فقط روی خدا حساب باز کن
آگاهی های این فایل، پادزهری قدرتمند برای یکی از مخربترین و پنهانترین ویروسهای ذهنی است که مانع اصلی ورود ثروت و خوشبختی به زندگی انسانهاست: «شرک خفی» یا همان حساب باز کردن روی قدرتِ آدمها.
استاد عباسمنش با کالبدشکافی دقیقِ باورهای رایج درباره «داشتن پارتی»، «ارتباط با افراد صاحبنفوذ» و «تکیه بر قدرت دیگران»، پرده از حقیقتی برمیدارند که درک آن، مرز میان یک زندگی سراسر تقلا و رنج، با یک زندگی سرشار از عزت و ثروت است. پیام اصلی این درس این است که تا زمانی که شما در ذهن خود، قدرت، ثروت و رزق را در دستان رئیس، دولت، مشتری خاص یا افراد مشهور میبینید، در حال بستن دستان خداوند هستید و این مسیر شرک آلود، کاملا خلاف جهت با صراط مستقیم خداوند است. همان صراطی که طبق وعده خداوند مملو از نعمت و رحمت است.
آگاهی های این فایل به ما میآموزد که «ارتباطات» به خودی خود عامل موفقیت نیستند، بلکه این «توحید» و باور به ربوبیت خداوند است که شما را در مدار درست قرار میدهد و آنگاه خداوند از طریق هزاران دستان خود (که میتوانند همان آدمها باشند)، به شما کمک میکند. تفاوت ظریف اما بنیادین در این است که: آیا شما آن آدم را که خداوند برای کمک به شما فرستاده، «منبع» میدانید یا تنها «دستی از دستان خدا»؟
استاد عباس منش با تعریف مفهوم قرآنی «رَبّ» به شکلی بسیار عمیق و کاربردی مرجع ترین باور ثروت ساز یعنی “باور به تنها یک قدرت در عالم”، را تاکید می کند. ربّ به معنای «صاحباختیار و فرمانروا» است. وقتی باور کنید که تنها صاحباختیار جهان و تنها منبع قدرت خداوند است، دیگر در برابر هیچ انسانی، هرچقدر هم ثروتمند یا قدرتمند باشد، کُرنش نمیکنید، صدایتان نمیلرزد و احساس حقارت نمیکنید بلکه با احساس لیاقتی که از اتصال شما به منبع قدرت می آید، در مسیر خواسته های خود قدم بر می دارید و به عوامل بیرونی باج نمی دهید. دلیل اینکه انسانهای موحد، چنان عظمتی را در درون خود یافتهاند که قدرتهای ظاهری دنیا در نظرشان کوچک و بیاهمیت جلوه میکند، شناخت حقیقی ربّ است.
باورهای توحیدی و ثروت ساز، پایه و اساس آموزه های دوره روانشناسی ثروت ۱ هستند. به اندازه ای که دانشجو موفق به ساختن این باورها می شود، ظرف وجود او برای دریافت نعمت های پایدار، گسترش میابد.
اگر میخواهید ثروتی پایدار و عزتمندانه داشته باشید، باید بتهای ذهنی خود را بشکنید و قدرت را از «غیر» بگیرید و تنها به «خدا» بدهید. کسی که روی آدمها حساب باز میکند، با رفتن آن آدمها ویران میشود؛ اما کسی که روی خدا حساب باز میکند، شکستناپذیر است.
نکته بسیار تکاندهندهی دیگر در این فایل، هشداری است درباره عواقب وحشتناکِ شرک در همین دنیا. استاد عباسمنش با قاطعیت بیان میکنند که اگر امیدتان به وعده و وعیدهای دیگران باشد و تصور کنید فلانی میتواند کارتان را راه بیندازد، دقیقاً از همان نقطه ضربه میخورید. همان افرادی که بتِ خود کردهاید، پشتتان را خالی میکنند و همان ارتباطاتی که به آنها مینازید، باعث سقوطتان میشوند.
راه رهایی، رسیدن به «استغنای توحیدی» است؛ یعنی حالتی که در آن، ضمن احترام به همه انسانها و سپاسگزاری از کمکهایشان، در قلب خود میدانید که رزق شما دستِ خداست، نه دستِ بنده خدا. این تغییر نگاه، نه تنها آرامش و اعتمادبهنفس عجیبی به شما میدهد، بلکه باعث میشود خداوند تمام جهان را برای خدمت به شما بسیج کند. وقتی شما از بندگان خدا قطع امید میکنید و تنها به ریسمان الهی چنگ میزنید، کائنات با تمام قوا در برابر ارادهی توحیدی شما تعظیم میکند.
نوشتن درک خود از آگاهیهای این فایل در بخش نظرات، به شما کمک میکند این آگاهیها به عادتهای فکری و رفتاریتان تبدیل شوند.
منتظر خواندن دیدگاههای تأثیرگذارتان هستیم.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- دانلود با کیفیت HD314MB26 دقیقه
- فایل صوتی فقط روی خدا حساب باز کن24MB26 دقیقه














با درود فراوان خدمت تمامی دوستان ، عزیزان دل خدا
می خواهم یک برداشتی از خودم در مورد آیه های 36 و 38 سوره بقره با دوستانم به اشتراک بگذارم.
آنجا که پس از آفرینش حضرت آدم و حوا، آنها گول ابلیس را خورده و به آن درخت ممنوعه نزدیک می شوند. خداوند به آنها در هر دو آیه می فرماید:
از بهشت بیرون روید و به زمین هبوط کنید(فرود آیید) پس اگر هدایتى ازجانب من براى شما آمد، آنرا پیروى کنند، نه بیمى داشته باشد و نه اندوهگین شوید.
برداشتی که من دارم این است که
“همه دیده و یا تجربه داشته ایم که وقتی پدر و مادری فرزند خود را برای کسب علم و تجربه و به اصطلاح پخته شدن و آماده شدن برای رویارویی با مسائل زندگی به یک شهر دیگری بدرقه می کنند، مثلا پسرشان را برای مرد شدن به
خدمت مقدس سربازی اعزام می کنند، تمام سعی و تلاش خودشان را می کنند که نگرانی و ناراحتی خودشان را از دوری عزیز دلشان پنهان کنند ولی قطعا نمی توانند آنرا مخفی کنند و مخصوصا مادر که احساس و علاقه اش شدیدتر
است ، به فرزندش می گوید که ناراحت نباش، فکر و خیال نکن و … . وقتی در این ایه آنجا که خداوند مهربان که عشقش به بنده اش از عشق و علاقه مادرانه هم شدیدتر است می خواهد حضرت آدم را به زمین بفرستد ، نه برای تنبیه،
بلکه برای اینکه در روی زمین تحت آزمونهای مختلف آبدیده شده و محکم و استوار شده و براحتی تسلیم هوس ها و وسوسه های شیطانی نشود. هنگام جدایی به او می گوید ای بنده ام حواست باشه ها ، نگران نباشی ها، برایت
هدایت هایی خواهم فرستاد یا بزبان خودمانی تقلب هایی برایت خواهم رساند به اونها عمل کن و از هیچی نترس و ناراحت هم نباش.
الله اکبر . گنه من کرده ام و او به فکر من است و نگرانی ترس و اندوهم را دارد. دیدگاه من این است که خدا فقط عشق و محبت هست، همه اتفاقاتی که رخ می دهد حتی ناگوار به نوعی خیری توش هست و باید حواسمون باشه که
خدا همیشه حواسش به ما هست و همیشه پشتمون به خدا گرمه و خسته نشویم و تسلیم او باشیم و به راه تکامل خودمون ادامه دهیم تا درنهایت خودمون را تا حدی برسانیم که لایق اون مقامی که خدا برای ما در نظر گرفته، گردیم ”
یا علی