درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۷


موضوع این برنامه: اتصال به الهامات الهی


مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • شما چقدر می‌توانی به خدا اعتماد کنی؟
  • چگونه خود را در مدار دریافت الهامات خداوند قرار دهیم؛
  • “قلب”، دریافت کننده الهامات خداوند می‌شود وقتی که …
  • چگونگی دریافت الهامات؛
  • رابطه “آرامش قلبی” و “دریافت الهامات الهی”

منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

373 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «مریم» در این صفحه: 1
  1. -
    مریم گفته:
    مدت عضویت: 1707 روز

    به نام خداوند بخشنده ومهربان

    عرض سلام وادب واحترام دارم حضور استاد نازنینم جناب آقای عباسمنش ومریم جون که بینهایت دلم براش تنگ شده وبقیه عزیزان

    استااااد دیروز معجزه ای برای من اتفاق افتاد که هنوز وقتی بهش فکر میکنم اشکم جاری میشه از خوشحالی.

    دیروز به یک مهمانی دعوت شده بودم در یکی از محله های تهران که معروفه بسیار دزدی در اونجا اتفاق افتاده ومن مردد بودم که برم یا نرم خلاصه صبح زود رفتم وموبایلم رو جلوی ماشین گذاشته بودم که مسیر رو پیدا کنم و وقتی رسیدم پارک کردم‌ توی کوچه چندتا خونه مونده به محل مهمانی ویادم رفت گوشیمو بردارم.من بعد از آشنایی باشما هرموقع از ماشین پیاده میشم بدون زدن قفل فرمون میگم خدایا اموالم روبه تومیسپرم وتشکر میکنم ازش ومیرم .

    بعد از ظهر موقع برگشت کیفم رو باز کردم که ببینم کسی زنگ زده یا نه دیدم موبایلم نیست تازه یادم افتاد موبایلم توی ماشین مونده .با دلهره سوار آسانسور شدم وفقط فکرم به محتویات موبایلم بود که خالیش نکرده بودم ودلهره بدی گرفته بودم.

    وقتی رسیدم به ماشین دیدم جلوی شیشه ی ماشین یک پلاستیک مشکی کلفت سرتاسر کشیده شده وبا تکه های کوچک چوب فیکس شده به دور شیشه ودر ماشینو باز کردم دیدم موبایلم سرجاشه ویک کاغذ تاشده ی کوچک از لای درافتاد که توی اون نوشته شده بود “سلام من داشتم رد میشدم دیدم موبایل شما توی ماشین مونده زنگ چند تا خونه روهم زدم کسی ماشین رو نمیشناخت برای همین پلاستیک کشیدم توی ماشین مشخص نباشه به 110 هم زنگ زدم برای محافظت ماشین شما”

    استاااد خداوند در یکی از بدترین محله ها به زیبایی از اموال من محافظت کرده بود اصلا نمیدونین چه غوغایی در من ایجاد شده.

    من واقعا توان توصیف خوشحالی خودم روندارم که چقققققدر قوانین خداوند واین جهان زیباست.خدارو صدهزار بار شاکرم برای قوانین بدون تغییرش ونتیجه اعتمادی که به اون دارم وصدهزاربار شاکرم که من رو درمسیر شما قرار داد که بالاترین وبرترین استاد رو داشته باشم که اینقدر زیبا وآسان به من یاد داد که خداوند چیست وقوانین آن چگونه عمل میکنه.

    میخوام بگم اگر به خدا اعتماد داشته باشیم توی بدترین شرایط دربهشت زندکی میکنیم واگر برای همه ،همه چیزبد باشه برای ما بهترین اتفاقات رقم میخوره .

    استاد به وجودتون افتخار میکنم وبه خودم افتخار میکنم که همچین استادی دارم که اینقدر زیبا وماهرانه قوانین خداوند عزیزم رو به من یادداده که درشرایطی که همه از زمین وزمان می‌نالند واستادهاشون هم خودشون گرفتار این وضعیت هستن، استاد نازنینم من رو اینطور زیبا تربیت کرده که تو فقط روی خودت کار کن اونوقت احساس خوبت اتفاقات خوب رو برات رقم میزنه.

    خداروصدهزار بار شاکرم برای این دنیای زیبا،خداروصدهزار با شاکرم برای وجود شما،خداروصدهزاربارشاکرم برای آشنایی باشما،استاد عزیزم بسیااار دوستتون دارم وبه وجودتون وشاگرد بودنتون افتخار میکنم .

    آرزوی سلامتی وخوشبختی وثروت دارم برای همه ی عزیزان.

    باخداباش پادشاهی کن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 27 رای: