درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۷


موضوع این برنامه: اتصال به الهامات الهی


مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • شما چقدر می‌توانی به خدا اعتماد کنی؟
  • چگونه خود را در مدار دریافت الهامات خداوند قرار دهیم؛
  • “قلب”، دریافت کننده الهامات خداوند می‌شود وقتی که …
  • چگونگی دریافت الهامات؛
  • رابطه “آرامش قلبی” و “دریافت الهامات الهی”

منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

373 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «زکیه لرستانی» در این صفحه: 3
  1. -
    زکیه لرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2000 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام ب همگی عزیزانم

    گام 7

    اتصال ب الهامات قلبی

    قلب،جایگاه الهامه و تو قران بارها اشاره شده بهش

    فی قلوبهم مرض

    الا بذکر الله تطمئن القلوب

    ما ب شما چشم ،گوش و قلب دادیم

    قُلْ هُوَ الَّذِی أَنْشَأَکُمْ وَجَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَهَ ۖ قَلِیلًا مَا تَشْکُرُونَ

    بگو: اوست که شما را آفرید و برای شما گوش و دیده و دل قرار داد، ولی اندکی سپاس می گزارید.(23 ملک)

    موقعی ک داشتم این فایل و مینوشتم

    یاد این آیه افتادم ک خداوند میگه ما ب شما چشم ،گوش و قلب دادیم

    باید شکر گزاری کنم برای قلبم و تک تک ضربانش ،این نعمت و قدر بدونم.

    امشب ی چیز دیگه متوجه شدم

    قلب فیزیکی تو قرآن ب اسم فواد اومده

    ولی این قلبی ک ک بارها اومده منظورش جایگاه دریافت الهاماته

    اگه بهش گوش بدیم

    والبته اگه آماده ی دریافت باشیم

    کلا زندگی ما رو خییلی تحت تاثیر قرار میده

    در تمام جنبه ها همه چی عالی میشه

    چون در هرلحظه داره خیر و شر مارو بهمون میگه و اگاهمون میکنه از مسیر های اشتباه

    آرامش و حس خوب کلید این گنجه ک در درون ماست

    این قدرت خلق کنندگی ک خداوند ب ما داده با باز بودن قلبمون میتونیم ازش استفاده کنیم و الهاماتش و دریافت کنیم

    بارها باید برای خودم تکرار کنم ک زکیه وقتی ک ارامش داری و حالت خوبه ،احساست قشنگه اون موقع تو قلبت بازه

    و اماده ای ک الهامات و دریافت کنی

    ب خواسته ات برسی

    امروز صبح ی اتفاق جالب افتاد ک خواسته ی قلبی دوسه روز پیشم بود

    اون موقع تو باغچه بودم داشتم ب مرغهامون غذا میدادم ک بعد دیدم پیشی ملوس قشنگم داره با میو میو میاد سمتم

    همون جا نشستم ک و اروم باهاش حرف زدم قربون صدقه اش رفتم

    چون از ادما فراریه اینجوری بهم اعتماد میکنه با احتیاط بهش نزدیک میشم

    خیلی اومد نزدیکم اون موقع گفتم کاش گوشیم همرام بود و میتونستم ازش فیلم بگیرم

    چون خیییییلی زیباست ،این گربه ی وحشی

    خیییلی خوش خط و خاله

    خیییلی من عاشقشممم

    امروز صبح داشتم از تو باغچه سمت دیگه رو فیلم میگرفتم ک پرستو ها هم اومدن تو کادرم و چرخ میزدم و اواز میخوندن

    خییلی قشنگ بودن

    بعد صدای ی گربه رو شنیدم ک ی کم دور بود برگشتم نگاه کردم دیدم داره سمت من میاد

    حسم گفت الان وقتشه ک فیلم بگیری

    چند قدم بهش نزدیک شدم سلام کردم بهش و اروم نشستم

    ک اونم جلو اومد با اون چشای قشنگش داشت با احتیاط ب گوشیم ک دستم بود نگاه میکرد و بو میکشید خخخخخخ

    خلاصه خواسته ی من تیک خورد خیییلی عالی شد فیلمش یکم موند پیشم و بعد کیان ک اومد فرار کرد رفت پشت چوبها زیر درخت قایم شد

    الهی صدهزار مرتبه شکرت ک خییلی سریع پاسخ میدی

    الهام قلبی ،وقتی دریافت میکنی ک حست خوب باشه بتونی ی ذره اون احساس بد و بهتر کنی همون ی ذره ی ذره حالت خوب میشه و کلا ورق برمیگرده

    درمورد خودم اگه بخوام بگم،میتونم مثال لباس مجلسی ک نیت کرده بودم بدوزم و ایمانم و قوی تر کنم ب هدایت و توانایی خودم

    خب اولش اصلا خوب پیش نرفت

    خیییلی هم بد شده بود تاپی ک دوخته بودم و ناامید شدم در حدی ک ذهنم میگفت تو دیگه هرگز نمیتونی ی الگو بکشی

    هیچی بلد نیستی

    بهتره ولش کنی بری ی لباس بخری

    خودتو اذیت نکن

    ولی ب لطف خدای هادی من تونستم ی ذررره فقط ی ذره حسم و خوب کنم چون دوست عزیزم نرگس ک توی حوزه ی خیاطی کار کرده بهم پیغام خدا رو رسوند ک زکیه بپذیر ک اشتباه هست

    خانم حسینی پشتیبانم وقتی بهش گفتم از خودم ناامید شدم

    گفت ک نننننن ناامید نشو بعد ک حلش کردی خییلی شیرین میشه برات

    ولی ذهن من میگفت ک تو ب اون مرحله نمیرسی چون نمیشه، راه نداره

    ولی گفتم فقط انجامش میدم

    حالا هررررچقدر طول بکشه من میخوااام این مسئله رو حل کنم خداوند هدایتم میکنه

    گفتم خدایا هرچی تو بگی انجام میدم

    اگه هم نتونستم لباسم و اماده کنم هیچ اشکالی نداره ولی میخوام این مسئله رو حل کنم چون با حلش خییلی رشد میکنم و تجربه کسب میکنم

    خلاصه شروع کردم الگوی پاترون دوم رو کشیدن اول باید از اندازه گیریم مطمئن میشدم ک اونا رو هم دوباره چک کردم

    و الگو جدید کشیدم و پاترون دوم و دوختم.

    ی ذره بهتر شده بود ولی باز ایراد داشت

    پاترون سوم خیلی بهتر شده بود

    پاترون چهارم خوب شده بود

    و پاترون پنجم اومدم الگوی تاپ اصلی و دوختم و یقه رو هم مدلی ک میخواستم دوخته بودم ک برای پارچه ی اصلی باز ی بهبود دیگه دادم.

    و خداروشکر تونستم با ی ذره بهتر شدنم حسم حرکت کنم و ادامه بدم و مسئله رو کنم

    بعد نوبت ب دامن رسید ،دامن رو از تور میخواستم برش بزنم

    چرا

    چون فهمیدم و درسی ک گرفتم این بود ک قبل از برش پارچه ی اصلی بیام ی نمونه با پارچه دیگه برش بزنم تا دستم بیاد

    اول با ی چادر بدون استفاده این تست و انجام دادم و وصلش کردم ب پاترون یقه گردی ک برای نمونه دوخته بودم

    اصن من دیوووانه شدممممم

    خداااای من

    خدااای من

    خییلی زیبا شده بود

    توانمندی خودم و با هدایت رب دیدم اصن رو ابرا بودم فیلمشم گرفتم خخخخخخ

    چندین بار نگاش کردم و مطمئن شدم ک میتونم پارچه ی اصلی و هم همین جوری ب راحتی برش بزنم

    مادرم گفت چقد هی ازاین شکلی ها میدوزی تو باید بری لباس بخری

    باید این کارها رو قبلا انجام میدادی ک دستت پر بشه

    من بیشتر انگیزه گرفتم ک ادامه بدم

    اومد دامن دوم و با تور و آستری برش زدم و استین تور هم شمشیری دوختم بهش

    خیییلی این بهتر بود خیییلی بیشتر ذوق کردم از خودم فیلم گرفتم و اهنگ هم روش گذاشتم و بارها دیدم و تحسین کردم خودم رو

    خواهرم فیلمشو ک دید گفت قشنگه ولی برای عروسی کمه تو باید بری لباس قشنگتری بخری

    گفتم هرگزررر ایده اومد ک ی تغییراتی بدم

    دامن و هم از جنس تاپ یعنی ساتن امریکایی بدم و مدل آستین و هم از ساتن بدم ولی نمیدونستم چ مدلی

    خلاصه متریالی ک نیاز داشتم و نوشتم روبرگه

    تور ژپون

    نوار گرن یا دبی

    ساتن امریکایی

    منجق و ملیله و..برای جواهر دوزی یقه لباسم ک تو ایتا هدایت شدم ب اموزشهاش

    مادر گفت هرچی لازم داری بنویس من برات میخرم

    خواهرم گفت اینا خودش پول ی لباسه بهتر نیست لباس بخری ،جوابشو ندادم

    خلاصه اونا رفتن اندبمشک خونه رو جمع کنن برا عروسی داداشم

    من موندم پیش پدر،

    ک مادر زنگ زد گفت زکیه اینقد خسته ام ک اصن نمیتونم برم بازار خریدا تو انجام بدم

    بعدا خودت بیا لباس بخر

    اولش حسم بد شد ک الان چیکار کنم

    بعد گفتم اشکال نداره

    من تسلیم هستم هرچی پیش بیاد خیره

    شاید لازمه لباس بخرم

    من نمیدونم خدایا خودت هدایتم کن

    ک بعد یکی دوساعت خواهرم زنگ زد تو مغازه بود گفت چند متر تور میخواستی

    ‌و هرچی ک میخواستم خریده شد:))

    حتی برای مدل استین لباسم بهم گفت چطور باشه چ مدلی باشه

    خواهرم خندید ب مدل آستینم بار اول ک دیدش

    من مطمئن شدم ک همین مدل خوبه

    پس همونو. انتخاب کردم برای تمام مراحل هدایتم کرد

    و خداروشکر پروژه لباس مجلسی من با موفقیت انجام شد

    لباسم واقعا زیبا شده با تمام وجودم دوسشدارم چون هدیه ی خداست ب من

    تمامش هدایته

    و ب قولمم عمل کردم دیروز پوشیدمش فیلم گرفتم و گذاشتم یوتیوپم

    طبق قولی ک تو جلسات آخر پروژه تغییر ب خودم دادم

    من تونستم و انجامش دادم

    من اگه این کارو تونستم انجام بدم هرکار دیگه ای و میتونم با هدایت رب هادی قدرتمندم انحام بدم

    هررررکاری

    چون من خالق زندگی خودم هستم.

    چون من توانایی انحام هرکاری و دارم

    چون من ب راحتی از پس هر مسئله ای برمیام

    من قادر ب انجام هرکاری هستم

    من ب خودم و توانایی هام ایمان دارم

    من ب قلبم و ندای درونم اعتماد دارم

    خداوند همیشه داره منو هدایت میکنه

    مث استاد

    مث حضرت موسی

    مث مادر موسی

    مث ابراهیم

    مث محمد

    الهی صدهزار مرتبه شکرت ک بهم فرصت نوشتن و صلاه دادی

    روز 10 از 630

    ی اتفاق جالب ک امروز افتاد برام هدایت خداوند

    هدایت شدم ب ی کانال عالی آموزش رقص

    چون مدتیه ک تمربن نکرده بودم

    بدنم اون انعطاف قبلا و نداشت

    و همیشه دوسداشتم این مدل رقص و یادبگیرم

    الان ب راحتی بهش هدایت شدم

    خداوند برای ما آسانی و اراده کرده

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    زکیه لرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2000 روز

    بنام خدای رحمان

    سلام ب دوست عزیزم فهیمه جان

    ازت خیییلی ممنونم بابت کامنت ارزشمندت واگاهی هایی ک ب اشتراک گذاشتی

    چقد درک منو از این فایل ارزشمند بیشتر کرد

    من متوجه شدم ک خداوند همیشه داره با ماصحبت میکنه و خیر و شرمون و بهمون میگه

    منتها این ما هستیم ک باید خودمون رو روی موج خدا تنظیم کنیم

    چجوری

    با احساس خوب با آرامش با توجه ب زیبایی ها

    من اجازه میدم ب خودم ک صدای خداوند و بشنوم

    ولی اگه ناراحت یا عصبی باشم این شیطانه ک داره با من حرف میزنه

    مرررسی بخاطر آیه هایی ک اوردی در مورد قلب

    خیلی حس خوبی بهم داد

    حسی شبیه اینکه همه چی دست خودمه

    من باید مسیر و انتخاب کنم

    همه چی در جهت خواسته ی منه

    وخداوند ب انتخاب من احترام میزاره و با قدرت منو ب سمتی ک میخوام هدایت میکنه

    و قلب من کاملا اگاهه ب همه چی و جایکاه دریافت الهامه

    ک توی قران هم خداوند خیلی واضح اسم فواد و آورده برای قلب فیزیکی

    چقد ایمانم ب ادامه ی مسیر و دریافت هدایت بیشتر شد

    باید این اصل و رابطه رو همیشه بیاد بیارم

    آرامش و حس خوب=دریافت الهامات الهی

    قلب ناآرام ،حس بد=دریافت نجوای شیطانی

    و ی چیز خیلی مهمی ک یاد گرفتم

    اینکه من باید آماده ی دریافت باشم ک الهامات و دریافت کنم

    تو اگه پیامبر خدا باشی و قلبت اماده نباشه یا ب عبارتی با فرکانس خدا همجهت نباشی هیچ الهامی و دریافت نمیکنی

    نکته ی کلیدی اینجا برای من

    آرامش و حس خوبه ،ک نتیجه اش میشه صدای زیباو آرامش بخش خدا

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    مرررسی ازت رفیق بهشتی قشنگم

    عاشقتممممم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    زکیه لرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2000 روز

    سلام عزیزدلم

    سلاام رفیق قشنگم

    خیییلی ازت ممنونم ک باعشق برام پاسخ نوشتی

    قشنگ حست و درک میکنم چون خودمم همین حسو دارم هربار ک نقطه ی ابی از بهشت دارم ی پیغام از طرف خدا

    وقتی گفتی عشق بوقلمونی حسم گفت باید اون کامنت و بخونی ،گفتم حالا چطور پیداش کنم

    خداوند چقد سریع پاسخ درخواستم و داد و لینکش و از قبل برام گذاشته بود

    من عاشقتممم

    مرسی ک ب قلبت گوش دادی و برام گذاشتی لینک رو :))

    این ی هدایت بود از طرف خدای هادی قشنگم

    خییلی جالبه ،حین خوندن کامنتت یاد اتفاقی ک امروز برام افتاد ،افتادم

    من ب لطف خدا لباسی ک ب خودم قول داده بودم برای عروسی داداشم ، خودم بدوزم و دوختم

    و بسیار عالی و زیبا شد

    این هدفی بود ک 2 ماه پیش بهم الهام شد

    و اولین کار و اولین نمونه دوخت مجلسی هست ک دوختم میخواستم فقط انجامش بدم و اولین قدم و بردارم و اصن خودمم باورم نمیشد ک بتونم از پسش بربیام

    ولی خدا هیچ وقت تنهام نذاشت و مرحله ب مرحله مث همیشه هدایتم کرد

    ،و عشق و انرژی من توی این کار جاریه

    خلاصه امروز پوشیدمش و جلوی آینه فیلم گرفتم از خودم با موهای باز

    اول تردید داشتم ک این فیلمو پست بزارم چون سرم لخت بود

    استین تا ارنج و یقه هم هفت

    ولی قلبم میگفت بزار و هیجان و شور و شوق داشت

    خلاصه اینجا هم پا روی باورهای مذهبی و احساس گناه گذاشتم و ب

    ی اهنگ زیبا از ناصر زینعلی، دوست دارم

    هدایت شدم

    اون اهنگ خیلی قشنگ نشست رو فیلمم

    ولی وقتی ک بارگزاری شد دیدم بدون صدا پست شده

    اول حسم بد شد

    گفتم حییف شد اصن خوب نشده

    بعد گفتم حتما باید بدون صدا پست میشد

    چیزی از ارزشمندی کارم ،لباسم کم نمیشه

    حتی اگه بدون اهنگ باشه کار من خییلی زیباست

    بعد ک آهنگو پلی کردم و گوش میدادم

    دیدم حسم تاییدش نمیکنه

    چون بوی وابستگی میاد

    بوی شرک

    بوی حساب کردن روی غیر خدا

    قول میدم تادنیا دنیاست تنهات نزارم

    واسه ی خوشبختیت حصارمو میزارم،خب دوست دارم

    دقیقا همون عشق بوقلمونی ک قشنگ و کامل توضیحش دادی

    حتی دوسنداشتم اهنگشو گوش بدم دیگه

    اینکه کسی قول بده خوشبختت کنه و حصار برات بزاره چون دوستداره

    همین ها دارن باور میسازن دیگه

    ک باید یکی بیاد منو خوشبخت کنه

    و منو محدود کنه اونوقت اسمشم میزارن عشق

    اصلا حسم بد میشه بهش فکر میکنم

    احساس خفگی بهم دست میده

    چند روز این حسو تجربه کردم البته ن از طرف من ،بلکه از طرف مقابلم

    ولی در گذشته خودمم اینجور بودم اصن فکرم مشکل داشت

    و فقط حالم وقتی خوب میشد ک طرف مقابل باشه و باهام حرف بزنه

    اونوقت حسم ب خودم خوب میشد و میتونستم خودمو دوست داشته باشم

    خدایا شکرت بابت این یادآوری

    این کامنت فوق العاده ی ک هدایتم کردی و دوست عزیزم فهیمه جان

    چقد خوشبختیم ما ک توی این مسیریم

    کل خانواده،خواهر هام،خاله و.. تو فکر لباس وفلان ک از هم دیگه خوشگل تر و جذاب تر باشن

    من گفتم از این فرصت استفاده میکنم و خودم و مهارتم و بهبود میدم و لباس زیبا خلق میکنم و باعشق میپوشم

    اصن مهم نیست برام بقیه چی میگن یا چی میپوشن

    من فقط میخوام عشق کنم و لذت ببرم و رقص

    پایکوبی کنم :))

    خدایا صدهزار مرتبه شکرت هرآنجه دارم ازآن توست

    من هیچی از خودم ندارم

    من ب هرخیری ازتو بهم برسه سخت فقیرم و محتاج

    خییلی ازت ممنونم رفیق قشنگم ممنونم ک باعشق برام نوشتی و این اگاهی ها رو بهم هدیه دادی

    عاشقتمممم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: