درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۷
موضوع این برنامه: اتصال به الهامات الهی
مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
- شما چقدر میتوانی به خدا اعتماد کنی؟
- چگونه خود را در مدار دریافت الهامات خداوند قرار دهیم؛
- “قلب”، دریافت کننده الهامات خداوند میشود وقتی که …
- چگونگی دریافت الهامات؛
- رابطه “آرامش قلبی” و “دریافت الهامات الهی”
منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۷20MB21 دقیقه














به نام یگانه فرمانروای هستی
و با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دیگر دوستان عباسمنشی خودم
خدایا ازت سپاسگزارم به خاطر اینکه من را هدایت کردی تا دانشجوی بهترین استاد زمانهام باشم؛
استادی که اینقدر قشنگ قوانین خداوند را درک کرده و اینهمه زیبا، ساده و کاربردی به من، حامد، آموزش میدهد. همیشه و همهجا، چه در فایلهای رایگان و چه در فایلهای محصولات، به جای اینکه بخواهد دانشپراکنی کند، تجربهاش را میگوید و این چقدر زیباست و به دل مینشیند.
ما به خدا اعتماد داریم.
اعتماد به خداوند از کجا میآید؟
آیا شهود مختص پیامبران و بزرگان است؟
آیا بزرگان و پیامبران به واسطهی چه چیزی شهود دریافت میکردند؟
آیا خداوند بین بندگانش فرق میگذارد؟ اگر آره، پس عدالت خداوند کجاست؟
سالهای سال در گمراهی زندگی میکردم و خودم را لایق همصحبتی با خداوند و دریافت هدایتها و الهامات او نمیدانستم، چرا که درک درستی از خداوند نداشتم. به من گفته بودند تو انسان حقیری هستی و باید به واسطه با خداوند حرف بزنی.
سالیان سال وقتی بهصورت اتفاقی، چه از تلویزیون، چه از بلندگوی مسجد یا هر جای دیگری، معنی قرآن را میشنیدم که میگفت اگر خداوند بخواهد فلان اشخاص را چنین میکند و دیگران را چنان، با این کلمه مقاومت داشتم. میگفتم این چه خدایی است که اگر بخواهد یا نخواهد هر کاری که دوست دارد میکند؟ آن روزها مدارم آنقدر پایین بود و در و دیوار را سیر میکردم که حتی یکبار هم زحمت ندادم این آیات قرآن را خودم بخوانم. با همان منطق دوران جاهلیت، خدا و قرآن و همهچیز را منکر میشدم.
آری، خدا بود، خدا هست، خدا خواهد بود؛ اما من نمیتوانستم ثابت و پای کار باشم. آن زمان من پای کار نبودم و فقط از ذهن دستور میگرفتم. شیطان به من میگفت خودت باید بتوانی گلیمت را از آب بیرون بکشی، به هر طریقی که میتوانی دروغ بگو، دزدی کن، قمار کن، غیبت کن و اگر این کارها را نکنی آدمی به درد نخور و بیعرضه هستی و حقت را میخورند.
سالها به همین منوال گذشت. خدا بود، ولی حامد نبود.
آن زمان خداوند رحمان بود؛ به محض اینکه حامد او را اجابت کرد، رحیم هم شد. دستم را گرفت و از منجلاب اعتیاد نجاتم داد؛ آن هم فقط با دو سه شب گریه و زاری و کمک خواستن از خداوند. حتی درک درستی هم از او نداشتم، فقط گریه میکردم و هقهق میکردم و میگفتم: کمکم کن، دیگر نمیتوانم، من عاجزم، ناتوانم، دستم را بگیر.
خدای رحیم دستم را گرفت، هدایتم کرد، با افراد، شرایط و واقعیتهایی آشنایم کرد که امروز وقتی به پشت سر نگاه میکنم میبینم چقدر قشنگ من را هدایت کرد تا تکاملم را طی کنم. من را هدایت کرد به جلسات معتادان گمنام؛ قدمهای 12گانهی NA را پیش پایم قرار داد. هر روز مقاومتم نسبت به خیلی چیزها شکسته میشد. با استاد عباسمنش آشنایم کرد، آن هم توسط شخصی که فقط یکبار در زندگی دیده بودم. امروز که فکر میکنم، حتی آشنایی با NA و بعد با سایت استاد عباسمنش اگر جابهجا اتفاق میافتاد و من اول با استاد آشنا میشدم، هرگز نمیتوانستم صحبتهای استاد را قبول کنم و مقاومت داشتم. این قدمهای NA بود که من را آماده و مهیای این سایت کرد و خیلی از مقاومتهایم را شکسته بود.
در سایت استاد عباسمنش متوجه شدم که خداوند طبق خواست و ارادهی من، ارادهاش را جاری میکند. من را در این زندگی دنیوی آزاد و صاحب اختیار قرار داده و راه را به من نشان داده. گفته است اگر راه راست، راه مستقیم، راه صالحان، راه کسانی که به آنها نعمت دادهام را بروی، من خوشبختی در دنیا و آخرت را برایت اراده میکنم. و اگر راه کسانی که بر خود ظلم میکنند و راه کسانی که در دل و قلبشان مریضی است را بروی، من عذابم را برایت اراده میکنم. یعنی ارادهی خداوند زیرمجموعهی ارادهی انسان است و این نهایت عدالت خداوند است.
در سایت استاد عباسمنش یاد گرفتم که پیامبران با انجام یکسری کارها و کنترل ذهن، با شرایط آن زمان خود، خدا را پیدا کرده و انتخاب کردهاند و خود را لایق دریافت الهامات خداوند کردهاند. و منِ حامد هم با شرایط و موقعیتهایم و با انجام یکسری اعمال و کنترل کردن ذهنم میتوانم الهامات را دریافت کنم. و چقدر من تجربه دارم در این مورد؛ زمانی که شیطان بر من مستولی گشت، زمانی بود که من نتوانستم ذهنم را حفظ کنم. و چه زمانهایی که به واسطهی حضور در سایت، حضور در جلسات NA، کار کردن روی خودم و استفاده از دورههای استاد توانستهام ذهنم را کنترل کنم، آرامشم را حفظ کنم و چقدر متوجه الهامات و هدایت شدم و خورشید هدایت راه را به من نشان داد.
خدایا صد هزار مرتبه شکر.