درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۶
موضوع این برنامه: شرایط دریافت هدایت خداوند
مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
- تعریف شهود: خداوند قطعاً طبق وعدهاش، هدایتهایش را به سمت من ارسال میکند؛
- زمانی هدایت های خداوند را دریافت میکنی که با کنترل ذهن و تغییر زاویه دید، خود را به احساس خوب میرسانی؛
- وقتی در فرکانس “توجه به ناخواسته” و “احساس بد” هستی، “الهامات درونی” خود را غیر فعال میکنی؛
- معجزه تفکر الخیر فی ما وقع؛
منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۶11MB12 دقیقه














حالا ماجراهای یک ماه اخیر در زندگیم رو می نویسم و درس هایی که این فایل آگاهی بخش به من داد.
در این یک ماه اخیر خیلی ناراحتی کشیدم چرا که سعی نکردم بعد از اتفاقی که از نظر من ناجالب هست حالم رو خوب کنم و از طرفی خودم هم با تکرار وقایع خودم رو ناراحت و ناراحت تر کردم.
همین 5 روز پیش حالم کمی بهتر شد و از اون همه خشم بیرون اومدم و هدایت های الهی شروع شد
اولین قدم برای بهتر شدن حالم این بود که برو کتابخونه و خونه نمون تا حالت بهتر شه
روز اول رفتم و دو سه ساعت موندم و رفتم
کمی حالم بهتر شد
روز بعد و بعدترش 6 ساعت موندم و حدود 5 ساعت رو فقط رو آگاهی های دوره ثروت کار کردم
دوره ثروت یک رو هم همین 5 روز پیش خریدم
اینم برای این بود که از ته قلبم دلم می خواست روی این دوره کار کنم و کامنت بذارم ولی چون با خواهرم دوره رو خریده بودیم دوست نداشتم با اکانتش کامنت بذارم
کل پولم رو دادم و دوره رو خریدم
و این در حالی هست که من کارم گردشگری هست و در دو ماه اخیر شرایط کار کردن نداشتم
جالبه بگم
قلبم گفت کاریت نباشه
بخر و شروع کن به کار کردن و متعهد باش
ادامه بده
و ببین خداوند چطور هدایتت میکنه
در این 5 روز که شروع کردم به کار کردن روی دوره
حالم خیلی بهتره
تا اینکه شد امروز که به دلیل ولادت حضرت قائم تعطیل هست
خیلی دوست داشتم بازم خونه نباشم ولی خب کتابخونه تا جمعه تعطیل هست
به خودم گفتم حال خوبت رو ادامه بده
دوباره جلسه 2 ثروت رو گوش دادم و اهرم رنج و لذت رو نوشتم و کمی کامنت ها رو خوندم
اما حس کردم دلم می خواد
یک فایلی درباره توحید گوش بدم
اومدم سایت و دیدم جلسه شش درک عمیقر خداوند گذاشته شده
حس کردم باید گوش بدم
گوش دادم و تمام بدنم مور مور شد
انگار خداوند داره با من حرف می زنه
انگار خدا گفت گوش بده به این فایل ببین من چی میگم و اینجوری رفتار کن
به خدا یک ماه اخیر انقدر مادرم اذیتم کرده و حالم رو بد کرده که حس می کنم اصلا نمی تونم ببخشمش
اما
تو این فایل استاد گفت یکسری افراد برای اینکه حالش رو بگیرن
بلاهایی سر سایتش و شرکتش آورده بودند
و اینجا بود که استاد بعد از اینکه حالش رو خوب کرد
به خودش گفته
الخیر فی ما وقع
و برنامه مهاجرتش رو به بهترین حالت ممکن پیش برده
و تمام این هدایت ها رو مدیون نگه داشتن خودش در حال خوب است
حالش رو خوب نگه داشت
و خداوند هم هدایتش کرد
و اما امروز من هم هدایت شدم
من هر چه ساختم این زن خراب کرد
هر چی تلاش کردم نذاشت که بشه
و این چند روز به دنبال چراییش بودم
خیلی واضح بود
باید مستقل بشی
اولش خواستم سریع برم یک تخت تو خوابگاه بگیرم و برم
اما چندشم شد از خوابگاه ها و فعلا هم پول ماهانه منظم ندارم که اجاره بدم
بنابراین گفتم چیکار کنم؟
ایده اومد قدم به قدم جلو برو
خداوند تورو به مسیر درست هدایت می کنه
پس رفتم کتابخونه و بیشتر روز در خانه نیستم و دارم روی خودم کار می کنم
حالا
حالم بهتره
چون به ماجراهایی که تو خونه اتفاق افتاده به صورت
الخیر فی ما وقع
نگاه می کنم
الان فهمیدم ممکنه که برای من بد خواسته بشه
اما من با کنترل ذهنم و قدم به قدم بهتر کردن حالم
همه چیز به بهترین شکل ممکن برام پیش خواهد رفت
خدایا شکرت که با این فایل بهم یاد دادی چطور فکر کنم و چطور حال خودم رو خوب نگه دارم
الان یک بخشی که می نویسم 17 بهمن 1404 هستش
به خدا دو روز پیش یک اتفاقی افتاد که عین معجزه بود
و من فقط چند روز هست که دارم روی خودم کار میکنم
می نویسم تا اینجا بمونه و رد پایی باشه برای خودم
من در فکر ثبت یک شرکت بودم
اما خیلی جدی نبودم
اما همه اش بهش فکرمی کردم
چند روز هست دنبال عکس 3 در 4 ام می گشتم که پیداش نمی کردم
لازم داشتم برای اقدام ثبت شرکت
به جان خودم
ساعت 15:20 دقیقه عزیز دلی زنگ زد و گفت شرکتش رو نمی خواد
و می خواد بده به من
رزومه شرکت واقعا فوق العاده است
و من
به جای یک سال رفت و آمد برای ثبت شرکت
یک شرکت 20 ساله به من منقل میشه
بدون هیچ دردسری
وقتی مالکیتش بهم منتقل شد همینجا بهتون میگم
واقعا نمی دونم خدا رو چطوری شکر کنم.
من این فایل رو در 15 بهمن 1404 گوش دادم
و در دو بخش متن گفتگوی استاد
و در کامنت بعدی برداشت های خودم را خواهم گذاشت
تعریف شهود چیه؟
این هست که خداوند ما رو هدایت می کنه در مسیر
و خداوند میگه
انا علینا للهدی
بر ما واجب شده که شما را هدایت کنیم.
حالا میگه به اینور یا اونور
اگر بخوای بری جهنم با قدرت به سمت جهنم هدایتت میکنیم
می خوای بری بهشت با قدرت به سمت بهشت هدایتت می کنیم
کلا امد هولا و هولا
اگر شهود را تعریف بالا در نظر بگیریم
زمانی ما می تونیم هدایت خداوند رو دریافت کنیم که بتونیم احساس خودمون رو خوب نگه داریم
اگر در حالت عصبانی باشیم فقط شیطان با ما صحبت می کنه یعنی چیزی به اسم شهود ممکنه که بشنوی اون شیطان هستش
میگه نه برو دهنش رو سرویس کن اصلا برو چاقو بردار بکشش
تو حالت غم و ناراحتی و یا خشم شیطان با ما گفتگو می کنه
خداوند در قرآن گفته
نبوده ما به پیامبری وحی کنیم و همزمان شیطان هم نجواهاش رو نگه. اما ما کلام الله رو بالا آوردیم.
وقتی اعصابمون خورد هست افکار چرت و پرت تو ذهنمون میاد
حالا اگر بتونیم
ما رایتا الا جمیلا کنیم
تو اون شرایط نامناسب اونوقته که هدایت میاد اونوقته که شهود میاد
شهود نمی تونه تو احساس بد بیاد
شرایط دریافت هدایت خداوند زمانی اتفاق میوفته که قلبت بازه
وقتی قلبت بسته است تو چیزی دریافت نمی کنی
اگر اینو درک کنیم
می تونیم مثل حضرت زینب باشیم که جز زیبایی ندید
می تونیم بگیم
الخیر فی ما وقع
هر اتفاقی افتاده خیر هست
اگر بتونیم این نگاه رو داشته باشیم خداوند میاد میگه خب حالا قدم بعدی رو اینجوری بردار
بعد قدم بعدی رو برمی داریم یکسری اتفاقات خوب میوفته
بعد دوباره میگه قدم بعدی رو اینجوری بردار و اینکار رو بکن
وقتی حالت رو خوب نگه می داری هدایت به تو مسیرها و قدم های عملی رو میگه
وقتی حالمون بده شیطان فقط صحبت می کنه
در حالتخای خشم و غم و افسردگی و ناراحتی
ما در طبقات پایین فرکانسی قرار داریم و در طبقات پایین ما دسترسی به آگاهی های طبقه بالا نداریم
ما زمانی به آگاهی های طبقه بالا داریم که آگاهانه خودمون رو از اون احساس بد بیرون بیاریم
اگر از احساس بد بیرون بیاییم
هدایت بهمون میگه
اینکار رو بکن و اونکار رو بکن
در مورد مهاجرت استاد هم همین اتفاق افتاد
که برای سایت و شرکتش داستان هایی درست کردند که ظاهرش خیلی وحشتناک بود و به این معنی بود که همه چیز تموم شد در زندگی کاری من
دو ساعت بعد استاد حالش رو خوب کرد و گفت هر اتفاقی بیفته خیر هست و خداوند می خواد راه جدیدی در زندگی من باز کنه
بعد استاد گفت بریم بیرون و بچرخیم
بعد حالش بهتر شد
یک ایده ای اومد که اصلا برو آمریکا
این اتفاق که افتاده برای اینه که اون یک ذره وابستگی که به ایران داری رو هم قطع کنی و از ایران بری و تصمیمت رو جدی کنی
قدم هایی که گفته میشد رو استاد انجام می داد
و به راحت ترین شکل استاد رفت آمریکا
اون اتفاقات به ظاهر بد برای این بود که می خواستند حال استاد رو بگیرند
ولی تهش چی شد؟
زندگی استاد از این رو به اون رو شد
حالا صدها مثال از این موضوع هست که یکسری اتفاقات به ظاهر ناجالب افتاده که استاد سعی کرده خودش رو آروم کنه
بعد یکسری هدایت ها اتفاق افتاده که آقا باید اینکارها رو بکنی
بعد استاد اون کارها رو انجام داده و نتایج بزرگج و بزرگ و بزرگتر شده
پس نتیجه
اگر احساس خودمون رو در شرایط سخت خوب نگه داریم و نذاریم شیطان بر ما مسلط بشه
هدایت خداوند یا همون شهود رو دریافت میکنیم
با تفکر الخیر فی ما وقع
نذاریم شیطان بر ما مسلط بشه
و این یک باور هست
وقتی اتفاق بدی برات میوفته
و تو باور داری الخیر فی ما وقع
اون اتفاق رنگش عوض میشه تو ذهن تو
شاید از نظر بقیه ناجالب باشه اما تو ذهن تو رنگش عوض میشه
اون که رنگش عوض میشه و بار منفیش کم میشه و یک کم بار مثبت پیدا می کنه
ی ذره
ما باید یک ذره یک ذره حال خودمون رو بهتر کنیم تا برسیم به حالت آرامش
با همین باور که خداوند برای من خیر مطلق می خواهد
ممکنه ظاهر یک اتفاق ناجالب باشه اما خیر هست توش اگر من بتوانم احساسم را خوب نگه دارم.
اگر بدونیم احساس بد آتیش هست
می تونیم جلوی دست کردن خودمون در آتیش رو بگیریم
فقط مشکل اینجاست که ما نمی دونیم انقدر بده
نمی دونیم از هز سمی خطرناک تر هست احساس بد
اگر بدونیم انقدر خطرناک هست حتما یک راهی براش پیدا میکنیم
حالا با تغییر نگاهمون
یا اتفاقات ناجالبی که قبلا برای ما افتاده که تهش خوب در اومده
یا با نگاهی که هر آنچه من را نکشد قویترم خواهد ساخت
بی نهایت مثال داریم از افرادی که بلاهای زیادی سرشون اومده
بعد اون بلا به جای اینکه بزنتش زمین
بزرگترش کرده
اگر بتونی در هر شرایطی حالم رو بهتر نگه دارم
لاجرم
اتفاقات خوب میوفتد
این قانون خداوند است
انقدر اتفاقات خوب زیاد برات میوفته که به زور یادت میاد اتفاقی بد باشه
قانون اینه
احساس خوب = اتفاق خوب
اگر اینو در زندگیت اجرا کنی و ذهنت رو کنترل کنی
جایزه ات زندگی در بهشت هست هم در این دنیا و هم در آخرت