درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۷
موضوع این برنامه: اتصال به الهامات الهی
مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
- شما چقدر میتوانی به خدا اعتماد کنی؟
- چگونه خود را در مدار دریافت الهامات خداوند قرار دهیم؛
- “قلب”، دریافت کننده الهامات خداوند میشود وقتی که …
- چگونگی دریافت الهامات؛
- رابطه “آرامش قلبی” و “دریافت الهامات الهی”
منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۷20MB21 دقیقه














بنام خدای مهربان
سلام به استاد عزیزم وهمه ی دوستان هم فرکانسی
وقتی میام تو سایت و کامنتهای بچه ها و مثالهای عینی که براشون افتاده و توکل و اعتماد و ایمانشون به خداوندو میخونم
به خودم میگم سعیده تو خیلی هنوز راه داری تا به این حد از باور و اعتماد در عمل برسی
همونطور که اونا رو تحسین میکنم و به وجودشون افتخار میکنم تو دلم
یکمم حس کمبود عزت نفس میکنم که خوش به حالشون، اونا ببین به چه حدی از اعتماد رسیدن ولی تو…
همینه خداجونم بخدا همینه، یافتم
الان که دارم مینویسم میفهمم قسمت اول کار قلبه و از ارامش و وصل بودن به خداوند میاد
ولی قسمت دوم شیطان سریع دست به کار شده و اونجاهایی که تو مسائل کوچیک و بی اهمیت نتونستم اون رفتار مناسب رو در وهله ی اول نشون بدم رو بیادم میاره تا منو ببره تو فاز منفی و حس کمبود و نا امیدی
خدایا قربونت که پرچم تو بالاست و سخن حق همیشه پیروزه
نبوده که ما الهامی بکنیم و شیطان نجواهاشو قاطی نکنه ولی خداوند سخن خودشو بالا میبره
قبل اینکه این کامنتو بخوام بنویسم چندتا از کامنتای بچه ها رو تو این گام خوندم و همون جور که ذوق میکردم برا وجود چنین دوستانی
شیطانم رفتارای دو ساعت قبلمو یادم اورد که
خب که چی ؟
ببین اونا کجان و تو کجا ؟
الکی فکر میکنی داری رو خودت کار میکنی
دیدی دو ساعت پیش نتونستی تو اوج خستگیت شیطنتهای جگرگوشتو ازشون لذت ببری که هیچ ،،
یکمم واکنش نشون دادی
دیدی استاد که میگه ایمانی که عمل نیاره حرف مفته
تو دقیقا مصداقشی؟
و یهو دیدم حالم گرفته شد و از تو سایت اومدم بیرون
اولش فکر کردم الهام خداونده ، اون تلنگرهایی که میگه تصحیح مسیر کن
ولی خداجونم الهی من فدات بشم که تو همیشه کنارمی و یارمی و نگهدارمی
تو منو نشوندی پای نوشتن
با اینکه هیچی برا نوشتن نداشتم
ولی یه آن به قلبم گفتی بنویس وحتی بهم گفتی از کجا بنویسم
تا بهم نشون بدی قضیه هدایت خدا نبود
اونها نجواهای شیطان بود
وحتی یادم آوردی که وقتی با اعضای خانوادت حتی کسانی که تو فامیل به قول معروف ایمانشون خیلی زیاده میشینی و صحبتهاشونو میشنوی
میبینی که تو چقدر تغییر کردی چقدر بهبود یافتی جقدر داری خوب رو خودت کار میکنی
بارها شده صحبتهایی که میگن همه دم از نگرانی و ترس بوده و وقتی من گفتم ای بابا به خدا توکل کن خودش برات درستش میکنه
طرف گفته توکلم که به خداست
ولی اخه نمیشه که خودم کاری نکنم ، نمیشه که نگرانش نباشم، نمیشه که دستمو بزارم رو دستم ، خدا گفته از تو حرکت و……….
وهربار تو دلم خودمو تحسین کردم که سعیده چه خوب که تو یاد گرفتی توکل واقعی چیه
اعتماد به رب یعنی چی ، ایمان واقعی چه جوریه،
به قول استاد تو قدم هفت که میگن نمیشه بگی ایمان دارم ولی بترسی ، بگی توکل کردم ولی نگران باشی
استاد تو مسائل بزرگتر زندگیم در زمینه ی اعتماد وتوکل خیلی خوب عمل کردم
ولی تو یه سری چیزای جزئی نه اینکه بگم به خداوند اعتماد نداشتم نه
ولی انگار یهو یادم میره کار درست کدومه و یکم طول میکشه تا به خودم بیام و بفهمم باید چه کنم
ولی میدونم اینم قسمتی ازمسبره ، همین که من تو مسیرم و دارم تلاشمو میکنم یعنی اوضاع خوبه و فقط باید پیش برم تا مهارتم در زمینه استفاده ی بهتر ازقوانین بالا بره
خدایا الهی من به فدای تو ، چه خوب که هستی ، چه خوب که دارمت ، چه خوب که تو نه خستگی داری نه گشنگی ، نه خواب ، و همیشه اماده و رفرش پاسخگو هستی،
بارها دیدم که چه جوری سریع حس بد رو ازم گرفتی و منو رفرش کردی
الان با اینکه یکم خستم ولی روحمو خداوند با این یاد اوری ها جلا داد و حالم عالیه
خدایاشکرت برا همه چیز
خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت