پیدا کنید واتفاقا پیدا کرده بودید و چقدر خوشحال بودید که اینترنت پیدا کردید ومی تونید فایلهارو برامون آپالود کنید.
توی مسیر ادمهایی رو دیدید که با اسب از مسیر رودخونه و جنگل و کوه رد میشدند و دلتون خواست شماهم برید اسب سواری واتفاقا رفتید واز چه مناظر زیبایی برامون فیلم گرفتید، مریم جان اولش می ترسید بعدش انقدر حرفه ای شده بود که برگشت از پشت سرشم فیلم گرفت،((( الهی عزیز دلم، مرسی مریم قشنگم، بووس بهت هزار تا)))
حتی بهمون آموز اسب سواری هم دادید که چطورافسار اسب رو تو دستمون بگیریم که روش کنترل داشته باشیم، چقدر هم اسبت شکمو بود مریم جان هی وامیساد علف میخورد…
یاومه صندلی هاتون رو گذاشته بودید توی رودخونه ونشستید با استاد صحبت کردن ولذت بردن از زیبای ها و مایک عزیز هم تیوپ سواری میکرد تو رودخونه…
یادمه رفته بودید حراجی وسایل نظامی و چاقو خریده بودید، اونجا روی آتیش غذا درست میکردید و صبحونه های خوشمزه…نیمرو با نون توست وگوجه گیلاسی…
با همسایه هاتون اشنا شدید که خانواده بزرگی بودند شب استقلال امریکارو جشن گرفته بودند وگفتید که هرکسی صندلی وغذای خودش رو میاره که مهمونی اسون ولذت بخش بگذره…
چقدرمقشنگ وجالب با پرچم امریکا و وسایل تزئینی ماشین ها و چادرها و آرویها شون رو تزئین کرده بودند..
وانجا که اومدید وسایل و آر وی رو جمع وجور کردید که از نشنال پارک برید و اون خانم مهربون، همسایتون،(Rachel) اومد باعشق باهاتون خداحافظی کرد و باهاتون عکس یادگاری انداخت..
وشما با یه اهنگ زیبا و با تصاویر بی نظیر اون منطقه که چشمهامون رو مهمون دیدنشون کرده بودید از اونجا رفتید و حالا فک کنم بعد 3 سال واندی دوباره برگشتید و خاطره بازی کردیم باهم..
خاطره ها زیادند از اون روزها واون نشنال پارک زیبا، که تابستون به اون زیبایی داشت و حالا پاییز به این زیبایی که برامون فیلم هر دو فصلش رو گرفتید بی نهایت ازتون ممنونم برای تمام عشقهایی که بهمون دادید ومیدید با گرفتن این تصاویر وفیلمهای زیبا، که درس زندگی وبندگی کردن میده به هرکسی که خواهانش هست وبا دیده دانش و علم اموزی وبینش،بهشون نگاه میکنه…خدا رو صدهزار مرتبه شکر.
یکی از مهمترین چیزهایی که من از شما استاد مهربونم ومریم مهربونم یادگرفتم این هست که خاطرات خوب وزیبا بسازم، آگاهانه و با اختیار کامل…
برعکس گذشته که هرچی نگاه میکردم توی هیچ مسافرتی ومراسمی نبود از بچگی تا بزرگسالیم که خاطره بد ازش توی ذهنم نمونده باشه، چه حالا خانواده ودیگران گند میزدن به همه چیز یا خودم با اخلاق گند وبهونه گیرم!!!
اصلا از وقتی شما بهم یاد دادید زیبا بین بشم، از وقتی بهم یادآور شدید که خدا این جهان زیبا واین زمین وهرانچه که درش هست رو برای لذت بردن من از زندگی آفریده، از وقتی بهم یاد دادید بتونم نعمت هایی که برام بدیهی شده ببینم وآگاهانه تحسینشون کنم و قدردانشون باشم، زندگی من پرشده از خاطره های قشنگ…
انقدر خاطره های خوب وقشنگ وبه یاد موندی به لطف خدا توی این 4 سال ساختم که اون چندتا خاطره بد که به شکل تضاد توشون سردرآورده واتفاقا باید میبوده تا ازشون درس بگیرم، گمه!!!
گاهی وقتها صدای ذهنم میاد میگه خب، حالا دیگه چهل سالتم رد شده، دیگه عاقل شدی، بایدم از زندگی درس میگرفتی!!! نکنه دلت میخواست هنوزم بچه بازی دربیاری و گند بزنی به همه چیز؟ که بعدش کلی خاطره بد بمونه توی ذهنت؟
ومن اتفاقا خیلی قاطعانه میام وبه نجواها وصدای ذهنم که میخواد این تغییرات مثبت شخصیتی وزندگی منو عادی جلوه سازی کنه وبی اهمیتشون کنه برام، میگم چی میگی شیطان رجیم؟ چی میگی صدای ذهن نجواگر؟
مگه کم هستند آدمهای اطرافم که طرف 60 و70 سالشه هنوز یاد نگرفته زندگی کردن رو، هنوز بلد نیست از زندگیش از هدیه ای که خدا بهش داده درست استفاده کنه ویه سره غر میزنه، گله وشکایت میکنه وکل عمرش اخلاقش سرسوزن عوض نشده واصلا نخواسته که عوض بشه، واتفاقا با این رفتار واخلاقش کلی به خودش واطرافیانش آسیب زده!!!
آره استاد قشنگم، درست زندگی کردن، مثل آدم زندگی کردن وقدردان زندگی ونعمت ها بودن وزندگی رو هدیه ونعمت دیدن، نعمت بزرگی هست که هرکسی قدرت درکش رو نداره..
خدارو صدهزار مرتبه شکر که دعاهای منو اجابت کرد ومنی که دنبال راز ورمز خوشبختی و خوب زندگی وبندگی کردن بودم، لطفش رو شامل حالم کرد واز طریق دوتا از بهترین بندگانش یعنی شما ومریم جان، رمز وراز خوشبختی رو بهم هدیه داد.
الهی هزاران بار شکر..
پروردگارم ، مهربانم، ای آگاه به حرف دلها ونجواها و گفتگوهای درونی و اگاه به دعاها وراز ونیازها، ازت میخوام تا لحظه ای که زنده هستم، در مسیر شناخت تو ودرک حقایق جهان هستی، در مسیر یکتاپرستی، در مسیر درست بندگی وزندگی ثابت قدم باشم وبدون شک این زیباترین مسیری هست که برام در نظر گرفتی و چندساله توی این مسیر هستم به لطفت …بی نهایت ازت سپاسگزارم خدای مهربونم..
بنام آنکه هستی از عدم کرد
زلال علم جاری از قلم کرد
به نور خود چراغ دانش افروخت
به انسان شیوه ای دانایی آموخت.
سلام خسته نباشید خدمت استاد عزیز گرامی و خانم مهربانش
خدا را صد هزار مرتبه شکر میکنم که این. همه زیبای این همه نعمت فراوانی در اختیار بنده ها گذاشته
واقعا از لحظه لحظه این. ویدیو لذت بردم.
عجب منظره های زیبا و دلنشین بود.
همین که داشتم میدیدم احساس میکردم اونجا هستم
چه رود خانه های قشنگی مناظر طبیعی زیبایی
روح جسم آدم زنده میکنه خدایاشکرت
استاد عزیز ممنون سپاس گذارم زحمت کشیدین این ویدئو زیبا رو گرفتین در اختیار ما ها گذاشتین
خدارو شکر میکنم که هدایت شدم. به این مسیر زیبا که هر لحظه از زندگیم لذت میبرم.
و از استاد عزیزم سپاس گذارم
فایل های زیبا دلنشین اماده میکنه
و دوره های بی نظر صحبت های دل چسب دارن
هربار فایل های استاد میبینم بیشتر انرژی میگیرم بیشتر انگیزه میگیرم خدایا شکرت
انشالله هرجای که هستین خوشحال سلامت باشین
خدایار نگهدار تون
به نام خداوند بخشنده و مهربانم
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
این اولین مرتبه ای است که از خداوند سوال می کنیم:
پس ما کی می توانیم این همه زیبایی را ببینیم؟ کی می توانیم پاهای خود را بر روی تخته سنگهایی قرار دهیم که در وسط رودخانه قرار دارند و از قدم گذاشتن بر روی ان لذت ببریم؟ کی می توانیم در کنار گوزنهای زیبا بایستیم با انها حرف بزنیم صبحانه خوردنشان را نگاه کنیم؟ کی می توانیم از کنار رستورانی که وسط میزهایش اتش زبانه می کشد عبور کنیم؟ کی می توانیم صدای اب را هنگامی که در رودخانه برای بودن باتو اواز می خواند را بشنویم و با او بخوانیم؟ کی می توانیم در کنار رودخانه قدم بزنیم اسمان ابیت را ببینیم و از دیدن ابرهای ان لذت ببریم؟ کی می توانیم کدوهای زیبا و گلهای زیباتر را برای جشن هالوین بر روی چمنها در کنار ساختمانهایی زیبا با سقف های شیروانی ببینیم؟ کی می توانیم صدای پرندگان را هنگامی که در کنار جاده هستیم در کنار گوزنها رودخانه چمنزار را بشنویم و لذت ببریم؟
و خداوند به ما جواب می دهد:
جواب این سوالاتت را تو خود می دانی اما باز هم پاره ای از ان را به تو می گویم هر انچه را بخواهی به تو خواهم داد اما
زمانی که ظرف وجودیت به همان اندازه ای رشد کند که گنجایش لازم را داشته باشد
زمانی که منتظر وقوع ان با عجله و بی صبری نباشی منتظر بمانی اما با امید و ایمان که ان روز خواهد رسید نه با نا امیدی و حسرت
زمانی که به قوانین من با هدایتهایم عمل کنی و من بدانم که تو با انگیزه های پر بار و زیبایی که داری می دانی نعمتی که به تو خواهم داد چقدر با ارزش است
زمانی که بدانی هر اتفاقی برایت رقم می خورد بازتابی از خودت است
زمانی که بدانی من در هر شرایطی کنار تو هستم در قلب تو هستم و تو را بیشتر از خودت دوست دارم
زمانی که باور کردی رسیدن به تمامی این ارزوها زمان می خواهد باید تکاملت را طی کنی با خوشحالی و اطمینان و اعتماد به من همه را به من بسپاری و تو نظاره گر باشی
زمانی که بدانی برای طی کردن مسیر باید خودت را باور کنی
زمانی که بدانی و باور کنی من رب توام و تو بنده من
زمانی که بدانی اگر بخواهی بگویی باش می شود
زمانی که بدانی باید تنها مرا بپرستی و تنها از من هدایت بطلبی
زمانی که بدانی شرک خط قرمز من است و مشرک شوی در ان زمان رهایت خواهم کرد به هر راهی که تو بخواهی
زمانی که مرا عاشقانه از روی اخلاص و توحید بپرستی و وجود مرا در قلبت باور کنی
زمانی که بدانی هر انچه را بخواهی به تو خواهم داد چون قول داده ام
زمانی که بدانی قوانینم غیر قابل تغییر است و تا ابد ثابت خواهد ماند
و زمانی که همواره بگویی:
خدایا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم
خدایا شکرت
به نام خالق زیبایی هااااا و فراوانی ها
وقتی سنگ های بزرگ توی رودخونه رو دیدم یه حس قشنگی بهم گفت
ببین شاید این سنگ ها میخاستن جلوی مسیر آب رو بگیرن و متوقفش کنن اما آب ب حرکت خودش از لابه لای سنگ ها ادامه داده و ن تنها سنگ ها مانعش نشدند بلکه زیبایی رودخونه رو دوچندان کردن
زندگی همه مون گاهی از این سنگ ها داره اما باید باور کنیم میشه حرکت کرد میشه ب جلو نگاه کنی میشه ب زیبایی ها توجه کنی و راه هارو خداوند برات باز میکنه
و در نهایت میبینی چقدر وجود اون سنگ ها باعث شده زندگیت و مسیر حرکتت زیباتر بشه
چقدر میزهای رستوران رو دوس داشتم ک وسطش آتیش زیبایی بود تا بشه تو هوای سرد هم از فضای بیرون لذت ببری
چقدر ایده شون رو دوست داشتم
چقدر این جمله ی مریم جان رو تحسین کردم ک گفت ” خدای من زیبایی پشت زیباییی”
آره این همون میوه ی شیرین تحسین کردن های پشت سر هم تونه …
مدام دارید این کشور و این شهر و این جاده و تمیزی و امکانات و زیبایی هاش رو هوای فوق العاده رو برگ های پاییزی رو جریان زیبای رودخونه رو تحسین میکنید
حتی از گوزنی ک داره غذاشو میخوره و شاخ های زیبایی داره نمیگذرید
از خاطرات زیباتون توی سری اول سفر بدور آمریکا ک گفتید من هم با خودم و خاطرات قشنگم تجدید میثاق کردم
ب اون اندازه ای ک استاد شور و شوق و ذوق داشت موقع تعریف کردن نبودم اما قلبم خوشحال و شاد بود از بیاد آوردن نعمت هایی ک خداوند وارد زندگیم کرده
از روزهای قشنگی ک توی روابطم تجربه کردم
از عشق هایی ک بین من و عزیزدلم جاری بوده
از تجربه های زیبای سه نفره و دونفره مون
از جاده ی برفی رویایی ک با عزیزدلم تجربه اش کردیم یکی از اون جاده ها مسیر جنگل دالخانی تو رامسر بود ک خیلیییییی رویایی بود درخت های بلند پوشیده شده از برف ک هربار از روی یکی از اونها برف میریخت رو شیشه ی ماشین و ما پررررر از ذوق و شوق بودیم
از کافه ای ک تو مسیر بهش برخوردیم و یه دمنوش عالی زدیم چقدرررر فضای زیبا و رویایی ای داشت
از فضاهای پاییزی قشنگی ک تجربه کردیم رودخونه های پرآبی ک رفتیم دیدیم کنارشون لذت بردیم تجربه کردیم
خدای من چه میثاق قشنگیه مرور کردن خاطرات زیبا
قلبم رو باز میکنه
عاشقتونم ک همیشه از دیدنتون یاد میگیرم
همیشه برام تازگی داره این سفر
دقیقا مثل روزهای اولی ک شروع کردم باهاتون
خدایا شکررررت شکرررررت شکررررررت
برای هم مداری با این همه زیبایی .
برای شنیدن صدات
برای دریافت نشونه هات
برای هدایت هات توی این مسیر بهشتی سپاسگزارم نازنین خدای من
سلام به همسفرای دوست داشتنیم بخصوص استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین
استاد چنــــد بار این فایل رو دیدم اما نمیدونم چرا روحم نمیذاشت برم فایل بعدی بعد گفتم خب باید کامنت بنویسم در باره اش اما چیزی به ذهنم نمیومد، یکهو صداش رو شنیدم که گفت برو فایلهای قبلی اسموکی مـَونتِین رو ببین، رفتم قسمت 9 تا 15 رو دانلود کردم و دیدم. وااااای انگار راه نفسم باز شد!
_ با قسمت 55 زندگی در بهشت متوجه شدم باید از لحظه لذت ببرم و همزمان این فایلها رو دیدم، تو قسمت 9 خانم شایسته میگن چقدر زندگی زیباست، و از شما، از مایک از پل از رودخونه تشکر میکنن که اون لحظه رو براشون قشنگتر کردید.
_ تو قسمت 1٠ جایی بود که گفتید مایک داشت اتش درست میکرد ولی چوبا خیس شده بودن، و البته که باز هم لذت بردن از هر لحظه و فیلم گرفتن خانم شایسته از بارون بود ( خانم شایسته شما فوق العاده اید)، مسائل زندگی همیشه پیش میان ولی ما نباید استرس بگیریم و نگران بشیم، باید با ایده دادن و آرامش مسئله رو حل کنیم، همین اواز خوندن استاد خودش یه راه لذت بردن از زندگیه، وقتی من و همسرم با هم، با صدای بلند، تو خونه یا تو ماشین، آهنگهای آقای ابی رو میخونیم، با اینکه پسر کوچیکم اون شعر رو بلد نیست که با ما بخونه، ولی اون هم شاد میشه و میخنده.
_ استاد این قسمت 15 دیگه تیر خلاص بود، عاااالی بود عاالی من عااشق اون مهمونی بودم اواز خوندن اون آقا و اون فضا!!! اخرش هم که خانم ریچل با احساس عالی شما و ما رو بدرقه میکنند، استاد شما تو فایل «عادتی که زندگی شما را تغییر میدهد2» گفتید اونجا مردم خیلی از هم تعریف میکنند زیبایی های هم رو بهم میگن مثلا لباست قشنگه اندامت قشنگه، و من این حرفتون رو تو این فایل با چشم و گوش خودم حس کردم خانم ریچل یکهو بهتون گفتن لباستون رو دوست داره
خدایا شکرت بخاطر این فایل جدید برگشتم و فایلهای قبلی همین مکان رو دیدم، چقدر مناظر تابستون و پاییز فرق دارن ولی هردو انقدر قشنگن وااقعا نمیتونم بگم کدوم بهتره، خدایا شکرت بخاطر دیدن این مناظر زیبا
به نام انرژی بی نهایت
سلام به مریم جان و استاد عزیز و همسفران نازنین این سفر فوق العاده
با دیدن زیبایی های این قسمت از سفرنامه مخصوصا از زاویه ی دید دِرون ، داشتم فکر میکردم چقدر خوبه آگاهانه تمرکزم رو بیارم سمت این همه فراوانی و نعمت و برکت در دنیای اطرافم ، جایی که نمیشه زیبایی رنگارنگ درخت های پاییزی ش رو توصیف کرد یا از لذت تماشای آب های خروشان رودخونه ش راحت رد شد.
چقدر خوبه به جای اینکه مثل خیلی از آدمای اطرافم تمرکزم رو بزارم روی نبود یه سری از نعمت ها مثل آب و برق در این روزهای داغ تابستان بیام به دیدن این همه فراوانی در یک جای دیگه از همین کره ی خاکی توجه کنم و این همه زیبایی رو تحسین کنم و بعد اجازه بدم طبق قانون کائنات هم سمت خودش رو انجام بده.
به قول استاد در قدم هشتم 12 قدم در این دنیا هم فراوانی هست هم کمبود ، هم فقر هست هم ثروت اما این منم که انتخاب میکنم به کدوم بخش از این دنیا توجه کنم تا به همون سمت هدایت بشم.
پس چه چیزی بهتر از تماشای زیبایی های فایل های سفرنامه که بهترین یادآور فراوانی و ثروت جهان اطراف ماست.
تغییر کانون توجه م به سمت امکاناتی که در جای دیگری از همین کره خاکی در اختیار مردم قرار گرفته تا از فضای رودخانه و درخت های اطرافش لذت ببرن من رو از هر کمبودی در پیرامون اطرافم جدا میکنه و میبره سمت فراوانی ها.
و لذت این تماشا جایی به اوج خودش میرسه که قوه ی تخیل هم وارد بازی میشه و من رو میبره در همین فضا تا در هوای مه آلود نشنال پارک اسموکی مانتین همراه شما قدم بزنم و خودم رو به یه قوه ی داغ مهمون کنم .
و اینطوری به اوج احساس خوب میرسم و یه لبخند رضایت بر لبانم نقش میبنده که فرکانس هایی امشب به کائنات مخابره شد که نمیدونم کی و کجا به سمتم برمیگرده و تجربه ای از همین جنس از لذت بردن از زیبایی ها رو نصیبم میکنه ، اما خیالم راحته که من سمت خودم رو انجام دادم .
پس از زمان و چگونگی ، خودم رو رها میکنم و با یه حس رضایت از ته قلبم به کائنات میگم من مهیا و آماده ی دریافت زیبایی های بیشتر هستم.
امیدوارم سهم همه ی ما از این مسیر ، دیدن و تجربه کردن بالاترین حد از زیبایی ها باشه.
در پناه الله یکتا باشیم همگی :)
سلام به همه دوستان بخصوص استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین
استاد امروز نشانه سایت رو زدم و از خدا خواستم کمکم کنه به درآمد بیشتر برسم، تو متن انتخابی فایل از احساس خوب در لحظه نوشته بود گفتم اوکی من باید فقط حال خودم رو خوب نگه دارم، که خیییلی سخته، اعتراف میکنم دیروز به شدت داشتم تو ذهنم با یه نفر میجنگیدم و شب اتفاق بدی برای خودم رخ داد، اخه نگین تو به او ادم چکار داری اون خونه خودشه تو خونه خودت هفته ای یکبار همو میبینید چرا تو ذهنت بهش ایراد میگیری؟؟! استاد دیشب رفتم تو نوت گوشیم و متنهای پارسال رو دیدم، پارسال خیلی خوب پیشرفت کردم، استاد یه تمرینهای تو نوشته های خودم پیدا کردم که اصلا یاااادم رفته بود مثلا نشانه های ثروت : با یه آدم پولدار حرف زده بودم یا تو آسمون هواپیما دیده بودم اینهارو به عنوان نشانه ثروت نوشته بودم، 43 تا تغییر نوشته بودم که در خودم بوجود آورده بودم تا به پول رسیده بودم الان هنوز 18 تا تغییری که نوشتم رو در خودم ایجاد نکردم
گفتم اهاااا نگین پارسال تو این تمرینها رو انجام دادی و به پول رسیده بودی یاادت رفته فکر کردی همینطوری از آسمون بهت پول رسیده و الان که همونها از بین رفته و پیشرفت نمیکنی هی میگی چرا، خدا توبه پذیر است من از هرجااایی که برگردم سمت خدا، خدا میپذیره و میتونم پیشرفت کنم
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم عزیز دلم
به نام خدای جانم
وسلام به دوست عزیزم نگین چقدر برام جالب بود از این تمرین گفتی میشه بیشتر درموردش توضیح بدی من بزرگترین پاشنه آشیل زندگیم بحث ثروته ممنون میشم راهنماییم کنی
چند سال پیشم حتی پارسالمم با امسال قابل قیاس نیست من پارسال سرایدار به مدرسه بودم اما الان خونه گرفتم دوخواب بزرگ جای خوب وسایلم اکثرا عوض شدن رابطه باهمسر واطرافیانم خیلی بهتر شده سرکار میرم برا خودم درامد دارم ولی از تمرینتون خوشم اومد لطفا بیشتر در موردش توضیح بدین دوست دارم انجامش بدم
سلام به دوست عزیزم
من قبل از اینکه دوره ثروت یک رو بخرم، تو تلگرام استاد تمام کامنتهای این دوره رو خوندم و تمرینهایی که بچه ها نوشته بودن رو یادداشت کردم و انجام دادم، یکیش یادداشت کردن نشانه های ثروت در زندگیم بود، میگفتم چون من دارم روی خودم از لحاظ ثروت کار میکنم دارم این موارد رو میبینم و اینها نشان میدن که من دارم وارد مدار بالاتر ثروت میشم، مثلا با یکی از فامیلام تلفنی صحبت کردم که ایشون ثروتمند هستن، میگفتم قبلا من با ایشون حرفی نمیزدم اما الان چون من دارم تغییر میکنم این صحبت تلفنی پیش اومد و این مورد رو مینوشتم، یا مثلا یکهو تو آسمون هواپیما میدیدم، چیزهایی که با اینکه ثروت واقعی وارد زندگیم نشده بود اما معنیش این بود که ادامه بده یعنی مسیرت درسته ثروت داره به سمتت میاد، در واقع همون چیزی که استاد میگن نشانه های کوچک رو تایید کنید!
بهتون تبریک میگم بخاطر این تغییراتی که در خودتون و در نتیجه در زندگیتون بوجود آوردید امیدوارم همیشه موفق و سلامت و ثروتمند باشید.