درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۶


موضوع این برنامه: شرایط دریافت هدایت خداوند


مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • تعریف شهود: خداوند قطعاً طبق وعده‌اش، هدایت‌هایش را به سمت من ارسال می‌کند؛
  • زمانی هدایت های خداوند را دریافت می‌کنی که با کنترل ذهن و تغییر زاویه دید، خود را به احساس خوب می‌رسانی؛
  • وقتی در فرکانس “توجه به ناخواسته” و “احساس بد” هستی، “الهامات درونی” خود را غیر فعال می‌کنی؛
  • معجزه تفکر الخیر فی ما وقع؛

منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

467 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «نفیسه شایسته» در این صفحه: 1
  1. -
    نفیسه شایسته گفته:
    مدت عضویت: 936 روز

    سلام به استادان عزیزم

    زمانی میتونیم شهود و هدایت رو دریافت کنیم که حالمون خوب باشه،احساس مون خوب باشه

    حتی اگر پیامبر باشی نمیتونی هدایت رو دریافت کنی اگر که عصبانی باشی ،اگر که احساس بدی داشته باشی

    پس موقعی که اتفاق ناجالبی می افته باید نگاه تون از زاویه ای باشه که احساس تون خوب باشه

    بهترین باور برای رسیدن به احساس خوب باور الخیر فی ماوقع هستش

    ●یاد اوری کنید لحظه هایی از زندگی تون رو که شرایط به ظاهر سخت بود ولی چون احساس تون رو کنترل کردید همه چیز به نفع شما شد؟

    سال 1403 تیر ماه بود رفته بودیم شمال شهرستان همسرم ،اونموقع همسرم ماشینش خیلی قراضه بود ،شب راه افتادیم  به ترافیک نخوریم تا به ماشین فشار نیاد

    از قضی ماشین خود به خود خاموش شد ولی خداروشکر یه جایی خاموش شد که چند نفر ادم بودن و یه زمین بزرگ با یه سری روشنایی

    همسرم رفت دنبال کمک تا ماشین درست کنه و راه بیافتیم (ساعت 12 شب ،جاده چالوس ،تاریک و همسرم تنها و من و خواهرشوهر ودختر خواهر شوهرم سه تا زن بودیم)

    واقعا شرایط ترسناک بود و ترسناک تر شد

    یدک کش اومد ماشین برد به یک مکانیکی

    اونجا 3 تا پسر جوون بودن ،3 تا سگ هار بود که حمله میکردن ،ما هم سه تا خانم بودیم و همسرم که ماشینش خراب بود.

    شرایط واقعا ترسناک بود

    اگر اون سگ ها بهمون حمله میکردن یا پسرا میخواستن بهمون دست درازی کنند هیچ کاری از دست همسرم و ما 3 تا خانوم بر نمی اومد

    من همون موقع با یک فاصله ای از دخترا   همسرم تنها وایسادم ،اومدم سایت تا ذهنم رو از موضوع منحرف کنم و احساسم رو کنترل کنم

    خیلی برام جالب بود همون موقع یه کامنتی در مورد کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم دیدم

    و جالب تر اینکه دیدم کیف پولم 100 هزار تومن شارژ هست

    به قیمت کتاب نگاه کردم به کیف پولم نگاه کردم دیدم بله من به راحتی میتونم این کتاب رو داشته باشم و همون جا ساعت 12 شب توی جاده چالوس تو تاریکی و تنهایی این پاداش خداوند رو دریافت کردم و از همون جا  شروع کردم به خوندن کتاب  و کم کم شرایط مساعد شد و همسرم تونست یه ماشین با قیمت مناسب تر پیدا کنه و ماشین ببره شهر و خودمون هم رفتیم  خونه خاله همسرم و جالب اینکه اون شهر خاله همسرم خیلی خیلی قشنگ بود و من از دیدن اون همه زیبایی واقعا به وجد اومدم و مدام در حال تحسین بودم و حتی 2 میلیون تومن به من و همسرم کادو داد خاله همسرم

    و فرداش ماشین درست کردیم و راه افتادیم 

    و این 3 تا موضوع

    ●کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم

    ●دیدن شهر بسیار  زیبای خاله همسرم(بند پی نوشهر)

    ●دریافت 2 میلیون تومن کادو

    پاداش های کنترل ذهنم در شرایط خیلی سخت جاده چالوس بود

    و خودم واقعا حیرت میکنم از اینکه خداوند کمکم کرد و این اتفاق افتاد و من تونستم ذهنم رو از شرایط خیلی بد بردارم و به سایت استاد که خیلی علاقه دارم توجه کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 35 رای: