درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۵


موضوع این برنامه: خروج از مدار ناخواسته


مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • “ایمان تزلزل ناپذیر”، حاصل پیمودن مسیر تکاملی درک توحید است؛
  • “ایمان تزلزل ناپذیر” نتیجه، بارها جدی گرفتن الهامات و بارها دیدن نتیجه این جدیت هاست؛
  • راهکارهایی برای کنترل ذهن، در شرایطی که کنترل ذهن غیرممکن شده است؛
  • اگر بتوانی احساس خود را خوب نگه داری، لاجرم شرایط تغییر می‌کند و اتفاقات خوب را تجربه می‌کنی؛

منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

494 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «فاطمه» در این صفحه: 2
  1. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 1151 روز

    بنام رب

    سلام استاد عزیزم و خانوم شایسته جانم

    اره الان باید نشون بدی ایمان داری

    الان وقتشه

    تو این مدت من تا چند روز بعد از اتفاقات انقدر تو حال و هوای خودم بودم که اصلا نمیدونستم چه خبره

    همیشه هندزفری تو گوشم میرفتم و میومدم

    و خیلی جالبه هیشکی از اتفاقات چیزی نمیگفت

    و من فکر میکردم مثل تابستون جنگ شده

    تا اینکه یه بار رفته بودم خونه مادرم اونجا صحبت میکردن و من شنیدم

    و تفاوت فرکانسی زمان جنگ قبلی و اینبار رو کاملا حس کردم

    اون دفعه من خیلی میشنیدم

    وقتی کسی تماس میگرفت از خانواده ام بهم میگفت مراقب باش

    ولی اینبار هر کسی هم تماسی میگرفت انگاری یادش میرفت در مورد این اتفاق بمن چیزی بگه

    آره من فرکانسم تغییر کرده

    من تو مدار آرامش بودم

    جایی که هستم نه صدایی شنیدم نه خرابکاری دیدم

    در حالی که یه خیابون بالاتر از خونه من همه چی بهم ریخته بود و من چند روز بعدش دیدم

    خداوند منو از همه دور کرده بود تا با حال بهتری رو خودم کار کنم

    فایل گوش کردم

    نوشتم

    حرف زدم

    رقصیدم

    خندیدم

    و انگار من تو یه کشور دیگه بودم

    استاد من تمام توجهم فقط رو زیبایی ها بود

    نت قطع شد بیشتر فایل گوش کردم

    به خودم گفتم نت قطعه من که تموم نشدم

    رفتم تو جاهای مختلف برای کارم خودمو معرفی کردم

    یه سری ایده اومد که دارم دونه دونه انجام میدم

    البته یکی از ایده هام امروز انجام نشد اما میدونم قراره از یه مسیر دیگه برام جور بشه

    پس بازم ادامه میدم

    چقدر تو این مدت اعتماد به نفسم بیشتر شد

    چقدر سپاسگذار جایی شدم که توش زندگی میکنم

    چقدر عشق و احترام بیشتری دریافت کردم

    چه پولایی که برام اومد

    به چند تا فیلم هدایت شدم که دقیقا در مورد باورام بودن

    محتوای خوابام چقدر در مورد قانون و باورام بود

    تو این مدت به خدا قسم من جز زیبایی و عشق چیز دیگه ای ندیدم و تنها دلتنگیم برای این سایت و خوندن کامنتا بود

    دخترم میگفت فکر کنم فقط دلت برای استاد حسابی تنگ شده ها

    خخخخ

    راست میگفت

    تنها چیزی که کم بود همین بود

    خدایا سپاسگذارم

    استاد جان ممنونم

    خانم شایسته عزیزم ممنونم

    خیلی دوستتون دارم

    شاگردتون دیگه حسابی تمرکز کرده رو خودش و میخواد بهترینه خودش باشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  2. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 1151 روز

    سلام محسن جان

    مرسی بابت کامنت بینظیرت

    چه احساس خوبی داشت خوندنش

    و چقدر اون حرفایی همین امروز و همین حالا باید میشنیدم از زبان شما دوست عزیزم

    نمیدونم چی بگم

    فقط میگم ممنونم ازت

    ممنونم که انقدر زیبا نوشتی

    از یه بازی ساده که اتفاقا منم چند روز پیش انجامش دادم و با حرفات حسش کردم

    از داستان یونس که ناامید شد

    که ناامید نشم ادامه بدم چون الان ایمان معنی پیدا میکنه

    امروز گفتم خدایا الان موقشه یه چیزی بگی

    الان اگه حرفی نزنی ناامید میشما

    و این فایل

    این کامنت زیبا از زبان شما

    خدایا سپاسگذارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: