درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۶
موضوع این برنامه: شرایط دریافت هدایت خداوند
مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
- تعریف شهود: خداوند قطعاً طبق وعدهاش، هدایتهایش را به سمت من ارسال میکند؛
- زمانی هدایت های خداوند را دریافت میکنی که با کنترل ذهن و تغییر زاویه دید، خود را به احساس خوب میرسانی؛
- وقتی در فرکانس “توجه به ناخواسته” و “احساس بد” هستی، “الهامات درونی” خود را غیر فعال میکنی؛
- معجزه تفکر الخیر فی ما وقع؛
منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۶11MB12 دقیقه














سلام آقا محسن توحیدی عزیز
ممنونم از نوشته هاتون
همشون نورن
نوری که قلب ها رو روشن میکنه
این جمله شما رو من زندگی کردم:
“بعضی آدما، مانع رشد نیستن؛ بخشی از خود رشدن. خودِ خود ِ نعمتن.”
یاد یکی از کامنتهای سعیده شهریاری عزیز افتادم که یه متن سپاسگزاری گذاشته بودن و یکی از جملاتش این بود:
“خدایا سپاسگزارم به خاطر انسانهایی که معلم من بودن”
من بزرگترین درسها رو از ناخواسته ها و تضادها توی زندگیم گرفتم
اونجایی که قرآن رو باز کردم و تو دو راهی رفتن یا موندن بودم و خداوند بهم یه آیه ای رو گفت که منو حسااااابی به فکر فرو برد و اون استارت عمیق برگشت به درون خودم بود
أَفَرَأَیْتَ الَّذِی کَفَرَ بِآیَاتِنَا وَقَالَ لَأُوتَیَنَّ مَالًا وَوَلَدًا
آیا دیدى آن کسى را که به آیات ما کفر ورزید و گفت: «قطعاً به من مال و فرزند [بسیار] داده خواهد شد»؟
أَطَّلَعَ الْغَیْبَ أَمِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمَٰنِ عَهْدًا
آیا بر غیب آگاه شده یا از [خداى] رحمان عهدى گرفته است؟
وقتی خدا این آیه رو برام آورد گفتم خدایااا با منی؟!!! من که اینهمه دارم روی خودم کار میکنم….. چرا به من میگی به نشانه هات کافر هستم و ایمان نمیارم؟؟….
چون من اینجوری فکر میکردم که تو این زندگی نمیتونم پیشرفت کنم و اگه این زندگی تموم شه همه چی عالی میشه، اما واقعیت این بود که مشکل از باورهای شرک آلود من بود که همه قدرت داشتن توی زندگیم، مشکل از احساس قربانی بودن و احساس عدم لیاقتم و شرکهای خفی درونم بود….
با خودم فکر کردم که اگه این آدمها توی زندگیم نباشن آیا من احساس خوشبختی میکنم؟؟!! و وقتی عمیق فکر کردم دیدم من با این شخصیت هرجا برم با هرکس دیگه ای معاشرت داشته باشم اوضاع همینه و یا بدتر از این…
خدا هدایتم کرد یکی یکی شرکهای درونم رو بشناسم و هنوز هم این مسیر توحیدی ادامه داره، خدا رو بی نهایت بار شکرگزارم،
الان خیلی خیلی بیشتر نسبت به قبل احساس قدرت میکنم، جایی که اجازه نمیدم احساسات منفیم رشد کنن و من خودم مسئول احساساتم هستم، جایی که توقعم رو از بقیه از بین بردم که حال من رو خوب کنن و من خودم مسئول حال خوبم هستم، جایی که تمرکزم رو از روی بقیه برداشتم و گذاشتم روی خودم.
توی کامنت غزل عطایی عزیزم خوندم که همه انسانها عزیز دردانه خدا هستند و خداوند از نور خودش در اونها دمیده و خدا همونقدر که عاشق من هست عاشق اونها هم هست…
اونجا بود که تلاش کردم تمرکز کنم روی نکات مثبت انسانهای اطرافم و تعهد دادم روی این موضوع و آرام تر شدم، فهمیدم که خوبیها بود اما من نمی دیدم چون نمیخواستم ببینم، چون پیش فرض ذهنیم این بود که با این آدمها نمیشه پیشرفت کرد پس نمیتونستم ببینم
نتیجه چی شد؟ نتیجه این شد که اون آدمهایی که نباید توی زندگی باهاشون معاشرت میکردم فرسنگها دورن و اون آدمهایی که درکنارشون احساس آرامش و خوشبختی دارم درکنار هم هستیم
تا وقتیکه من روی خودم متعهدانه کار میکنم این نتیجه ادامه داره…
حرف برای گفتن زیاده ولی تا همینجا بسنده میکنم
به نظرم خدا خیییلیییی ما دانشجویان این سایت الهی رو عاشقانه دوست داره که هدایتمون کرده به استاد عباس منش،
آقای توحیدی عزیز
از همه کامنتهای نورانی و توحیدی که مینویسین ممنون و سپاسگزارم.
استاد عزیزم بی نهاااایت دوستون دارم و ازتون بینهاااااایت ممنون و سپاسگزارم، با شما دارم توحید رو قدم به قدم متوجه میشم
استاد عزیزم حس میکنم شما تمرکز گذاشتین روی جنبه بین المللی نشر توحید و دارین با تمرکز بالا روش کار میکنید، انشاءالله به همین زودی خبر بین المللی شدن آگاهی های ناب و خالص و نورانی شما رو میشنویم