درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۵ - صفحه 15 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

494 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ماریا اکبری گفته:
    مدت عضویت: 2166 روز

    به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به سمت این آگاهی ها

    خدارو هزاران بار سپاسگزارم که بازم میتونم وارد سایت شم و از آگاهی های توحیدی این سایت بهره مند شم

    خدایا سپاسگزارم بابت دریافت این آگاهی ها

    سپاسگزارم که بازم سایت به روی ما باز شد و میتونم کامنت بنویسم و کامنت بچه هارو بخونم

    خدایا سپاسگزارم….

    موضوع تکامل در این فایل منو یاد خودم میندازه ، یادمه در زمان کرونا کنترل ذهنم برام کار بسیار سختی بود ،تازه با آگاهی های شما آشنا شده بودم و توسط مطالب شما درحال ساخت نسخه ی جدید و قدرتمندی از خودم بودم دائم رو خودم کار میکردم تا ورودی های مناسب بهم برسه تا نتیجه ی دلخواهم که برای اون زمان سلامتی و آرامش بود،بدست بیارم ، چون موضوع کرونا موضوع مرگو زندگی بود تمام تلاشمو کردم تا فارغ از شرایط بیرونی حال درونمو خوب نگه دارم و واقعا هم نتیجه مطلوب که سلامتی خودمو خانوادم بود رسیدم و بنظر خودم با کمترین استرس و بیشترین آرامش از اون مرحله عبور کردم وبعد که بیشتر باقانون آشناشدم و بیشتر رو خودم کار کردم، دیدم از موارد کوچیک زندگیم تا کم کم بزرگاش، تونستم از طریق این آگاهی هاذهنمو کنترل کنم ، کم کم تو مواردبسیار بزرگی که این اواخر جنگ های بزرگ داخلی و خارجی تو ایران بودهم تونستم ذهنمو کنترل کنم و حال دلمو خوب نگه دارم البته که کار ساده ای نیست و نبود و من هم تحت تأثیر محیط حاکم ،لغزش های کوچیکی داشتم اما درنهایت تونستم فارغ از اینکه اون بیرون چه خبره حال دلمو خوب نگه دارم چون خیلی خوب می‌دونم که احساس بد مساوی با اتفاق بد،

    البته که بسیار زیاد و بسیار بهتر از این هم میتونم ذهنمو کنترل کنم ودارم رو خودم کار میکنم تا به اونجایی که دلم میخواد برسم ، دلم میخواد توحیدی تر باشم و تنها خدا رو بپرستم و تنها از او یاری بجویم ، دلم میخواد موحد باشم و شرک های پنهان وجودمو بشناسم

    چقدر حریصم که تو سایت باشم و ازاین آگاهی ها بهره‌مندشم خدایا شکرت که بازهم دَرِ این بهشت به روم باز شد هرچند که تو این مدت که اینترنت ها قطع بود هم کلی فیلم آموزشی و فایل صوتی از سایت دانلود شده، برای گوش کردن داشتم و کلی تو دفترم مطلب نوشتم و تا تونستم تمرکزمو روی این آگاهی ها گذاشتم تا وارد مومنتوم منفی نشم و از خودم محافظت کنم چون می‌دونم اگر حالم خوب باشد آن قسمت از اتفاقات و شرایطی از این سیستم را تجربه میکنم که خوب است ….

    خدایا شکرت بابت این آگاهی ها .

    شکرت که بازم تونستم تو سایت فعالیت کنم

    شکر بابت این سایت و آگاهی هاش،

    استاد عباس منش عزیزم ،دوستتون دارم و عشق برای خانواده بزرگم در سرزمین توحیدی عباس منش.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  2. -
    مرضیه گفته:
    مدت عضویت: 1872 روز

    سلام

    استاد عزیزم

    خوشحالم که دوباره تونستم وارد سایت بشم واقعا این روزها به شدت نیاز داشتم که وارد سایت بشم با اینکه به گوشی و اینترنت وابسته نیستم و می تونم خودم رو سرگرم کنم اما من این مدت نتونستم اون طور که باید کنترل ذهن کنم هربار به نقطه خوبی می رسیدم اما باز هم با یه ورودی نامناسب حالم بد می شد و در کنار آدم هایی قرار می گرفتم که مدام از وضعیت پیش آمده گله مند هستند.

    ما خیلی وقته که تلویزیون خونه مون فقط برای کارتون تماشا کردن دخترم روشن میشه و سالهاست دور اخبار گوش دادن رو خط کشیدم

    حتی چند مدت پیش که دانش آموزم از آتش گرفتن جنگل صحبت می کرد من هاج و واج بودم چی داری میگی اونم تعجب که خانم چطور شما نمی دونید، اما این مدت نتونستم خوب ذهنم رو کنترل کنم و مدام این سوال میومد تو ذهنم مگه میشه نسبت به شرایط الان کشورم خنثی باشم؟ خب معلوم هست اینا دارن به مردم ظلم می کنن و دزد و اختلاس گر هستن. و چون رشته ام و شغلم مرتبط با مسائل سیاسی هست بیشتر اینا رو مقصر می دونستم، با اینکه امسال اتفاقات خیلی خوبی برام افتاد و حتی یه مدت برای خواسته هام نشونه های عالی داشتم اما ناشکر شدم و حالم به شدت بد شد به حدی که نفس کشیدن برام سخت بود و احساس اضطراب شدیدی پیدا کرده بودم اما خداروشکر به خودم اومدم و شروع کردم تو این حال بد ذره ذره شکرگزاری

    و فایل گوش دادن بعد اینستاگرام رو که تازه به روز بود نصب کرده بودم حذف کردم و بعد متوجه شدم سایت می تونم بیام و تو همین دو روز با کنترل ذهنم حالم کلی تغییر کرد و اون نشونه ها بازم اومدن اما این بار الهاماتی بهم شد و فهمیدم باید این دوره رو تجربه می کردم که ایمانم به قانون بدون تغییر جهان بیشتر بشه.

    حالا من می خوام به خداوند به رب العالمین اعتماد کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  3. -
    معصومه حقانی گفته:
    مدت عضویت: 2075 روز

    با عرض سلام وادب واحترام خدمت استاد عزیز ومریم جان شایسته .

    خدا را هزاران بار شکر بابت دسترسی دوباره به سایت الهی وخوندن کامنت ها ودریافت آگاهی ها.

    خدا را هزاران بار شکر که پاسخ می دهد به هر خواسته ای حتی از نوع سوال .

    چقدر خوبه که کنترل ذهن باعث وارد شدن به مدار آسانی ها میشه.

    مدتی که به سایت دسترسی نداشتم آیه ای در قرآن ذهنم رو مشغول کرده بود.

    لا یکلف الله نفسا الا وسعها .

    البقره

    لَا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا لَهَا مَا کَسَبَتْ وَعَلَیْهَا مَا اکْتَسَبَتْ رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِینَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَیْنَا إِصْرًا کَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَهَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا أَنتَ مَوْلَانَا فَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ

    ﺧﺪﺍ ﻫﻴﭻ ﻛﺲ ﺭﺍ ﺟﺰ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺗﻮﺍﻧﺎﻳﻲ ﺍﺵ ﺗﻜﻠﻴﻒ ﻧﻤﻰ ﻛﻨﺪ . ﻫﺮ ﻛﺲ ﻋﻤﻞ ﺷﺎﻳﺴﺘﻪ ﺍﻱ ﺍﻧﺠﺎم ﺩﺍﺩﻩ ، ﺑﻪ ﺳﻮﺩ ﺍﻭﺳﺖ ، ﻭ ﻫﺮ ﻛﺲ ﻣﺮﺗﻜﺐ ﻛﺎﺭ ﺯﺷﺘﻲ ﺷﺪﻩ ، ﺑﻪ ﺯﻳﺎﻥ ﺍﻭﺳﺖ . ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ ! ﺍﮔﺮ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻛﺮﺩﻳﻢ ﻳﺎ ﻣﺮﺗﻜﺐ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺷﺪﻳﻢ ، ﻣﺎ ﺭﺍ ﻣﺆﺍﺧﺬﻩ ﻣﻜﻦ . ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ ! ﺗﻜﺎﻟﻴﻒ ﺳﻨﮕﻴﻨﻲ ﺑﺮﻋﻬﺪﻩ ﻣﺎ ﻣﮕﺬﺍﺭ ، ﭼﻨﺎﻥ ﻛﻪ ﺑﺮ ﻋﻬﺪﻩ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮔﺬﺍﺷﺘﻲ . ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ ! ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺗﺎﺏ ﻭ ﺗﻮﺍﻥ ﻧﺪﺍﺭﻳﻢ ﺑﺮ ﻣﺎ ﺗﺤﻤﻴﻞ ﻣﻜﻦ ; ﻭ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺩﺭﮔﺬﺭ ; ﻭ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻴﺎﻣﺮﺯ ; ﻭ ﺑﺮ ﻣﺎ ﺭﺣﻢ ﻛﻦ ; ﺗﻮ ﺳﺮﭘﺮﺳﺖ ﻣﺎﻳﻲ ; ﭘﺲ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﺮ ﮔﺮﻭﻩ ﻛﺎﻓﺮﺍﻥ ﭘﻴﺮﻭﺯ ﻓﺮﻣﺎ .(٢٨۶)

    در این آیه ترجمه می کند که خدا هیچ کسی رو جز به اندازه ی توانایی اش تکلیف نمی کند.

    کلمه ی تکلیف بار داره .یعنی با یه کم سختی یا سنگینی همراهه.

    یعنی بر عکس چیزی که ازش می فهمیم حد توانایی .یه چیزی بالاتر از تواناییه.که یه کوچولو سختی توشه .

    وسع .فقط توانایی نیست .بلکه ظرفیت ولیاقت هم هست .

    یعنی به اندازه ی ظرف وظرفیتت چیزی ازت میخواد که به نظر سخت میاد ولی شدنیه.

    مورد دیگه کلمه ی نفسه که به ذات انسان بر می گرده نه به جسم انسان.

    پس قطعا منظور توانایی جسمی نیست بلکه هر نوع توانایی که روح وجسم میتونه انجام بده .

    حالا سوالی که ذهنم رو مشغول کرد اینه که اگر خداوند به هیچ نفسی بیشتر از ظرفیتش تکلیف نمی کنه چرا به نظر می رسه بعضی آدم ها تحت آزمون های سخت الهی قرار می گیرن؟

    مثلا مادری که خیلی به بچه ش وابسته است و عنوان می کنه بدون بچه م نمیتونم زندگی کنم داغ فرزندش رو می بینه.به ظاهر بیشتر از تواناییشه ولی بار ها دیده شده که همین مادر به زندگیش ادامه داده .

    وقتی فایل استاد رو پلی کردم رسیدم به جواب سوالم از زبان استاد آگاهم .

    وقتی در مورد الهامات ابراهیم صحبت می کنه ومیگه این ها مثال های اکستریمه .یعنی خیلی شدید .یا خیلی سخت .

    یعنی اینها کار هایی بوده که در خد توان ابراهیم بوده .

    یعنی حضرت ابراهیم تکاملش رو طی کرده وانقدر ظرف وجودیش بزرگ شده که چنین خواسته هایی براش سخت نیست .

    اینجا می فهمم که چرا میگه تکلیف .چون سخت وسنگین به نظر میاد .چرا میگه نفس .چون بسته به توانایی روحت وآگاهی هایی که به دست اوردیم ازت میخواد.وچرا میگه وسع چون بسته به ظرفیت ولیاقتت ازت میخواد.

    وقتی از نفس صحبت می کنه یعنی به اندازه ای که روحت بزرگ شده وبه خدا نزدیک شده ازت در خواست میشه.

    در واقع مثال های ابراهیم ماله ابراهیمه .در حد توانشه .

    مثال های موسی در حد وتوانه حضرت موسی است.

    مثال های یونس در حد وتوانه حضرت یونسه .

    در خواست های مادر موسی هم در حد توانشه ولی اولش سخت به نظر میاد ولی انجام شدنیه.

    معجزه ی زنده کردن مرده برای حضرت عیسی به نظر سخت میاد ولی انجام شدنیه .

    برای درک بهتر این آگاهی یه شاهد هم از قرآن میارم که قطعا آزمون های ما در حد ظرفیت وتوان ما هستن ونه بیشتر.

    القیامه

    بَلِ الْإِنسَانُ عَلَىٰ نَفْسِهِ بَصِیرَهٌ

    ﺑﻠﻜﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﻭﺿﻊ ﺧﻮﻳﺶ ﺑﻴﻨﺎﺳﺖ .(١۴)

    در واقع انسان خودش می دونه داره چکار می کنه وتا چه حد توانایی داره.فقط به خاطر انسان بودنش فراموش می کنه .برای همینه که وقتی یه سختی برامون پیش میاد اولش خیلی سخت به نظر می رسه ولی وقتی ازش گذر کردیم راحت میشه.ومیگیم خیلی هم سخت نبود.

    در واقع معما چو حل گشت آسان شود.

    پس نیازی نیست خودمون رو با مادر موسی مقایسه کنیم برای انداختن بچه ش در رود نیل وحتی نیازی نیست خودمون رو با حضرت ابراهیم مقایسه کنیم برای قربانی کردن فرزندش.

    چون چنین مثال هایی در حد توان ما نیستن.

    بهتره که ما در آزمون هایی که در حد خودمونه سر افراز بیرون بیایم .

    خدا را هزاران بار شکر که تا آماده ام نکردی پاسخ سوالم رو ندادی .

    در ادامه ی آگاهی انسان به نفسش می فرماید

    القیامه

    وَلَوْ أَلْقَىٰ مَعَاذِیرَهُ

    ﻭ ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﺑﺘﺮﺍﺷﺪ(١۵)

    القیامه

    لَا تُحَرِّکْ بِهِ لِسَانَکَ لِتَعْجَلَ بِهِ

    ﺯﺑﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺣﺮﻛﺖ ﺩﺭ ﻧﻴﺎﻭﺭ ﺗﺎ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﺁﻥ ﺷﺘﺎﺏ ﻭﺭﺯﻱ .(١۶)

    القیامه

    إِنَّ عَلَیْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ

    ﺑﻲ ﺗﺮﺩﻳﺪ ﮔﺮﺩﺁﻭﺭﺩﻥ ﻭ ﻗﺮﺍﺋﺘﺶ ﺑﺮ ﻋﻬﺪﻩ ﻣﺎﺳﺖ ،(١٧)

    یه وقتایی ما برای انجام ندادن تکلیف هامون بهانه میاریم وتقصیر رو به گردن دیگری می اندازیم یا برای رسیدن به خواسته ای عجله می کنیم .

    اینجا میگه عجله نکن.بهانه نیار.قدم به قدم بهت گفته میشه.

    قرار نیست انجام یه کاری رو تا آخر برنامه ریزی کنی وجلو جلو در موردش حرف بزنی.

    به مرور که تواناییت میره بالا قدم های بعدی بهت گفته میشه .

    وقتی هنوز ستون ساختمان رو نزدی نیازی نیست فکر سقفش باشی .همه چیز به موقعش انجام میشه.

    اگر به خواسته ای هنوز نرسیدیم یعنی هنوز آماده ش نیستیم .ظرفیتش رو نداریم .خودمون رو لایقش نمی دونیم.

    عجله باعث نرسیدن به خواسته میشه .

    خدایا هزاران بار شکرت که با یک قانونت کلی آگاهی میدی.

    استاد جان ممنونم بی نهایت از شما بابت این آگاهی های نابی که در اختیار ما می گذارید.

    در نهایت نتیجه می گیریم هر کس دقیقا در جای درستش قرار گرفته.اگر از شرایطمون راضی نیستیم باید ظرفمون رو بزرگتر کنیم.با سپاسگزاری .

    در پناه خدا باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  4. -
    فاطمه پورهدایتی گفته:
    مدت عضویت: 1813 روز

    به نام خدای مهربان

    خدایا من سپاسگزارم که اینجام

    چند پیش باران شدید شروع به باریدن کرد، و سقف خونه ی ما آب می داد، اینققققققققدر که هیچ ظرفی نمی توانست جبران این همه آب رو کند.

    اما لطف خدا بود که یه نیرویی بهم می گفت اگه اینجا بتونی کنترل ذهن کنی بازی رو بردی.

    نجوا می گفت اگه باران شدید تر بشود و سقف خونه پایین بیاد چی،،،

    اما من وقتی خوب فکر کردم متوجه شدم هر آنچه دارم از آن خداست.

    او دوباره و چندباره و بی‌نهایت بار ، بازم بهم میده ، پس باااااااید تو این وضعیت رها کنم و اجازه بدم خداوند بیاد و برام تصمیم بگیره.

    منم با این امید رها کردم و همه چیز رو به خودش سپردم.

    ماجرای قبل ش هم این بود که می خواستم با پولی که پس انداز کرده بودم، خونه تو شهر اجاره کنم ، یا مغازه واسه بچه‌ها اجاره کنم.

    اما به هر دری که می خوردم برام بسته میشد و در آخر فهمیدم که این تقلا ست ، و من نتیجه نمی گیرم.

    رها کردم و اجازه دادم خداوند خودش بیاد و برام چیدمان کنه.

    و دیدم که چقققققدر عالی و راحت کارها انجام شد مغازه پیدا شد و با توجه به شرایط مالی مون اجاره کردیم.

    مرحله ی بعدی داستان یه خونه می خواستم اجاره کنم که نزدیک به مغازه باشه، بازم یادم رفت و شدم یک مشرک که خودم بلدم.

    وسط راه خسته و بی انرژی شدم متوجه شدم که بازم این غرورم می خواد برام کار کنه….

    بهم الهام شد رها کن و بسپار به او که همه چیز خودش هست.

    من این چند داستان زندگی م فقط در همین یکی دو ماه گذشته برام معجزه کرد، و ایمان م رو هی قوی تر کرد.

    من اینققققققققدر تو زندگیم از این معجزه ها دارم که چه خوب متوجه میشم انسان با تکامل هی کامل تر هی با ایمان تر می شود.

    چه خوب بهتر از قبل متوجه میشم که وقتی استاد عباس منش می گوید ابراهیم تکامل طی کرد که توانست از امتحان قربانی کردن اسماعیل پاداش بگیرد.

    مادر موسی با تکامل طی کردن جرأت پیدا کرد که نوزاد ش رو بر روی چوبی روی آب رها کند.

    پس من هم می توانم

    فقط با کنترل ذهن

    فقط با مومنتوم مثبت

    خدایا من سپاسگزارم

    خدایا من سپاسگزارم

    خدایا من سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  5. -
    مجید ساربان گفته:
    مدت عضویت: 1367 روز

    (به نام خداوندی که همراه همیشگی ماست)

    سلام عرض میکنم خدمت استاد عزیز و همه دوستانم در این سایت الهی.

    ایمان به خداوند داشتن یعنی و قتی گفته های پروردگار و آزمایش های خداوند رو با آرامش و کنترل ذهن و آرام کردن ذهنمون بگذرونیم باعث اتفاقات خوب خواهیم شد و به اتفاقات خوب خواهیم رسید و خود این اتفاق باعث قوی تر شدن ایمان و تکامل ما میشه.

    من میتونم نگاه کنم به وقتی که چک مشتریم برگشت خورد و من بهم ریختم و فکر میکردم بیچاره شدم ولی با کنترل ذهن و آرامشم رو حفظ کردن دیدم که معجزات خداوند برام رو داد و باعث تکامل من شد و من در تصمیم گیری های کاریم بهتر شدم و پیشرفت بیشتری کردم و این اتفاق ها باعث میشه تا ایمان من قوی تر بشه و تو شرایط به ظاهر بد بهتر تونستم ذهنمو کنترل کنم و به اتفاقات بهتری برسم .

    وقتی بتونیم این کار رو زیاد انجام بدیم بعد از مدتی به اتفاق های خوب پی در پی خواهیم رسید و کم شدن اتفاقات به ظاهر بد .

    من چند وقته پیش مشکلی توی کارم پیش اومد و ذهنم خیلی زیاد نجوا میکرد و لحظه ای آرامش نداشتم تا اینکه کم کم با باشگاه رفتن و خوابیدن این نجواها رو کم کردم و دیدم که خداوند مشکلم رو به راحتی حل کرد و تمام شد.

    خلاصه که الخیر و فی ما وقع

    اگر بهش برسیم قطعا قانون میگه که خوب خواهد شد و خداوند همه چیز رو درست خواهد کرد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  6. -
    علی جعفری گفته:
    مدت عضویت: 1564 روز

    بنام الله یکتا

    سلام به استاد عزیزم و همه ای دوستانم

    امروز این فایل ، فایل هدایت من بود

    چقدر درس های توحیدی داشت چقدر ادمو به فکر فرو می‌بره

    که حتی توحید و ایمان به خدا هم مسیر تکاملی دارد، و هر شخصی باید این مسیر و تکامل رو طی کنه

    حضرت ابراهیم اولین شخصی هست که در تمام موارد تکاملش رو طی کرد ، برای همین از تمام امتحاناتش توسط خداوند سربلند شد

    چون تکاملش رو طی کرده بود و ایمانش به قول استاد به سقف چسپیده بود

    ما باید داستان های قرآن رو با نگاه توحیدی و نگاه حقیقت نگاه کنیم نه با تعسب

    چون باتعسب به جایی نمی رسیم

    دوست دارم خداوند منو در این مسیر همواره هدایت کنه تا به درک بهتری نصبت به خداوند برسم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  7. -
    فهیمه پژوهنده گفته:
    مدت عضویت: 2483 روز

    به نام فرمانروای عالمیان

    سلام به استاد عزیزم

    سلام به دوستان عزیزم

    خدایا چطور تشکر کنم از این لایو که خیلی دوست داشتم از ابتدا میدیدم و از اونجایی که استاد نشده بود لایو های مشترک رو ذخیره کنن. فقط همون یکساعت آخری که با همسرم بودم داشتم میشنیدم با جان و دل و چقدر عالی بود. چقدر لازم داشتیم. چقدر به موقع و یهویی هدایت شدیم تا اینستا رو ببینیم.

    استاد ازتون میخوام تشکر کنم که این لایو رو هم با موبایل دیگه سیو کردین و برامون روی سای گذاشتین.

    واقعا شاگرد خوب بودن رو باید از آقای عرشیانفر هم یاد گرفت با وجودی که ایشون خودشون استاد این جور مباحث هستن اما بازهم از استاد خودشون دعوت میکنن تا یک گفتگو سرشار از نکته و اگاهی رو باهم اجرا کنن. واقعا آقای عرشیانفر رو تحسین میکنم برای این همه پشتکار و احترام و ادب. تحسین میکنم که نشون میدهند رقابت معنا نداره وقتی میشه از هم چیزها یادگرفت و پیشرفت کرد.

    استاد عزیزم شما رو هم تحسین میکنم برای اینکه این دعوت ها و لایوهای مشترک رو قبول میکنید.چقدر خوشحال شدم دیدم تون. چقدر خوشحالم از خبر دوره جدید و اینکه شما تمکزی دارین وقت میذارید برای ایجاد یک دوره جدید. استاد چقدر برام نشونه و انگیزه خوبی بود وقتی در سریال زندگی در بهشت این خبر رو شنیدم. من باید تا اون موقع سرکار مناسبی باشم تا بتونم دوباره با پولی که خودم بدست آورذم دوره بخرم. این خبر به من گفت قطعا فهیمه بیکار نباید بمونی. دیگه بیکاری و بی پولی بسه… اون ایده ایی که داشتی الان به سوالاتی رسیده که چون جوابش رو نداری نباید توش قفل بشی. من بارها دارم قدم یک روگوش میدم. متجه شدم من قفل شدم با اینکه ظاهرا داشتم کاری میکردم پس تنها راه از قفلی در اومدن حرکت کردن و درامد از راه دیگه به دست آوردنه. چند روزه دارم رزومه میفرستم اینور اونور و برای اوولین بار در اینجا قراره برم سرکار و خیلی هیجان زده هستم. چون تا حالا تهران سرکار نرفتم و هیچ وقت فکر نمیکردم روزی من در تهران قراره شاغل بشم. استاد قول دادم به خودم تا خودمو با نتایج و تغییرات اساسی تا آخر سال شگفت زده کنم.

    کسی که میشه ابراهیم خلیل چطور میشه تا صدسالگی بچه دار نمیشه؟

    حضرت ابراهیم هیج جا هیچ اعتراضی نکرده.

    چرا همه ی ادیان از دین ابراهیمی هستند؟

    قطعا بخاطر اون فرکانس و صلح درونی اش هست.

    اســلام یعنی تســـلـیم

    استاد عاشقتم که اینقدر استادی که از دل داستان ها هم میتونی قوانین اصلی رو برامون باز کنی.قانون تکامل

    برای ابراهیم هم یک عالمه اتفاق افتاده که تونسته اینقدر تسلیم و توحیدی عمل کنه.

    این همه اتفاقات و عمل کردن به الهامات باعث شده که ایمـان حضرت ابراهیم بچسبه به سقـف

    استاد چه مثال های ساده و قابل لمسی میزنی برامون. وزن کم کردن اون خانم چاق و انگیزه گرفتنش.

    اینکه یک اتفاق به ظاهر بد باعث شد که یک تصمیم جدی بگیره و تغییر کنه و به جای خودکشی کردن بره 150 کیلو تا 200 کیلو کم کنه. اینکه این اتفاق به ظاهر بد حالش رو خوب نگه داره و اتفاق خوب می افته و ایمانش قوی بشه.

    قانون اینه احساس خوب باعث میشه اتفاقات خوب برامون بیفته.

    باید ما بتونیم هربار در کنترل کردن ذهن مون قوی تر بشه یک راه حلی پیدا کنیم تا هر بار اتفاقات خوب بیفته و هربار ایمان مون قوی تر بشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  8. -
    معصومه جهان پناه گفته:
    مدت عضویت: 1719 روز

    سلام استاد عزیزم؛

    خدارو شاکرم که این فایل های بی نظیر، هنوز بعد از سالها تو سایتتون هستن و سپاسگزارم که رایگان در اختیارمون قرار دادین.

    من تجربه ای دارم که مطمئنم دوستان دیگه هم تجربش کردن:

    هر زمان یه مسئله به شدت ذهنمو درگیر میکنه، و به ظاهر سد راهم میشه و به دلیل باور های محدود کننده قبلی با هر تلاشی نمیتونم ازش عبور کنم، صد درصد یک یا چندتا از فایل های شما مستقیما به راه حل اون اشاره میکنه و اگر آروم باشم میتونم بشنومش و استفاده کنم.

    در حالیکه اگه به افکار منفی میدون بدم ، حتی در حال گوش دادن به فایل، به دلیل عدم تمرکز، اصلا اون قسمت رو نمیشنوم یا توجهم بهش جلب نمیشه .. تا زمانیکه ذهنم رو آروم کنم.

    چند روزِ که با این مسئله درگیر بودم: چطور زاویه دیدم رو به مشکلم تغییر بدم تا حس خوبی داشته باشم. یعنی به مسئله جوری نگاه کنم که حس کنم کجای این مسئله داره باعث رشد من میشه و داره ظرفیت وجود منو گسترش میده. متاسفانه نجواهای ذهنی خیلی شدید بودن.

    امروز که تونستم ذهنم رو کمی کنترل کنم به این فایل شما برخوردم! کاملا واضح و مستقیم گفتین؛ یک روزی که نجواهای ذهنیتون به شدت زیاد بود و از کنترل خارج بود، تصمیم گرفتین کار فیزیکی شدید انجام بدین.

    چقدر این راه حل فوق العاده ست و جواب میده؛

    قبلا بدون آگاهی به این موضوع، به صورت اتوماتیک اینکارو کرده بودم. جالبه که در حین و بعد از کار فیزیکی شدید، واقعا مغزم خاموش میشد. و این موضوع تو این فایل برام یادآوری شد.

    و یه ایده ای رو تو ذهنم آورد؛ ایده این بود که یک دفترچه بردارم توش هر کاری که حالمو خوب می‌کنه رو بنویسم.

    کارهایی مثل تنفس عمیق و آگاهانه؛ شمردن و نوشتن نعمت‌ها توی دفتر سپاسگزاری؛ تماشای فیلم (میتونه یه فیلم کمدی باشه، میتونه سریال سفر به دور آمریکا باشه یا زندگی در بهشت و…)؛ تماشای فایل‌های شما؛ سر زدن به قسمت عقل کل و خوندن پاسخ‌های دوستان درباره مسئله خودم؛ دیدن مستند زندگینامه؛ یادآوری موفقیت های گذشته خودم؛ تمیز کردن مرتب کردن محیط زندگی؛ دوش گرفتن؛ قدم زدن؛ درست کردن یک خوراکی سالم برای خودم؛ نوشیدن آب بیشتر؛ خوابیدن روی بالش نرم و جای مورد علاقم؛ گفتگوی مثبت با خودم (فک کنی دوست صمیمی خودت هستی و مثلا به خودت بگی اینم میگذره زندگی رو سخت نگیر ببین الان میشه اون مسئله رو حل کرد؟ اگه آره خب بریم حلش کنیم دیگه. اگه نه، پس بیا یه کار لذت بخش انجام بدیم…)؛ سر زدن به خونواده؛ فکر کردن به روزهایی که خیلی حالمون خوب بوده و اتفاقات اون روزها (و اونجا متوجه میشیم که روزهای خوب زیادی داشتیم پس بازهم خواهیم داشت) ؛ نوشتن مسئله فعلی روی کاغذ با جزئیات کامل بدون جبهه گرفتن! و به این ترتیب تغییر زاویه دید خود به خود اتفاق می‌افته، اصلا متوجه میشی این مسئله اونقدرا هم بد نبوده بابا، داره ازت یه آدم با تجربه تری میسازه که بعدا هیچی تکونت نمیده.

    خوشحال میشم بدونم بقیه دوستان عزیزم برای اینکه تایم‌های بیشتری حال خوب داشته باشن و اتفاقات خوبی رو تجربه کنن، چه کارهایی رو پیشنهاد میدن یا حتی روتینشون چیه. پیشاپیش از کامنت زیباتون سپاسگزارم.

    خیلی خوشبختم که توی این زمان و مکان زندگی می‌کنم که استاد عباسمنش و این همه آدم فوق العاده هم حضور دارن. خدا رو شکر.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      سید محسن مصطفوی گفته:
      مدت عضویت: 1337 روز

      سلام دوست عزیز

      من صبح ها ترجمه ایات قران رو می خونم و می نویسم

      این باعث شده قوانین رو بهتر درک کنم

      همچنین راه کارها یی که از تو قران در اوردم و عملیشون کردم خیلی به بهتر شدن حالم کمک کرده

      یکی از اون راه ها اینکه خدا به پیامبر میگه حتی در دعوت مردم به من هم حرص نزن

      وقتی حرص نزدن در هر چیزی رو از زندگیم گذاشتم کنار خیلی ارامش گرفتم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    محمد کرمی گفته:
    مدت عضویت: 1541 روز

    بنام الله یکتا یگانه پرودگار جهانیان که هرآنچه دارم از اوست

    داستانهای قرآنی همیشه برای من جذاب بود مخصوصا اگر معلمی برای من تعریف میکرد که از لحاظ قلبی باهاش ارتباط میگرفتم ،ولی هیچ وقت به مفاهیمش و اصلی که در هر کدوم از این داستانها بود به شکلی که شما استاد عزیز تعریف میکنید بهش فکر نکرده بودم و نمیفهمیدمش ،همیشه به ما میگفتن ابراهیم همچین کاری کرده و تنها تصویری که ازش داشتم این بود که ابراهیم منتخب خداوند بود و فرد بسیار خاصی بود و چون خودمو گناهکار میدونستم هیچ وقت نمیتونستم ارتباط بگیرم با این اشخاص خاص ،ولی آموزش مطالب شما به نحوی است که اولین کاری که در مورد من انجام داد گرفتن احساس گناه ازم بود و این باعث شد من بتونم با خدای مهربانی که همیشه برعکسشو شنیده بودم ارتباط بگیرم و خودمو رو جزئی از این نیرو بدونم

    بخشیدن خودم اولین قدم بود برای رفیق شدن با خودم و خدای درونم ،الان دیگه احساس گناهم کمتر شده ،زندگی رو جریانی از خوشبختی میدونم که فقط به یک مقصد متتهی میشه و اون خداوند و وعدهای هست که به بندگانش داده

    نکته مهنی که از این فایل درک کردم این بود که درست ابراهیم میخواست پسر خودشو با الهامی که گرفته بود قربانی کنه ولی این قربانی کردن و این گوش دادن به الهام پشتش بی نهایت تکامل وجود داره و بی نهایت قدمهای تکاملی کوچیکی مثل رها کردنشون توی بیابون وجود داشت و درک نتیجه ای از گوش دادن به الهامات داشت باعث شد اعتمادش به خدادند و وعدهاش به یقین برسه و همین باعث شد الهامت بزرگتر رو دریافت کنه و عمل کنه بهش

    استاد عزیزم منم یه مثال خوب دارم براش که دوسدارم با شما به اشتراک بگذارم

    من یه موضوع حقوقی داشتم که با وجود اینکه بصورت کامل پرداختش کردم ولی حکم به ضرر من خورده بود و باید باز هم پرداختش میکردم و این در حالی بود که بشدت در تنگنا بودم و شرایطشو نداشتم ،قبلا هم همچین مسئله ای داشتم که خیلی با سختی حل شده بود و حتی خانوادم درگیر این موضوع شده بود و برام خیلی سخت بود باز توی این موضوع بازم خانوادم درگیر بشه

    از خدادند طلب کردم که آبروی منو حفظ کنه و توانایی بهم عطا کنه که این موضوع بدون هیچ زحمتی حل کنم ،تنها ایده ای که داشتم براش این بود اجازه ندم نجواها منو توی مدار بدی بندازه ،به همین خاطر هر واری کردم که اجازه نجوا به ذهنم ندم و هر وقت آروم میشدم یه ایده خیلی خیلی ساده بهم الهام میشد که منم اجراش میکردم

    قشنگ میفهمیدم که تارهای عصبی و مقاومتهای که قبلا بخاطر اتفاقات مشابه برام افتاده بود چطور عین ماکارونی که توی هم گیره میخوره این فکرها هم توی سرم گره خورده بود و اجازه نمیداد دسترسی داشته باشم به ایدهای آسون

    اما اتفاقی که افتاد با اجرای اون ایده ساده اینقدر آسون مسئله ایم حل شد و تمام شد که وقتی از در دادگاه زدم بیرون سر از پا نمیشناختم و ایمانم انگار هزار برابر شد

    نه به این خاطر که اون جریمه رو پرداخت نکردم بلکه بخاطر این باور قشنگی که وقتی از خداوند طلب کنی همه چی آسون پیش میره و این مثال همیشه با خودم تکرار میکنم و مرور میکنم برای اتفاقات بعدی که بهم قدرت بده ،و نجواهام خاموش کنم

    همه چی باور ،این جمله شما واقعا باید با طلا نوشت

    خدایا تو قدرت بی نهایت این جهانی تو همونی هستی که خون رو در رگهای من پمپاژ میکنی

    تو همونی هستی که میلون 200 میلیون کرومزوم به من اجازه حیاط دادی

    تو رب منی و کسی که تمام توکلش به رب خودش هیچ کس نمیتونه اندازه پشه ای بهش صدمه بزنه

    بی نهایت سپاسگزارم ازتون استاد عزیزم برای هر کلام الهی که از زبانتون جاری میشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  10. -
    HAMED & Reyhane گفته:
    مدت عضویت: 2114 روز

    سلام استاد جونم و مریم عزیزم

    ریحانه ام همسر حامد جان

    از شوق اشکم دراومده خیلی خیلی اتفاقی سایت برام بالا اومد

    این چند هر روز تلاش میکردم که وارد بشم

    هم برای خرید قدم 11 هم خوندن کامنتای بچه ها

    این دوران برای من پر آرامش ترین دوران زندگیم بود

    با اینکه کارم آنلاین شاپ و در اینستاگرام بود اصلا ذره ای ناراحت نبودم و اصلااااا برام مهم نبود و جالب اینجا بود که بدون اینترنت کلی سفارش عمده گرفتم و این واقعاااا معجزه بود برام

    حالم خیلی خوب در 90 درصد مواقع بعضی اوقات میشد که حرفای بقیه به گوشم می‌رسید اما سعی می‌کردم ذهنم رو منحرف کنم

    قدم 10 نگاه میکردم و از هر ثانیه اش لذت می‌بردم

    باشگاه بدن سازی میرفتم ورزش میکردم درس میخوندم فایل های ارامش در پرتو الهی و دیگر فایل های رایگان و قدم های گذشته رو گوش میدادم

    بدون اینکه سفارشی داشته باشم بسته هامو آماده میکردم و در کمال ناباوری بعدش کلی سفارش گرفتم

    گفتم خدایا من کار سمت خودمو انجام میدم بقیه اش با توووو

    خدایا قربونت برم که این مدت هوامو تمام و کمال داشتی

    خوندن کامنت بچه ها چقدر حس فوق العاده ای داد بهم و اشک شوق از چشمام سرازیر شد

    این مدت که نمیتونستم وارد بشم انگار که ی چیزی تو زندگیم کم بود شما و سایت جز جدایی ناپذیر زندگی ما هستید.

    از شدت شوق نمیدونم چی بگم

    فقط عاشق این حد از آرامشم هستم

    آرامشی که تو دوران جنگ و قطعی اینترنت نبود اما الان خیلی خیلی زیادشو دارم

    عاشق این سایتم

    عاشق کامنت های بچه هام

    عاشق کامنت گذاشتنم

    این مدت همش داشتم تجسم میکردم که برم ی لوکیشن ییلاقی و در دل طبیعت ی مدتی بمونم و ریلکس کنم با تمام وجودم احساسش میکنم و حتی نشونه هاشو چندین بار دیدم

    میدونم که اتفاق میوفته.

    خدایا تو بهترین خدایی هستی که میتونستم داشته باشم. بی صبرانه هر لحظه منتظر هدایت های الهی تو هستم و محتاجم به بودنت و حامی بودنت در تک تک لحظاتم. خداروشکر که منو با این فضا آشنا کرد

    خدایا شکرت که همه چی برام فوق العاده پیش میره

    خدایا شکرت برای تمام آدم های فوق العاده ای که سر راهم قرار دادی

    خدایا شکرت برای دیدن و خوندن کامنت های شیرین و گوارا سایت بهشتی مون

    دوست دارم فقط بنویسم دوست دارم حرف بزنم

    دوست دارم از شوق اشک بریزم

    استادم چقدر عبارت های تاکیدی که تو 12 قدم گفتید تاثیر فوق العاده ای تو زندگیم داشت

    عادت کردم که هر روز که چشمامو باز میکنم و صفحه گوشیمو باز میکنم ی دور بخونمشون چون بکگراندم این جملات آسمانی ان

    باورم نمیشه انقدررررر حالم خوبه

    به همسرم میگفتم حتی اگر تلگرام و اینستاگرام وصل نشد برام مهم نیست فقططط سایت استاد بیاد بالا برام کفایت میکنه خدایا شکرت که به آرزوم رسیدم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای: