فقط روی خدا حساب باز کن - صفحه 29 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2262 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    عاطفه نوری گفته:
    مدت عضویت: 2269 روز

    و توکل بر خدایی ک هرگز نمیمیرد…

    پروردگارم تسلیم امر شما هستم و هرلحظه پناه میبرم به درگاهت یا الله روزی دهنده ام

    فقط باید روی شما حساب باز کرد

    عزت دهنده شمایی

    نعمت دهنده شمایی

    سربلند کننده شمایی

    سرافراز کننده شمایی

    شمایی ک کافی ترین هستید

    یا الله به چشم دیدم تحقیر و توهینهارو و شما چطور با تضادها ب عزت و برکت و نعمت برای من تبدیلش کردید..

    یا الله فقط و فقط«« ایاک نعبد و ایاک نستعین»»

    عاشقتونم استاد عزیزم عاشقتونم خانوم شایسته جانم استادم الگوی من زن قوی و توحیدی و موحد و مستقل و پر از استقامت…

    درود میفرستم به ذات و شرافت و توحیدی بودن شما و بینهایت تحسین میکنم و سپاسگزاری میکنم و قدر دانی.

    متعهدم ک بیشتر مکتوب کنم در سایت علاوه بر اینکه هرلحظه در دفترهایم مکتوب میکنم متعهدم ک بیشتر اینجا مشق بنویسم صلات خودم رو انجام دهم و فرکانسهای خالص‌تری رو ارسال کنم به جهان زیبا…

    در تنگناها و نجواها ک قرار میگیرم بارها با خودم گفتم اگر این سایت و آگاهی ها نبود من چه وضعیتی رو میداشتم!!!

    من عاشق این جمله ام خداوند بنده هاش رو درمانده نمیگذره «« آیه قرآن والضحی»»

    خداوند هزاران دست و وسیله و برکت‌ها داره من دلم رو بینهایت قوی تر میکنم و استقامتم رو بیشتر و بیشتر برای ادامه دادن این مسیر…

    استاد عزیزم استاد توحیدی نازنینم خودتون تجربه کردید و میدانید من در قلبم چه میگذرد از دست دادن عزیز یکی از سخت ترین تضادها…

    دلتنگی نجواها ناراحتی اما با این وجود توکل کردن به الله و استقامت و ادامه دادن…

    این برایم مثل بهشت می ماند فقط و فقط به عشق توحید و الله پروردگار و آخرت ادامه دادن ها و تقوی کردنها این برایم کافیست…

    فقط روی خدا حساب میکنم و فقط به عشق و انرژی الله و توحید عزیزم ادامه میدهم…

    یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاهِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ««ای اهل ایمان، (در پیشرفت کار خود) از صبر و مقاومت کمک گیرید و به ذکر خدا و نماز توسّل جویید که خدا با صابران است.»»

    =======================

    إِنَّ ٱلَّذِینَ قَالُواْ رَبُّنَا ٱللَّهُ ثُمَّ ٱسۡتَقَٰمُواْ تَتَنَزَّلُ عَلَیۡهِمُ ٱلۡمَلَـٰٓئِکَهُ أَلَّا تَخَافُواْ وَلَا تَحۡزَنُواْ وَأَبۡشِرُواْ بِٱلۡجَنَّهِ ٱلَّتِی کُنتُمۡ تُوعَدُونَ

    ««آنان که گفتند: محققا پروردگار ما خداى یکتاست و بر این ایمان پایدار ماندند فرشتگان رحمت بر آنها نازل شوند (و مژده دهند) که دیگر هیچ ترسى (از وقایع آینده) و حزن و اندوهى (از گذشتۀ خود) نداشته باشید و شما را به همان بهشتى که (انبیا) وعده دادند بشارت باد»»

    =======================

    ٱلَّذِینَ إِذَآ أَصَٰبَتۡهُم مُّصِیبَهࣱ قَالُوٓاْ إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّآ إِلَیۡهِ رَٰجِعُونَ

    ««آنان که چون به حادثۀ سخت و ناگوارى دچار شوند (صبورى پیش گرفته و) گویند: ما به فرمان خدا آمده‌ایم و به سوى او رجوع خواهیم کرد»»

    =======================

    پروردگار عزیزو نازنینم خیلی وقتها عرصه بر من تنگ میشه و دلتنگ و نگران و سراسر نجوا اما اما من تسلیم نجواهای شیطانی نمیشوم و ادامه میدهم پر قدرت قوی تر به عشق توحید و به شوق الله و با قدرت بیشتر سپاسگزاری کردن و به اتصال رسیدن تمام تمام عشق وهدفم همین هست یا الله وگرنه تمام نعمتهای مادی داده می‌شود و پروردگارم کریم کریمان عالم است من ترسی ندارم از نداشتن ها و دیر شدن ها اوست که کافیست و بخشنده و مهربان ‌خالق و مالک و ولی و سرپرست من هست و این برایم کافیست …

    حتی عزیزترینم مادرم هم در زندگی ام من مالکش نبودم و نیستم پس چرا معبودی جز الله رو نپرستم و وابسته نباشم…

    عاشقتونم استاد عزیزم تمام باورهایم رو بنیادین با شما در حال تغییر دادن و رشدم …

    قدردانتون هستم استادم سپاسگزارم راضی ام و قوی ام و ادامه میدهم

    =======================

    مادر عزیزو نازنینم بهت قول داده بودم فتح کنم قله ی توحید رو و قوانین الله رو و پای قولم هستم و متعهدترین حالت ممکن به عشق توحید الله رب ادامه میدهم…

    ======================

    فَسَقَى لَهُمَا ثُمَّ تَوَلَّى إِلَى الظِّلِّ فَقَالَ رَبِّ إِنِّی لِمَا أَنْزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ

    ««موسی گوسفندانشان را سیراب کرد و (با حالی خسته) رو به سایه درختی آورد و گفت: بار الها، من به خیری (یعنی زندگانی و قوت و غذایی) که تو (از خوان کرمت) نازل فرمایی محتاجم.»»

    من فقیرترینم به درگاهت یا الله به هرنفسی هر قدمی و هر برکتی من فقیرترین هستم به درگاهت یا رب…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  2. -
    آرزو گفته:
    مدت عضویت: 1045 روز

    بِنَصْرِ اللَّهِ ۚ یَنْصُرُ مَنْ یَشَاءُ ۖ وَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ

    هر که را بخواهد یارى مى‌کند، و اوست شکست‌ناپذیر مهربان.

    وَعْدَ اللَّهِ ۖ لَا یُخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَهُ وَلَٰکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ

    این وعده‌ای است که خدا کرده؛ و خداوند هرگز از وعده‌اش تخلّف نمی‌کند؛ ولی بیشتر مردم نمی‌دانند

    5 و6 روم

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    الان چهارروزه که من این فایل رو روزی چند بار گوش میدم.

    فقط روی خدا حساب باز کن

    هر چی میخوام برم فایلهای بعدی انگار یه حسی بهم میگه دوباره و دوباره باید گوشش کنم.

    حس میکنم خدا میخوادبهم بگه اگه توحیدی تر شم برا یه جوری همه چیز رو درست میکنه که حتی فکرشم نمیتونم بکنم از کجا وچه جوری.

    این چند روز که این فایل رو گوش میدم وکامنت هاشو میخونم با خوندن کامنت فرشادعزیزیه حسی اومدتو وجودم، اشک وخنده ام قاطی بود.

    خدای من منم مثل فرشاد ازت میخوام که توحیدی تر شم.

    خدای من میخوام فقط بگم خودت، تویی که همه چیزی، تویی که اول وآخری، تویی که ظاهر وباطنی.

    تو برام همه کسی رب من.

    خدای من، من این مسیر رو دوست دارم وبا تمام قلبم دوست دارم تو این مسیر بمونم تا لحظه مرگم.

    خدای من منو به خودت وصل کن، من میخوام عاشق ودلباخته تو باشم.

    میخوام به هر طرف نگاه کنم فقط تو رو ببینم.

    رب من، فرمانروای من، خداوند قادر من میخوام هر لحظه از زندگیم فقط تو باشی، توی قلبم، توی ذهنم، روی زبانم.

    خدای مهربونم منو تو آغوشت بگیر، دست منو ول نکن، من تازه تازه دارم تو رومیشناسم، تازه دارم میفهمم چه خدایی هستی و من خبر نداشتم.

    رب من کمکم کن هرروز توحیدی تر ازروز قبل بشم.

    توی عقل کل یه شعری یکی از بچه ها نوشته بود که رفت تو عمق وجودم:

    همه دنیا بخواد وتو بگی، نه

    نخواد و تو بگی آره، تمومه

    همین که اول وآخر، توهستی

    به محتاج تو محتاجی، حرومه

    خدای من آرزو رو تنها نزار که بدون تو هیچه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  3. -
    مهدی رحیمی گفته:
    مدت عضویت: 2249 روز

    فقط و فقط روی خداوند حساب باز کن

    سلام استاد عزیزم استادی که با قلبش با ما سخن میگوید نه با ذهنش .

    خوشحالم دوباره دیدگاه مینویسم انقدر تو زندگیم روی حرف دیگران حساب باز کردم که واقعا با یک بار گوش دادن این فایل ها نمیشه درست بشه بلکه با میلیاردها بار تکرار این فایل ها و میلیارد ها بار عمل به آین آگاهیی ها میشه روی این باور کار کرد واقعا کار یک روز و دو روز نیست این سومین یا چهارمین دیدگاهم هست که بر روی این فایل میزارم اما هر بار گوش میدم انگار این گوش دادن مال امروز هست و فردا دوباره ادم گذشتم هستم

    خیلی بیشتر دارم درک میکنم که شما میفرمایید باید همیشه روی خودتون کار کنید …

    حالا میفهمم که چرا دیدگاه ها رو خودتون منتشر میکنید بخاطر یاداوری اینها به خودنون …

    احسنت بشما استاد که قانون رو خیلی خوب درک کردید این نشان از تسلیم بودن شما در برابر جریان هدایت هست که خیلی خوب درک میکنید و تفاوت مسیر درست و مسیر نادرست رو بخوبی درک میکنید …

    این نشان از تمرکز شما بر روی آنچه از درون گفته میشه هست ….

    این نشان از تمرکز شما به اصل و فرع هست ….

    هر بار این فایل رو گوش میدم یاد پدر خدابیامرزم میفتم که همیشه میگفت فقط خدا و فقط روی خدا حساب باز کن ..

    هر کاری میکرد تو زندگیش فقط میگفت خدا یادم میاد اخر عمری آلزایمر گرفته بود و منی که بچش بودم رو فراموش کرده بود اما هیچوقت خدا رو فراموش نکرده بودی صبح و شب میگفت خداااا خداااا خداااا

    و خب همون خدا باعث شده در شهرش بیش از 100 مغازه و خونه داشته باشه هر بار این موضوع رو به خودم یاداوری میکنم که باعث رشد و پیشرفت و ثروت پدرم تنها خدا بود و همواره شاهد بودم به هیچکس قدرت نمیداد فقط به خدا قدرت میداد…الهی شکرت برای وحود این سایت و این فایل سپاسگزارم استاد عزیزم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  4. -
    اراس حسین زاده گفته:
    مدت عضویت: 387 روز

    به نام خداوند هدایتگرم

    روز شمار تحول من فصل 1 روز17

    سلام استاد عزیزم .تجربه من از روزی که فقط روی خدا حساب باز کردم تو سن نوزده سالگیم بود من از سن 17 و18 سالگی شروع کردم به نماز خوندن وقرآن خوندن اون نماز خوندن به من حس خوبی نمی داد اما آخر هر نمازم دعا میکردم وبا خداوند حرف میزدم که خیلی حس خوبی بهم میداد قرآنم میخوندم همراه با معنی واون جاهایی که خط قرمز بود وعذاب داشت مثل غیبت بد گویی دروغ

    سعی میکردم بهش عمل کنم و کم کم شخصیتم تغییر کرد همه از اخلاق من تعریف میکردن واز من راضی بودن .من خواستگارای زیادی داشتم اما تصمیم نداشتم ازدواج کنم تا سن نوزده سالگی

    که تو خونه با تضادهایی روبرو شدم دوس داشتم

    دیگه از اون خونه برم تصمیم گرفتم ازدواج کنم .

    اما نمیدونستم کدوم یکی از این ادما میتونه همسر مناسبی برای من باشه همه اونا آدمای خوبی نبودن یعنی هم آدمای خوبی که می‌شناختم به خواستاری میومدن هم آدمایی که مورد تایید من نبودم . من اون موقع اصلا قانون نمیدونستم یادم میاد یه روز از خدا سوال کردم گفتم خدایا مگه چه چیزی درون من میگذره که این آدم که اصلا مورد تایید من نیست به خودش اجازه داده بیاد خواستگاری من .از اون روز به بعد احساس اجز وناتوانی کردم گفتم خدایا من از درون این ادما

    خبر ندارم من هیچ شناختی از اینا ندارم خودت به من بگو من نمیدونم چه کسی اون معیارهایی که من میخوام داره من هیچ قدرتی ندارم خدایا تو به زنبور عسل وحی میکنی مگه من اشرف مخلوقات نیستم به منم باید وحی کنی خودت باید برای من انتخاب کنی .بعد یه مدت عروسی یکی از فامیلا بود . عروسی تو کوچه برگزار شد وتو تالار نبود من دم در بودم . یهو توجهم رفت رو عموم که به استقبال یکی داشت میرفت من اصلا اون نمیشناختم واصلا ندیده بودم تا اون روز تو اون فاصله داشتم نگاه میکردم که ببینم کیه یهو یه باد شدید اومد ومن یه صدایی شنیدم نه با گوشم با قلبم اون صدا انقدر بلند بود که من خوشکم زده بود و جرات نمیکردم برگردم فکر کردم همه ی آدمهای که اونجا بودن این صدارو شنیدن ودارن به من نگاه میکنن ضربان قلبم انقدر بالا رفته بود فکر میکردم الان قلبم از سینم بیرون میزنه اون صدا گفت که این همسر تو بعد من با خجالت آروم آروم برگشتم دیدم اصلا کسی حواسش به من نیست پاهام اصلا جون نداشت داشتم میفتادم که

    یه گوشه نشستم وگفتم خدایا این دیگه چی بود.

    بعد من با همسرم آشنا شدم وباهاش ازدواج کردم اون خیلی آدم خوبیه من توسن نوزده سالگی با کسی که خداوند عزیزم برای من انتخاب کرد ازدواج کردم وتو سن 29 سالگی با استاد آشنا شدم وخدای مهربان وهدایگرمو پیدا کردم .خدایا شکرت که من همسری مهربان دادی سپاسگزارم به خاطر تمام داشتها ونداشتهایم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  5. -
    ارمان مشایخی گفته:
    مدت عضویت: 3878 روز

    استاد منم مثل شما تو دوره دانشگاه با همه استادام دوست شدم البته بگم بابیشتر افرادی که تو دانشگاه مسئول هستن هم دوست شدم

    فقط به خاطر اینکه فکر میکردم اونا میتونن کاری کنن که معدلم بشه 18 خدایا منو ببخش که به خاطر چند نمره چه کارهای که نکردم ?چند دقیقه پیش رفتم سایت دانشگاه چک کردم دیدم تاریخ تحلیلی زده 10 بعد از تمامی دوستام سوال کردم گفتن نمره 17 اوردن بعد اعصابم خورد شد گفتم خدایا چرا این اتفاق برای من فقط رخ داد که یک لحظه اسم این فایل اومد تو ذهنم فهمیدم که چه گناهی بزرگی مرتکب شدم

    خدایا ببخش منو

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  6. -
    مالک عباسی گفته:
    مدت عضویت: 3079 روز

    سلام ودرود ب همه ی همراهان عزیز وقرار گرفته در مدار و صراط مستقیم وهدایت شدگان…

    دوستان خوبم

    سلام

    الان که داشتم متنی رو که خانم شایسته ی عزیز تو کانال تلگرامی قرار دادن میخوندم

    این متن انقدر زیبا بود انقدر عمیق وصمیمی بود که منو ب وجد آورد

    اون روزی رو یادم اورد که داشتم با ماشینم یک مسیر سر سبزو بینظیری رو میرفتم و فایل استاد رو گوش میدادم که خیلی خلاصه شده بود همین فایل( فقط رو خدا حساب کن )انقدر خودمو ب خدای وهابم نزدیک احساس میکردم که حد نداشت

    پونصد متر مونده ب مقصدم مسیر ی پیچ تند کنترل ماشینمو از دست دادم که یه شیب خیلی تند رو به پایین داشت ارتفاعشم خیلی زیاد بود ماشینم شونه خالی کرد ب سمت شیب

    منم مطمئن بودم که کاری از دستم برنمیاد تو اون لحضه تنها ی چیز ب ذهنم اومد وگفتم (خدایا ب امید تو)و ماشین شروع کرد ب غلط خوردن …دویاسه بار غلط خورد وروی در سمت راننده وایساد ب پهلو… شیشه جلویی ماشینم جا مانده بود اون لحظه خیلی گیج بودم سریع از شیشه اومدم بیرون دور از ماشین نشستم

    بچه ب همون خدایی که بهش توکل کردم هیچیم نشد.. ن زخمی ن شکستگیی ن چیزی

    صحیح وسالم

    هر کی صحنرو میدید میگفت باورمون نمیشه چیزیت نشده

    حالا خودتون نکته ی این ماجرا رو پیدا کنین

    وقتی توکل میکنی…

    وقتی خدارو صاحب همه چی میدونی

    همه جوره حواسش بهت هست!!!

    همتونو ب خدا میسپرم

    تنها فرمانروای جهان هستی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  7. -
    ساناز رستمی گفته:
    مدت عضویت: 1776 روز

    سلام به استاد و همگی دوستان مهربان 🍀

    ردپای هفدهم

    چند روزه کلا حس میکنم ارتباطم با خدا قطع شده البته حواسم بود و دنبال این بودم که تمرکزم رو بیارم رو نعمتها رو خواسته ها و احساسم رو بهتر کنم تا ارتباطم با خدا رو حس کنم

    خب این فایل جز اولین فایلهای بود که قبلا گوش کردم و منو تکون داد منی که شدیدا وابسته به دیگران بودم و فکر میکردم اگر اونها نباشن من دیگه نمیتونم هیچ کاری بکنم

    مخصوصا اینکه من فرزند آخر خانواده هستم و فاصله سنی بقیه از من خیلی زیاد هست و من مقصر نبودم اینطوری بزرگ شده بودم و این باورها در من شکل گرفته بود

    به مرور طوری شد بی تجربه بودن من و اعتماد بی چون چرا قبول کردن هر نوع و باوری کار رو مشکل کرده بود و وابستگی …

    کلا یه جایی یهو خسته شدم از اظهار نظرهای مدام دیگران تو کارهام و شاید هم اونا هم خسته شده باشن از ساپورت من…

    و شرایط طوری شد که کلا تنها شدم و به قول استاد اینقدر رو بقیه حساب باز کرده بودم که با صورت خوردم زمین…

    ترس شدید از تنهایی، ترس از اینکه نتونم از پس خیلی از کارها بر بیام و ترس از اینکه تجربه خیلی از کارها رو ندارم و نیاز دارم یکی کمکم کنه و شدید حس کردم من آدم مستقلی نیستم و حتی یادمه به دوستم گفتم که من میخوام آدم مستقلی باشم از تنهایی در هر کار و شرایطی نترسم…

    تو اون شرایط بود که با سایت آشنا شدم و این فایل رو شنیدم

    یادمه حتی نمیتونستم آپارتمانم رو اجاره بدم بلد نبودم تنهایی تا حالا این کار رو نکردم و چقدر اذیت شدم بنگاه رفتم اومدم… آدمهای مختلف، ترس و حتی بنگاهداره چقدر اذیت کرد مستاجرهای نامناسب، حتی سیم کشی و عوض کردن شیرهای خونه رو خودم انجام دادم به تنهایی خیلی اذیت شدم چون باورم این بود وقتی یه خانم تنها این کارها رو به تنهایی انجام بده بقیه مزاحمش میشن از سیم کش تا لوله کش تا بنگاه و… و این اتفاق هم افتاد

    آپارتمانم رو دادم نقاشی کردن شیر آب ها رو عوض کردم برق و.. خلاصه تعمیرات زیادی احتیاج داشت انجام داده بودم و به خاطر باورم کلی هم اذیت شده بودم و چند ماهی بود که به خاطر ترس از اذیت شدن ترس از اینه بازم مستاجر بد یا بنگاهی بد گیرم بیاد هیچ کاری نمیکردم

    همش منتظر بودم برادری خواهری کسی بیاد بهم کمک کنه…

    وقتی در شرایط خیلی سخت قرار گرفتم خیلی خیلی بد و احتیاج داشتم حتما آپارتمانم رو اجاره بدم و از اجاره استفاده کنم گفتم باید با همه ترسهام مواجه بشم باید به تنهایی انجامش بدم

    حتی رو کاغذ نوشتم باید فردا صبح انجامش بدم از خدا کمک خواستم

    هدایت شدم به سمت یه بنگاهی محترم کلید رو دادم گفتم خودتون مستاجر آوردید نشون بدید به ظهر نکشید یه مستاجر محترم که همش کلمات مثبت مبارک، به سلامتی، خیر برکت، فقط به کار میبرد و خانم هم بود پیدا شد

    جالبه که هر وقت کرایه رو واریز میکنه زنگ میزنه میگه مبارکتون باشه به سلامتی و شادی استفاده کنید

    وقتی رو دیگران حساب باز میکردم یا ضربه میخوردم یا اونجور که اونا میخواستن باید عمل میکردم یا مدام منت میذاشتن و هر کاری هم که براشون انجام میدادم باز کم بود همش طلبکار بودن استاد درست میگن

    بازم خلاص شدم از یه باور بد و اونم حساب کردن رو دیگران یا نگه داشتن اونها با هر زور و زحمت برای روز مبادا

    من که پریروز از کارم استعفا کردم رئیسم تهدید کرد ترک کارت رو زودتر رد میکنم تا بیمه ات خراب بشه یا ترک کارت رو میذارم آخر ماه رد میکنم که خودت نتونی بیمه ات رو رد کنی بیمه ات خراب بشه فاصله بیافته

    اولش یکم ناراحت شدم بعد گفتم آخه این آدم قدرتی نداره بذار هر کاری که میخواد بکنه من اگر باور کنم اون میتونه به من ضرر بزنه اون قدرت میگره

    اصلا شاید خیری در این جریان هست قدرت مطلق خداست

    منتظر خیر و برکت خداوندم احساس خوب مساوی با اتفاقات خوب رو در ذهنم تکرار میکنم

    و الان کمی ارتباطم با گوش کردن به فایل استاد با خدا بیشتر حس میکنم آرام تر شدم و مجدد باید گوش بدم

    به امید سلامتی شادی برای استاد و دوستان مهربان

    ۱۳بدر همگی مبارک🌺

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  8. -
    بهاره صرام گفته:
    مدت عضویت: 1547 روز

    به نام خدا

    فایل هفدهم سفرنامه

    خداوند و درست وقتی فهمیدمش که سعی کردم برای آبی که مینوشم شکرش کن ،

    خداوند و وقتی فهمیدمش که تونستم عاشق باشم ، دلیل و توجیهی نیارم برای اینکه عشق بورزم ،

    خداوندِ من داخل آینست ،

    آینه ای که منو به من نشون میده ،

    خداوند صورتگری بی نظیره و بهترین صورت ها رو برای هرکدوم ما خلق کرده ( و احسن صورکم )

    خداوند و وقتی فهمیدمش که متوجه شدم از وقتی من به دنیا اومدم داره بهم ثروت و نعمت میده ،

    ثروتِ خانواده ، ثروت خوراک ، پوشاک ، ثروت زندگی به شکل انسان ، ثروت صحبت کردن ، ثروت راه رفتن اینایی که اطرافم هست همش ثروتِ ،

    اینایی که درون من شکل گرفته ،

    افکارم ،

    حال خوبم ،

    صحبت های مثبتی که از دهان من بیرون میاد تا حال یه نفرو خوب کنه ،

    اینا همش هدایای خداونده به من اینا همش ثروته ،

    واااای چرا من نمیدیدم؟؟

    البته که من دیگه سرزنشگر نیستم ،

    حتی برای یک اشتباه کوچیک خودم سرزنش نمیکنم چون وقت این نبوده که من اون اتفاق و تپی زندگیم ببینم و الان وقتش شده ،

    خدای من لحظه به لحظه زندگیمه که از اول صبح وقتی میگم :

    بسم الله الرحمن الرحیم

    یعنی با نام خداوند ، با اراده ی خداوند ، با قدرت خداوند میرم که کار امروزم و زندگی امروزم و شروع کنم ، وقتی اینو میگم یعنی قطعا همه چی رو میسپارم به خودت تا بهترین ها برای من پیش بیاد ،

    یعنی قطعا مطمعنم که پیش میاد مگه میشه وقتی هرچیزی رو بسپارم به خودش همه چیز خوب نباشه؟؟

    پس هر لحظه دوباره بهش ایمان میارم و برای ورود به این لحظه زندگیم باز میگم ،

    الان زندگیمو با توکل به اسم اعظمت شروع میکنم ،

    بسم الله الرحمن الرحیم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  9. -
    علیرضا خنجری گفته:
    مدت عضویت: 2243 روز

    سلام سلام

    امیدوارم حال همگیتون خوب خوب باشه

    اقا من چک خوردم بد جور هم خوردم

    چنان چکی خوردم که هنوز جاش درد میکنه

    ولی میخوام بگم خدا دمت گرم

    که با چکی که به من زدی

    چقدر زندگیم واضح تر شد

    چقدر تمرکزم بر نکات مثبت بیشتر شد

    چقدر فهمیدم فقط خودت و خودت هستی که میمونی و باید فقط روی خودت حساب باز کرد

    منی که وارد یه رابطه بسیار عالی و عاشقانه شدم

    و واقعا خدا را شکر میکنم که وارد چنین رابطه ای شدم

    رابطه ای که کلی لذت بردیم

    کلی عشق کردیم

    کلی خندیدیم

    کلی حال کردیم

    کلی زندگی کردیم

    واقعا رابطه ای داشتیم که تو اطرافم مثلش را ندیده بودم

    که حتی این حرفمو خواهر منم زد

    ولی از ی جایی

    من شروع کردم به حساب کردن رو این ادم

    شروع کردم به وابسته شدن

    شروع کردم احساس خوبمو فقط تو این رابطه پیدا کنم

    و این شد که بد چک و لگدی خوردم

    و به بدترین شکل این رابطه عاشقانه خوب تموم شد

    ولی انصافا خیلی خیلی خوب تونستم ذهنمو کنترل کنم و حالمو خوب نگهدارم

    الان هم که دارم فکر میکنم

    میبینم من همیشه برا بقیه کم نزاشتم

    تا اونجا که میتونستم اگه کاری میتونستم بکنم میکردم

    همیشه هیچ وقت بی معرفتی و نامردی نکردم

    ولی بیشتر وقت ها

    بقیه برام کاری نکردن

    بقیه بی معرفتی کردن یا نامردی کردن

    و هنوزم که هنوزه

    از این مسئله ناراحتم

    ولی الان که دارم فکر میکنم

    تقریبا دلیلش را فهمیدم

    من اگ کاری میکردم

    اگ معرفت بازی در میاوردم

    سر این بوده که بقیه بگن این چقدر معرفت داره یا اگه خودم مشکلی داشتم

    بقیه بیاند کمک ام

    دوستانی که از این موضوع ضربه خوردن

    راحت میفهمنند من چی میگم

    الان میفهمم حقم بود

    ولی تموم این چک و لگد ها باعث شد که من

    مسیر را بفهمم

    من زودتر وارد مسیر بشم

    و میخوام بگم خدایا شکرت که هستی و هدایتم میکنی

    به قول استاد تو قدم 6 که میگه

    من در مورد قدرت انسان نمیخوام بگم

    در مورد قدرتی میگم که انسان و جهان را خلق کرده و هدایت میکنه

    حالا شما میاند با این قدرت قرارداد مینویسد

    که تموم کار های شما را انجام بده‌

    چه کارهایی میکنی و چه کارهایی را نمیکنی

    چه امید و نیرو میگیری؟؟؟؟؟

    و من همین جا میخوام بگم که

    من علیرضا خنجری

    میخوام با خداوند ی قرارداد دائمی بنویسم

    و خدا را بزار بهترین رفیقم و مدیر برنامه هام

    و ایجنت من بشه

    چقدر عالیه

    چه حس خوبی داره

    و من

    ثروتم

    نعمتم

    سلامتیم

    رابطه عاشقانه ام

    ارامشم

    خوشبختیم

    موفقیتم

    هدف هام

    حال خوبم

    ادم های اطرافم

    حل کردن مسائلم

    و..‌‌.‌‌….

    را به خداوند یکتا میسپارم

    که خدا کافیست

    همگی در پناه الله یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  10. -
    احمد فردوسی گفته:
    مدت عضویت: 1791 روز

    به نام الله هدایتگر

    سلام دوستان

    ردپای من درفایل17سفرنامه

    «وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ ۚ وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ»

    از جایی که گمان نمیکنی خدا بهت میبخشه

    و اگه به خدا توکل کنی خداوند برات کافیه

    وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ ۖ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ ۖ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ

    ـــــــــــــــ

    و زمانی که بندگان من درباره من از تو سؤال کردند، پس قطعا من نزدیکم و جواب کسی را که دعا کند و مرا بخواند می ‏دهم. پس باید مرا اجابت کنند و به من ایمان بیاورند، شاید ارشاد شوند

    (سوره البقره، آیه 186)

    یادمه چندساله پیش بهدخاطرتضادهای مالی خانوادم توی ماشبن دوستم نشسته بودم که همکارم هست وبهش التماس میکردم یک کاری بکن که پولداربشم الله اکبروای خدابه این همه شرک وبی ایمانی وهمیشه حالم بدبودوهیچ اتفاق خاصی نمی افتادچرا؟ چون قدرت روداده بودم دست مردم چون فکرمیکردم اونهامیتونن منوخوشبخت کنن وثروتمندم کنند

    ولی الان بهتردارم درک میکنم که تنهاقدرت وتنهامنبع رزق وروزی درجهان خداونده الله یکتاست

    وخداوندبینهایت دست داره که به ماکمک میکنندونبایدوابسطه به کسی بشیم که بگیم فقط این ادم میتونه منوخوشبخت کنه یااین جایی که کارمیکنم تنهامنبع رزق وروزی منه

    ونبایدوابسطه به هیچ موجودی درجهان باشم الاالله

    چقدراین صحبت پیامبرعالیه=شرک دردل مومن مانندراه رفتن مورچه برروی سنگ صاف وسیاه دردل تاریکی شب پنهانه

    دستان خداوندرونبندیم که خداوندبینهایت دست داره

    اگریکی به ماکمک کردازش تشکرکنیم ولی توذهنمون این کمک روازطرف خدادندبدونیم که ازطریق دستان بینهایتش داره به ماکمک میکنه

    مهمترین ارتباط ماارتباط باخداونده وخالق ماست

    ولی درکل ارتباط داشتن باادم های موفق عالیه والگوبرداری ازانهاحتی خوداستادکه یک الگوی کامل وجامع برای ماست وحتی استادهم توفایل هامیگن من روبت نکنید

    امروزتوتمرین ستاره قطبی ازخداوندخواستم باورهای توحیدی وثروت سازمن روتقویت کن وگفتم بیام فایل بعدی روزشمارروببینم که دیدم این فایل برام اومدوخداونددرخواستمواجابت کرد

    فایل فقط روی خداحساب بازکن

    این جمله دنیایی ازاگاهی رودرخودش داره

    خدایاازت میخوام که فقط روی توحساب کنم نه هیچ کس دیگرجهان

    خدایاازت میخوام که هدایتم کنی وحمایتم کنی که فقط وفقط به تووابسطه باشم ودیگران دستان توبرای کمک به خودم بدونم که ازطرف تواومدند

    خدایامن روهدایت کن به راه کسانی که به انهانعمت داده ای ونه گمراهان

    خدایاازت میخوام که توراتنهامنبع رزق وروزی وتنهاقدرت جهان هستی بدونم

    خدایاازت میخوام که بتونم واردترس هام بشم وبه توتوکل کنم واجازه بدم که توهدایتم کنی

    خدایاازت میخوام که تسلیم توباشم وایمان وباورم به توهرروزبیشتروبیشتربشه

    خدایاکمکم کنه که باورت کنم

    خدایاتنهاتورامیپرستم وتنهاازتویاری میجویم

    خدایاازت میخوام که هدایت های تورابهترمتوجه شوم ودرک کنم وعمل کنم وحرکت کنم

    خدایاازت میخوام که به درخواست هایم پاسخ بدی وهدایتم کنی

    من میدونم که هیچ کس به جزتونمیتونه کمکم کنه وزندگیموتغییربده

    إِنَّ عَلَیْنَا لَلْهُدَىٰ

    ـــــــــــــــ

    «هدایت بر عهده خدا است»

    قطعا هدایت بر عهده ما است.

    (سوره اللیل، آیه 12)

    شادوموفق باشید

    احمدفردوسی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای: