درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۶
موضوع این برنامه: شرایط دریافت هدایت خداوند
مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
- تعریف شهود: خداوند قطعاً طبق وعدهاش، هدایتهایش را به سمت من ارسال میکند؛
- زمانی هدایت های خداوند را دریافت میکنی که با کنترل ذهن و تغییر زاویه دید، خود را به احساس خوب میرسانی؛
- وقتی در فرکانس “توجه به ناخواسته” و “احساس بد” هستی، “الهامات درونی” خود را غیر فعال میکنی؛
- معجزه تفکر الخیر فی ما وقع؛
منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۶11MB12 دقیقه














به توکل نام اعظمت بسم الله الرحمن الرحیم
سلاااااااام به استاد عزیز و مریم مهربون و اهالی محترم سایت
یه خبررررررر خوش
من باز هم با یکی دیگه از دریافت هایی که از الطاف بیشمار الله بیهمتا داشته ام اومدم تا با نتیجه هام صحبت کنم
تا بگم که استاد من میخوام به یاری خدا از شاگرد اول های کلاس باشم
من میخوام همیشه درس هایی که از شما یادگرفتم رو توی عمل نشون بدم
خدا رو شکر مجوز وزارت ارشاد هم برای چاپ کتابم صادر شد
استاد چندنفری بهم گفته بودن خیلی سخته
انقدر گیر میدن
انقدر باید متن ها رو اصلاح کنی
تا بتونی مجوز بگیری
ولی من ایمان داشتم
که توکل همه چیزه
باور داشتم که متن های من بی نقصه
و نیاز به اصلاح نداره
باور داشتم خیلی راحت کار هام انجام میشه
باور داشتم وقتی کتابم رو مینوشتم خدا همراهم بوده
و هدایتم کرده من به قدری راجعه به باور هام اطمینان داشتم
و راجعه به این که هیچ کس هیچ قدرتی نداره تا جلوی خیری که خداوند برام قرار داده رو بگیره
که اصلا دعا نکردم که افرادی که در وزارت کار میکنن مجوزم رو تایید کنن
چون در نظرم اونا هیچ قدرتی نداشتن
بلکه فقط خدا رو شکر میکردم بابت تایید شدن کتابم
بابت آسان انجام شدن کارهایم
وبه خاطر می اوردم که در گذشته هم چطور من رو آسان کرده بود برای آسانی ها
و از شادمانی اون یاد آوری ها انرژی بیشتری میگرفتم برای سپاسگزارتر بودن
و با این که گفته بودند ممکنه تا دو ماه طول بکشه که نتیجه از وزارت ارشاد اعلام بشه
ولی فقط در طی یکماه هم شابک هم فیپا هم مجوز ارشاد به لطف خدا آماده وتایید شد
استاد همون طور که خودتون میدونید از طرف چاپخونه گفتن
باید صفحه شناسنامه کتابم که شامل متن ارسالی از فیپا و نام نویسنده و نام کتاب و انتشارات و تعداد نسخه و قیمت کتاب میشه رو کامل کنم
جزییات رو برای صفحه آرا ارسال کردم
من به جهت اینکه از قانون تکامل استفاده کنم تصمیم گرفتم از تعداد پایینی شروع به چاپ کنم
و تعداد کتاب رو نوشتم پنجاه نسخه
ولی کسی که کار صفحه آرایی رو انجام میداد و هم فردی که در چاپخانه با من در تماس بود گفتند که شما برای وجیهه اجتماعی میتونید تعدادچاپ نمادین رو داخل کتاب ثبت کنید
مثلا بنویسیددویست نسخه یاپانصدنسخه ولی پنجاه نسخه چاپ کنید
استاد اولش نجوادهاشروع شدکه
آره دیگه حتما این رویه کاره اشکالی نداره که هرکسی بخواد کتابم روبخونه اگه تعداد کم باشه چه فکری میکنه ؟
اگه تعداد بالا باشه خیلی جذاب تره
ومخاطب فکر میکنه خیلی فروش داره
ولی خیلی اجازه ندادم که نجوادها اوج بگیره وکار خرابی کنه
سربه زنگاه مچش رو گرفتم ودستم رودنگه داشتم جلودهنشتا دیگه ادامه نده
با چه باوری با همون باورهایی که تو یه فایلی از شما شنیده بودم
ودر تمام کارهام
یعنی میگم تمام
باور کنید درتمام کارهام
این فایل شما تو گوشمه که میگفتید
میخوای دریافت کنی اون الهامات رو
میخوای دریافت کنی اون هدایت هارو بایداحساست رو خوب نگه داری
بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا
از هر احساس نگرانی
احساس ترس
احساس کینه
احساس نفرت
احساس کمبود
احساس خشم
باوراتون رو عوض کنید
فکرتون رو عوض کنید
وزبان هایتان را از هر گفتار ناپاک
ودست هایتان را از هر آلودگی در بازار
نیاز نداری دروغ بگی
نیاز نداری کلاه برداری کنی
وبپرهیزید از ناجوانمردی ها ناراستی ها و نامردمی ها
برای اینکه تو بیزینست موفق بشی
هیچ نیازی به این کارا نداری
دوستان هر روشی هر روشی که
کوچکترین کار مخفیانه و غیر قانونی و کلاه برداری شرعی وغیر شرعی
و هرچیزی شبیه به این رو بزاریدکنار
چنین کنید تا ببینید که خداوند چگونه بر سرسفره شما با کاسه ای خوراک و تکه ای نان مینشیند
و بر بندتاب با کودکانتان تاب میخورد
و در دکان شماکفه های ترازو را میزان میکند
استاد من هر روز میرفتم پشت بام غروب خورشیدرونگاه میکردم و این فایل رو گوش میکردم
وحالا وقت عمل رسیده بود
بایدپرهیز میکردم از هر نوع آلودگی در بازار
نیازی نداشتم درغ بگم
نیازی نداشتم تعداد نمادین بنویسم
نیازی نداشتم با رقم فیک مخاطب جذب کنم
خدا یه اربابیه خیلی گردن کلفت خیلی ثروتمندمنم بندشم
وظیفشه کمکم کنه
من هم نگاهم اینه
بخاطرهمینم ازش میخوام
با چه باوری با این باور که میگوید
با این باور که انجام میدهد
بااین باور که همون طور که برام ایده شد
همانطور که برام متن شد
همانطور که برام نام کتاب شد
همان طور که مسیر باز دستیابی برای رویاهام شد
همانطورهم مخاطب میشود
وخریدار کتاب صادقانه ورقم های غیر نمادینم میشود
با خودم به قطعیت رسیدم که تعداد حقیقی رو چاپ میکنم
ولی راجعه به قیمت گزاری کتابم تردید داشتم
چون کار اولم بود هیچ پیش فرزی نداشتم
چاپخونه گفت میتونید دو تاسه برابر هزینه ای که برای چاپ هریک عدد کرده اید قیمت گذاری
کنید
من هم اول از همه قانون تکامل روبرای خودم یادآوری کردم
وباز هم به نتیجه نرسیدم با تایپیستم تماس گرفتم
چون ایشون قبلا انتشاراتی داشت در بسیاری مواردبه من مشورت های سازند ای داده بود
ایشون هم یه قیمت تقریبی گفت و گفت حدوداً یه قیمتی بزار
ولی باز هم در شک بودم دوست داشتم قیمتی باشه که از هر جهت تایید کنم
و باهاش راحت باشم
تو ذهنم داشتم بالا و پایین میکردم
و کارهام رو انجام میدادم
واز اونجایی که برای اینکه میخواستم تعداد نسخه ها رو نمادین ننویسم خیلی تواحساس خوبی بودم و کلی ذوق داشتم
که حالا وقته عمل رسیده
درهمین بالا و پایین کردن ها ولی با احساس رضایت و شادمانی بودم که
تایپیست پیام داد و یه قیمت رند گفت و خیلی صریح گفت این قیمت رو بزار
من هم خیلی برام جالب بود
وقیمتی بود که به دلم نشست
واحساسم بهم گفت این درسته
و هدایت رو با وجود پذیرفتم
و خلاصه صفحه شناسنامه کتابم
به خوشی و بدون نیاز به دورنگی
کامل شد
خدا رو شکر که قراره تا هشت روز کاری کتاب های چاپ شده رو تحویل بگیرم
وایمان دارم در زمان مناسب خداوندبه بهترین شکل من روهدایت میکنه برای نحوی فروش آسان و مخاطبینی که منتظر خواندن کتاب من هستند
با تشکر از نگاه مهربانتون