اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
شهود برای تمام مخلوقات هست و هر لحظه خداوند ما رو هدایت میکنه و در واقع هدایت ما رو برخودش واجب کرده
است. ولی خداوند قدرت تصمیم گیری رو به خودمون داده
و در واقع برای تصمیمات ما احترام قایل میشه و ما با قدرت اختیار مون هر سمتی که بخوام رو انتخاب میکنیم.
و برای همینه که خداوند برای ما خیر مطلق رو می خواد.
یعنی به آنچه که خودمون می خوایم هدایت میشیم.
حالا توی مسیر زندگی با خواسته ها و افکار و باورها مون
داریم پیش می ریم و اگر حس خوب و حس امید و فرکانس بالا داشته باشیم هر روز هدایت ها یا همون شهود، ما رو به پیشرفت و به سمت خواسته های قلبی مون پیش میبره.
ولی اگر به هر دلیلی حس بد و غم و ناراحتی یا ترس را در وجودمان داریم صدایی که میشنویم صدای شیطان است و ما رو در بدبختی بیشتر فرو می برد.
همون طور که خداوند همواره در حال هدایت ماست نجواهای شیطان هم وجود دارد در ذهنمون، حتی برای پیامبران.
ما نباید درگیر نجواها بشیم و نباید بزاریم شیطان صداش بلند و بلند تر شود و بر ما مسلط شود.
با هر کاری یا روشی ذهن را درگیر کنیم تا نجواها قدرت نگیرد.
وقتی شرایط ناجالبه اصلا کار راحتی نیس ولی امکان پذیره.
من تجربه اش رو داشتم، مدام حس اضطراب و دلهره و حس کسی که در یک کویری راه رو گم کرده و هیچی نمی دونه که باید چی کار کنه .
اصلا ادامه مسیر براش واضح نیس و مدام توی بلاتکلیفی هست. و حجم زیادی از فکرای عجیب قریب توی ذهنش می چرخه.
اره من سریه تضادی تجربه اش کردم .حسِ آدم بسیار نوسان داره گاهی خیلی امیدوار میشی، گاهی بسیار درمانده و خسته .
بعدها که از اون مرحله با کمک الله و آموزش های استاد به خصوص 12 قدم و آیه (عَسَی أنْ تَکْرَهُوا شَیئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُم وَ عَسی أنْ تُحِبُّوا شیئاً و هُوَ شَرٌّ لَکُم – )گذر کردیم.
و مدتی بعد من توی سایت فعالیت می کردم از توی کامنت بچه ها به خصوص کامنت سعیده جان شهریاری
متوجه شدم و برداشته من این بود که همون حس بی قراری و دلشوره و حس ناجوری که نمی زاره راحت باشی و حتی خوشمزه ترین غذاهایی که دوستشون داشتی برات مزه نمی ده و دنیا برات قشنگی های قبل رو نداره ، همون حسه
مصداق آتش جهنمه در اون دنیاست . یعنی اون حسی که من حدودا دو هفته درگیرش بودم و جهبه جنگی توی ذهنم بر پا کرده بود و مدام ذهنم می گفت ومن با آموزش ها و آگهی های استاد فکت می دادم و باز می گفت و من جواب میدادم.
همون حس و حال رو جهنمیان همیشه و دائما در گیرش هستند.
و تصورشم سخته که دائم در این حس و حاله نگرانی و دلشوره و بی قراری بمونی.
که این به خاطر دوری از منبع و خداوند است.
و به همین دلیل بهشتیان از مقربین درگاه الهی هستند.
پس یعنی ما هرچه مضطرب تر و نگران تر و ترسوتر باشیم از مدار منبع و خداوند دور می شویم و برای همین نمی شنویم صدای الهامات و هدایت هایش را با وجود کلی صدا زدن و درخواست و عجز و لابه کردن با کلام ، ولی هدایت نمی شویم به سمت گشایش مسأله ای که داریم چون در مدار خداوند نیستم که بشنویم.
و شهود کی برایمان کار می کند یا بهتره بگیم صدای الهامات را می شنویم ؟ وقتی آرام باشیم و بتونیم کمی و کمی حسمون را بهتر کنیم. پس :
1. با باورهایی مثل الخیر فی ما وقع
2. به یاد آوردن دفعه های قبلی که مسأله ای رخ داد ولی آخرش ختم به خیر شد.
شرطش اینه که ارامشمو نگه دادم شرطش اینه که قانون احساس خوب و اتفاقات خوب را عمل کنم دریافت هدایت خداوند برای من یه مثالی هست که همیشه قلبم میگه اگه هدایت خدا را نور افتاب در نظر بگیرم و اون اتفاق بد را چتری ببینم که جلوی نور افتاب را گرفته فقط کافیه چتر را از بالا سرم ببرم کنار واقعا به تجربه به همه ما ثابت شده خداوند که برای همه ما خیر میخواهد اگه ظاهر به اتفاقی هم بد باشه در نهایت برای رشد ما هست ولی کی باعث رشد ما میشه به شرطی که بهم نریزیم و ارامشمونو حفظ کنیم اگه بتونیم ارامشمونو حفظ کنیم هدایت خدا را میشنویم که یه قدم عملی هست هدایت خدا و بعد باید به اون هدایته عمل کنیم
برای این که بتونیم هدایتهای خدا را دریافت کنیم در شرایطی که ظاهرش خوب نیست یه باورهایی را باید از قبل بسازیم که تو اون شرایط ناخوداگاه ازش استفاده کنیم این باور الخیرو فی ماوقع یکی از این باورهاست که واقعا همیشه عمل میکنه
زندگی خود من پر هست از این تجربه جاهایی که تو موقعیت به ظاهر بد با دید بهتری نگاه کردم و اروم شدم و اتفاقات به نفعم شده و صدای خدا را شنیدم و عمل کردم و همه چی به نفعم تموم شده
به نام خدای مهربونم خدایی که هرچقدر بیشتر باورش کنی ب همون اندازه بیشتر و بهتر و راحت تر غرق در فراوانی ها و نعمت ها و ثروت ها میشی
الهی هزاران بار شکرت برای اینترنتم برای اینک میتونم ب سایتم وصل بشم و از آگاهی هاش به بهترین شکل استفاده کنم
الهی شکرت برای هدایت های واضح برای نشونه های قوی ک برای هر لحظه من میفرستی که در مسیر خودت ثابت قدم باشم چون انتخابم اینه…
الهی هزاران بار شکرت برای هوای بارونی کرج زیبا برای اینک از صبح بدون توقف داری رحمتت رو سرازیر میکنی
الهی هزاران بار شکرت برای زیبایی های ک هدایتم میکنی هرروز که بیشتر و بیشتر ببینم و لذت ببرم
الهی هزاران بار شکرت برای سلامتیم برای انرژی که میبخشی بهم و توانایی انجام کارهام رو میدی
الهی صدهزار مرتبه شکرت برای وجود استاد قشنگم برای جاده زیبایی که رفتن و به اونایی که خاهانشن ادرسش و میدن و چقددددد سپاسگزارم که لیاقت بودن در این مسیر زیبارو بهم دادی و هرروزی که میگذره بیشتر و بیشتر دارم ازش لذت میبرم
الهی صدهزار مرتبه شکرت برای غذای خوشمزه ای که تونستم بخورم
الهی هزاران بار شکرت برای هر نفسم که بودن در این دنیای مادی رو بهم هدیه میده
الهی تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
پروژه بی نظیر درک عمیق تر قوانین خداوند رو منی که دارم رو دوره 12قدم کار میکنم خیلی بیشتر و بهتر دارم درک میکنم منی که سالهاست شاگردی استادم رو میکنم میتونم قسم بخورم که تا به این اندازه درک و فهمش رو نداشتم اصلا یجوووووری این مسیر با هم همخوانی داشتن که فکرش و نمیکردم…
درک این جمله طلایی استادم که:
حس خوب =اتفاقات خوب
برای من الهام 3سال طول کشید تا بتونم عملی تو زندگی خودم اجرایش کنم قبل اون فقط در حد به جمله با بار مثبت بود برام فهمی نبود درکی نبود
ب چند سال پیش خودم و نگاه میکنم رد پای تکامل رو میشه به وضوح ببینم که واقعا از کجا ب کجا منو رسونده با رعایت همین قانون فوقالعاده ساده میتونم ببینم وقتایی که به چالشی برخوردم با موندن تو حس خوب چ درهایی برام باز شد و جاهایی که برعکس عمل کردم چ پیامدهایی برام داشت …
خدارو شاکرم برای اینک منو تو این مسیر فوق ااااااالعاده هدایت کرد کمکم کرد بتونم دوره بی نظیر 12قدم رو تهیه کنم و تعهدش رو بهم داد که بتونم انجامش بدم …
دیروز جمعه بود دایانم خونه بود گفتیم بریم یکم بگردیم هدایت شدیم ب ایران مال زیبااااا و پر از حس عالی مثل استاد و مریم جون ما هم مسیرهایی رو انتخاب میکنیم که یکم برامون دور باشه تا بتونیم از جلساتمون تو ماشین قشنگمون گوش کنیم و استفاده کنیم داشتیم جلسه 3قدم دو رو گوش میکردیم و غرق در دنیای خودمون بودیم که استاد فرمودن آینده جز این نیست که خودت با افکارت رقمش زدی بعد از مسیری که با گوشی بهمون پیشنهاد داده بود برای اولین بار داشتیم میرفتیم و دقیقااااااا همون لحظه این نوشته رو که آینده شما تجسم شماست رو روی به برد تبلیغاتی دیدیم من و دایان همینجوری مات و مبهوت فقط همو نگاه کردیم و شگفت زده از هدایت ها و همزمانی های بی نظیر الله….
تلفیق این دو تا دوره 12قدم و درک عمیق تر قوانین خداوند با هم خارقالعاده هستش و واقعا خدارو شکر میکنم ک میتونم همزمان از آگاهی هاشون استفاده کنم….
مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت دادی هدایت کن
استاد قشنگم عاشقتونم
مریم جونم عاشقتم
خانواده قشنگم عاشقتونم
خدای من مهربون ترینم خالقممم یکتای من عاشقتم
الهی که همیشه در پناه خودش شاد و سالم و پرروزی و آروم باشین
خدایی که حتی وقتی فکر میکنم گم شدم، از همونجایی که ایستادم، آروم و بیسر و صدا داره منو راه میبره.
سلام به استادهای نازنینم
سلام به دوستای عزیز و همفرکانسی که مطمئنم هرکدوممون یه جایی از مسیر، به یه شکل خاص بیدار شدیم.
من از بچگی یه باور عجیبی تو وجودم بود؛ باوری که هیچوقت یادم نمیاد کسی نشسته باشه و آموزشش داده باشه. نه با نصیحت، نه با کتاب، نه با حرف بزرگترها. انگار خودش، بیدعوت، اومده بود و تو دلم جا خوش کرده بود.
این باور که پشت هر اتفاقی، حتی سختترینش، یه خیری هست… حتی اگه الان هیچچیزی ازش نفهمم.
سنم خیلی کم بود که پدرم رو از دست دادم. اونقدر کم که باید دنیام پر از ترس میبود، پر از سؤالهایی که جواب ندارن. ولی عجیب اینجا بود که وسط اون همه بغض و شلوغی، یه جمله تو ذهنم تکرار میشد و ولم نمیکرد:
«حتماً خیری توش بوده… فقط الان نمیفهمم.»
نمیدونم این جمله رو از کجا آورده بودم. شاید هیچوقت نشنیده بودمش، شاید از جایی عمیقتر اومده بود. فقط میدونم بهش چسبیده بودم؛ مثل یه طناب نازک وسط طوفان. هر بار دلم میلرزید، با خودم میگفتم اگه الان اینقدر درد داره، لابد قراره یه روزی از دلش چیزی دربیاد که منو محکمتر کنه.
سالها گذشت و زندگی انگار تصمیم گرفت این باور رو جدی جدی امتحان کنه.
یه جاهایی از زندگیم، با تمام وجودم مطمئن بودم دارم درستترین انتخاب رو میکنم. دلم قرص بود. با شوق جلو میرفتم. حتی آینده رو تو ذهنم چیده بودم.
اما یهو… همهچیز ریخت.
رابطهای که فکر میکردم امنه، ترک برداشت و از هم پاشید. مسیری که براش برنامه داشتم، یههو بسته شد. اون روزها فقط درد بود و سؤال و بغضهایی که شبها نمیذاشت بخوابم. بارها از خودم پرسیدم:
«پس این خیرش کجاست؟ من که نیت بدی نداشتم…»
زمان که گذشت، تازه فهمیدم اگه اون اتفاقها نمیافتاد، من هنوز داشتم خودمو کوچیک میکردم. هنوز داشتم به کمتر از لیاقتم قانع میشدم. هنوز بلد نبودم مرز بکشم، «نه» بگم، خودمو جدی بگیرم.
اون شکستها، در واقع، منو هل دادن به سمت خودِ واقعیم. خیری که اون روزها قایم شده بود، بعدها شد عزت نفس. شد جرئت انتخاب خودم. شد دوست داشتنِ خودم، بدون شرط.
یه بار دیگه، یه اتفاق به ظاهر کوچیک افتاد. نه اونقدر بزرگ که بقیه بفهمن، نه اونقدر مهم که اولش جدی بگیرمش.
ولی همون مکث، منو مجبور کرد وایستم. برای اولین بار بعد از مدتها، واقعاً وایستم. به خودم نگاه کنم. به بدن خستهم، به ذهن شلوغم، به نیازهایی که سالها نادیده گرفته بودم.
اگه اون اتفاق نمیافتاد، شاید هنوز داشتم کورکورانه جلو میرفتم. خیری که تو لباس درد اومده بود، شد آگاهی.
خیلی وقتها هم فکر میکردم عقب افتادم. فکر میکردم دیر شده، فرصتها از دست رفته. وقتی خودمو با بقیه مقایسه میکردم، یه صدایی تو ذهنم میگفت: «تو جا موندی.»
بعدها فهمیدم اون تأخیرها داشتن از من محافظت میکردن. داشتن منو از جاهایی دور نگه میداشتن که با روح من سازگار نبودن. خدا بعضی وقتا با یه «صبر کن»، ما رو از یه اشتباه بزرگ نجات میده… حتی اگه اون لحظه نفهمیم.
و حالا که به عقب نگاه میکنم، میبینم هیچکدوم از اون اتفاقها بیحساب نبود. حتی مرگ پدرم… حتی اون فقدان بزرگ.
خیلی چیزها رو زودتر از سنم یاد گرفتم؛ مسئولیت، اتکا به خود، حرف زدن با خدا، و اینکه همیشه یه نیروی بزرگتر از من هست که حواسش هست… حتی وقتی من فکر میکنم نیست.
امروز دیگه دنبال دلیل اتفاقها نمیگردم. دنبال پیامشون میگردم.
میپرسم:
«این قراره منو به کدوم نسخهی بالغترِ خودم برسونه؟»
تعریف شهود: خداوند داره هدایت میکنه در مسیر انا علینا للهدا بر ما واجب شده که شما رو هدایت کنیم حالا به این ور یا به اون ور، هر ور که خودت بخواهی
زمانی ما هدایت های خداوند رو دریافت میکنیم که بتونیم احساسمون رو خوب نگه داریم اگر تو، تو حالت عصبانی باشی شیطان با تو صحبت میکنه اون چیزی که به اسم شهود ممکنه بشنوی اون شیطانه.
تو حالت غم، ناراحتی، خشم با ما داره گفتگو میکنه، خدا میگه نبوده ما به پیامبری وحی کنیم و همزمان شیطان هم نجواهاش رو نگه، ما وحی کردیم شیطان هم گفته ولی ما کلام الله رو بالا بردیم.
وقتی اعصابمون خرده افکار چرت و پرت توی ذهنمون میاد.
اگر بتونیم مارایت الا جمیلا کنیم توی اون شرایط اون وقته که هدایت میاد، شهود تو احساس بد نمیتونه بیاد شرایط دریافت هدایت و پیام خداوند زمانی اتفاق میفته که قلبت بازه وقتی قلبت بسته است تو چیزی دریافت نمیکنی
الخیر فی ماوقع، هر اتفاقی میفته خیره اگر بتونیم با این نگاه به اتفاق نگاه کنیم اون وقت خداوند میاد میگه قدم بعدی رو اینجوری بردار…. یعنی هدایته داره میگه یه کاری انجام بده هااا
وقتی که حالمون بده شیطان فقط صحبت میکنه تو فرکانس منفی و حالت بد، توی اون طبقات پایین ما دسترسی به آگاهی های بالا نداریم، ما موقعی دسترسی به اگاهی های بالا داریم که بتونیم اگاهانه خودمون رو از اون احساس بیاریم بیرون و یکسری هدایتها میاد.
مدتیه ی کوچولو بخاطر مشغله های بالای کاری و یادگیری ک دارم تمرینات خودم در مورد کامنت گذاشتن، نوت برداری،تفکر و.. کمی دور شده بودم. الان ک فایل رو گوش دادم شما در مورد نجواهای شیطانی صحبت کردید و من دقیقا متوجه شدم ک این روزا تمام پاشنه های اشیلی ک فک میکردم حلشون کردم دوباره دارن جوانه میزنن!
هیچ اتفاق خاصی نیفتاده ولی ذهن من داره ب کوچکترین مسئله ک اصلا ب من ربطی نداره واکنش نشون میده و احساس من میره سمت بد شدن و نجوا ها میاد ک این حرف رو بزن اینکار رو بکن یا اینطوری میشه و.. خداروشکر ک دوباره ب مسیر برگشتم و هدایت شدم و تمریناتم رو حتما ادامه میدم و این از نون شبم واجب تره.
استادجان بزارید از اتفاقاتی ک اخیرا دارم احساسشون میکنم و نتیجه هستند براتون کمی بگم :)
خب من خیلی ساله با شما هستم و واقعا وقت گذاشتم روی فایل ها ک کم و بیش نتیجه های خوبی داشتم و دارم بسته ب کارکردی ک روی خودم داشتم.
استاد من تمرین اهرم رنج و لذت رو خیلی در هر موضوعی کار کرده بودم قبلا.. ولی خب نتیجهای برام نداشت. ی سال شد ک بستهی روانشناسی ثروت رو دارم و الان فک کنم چهار بار میشه ک دورش میکنم و دقت زیادی هم روی اهرم دارم.
باید از معجزات کارکرد این اهرم بگم.. اقا با کردن روی اهرم هایی ک ساختم من تونستم هر روز تمیز و مرتب تر باشم، هرطوری شده چ دوست داشته باشم چ دوست نداشته باشم زبان بخونم! ک خداروشکر توش خیلی بهتر شدم :) از کارکردن بیرون بدم میومد ک الان از بیکاری بدم میاد! و… میخام بگم اینا رو من ناخوداگاه انجام میدم و اصلا نمیتونم بیکار باشم!
استادجان من الان دارم تمریناتم رو درست انجام میدم و قبلا حتما کوتاهی کردم و توی مسیرش نبودم.
امشب میخام اهرم عالیه ی ثروت خودم رو بسازم. با اینکه بیشتر از ده بار این اهرم رو ساختم ولی راضی کننده برام نبود چون نتیجهای تو دستام ندارم.
پس الان ک قلق کار دستم اومده اینبار میخام هرطوری شده عالی بسازمش و پیش برم ان شاءالله
شاید ابتدا متوجه این قانون نبودم و درکش نمیکردم که احساس خوب=اتفاقات خوب
این آگاهی رو می شنیدم و نمیفهمیدم. اما هر روز سعی میکردم فایل های دوره رو گوش بدم. بعد از شروع دور دوم دوازده قدم کم کم متوجه شدم و در زندگی دارم از این قانون بصورت تکاملی استفاده میکنم، نمیگم هر لحظه یادم هست اما همین که ناراحت میشم ذهنم آرلام میده که حالت رو عوض کن.
شنبه این هفته که صبح آماده شدم برم سرکار متوجه شدم حلقه ازدواجم تو دستم نیست بعدازظهر همه جا رو گشتم نبود حتی پلاستیک زباله ها رو، حالا ذهنم شروع کرد که دیگه پیدا نمیشه و موجی از نگرانی به من حمله ور شد که فوری با خودم گفتم باید احساسم رو خوب کنم و با خودم میگفتم مثل چندسال پیش که گوشواره دخترم گم شده بود بعد از چند هفته پیدا شد، اینم پیدا میشه، تا ذهنم میخواست داستان درست کنه با خودم تکرار می کردم حتما پیدا میشه و خداوند از مال و جان من محافظت میکنه، باید احساسم رو خوب کنم و بخاطر مثلا انگشتر و دستبندم و… که الان دارمشون سپاسگزاری می کردم.
همزمان فایل جلسه پنج از قدم یک رو داشتم گوش میدادم که استاد میگفتن در قرآن خداوند میفرماید ما حتما شما رو امتحان میکنیم با گرسنگی، از دست دادن اموال و عزیزانتون و…، و خداوند به صابرین بشارت می دهد و…
خلاصه این صحبت ها رو که گوش میدادم میگفتم خدا میخواد من رو امتحان کنه و میگفتم انالله و انا الیه راجعون، ایمانم رو باید اینجا نشون بدم و به انگشتر گم شده توجه نمی کردم.
خلاصه روز چهارشنبه رفتم ظرف بشورم و چند تیکه بیشتر نبود یه حسی گفت دستکش دست کن، اما حوصله ام نمیشد برای چند تیکه دستکش دست کنم اما دوباره این حس اومد و دستکش رو برداشتم بپوشم که انگشترم رو داخل دستکش بود پیدا کردم. بعد خدا رو شکر کردم و الان ذهن منطقی من بیشتر از قبل این قانون رو باور داره.
دریافت الهامات من بیشترازقرآن هستش و وقتی عصبانی هستم 15دقیقه ای ذهنموکنترل میکنم والهاماتم رو دریافت میکنم.ودقیق پیش میرم .
شوهرم یک آدم مسئولیت پذیر،ومتعهد و منظم نیازداره که کنارش باشه وهولش بده تا که اونم روخودش کارکنه .
وانگارتوقع داره بهش همش بگم که مسئولیت پذیرمتعهدومنظم باش وفرصت سوزی نکن عزیزم وحرفموگوش کن که راحتترپیشرفت کنیم .
میخادببخشمش و مثل سابق بشم خب عزیزم حرفموگوش کن منم مثل سابق میشم غرورتم حفظ میشه.
فکرکن یک فیلم عاشقانه روداری کارگردانی میکنی بازیگراصلیش منو توهستیم پس قشنگ سناریوشوبنویس وکارگردانی کن که همه وخودمون ازدیدنش لذت ببریم وپرفروش بشه .
منومشاورخودت بدون حرفموگوش کن منم که همیشه حرفتوگوش کردم وعمل کردم که الان رکوردزدیم باهمدیگه واینقدرپیشرفت کردیم عزتمندانه عزیزم .
یادته چندماه قبل ازاینکه بفهمم داری پیشنهادمیدی بمن گفته بودی این ایده عاشقانه من رکوردمیزنه دیدی عزتمندانه رکوردزد بعدش گفتی فرشته ها میان کمکت میکنن دیدی فرشته ها اومدن، بعدش گفتی فرشته ها به حضرت ابراهیم اومدن کمک کردن ومنم امیدوارم چالشم حل بشه .
هرچی که پیش بینی کردی داره اتفاق میوفته .
کامنتهاموبخون همشولطفا انجام بده همش الهام هست فقط اونجاهایی که باهات قهرکردم ورفتم ونخواستم باهات باشم ، اشتباه من بوده بزار روحساب تنهایی و خستگی و اشتباه وبی تجربگی من.
چشم به هم میزنیم میشه 50سالمون وبایدبا نظم وبرنامه وتعهد ومسئولیت پذیری پیش بریم .
چالش من باکمک فرشته ها حل میشه چون الهامش روچندین باردریافت کردم چالش طلاقم بایدبه کمکم بیان حالا کی خدامنظورش هست میخادبفرسته کمکم نمیدونم .
ولی همش میگه میفرستم به کمکت بیان که طلاق بگیری و حضانت وکفالت ویاناروبگیری نمیگه طلاق بگیری میگه فرشته هارومیفرستم برات حلش میکنم .خب منم منتظرمیمونم که خداحلش کنه.
عزیزم من میدونم چی میخام و چکارمیکنم فقط نیازدارم حرفاموگوش کنی اعتمادکنی بتونیم پیشرفت کنیم .
من برای هدفهام همه کارمیکنم هرکاری که خدابگه انجام میدم هدفم سلامتی رابطه عاشقانه ثروت وشغلم که ارایشگری و استادیاری رشدفردی هست میخام مشغول بشم وپولسازی کنم .
عزیزم سراغ یکیوگرفتی لنگه خودتم ورژن زن توهستم :))
خدای من اینقدر منو دوست داره گذاشته خودم زندگیمو بسازم خودم انتخاب کنم اینقدر بزرگه که از فضل خودش از بزرگی خودش قرآن رو برای هدایتم فرستاده و گفته راه جاده آسفالته و سرسبز و خوشی چجوری و چقدر آسونه راه جاده ناجوره رو هم نشون داده بهم ولی بدون هیچ اجباری میگه انتخاب با خودته اگر دوست داری سعادتمند دنیا و آخرت باشی باهاتم اگه میخوای گمراه بشی باهاتم ….
همه چیز احساس خوبه
من اگر بتونم احساسم رو کنترل کنم و همیشه سعی کنم در مومنتوم مثبت باشم لاجرم لاجرم لاجرم همه چیز خوب پیش میره هدایت ها میاد الهامات میاد دستان خداوند میاد راهش فقط احساس خوبه فرکانس خوبه
وَالَّذِینَ اهْتَدَوْا زَادَهُمْ هُدًى
کسانی که هدایت را پذیرفتند، خداوند بر هدایتشان میافزاید.
هر کس تقوا پیشه کند، خدا کارش را برای او آسان میکند.
خدایا قلبم رو وسیع کن که اهمیت احساس خوب رو درک کنم خداوندم حمایتم کن این باور در ذهنم به صورت حقیقی حک بشه نه فقط بگم و بشنوم بلکه با جان دل بهش عمل کنم …
احساس خوب =اتفاقات خوب
احساس بد =اتفاقات بد
خداوندم قلبم رو برای شنیدن الهامات وسیع کن …
خداوندم هدایتم کن که در هر شرایطی که هستم فقط دیدم و باورم این باشه
ما رأیتُ إلّا جمیلاً
خداوندم کمکم کن که همیشه در شرایط دریافت پیامت باشم همیشه قلبم باز و پذیرا و آماده باشه
همیشه دیدم و باورم
الخیر فی ما وقع
باشه
چقدر آرامش بخشه اینکه بدونی خورشید همیشه هست تو باید پنجره رو باز کنی به قول استاد تو دوره همجهت
جهان برپایه فراوانیه همه چیز در یک جریان جاری بی نهایته تو فقط باید باهاش همجهت بشی تو باید ظرفت رو بزرگ کنی تو باید بری تو مدارش
راهشم اینه احساست رو خوب نگه داری
باید باور کنم که خدا فقط خیر مطلق هست و همه چیز به نفع منه اگر بتونم احساسم رو خوب نگه دارم
باید مدام به خودم یادآوری کنم احساس بد یعنی دست کردن تو آتیش باهر دلیل و منطق
باید بفهمم احساس بد بدترین سمه جهانه
قانون خداوند اینه که
اگر بتونم احساسم رو خوب کنم لاجرم اتفاقات خوب میوفته
استاد تو تمام مطالب دیدن زیبایی ها و رسیدن به حال خوب و احساس خودمون رو خوب کنیم وجود داره
و این مطالب را چه زیبا توضیح میدهید
حتی در مقابل استاد عرشیانفر که خود مدرسی هستند
واقعا شما رتبه بالاتری را دارید و چقدر زیبا حتی نوع گفتار شما فرق میکنه و این بهترین نوع آموزش های شماست
به وضوح دیدیم و لمس کردیم که احساس خوب
افکار خوب
دید خوب
دیدن خوبی ها
چقدر برایمان سودمند است
من مستاجر هستم و صاحب خونه دلش نمیاد منو بلند کنه
این در حالیه که در اطرافم هستند افرادی که هر سال اسباب کشی میکنند
و دلیلش اینه که اگاهانه خوبی ها رو میبینم و تایید میکنم و قبول دارم که همه انسانها دستان خداوند در زندگی من هستند و من را برای رسیدن به خواسته هایم و آرامش یاریم میکنند
و چقدر نتیجه فرق دارد به روشنی دیدم این دوهفته اخیر
استاد بابت تک تک فایلها و اموزشهاتون ازتون سپاسگزارم
به نام خدای مهربانم
سلام به اساتید عزیز و دوستان خوبم
قسمت ششم پروژه :
شهود : هدایت خداوند در مسیر زندگی مون
شهود برای تمام مخلوقات هست و هر لحظه خداوند ما رو هدایت میکنه و در واقع هدایت ما رو برخودش واجب کرده
است. ولی خداوند قدرت تصمیم گیری رو به خودمون داده
و در واقع برای تصمیمات ما احترام قایل میشه و ما با قدرت اختیار مون هر سمتی که بخوام رو انتخاب میکنیم.
و برای همینه که خداوند برای ما خیر مطلق رو می خواد.
یعنی به آنچه که خودمون می خوایم هدایت میشیم.
حالا توی مسیر زندگی با خواسته ها و افکار و باورها مون
داریم پیش می ریم و اگر حس خوب و حس امید و فرکانس بالا داشته باشیم هر روز هدایت ها یا همون شهود، ما رو به پیشرفت و به سمت خواسته های قلبی مون پیش میبره.
ولی اگر به هر دلیلی حس بد و غم و ناراحتی یا ترس را در وجودمان داریم صدایی که میشنویم صدای شیطان است و ما رو در بدبختی بیشتر فرو می برد.
همون طور که خداوند همواره در حال هدایت ماست نجواهای شیطان هم وجود دارد در ذهنمون، حتی برای پیامبران.
ما نباید درگیر نجواها بشیم و نباید بزاریم شیطان صداش بلند و بلند تر شود و بر ما مسلط شود.
با هر کاری یا روشی ذهن را درگیر کنیم تا نجواها قدرت نگیرد.
وقتی شرایط ناجالبه اصلا کار راحتی نیس ولی امکان پذیره.
من تجربه اش رو داشتم، مدام حس اضطراب و دلهره و حس کسی که در یک کویری راه رو گم کرده و هیچی نمی دونه که باید چی کار کنه .
اصلا ادامه مسیر براش واضح نیس و مدام توی بلاتکلیفی هست. و حجم زیادی از فکرای عجیب قریب توی ذهنش می چرخه.
اره من سریه تضادی تجربه اش کردم .حسِ آدم بسیار نوسان داره گاهی خیلی امیدوار میشی، گاهی بسیار درمانده و خسته .
بعدها که از اون مرحله با کمک الله و آموزش های استاد به خصوص 12 قدم و آیه (عَسَی أنْ تَکْرَهُوا شَیئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُم وَ عَسی أنْ تُحِبُّوا شیئاً و هُوَ شَرٌّ لَکُم – )گذر کردیم.
و مدتی بعد من توی سایت فعالیت می کردم از توی کامنت بچه ها به خصوص کامنت سعیده جان شهریاری
متوجه شدم و برداشته من این بود که همون حس بی قراری و دلشوره و حس ناجوری که نمی زاره راحت باشی و حتی خوشمزه ترین غذاهایی که دوستشون داشتی برات مزه نمی ده و دنیا برات قشنگی های قبل رو نداره ، همون حسه
مصداق آتش جهنمه در اون دنیاست . یعنی اون حسی که من حدودا دو هفته درگیرش بودم و جهبه جنگی توی ذهنم بر پا کرده بود و مدام ذهنم می گفت ومن با آموزش ها و آگهی های استاد فکت می دادم و باز می گفت و من جواب میدادم.
همون حس و حال رو جهنمیان همیشه و دائما در گیرش هستند.
و تصورشم سخته که دائم در این حس و حاله نگرانی و دلشوره و بی قراری بمونی.
که این به خاطر دوری از منبع و خداوند است.
و به همین دلیل بهشتیان از مقربین درگاه الهی هستند.
پس یعنی ما هرچه مضطرب تر و نگران تر و ترسوتر باشیم از مدار منبع و خداوند دور می شویم و برای همین نمی شنویم صدای الهامات و هدایت هایش را با وجود کلی صدا زدن و درخواست و عجز و لابه کردن با کلام ، ولی هدایت نمی شویم به سمت گشایش مسأله ای که داریم چون در مدار خداوند نیستم که بشنویم.
و شهود کی برایمان کار می کند یا بهتره بگیم صدای الهامات را می شنویم ؟ وقتی آرام باشیم و بتونیم کمی و کمی حسمون را بهتر کنیم. پس :
1. با باورهایی مثل الخیر فی ما وقع
2. به یاد آوردن دفعه های قبلی که مسأله ای رخ داد ولی آخرش ختم به خیر شد.
3. با باوره خدا فقط برای ما خیر مطلق می خواد.
می تونیم کم کم به حس خوب و آرامش و رهایی برسیم.
پس شرط هدایت آرامش واقعی داشتن است .
بنام خدا
شرایط دریافت هدایت خداوند
شرطش اینه که ارامشمو نگه دادم شرطش اینه که قانون احساس خوب و اتفاقات خوب را عمل کنم دریافت هدایت خداوند برای من یه مثالی هست که همیشه قلبم میگه اگه هدایت خدا را نور افتاب در نظر بگیرم و اون اتفاق بد را چتری ببینم که جلوی نور افتاب را گرفته فقط کافیه چتر را از بالا سرم ببرم کنار واقعا به تجربه به همه ما ثابت شده خداوند که برای همه ما خیر میخواهد اگه ظاهر به اتفاقی هم بد باشه در نهایت برای رشد ما هست ولی کی باعث رشد ما میشه به شرطی که بهم نریزیم و ارامشمونو حفظ کنیم اگه بتونیم ارامشمونو حفظ کنیم هدایت خدا را میشنویم که یه قدم عملی هست هدایت خدا و بعد باید به اون هدایته عمل کنیم
برای این که بتونیم هدایتهای خدا را دریافت کنیم در شرایطی که ظاهرش خوب نیست یه باورهایی را باید از قبل بسازیم که تو اون شرایط ناخوداگاه ازش استفاده کنیم این باور الخیرو فی ماوقع یکی از این باورهاست که واقعا همیشه عمل میکنه
زندگی خود من پر هست از این تجربه جاهایی که تو موقعیت به ظاهر بد با دید بهتری نگاه کردم و اروم شدم و اتفاقات به نفعم شده و صدای خدا را شنیدم و عمل کردم و همه چی به نفعم تموم شده
به نام خدای مهربونم خدایی که هرچقدر بیشتر باورش کنی ب همون اندازه بیشتر و بهتر و راحت تر غرق در فراوانی ها و نعمت ها و ثروت ها میشی
الهی هزاران بار شکرت برای اینترنتم برای اینک میتونم ب سایتم وصل بشم و از آگاهی هاش به بهترین شکل استفاده کنم
الهی شکرت برای هدایت های واضح برای نشونه های قوی ک برای هر لحظه من میفرستی که در مسیر خودت ثابت قدم باشم چون انتخابم اینه…
الهی هزاران بار شکرت برای هوای بارونی کرج زیبا برای اینک از صبح بدون توقف داری رحمتت رو سرازیر میکنی
الهی هزاران بار شکرت برای زیبایی های ک هدایتم میکنی هرروز که بیشتر و بیشتر ببینم و لذت ببرم
الهی هزاران بار شکرت برای سلامتیم برای انرژی که میبخشی بهم و توانایی انجام کارهام رو میدی
الهی صدهزار مرتبه شکرت برای وجود استاد قشنگم برای جاده زیبایی که رفتن و به اونایی که خاهانشن ادرسش و میدن و چقددددد سپاسگزارم که لیاقت بودن در این مسیر زیبارو بهم دادی و هرروزی که میگذره بیشتر و بیشتر دارم ازش لذت میبرم
الهی صدهزار مرتبه شکرت برای غذای خوشمزه ای که تونستم بخورم
الهی هزاران بار شکرت برای هر نفسم که بودن در این دنیای مادی رو بهم هدیه میده
الهی تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
پروژه بی نظیر درک عمیق تر قوانین خداوند رو منی که دارم رو دوره 12قدم کار میکنم خیلی بیشتر و بهتر دارم درک میکنم منی که سالهاست شاگردی استادم رو میکنم میتونم قسم بخورم که تا به این اندازه درک و فهمش رو نداشتم اصلا یجوووووری این مسیر با هم همخوانی داشتن که فکرش و نمیکردم…
درک این جمله طلایی استادم که:
حس خوب =اتفاقات خوب
برای من الهام 3سال طول کشید تا بتونم عملی تو زندگی خودم اجرایش کنم قبل اون فقط در حد به جمله با بار مثبت بود برام فهمی نبود درکی نبود
ب چند سال پیش خودم و نگاه میکنم رد پای تکامل رو میشه به وضوح ببینم که واقعا از کجا ب کجا منو رسونده با رعایت همین قانون فوقالعاده ساده میتونم ببینم وقتایی که به چالشی برخوردم با موندن تو حس خوب چ درهایی برام باز شد و جاهایی که برعکس عمل کردم چ پیامدهایی برام داشت …
خدارو شاکرم برای اینک منو تو این مسیر فوق ااااااالعاده هدایت کرد کمکم کرد بتونم دوره بی نظیر 12قدم رو تهیه کنم و تعهدش رو بهم داد که بتونم انجامش بدم …
دیروز جمعه بود دایانم خونه بود گفتیم بریم یکم بگردیم هدایت شدیم ب ایران مال زیبااااا و پر از حس عالی مثل استاد و مریم جون ما هم مسیرهایی رو انتخاب میکنیم که یکم برامون دور باشه تا بتونیم از جلساتمون تو ماشین قشنگمون گوش کنیم و استفاده کنیم داشتیم جلسه 3قدم دو رو گوش میکردیم و غرق در دنیای خودمون بودیم که استاد فرمودن آینده جز این نیست که خودت با افکارت رقمش زدی بعد از مسیری که با گوشی بهمون پیشنهاد داده بود برای اولین بار داشتیم میرفتیم و دقیقااااااا همون لحظه این نوشته رو که آینده شما تجسم شماست رو روی به برد تبلیغاتی دیدیم من و دایان همینجوری مات و مبهوت فقط همو نگاه کردیم و شگفت زده از هدایت ها و همزمانی های بی نظیر الله….
تلفیق این دو تا دوره 12قدم و درک عمیق تر قوانین خداوند با هم خارقالعاده هستش و واقعا خدارو شکر میکنم ک میتونم همزمان از آگاهی هاشون استفاده کنم….
مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت دادی هدایت کن
استاد قشنگم عاشقتونم
مریم جونم عاشقتم
خانواده قشنگم عاشقتونم
خدای من مهربون ترینم خالقممم یکتای من عاشقتم
الهی که همیشه در پناه خودش شاد و سالم و پرروزی و آروم باشین
فعلا.
به نام خداوند هدایتگرم
خدایی که حتی وقتی فکر میکنم گم شدم، از همونجایی که ایستادم، آروم و بیسر و صدا داره منو راه میبره.
سلام به استادهای نازنینم
سلام به دوستای عزیز و همفرکانسی که مطمئنم هرکدوممون یه جایی از مسیر، به یه شکل خاص بیدار شدیم.
من از بچگی یه باور عجیبی تو وجودم بود؛ باوری که هیچوقت یادم نمیاد کسی نشسته باشه و آموزشش داده باشه. نه با نصیحت، نه با کتاب، نه با حرف بزرگترها. انگار خودش، بیدعوت، اومده بود و تو دلم جا خوش کرده بود.
این باور که پشت هر اتفاقی، حتی سختترینش، یه خیری هست… حتی اگه الان هیچچیزی ازش نفهمم.
سنم خیلی کم بود که پدرم رو از دست دادم. اونقدر کم که باید دنیام پر از ترس میبود، پر از سؤالهایی که جواب ندارن. ولی عجیب اینجا بود که وسط اون همه بغض و شلوغی، یه جمله تو ذهنم تکرار میشد و ولم نمیکرد:
«حتماً خیری توش بوده… فقط الان نمیفهمم.»
نمیدونم این جمله رو از کجا آورده بودم. شاید هیچوقت نشنیده بودمش، شاید از جایی عمیقتر اومده بود. فقط میدونم بهش چسبیده بودم؛ مثل یه طناب نازک وسط طوفان. هر بار دلم میلرزید، با خودم میگفتم اگه الان اینقدر درد داره، لابد قراره یه روزی از دلش چیزی دربیاد که منو محکمتر کنه.
سالها گذشت و زندگی انگار تصمیم گرفت این باور رو جدی جدی امتحان کنه.
یه جاهایی از زندگیم، با تمام وجودم مطمئن بودم دارم درستترین انتخاب رو میکنم. دلم قرص بود. با شوق جلو میرفتم. حتی آینده رو تو ذهنم چیده بودم.
اما یهو… همهچیز ریخت.
رابطهای که فکر میکردم امنه، ترک برداشت و از هم پاشید. مسیری که براش برنامه داشتم، یههو بسته شد. اون روزها فقط درد بود و سؤال و بغضهایی که شبها نمیذاشت بخوابم. بارها از خودم پرسیدم:
«پس این خیرش کجاست؟ من که نیت بدی نداشتم…»
زمان که گذشت، تازه فهمیدم اگه اون اتفاقها نمیافتاد، من هنوز داشتم خودمو کوچیک میکردم. هنوز داشتم به کمتر از لیاقتم قانع میشدم. هنوز بلد نبودم مرز بکشم، «نه» بگم، خودمو جدی بگیرم.
اون شکستها، در واقع، منو هل دادن به سمت خودِ واقعیم. خیری که اون روزها قایم شده بود، بعدها شد عزت نفس. شد جرئت انتخاب خودم. شد دوست داشتنِ خودم، بدون شرط.
یه بار دیگه، یه اتفاق به ظاهر کوچیک افتاد. نه اونقدر بزرگ که بقیه بفهمن، نه اونقدر مهم که اولش جدی بگیرمش.
یه توقف اجباری… یه مکث ناخواسته.
اولش حرص خوردم. کلافه شدم. مدام با خودم میگفتم: «الان وقتش نبود. چرا درست الان؟»
ولی همون مکث، منو مجبور کرد وایستم. برای اولین بار بعد از مدتها، واقعاً وایستم. به خودم نگاه کنم. به بدن خستهم، به ذهن شلوغم، به نیازهایی که سالها نادیده گرفته بودم.
اگه اون اتفاق نمیافتاد، شاید هنوز داشتم کورکورانه جلو میرفتم. خیری که تو لباس درد اومده بود، شد آگاهی.
خیلی وقتها هم فکر میکردم عقب افتادم. فکر میکردم دیر شده، فرصتها از دست رفته. وقتی خودمو با بقیه مقایسه میکردم، یه صدایی تو ذهنم میگفت: «تو جا موندی.»
بعدها فهمیدم اون تأخیرها داشتن از من محافظت میکردن. داشتن منو از جاهایی دور نگه میداشتن که با روح من سازگار نبودن. خدا بعضی وقتا با یه «صبر کن»، ما رو از یه اشتباه بزرگ نجات میده… حتی اگه اون لحظه نفهمیم.
و حالا که به عقب نگاه میکنم، میبینم هیچکدوم از اون اتفاقها بیحساب نبود. حتی مرگ پدرم… حتی اون فقدان بزرگ.
خیلی چیزها رو زودتر از سنم یاد گرفتم؛ مسئولیت، اتکا به خود، حرف زدن با خدا، و اینکه همیشه یه نیروی بزرگتر از من هست که حواسش هست… حتی وقتی من فکر میکنم نیست.
امروز دیگه دنبال دلیل اتفاقها نمیگردم. دنبال پیامشون میگردم.
میپرسم:
«این قراره منو به کدوم نسخهی بالغترِ خودم برسونه؟»
و هر بار، زندگی یه جواب آروم اما دقیق بهم میده.
سلام به همه دو استاد بخصوص دو استاد عزیزم
تعریف شهود: خداوند داره هدایت میکنه در مسیر انا علینا للهدا بر ما واجب شده که شما رو هدایت کنیم حالا به این ور یا به اون ور، هر ور که خودت بخواهی
زمانی ما هدایت های خداوند رو دریافت میکنیم که بتونیم احساسمون رو خوب نگه داریم اگر تو، تو حالت عصبانی باشی شیطان با تو صحبت میکنه اون چیزی که به اسم شهود ممکنه بشنوی اون شیطانه.
تو حالت غم، ناراحتی، خشم با ما داره گفتگو میکنه، خدا میگه نبوده ما به پیامبری وحی کنیم و همزمان شیطان هم نجواهاش رو نگه، ما وحی کردیم شیطان هم گفته ولی ما کلام الله رو بالا بردیم.
وقتی اعصابمون خرده افکار چرت و پرت توی ذهنمون میاد.
اگر بتونیم مارایت الا جمیلا کنیم توی اون شرایط اون وقته که هدایت میاد، شهود تو احساس بد نمیتونه بیاد شرایط دریافت هدایت و پیام خداوند زمانی اتفاق میفته که قلبت بازه وقتی قلبت بسته است تو چیزی دریافت نمیکنی
الخیر فی ماوقع، هر اتفاقی میفته خیره اگر بتونیم با این نگاه به اتفاق نگاه کنیم اون وقت خداوند میاد میگه قدم بعدی رو اینجوری بردار…. یعنی هدایته داره میگه یه کاری انجام بده هااا
وقتی که حالمون بده شیطان فقط صحبت میکنه تو فرکانس منفی و حالت بد، توی اون طبقات پایین ما دسترسی به آگاهی های بالا نداریم، ما موقعی دسترسی به اگاهی های بالا داریم که بتونیم اگاهانه خودمون رو از اون احساس بیاریم بیرون و یکسری هدایتها میاد.
به نام خداوند بخشنده و بسیار مهربان
استاد نهایت عزیزم
مدتیه ی کوچولو بخاطر مشغله های بالای کاری و یادگیری ک دارم تمرینات خودم در مورد کامنت گذاشتن، نوت برداری،تفکر و.. کمی دور شده بودم. الان ک فایل رو گوش دادم شما در مورد نجواهای شیطانی صحبت کردید و من دقیقا متوجه شدم ک این روزا تمام پاشنه های اشیلی ک فک میکردم حلشون کردم دوباره دارن جوانه میزنن!
هیچ اتفاق خاصی نیفتاده ولی ذهن من داره ب کوچکترین مسئله ک اصلا ب من ربطی نداره واکنش نشون میده و احساس من میره سمت بد شدن و نجوا ها میاد ک این حرف رو بزن اینکار رو بکن یا اینطوری میشه و.. خداروشکر ک دوباره ب مسیر برگشتم و هدایت شدم و تمریناتم رو حتما ادامه میدم و این از نون شبم واجب تره.
استادجان بزارید از اتفاقاتی ک اخیرا دارم احساسشون میکنم و نتیجه هستند براتون کمی بگم :)
خب من خیلی ساله با شما هستم و واقعا وقت گذاشتم روی فایل ها ک کم و بیش نتیجه های خوبی داشتم و دارم بسته ب کارکردی ک روی خودم داشتم.
استاد من تمرین اهرم رنج و لذت رو خیلی در هر موضوعی کار کرده بودم قبلا.. ولی خب نتیجهای برام نداشت. ی سال شد ک بستهی روانشناسی ثروت رو دارم و الان فک کنم چهار بار میشه ک دورش میکنم و دقت زیادی هم روی اهرم دارم.
باید از معجزات کارکرد این اهرم بگم.. اقا با کردن روی اهرم هایی ک ساختم من تونستم هر روز تمیز و مرتب تر باشم، هرطوری شده چ دوست داشته باشم چ دوست نداشته باشم زبان بخونم! ک خداروشکر توش خیلی بهتر شدم :) از کارکردن بیرون بدم میومد ک الان از بیکاری بدم میاد! و… میخام بگم اینا رو من ناخوداگاه انجام میدم و اصلا نمیتونم بیکار باشم!
استادجان من الان دارم تمریناتم رو درست انجام میدم و قبلا حتما کوتاهی کردم و توی مسیرش نبودم.
امشب میخام اهرم عالیه ی ثروت خودم رو بسازم. با اینکه بیشتر از ده بار این اهرم رو ساختم ولی راضی کننده برام نبود چون نتیجهای تو دستام ندارم.
پس الان ک قلق کار دستم اومده اینبار میخام هرطوری شده عالی بسازمش و پیش برم ان شاءالله
عاشقتونم استادجان
به نام خداوند مهربانم
سلام به استاد عزیزم
شاید ابتدا متوجه این قانون نبودم و درکش نمیکردم که احساس خوب=اتفاقات خوب
این آگاهی رو می شنیدم و نمیفهمیدم. اما هر روز سعی میکردم فایل های دوره رو گوش بدم. بعد از شروع دور دوم دوازده قدم کم کم متوجه شدم و در زندگی دارم از این قانون بصورت تکاملی استفاده میکنم، نمیگم هر لحظه یادم هست اما همین که ناراحت میشم ذهنم آرلام میده که حالت رو عوض کن.
شنبه این هفته که صبح آماده شدم برم سرکار متوجه شدم حلقه ازدواجم تو دستم نیست بعدازظهر همه جا رو گشتم نبود حتی پلاستیک زباله ها رو، حالا ذهنم شروع کرد که دیگه پیدا نمیشه و موجی از نگرانی به من حمله ور شد که فوری با خودم گفتم باید احساسم رو خوب کنم و با خودم میگفتم مثل چندسال پیش که گوشواره دخترم گم شده بود بعد از چند هفته پیدا شد، اینم پیدا میشه، تا ذهنم میخواست داستان درست کنه با خودم تکرار می کردم حتما پیدا میشه و خداوند از مال و جان من محافظت میکنه، باید احساسم رو خوب کنم و بخاطر مثلا انگشتر و دستبندم و… که الان دارمشون سپاسگزاری می کردم.
همزمان فایل جلسه پنج از قدم یک رو داشتم گوش میدادم که استاد میگفتن در قرآن خداوند میفرماید ما حتما شما رو امتحان میکنیم با گرسنگی، از دست دادن اموال و عزیزانتون و…، و خداوند به صابرین بشارت می دهد و…
خلاصه این صحبت ها رو که گوش میدادم میگفتم خدا میخواد من رو امتحان کنه و میگفتم انالله و انا الیه راجعون، ایمانم رو باید اینجا نشون بدم و به انگشتر گم شده توجه نمی کردم.
خلاصه روز چهارشنبه رفتم ظرف بشورم و چند تیکه بیشتر نبود یه حسی گفت دستکش دست کن، اما حوصله ام نمیشد برای چند تیکه دستکش دست کنم اما دوباره این حس اومد و دستکش رو برداشتم بپوشم که انگشترم رو داخل دستکش بود پیدا کردم. بعد خدا رو شکر کردم و الان ذهن منطقی من بیشتر از قبل این قانون رو باور داره.
سلام ودرود
دریافت الهامات من بیشترازقرآن هستش و وقتی عصبانی هستم 15دقیقه ای ذهنموکنترل میکنم والهاماتم رو دریافت میکنم.ودقیق پیش میرم .
شوهرم یک آدم مسئولیت پذیر،ومتعهد و منظم نیازداره که کنارش باشه وهولش بده تا که اونم روخودش کارکنه .
وانگارتوقع داره بهش همش بگم که مسئولیت پذیرمتعهدومنظم باش وفرصت سوزی نکن عزیزم وحرفموگوش کن که راحتترپیشرفت کنیم .
میخادببخشمش و مثل سابق بشم خب عزیزم حرفموگوش کن منم مثل سابق میشم غرورتم حفظ میشه.
فکرکن یک فیلم عاشقانه روداری کارگردانی میکنی بازیگراصلیش منو توهستیم پس قشنگ سناریوشوبنویس وکارگردانی کن که همه وخودمون ازدیدنش لذت ببریم وپرفروش بشه .
منومشاورخودت بدون حرفموگوش کن منم که همیشه حرفتوگوش کردم وعمل کردم که الان رکوردزدیم باهمدیگه واینقدرپیشرفت کردیم عزتمندانه عزیزم .
یادته چندماه قبل ازاینکه بفهمم داری پیشنهادمیدی بمن گفته بودی این ایده عاشقانه من رکوردمیزنه دیدی عزتمندانه رکوردزد بعدش گفتی فرشته ها میان کمکت میکنن دیدی فرشته ها اومدن، بعدش گفتی فرشته ها به حضرت ابراهیم اومدن کمک کردن ومنم امیدوارم چالشم حل بشه .
هرچی که پیش بینی کردی داره اتفاق میوفته .
کامنتهاموبخون همشولطفا انجام بده همش الهام هست فقط اونجاهایی که باهات قهرکردم ورفتم ونخواستم باهات باشم ، اشتباه من بوده بزار روحساب تنهایی و خستگی و اشتباه وبی تجربگی من.
چشم به هم میزنیم میشه 50سالمون وبایدبا نظم وبرنامه وتعهد ومسئولیت پذیری پیش بریم .
چالش من باکمک فرشته ها حل میشه چون الهامش روچندین باردریافت کردم چالش طلاقم بایدبه کمکم بیان حالا کی خدامنظورش هست میخادبفرسته کمکم نمیدونم .
ولی همش میگه میفرستم به کمکت بیان که طلاق بگیری و حضانت وکفالت ویاناروبگیری نمیگه طلاق بگیری میگه فرشته هارومیفرستم برات حلش میکنم .خب منم منتظرمیمونم که خداحلش کنه.
عزیزم من میدونم چی میخام و چکارمیکنم فقط نیازدارم حرفاموگوش کنی اعتمادکنی بتونیم پیشرفت کنیم .
بیای حرف بزنیم ببینمت تماس بگیری پیام بدی شفاف باشی .
من برای هدفهام همه کارمیکنم هرکاری که خدابگه انجام میدم هدفم سلامتی رابطه عاشقانه ثروت وشغلم که ارایشگری و استادیاری رشدفردی هست میخام مشغول بشم وپولسازی کنم .
عزیزم سراغ یکیوگرفتی لنگه خودتم ورژن زن توهستم :))
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام به استاد عزیزم مریم جانم و همه دوستان نازنینم
سپاسگزارم استاد عزیز همیشه سراغ اصل میرین و کاربردی ترین راه رو نشون میدین …
چقدر آرامش بخشه کلام الله که سراسر نور و امید و هدایت و رحمته
چقدر خدای من بر من منت گذاشته که منو آزاد گذاشته هر راهی میخوام برم و در هر مسیری که انتخاب میکنم با تمام قوا منو هدایت و حمایت میکنه
کُلًّا نُّمِدُّ هَٰؤُلَاءِ وَهَٰؤُلَاءِ مِنْ عَطَاءِ رَبِّکَ
خدای من اینقدر منو دوست داره گذاشته خودم زندگیمو بسازم خودم انتخاب کنم اینقدر بزرگه که از فضل خودش از بزرگی خودش قرآن رو برای هدایتم فرستاده و گفته راه جاده آسفالته و سرسبز و خوشی چجوری و چقدر آسونه راه جاده ناجوره رو هم نشون داده بهم ولی بدون هیچ اجباری میگه انتخاب با خودته اگر دوست داری سعادتمند دنیا و آخرت باشی باهاتم اگه میخوای گمراه بشی باهاتم ….
همه چیز احساس خوبه
من اگر بتونم احساسم رو کنترل کنم و همیشه سعی کنم در مومنتوم مثبت باشم لاجرم لاجرم لاجرم همه چیز خوب پیش میره هدایت ها میاد الهامات میاد دستان خداوند میاد راهش فقط احساس خوبه فرکانس خوبه
وَالَّذِینَ اهْتَدَوْا زَادَهُمْ هُدًى
کسانی که هدایت را پذیرفتند، خداوند بر هدایتشان میافزاید.
فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَایَ فَلَا یَضِلُّ وَلَا یَشْقَى
هرکس از هدایت من پیروی کند، نه گمراه میشود و نه بدبخت.
أَنِّی مُمِدُّکُم بِأَلْفٍ مِّنَ الْمَلَائِکَهِ مُرْدِفِینَ
من شما را با هزار فرشته پیاپی یاری میکنم.
بَلَىٰ إِن تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا… یُمْدِدْکُمْ رَبُّکُم بِخَمْسَهِ آلَافٍ مِّنَ الْمَلَائِکَهِ مُسَوِّمِینَ
آری، اگر صبر کنید و تقوا داشته باشید… پروردگارتان شما را با پنج هزار فرشته نشاندار یاری خواهد کرد.
وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مِنْ أَمْرِهِ یُسْرًا
هر کس تقوا پیشه کند، خدا کارش را برای او آسان میکند.
خدایا قلبم رو وسیع کن که اهمیت احساس خوب رو درک کنم خداوندم حمایتم کن این باور در ذهنم به صورت حقیقی حک بشه نه فقط بگم و بشنوم بلکه با جان دل بهش عمل کنم …
احساس خوب =اتفاقات خوب
احساس بد =اتفاقات بد
خداوندم قلبم رو برای شنیدن الهامات وسیع کن …
خداوندم هدایتم کن که در هر شرایطی که هستم فقط دیدم و باورم این باشه
ما رأیتُ إلّا جمیلاً
خداوندم کمکم کن که همیشه در شرایط دریافت پیامت باشم همیشه قلبم باز و پذیرا و آماده باشه
همیشه دیدم و باورم
الخیر فی ما وقع
باشه
چقدر آرامش بخشه اینکه بدونی خورشید همیشه هست تو باید پنجره رو باز کنی به قول استاد تو دوره همجهت
جهان برپایه فراوانیه همه چیز در یک جریان جاری بی نهایته تو فقط باید باهاش همجهت بشی تو باید ظرفت رو بزرگ کنی تو باید بری تو مدارش
راهشم اینه احساست رو خوب نگه داری
باید باور کنم که خدا فقط خیر مطلق هست و همه چیز به نفع منه اگر بتونم احساسم رو خوب نگه دارم
باید مدام به خودم یادآوری کنم احساس بد یعنی دست کردن تو آتیش باهر دلیل و منطق
باید بفهمم احساس بد بدترین سمه جهانه
قانون خداوند اینه که
اگر بتونم احساسم رو خوب کنم لاجرم اتفاقات خوب میوفته
_
وَإِذْ یُلْقِی الْمَلَائِکَهُ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لَا تَخَافُوا وَلا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّهِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ • وَإِذْ یَقُولُونَ رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ
و [به یاد آور هنگامی که] فرشتگان در دلهای مؤمنان الهام کردند: «نترسید و اندوهگین نباشید و به بهشت مژده بدهید که به آن وعده داده شدهاید.»
و [همچنین] هنگامی که [مؤمنان] گفتند:
«پروردگارا، بر ما شکیبایی فرو ریز، قدمهایمان را استوار گردان و ما را بر قوم کافر یاری کن.»
به نام خداوند جان و خرد
سلام استاد سلام مریم جان سلام به دوستان عزیز
استاد تو تمام مطالب دیدن زیبایی ها و رسیدن به حال خوب و احساس خودمون رو خوب کنیم وجود داره
و این مطالب را چه زیبا توضیح میدهید
حتی در مقابل استاد عرشیانفر که خود مدرسی هستند
واقعا شما رتبه بالاتری را دارید و چقدر زیبا حتی نوع گفتار شما فرق میکنه و این بهترین نوع آموزش های شماست
به وضوح دیدیم و لمس کردیم که احساس خوب
افکار خوب
دید خوب
دیدن خوبی ها
چقدر برایمان سودمند است
من مستاجر هستم و صاحب خونه دلش نمیاد منو بلند کنه
این در حالیه که در اطرافم هستند افرادی که هر سال اسباب کشی میکنند
و دلیلش اینه که اگاهانه خوبی ها رو میبینم و تایید میکنم و قبول دارم که همه انسانها دستان خداوند در زندگی من هستند و من را برای رسیدن به خواسته هایم و آرامش یاریم میکنند
و چقدر نتیجه فرق دارد به روشنی دیدم این دوهفته اخیر
استاد بابت تک تک فایلها و اموزشهاتون ازتون سپاسگزارم
مریم جان سپاس
همکاران محترم سایت ازتون سپاسگزارم
دوستان باید کامنتهای زیبا و عالیتون سپاسگزارم
شاد موفق و ثروتمند باشید در پناه خداوند متعال