درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۵
موضوع این برنامه: خروج از مدار ناخواسته
مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
- “ایمان تزلزل ناپذیر”، حاصل پیمودن مسیر تکاملی درک توحید است؛
- “ایمان تزلزل ناپذیر” نتیجه، بارها جدی گرفتن الهامات و بارها دیدن نتیجه این جدیت هاست؛
- راهکارهایی برای کنترل ذهن، در شرایطی که کنترل ذهن غیرممکن شده است؛
- اگر بتوانی احساس خود را خوب نگه داری، لاجرم شرایط تغییر میکند و اتفاقات خوب را تجربه میکنی؛
منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۵14MB15 دقیقه














بنام خداوند مهربان
سلام به استاد عزیرم وهمه ی دوستانم
چقدر دلم برا فضای اینجا تنگ شده بود
چه نعمت بزرگی بود که هرروز اولین کارم باز کردن سایت بود
الانم هنوز دسترسی کامل ندارم ولی همون ساعتهای کمم برام نعمته ویه رحمت از طرف خداوند
استادیکی از برکات این دوران بخاطر تعطیلیهای زیادش این بود که ما رفتیم به دیدن خانوادم
واین سفر پر از لذت و برکت بود برامون
چقدر اونا خوشحال شدن و هر روز دعامون میکردن
منم براخنده میگفتم دعاشو به جون اغتشاش گرا کنید
ومامان من که طرفدار محکم حکومته لجش میگرفت ویه سری ناسزا بهشون میگفت
مادرم با اینکه بیماره ولی اون چند روز به شکل معجزه اسایی حالش خوب بود و از بودن ما داشت لذت میبرد
بعدهم مقداری پول همینطوری بهم داد و خوشحالترم کرد
از برکات دیگه این جریانات برا من
خوانده ی یکی از پرونده هایی که پارسال رای داده بودم
چندین هفته ی پیش زنگ زد که شما باز بیا بین ما وساطت کن تا من بتونم تو سه قسط این پولو بپردازم اون اقا جواب تلفنمو نمیده، حکم جلب منو گرفتن، ارامش ندارم، همش دم در خونه ی پدر ومادرمم و….
با اینکه دیگه تمرکزم رو گذاشتم رو نقاشی و دلم نمیخواست قبول کنم
ولی یه حسی گفت قبولش کن
خلاصه بعد کلی صحبت کردن با خواهان قبول کرد تو سه ماه تا اخر اسفند حساب تسویه بشه
قرلر بود طرف پول رو بریزه به حساب من بعد من یه صورتجلسه تنظیم کنم بعد اینکه خواهان امضا کرد پول رو به حسابش بریرم
از اولش با خدا حرفامو زدم که خدایا من که هیچ کدوم اینا رو نمیشناسم وخواهانم میگه به اعتبارشما من حکم جلب رو متوقف میکنم و به نوعی پای ابرو و حیثیت من درمیونه
خودت جور کن کارا راحت و درست پیش بره
خوانده از اول تو حرفاش میگفت ممکنه نهایتا تا اخر فروردین پولو بتونم بدم و من نمیدونستم باید چه کنم
چون خواهان نهایتا میخواست تا اخر امسال پولشو بگیره
یکم با هردوطرف صحبت کرده بودم که خواهانو قانع کنم شاید بکشه تا فروردینماه و خوانده رو مجاب کنم که زودتر تا قبل سال جدید پولو جور کن
ولی دیدم هرکدوم حرف خودشون رو میزنن ومن وارد
بحثی ناخواسته شدم والکی الکی داره حسم بد میشه
سپردم به خداوند و گفتم خدایا مطمئنم تو خوانده رو هدایت کردی بهم زنگ بزنه و منو وارد این جریان کردی خودت درستش کن و دیگه رها کردم
خوردیم به جریانات اغتشاشات واینا شدن دستی از طرف خداوند برای من
و رامسر که در طی تظاهرات سالهای قبل هیچ خبری توش نبود و همه میگفتن انگار این شهر جزو ایران نیست
امسال به شکل عجیبی درگیرشده بود
با اتش زدن دادگستری کار من راحت تر شد
چون عملا پرونده ها یه جورایی رو هوان
بعد هم بخاطر این اتش سوزیها بارها همه جا حتی بانکها تعطیل شدن و
عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد
اتفاق افتاد
قسطی که باید اواسط دیماه پرداخت میشد دقیقا خورد به قطع اینترنت و تعطیلی بانکها و پریروز صبح 6 بهمن اولینش پرداخت شد
با اینکه توی صورتجلسه نوشتم تا پایان فروردین ولی خواهان به راحتی امضاش کرد
چون عملا دیگه سه ماهی نمونده تا اخر سال و بعد هم بخاطر اتش سوزی دادگستری دیگه مامور اجرا و حکم جلبش هیچ کارایی براش نداشت
واینگونه من اسون شدم برا اسونیها
وباحالترین قسمتش برا من اینکه خوانده حق الزحمه منو به راحتی پرداخت کرد بدون اینکه من درخواستی بدم خودش هربار که زنگ میزد اصرار داشت که من مبلغی اعلام کنم
وقشنگ میدیدم که چقدر نتایج زندگیم عوض شده
پارسال که رای رو دادم چند هفته همین اقا تو پرداخت حق الزحمه ی من تعلل کرد
ولی الان خودش مبلغی اضافه تر از قسط اول پرداخت کردبدون اینکه من اصلا بگم چقدر میشه پولی ریخت که اصلا باورم نمیشد یعنی چندبرابر پولی که پارسال داده بود
قشنگ دارم میبینم جواب کنترل ذهن هام و کارکردن بیشتررو خودم، دورماندن از جامعه وهمرنگ اونا نشدن، رهابودن وصلح درونی بیشتر، اعتماد وتوکل عملی به خداوند
علاوه بر سلامتی بیشتر، ارامش ، روابط عالیتر، روون تر شدن زندگیم ،
شده رزقی که خودش میاد سراغم نه ابنکه من برم دنبالش
ومن همه ی اینا رو از فضل خداوند میدونم تمام این همزمانیها ،حمایتها وهدایتهای خداوند جوابیه که خداوند داره میده به اقدام شجاعانه ی من که تموم پلهای پشت سرمو خراب کردم و رفتم دنبال کار مورد علاقم دنبال نقاشی
استاد قبل اینکه این اقا بهم زنگ بزنه یه بار ذهنم درگیر مخارجی که باید برا نقاشی بپردازم شد و زدم رو نشانه امروزم
صداتون هنوز تو گوشمه یه فایل مصاحبتون بود در جواب دوستی گفتین
تو برو دنبال عشقت دنبال کار مورد علاقت
ثروتم میاد، ثروت خودش میاد
وبعد هم این اقا وجریاناتش
هربار میگفتم خدایا تو میخواستی هم مشکل اونا حل بشه هم من به راحتی پول وارد حسابم بشه
منکه تو خونه داشتم نقاشیمو میکشیدم
یهو این اقا رنگ بزنه و ادامه ی ماجرا
وبعد مملکت بریزه بهم تا تو به اعتمادمن پاسخ بدی و ابرو واعتبارمن حفظ بشه
الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر به بزرگیت
خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت