اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام و تحیت پروردگار بر پیامبر خدا استاد عباس منش بزرگوار و عزیزم
سلام و تحیت پروردگار بر خانم شایسته بزرگوار و عزیزم
سلام و تحیت پروردگار بر اعضای سایت الهی
امروز به شدت حالم بخواطر بحثی که دیشب با استاد کارم داشتم بد بود که در کامنتم دیشب توضیح دادم
امروز نجواها داشت دیوونم میکرد و فقط دست بهم میگفت به آقای برزگر بگو من دیگه نمیام و به فکر یک کارگر باش آقا ما هم پیام دادیم به آقای برزگر و بهش گفتیم دیگه نمیتونم باهاتون همکاری کنم
اون هم ساعت یک بود که پیام داد
مصطفی چرا
مشکلی پیش اومده
خلاصه من دیگه جواب پیام ندادم و شب رفتم سر کار و ازم پرسید و قبل ازینکه برم سر کار نجوا زیاد داشتم که بهش بگو من دیگه نمیام ازم پرسید و من گفتم چی بگم والا با لحن خوب و لبخند و بهم گفت اگر دیگه نمیخوای بیای تصمیم خودت رو بگیر من یکی رو پیدا میکنم و تو این شهر چیزی که زیاد هست نیرو یکی رو پیدا میکنم فقط یه یه هفته ده روز زمان میخوام ازت که یکی رو بزارم جات
امشب هم بال بازوها رو سیخ گرفته بودم و یک سیخ بال بلند شده بود و قسمت پایین سیخ خوب پخته نشد و گفت این سیخ بلند گرفتی و گفت مصطفی ناراحت شدی نه و من گفتم نه ناراحت نشدم من اگر استاد کار با اخلاق خوب باهام برخورد کنه از دستش ناراحت نمیشم
نمیدونم چرا من هر جا رفتم سر کار این ذهنم زوم میکنه روی استاد کار که باهاش بحث کنم و بگم من دیگه نمیام
امشب سرمون شلوغ شد عالی بود فروش و من کارها رو انجام میدادم فقط خشم امام نمیداد خشمی که پنهان شده و ذهنم رو درگیر خودش کرده
من اینجوریم که اگر دست کسی ناراحت بشم تا باهاش بحث و اینا نکنم آروم نمیشم باید باهاش بحث کنم که دلم خالی بشه و یه جورایی باید ببینم که طرف شکست خورده از دست من اونوقت دلم به حالش میسوزه و سعی میکنم دلشو به دست بیارم و بهش میگم ناراحت که نشدی و داشتم این موردها که برای طرف پشت سر گریه کردم از بس ناراحت بودم اینکه چرا با خشم و جوش اومدن جوابش رو دادم و دلش رو شکستم
مثال واضحش همین آقای برزگر هست که من خودم دارم میبینم که دیگه حس خوبی نسبت به من نداره و یه جورایی دلزده شده فکر میکنم
و امشب چند مرتبه اومدم دلش رو به دست بیارم که ذهنم میگه ناراحت هست بخواطر تو و اینا و دارم اون اشتباه هایی که در گذشته میکردم تکرار میکنم که باید جلوی خودم رو بگیرم
نه اول کار که آقای برزگر ما رو آنقدر تحویل میگرفت
نه حالا که اخلاقش من فکر میکنم تغیر کرده و مثل قبل نیست
امشب بهش گفتم من ازت اخلاق خوب میخوام پول نمیخوام و بهم گفت میخوای بشینیم بگیم و بخندیم و شوخی کنیم و پول هم بهت ندیم
این یعنی مصطفی تو کار فرق میکنه تو نباید ناراحت بشی اینو بارها بهم گفته ولی من نمیدونم چرا اینقدر زود ناراحت میشم و طاقت نمیاره احساسم که ناراحت نشم و به هم نریزم
من گیر کردم فقط و فقط اگر بتونم این مرحله خشم رو رد کنم فکر میکنم مرحلهای بعد بتونم ردشون کنم به یاری خدا
مرحله قبل که درگیرش بودم درد پاهام بود که بشدت درد میگرفت و الان آنقدر راحت شده برام که حد نداره خدا را شکر جسمم عادت کرده
ولی امام از این ذهن و امام از این زبان که کنترل کردنش خیلی سخته
خلاصه به آقای برزگر گفتم فکرهام رو میکنم و بهت خبر میدم که بیام سر کار یا نیام و صبر هم میکنم که کارگر بگیری
آخر کار هم آشپزخونه رو تمیز و مرتب کردم و اومد تو اشپزخونه و بهم گفت مصطفی خسته نباشی و منم گفتم شما خسته نباشی و فقط چنتا سیخ مونده بود که کباب کشید و من گذاشتم تو ظرف شویی و ده دقیقه مونده بود به دوازده و من پیشبندم رو بیرون آوردم و حالا این ذهن میگه آقای برزگر ناراحت شده این سیخ ها رو نشستی حالا دوباره چیزی پیشود مگه و اینا خوب ساعت کاریم تموم شده حالا من امروز ده دقیقه زودتر لباس تن کردم درسته اشتباهه ولی گاهی از اوقات چون من دوازده میرم و مغازه تا یک و نیم باز هست سیخ و ظرف زیاد میمونه که خودم فرداشب میشورم و حالا اگر فردا کارگر شیفت صبح بیاد اون ظرفهای دوازده به بعد شب رو میشوره
داشتم امشب به خودم میگفتم مصطفی تو پیش خدا رو سفیدی فقط به این دلیل که جوش نیومدی پیش برزگر خشمت رو کنترل کردی و رابطه تو با آقای برزگر خوب هست
خدایا کممکم کن من به کمک تو نیاز دارم
خدایا هدایتم کن
خدایا من سخت بهت محتاج هستم
خدایا من نیازمنده تو هستم کمکم کن
خدایا کمکم کن بتونم ادامه بدم و جور و وسیله ای کن که انصراف ندم کارم رو
خدایی که عاشقه منه و زمین و آسمان رو مسخر من کرده الهی شکرت سپاسگزارتم
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم و دوستان توحیدیم
ما با باور و افکارمون هر لحظه شرایط رو خلق میکنیم یعنی این قدرت رو خداوند به ما داده
و اما باز هم به ما بستگی داره که چطوری فکر و باور کنیم و شرایط رو به نفعه خودمون رقم بزنیم یا به ضرر خودمون
جهان هر لحظه به توجه و فرکانس ما پاسخ میدهد
امروز داشتم دوره عزت نفس رو گوش میکردم و از کانون توجه داشت استاد صحبت میکرد یهویی انگار خداوند صدام زد و گفت اینو قشنگ گوش کن و همینو آویزه گوشت کن و ادامه مسیر رو برو که اتفاقات خوب و پول و ثروت بوم بوم بوم وارد زندگیت میشود منو میگی چنان گوشام تیز شد و از ذوق زیاد اومدم نوشتم و نوشتم و یاد حرفه استاد تو فایلهای قبلیش افتادم که میگفت اون موقعها اوایل که داشتن روی قوانین کار میکردن وقتی فهمیدن کانون توجه چیه و چطوری کار میکند و شروع کردن به عمل کردن درهای نعمت و ثروت به رویشون باز شد
و هدایت امروز و فهم من از اون چیزی که گوش میکردم
و من اومدم نوشتم برای خودم جهان به توجه من پاسخ میده به هر چی فکر کنم جهان تحته فرمان من ست زمین و آسمون مسخر من ست
جهان منتظره که من به چه چیزی توجه میکنم و فرکانس میفرستم و سریع میگه چشم قربان و همون به شکل اتفاقات و شرایط وارد زندگیم میکند خب حالا که فهمیدم به خودم گفتم من از امروز فرمان میدم آگاهانه و تو هم جواب بده به همین راحتی و خودم خندم گرفت چرا قبلا انجام نمیدادم
بعد به خودم گفتم چون در مدارش قرار نگرفته بودم و کلی شکرگزاری نوشتم از خدای خوب و مهربانم از هدایت و الهاماتش
استاد عزیزم وقتی روی خودت کار میکنی و میخوای طبق قانون جلو بری و لذت ببری و زندگی کنی کنترل ذهن داری چقدر راحت و شیرین از درو دیوار همه میخوان بهت کمک کنن بهت قانون رو بگن دستانه خدا هستن برات و یه جورایی فرشته ها دور و اطرافت هستن تا تو به اون چیزی که توجه کردی برسی
منم به خودم و خدای خودم قول دادم تعهد دادم این مسیر زیبا رو میرم و با ایمان به قدرتت ادامه میدم و بهترینها رو از آنه خودم میکنم چون لایقشون هستم
و میخوام هر روز ایمان و توکلم بهت بیشتر بشه
و حضور گرمتو حس کنم و روی شونه هات بشینم و برم به سمته بهترینها
خدایا از خزانه ثروت الهیت بر من ببخش
استاد ممنونتم دوست داشتم امروز بیام و این هدایت رو با شما به اشتراک بذارم و بگم یه قدم بالا رفتم
امروز که این فایلو دیدم انگار صدتا زنجیر از ذهنم باز شد و غل و زنجیرهایی که چسبیده بود بهم و اجازه قدم اول برداشتن رو به من نمیداد.چند هفته بود میخاستم گوشواره بخرم ولی نمیتونستم میخاستم یه پولی غیرمنتظره و نعمت غیرمنتظره بیاد به سمتم نمیشد و هی میگفتم چه جوری آخه ،امروز که این فایل رو گوش دادم و استاد گفتن من خالق زندگی خودم هستم و نباید بزارم تابع شرایط و محدودیتها باشم از خدا هدایت خواستم که بتونم این شرایطو خلق کنم و مطمئن بودم که خدا منو هدایت میکنه و بیشتر از خودم دوس داره که من به خاسته ام برسم ناگهان یه ایده اومد که تو یه انگشتر طلا داری که نه استفاده ای میکنی و نه به دستت میاد برو طلافروشی عوضش کن ذهنم هی میگفت نه ولش کن یه موقع ضرر میکنم ولی دلم گفت انجامش بده خوشحال میشی سود و ضرری در کار نیست مهم خلق کردنه رفتم طلا رو دادم و همون سه تا چیزی که میخاستم رو بدست آوردم گوشواره ، سکه ، پول نقد و من چیزی رو که میخاستم خلق شد. خداروشکر بابت این هدایت و این فایل که واقعن زنجیرهای ذهنمو باز کرد و باورمو نسبت به اینکه من خالق شرایطم هستم بیشتر کرد.
اره خداوند خلق شرایط و نوع زندگیمون رو در اختیار خودمون گذاشته و ما تا زمانی که اینو عمیقا باور نکنیم نمیتونیم تغییری در شرایط زندگیمون ایجاد کنیم چون ایمان نداریم نمیتونیم با ایمان قدم بر داریم خدایا برای خلق زندگی که دوس دارم بهم قدرت بده بتونم تغییر کنم بتونم قدم بردارم خدایا همه چی رو به دستای قدرتمند خودت سپردم
این جمله رو باید با طلا نوشت چرا که خود من به شخصه هر چی دارم در حال حاضر از تفکر درباره این موضوع هست.قبلا یادمه بسیار ناراحتی و غم و اندوه و مشکلات و استرس داشتم و اصلا آرامش نداشتم و بسیار آدم تودار و افسرده ای بودم تا اینکه این جمله رو شنیدم و سعی کردم به اعمال ذهنم برم و کندوکاو کنم خودمو و ببینم چه کردم که این زندگی پر از حسرت و پر از آرزوهای نرسیده رو برای خودم رقم زدم و متوجه شدم که چقدر در حق خودم ظلم کرد چقدر میتونستم آرامش داشته باشم ولی با باورها و حرفهای بیهوده فقط و فقط زندگی و روزهای عمرمو از دست دادم ولی ی جایی هم متوجه شدم هر لحظه که بخوام میتونم این شرایط رو برای خودم عوض کنم و تصمیم گرفتم خودم خالق ریز و درشتهای زندگیم باشم و چقدر هم موفق بودم و به لطف خدا تا الان هم خیلی زندگیم رو به آرامش و چیزهای دلخواهم رفته و امید دارم که خداوند منو به بهترینهای دیگه هم هدایت میکنه.ااهی شکر
درسته استاد ما هرچیو بخوایم میتونیم تو زندگی خودمون ایجاد کنیم ولی ما متاسفانه اون ایمانی که شما دارین رو نداریم و هرکاری که بخواهیم بکنیم هزار جور بهانه میاریم امیدوارم که خود من بتونم از این فایل بسیار گرانبها زندگیم رو تغییر بدم با ایمان به خدا حرکت کنم
سلام اقای دهقان ببینید خودتون با اقای عباسمنش مقایسه نکنید سعی کنید خودتون رو با کسی مقایسه نکنید اقای عباسمنش سالها روی باور های خودشون کار کردن تا به این نتیجه رسیدن شما هم فایل های عباسمنش رو بیشتر گوش بدید باور های خودتون رو تقویت کنید بیشتر فایل ها رو گوش بدید کم کم شما هم ایمان تون زیاد میشه انشاالله مطمئن هستم بیشتر رو خودتون کار کنید بیشتر باورهاتون روی فرکانس مثبت قرار بدید بیشتر اموزش ببینید بیشتر کتاب بخونید تا بهترین ها براتون اتفاق بیوفته مستمر به فایل ها گوش بدین انشاالله مثل استادمون موفق میشیم فقط باید تلاش کنیم و باورهامون رو مثبت نگه داریم موفق باشید
وقتی به این مسیر هدایت شدم و عضو سایت شدم ، شروع کردم به گوش کردن فایلها .
یادمه آن روزها ، من فقط گوش میکردم و درک درستی از حرفهای استاد نداشتم .
یه طوری مثل مسکن بود و حالم خوب میکرد.
با گوش کردن همین فایلها و بودن در این مسیر کم کم صحبتهای استاد برایم واضح تر شد ولی هنوز به درک قانون نرسیده بودم .
خیلی هم عجله داشتم برای رسیدن به
خواسته هایم.
این استمرار در مسیر دلیلی شد که کمی آگاه بشم به قوانین و از همه مهمتر اینکه باور کنم
من خالق شرایط زندگیم هستم.
اعتراف میکنم هنوز به شکل صد در صد به درک این باور نرسیدم .
هر بار که من دارم روی باورهام کار میکنم بهتر میشم .
الان من به خیلی از خواسته هایم رسیدم.
خوونه دلخواهم
فرزند سالم و صالح
روابط عاطفی خوب
درآمد خوب
آزادی مالی و زمانی
سلامتی
آرامش و
باور به نیرویی که همیشه کنارمه و منو داره هدایت میکنه.
شخصیت سپاسگزار بودن و خیلی موارد دیگه که اگه بخوام بنویسم خیلی میشه.
من الان نتیجه تو دستمه ولی باز هر بار به خودم میگم ،
هنوز اول راههم و باید خیلی در درک قانون ، زمان و انرژی و تمرکز بزارم .
باید خیلی روی تغییر باورهایم زمان بزارم و روی خودم کار کنم.
اولش کمی انرژی بیشتری میخواد ولی وقتی افتادی تو جاده ، خیلی راحتتر میشه ادامه داد مخصوصاً وقتی که نتیجه هم میگیری بهتر میشه ذهن را کنترل کرد و تازه انگیزه میگیری برای بهتر شدن .
خدایا سپاسگزارت هستم که منو هدایت کردی
به این مسیر زیبا و شگفت انگیز.
خدایا سپاسگزار توهستم که منو خالق شرایط دلخواهم کردی.
شرایط نباید برای ما تصمیم بگیرند ما باید خالق زندگی خودمان باشیم
ما بیابان را تبدیل به مزرعه کردیم ما اختراعات و جامعه را پیشرفت میدهیم
پس ما خالقیم و تابع شرایط نیستیم و زندگی درست را بر پایه های درست اجرا کنیم
ما صد در صد خالق زندگی خود هستیم
مانند زندگی استاد که در بندرعباس و تهران و آمریکا و…شرایطی که دوست داشتند برای خودشون رقم زدند
شاید الان به کسی بگید مسخره ات بکنند ولی در مسیر که قرار بگیری برای خودت رقم بزنی وقتی مومنتوم مثبت را رعایت کنید و صبار شکور باشی و توحیدی عمل کنی فرکانس مثبت میفرستی و اتفاقات مثبت را برای خودت رقم میزنی
وقتی در مسیر هستی و هر آنچه بخواهی برای خودت رقم میزنی و هدایت میشی و بهت الهام میشه و کافیه الهامات را درک و اجرا کنید
ایمان و باورها را تقویت کنید بهترینها را برای خودتون رقم بزن
چند روزی است که در تلاشم برای رسیدن به احساس خوب، در حال یافتن خواسته هام از دل تضاد ها هستم
برای آرامش بیشتر و دور شدن از شلوغی های شهر با آبجیم اومدیم کرج پیش خاله ام که توی یه باغ زندگی میکنه وقتی رسیدیم دیدیم خونه شون مهمون است اینا رفتن دوباره مهمون اومد و منی که دنبال خلوت و سکوت بودم افتادم وسط شلوغی اما تلاش کردم که ذهنم را کنترول کنم اینم فرصتی دونستم تا با آدم های جدید اشنا بشم تازه متوجه شدم من و همه اعضای این سایت چقدر طرز فکر متفاوتی از افکار عمومی داریم بازم خواسته ای در من شکل گرفت که همانا برای من لذت در سکوت، آرامش و خیره شدن به درختان تنومندی است که سر به فلک کشیده
صبح از خدا تقاضا کردم خلوتی برایم درین طبیعت زیبا فراهم کند
از صبح تا عصر علاوه بر اینکه خبری ازین خلوت نبود همینطور داشت مهمون هاشون زیادتر میشد تا اینکه عصر همه رفتن و فقط موندیم منو ابجی با خاله و شوهرش
برق ها هم دوساعت قطع شد اون فرصت رویایی که منتظرش بودم فرارسید
روی تخت کنار استخر فرش پهن کردیم با چایی خوشمزه همه جا سکوت بود فقط صدای جوجه مرغ بود و صدای سگ ها…
من سرم را گذاشتم و خیره شدم به آسمان زیبایی که ستاره ها چشمک میزدن، هوا خیلی دلپذیر بود یه نسیم خنکی اونم وسط تابستان صورتم را نوازش میکرد باد دلپذیری میوزید و رقصیدن برگ های درختان صحنه قشنگی بود و من از تجربه این فضا لذت بردم در حین حال نجوا ها هم ولم نمیکرد اما من اهمیت ندادم و شروع کردم با صحبت کردن با خدا
همچنان که چشمانم به آسمان زیبا خیره شده بود به خودم یادآوری میکردم که خدا چه مشکلاتی را از من حل کرده چه در های را برام باز کرده و کجا امداد غیبی بهم رسونده
قلبم بهم گفت ایمان به غیب را در وجودت تقویت کن….
در تمام اون یکی دو ساعتی که هم باخودم و با خدا حرف زدم انگار خدا بهم با اطمینان کامل میگفت تو که دوره احساس لیاقت داری بچسپ به این دوره همه چی ساختن احساس لیاقته
خودتو لایق بدون ما هم تو را لایق همسر خوب، ثروت، و همه چیز های خوب میدونیم من خیلی واضح این پیام را دریافت کردم نه تنها امشب که بلکه چند روز است تنها راه حل مشکلات و راه رسیدن به خواسته هام بهم الهام میشه که احساس لیاقتم را تقویت کنم
به نام خداوند بخشنده و مهربان
به نام خدایی که قدرت فقط دست اونه
به نام خدایی که از رگ گردن بهم نزدیکتره
به نام خدای رزاقم
سلام و تحیت پروردگار بر پیامبر خدا استاد عباس منش بزرگوار و عزیزم
سلام و تحیت پروردگار بر خانم شایسته بزرگوار و عزیزم
سلام و تحیت پروردگار بر اعضای سایت الهی
امروز به شدت حالم بخواطر بحثی که دیشب با استاد کارم داشتم بد بود که در کامنتم دیشب توضیح دادم
امروز نجواها داشت دیوونم میکرد و فقط دست بهم میگفت به آقای برزگر بگو من دیگه نمیام و به فکر یک کارگر باش آقا ما هم پیام دادیم به آقای برزگر و بهش گفتیم دیگه نمیتونم باهاتون همکاری کنم
اون هم ساعت یک بود که پیام داد
مصطفی چرا
مشکلی پیش اومده
خلاصه من دیگه جواب پیام ندادم و شب رفتم سر کار و ازم پرسید و قبل ازینکه برم سر کار نجوا زیاد داشتم که بهش بگو من دیگه نمیام ازم پرسید و من گفتم چی بگم والا با لحن خوب و لبخند و بهم گفت اگر دیگه نمیخوای بیای تصمیم خودت رو بگیر من یکی رو پیدا میکنم و تو این شهر چیزی که زیاد هست نیرو یکی رو پیدا میکنم فقط یه یه هفته ده روز زمان میخوام ازت که یکی رو بزارم جات
امشب هم بال بازوها رو سیخ گرفته بودم و یک سیخ بال بلند شده بود و قسمت پایین سیخ خوب پخته نشد و گفت این سیخ بلند گرفتی و گفت مصطفی ناراحت شدی نه و من گفتم نه ناراحت نشدم من اگر استاد کار با اخلاق خوب باهام برخورد کنه از دستش ناراحت نمیشم
نمیدونم چرا من هر جا رفتم سر کار این ذهنم زوم میکنه روی استاد کار که باهاش بحث کنم و بگم من دیگه نمیام
امشب سرمون شلوغ شد عالی بود فروش و من کارها رو انجام میدادم فقط خشم امام نمیداد خشمی که پنهان شده و ذهنم رو درگیر خودش کرده
من اینجوریم که اگر دست کسی ناراحت بشم تا باهاش بحث و اینا نکنم آروم نمیشم باید باهاش بحث کنم که دلم خالی بشه و یه جورایی باید ببینم که طرف شکست خورده از دست من اونوقت دلم به حالش میسوزه و سعی میکنم دلشو به دست بیارم و بهش میگم ناراحت که نشدی و داشتم این موردها که برای طرف پشت سر گریه کردم از بس ناراحت بودم اینکه چرا با خشم و جوش اومدن جوابش رو دادم و دلش رو شکستم
مثال واضحش همین آقای برزگر هست که من خودم دارم میبینم که دیگه حس خوبی نسبت به من نداره و یه جورایی دلزده شده فکر میکنم
و امشب چند مرتبه اومدم دلش رو به دست بیارم که ذهنم میگه ناراحت هست بخواطر تو و اینا و دارم اون اشتباه هایی که در گذشته میکردم تکرار میکنم که باید جلوی خودم رو بگیرم
نه اول کار که آقای برزگر ما رو آنقدر تحویل میگرفت
نه حالا که اخلاقش من فکر میکنم تغیر کرده و مثل قبل نیست
امشب بهش گفتم من ازت اخلاق خوب میخوام پول نمیخوام و بهم گفت میخوای بشینیم بگیم و بخندیم و شوخی کنیم و پول هم بهت ندیم
این یعنی مصطفی تو کار فرق میکنه تو نباید ناراحت بشی اینو بارها بهم گفته ولی من نمیدونم چرا اینقدر زود ناراحت میشم و طاقت نمیاره احساسم که ناراحت نشم و به هم نریزم
من گیر کردم فقط و فقط اگر بتونم این مرحله خشم رو رد کنم فکر میکنم مرحلهای بعد بتونم ردشون کنم به یاری خدا
مرحله قبل که درگیرش بودم درد پاهام بود که بشدت درد میگرفت و الان آنقدر راحت شده برام که حد نداره خدا را شکر جسمم عادت کرده
ولی امام از این ذهن و امام از این زبان که کنترل کردنش خیلی سخته
خلاصه به آقای برزگر گفتم فکرهام رو میکنم و بهت خبر میدم که بیام سر کار یا نیام و صبر هم میکنم که کارگر بگیری
آخر کار هم آشپزخونه رو تمیز و مرتب کردم و اومد تو اشپزخونه و بهم گفت مصطفی خسته نباشی و منم گفتم شما خسته نباشی و فقط چنتا سیخ مونده بود که کباب کشید و من گذاشتم تو ظرف شویی و ده دقیقه مونده بود به دوازده و من پیشبندم رو بیرون آوردم و حالا این ذهن میگه آقای برزگر ناراحت شده این سیخ ها رو نشستی حالا دوباره چیزی پیشود مگه و اینا خوب ساعت کاریم تموم شده حالا من امروز ده دقیقه زودتر لباس تن کردم درسته اشتباهه ولی گاهی از اوقات چون من دوازده میرم و مغازه تا یک و نیم باز هست سیخ و ظرف زیاد میمونه که خودم فرداشب میشورم و حالا اگر فردا کارگر شیفت صبح بیاد اون ظرفهای دوازده به بعد شب رو میشوره
داشتم امشب به خودم میگفتم مصطفی تو پیش خدا رو سفیدی فقط به این دلیل که جوش نیومدی پیش برزگر خشمت رو کنترل کردی و رابطه تو با آقای برزگر خوب هست
خدایا کممکم کن من به کمک تو نیاز دارم
خدایا هدایتم کن
خدایا من سخت بهت محتاج هستم
خدایا من نیازمنده تو هستم کمکم کن
خدایا کمکم کن بتونم ادامه بدم و جور و وسیله ای کن که انصراف ندم کارم رو
خدایا پروردگارا به نیاز دارم کمکم کن
خدایا
سپاسگذارم اینکه امشب هم کمکم کردی تا ادامه بدم
سپاسگذارم سپاسگذارم سپاسگذارم
با آرزوی بهترینها برای چشم هایی که کامنت منو خوند
به نام خداوند بخشنده و مهربانم خدای قدرتمندم
خدایی که عاشقه منه و زمین و آسمان رو مسخر من کرده الهی شکرت سپاسگزارتم
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم و دوستان توحیدیم
ما با باور و افکارمون هر لحظه شرایط رو خلق میکنیم یعنی این قدرت رو خداوند به ما داده
و اما باز هم به ما بستگی داره که چطوری فکر و باور کنیم و شرایط رو به نفعه خودمون رقم بزنیم یا به ضرر خودمون
جهان هر لحظه به توجه و فرکانس ما پاسخ میدهد
امروز داشتم دوره عزت نفس رو گوش میکردم و از کانون توجه داشت استاد صحبت میکرد یهویی انگار خداوند صدام زد و گفت اینو قشنگ گوش کن و همینو آویزه گوشت کن و ادامه مسیر رو برو که اتفاقات خوب و پول و ثروت بوم بوم بوم وارد زندگیت میشود منو میگی چنان گوشام تیز شد و از ذوق زیاد اومدم نوشتم و نوشتم و یاد حرفه استاد تو فایلهای قبلیش افتادم که میگفت اون موقعها اوایل که داشتن روی قوانین کار میکردن وقتی فهمیدن کانون توجه چیه و چطوری کار میکند و شروع کردن به عمل کردن درهای نعمت و ثروت به رویشون باز شد
و هدایت امروز و فهم من از اون چیزی که گوش میکردم
و من اومدم نوشتم برای خودم جهان به توجه من پاسخ میده به هر چی فکر کنم جهان تحته فرمان من ست زمین و آسمون مسخر من ست
جهان منتظره که من به چه چیزی توجه میکنم و فرکانس میفرستم و سریع میگه چشم قربان و همون به شکل اتفاقات و شرایط وارد زندگیم میکند خب حالا که فهمیدم به خودم گفتم من از امروز فرمان میدم آگاهانه و تو هم جواب بده به همین راحتی و خودم خندم گرفت چرا قبلا انجام نمیدادم
بعد به خودم گفتم چون در مدارش قرار نگرفته بودم و کلی شکرگزاری نوشتم از خدای خوب و مهربانم از هدایت و الهاماتش
استاد عزیزم وقتی روی خودت کار میکنی و میخوای طبق قانون جلو بری و لذت ببری و زندگی کنی کنترل ذهن داری چقدر راحت و شیرین از درو دیوار همه میخوان بهت کمک کنن بهت قانون رو بگن دستانه خدا هستن برات و یه جورایی فرشته ها دور و اطرافت هستن تا تو به اون چیزی که توجه کردی برسی
منم به خودم و خدای خودم قول دادم تعهد دادم این مسیر زیبا رو میرم و با ایمان به قدرتت ادامه میدم و بهترینها رو از آنه خودم میکنم چون لایقشون هستم
و میخوام هر روز ایمان و توکلم بهت بیشتر بشه
و حضور گرمتو حس کنم و روی شونه هات بشینم و برم به سمته بهترینها
خدایا از خزانه ثروت الهیت بر من ببخش
استاد ممنونتم دوست داشتم امروز بیام و این هدایت رو با شما به اشتراک بذارم و بگم یه قدم بالا رفتم
شکرت شکرت شکرت سپاسگزارتم
در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند
سلام به استاد عزیز و مریم جان
امروز که این فایلو دیدم انگار صدتا زنجیر از ذهنم باز شد و غل و زنجیرهایی که چسبیده بود بهم و اجازه قدم اول برداشتن رو به من نمیداد.چند هفته بود میخاستم گوشواره بخرم ولی نمیتونستم میخاستم یه پولی غیرمنتظره و نعمت غیرمنتظره بیاد به سمتم نمیشد و هی میگفتم چه جوری آخه ،امروز که این فایل رو گوش دادم و استاد گفتن من خالق زندگی خودم هستم و نباید بزارم تابع شرایط و محدودیتها باشم از خدا هدایت خواستم که بتونم این شرایطو خلق کنم و مطمئن بودم که خدا منو هدایت میکنه و بیشتر از خودم دوس داره که من به خاسته ام برسم ناگهان یه ایده اومد که تو یه انگشتر طلا داری که نه استفاده ای میکنی و نه به دستت میاد برو طلافروشی عوضش کن ذهنم هی میگفت نه ولش کن یه موقع ضرر میکنم ولی دلم گفت انجامش بده خوشحال میشی سود و ضرری در کار نیست مهم خلق کردنه رفتم طلا رو دادم و همون سه تا چیزی که میخاستم رو بدست آوردم گوشواره ، سکه ، پول نقد و من چیزی رو که میخاستم خلق شد. خداروشکر بابت این هدایت و این فایل که واقعن زنجیرهای ذهنمو باز کرد و باورمو نسبت به اینکه من خالق شرایطم هستم بیشتر کرد.
به نام خدای عشق
روز چهاردهم از ردپای من
اره خداوند خلق شرایط و نوع زندگیمون رو در اختیار خودمون گذاشته و ما تا زمانی که اینو عمیقا باور نکنیم نمیتونیم تغییری در شرایط زندگیمون ایجاد کنیم چون ایمان نداریم نمیتونیم با ایمان قدم بر داریم خدایا برای خلق زندگی که دوس دارم بهم قدرت بده بتونم تغییر کنم بتونم قدم بردارم خدایا همه چی رو به دستای قدرتمند خودت سپردم
و خدایی که در این نزدیکیست
این جمله رو باید با طلا نوشت چرا که خود من به شخصه هر چی دارم در حال حاضر از تفکر درباره این موضوع هست.قبلا یادمه بسیار ناراحتی و غم و اندوه و مشکلات و استرس داشتم و اصلا آرامش نداشتم و بسیار آدم تودار و افسرده ای بودم تا اینکه این جمله رو شنیدم و سعی کردم به اعمال ذهنم برم و کندوکاو کنم خودمو و ببینم چه کردم که این زندگی پر از حسرت و پر از آرزوهای نرسیده رو برای خودم رقم زدم و متوجه شدم که چقدر در حق خودم ظلم کرد چقدر میتونستم آرامش داشته باشم ولی با باورها و حرفهای بیهوده فقط و فقط زندگی و روزهای عمرمو از دست دادم ولی ی جایی هم متوجه شدم هر لحظه که بخوام میتونم این شرایط رو برای خودم عوض کنم و تصمیم گرفتم خودم خالق ریز و درشتهای زندگیم باشم و چقدر هم موفق بودم و به لطف خدا تا الان هم خیلی زندگیم رو به آرامش و چیزهای دلخواهم رفته و امید دارم که خداوند منو به بهترینهای دیگه هم هدایت میکنه.ااهی شکر
به نام خداوند بخشنده مهربان
روز چهاردهم
درسته استاد ما هرچیو بخوایم میتونیم تو زندگی خودمون ایجاد کنیم ولی ما متاسفانه اون ایمانی که شما دارین رو نداریم و هرکاری که بخواهیم بکنیم هزار جور بهانه میاریم امیدوارم که خود من بتونم از این فایل بسیار گرانبها زندگیم رو تغییر بدم با ایمان به خدا حرکت کنم
سلام اقای دهقان ببینید خودتون با اقای عباسمنش مقایسه نکنید سعی کنید خودتون رو با کسی مقایسه نکنید اقای عباسمنش سالها روی باور های خودشون کار کردن تا به این نتیجه رسیدن شما هم فایل های عباسمنش رو بیشتر گوش بدید باور های خودتون رو تقویت کنید بیشتر فایل ها رو گوش بدید کم کم شما هم ایمان تون زیاد میشه انشاالله مطمئن هستم بیشتر رو خودتون کار کنید بیشتر باورهاتون روی فرکانس مثبت قرار بدید بیشتر اموزش ببینید بیشتر کتاب بخونید تا بهترین ها براتون اتفاق بیوفته مستمر به فایل ها گوش بدین انشاالله مثل استادمون موفق میشیم فقط باید تلاش کنیم و باورهامون رو مثبت نگه داریم موفق باشید
بنام خدای بخشنده و مهربان
خدایا هر آنچه که دارم از آن توست و تو به
دادی.
خدایا هر خیری از تو به من برسد من فقیرم.
سلام
وقتی به این مسیر هدایت شدم و عضو سایت شدم ، شروع کردم به گوش کردن فایلها .
یادمه آن روزها ، من فقط گوش میکردم و درک درستی از حرفهای استاد نداشتم .
یه طوری مثل مسکن بود و حالم خوب میکرد.
با گوش کردن همین فایلها و بودن در این مسیر کم کم صحبتهای استاد برایم واضح تر شد ولی هنوز به درک قانون نرسیده بودم .
خیلی هم عجله داشتم برای رسیدن به
خواسته هایم.
این استمرار در مسیر دلیلی شد که کمی آگاه بشم به قوانین و از همه مهمتر اینکه باور کنم
من خالق شرایط زندگیم هستم.
اعتراف میکنم هنوز به شکل صد در صد به درک این باور نرسیدم .
هر بار که من دارم روی باورهام کار میکنم بهتر میشم .
الان من به خیلی از خواسته هایم رسیدم.
خوونه دلخواهم
فرزند سالم و صالح
روابط عاطفی خوب
درآمد خوب
آزادی مالی و زمانی
سلامتی
آرامش و
باور به نیرویی که همیشه کنارمه و منو داره هدایت میکنه.
شخصیت سپاسگزار بودن و خیلی موارد دیگه که اگه بخوام بنویسم خیلی میشه.
من الان نتیجه تو دستمه ولی باز هر بار به خودم میگم ،
هنوز اول راههم و باید خیلی در درک قانون ، زمان و انرژی و تمرکز بزارم .
باید خیلی روی تغییر باورهایم زمان بزارم و روی خودم کار کنم.
اولش کمی انرژی بیشتری میخواد ولی وقتی افتادی تو جاده ، خیلی راحتتر میشه ادامه داد مخصوصاً وقتی که نتیجه هم میگیری بهتر میشه ذهن را کنترل کرد و تازه انگیزه میگیری برای بهتر شدن .
خدایا سپاسگزارت هستم که منو هدایت کردی
به این مسیر زیبا و شگفت انگیز.
خدایا سپاسگزار توهستم که منو خالق شرایط دلخواهم کردی.
استاد عزیزم برای این فایل ارزشمند سپاسگزار
شما هستم
در پناه الله یکتا
سلام و درود
امیدوارم حال دلتون عالی باشه
خداوندا هر آنچه دارم بی شک از آن توست
ما خالق شرایط خودمان هستیم
روش بهتر
شرایط نباید برای ما تصمیم بگیرند ما باید خالق زندگی خودمان باشیم
ما بیابان را تبدیل به مزرعه کردیم ما اختراعات و جامعه را پیشرفت میدهیم
پس ما خالقیم و تابع شرایط نیستیم و زندگی درست را بر پایه های درست اجرا کنیم
ما صد در صد خالق زندگی خود هستیم
مانند زندگی استاد که در بندرعباس و تهران و آمریکا و…شرایطی که دوست داشتند برای خودشون رقم زدند
شاید الان به کسی بگید مسخره ات بکنند ولی در مسیر که قرار بگیری برای خودت رقم بزنی وقتی مومنتوم مثبت را رعایت کنید و صبار شکور باشی و توحیدی عمل کنی فرکانس مثبت میفرستی و اتفاقات مثبت را برای خودت رقم میزنی
وقتی در مسیر هستی و هر آنچه بخواهی برای خودت رقم میزنی و هدایت میشی و بهت الهام میشه و کافیه الهامات را درک و اجرا کنید
ایمان و باورها را تقویت کنید بهترینها را برای خودتون رقم بزن
در پناه خداوند یکتا شاد و سعادتمند باشید
بنام خدای بخشنده و مهربان
درود به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیزم
روزشمار تحول زندگی من/ روز چهاردهم
چند روزی است که در تلاشم برای رسیدن به احساس خوب، در حال یافتن خواسته هام از دل تضاد ها هستم
برای آرامش بیشتر و دور شدن از شلوغی های شهر با آبجیم اومدیم کرج پیش خاله ام که توی یه باغ زندگی میکنه وقتی رسیدیم دیدیم خونه شون مهمون است اینا رفتن دوباره مهمون اومد و منی که دنبال خلوت و سکوت بودم افتادم وسط شلوغی اما تلاش کردم که ذهنم را کنترول کنم اینم فرصتی دونستم تا با آدم های جدید اشنا بشم تازه متوجه شدم من و همه اعضای این سایت چقدر طرز فکر متفاوتی از افکار عمومی داریم بازم خواسته ای در من شکل گرفت که همانا برای من لذت در سکوت، آرامش و خیره شدن به درختان تنومندی است که سر به فلک کشیده
صبح از خدا تقاضا کردم خلوتی برایم درین طبیعت زیبا فراهم کند
از صبح تا عصر علاوه بر اینکه خبری ازین خلوت نبود همینطور داشت مهمون هاشون زیادتر میشد تا اینکه عصر همه رفتن و فقط موندیم منو ابجی با خاله و شوهرش
برق ها هم دوساعت قطع شد اون فرصت رویایی که منتظرش بودم فرارسید
روی تخت کنار استخر فرش پهن کردیم با چایی خوشمزه همه جا سکوت بود فقط صدای جوجه مرغ بود و صدای سگ ها…
من سرم را گذاشتم و خیره شدم به آسمان زیبایی که ستاره ها چشمک میزدن، هوا خیلی دلپذیر بود یه نسیم خنکی اونم وسط تابستان صورتم را نوازش میکرد باد دلپذیری میوزید و رقصیدن برگ های درختان صحنه قشنگی بود و من از تجربه این فضا لذت بردم در حین حال نجوا ها هم ولم نمیکرد اما من اهمیت ندادم و شروع کردم با صحبت کردن با خدا
همچنان که چشمانم به آسمان زیبا خیره شده بود به خودم یادآوری میکردم که خدا چه مشکلاتی را از من حل کرده چه در های را برام باز کرده و کجا امداد غیبی بهم رسونده
قلبم بهم گفت ایمان به غیب را در وجودت تقویت کن….
در تمام اون یکی دو ساعتی که هم باخودم و با خدا حرف زدم انگار خدا بهم با اطمینان کامل میگفت تو که دوره احساس لیاقت داری بچسپ به این دوره همه چی ساختن احساس لیاقته
خودتو لایق بدون ما هم تو را لایق همسر خوب، ثروت، و همه چیز های خوب میدونیم من خیلی واضح این پیام را دریافت کردم نه تنها امشب که بلکه چند روز است تنها راه حل مشکلات و راه رسیدن به خواسته هام بهم الهام میشه که احساس لیاقتم را تقویت کنم
به نام خداوند جهان آفرین
سلام استاد سلام مریم جان
استاد میگه می رسه روزی که بخاطر قوانین ثابت جهان سپاسگزاری کنیم
خدایا بابت قوانین ثابت جهان هستی سپاسگزارم خدایا شکرت
ما خالق هستیم هر چقدر اینو باور کنیم اتفاق میافتد
و این باعث شده وقتی خواسته پیش میاد ذوق کنیم و بگیم به لطف خدا خواستم شد
و وقتی ناخواسته میاد بگیم چطور ازش رد بشم و غر نزنیم
استاد من برای انجام کارهای صبح می نوشتم و چقدر عالی 80درصد رقم میخورد
هفته قبل منتظر بودم کاری اوکی شود و نشد
چند جا تماس و پیام دادم
باز نشد
گفتم خدایا الان من میتونم اینطوری حسن خوب و حواسم پرت کنم
و چه خوب دستان خدا فرصت داد و چه خوب کارها بعد چند روز به بهترین شکل که ممکن بود انجام شده باید شکرت
توکل و قبول اینکه ما خالق هستیم خیلی خوب و عالی هست
عاشق رفتن به طبیعت و خوابیدن هستم
خب امسال حور نشد ولی دلم خیلی میخواست
خدا دستانش را فرستاد شرکت همسرم چهارشنبه را جایگزین تعطیلی یک شنبه کردند و وقتی همسرم گفت
بهش گفتم بریم گفت نظر خودمم همینه و
دیشب را در کنار رود در هوای بسیار خنک سپری کردم
همه چیز آروم و عالی است خدایا شکرت بابت همه چیز
شاد موفق و ثروتمند باشید در پناه خداوند متعال