درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۷


موضوع این برنامه: اتصال به الهامات الهی


مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • شما چقدر می‌توانی به خدا اعتماد کنی؟
  • چگونه خود را در مدار دریافت الهامات خداوند قرار دهیم؛
  • “قلب”، دریافت کننده الهامات خداوند می‌شود وقتی که …
  • چگونگی دریافت الهامات؛
  • رابطه “آرامش قلبی” و “دریافت الهامات الهی”

منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

373 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «هیوا» در این صفحه: 1
  1. -
    هیوا گفته:
    مدت عضویت: 292 روز

    به نام خدا

    سلام استاد عباس منش بی نظیر و فوق العاده ام و خانم شایسته ی نازنین و دوستای توحیدی

    دلم کشید کامنت بنویسم… کامنتا رو که می بینم واقعاً یاد می گیرم، حالم خوب میشه و حس خوبیه که منم سهم داشته باشم تو انتشار حس خوب:)

    توی کامنت یکی از دوستان دیدم که نوشته بودن همسرم اولش قبول نکرده بود دخترم رو ببره مدرسه ولی بعد خودش گفت می بره یا یه همچین چیزی… خیلی جالب بود برام چون منم تو موقعیت تقریباً مشابهیم! یه اردوی راهیان نور هست که دانشگاه می خواد بذاره و من دلم خواست که از نقطه ی امنم پا فراتر بذارم و این تجربه رو کسب کنم ؛ چون احساس می کنم برقراری ارتباط برام سخته ، به خاطر همین فکر می کنم باید برم تو دل ترسم. اصلاً شروع این فکر از اینجا بود که یکی از دوستام بهم پیام داد و گفت نظرت چیه در موردش منی که تا قبلش حتی به ذهنم خطور هم نمی کردم که برم به فکر فرو رفتم و گفتم شاید این یه نشونه باشه و یه فرصت خوب برای تجربه ی جدید و ناشناخته!

    اما پدر و مادرم گفتن اجازه نمیدن چون به خاطر وقایع اخیر ممکنه خطرناک باشه

    حالا من تصمیم گرفتم که بسپارم به یار همیشگیم ، و هر چی که صلاحه پیش بیاد

    می خوام رها باشم و دیگه بهش فکر نکنم فقط این روزا وقت بیشتری بذارم برای تغییر شخصیتم و روی عزت نفس و احساس لیاقتم کار کنم…

    مطمئنم اگه به نفعم باشه ، والدینم اوکی میدن و من میرم… مثل ماجرایی که برای اون دوست عزیز اتفاق افتاده و بعد همسرشون قبول کردن.

    در مورد این فایل هم اینو بگم که اشکم در اومد وقتی بهش گوش دادم ، حالم خوب شد و یه سری چیزا برام واضح تر شد ، مثل اینکه هر موقع که آماده باشیم ، الهامات و جواب رو دریافت می کنیم ؛ نه هر وقت که بپرسیم!!!! این اتفاقا چیزی بود که ذهن منو درگیر کرده بود که خدایا! کی بهم میگی کی بهم جواب میدی ؟ جواب: هر موقع که آماده باشی:) مثل همین الان که من جواب این سؤالمو بعد چند روز پیدا کردم و قضیه برام شفاف تر شد…

    واقعاً خدا رو شکر می کنم به خاطر قوانینی که حاکم کرده ، برای وجود این سایت و هدایت کردن من بهش، به خاطر استاد عباس منش که انسان عملگرا و جسوری هستن که تصمیم گرفتن جور دیگه نگاه کنن به دنیا و بعد هم دانسته هاشون رو به اشتراک گذاشتن. واقعاً ممنونم از شما استاد بزرگ:)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای: