فقط روی خدا حساب باز کن - صفحه 165


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2262 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فاطمه کهوند گفته:
    مدت عضویت: 1444 روز

    به نام خداوند هدایت‌گر

    نمی‌دونم از کجا شروع کنم و چطور حال این چند روزم رو بنویسم. فقط از خدای مهربونم می‌خوام خودش دستای من بشه برای نوشتن.

    چند روز پیش با خودم گفتم خب، الان 17 روزه که هر روز اومدم اینجا کامنت نوشتم. توی ذهنم این باور شکل گرفته بود که باید فقط روی خدا حساب باز کنم. با خودم گفتم دیگه نوشتن لازم نیست، چون تعداد کامنت‌هام هم خیلی زیاد شده. فکر کردم حتماً نباید چهل روز باشه.

    همون روز فقط فایل رو گوش کردم، اونم در حالی که مشغول کارای بیرون رفتن بودم. توی دلم خیلی مطمئن بودم، خیال می‌کردم دیگه از پس ذهنم برمیام.

    اما بعد از ظهر همون روز یه اتفاق افتاد که فهمیدم نه… هنوز اول راهم.

    اون موقع یاد حدیث پیامبر افتادم:

    شرک در دل مومن مثل راه رفتن مورچه سیاه روی سنگ سیاه در دل تاریکی شب پنهانه.

    من تا قبل از اون فکر می‌کردم اگه توقعم رو از آدم‌ها بیارم پایین یا اونا رو دست خدا ببینم دیگه مشرک نیستم. اما امان از این شرک مخفی که خودش رو خیلی ظریف نشون میده.

    استاد بارها توی همین فایل میگه: «قدرت دادن به آدم‌ها در ذهن یعنی شرک.»

    قضیه من این بود که ناخودآگاه از رفتار یکی از اطرافیانم (که شاید دوماهی یه بار هم نمی‌بینمش) ناراحت شده بودم. هی به روی خودم نمی‌آوردم، ذهنمو خاموش می‌کردم، اما هروقت به اون رفتار فکر می‌کردم ضربان قلبم تند می‌شد.

    تا اینکه همون بعد از ظهر یه اتفاق باعث شد فوران کنم. همون لحظه دیدم که چقدر تحت تأثیر یک رفتار نا‌آگاهانه قرار گرفته بودم. فهمیدم من قدرت رو از خدا گرفته بودم و داده بودم به اون آدم.

    تازه اونجا متوجه شدم که مدتیه این شرک مخفی رو در وجودم نگه داشته بودم. خودم رو در برابر کسی ضعیف دیده بودم، در حالی که اون آدم خودش هم در برابر پروردگارم ضعیفه.

    ولی جالب این بود که همون لحظه مچ ذهنمو گرفتم و سریع به خودم اومدم. نه خودمو سرزنش کردم، بلکه خوشحال شدم که این بار زود فهمیدم و آگاه شدم.

    از خدای مهربونم ممنونم که لحظه‌به‌لحظه منو هدایت می‌کنه. و سپاسگزارم از استاد جانم که این فضا و این فایل رو فراهم کردن تا بتونیم خودمونو از دل این شرک‌های پنهان بیرون بکشیم.

    این مسیر توحید، مسیرِ دیدن همیشگی قدرت خداست، حتی در ظریف‌ترین لحظه‌های زندگی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    به نام خدای عشق گفته:
    مدت عضویت: 236 روز

    به نام خدای عشق

    روز 17 ام روز شمار تحول زندگی من

    امروز فهمیدم چند وقته خیلی درگیر این شرک شدم امید بستم به خیلیا و ناامیدم کردن

    از خیلیا انتظار داشتم که بیجا بوده

    قدرت رو از خدا گرفتم به ادما اعتماد کردم

    خدایا منو ببخش قدرتی جز تو وجود نداره به هیچکس جز تو نمیشه حساب باز کرد خدایا شکرت منو به این گمراهی اگاهم کردی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    نجمه امانی گفته:
    مدت عضویت: 1071 روز

    خدایااا سلاام ‍ صبحت بخیر مهربون‌ترینم

    امروز دوباره چشمامو باز کردم و بازم دلم میگه فقط به تو تکیه کنم. فقط تویی که قدرت واقعی داری. هیچ‌کس و هیچ‌چیزی جلوه‌ای نداره جز به اجازه و اراده‌ی توووو.

    یاد اون داستان انیشتین می‌افتم که می‌گن وقتی رئیس‌جمهور دعوتش کرده بود، خانمش گفت: لباس رسمی بپوش. اونم خندید و گفت: اگه رئیس‌جمهور می‌خواد لباس‌هامو ببینه، کمد لباسمو نشونش بده، اگه منو می‌خواد، همینم کافیه.

    یعنی حتی بزرگ‌ترین دانشمند هم تو دلش این بود که قدرت آدم‌ها وابسته به لباس و ظاهر نیست، چه برسه به این‌که فکر کنیم کسی در برابر تو خدایااا قدرتی داره.

    امروز با خودم عهد می‌بندم فقط رو تو حساب باز کنم، نه روی آدم‌ها، نه روی پول، نه روی موقعیت. چون همه‌ی اینا یه روز هستن یه روز نیستن، اما تو همیشه همراهمی.

    خدایا شکرت که به من یاد دادی همه چیز به دست توئه، نه دست بنده‌هات. شکرت که هر چی بخوام، مستقیم می‌تونم ازت بخوام، بی‌واسطه. شکررت که آرامشم به قدرت تو گره خورده نه به نگاه مردم.

    الهی امروز و هر روزم پر از یاد تو باشه ..

    پیش به سوی یه روز پر از توحید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    فاطمه کهوند گفته:
    مدت عضویت: 1444 روز

    استاد جانم و دوستان همراهم سلام

    استاد نازنینم، امروز هم یکی از زیباترین و بهترین روزهای توحیدی من بود.

    این روزها دارم با تمام وجودم لمس می‌کنم که توحید یعنی چی؛ یعنی وقتی همه‌چیز رو بسپری به خدای خودت، وقتی به جای تکیه کردن به آدم‌ها، به او اعتماد کنی، همه‌چیز از زمین تا آسمون تغییر می‌کنه.

    خدایی که وقتی روش حساب کردم و آدم‌ها رو کمرنگ کردم، زندگیم رو از این رو به اون رو کرد. انگار تمام درهایی که بسته به نظر می‌رسیدن، یکی‌یکی باز شدن. انگار دنیا دست به دست هم داد تا بهم نشون بده که هیچ کمبودی وجود نداره جز در ذهن من. توحید برام یعنی اینکه بدونم همه‌ی نیازهای من از یه منبع بی‌پایان تأمین میشه، همون منبعی که هیچ‌وقت خالی نمی‌شه.

    زندگیم این روزها پر از نشونه‌ست، پر از زیبایی‌هایی که قبلاً نمی‌دیدم. همه‌ی اینا فقط به خاطر اینه که یاد گرفتم به جای وابستگی به خلق، به خالق بچسبم. و همین درک، آرامشی داده که هیچ‌وقت توی هیچ رابطه و موقعیتی تجربه نکرده بودم.

    توحید یعنی رسیدن به سرچشمه‌ای که همه‌چیز از اون می‌جوشه؛ سرچشمه‌ای که وقتی بهش تکیه کنی، زندگیت رنگ خدایی می‌گیره.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    فرزانه گفته:
    مدت عضویت: 604 روز

    با نگاه سیستمی چجوری توحید داشته باشیم

    یعنی بگیم قدرت دسته این سیستمه

    اخه گفتید خدایه سیستمه

    توحید یعنی بگم همه ی قدرت دسته این سیستمه وباور های خودم

    درواقع توحید یعنی اینکه قبول کنم خداوند طبق یک سیستم عمل میکنه واین سیستم قوانین خاصی داره که تغییر نمیکنه درواقع ایمان داشتن به وجود این سیستم یعنی توحید؟؟

    درست متوجه میشم میشه بگید؟!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      ستاره ابراهیمی گفته:
      مدت عضویت: 830 روز

      سلام من چیزی رو که خودم درک کردم از فایل های توحیدی استاد براتون میخوام بگم

      منظور استاد از سیستم این نیست که یعنی خدای یه سیستم منظورش اینه که خداوند مثل سیستم عمل میکنه یعنی اگر خلاف قوانین خداوند عمل کنی و منتظر جواب مثبت باشی امکان ندارد به نتیجه برسی چون تو خلاف امواج دریا حرکت میکنی و هرگز به اقیانوس نمیرسی هر چقدر هم گریه و زاری کنی خدایا منو به خواسته هایم برسون نمیرسی مشکل از خداوند نیست مشکل از ماست که خلاف جهت حرکت می‌کنیم و خداوند دلسوزی هم نداره که با خلاف قانون حرکت کنی و سر خودت بلا بیاری خداوند هم دلش برات بسوزه چون خداوند مثل انسان نیست یه قوانین رو وضع کرده و طبق همون عمل میکنه و اگر طبق قوانین خداوند عمل کردی نتیجه میگیری به خواسته هات میرسی و اگر هم نکردی نتیجه نمیگیری حالا هر چقد زجر هم که بکشی و گریه و زاری کنی چیزی تغیر نمیکند و خداوند مارو خیلی دوست داره خدواند مثل خورشیدی هست که همیشه می‌تابد اینکه ما نور رو دریافت نمی‌کنیم یعنی ما تو غار رفتیم و یا لباس سیاه پوشیدیم

      و حتی به پیامبر که از قوانین خداوند پیروی نکرد بلا سرش اومد مثل حضرت یوسف حضرت یونس حضرت یعقوب اینا هم پیامبر بودند دیگه نگفت چون این بنده هام سالها ازم پیروی کرده اوامر مو اجرا کرده بیا اینو نجات بدم اگر خلاف قوانین هم عمل کرده عیب نداره نجاتش میدم هرگز خداوند از قوانین که وضع کرده نمی‌گذرد برای همین استاد میگه مثل سیستم عمل میکنه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    فاطمه کهوند گفته:
    مدت عضویت: 1444 روز

    سلام به استاد جانم و دوستان همراه نازنینم

    استاد جانم، این روزها به وضوح رد این فایل رو تو تمام لحظه‌های زندگیم می‌بینم. حتی یک روز هم دلم نمیاد نیام اینجا و ردپایی از فاطمه‌ای که این روزها داره یاد می‌گیره فقط روی خدا حساب کنه نذارم. دوست دارم این مسیر رو هر روز ادامه بدم.

    تو این مدت اونقدر نتیجه گرفتم که دیگه نمی‌تونم کار نکردن روی خودم رو تصور کنم. حتی برای ذهنم هم منطقی شده که برای رسیدن به خواسته‌هام باید تنها به خدا تکیه کنم. یه چیزی هم که این روزها خیلی به دردم خورده اینه که تمرکزم رو گذاشتم روی دیدن زیبایی‌ها. با همین روش دارم ذهنم رو کنترل می‌کنم؛ حتی همون نشخوارهایی که هر روز راه نفس منو می‌بستن هم با این شیوه دارن کم‌کم خاموش می‌شن.

    استاد جانم، شما بارها توی فایل‌هاتون می‌گید وقتی نتایج بیرون می‌زنه حواستون باشه یهو «فیلتون یاد هندوستان نیفته» و برنگردید به مسیر قبلی. من این حرف شما رو اینطوری برای ذهنم جا انداختم:

    چون خودم ورزشکارم، برام کاملاً روشنه که برای داشتن یک اندام زیبا باید دائم بهش رسیدگی کرد. اگه یه مدت مراقبت از جسمت رو فراموش کنی – چه تغذیه، چه ورزش – بدن خیلی سریع برمی‌گرده به حالت قبل، شوخی هم نداره. ذهن هم دقیقاً همینه. اگه مراقب ورودی‌هاش نباشیم، یعنی کنترل افکار و توجه‌هامون، و بهش «نرمش» ندیم، که به نظرم همون توجه به خواسته‌هاست، دوباره به همون حالت قبلی برمی‌گرده و با هیچ‌کس هم شوخی نداره.

    این نوشته رو گذاشتم ردپایی برای امروزِ فاطمه که یادش نره از چه منجلابی خودش رو کشیده بیرون؛ یادش نره که دنیا با هیچ‌کس شوخی نداره و دلش هم به حال هیچ‌ احدی نمی‌سوزه. مهم نیست چقدر روی خودت کار کردی؛ اگه مسیر رو ادامه ندی، همه چیز می‌تونه دوباره برگرده سر خونه اولش.

    استاد جانم، هرچقدر برای این فایل سپاسگزاری کنم، بازم کمه.

    این نوشته، یادآوری‌ایه برای خودم که مسیر رشد مثل ورزشه؛ اگه ادامه ندم، همه زحماتم هدر می‌ره. پس هر روز انتخاب می‌کنم که بمونم تو مسیر و فقط روی خدا حساب کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    نیکا گفته:
    مدت عضویت: 2654 روز

    سلام به همه عزیزان سایت

    سلام به استاد جان و مریم بانو

    خدارو سپاسگزارم برای فرصت دوباره کامنت نوشتن در این سایت الهی تا بتونه ردپایی باشه برام.

    من این فایل و اوایل آشنایی با شما دیده بودم و کلی استفاده کردم.

    اما امروز تصمیم داشتم دوباره از قسمت فایل های دسته بندی شده اجرای توحید در عمل و به صورت کامل فایل های این دسته رو ببینم تا توحیدی تر بشم به یاری خداوند.

    وقتی اوایل فایل و گوش میدادم که فرمودین دوستتون داره راجع به ارتباطاتش و اینکه باید ارتباط داشت با افرادی که زمانی که نیاز داشتی ازشون کمک بگیری یا به هر نیتی باهاشون ارتباط بگیری یاد یه مسئله ای افتادم که یه مدتی اشخاصی بهم میگن رابطه بگیر با آدمها با آدمهای جدید آشنا شو که به دردت میخورن این صحبت به طرق مختلف اتفاق می افتاد اما از اونجایی که این گوش من در اون گوشم دروازه اصلا اهمیت ندادم و بحثی نکردم.:)

    چون تا جایی که خودم و میشناسم یادم نمیاد از ادمها خواسته باشم پارتی من بشن یا کاری برام انجام بدن همیشه یادمه حتی قبل از اینکه با شما و مباحثتون آشنا بشم خدارو شکر این خصلت و داشتم.

    نمیدونم این و تو کامنتهای قبلیم گفتم یا نه اما گفتنش خالی از لطف نیست هم برای خودم که یادم باشه همیشه باید قدرت و بدم به خدا و هم برای دوستان انشالله مفید واقع بشه.

    یادمه من از زمانه 18 سالگی که کار میکردم اون اوایل که تو روزنامه دنبال کار میگشتم بعد از اون هم هر جایی مشغول به کار شدم یا خواهرم میگفت فلان جا نیرو میخواد میخوای تو بری منم میگفتم اره حتی یادمه زمانی که فیلم راز از تلوزیون پخش شد من باور کردم و همون موقع ها تو یه برگه نوشتم من فلان کار و با درامد اینقدر میخوام و از نظر نزدیکی به متر و اینا هم نوشتم، بعد گذشت مدتی که دقیق یادم نیست خواهرم گفت دوستم جایی که کار میکرده میخواد از اونجا بره تو میخوای به عنوان ویراستار بری گفتم بله ⁦وقتی رفتم مصاحبه حقوقم همونی بود که دقیقا نوشته بودم یا حتی بعد از یک سال و خورده ای که اون شرکت جمع شد اومدم بیرون به خودم گفتم خب یکم استراحت میکنم اشکال نداره حالا کار هست دیر نمیشه :)

    اما چند روز نگذشته بود که اون یکی خواهرم رفته بود تو شرکت مهندسی خودشون برای من وقت مصاحبه گرفته بود و من رفتم و 10 سال اونجا موندگار شدم.

    همه اینارو گفتم که یاداور بشم به خودم که ببین نیکا تو فقط از خودش خواستی خدا هم دستاش و فرستاد. واقعا وقتی به اتفاقات زندگیم نگاه میکنم میبینم همیشه خداجون کارامو انجام داده.

    خدایا سپاسگزارم برای تک تک نعمتهایی که بهم دادی و میدی از فضل خودت.

    یادمه یه بار یه بنده خدایی داشت دنبال کار میگشت به این بسپار به اون بگو به اون گردن کلفته بگو :) و… یه بار بهش گفتم چرا انقدر به این در اون در میزنی از خدا بخواه خودش برات پیدا میکنه مگه نمیگی ایمان داری.

    گفت چرا… ولی خب بقیه از کجا بدونن من دنبال کارم؟!!!

    من و بگی :/

    هیچی نگفتم به اون بنده تو دلم گفتم نیکا این موضوع اصلا به تو مربوط نیست و یهو فاز نصیحت برنداری خودم و کنترل کردم و گفتم باشه هرجور فکر میکنی درسته عمل کن.

    استاد جان راست میگید که شرک در دل مومن مثل راه رفتن مورچه سیاه روی سنگ سیاه در دل تاریکی شب میمونه.

    خداجونم شکرت که صاحب اختیارمی . شکرت که هرچی دارم از آن تو هست. خداجون شکرت که جز تو کسی و ندارم و نمیخوام. تو باشی من همه چی دارم همه چی همه چی

    خدایا من و به راه راست راه کسانی که به آنان نعمت دادی هدایت کن نه گمراهان.

    خدایا من بهت نیازمندم به قدرتت به تواناییت به هر آنچه که تو هستی نیازمندم.

    خدایا آنی و کمتر از آن من و به خودم وا مگذار.

    مرسی از استاد عزیزم مرسی برای این همه آگاهی

    خداجون هرلحظه سپاسگزار تو هستم که با قانوت آشنا شدم و تو نا آگاهی نیستم.

    در پناه نور رب العالمین باشین .

    ⁦(⁠◍⁠•⁠ᴗ⁠•⁠◍⁠)⁠⁠*⁠。⁩

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    فاطمه کهوند گفته:
    مدت عضویت: 1444 روز

    به نام خدایی که تنها فرمانروای جهان ماست

    سلام به استاد جانم و دوستان نازنینم

    امروز اومدم و خلاصه‌ی این فایل رو، همون‌طور که در حال گوش دادنش بودم، از زبان خودم نوشتم.

    ببین فاطمه عزیزم، اگه می‌خوای به جایی برسی که کل دنیا برای تو کار کنه و همه‌چیز به نفع تو جلو بره، فقط باید خدا رو ببینی. تنها منبع رزق و قدرت خداست. وقتی چشم و دلت رو به آدم‌ها بدوزی، در واقع قدرتی رو که فقط مال خداست می‌دی به دست اونا. خدا تو قرآن بارها گفته «رب» یعنی فرمانروا، صاحب‌اختیار، کسی که همه‌چیز به دستشه. وقتی باور کنی تنها رب واقعی خداست، هیچ‌کس دیگه نمی‌تونه جلوی تو رو بگیره.

    آدم‌ها فقط وسیله‌ان. اگه کسی بهت کمکی کرد، ازش تشکر کن، اما ته دلت بدون که خدا بوده که از اون راه دستت رو گرفته. مثلاً کسی بهت هدیه‌ای می‌ده، زبانت می‌گه «مرسی» ولی دلت می‌گه «خدایا شکرت که از این راه رزق منو رسوندی.» این یعنی توحید.

    ما معمولاً به قول آدم‌ها بیشتر اعتماد می‌کنیم تا به وعده‌های خدا. یکی می‌گه «فلان روز پولتو می‌دم» و خیالمون راحت می‌شه، اما وقتی خدا بارها در قرآن وعده داده «فتح و پیروزی نزدیکه»، باورمون سسته. در حالی که تنها وعده‌ای که هیچ‌وقت خلاف نمی‌شه، وعدهٔ خداست.

    گاهی یه اتفاق سخت میفته تا خدا یادت بیاره منبع واقعی فقط خودشه. فرض کن از کارت اخراج شدی. اگه فکر کنی تنها راه رزقت همون کار بوده، ناامید می‌شی. ولی اگه به ربوبیت خدا ایمان داشته باشی، می‌دونی هزاران راه دیگه جلوت بازه. همون خدایی که به یه مورچه تو دل خاک روزی می‌ده، از جایی که حتی فکرش رو نمی‌کنی رزق تو رو هم می‌رسونه.

    برای همین باید توی ذهنت آدم‌ها رو از نظر قدرت کوچیک کنی. نه اینکه بی‌احترامی کنی، فقط بدون هیچ‌کس چیزی بیشتر از تو نداره. شاید ظاهر شرایط سخت باشه، ولی در حقیقت خدا همیشه با توئه و همه‌چیز دست اونه.

    گاهی هم خدا با یه سیلی بیدارت می‌کنه. کسی که بهش تکیه کردی ناگهان رهات می‌کنه، تا بفهمی تنها پشت‌وپناه واقعی خداست. وقتی این درس رو بگیری، تازه می‌بینی معجزه‌ها چطور تو زندگیت ظاهر می‌شن. اون‌وقت همهٔ آدم‌ها وسیله می‌شن برای کمک بهت، روابطت شیرین‌تر می‌شن، کارت و پولت سر و سامان می‌گیره، آرامش و حال خوب برمی‌گرده.

    خلاصه‌اش اینه: هیچ‌وقت روی هیچ‌کس حساب باز نکن، فقط روی خدا. اون همیشه کافی و حتی بیشتر از کافی برای توئه. خدایی که به مورچه روزی می‌ده، به تو هم روزی می‌ده، فقط کافیه بهش اعتماد کنی.

    «تنها تو رو می‌پرستیم و تنها از تو یاری می‌خوایم. ما رو ببر به راه راست، راه کسایی که بهشون نعمت دادی.»

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    مریم شمسا گفته:
    مدت عضویت: 2270 روز

    به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

    سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته زیبایم

    سلام به همه دوستای توحیدی ام

    خدایاشکرت هرچه دارم همه از آن توست و من هیچم

    الهی تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری می جویم

    روز پنجم توحید عملی

    امروز جمعه 4 مهرماه هست، و صبح که از خواب بیدار شدم حال و احساسم خوب بود به نسبت روزهای قبل ، خداروشکر امروز هم صبحه زود بیدار شدم، و رفتم چای دم کردم و اومدم پشت میزم نسشتم که شکرگزاری بنویسم ، بعد از سلام با خدا واصرار به تسلیم بودن در برابر رب ، یهو بهم گفت بیا برنامه و کارهایی که دوست داری انجام بدی و انجام بشه برات بنویس، منم شروع کردم به نوشتن و در آخر هم سپاسگزاری از نعمات خداوند کردم

    به لطف خدا خیلی از مواردی که نوشتم انجام شد و بقیه در حال انجام شدن هست

    مثل تمیز کردن دیتیلی اتاقم و شستن پرده ها و تغییر دکوراسیون، که همراه انجام کارها به لطف خدا جلسه 10 هم جهت با جریان خداوند گوش میکردم که برام خیلی ارزشمند بود

    نکته ای که برام قابل توجه بود ،اینکه وقتی ما از خداوند درخواستی داریم ، از خدا بپرسیم خدایا چه باوری یا فکری در خودم باید درست کنم تا اون نعمت اجازه بدم بیاد به زندگیم ، خدایا تو که میخوای اون نعمت من داشته باشم ، من چه تغییری بکنم تا اونو داشته باشم؟

    سوالی که برام طبق این آگاهی پیش اومد اینکه خدایا من چه کار یا باوری در خودم تغییر بدم تا درآمدم اونقدر بالا باشه که راحت و نقد ماشین و خونه مو بخرم

    خدایا من چه باورهایی تغییر بدم تا رابطه ای عاشقانه داشته باشم؟

    خدایا من چه باورهایی داشته باشم تا قانون سلامتی از همه لحاظ صد درصد عملی کنم؟

    خدایا چه باورهایی من تغییر بدم تا بهت هر لحظه اعتماد داشته باشم و توکلم قوی تر از هر لحظه قبل باشه؟

    باید بشینم دقیق به این سوالات فکر کنم، و از خدا هدایت میخام که منو به پاسخ این سوالات برسونه

    بعد از تمیزکاری رفتم ناهار مخصوص خودم درست کردم و نوش جان کردم

    و با یکی از شاگردهای خوب چند سال قبلم صحبت کردیم، خداروشکر که این فرشته ها رو در زندگیم قرار دادی

    و بعد هم دوش و یه دمنوش عالی با طعم فوق العاده و…

    خداروشکر امروز هر لحظه که احساس ترس یا … میومد سراغم همون موقع میگفتم من تحت حمایت مطلق خداوند هستم

    خدا منو هدایت میکنه ، این شرایط موقتی هست، من به مکان ها و شرایط عالی میرم

    خداروشکر به لطف خدای مهربون امروز نشونه های خیلی خوبی از خداوند دریافت کردم، مثلا همین سر شب رفتم اتاق نشیمن تی وی روشن بود یکی از کارتن های دوران بچگی مو نشون میداد، و قسمت آخرش بود که شخصیت های اصلی داستان باهم ازدواج کردن ، و این نشونه خوبی بود برام که ادامه بده رابطه عالی بهت نزدیکه ،

    خداروشکر داشتم اتاقم که مرتب میکردم، یه سکه طلایی رنگ پیدا کردم ، و همینطور در حیاط یه هزار تومانی که پاره شده بود آوردم خونه که چسب بزنمش ، خب این یعنی ثروت و فراوانی داره میاد به سمتم و من باید در مومنتوم مثبت باشم.

    خداروشکر به لطف رب فرمانروای مطلق جهان ، هر لحظه در احساس خوب هستم، امروز واقعا خداوند بهم کمک کرد تا تونستم کارهام اونطور که باید انجام بدم، خدایا ازت ممنونم

    و اما در مورد این فایل توحیدی و ارزشمند بگم که ، من اقرار میکنم بارها روی آدم ها حساب باز کردم و نه تنها افتادم که شکستم، چ در بحث کاری، چ روابط و… و با آموزه های شما استاد عزیزم کم کم یاد گرفتم تمرکزم از روی آدم ها بردارم، و به لطف خدا الان تمرکزی روی بحث توحید هستم و تلاش میکنم عملی کنم، خدایا من تسلیم هستم خدایا من کسی که دوسش داشتمو برای خودم بت کرده بودم، فک میکردم اگه به هرقیمتی باشه من حالم خوبه، اگه بره من دیگه همه چی از دست میدم، فک میکردم دیگه آدم خوب نیست، ولی الان با اینکه هنوزم دوسش دارم ، و از خدا در این مورد هم هدایت میخام، …

    الان در آرامشم، دیگه نمیخام کسی تو زندگیم بت کنم، دیگه نمیخام به این فک کنم که کسی بیاد و برام خونه و ماشین و … تهیه کنه، خدایا من از خودت میخام

    خدایا من نمیخام آویزون کسی باشم که بهم محبت کنه، من اونقدر ارزشمند هستم که همه بی نهایت بهم احترام میزارن و دوستم دارند،

    خدایا عوامل بیرونی هیچ تاثیری در ثروت و روابط و سلامتی و.. ندارند

    خدایا من اونا رو هم برای خودم بت کردم، اگه زیباتر بودم… اگه در این خانواده نبودم، اگه خونمون خیلی زیبا بود، اگه بابا ثروتمند بود، اگه .اگه …. خدایا من اینارو کردم بت!!

    خدایا من ازت معذرت میخام

    خدایا من واقعا تسلیم تو هستم، خدایا تو دستم بگیر ،

    خدایا قدرت مطلق تویی ، همه چی در دست توست و من استرس دارم … خدایا این یعنی بی ایمانی منو ببخش

    خدایا تو هدایتم کن ، تو حمایتم کن، تو حفاظتم کن

    تمام قدرت جهان ، در دستان توست، خدایا من فقط از تو میخام، هر خیری که از تو بهم برسه به اون فقیرم

    وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یحَْتَسِبُ وَ مَن یَتَوَکلَ‏ْ عَلىَ اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ قَدْرًا

    و او را از جایى که گمان ندارد روزى میرساند، هر کس به خدا توکل کند خدا او را کافى است. خداوند در انجام فرمان خود پایدار است و براى هر چیزى اندازه‏ اى قرار داده است.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    فاطمه کهوند گفته:
    مدت عضویت: 1444 روز

    به نام خدایی که هرچه دارم از اوست

    استاد جانم، ازت از صمیم قلبم ممنونم برای همه‌چیز. تو شاید خودت ندونی وقتی اون سال‌های دور این فایل رو ضبط کردی چه لطف بزرگی در حق ما کردی، اما من هر بار که گوشش می‌دم، یه درک تازه و عمیق‌تر می‌گیرم.

    از روزی که این فایل رو گوش دادم، شجاع‌تر شدم. نعمت‌های بیشتری وارد زندگیم شده، چون دیگه از آدما انتظار ندارم و همه‌چیز راحت‌تر و قشنگ‌تر میاد سمت زندگیم. از همون روز آروم‌تر شدم، سپاسگزارتر شدم. انگار چشمم باز شده به نعمت‌هایی که همیشه اطرافم بودن اما نمی‌دیدمشون، حالا بیناتر شدم به این هدایت‌ها، شنواتر شدم به پیام‌های الهی.

    حتی حالا احترام بیشتری از آدم‌های اطرافم دریافت می‌کنم و منم احترام بیشتری براشون می‌ذارم. دارم کم‌کم به همون عشق بی‌قید و شرطی نزدیک می‌شم که توی فایل‌های «پرتو آگاهی» ازش حرف می‌زدی. این عشق برای من غریبه بود؛ اما از وقتی توقعم رو از آدما کم کردم، هم بهتر می‌تونم بهشون عشق بورزم، هم بهتر می‌تونم عشق رو ازشون دریافت کنم.

    استاد جانم، ازت سپاسگزارم برای این فایل الهی. هرقدر خدا رو برای این سایت و این هدایت شکر کنم کمه. هر روز که می‌خوام بیام و روی این فایل کامنت بذارم، ذهنم میگه: «چیزی برای نوشتن نداری» ولی همین که دستم میره روی کیبورد، کلمات خودشون یکی‌یکی میان و خودشون رو می‌نویسن. و من می‌دونم همه‌ی این‌ها هدایت پروردگارمه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: